صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

ترک تحصیلی دانش آموزان چالش اصلی آموزش و پرورش ایران

«سرپرست وزارت آموزش و پرورش گفت در حال حاضر آمارها نشان می‌دهد حدود ۲۱۰ هزار دانش‌آموز دوره ابتدایی و حدود ۷۶۰ هزار دانش‌آموز دوره متوسطه، تارک تحصیل داریم که این یک آسیب جدی است و باید برای آن برنامه داشته باشیم.» در جامعه‌ای که نوکیسه‌های سیاسی و اقتصادی قدر می‌بینند و از صدر تا ذیل جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند، دستیابی به سرمایه فرهنگی بیهوده تلقی می‌شود.

این خبر را باید جدی گرفت و نباید به سادگی از آن گذشت، چرا که نشان می‌دهد تغییرات مهمی در جامعه روی داده و پیامدهای آن نیز می‌تواند، مشکل‌ساز و بسیار جدی باشد. شاید علت دم‌دستی ترک تحصیل دانش‌آموزان، شیوع ویروس «کرونا» و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی آن باشد. این سخن اگر چه درست است اما تبیین‌گر تمام ماجرا نیست و باید به متغیرهای دیگری که بر افزایش میزان ترک تحصیل دانش‌آموزان مؤثر هستند، پرداخته شود.

کرونا آنچه را که در زیر پوست جامعه می‌گذشت، آشکار کرد و نشان داد که وضعیت اقتصادی به حدی بحرانی است که مردم برای تأمین معاش و هزینه‌های زندگی، ناچارند قبل از هر چیز از سبد مصرف خود، کالاهای فرهنگی و آموزشی را حذف کنند. اولویت یافتن سرمایه مادی بر سرمایه فرهنگی یکی از علل اصلی ترک تحصیل است که فرآیند آن از سال‌ها قبل آغاز شده و در جریان گسترش بیماری کووید 19 خود را نشان داده است. این امر علاوه بر پیامدهای فراوان فرهنگی، به لحاظ اقتصادی نیز آسیب‌های عمده‌ای ایجاد می‌کند و بسیاری از کسب‌وکارهای مرتبط با آموزش و سرمایه فرهنگی را ورشکسته و نابود می‌سازد.

ترک تحصیلی دانش آموزان چالش اصلی آموزش و پرورش ایران

در جامعه‌ای که نوکیسه‌های سیاسی و اقتصادی قدر می‌بینند و از صدر تا ذیل جامعه را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند، دستیابی به سرمایه فرهنگی بیهوده تلقی می‌شود.

علاوه بر این، واقعیت آن است که آموزش چنان بی‌ارزش گشته و نمودهای عینی و مدافعان اصلی آن، یعنی معلمان، چنان دل‌شکسته و نادیده گرفته شده‌اند که آموزش، اولویت خود را از دست داده است. از این گذشته، محتوای کتاب‌های درسی و فرآیند آموزش و پرورش، آن به صورت روزافزون، ایدئولوژیک‌تر شده و ارتباط آن با واقعیت‌ها و نیازهای عینی جامعه از یک سو و اقشار و گروههای مختلف و متنوع جامعه از سوی دیگر از دست رفته است. این بدان معناست که در حذف کالاهای آموزشی و فرهنگی از سبد مصرفی خانواده‌ها اجبار چندانی وجود ندارد.

آموزش و پرورش جذابیت و مطلوبیت خود را از دست داده و احتمالاً کرونا بهانه‌ای بیش نبوده تا طفلان و حتی خانواده‌ها از مدرسه گریزان شوند.

دیدگا: کانال رسمی خالد توکلی


ترک تحصیلی دانش آموزان چالش اصلی آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در دانش آموز

گروه رسانه/

مه‌لقا ملاح معروف به مادر محیط زیست ایران صبح امروز (۱۷ آبان ماه) درگذشت.

« صدای معلم » صمیمانه و با تاسف بسیار درگذشت این بانوی حافظ محیط زیست و فراتر از خود را تسلیت می گوید .

گزارشی درباره زندگی و زمانه مه لقا ملاح مادر محیط زیست ایران را می خوانید .

منتشرشده در محیط زیست

جایگاه معلم و معلمی در ایران

به راستی ! سهم معلم در ساخت جامعه ای ممتاز و فراگیر تا چه حدی ست ؟ آیا اصلا جایگاه او قابل اندازه گیری ست ؟ پایگاه و جایگاه معلمی در جامعه ی ما کجاست ؟ آیا معلمان در اجتماع ما اصلا جایگاهی دارند؟ 

تا زمانی که معلم برای تداوم زندگی خود به ناچار تن به چندین کار می دهد تا بلکه زندگی اش را از چرخه و ورطه ی نابودی برهاند ، واقعا چه جایگاهی می تواند در میان مردم داشته باشد؟ چرا دانش آموزان ما هیچ تمایلی به شغل معلمی ندارند؟ مگر جزاین است که از ترس بیکاری و آینده ی نامعلوم خود به آغوش این شغل می گریزند؟ 

معلم کسی ست که همه ی افراد جامعه را برای زندگی مطلوب و ایده آل می سازد و آماده می کند. یکی از اهداف مهم و مسلم معلمی اساسا پرورش انسان هایی فرهنگمند و فرهیخته ، عالم و متخصص ، اخلاقمدار ، بزرگمنش و... است تا افراد جامعه ، دلسوزانه میهن و وطن خود را به سوی توسعه و پیشرفت سوق دهند . بنابراین هیچ شغلی با شغل معلمی قابل قیاس و سنجش نیست . متاسفانه برخی شغل معلمی را در یک کفه و مشاغل دیگر را در کفه ی دیگر ترازو قرار می دهند و نتایج ابلهانه  و بی خردانه ای می گیرند. مگر غیر ازاین است که صاحبان مشاغلی از قبیل پزشکی، مهندسی ، پرستاری و ... روزی از مجرای تحصیل در مدارس گذشته اند و به واسطه ی معلمان دلسوز به تدریج به مدارج بالا و والا دست یافته اند ؟ چرا برخی تصور می کنند که چون آموزش و پرورش همانند دیگر نهادها و سازمانها علی الظاهر وجه نقدی به دست نمی آورد و درآمدزا نیست ، پس نیاز به توجه ویژه ندارد . این تفکر بیمارگونه قطعا کشور ما را عنقریب رو به اضمحلال و نابودی خواهد برد.

با این توضیح می خواهم عرض کنم که ای کسانی که به تدریج عمدا یا سهوا از اهمیت و محبوبیت شغل معلمی کاستید از خواب حمق و نادانی برخیزید و عنان کار را به کاردانان و کارگردانان حقیقی و حقوقی بسپارید تا این جامعه روی نشاط و شادکامی را ببیند.

جایگاه معلم و معلمی در ایران

بسیاری از کشورها را می شناسیم که معلمانشان  بالاترین درآمد و حقوق را دارند . چون دریافته اند که جامعه خوب و مطلوب تنها به واسطه ی معلمان به وجود می آید. در ایران شغل معلمی به ظاهر شغل ارزشمند و مقدسی ست و حتی در آموزه های دینی ما جایگاه آن رفیع و بلند است  ولی عملا دریغا دریغ که توجهی بدان نمی شود و کماکان معلم از اقشار آسیب پذیر جامعه محسوب می شود. میزان حقوق هر شغل در جامعه ی ما متاسفانه نشانگر اهمیت و ارزشی ست که جامعه برای شغل ها قائل است و از آنجایی که معلم از کمترین حقوق در کشورمان برخوردار است لذا جوانان من هیچ رغبتی به شغل معلمی ندارند.

همه ی ما می دانیم که سطح درآمد و رفاه معلمان ما با توجه به هزینه ی کمرشکن زندگی این سال ها زیر خط فقر است.به این دلیل معلمان ناگزیر به مشاغل دیگر هم روی می آورند. یکی از دلایل عمده ی عدم رضایت شغلی معلمان ما همین است . بی شک هرگز دانش آموزان ، معلمان را الگوی خود قرار نخواهند داد و هیچ اعتمادی به گفته های آنها نخواهند کرد و در نتیجه کیفیت آموزشی به شدت رو به تنزل و فروپاشی خواهد گذاشت. 

بنابراین توضیحات معلم چه منزلتی در جامعه خواهد داشت؟ هیچ .جامعه زمانی برای معلم منزلتی قائل است که معلم پایگاه اجتماعی والایی داشته  و از هر حیث به ویژه رفاه زندگی بهره مند باشد.

به زعم من معلم کمترین حرمت را در جامعه ی ما دارد .چون دچار فقر مالی و اقتصادی ست. به همین سبب والدین دانش آموزان هم از این که بچه هایشان به شغل معلمی روی آورند ، ناراضی اند. جامعه ی سالم و رشد یافته،  معلم سالم را طلب می کند نه آنکه معلمانش به شدت با مشکلات مالی دست به گریبان باشند. منفعت کار معلم چون در درازمدت احساس می شود و مانند مشاغل بازاری ، منافع آن عینی و زودبازده نیست افراد جامعه آن را به چشم نمی بینند. کدام کشورهای پیشرفته و مترقی را می بینید که حرمت معلمانش را پاس ندارند؟ در جهان امروز آموزش و پرورش ،  کلید توسعه و شکوفایی 

هر سرزمینی ست .بنابراین اگر می خواهیم کشوری والامقام داشته باشیم باید آموزش و پروش را عملا در یابیم وگرنه باید به زودیِ زود شاهد نابودی کشور عزیزمان ایران باشیم . 


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جایگاه معلم و معلمی در ایران

منتشرشده در یادداشت

بدبختی ما ایرانی ها در چیست

1- حکایت کنند که روزی در مزرعه‌ای آقای کشاورز برای خلاص شدن از شر موش؛ چند تله موش کار گذاشت. موش سراسیمه به مرغ و گوسفند و گاو گفت: دوستان کمک کنید، چاره‌ای بیاندیشید‌. آن‌ها بسیار محترمانه گفتند: تله‌موش مشکل شماست و به ما ربطی ندارد.

از قضا ماری به تله افتاد و زن کشاورز را که می‌خواست مار را بکشد، نیش زد.

از مرغ برایش سوپ درست کردند تا خوب شود!

گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند!

زن بیچاره بعد از چند روز فوت کرد و گاو را هم برای مراسم ترحیم کشتند!

2- مارتین نیمولر، شاعر و ادیب ضد هیتلر، می‌گوید:
نازی‌ها اول سراغ کمونیست‌ها آمدند،
سکوت کردم چون کمونیست نبودم.
بعد سراغ سوسیالیست‌ها آمدند،
سکوت کردم زیرا سوسیالیست نبودم.
بعد سراغ اتحادیه کارگران رفتند،
سکوت کردم چون کارگر نبودم.
بعد سراغ یهودی‌ها آمدند،
سکوت کردم چون یهودی نبودم.
بعد سراغ کولی‌ها رفتند،
سکوت کردم چون کولی نبودم.
سراغ خودم که آمدند،
هرچه فریاد زدم؛ دیگر کسی نبود تا به کمکم آید.

3- کارگردان بزرگ؛ عباس کیارستمی در اثر قصور پزشکی جانش را از دست می‌دهد. هواداران و فرزندش به‌جای اینکه از این فرصت استفاده کنند و گامی در راه اصلاح نظام پزشکی کشورش بردارند، موضوع را شخصی می‌کنند و فقط از ظلمی که به کیارستمی شده می‌گویند. بعد از مدتی خسته می‌شوند، و خون کیارستمی هم پایمال می‌شود.

4- هنرپیشه عزیز؛ خانم سحر جعفری جوزانی به دلیل خطای دندانپزشکی، قدرت تکلم خود را از دست می‌دهد. وقتی اسیر راه‌روهای دادگاه و کمیسیون و پزشک قانونی می‌شود؛ تازه می‌فهمد هیچ فریادرس منصفی در این سیستم ناعادلانه نیست. چندتا پست می‌گذارد و موجی در جامعه ایجاد می‌کند. اما به محض اینکه مشکل خودش را دندانپزشکان آلمانی حل می‌کنند؛ خداحافظ همگی ! دیگv این معضل به من مربوط نیست.

5- رئیس جمهور در سفرهای استانی به شهرهای مختلف کشور سفر می‌کند. در هر شهر دهها و صدها هزاران نامه دریافت می‌کند که در اکثر آن‌ها درخواست‌های شخصی اما مشابه‌ای مطرح می‌شود. اما این هزاران نفر به این درک نرسیده‌اند که درد مشترکشان هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود.

بله، بدبختی ما ایرانی‌ها این است که خیلی زرنگیم و زرنگی را در این می‌بینیم که فقط مشکل خودمان رو حل کنیم. یعنی تا نوک دماغ خودمان را می‌بینیم نه بیشتر.

کانال نویسنده

***

صدای معلم :

تصویر زیر مربوط به پیست دوچرخه سواری پارک جنگلی چیتگر است .

سه نفر آدم مسن در حالی که کاملا عرض پیست دوچرخه سواری را اشغال کرده اند ، بدون اندکی تفکر و در عالم خودشان در حال ورزش و پیاده روی هستند .

نه به علایم هشدار دهنده توجهی می کنند و نه حتی به سلامتی خود می اندیشند . راه رفتن با اضطراب و استرس در حالی که ممکن است دوچرخه ای با شتاب و در جهت مخالف به سوی آنان در حال حرکت باشد ...

ممکن است کسی به آنان تذکری هم بدهد اما فقط لایه « لجبازی » قطورتر شده است !

 این صحنه ها را تاکنون چند بار دیده و از کنار آن « بی تفاوت » رد شده ایم ؟

پس از دهه ها زیستن در این جامعه هنوز خیلی ها نمی دانند کجا و چگونه راه بروند و مزاحم آرامش دیگران نشوند . در حالی که فکر می کنند همه چیز را می دانند .

این ها پیش خودشان ریش سفید خانواده ، محله و شهرشان محسوب می شوند و خود را برتر از دیگران می پندارند ....

شاید سگی که پست سر آنان ایستاده متوجه خطر شده است . احتمالا درک ناشی از غریزه حیوانی او از شعور انسانی ما بیشتر باشد .

بدبختی ما ایرانی ها در چیست


بدبختی ما ایرانی ها در چیست

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ نشست رسانه ای « محمود امانی طهرانی » دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش با خبرنگاران  سه شنبه 4 آبان برگزار گردید .

آن چه در زیر می آید ، پرسش و پاسخ مشروح علی پورسلیمان مدیر صدای معلم با دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش است .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در برابر موفقیت ثریا مطهرنیا معلم نمونه جهان

در روزهای اخیر ، قرار گرفتن نام «ثریا مطهرنیا» در فهرست ده آموزگار برتر جهان انعکاس گسترده ای در رسانه های داخلی و خارجی داشت . ( این جا )

آن چه این معلم برگزیده ایرانی را از سایر معلمان نمونه متمایز و برجسته می کند اهتمام وی در حوزه نویسندگی ، رویکرد انتقادی بانو مطهرنیا به مسائل آموزش و  انتشار مکتوبات در حوزه حقوق شهروندی است .

« صدای معلم » بر اساس رویکرد خود از همان آغاز که نام ایشان مطرح گردید ؛ گزارشی تفصیلی در این مورد منتشر  کرد . برخی فعالان صنفی در شبکه های اجتماعی از این حرکت به عنوان شوآف ، عوام فریبی و... یاد کردند اما از نظر  این رسانه ، حضور رئیس مجلس در کلاس درس در حالی که به نظر می رسید معلم برگزیده در جریان امر نبوده است حرکتی انسانی و قابل تقدیر است .

در این گزارش به نقل از معلم برگزیده جهان چنین آمده بود :

« شاید روزی نمی شد که تصور کرد ، سن قربانی گرفتن عدم توسعه و عدم توزیع عادلانه ثروت به سن یک کودک دبستانی برسد ، اما رسید!

شاید روزی نمی توانستیم تصور کنیم که نتیجه ی نگاه خصوصی سازی شده به آموزش و پرورش و عدم حمایت های بودجه ای از این نهاد به تراژدی های پی در پی تبدیل شود ، اما شد!

این چه سیاست گذاری ای است که درک نمی کند که آموزش و پرورش کشور در بحران و آموزش و پرورش مناطق محروم در بحرانی مضاعف است؟

گزارش انتقادی صدای معلم از سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در برابر موفقیت ثریا مطهرنیا معلم نمونه جهان

این چه نظارتی است که نمی بیند بخش وسیعی از مدارس روستایی در مناطق محروم و حتی مدارس شهری این نقاط از کمترین استانداردهای لازم برای ایجاد یک محیط مطلوب آموزشی برخوردار نیستند؟

این چه اِعمالی است که به جای تذکر و وادار کردن سیاست گذاران به تغییر رویه دادن در قبالِ نگاه تعدیلی به آموزش و پرورش و گوش سپردن به معلم سال قبل دنیا که هشدار داد : این مدرسه فضای مناسبی برای آموزش نیست ، معلم امسال دنیا را که با درد و اندوه و همراه با پدر دنیا او را به بیمارستان رساند مقصر می داند؟ آن چه این معلم برگزیده ایرانی را از سایر معلمان نمونه متمایز و برجسته می کند اهتمام وی در حوزه نویسندگی ، رویکرد انتقادی بانو مطهرنیا به مسائل آموزش و  انتشار مکتوبات در حوزه حقوق شهروندی است .

این "چه ها " و دیگر پرسش ها ، دیگر آفتاب روزِ نو را به دُنیا هدیه نمی کند اما می تواند مانع رُخدادهایِ تلخ دیگری شود اگر در پَسِ پُشتِ توجیهاتِ شاذ و استدلالات کَشّافِ مجریان ، ناظران و داوران به دیگر شکل ، بازنمایی نشود.

از دست دادن دنیا به خاطر اهمال آموزگارش نیست ، این درد از اهمالِ بزرگتری می آید که چند دهه اعمال سیاست های نئو کینزی و فریدمنی را در خود پنهان کرده است ، سیاست هایی که آموزش و پرورش را یک بنگاه خود گردان می خواهد و وزیرش را سرپرست یک فروشگاه بزرگ ، فروشگاهی که توان تامین نیازهایش را ندارد مگر با تغییر کاربری ، غیر انتفاعی سازی ، تعدیل ساختاری ، ریاضت بودجه ای و در نهایت آوارِ دیوارهایِ فرسوده ی شعارهای توسعه! ... »

با وجود وسعت خبری این رویداد مهم اما وزارت آموزش و پرورش در این مورد کاملا منفعل و بی تفاوت بود . حتا خبری کوتاه از موفقیت این آموزگار ایرانی در پرتال وزارت آموزش و پرورش مشاهده نگردید .با این حال ، رئیس مجلس شورای اسلامی در روزهای اخیر دیداری با خانم مطهرنیا داشت .

گزارش انتقادی صدای معلم از سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در برابر موفقیت ثریا مطهرنیا معلم نمونه جهان

برخی فعالان صنفی در شبکه های اجتماعی از این حرکت به عنوان شوآف ، عوام فریبی و... یاد کردند اما از نظر  این رسانه ، حضور رئیس مجلس در کلاس درس در حالی که به نظر می رسید معلم برگزیده در جریان امر نبوده است حرکتی انسانی و قابل تقدیر است .

مطهرنیا در این ویدئو به صراحت عنوان می کند : « یک بنیادی رفته را بودم . می خواستم با رئیس اش ملاقات کنم . از ایشان درخواست ملاقات داشتم . به مسئول دفتر گفتم من از کردستان آمدم . می خواهم رئیس تان را ببینم . می دانی برگشت و به من چه گفت ؟ گفت : خانم مطهر نیا ! ما وزیر و معاون وزیرش را راه نمی دهیم ، به شما ملاقات دهیم ! یعنی تا ترمینال که رفتم گریه کردم ... »

گزارش انتقادی صدای معلم از سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در برابر موفقیت ثریا مطهرنیا معلم نمونه جهان

یافتن انسان ها و حتا معلمانی که فقط به فکر خودشان و منافع شان نباشند و در این اجتماع به دیگران و انسان های نیازمندِ کمک بیندیشند  ، امری بسیار دشوار و دور از ذهن به نظر می رسد .

« صدای معلم » ضمن تبریک مجدد به بانو ثریا مطهرنیا امیدوار است که توجه به آموزش فارغ از شعار و تبلیغات در اولویت برنامه ریزی ها و سیاست گذاری های جمهوری اسلامی قرار گیرد و مقامات و تصمیم گیرندگان در سطوح مختلف توجه به مناطق محروم و غیربرخوردار را در صدر امور قرار دهند .

مسئولان در این زمینه جز « خدمت بی منت » و « پاسخ گویی مسئولانه » وظیفه ی دیگری ندارند .

( ویدئو کلیپ را مشاهده فرمایید)

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم از سکوت و انفعال وزارت آموزش و پرورش در برابر موفقیت ثریا مطهرنیا معلم نمونه جهان

منتشرشده در گفت و شنود

گروه استان ها و شهرستان ها/

گزارش ایمن سازی دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان در صدای معلم

پیش تر گزارشی از دبیرستان و دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان به قلم محمدکرم احمدی در صدای معلم منتشر گردید . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

« هم اکنون، با از راه رسیدن سرما و محرومیت مدارسی از کشورمان ،خیزش و زبانه کشیدن این آتش های جانسوز، الاخص در مناطق محروم ، محتمل است.

نمونه آن ساختمان آموزشگاه دبیرستان و دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان، با جمعیت بالغ بر 80 دانش آموز معصوم روستایی ست که بر اثر نادانی پیمانکار وقت و عدم نظارت ناظرین یا چشم پوشی به عمد ، محل استقرار بخاری های گرمایشی، دقیقا در محل ورودی کلاس های درس بنا شده اند به سان هیولایی که بر در ورودی کلاس در کمین است و منتظر خدشه بر صورت کودکان محروم .

در شرایط عادی عبور دانش آموز از این کلاس های درس، به آسانی انجام نمی گیرد چه رسد به کوچکترین حادثه ای متاثر از این نابخردی که نه راه خروجی هست و نه راه ورودی به کلاس درس. هر چند هم اکنون جابه جایی و جانمایی و یا استفاده از سیستم های گرمایشی استاندارد راه حل مشکل است اما در این اوضاع اقتصادی از عهده مدرسه و کارکنانش برنخواهد آمد ....

این نمونه و هشداری است که مسئولین آموزش و پرورش، مدارس در معرض خطر را شناسایی و تدابیر لازم را به کار گیرند .

گزارش ایمن سازی دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان در صدای معلم

الان که بازگشایی مدارس در دستور کار است، اهمیت موضوع بیش از پیش جدی است.

مزید بر اطلاع و از سر ترس یا در رفع دغدغه، گفتیم تا مبادا عدم اطلاع رسانی، چنگ لاعلاج بر صورت زیبای فرزندان ما بیاندازد و توجیه بی تدبیری ها شود. »

پس از انتشار این گزارش ، « میثم حاجی پور » به صدای معلم گفت که ایمن سازی این واحد آموزشی در دستور کار نوسازی قرار گرفته است .

آقای احمدی به صدای معلم گفت :

« به عنوان معلمی در وظیفه مدیریت دبیرستان دوره اول از مناطق محروم استان لرستان، گزارشی مبنی بر مشکلات مدرسه به خدمت جناب پورسلیمان و رسانه رسایش ارسال نمودم. امروز فعالانه مسئولین ذیربط در مدرسه مذکور حاضر بودند .قطعا نتیجه رسانه و اثر آن این خدمت را به دانش آموزان، خلق نموده است.

وظیفه می‌دانم که نهایت سپاس را از قلم و قدم ایشان دراین راستا داشته باشم.

دعای خیر کودکان و فرزندان معصوم و مظلوم بدرقه راه تان. »

این رسانه ضمن سپاس از پی گیری رئیس روابط عمومی سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور امیدوار است که ایمن سازی همه مدارس محروم ایران با تخصیص اعتبارات مناسب و مکفی و با نظارت دقیق ، علمی و جامع در اولویت قرار بگیرد .

گزارش ایمن سازی دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان در صدای معلم

گزارش ایمن سازی دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان در صدای معلم

پایان گزارش/


گزارش ایمن سازی دبستان روستای حسن آباد سنجابی از توابع شهرستان دلفان لرستان در صدای معلم

منتشرشده در گفت و شنود

وضعیت بازگشایی مدارس در نیمه آبان و بلاتکلیفی مدیران مدارس   از چهارشنبه تا ظهر جمعه بیش از پانصد پیام مجازی، پیامک، زنگ و مراجعات حضوری در خصوص چرایی و چگونگی بازگشایی مدرسه در روز شنبه ۱۵ آبان دارم.

و جالب تر آنکه هیچ جوابی متقن و معقولی برای ارائه و اقناع مخاطبان در چنته نیست.

این حال و روز مدیران مدارس پرجمعیت دولتی در روزهای کرونایی اخیر است.

به لطف کرونا بالاخره واژه منحوس « مدرسه محوری » روی میز روساست .چون احتمال خطر و پرداخت هزینه می رود ، وزارتخانه مدیران مدارس را سپر بلای خود کرده و مدرسه را در مقابل مردم هیجانی، اقناع نشده و خشمگین تنها رها کرده است و صرفا با اخبار ضد و نقیض و شوآف رسانه ای بر دامنه این تشویش اذهان عمومی و التهاب مردم اضافه می نمایند.

در ابتدا می گفتند مدرسه محوری است یعنی شورای مدرسه مرکب از مدیر، نماینده دبیران و رئیس انجمن با توجه به شرایط خاص مدرسه تصمیم گیری نمایند. بعدا مدیران مکلف شدند در سامانه "ال تی ام اس" به سوالات چالشی در خصوص میزان آمادگی مدرسه در مقوله بازگشایی مدرسه جواب دهند.

در صورتی که مدیر با مسئولیت خود به همه گزینه ها جواب مثبت دهد می تواند مجوز اداره برای بازگشایی حضوری مدرسه را دریافت نماید.

اندکی داستان را واکاوی کنیم.

اگر مدیری مثلن در مقابل سوال : « تهویه مناسب در کلاسها » جواب خیر دهد مجوز بازگشایی نمی گیرد مگر آنکه شرایط تهویه مناسب را فراهم نماید (البته معلوم نیست با کدام بودجه و کدام اعتبارات) و...

خلاصه تکلیف مدیران در قبال بازگشایی مدارس مشخص نیست، همه جا نظرات نسبی و البته شرطی و توام با اما و اگرهاست.

- انجمن اولیا می گوید بازگشایی به شرطه ها و شروطه ها
- در شورای دبیران جنگ رتبه بندی شعله ور است.
- شورای مدرسه ساز خودش را می زند .
- بخشنامه ای هم که صادر نشده است
- اداره هم کسی حرف آخر را نمی زند.

مدیران مدارس نیز اکثر مأخوذ به حیا و محافظه کار بوده و حتی در خصوص منافع و مصالح مشترک خود نیز در گروه‌های مرتبط (از ترس جاسوسان اداره و کپی پیست کنندگان مطالب) بحث و گفت و گو نکرده و سایلنت و ساکتند و حداکثر به ارسال پست های صبح به خیر، شب به خیر و بعضا ارشادی و «همه جا آرومه» مشغولند.

از منظری دیگر فرض کنیم از فردا قرار بر بازگشایی اختیاری مدارس باشد ؛ تکلیف کسانی که به بهانه و یا واهمه کرونا مدرسه نیستند چیست؟

آیا معلمان حاضرند؟ و یا انصاف است که با حقوقی نازل دوباره کاری کرده و برای غایبین در خارج از وقت اداری تدریس نمایند؟ در صورت "بازگشایی ترکیبی" ، سرنوشت امتحانات دیماه چه خواهد شد؟ و دهها سوال بی جواب دیگر...

در اینجا بدون ذکر نام همکاران عزیز نظرات برخی از مدیران البرز را بدون ویرایش تورق می کنیم.

* "و پاسخ یک مدیر در سوال دوستان که چرا فقط ناظریم و درگفتمان شرکت نمیکنیم ،،،،،،ما همیشه یک چیزی رو خوب یاد گرفتیم و ان اینکه( خودمان یکاریش میکنیم ) مگر نه اینکه وقتی دانش اموز نت نداشت گوشی نداشت تدریس مجازی شد خودمان یکاریش کردیم ،،،،وقتی سرانه نداریم خودمان یکاریش میکنیم ،،،،،وقتی دستور ضدعفونی و تهویه ی مناسب ووووو میاد باز خودمان یکاری میکنیم ،،،توزیع کتاب ،،ثبت نام های پر مشکل ،،،سامانه های بدون جواب ،،،نبود امکانات ،،،،،همه رو خوب انجام میدیم چون یادگرفتیم ( خوتون یکاریش کنید ) مگر نه اینکه از ما جمع آوری کمیته ی امداد و بازگشایی و سرویس دانش آموزی و پروزه ی مهر و مسابقات آزمایشگاهی و وووووو میخان نه الان همیشه ،،بستر کار فراهم نیست ولی بلدیم خودمون یکاریش کنیم ،،،،،،،،،الانم درخصوص حضور وعدم حضور همکارا ودانش آموزان خودمون یکاریش میکنیم چون یادگرفتیم ،،،،،،"

"درود بر شما همکاران عزیز اگر بنا ب باز گشایی مدارس باشد در شورای مدرسه چند درس انتخاب و بصورت حضوری خدمات ارائه خواهد شد و مابقی دروس آنلاین در صورتی که درسی حضوری ارائه شد دیگر آنلاین نخواهد داشت و دانش آموزی که حضور پیدا نمی کند باید از محتوی های دیگر استفاده کند آن هم ب شرطی که اولیا و مدرسه با هم هماهنگ باشند که دانش آموز و اولیا در جریان این امر باشند ی پیشنهاد اینه که دانش آموزان در دو گروه دسته بندی شوند و بنا ب نظر شورای مدرسه در مدرسه حضور داشته باشند البته این امر ب تعداد دانش آموزان هر مدرسه بستگی دارد"

وضعیت بازگشایی مدارس در نیمه آبان و بلاتکلیفی مدیران مدارس
* با سلام
دوستان علت مدرسه محوری شدن و تعجیل در بازگشایی مدارس این است که از وزارت تا اداره هیچ برنامه ای برای آموزش نداشته و ندارند! اگر غیر این هست برنامه عملی که قابلیت اجرایی دارد در سطح استان به مدارس ابلاغ کنند.
معلم رباط نیست که هم در مدرسه حضور داشته باشد و هم در شاد تولید محتوا کند تولید محتوا به خیال دوستان اداره تا وزارت یک پیامک است! چه میداند که در منزل همکار، که تولید محتوا می کند به زندان زن و فرزندان تبدیل شده. لباسشویی خاموش، کسی صحبت نکند،کسی راه نرود، کسی تلویزیون روشن نکند، مهمان نیاد و.... تا من معلم با امکانات شخصی و هزینه های شخصی خود تولید محتوا کنم!!! باید این مشکلات را درک کرد.معلم بعد ازظهر که صبحش در کلاس های حضوری بوده ،نیاز به استراحت و زمان برای مطالعه روزانه دارد.

اینا باید مدارس را دو شیفت کنند و تراکم را پایین بیارند و کلاس ها را دو گروه حداکثر ۱۵ نفره کنند و به همکار دوبله اضافه کار بدهند تا با کمترین نارضایتی و خطر به کار و همکاری دل ببندند.
اما چه فایده که آموزش و پرورش در حاشیه اولویتها هم غرق شده و اون راه توسعه پایدار کشور که مسیرش از آموزش و پرورش عبور می کند بسته شده است.
الان می خوان فقط با بازگشایی مدارس در پیک و موج ششم کرونا ، دانسته یا ندانسته، قتلگاه ایجاد کنند و به اولیا بگویند که مدارس باز است و کلاسها حضوری است.تا شاید پاسخی و توجیهی برای نارضایتی برخی اولیا و دانش آموزان داشته باشند و اگر هم مشکلی بوجود بیاد مدیر به عنوان رئیس دستگاه و تیم شورای مدرسه ، شدیدا مورد بازخواست و کوتاهی در امور جاریه به هیات تخلفات معرفی کنند.
حداقل ۲ روز برنامه حضوری در مدرسه برایشان کفایت خواهد کرد.
تا وزارت به خواسته های خود برسد.
هنوز کلاس های شاد را نتونستند دایر کنند ، مدیران انجام دادن.!!!!
هنوز ابلاغ سیستم همکاران صادر نکردند!!!!
چکار می کنند اینها؟؟؟؟؟"

وضعیت بازگشایی مدارس در نیمه آبان و بلاتکلیفی مدیران مدارس

* بالاخره این سوال بی پاسخ موند :
در شرایط فعلی آیا همه معلمان ملزم به حضور در مدرسه هستند؟
این چه باز گشایی میشه که فقط مدیران و معاونین الزام به حضور دارن نه شاگرد نه معلم.
هر مدرسه هم با سلیقه خودش یک طرح رو اجرا میکنه
به نظرم این یک رها شدگیه.

" خوب وزیر که نداریم،مدیران مناطق و مدیر کل،همه و همه بلاتکلیف اند که آیا هستند؟ نیستند؟لذا نسبت به قبل بیشتر دچار روزمرگی بیشتر و بی انگیزه شدن و دل و دماغ کار کردن ندارند. شرایط تصمیم گیری و تصمیم سازی همینطور میشه که ملاحظه میفرمایید."

"اگر یکی در این شرایط مبتلا به کرونا بشه، اولیاء مطالبه نخواهند کرد؟ آیا اداره از مدیر بابت این ابتکار حمایت خواهد کرد؟؟؟" به لطف کرونا بالاخره واژه منحوس « مدرسه محوری » روی میز روساست .چون احتمال خطر و پرداخت هزینه می رود ، وزارتخانه مدیران مدارس را سپر بلای خود کرده و مدرسه را در مقابل مردم هیجانی، اقناع نشده و خشمگین تنها رها کرده است و صرفا با اخبار ضد و نقیض و شوآف رسانه ای بر دامنه این تشویش اذهان عمومی و التهاب مردم اضافه می نمایند.

" فعلا ب نظرم هرگونه حضور دانش آموز درمدرسه نیازب مجوز دارد
وگرنه ....."

"حداقل معلمان باید ملزم به حضور باشن تا بعد برای دانش آموزان با لطایف الحیل انگیزه حضور ایجاد کرد"

* "با سلام حضور همکاران گرامی
با توجه به اینکه همکاران عزیز دبیر واکسن زده اند. و مثل تمام ارگانها می توانند در مدارس حضور یابند و این امر مستلزم ارسال بخشنامه کلی می باشد و مدیران بزرگوار نمی توانند سلیقه ای عمل کنند.
متاسفانه این موضوع بیشتر در مدارس دخترانه که همکاران عزیزمان هم وظیفه خطیر مادری و هم تدریس را همزمان دارند، اولیا متاسفانه از ایجاد مزاحمت فرزندانشان در کلاس گاها شکایت دارند.
در جلسه ای بیشتر مدیران بزرگوار موافقت خود را با حضور دبیران در مدارس در کلاسهای خود داشتند چه حضوری چه غیرحضوری.
همانطور که دوسال کادر مدرسه حضور دارند و نمی توانند کارخود را از راه دور انجام دهند دبیران هم سر کلاسها حاضر شوند، از مسئولین عزیز می خواهیم در این زمینه ، مدیران محترم را همراهی نمایند."

"بهتر است ابتدا طبق یک بخشنامه ، دبیران محترم ملزم به حضور در مدرسه شوند و سپس به فکر چگونگی حضور دانش آموزان در مدرسه باشیم"

"بله چون در صورت تصویب در شورای مدارس . همکاران گاها باهم مقایسه می کنند و مدارس دچار حاشیه وچالش می شوند."

* "ما از دبیرامون خواهش کردیم شنبه بیان مدرسه و از مدرسه تدریس ترکیبی خواهیم داشت تا ناچار به دوباره کاری نشوند.
به دانش اموزان هم اختیاری بودن و لزوم تزریق واکسن را متشکر شدیم.
با توجه بع پراکندگی دانش آموزان بع لحاظ سکونت و جغرافیای مقصدشون براورد بیست درصد حضور در هفته های اول و به تدریج کاهش این میزان را داریم
مشکل سرویس هم هست که اداره سپرده به خودمون جهت معرفی راننده مورد وثوق مدیر
ما هم با مصوبه انجمن و عدم توانایی تشخیص مورد وثوق بودن(!) این مورد را هم بع خانواده ها واگذار کردیم"

وضعیت بازگشایی مدارس در نیمه آبان و بلاتکلیفی مدیران مدارس

روزهای نخست دانش آموزان به شوق دیدار هم و دلتنگی برای کلاس و مدرسه شاید حضور پیدا کنند اما وقتی عطش شون رفع و نیاز روحی شون اغنا بشه عافیت موندن در تخت و نظاره گوشی رو به نشستن بر صندلی های سخت و رعایت اداب و ترتیب دانش آموز ی ترجیح می دن و تعدادشون مجددا رو به کاهش می ذاره

* درود وسپاس استاد قاسم پور معاون آموزشی یکی از نواحی کرج دریک جلسه فرمودند۱۷۰۰ دانش آموز فرستادیم برای تزریق واکسن فقط ۶۰ نفر واکسن زدند  ۱۶۳۰نفر دیگه خانواده ها موافقت نکردندبه نظرم مسئولین وزارتخانه گرچه قدرت تام اجرایی ندارند ولی باید تصمیم معقولانه بگیرند مثل سال۷۰ من نباشند که مسئول حوزه تصحیح اوراق گفت فقط یک دبیر هنر توشهرستان داریم شما برگهای امتحانی اورا تجدید نظر کن آمدم حدود ۵ برگ از برگهای خانم معلم هنر را از۵ کردم ۴/۵رییس گفت چرا این کار راکردی گفتم که بگن من هم یعنی خودم نظری داشته ونظر داده خندید گفت نمره ها راکم نکن یا آقای دکتر نجفی گفت ترمی مظفر آمد گفت پنجره های باز راببندیم وسالی واحدی کتیم گفتم این هم نظری مثل من بود حالا مسئولاباید تصمیم عاقلانه بگیرندنه تظر نسنحیده وجبران تاپذیر به امید اجرای تصمیم عاقلانه مدیران مدارس نیز اکثر مأخوذ به حیا و محافظه کار بوده و حتی در خصوص منافع و مصالح مشترک خود نیز در گروه‌های مرتبط (از ترس جاسوسان اداره و کپی پیست کنندگان مطالب) بحث و گفت و گو نکرده و سایلنت و ساکتند و حداکثر به ارسال پست های صبح به خیر، شب به خیر و بعضا ارشادی و «همه جا آرومه» مشغولند.

* سلام و عرض ادب و احترام خدمت تمام مدیران و همکاران توانمند ناحیه سه کرج
تمام مطالب و نظرات شما عزیزان در مورد نحوه بازگشایی مدارس را خواندم و حق با شما عزیزان است که در این مسیر بازگشایی مدارس به عنوان یک مدیر انتخاب درست و صحیحی داشته باشید تا هم از لحاظ کیفیت اموزش و هم از نظر سلامتی دانش اموزان مفید و اثر گذار باشد دو دل بودم بودم این مطالب را بنویسم یا نه ولی تصمیم گرفتم تا هر انچه هنرستان موفقیان در زمینه حضوری برگزار کردن کلاس ها درس انجام داده با شما مدیران توانمند در میان بگذارم از هفته اول مهر 15کلاس درس هنرستان را به دو گروه تقسیم کردیم هفته اول خیلی سخت بود ولی هفته دوم با همکاری معاونین و دبیران فنی با حضور حداقل هشتاد درصدی دانش اموزان در حال برگزاری کلاس های حضوری هستیم البته همکاری و همراهی دبیران عزیز اگر نبود امکان برگزار کردن کلاس های حضوری غیر ممکن بود خوشبختانه در این مدت حدودا یک ماهه همراهی اولیا دانش اموزان خصوصا پایه دهم عالی و ستودنی است هر روز حدودا 120نفر دانش اموز به صورت حضوری از ساعت 7/45الی 1ظهر در مدرسه حضور دارند تمام دانش اموزان پروتکل های بهداشتی را را رعایت میکنند هر چند زنگ تفریح کمی سخت میشه کنترل کرد ولی در کل خوشبختانه تا الان مشکلی پیش نیومده و اولیا گرامی همراه ما بوده و هستند با همراهی و همدلی همه ارکان مدرسه میتوان با کمترین مشکل و بتدریج وبا صبر و حوصله کلاسهای درس را حضوری برگزار کرد نمیدونم این مطلب اخر که میخوام یاد داشت کنم چه تصویری از من در ذهن شما ایجاد خواهد کرد مدیران عزیز و توانمند برگزار کردن کلاس درس به صورت حضوری این همه ترس و دلهره ندارد. با توکل بر خدا و با برنامه ریزی و با همراهی دبیران و معاونین محترم و به صورت تدریجی شروع کنید مطمنم یکی از برکات این کار مدبرانه شما عزیزان افزایش کیفیت اموزش دانش اموزان عزیز خواهد بود
ارادتمند تمام مدیران توانمند قاسمی

 و نهایتا اینکه:
بخشنامه ها نامفهوم ،،پاسخ ها نامعلوم، ،آخرش چاره ای نیست باید خودمان یکاری کنیم .
و البته این داستان همچنان ادامه دارد...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

وضعیت بازگشایی مدارس در نیمه آبان و بلاتکلیفی مدیران مدارس

منتشرشده در یادداشت

دل نوشته یک معلم بازنشسته و وداع با سیستم زنگ زده و فرسوده

سی سال چه خوش و زود گذشت و چه سخت و دیر گذشت؛ اما گذشت!

خوشحالم از گذشتش و ناراحتم از گذشتش اما چرا؟! مگر جمع نقیضین محال نیست؟! هست مگر نه؟!

۱_ خوشحالم از اینکه با شور، شعور و شعف فراوان، اولین و یکی از مهم ترین انتخاب های زندگی ام را در میان صدها رشته و دانشگاه انتخاب کردم و در اولین اولویت انتخابی پذیرفته شدم و از بدو ورود به آموزش عالی با اساتید و دانشجویان بزرگواری آشنا شدم که هرگز خاطرات، درس ها و مهارت های زندگی دوره جوانی آن روزگاران فراموش نخواهند شد.

۲_ مسرورم چون در دوره خدمت در آموزش و پرورش شهرستان سردشت از نزدیک با برادران و خواهران بزرگواری آشنا شدم که افکار، گفتار و رفتار نیک شان، توشه ای برای زندگانی بهتر در دنیا و آذوقه ای ماندگار برای روز پسین است. غمگینم که در کشور و مملکتی زندگی می کنم و در سیستمی بودم که روابط ناسالم جای ضوابط را گرفته بود.

۳_ خوشوقتم که در دوره خدمت با اولیای بزرگواری آشنا شدم که درس های بسیاری از آنها آموختم که اگر عمری باقی بود و توفیقی، بتوانم بیشتر در نوشته هایم آنها را منعکس نمایم.

۴_ با حالم از این که در دوره خدمت معلمی و مشاوره ای درس های بسیاری از دانش آموزانم آموختم که در برخی نوشته ها، سخنرانی ها و جلسات دبیران، مشاوران و اولیاء و مربیان انعکاس داده ام.

۵_ شادمانم که در این مدت درس های بسیاری برای زندگی شاد، سالم و صحیح، بدون کینه، حسادت، دشمنی و رقابت ناسالم همراه با صلح ، دوستی و آشتی با خود، خدا، مردمان، طبیعت و جهانیان یاد گرفتم. خدا را شاکرم که نه با افکار، نه با گفتار و نه با اعمال و کردار پیدا و پنهانم دلی را نرنجاندم و نه کسی را نیش زدم و نه برای نان و مقامی، دیگری را پل خود ساختم. بلکه تا جایی که در توانم بود پلی شدم برای دیگران و الحمدلله نه تنها مدرسه بلکه منزل، مسجد و بازار و طبیعت را نیز به کلاس درس و اتاق مشورت و مشاوره برای همکاران، اولیاء و دانش آموزان و دانشجویان و... قرار داده بودیم. و همه این تجربیات، به مدرسه و دانشگاهی تبدیل شده بودند برای خود و خانواده ام!

دل نوشته یک معلم بازنشسته و وداع با سیستم زنگ زده و فرسوده

اما ؛

۱_ متأسفم که در دوره خدمتم با به اصطلاح همکارانی روبه رو شدم که شأن و جایگاه معلمی را قدر ندانسته و«نان به نرخ روز بخور! » و....شدند و تهمت های ناروایی به هنگام «تأسیس انجمن ندای فرهنگیان سردشت(انفس)» و... برای هیأت مؤسس، هیأت مدیره و بازرسان انتخابی و دیگر همکاران فرهنگی ساختند و بعدها هم موجب فشار، تهدید و اخراج عده ای از همکاران بزرگوار فرهنگی شدند که در صداقت، متعهد و متخصص بودنشان هیچ وجدان صادق و بیداری شک و گمان ندارد.( قضاوت را به فرهنگیان و مردم بزرگوار می سپارم.)

۲_ غمگینم که در کشور و مملکتی زندگی می کنم و در سیستمی بودم که روابط ناسالم جای ضوابط را گرفته بود. بهترین نهاد تعلیم و تربیت که مورد قبول و تأیید دین، پیامبران و اندیشمندان است ، به نام آنها مثله می شد و می شود.

۳_ ناراحتم از اینکه در سیستمی کار می کردم که به نسبت نهاد و سیستم های دیگر از لحاظ حق و حقوق و جایگاه با چشم «فرزند خوانده» ای هم به آن نگاه نمی شد و سکانش را معمولا به کسانی می سپردند که نه تعهد واقعی داشتند و نه تخصص و صداقت، بلکه تنها هنرشان«بلی قربان» گویی بود و بس!

۴_ اندوهگینم به خاطر اینکه بزرگترین نهاد و وزارت حجیم، که کمتر خانواده ای به صورت مستقیم و غیرمستقیم از چتر حمایت آن محروم است، ولی از وزیران و مدیران لایق و شایسته محروم است و تنها وزارتی است که بدون وزیر مانده است آن هم در این دوره و زمان حساس آموزشی-تربیتی کرونا ویروس!

۵_  بد حالم از اینکه همه نهادها و ارگان های دیگر «فرزند ناخلف» آموزش و پرورش اند. «بزرگ،کوچک شده است و کوچک، بزرگ!» حتی کسانی وزیر معرفی می شوند که هیچ سنخیتی با آموزش و پرورش ندارند، حتی مورد تأیید مجلس خودی و اصول گرایی هم نیستند. از میان بیش از یک میلیون نفر معلم و فرهنگی واقعی کسی برای وزارت و مدیریت های کلان معرفی نمی گردد؟!

۶_ بی حالم از اینکه در حالی آموزش و پرورش را ترک می کنم که وزارتم بی وزیر است حتی از نوع نالایقش! و معلمانش سال هاست برای رتبه بندی و حق قانونی خود و بازگشت به جایگاه اصلی خویش در تجمع ندای بیدادی اند! اما مورد تمسخر مجلس و دولت و...؟!

اما باز هم دلخوشم به اینکه سرمایه های انسانی بزرگواری در آموزش و پرورش و جامعه شهری و روستایی داریم که هرگز تسلیم «زر»، «زور» و « تزویر» نخواهند شد و پرچم ایمان، علم و دانش، فرهنگ اصیل، صداقت، عدالت و آزادی خواهی را حتی در دوره سخت کرونا ویروس ها زمین نگذاشتند و جان بر کف، میراث گران بهای علم و دانش و ادب را انتقال دادند.

در پایان عرایضم از همه شما بزرگواران (همکاران، اولیاء و دانش آموزان عزیز) حلالیت می طلبم و امیدوارم دعای خیرتان بدرقه راهمان باشد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دل نوشته یک معلم بازنشسته و وداع با سیستم زنگ زده و فرسوده

منتشرشده در بازنشستگان

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور