گروه گزارش/

" رتبه بندی معلمان " در کنار همه انتقادات شکلی و محتوایی که بر آن وارد است اما نکته قابل تامل و حتی تقدیری دارد - البته اگر دور زده نشود - که معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش به آن اشاره می کند :
علی اللهیار ترکمن در پاسخ به اینکه کدام گروهها مشمول رتبه بندی معلمان نمیشوند در 25 آذر 1398 می گوید:
" در آموزش و پرورش به استناد مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۵۸، اجازه داشتیم که از نیروهای آموزشی در مشاغل اداری استفاده کنیم. طبق بخشنامهای که معروف به بخشنامه ۲۳۰ است می توانیم نیروی آموزشی را در بخش اداری به کارگیری کنیم. البته حضور آنها در مشاغل اداری نافی سنوات قابل قبولشان در حوزه آموزش نمیشود و میتوانیم بین بخش اداری و آموزشی این انتقال را انجام دهیم. در این نشست « صدای معلم » خواهان الزام شوراهای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها به دعوت از رسانه ها و خبرنگاران در نشست های این شوراها گردید و قرار بود تا پایان دی ماه یعنی پایان گرامی داشت " هفته شوراهای آموزش و پرورش " این دستور العمل صادر گردد .
با توجه به اینکه یک نظام آموزشی باید نیروهایش تفکیک شده و ساختار منسجمی داشته باشد که بتواند روی نیروی انسانی سرمایه گذاری کند. در مصوبه تصریح شده که آموزش و پرورش باید تفکیک نیرو بین نیروهای اداری و آموزشی انجام دهد. یعنی آنها باید انتخاب کنند یا به عنوان نیروی اداری مشغول باشند و یا اینکه به مدرسه برگردند به شغل تدریس ادامه بدهند.
معاون برنامهریزی توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه اجازه داریم مشمولان بخشنامه ۲۳۰ که آموزشیاند اما در حال حاضر به بخش اداری منتقل شدهاند را تا مهر سال آینده از مزایای رتبهبندی برخوردار کنیم گفت: ولی این افراد باید تا مهر ماه انتخاب کنند که یا نیروی اداری میشوند و از مزایای اداری استفاه میکنند یا به مدرسه بر میگردند و امتیازات آن حوزه را دریافت میکنند. این انتخاب را باید همکاران ما انجام دهند.
بنابراین آنها که اداری هستند و اداری باقی میمانند از مهر ماه سال آینده مشمول رتبه بندی نمیشوند. بنابراین فعلا همه را شامل میکنیم و تا اول مهر ۹۹ اجازه داریم رتبه بندی را برای آموزشیها و مشمولان بخشنامه ۲۳۰ اجرا کنیم، ولی از اول مهر ۹۹، مشمولان بخشنامه ۲۳۰ باید انتخاب کنند. از کل نیروهایی که در اختیار داریم حدود ۴۰ هزار نفر در مشاغل اداری هستند. "
پرتال اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی 1 دی 1398 نوشت :
" استاندار آذربایجان شرقی در هفتمین جلسه شورای آموزش و پرورش استان گفت: رتبه بندی معلمان به عنوان یک طرح مطلوب در آموزش و پرورش همچون دانشگاه ها باید عوامل اجرایی و اداری را هم شامل شود.
به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی، عصر امروز محمدرضا پورمحمدی در جلسه شورای آموزش و پرورش استان گفت: رتبه بندی به عنوان یک طرح مطلوب در آموزش و پرورش همچون دانشگاه ها باید عوامل اجرایی و اداری را هم شامل شود.

استاندار آذربایجان شرقی افزود: مباحث آموزش و پرورش به جهت اهمیت موضوع نیازمند ساعتها بحث و گفت و گو است.
وی تاکید کرد: تحول در تمامی عرصه ها نیازمند توجه به آموزش و پرورش به عنوان زیر بنای هر تحولی است.
پورمحمدی یادآور شد: مشکلات کنونی کشور دلیل بی توجهی مسئولین نیست و امروز ما در شرایط تحریم ظالمانه و تقابل نابرابر هستیم.
این مقام مسئول در استان آذربایجان شرقی خاطر نشان شد: بحث مشارکت مردم در اداره کرد آموزش و پرورش ضروری است اما نباید این موضوع با اجبار اشتباه گرفته شود.
وی همچنین اضافه کرد: سرمایه گذاری در تعلیم و تربیت هزینه نیست این یک سرمایه گذاری بلند مدت برای تربیت نیروهای متخصص و متعهد مورد نیاز آینده است.
محمدرضا پورمحمدی تصریح کرد: در بخش مشارکت دستگاه ها در اداره آموزش و پرورش و تامین منابع مورد نیاز آن، فصل الخطاب قانون است و دستگاه ها باید طبق قانون پرداخت های خود را به این بخش به موقع عملیاتی نمایند.
وی همچنین با ابراز خرسندی از عملیاتی شدن طرح رتبه بندی معلمان بر تعمیم این مهم به کارکنان اداری و اجرایی تاکید کرد و اظهار کرد: اگر نیروی پشتیبانی توانمند و با انگیزه ای نداشته باشیم کارهای صفی یقینا درست و طبق انتظار تحقق نخواهد یافت."
به نظر می رسد استاندار آذربایجان شرقی از مسائل آموزش و پرورش و مهم تر از آن سیستم ارتقا در دانشگاه و نظام آموزش عالی بی اطلاع می باشد .
محض اطلاع « رئیس شورای آموزش و پرورش استان » باید گفت :
در دانشگاه دو آیین نامه در این مورد پیش بینی شده است :
1- آیین نامه ی ارتقای اعضای هیات علمی دانشگاه های کشور
2- آیین نامه ی استخدام اعضای غیرهیات علمی دانشگاه های کشور
این دو سیستم کاملا مجزا از یکدیگر بوده و عمل می کنند مگر آن که کارمندی تبدیل وضعیت داده و عضو هیات علمی بر اساس مسیر تعریف شده شود .
البته این آیین نامه ها سال به سال به روز رسانی می شوند .
این گونه اظهار نظرها و نظایر آن موید این مدعاست ، افرادی که بعضا به عنوان " رئیس شورای آموزش و پرورش استان و یا شهرستان " در مورد مسائل این دستگاه مهم تصمیم گرفته و برنامه ریزی می کنند از ماهیت جریان آموزش بی اطلاع بوده و حتی تکالیف اضافی بر آن تحمیل می کنند .
اما نکته ی تاسف بر انگیز آن که در این نشست بر اساس آن چه پرتال روابط عمومی آموزش و پرورش منتشر کرده است دیگران و به ویژه مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی تذکری به ایشان در این زمینه و موارد قانونی و علمی نداده اند .
در نشست رسانه ای که اخیرا و به مناسبت " هفته شوراهای آموزش و پرورش " توسط رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش برگزار شد ؛ « صدای معلم » از عملکرد روسای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها انتقاد کرد هر چند رئیس این سازمان از عملکرد آنان اظهار رضایت کرده است . ( این جا )
همچنین در این نشست « صدای معلم » خواهان الزام شوراهای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها به دعوت از رسانه ها و خبرنگاران در نشست های این شوراها گردید و قرار بود تا پایان دی ماه یعنی پایان گرامی داشت " هفته شوراهای آموزش و پرورش " این دستور العمل صادر گردد .
پایان گزارش/
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ( این جا ) ؛ نشست « مجتبی زینی وند » رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش به مناسبت " هفته ی شوراهای آموزش و پرورش " برگزار گردید .
در این نشست ؛ « صدای معلم » پرسش های مبسوطی را مطرح کرد .
با آن که مدت جلسه دو ساعت پیش بینی شده بود اما به نظر می رسید که اکثرین خبرنگاران در زمینه " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " پرسشی نداشته و تمرکز آن ها بیشتر بر مدارس غیردولتی و چالش و مشکلات مرتبط با آن بود .
این امر با صحبت های رسول پاپایی مدیر شوراهای آموزش و پرورش رو به رو گردید که از عملکرد رسانه ها در این مورد انتقاد کرد .
« مریم عابدینی » از خبرگزاری فارس به این سخنان اعتراض کرد و کم کاری را متوجه مسئولان و نه رسانه ها دانست .
در ادامه پورسلیمان ضمن تایید سخنان پاپایی تاکید کرد که رسانه ها باید نقدپذیر بوده و اشتباهات خویش را بپذیرند . رسانه ها نباید خود را حقیقت مطلق بپندارند و نباید دچار خودشیفتگی شوند .
مدیر صدای معلم یکی از دلایل مهجور ماندن و به حاشیه رفتن قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش را کم کاری و بی اهمیت انگاری رسانه ها و خبرنگاران دانست .
این سخنان مدیر صدای معلم باز هم با انتقاد و اعتراض نماینده خبرگزاری فارس رو به رو گردید .
پورسلیمان هم تصریح کرد که این انتقاد متوجه خود اوست و ارتباطی با دیگران ندارد .
در همایش ملی گرامی داشت هفته شوراهای آموزش و پرورش که در سالن همایشهای بینالمللی صدا و سیما شنبه 28 دی ماه و با حضور مسئولان وزارت آموزش و پرورش و معاون اول رئیس جمهور برگزار گردید از « صدای معلم » دعوتی به عمل نیامد .
این در حالی است که به اذعان که رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی و نیز مدیر شوراهای آموزش و پرورش تنها رسانه ای که بیشترین گزارش و نقد را در حوزه قانون شوراهای آموزش و پرورش در 2 سال اخیر داشته است ؛ « صدای معلم » بوده است .
در برابر پرسش و درخواست « صدای معلم » مبنی بر الزام دعوت از همه خبرنگاران و رسانه ها به جلسات شورای آموزش و پرورش ؛ رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش به صراحت بیان کرد که این بخشنامه ظرف یک هفته ابلاغ خواهد شد . با این حال و تاکنون چنین بخشنامه و یا دستور العملی ابلاغ نگردده است .
بخش پایانی این پرسش و پاسخ منتشر می گردد .
گروه استان ها و شهرستان ها/

دوشنبه 30 دی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه امینی تبریز در اعتراض به وضعیت نامناسب رفاهی از جمله کیفیت نامطلوب غذای سلف دست به اعتراض زدند .
این دانشجویان با انتقاد از ضعف مدیریت این پردیس خواهان استعفای وی گردیدند .
پایان پیام/

فیلم کوتاه ۵ دقیقهای «بهترین بابای دنیا» (World's greatest dad) ویدئوی کوتاهیست با مضامین تربیتی، اجتماعی که پیام اصلی آن حول محور توانایی گفتن متأسفم (sorry) به عنوان یک مهارت اجتماعی مهم میباشد. در این فیلم کوتاه، پدر تلاش میکند به نحو شایسته و در یک موقعیت واقعی، مهارت «عذرخواهی» و گفتن «متأسفم، ببخشید» را به کودک خود بیاموزد، اما با مقاومت و لجبازی دختر کوچکش روبه رو میشود. شاید بهترین جمله دیالوگ این فیلم، همان جمله پدر به دخترکش میباشد که حاضر نیست بابت «خطای» خود «عذرخواهی» نماید:
“I know it's hard to say sorry but please try it.”
همان مشکلی که بسیاری از افراد جامعه ما نیز با آن درگیرند یعنی سخت بودن عذرخواهی!

اما اگر بپذیریم که خود و دیگران دارای معایبی هستیم که گاهی با یک تنش و اختلال ممکن است این عیب آشکار شود عذرخواهی کردن به خاطر آن سخت نخواهد بود.
اما چرا این مهارتها و تواناییها مهم هستند؟
از آنجایی که کیفیت زندگی انسان به عنوان یک موجود اجتماعی در گرو تعاملات سازنده و سالم گروهی و اجتماعی است حضور و مشارکت در این عرصه، کسب مهارتهای عملی و توانمندیهای لازمِ زیستجمعی را اجتنابناپذیر مینماید تا به بهبود روابط با دیگران و توسعه آن بینجامد.
امروزه در ارتباطات میان فردی، گروهی و اجتماعی فرهنگ عذرخواهی و پذیرش مسئولیت خطا و اشتباه خود، نقش بهسزایی در کاهش تنشها و سوءتفاهمها، آرام کردن جامعه، بازسازی اعتماد آسیب دیده و تقویت سرمایه اجتماعی و در نتیجه ایجاد جامعهای سالم، پویا، پیشرفته و توسعهیافته دارد.
فرهنگ عذرخواهی و پذیرش خطاها و اشتباهات، خود نشانه عقلانیت و توسعه یافتگی است. در حالیکه فقدان آن که به دلایلی مانند عدم عقلانیت، تکبر، غرور، خشم، شرم، ترس از تنبیه و جزا، ارزش نبودن عذرخواهی، درونی نشدن این باور و غیره اتفاق میافتد، از نشانههای توسعه نیافتگی میتواند باشد، بهویژه اگر این موضوعِ مهم، به حوزه روابط اجتماعی و مهمتر از همه، رابطه سرنوشتساز حکومت با مردم مربوط باشد.
واقعیت آن است که بسیاری از ما توانایی ساده اما مهمِ گفتنِ «لطفاً» و «متأسفم، ببخشید» را نداریم.

توانایی «عذرخواهی» چیزی نیست که یک باره و در سن بزرگسالی در ما ظاهر شود بلکه رفتاریست تربیتی که باید از کودکی آموخت، از خانواده و دبستان.
اینکه میبینید فرهنگ «عذرخواهی» در خطاهای رخ داده حتی در میان مدیران و مسئولان ما ضعیف است نشان از یک آسیب تربیتی،اجتماعی جدیست که باید چندین نسل به کودکانمان آموزش دهیم و کار کنیم تا همین تواناییهای ساده را بیاموزند. یاد بگیرند اولین گام زندگی اجتماعی، توانایی گفتن «لطفاً» و «متاسفم!» است. واقعیت آن است که بسیاری از ما توانایی ساده اما مهمِ گفتنِ «لطفاً» و «متأسفم، ببخشید» را نداریم.
تواناییهای بزرگی که خانوادهها، مدارس و رسانههای ما باید روی آن متمرکز شوند تا به مرور به فرهنگ عمومی جامعه تبدیل شود. فرهنگی که با خود احترام، دگرخواهی، لطافت و عشق ورزیدن به همراه میآورد.اولین و مهمترین کلمهای که باید به کودک آموخت کلمه «لطفا» است.
«لطفا»، روح انسانیت و لطافت را از کودکی در ما نهادینه میکند آنچنان که وقتی بزرگتر میشویم این همه دعوا، مشاجره، خشونت، نزاع، درگیری و کوفتن و زدن نخواهیم داشت!!
دو کلمه please و sorry به نوعی مکمل هم هستند. «لطفا» و «متأسفم»، زمینه نگرش مثبت و تفاهم را در بستری از احترام، بین دو نفر به گونهای شگفتانگیز تقویت میکند.
ایکاش در تربیت کودکان خود در خانواده، مهدکودک و مدرسه به این دو کلمه معجزهآسای زندگیبخش اهتمام جدی میکردیم.
کلماتی که گمشده امروز جامعه ماست!
در مغرب زمین دو واژه «لطفا» و «ببخشید، متأسفم» پربسامدترین و پرکاربردترین واژگان است اما در اندیشه بزرگان مشرق زمین بهویژه ایران عزیز مفهمومی فراتر، انسانیتر و فرازمینیتری به نام «عشق» وجود دارد که مبدأ و منشأ والاترین رفتار است که در دگرخواهی و تقدم یاران و دیگران بر خود متجلی میشود و اگر چنین شود «لطفا» و «ببخشید» جلوههایی کمرنگ از دگرخواهی است.
معالاسف این دُرّ نادر در میان جامعه ما چندان درخشان نیست. بر ماست که به کودکانمان عشق ورزیدن به مخلوقات خداوند اعم از حیوان و انسان را در عمل بیاموزیم و به بزرگانمان نیز یادآوری کنیم:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان که که در گزارش های پیشین « صدای معلم » و در مورد طرح رتبه بندی معلمان منتشر شد ؛ آن چه که اکنون تحت عنوان « شیوه ی نامه اجرای طرح رتبه بندی معلمان » در آموزش و پرورش انجام می شود با آن چه که کارشناسان و صاحب نظران بر روی آن کار علمی و کارشناسی انجام داده بودند تفاوت های ماهوی و حتی شکلی فراوانی دارد .
آن گونه که « منیره رضایی » عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش و عضو گروه پژوهشی اقتصاد و نیروی انسانی پژوهشگاه مطالعات در گفت و گو با صدای معلم شرح می دهد برای " طرح رتبه بندی معلمان " کارگروه های مشخصی تشکیل شده و حدود 2 سال کار و بیش از 50 جلسه کاری بر روی آن صورت گرفته بود .
« رضایی » در این گفت و گو به شرح ماهیت طرح می پردازد و تاکید می کند طرح فعلی مورد تایید ایشان نبوده است و نمی تواند صلاحیت های حرفه ای معلمان را مورد سنجش و ارزیابی قرار دهد .