
- کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند رانندگی کنند .
- کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند حساب بانکی افتتاح کنند .
- کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه ندارند در مدرسه غیبت کنند و در صورت غیبت حتما باید والدینشان به مدرسه بروند و دلیل غیبت آنان را توضیح دهند. توضیح خود آنان مورد قبول مدرسه نیست.
- کودکان و نوجوانان (طبق قانون) اجازه کسب و کار ندارند و در این صورت کودک کار تلقی می شوند که این، آسیبی اجتماعی است.
- طبق قانون، سوپرمارکت ها نباید به کودکان و نوجوانان سیگار بفروشند و در صورت مشاهده توسط نهادهای مسئول بازخواست خواهند شد.
- طبق عرف و هنجارهای اجتماعی کودکان و نوجوانان در این کشور مجاز نیستند از داروخانه ها کاندوم بخرند! معمولا هم داروخانهها از فروش کاندوم به آنان اجتناب میکنند.
و بسیار کارهای دیگر که کودکان و نوجوانان در این کشور به دلیل سن کمشان اجازه آن را ندارند.
ولی کودکان و نوجوانان در این کشور اجازه دارند ازدواج کنند و خانواده تشکیل دهند! دختران خردسال اجازه دارند با مردی که چند یا چندین سال از آنها بزرگتر است همخوابه شوند و « سکس» داشته باشند! و در نهایت آنکه کودکان و نوجوانان در حالی که توضیح و دلیلشان برای غیبت در کلاس مورد قبول مدیر مدرسه نیست اجازه دارند ازدواج کنند و فاجعهبارتر آنکه پدر یا مادر شوند! آنان میتوانند در نوجوانی در جایگاه پدر و یا مادر بنشینند!

و نکته جالب تر آن که:
- از طرفی به کودکان و نوجوانان اجازه ازدواج می دهند و از طرف دیگر آموزش و پرورش محافظهکار این کشور از آموزش اولیه مسائل جنسی به همان کودکان و نوجوانان اجتناب می کند و برای عدم ارائه آن توجیهات دینی میآورد. و صدا و سیمای محافظه کار این کشور یکی از مسائل اجتماعی امریکا را بارداری نوجوانان در آن کشور می داند!! و با تکیه بر همین شواهد نتیجه می گیرد که جامعه امریکا در حال فروپاشی است!!
ارزش و شأن خانواده در کشور ما در همین حد است. حرفهای مسئولان را زیاد جدی نگیرید.
کانال دکتر فردین علیخواه

اگر کووید نبود، ارادهای برای آموزش مجازی شکل نمیگرفت. مقاومت جزمی در برابر تجدد و تکنولوژی و فن آوریهای نوین نمیشکست. پدیدهای به نام "شاد" متولد نمیشد. و اگر فضای مجازی خلق نشده بود، با آمدن کووید، درِ خانهی آموزش در کشور ما نیز مطلقاً تخته میشد!
وزیر آموزش و پرورش اخیراً طی اظهاراتی، تدریس و آموزش در فضای مجازی را مکمل برنامه درسی اصلی دانسته و گفته است: "آموزش در فضای مجازی فقط مکمل است و به عنوان برنامه درسی اصلی نیست". وی همچنین گفته است: "هیچ جای دنیا مدارس تعطیل نشد. اولین جایی که در کرونا بازگشایی میشود، مدارس و آخرین جایی که تعطیل میشود، مدارس است". او با این تعبیر، علاوه بر تقلیل جایگاه آموزش در بستر فضای مجازی به سطح آموزش مکمل، جدی بودن سویهی اُمیکرون برای دانش آموزان را نیز نفی کرده و افزوده است: "با بررسیهایی که انجام شد، دنیا با همین سویه مواجه هستند و هیچ گاه مدارس را تعطیل نکردند".
گویا وزیر محترم از اوضاع نابه سامان آموزش و پرورش کشور مطلقاً بیخبر است. مگر در آموزشهای حضوری در فضای حقیقی مدارس ما چه اتفاقی میافتد که در فضای مجازی نمیافتد؟ مگر فضای حقیقی مدارس ما چه امکانات و شرایطی را برای تربیت فراهم میکند که فضای مجازی نمیتواند؟ مگر معلمان و مربیان ما از فضای تهی مدارس مسکین و محقر به دانشآموزان خود چه میبخشند که در شکل مجازی آن نمیتوان بخشید؟ جناب وزیر علیالحساب باید بدانند که مدارس موجود در شهرها و حاشیهی شهرها فقط ظرفیت پذیرش یکسوم و حتی یکچهارم دانشآموزان را دارند. اینکه دانشآموزان در کلاسهای ۳۵ الی ۴۲ نفری آن هم در دو نوبت صبح و عصر سازماندهی و پذیرش میشوند، نشان از کمبود سه الی چهار برابری فضای آموزشی دارد. راستی اگر ناگزیر بودیم در اوج تاخت و تاز کرونا دانشآموزان را به فضای مسکین و محقر مدارس بکشانیم و تنگاتنگ در کنار هم بنشانیم، ۳۵ الی ۴۲ کودک و نوجوان در کف ۳۵ مترمربعی کلاسهای درسی چگونه نفس میکشیدند؟!
آقای وزیر!
اگر ما به تعداد کافی مدرسه و کلاس درسی داشتیم، کووید۱۹ نمیتوانست ۱۵ میلیون کودک و نوجوان را خانهنشین کند! همچنان که در جریان آموزش تلفیقی، با تقسیم دانشآموزان هر کلاس به دو گروه "الف" و "ب" توانستیم کلاسهای حضوری را با تراکم ۱۸-۲۰ نفر دایر کنیم.

کووید به ما یادآوری کرد که؛
طی سی- چهل سال گذشته، هر کدام از ما ۱۲ سال از عمر خود را در هوای متراکم و سنگین و نامطبوع و آلودهی کلاسهای تنگ و پر غلغله نفس کشیدیم و دچار هیپوکسی شدیم و آن را پدیدهی عادی و ویژگی ذاتی کلاسهای درسی پنداشتیم و ضرورت تغییر شرایط برای نسل بعد از خود را درک نکردیم. کووید آمد و کراهت و مخاطرات نفس کشیدن در چاردیواریهای تنگ و پر ازدحام و بدون تهویه را یادآور شد. کووید به ما فهماند که حفظ سلامتی در گرو تنفس هوای سالم و آن نیز در گرو حفظ فاصلهی فیزیکی آدمها با یکدیگر است.
ما با هجوم ویروس تاجدار، از چاردیواریهای تنگ و تهی و بستهی مدارس، به فضای غنی و فراخ و گستردهی مجازی ورود کردیم و به جایی پرتاب و پناهنده شدیم که خودمان در ایجاد بنیانهای آن نقشی نداشتیم و از ورود به آن اکراه داشتیم و از باز شدن پای دانشآموزان به آن به شدت واهمه داشتیم. ما بعد از آمدن کووید، از چاردیواریهای مسکین و محقر مدارس گریختیم و در فضایی لایتناهی اسکان یافتیم که خشت خشت آن را مدیون بیگانگان بودیم. یعنی چارهای جز کوچ اجباری به فضای مجازی و سازگاری با برزخ "شاد" نداشتیم. چرا که مدرسهای امن و مطمئن برای تأمین و تضمین سلامتی فرزندانمان نداشتیم. همان محتوای نازل و مشی باطل را که که در فضای مسکین و محقر و کلنگی مدارس نیز بوی کهنگی میداد و کودکان و نوجوانان را از درس و مدرسه فراری میساخت، عیناً به این فضای مدرن و موسّع مجازی آوردهایم.
آقای وزیر!
اگر بررسی کردید و دیدید که "دنیا با همین سویه مواجه هستند و هیچگاه مدارس را تعطیل نکردند"، حتماً آن سوی ماجرا را هم بررسی کنید؛ قطعاً خواهید دید که مدارس آنها به قدر کافی غنی و مجهز و فراخ و مفرح و ایمن است. ( این جا )
در این کوچ و اسکان اجباری، حقایقی نیز برایمان روشن شد که سالها بر آنها چشم بسته بودیم؛ دانشآموزان و اولیای آنان در دوران کرونا دروس را به مهم و غیر مهم تقسیم کردند؛ برای شرکت در کلاسهای مجازی برخی دروس به تکاپو افتادند و برخی دیگر را رها کردند؛ آنها کاملاً آگاهانه دست به گزینش زدند و در میان مواد درسی، مواردی را مشخص کردند که لازم نمیدیدند برای یادگیری آنها پای تدریس مدرّسی بنشینند. آنها به طور ضمنی دریافتند که برخی از کتب و مواد آموزشی، برنامهی درسی را بیجهت اشغال کرده و عرصه را برای تمرین و تکرار آموزههای علمی و مهارتی و کاربردی تنگ نمودهاند.
کووید و کلاسهای مجازیاش از ماهیت مواد آموزشی پرده برداشتند. ( این جا )
تجارب معلمان حاکی از این است که علاوه بر ۳ میلیون دانشآموز بازمانده از تحصیل، تقریباً نیمی از دانشآموزان حاضر در لیست کلاسهای مجازی نیز از صحنهی آموزش غایباند و جریان آموزش را دنبال نمیکنند. این غیبت و قطع ارتباط با جریان آموزش، هر چند بیارتباط با تساهل و کاهلی آنان نیست، ولی بخشی از این معضل، حقیقتاً به ماهیت مواد درسی برمیگردد؛ کم نیستند دانشآموزانی که قبل از دوران کرونا نیز دل در گرو مدرسه نداشتند و از کتب درسی کممایه و محتوای آموزشی نازل و مشی تربیتی بیحاصل گریزان بودند و با اجبار و اکراه در کلاسهای درسی حاضر میشدند. حالا که درِ مدارس به مدد کرونا بسته شده و اهرم اجبار و فشار با دستان نامرئی آن شکسته شده، بدیهیست که مسیر خود را از بقیه جدا و به ندای درون خود اقتدا کنند.

حال، در پاسخ به این سوال که آیا آموزش در فضای مجازی اصل است یا در فضای حقیقی؟، باید گفت؛ با این مشی و محتوا و با این زمان و فضا، هیچکدام بر دیگری برتری ندارد. محتوای نازل و بیجذبهی آموزشی، به همان میزان که در مدارس مسکین و محقر، بیثمر و انگیزهکُش است، در کلاسهای مجازی نیز هست.
در واقع، همان محتوای نازل و مشی باطل را که که در فضای مسکین و محقر و کلنگی مدارس نیز بوی کهنگی میداد و کودکان و نوجوانان را از درس و مدرسه فراری میساخت، عیناً به این فضای مدرن و موسّع مجازی آوردهایم.
اما برای خروج از این وضعیت و احیای نظام آموزشی فقط سه اقدام نه چندان آسان کافیست:
۱) پالایش محتوای آموزشی و حذف مواد درسی موعظه محور و ایدئولوژیک از برنامهی درسی و ایجاد فرصت فراخ برای دروس علمی-مهارتی-کاربردی که ذهن و انگشتان کودکان و نوجوانان را توأماً به کار گیرد و تحقق تربیت به مفهوم حقیقی آن را بر مبنای اصل "تکرار و پشتکار" میسر سازد. (پرهیز تعیین و تحمیل اهداف پرشمار و سبکسازی کولهپشتی دانشآموزان و تنُک سازی برنامهی درسی).
۲) شروع جهاد مدرسه سازی با رویکرد ایجاد فضاهای آموزشی عملگرا که ارائهی آموزههای علمی-مهارتی-کاربردی را تسهیل نماید و تجارب همگون با شرایط زندگی واقعی را فراهم کند. و افزایش دادن این مدارس به سه الی چهار برابر آمار مدارس کنونی طوریکه که تمام دانشآموزان لازمالتعلیم را به صورت تمام روز با تراکم معقول تحت پوشش قرار دهد.
۳) ترمیم حقوق و تأمین معیشت معلمان بدون قید هرگونه پیششرطی و پایان دادن به نارضایتیهای ناشی از مشکلات معیشتی و حذف فاصلهی بین مبلغ دریافتی نیروهای صف و ستاد و رفع تبعیض میان حقوق و مزایای معلمان با سایر کارمندان و بازگرداندن شوق خدمت به جامعهی معلمان.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

عصر ۱۸ بهمن ۱۴۰۰ جشن گلریزان موسسه مهر سهیلا در هتل المپیک تهران با حضور حامیان و خیرین حوزه درمان برگزار گردید.
شاکله این مراسم پنج ساعته سخنرانی های آقایان ایثار خدادی، دکتر رضا نکوئیان و ناصر امینی بوده و در اواسط برنامه گروه موسیقی "دنگ دنگ کوبان" نیز به هنرنمایی پرداخته و مورد اقبال حاضرین قرار گرفتند.
مهندس ایثار خدادادی مشاور حوزه صنعت و مدیریت، سخنرانی جذابی در خصوص "پایداری سازمانها در شرایط بحران"ایراد کرده افزود: موتور توسعه جامعه ۱ درصدی هستند که جاده های پیشرفت و توسعه را استوار کرده و الباقی تنها در جادهها در ترددند. در آمریکا نیمی از این ۱ درصد کشف شده و در خدمت توسعه جامعه قرار می گیرند در ایران هیچ آمار متقنی در این خصوص وجود ندارد.
وی افزود: حال خوب لزوما در گروِ پول و تحصیلات بالا نیست ؛ فقط ۳ درصد فارغ التحصیلان دانشگاه هاروارد احساس خوشحالی می کنند. بر اساس تحقیقات انجام شده راز طول عمر انسان روابط اجتماعی بالاست . نتیجه تعاملات با دوستان خوب دو برابر ترک سیگار مفید فایده می باشد.
آدم ها بر اساس استعداد و علائق شان نه درس می خوانند و نه کار می کنند.
انسان سالم حداقل دارای ۴ بعد زیر است :
1- استقلال (شغل - درآمد و انتخاب)
2- عزت نفس(دوست داشتن خود)
3- ارتباط با طبیعت (حرمت به گل و گیاه پاسداشت جنگل )
4- دگرمداری موثر (بخشش بی چشم داشت)
منافع سه فاکتور اولی شخصی است ولی منافع دگرمداری برای جامعه می باشد.
آموزش ده مهارت اصلی برای زندگی در غرب از مهد کودکها شروع می شوند اما در ایران برخی از دکتراها نیز فاقد این مهارت های اولیه هستند.
ما از سلبریتی ها تنها تخصص و اعتبارشان را طلب می کنیم تا اعتماد عامه جلب شده و منجر به اجماع و نهایتا مشارکت عمومی برای حل مشکلات گردد و البته مشارکت باعث بدست گرفتن امور توسط عموم مردم می شود. در برخی از کشورها بخش خصوصی فعال ولی منفعت گراست و بخش دولتی رانتی و فساد آور است. NGOها(از مردم، برای مردم و به وسیله مردم) حد و وسط این دو سر طیف افراطی اند.
باید توجه کنیم که دستاورد ngo ها خیریه نیست چرا که منابع مالی خیریه ها با احساس مردم و ngo ها با آگاهی و مشارکت عمومی تامین می گردد. مدل پایداری سازمانها ابقای حداکثری سازمان در قالب مدلهایی مانند csr (مسئولیت اجتماعی شرکتی)است. با توجه به منافع ذی نفعان و بالانس منافع، مسئولانه پول در بیاوریم.
کارخوب را علنی کرده ، جار بزنیم . تشکلهای مردم نهاد به جای خیریه ها باید در مرکز توجه و اولویت مردم باشند .
در ادامه دکتر رضا نکوئیان پشت تریبون رفته و ضمن تورق پیشینه و مرور تاریخچه تاسیس و فعالیت موسسه مهر سهیلا گفت: سرطان پایان زندگی نیست ولی درمان آن هزینه دارد ؛ متاسفانه در جامعه ما کسی که لیبِل سرطان می خورد ما معمولا سعی می کنیم از او دوری بجوئیم. امروز بر اساس پیشرفتهای حاصل از پژوهش و تحقیقات علمی دانشمندان و پزشکان، درمان خیلی از سرطان ها در موعد مقرر خود دست یافتنی است.در کل پیشگیری بهتر از درمان بوده ولی در پروسه درمان سرطان تشخیص قطعی و صد درصدی نیست.
نکوئیان افزود:در راستای نگاه متفاوت موسسه مهر سهیلا (ماهی دهی و آموزش ماهی گیری توامان) مصمم به راه اندازی و تجهیز آزمایشگاه مولکولی ژنتیکی سرطان در مهر سهیلا هستیم.
ناصر امینی (مدیر موسسه مهر سهیلا) آموزش، پیشگیری و درمان را سه پایه اصلی فعالیت موسسه عنوان کرده افزود: با توجه به حمایت خیرین پزشکی و صنعتی استانهای تهران و البرز امکانات موسسه به طور چشمگیر در حال ازدیاد می باشد و ما در تلاشیم با خدمات رسانی بهینه، همه جانبه و متناسب با امکانات خود به بیماران سرطانی در سه بعد اموزش ،پیشگیری و درمان یاری گر مخاطبان خاص خویش باشیم.
ما امروز آماده پاسخگویی معقول به مراجعان و بیماران سرطانی خود هستیم . از اصحاب رسانه انتظار داریم قبل از معرفی ما به خیرین و نیکوکاران، موسسه مهر سهیلا را به بیماران نیازمند سرطانی معرفی نمایید تا بتوانیم در حد وسع خود مدد رسان این عزیزان در حوزه های مختلف باشیم.
آ قای امینی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به حوزه مسئولیت اجتماعی افراد گفت: لازمه یک زندگی متعادل، تقسیم عادلانه فرصت ها و منصفانه امکانات زندگی بین مردم است.الان مردم دچار رنج و محنت هستند و چرخه زندگی بسیاری نامتعادل و ساز دلشان ناکوک شده است.
لازم به ذکر است که خانم سهیلا همسر آقای امینی ( مبدع موسسه مهر سهیلا) بوده که متاسفانه به دلیل ابتلا به سرطان جان به جان آفرین تسلیم کرده اند . بنا بر وصیت این بانوی خیراندیش و پیگیری های مجدانه همسر وفادار و انسان دوست شان امروز شاهد درخشش و بالندگی روزافزون موسسه خیریه و درمانی مهرسهیلا در سه راه گوهردشت استان البرز هستیم.
موسسه مهر سهیلا یک مرکز صرف درمانی نبوده و در کنار مساعدت های درمانی، چراغ پژوهش و تحقیق به منظور رسیدن به رهیافت های جدید در حوزه پیشگیری و درمان روشن است. مهمتر اینکه درب موسسه همیشه به روی درمان جویان باز بوده و از بیماران بی بضاعت در حد وسع خود پذیرایی و حمایت می کنیم.









پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

چهارشنبه 20 بهمن ، « باشگاه فرهنگیان تهران » میزبان نشست صمیمی میان خبرنگاران حوزه آموزش و وزیر آموزش و پرورش بود .
این نشست در نوع خود برای نخستین بار بود که انجام می شد .
این نشست با محوریت مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش برگزار و مدیریت گردید .
یوسف نوری وزیر آموزش و پرورش با 45 دقیقه تاخیر در این نشست حضور یافت و این مساله موجب شد تا علی پورسلیمان مدیر صدای معلم هنگام معرفی و ارائه دیدگاه به عنوان تنها رسانه ی حاضر به آن اعتراض کند هر چند وزیر آموزش و پرورش هنگام پاسخ به خبرنگاران به دلیل تاخیر خود اشاره ای نکرد و عذرخواهی هم نکرد . این در حالی است که در نشست های رسانه ای وزرای پیشین این وزارتخانه معمولا سر وقت در جلسه حضور پیدا می کردند و یک بار که محمد بطحایی با تاخیر در نشست حاضر شد با اعتراض مدیر صدای معلم بابت آن از خبرنگاران عذرخواهی کرد .
بر خلاف رسم و عرف معمول ابتدا خبرنگاران به معرفی خود و ارائه دیدگاه های خویش پرداختند و این هم در پیشینه نشست های رسانه ای وزارت آموزش و پرورش اقدامی بدیع و قابل تقدیر به شمار می آید .

البته در دوران مدیر کلی محمد صیدلو در شهرستان های استان تهران ، ایشان مبدع نشست های " سکوت " بود که در آن مدیران این اداره کل فقط به نظرات و انتقادات حاضران گوش می دادند هر چند در این جلسات خیلی نقدهای جدی و ریشه ای مطرح نگردید .
در این نشست صمیمی اکثریت خبرنگاران را رسانه های بخش دولتی و یا شبه دولتی تشکیل می دادند و رسانه های بخش خصوصی ( مدنی ) این حوزه ، حضور پر رنگی نداشتند هر چند در نشست های رسانه ای این وزارتخانه نیز این فرمول تقریبا برقرار است .
در حالی که تشکل های فرهنگی نسبتا فراوانی در آموزش و پرورش مشغول فعالیت هستند اما آن ها اکثرا فاقد رسانه و یا ارگان بوده و آن تعداد بسیار معدود هم در این نشست ها شرکت نمی کنند .
محورهای عمده مطروحه در این نشست که توسط خبرنگاران به آن ها پرداخته شد حول چند مساله روز مانند نحوه ی بازگشایی مدارس و بلاتکلیفی دانش آموزان و خانواده ها ، ناکارآمد بودن آموزش های مجازی ، غیر پاسخ گو بودن و انفعال اکثریت مدیران ستادی و اداری وزارت آموزش و پرورش متمرکز بود .
برخی خبرنگاران به طرح پرسش هایی در زمینه رتبه بندی معلمان پرداختند اما مدیر جلسه عنوان کرد که این نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش نیست و جهت آشنایی بیشتر با رسانه ها و دیدگاه های آنان تشکیل شده و به موضوعات صنفی وارد نشوند .
نحوه چینش رسانه ها به گونه ای بود که خبرنگاران صدا و سیما در سمت راست سالن و نزدیک به وزیر آموزش و پرورش قرار گرفته بودند و در سمت چپ خبرگزاری ها بودند .

در این چینش خبرگزاری فارس در وسط سالن و نزیک به خبرگزاری مهر ، میزان و صدای معلم قرار گرفته بود و همین امر موجب شد تا مریم عابدینی به نشانه ی اعتراض از حضور در جایگاه خود خودداری کند .
در زمان وزارت حاجی میرزایی در مورد مساله بازگشایی مدارس ، سخنگویی تعیین شد که مسئولیت آن بر عهده علیرضا کمره ای معاونت آموزش متوسطه پیشین وزارت آموزش و پرورش بود .
با تغییر وزیر و تغییر معاون آموزش متوسطه این سمت بلاتکلیف بود که در نشست رسانه ای چهارشنبه برخی خبرنگاران دوباره پیشنهاد تشکیل و ادامه کار آن را دادند .
این پیشنهاد با مخالفت صریح مدیر صدای معلم در جلسه رو به رو شد . پورسلیمان این گونه امور را « موازی کاری » و " تضعیف جایگاه روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش » خواند و از یوسف نوری خواست که این موضوع لغو شده یا مسکوت بماند .

فاطمه اسماعیلی خبرنگار ایسنا ضمن انتقاد از زمان برگزاری این نشست گفت که کاش پس از انتصاب تان اولویت را به اصحاب رسانه می دادید و با آن ها آشنا می شدید .
ارتباط ما با وزارتخانه قطع است . معاونین جدید هستند . امروز هم نیستند . با آن ها نشست بگذارید و امکانی را فراهم کنید که خبرنگاران بتوانند با آن ها ارتباط داشته باشند . این واقعا فاجعه است که در پایتخت مدیر کل یک شهر مهم نشست رسانه ای نمی گذارد. کسی هم به او چیزی نمی گوید و کاری ندارد که چرا نشست نمی گذارید و به رسانه ها پاسخ گو نیستید ؟
خانم رضایی خبرنگار آنا هم تاکید کرد که هیچ ارتباطی با مدیران کل و معاونین ندارند . مثلا در مورد اعتراضات معلمان در کشور هیچ معاون و مدیری پاسخ گو نبود . این وضعیت قبلا چنین نبود و معاونین و مدیران پاسخ گو بودند . بین رسانه ها تبعیض قائل نشوید . یک رسانه ای اصلاح طلب هست و یا اصول گرا و... همه را به یک چشم نگاه کنید .
فاطمه امیرقهرمان خبرنگار تسنیم با انتقاد از رویه جاری گفت :
بارها و بارها در زمان وزرای مختلف هم بیان شده است . من که چندین سال است در حوزه آموزش و پرورش هستم حرکت رو به جلویی را با تغییر وزرای محترم حداقل در حوزه اطلاع رسانی ندیدم . یعنی ما به جای آن پیشرفت داشته باشیم تصور من بر این است که در لایه های مختلف پسرفت داشته ایم .
انتصاباتی انجام داده اید . خیلی از مردم سوالات شان این است که در شرایط تهران به ویژه وضعیت بازگشایی مدارس چطور است ؟
نظارت دقیقی را هم شاهد نیستیم . بارها با مدیر کل آموزش و پرورش تهران آقای کریمیان تماس گرفتم . جزو اولین انتصابات شما بودند . اما متاسفانه ایشان حتا حاضر هم نمی شوند جواب تماس خبرنگار را بدهند .
در چنین شرایطی شما تصور کنید من به عنوان رسانه باید پاسخ گوی کدام امور باشم ؟
مدیر و یا معاونی که حاضر نیست جواب رسانه را بدهد ؟ و ترجیح می دهد در خلوت خودش کار کند و در این خلوت با عدم پاسخ گویی یک فضای امنی را برای خودش ایجاد کند که زمان مدیریتش تمام شود .

این چه وضع پاسخ گویی است ؟
افکار عمومی چه می گویند ؟
از شما خواهش می کنم جلسه ای با معاونین تان بگذارید و در فضای سیاهی که ایجاد کردند ارائه پاسخ و آمار قطعا به نفع آموزش و پرورش و خودشان است .
هر آماری را که می خواهیم با عنوان این که این محرمانه است از ارائه آن خودداری می کنند . آمار محرمانه تعریف دارد . اما آموزش و پرورش به بهانه محرمانه بودن از ارائه هر آمار اطلاعات دقیقی به رسانه ها و خبرنگاران خودداری می کند .
علی پورسلیمان مدیر صدای معلم در این نشست به ذکر نکات و موضوعات زیر پرداخت :

« تشکر می کنم از آقای نوری به خاطر جلسه ای که با خبرنگاران گذاشته اند .
. فکر می کنم نخستین نشست رسانه ای است که توسط وزرای آموزش و پرورش برگزار شده است. البته من تا الآن و در آموزش و پرورش خصوصیت یا ویژگی « نشست صمیمانه م را متوجه نشده ام.
اگر توضیح داده شده و شفاف سازی شود سپاسگزار خواهم بود . «نظارت دقیقی را هم شاهد نیستیم . بارها با مدیر کل آموزش و پرورش تهران آقای کریمیان تماس گرفتم . جزو اولین انتصابات شما بودند . اما متاسفانه ایشان حتا حاضر هم نمی شوند جواب تماس خبرنگار را بدهند .»
یک انتقاد به جناب آقای نوری به خاطر تاخیر 45 دقیقه ایشان در نشست است .
انتظار این است که موقع شناسی و نظم و ترتیب سر لوحه همه مدیران آموزش و پرورش قرار بگیردو همین طور این انتقاد به برخی رسانه های محترم وارد است که در حضور تاخیر داشتند.
آقای نوری !
من فکر می کنم در آموزش و پرورش نه رسانه و نه عنصر پاسخ گویی خیلی جدی گرفته نمی شوند.
در آموزش و پرورش تفاوت معناداری بین مدیران پاسخ گو و غیر پاسخ گو مشاهده نمی شود همان طور که تفاوت معناداری بین مدیرانی که احساس مسئولیت می کنند و با رسانه ها تعامل موثر دارند با مدیرانی که ببخشید بی خیال هستند و نسبت به رسانه خیلی حساس نیشتند در برآیند و ارزش گذاری تفاوتی مشاهده نمی شود.

دوستان به موضوعی اشاره کردند و من هم دقیقا تایید می کنم. در شهر تهران اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران آخرین نشستی که با رسانه ها گذاشته شده در زمان آقای اسفندیار چهاربند بوده است از آن به بعد دیگر تا الآن هیچ نشست رسانه ای برگزار نشده و یا من خبر نداشته ام . و یا شاید گذاشته اند و مرا دعوت نکرده اند. این واقعا فاجعه است که در پایتخت مدیر کل یک شهر مهم نشست رسانه ای نمی گذارد. کسی هم به او چیزی نمی گوید و کاری ندارد که چرا نشست نمی گذارید و به رسانه ها پاسخ گو نیستید ؟
ما گزارش می نویسیم انگار نه انگار. مانند معلمی که در مدرسه کار می کند با معلمی که کار نمی کند و وقت تلف می کند معمولا در فرم های ارزش یابی یکسان هستند.
من با پیشنهاد دوستان در مورد تعیین سخن گو برای بازگشایی مدارس کاملا مخالفم . این یک جور موازی کاری است و دخالت و تضعیف جایگاه و وظایف روابط عمومی.
امیدوارم که جناب آقای وزیر اهتمام لازم را برای بازگشایی ایمن مدارس را داشته باشند. چیزی که ما در این دو سال دیدیم فقط شعار بوده و حرف .
این وضعیت اختیاری بودن حضور دانش آموزان و هرج و مرج ناشی از آن در مدارس پایان داده شود .
بابایی رئیس مرکز اطلاع رسانی میزان وقت مصرف شده توسط خبرنگاران را یک ساعت بیان کرد در حالی که این زمان 37 دقیقه بود .
در پایان ، یوسف نوری به مدت 39 دقیقه سخنرانی کرد .
ادامه دارد
پیاده سازی و ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
سعدی علیه الرحمه در باب هفتم گلستان حکایتی دارد از مجادله توانگرازده و درویش بچه ای. شیخ اجل می گوید: توانگرزادهای را دیدم بر سر گور پدر نشسته و با درویش بچهای مناظره در پیوسته که صندوق تربت ما سنگین است و کتابه رنگین و فرش رخام انداخته و خشت پیروزه در او به کار برده. به گور پدرت چه ماند: خشتی دو فراهم آورده و مشتی دو خاک بر آن پاشیده؟ ! درویش پسر این بشنید و گفت: تا پدرت زیر آن سنگهای گران بر خود بجنبیده باشد، پدر من به بهشت رسیده باشد .
حکایت فوق در نگاه اول حکایت داشتن و نداشتن است ولی لایه زیرین آن روایتی از دوگانگی ایده ها می باشد . دو ایده که در مورد مرگ یکی به ظاهر سنگ و قیمتش می بالد و درویش زاده ای که فراغ بال را ارجح می داند . دو ایده ای که گفت و گو نمی کنند ولی جدل دارند . این جدال فقر و غنا و داشتن و نداشتن و دغدغه معاش و تضاد ایده ها در متون کهن به وفور یافت می شود. زندگی بشر مملو از این تضادهاست که هر روزگاری به شکلی بروز می یابد .
در روزگار امروز بر خلاف دوران سعدی نمی توان از ایده فقیر بودن دفاع کرد . ایده روزگار ما خوب زیستن و رفاه است و گسترش دنیای ارتباطات رنگ و روی زندگی را تغییر داده است . حتی اگر فردی درویشی را برگزیند، فرزندانش اولین مخالفان او خواهند بود . آن زمان نیز که تنگنای معیشت بر قشری سنگین می شود ، خیابان را بر می گزیند تا صدای اعتراض خود را به گوش حاکمان و دولتمردان برساند. اعتراضات معلمان یکی از این گونه اعتراضات است که همچون حکایت توانگر زاده و درویش پسر از تضاد ایده ها خبر می دهد . در حالی که در ادبیات رسمی ، معلمان در شغلی نشسته اند که مشابه پیامبری است ولی تنگنای معیشت آن ها را سخت آزرده کرده و نفس آن ها را به شماره انداخته است . از این رو این اعتراضات معلمان را باید در سنخی خاص مورد بررسی قرارد اد . اعتراضاتی که همواره وجود داشته است ولی در هر دوره ای به شکلی بروز و ظهور می یابند .
سعدی در حکایتش جانب دوریش زاده را می گیرد و در تضاد این دو ایده در کنار درویش زاده می ایستد و می گوید:
مرد درویش که بار ستم فاقه کشید به در مرگ همانا که سبکبار آید
وان که در دولت و نعمت و آسانی زیست مردنش زین همه ، شک نیست که دشوار آید چرا نباید از استفاده ابزاری از معلم و منافع و مشکلات آن ها انتقاد کرد؟
ولی او از توانگر زاده دلیل نمی پرسد و دلایل سخنش را از او جویا نمی شود که چرا چنین گفته است . گفت و گویی نیز بین توانگر زاده و درویش صورت نمی گیرد که هر کدام منطق سخن خود را بیان کنند تا خواننده با دیدگاه هر دو طرف آشنا شود . این نا گفت و گویی را می توان بخشی از سپهر فرهنگی ما دانست که همواره از گفت و گو می پرهیزد و تکثر را که لازمه گفت و گو است به کناری می نهد .
اینکه در دفتر مدارس اعتراض صورت می گیرد ولی گفت و گویی بین دیدگاه های مختلف انجام نمی شود ؛ وقتی وزیر آموزش و پرورش به سرکلاس درس نرفتن معلمان را ناشی از تاثیرپذیری معلمان از دشمن می داند و می خواهد صورت مسئله را پاک کند . وقتی در کلاب هاوس مسئول یک تشکل بر تشکل های سیاسی شمشیر کلام می کشد و تشکل های سیاسی اصلاح طلب را باندهای قدت طلب و منفعت طلب می داند و وقتی به جای اقناع معلم برایش پرونده ساخته می شود ... نشانه هایی حذف تکثر و گفت و گو در آموزش و پرورش است .
پذیرش تکثر و گفت و گو به معنای پذیرش شرایط موجود نیست . در وخامت اوضاع کنونی تردیدی نیست ولی این وخامت دلیل این نمی شود که از امکان اعتراض به شکل های دیگر سخن نگفت و شکل های فعلی اعتراض را نقد کرد و به نقد و نقد پذیری پرداخت . نقد شکل های اعتراض و بازاندیشی در خواسته ها نیازمند نقد و گفت و گوی مستمر است.

چرا نباید در مورد اینکه اعتراض های معلمان به نتیجه مطلوب آن ها نمی رسد و اینکه هر از چند گاهی اعتراضی آغاز می شود و اوج می گیرد و سپس فروکش می کند و دیگر خبری از آن نیست سخن گفت؟ چرا نباید سکون و سکوت آموزش و پرورش را در سال های 86 تا 93 آسیب شناسی کرد در حالی که اجتماعات سال های 85 و 86 در نوع خود بی نظیر بودند؟ چرا نباید در مورد اینکه عده ای می توانند به نمایندگی از همه معلمان سخن بگویند در حالی که نه ساختار آن ها شفاف است و نه اعضایشان و نه روند تصمیم گیری آن ها سخن گفت ؟ چرا نباید تشکل های معلمان اصلاح طلب را به دلیل عملکردشان در طول هشت ساله دولت جناب حجت الاسلام روحانی به نقد بی رحمانه کشید و از اینکه پدیدار تشکل ها منفعت طلبی و قدرت طلبی بودند انتقاد کرد و پاسخ آن ها را هم شنید ؟ چرا نباید پرسید در پس بیانیه محوری و اعتصاب محوری چیست و مدافعان این روش چه راهکاری در پس حرفشان دارند و اگر راهکاری دارند چرا بیان نمی کنند؟ چرا نباید از هر تشکلی پرسید که آموزش و پرورش مطلوب وی چگونه است؟ چرا نباید از استفاده ابزاری از معلم و منافع و مشکلات آن ها انتقاد کرد؟ چرا نباید بپذیریم که ما معلمان به عنوان یکی از بزرگترین نیروهای اجتماعی ایران متکثر هستیم و دیدگاه های متفاوتی داریم ؟ چرا نباید انتقاد کرد که نیروی اجتماعی معلمان به ترتیب فعلی باز هم به سر منزل مقصود نمی رسد و نتیجه ای حاصل نمی گردد ؟ چرا نباید از اینکه گفت و گوهای مستمر برای نیل به وحدت با حفظ کثرت صورت نمی گیرد انتقاد کرد و به کسانی که مانع این گفت و گو هستند اعتراض نمود؟ چرا نباید انتقاد کرد که گروه تلگرامی نمی تواند برآیند افکار و اندیشه های معلمان باشد و فقط جایی برای فوروارد کردن مطالب انتقادی است که کمتر افرادی آن ها را می خوانند؟
چراهای فوق و چراهای دیگر که وجود دارند ولی طرح نمی شوند و پاسخی نیز نمی یابند از فقدان فضایی خبر می دهند که بتوان در آن چراها را طرح کرد. فضایی ساخته شده است که تنها راه رهایی اینست که گوش به فرمان بیانیه ای باشیم که شعارهایمان را یکپارچه کند . فضای اکنون این است که در کنار هم بایستید و شعار بدهید ولی هیچ گاه نباید در کنار هم بنشینید و گفت و گو کنید ! فضایی که باید صورت مسئله ها را پاک کرد . وقتی وزیر از تاثیر پذیری معلمان از دیگران سخن می گوید به گونه ای صورت مسئله را پاک کرده است و وقتی برخی از معلمان دیگران را نفی می کنند به گونه ای دیگر در این راه قدم برمی دارند .

سعدی شیرین سخن شیرازی نیز در حکایتی که در ابتدای یاداشت آمده است جانب درویش زاده را می گیرد تا در انتها نکته ای اخلاقی را پیرامون مذمٌت دنیای فانی به ما بیاموزد:
به همه حال اسیری که زبندی برهد بهتر از حال امیری که گرفتار آید
ولی در زمانه ما که درویشی هنر نیست نگرش ها تفاوت اساسی دارد و عده ای را به اندیشه می برد که پس دلیل توانگر زاده چه بوده است؟
در زمانه ما برخلاف دوران سعدی درویشی فضیلت نیست ولی تکثر و گفت و گو فضیلت است . لازمه گفت و گو پذیرش تکثر است و تا زمانی که پذیرش تکثر وجود نداشته باشد ،گفت و گو فقط باید تایید دیگری باشد. اگر معلمان این تکثر و گفت و گو را نپذیرند توان انجام رسالت تاریخی خود و دستیابی به مطلوب های خویش را نخواهند داشت .
حذف معلمان معترض و منتقد و تحت تاثیر دشمن دانستن آن ها نیز نیز فقط پاک کردن صورت مسئله و بردن آتش به زیر خاکستر است تا هنگامه ای دیگر رخ بنماید .
گفت و گوی معلمان با هم و با دولت و تصمیم گیران و پذیرش تکثر و تلاش برای حضور همه جریان ها و اندیشه ها ضرورت امروز آموزش و پرورش است .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کرونا توانست با قدرت در تمام بخش های جهان التهاب ایجاد کند و در کنار جان آدمی، ذهن و اندیشه ی وی را نیز گرفتار رکود گرداند. انصافا دنیا برای رویارویی با چنین بحرانی آمادگی نداشت و کشورهای مدرن و پیشرفته نیز نتوانستند به تندی برای تهدیدهای متنوع کرونا، چاره اندیشی نمایند. در این بین کشورهای درحال توسعه و گرفتار تحریم و تهدیدهای بین المللی شرایط دردناکی داشتند و به موازات مرگ جسمانی ساکنانشان، مرگ ذهنی آنان نیز به وقوع پیوست و مصافشان در برابر هر دو مرگ ناکام ماند. در تمام مقاطع تحصیلی ، افت شاخص های تعلیم و تربیت مشهود است.
سخن ما در این بخش، مرگ اندیشه و سواد مدرسه ای در ایام کروناست و منظور از سواد همان دریافت هایی است که دانش آموزان از کتب درسی خود در قالب آزمون و نمره به معلمانشان ارائه می دهند.
وقتی سیستم تعلیم و تربیت کشوری تکیه بر محفوظات دارد و مهارت محوری در آن کمتر دیده می شود، شکی نیست که مجازی شدن آموزش، مغزها را به سمت راحت طلبی و گریز از چنین یادگیری هایی سوق می دهد.

مهاجرت خرد و تفکر از آموزش با بروز کرونا ، به شدت تقویت شد و جمعیت بالایی از دانش آموزان در این آب گل آلود با راحت طلبی مطلق در صدد صید بهترین نمرات از راه های گوناگون به جز همت فردی و مطالعه محوری برآمدند و بدان دست یافتند. البته فقدان پلتفرمی نوین و بدون ایراد و عدم ارتباط نرم افزاری با کشورهای مترقی و خودبینی های غیرعلمی نیز کمک کرد تا آن که آموزش در دست اندازی پر از گل ولای گرفتار شود.
اکنون پس از دو سال که مدارس کشور درگیر کرونا شده است و با حضوری شدن مدارس در این سال تحصیلی ، اغلب معلمان اذعان دارند که دانش آموزان فعلی دارای حداقل های علمی نیز نیستند و مرگ خاموش سواد چنان در آنان روی داده است که پهنای فکری آنان را تبدیل به شوره زاری خشک و فاقدخلاقیت گردانده است.
در تمام مقاطع تحصیلی ، افت شاخص های تعلیم و تربیت مشهود است.
متاسفانه آموزش مجازی موجب رشد بادکنکی معدل و نمرات دانش آموزان به طریقی شده است که با واقعیت موجود هیچ تطابقی ندارد و شوربختانه در سنجش های حضوری مشخص می گردد که فاصله ی بین واقعیت سواد و نمره دانش آموزان با آنچه در فضای مجازی کسب کرده اند فراتر از ماه تا زمین است. این بی سوادی گزنده فشار مضاعفی بر معلمان و البته فراگیران در کلاس های حضوری وارد می کند .

به نظر می رسد قبل از حضوری شدن مدارس، باید آموزش و پرورش راهی برای پر کردن این شکاف عمیق بیسوادی می یافت نه آن که برطبل بازگشایی حضوری مدارس بکوبد و دانش آموزان را چنین بی سلاح روانه میدان علم کند که نتیجه اش یاس و نامیدی و شاید ترک تحصیل باشد.
آنچه بعد از امتحانات نوبت اول مدارس رخ نمود بیانگر این مطلب است که کرونا به راحتی توانسته است موجب افت تحصیلی و کاهش شدید سطح آموخته های دانش آموزان شود و از طرفی دیگر گسست و همناکی در حوزه ی تربیتی و اخلاقی در بین یادگیرندگان به وجود آورد.
باری با چنین آثار مخربی وزارت آموزش و پرورش باز هم به شکلی کاملا بدون متد و برنامه در پی روانه کردن دانش آموزان به مدرسه است بی آن که به چنین اشکالاتی پی ببرد و بکوشد تا با تغییر در شیوه های یادگیری و سنجش، این نقصان ها را جبران نماید.
در شرایط کنونی بار سنگینی بر دوش مدارس کشور نهاده شده است از آن رو که وزارت هیچ طرحی برای ایجاد و تقویت امید در دانش آموزان ارائه نکرده است و مدیران و معلمان می باید با خلاقیت ها و توانمندی ذاتی خود این عیوب را مرتفع کنند، چیزی که سالیان سال به طول خواهدانجامید و حداقل در شرایط فعلی آموزش و پرورش به شدت ناتوان از حل و رفع آن است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

امروز دوشنبه 18 بهمن پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان چهار محال بختیاری نوشت : ( این جا )
« معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش گفت: بنا به آمار ارایه شده کمتر از ۳۵ صدم درصد تخلف اداری در میان معلمان وجود دارد که بیش از ۹۵ درصد این تخلف، انضباطی است.
به گزارش اداره اطلاعرسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش استان چهار محال و بختیاری به نقل از گروه علم و آموزش ایرنا، معاون حقوقی وزارت آموزش و پرورش روز یکشنبه در گردهمایی یک روزه اعضای تازه منصوب شده هیات های رسیدگی به تخلفات کشور ضمن قدردانی از عملکرد این هیات ها افزود:
البته به سبب معلم بودن این رقم تخلفات بسیار اندک هم نباید وجود داشته باشد و باید با برنامه ریزی به سمتی پیش رفت که این درصد هم از بین برود و با پیشگیری و کاهش معنادار بروز تخلف اداری موجبات سالم سازی دستگاه فراهم شود.
قاسم احمدی لاشکی تصریح کرد: حفظ استقلال هیات های رسیدگی به تخلفات اداری در صدور رای و اقدام در جهت کاهش بروز تخلفات اداری از راهبردهای اصلی در این حوزه هستند.
وی به ضرورت پژوهش در خصوص آمار تطبیقی بروز تخلفات اداری در میان معلمان سایر کشور های جهان اشاره کرد و بر احصا و تحلیل پرونده های تخلفات اداری به تفکیک استان، جنسیت، مدرک تحصیلی و سابقه کاری خطاب به اعضای جدید تاکید کرد.

احمدی لاشکی سرعت و دقت در رسیدگی به پرونده ها را بسیار مهم دانست و خاطر نشان کرد: نگاه بلند داشته باشید و گرایشات سیاسی و غرض ورزی شخصی را به هیچ عنوان در این رسیدگی دخالت ندهید.
وی در نظر داشتن شرایط خاص بومی، تسلط به قوانین و دستورالعمل ها، تناسب جرم و مجازات و صدور رای به نحوی که منجر به تغییر در انسان ها شود را از دیگر نکات مهم عنوان کرد و گفت: با ادله صحیح و عملکرد مناسب می توان جایگاه هیات ها را به ویژه در استان ها ارتقا داد.
احمدی لاشکی ضمن قدردانی از اقدامات انجام شده خاطرنشان کرد: ابوالفضل پریمی مدیرکل جدید هیات های رسیدگی به تخلفات اداری فردی دلسوز، دوست داشتنی، علاقه مند و پرکار است و باید بتوانید از حضور وی بیشترین بهره را ببرید. » « قانون » باید فصل الخطاب همه امور باشد و نهادهای مسئول باید در جهت ایفای وظایف قانونی خود به آن عمل کنند . در غیر این صورت ، حاصل و برآیند کار چیزی جز بی اعتمادی بیشتر و افزایش نفرت و نارضایتی نخواهد بود .
این اظهارات معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در حالی بیان می شوند که بنا بر گفته حجتالاسلام والمسلمین محمدکاظم بهرامی، رئیس دیوان عدالت اداری کشور در تیر ماه 1398 ؛ آموزش و پرورش از جمله دستگاه هایی است که بیشترین شکایات را دارد . ( این جا )
وی تصریح می کند : « در سال گذشته بیشترین شکایت از سازمان تأمین اجتماعی با ۳۵ هزار و ۹۳۰ دادخواست بوده است. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ۳۱ هزار و ۹۷۰ مورد بوده است. سازمانها و دستگاههای زیرمجموعه ریاست جمهوری در رتبه سوم قرار دارد که ۱۳ هزار و ۹۰۴ دادخواست داده شده است.
شهرداریها به غیر از تهران ۱۳ هزار و ۶۵۴ مورد، وزارت بهداشت ۱۳ هزار و ۳۵۲ دادخواست، وزارت آموزش و پرورش ۱۱ هزار و ۱۶۱ دادخواست، وزارت امور اقتصاد و دارایی ۵۶۲۱، وزارت نیرو ۴۲۲۰، وزارت جهاد کشاورزی ۳۶۹۴، وزارت کشور ۳۶۷۰ در رتبههای بعدی قرار دارند. »
رئیس دیوان عدالت اداری در تیر ماه 1396 هم می گوید : ( این جا ) « پس از وزارت کار، تأمین اجتماعی، شهرداریها و آموزش و پرورش در رتبه دوم تا چهارم قرار دارند. »
پرسش « صدای معلم » از معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش این است در حالی که بنا بر گفته خود ایشان کمتر از ۳۵ صدم درصد تخلف اداری در میان معلمان وجود دارند پس این همه شکایت و اعتراض به دیوان عدالت اداری برای چیست ؟

البته منصور اردستانی مدیر کل حقوقی وزارت آموزش و پرورش خود به این پرسش پاسخ می دهد :
اردستانی در مصاحبه اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چه اقداماتی انجام داده اید تا شکایات کارکنان آموزش و پرورش در دیوان عدالت اداری به حداقل برسد ، می گوید : ( این جا ) « این وزارتخانه در دوران وزارت آقای حاجی میرزایی به دنبال تقویت قانون گرایی است و اصل تکریم و حفظ شأن مقام معلمان و فرهنگیان در دستور کار است. »
حال پرسش دیگر « صدای معلم » آن است که کدام فرد و نهاد مسئول حراست و صیانت از اجرای قانون در آموزش و پرورش است ؟ پس وظیفه و کارکرد نهادهای نظارتی و کنترل مانند حراست ها ، بازرسی و... در این وزارتخانه و ادارات تابعه چیست ؟

هنوز هیچ فرد و نهادی به گزارش ها و پرسش های صدای معلم در مورد هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش پاسخی ارائه نکرده است . این استقلالی که آقای لاشکی می گوید چه تعریفی دارد ؟ آیا معنای این گزاره آن گونه که ابوالفضل پریمی مدیرکل جدید دفتر هماهنگی هیأت های رسیدگی به تخلفات اداری بیان می کند فعال کردن مرکز دفاع از آرای هیئت ها در برابر مراجع بالاتر از جمله دیوان عدالت اداری است ؟
این مشکلات و مسائل مشابه با تعریف و تعارف حل نمی شوند .
« قانون » باید فصل الخطاب همه امور باشد و نهادهای مسئول باید در جهت ایفای وظایف قانونی خود به آن عمل کنند . در غیر این صورت ، حاصل و برآیند کار چیزی جز بی اعتمادی بیشتر و افزایش نفرت و نارضایتی نخواهد بود .
***

پایان گزارش/
گروه گزارش/

۱۷ بهمن ۱۴۰۰ ساعت ۷ صبح نشست هم اندیشی مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز با شورای معاونین و نمایندگان مدیران مقاطع مختلف ناحیه ۳ کرج در سالن شهید سلیمانی این ناحیه برگزار گردید.
در این نشست دو ساعته پس از خیرمقدم گویی فلاح نژاد رئیس ناحیه۳، تعدادی از حاضرین در جلسه نظرات و پیشنهادات خود را در خصوص چرایی، چیستی و چگونگی حصول منطقی مطالبات فرهنگیان از مجاری قانونی و همچنین چالش های آموزش در شرایط اومیکرون را به اشتراک گذاشتند.
در ابتدا خانم فلاح از مدیران فعال هنرستان های ناحیه ۳ ضمن اشاره به برخی از مشکلات مدیران افزود: ما به شدت با کمبود نیروهای خدماتی روبه رو هستیم . آموزش تلفیقی با رویکرد حضور اختیاری دانش آموزان در مدارس ( و در نتیجه بلاتکلیفی کلاس ها) بلای جان مدیران شده و آنها را مقابل خانواده ها و معلمان قرار داده است. انتظار داریم مسئولین تدابیر لازم برای حل و فصل این مسائل و همچنین تصمیم قاطع در نوع آموزش اتخاذ نمایند.
خانم رستمی نماینده مدیران متوسطه دوم ضمن تشکر از جو صمیمی و آرام حاکم بر ناحیه ۳ گفت: معلمان انتطار دارند مسئولین در پیگیری مطالبات و حل و فصل مشکلات در کنارشان باشند. وی با انتقاد از نبود سرانه برای مدارس دولتی افزود: مدیران مدارس دولتی با مشقت و تنگناهای شدید مالی مدارس را آبرومندانه راهبری می نمایند . مدارس خیر ساز نیز نیازمند توجه مسئولین هستند.

رضا قاسم پور دیگر نماینده مدیران گفت: در پیگیری مطالبات ما در کنار هم هستیم و شکافی بین صف و ستاد وجود ندارد. مطالبات منزلتی و معیشتی فصل مشترک مطالبه صنفی فرهنگیان بوده و باید اصل مطالبه گری از مجاری قانونی در سیستم به رسمیت شناخته شود. از مدیرکل و مسئولین بالادستی انتظار می رود خواسته های منطقی معلمان را بی لکنت به مسئولین بالادستی انتقال دهند . شایسته است استاندار، امام جمعه، مدیرکل ، صدا و سیما و سایر مسئولین استانی مستقیما با نمایندگان معلمان معترض دیدار و گفت و گو داشته و بلاواسطه با خواسته های آنها آشنا شوند.
قاسم پور افزود: اصولا چرا باید افرادی مثل نجار با ورود خام به بحث رتبه بندی باعث رنجش جامعه فرهنگیان و ایجاد تنش کاذب گردند. فرهنگیان احساس می کنند مسئولین با پاسکاری لایحه رتبه بندی به شعورشان توهین کرده و موجبات تحقیر و تحمیق انها را در اجتماع فراهم می نمایند.
وی ضمن انتقاد از بلاتکلیفی مدارس در آموزش تلفیقی (حضوری و مجازی) افزود: مدیرکل می تواند با اجرای شایسته سالاری در انتصاب ها پاسخگوی برخی از خواسته های درون استانی معلمان باشد. پیشنهاد مشخص من برای حل و فصل منطقی مطالبات معلمان ، « تشکیل سازمان نظام معلمی » برای پیگیری حق و حقوق قانونی فرهنگیان است. تا سازمان نظام معلمی همانند نظام پزشکی، نظام مهندسی و خانه کارگر به شکل منطقی و حقوقی پیگیر مطالبات صنفی فرهنگیان باشد. آموزش مجازی کیفیت آموزش حضوری را نداشته و خروجی مطلوبی ندارد .
فرزانه مدیر دبیرستان علی بن ابی طالب(ع) ضمن اشاره به حقانیت خواسته های معلمان افزود: احساس می شود برخی از جریانات با سیاسی کاری از معلمها به عنوان سیاهی لشگر در پیشبرد مقاصد خاص خود استفاده می کنند. بهتر است یکی از مسئولین طراز اول برای اعتمادزایی بین فرهنگیان در خصوص رتبه بندی قولی مشخص و عملیاتی بدهد.
خانم ها رشتیان و می آبادی نمایندگان مدیران ابتدایی نیز با اشاره به به حق بودن مطالبات صنفی فرهنگیان گفتند: معلمان ابتدایی مظلوم ترین و در عین حال منظم ترین در بین جامعه فرهنگیان بوده و مشکلات خاص خود را دارند. معلمان ابتدایی نیز باید در تعاملات اداری و سیستمی دیده شده و به مطالبات صنفی آنها نیز توجه لازم صورت گیرد.
اصل روستا نماینده مدیران متوسطه اول با انتقاد از آموزش تلفیقی گفت: اصل بر سلامت دانش آموزان و همکاران است. وی بحث معیشتی همکاران را مهم تلقی کرده افزود: همکاران اکثرا چند شغله بوده و آموزش و پرورش در اولویتشان نیست ؛ مسئولین نباید با سخنان ضد و نقیض به شعور معلمان توهین کنند.

کوچکی مسئول حراست ناحیه با اشاره به آیه ای از سوره بدر افرود: بحث تقوی در جامعه کم رنگ شده است . رتبه بندی حق فرهنگیان بوده و مطمئنم با صبوری و فرصت دادن به دولت حل و فصل خواهد شد. دنیا با تحریم های ظالمانه به ما سخت گرفته است. ما به خود سخت نگیریم ما در کنار معلمانیم.
احسان حسینی معاونت متوسطه گفت: چند وقت پیش در فراخوان دریافت وام صد میلیونی در یک روز، از پنج هزار معلم ناحیه ۱۵۰۰ نفر راهی اداره شده بودند ، این آینه تمام نما از وضعیت معیشتی معلمان ماست. وی در ادامه با اشاره به شعر و ضرب المثل معروف « از ماست که بر ماست » گفت: بعضا ما خود در ایجاد شرایط نامطلوب فعلی قصوراتی داشته و احتمالا بد عمل کرده ایم.
در ادامه ابراهیم فلاح نژاد رئیس ناحیه ۳ نیز با اشاره به اینکه: وزارت آموزش و پرورش وزارت نفت دوم نیست گفت: تمام منابع متفرقه در آموزش و پرورش (همانند آزمونهای مختلف، سرویس مدارس، تهیه و پخش کتب دانش اموزان، تهیه لباس فرم و...)در دست غیر فرهنگیان بوده و خلاصه به نام ما و به کام دیگران است.
در البرز به اسم تمرکز زدایی بالاترین تمرکز گرایی صورت گرفته است به طوری علی رغم پتانسیل بالایی که در ناحیه ۳ داریم ولی ما به دلیل قوانین دست و پاگیر و غیر ضرور در بستن حتی یک قرارداد ساده مستاصلیم. در صورتی که با تدابیر مدیر کل جدید اگر گشایشی در این مسیر اتفاق افتد می توانیم با قرارداد های قانونی، مدد رسان اقتصاد آموزش و پرورش باشیم.
در پایان نشست هم اندیشی ؛ «علی حجر گشت» مدیرکل جدید آموزش و پرورش استان البرز ضمن گرامی داشت یاد و خاطره شهدا و ارزوی صحت و سلامتی برای همکاران ناحیه ۳ افزود: من تجربه کار از کف مدارس ابتدایی تا مدیریت ناحیه را دارم . آموزگاران و معلمان استثنایی مظلومترین های آموزش و پرورش اند. در بحث مطالبات ما در کنار معلمانیم نه در مقابل هم .

وی در ادامه ضمن اشاره به دوبل شدن زحمات همکاران در آموزش مجازی افزود: اصل بر آموزش حضوری است. آموزش مجازی کیفیت آموزش حضوری را نداشته و خروجی مطلوبی ندارد. رویکرد وزارتخانه آموزش حضوری است . شاکله نظام تعلیم و تربیت در دو سال گذشته به هم ریخته است. مدارس البرز در دوره های ابتدایی و متوسطه اول تعطیل نیست بلکه آموزش مجازی است. برعکس برخی معتقدم هیچ سردرگمی در آموزش تلفیقی دوره دوم متوسطه وجود ندارد چرا که طبق مصوبات بالادستی در صورت تجمیع و حصول شرایط مد نظر ستاد ملی کرونا در یک واحد آموزشی، شورای مدرسه می تواند آموزش را موردی در ان مدرسه به صورت الکترونیکی پیش ببرد.
حجرگشت در ادامه با تاکید بر حقانیت معلمان در بهره مندی از مواهب لایحه رتبه بندی گفت: نباید در پیگیری این مطالبه به حقِ صنفی طوری عمل شود که از خلوص نیت و نجابت فرهنگیان سواستفاده های سیاسی صورت گیرد.
وی همکاران را در پیگیری مطالبات صنفی به صبوری و آرامش دعوت کرده افزود: باید موضوعات حاشیه ای مدیریت شود.در بزنگاهها و گردنه های سخت، فرهنگیان با تدبیر خود به عنوان یکی از وفادارترین و خوشنام ترین های نظام بوده و همراه قاطبه مردم پشتیبان نظام هستند. بنده در بدو ورود به سازمان با کنشگران صنفی جلسه هم اندیشی داشته ام و تشکل های شناسنامه دار و واقعی فرهنگیان را به رسمیت شناخته و بازوی مشورتی خود می دانم.
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید