صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش   نقش غذا در بقاء و رشد و سلامتی جانداران بر کسی پوشیده نیست.

در تعریف غذا آمده است: « هر آنچه به بدن، ماده و انرژی برساند، غذاست » .

اساساً جهان سامانه‌ای، متشکل از « ماده » و  « انرژی » هست و پدیده‌ی حیات نیز حاصل چرخه‌ی نظام‌‌مند انرژی در کالبد ماده است و‌ هر جا این چرخه برقرار باشد، چهره‌ای از دنیای زنده نیز پدیدار می‌گردد.

کیفیت چرخه انرژی در کالبد ماده، مراتبی از زندگی با کیفیت متفاوت را رقم می‌زند و طیف وسیعی از سطوح تشکل زنده -از آغازیان تا انسان- را پدید می‌آورد.

بدن انسان، به دلیل برخورداری از هوشمندترین و کارآمدترین سیستم ارتباطی (مغز و نخاع)، مدرن‌ترین و مترقی‌ترین سامانه‌ی پایش در جذب و مصرف ماده و انرژی را نیز داراست و به همین اندازه هم ویژه خوارترین مصرف کننده‌ در جهان جانداران است.

انسان به عنوان واپسین محصولِ فرایند تکامل و فرگشت -که در واقع گرانبهاترین خروجیِ نظامِ جهانیِ چرخه‌ی ماده و انرژی‌‌ نیز هست- دارای جسم و جان و ذهن و روانی متفاوت از سایر زیستمندان بوده و به ترکیبات ویژه‌ای از مواد فروخفته در خاک و انرژی‌های فرود آمده از افلاک نیاز دارد. همان ترکیبات ویژه‌ای که به قول سعدی علیه‌الرحمه  « ابر و باد و مه و خورشید و فلک » سرسختانه کار کرده و بار آورده‌اند؛ غذا.

اما وقتی پای آموزش و یادگیری -که رخدادی درون‌مغزی و ذهنی و روانی هست- در میان باشد، اهمیت غذا دوچندان می‌شود.

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

در رده بندی نیازها، اولویت اول بدن، تأمین نیازهای بیولوژیکی (تقلّا برای زنده ماندن) هست و نیازمندی‌های متعالی در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند. و دردمندانه باید گفت که مغز گرسنه را نه میلِ آموختن می‌باشد و نه نای آموختن!

در سال ۱۳۸۲ یعنی ۲۰ سال پیش -که هنوز اقتصاد ایران به این شدت زمین نخورده بود و بیداد فقر، خانه‌ی آمال مردم را تا این اندازه ویران نکرده بود و راستی و درستی، در زیر چرخ‌های جعل و دروغ این چنین له نشده بود- در کتاب علوم تجربی پایه دوم راهنمایی نوشته شده بود: « ۲۰ درصد مردم ایران یا غذای کافی نمی‌خورند و یا به مواد مغذی مورد نیاز دسترسی ندارند » .  مفهوم این گفته این است که فرزندان متعلق به جمعیت در آن زمان با مغز گرسنه در کلاس می‌نشستند.

اما حالا بر اساس شواهد موجود و شرایط کاملاً ملموس، جمعیت مغزهای گرسنه به شدت افزایش یافته است.

شهاب نادری، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ اعلام داشت ۸۰ درصد جمعیت ایران زیر خط فقر به سر می‌برند.

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

گزارش وزارت کار ایران (۱۴ دی‌ماه ۱۴۰۰) نشان می‌دهد که بیش از یک سوم جمعیت ایران در «فقر مطلق» زندگی می‌کنند و تعداد افرادی که در فقر مطلق زندگی زندگی کرده‌اند از ۲۶ میلیون نفر به حدود ۳۰ میلیون نفر رسیده است.

از اتحادیه سوپر مارکت‌داران و پروتئینی‌ها خبر می‌رسد که قدرت خرید مردم نسبت به سال قبل ۵۰ درصد کاهش یافته است. ظلم مضاعف در حق مغزهای گرسنه، محروم شدن آنها از هوای سالم در فضای محقر و عاری از نشاط و مملو از جمعیت کلاس درسی‌ست.

رییس اتحادیه بارفروشان کشور هم می‌گوید:
« ۲۰  درصد مردم توان خرید میوه ندارند » (اکنون در سال ۱۴۰۲).

مدیرکل سابق مطالعات رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز اوضاع سوتغذیه در کشور را بحرانی توصیف کرده و می‌گوید: « ۵۷ درصد ایرانیان سو تغذیه دارند و کالری مورد نیاز را دریافت نمی‌کنند » .

در همه پژوهش‌ها و بررسی‌های میدانی و شاخص‌های اقتصادی، سخن از سیر نزولی قدرت خرید مردم و روند کاهشی مصرف انواع مواد غذایی‌ توسط خانواده‌ها در دهه ۹۰ هست. اما این روند کاهشی، بر اساس شواهد عینی و واقعیت‌های عریان و غیرقابل کتمان، در دو سال اخیر چنان شتاب وحشتناکی پیدا کرده است که حالت سقوط به خود گرفته است‌!

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

بنا به گزارش جامعه خبری تحلیلی الف در اول مهرماه ۱۴۰۲ تقریبا ۷۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر نسبی هستند. آنچه در جامعه ما رخ داده، از بین رفتن طبقه متوسط و فزونی فقر و وسعت یافتن جامعه فقراست.

شکاف فزاینده‌ای که میان حقوق و دستمزد پدران و مادران و رقم خط فقر باز شده، نشانگر وضع افتضاح تغذیه فرزندان است؛ حقوق ۷ میلیونی و خط فقر ۳۰ میلیونی یعنی گرسنگی کشنده و جنگ بیولوژیک!

حذف تدریجی گوشت و مرغ و لبنیات و تخم‌مرغ و برنج و حبوبات از سفره‌ها، معضلی‌ست که دامن اغلب مردم را گرفته و حتی بعضی از این اقلام به طور مطلق و مصیبت‌باری از سفره فرودستان حذف شده است و اینک قوت قالب این قشر، نان و سیب زمینی هست و آن هم چه بسا ناکافی!

چنین وضعیتی نه تنها جایی برای سفر و تفریح و انبساط خاطر باقی نمی‌گذارد که خود نیز به تنهایی هرگونه نشاط جسمی و روحی را از فقرا می‌ستاند و آنها را به ورطه‌ی خستگی و خمودی و بیماری و نومیدی و اندوه و پریشانی و آشفتگی روانی می‌کشاند.

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

کودکان و نوجوانانی که از چنین خانواده‌هایی با مغز گرسنه پا به مدرسه می‌گذارند، حالِ دل سپردن به درس و نای آموختن نخواهند داشت. در همه پژوهش‌ها و بررسی‌های میدانی و شاخص‌های اقتصادی، سخن از سیر نزولی قدرت خرید مردم و روند کاهشی مصرف انواع مواد غذایی‌ توسط خانواده‌ها در دهه ۹۰ هست.

اما ظلم مضاعف در حق مغزهای گرسنه، محروم شدن آنها از هوای سالم در فضای محقر و عاری از نشاط و مملو از جمعیت کلاس درسی‌ست.

باید توجه داشت که کلافگی و رفتار تنش‌زا و سطح نازل یادگیری فقط ناشی از سوءتغذیه و آلودگی صوتی و همهمه در جوّ شلوع کلاس نیست بلکه عامل مهم دیگری نیز در بی‌قراری و ناهنجاری‌های رفتاری و خستگی و خمودگی و بی‌حوصلگی و پریشانی و پرخاشگری دانش‌آموزان نقش دارد که متأسفانه کمترین توجهی به آن نمی‌شود؛  « سوءتنفس » در کنار سوء تغذیه ضربه مهلکی را بر روح پریشان مغز گرسنه‌ی دانش‌آموزان وارد می‌کند و تیر خلاص را بر پیکر آموزش و یادگیری می‌زند.

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

در کلاس‌های درسی مملو از کودک و نوجوان با تراکم بالای چهل نفر که جای سوزن انداختن نیست، هوای کافی برای تنفس نیز نیست! شرایط هوای محیط در آستانه ایجاد اختناق و تنش کمبود اکسیژن است و بدن در اضطراب ابتلا به حالت هیپوکسی به سر می‌برد.

چنین تصور می‌شود که عدم تمرکز و مشکلات انضباطی و رفتارهای مخلّ آموزش و یادگیری در کلاسهای پرجمعیت، صرفاً ناشی از اصطکاک فیزیکی و شمار زیاد تعاملات و دشواری کنترل و تقلیل توجه صمیمی معلم و حل نشدن مشکلات عاطفی و عدم رفع اشکالات درسی و عدم توجه به تفاوت‌های فردی به دلیل نامتعارف بودن نسبت معلم به دانش‌آموز و نچسب و بیهوده بودن مواد درسی و فقدان جذبه در فضای زِبر و زُمخت کلاس است اما همه این‌ها فقط بخشی از مسئله هستند. قرار گرفتن در شرایط شِبه اختناق و هیپوکسی گونه‌ی ناشی از شمار زیاد مصرف کنندگان هوا در فضای بسته کلاس و کمبود اکسیژن و افزایش تراکم هوای بازدم، از یک‌سو مغزها را به وادی کسالت و ناهشیاری سوق می‌دهد و ازسوی دیگر بدن‌ها را به بی‌قراری و فرار از مخمسه وامی‌دارد! نتیجه چنین وضعیت بغرنجی، هم بی‌توجهیِ ناخواسته به آموزه‌های کلاس و چشم‌پوشی از دستاوردهای آن است و هم عکس‌العمل‌های قابل رویت به اشکال مختلفِ ناسازگاری و کج‌رفتاری.

آنچه مسلّم است این است که تصورِ داشتن فردای بهتر، بدون تربیت نسلی تندرست و متعادل و آگاه و کارآمد خیالی پوچ و باطل است.

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

واضح است که بازسازی ویرانی‌های آموزش‌ و پرورش بر ذمّه دولتمردان و حکمرانان است. آنان باید به ترمیم حقوق و تأمین معیشت معلمان و بروز‌آوری محتوای آموزشی و تُنک‌سازی و هرَس کردن برنامه درسی و حذف دروس زاید اقدام کنند اما در خصوص موضوع این یادداشت، حدّاقل باید دو اقدام فوری زیر را همزمان و بی‌درنگ انجام دهند:

۱) تدوین و اجرای طرح تغذیه رایگان در مدارس.
۲) اهتمام به ساخت و تولید مدرسه و بسط و گسترش فضای آموزشی.
اولی لازمه‌ی مقابله با سوءتغذیه و دومی لازمه رفع سوءتنفس است.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی بر وضعیت بد تغذیه و تنفس در جامعه ایران و کلاس های درس و وضعیت آموزش

منتشرشده در محیط زیست

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم  تا زمانی که: (۱)

* کمترین انتقادی را توهین به خود تلقی می کنیم،

* از شنیدن تعریف و تمجید لذت می بریم و با تعریف و تمجیدهای افراطی از دیگران از آنها بت می سازیم،

٭ ضعف ها و شکست هایمان را از یکدیگر مخفی و موفقیتهایمان را بزرگ جلوه می دهیم،

*  به جای تلاش در بالا رفتن از پله های موفقیت دیگران پایین می آوریم،

٭  تمایل به قضاوت کردن در مورد دیگران و بر چسب زدن به آنان را داریم ،

* با دیدن یک خصلت که در کسی نمی پسندیم بر ویژگی های خوب او  نیز خط بطلان می کشیم،

٭  عقیده مان را به ضعیف تر از خود تحمیل می کنیم،

٭ اشتباهاتمان را به سختی قبول می کنیم و معذرت خواهی برایمان مشکل است،

٭ میزان آبرو را در گروی مقدار ثروت خود و دیگران می دانیم،

اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان علمی، فکری و فرهنگی جامعه باشیم چرا که این ویژگی ها در طول تاریخ استبدادی در ما نهادینه شده اند و رهایی از آنها به سادگی ممکن نیست.

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

تا زمانی که: (۲)

٭ در لفافه سخن گفته و به یکدیگر دروغ می گوییم،

٭ کارها را جدی نمی گیریم،

٭ تمایل به دخالت در زندگی دیگران داریم،

٭ زندگی مان را وقف خوشایند دیگران می کنیم،

٭ شایعاتی را که اطمینانی از آنها نداریم به دیگران منتقل می کنیم،

* از آداب و رسومی دنباله روی می کنیم که دیگر دلیلی برای انجامشان نداریم،

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

٭ دیگران را به دلیل سن، جنس، قومیت، لهجه و در یک کلمه بخاطر شبیه نبودنشان به خودمان مورد تمسخر قرار می دهیم، کارها را جدی نمی گیریم .

* خانه ی خودمان را تمیز نگاه می داریم اما برای نظافت و بهداشت محیط زیست ارزشی قایل نمی شویم،

٭ از شنیدن جواب منفی به درخواستهایمان دلگیر می شویم،

اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرتند عمل نخواهیم کرد حتی اگر جزو اندیشمندان، نویسندگان، اساتید یا برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم چرا که این ویژگی ها در طول تاریخ استبدادی در ما نهادینه شده اند و رهایی از آنها آسان نیست.

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

تا زمانی که: (۳)

٭ حرفهای دیگران را بدون تحقیق در مورد درستی آنها قبول کرده و به سایرین منتقل می کنیم،

٭ مسایل را شخصی می گیریم،

٭ منافع خودمان را بر منافع جمع ترجیح می دهیم،

٭از اموالِ شخصی مان محافظت می کنیم اما از اموال عمومی محافظت نمی کنیم،

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

٭ در گفت و گو ها برای اثبات حقانیتِ خود صدایمان را بلند کرده و دیگران را می ترسانیم،

٭ با ناله و شکوه و شکایت از روزگار سعی در جلب ترحم دیگران می کنیم،

٭ به یکدیگر فخر می فروشیم و از بر انگیختن حسرت در یکدیگر لذت می بریم،

٭ غیبت می کنیم، تهمت می زنیم و شایعه می سازیم،

٭ مبتلا به حسادت و تنگ نظری هستیم و از موفقیت دیگران خوشحال نمی شویم،

نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

( تغییر )

 

اگر به قدرت برسیم بهتر از اینان که اکنون در قدرت اند عمل نخواهیم کرد حتی اگر از برجستگان فکری و فرهنگی جامعه باشیم چرا که این ویژگی ها در طول تاریخ استبدادی در راستای تنارع بقا در ما به وجود آمده و در تکرار در ما نهادینه شده اند و رهایی از آنها به سادگی ممکن نیست.

فراموش نیز نکنیم ؛

دموكراسى نه ماده‏ اى است كه بتوان به آب نوشیدنى وارد كرد و نه به نان مصرفى و نه واكسن است كه بتوان آن ‏را به آحاد ملت تزریق نمود؛ به ‏طورى كه پس از آن ـ با نوشیدن آن آب و با خوردن آن نان و با تزریق آن واكسن ـ در مدت كوتاهى همگى ما تغییر ماهیت بدهیم .

قانون را مراعات كنیم، به حق یكدیگر احترام بگذاریم، اشتباهاتمان را بپذیریم، صراحت و صداقت را در گفتارمان بیابیم، انتقادها را با روى خوش پذیرا شویم، با جدیت و كوشش كار كنیم، مصالح عموم را بر منافع خود ترجیح دهیم و....

( کانال در اسارت فرهنگ )


نگاهی بر رسوبات تاریخ استبدادی ما ایرانی ها در صدای معلم

منتشرشده در آموزش نوین

گزارش امتناع علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از حضور در کلاس 40 نفره و ایفای نقش مبصری

آنتونیو گرامشی :

« از انسان های بی تفاوت متنفرم: زیرا ناله ی ابدی آنان از سر معصومیت عذابم می دهد. از هر یک از آنان می خواهم توضیح دهد که چطور نقشی را که زندگی به او محول کرد و هر روزه به عهده اش می گذارد را ایفا می کند، از هرآنچه که انجام داده و به خصوص هرآنچه انجام نداده است  » .

 

امروز سوم مهر 1402 بر اساس ساعت موظف در هنرستان شهید باهنر واقع در منطقه 9 تهران در مدرسه حضور پیدا کردم .

معاون مدرسه گفت که بر اساس دستور اداره ، کلاس های دروس عمومی در هم ادغام شده است .

این به آن معناست که هم ساعت تدریس من بر اساس این فرمول تقریبا نصف شده و هم باید در کلاس هایی با تراکم حدودا 40 نفره حضور یابم .

البته پیش تر هم گفته بودم در چنین وضعیتی اگر انجام شود از حضور در کلاس امتناع خواهم کرد .

وضعیت در نظام اداری فشل و ناکارآمد ایران هم به گونه ای است که کسی در این زمینه ها اساسا برای خودش و کاری که با اراده ی خودش انجام داده است مسئولیتی متصور نیست و شیوه « فرافکنی مسئولیت ها و پاسکاری نقایص » در این سیستم نهادینه شده در حالی که همواره سعی می کنند خود را « بی تقصیر » هم جلوه دهند .

برای حل مساله به اداره آموزش و پرورش منطقه 9 مراجعه کردم .

از قبل به راحتی می دانستم و می توانستم حرف هایی که که خواهند زد را « پیش بینی » کنم .

معاون آموزش متوسطه این اداره که از قضا خانم است و خیلی ها هم تصور می کنند که با سپردن مدیریت به « زنان » تحول شگرفی در وضعیت ایجاد خواهد شد از امضای « تفاهم نامه ای » با اداره کل آموزش و پرورش تهران سخن گفت که بر اساس آن کلاس های دروس عمومی در هنرستان های فنی و حرفه ای و کار و دانش ادغام می شوند .

از او می پرسم نتایج و فواید این گونه تفاهم نامه ها برای بحث « کیفیت آموزشی » چیست ؟

گزارش امتناع علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از حضور در کلاس 40 نفره و ایفای نقش مبصری

به او می گویم شما به عنوان یک « مدیر میانی » که نباید بخشنامه های وزارتی را به بهانه هایی مانند « تفاهم نامه » و.. زیر پا بگذارید .

مبنای « قانونی »  ادغام کلاس ها در هنرستان ها چیست ؟ به عنوان مثال ؛ تفاوت یک درس با درس دیگر در همان مدرسه چیست ؟

نتیجه این نوع نگاه منجر به طبقه بندی دروس به « مهم » و « غیر مهم » می شود .

اگر واقعا درسی کاربرد ندارد منطق حکم می کند که حذف شود و دیگران هم تکلیف خود را بدانند . البته آن  زمان دیگر نمی توانند مسئولان پز بدهند که مانند سایر نقاط دنیا عمل می کنند و...

از سوی ، وقتی این « ادغام » که مبنای قانونی هم ندارد از سقف تعریف شده تراکم کلاسی تعیین شده توسط خود وزارت آموزش و پرورش فراتر می رود ؛ باز هم غیرقانونی است .

یک معلم با حداقل امکانات در یک کلاس 40 نفره چه کار خاصی می تواند انجام دهد جز آن که نقش مترسکی آن هم فقط برای « ترساندن » داشته باشد ؟

گزارش امتناع علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از حضور در کلاس 40 نفره و ایفای نقش مبصری

به کارشناس مسئول متوسطه ؛ مفاد و محتوای آیین نامه جدید اجرایی مدارس را متذکر می شوم هر چند می دانم بسیاری و شاید اکثریت قریب به اتفاق این « کارشناسان » این قانون را هم نخوانده اند و از نادانی و ترس دیگران سوء استفاده می کنند .  اگر معلمی با اراده ی خودش و با آگاهی به چنین وضعیتی تن می دهد و به نقش مبصری تمکین می کند ؛ دیگر اعتراض و گلایه و ناله برای چیست ؟

وقتی معاون اداره آموزش و پرورش آیین نامه اجرایی مدارس را نخوانده است !

دوباره یادآوری می کنم :

« ماده ۱۴۳ از  آیین نامه جدید اجرایی مدارس (مصوب ۱۴۰۰)  مصوب چهل و یکمین (۴۱) جلسه کمیسیون معین شورای عالی آموزش و پرورش به تاریخ 10 / 5 / 1400  اذعان می دارد :

« حداکثر ۲ ساعت از ساعات موظف هفتگی معلمان به مطالعه، پژوهش، بازآموزی، به روزآوری دانش تخصصی و مهارت های حرفه ای، تبادل اطلاعات و تجارب با دیگران، تعامل با دانش آموزان و اولیای آنان و انجام سایر فعالیت های مرتبط با تعلیم و تربیت در مدرسه، اختصاص دارد. مدیر مدرسه می تواند با توجه به شرایط مدرسه، این فرصت را برای کارکنان مدرسه فراهم آورد » .

این مسئول دوباره همان حرف های تکراری را می زند که در « سیستم » چنین چیزی تعریف نشده و این در حالی است که آیین نامه ی اجرایی مدارس « قانون » است و هر کسی که قانون را مطالبه کند باید اجرا شود .

از همین جاست که می توان به کثرت شکایات معلمان به دیوان عدالت اداری پی برد و این این که مسئولان حتی حاضر نیستند به قانونی که « خودشان » تصویب کرده اند « تمکین » کنند .

این چه سیستمی است که فلان کارشناس و یا مسئول برای اطلاع در مورد وضعیت سامان دهی نیروی انسانی و یا وضعیت سازمان مدرسه باید تک تک به مدیران مدرسه تلفن کند و آمار اداره آموزش و پرورش با آمار مدیر مدرسه هم خوانی نداشته باشد و مدیر مدرسه هم با افتخار و غرور پاسخ دهد که معلم جذب کرده و کمبودی ندارد ....

معاون اداره در حالی که به کثرت اولیای دانش آموزان اشاره می کند به من می گوید که من با این ها چه کنم در حالی که می خواهد  با فن « پوپولیسم » برای خودش وجهه کسب کند و خود را طرفدار « مردم » نشان دهد .

به او چنین پاسخ می دهم :

در این سه دهه ، شما در همین منطقه که در قلب پایتخت قرار دارد چند هنرستان فنی و کار و دانش اضافه کرده اید در حالی که آمار دانش آموزان رشد تصاعدی داشته است ؟

شما برای صرفه جویی در هزینه هایی که معلوم نیست سر ریز آن چگونه مصرف می شود و از سوی دیگر « بحران کمبود معلم » که آن هم نتیجه بی برنامگی ، حضور مدیران ضعیف و ناکارآمد است ؛ تنها راه حل تان شلوغ کردن کلاس ها و تضعیف اقتدار و جایگاه معلم بوده است .

زمانی که از اداره خارج می شدم به یاد مطلبی افتادم که قبلا و با عنوان « چه کسی در کلاس های 40 و 50 نفره مبصری می کند ؟ چه کسی کلاس های بی خاصیت آموزش مجازی را اداره می کند ؟ » ( این جا ) نوشته بودم .

« بسیار می خوانیم و می شنویم که معلمان و حتی معلمان کنش گر در حوزه « رسانه » از کلاس های متراکم و پر جمعیت گلایه دارند و این که چرا تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان با فرستادن آنان به کلاس های 40 یا 50 نفره عملا نقش آنان را در حد « یک مبصر کلاس » تنزل داده اند ؟

احتمالا این معلمان دستور العمل های صریح وزارت آموزش و پرورش را در مورد « تراکم مجاز کلاس ها » مطالعه نکرده اند که بدانند و آگاه باشند تشکیل کلاس ها در این مقیاس خلاف « قانون » است چرا که وزارت آموزش و پرورش خودش سقف آن را 35 نفر تعریف کرده است .

اما پرسش این است که چرا به فرض اطلاع از « قانون » باز هم این معلمان ترجیح می دهند حتی بر خلاف بخشنامه های وزارتی در این گونه کلاس ها حضور یابند ؟

گزارش امتناع علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از حضور در کلاس 40 نفره و ایفای نقش مبصری

در این جا پرسش هایی مطرح می شوند :

آیا با مدیر مدرسه و سایر ارکان آن رو دربایستی دارند ؟ و یا به قول خودشان « قصدشان » همکاری و معاضدت در جهت چرخیدن چرخ های مدرسه است ؟ وضعیت در نظام اداری فشل و ناکارآمد ایران هم به گونه ای است که کسی در این زمینه ها اساسا برای خودش و کاری که با اراده ی خودش انجام داده است مسئولیتی متصور نیست و شیوه « فرافکنی مسئولیت ها و پاسکاری نقایص » در این سیستم نهادینه شده در حالی که همواره سعی می کنند خود را « بی تقصیر » هم جلوه دهند .

و یا آن که منافعی مطرح است و تعارض منافع موجب استمرار این وضعیت می شود ؟

آیا این گروه از معلمان به این مساله فکر نمی کنند که پذیرش وظایف و کارکردهایی فراتر از « قانون » موجب ایجاد توقعات اضافی و حتی انتظارات غیر معقول توسط سایر ذی نفعان آموزش و پرورش و نیز جامعه از آنان می شود ؟ جامعه ای که در آن هنوز مسئولیت پذیری ( Accountability ) مفهومی گنگ و غیر شفاف است و عموما افراد سعی می کنند وظایف شهروندی را به یکدیگر پاسکاری کنند .

اگر معلمی با اراده ی خودش و با آگاهی به چنین وضعیتی تن می دهد و به نقش مبصری تمکین می کند ؛ دیگر اعتراض و گلایه و ناله برای چیست ؟

عکس زیر که بارها آن را در « صدای معلم » منتشر کرده ام مربوط به حداقل 15 سال است که از کلاسی در دبیرستان امام خمینی ( حکیم ) در ابتدای سال تحصیلی گرفته ام .

گزارش امتناع علی پورسلیمان مدیر صدای معلم از حضور در کلاس 40 نفره و ایفای نقش مبصری

وقتی وارد کلاس شدم و این صندلی و خنده ی دانش آموزان را دیدم بلافاصله به دفتر مدیر مدرسه رفتم و خواهان تعویض آن شدم . پرسش این است که چرا به فرض اطلاع از « قانون » باز هم این معلمان ترجیح می دهند حتی بر خلاف بخشنامه های وزارتی در این گونه کلاس ها حضور یابند ؟

مدیر مدرسه طبق معمول بهانه آورد و گفت به محض آن که حساب مدرسه پر شود صندلی ها را تعویض خواهد کرد ....

حتی به آقای محمدی مدیر مدرسه پیشنهاد کردم که فعلا صندلی خودش را با صندلی معلم کلاس تعویض کند چرا که اساس و فسلفه ی وجودی ایشان و سایر مدیران در سطوح مختلف برای همین کلاس درس است .

ایشان وقتی جدیت و استدلال مرا شنید و این که تا زمان تعویض آن به کلاس نخواهم رفت مجبور شد که به این مطالبه ی حداقلی و البته قانونی تمکین کند .

و این در حالی است که پیش از من معلمان بسیاری فارغ از تصویر ذهنی ایجاد  شده در دانش آموزان روی آن جلوس کرده بودند و سپس به افتخار « بازنشستگی » نائل آمده بودند  بی آن که لحظه ای در مورد « جایگاه » خود در کلاس فکر کنند .

شاید اگر آن ها در روزمرگی استحاله نشده بودند و افق را می نگریستند و از کنار این گونه « مسائل ساده و پیش پا افتاده » به راحتی عبور نمی کردند ؛ امروز وضعیت متفاوتی داشتیم .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

خبرگزاری مهر در آغاز سال تحصیلی جدید ؛ گزارشی را با عنوان « ۴۰ مدرسه اصفهان در کام «فرونشست»/ زمین زیر پای مدارس خالی می‌شود » منتشر کرده است . ( این جا )

در این گزارش چنین آمده است :

« زمین زیر پای مدارس اصفهان خالی است، ترک بر سقف و دیوارهای کلاس‌های درس، آزمایشگاه، نمازخانه، آبخوری و راه‌پله‌ها نقش بسته و شکاف‌های عمیق بر دیوارهای حیاط و آسفالت زمین مدرسه خودنمایی می‌کند.

فرونشست زمین حالا دامن‌ گیر آموزش و پرورش اصفهان شده است؛ دامن گیر اصلی‌ترین نهاد اجتماعی که سال‌هاست با کمبود فضای آموزشی برای تعلیم و تربیت یک میلیون دانش آموز در این استان دست و پنجه نرم می‌کند. استانی که از ۳۰ هزار کلاس درس فعال آن ۱۰ هزار کلاس قدمت بالای ۴۰ سال دارند و با روش‌های سنتی و بدون درنظر گرفتن آئین‌نامه‌های خاص ساخته شدند و از این ۱۰ هزار کلاس فرسوده به گفته مسئولان اصفهانی، سه هزار کلاس نیازمند تخریب است.‌

اگر چه سازمان نوسازی مدارس اعلام کرده که در حال تدوین برنامه‌ای بلندمدت برای بازسازی این تعداد مدارس فرسوده در استان است اما سرعت پیشروی فرونشست زمین در شهر تاریخی اصفهان، گوی سبقت را از برنامه‌های مدون مسئولان ربوده و احتمال ریزش فضاهای آموزشی در برخی مناطق اصفهان بر اثر این پدیده حالا باعث شده برخی مدارس به‌طور کلی تخریب و برخی دیگر نیز بازسازی و بهسازی شوند .

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

مهر از قول مجید نسیمی، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان اصفهان می نویسد :

« مدارس نواحی چهار- پنج و ۶ آموزش و پرورش شهر اصفهان بیشتر درگیر فرونشست زمین شدند و فضاهای آموزشی سایر نواحی آموزش و پرورش این کلان‌شهر نیز متأثر از این پدیده هستند. همچنین مدارس برخوار، پیربکران، کاشان و آران و بیدگل نیز تا حدودی درگیر این پدیده بودند.

وی با اشاره به اینکه ۲ سال است کمیته فنی و کارشناسی فرونشست زمین اصفهان تشکیل شده است، می‌افزاید: اعداد و ارقام مختلفی که متأسفانه به تازگی از شمار مدارس درگیر فرونشست در اصفهان به نقل از مسئولان در رسانه‌ها اعلام شد آمار دقیقی نبود زیرا براساس اطلاعاتی که ما در حال حاضر داریم ۴۰ مدرسه در سطح استان اصفهان بر اثر فرونشست زمین آسیب دیدند که از این تعداد، وضعیت ۶ مدرسه از حد و حدود خطرآفرین رد کرده بود و ما مجبور به صدور دستور تخلیه آنها شدیم. آیا معنای کار جهادی و انقلابی آن است که از  ۱۰ هزار کلاس فرسوده به گفته مسئولان اصفهانی، سه هزار کلاس نیازمند تخریب بوده و فقط کم تر از 15 درصد اعتبار لازم برای بازسازی مدارس اختصاص یابد ؟

از ۶ مدرسه‌ای که بر اثر فرونشست تخلیه شده پنج مدرسه در شهر اصفهان و یک مدرسه در برخوار بوده که سال گذشته با هماهنگی‌هایی که صورت گرفت دانش آموزان آنها به مدارس دیگری منتقل شدند.

سال گذشته ۳۴ مدرسه استان درگیر فرونشست بود که همزمان با سفر رئیس جمهوری به اصفهان، این موضوع را جزو مصوبات پیگیری کردیم و تأمین اعتبار برای این بخش مصوب شد.

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

وی با بیان اینکه تاکنون از محل مصوبات سفر رئیس جمهوری ۶۵ میلیارد تومان برای مدارس درگیر فرونشست در استان داده شده است، خاطرنشان می‌کند: با تأمین اعتبار از این محل بازسازی و نوسازی حدود ۲۰ مدرسه را در دستور کار گذاشتیم که تاکنون ۱۵ پروژه را با اعتباری که تخصیص یافته آغاز کردیم و بخشی از آنها در حال تکمیل است .

مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان اصفهان با اشاره به اینکه نیاز اعتباری برای بازسازی مدارس درگیر فرونشست در استان به تعداد کلاس و زیربنا بستگی دارد، می‌گوید: رقمی که برای مجموع مدارس تحت تأثیر فرونشست پیش بینی و اعلام نیاز کردیم بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان برآورد شده که بخشی از آن از محل اعتبارات تخریب و بازسازی مدارس در حال تأمین است. هم اینک تعدادی از پروژه‌های آموزشی در برخوار با کمک خیران انجام شده و از چهار مسیر از جمله مولد سازی اموال دولتی تلاش می‌کنیم که اعتبار برای ساخت پروژه‌ها و بازسازی مدارس تأمین شود  » .

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که 65 میلیارد تومان از اعتبار حداقلی که مدیر کل نوسازی عنوان کرده است و کم تر از 15 درصد آن را شامل می شود ؛ قرار است کدام مشکل را حل کند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

و این در حالی است که حمیدرضا خان محمدی رئیس سازمان نوسازی ، توسعه و تجهیز مدارس کشور در در حاشیه تحویل و بهره برداری بیش از ۲۰۰۰ پروژه ی آموزشی و پرورشی با حضور رئیس دولت سیزدهم ، مهم ترین دست آورد مدیریتی خود را در این مدت  الگوی موفق مردمی سازی در مدرسه سازی عنوان کرده و چنین می گوید : ( این جا )

« با روحیه انقلابی و کار جهادی خانواده بزرگ نوسازی مدارس در سراسر کشور در کمتر از ۱۰ ماه توانستیم  بیش از ۳۱۰۰ پروژه با استعداد بیش از ۱۵ هزار کلاس درس تحویل دانش آموزان دهیم.

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

وی افزود: بعد از تحویل ۱۱۰۰ پروژه به استعداد ۵۴۰۰ کلاس درس در دهه فجر ۱۴۰۱ با حضور رئیس جمهور، هم اکنون بیش از ۲۰۰۰ پروژه به استعداد ۱۰۰۰۰ کلاس درس با فرمان دکتر رئیسی تحویل دانش آموزان شد تا موجبات آرامش خاطر فرزندان ایران عزیز را فراهم نماید . »

آیا معنای کار جهادی و انقلابی آن است که از  ۱۰ هزار کلاس فرسوده به گفته مسئولان اصفهانی، سه هزار کلاس نیازمند تخریب بوده و فقط کم تر از 15 درصد اعتبار لازم برای بازسازی مدارس اختصاص یابد ؟

پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان نوسازی مدارس آن است که چرا از ردیف پنج هزار میلیارد تومان محرومیت زدایی در قانون بودجه سال 1402 خبری نیست ؟ و این در حالی است که اعتبار بازسازی مدارس غیرمقاوم و تخریبی کشور در حدود  همان هشتصد میلیارد تومان مانده است.

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

با هشتصد میلیارد تومان در خوش بینانه ترین حالت فقط می توان چهل مدرسه بیست کلاسه را  در سراسر کشور ساخت و تحویل داد .

این نشست های نمایشی و تبلیغاتی چه مشکلی از مشکلات مدارس را حل می کند ؟

چرا واقعیات را بیان نمی کنید ؟

دولت سیزدهم واقعا برای حل این چالش ها و بحران فرونشست زمین که در حال گسترش است چه برنامه ای دارد ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

پایان گزارش/


 

ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش انتقادی صدای معلم از فرونشست مدارس اصفهان و انفعال و بی برنامگی مسئولان

منتشرشده در گفت و شنود

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم

مهرماه از راه رسید و در اولین روز از این ماه پاییزی لبخند و هیاهوی دانش آموزان در کوچه و پس‌کوچه‌های شهر طنین‌انداز شد.

نه‌ تنها برای ما معلمان این یک فصل خاص و شروعی تازه است بلکه خیابان و بازار و همه مردم هم‌زمان با بازگشایی مدارس در حرکت و تلاش‌اند.

یک هفته مانده به آغاز سال تحصیلی با خود فکر می‌کردم به‌جای شعارهای تکراری پروژه مهر و موضع‌گیری وزیر در مورد دریافت هزینه از اولیای دانش آموزان کاش حداقل حقوق کارکنان دولت کمی زودتر پرداخت می‌شد تا خانواده‌ها بتوانند برای فرزندانشان کیف و کفشی تهیه کنند. یا اینکه برای پاسداشت اهمیت علم‌آموزی و تربیت یارانه‌ای ویژه بازگشایی مدارس تعلق می‌گرفت تا در آستانه شروع سال تحصیلی خانوارها نگرانی‌های مالی آن‌ها اندکی کم‌تر می‌شد.

به نقل از مدیرکل آموزش‌ و پرورش استان هرمزگان امسال ۴۳۰ هزار دانش‌آموز در سه هزار و ۷۰۰ مدرسه با حضور ۲۸ هزار معلم مهرماه را آغاز می‌کنند.

صبح یکم مهرماه ۱۴۰۲ ؛ «محسن زارعی» رئیس مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی وزارت آموزش‌ و پرورش با حضور در بندرعباس در آیین بازگشایی گفته است:

« در دولت سیزدهم توجه ویژه‌ای به مدارس دولتی و تقویت آنان شده است. چرا که لازمه ایران قوی داشتن مدارس قوی است » .

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم

باید از ۲۸ هزار معلم هرمزگانی بپرسیم چه تفاوتی در مدارس دولتی و تقویت مؤلفه‌های تأثیرگذار آموزشی و فرهنگی حس کرده‌اند ؟

شاید این تصویر که صبح امروز در کلاس درس خودم و در یک مدرسه دولتی دیدم پاسخ سؤال را برساند که به حرف‌هایی از این‌ دست نباید دل‌خوش داشت.

یک کلاس درس کهنه، یک کولرگازی پیر که آرامش کلاس را خراش می‌داد و صندلی فاخر معلم خبر از سالی نکو می‌داد.

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم

سالی که مدت‌هاست مشابه سال‌های دیگر تکرار می‌شود و هرچند گاهی صحبت عدالت آموزشی و توجه به مدارس دولتی جار زده می‌شود.

8 شهريور ۱۳۹۵ این خبر را از علی‌اصغر فانی سیاستمدار اصلاح‌طلب و وزیر دولت یازدهم ببینید:

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم
(به گزارش گروه جامعه به نقل از شبکه خبر، دکتر فانی گفت: دولت یازدهم توجه ویژه‌ای به مدارس دولتی دارد، چرا که مدارس دولتی مخاطب عامه مردم هستند. ۱۱ یا ۱۲ درصد در مدارس غیردولتی تحصیل می‌کنند و بیش از ۸۰ درصد مردم در مدارس دولتی تحصیل می‌کنند.

 باید با یک برنامه‌ریزی درست و حساب‌ شده مدارس خاص و مدارس غیردولتی کاهش پیدا کند تا جامعه دانش‌آموزی ما در یک محیط متعارف‌تر تحصیل کنند.)

کاملاً روشن است که از دولت یازدهم تا سیزدهم همچنان شعار همان است اما تحقق مسئله چندان قابل‌ لمس و پررنگ نیست.

امیدواریم در صحنه کلاس درس و در عمل شاهد رشد کیفیت‌ها و کمیت‌های مدارس باشیم و بدانیم هم‌ فرصت ما معلمان برای آموزش پایان می‌یابد و هم دوره مدیریت وزرای آموزش‌ و پرورش چندان طولانی نخواهد بود و آنچه باقی می‌ماند جامعه‌ای است که شهروندان آن حاصل تربیت همین مدارس هستند.

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم

و در نیک و بد آینده این کشور مدارس و معلمان نقش دارند.

آنگاه‌ که
در روزی از روزها
کشته می‌شوم،
قاتل در جیبم
بلیت‌های مسافرت را خواهد یافت؛
یکی برای سفر به صلح،
یکی برای سفر به مزارع و باران‌ها،
یکی برای سفر به درون بشر....
قاتل عزیزم!
بلیت‌ها را نابود مکن
خواهش می‌کنم با آن‌ها
سفر کن...
«سمیح القاسم» معلم و شاعر فلسطینی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بررسی وضعیت مدارس عادی دولتی و صندلی معلم ار دولت یازدهم تا سیزدهم در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

اخبار دریافتی حاکی از ترافیک سنگین در جاده های شمال منتهی به تهران دارد و این در حالی است که امروز دوم مهر است و دیروز  نخستین روز از  آغاز سال تحصیلی بود .

هفته پیش هم به مناسبت سه روز تعطیلی متوالی ( 25 - 23  شهریور ) ؛ رسانه ها و شبکه های اجتماعی وضعیت ترافیک جاده ها را « فوق سنگین » گزارش کردند . رئیس پلیس راهور استان گیلان هشدار داد که ترافیک ورودی به گیلان از سمت رودبار به ۳۰ کیلومتر رسیده که عبور از این مسیر حدود ۸ ساعت زمان می‌برد.

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

هفته پیش تر ( 17 تا  15 ) هم وضعیت به همین منوال بود .

قرینه این وضعیت واقعا در کدام نقطه ی جهان  جز ایران یافت می شود ؟

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

دانش آموزی که پس از یک سفر طولانی و خسته کننده ناشی از ترافیک به خانه می رسد با کدام روحیه و انرژی می خواهد در کلاس و مدرسه حضور پیدا کند ؟

آیا خانواده ها قادر به فهم این « مساله ساده » نیستند ؟

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

خانواده ای که نخستین روز از آغاز سال تحصیلی برایش ارزشی ندارد و به مقررات آموزشی بی اعتناست ؛ قرار است کدامین تحول را در رفتار خود و فرزندانش ایجاد کند ؟

دقیقا همین وضعیت در روزهای پایانی سال و پس از تعطیلات طولانی مدت « نوروز » باز هم تکرار می شود .

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

این والدین چه انتظاری می توانند از « مدرسه » داشته باشند در حالی که اقتدار مدرسه و جایگاه آموزش برای آنان مفهومی نداشته و فقط در حضور و گرفتن مدرک خلاصه می شود ؟

کی قرار است مفاهیمی مانند « نظم » و « مسئولیت پذیری » در ادبیات و فرهنگ جامعه ی ایرانی تعریف و تببین گرد ؟

این رفتارهای غلط نهادینه شده در رفتار ایرانی ها قرار است چه زمانی پایان یافته و رو به بهبود و اصلاح گذارد ؟

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

گزارش صدای معلم از ترافیک سنگین در جاده های ایران در دومین رور مهر و بی اعتنایی به بازگشایی مدارس

منتشرشده در گفت و شنود

دل نوشته یک معلم بازنشسته برای آغاز مهر و سال تحصیلی جدید    از آنجایی که کودکستان پروین دیوار به دیوار خانه پدری بود، من از سه سالگی به کودکستان رفته‌ام و در طی روال معمول دانش آموزی و دانشجویی و نهایتاً ۳۱ سال معلمی قسمت اعظم عمرم را تا به امروز در پیوند با درس و مدرسه گذرانده ام.

در تمام این سال‌های طولانی « بی صبری » برای سرآمدن تابستان و انتظار برآمدن  « مهر مدرسه » مهمترین حس حیات من محسوب می‌شد.

اما امسال داستان به گونه دیگری رقم خورد.

درست است که نمی‌خواستم تابستان تمام شود ولی اعتراف می‌کنم انتظار برآمدن « مهر مدرسه»  همچنان برایم شورانگیز بود.

بالاخره دیروز تابستان به سر آمد و امروز هم « مهر مدرسه » بردمید. در این میان تنها یک چیز خیلی کوچک تغییر کرده بود و آن اینکه چوب خط من برای بودن در مدرسه پر شده بود.

ساعت هفت و نیم صبح اول مهر ۱۴۰۲ است. صدای بلندگوهای مدرسه های همجوار خانه پدری به گوش می‌رسد. هوایی می‌شوم. دلم برای مدرسه یک دنیا تنگ می‌شود. نمی‌توانم در اتاق قرار بگیرم. عزم مدرسه می‌کنم ولی بی مانتو و بی مقنعه، بدون کیف و کتاب. روی لبه حوض می‌نشینم. همه جانم گوش می‌شود.

تلاوت قرآن تمام شد. طنین سرود ملی در فضا می پیچد. به احترام سرود ملی از جا بلند می‌شوم و خبردار می‌ایستم. با بچه‌ها ولی دور از آنها سرود ملی را زیر لب زمزمه می‌کنم....

ناگهان بغضم می ترکد و اشک امانم نمی‌دهد...

آخر معلمی برای من تنها یک شغل نبود بلکه نوعی انجام وظیفه نسبت به ایران عزیز بود.

دل نوشته یک معلم بازنشسته برای آغاز مهر و سال تحصیلی جدید

من در لحظه لحظه‌های معلمی ام به قدر وسعم برای اعتلای میهن و فرزندان آن کوشیده‌ بودم.

کلاس برای من مقدس بود و خاکش توتیای چشم.

در همه سال هایی که معلمی کردم با توکل به خدا، تلاش کرده ام خلق معنا کنم و بذر آگاهی بپاشانم و به بچه ها بباورانم که ایران عزیز برازنده بزرگی کردن و ایرانیان شایسته بهترین ها هستند. .

« این اشک‌ها دانه‌هایی را که کاشتی بارور خواهد »

و این صدای مادر جان بود که مرا به خود آورد.

( به احترام ایران ) :


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معلمی برای من تنها یک شغل نبود بلکه نوعی انجام وظیفه نسبت به ایران عزیز بود

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور