گروه گزارش/

قاسم نوده فراهانی رئیس اتاق اصناف تهران، اعلام کرد که بر اساس تصمیم ستاد مقابله و پیشگیری از ویروس کرونا، همه مشاغل، حتی اصنافی که از آنها بهعنوان صنوف پُرخطر یاد میشود، از سهشنبه این هفته (۶ خرداد) میتوانند فعالیت خود را آغاز کنند.
فراهانی گفت: «رستورانها، اغذیهفروشی، طباخی و فست فود، گرمابه، سونا و ماساژ، تالار پذیرایی و سالن مراسم، قهوهخانه، چایخانه و تریا از جمله صنوف پرخطر به شمار میروند که پس از تعطیلات عید فطر امکان بازگشایی با رعایت کامل شیوهنامههای بهداشتی ابلاغی را دارند.»
فعالیت مشاغلی که مقامهای دولتی آنها را کمخطر عنوان کرده بودند، از ۳۰ فروردین در تهران از سر گرفته شده بود. فعالیتهای اقتصادی با شیوع ویروس جدید کرونا در ایران تعطیل شده بود.
پیش تر « صدای معلم » گزارشی را با عنوان " تعطیلی مدارس به مهار " کرونا ویروسها " کمکی نمیکند ! " منتشر کرد . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" نتایج مطالعات محققان انگلیسی نشان داد که تعطیلی مدارس نه تنها تاثیر چندانی در کنترل و مهار شیوع ویروس کووید-۱۹ ندارد بلکه با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی منفی برای کشورها همراه خواهد بود.
در پی تشدید بحران همهگیری کووید-۱۹ و در راستای کمک به طرح فاصلهگذاری اجتماعی، تاکنون مدارس بیش از ۱۰۰ کشور جهان تعطیل شدهاند. حال اما یک پژوهش جدید مؤثر بودن این تعطیلیها را در کاهش شیوع این بیماری زیر سؤال برده است.

به گزارش تارنمای روزنامه «گاردین»، در این مطالعه تیمی از محققان به سرپرستی دانشگاه کالج لندن (UCL) با مرور ۱۶ تحقیق درباره همه گیری دیگر کرونا ویروسها از جمله اپیدمی سارس در سال ۲۰۰۳، دریافتند که تعطیلی مدارس به مهار این نوع بیماریها کمکی نمیکند.
محققان در این تحقیق که در مجله The Lancet Child & Adolescent Health منتشر شده است، نتیجه گرفتند که شواهد و مدارکی که از تعطیلی مدارس برای مبارزه با کووید-۱۹ پشتیبانی میکنند «بسیار ضعیف» بوده و آمارها از شیوع آنفولانزا حاکی از آن است که چنین راهکاری «بر یک ویروس با انتقال پذیری بالای کووید-۱۹ تاثیر ناچیزی داشته و میزان اثربخشی بالینی مشهود آن بر دانشآموزان پایین است.»
پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و ستاد ملی مبارزه با کرونا آن است که بر اساس چه مبانی و استدلالی در مورد " مدارس " تصمیم می گیرند ؟
بر اساس برآوردهای سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (یونسکو)، ۸۹ درصد دانشآموزان در سراسر دنیا اکنون با تعطیلی مدارس روبهرو هستند که تاثیرات عمیقی روی آینده نظام آموزشی کشورها خواهد گذاشت.
در محیطهای دانشگاهی علاوه بر تعطیلی کلاسهای درس، آزمونها، کنفرانسها و سایر رویدادهای عمومی لغو شدهاند و بدین ترتیب تکلیف سال تحصیلی آینده و پذیرش دانشجوی جدید در دانشگاهها در هالهای از ابهام قرار دارد. "
هم زمان با آغاز بحران کرونا ؛ « صدای معلم » گفت و گویی را با دکتر احد نویدی عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در 4 اسفند 1398 انجام داد . ( این جا )
نویدی به صدای معلم گفت :
" در كشور ما در اثر ضعف سرمايه اجتماعي و اعتماد عمومي، همه چيز رنگ و بوي سياسي پيدا ميكند و ارزيابي تدابير مؤثر را دشوار ميسازد. بنابراين، بايد ديد چه گروههايي به تعطيلي مدارس اصرار ميكنند ؟
برخي از خانوادهها واقعا نگران هستند و بيم آن دارند كه فرزندان آنها در مدرسه مبتلا بشوند و در اثر ترس در مورد امكان ابتلا و نيز اثرات بيماري فاجعه سازي ميكنند و معمولا از اثرات رواني اين فاجعه سازي غفلت ميورزند.
معلمان و دانشآموزان عزيز ما به دلايلي از تعطيلي استقبال ميكنند. مديران ارشد كشور هم معمولا در اتخاذ تصميم قاطع و قابل اعتماد ناتوان هستند.
در اين شرايط براي اتخاذ تصميم معقول بايد همه جوانب امر را در نظرگرفت .
.به نظر ميرسد بهترين تصميم آماده سازي محيط مدارس و آموزش بهداشت براي رعايت بهداشت و انجام فعاليت آموزشي است.

بايد توجه داشت كه تعطيلي مدارس در كل كشور براي چند هفته مي تواند پيامدهاي زيانباري داشته باشد و در مورد فايده آن ترديد جدي وجود دارد.
يكي از پيامدهاي قابل انتظار نوعي لوث مسئوليت و تضعيف هر چه بيشتر اتوريته نظام مركزي سلامت است.
تعطيلي مدارس تنها به معناي متوقف شدن فعاليتهاي آموزشي نيست بلكه نوعي اعلام فاجعه و توقف بسياري از فعاليتهاي اقتصادي و اجتماعي است. لذا بايد ديد مردم و ساير كشورها چه معنايي به اين امر خواهند داد و چگونه رفتار خواهند كرد."
وزیر آموزش و پرورش در نشست رسانه ای با خبرنگاران در 28 اردیبهشت گفت : ( این جا )
تا کنون بیش از 5 / 12 میلیون نفر از دانش آموزان به این سامانه پیوستند و 98 درصد از مدیران و بیش از 82 درصد از معلمان الان روی این شبکه فعال هستند .
علی رغم گفته های مسئولان در مورد ضریب نفوذ شبکه شاد اما آنان صحبتی در مورد کیفیت آموزش ها نمی کنند . تجربه ناموفق و غیرموثر آموزش های ضمن خدمت و آزمون های آنلاین در سامانه ضمن خدمت فرهنگیان و تاثیر ناچیز آن در توسعه حرفه ای معلمان می تواند مهم ترین دلیل برای ناکارا بودن امتحان غیرحضوری در مدارس باشد .
بدون تردید کیفیت آموزش تاثیر مستقیمی بر افت تحصیلی و نابرابری آموزشی دارد .
از سوی دیگر بیشترین آسیب در این زمینه متوجه مناطق کم برخوردار و محروم است که حتی به اینترنت دسترسی نداشته و از ابزارهای اولیه برای بهره مندی از آموزش های مجازی محرومند .
در همین زمینه مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در هفته آغازین اردیبهشت یک نظرسنجی اینترنتی انجام داد. در این نظرسنجی از دانشآموزان و والدین خواسته شده بود میزان رضایت خود از بازدهی آموزشهای از راه دور مدارس را اعلام کنند. در مدت 5 روز بیش از 20 هزار نفر در این نظرسنجی شرکت کردند و اعداد و ارقامی به دست آمد که زنگ خطری جدی برای تصمیم گیران کشور به صدا در آورد.
15 هزار نفر از شرکتکنندگان در نظرسنجی مخاطب مدارس دولتی بودند که 61 درصد از این تعداد (حدود 10 هزار نفر) بازدهی آموزشهای از راه دور را «ضعیف» ارزیابی کردهاند. 23 درصد نمره «متوسط» به این آموزشها دادهاند و مابقی (16 درصد) بازدهی این آموزشها را «خوب» دانستهاند. ( این جا )

از سوی دیگر ؛ برنامه وزارت آموزش و پرورش در اختیاری کردن حضور دانش آموزان در مدرسه و اجباری بودن حضور معلمان و سایر کادر مدرسه فاقد تئوری مشخص در حوزه آموزش موثر بوده و نوعی رفع تکلیف به شمار می آید .
همان گونه که سیاست های یک سویه و آمرانه وزارت آموزش و پرورش در نصب و اجرای برنامه شاد مخالف اصول و سیاست " مدرسه محوری " بود استمرار این وضعیت و اداره بخشنامه ای محیط های آموزشی نیز در تداوم مخالفت با اصل مدرسه محوری است .
مطابق آیین نامه اجرایی مدارس ، " شورای مدرسه " با تعامل سایر ارکان آن صلاحیت تصمیم گیری در این موارد را داراست .

همان الزامات و شرایطی را که رئیس اتاق اصناف تهران برای بازگشایی مشاغل پر خطر اعلام کرده است می توان به صورت دقیق تر و عینی تر در مدارس به کار بست .
" مدرسه " محیط زندگی است و دانش آموزان با تمرین مهارت های زندگی و برخورد منطقی با بحران ها باید خود را برای آینده و زندگی در مقیاس وسیع تر در مقام یک " شهروند " خود را آماده کنند .
معاون آموزش متوسطه وزیر آموزش و پرورش از حضوری بودن امتحانات دانشآموزان پایه دوازدهم به دلیل نهایی بودن و شرکت در کنکور و دانشآموزان پایه نهم به دلیل وجود هدایت تحصیلی خبر داده است .
تقسیم آزمون های مدرسه به این شیوه موجب خواهد شد تا برخی پایه ها مهم و برخی دیگر " غیرمهم " جلوه کنند و این در نهایت موجب فرمایشی شدن و یا نمایشی بودن امتحانات در سایر دوره ها و پایه ها خواهد گردید .
ضمن آن که زیر ساخت های لازم و آموزش های کافی در این زمینه به دانش آموزان ، خانواده ها و نیز پرسنل مدرسه و معلمان داده نشده است .
تجربه ناموفق و غیرموثر آموزش های ضمن خدمت و آزمون های آنلاین در سامانه ضمن خدمت فرهنگیان و تاثیر ناچیز آن در توسعه حرفه ای معلمان می تواند مهم ترین دلیل برای ناکارا بودن امتحان غیرحضوری در مدارس باشد .

پژوهشی که در " پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی " منتشر شده و عنوان آن " بررسي تاثير آموزش هاي ضمن خدمت بر عملکرد حرفه اي معلمان شهر شيراز "می باشد نتایج این پژوهش نشان می دهد که دوره هاي آموزش ضمن خدمت روش ها و فنون تدريس، مديريت کلاس و سنجش و اندازه گيري، تاثيري بر عملکرد حرفه اي معلمان در تدريس کلاسي، کلاس داري، ارزشيابي کلاسي و وضعيت تحصيلي دانش آموزان ندارد. ( این جا )
پرسش « صدای معلم » از وزارت آموزش و پرورش و ستاد ملی مبارزه با کرونا آن است که بر اساس چه مبانی و استدلالی در مورد " مدارس " تصمیم می گیرند ؟
آیا " دیوار مدارس " همواره باید کوتاه باقی بماند ؟
پر رنگ کردن نقش " مدرسه " در راستای اصل " مدرسه محوری " به همراه در اختیار دادن بودجه و اعتبارات لازم و کافی برای اجرای درست و کامل شیوه نامه های بهداشتی در کنار نظارت علمی و جامع می تواند بهترین تصمیم برای ادامه حیات مدرسه در شرایط کرونایی و تمرین مسئولیت پذیری و حقوق شهروندی باشد .
پایان گزارش/
رومينا دختر سيزده سالهاي که با پسري از خانه فرار کرده بود، بعد از دستگيري و بازگرداندن به خانه، توسط پدرش، با داس، در قتلی ناموسي، کشته شده است. چند خبرنگار از صبح تا حالا خواستهاند تحليلم را بنويسم، اما من چند سؤال دارم.
يک. آيا رومينا به حقوق فرزندياش آگاهي داشت؟ آيا او در مدرسه يا هر جاي ديگري در خصوص خشونت خانگي يا هر تهديد ديگري که ممکن است يک دختر نوجوان را تهديد کند آموزش ديده بود؟
دو. آيا رومينا در زمانهاي که سن و سال اولين ارتباطهاي عاشقانه و جنسي به همين حدود سيزده چهارده سال کاهش يافته است، براي مديريت عواطف و احساسات انسانياش آموزشي دريافت کرده بود؟
سه. آيا قانون جامع و کمنقصي وجود دارد که از فرزندان و بالاخص دختران در مقابل خشونتهاي خانگي – از تحقير گرفته تا کودکآزاري، تجاوز جنسي و قتل – دفاع کند؟
چهار. آيا رومينا به مراکز مشاوره، مراجع حقوقي مسئول در زمينه حمايت از حقوق کودکاني که ممکن است در معرض خشونت خانگي قرار گيرند، دسترسي داشت؟ آيا او شماره تلفن مراکزي را که ميتوانستند از او در مقابل خشونت خانگي دفاع کنند، ميدانست؟
پنج. آيا پدر رومينا براي اعمال آنچه خير فرزندش ميدانسته – ممانعت از ازدواج با فرد نامناسب – به مراکز مشاوره يا هر مرجع کمککننده ديگري دسترسي داشته است؟ آيا اين ظرفيت در رسانه صدا و سيما وجود دارد که آزادانه در اين ماجرا ورود کند و از همه جوانب حقوقي، رواني، خانوادگي، جامعهشناختي و ... به مسأله بپردازد و جامعه را نسبت به چنين رخدادهايي آگاه کند و مبدأ گفتوگوي اجتماعي فراگيري درباره اين پديده باشد؟ آيا صدا و سيما اجازه خواهد داشت ابعاد واقعي اين گونه قتلها در ايران را آشکار کند؟
شش. آيا جامعه در حال گذار ايران به اندازه کافي درباره پديدههاي ناشي از تغييرات اجتماعي – از جمله همين بروز زودهنگام احساسات دختران و پسران و ارتباطات جنسي – دانش، خرد و گفتوگو توليد ميکند؟ (همين ديروز در شمال ميدان تجريش، کمي بالاتر از مرکز خريد ارگ، دختر و پسري در همين سن و سال را ديدم که در تاريکي پيادهرو، عاشقانه يکديگر را بغل کرده بودند، پديده تا اين حد عادي شده است.)
هفت. آيا رومينا مدرسه ميرفت؟ آيا نظام آموزش و پرورش ما در قبال بروز چنين مسائلي مسئوليتي دارد؟ آيا معلمان و مديران مدرسه مسئوليت داشتند وضعيت روحي او را زير نظر داشته و نسبت به بروز واقعهاي نظير فرار او با يک پسر حساسيت نشان دهند؟
هشت. آيا پليس به ابزارهاي قانوني لازم براي بررسي شرايط روحي و رواني اعضاي خانواده و ممانعت از بروز خشونت احتمالي مجهز است؟
نه. آيا پليس، بهزيستي، قوه قضائيه و ... مجازند آمارهاي قتلهاي ناموسي را منتشر نکنند و به گونهاي عمل کنند که گويي اين چنين وقايعي در کشور رخ نميدهند؟

ده. آيا کساني که نقشي در توقيف نُه ساله فيلم «خانه پدري» (با محوريت قتل ناموسي) – فقط به عنوان ابزاري براي طرح مسأله و نمادي از گفتوگوي اجتماعي درباره پديده قتل ناموسي - داشتند و حتي پس از صدور مجوز اکران، باز هم آنرا از اکران بازداشتند، نقش و مسئوليتي در اين گونه قتلها دارند؟ آيا آنها به جز پنهان کردن اين رخدادها و پاک دانستن جامعه از اين گونه وقايع، راهبرد و راهکار ديگري هم براي جلوگيري از تکرار اين وقايع دارند؟
يازده. آيا اين ظرفيت در رسانه صدا و سيما وجود دارد که آزادانه در اين ماجرا ورود کند و از همه جوانب حقوقي، رواني، خانوادگي، جامعهشناختي و ... به مسأله بپردازد و جامعه را نسبت به چنين رخدادهايي آگاه کند و مبدأ گفتوگوي اجتماعي فراگيري درباره اين پديده باشد؟ آيا صدا و سيما اجازه خواهد داشت ابعاد واقعي اين گونه قتلها در ايران را آشکار کند؟
دوازده. سياست و جامعه ايران امروز تا چه زماني ميخواهد يا ميتواند وضعيت «سکس» و «امر جنسي» را زير فرش جارو کرده و چنان با آن روبهرو شود که گويي وجود ندارد يا بهسامان است؟ نظريه سياست بدن و مواجهه با امر جنسي در اين کشور که سياست اجتماعي و فرهنگي بر اساس آن تدوين ميشود چيست؟ کجا درباره آن بحث شده و جامعه در جريان آن قرار گرفته است؟
بنياد خِرَد جنسي اين جامعه چيست و کجا و چگونه اين خرد بررسي ميشود؟ سياست اجتماعي امر جنسي در جامعه ايراني چگونه وضع ميشود؟
سيزده. سياست رسمي حکومت براي حفاظت از کودکان، زنان و قربانيان خشونت خانگي چيست؟ آيا سندي بالادستي براي مهار اين پديده وجود دارد؟
قتل رومينا ريشههاي اجتماعي، سياسي و سياستي دارد که اگر کاوش نشوند، دردي درمان نميشود. بُهت، حيرت و گريستن بدون پرسش و پاسخ مطالبه کردن، بيفايده است.
کانال شخصی
اگر همزمان آزادیخواه و عدالتجو هستیم، "آموزش عمومی" را دستکم نگیریم. اتفاقا توجه به عدالت یعنی توجه به کیفیت و کمیت توزیع آموزش عمومی در سطح کشور. نابرابری در آموزش عمومی به نابرابریهای کلان در جامعه منجر میشود.
در "توسعه عادلانه" (متاثر از نظریههای متاخر عدالت، نه نظریه مطلقنگرانه عدالت چپ ارتدوکس، که دغدغه روش نداشت) نقش مدارس مثل نقش لولهکشی آب برای شهروندان یک شهر است.
لولهکشی آب حتیالامکان نباید "عمومی" و "خصوصی" باشد (درود بر مهدی بازرگان، اولین طراح لولهکشی برابر آب تهران). اگر مقامات از طریق لولهکشی خصوصی آب بخورند؛ آنها دیگر متوجه نمیشوند مردم از آب لولهکشی عمومی چه نوع آبی مصرف میکنند؟
هماکنون حتی در کشورهای سرمایهداری مثل انگلیس اساس بر ارتقای کیفیت مدارس عمومی است. حرف این است که تلاش شود مدیران مدارس خوب و موفق و معلمان خوب در سطح شهر لندن بالسویه توزیع شوند.
در انگلستان، دولت بهترین مدیر و معلم مدرسه را سه برابر حقوق میدهند و او را به مدارس مناطق محروم شرق لندن میفرستند تا فرزند محرومان آموزش با کیفیت دریافت کنند. یا دولت یکسوم ظرفیت پذیرش مدارس با کیفیت را میخرد و از بچههای مناطق محروم این ۳۰ درصد را ثبتنام میکند.
به عبارت دیگر، توسعه عادلانه آموزش و بهداشت و درمان و غذا جزء نیازهای اولیه است و باید تلاش شود در اختیار جمعیت بیشتری از جامعه قرار بگیرد.
در ضمن مشاهدات نگارنده در سه دهه گذشته نشان میدهد که اولا، یکی از منابع رانتخواری در ایران، اختلاف قیمت زمینهایی است که در اختیار مدارس غیرانتفاعی قرار گرفته است.

دوم اینکه، کثیری از مدارس غیرانتفاعی در عمل کیفیت آموزشی خوبی ندارند، بیشتر تسهیلکننده اعطای مدرک هستند.
سوم اینکه، در وزارت آموزش و پرورش تعارض منافع بوده و کسانی وزیر شدند که خودشان مدارس غیرانتفاعی داشتند (وزیر آموزش و پرورش احمدینژاد هم همین طور بود).
به هر تقدیر چهل سال از انقلاب میگذرد و همچنان، کیفیت و توزیع آموزش در وزارت آموزش و پرورش نیازمند بازبینی است.
متاسفانه، اصلاحطلبان، اصولگرایان و مستقلین به عدالت آموزشی توجه ویژه نداشتهاند. جالب اینکه هماکنون غیر از مدارس فرهنگ، نهادهای انقلابی هم تاسیس مدارس غیرانتفاعی را دنبال میکنند!
شبکه جامعه شناسی علامه



افلاطون برای کار یدی ارزش و احترام کمی قائل بود اما برای فراغتی که به وسیله شهروندان لایق به خوبی مورد استفاده قرار می گرفت اهمیت زیادی داشت. فراغت مد نظر افلاطون صرف اجرای موسیقی، نمایشنامه، ورزش و تعلیم دادن اصول می شد. از نظر او برای اندیشیدن، تامل و خودسازی و نیل به خوشبختی باید وقت آزاد داشت.
ارسطو فلسفه زندگی را چگونگی کسب سعادت و خوشبختی می دانست. او معتقد بود اعتدال اجتماع در راستای عدالت طبیعی است و خوشبختی امری همیشگی و فراغت مادام العمر است. به عقیده ارسطو کار به معنای کار یدی و فراهم کردن ضروریات زندگی و اوقات فراغت به معنای آن لحظات زندگی بود که در آن انسان درباره حقایق جاودانی تامل کرده و در موسیقی و تئاتر شرکت می کرد.
ارسطو تجارت و جنگ را در یک سو و اوقات فراغت و صلح را در سوی دیگر قرار می داد. او وقت گذرانی را به عنوان فراغت به حساب نمی آورد. در نزد ارسطو فعالیتهای اوقات فراغت به شدت محدود بود. او تنها موسیقی و تفکر را با ارزش و و در زمره فراغت می شمرد.
"انسان مدرن" را باید انسان بدون "فراغت" نامید.
انسان مدرن برای هر کار و کنش و عملی وقت کافی دارد الا برای پرداختن به "فراغت" در مفهموم فلسفی آن.
اوقات "فراغت" در جهان مدرن و امروزی در معنا و مفهومی کاملا متفاوت و متضاد از مفهوم "فراغت" در نزد فیلسوفان بزرگی مانند افلاطون و ارسطو، مورد استفاده قرار می گیرد.
امروزه اوقات فراغت به همان اوقاتی که قرار است با بطالت و سرگرمی پر شود، اطلاق می شود.

در جهان امروز زندگی انسان به دو بخش کار و سرگرمی تقسیم شده است (دو بخشی که در اندیشه افلاطون و ارسطو ارزش و اعتبار چندانی ندارد) و اصولا زمان و فرصتی برای "فراغت" به مفهوم فلسفی آن وجود ندارد.
سوژه جهان مدرن از صبح تا ساعات پایانی روز در کارخانه و کارگاه و اداره و فروشگاه و.. مشغول فعالیت یدی و اداری است و شب با جسم و روحی فرسوده و خسته یا در مقابل تلویزیون لم داده و با برنامه های مزخرف و وراجی های شبکه های مختلف تلویزیونی اوقات خود را سپری می کند و یا اینکه در شبکه های مختلف اجتماعی مشغول تماشای کلیپ های بی معنی و مشمئزکننده شاخ و پلنگ های اینستاگرامی و.. است.
اغلب این افراد در روزهای تعطیل هفته هم یا در مهمانی های خانوداگی و دوستانه مشغول بازی "پانتومیم" و "مافیا" و امثالهم هستند و یا با تماشای سری چندم فلان سریال هالیودی اوقات خالی خود را پر می نمایند. در این میان آنچه حذف و فراموش می شود اوقات "فراغت" است که در نزد افلاطون به عنوان ارزشمندترین بخش حیات انسان محسوب می شود. اوقاتی که باید صرف تفکر، فهم و شناخت هنر و کسب فضیلت شود.
کانال خرمگس