صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آسیب شناسی آموزش آنلاین و شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش

....و در این روزها کم نیستند معلمان عاشقی که در ساعت های قرنطینه به یاد بچه های محروم ومعصوم کلاسشان گریستند و با هزینه شخصی جزوه های درسی آماده کردند تا درصورت کسب مجوزهای لازم با وسیله شخصی، در مناطق محروم دست تک تک دانش آموزان برسانند. فرهنگیانی که برای رفع نیاز و تهیه تلویزیون دانش آموزان حاشیه شهر همیشه از آبرو و داشته های خود مایه گذاشته اند. و همکارانی که از همان روزهای آغاز تعطیلی خودجوش و خود خواسته با هزینه شخصی کار را در فضای مجازی شروع کردند..."

این فرازی از یک یادداشت  احساسی - تبلیغاتی برای واداشتن معلمان به ایثار و از خودگذشتگی است.

در میان صاحبان همه مشاغل از جمله پزشکان ، پرستاران ، پلیس ،آتش نشانان  افراد استثنایی ، از خودگذشته و فداکار وجود دارد.  پزشکانی هستند که در مناطق محروم  مجانی بیماران را درمان می کنند. پلیس هایی که بدون سلاح جانیان را دستگیر می کنند. آتش نشان هایی که بدون تجهیزات به قلب آتش می زنند. در میان معلمان هم چنین استثناهایی وجود دارند. اما در هیچ شغلی عاشقی ، فداکاری و انجام کارهای خارق العاده، قاعده کار نیست. شاید تعداد اینها از یک درصد شاغلین کمتر باشد. چرا هر وقت بحث به فداکاری و عشق و از خودگذشتگی می رسد همه توجهات متوجه معلمان می شود. اما هر وقت بحث افزایش 50 درصدی حقوق است معلمان فراموش می شوند؟

در جوامع مدرن اصل بر تقسیم کار بر اساس تخصص، سازماندهی، برنامه ریزی و تجهیز امکانات و انجام وظیفه طبق پروتکل های سازمانی است.

اکثریت نزدیک به اتفاق افراد هر جامعه ای، در همه مشاغل، انسان های عادی و متوسط هستند. آدم های معمولی و متوسط در کار و زندگی دنبال نفع بیشتر و ضرر کمتر هستند. تنها قاعده اخلاقی این است که افراد از کارشان ندزدند ، تقلب نکنند و به دیگران ضرر نزنند. هرجا صحبت از قهرمانی است یک جای مدیریت و برنامه ریزی می لنگد. ارتشی که فرماندهان و سربازان آن  وظایف عادی خود را انجام نمی دهند نیاز به آرش کمانگیر و رستم دستان دارد. در عالم واقع حماسه بسیار نادر است. داستان حسین فهمیده را از زبان مرحوم حمید هوشنگی روزنامه نگار دوران جنگ جست و جو کنید تا بدانید به شهادت یک نوجوان، چه پروبالی دادند.

 اگر کار تدریس آنلاین به قهرمانی و فداکاری معلمان واگذار شود اولا درصد بسیارکمی حاضرند با هزینه شخصی از آن نوع فداکاری هایی که دربند اول این نوشته آمد، دست بزنند. ثانیا میدان برای تقلب و خودنمایی باز می شود و فرصت طلبان میدان را از دست فداکاران خارج  می کنند.

حالا فرض کنیم معلمان عاشق و فداکار درصد کوچکی از دانش آموزان را پوشش دهند، تکلیف بقیه دانش آموزان چه می شود؟ قبلا در دهه 60  داستان معلم عاشق و متعهد و مکتبی را تجربه کردیم و البته تجربه موفقی نبود. آنهایی که معلم را به مقام فرشتگان می رسانند می خواهند ضعفها و کمبودها را مخصوصا در حوزه معیشتی معلمان بپوشانند و معلمان را بدهکار و شرمنده کنند.

آسیب شناسی آموزش آنلاین و شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش

گوشی تلفن و محتویات آن ابزاری شخصی است و اغلب اولیا نمی خواهند که گوشی خود را در اختیار فرزند دانش آموزشان قرار دهند. اغلب معلمان و اولیا هم تمایل ندارند نرم افزارهایی که ممکن است اطلاعات گوشی آنها را به سرقت ببرد روی موبایل خود نصب کنند. عده ای از اولیا هم گوشی و اینترنت ندارند.  این فقط حرف منتقدان نیست، حتی سخنگوی کمیته آموزشی مجلس حرف های مشابهی زده است.

من از فداکاری همکارانی که با  امکانات شخصی خود مشغول آموزش آانلاین هستند قدردانی می کنم.  اما آموزش آنلاین  14 میلیون دانش آموز  را نمی شود صرفا بر اساس عاشقی و فداکاری افراد از خودگذشته پیش برد. این منجر به سقوط آموزش و پرورش می شود. من نگرانم که این همه تاکید بر فداکاری و از خودگذشتگی همکاران، ترفندی اداری برای منحرف کردن تقاضای اصولی همکاران از وزارتخانه برای تهیه امکانات و لوازم ضروری آموزش آنلاین باشد.

اگر قرار است در شرایط بحرانی کارها را بر اساس عشق و ایمان و فداکاری معلمان پیش ببریم ، پس نقش برنامه ریزی و پشتیبانی ستاد وزارتخانه و ادارات کل چه می شود؟

من تعجب می کنم دوستانی که مرتبا بر عاشقی و از خودگذشتگی معلمان تکیه می کنند چرا هیچ انتقادی به انفعال و سردرگمی وزارتخانه و ادارات کل نمی کنند؟ چرا هر وقت بحث به فداکاری و عشق و از خودگذشتگی می رسد همه توجهات متوجه معلمان می شود. اما هر وقت بحث افزایش 50 درصدی حقوق است معلمان فراموش می شوند؟

حداقل انتظار این است که دوستان عزیزی که از معلمان طلب ایثار و عشق و فداکاری می کنند کمی تا قسمتی هم به مسئولیت وزیر و مدیران ارشد و میانی آموزش و پرورش  که از مواهب چندیرابری برخوردارند بپردازند.

معلمان از مدیران و مسئولان وزارتخانه انتظار عاشقی و فداکاری و ایثار ندارند. انتظار این است که در قضیه کرونا و آموزش آنلاین مسئولیت خود را بپذیرند و معلمان را به عنوان متهم ردیف اول معرفی نکنند.

گروه خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش


آسیب شناسی آموزش آنلاین و شبکه شاد وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 20 فروردين 1399 06:36

انجامی متفاوت ؛ آغازی با طرحی نو

پروژه مهر 1399 و پیشنهاد به وزارت آموزش و پرورش برای مدیریت بحران

سال تحصیلی ۹۹-۹۸ با فراز و فرودهایی منحصر به فرد به انجام زودهنگام خود رسیده است که  می تواند در صورت اتخاذ تصمیمات یکسو نگرانه متمرکز در حوزه ستادی ، فارغ از بارش فکری کارشناسان در حوزه های استانی و مناطق ، سال تحصیلی جاری را به دراماتیک ترین سال ۴ دهه اخیر تبدیل کند . اما نگارنده سطور بر خود فرض می داند به فرادستان حوزه ستادی در راستای اجابت به درخواست پیشین وزیر در خصوص ارائه پیشنهادات راهگشا در  برون رفت منطقی از چالش پیش روی موارد ذیل ارائه گردد . حال چه در نظر آید و چه مقبول افتد؟
در سال تحصیلی جاری ، حوادث متعددی اعم از سیل و زلزله تا آلودگی هوای کلان شهرها و در نهایت ویروس مرگبار جهان گستر کرونا دست به دست هم داد تا در کنار نبود سامانه مدیریت یاگیری  lms که در حوزه آموزش عالی از سال ۱۳۸۰ به تدریج تا به امروز نهادینه شده است، علی رغم همه تلاش های خالصانه کارکنان آموزشی مدارس ، به ویژه در یک ماه اخیر ، حق مطالب درسی ادا نشود و  حوزه ستادی را که غالبا  تصمیمات یک سویه داشته ،  در باب چگونگی اعلام پایان سال تحصیلی جاری  با چالش جدی  مواجه سازد.
لذا برای برون رفت منطقی و کم هزینه تر از حیث آسیب به سرمایه های اجتماعی و  بهداشت روانی گروه هدف ، که محمدمهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای نیز در دیدار اخیر وزیر با کمیسیون بران صحه گذارند، پیشنهاداتی به اجمال مطرح می گرد؛ با عنایت به فراهم نبودن بسترهای لازم ، کماکان پیام رسانهای  تلگرام و واتساپ حلقه ارتباط مجازی مربی و متربیان باشد و اجازه داده شود چند درصد پایانی از مطالب هم به صلاحدید معلمان مدارس با نظارت مناطق حل و فصل گردد.
در خصوص ارزشیابی پایانی به اعتقاد کارشناسان برون ستادی ۲ راهکار متصور است :

۱. در دوره ابتدایی نتیجه ارزشیابی توصیفی ترم اول با نگاهی مثبت همراه با تسامح در کارنامه ترم دوم منظور گردد .
 در دوره متوسطه تا پایه یازدهم  نمره ترم اول به منظور برقراری عدالت نسبی ، تا سقف ۳ نمره یا بیشتر به صلاحدید معلم مربوطه ، درکارنامه ترم دوم لحاظ گردد.
پایه دوازدهم ؛  یا با همین شیوه ،  بدون برگزاری هر نوع آزمون هماهنگ حضوری یا آنلاین عمل گردد یا در صورت اصرار بر آزمون حضوری،  ضمن بررسی کامل جوانب با مشورت کارشناسان حوزه سلامت و امکان اجرای پروتکل احتمالی وزارت بهداشت ،  توافق گردد سرفصل های صرفا با  اولویت یک  ۱۵ نمره  و ۵ نمره از سرفصل های اولویت ۲ تعیین و ابلاغ گردد.  اولویت ۳ صرفا برای مطالعه بدون طرح در آزمون ...

پروژه مهر 1399 و پیشنهاد به وزارت آموزش و پرورش برای مدیریت بحرانپیشنهاد دوم؛
تقسیم سرفصل های هرکتاب به ۳ اولویت و صرفا آزمون از اولویت ۱ و ۲.  
آزمون انلاین با توجه به فراهم نبودن زیر ساختها باید از دستور کار خارج گردد چراکه در صورت اصرار مجدد ، در مرحله قطعا با مشکل مواجه و ناچار به صرقف نظر خواهیم شد.
پیشنهاد می شود در این مقطع از اصرار بر هر طرح شتاب زده و بدون پشتوانه کارشناسی و بستر لازم اجرایی همچون شبکه شاد صرف نظر و عملیاتی ساختن هر طرح زمان بر نیازمند پیش نیازهایی از پیش تمهید شده بعد از رفع همه موانع و چالش ها ، به سال های آتی موکول گردد .
در باب برگزاری کنکور نیز تا پایان فروردین تاریخ برگزاری آن اعلام گردد که به نظر با توجه به امکان سیر نزولی شیوع کرونا ویروس تا مرداد ماه ، با اجرایی ساختن شرایط برگزاری در فضاهایی منطبق با پروتکل وزارت بهداشت برگزار گردد.
پیشنهاد می شود در خصوص سرفصل های درسی پایه دوازدهم در کنکور نیز منطبق با سرفصلهای درجه ۱ و ۲ آزمون به عمل آید و سرفصلهای درجه ۳ از دستور کار خارج گردد.
با عنایت به فراهم نبودن بسترهای لازم ، کماکان پیام رسانهای  تلگرام و واتساپ حلقه ارتباط مجازی مربی و متربیان باشد و اجازه داده شود چند درصد پایانی از مطالب هم به صلاحدید معلمان مدارس با نظارت مناطق حل و فصل گردد.
ماده ۳۶ بندخ منشور حقوق شهروندی ، ابلاغی دولت تدبیر و امید، احترام به حریم خصوصی افراد را به رسمیت شناخته است و ابلاغ هر بخشنامه ای  مغایربا  آن  در این برهه ، صرفا به تضعیف نهاد آموزش و پرورش در نزد مخاطبان خود و چالشهای بی مورد  خواهد انجامید‌ که اخیرا سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس نیز مسئولان ستادی را از اصرار بر چنین تصمیماتی بر حذر داشتند.
لذا با بررسی جمیع جوانب به نظر منطقی ترین و کم هزینه ترین راهکارها ،  راهکار شماره یک می باشد ...


در خصوص فضای مدارس در مهر ماه ؛ جا دارد حوزه ستادی با شیوه بارش فکری به دور از تصمیمات خلق الساعه یا فاقد پشتیبانی کارشناسی لازم و تمهید بستر های لازم در مقام اجرا ، خود را از نظرات مشورتی مدیران کل و روسای مناطق،  به عنوان مشاوران امین ، حاذق و کارشناس در این حوزه  محروم نکنند.
با توجه به نگاه بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت مبنی بر احتمال ادامه روند فرسایشی بیماری کرونا در سال آتی حتی به صورت خفیف تر و محکوم به شکست بودن طرح  ایمنی جمعی "Herd Immunity " به نظر می رسد باید بازبینی دقیق تری در سطح کمیته فضای مناطق  به عمل آید تا حتی الامکان جهت کیفیت بخشی بیشتر به فرآیند یادگیری از یک سو و ادامه روند "فاصله گذاری" distancing  به منظور حفظ سلامت ارکان مدرسه ( مربیان و متربیان)،  فضاهای با تراکم پایین به ویژه در دوره متوسطه دوم نظری و فحک به فضاهای متراکم متوسطه اول و به ویژه ابتدایی اختصاص یابد .
* در خصوص شیوه آموزش نیز لازم است به تدریج با توجه به تاکید برنامه ششم توسعه بر نقش وزارت ارتباطات در تامین زیر ساخت های  استفاده از فناوری های نو در امر آموزش ، به صورت جدی مطالبه تجهیز مدارس ، معلمان و دانش آموزان به تجهیزات تدریس مجازی از طرف اداره کل شهر تهران در دستور کار قرار گیرد تا بر اساس اولویت ها ، از مدارس عادی تا برخوردار طی برنامه زمان بدی شده ۲ ساله ، همه مدارس شهر تهران به طور کامل به عنوان اولین استان برخوردار از زیر ساخت lms (سامانه مدیریت  یادگیری) آماده بهره برداری شود و طی ۲ سال آتی نیز تلاش شود متد اصلی آموزش در مدارس تهران  به سمت کلاس معکوس  Flipped Classroom که شکل جدیدی از کلاسهای درسی حضوری  است ، به عنوان پیش نیاز آموزش مکمل مجازی ، سوق یابد .

پروژه مهر 1399 و پیشنهاد به وزارت آموزش و پرورش برای مدیریت بحران

چالش های تامین معلم سال ۹۹؛
با عنایت به اینکه میانگین افزایش ۷۰۰  تا ۹۰۰ هزار تومان حقوق سال ۹۸،  نتوانست رضایت مورد انتظار جامعه ۷۲۰۰۰۰ نفری کارکنان آموزشی مدارس را محقق کند اما با این وجود حساب کردن روی درخواست استمرار به خدمت ۳۰ درصد از نیروهای در شرف بازنشستگی در مهر ۹۹،  به امید بهره مندی از  فوق العاده ویژه وعده داده شده ، قدری خوش بینانه بوده و نباید روی آن حسابی باز کرد . بازنشستگی حد اقل ۴۵۰۰۰ معلم متخصص تا مهر ۹۹ عدد اعلامی مدیر کل تشکیلات اداری در بهمن ۹۸ بوده که نباید برخلاف سال ۹۸  که از ۴۵۰۰۰نفر ۱۱۰۰۰ نفر درخواست استمرار دادند ( ۲۴٪)  روی استمرار بیش از ۵٪ ایشان در سال ۹۹ حساب باز کرد . به این عدد بازنشستگی های پیش از موعد را نیز که در مجموع اگر در هر منطقه ۵ نفر در نظر گرفته و در عدد ۷۵۰ منطقه کشور ضرب شود ، عددی معادل ۳۷۵۰ معلم به جمع بازنشستگان افزوده خواهد شد.
با توجه به استقبال ۵۰ هزار نفری معلمان شاغل با اکثریت در جنس رشته های مرد دوره های متوسطه و فحک ،  که بالغ بر ۳۰۰هزار ساعت( ۱۲۵۰۰ نفر)  در سال ۹۸ از طرح ۶ ساعت غیر موظف اختیاری ، علاوه بر ۱۵ ساعت غیر موظف معمول  و افزایش ۱۷.۵ درصدی حقوق تحت عنوان فوق العاده ویژه ، رشد ۱۰ تا ۲۰ درصدی استقبال مشارکت در این طرح دور از ذهن نخواهد بود.( تامین حدود ۳۶۰ هزار ساعت ۱۵۰۰۰نفر)
در این بین کلان شهر تهران با نگاهی ویژه باید به تامین معلم  سال ۹۹ بیاندیشند که به گفته فولادوند مدیر کل شهر تهران بالغ بر ۵۰۰۰ معلم بازنشسته خواهد داشت که مهمترین راه کار تامین ان  همان جذب حق التدریس از نیروهای شاغل در غالب حق التدریس و طرح ۶ ساعت غیرموظف اختیاری و حق التدریس بازنشستگان تا سقف ۱۴ ساعت می باشد.
اما در شهر تهران کمبود معلم در جنس رشته های خانم ( متوسطه اول ، دوم و فحک) آسیبی جدی است که می طلبد سهم بیشتری از خروجی های دانشگاه فرهنگیان و ماده ۲۸  در سال ۹۹ را به خود تخصیص دهد . در این راستا می بایست تمهیداتی اندیشیده شود تا علاوه بر جذب ظرفیت معلمان ورودی به کلان شهر تهران و ظرفیت های فوق الذکر ، توزیع متوازن متناسب با کمبودهای احصا شده در جنس رشته های خانم تا حد امکان رعایت گردد در غیر این صورت مجدد شاهد مازاد نیرو در برخی جنس رشته ها در مناطق شمالی شهر تهران خواهیم بود که اگر امکان کاستن از آن نباشد امکان نیافزودن بر ان  فراهم می باشد که یکی از اقدامات سنجیده شهر تهران مقاومت در برابر تبدیل نیروی مامور در مدارس غیر دولتی از  مدیر به معاون در سامانه متن بوده که جا دارد ضمن تایید این اقدام شایسته بر استمرار مجدانه آن تاکید کرد.
اما یکی از راه کارهای ارائه شده در سال آتی اجرای طرح حذف معاونت فناوری از سطح مدارس متوسطه است ، که پیشنهاد می شود ضمن رعایت عدم صدور ابلاغ جدید معاون فناوری  در سال ۹۹ ، حذف ابلاغ معاونین فناوری سالهای قبل در صورت کمبود در جنس رشته ها در هر منطقه صورت پذیرد.
در هر صورت پروژه مهر ۹۹ چون وام دار سال تحصیلی  پرطمطراق ۹۸ می باشد ، دشواری ها و ظرافت های خاص خود در مرحله سیاستگذاری را چه در سطح ستادی چه استانی و منطقه ای می طلبد که جا دارد حوزه ستادی با شیوه بارش فکری به دور از تصمیمات خلق الساعه یا فاقد پشتیبانی کارشناسی لازم و تمهید بستر های لازم در مقام اجرا ، خود را از نظرات مشورتی مدیران کل و روسای مناطق،  به عنوان مشاوران امین ، حاذق و کارشناس در این حوزه  محروم نکنند تا با خرد جمعی ، همدلانه سال تحصیلی جدید ، علی رغم همه تهدیدهای پیش رو به فرصتی برای ساماندهی سخت افزاری و نرم افزای بهینه تر در حوزه آموزش رسمی کشور تبدیل و به نقطه عطف تحول مصرح در همه اسناد بالادستی اعم از سند چشم انداز ۲۰ ساله ، سیاست های ابلاغی مقام رهبری ، برنامه ششم توسعه و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بدل گردد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

پروژه مهر 1399 و پیشنهاد به وزارت آموزش و پرورش برای مدیریت بحران

منتشرشده در یادداشت

 منطق اجتهاد محور و منطق تقلید محور در آموزش و پرورش پروکروستسی آموزش و پرورش کلید موفقیت چهار عنصر نوگرایی یعنی ، علم و تکنولوژی ،کشاورزی و دفاع و صنعت است . امروز کلیه ی صاحب نظران تعلیم و تربیت روی این مقوله برنامه ریزی دقیق و اصولی دارند که حقیقتا به زعم خیلی از علمای تعلیم و تربیت راهگشا و کارگشا بوده است .

صاحب نظرانی که نظریه پردازی آنها گوش فلک را کر می کند  به درون مدارس بیایند و  با رصد کلیه ی سازوکارهای آموزش و پرورش و مدرسه و کلاس و مدرسه و مدیر و دانش آموز و اولیا ، کارکرد و نقش آفرینی آنها را لمس نمایند و ضروریات و مقتضیات آنها را مبتنی بر فرایند یاددهی و یادگیری توام با شاخص ها و انتظارات رصد نمایند .

در واقع از ژست های استادی و نظریه پردازی خارج شوند و به دل مدرسه ها ورود پیدا کنند ؛ آن هنگام شاید بتوان امیدی به رفع چالش ها و مشکلات آموزش و پرورش داشت.

متاسفانه در نظام آموزشی ما  نوعی تفکر اتوریته آسیبی بر پیکره ی تعلیم و تربیت پهن پیکر وارد نموده است که در واقع در عرصه تفکر  ، منطق اجتهاد محور را به منطق تقلید محور مبدل نموده است .

برای رفع این مشکل اسناد بالادستی مهمترین سند و نسخه ی فرا روی علمای تعلیم  و تربیت و آموزش و پرورش بوده و به قول مقام معظم رهبری : 

" سند یک تحول است ،و ریل گذاری که می توان آموزش و پرورش را به سرمنزل مقصود برساند و باید کاری کرد که از مرحله فقط ابلاغ نباشد ، باید محقق گردد . "

در واقع سیستم آموزش و پرورش باید از سیستم پروکروستسی خارج گردد و دانش آموزان را با توجه به سند تحول بنیادین چند ساحتی تربیت کرد . این مهم در برخی کشورها همچون ژاپن و سوئد و... در موضوع آموزش های اوقات فراغت و فوق برنامه تحت عنوان فعالیت های خاص و آزاد نام برده شده که جزء برنامه ی درسی دانش آموزان تلقی شده است.

منطق اجتهاد محور و منطق تقلید محور در آموزش و پرورش پروکروستسی

یکی از رسالت های اساسی در نظام آموزش و پرورش دنیا پرورش قدرت تفکر دانش آموز و ارتقای انگیزه و بینش دانش آموزان برای یک زندگی سالم و سازنده است .

امروزه تربیت دانش آموزان مبتنی بر استعداد آنها و مهارت آموزی آنها در راستای آینده ی آنها ، نکته ی مغفول مانده در آموزش و پرورش و عدم توجه به مهارت آموزی و تربیت چند ساحتی آنها است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منطق اجتهاد محور و منطق تقلید محور در آموزش و پرورش پروکروستسی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر  آمد ( این جا ) ؛ نشست پیش همایش « اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران : تبیین فلسفی دیدگاه ها و تلاش ها » با حضور دکتر علیرضا صادق زاده ، عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و نایب رئیس انجمن فلسفه تعلیم و تربیت ایران ؛  دکتر سیدنقی موسوی ، عضوهیئت علمی دانشگاه فرهنگیان ؛  دکتر شهین ایروانی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و دبیر علمی همایش اصلاحات آموزشی و چالش های آن در ایران: تبیین فلسفی دیدگاهها و چالش ها در پردیس نسیبه تهران و شرکت برخی از اساتید و دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان در پردیس نسیبه تهران برگزار گردید .

در این نشست علمی اساتید دیدگاه های خود را مطرح کردند و در پایان پرسش و پاسخ انجام شد .

« صدای معلم »  در این بخش پرسش و پاسخ خود با اساتید مدعو را منتشر می کند .

آموزش و پرورش ایدئولوژیک و اصلاحات آموزشی

صدای معلم:

آقای صادق زاده شما بفرمایید تعریف شما از اصلاحات آموزشی چیست؟ ( معادل  Educational Reform )

شما گفتید رویکرد غالب در برنامه درسی تربیت معلم Knowledge بوده نه Competency.

 این قلب ماهیت و یا تغییر هویت چگونه اتفاق افتاده در خلاء بوده یا بر اساس یک سری پیش فرض ها و تفکراتی که در آن هیات یا کمیته بودید صورت گرفته است تصادفی که نبوده است ؟

 شما در گفته هایتان اشاره کردید به تفکیک تربیت از آموزش به عنوان یک چالش و به صلاحیت های چهارگانه معلمی هم اشاره کردید.

 ساختار رسمی آموزش و پرورش در حال حاضر به تفکیک تربیت از آموزش اشاره و تاکید دارد.

اصلاحات آموزشی که با رویکرد تلفیق آموزش و پرورش در زمان وزارت " مرتضی حاجی " روی داد و با مقاومت و مخالفت طیف موسوم به " اصول گرایان " و نیز " حامیان آموزش ایدئولوژیک " رو به رو شد و البته ناکام ماند .

 به نظر شما آیا این ساختار با این صلاحیت های چهارگانه تطابق دارد و آیا این تعارض و تضاد را چگونه می توان حل کرد؟

 

پرسش از آقای موسوی:

تعریف شما از اصلاح با رویکرد اجتماعی چه نسبتی با آموزش ایدئولوژیک دارد؟

 در آموزش و پرورش ایدئولوژیک اصلاحات را باید از کجا شروع کرد؟

 

پرسش از خانم ایروانی:

من از صحبت هایتان این گونه متوجه شدم که به نظر می رسد شما به عنوان نماینده دانشگاه در یک محیط اکادمیک تقریبا غیر ایدئولوژیک شناختی از برنامه درسی تربیت معلم ندارید ( قرینه آن پرسشی بود که داشتید از کم و کیف برنامه درسی تربیت معلم در نشست می کردید ) . شما که اصلاحات آموزشی را استارت زدید با توجه به این شناخت ناقصی که دارید از برنامه درسی تربیت معلم چقدر می توانید موفق باشید و چقدر مسئولین به حرف های شما گوش خواهند کرد؟

پاسخ ها ؛

آموزش و پرورش ایدئولوژیک و اصلاحات آموزشی

موسوی:

فهم من این است که ایدئولوژی دست کم دو معنا دارد. یک معنا که پیش از مارکس داشته است .

 "اندیشه ناظر بر عمل اجتماعی و سیاسی" و پس از مارکس به تعبیر ایشان "آگاهی کاذب" داشته آنقدر این واژه تراژدیک بوده که اول انقلاب و الان این واژه معنای متفاوت به خود گرفته است. در هر صورت باید از حضرتعالی پرسید که آموزش و پرورش ایدئولوژیک یعنی چه؟

اما به هر دو معنا بگیریم به معنای اول بگیریم اندیشه های که ناظر بر عمل اجتماعی و سیاسی است یعنی جهان بینی که می تواند سامانی به اجتماع و سیاست بدهد و باید از آن ایدئولوژیک بپرسیم که آیا این اصلاحات را به رسمیت می شناسد و تا کجا به رسمیت می شناسد البته در قالب همان اصلاحی که بنده عرض کردم . گاهی اوقات اصلاحات که ما می گوییم منظور شیر بی یال و دم و اشکمی که از آن ایدئولوژی چیزی باقی نمانده ، این دیگر اسلام نیست ، این دیگر مارکسیسم نیست . اصلاحاتی که به جان مارکسیسم بیفتد و از خود مارکسیسم چیزی باقی نماند دیگر مارکسیسم نیستو اصلاحات نرمی است که به آن انقلاب نرم گفته می شود. اگر معنای دوم منظورتان باشد آگاهی کاذب ؛ باید بپرسیم کدام ایدئولوژی، اگر مصداقی می خواهید بحث بکنیم اگر مصداقی نمی خواهید بحث بکنید ایدئولوژی به معنای آگاهی کاذب ، باید از خودش پرسید این  فکری که آگاهی کاذب است یعنی آگاهی دروغین است. پمپاژ دروغ را رهبری اجتماع می کند آیا اجازه می دهد تحول و تغییر در درونش رخ بدهد یا ندهد.

آموزش و پرورش ایدئولوژیک و اصلاحات آموزشی

صدای معلم:

منظور از آموزش و پرورش ایدئولوژیک همان گفتمان سلطه است یعنی اجازه ندهید که در حوزه تعلیم و تربیت  آراء و اندیشه های دیگر مطرح شود و یا نگاه تصلبی و یک سویه را اعمال کند. ما الآن این را داریم. شما شفاف سازی کنید.

چرا به صورت دقیق منظور خود را از " اصلاحات آموزشی " بیان نمی کنید ؟ صدای معلم : اصلاحات آموزشی که با رویکرد تلفیق آموزش و پرورش در زمان وزارت " مرتضی حاجی " روی داد و با مقاومت و مخالفت طیف موسوم به " اصول گرایان " و نیز " حامیان آموزش ایدئولوژیک " رو به رو شد و البته ناکام ماند .

 

موسوی:

من 18 دقیقه صحبت کردم و منظورم را با صراحت و شفافیت از اصلاح و اصلاحات بیان کردم .

اگر منظورتان از آموزش و پرورش ایدئولوژیک تربیت اسلامی است به معنی آگاهی کاذب هم گاهی گفته می شود. آموزش و پرورش ما آگاهی کاذب است و چون یک اتوریته ای بر آن حاکم است آموزش و پرورش کاملا ایدئولوژیک است و توتالیتر است.

من عرض می کنم کدام آموزش و پرورش به معنای  این آگاهی کاذب نیست ؟

به معنای منفی آن نیست. حتی خود به کار برنده این اصطلاح عظیم خودش هم ایدئولوژیک حرف می زند. دسته بندی در ذهنش است و دارد ایدئولوژیک صحبت می کند.

جواب حضرتعالی این است که ایدئولوژی به هر دو معنای اول مثبت و دوم منفی بگیرید باید از خودش بپرسیم که به چه میزان به استناد و تحولات درونی خودش مبنائا اجازه می دهد. اما اگر منظورتان مصداقی و تربیت اسلامی و آن چه که در جمهوری اسلامی رخ می دهد خود ما هستیم ( کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من ) باید تلاش بکنیم ، نوآوری بکنیم ، فضا را باز نگه داریم و اگر منظورتان این کاملا ایدئولوژیک است و بسته است و توضیح دادم و خود سند تحول نو به نو شدن معلم را البته در چهارچوبی که عقل تعیین می کند ، خود فلسفه تعیین می کند. مثلا فلسفه تربیت مارکسیستی مرزی دارد . شما نمی توانید از این مرز خارج بشوید و بگویید من مارکسیسم هستم نه کما این که لیبرال ترین فلسفه های تربیتی هم کاملا ایدئولوژیک اند توتالیترند و...

آموزش و پرورش ایدئولوژیک و اصلاحات آموزشی

صادق زاده:

من به جای پاسخ دادن دوست داشتم بیشتر نظر دانشجو معلمان و نو معلمان را بشنوم و بدانم .اما سوال طرح شده است در مورد تعریف اصلاحات آموزشی .

منظور آقای موسوی از اصلاحات بیشتر اصلاحات سیاسی بود .

اصلاحات آموزشی و تربیتی را اصلاح یک حرکت هدف مند و خودجوش در درون نظام های آموزشی و تربیتی می دانم برای این که وضعیت شان از آن چه که هست را به اتکاء داشته ها و امکاناتشان به سمت بهبود حرکت کنند نه به صورت صفر و یک. به تعبیری ما باید بپذیریم که جریان اصلاحات یک جریان کن فیکون به تعبیری انقلاب از نوعی که یک چیزی بزنیم  و همه چیز تغییر کند ،چنین چیزی نخواهد بود.

 اصولا فرهنگ و نظام های فرهنگی و آموزشی اقتضاء این کار را ندارد. شاید در حوزه های دیگر بشود از این حرف ها زد اما در حوزه فرهنگ که محور اصلی آن انسان است ، انسان تغییرش تدریجی است. نظام هایی که با انسان سر و کار دارند همین طور است و یک بخش مهم آن برمی گردد به اختیار و انتخاب خود فرد. بنابراین اصلاحاتی که ما فکر کنیم کسی جایی را اصلاح کند آن هم به صورت کن فیکونی یا دفعی اصلا امکان پذیر نیست. ما یک زمینه سازی هایی می کنیم و حضور پیدا می کنیم و سعی می کنیم نظام آموزشی مان کیفیتش را به اتکاء تلاش خودمان و امکاناتی که داریم البته با حمایت و همراهی زمینه هایی که هست فراهم کنیم.

 

صدای معلم:

آقای ذوعلم رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که این بخش مغز متفکر نظام آموزشی است. ایشان به شدت و صراحت از تفکر و شیوه انقلابی دفاع می کند.

آیا شما به عنوان کسی که در سند تحول بنیادین نقش اساسی داشتید و در تدوین هم دست دارید شما بفرمایید اصلاحاتی که در سند تحول تعریف شده نسبت یک تفکر انقلابی با اصلاحات آموزشی را چگونه ارزیابی می کنید؟ اصلا قبول دارید یا ندارید؟

 

صادق زاده:

من قرار نیست بیان آقای دکتر ذوعلم را توجیه کنم. اما من این طور می فهمم. آن چه که انقلاب اسلامی به دنبالش هست آن حرکت رادیکال نبوده بلکه در حقیقت یک تغییر مداوم شرایط اجتماعی، فرهنگی و فکری جامعه است به سمت بهبود. اگر چیزی به نام کلمه انقلاب اسلامی مطرح شده البته ایشان اشاره کرد که انقلاب در مقابل اصلاح نیست انقلاب در مقابل اصلاح نیست بلکه اصلاح در مقابل محافظه کاری است . یک بار می گوییم وضع موجود به آن دست نزنید ، هیچ کاری نکن من حتما با این مخالف هستم اما منظور اگر انقلابی گری به تعبیری می خواهیم کن فیکون بکنیم با یک حرکت های رادیکال قطعا ندیدن آن موضوع اصلی یعنی انسانی که مخاطب ماست که او با اختیار و انتخاب باید این تغییر را بپذیرد. این را من انقلاب می دانم و اصلاح می دانم. اگر اسمش را انقلاب صحیح حرکت اصلاحی انقلابی یعنی فقط طرف در مقابل تغییر دفاع نکند بلکه با آگاهی و اراده بپذیرد تغییر خود و دیگران را و برایش کنشگر فعال شود به تعبیر جامعه شناسان .

ادامه دارد

پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

بخش نخست

بخش دوم

بخش سوم

بخش چهارم

بخش پنجم


آموزش و پرورش ایدئولوژیک و اصلاحات آموزشی

منتشرشده در گفت و شنود

نگاهی به احوال کرونایی و لزوم بازنگری در هویت تاریخی و حرفه ای معلمان

 در این روزها و احوال کرونایی مردم ، کمپین های پی گیری مطالبات  معلمان در فضای مجازی با حضور پرشمار همکاران، در جریان است .
اینکه کمپین های مجازی تا چه حد می توانند در تحقق مطالبات موثر باشند بحث دیگری را می طلبد.
گاها هم مواضع متضاد و تقابلی در میان گرداندگان و مدیران کمپین ها دیده می شود!
قاعدتا اگر هدف یکی ست بایست هم افزایی و همکاری شود.
چرا که تقابل ها موجب تضییع انرژی جمعی و باعث ایجاد تردید همیشگی در اذهان معلمان برای کار جمعی می شود. چگونه می توانیم به عنوان‌ "جامعه معلمان"  دیدگاه سیاسی مشخص و مختص معلم را در فردیت خودمان پرورش دهیم که منجر به عملکرد سیاسی منسجم شود و از هضم شدن در جریان های فصلی سیاسی و کاگری برای سیاست بازان قدرت طلب  رهایی یابیم؟
 امیدوار باشیم به اینکه گردانندگان و مدیران کمپین ها در دام‌ احزاب و جریان های سیاسی فصلی که تنها هدف شان، پیروزی در صفحه قدرت است، نیافتاده باشند .
اما بعد ، مرور تاریخ آموزش و پرورش نشان می دهد از  زمانی که آموزش و پرورش در ایران به شکل رسمی و شیوه نوین پایه گذاری شده است ، فاصله بین دریافتی و مزایای معلم با سایر اقشار و کارکنان جامعه بوده است و معلمان و خانواده آنان مجبورند؛ در میان ملتی که ولع و حرص عجیبی برای زندگی لوکس دارد، روش امساک را پیشه کنند و بسیاری از مظاهر زندگی مدرن  را بر خود حرام شمارند.
یا برای جبران کاستی ها ،مشاغلی را علاوه بر معلمی پیشه کنندکه اغلب مانع و نافی لزوم تحقیق و مطالعه مداوم معلم برای توسعه فکری خودشان است.
در برابر دیدگان خانواده های معلمان ، منتفعان از  مظاهر لوکس زندگی ،همشاگردی یا شاگردان دیروز معلمان هستند که در مشاغل دولتی هم عرض یا از طریق مشاغل آزاد فراهم می شود و فغان معلمان از تبعیض نکته ایست که حاکمان  همواره مانع رسیدنش به افکار عمومی می شوند تا افکار عمومی متوجه شود که  فریاد معلمان نه از روی زیاده خواهی بلکه از تبعیضی ست که ما بین خود و همترازانشان در سایر سازمانها می بینند.
و حاکمان و رسانه هایشان به تلافی ،پرداخت مطالبات به جا مانده  و بدهی های خود یا پرداخت حق التدریسی ها را نیز ابزاری برای تحقیر معلمان در منظر افکار عمومی تبدیل می کنند و اعتماد به نفس این قشر را نشانه می روند.

نگاهی به احوال کرونایی و لزوم بازنگری در هویت تاریخی و حرفه ای معلمان

اما در شرایط اضطرار فعلی که اقتصاد نحیف و ناتوان ما تقریبا تعطیل شده است و بسیاری از مشاغل به حالت تعلیق و تعطیل در آمده اند ، کارگران روز مزد و مشاغلی که بایست روزانه فعالیتی داشته باشند تا اندک درآمدی نیز داشته باشند،اکنون مشاغل و درآمد خود را از دست داده اند .
سالهاست که نظم اقتصادی اختصاصی کشور ، ملت را به دو قشر اکثریت فقیر و اقلیت ثروتمند تقسیم کرده است و عملا طبقه متوسط برچیده شده است. و فقر و آهنگ‌گوش خراش آن برای گوشها و دیده های ما غریبه نیست اما اکنون خطر گرسنگی بخش عظیمی از جامعه را تهدید می کند و دولت  توان حمایت حداقلی را نیز از اقشاری که سالهاست زیر خط فقر اتراق کرده اند و افرادی که کار و در آمد خود را به دلیل شرایط ویژه از دست داده اند، ندارد و این ناتوانی برای اقتصاد تحریمی و فساد خیز ما محتمل بود که حتی قبل از شرایط فعلی نیز توان تامین رفاه حداقلی خود را از دست داده بود .
در چنین شرایطی می طلبد که معلمان که از حداقل دریافتی ها برخوردار هستند طرح و اصرار بر مطالبات به حق خود را تا بازگشت جامعه به شرایط عادی  به تعویق و تاخیر بیاندازند تا بار دیگر احساس مسئولیت اجتماعی معلمان نسبت به سرنوشت و  احوال مردم متجلی شود. چرا تشکل های صنفی معلمان از حد چندین امضا فراتر نمی رود؟
عاقلانه هم هست ؛
وقتی ذیل نگاه مصرفی به تعلیم‌ و تربیت گوش شنوا و اراده ای  برای شنیدن و درنگ بر مطالبات معیشتی معلمان نبوده و نیست و جامعه نیز در  شرایط اضطراری به سر می برد؛ طرح مطالبات معیشتی را  می توان به سمت مطالبه رسیدگی به اقشار بیکار و بدون درآمد جامعه تغییر مسیر داد و از این فرصت توقف استفاده کرد و مطالبات را به سمت لزوم دخالت دادن در برنامه ریزی های آموزشی و اجازه فعالیتهای صنفی و امتناع از برخوردهای قضایی با معلمان مطالبه گر سوق داد و برای تقویت توان و نگاه انتقادی به برنامه های آموزشی و درسی و نقش کم رنگ و فرمالیته معلم در این پروسه  استفاده کنیم .
و در خلوت خویش به این سوال فکر کرد که چگونه می توان در نگاه مصرفی به آموزش و پرورش ترک هایی انداخت و گفتمان سرمایه انسانی را به بطن جامعه برد که در پی آن افکار عمومی نیز مطالبه گر ارتقای شان و شرایط معیشتی معلمان فرزندانشان شوند؟

قطعا بخشی از سرخوردگی و نزول شان و منزلت معلمان در نزد افکار عمومی بستگی به عملکرد خود ما در فصول تحولات سیاسی و انتخابات ها دارد!
چگونه می توانیم به عنوان‌ "جامعه معلمان"  دیدگاه سیاسی مشخص و مختص معلم را در فردیت خودمان پرورش دهیم که منجر به عملکرد سیاسی منسجم شود و از هضم شدن در جریان های فصلی سیاسی و کاگری برای سیاست بازان قدرت طلب  رهایی یابیم؟
چرا تشکل های صنفی معلمان از حد چندین امضا فراتر نمی رود؟
عده و دایره ارتباط ما از خیلی از فاتحان انتخابات ها و سیاست بازان وسیع تر است!
چرا چنین ناتوانیم از تاثیرگذاری بر سرنوشت خویش ؟
و علت عدم استقبال ما از کار منسجم صنفی و تشکیلاتی چیست ؟
چگونه می توانیم با قبول واقعیت های پیرامون و محدودیت ها، کار صنفی منسجم و تاثیر گذار بر سرنوشت خود و جامعه پی ریزی کنیم؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی به احوال کرونایی و لزوم بازنگری در هویت تاریخی و حرفه ای معلمان

منتشرشده در یادداشت

کرونا و سیستم فشل اداری و مطبوعات کاغذی

کرونا به رغم تولید هزینه های زیاد درس و پیام های فراوان را به ما آموخت . امروز شمارگان همین رسانه های برخوردار از خدمات حمایتی و سوبسیدی که غالبا دولتی و حاکمیتی است به حداقل هایی که غالبا سهمیه اداری و نهادهای دولتی است رسیده است؛ بهتر است این رویداد کرونایی آغازی باشد برای مهاجرت جدی روزنامه ها از شکل فیزیکی به مجازی و الکترونیکی!
اگر این ویروس منحوس! نبود  نمی دانستیم چقدر جلسات مدیران کم حاصل  و خیلی از  کارهای اداری برای جامعه کم فایده است و نیز این که بسیاری از کارها را به شکل دیگر و با هزینه های بسیار پایین تر هم می شود انجام داد!
در واقع کرونا یک واقعیت جدیدی را به ما تعلیم داد تا از ریل تکرار و یک نواختی خارج شویم و راه ها و روش های دیگر زیادی را برای رسیدن به هدف به کار بگیریم .
همایش هاو جلسات مدیران  که با کلی هزینه های حاشیه ای همراه است را در سکوت رسانه ای و در قالب رسانه های هوشمند دیداری تشکیل دهیم  و صرفه جوی ها را برای بهبود زندگی و رونق کار و اقتصاد هزینه کنیم .

کرونا و سیستم فشل اداری و مطبوعات کاغذییادم می آید یکی از نامزدهای انتخابات مجلس وقتی با رقم نجومی یک میلیارد تومانی هزینه پیشنهادی تبلیغاتی یکی از مدیران تبلیغات محیطی میدانی مواجه شد گفت: من اگر نصف این مبلغ را داشته باشم صرف ازدواج پنجاه جوان مجردی که لنگ پولند می کنم و از خیر وکالت می گذرم .
بهتر است خیلی از بخش ها و نهادها از ظرفیت فضای مجازی و شبکه اجتماعی استفاده نمایند و برای مردم تولید هزینه نکنند!
یکی از بخش هایی که شایسته است در این پیچ تاریخی تصمیم بزرگ بگیرد نظام رسانه ای کشور است .
این  که اخبار روزنامه ها حداقل 20 ساعت با اخبار رسانه های های مجازی فاصله داشته و بیات عرضه می شوند و مردم زودتر و آسان تر به تازه های این اخبار و اطلاعات دست پیدا می کنند چه اصراری به انتشار صدها روزنامه است؟

سال های اخیر رسانه های مکتوب به خصوص رسانه هایی که از سوبسید و یارانه های دولتی بهرمند بودند نتوانستند در هماوردی با رقبای مجازی جدید پیروز میدان شوند و به ناچار میدان را به نفع این واقعیت امروز دنیای رسانه های مجازی خالی کردند!

کرونا و سیستم فشل اداری و مطبوعات کاغذی

امروز شمارگان همین رسانه های برخوردار از خدمات حمایتی و سوبسیدی که غالبا دولتی و حاکمیتی است به حداقل هایی که غالبا سهمیه اداری و نهادهای دولتی است رسیده است؛ بهتر است این رویداد کرونایی آغازی باشد برای مهاجرت جدی روزنامه ها از شکل فیزیکی به مجازی و الکترونیکی!
این اقدام درامد خوبی برای انتقال بسیاری از فعالیت های از این دست به فضای مجازی خواهد بود .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کرونا و سیستم فشل اداری و مطبوعات کاغذی

منتشرشده در یادداشت

چند پرسش از معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش در مورد تبعیض درون سازمانی

با سلام خدمت همکاران محترم و هر آن کسی که مخاطب این نوشته قرار می گیرد.
سوالم این است که بر اساس رای شماره ۶۵۳/۹۶/ه مورخ ۹۷/۰۷/۱۰ دیوان عدالت اداری در خصوص ماده ۹۹ پرداخت اضافه کاری منوط به کار اضافی و خارج از ساعات کار اداری می‌باشد، اما همه می دانیم که این هدف هیچ وقت محقق نمی شود زیرا کارمندان اداری اولا ۱۷۶ ساعت موظفی را انجام نمی دهند و ثانیا خارج از ساعت هم در محل کار حضور ندارند.اما طبق معمول و به بهانه های مختلف از آن چشم پوشی می شود؟

واقعا اگر قرار است همه چیز طبق مر فانون پیش برود از آقای الهیار ترکمن می پرسیم اول تکلیف این اضافه کارها را روشن کنند و بگویند پرداخت این اضافه کاری بر چه مبنایی انجام می شود؟ و همه ی این اغماض ها در حق کارمندان و سخت گیری در حق معلمان بماند.

اما در موردی دیگر هم طبق ماده ۴ فصل دهم اضافه تدریس برابر با (مجموع حق شغل، شاغل، مدیریت تقسیم بر۱۷۶) ضربدر ۲ باید باشد در واقع یک هشتاد و و هشتم ،اما یک صدم محاسبه می شود، یعنی۱۲ درصد از اضافه تدریس معلمان را برخلاف ماده ۴ فصل دهم کم می کنند . چرا برای کم کردن حق معلم قانون به شما اجازه می دهد ،اما برای برقراری فوق‌العاده ویژه همین قانون چنین اجازه ای نمی دهد؟
آقای ترکمن شما که خود را معتقد و پای بند به قانون می دانید چرا حق التدریس معلمان را مطابق قانون خدمات کشوری پرداخت نمی کنید ،اما اضافه کار اداری را برخلاف قانون و رای دیوان عدالت اداری پرداخت می کنید؟
چرا با دور زدن قانون، بخشنامه ۱۸۵۱۷۹  رتبه بندی معلمان را به کادر اداری تسری می دهید در حالی که در سال ۹۴ به موازات رتبه‌بندی معلمان فوق‌العاده ویژه اداری اجرا می شود اما حق شغل حرفه‌ای معلمان جزء 50 درصد فصل دهم محسوب و حذف می شود؟
آیا دلیل این امر این نیست که خودتان و همکاران اداری تان را بالاتر از معلمان دانسته و خود را محور حق تلقی می کنید؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چند پرسش از معاونت برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش در مورد تبعیض درون سازمانی

منتشرشده در یادداشت
دوشنبه, 18 فروردين 1399 15:54

از " کرونا " به " شاد"

ویروس کرونا و شبکه شاد و اجبار وزارت آموزش و پرورش

ظهر جمعه پانزدهم فروردین ،همه جا تعطیل و قرنطینه کرونا ،حاکم بی رقیب این روزها. ناچار برای خرید روزانه به میدان تجاری نزدیک خانه می روی.چند خرید جزیی .پسر جوان فروشنده که می داند تو "معلم"ی و تو را همیشه "استاد" صدا می زند به زبان در می آید که :
- استاد برای شما که خوب شده است، از کی تعطیلین، دیگه تابستونا کم بود ،حالا "کرونا" بیشتر تعطیلتون کرده...
نگاهش می کنی و کارت را در دستگاه کارتخوان می کشی و او هنوز می گوید:
...تو خونه می شینید و حقوقتونم که سرجاشه ،دیگه چی میخواین؟ مث ما که نیستین، سرما و گرما باید بیایم این جا ،سرپا وایسیم و اگه ی روز نیایم چیزی گیرمون نمیاد...
مشتری که تو را می شناسد به طرف داری تو در می آید :
- این جوری هم نیس. معلما خیلی زحمت می کشن.کارشون سخته.
تو هنوز داری گوش می دهی. خریدت تمام شده است. کیسه ها را یکی می کنی.ماسک کرونا را از صورتت برمی داری ...
- حاضری بیای مهر و آبان جای من بری کلاس و من نه ماه بیام در مغازه تو وایسم؟...
معلوم بود جاخورده !
...معلمی کار آسونی نیس پسر. کار هرکسی هم نیس. ما که کارمون خوبه. خدا به داد معلمای ابتدایی برسه. بیس سی تا بچه را می دن دسشون و معلم بیچاره باید تر و خشکشون کنه. ناز بکشه .قهراشونو جور بکشه. بزرگشون کنه...
وسط حرفات پرید که :
- مادر خودم معلمه ،می فهمم...
- به به چه خوب . پس شما دیگه چرا این حرفا رو می زنین؟
مشتری در آمد:
- آره بابا کار هر کسی نیس که با بچه های مردم سروکله بزنه.
- ببین ! مردم می گن و خیال می کنن ما این روزا تعطیلیم و بیکار و حقوقمون هم سرجاشه که هس اما چجورشو دیگه نمی دونن.
این روزا خیلی از معلما بی سر و صدا و با همین گوشی -گوشی را نشانش می دهی - و اینترنتی که خودشون هزینه شو دادن دارن بیش از ساعتای قانونی روزای معمولی درس می دن...
پسر سکوت کرده بود و داشت نگاه می کرد.
... باید صدا ضبط کنن و فیلم بسازن و ویدیو دانلود کنن و پاور بسازن و سوال و تست آماده کنن و تو گروهایی که خودجوش ساختن به بچه ها برسونن تا نکنه درس و مشق مدرسه ها عقب بمونه.اونم تو خونه با زن و بچه و امکانات محدود.
حالا دوس داری جای من باشی و بیای درس بدی؟
پسر سرش پایین است و تو کیسه های خرید را برمی داری و ماسک را به صورت می زنی و از مغازه بیرون می آیی. فرهنگیان هم سابقه این قلم به یاد دارند که سال های آغازین دهه نود در هماهنگی با ارتقای دانش فرهنگیان و با حمایت سازمان فرهنگی "یونسکو"در ایران هم طرح آموزش کامپیوتر اجرا شد و از اصول اولیه آن اهدای یک دستگاه کامپیوتر به هر فرهنگی بود و بودجه آن هم از سوی سازمان ملل تامین شده بود اما مشخص نشد متولیان آن روز آموزش و پرورش آن بودجه ها را در چه مسیر و هدفی هزینه کردند که به هیچ کارمند و معلمی کامپیوتر تعلق نگرفت.
*
از دوم اسفند با فراگیر و برملا شدن حضور و شیوع و گستردگی ویروس "کرونا" به ناچار مدارس و آموزش تعطیل شد و معلم و دانش آموز در خانه ماندند و...
اما آموزش تعطیل نشد. دلسوزان امر آموزش به مدیران آموزشگاه ها پیشنهاد راه اندازی گروه های آموزشی در فضای مجازی دادند و برای هر کلاس و دانش آموزانش برنامه های تدریس تدارک دیده شد.
"به اندازه بود باید نمود خجالت نبرد آنکه ننمود و بود"
بسیاری از معلمان ادعای حرفه ای بودن ندارند ،اما بی جیره و مواجب اضافی ،بی چشمداشتی از دولت- متولی حقوقی آموزش- تنها به حکم وظیفه اخلاقی و صنفی و انسانی خود راضی به توقف آموزش نشدند و نشد.
این روز ها در پیام رسان های "واتس اپ " و "تلگرام"چه بسیار کانال ها و گروه هایی که تشکیل شده اند تا در حد توان خویش - گاه بیش از آن - درس بگویند و نگذارند توقفی ناخواسته در آموزش پیش بیاید.
اگر همه ادارات بزرگ و کوچک و بنگاه های دولتی و خصوصی و شخصی - به تبع این ویروس- به سکون و تعطیلی رفته اند و حتا دانشگاه ها در سکوتند،آموزش و پرورش - معلمان - نخواسته اند و نمی توانند فرزندانشان را رها کنند و با توان مضاعف تدریس را پی گرفته اند.
*
چونان هماره تاریخ این چند دهه، متولیان امر یا در خوابند یا خواب می نمایند. بیش از یک ماه از توقف ناچار آموزش گذشته است و وقتی گمانه ها بر آن شد که ممکن است بازگشایی مدارس به این سرعت و زودی ها نباشد ،گوش به فرمان های وزارتی و "ستاد" دست به کار شده اند تا "خلق الساعه" بخواهند کاری کنند تا عریضه خالی نباشد.

ویروس کرونا و شبکه شاد و اجبار وزارت آموزش و پرورش

گام نخست :
بمباران برنامه های آموزشی شتاب زده در شبکه تلویزیونی "آموزش" که پر از تدریس های نا کارآمد و گاه نا هماهنگ با بودجه بندی کتاب ها و حتا فاجعه بار تر، تدریس و آموزش غلط مواد و موضوعات آموزشی در تلویزیون( ر ک: به آموزش قالب های غزل و قصیده در فارسی متوسطه اول) و الزام بخشنامه ای مدارس به اطلاع رسانی هر روزه برنامه های شبکه آموزش ،غافل از آن که با گذشت بیش از چند دهه از عمر "صدا و سیما"ی سلیقه ای ،بسیاری از مخاطبان میلی به تماشای هیچ کدام از برنامه های آن ندارند و برنامه های آموزشی که در حالت عادی نتوانسته "طفل گریزپای را به مکتب آورد" چه رسد که بخواهد در قالب برنامه هایی بی روح و جان ، کودکان و نوجوانان پر شر و شور را به تماشای تلویزیون بنشاند.

دو:
پیشنهاد راه اندازی شبکه آموزش دانش آموز "شاد"از سوی "ستاد" در جهت یکسان سازی و همسان سازی آموزش و رفع تبعیض آموزشی.
گویا آقایان فراموش کرده اند که "اول اسباب بزرگیت فراهم باید".
کدام برنامه مدون؟ کدام کار مطالعاتی؟ کدام تحقیقات کارشناسانه؟ چه مشورت هایی به چه کارشناسانی صورت گرفته است؟ و از همه مهم تر کدام زیر ساخت های نرم افزاری و سخت افزاری و انسانی پیس پینی شده است که بتوانند و بخواهند امر خطیر آموزش را کانالیزه کنند.
درست که وزارت خانه فخیمه و عریض و طویل آموزش در تصدی آموزش رسمی کشور است اما نباید فراموش شود که آموزش غیر رسمی به منزله عرصه رقابت است و تابع دستور و بخشنامه نیست که جناب وزیر و سرپرست دایره فناوری اش بخواهند با ابلاغ و بخشنامه معلمان و خانواده دانش آموزان را وادار کنند که از پیام رسان های داخلی استفاده کنند.
گویا حضرات فراموش کرده اند که دیرگاهی است که کاربران فضاهای مجازی فریب شعارهای بی رنگ و بوی "عدم امنیت پیام رسان های خارجی و سرقت اطلاعات کاربران " را نخورده اند و بر عکس نگران نصب پیام رسان های داخلی اند که مبادا داشته و نداشته فردی و خانوادگی اشان مورد سو استفاده قرار بگیرد.
گویا حضرات فراموش کرده اند که در پی نا آرامی های یک دهه گذشته و اصرارشان بر فیلترینگ پیام رسان های اینستاگرام،فیسبوک،تلگرام و توییتر" و اصرار و تبلیغات گسترده بر دعوت مخاطبان به استفاده از پیام رسان پر طمطراق"سروش" دیری نگذشت که حفره های امنیتی و باگ های زیر ساختی اش بر همگان آشکار شد ،ضمن آن که از بیشینه کاربران ایرانی هم چنان شایق و مایل به استفاده از آن چه فیلتر شده بود بودند.

فراموش شده است که هیچ کاری به اجبار ، منتج به پیامدهای مطلوب و اثر بخش نخواهد شد.

گام سوم:
هنوز هفته ای از ابلاغ بخشنامه الزام فرهنگیان و دانش آموزان به نصب و کارگیری نرم افزار امن و پاک "بله" در امر آموزش نگذشته است که هم الان که این متن نوشته می شود ، معاونت فناوری وزارت اعلام کرده است که زیرساخت های ابتدایی - دقت کنیم ،ابتدایی - برای همه گیری پیام رسان مورد نظرشان تامین نشده و دچار اختلال امنیتی است ،پس امکان راه اندازی سامانه "شاد"وجود ندارد و از همکاران خواسته شده به هر وسیله و شیوه ای که می توانند به تدریس خود ادامه دهند.
*
فرهنگیان هم سابقه این قلم به یاد دارند که سال های آغازین دهه نود در هماهنگی با ارتقای دانش فرهنگیان و با حمایت سازمان فرهنگی "یونسکو"در ایران هم طرح آموزش کامپیوتر اجرا شد و از اصول اولیه آن اهدای یک دستگاه کامپیوتر به هر فرهنگی بود و بودجه آن هم از سوی سازمان ملل تامین شده بود اما مشخص نشد متولیان آن روز آموزش و پرورش آن بودجه ها را در چه مسیر و هدفی هزینه کردند که به هیچ کارمند و معلمی کامپیوتر تعلق نگرفت.
اکنون هم که میل حضرات به راه اندازی سامانه "شاد"است و مایلند از پیام رسان دستوری "بله" استفاده کنند،گویی مایلند "از یک سوراخ دوبار گزیده شوند"و از مسئولیت ،گویا،فقط دستور و بخشنامه اش را می شناسند.
هر معلم ،یک کاربر اینترنت است و هزینه های اتصال به شبکه را از سبد خانوار خودش می پردازد- که تازه همین موضوع بسیار جای انگشت نهادن دارد- اما گمان نمی رود که مسولان و متولیان بتوانند و فرهنگیان بپذیرند که از جیب شخصی اشان هزینه کنند تا پیام رسان داخلی و ناامنی چون "بله "را با اینترنت لاک پشتی پرگره کشور را از ورشکستگی نجات دهند.
باور فرهنگیان فرهیخته و اندیشمند این است "یا زنگی زنگ یا رومی روم" و "آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت". اگر در طی این چهل روز تعطیل ناخواسته آموزش، فرهنگیان آستین همت بالا زده اند و داوطلبانه حس مسولیت خویش را به عرصه و منصه رسانده اند،دیگر آن قدر مطیع و فرمانبر نیستند که گوش به فرمان دستور و تکلیف و گاه توبیخ باشند و بخواهند "بی مزد و منت"به دام ناتوانی ها و ناکارآمدی های ستاد بیفتند.

اگر وزارت آموزش و پرورش و شخص وزیر، دلسوز جامعه آموزشی کشور و سرنوشت دانش آموزان هستند در گام های چندگانه باید موارد زیر را بفهمند و اجرایی کنند:
۱- تصدی گری در امر خطیر آموزش را رها کنند؛
۲- به توصیه های کارشناسان خبره و دلسوز اما مستقل گوش کنند.
۳- بدانند که فقط در حوزه ستادی وزارت نیست که کارشناسان حضور دارند بلکه بسیار افراد خبره و کارکشته و دلسوز هستند که در حوزه های میانی و پایین دست نیاز ها و راه کارهای پیشرفت و کارآمدی آموزش را می دانند و اجرایی کرده اند.
۴- مسئولان وزارت باید بدانند که با سلام و صلوات و قیچی و روبان بریدن و ژست های مقابل دوربین نمی توانند آموزش و پرورش را سرپا نگهدارند و به قولی "بی مایه فطیر است "را بفهمند و کاربردی کنند.
5 - هر دانش آموز و البته هر معلمی یک کاربر بالقوه و بالفعل هم زمانند.بهتر است در تمهید زیر ساخت ها "جیب فرهنگیان"را بیت المال فرض نکنند و بکوشند هم نرم افزاری و هم سخت افزاری آنان را تامین کنند تا چنانچه دلسوزی آنان محرز شد،روی یاری و همکاری فرهنگیان هم حساب کنند.

برای این کار :
- بستر سازی و بسط و توسعه اینترنت پرسرعت کشور -هم فرهنگیان و هم دانش آموزان بهره خواهند برد-.
- رفع فیلتر از پیام رسان های پرکاربرد و مورد علاقه کاربران؛
- تامین سخت افزاری نیازهای کاربران،مثلا به هر فرهنگی یک دستگاه تبلت یا تلفن همراه که از ملزومات کاری آنان است اهدا شود؛
- تدوین برنامه های جامع (بلند،میان و کوتاه مدت) آموزش های مجازی که به آمد و رفت دولت ها و وزرا بسته نباشد که بتوان ورودی و خروجی آن ها را پایش و پالایش کرد.
***

ویروس کرونا و شبکه شاد و اجبار وزارت آموزش و پرورش

و اما ما فرهنگیان چه مسولیتی و چه حقوقی داریم؟
- به اندازه توانمان و در حد و قواره ساختار آموزش و پرورش کار کرده ایم .
- شرایط کاری همیشه بر فرهنگیان تحمیل شده است اما هیچ گاه نخواسته ایم آموزش دچاراختلال و کندی و رکود شود.
- در بزنگاه های اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و ،فرهنگیان اگر نه بیش تر از دیگران که همسان و همسوی دیگران هزینه کرده اند که کوچک ترین نمونه اش افزایش ساعات تدریس در دوران جنگ بوده است.
- به حداقل های رفاهی و حقوقی قانعمان کرده اند و ما نیز آبروداری کرده ایم و سیلی به صورتمان نواخته اند و ما دم بر نیاورده ایم .
- هر گونه اظهار نظر صنفی و شغلی و آموزشی فرهنگیان را غدغن کرده اند و از فراخوان های حراستی و امنیتی ما را ترسانده اند ،غافل از این که یک معلم ترسو و ناآگاه نمی تواند جامعه جوان و پرسشگری را تربیت کند.
این روزها ،شواهد و قرائن می نمایانند که برخی مدیران - به ویژه در مدارس دخترانه و البته خاص - برای ابراز فرمانبرداری بسیاری از امکانات نداشته را فراهم کرده اند و گویا همکارانشان را مجبور به نصب پیام رسان های داخلی کرده اند.
این مصداق" از هول هلیم/حلیم به دیگ افتادن"است و فراموش شده است که هیچ کاری به اجبار ، منتج به پیامدهای مطلوب و اثر بخش نخواهد شد.

مراد ما نصیحت بود،گفتیم .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ویروس کرونا و شبکه شاد و اجبار وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور