
دانشگاه فرهنگیان که پس از افزایش پذیرش طی سالیان اخیر پرجمعیتترین دانشگاه دولتی کشور به شمار میآید ، با تصویب هیات امنای آن دانشگاه ، در دوران کرونا و تعطیلی خوابگاه ها ، غذاخوری و آموزش حضوری ، از دانشجویان ماهیانه قریب به ۶۰۰ هزار تومان دریافت می کند !
دانشجویان کارشناسی این دانشگاه که بنا بر قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش (مصوب ۱۳۶۹ و جهت تشویق و جذب شایستگان به حرفه معلمی) معادل مستخدم دولتی با مدرک دیپلم مقرری ماهیانه دریافت می نمایند و سال گذشته این مبلغ به حداقل حقوق کارکنان دولت افزایش پیدا کرده است ، می باید بنا بر تبصره همان قانون و مصوبات هیات امنای این دانشگاه قریب به نیمی از حقوق خود را (که در سال ۱۳۹۹ نزدیک به ۱۳۰۰ هزار تومان است!) بابت هزینه های غذا و خوابگاه پرداخت نمایند.
اکثر دانشجومعلمان (جز عده محدودی نزدیک به یک پنجم جمعیت دانشجویی این دانشگاه) موظف به حضور شبانه روزی در این دانشگاه بوده و در این زمینه انتخابی ندارند و همچنین در صورت استفاده یا عدم استفاده از خدمات غذایی ، ملزم به پرداخت هزینه این خدمات هستند .

این پرداخت اجباری برای خوابگاه هایی با میانگین ۲ متر مربع (!) سرانه فیزیکی و همچنین پرداخت اجباری هزینه تغذیه (در صورت رزرو یا عدم رزور) که غالبا با کیفیتی نامطلوب و بدون کنار غذا و نوشیدنی و ... می باشد ، از ابتدای تشکیل این دانشگاه مورد اعتراض فراوان دانشجومعلمان بوده است و در سال تحصیلی آینده در صورت ادامه این روند ، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بابت هزینه های رفاهی در هر نیمسال قریب به ۶ میلیون تومان پرداختی خواهند داشت ، به عبارت دیگر مبلغی در حدود دو برابر هزینه تحصیل ، خوابگاه و غذای دانشگاه های شهریه پرداز ! با وجود این شرایط و در حالی که دانشجومعلمان امیدوار به اصلاح این فرآیند در جلسه اخیر هیات امنای دانشگاه خود بودند ، بنا بر اطلاعیه معاونت های دانشجویی و طرح و برنامه و توسعه منابع دانشگاه فرهنگیان (اینجا ) ، این دانشجویان میبایست بابت هزینه خوابگاهی ۱۰ درصد و بابت هزینه آموزش مجازی نیز ۱۰ درصد دیگر از حقوق خود را پرداخت نمایند.
این کسر از حقوق ۲۰ درصدی در اختیار دانشجومعلمان نیست و مستقیما با هماهنگی این دانشگاه و وزارت آموزش و پرورش ، با یا بدون رضایت دانشجویان ، از حقوق ایشان کسر می گردد. در این میان اما نکته جالب توجه و غم انگیز آنجاست که دانشگاههای دولتی و روزانه بابت هزینه آموزش حق دریافت مبلغی را ندارند و حتی در دوران کرونا نیز اکثر دانشگاه های غیر دولتی/غیر انتفاعی و پیامنور و آزاد و دوره های شبانه دانشگاههای دولتی در شهریه آموزشی خود تخفیفاتی را قائل شده اند (که البته محل اشکال و اعتراض فراوان است) ، لیکن دانشگاه فرهنگیان که در مقطع کارشناسی فقط دارای پذیرش روزانه است و به نوعی دانشگاهی بورسیه نیز محسوب می شود ، در اقدامی غیر متعارف هزینه آموزش مجازی و هزینه نگهداری خوابگاه های خالی را از همه دانشجویان (حتی بخشی از دانشجویان که تحت شرایطی استثنائی از حضور در خوابگاه معاف هستند!) به میزان ماهیانه ۶۰۰ هزار تومان کسر می کند.
▪️فعالین صنفی و برخی از شوراهای واحد ها در این دانشگاه به مواجهه با این تصمیم برخواسته اند لیکن شورای صنفی مرکزی این دانشگاه(شورای صنفی موسسه) علیرغم وعده های قبلی خود یعنی کسر حقوق ۱۰% در ایام کرونا ، بنا بر مواضعی که تا کنون داشته و همچنین گزارش دانشجویان این دانشگاه ، اقدام قابل توجهی انجام نداده و در این شرایط به سکوت و تسامح روی آورده است.
کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور

چند روزی از مرگ رومینای چهارده ساله که در خواب به دست پدرش به قتل رسیده است می گذرد.
چند روزی که برای مادرش شاید به معنای چندین سال باشد و برای پدرش شاید احساسی آمیخته با غم و یا شادی در جهت برآورده شدن آن چیزی است که انتظارات فرهنگی در آن نقش داشتند. انتظاراتی که منجر به افزایش استرس و اضطراب فرد می شود و در صورت برآورده نشدن آن موجب طرد فرد از فرهنگ و یا ایجاد احساس گناه و شرم در او می شود. اگرچه که ارتباط میان انتظارات فرهنگی و عملکرد او هرگز به معنای سلب مسئولیت از او نخواهد بود. چرا که انسان همواره آزاد است و اختیار و اراده در کنترل او است. همچنین او با در نظر گرفتن پشتیبانی که آن را قانون می نامیم، دست به چنین تصمیمی زده است.
امروزه علم روانشناسی از تاکید صرف بر عوامل زیستی اجتناب می کند و با برقراری رابطه ای متقابل با علوم دیگری همچون انسان شناسی، نقش فرهنگ را در شکل گیری اختلالات روانی موثر می داند. بنابراین فارغ از آنکه فرد از چه عوامل زیستی برخوردار است، محیط او نقش به سزایی را در شکل گیری اختلالات متعدد ایفاء می کند و تلفیق علوم متعددی همچون روانشناسی و انسان شناسی است که منجر به تحلیل عمیقی از یک واقعه می شود.
افراد بر حسب آنکه در چه محیطی و با چه فرهنگی در رابطه با فرایند یادگیری و نقش پذیری قرار می گیرند، صفات شخصیتی خاصی را برای خود می سازند. به همین دلیل است که با مطالعه ی فرهنگ های متفاوت به درک صفات شخصیتی مشترک افرادی نائل می شویم که درون یک فرهنگ و در کنار یکدیگر زندگی می کنند. اما سوال این است که فرهنگ چگونه می تواند با ساختن مجموعه ای از انتظارات اجتماعی و فرهنگی افراد را به عملکردهای منحصر به فردی سوق بدهد و در تصمیمات آن ها نقش داشته باشد؟
انتظارات فرهنگی چگونه اراده و عملکرد افراد را محدود می سازد و فاصله ی میان ارزش ها و انتخاب های افراد را بیش از اندازه می کند؟

فارغ از تعریف فرهنگ و تساوی آن با مجموعه ای از ارزش ها و هنجارهای مشترک، پاسخ این سوال را باید برمبنای انواع متفاوتی از فرهنگ اعم از فردگرا، سنتی و جمع گرا گذاشت.
در فرهنگ های جمع گرا آنچه اهمیت دارد فرد نیست، بلکه اجتماعی است که مجموعه رفتارهایی از طیف به هنجار و یا نابه هنجار را برای افراد خود می سازد که در صورت به انجام رساندن آن پیوستگی و اتحاد میان اعضاء را تقویت می کند. افراد با انجام آن چیزی که انتظارات فرهنگی از او می خواهند نه تنها گاهی خود را خشنود می یابند که در بازتولید عقاید و باورهای فرهنگی مشترک نقش به سزایی را ایفاء می کنند. در نتیجه فرد فارغ از آنکه خود و انتظاراتش را در نظر بگیرد، دیگرانی را در نظر می گیرد که چشم به عملکرد او دارند. او آنچه را که دیگران از او بخواهند انجام می دهد و اگر عملکردش در رابطه با برآورده ساختن انتظارات دیگران به تعویق بیفتد، دچار استرس و اضطراب می شود.
از این رو روایت شده است که پس از بازگشت رومینا به خانه، اطرافیان پدرش او را به قتل رومینا تشویق کرده اند و گاهی از او می پرسیدند که چگونه با چنین بی آبرویی می خواهد به زندگی ادامه دهد؟

اگرچه که ارتباط میان انتظارات فرهنگی و عملکرد او هرگز به معنای سلب مسئولیت از او نخواهد بود. چرا که انسان همواره آزاد است و اختیار و اراده در کنترل او است. همچنین او با در نظر گرفتن پشتیبانی که آن را قانون می نامیم، دست به چنین تصمیمی زده است. چنانکه پیش از انجام این کار در رابطه با مجازات پدری که دخترش را به قتل برساند تحقیق می کند و گویی دستاوردش در میزان جرات او برای چنین تصمیمی موثر بوده است. بنابراین همه چیز در ترکیب یکدیگر دست به دست هم می دهند تا رومینای چهارده ساله با همه ی آرزوهایش به زیر خاک برود.
در پایان ؛ رومینا اولین و آخرین قربانی گفتمان های جنسیتی برخاسته از ارزش های فرهنگی نیست و نخواهد بود. سال های بسیاری است که دخترانی همچون او به دلیل انتظارات فرهنگی و عقاید و باورهای مشترک که به اشتباه هنجار نامیده شده اند از قطار زندگی جا مانده اند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

«عباس سلطانیان» مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری در گفتوگو با ایلنا درباره نظارت بر امتحانات مجازی در شبکه شاد و اینکه تا چه اندازه این نوع آزمون معیار ارزیابی دانشآموزان است ، گفت: مقوله نحوه برگزاری امتحانات و بازگشایی مدارس را در قالب یک دستورالعمل برای ادارات کل آموزش و پرورش استانها، مناطق، مدیران و دبیران تعیینتکلیف کردیم و این دستورالعمل شامل دو بخش بود؛ در بخش ابتدایی اشاره شد که از ۲۷ اردیبهشت ماه مدارس باز میشود و حضور دانشآموزان در مدرسه به صورت داوطلبانه و اختیاری است؛ یعنی اگر دانش آموزی احساس نیاز کرد که باید با معلمش در تماس باشد و اشکالات درسی خود را برطرف کند، میتواند با رعایت نکاتی که وزارت بهداشت مشخص کرده، وارد مدرسه شود.
مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری با اشاره به آموزش مجازی گفت: از ۱۰ اسفند سال ۹۸ تا ۱۰ خرداد ۹۹ کار ما در شاخه نظری تمام و نزدیک ۹۶۶ برنامه تلویزیونی زنده پخش شد.
وی درباره میزان یادگیری دانشآموزان در آموزشهای مجازی خاطرنشان کرد: معلم با وجود ارتباطاتی که با دانشآموز دارند میتواند، این موضوع را تشخیص بدهد که یک دانشآموز چه مقدار از فضای آموزش مجازی استفاده کرده است. وقتی معلم در این زمینه به اطمینان رسید، باید نتیجه را به شورای مدرسه اعلام کند و این شورا پس از انجام بررسیها، باید در رابطه با استمرار یا اتمام آموزش و همچنین ورود به فاز امتحانات تصمیمگیری کند.
سلطانیان با تاکید بر اینکه باید صورت جلسات در مدارس به شکل مکتوب به عنوان اسناد نگهداری شوند، گفت: در دستورالعمل مورد اشاره تصریح شده است، که نتایج امتحانات دانشآموزان باید تا پایان خرداد ماه تعیینتکلیف شود و از این رو همکاران ما باید طبق این فرایند پیش روند.
مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری گفت: پس از این اقدامات شیوه ارائه نمره به دانشآموزان را مشخص و اعلام کردیم، امتحانات پایه نهم و دوازدهم باید حضوری برگزار شود؛ یعنی برنامه امتحانی به دانشآموزان داده شود و آنها مانند سالهای قبل سر جلسه امتحان بیایند.
سلطانیان در پاسخ به این سوال که آزمونهای آنلاین تا چه اندازه در ارزیابی نهایی دانشآموزان موثر است؟ گفت: آزمونهای آنلاین مربوط به پایههای هفتم، هشتم، دهم و یازدهم است. همچنین در بند ۱۶ دستورالعمل بازگشایی مدارس تاکید کردیم، مرجعیت تعیین نمره معلم است که باید زیر نظر مدیر مدرسه این کار را انجام دهد.
وی درباره پروسه نمرهدهی به دانشآموزان گفت: معلم میتواند از ارزشیابی مستمر و پایانی نیمسال اول و زمانی که مدارس باز بوده برای نمره دادن به دانشآموز استفاده کند. همچنین معلم میتواند تکالیف عملکردی، پروژه و کارهایی که دانشآموزان در فضای مجازی به صورت آنلاین و آفلاین انجام دادند را ملاک ارزیابی قرار دهد.
مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری با اشاره به بندی تحت عنوان ارزشیابی حضوری در دستورالعمل آموزش و پرورش گفت: بر اساس این بند اگر معلمی تشخیص داد، دانشآموزی بنا به دلایلی موجه در فضای مجازی آموزش لازم را ندیده است، میتواند از او بخواهد با هماهنگی خانواده به مدرسه بیاید و به صورت حضوری برای او کلاس برگزار کند و حتی شفاهی امتحان بدهد.
سلطانیان افزود: تاکید میکنم حضور دانشآموزان باید به صورت موردی باشد نه این که بخواهند در مورد همه دانشآموزان این کار را انجام دهند و از طرفی ما به شدت مخالفیم که آزمونهای آنلاین تنها ملاک برای نمرهدهی و ارزیابی دانشآموزان باشد.
وی اضافه کرد: ما اعلام کردیم مرجعیت و تشخیص این کار با معلم است و معلم میتواند با استفاده از همه این ابزارها و روشها درباره دانشآموزان قضاوت کند و نتایج ارزیابیها را در اختیار مدیر قرار دهد و مدیر نیز موظف به اعلام نتایج است. در مجموع آزمون آنلاین به هیچ عنوان تنها ملاک ارزیابی نیست.
مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری با تاکید بر اینکه والدین نباید موجبات تقلب دانشآموزان را به هنگام آزمون مجازی فراهم کنند، گفت: وقتی خانوادهای میبیند، دانشآموز در حال امتحان آنلاین است، اگر بستر تقلب را فراهم کند، تخلف کرده است. این رفتار برای آینده جامعه و آن دانشآموز خطرناک است و اصلا خوب نیست؛ به همین دلیل هم خانوادهها باید در این زمینه مراقبت کنند و هم همکاران ما بر اساس بخشنامهای که اعلام کردیم با همان شیوه نمرات دانشآموزان را بر مبنای شناخت خود ارائه کنند.
پایان پیام/

یکی از مهمترین نیازهای انسان، پذیرفته شدن و تعلق داشتن است. اغلب انسانها از انزوا و طرد شدن میترسند و علاقه مندند که بهعنوان عضو یک گروه مورد پذیرش قرار گیرند.
در بحران نوجوانی (که نوجوان نسبت به والدینش دیدی انتقادی و نگرشی عصیانگر پیدا میکند) نیاز به تعلق از خانواده به محیط بیرون انتقال پیدا میکند و نوجوان بهشدت تحت تاثیر الگوهای تفکر و رفتار «گروه رفقا» قرار میگیرد و ما این «همرنگ جماعت شدن» (Conformity) را به وضوح در تغییر ادبیات گفتاری نوجوان و پیروی او از مد میبینیم.
برخی از افراد از این بحران هویت نوجوانی عبور میکنند و دارای یک «هسته هویتی و ارزشی» میشوند که آنها را از همرنگ جماعت شدن و تقلید افراطی نجات میدهد ولی برخی از افراد دههها از عمرشان را در همین حال نوجوانانه به سر میبرند و رای و نظرشان تابع رای و نظر گروهی است که عضو آن هستند. در این گروه از مردم، نمیتوانید تفکر نقاد و استقلال رای بیابید، فرد سخنگوی گروهی است که عضو آن است. برای اینکه ببینید چگونه عضویت ما در یک گروه بر تفکر ما تاثیر میگذارد به ذکر یک مثال میپردازم.

میدانید که یک هیئت از دانشمندان تحت نظر سازمان ملل حدود ۲۵ سال است که وضعیت تغییرات آب و هوایی در کره زمین را زیر نظر دارند. گزارشات این دانشمندان نشان میدهد که در طول ۱۳۰ سال گذشته دمای زمین حدود یک درجه سانتی گراد افزایش داشته است و این گرمایش زمین به احتمال زیاد نتیجه فعالیت صنعتی انسان از اواسط قرن بیستم بخصوص سوزاندن سوختهای فسیلی است. بنابراین برای پیشگیری از فجایع آب و هوایی در آینده لازم است که صنایع بزرگ روند بازسازی گسترده ای را آغاز کنند.طبعا این بازسازی برای صنایع هزینه زیادی در پی دارد و صاحبان صنایع بزرگ سعی دارند برای اجتناب از این هزینهها مساله گرمایش زمین را کم اهمیت جلوه دهند.
یک پژوهشگر به نام «دن کاهان» در دانشگاه «ییل» (Yale) یک پژوهش را بروی ۱۵۴۰ آمریکایی انجام داد و از آنها خواست تا میزان خطر گرمایش زمین را در یک مقیاس صفر تا ده بیان کنند.
«کاهان» می خواست ببیند ارتباط بین باور داشتن به این خطر با سطح دانش آزمودنیها و سایر عوامل چقدر است.
نتیجه پژوهش شگفت انگیز بود:
آنچه بیش از سطح تحصیلات تعیین کننده عقاید آزمودنیها بود عضویت آنها در گروههای بزرگ اجتماعی سیاسی بود!
به گفته «کاهان» آمریکاییهایی که تفکرات سوسیالیستی دارند و به سرمایه داران و صاحبان صنایع بزرگ نگرشی منفی دارند بیشتر احتمال دارد خطرات گرمایش زمین را بپذیرند در حالیکه آمریکایی هایی که نظام سرمایه سالاری (کاپیتالیسم) را میپذیرند کمتر احتمال دارد خطرات گرمایش زمین را بپذیرند! بنابراین گرایش سیاسی یک آمریکایی (دموکرات یا جمهوری خواه بودن) میتواند بر واکنش او بر دادههای علمی تاثیر بگذارد.همه ما دانسته یا نادانسته عضو یک «جامعه مرجع» هستیم و این جامعه مرجع قطب نمایی است که جهت گیری کلان انتخابهای ما را تعیین میکند.
هر چه بیشتر در دوران نوجوانی جا مانده باشیم بیشتر تابع این جامعه مرجع هستیم.
ما با هر انتخاب کوچک خود (از انتخاب روزنامهای که میخریم و شبکه تلویزیونی که تماشا میکنیم گرفته تا انتخاب تیم فوتبالی که طرفدار آن هستیم و لباسی که میپوشیم) مشغول انتخاب جامعه مرجعمان هستیم و در نهایت نحوه تفکر ما تابع «اجماع این گروه مرجع» است.
پی نوشت:
پژوهش «دن کاهان» را از مقاله دوران ناباوری – مجله گیتا نما – شماره ۲۹ نقل کردم.
سایت دکتر محمدرضا سرگلزایی

گفت روزی آینه اَلماس را
می شکافی از چه عام و خاص را ؟
کی خراشیدن ، شکستن ، ریختن
شأنت افزایَد ؟ عَوامُ النّاس را
ما رومینا را نشان زان داده ایم
تا بیابی ریشه ی خنّاس را
بعد از این بر سَر بُریدن ها مِثال
بَر نیاری غیرتِ عبّاس را
بر نِگَر در کارگاهِ خویشتن
تِرمِه می بافند ؟ یا کَرباس را ؟
گفت اَلماسش ، سخن کوتاه کُن
من به تابوتش نهادم ! یاس را
کیست تا نشکسته ای کُن بر مَلا
با کدام اندیشه سازَد داس را ؟

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

1 . مدت هاست در سطح وزارت آموزش و پرورش و ادارات کل و ادارت بحث تغییر ساختار وزارت آموزش و پرورش وبه ویژه انحلال معاون پژوهش، برنامه ریزی و نیروی انسانی مطرح است و در طول هفته های گذشته حتی اخباری از ادغام معاونت های آموزش ابتدایی و متوسطه و تشکیل یک معاونت آموزش و ادغام معاونت تربیت بدنی و سلامت در معاونت پرورشی منتشر شده بود که از قرار معلوم متوقف شده است و قرعه به معاونت پژوهش افتاده که در سطح وزارتخانه متولی خاصی ندارد تا از آن دفاع کند .
2. تفییر ساختار اداری آموزش و پرورش سریالی مداوم وبی حاصل است . نگاهی به تغییر ساختار های مداوم وزارت آموزش و پرورش نشان می دهد به صورت پیوسته معاونت ها ، ادارات کل و دفاتر در هم ادغام یا تفکیک شده اند .
ولع تبدیل دفاتر به اداره کل ، ادارات کل به معاونت و معاونت به سازمان و کشمکش حوزه های متفاوت برای ادامه حیات آموزش و پرورش را از هدف اساسی خود دور کرده است و موجب گسیختگی و موازی کاری در ساختار وزارت آموزش و پرورش شده است . اینکه این تغییر ساختارها براساس چه مبانی علمی و اجرایی انجام می گیرند و قرار است چه گره ای از معضلات مدارس و دانش آموزان بگشایند مشخص نیست .

3. در وزارت آموزش و پرورش پست ها با افراد شاغل در پست تعریف می شوند . در حال حاضر کفه قدرت جناب اللهیار ترکمن معاون محترم برنامه ریزی و توسعه منابع سنگین است و همه امور به سمت معاونت فوق سرازیر می شود .
به دلایل مختلف در مورد کارکرد سازمان نهضت سواد آموزی سخنی گفته نمی شود در حالی که واگذاری امور سازمان فوق به معاونت آموزش ابتدایی باعث پیشگیری از بی سوادی می شود. تا زمانی که در راس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و مرکز فناوری اطلاعات ، برنامه ریزی و نیروی انسانی دو فرد صاحب نفوذ بودند درباره انحلال معاونت پژوهش ادارات کل صحبتی نمی شد .
4. در ساختار وزارت آموزش و پرورش با سازمان ها و نهادهایی روبه رو می شویم که بیشتر وظیفه تحصیل بودجه را ایفا می کنند .برای مثال دانشگاه فرهنگیان چه تغییری جز افزایش هزینه و فربه شدن ساختاراداری ایجاد کرده است در حالی که مراکز تربیت معلم می توانستند به همان شکل سابق مانند دانشکده اداره شوند و بار سنگین بودجه سازمان مرکزی دانشگاه فرهنگیان و نهاد های استانی آن اضافه نشود ؟
تقویت مراکر تربیت معلم و تبدیل آن ها به مراکز آموزش عالی و پژوهشی متصل به آموزش و پرورش بر کارآمدی آموزش و پرورش می افزود . چرا درمورد ادارات کلی مانند انجمن اولیا و مربیان و مانند اینها و کارکرد آن ها بررسی های کارشناسی صورت نمی گیرد؟
5. متاسفانه در سال های اخیر امر مهمی مانند آموزش ضمن خدمت به فراموشی سپرده شده است و تغییر ساختارها در جهت نابودی آن بوده است .
در ساختار جدیدی که برای آموزش و پروش ایجاد شده است آموزش نیروی انسانی در امور اداری ادغام شده است . در حالی که وزارت آموزش و پرورش با سایر وزارتخانه های متفاوت است و آموزش معلمان مانند آموزش سایرکارکنان دولت نیست . با این ادغام همین مقدار اندک و ناکارآمد آموزش های ضمن نیز از کار خواهد افتاد. مهم ترین اقدام دراین زمینه واگذاردن آموزش ضمن خدمت به سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به عنوان متولی برنامه ریزی درسی می باشد .
همچنین ادغام پژوهش و آموزش نیروی انسانی در سطح ادارات کل و ادارات امکان تشکیل مراکز آموزش و پژوهش کاربردی را در سطح مناطق فراهم می کند . به دلایل مختلف در مورد کارکرد سازمان نهضت سواد آموزی سخنی گفته نمی شود در حالی که واگذاری امور سازمان فوق به معاونت آموزش ابتدایی باعث پیشگیری از بی سوادی می شود.
5. در حال حاضر در ساختار وزرات آموزش و پرورش با گسیختگی ساختاری به ویژه در مورد آموزش و امور مدارس روبه رو هستیم و در تغییر ساختار به جای ادغام فعالیت های موازی و کاهش هزینه ها بر شدت این گسیختگی اضافه می شود . درصورتی که اگر امور مربوط به آموزش و مدارس در معاونت های آموزشی متمرکز شوند بر کیفیت نظارت و افزوده می شود . اموری مانند مدارس استعدادهای درخشان و مدارس شاهد و ایثارگران دارای ساختار های جداگانه هستند که در سطح ادارات کل و ادرات نیز ادامه دارند که با ادغام آن ها به عنوان زیر مجموعه معاونت آموزش متوسطه جایگاه مناسب تری خواهند داشت . ادارتی مانند سنجش و ارزشیابی تحصیلی نیز باید زیرمجموعه آموزش باشند. مدارس غیردولتی نیز نباید مانند جزیره ای جدا از آموزش قرار گیرند .

6. سال هاست در مورد مدرسه محوری سخن گفته می شود و طرح های مختلفی ارائه می گردد . در حالی که استقلال مدرسه هر سال بیش از سال قبل کاهش می یابد . تغییر ساختار وزرات آموزش و پرورش و واحد های استانی و شهرستانی آن باید مهندسی و بازتعریف شوند و حدود دخالت در امور مدرسه مشخص گردد . همچنین نقش نظارتی و هدایتی ادارات کل و ادارات نیز به صورت واضح و روشن تبیین شود .
تغییر ساختار وزرات آموزش و پرورش باید بر مبنای حدود وظایف و اختیارات و نیازهای مدرسه باشد و سپس ساختار در جهت تقویت و ارتقای نهاد مدرسه و نظارت کارآمد بر مدارس طراحی گردد . این تغییر ساختار ها مدت ها ذهن افراد مختلف رادر سطح وزارت آموزش و پرورش ، ادارات کل و ادارات مشغول می کند و دولت بعدی و وزیر آینده دوباره برای تغییر ساختار جدید همت خواهد کرد وهمچنان این سریال بی حاصل تغییر ساختار ادامه خواهد داشت .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نزدیکیهای خانهمان مغازهای است که همیشه جلوی آن، یک طوطی خاکستری در قفسی دیده میشود. طوطی گاهی چیزهایی میگوید، اما هر وقت که دلش بخواهد. هر بار که این طوطی را میبینم، از خودم میپرسم: پرنده بودن برای او چه معنایی دارد؟ وقتی نتوان پرید، چه فایده که اسمت پرنده باشد! درست است که این طوطی بال و پرِ پریدن دارد، اما اجازهاش را ندارد. لازم نیست کسی به طوطی پریدن یاد بدهد، کافی است بال و پرش باز باشد تا بپرد؛ همین!
به ماهیهایی که داخل آکواریوم هستند، نگاه کنید. لازم نیست کسی به ماهی شنا بدهد. کافی است او را در آبی زلال و جاری رها سازید تا ببینید چه کیفی میکند!
به بچهها هم نگاه کنید؛ باور کنید لازم نیست کسی به بچهها فکر کردن، استعداد، خلاقیت یاد بدهد. کافی است زمینههای اجتماعی و محیطی را فراهم کنیم تا بچهها فرصت داشته باشند بیندیشند، استعدادهایشان را نشان دهند و خلاقیتشان شکوفا شود. تربیت محدودکننده و تکلیفشده، همانند پرندۀ در قفس و ماهی در آکواریم، کودک را وادار به کارهایی میکند که شاید شبه تفکر، استعداد و خلاقیت باشد، اما لذتی و شوقی در آن نیست.
آموزش و پرورش ما میخواهد روی همه چیز کنترل داشته باشد و مراقب است تا چیزی خارج از ادارهاش در مدارس روی ندهد.
عجیب است که در چنین نظام تربیتی، عدهای از متولیان فرهنگ و تربیت کشور، از ترغیب کودکان به تفکر انتقادی هم حرف میزنند. کدام بسترها و زمینهها برای اندیشیدن، مستقل بودن، ایراد گرفتن و نقد کردن فراهم کردهایم که به بچهها حس پرواز و شنا کردن دست بدهد؟
نکند انتظار دارید ماهی داخل آکواریوم، ماهی سیاه کوچولو بشود!

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

نشست خبری « رضوان حکیم زاده » معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش امروز شنبه دهم خرداد در سالن اجتماعات این معاونت واقع در ساختمان مرحوم " علاقه مندان " وزارت آموزش و پرورش برگزار شد .
این نشست با 15 دقیقه تاخیر آغاز شد .
« محمدرضا سیفی » مدیر کل امور عشایری دلیل تاخیر را گفت و گو با خبرنگار شبکه خبر بیان کرد اما گویا این خبرنگار تاخیر داشته و مصاحبه صورت نگرفته بود .
هر چند در میانه ی نشست نیز روند عادی نشست قطع و مدت 3 دقیقه به انعکاس زنده این نشست توسط صدا و سیما اختصاص یافت .
موضوع نشست امروز به " ثبت نام " و مسائل مربوط به آن اختصاص یافته بود اما در بنر ی که پشت سر معاون آموزش ابتدایی بود موضوع شخصی بیان نشده بود .

همه پرسش های خبرنگاران و رسانه ها حول موضوع " ثبت نام " در تابستان امسال و چگونگی ادامه روند تحصیلی با احتمال استمرار بحران کرونا بود .
حکیم زاده در پاسخ به پرسش خبرنگاری در مورد وضعیت تشکیل کلاس های درس با تراکم بالا گفت :
یکی از نگرانی های عمده ما بحث تراکم بالای دانش آموزان خصوصا در دوره ابتدایی است . هر چه تراکم دانش آموز بالاتر باشد فرصت یادگیری در مورد دانش آموزان آن کلاس کم تر می شود و روی کیفیت یادگیری دانش آموزان اثر می گذارد .

اقدامی که امسال انجام شد و با حمایت وزیر محترم آموزش و پرورش انجام شد ، محاسبه تعداد نیروی لازم نیروی انسانی مورد نیاز وزارت آموزش و پرورش بر اساس مصوبه 886 شورای عالی آموزش و پرورش انجام شد و طی یک نامه رسمی و جلسه ای که با آقای انصاری داشتیم به ایشان اعلام شد و درخواست مان این است که برآورد نیر.وی انسانی با در نظر گرفتن این تراکم استاندارد قابل قبول باشد که در دوره ابتدایی 26 نفر است .
اقدام دیگری که انجام شد و دستور االعمل توسعه سنواتی ارسال شد در ستادی که در مورد مدیریت نیروی انسانی بوده و با عضویت معاونین و سایرین زیر نظر آقای وزیر فعالیت می کند برای اولین بار در آن جا برگزاری هر گونه کلاسی در مرحله اول با تراکم بالای 40 نفر ممنوع اعلام شد و استان ها این مهم را باید حتما مورد توجه قرار دهند و در یک برنامه گام به گام مد نظر هست بعد از آن که تراکم 36 نفر و 30 نفر شد و البته ما اعتقاد داریم که ان شاء الله مجلس محترم در این زمینه کمک کنند و سازمان امور اداری و استخدامی به این موضوع توجه داشته باشند که هر گونه سرمایه گذاری در دوره ابتدایی برای آموزش و یادگیری سرمایه گذاری برای امروز و آینده کشور است و نگاه ها عوض شود ما وضعیت بهتری خواهیم داشت .
اما پرسش های « صدای معلم » در این نشست از جنس دیگری بود چرا که برداشت این رسانه از نشست امروز و نیز عملکرد وزارت آموزش و پرورش در این چند ماه پس از بحران کرونا این بوده که فعلا این وزارتخانه برنامه مشخص و یا جدیدی برای سال تحصیلی جدید ندارد .
« صدای معلم » :
درگذشت دانش آموز رومینا اشرفی دانش آموز تسلیت می گویم .
خانم حکیم زاده
پرسش های مرا به عنوان یک " زنگ تنفس " در نظر بگیرید .
چندی پیش شما از برنامه " خشونت زدایی از محیط مدارس " گفته بودید .
فرمودید :
" باید فرهنگ احترام به کودکان در خانوادهها، سازمانها و در همه جای کشور را نهادینه کنیم و در همین راستا برنامه ارتقای کرامت کودکان و خشونت زدایی از محیط مدارس تدوین خواهد شد . "
" منظور از خشونت در طرح خشونتزدایی از مدارس، خشونتهای غیر فیزیکی مانند سرزنش، تحقیر ، مقایسه و برچسب زدن به کودکان است.
شما هدف این طرح را ارائه دانش و نگرش و مهارت لازم برای شناسایی و مقابله با این نوع خشونت معرفی کردید .
در قضیه " رومینا " که بحث روز شبکه های اجتماعی است انگار اصلا وزارت آموزش و پرورشی در این مملکت وجود ندارد !
حتی دریغ از یک پیام تسلیت توسط شما و یا وزیر آموزش و پرورش !

تشکل های دانش آموزی مانند سازمان دانش آموزی ، مجلس دانش آموزی ، بسیج دانش آموزی و... که خود را مدافع حقوق دانش آموزان معرفی می کنند کجا هستند ؟
وزارت آموزش و پرورش در کجای این جریانات تعریف می شود ؟ در حالی که رومینا دانش آموز بود و آموزش و پرورش و ارکانش به دور از موضع " انفعال و تماشاگری " کمی می توانستند نقش فعالانه تری در این گونه مسائل و موارد ایفا کنند .
موضع و برنامه وزارت آموزش و پرورش در مورد مسائلی مانند مراقبت های جنسی ، مقابله با خشونت خانگی و اجتماعی ، کودک همسری ، پدوفیلی ، کودک آزاری و آموزش غیرشعاری مهارت های زندگی چیست ؟
تا کی قرار است راجع به این رفتارها صحبت نکنیم و آنها را پنهان کنیم ؟
2-4 آبان 1398 گفته بودید :
" کاش هیچ وقت مسیر رفتن به سَمتِ آموزش غیردولتی را آغاز نمیکردیم اما حالا با جداسازی دانشآموزان در مدارس مختلف ، "نظام طبقاتی ساسانیان" را به شکل دیگری پیاده کردهایم! "
این در حالی است که سیاست های اصلی دولت روحانی و وزارت آموزش و پرورش برون سپاری و توسعه کمی خرید خدمات آموزشی و نیز تقویت مدارس غیرانتفاعی است .
3- در جلسه ساماندهی مد و لباس که در دفتر معاونت پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش 7 خرداد 1398 برگزار شد گفتید :
" « باید ۴۰ سال بعد از انقلاب بنشینیم و از تجربههای گذشته درس بگیریم در حقیقت یک واکاوی برای فعالیتها داشته باشیم. لازم است به بحثهای رشد و روانشناسی توجه کنیم. هرجا به سمت اشباعزدگی در بحث فرهنگ و ارزشها برویم نتیجه عکس میگیریم.»
آیا در وزارت آموزش و پرورش واقعا برنامه ای برای واکاوی گذشته وجود دارد ؟
شما به عنوان عضوی از شورای معاونین وزارتخانه بگویید اتاق فکر این وزارتخانه کجاست ؟
ارتباط میان اشباع زدگی در آموزش و پرورش و آموزش ایدئولوژیک و سیاست زده چیست ؟
تکلیف نهادهای موازی این دستگاه و افرادی که در این حوزه دخالت های غیرکارشناسی و غیرتخصصی می کنند چیست و چرا شفاف سازی نمی شود ؟
پاسخ رضوان حکیم زاده :
صحبتد های جناب پورسلیمان بیشتر شبیه بیانیه بود . به مسائل و مباحث بسیار متنوعی پرداختند که بعضی از آن ها در حیطه مسئوایت من نیست .
البته توضیحات مختصری بیان می کنم با توجه به این که موضوع نشست ، " ثبت نام " است امیدوارم برای این که وقت بقیه حفظ شود یک گقت و گوی اختصاصی با شما در مورد این موضوعات داشته باشیم و وقت همکاران عزیز تحت الشعاع قرار نگیرد .
اما به صورت اجمالی در مورد طرح خشونت زدایی که قبلا کار کرده بودیم و طرح نهایی شد و پس از تغییراتی که در وزارتخانه اتفاق افتاد مجددا با آقای وزیر این را مطرح کردیم و ایشان هم خیلی تایید کردند .
با توجه به این که ایشان از معاونت های مختلف خواستند که هر معاونتی یک بسته خاص تحولی تدوین کنند و هر معاونتی که راهکارهای سند تحول را به شکل ملموس و به شکل قابل سنجش و اندازه گیری بتواند طی یک برنامه ای اجرا کند و دستاوردهایی داشته باشد که قابل درک برای همه باشد – البته باید در این مورد یک نشست جداگانه داشته باشیم – ما طرح خشونت زدایی را در بستر ... وارد کردیم .

یکی از مواردی که لازم است در مورد کیفیت یادگیری دانش آموزان و ارتقای مهارت ها برای یادگیری ایجاد یک محیط امن برای دانش آموزان است که این محیط امن بیشتر از آن که یک محیط امن فیزیکی باشد ، یک محیط امن روانی و یک محیط امن عاطفی هست .
اعتقاد داریم و باز هم تاکید می کنیم از کودکی و پیش دبستانی احترام به خود را نهادینه کنیم و بحث تعامل مبتنی بر کرامت دانش آموزان را که مورد تایید آموزه های دینی ما هم هست ؛ قطعا شاهد وقایع تاسف باری مثل اتفاقی که جنابعالی به آن اشاره کردید نخواهیم بود و نقش وزارت آموزش و پرورش در این زمینه می تواند نقش پیش گیری با ارائه آموزش های لازم باشد .
امیدوار هستیم برنامه " خوانا " ، طرح تحولی ما که ما داریم دنبال می کنیم و سایر اقدامات وزارتخانه خصوصا تاکید بر آداب و مهارت های زندگی زمینه ای فراهم کند که ان شاء الله در آینده دانش آموزان عزیز ما ، دختران عزیز ما ، پسران عزیز ما با آگاهی بیشتر و والدین ما همچنین با آموزش هایی که می بینند ، با تعامل بسیار عطوفانه ای بتوانند شرایط ی فراهم کنند که به بالندگی بیشتر دانش آموزان منجر شود .
بقیه موارد را همان گونه که عرض کردم نیاز به مصاحبه اختصاصی است که در خدمت شما باشیم .
پایان گزارش/