صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آیا سند تحول بنیادین قابلیت اصلاحات آموزشی و تحول در وضعیت معلمان را دارد  در این ساختار سراسر آشفته آموزش و پرورش ، سندتحول را می توان تنها روزنه ی امیدی دانست که کشتی در حال غرق آموزش و پرورش را به ساحل نجات رهنمون شود و نور امید را در دل دردمندان روشن نماید .

اگرچه با وجود گذشت چندین سال از نگارش سند تحول ، هیچ کدام از وزیران آموزش و پرورش زیر بار اجرای سند مذکور نرفته اند ولی می توان آن را به عنوان مستمسکی جهت همبستگی معلمان و یک مطالبه ی صنفی فراگیر تبدیل کرد.

نسخه ی 36 صفحه ای از سند تحول به صورت خلاصه شده در همه ی مدارس کشور با هدف تطابق مشکلات آموزش و پرورش با راهکارهای ارایه شده در آن  در دسترس است. با اینکه نگاه معلمان به مشکلات آموزش و پرورش یکسان نیست و الاهم و فی الاهم کردن این مشکلات هم کار آسانی نیست؛ اما به نظر می رسد راه حل بیشتر این مسایل و مشکلات در سند تحول موجود می باشد.

اکثر معلمان سیاست کلان حاکمیت را در تحقیر ، گرسنه و بیسواد نگه داشتن معلمان ، کاملا عامدانه می بینند و اعتراض به این وضعیت را به دلیل ایجاد هزینه های سنگین بازداشت ؛ زندانی و تبعید را ممکن نمی دانند . این در حالیست که راهکار مقابله با این معضل در سند تحول موجود است .

راهکارهای ۸-۲ و ۱۲ در صفحات ۲۵ و ۲۸ به این دغدغه پرداخته و راه حل ارائه نموده است .

راهکار 8-2 صفحه 25 سند تحول :
ایجاد ساز وکار لازم برای تقویت منزلت اجتماعی معلمان

راهکارهای 12-صفحه 28:
برقراری الگوی جبران خدمات و تامین رفاه نیروی انسانی در خور منزلت معلمان.

عده ای از معلمان به جابه جایی مهره های سیاسی و جناح های سیاسی دلبسته اند و معتقدند با تغییر جناح ها و افراد در حاکمیت می توان بر مشکلات موجود آموزش و پرورش فائق آمد . آنها حمایت از افرادی که دلسوز آموزش و پرورش هستند را در رسیدن به قدرت سیاسی راه حل اساسی می دانند.

در راهکار ۸-۴ صفحه ۲۵ سند تحول آمده است :

فراهم کردن سازوکارهای قانونی برای حضور فعال مسئولین آموزش و پرورش در نهادهای سیاست گذار.

گروهی دیگر علت مشکلات را از مجلس قانون گذاری می دانند و عدم تحصیص بودجه مناسب برای اداره آموزش و پرورش و کمبود بودجه و تکرار هر ساله آن را نتیجه قصور نمایندگان مجلس می دانند. راهکار موجود در سند تحول می گوید :

راهکار 20 صفحه31 سند تحول:
تامین و تخصیص و تنوع بخشی به منابع مالی آموزش و پرورش.

آیا سند تحول بنیادین قابلیت اصلاحات آموزشی و تحول در وضعیت معلمان را دارد

گروهی دیگر ساختار اداری متمرکز آموزش و پرورش را مشکل اصلی می دانند ؛ ساختاری که هر کسی به آن وارد می شود نمی تواند کار مثبتی انجام دهد و در کل تمرکز قدرت و ثروت را در پایتخت فسادانگیز می دانند و معتقد به تمرکز زدایی هستند . در صفحات ۲۸ و ۲۹ سند مذکور به راهکارهای تمرکز زدایی و بومی گرایی اشاره گردیده است .

راهکارهای 13و 14  صفحات 28 و 29 سند تحول:
سیاست هایی در جهت بومی کردن آموزش و پرورش و افزایش نقش شوراهای استان و مناطق و مدارس.

گروهی اندکی نگاه سطحی مسئولين و مردم را به مقوله ی تربیت را مشکل اصلی می دانند و معتقد هستند تا این نگاه تغییر نکند زمینه را برای باز تولید مشکلات آموزشی و تربیتی فراهم می کند . نتیجه ی این سطحی نگری به امر آموزش و تربیت منجر به آموزش فشرده ی دوماهه ی سرباز معلمان و گسیل آنان به مدارس شده است و باعث بی اعتباری آموزش و پرورش و عدم توجه به پیش زمینه های تخصصی لازم جهت کسب جایگاه معلمی شده است . اصلاح و ارتقاء نگرش تخصصی به آموزش و پرورش در راهکار صفحات ۲۵ و ۲۷ سند تحول موجود است .

راهکار 8-1صفحه 25 سند تحول : اصلاح و ارتقا و تغییر نگرش به آموزش و پرورش به عنوان سازمانی اثرگذار در خدمت اهداف رشد و تعالی کشور

راهکار1-11صفحه ی 27 :
استقرار نظام ملی تربیت معلم با رویکرد آموزش تخصصی

آیا سند تحول بنیادین قابلیت اصلاحات آموزشی و تحول در وضعیت معلمان را دارد

گروهی از معلمان عدالت خواه ،سیاست کالایی شدن آموزش و طبقه بندی مدارس که زمینه ساز مافیاهای اقتصادی گردیده است را نقد کرده و رقابت سراسر استرس زای تست زنی و کسب آمادگی برای روبه رو شدن با غول کنکور را یکی از مشکلات حوزه ی آموزشی آموزش و پرورش می دانند. در صفحات ۲۳ و ۲۵ این سند می خوانیم :

راهکار 5 صفحه 23 سند تحول:
تامین و بسط عدالت در برخورداری از فرصت های تعلیم و تربیت با کیفیت در مناطق مختلف کشور

راهکار7-3 صفحه25 سند تحول:
برقرای ارتباط سازمان یافته موسسات آموزش عالی با نظام تعلیم و تربیت

در صورتی که معلمان ما ابتدا با ایجاد آگاهی در خود و سپس ترویج این آگاهی بین اولیا و همراه ساختن آنها با خود به تشکیل گروه هایی بپردازند و خواستار اجرا و پیگیری موارد این سند گردند ، می توان به به اصلاح آموزش و پرورش امیدوار شد و از غرق شدن سانچی آموزش و پروش جلوگیری کرد.

کانال نویسنده


آیا سند تحول بنیادین قابلیت اصلاحات آموزشی و تحول در وضعیت معلمان را دارد

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

نخستین نشست رسانه ای یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش شنبه چهارم دی ساعت ده در سالن اجتماعات وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )

استقبال خبرنگاران از این نشست قابل توجه بود و بسیاری از آنان برای طرح پرسش ثبت نام کرده بودند ؛ با این حال و در پایان وقت قانونی نشست ، 8 خبرنگار هنوز نتوانسته بودند پرسش های خود را از وزیر آموزش و پرورش بپرسند .

با این حال آن خبرنگاران ضمن طرح پرسش قرار شد تا وزیر آموزش و پرورش پاسخ آن ها را به صورت مکتوب برای آنان ارسال نماید . با این حال و بر اساس اخبار رسیده تا الان هیچ گونه پاسخ مکتوبی برای آن خبرنگاران پرسش کننده ارسال نشده است .

بخش نخست سخنان وزیر آموزش و پرورش به موضوع « رسانه » اختصاص داشت .

در این نشست مدیر صدای معلم به عنوان سومین خبرنگار ، پرسش های خود را از وزیر آموزش و پرورش مطرح کرد .

علی پورسلیمان تنها رسانه ای بود که از نخستین انتصاب یوسف نوری در ستاد انتقاد کرد و عنوان کرد : اگر قرار است بقیه انتصابات با همین منطق باشد اساسا نیازی به آوردن فرد جدید نیست ! وی گفت طوری نشود که بگویند کسی نرفته که بهتر از او بیاید !

مدیر صدای معلم تاکید کرد : انتصابات زمانی قابل قبول و مفید فایده است که متکی و مبتنی بر یک منطق کارشناسی و علمی مشخص و در نظر گرفتن مصالح و منافع جمعی آموزش و پرورش باشد .

مشروح پرسش و پاسخ مدیر صدای معلم را با وزیر آموزش و پرورش می خوانید.

منتشرشده در گفت و شنود

گروه استان ها و شهرستان ها/

گزارش صدای معلم از شکایت علیه معلمان در استان آذربایجان شرقی در دولت سیزدهم

چندی پیش خبری در مورد استعفای جمعی از کارکنان و پرسنل اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی استان آذربایجان شرقی در صدای معلم منتشر گردید . ( این جا )

در این خبر آمده بود : « این افراد معترض به صدای معلم گفتند: ما کارکنان اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی در اعتراض به وضعیت مدیریتی و سوء مدیریت ها و بی‌کفایتی مدیر آموزش و پرورش منطقه نظر کهریزی اقدام به استعفا کرده و از مسئولین مربوطه به ویژه استاندار آذربایجان شرقی و مدیر کل آموزش و پرورش انتظار داریم و خواستاریم که نسبت به تغییر رئیس اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی اقدامات لازم را انجام دهند. »

اخبار حاکی است که مدیر اداره آموزش و پرورش منطقه نظرکهریزی علیه افراد مستعفی در محاکم قضایی اقامه دعوی نموده است .

در سال های اخیر و بر اساس گزارش های رسیده ، استان آذربایجان شرقی در زمره استان هایی بوده است که  بیشترین علیه معلمان توسط مدیران شکایت شده و گزارش آن ها در صدای معلم منتشر شده است .

گزارش صدای معلم از شکایت علیه معلمان در استان آذربایجان شرقی در دولت سیزدهم

در موردی در منطقه بناب نیز شکایتی علیه صدای معلم مطرح شد و البته از سال 1397 این پرونده همچنان مفتوح است . آیا با اشاعه و تثبیت چنین فرهنگ سازمانی ، دیگر فضایی برای کنش گری و مطالبه گری مسئولانه و اصلاح سیستم خواهد ماند ؟

پرسش این رسانه از « جعفر پاشایی » مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی آن است که آیا هر فردی از عملکرد مدیری تحت امر و مدیریت شما انتقاد کرد باید کارش به شکایت و دادگاه و... بکشد ؟

این چه امنیت فرهنگی است که شما در این چند سال در استان خود ایجاد کرده اید ؟

چرا با منتقدان چنین برخوردهایی صورت می گیرد ؟

گزارش صدای معلم از شکایت علیه معلمان در استان آذربایجان شرقی در دولت سیزدهم

مدیری که نمی تواند در مورد عملکرد خود پاسخ گو باشد و یا تحمل نقد شهروندان به ویژه معلمان از عملکرد خود را ندارد ؛ آیا شایسته است که همچنان بر پست مدیریتی خویش ابقا شود ؟

آیا با اشاعه و تثبیت چنین فرهنگ سازمانی ، دیگر فضایی برای کنش گری و مطالبه گری مسئولانه و اصلاح سیستم خواهد ماند ؟

در نخستین نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش ( این جا ) هنگامی که مدیر صدای معلم پرسش های خود را مطرح کرد ، زمانی که یوسف نوری در حال پاسخ دادن به این پرسش ها بود علی پورسلیمان خطاب به وزیر آموزش و پرورش گفت که آیا از رسانه ها و معلمان بابت اعتراضات و انتقاد و... شکایت می کند . پاسخ صریح و شفاف وزیر " خیر " بود .

پایان گزارش/


گزارش صدای معلم از شکایت علیه معلمان در استان آذربایجان شرقی در دولت سیزدهم

منتشرشده در گفت و شنود

روشنفکر مردمی کیست

این تصور که روشنفکر باید همواره با مردم و در برابر دولت باشد، اساسا کاذب است. وظیفه‌ی روشنفکر نه سوار شدن روی موج توده‌ها، بلکه دقیقا به چالش کشیدن اسطوره‌های ذهنی آن‌ها است. روشنفکر نباید به بهانه‌ی یدک کشیدن صفت "مردمی"، "مردم‌پسند" شود و سخنگوی حماقت توده‌ها باشد، به‌جای آن که در جهت آگاه‌سازی آن‌ها تلاش کند و هزینه دهد.

امروز، در عصر زوال، سرکوبی که از جانب مردم علیه نقد اسطوره‌های ذهنی‌شان متوجه منتقد می‌شود بسیار طاقت‌فرسا است، حتی طاقت‌فرساتر از هزینه‌هایی که دولت بر روشنفکران تحمیل می‌کند. به دلیل شکاف بی‌سابقه‌ی دولت / ملت، روشنفکری که به نقد اسطوره‌های توده‌وار می‌پردازد، بلافاصله برچسب دولتی می‌خورد، همان‌گونه که ممکن است با نقد دولت مستقر بلافاصله مزدور اجنبی قلمداد شود. البته روشنفکر باید مردمی باشد و از مردم دفاع کند. اما مردمی بودن یعنی آرمان‌های مردمی داشتن، یعنی رستگاری کلی و همگانی زیر نظر داشتن، نه پذیرش و تصدیق خواستِ بی‌واسطه‌ی مردم. به بیان دیگر، دفاع از مردم به معنای تصدیق مهملاتِ ورد زبان‌شان نیست، بلکه نقد توامان اسطوره‌هایی است که در میانه‌ی همدستی پنهان مردم و دولت‌شان خلق و حکمفرما شده‌اند. فراموش نکرده‌ایم حکم اعدام سقراط را هیئت منصفه‌ای مردمی صادر کرد.

روشنفکر در این میان هزینه‌ای سه‌گانه متحمل خواهد شد: هم از جانب مردم‌اش، هم از جانب دولتِ مردم‌اش، و هم از جانب بخشی از دشمنان بیرونی این دولت که آن‌ها نیز نه به دنبال نقدِ درون‌زا و رشدِ آگاهی عمومی، بلکه به دنبال ملغی‌سازی دولت مستقر و تصاحب آن از طریق تضعیف و تحمیقِ توده‌ها و بازتولید اسطوره‌هایند. این روشنفکر اما نه‌تنها نباید از این نبرد مایوس و سرخورده شود و بدون باج دادن به هیچ‌یک از طرفین بکوشد تا تنها "صدای حقیقت" باشد، نه صدای توجیه، بلکه هم‌چنین خودش نیز نباید دچار توهم جدایی و پاک دستی شود. او محصول همان وضعیت و عضوی از همان مردمی است که نقدشان می‌کند و باید بداند که در تمام نبردهایش، همزمان، با خود نیز در جنگ است. تنها در این صورت است که می‌تواند به خودش و مردم‌اش امیدوار باشد.

برگرفته از کتاب: پرتاب‌های فلسفه
نویسنده: محمدمهدی اردبیلی

کانال ریشه


روشنفکر مردمی کیست

منتشرشده در معرفی کتاب

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در نشست رسانه ای خود که دیروز پنجم دی در در سالن اجتماعات ساختمان شهید رجایی وزارتخانه برگزار گردید ( این جا ) مطالبی را در خصوص " شهادت " بیان کرده است .

این در حالی است که این مقام مسئول در وزارت آموزش و پرورش تاکنون به هیچ یک از گزارش های صدای معلم در مورد عملکرد خویش در حوزه مسئولیت و تخصص خود پاسخ گو نبوده است .

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

ششم آذر 1396 « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )

« مهرزاد حمیدی » در شهریور ماه 1392 به عنوان  معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش منصوب گردید .

با حضور فانی در وزارت آموزش و پرورش و ظاهرا با توصیه یکی از نزدیکان فانی به آموزش و پرورش آمد.

 زمانی که دانش‌آشتیانی هم برای رأی اعتماد به مجلس معرفی شده بود، یکی از معدود معاونانی بود که در جلسه رأی اعتماد وی حضور داشت.

گفته می‌شد که با حضور بطحایی در وزارت آموزش و پرورش، خودش از این معاونت خداحافظی خواهد کرد اما تاکنون در این پست مانده و به فعالیت خویش ادامه داده است .

این رسانه در ادامه آورده بود :

« نظرسنجی ها و نیز اخبار و گزارش ها نشان می دهند که ورزش صبحگاهی در بسیاری از مدارس انجام نمی شود .

به نظر می رسد هیچ گونه نظارتی هم در این زمینه از سوی معاونت تربییت بدنی و سلامت این وزارتخانه برای مدارس صورت نمی گیرد .

معاونت تربیت بدنی و تندرستی وزارت آموزش و پرورش توضیح دهد که در راستای " دانش افزایی " و نیز " به روز آوری " معلمان ورزش چه کرده است ؟

ایشان در زمینه موضوع " سواد حرکتی " که آن را علت برخی و شاید بسیاری از مسائل و مشکلات می داند چه اقداماتی انجام داده است ؟

 فضای ورزشی دانش‌آموزان ایرانی 17 سانتی متر برای هر نفر است .

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

مطابق آمارها ، سرانه فضاهای ورزشی در ایران یک سوم استانداردهای جهانی است .

در کشورهای توسعه یافته ، اساس و خاستگاه ورزش حرفه ای و قهرمانی مدارس هستند .

آقای حمیدی شفاف و دقیق بگویند که در این 4 سال چند سانتی متر به فضای ورزشی دانش آموزان ایرانی اضافه شده است ؟

برای رفع و تعدیل محدودیت ها  و جبران " فقر حرکتی " در بخش " تربیت بدنی دختران "  با توجه به " اختلالات و ناهنجاری‌های جسمی و حرکتی " شایع  چه گام هایی برداشته شده است ؟

متاسفانه " تربیت بدنی و یا ورزش " در مدارس و نظام آموزشی ما به عنوان یک " درس مستقل و مهم " جدی گرفته نمی شود .

بخشی از این مشکل به فرهنگ جامعه و نگرش ها و زیر ساخت های تربیت بدنی بر می گردد اما بخش  اعظم آن به مدیریت ناکارآمد و غیراثربخش متولیان آن باز می گردد که نتوانسته اند حساسیت جامعه و مسئولان را نسبت به مشکلات و رفع اساسی آن برانگیزانند .

عمده فعالیت ها و اقدامات « مهرزاد حمیدی » معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در این 4 سال  کشاندن ورزش قهرمانی به مدارس ، برگزاری المپیادهای ورزشی در مدارس و پخش وسیع آن به مدد سرمایه گذاری های  رسانه ای بوده است در حالی که به نظر می رسد اقدام و یا برنامه خاصی در زمینه پایه گذاری و تحکیم زیر ساخت های ورزشی در مدارس صورت نگرفته است .

مدارس و نظام آموزشی ما بیش از نمایش ( SHOW OFF ) به اقدامات کارشناسی شده ، دلسوزی و پی گیری های مستمر و موثر نیاز دارد . »

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

« صدای معلم » در گزارشی دیگر به تاریخ 4 مهر 1398 می نویسد : ( این جا )

« حال این پرسش اساسی مطرح است در حالی که هیچ نسبت منطقی میان تعداد مربیان تربیت بدنی و تعداد واحدهای آموزشی کشور وجود ندارد و بسیاری از مدارس و مناطق از کمبود " معلم ورزش " رنج می برند ؛ چگونه معاونت تربیت و سلامت با افتخار افزایش ساعات تربیت بدنی را گامی رو بخشی از این مشکل به فرهنگ جامعه و نگرش ها و زیر ساخت های تربیت بدنی بر می گردد اما بخش  اعظم آن به مدیریت ناکارآمد و غیراثربخش متولیان آن باز می گردد که نتوانسته اند حساسیت جامعه و مسئولان را نسبت به مشکلات و رفع اساسی آن برانگیزانندبه جلو می خواند ؟! »

قاسم پور مدیر مدرسه به « صدای معلم » می گوید :

« تشکیلات تربیت بدنی در آموزش و پرورش واقعن مدارس را به لحاظ فیزیکی و سخت افزاری پشتیبانی نمی کند . من در این چند سال با دوندگی زیاد فقط توانستم یک میز پینگ پنگ برای مدرسه فراهم کنم .

 بهداشت در بسیاری از مدارس متولی خاصی ندارد .

در این دو سال که کرونا مدارس را تهدید کرده است به ما می گویند باید رابط بهداشت داشته باشیم اما این مطالبه را باید چه کسی پاسخ گو باشد ؟»

در بازدید یک روزه ای که مدیر صدای معلم از برخی مدارس استان محروم سیستان و بلوچستان داشت ، وضعیت بهداشت و تربیت بدنی در بسیاری از مدارس این استان در حد فاجعه است .

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

آیا منطق و مسئولیت ایجاب نمی کند افرادی چون ایشان به جای آن ایراد حرف هایی که در حوزه تخصص و کار ایشان نیست و به نظر می رسد نوعی فضاسازی رسانه ای برای ابقا در پست و جایگاه است ؛ در مورد عملکرد 8 ساله و وظایف مصرح سازمانی و قانونی خود پاسخ گو باشند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم از عملکرد معاون تربیت بدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

گروه اخبار/

جمعی از اساتيد دانشگاه تربيت دبير شهيد رجايی در نامه ای به دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش از عدم تسری قانون همسان سازی حقوق  به دانشگاه هايی مثل شهيد رجايی و دانشگاه فرهنگيان و پژوهشگاه ­های وابسته به آموزش و پرورش اعتراض کردند .

تجمع اعتراضی تعدادی از استادان این دانشگاه شنبه 20 آذر ساعت 11 صبح در محوطه این دانشگاه برگزار گردید . ( این جا )

بیانیه ی این گروه نخستین بار و در اعتراض شدید به نابرابری و بی‌ عدالتی اجتماعی  در خصوص عدم تسری قانون همسان سازی و صدور احکام 29 مهر سال جاری در صدای معلم منتشر گردید . ( این جا )

طنزانه ای برای رتبه بندی معلمان

آی مجلس! رتبه بندی ها کجاست؟
وعده های پشت خرمن تا کجاست؟

گفته آمد رتبه بندی می شویم
در مزایا آب بندی می شویم

مجلس و دولت ! به هم بستند باز ؟!
بی معلم مشورت کردند باز؟

ای که می گویی تجمع راه نیست ؟
فرق در فقر است و کس آگاه نیست

آنچه در مجلس مصوّب ساختید
بی گمان از آن کلاهی بافتید!

رتبه بندی شد منوط اعتبار
تا از آن باشد شما را افتخار

بشنوید از اهل فرهنگ این پیام
تا بنای کارتان گیرد قوام

از پژوهش اعتبار من نکاست
بی پژوهش اعتبار من بجاست

کاشکی قدری صداقت داشتید
در چنین کاری مهارت داشتید

قصه ای پر درد دارد این مقال
دست ما کوتاه و اجرایش محال

طنزانه ای برای رتبه بندی معلمان

بخش اول

بخش دوم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آی  مجلس! رتبه بندی ها کجاست؟ وعده های پشت خرمن تا کجاست؟   گفته آمد رتبه_بندی می شویم در مزایا آب بندی می شویم   مجلس و دولت ! به هم بستند باز ؟! بی معلم مشورت کردندباز؟   ای که می گویی تجمع راه نیست ؟ فرق  در فقر است و کس آگاه نیست   آنچه در مجلس مصوّب ساختید بی گمان از آن کلاهی بافتید!   رتبه بندی شد منوط اعتبار تا ازآن باشد شما را  افتخار   بشنوید از اهل فرهنگ این پیام تا بنای کارتان گیرد قوام   از پژوهش اعتبار  من نکاست  بی پژوهش اعتبار من بجاست   کاشکی قدری صداقت داشتید در چنین کاری مهارت داشتید   قصه ای پر درد دارد این مقال دست ما کوتاه و اجرایش محال

منتشرشده در یادداشت

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

تفاوت کند هرگز آب زلال

گرش کوزه زرین بود یا سفال؟

خرد باید اندر سر مرد و مغز

نباید مرا چون تو دستار نغز

بوستان سعدی - بخش ۶ - حکایت دانشمند

چندی پیش سایت مشرق نیوز در مورد اعتراضات معلمان مصاحبه ای با من کرد .

گفت و گوی من با شخصی که خود را آقای حسینی می نامید حدود نیم ساعت به درازا انجامید اما آن چه ماحصل این گفت و گو بود ، گزارش ناقص و  گزینش شده ای بود که نمی تواند منظور اصلی و روح پیام مرا به مخاطبان و جامعه ی هدف در این موضوع منتقل کند .

البته این تجربه ای بود برای من که از این به بعد در گفت و گو با چنین رسانه هایی جانب احتیاط و شک را نگاه دارم . هر چند در کشور توسعه نایافته و نابالغ ما این یک رویه شده است که هدف وسیله را توجیه می کند و برای رسیدن به هدف می توانی و باید همه چیز را فدا و ابزار کنی چرا که مهم تحقق آن هدف است و این می تواند بزرگ ترین و مخرب ترین تهدید برای بحرانی باشد که من آن را «بحران خردورزی و عقلانیت » می نامم .

وقتی که  جامعه ای از خرد و عقلانیت ورزی فاصله گرفت خود به خود « اخلاق » هم به حاشیه می رود و نتیجه نهایی اجتماع جنگل واری خواهد بود که در خوش بینانه ترین حالت آن از هر سه ایرانی یک نفر آرزوی مهاجرت و حتا تغییر تابعیت و هویت خود را خواهد داشت .

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

در گزارش پیشین صدای معلم ( این جا ) ؛ از مدیریت متین و مدبرانه مجموعه حراست وزارت آموزش و پرورش به ویژه رئیس مرکز حراست آقای جلال دلقندی در مورد نوع برخورد با اعتصاب ( تحصن ) دو روزه معلمان تشکر کردم هر چند تشکل هایی که خود را نماینده فرهنگیان جا می زنند و فاقد هر گونه تئوری و مانیفست مشخصی برای مدیریت استراتژیک مطالبات و حوزه کنش گری و مطالبه گری در حوزه " آموزش " هستند؛  بسیاری فاقد اخلاق مطالبه گری هستند که به این گونه مسائل توجهی داشته باشند و تصور می کنند همین که خود را متصف به صفت " شورا " نمودند مجاز به انجام هر کنشی در جهت تحقق همان اصل هدف وسیله را توجیه می کند هستند .

افرادی که خود را « شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان » می نامند توانایی نقد و تحلیل با منطق کارشناسی حتا یکی از گزارش های صدای معلم را ندارند و به نظر می رسد زیست تشکلی و اجتماعی آنان در همین شلوغ بازی ها ، برچسب زدن ها و قهرمان بازی ها نهفته است .

(پیش تر در یادداشت های تفصیلی و مسلسل رفتار تشکل های صنفی را نقد کرده ام اما حتا دریغ از تقریر یک حاشیه و یا نقد کوتاه بر این مکتوبات . )

این افراد که خود را داعیه دار نمایندگی مطالبات می پندارند انتظار دارند که همه مانند آنان بیندیشند و عمل کنند . در جامعه ما هم معمولا این رفتارها مورد تقبیح و نقادی قرار نمی گیرند چون الگوهای رفتاری مرسوم این چنین هستند و کسی خیلی متفاوت از بقیه رفتار نمی کند و اگر هم بخواهد تابوشکنی کند توسط اکثریت همین اجتماع و به عنوان « فردی همیشه مخالفت کن و ناراضی » بایکوت می شود .

از نظر این گروه ، دو راه بیش تر متصور نیست :

یا با ما

یا بر ما

راه سومی وجود ندارد . چون من دانای کل هستم و بیش از همه مسائل را می فهمم و همه باید چون من بیندیشند و رفتار کنند .

از نظر این ها ، هر فردی هم بخواهد مخالفت کند و یا به گونه ای دیگر بیندیشد لذاجرم و ناگزیر در خط کیهان و مشرق و جوان و... قرار می گیرد .

تجارب نگارنده حاصل از 15 سال کنش گری و مطالبه گری در حوزه « تشکل » و 25 سال در حوزه « رسانه » به عنوان ارکان و عناصر بنیادین « حوزه عمومی » و پایه اصلی دموکراسی مرا به این فرضیه محتوم رسانده که در ایران از درون تشکل ها و رسانه ها برون دادی به نام « دموکراسی » نخواهیم داشت چرا که فرهنگ حاکم بر این دو حوزه کاملن در سلطه ی تفکر استبدادی است و طبیعی است که هیچ گاه تربیت استبدادی نهادینه شده در ذات افراد حتا در شکل « شورا » منتج و منتهی به دموکراسی نخواهد شد و تنها چیزی که در این میان متصور است و در کلنی های توده ای تثبیت و منجمد می گردد همان رفتارهای قبیله ای خرد ستیز و قانون گریز است که « تقلید » یگانه مسیر استمرار و فربه سازی همان تربیت غلط با روح ویرانگر استبداد است .

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

باری !

این می تواند بزرگ ترین و مخرب ترین تهدید برای بحرانی باشد که من آن را «بحران خردورزی و عقللانیت » می نامم . بارها و به مناسبت های مختلف بر این نکته اصرار کرده و پای فشرده ام که اعتراض حق مدنی همه شهروندان است و هیچ فرد و نهادی در هر سطحی حق ندارد با هر عذر و بهانه ای مانع از اعتراض مسالمت آمیز شهروندان شود .

البته در این میان رفتارهای حاکمیت باید کاملن مورد نقادی قرار گیرد .

از نظر نگارنده ، رفتارهای حاکمیت با وجود بحران های متعددی که کشور ما را احاطه کرده و کلیت آن را در معرض تهدید جدی قرار داده است به ویژه در حوزه سیاست خارجی و تعامل با جهان آزاد به هیچ وجه قابل پذیرش نیست و نمی توان وجهی از استقلال بر آن اطلاق نمود .

معیشت مردم و اقتصاد کشور هم نیاز به برنامه ریزی و به کار گماری افراد کاردان ، متخصص و دلسوز دارد .

تا اقتصاد کلان بر اساس علم و مدیریت مور بازنگری قرار نگیرد اقتصاد زیر سیستم هایی مانند آموزش و پرورش هم متحول نخواهند شد و سیاست های اعمال شده بیشتر نقش « مسکّن » را خواهند داشت .

با دستور دادن و رفتارهای بگیر و ببند هم مشکلی حل نمی شود .

رفتارهای حاکمیت در حوزه جامعه مدنی هم در این چهار دهه کاملن قابل نقد هستند .

جمهوری اسلامی اساسا میانه ای با نهاد سازی و جامعه مدنی ندارد و به صور مختلف در صدد تهدید و تحدید آن بوده است . این در حالی است که نهادهای مدنی درست مانند پوشش گیاهی نقش مهم و بی بدیلی در برابر وقایع ویرانگر مانند سیل و طوفان دارند .

hopeandflood1

تنهه راه برای ممانعت از فروپاشی اجتماعی و سیاسی و فائق آمدن بر بحران عدم اعتماد همین تقویت حوزه عمومی و پر رنگ کردن تشکل های مدنی با رویکرد مطالبه گری مدنی است .

می توان ادعا کرد یگانه نهادی که در در یک دهه ی اخیر بر تشکیل « سازمان نظام معلمی » تاکید و آن را در سطح عمومی تئوریزه کرده ، « صد ای معلم » است .

کافی است شما به حجم گزارش ها ، یادداشت ها و... در همین رسانه نگاهی بیندازید .

اما حاکمیت به صور مختلف و بهانه های غیر قابل توجیه حدود یک دهه است که از تشکیل و تثبیت آن سر باز زده است . ( البته فضای غالب و هژمونی رایج در فضای مطالبه گری و کنش گری معلمان هم به این وضعیت کمک شایانی کرده است )

طبیعی است وقتی معلمان سرآمد و متخصص در راس یک تشکیلات صنفی – مدنی قرار نگیرند و صلاحیت های حرفه ای و شغلی معلمان همانند سایر نظام های آموزشی توسعه یافته احصا ، ارزیابی و تثبیت نشود ، گروهی تند رو و پوپولیست که جز خود احدی را به رسمیت نمی شناسند و تنها هنر آنان هزینه تراشی های فراوان برای مطالبات حداقلی است بر مطالبات قانونی و حقوق مدنی معلمان موج سواری خواهند کرد .

این تناقض و تعارضی است که باید مورد توجه سیاست گذاران و مقامات قرار بگیرد در غیر این صورت فضا بیش از پیش رادیکالیزه ، احساسی و خرد ستیز خواهد گردید .

این ها قابل تعارف نیستند و مشمول مرور زمان هم نمی شوند .

و اما نکته قابل تامل این که چه شد به یک باره و پس از بازگشایی نیم بند مدارس به یک باره آن اعتصابات و تجمعات و... به صورت پیوسته هدایت و رهبری شد .

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

آیا حداقل در طول دو سال گذشته که از تعطیلی مدارس می گذرد وضعیت اقتصاد و معیشت قبلن در سطح خوب و رضایت بخش بوده و در این حدود دو ماه اخیر وضعیت رو به وخامت گذاشته است ؟ جمهوری اسلامی اساسا میانه ای با نهاد سازی و جامعه مدنی ندارد و به صور مختلف در صدد تهدید و تحدید آن بوده است . این در حالی است که نهادهای مدنی درست مانند پوشش گیاهی نقش مهم و بی بدیلی در برابر وقایع ویرانگر مانند سیل و طوفان دارند

به نظر می رسد که در این دو سال اخیر معلمان با وجود باگ های تعریف نشده و فقدان زیر ساخت های آموزش مجازی خود را با آن به گونه ای تطبیق داده بودند و اکنون بازگشایی مدارس معادلات آنان برای گذران معیشت را با مشکلات جدی مواجه کرده است .

مخالفت هایی هم که با بازگشایی مدارس زیر پوشش « پروتکل های بهداشتی » صورت می گیرد بیشتر حالت صوری و حق به جانب دارند .و یا برای توجیه تعطیلی کلاس ها به تجارب کشورهای توسعه یافته استناد می کنند .

آخر یکی نیست سوال کند کجای ما به آن جوامع شباهت دارد جز آن که ظاهرمان را درست کرده ایم اما چیزی از روح مدرنیته ، دموکراسی و احترام به قانون نمی فهمیم اما وانمود کنیم که به همه چیز عالم و آگاه هستیم .

اعتصاب معلمان در مدرسه محدودی که همه همدیگر را می شناسند ناشی از یک حس پرورش یافته و تاریخی روابط قبیله ای است .

این معلمان با انجام یک کنش جمعی در کنار یکدیگر احساس ثبات و آرامش می کنند اما این وضعیت بستر و ریشه مهم و محکمی ندارد و بیشتر ناشی از جو و احساس و هیجانات است .

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

همین که قدری فضا امنیتی شود و حراست ها و هیات های تخلفات فعال شوند و ثبات و امنیت شغلی آنان در معرض ریسک و تهدید قرار گیرد شاید همین معلمان دیگر یکدیگر را هم نشناسند .

از سوی دیگر در  کشور ما چیزی به نام « حریم و یا حوزه خصوصی » معنایی ندارد .

افراد به راحتی و حتا طلبکارانه به علت همان تربیت فقدان اصالت حقوق مدنی و شهروندی یکدیگر را زیر پا می گذارند .

بارها اتفاق افتاده که شما در خیابان و یا مسیری بر اساس قانون با وسیله نقلیه در حال حرکت هستید اما فردی قانون ستیز و در نهایت پر رویی این حقوق قانونی را زیر پا گذاشته و به آن تجاوز کرده است .

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

در جامعه ما هم معمولا این رفتارها مورد تقبیح و نقادی قرار نمی گیرند چون الگوهای رفتاری مرسوم این چنین هستند و کسی خیلی متفاوت از بقیه رفتار نمی کند و اگر هم بخواهد تابوشکنی کند توسط اکثریت همین اجتماع و به عنوان « فردی همیشه مخالفت کن و ناراضی » بایکوت می شود .

این وضعیت قابل تسری به سایر حوزه ها در زیست اجتماعی ایرانی ها می باشد . آخر یکی نیست سوال کند کجای ما به آن جوامع شباهت دارد جز آن که ظاهرمان را درست کرده ایم اما چیزی از روح مدرنیته ، دموکراسی و احترام به قانون نمی فهمیم اما وانمود کنیم که به همه چیز عالم و آگاه هستیم .

معلمان اعتصاب می کنند و دانش آموزان را از « حق آموزش » محروم می کنند چون فقط خود را می بینند .

چون در ذهن آنان گونه القا شده که  آنان محور اصلی و بنیادین هستند ، معلمان اشتباه نمی کنند و حق هم همیشه با آن هاست چون معیشت آن ها معمولا پایین تر از حد معمول بوده  و نادیده گرفته شده است .

به نظر می رسد در وضعیت کنونی صحبت کردن از «مرجعیت معلمان » باتوجه به رفتارهایی که به صورت غالب قابل مشاهده هستند نیاز به تامل و بررسی بیشتر دارد .

***

احترام به حریم خصوصی ( حوزه شخصی ) در یکی از داروخانه های جوامع مدرن :

مشتری باید منتظر بماند تا او را صدا کنند !

نقدی بر اعتصاب معلمان و رفتارشناسی و تشکل های صنفی فرهنگیان و مساله ای به نام دموکراسی

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور