در سال گذشته بسیاری از کتابهای کودک نیز در ترکیه ممنوع شدند. این کتابها شامل چندین ترجمه از کتابهای آلمانی نیز شدهاند. از جمله کتاب " بچه های کوچک از کجا میآیند" که نشر راونسبورگ منتشر کرده و موضوع آن آموزش جنسی برای کودکان چهار تا هفت ساله است. دولت ترکیه این کتاب را در زمره کتابهای "ناپسند" طبقهبندی کرده و دادگاه برای مترجم و ناشر نسخه ترکی آن ده سال زندان در نظر گرفته است.
در دوره اردوغان سانسور کتاب در ترکیه شامل بسیاری حوزهها میشود؛ کتابهای کودکان، کتابهای فمینیستی، کتابهایی که از فساد در دولت اردوغان پرده برمیدارند و یا سوالهایی را پیرامون کودتای ۲۰۱۶ مطرح میکنند.
گروه رسانه/
در نشست آنگلا مرکل با مسئولان ایالتی آلمان، محدودیتهای کرونایی تا هفتم مارس تمدید شد، اما مدارس و مهدکودکها در برخی از ایالتها از نیمه فوریه به تدریج باز میشوند و آرایشگاهها از اول مارس فعالیت خود را شروع میکنند.
این نقاشی زیبا اثر الکساندر ایوانویچ است که در سال ۱۸۶۵ کشیده شده . به نام: مدرسه آزاد روستا
تصویر بیانگر یک مدرسه آزاد است. دانش آموزان هر کدام در فضایی راحت با هم حرف می زنند. روابط بچه ها با هم گرم و نرم است. حتی معلم با آرامش در کلاس حضور دارد.
چه چیزی بهتر از یک کلاس آزاد !
به نظر می رسد نقاش، رویای خود را از یک کلاس آزاد، آن هم در سال ۱۸۶۵ به تصویر درآورده است.
اما در همین کلاس آزاد و گرم نرم، دختری با هراس به ما نگاه می کند.
او از چیزی نگران است .
انگار او حتی همین کلاس را هم دوست ندارد.
به نظر می رسد حتی بهترین مدارس هم ، باز هم بد هستند .
کانال موسسه پژوهشی کودکان دنیا
بااینحال و بهتازگی «یونسکو» یک بار دیگر در تعریف سواد تغییر ایجاد کرد. در این تعریف جدید، توانایی ایجاد تغییر، ملاک باسوادی قرارگرفته است یعنی شخصی باسواد تلقی میشود که بتواند با استفاده از خواندهها و آموختههای خود، تغییری در زندگی خود ایجاد کند. درواقع این تعریف مکمل تعریف قبلی است زیرا صرفاً دانستن یک موضوع به معنای عمل به آن نیست. درصورتیکه مهارتها و دانشآموخته شده باعث ایجاد تغییر معنادار در زندگی شود، آنگاه میتوان گفت این فرد انسانی باسواد است
گروه اخبار/
اندونزی اجبار دانشآموزان دختر به پوشیدن حجاب اسلامی در مدارس را ممنوع اعلام کرده است. این تصمیم در پی جنجالی گرفته شده است که در پی اجبار یک دانشآموز مسیحی به استفاده از حجاب در این پرجمعیتترین کشور مسلمان روی داد.

پیش گفتار
طی یادداشت های خود در این سایت ، بارها از درجا زدن نظام آموزشی و یا شیوه سنتی و منجمد آن ، سخن گفته ام .
نظام آموزشی برای رهایی از این وضعیت و تحقق امر تحول و تغییر به الگو و جهت گیری تجربی نیازمند است . پس بر حسب وظیفه و احساس مسئولیت ، تلاش می کنم تا حد توان راه حل نیز پیشنهاد کنم . اما چون من نیز در این سیستم دگماتیسم تحصیل کرده ام و اراده و ایده ای برای ایجاد تغییر ندارم و مثل مرحوم توران میرهادی هم نیستم ؛ حداقل تلاش می کنم تا با معرّفی روش هایی مدرن جهت رهایی از رکود آموزشی ، شاید جرقه هایی در ذهن یک انسان حقیقی به وجود آورم .

چگونه ممکن است سالیان متمادی ، هیچ رده ای در هرم مشاغل آموزش و پرورش ، حقیقت رهایی را درک نکند و انگشتی به اعتراض و یا لبی به فغان نگشاید ؟ تلخی موضوع این است که هیچ یک از این روش ها دشوار و یا امکان ناپذیر نیستند و تاکنون عزم ملی برای ایجاد چنین تحولی وجود نداشته است اما حداقل ، گفتن و دانستن بهتر از مستحیل شدن در باتلاق ناتوانی است . حداقل باور داشته باشیم که روزنه ای برای برخاستن وجود دارد.
خطاب به وزیر آموزش و پرورش
روی سخنم فقط با وزیر فعلی نیست ، وزرای آتی آموزش و پرورش نیز مدنظرم هست. شما رأی نمایندگان ملت را با استقبال و یا فشار لاجرم ، به دست آورده اید که متمایز بودن خود را نسبت به من معلم به اثبات برسانید و گر من نیز وزیر می شدم .
شما برای وزیر شدن به یک روزمه طویلی نیازمندید لذا مسئولیت های ریز و درشت متعاقب حس جاه طلبانه تان پر پیمانه هست ، هرگز در این جریان کسی از نامزد وزارت آموزش و پرورش ، نمی پرسد که جناب چه فعالیت و برنامه زیربنایی برای نظام آموزشی دارید ؟ ولی با تحسینی تملق آمیز می گویند چه خدمات درخشان و شایانی طی بیست سی سال خدمت خود در پست های گوناگون داشته اید ؟!
هرگز نمی اندیشند که یک نفر چگونه قادر است همزمان سه تا چهار شغل داشته باشد ؟ کدام قانون قرار است دو شغلی را ممانعت نماید ؟ شما سوپرمن هستید و توانایی چنین کاری را صد درصد دارید! و شگفت انگیزتر آن که همزمان با این همه تلاش ، برای گرفتن مدرک دکتری هم اهتمام می ورزید! حال پشت میز خدمت چندگانه و بدون دردسر این مدرک را می گیرید و پایان نامه تان را فلان استاد دانشگاه یا دانشجوی ارشد که در مضیقه تمنای پست شما قرار گرفته است ، می نویسد ، چه کسی اهمیت می دهد ؟

مگر کردانیسم پدیده ای نوظهور نیم قرنی ایرانیان نیست ؟ پس یقین لیاقت شما برای وزارت بیشتر از من است .
چه اهمیتی دارد که 4 یا 8 سال عمر مفید کودکان در طول وزارت شما ، بیهوده هدر می رود و می سوزد . مهم آن است که منّت به ملت گذاشته اید و شهامت پذیرش وزارت آموزش و پرورش را با بحران های بیشمار یک قرنی آن داشته اید . پس دولتمردان نفسی آسوده کشند که سپر بلایی لایق با آن هم پست که دهن منتقدان را نیز می بندد ، ظهور کرده است .
وزیر محترم !
سطح آگاهی و شعور ملت همزمان با وقوع انقلاب بالا رفت اما کیفیت آموزشی ما به چنین افتخاری نائل نیامد . چگونه انتظار داریم که نماینده مجلس سیلی دَم گوش مأمور راهور نزند ؟ یا شهردار و اعضای شورای شهرها فساد مالی نکنند ؟ یا پایان نامه دانشجو و مشق دانش آموز در قبال پول ، نوشته نشود ؟ یا معلم اهم وظایف خود را در کلاس درس به جا بیاورد و تدریس خصوصی برای همان دانش آموزان را نداشته باشد ؟ چگونه انتظار ترویج و تثبیت اخلاقیات در جامعه را دارید ؟
نسل امروز ، کودکان مطیع و سر به زیر دیروز نیستند که در سایه اصالت و نجابت خانوادگی و یا اعتقادات مذهبی ، مقیّد به رعایت هنجارها و ارزش ها باشند . امروز برای نیل به این هدف باید به فکر سرمایه گذاری و برنامه ریزی روی کودکان زیر 7 سال در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها باشید و گر نه اخلاق ، مسئولیت ، تعهد ، عِرق ملی ، قربانی سکوت و بی اعتنایی شما خواهد شد .
باور داشته باشید که ما از وارونگی اخلاق و تربیت در جامعه رنجوریم .فقط کافی است گوشه چشمی به رتبه های آموزش و پرورش ایران طی 4 دهه بیندازید و با رؤیت نمودار آن ، سیر نزولی منحنی را نظاره گر باشید .
درد بزرگ جامعه ما رهاشدگی وزارت آموزش و پرورش به حال خود است از دو جهت :
اول ؛ با تأثیر پذیری از تمامی معضلات و تنگناها و نداشتن عزم و اراده ای جهت رفع آنها چون با چاره اندیشی ناآشنا و بیگانه ایم .
دوم ؛ ملت ایران بهترین را می خواهند اما بهبود فرآیند آموزش را فقط و فقط وظیفه و رسالت آموزش و پرورشی ها می دانند.
مدارس مونتسوری توسط اولین پزشک زن در ایتالیا بنیانگذاری شده است . اساتید دانشگاه ما حتی در رشته های مرتبط با آموزش و پرورش ، تاکنون چنین همتی از خود نشان نداده اند ، چه رسد به یک پزشک ! آن هم نه در قرن 19 که در قرن بیست و یکم نیز چنین پتانسیلی وجود ندارد ! چون همه ما در همین نظام آموزشی بدون سیستم پرورده شده ایم .
برای تحقق امیدواری در جهت ایجاد تحولات اساسی در نظام آموزشی ، ابتدا باید آموزش و پرورش به استقلال حتمی دست یازد . بعد وزیری توانمند و مستقل از هر حزب و جناح برگزیده شود . او هنگام انتصاب باید ضعف ها و ناتوانی های خود را در مجلس با شهامت بیان دارد ، بعد افراد توانمند متخصص دعوت به کار شوند . سیستم های کارآمد موجود در جهان شناسایی و بررسی شوند ، و تنها کاری که برای بومی سازی ایرانی - اسلامی می توانید انجام دهید اجتناب از مدارس مختلط هست،و گر نه تار و پود اصلی سیستم های آموزشی والدورف و یا مونتسوری ، برهم خواهد خورد.
مقدمه
مدارس مونتسوری که به نام بنیانگذار آن یعنی دکتر " ماریا مونتسوری Maria Montessori) (زادهٔ ۳۱ اوت ۱۸۷۰ – درگذشتهٔ ۶ مه ۱۹۵۲) " ، اولین پزشک زن در ایتالیا نامگذاری شده است ، مدارسی هستند که بسیار متفاوت تر از پیش دبستانی های سنتی به نظر می رسند . با این حال ، روش های آموزشی مونتسوری را در بسیاری از پیش دبستانی های دیگر نیز می توان دید.
ماریا مونتسوری معتقد بود که بچه ها به طور طبیعی هوشمندند و پیشرفت آنها بر اساس تغییرات دوره های سه ساله مشخص می شود ، بنابراین منطق روش او برای گروه های چند ساله است.
برای مثال در یک مدرسه پیش دبستانی با متد مونتسوری ، کودکانی وجود دارند که محدوده سنی آنها از 3 تا 6 سالگی است. این زمانی از زندگی است که Montessori آن را دوره “ ذهن جاذب آگاه ” نامیده و معتقد است که کودکان در این سن در جست و جوی یادگیری های حسی ، تنظیم تعادل و حرکت ، نظم و آزادی برای انتخاب فعالیت ها و کشف عمیق آنها می باشند.
معلمان مونتسوری بیشترین توجه را به دانش آموزان خود نشان می دهند . خانواده های بازدید کننده اغلب متوجه لحن و گرمی صحبت میان معلمان و دانش آموزان می شوند. معلمان به جای راهنمای آموزشی ، بیشتر به عنوان تسهیل کننده عمل کرده و به تنهایی یا در گروه های کوچک فعالیت می کنند. بچه ها نیز به تنهایی یا در گروه هایی بر روی تشک های کوچک کار می کنند. بدین ترتیب ، برای بسیاری از کودکان یک عشق درونی به یادگیری و یک رویکرد مستقل نسبت به یادگیری و زندگی فراهم می شود .

چهار حوزه آموزشی مجزا در یک مدرسه پیش دبستانی با تکنیک مونتسوری
اول ) زندگی عملی ؛ به کودکان کمک می کند تا با ریختن و تکان دادن ، بریدن و چسباندن و نقاشی کردن بر روی یک سه پایه ، مهارت های حرکتی کوچک و بزرگ را تمرین کنند.
دوم ) مهارت های حسی ؛ که کودکان از این طریق یاد می گیرند تا با مواد مختلف کار کرده و اشکال ، صداها ، فرم ها ، احساسات و رنگ ها را تشخیص دهند.
سوم ) متد ؛ آموزش زبان و خواندن است که بخش مهمی از کلاس های مونتسوری است ، کودکان انگشتان خود را بر روی حروف برجسته می کشند تا بفهمند هر کدام چه شکلی دارند . به جای خواندن حروف الفبا ، کودکان در مونتسوری صداهای هر حرف را می آموزند. با این رویکرد ، بسیاری از کودکان مهد کودک را در حالی ترک می کنند که می توانند به خوبی بخوانند.
چهارم ) حوزه آموزشی ؛ یعنی ریاضیات معنای خاصی در پیش دبستانی دارد. کودکان می توانند کار با مهره ها را یاد بگیرند و آنها را شمارش نمایند.
ویژگی های مدارس مونتسوری
ده ویژگی متفاوت و متمایز پیش دبستانی های مونتسوری عبارتند از :
1 ) مدارس مونتسوری ، بر مراحل کلیدی رشد متمرکز است : برنامه درسی مدارس مونتسوری بر اساس الگو رشد و نیازهای خاص هر مقطع سنی ، تنظیم می شوند . به این ترتیب برای کودکان 3 ساله ، برنامه درسی شامل کمک به رشد ماهیچه های بزرگ و مهارت های زبان آموزی است. در سن 4 سالگی ، برنامه درسی بر رشد حسی - حرکتی ، حرکت ماهیچه های کوچک و انجام فعالیت های روزانه مثل لباس پوشیدن ، نظافت و بهداشت ، و هنر و کاردستی است. برنامه درسی کودکان 5 ساله نیز شامل فعالیت های اجتماعی ، آشنایی با موضوعات روزمره ، مناسبت ها و مهارت های ارتباطی است.
2 ) بازی های مشارکتی را تشویق می کنند : از آنجایی که معلم مسئول اداره کلاس نیست، کودکان خود را در اداره کلاس سهیم و شریک می دانند . آنان با کمک یکدیگر ، به کشف و بازی می پردازند و برای انجام کارهای گروهی با هم همکاری می کنند . احترام متقابل به یکدیگر و ایجاد حس همکاری و تعاون جزو اهداف مدارس مونتسوری است.
3 ) آموزش کودک - محور است : این کودک است که محور همه چیز است. نیازها ، شخصیت و علایق کودک برنامه آموزشی منحصر به فردی را می طلبد که لزوما نباید با دیگران یکسان باشد. هر کودکی بر طبق نیازها و علایقش می تواند به فعالیت های دلخواه خود بپردازد و تا هر زمان که دوست دارد در یک فعالیت دلخواه باقی بماند.

4 ) کودکان به طور طبیعی انضباط شخصی را می آموزند : از آنجایی که کودک برنامه درسی خود را طراحی می کند و فعالیت های مورد نظرش را انجام می دهد ، به زودی مسئولیت اقدامات و یادگیری خود را هم می پذیرد. مشروط به این که به قوانین کلی کلاس احترام بگذارد پس می تواند برنامه خودش را تنظیم کند و وابستگی او به دیگران کم شده و استقلال رأی پیدا می کند.
5 ) محیط آموزشی ، نظم را نهادینه می کند : نظم و انضباط اساس مدارس مونتسوری است . هر وسیله ای جایی دارد و هر کاری در محیط مخصوصی انجام می شود. از این نظر کودک به زودی می آموزد که مکان بازی کردن با اسباب بازی متفاوت از محیط نقاشی است و هر وسیله ای بعد از استفاده باید سر جای خودش قرار بگیرد . بچه ها مسئول نظافت کلاس و جمع کردن وسایل بازی خود هستند.
6 ) معلم به عنوان تسهیل گر یادگیری عمل می کند : معلم در روش مونتسوری ، تدریس نمی کند ، چیزی را یاد نمی دهد بلکه یک راهنمای تسهیل گر و همراه کودک است به او کمک می کند که خودش راهش را بیابد ، کودک خود پاسخ سوالاتش را پیدا می کند ، نیازهایش را رفع می کند و فعالیت ها را به روش خود و با هر سرعتی که دوست دارد انجام می دهد.
7 ) فعالیت های آموزشی ، خلاقیت را تشویق می کنند : کلاس های مونتسوری احتمالا بیش از هر نوع روش آموزشی دیگر مدافع نقش خلاقیت در آموزش هستند . کودکان آزاد هستند که خود قوانین بازی و یادگیری را برای خود تعریف کنند. نفس عمل و فعالیت ، هدف است و رسیدن به نتیجه مطلوب از پیش تعیین شده ، مد نظر نیست . از این نظر کودکان می توانند آزادانه بازی و نقاشی کنند. آزادانه به خلق و کشف محیط خود بپردازند. پرورش خلاقیت ، از اهداف روش مونتسوری است.
8 ) مهارت های خاص به طور مؤثرتری آموخته می شوند: دکتر آنجلینا لیلارد ، پژوهشگر دانشگاه ویرجینیا در تحقیقی که در سال 2006 در یکی از مجلات معتبر علمی منتشر کرد ، نتایج بررسی خود را از مدارس مونتسوری ارائه داد. او در این تحقیق ، ثابت کرد که کودکان مدارس مونتسوری در 5 سالگی نسبت به سایر کودکان ، مهارت های ریاضی و زبان آموزی بیشتری دارند . کودکان 12 ساله مدارس مونتسوری نیز نسبت به سایر کودکان در مدارس عادی از نظر مهارت های ریاضی و زبان آموزی و نیز مهارت های اجتماعی و ارتباطی به طور واضحی نمرات بالاتری در آزمون ها به دست می آوردند.
9 ) سیستم آموزشی مطابق با نیازهای منحصر به فرد کودک است : از آن جایی که روش مونتسوری ، کودک محور است پس کودک در مرکز برنامه درسی قرار دارد . او است که برنامه درسی را مطابق با توان ، نیازها و علایق خود می چیند. می تواند سرعت یادگیری مطالب جدید را کم یا زیاد کند. روی مباحث مورد علاقه اش بیشتر تمرکز کند و از فعالیت هایی که دوست ندارد ، به سرعت بگذرد . کودک مجبور نیست خود را با دیگران تنظیم کند.

10 ) آموزش عینی و محسوس است : آموزش در روش مونتسوری بیشتر بر پایه کار با عینیات و محسوسات است . کودکان کمتر نیاز به یادگیری مباحث انتزاعی دارند. آنها با استفاده از انواع ابزار و وسایلی که به طور دقیق برای تقویت مهارت های مختلف طراحی شده اند ، کار کرده و مباحث ریاضی ، علوم و زبان را می آموزند. استفاده از حس لامسه در کنار سایر حواس ، به کودک کمک می کند درک همه جانبه و بهتری از مسائل پیرامون خود بیابد و کمتر فراموش کند.
درست است که مدارس مونتسوری ، طرفداران بسیاری در سراسر جهان دارند اما همچنان انتقاداتی نیز از طرف کسانی که نگران کیفیت آموزش در این مدارس هستند ، وجود دارد. اما با این وجود به نظر می رسد روش مونتسوری دست کم در مقطع پیش دبستانی ، به کودکان کمک می کند تا مستقل ، منظم ، با انگیزه و خلّاق تربیت شوند . صرف نظر از این که در آینده وارد مدارس مونتسوری می شوند و یا به مدارس عادی می روند ، آموزش مونتسوری به کودکان شخصیت و هویت مستقل می دهد و به تفکر خلّاق و آموزش همه جانبه کودک اهمیت می دهد. (2) درد بزرگ جامعه ما رهاشدگی وزارت آموزش و پرورش به حال خود است .
مقایسه دو مکتب پیش دبستانی
در حالی که هر دو مکتب Montessori و Waldorf اعتقاد دارند که بچه ها به ارتباط با محیط نیاز دارند ، ولی متفاوت از هم عمل می کنند به گونه ای که مونتسوری بر تجربیات زندگی واقعی تمرکز دارد و والدورف بر قوه تخیل و خیال پردازی کودکان تأکید می کند.
این مدارس توسط Rudolf Steiner ، دانشمند و فیلسوف اتریشی تأسیس شدند. اشتاینر به وحدت روح ، روان و جسم اعتقاد داشت و اغلب مدارس والدورف باید این موضوع را در آموزش های خود نشان دهند.
این مدارس کودکان را در سه دوره هفت ساله گروه بندی می کند . دانش آموزان از کلاس اول تا هشتم با یک معلم سر و کار دارند. مدارس والدورف قبل از 7 سالگی بر روی بازی های ذهنی تمرکز می کنند و از طریق تقلید و انجام کارها ، آموزش می دهند. در واقع ، بازی های تخیلی به عنوان کاتالیزوری شناخته می شود که موجب رشد و پیشرفت کودک می شود.
اگر چه برنامه آموزشی Waldorf ترکیبی غنی از فعالیت هایی در زمینه زبان شفاهی ، موسیقی و نمایش خلاقانه است ، ولی زبان نوشتاری در کتاب ها و دیگر دستورالعمل های آموزشی حذف شده است. اعتقاد بر این است که پرورش تخیلات کودکان زمینه ساز شرایط مناسب برای دوره آموزشی بعدی مانند ریاضیات و خواندن و نوشتن خواهد بود.
در بازدید از یکی از مدارس پیش دبستانی والدورف ، ممکن است کودکانی را در حال آواز خواندن ، نقاشی کردن ، پخت نان ، گوش دادن به داستان ، بازی با عروسک ها و یا کار با بلوک ها در یک باغ یا ساختمان ببینید. شما متوجه خواهید شد که همه مواد در اینجا طبیعی هستند و اسباب بازی ها و عروسک ها حداقل جزئیات ممکن را دارند ، تا به کودکان اجازه داده شود از تصورات خود به طور کامل استفاده کنند. محیط اینجا همچون خانه آرام است.
با وجود این که هر دو مکتب مونتسوری و والدورف دارای برنامه هایی برای دوره پیش دبستانی هستند ، اما بسیاری از مدارس این تکنیک ها را فراتر از سطح پیش دبستانی هم ادامه می دهند.

درد پایان ناپذیر ما
بیان شد که مونتسوری بر تجربیات زندگی واقعی تمرکز دارد و والدورف بر قوه تخیل و خیال پردازی کودکان . اما کودک از نظر ما فردی است که نمی فهمد ، قدرت تشخیص و تمیز خوب از بد یا درست از نادرست ندارد. با توجه به پنداشت قدیمی که بیان می دارد نوزاد انسانی ضعیف ترین موجود زنده است لذا به طولانی ترین مدت برای مراقبت و نگهداری نیازمند است ، ما او را لایق هیچ کارکردی جهت رشد و نمو نمی دانیم .
در مدارسی که مورد بررسی قرار گرفته است نفس عمل و فعالیت ، هدف است و رسیدن به نتیجه مطلوب از پیش تعیین شده ، مد نظر نیست . اما برای ما عملی به جز بازخوانی روی کتب درسی وجود ندارد تا هدفی تعیین شود. اهداف ما دقیقا از پیش تعیین شده هستند . تحصیل هر فرد طی 12 سال تحصیلی و گرفتن دیپلم . تا حدی که از همان ابتدا ، کودک رؤیای مدرک دیپلم را در ذهن خود جست و جو می کند . و بعد این هدف ، غایت نهایی قبولی از دانشگاه ، آن هم باری به هر جهت . رشته تحصیلی و علاقه و استعداد و دورنمای ایده آل های آینده برای همه آنان حائز اهمیت نیست .
در این نوع مدارس ، معلم راهنمای تسهیل گر و همراه کودک است و به او کمک می کند که تا خودش راهش را بیابد و ما به تنهایی تعیین کننده و جهت دهنده برای امر یادگیری او هستیم .
معلم از همان دوران پیش دبستانی به کودک چنین القا می کند که قدرت مطلق در کلاس درس معلم هست و باید روی حرف او ، حرفی نزد و پیروی چشم بسته و وفادار به گفته های او بود . اگر می خواهید امنیت جانی داشته باشید و مورد تأیید معلم خود باشید و از فوران محبت و مهربانی او طی یک سال تحصیلی ، بی نصیب نمانید باید حتما مطیع و منقاد معلم خود باشید.
کودکان مدارس مونتسوری در 5 سالگی نسبت به سایر کودکان ، مهارت های ریاضی و زبان آموزی بیشتری دارند. در مطالعه بين المللی تيمز در سال 2019 در علوم و رياضی پايه های چهارم و هشتم نتايج اوليه عبارت است از : " در اين مطالعه دانش آموزان كشورهای سنگاپور ، چين تايپه ، كره جنوبی ، ژاپن و هنگ كنگ بهترين عملكرد را داشتند. وضعيت عملكرد دانش آموزان ايرانی در علوم و رياضی پايه های چهارم و هشتم همانند گذشته ضعيف بوده است. ميانگين نمرات دانش آموزان ايرانی در درس رياضی پايه چهارم 443 بوده است و 182 نمره از ميانگين دانش آموزان كشور اول پايين تر بوده است. ميانيگن نمرات دانش آموزان تركيه ، قزاقستان ، امارات ، بحرين و قطر در درس رياضی پايه چهارم بالاتر از دانش آموزان ايرانی بوده است و دانش آموزان ايرانی در ميان 58 كشور در درس رياضی پايه چهارم رتبه 50 را به دست آوردهاند. " (3)

روش آموزشی مونتسوری ، کودک محور است و کودک در مرکز برنامه درسی قرار دارد و مدارس ما از دوره مهدکودک تا پایان 12 سال تحصیلی معلم محور هست و اقتدار سلطه جویانه معلم در مرکز برنامه درسی قرار دارد. کودک باید در مدرسه مطیع ، مقلّد و پیرو باشد تا مورد تأیید دست اندکاران مدرسه از مستخدم تا مدیر باشد . هر چقدر آرام ، ساکت ، دست روی زانو باشید به همان اندازه فردی مؤدب و متشخصی خواهید بود.
کودکان کمتر نیاز به یادگیری مباحث انتزاعی دارند. آموزش در روش مونتسوری بیشتر بر پایه کار با عینیات و محسوسات است و کودکان کمتر نیاز به یادگیری مباحث انتزاعی دارند. و ما برای تسهیل امر یادگیری و یا تنبلی در آموزش وسیع ، به آموزش مفاهیم انتزاعی همت می گماریم.
عینیات و محسوسات در جامعه ما خط قرمز سیاست شمرده می شود و نیازی به تفیهم و یا آشنایی یک کودک پیش دبستانی ، دبستانی و دبیرستانی با آن وجود ندارد. نه تنها مفاهیم فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی که مفاهیم طبیعی و قراردادی روابط اجتماعی را نیز آموزش نمی دهیم . او باید چشم بسته بخواند برگ یا گیاه و با اجزا و عملکرد آن از طریق حفظ کردن دو سطر یا یک پاراگراف ، آشنا شود. یا برای جانوران مهره دار و بی مهره ، فقط دو حیوان بشناسد کافی است و از نمایش فیلم و مشاهده عملی خبری نیست . کمتر معلم ریاضی برای آموزش مفهوم اعداد از مهره ها استفاده می کند و یا از اشیایی جهت شمارش اعداد استفاده می کند . من نیز در این سیستم دگماتیسم تحصیل کرده ام و اراده و ایده ای برای ایجاد تغییر ندارم .
آموزش ما دقیقا ذهنی است و به قابلیت ها و توانایی های ذاتی خود کودک مربوط است . او در امر آموزش تنهاست . ما در کلاس درس به دانش آموزان خود چنان باور مطلقی را القا کرده ایم که تا معلم درس جدید را تدریس نکند ، دانش آموز نباید و نمی تواند با مبحث درس جلسه آتی آشنا شود . بسیاری از دانش آموزان ، در این مورد ناتوانی و وابستگی شدیدی احساس می کنند . آنان حتی پس از تدریس معلم و اَزبر کردن درس و تحویل آن ، نیز از یادگیری خود مطمئن نیستند . مصداق این سخن ، صدای ناهنجار مطالعه دانش آموزان تا آخرین دقایق شروع جلسه امتحانی است حتی در جلسات برگزاری کنکور !
اگر می خواهید موقعیت ژئوپليتيک یک کشور را نسبت به دیگر کشورها در جهان ، به خوبی بشناسید ، به این اصل بنگرید که آن کشور ، در کدام بخش سرمایه گذاری زیربنایی نموده است ؟ یا آیا آن کشور خاصیت الگوپذیری از کشورهای موفق و سرآمد جهان را در هر حیطه ای بالاخص آموزش و پرورش را دارد یا خیر؟
بدین طریق قادر خواهید بود دولت و ملت آنها را بدون هر نوع ارتباطی به خوبی بشناسید . به قول مبصر کلاس بعد زنگ کلاس تا آمدن معلم به کلاس درس : خوب ها و بدها !
منابع :
1 ) 29 اردیبهشت ۱۳۹۸ . ویزا موندیال . مروری بر دو مکتب پیش دبستانی : مقایسه مونتسوری (Montessori) و والدورف (Waldorf)
2 ) پرتال جامع آموزش و تدریس . آموزش 118 . 10 ویژگی پیش دبستان به روش مونتسوری . کد خبر : 31461 . 1393/6/12
3 ) سایت صدای معلم . نتايج اوليه مطالعه بين المللی تيمز 2019 در علوم و رياضی پايه های چهارم و هشتم . ترجمه : دكتر سيد علی خالقی نژاد - پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش . 21 آذر 1399 .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
خبرگزاری آناتولی/ آنکارا نوشت : ( این جا )

وزارت آموزش و پرورش ترکیه قصد دارد فعالیتهای حضوری مدارس روستایی و کودکستانها در سراسر ترکیه را در تاریخ 15 فوریه سال جاری آغاز کند.
ترم دوم سال تحصیلی در مدارس روستایی و کودکستانها به دلیل کم بودن موارد ابتلا یا عدم شناسایی ویروس کرونا، به صورت حضوری آغاز خواهد شد.
بدین ترتیب مقرر شد حدود 130 هزار دانشآموز در بیش از 6 هزار کلاس در مدارس روستایی در سراسر ترکیه در تاریخ 15 فوریه سال جاری به صورتی حضوری آموزش ببینند.
همچنین بیش از 400 کودک در 2700 کودکستان مستقل در سراسر ترکیه نیز فعالیتهای خود را در تاریخ 15 فوریه به صورت تمام وقت آغاز خواهند کرد.
از سوی دیگر ، سال تحصیلی از اول مارس برای دانش آموزان کلاس هشتم و دوازدهم و پایه ابتدایی نیز آغاز خواهد شد.
گفتنی است دانشآموزان در سراسر ترکیه درحال حاضر در تعطیلات میان ترم به سر میبرند.
پایان پیام/

دکتر «جیل بایدن» به کاخ سفید رفت و بانوی اول آمریکا شد. او پیش از این هم در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما، هشت سال بانوی دوم آمریکا بود و کاخ سفید نشینی برای او نمی تواند خیلی جذاب باشد. «جیل» که معلم زبان و ادبیات انگلیسی در مدارس دولتی آمریکاست، دکترای علوم آموزشی دارد. او نخستین بانوی اولی خواهد بود که مدرک دکترا داشته و شغل دائم بیرون کاخ سفید خواهد داشت. کاخ سفید پس از یک دوره چهارساله که بانوی اول آن کمتر در نقش یک کنشگر اجتماعی نمود بیرونی داشت نیازمند یک بازنگری و خوانش جدید از فعالیت های بانوی اول خواهد بود. آنچه که طی چهارسال در رسانه های اجتماعی از ملانیا ترامپ دیده شد، زنی زیبا، قد بلند و خوش استایل، خوش لباس، با سابقه مدلینگ، که مجسمه زیبایی برای همراهی مردی بود که با ثروت و قدرت خود توانسته بود او را تصاحب کند. زنی که زیر سلطه مردی مستبد فرصتی برای رشد و بالندگی پیدا نکرد و تنها لباس های limited edition برندهای سرشناس جهان رنگ و لعابی بر زندگی تحمیلی او می زد. میشل اوباما بانوی اول سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود از علاقه وافر جیل بایدن به تدریس حتی در طول سفرهای سیاسی و انتخاباتی گفته است.
اگر از منظری دیگر به زندگی ملانیا ترامپ نگاه کنیم شاید به این نتیجه برسیم که او متعلق به دنیایی که چهار سال در آن عمرش را تلف کرد نبود و رسانه ها هم بارها با گزارش های ضد و نقیض اعلام کردند که شاید او در نهایت امپراتوری ترامپ را ترک کند. اتفاقی که بعید به نظر می رسد.
اما جیل بایدن یک متخصص علوم تربیتی پرشور است که حتی زمانی که همسرش معاون رئیس جمهور باراک اوباما بود، دست از حرفه خود نکشید.

«جیل تریسی جاکوب بایدن» سال ۱۹۷۷ با جو بایدن ازدواج کرد. او قبل از اینکه با بایدن ازدواج کند یک بار دیگر ازدواج کرده بود که مدت زندگی مشترکش چهار سال به طول انجامید. جیل می گوید: «من به گونهای مادر شدم که هیچ وقت انتظارش را نداشتم.» او این سخنان را در سخنرانی تحسینبرانگیز خود در کنگره حزب دموکرات به مناسبت کاندیداتوری جو بایدن ایراد کرد: «من عاشق یک مرد و دو پسری شدم که در برابر آواری از یک فقدان باورنکردنی ایستاده بودند.»
او مادر «هانتر» و «بو» دو پسری شد که تراژدی مرگ مادر و خواهر ۱۳ ماهه شان را در حافظه ضبط کرده بودند. زمانی که جیل با بایدن وصلت کرد، نقش نامادری به خود نگرفت. یک نامادری از جنس «خانم تناردیه» با رذالت آشکار و یا نامادری «سیندرلا» با رذالت پنهان و مهربانی های مرگبار. او مثل یک فاتح به زندگی بایدن وارد نشد و به فرزندانش به چشم غنائم جنگی نگاه نکرد که حالا در تسخیر او هستند.
وقتی «بو» پسر بزرگ بایدن پنج سال قبل درگذشت جیل بایدن هم همراه همسرش فرو ریخت ولی بار دیگر تلاش کرد تا بایدن سیاستمدار را به زندگی برگرداند. آنها یک دختر ۳۸ ساله هم دارند که کاملا از انتظار دور است و با دنیای سیاست فاصله دارد. همان اخلاقی که مادرش داشت ولی در همراهی همسرش به خوبی می دانست که چگونه باید رفتار کند.
میشل اوباما بانوی اول سابق آمریکا در کتاب خاطرات خود از علاقه وافر جیل بایدن به تدریس حتی در طول سفرهای سیاسی و انتخاباتی گفته است. به گفته میشل اوباما، جیل حتی فرصت نشستن و سفر با هواپیمای اختصاصی رییس جمهوری آمریکا را برای تصحیح برگههای امتحانی دانشآموزان مغتنم میداند و در جشن پیروزی باراک اوباما در انتخابات سال ۲۰۰۸ لباس مهمانی شبانه خود را در دستشویی مدرسه پوشیده و به مراسم جشن رفته بود.
حالا با تغییر مناسبات سیاسی در آمریکا و شکافی که میراث ترامپ است و از سوی دیگر با انتخاب زنان هم به عنوان معاون رییس جمهور و هم اعضای کابینه، به نظر می رسد بانوی اول آمریکا باید بیش از این دیده شود و هم باید تلاش کند تا متفاوت تر از ملانیا ترامپ به چشم بیاید. اتفاقی که برای جیل بایدن خیلی سخت نیست و او سالهاست که همین کار را می کند.
کانال مطالبات زنان
بنا بر یافتههای یک موسسه تحقیقاتی استرالیا نیوزیلند، ویتنام و تایوان بهترین مدیریت را در بحران کرونا داشتهاند. ۳ عامل برای تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. ارزیابی دادههای رسمی ایران ردیف ۹۵ را نصیب این کشور کرده است.

مقدمه
در جامعه ما فقط هنجارها یا بایدها و نبایدها ، نادیده گرفته نمی شوند ، بلکه ارزش ها و قوانین نیز زیر پا گذاشته می شوند. علیرغم ویژگی صلابت قانون ، دیدیم که نه تنها توسط مردم عادی که توسط رجل سیاسی و مقامات هم ، قانون زیر پا گذاشته می شود . که این امر به دلیل ضعف ، نقص و یا نقض قانون ، رخ می دهد و یا برای دفعات تکرار می شود. رفتارهای ناهنجاری که به دلیل عدم پایبندی به اصول اخلاقی ، روی می دهد.
درج مفاهیم فرهنگی در کتب درسی جهت آموزش دانش آموزان و درونی شدن ارزش ها برای تحقق امر یادگیری و عمل بدان است . کتب درسی در مدارس ما عاری از بایدها و نبایدهای زندگی گردیده است ، از سویی دیگر تک فرزندی باعث گردیده است که خطاها و گستاخی های آنان دیده نشود و یا نادیده گرفته شود و یا با محبت مرضی والدین نسبت به تک فرزند ، اجازه عبرت یا درس گرفتن از خطاها برای فرزندان فراهم نشود . برنامه های تلویزیون نیز به سرنوشت کتب درسی گرفتار شده اند. برنامه کودک کسالت آور ، تکراری وبه دور از نشاط و شادمانی گردیده و بیشتر بیان شفاهی از سیطره اخلاق است نه الگو و مشوّقی برای انجام رفتار درست .
مثلا در کشور ما ، قوانین راهنمایی و رانندگی فقط در مورد شخص راننده اِعمال می شود و عابران پیاده هنگام انجام خلاف ، جریمه نمی شوند : مواردی مانند : پرش از روی نرده های وسط خیابان ، عبور از زیر پل عابر پیاده ، عبور از چراغ سبز و یا عبور از وسط چهارراه .

چند سال پیش خبر اجرای قانونی امیدوار کننده ، دوستداران محیط زیست و افراد قانونمند را بسی خوشحال ساخت ، اما اراده و ضرورتی برای پیگیری و عملیاتی شدن ، نیافت. خبر این بود "ریختن زباله توسط رانندگان به بیرون از اتومبیل وسط خیابان و یا طول یک جاده ، جریمه دارد ". عابر پیاده هم زباله خود را در یک خیابان ، پارک و فضای سبز ، با طیب خاطر بر زمین می اندازد . ریختن زباله بر زمین در واقع به نوعی معنای خلاص گشتن از موقعیت آزار رسان است و امری مجاز و عادی به نظر می رسد . یعنی اصلا و ابدا احساس کراهتی برای این ناهنجاری وجود ندارد . به نظرم ، آزادی عمل یک ایرانی را در تمامی رفتار اجتماعی ، هیچ کشور دیگری ندارد ، چون آنها با وضع قوانین سخت ، با ناهنجاری ها مقابله می کنند . این گونه قوانین ، ویترینی شیک و جذاب در کشور ما ندارد ، برای صاحب شدن چنین پرستیژی می بایست فرهنگ و شعور متعالی داشته باشیم ، در حالی که بیشتر دغدغه های ما امور بدوی تعاملات اجتماعی است.

آنان همانند ما با اجرای قوانین شکنجه نمی شوند ، قانون را دور نمی زنند. در برابر هر قانون جدید و سخت دنبال میانبُر نیستند . هنگام نوشتن جریمه برای خلاف رانندگی ، با " ننه من غریبم " مظلوم نمایی و التماس نمی کنند و یا مسلسل وار قسم نمی خورند . یا همانند ما فرار مالیاتی نیستند . چه گویم که ناگفتنم بِه بوُد . قانون نویس آنها سیلی دَم گوش مجری قانون نمی زند .
مختصری از کشور سنگاپور
حال ببینیم کشور سنگاپور رتبه سوم جهان در آموزش دوره ابتدایی در سال 2017 ، چگونه توانسته است به فرهنگ و شعور متعالی دست یابد :
" سنگاپور ، داستان موفقیت آمیز فوق العادهای به شمار می رود ، به طوری که توانست در کمتر از 50 سال ، از جزیرهای فقیر و فاقد درآمد و با آمار بالای بیسوادی ، تبدیل به کشوری بشود که در ردیف کشورهای توسعه یافته و پیشرفته قرار بگیرد. سنگاپور در دوران استعمار و پس از آن هم از وضعیت ستیز و اختلاف بین اقلیتهای قومی و دیگر اقشار جامعه رنج می برد و پس از استقلال و جدایی از مالزی در سال 1965، نخست وزیر سنگاپور (لی کوان یو) متوجه شد که آموزش و پرورش تنها راهی است که از طریق آن میتوان بر مشکلات جامعه سنگاپور غلبه کرد و عملا به ایجاد یک نظام آموزشی شایسته سالار پرداخت و این نظام هم مدل مورد نیاز محقق شدن سیاستهای اقتصادی مالزی را تشکیل داد که امروز به آن دست یافته است . ویژگی بارز سیستم آموزشی سنگاپور ، وجود معلمان و مدیران با کفایت و مجرب و رهبران توانمند با توانایی ایجاد چشماندازهای بلندمدت است که آن را متمایز می کند". (1)

وقتی به یک کشور خارجی سفر میکنید ، طبیعی است که قبل از رفتن ، شناختی از فرهنگهای بومی ، آداب و رسوم و قوانین آن به دست آورید. هیچ کشوری دقیقا مثل وطن نیست و بهعنوان یک گردشکر مسئولیت شناخت این تفاوتها را بر عهده دارید.
در بین کشورهای آسیایی ، سنگاپور بیشتر از بقیه کشورها ، جنبههای تجاری و بینالمللی دارد. ممکن است این طور به نظر بیاید که وفق پیدا کردن با فرهنگ این کشور کار سادهای نیست. با این حال قوانین و تابوهایی وجود دارد که باید نسبت به آنها آگاهی حاصل کنید تا با مشکلات حقوقی روبه رو نشوید. تأثیرات فرهنگهای چینی ، مالایی و هندی بر پیچیدگی فرهنگ سنگاپور افزوده است. البته این به آن معنا نیست که سنگاپور یک کشور سختگیر و کسلکننده است. حتی میتوان گفت تنوع فرهنگی در این کشور چشماندازی رنگی با جاذبههای گوناگون ایجاد کرده است . تنها چند نکته باید و نباید وجود دارد که با رعایت آنها میتوانید تجربه دلچسبی از سفر به سنگاپور داشته باشید.

15 کار ممنوع در کشور سنگاپور
هنجارها ، به بایدها و نبایدها گفته می شود . در ادامه به ۱۵ کاری که نباید در سنگاپور انجام دهید ، اشاره می شود :
۱. آدامس نجوید ، مگر این که نسخه پزشک به همراه داشته باشید
اکثر مردم سنگاپور در رابطه با نظافت شهری بسیار سختگیر هستند. جویدن آدامس در سنگاپور منع قانونی دارد و واردات آن هم به این کشور ممنوع اعلام شده است. طبیعتا وقتی آدامس فروخته نشود ، شما هم نمیتوانید بخرید و در نتیجه هیچگاه این امکان را نخواهید داشت که آدامس خود را پس از پایان جویدن به بیرون تف کنید. در صورتی که در چمدان خود سهوا آدامس داشته باشید ، مشکل خاصی برای شما ایجاد نخواهد شد ، اما اگر در خیابان آدامس بجوید و آن را به بیرون پرتاپ کنید باید ۵۰۰ دلار جریمه بپردازید. در سال ۲۰۰۴ قانونی تصویب شد تا بیمارانی که احتیاج به آدامس دارند ، از قانون منع جویدن آدامس مستثنی شوند ، مشروط بر آن که از پزشک یا دندانپزشک خود چنین نسخهای را دریافت کنند. پس قانون منع جویدن آدامس را در سنگاپور را جدّی بگیرید و برای رهایی از بوی سیر دهان به نعناع پناه ببرید. باید یاد بگیریم که یک جامعه و مردم آن فقط با 177 اصل به سرمنزل مقصود نمی رسند.
۲. کشیدن سیفون توالت عمومی را فراموش نکنید
این هم یکی از نبایدهای سنگاپور است . در یک توالت عمومی ، وظیفه مدنی شما ایجاب میکند سیفون را بکشید . البته این قانون بهداشتی در همه جا وجود دارد ، اما در سنگاپور قوانین فوقالعاده شدیدی در این باره وجود دارد. در صورت انجام ندادن این کا ر، فرد خاطی ۱۵۰ دلار جریمه خواهد شد. شاید این قانون هم به نظر شما بیش از حد سختگیرانه به نظر برسد ، اما این نکته را در نظر داشته باشید که همیشه یک توالت تمیز برای شما فراهم است.
۳. هیچ وقت بدون لباس نباشید
برهنگی مسئلهای است که به هیچ عنوان در سنگاپور پذیرفتنی نیست ، حتی برهنه بودن در محیط شخصی خانه هم جزو مصادیق غیراخلاقی محسوب میشود. این قانون از سال ۱۹۹۶ تصویب شد و در صورت تخطی از آن ۲۰۰۰ دلار جریمه نقدی یا سه ماه زندان به همراه دارد. تماشای فیلم غیراخلاقی یا خواندن مجلات مبتذل در انظار عمومی هم با منع قانونی همراه است.
۴. آشغالی به بیرون نیندازید
بیرون انداختن هر گونه زبالهای ( حتی تف دهان ) مانند جویدن آدامس ممنوعیت قانونی دارد و در صورت نقض قانون ۱۰۰۰ دلار جریمه خواهید شد. یکی دیگر از مجازاتهای این کار این است که فرد مقصر مجبور به فعالیت در بخش خدمات اجتماعی در امور مربوط به زباله شود. از این رو سعی کنید که زباله خود را فقط در سطلهای مخصوص زباله بیندازید.

۵. پاهای خود را به نمایش نگذارید
این موضوع چیزی مهم تر از یک توصیه معمولی است. بسیاری از مردم آسیا نمایش پا را عملی ناپسند و وقیحانه میدانند. در صورت نپوشاندن پای خود شانسی برای پیدا کردن یک دوست یا هم صحبت نخواهید داشت.
۶. درباره مذهب و سیاست بحث نکنید
" دین " یک موضوع حسّاس در سنگاپور است. وارد شدن به این موضوع حسّاس میتواند توهینآمیز تلقی شود. به طور کلی ، جامعه سنگاپور در سطح بالایی از تحمل مذهبی قرار دارد ، ضمن این که نوعی هماهنگی نژادی در این کشور برقرار است. ۷۶ درصد مردم سنگاپور دارای نژاد چینی ، ۱۵ درصد مالایی و ۶ درصد هندو هستند و بدون هیچ تنشی در کنار هم زندگی میکنند. از این رو بهتر است از عصبانیت و بالا بردن صدا خودداری کنید و به هیچ عنوان وارد بحثهای سیاسی و مذهبی نشوید. البته مکالمات مؤدبانه و محترمانه هیچ ایرادی ندارد ، اما باز هم تا حد امکان پیرامون مسائل دیگر به گفت و گو بپردازید.
۷. سوار تاکسی نشوید
این " نباید " ربطی به قانون و اخلاق ندارد. تاکسی نگیرید چون لزومی ندارد! سیستم حمل و نقل MRT در سنگاپور امکان رفت و آمد در همه نقاط را برای عموم فراهم ساخته است. ضمن این که اتوبوسرانی این کشور هم خدمات گستردهای ارائه کرده است و میتوانید یک سفر داخل شهری راحت در اتوبوسهای مجهز را تجربه کنید. نخست وزیر سنگاپور (لی کوان یو) متوجه شد که آموزش و پرورش تنها راهی است که از طریق آن میتوان بر مشکلات جامعه سنگاپور غلبه کرد و عملا به ایجاد یک نظام آموزشی شایسته سالار پرداخت و این نظام هم مدل مورد نیاز محقق شدن سیاستهای اقتصادی مالزی را تشکیل داد که امروز به آن دست یافته است .
۸. در وسایل نقلیه عمومی ، تنقلات نخورید.
چنانچه قصد جابهجایی با وسایل نقلیه عمومی را دارید ، نباید تنقلات بخورید. در حالی که در سیستم حمل و نقل خیلی از کشورها چنین منعی وجود ندارد ، اما سنگاپور به صورت رسمی هر نوع خوردن و نوشیدنی را در سیستم حمل و نقل خود ممنوع اعلام کرده است . به طوری که این قانونشکنی میتواند با ۵۰۰ دلار جریمه همراه باشد. در سال ۲۰۰۹ ، خانمی به علت این که در قطار آبنبات در دهانش گذاشته بود ، ۳۰ دلار جریمه شد. اکثر مردم چنین احتمالی را بعید فرض میکنند ، اما به هر حال بهتر است آن را در فهرست نبایدهای خود قرار دهید. از این رو حتی اگر قصد خوردن خوراکی را هم نداشته باشید ، با آن داخل قطار نشوید.
۹. به وای فای بدون رمز متصل نشوید
وقتی در سنگاپور هستید ، بهتر است که " جست و جوی خودکار وایفای " خود را در حالت غیرفعال نگه دارید ، چرا که وصل شدن به اینترنت توسط وایفای دیگران جرم سنگینی محسوب شده و تبعات قانونی دارد. پس فقط با رمز عبور از وای فای استفاده کنید.
۱۰. انعام ندهید
کشورهای مختلف ، روشهای مختلفی در پرداخت انعام به کارگران دارند. در سنگاپور ، پرداخت انعام رفتار مرسومی نیست و نیازی ندارد که در کنار صورتحساب مبلغی را برای کارگر قرار دهید. در بعضی مواقع انعام کارگران در صورتحساب لحاظ میشود. در غیر این صورت باز هم نیازی به پرداخت انعام از سوی شما نیست.
۱۱. بدون بررسی هدیه نخرید
احتمالا فکر نمیکردید که هدیه دادن هم با آداب اجتماعی خاصی همراه باشد. با این حال چنانچه بخواهید برای دوست سنگاپوری خود هدیهای تهیه کنید ، قبل از آن لازم است که به تحقیق و پرس و جو بپردازید. اولین نکته آن است که بستهبندی هدیه شما سفید نباشد ، چرا که نشانه عزاداری محسوب میشود . هدایایی مثل ساعت ، دستمال و گل در مراسم عزاداری چینیها مرسوم است. هدیه را با دست چپ خود ندهید و دو دستی آن را تقدیم کنید. هدایا معمولا زمان خداحافظی داده میشوند و مرسوم نیست که کادو را در مقابل شخص هدیهدهنده باز کنند. علاوه بر اینها ، سنگاپوریها در بار اول و دوم هدیه را قبول نمیکنند و لازم است که سه بار به آنها تعارف کنید! فکرش را میکردید که یک هدیه دادن ساده این قدر پیچیده باشد؟
۱۲. در مکانهای عمومی سیگار نکشید
در کشوری که آدامس جویدن را در مکانهای عمومی ممنوع اعلام کرده است ، طبیعی است که سیگار کشیدن هم ممنوع باشد . البته این قانون در بعضی کشورها هم وجود دارد و نمیتوان آن را سختگیرانه تلقی کرد. در سنگاپور برای سیگار کشیدن مکانهای خاصی قرار داده شده است که تنها در آنجا مجاز به کشیدن سیگار هستید. با این حال قبل از سیگار کشیدن از مجاز بودن مکان مطمئن شوید ، اگر نه ممکن است به پرداخت ۲۰۰ دلار جریمه محکوم شوید . مطمئنا نیازی به گفتن این نیست که ته سیگار خود را روی زمین نیندازید.
۱۳. روی دیوار نقاشی نکشید
نقاشی با رنگ اسپری روی دیوار یا نوشتن یادگاری روی نیمکت پارک ، میتواند تبعات قانونی به همراه داشته باشد . هر چند سنگاپور یک کشور جهان اول و مدرن محسوب میشود ، اما برای جرایمی مثل خرابکاری ، سرقت و از بین بردن اموال عمومی مجازاتهای بدنی تعیین کرده است! سال ۲۰۱۰ بود که یک تبعه سوئیس با یک اسپری نقاشی در قطار این کشور دستگیر و محکوم به ۵ ماه زندان و سه ضربه عصا شد! از این رو ذوق هنری خود را برای مدتی فراموش کرده و از هر گونه نقاشی بر دیوارهای این کشور خودداری کنید.
۱۴. حتی قبل از ورود به این کشور مواد مخدر مصرف نکنید
میدانیم که همه کشورها نسبت به مواد مخدر حسّاس هستند ، اما سختگیری کشورهای آسیایی در این مورد بیشتر است. به طوری که حتی اتباع خارجی در جرایمی مانند مواد مخدر ، محکوم به اعدام میشوند. چیزی که ممکن است ندانید ، این است که مصرف مواد قبل از ورود به این کشور هم میتواند برای شما باعث دردسر شود . شاید ناعادلانه به نظر برسد ، اما سنگاپور در این قضایا سرسختی قاطعانهای از خود نشان میدهد. با توجه به این که این کشور پایینترین نرخ استفاده از مواد مخدر را دارد ، انتظار نداریم که قوانین خود را نسبت به این مسئله خفیفتر کند.
۱۵. با انگشت ، اشاره نکنید
اشاره با انگشت در سنگاپور یک عمل بیادبانه تلقی میشود و گردشگران باید نسبت به این موضوع آگاه باشند. از این رو تا مدتی که در سنگاپور هستید ، مواظب حرکت انگشت اشاره خود باشید. (2)

جمع بندی
قانونگذاران باید قوانین قابل اجرا تدوین کنند و صِرف درج یک قانون در متن قانون اساسی ، به منزله بافرهنگ بودن یک سرزمین نیست . باید یاد بگیریم که یک جامعه و مردم آن فقط با 177 اصل به سرمنزل مقصود نمی رسند.
هر جامعه ای به تناسب تاریخ و تمدن خود ، دارای قراردادهایی برای رعایت فرهنگ در زندگی اجتماعی است . عناصر فرهنگی ، به تنهایی نتیجه ای مطلوب برجا نمی گذارند ، حفظ طراوت و زیبایی فرهنگ در توجه به همه فاکتورهای آن است. در تعریفی معروف از فرهنگ توسط ادوارد بارنت تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) آمده است :
" فرهنگ ، مجموعه پیچیدهای از دانشها ، باورها ، هنرها ، قوانین ، اخلاقیات ، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا میگیرد ، است " . (3)
تایخ تولد و مرگ شخصیت ها ، از اهمیت زیادی برخوردار است ، چون با نگاه به آن فاصله خود را با جوامع دیگر بهتر و عمیق تر درک می کنیم. تایلور انگلیسی و بنیانگذار انسانشناسی فرهنگی است . او در قرن 19 ، با تعریف فرهنگ که تا امروز نیز کاربرد دارد ، در واقع به تحقق اهداف متمدن و متجدد در روابط اجتماعی یک کشور و مابین چند کشور ، یاری رسانده است . سه قرن از بیان این تعریف می گذرد و :

* ما هنوز درک نکرده ایم که محتوای فرهنگ ، فقط آداب لباس پوشیدن و مهمانی رفتن و به جا آوردن معدودی از مراسم سنتی نیست .
* ما هنوز درک نکرده ایم که آشنایی یک قوم و منطقه جغرافیایی با آداب و رسوم ، سنن ، زبان و لباس محلی نباید با عینک سیاسی تحدید شده و گویش و لباس محلی و نوع خوراک یا شکل زندگی آنان را نباید با استهزای نمایشی ، عامل شرمساری مردم آن منطقه و قوم تلقی بسازیم .
* ما هنوز درک نکرده ایم که به چند زبان سخن گفتن یعنی توانایی یک فرد در برقراری تعاملات اجتماعی .
* ما هنوز درک نکرده ایم که تبلیغ و ترویج فرهنگ هر منطقه یعنی غنای فرهنگی و مودّت انسانها با یکدیگر .
* ما هنوز درک نکرده ایم که برای ایجاد همسانی رفتار در جامعه علیرغم تضادهای فرهنگی و تربیتی و نابرابری های اجتماعی و اقتصادی ،به تصویری محترم از بایدها و نبایدها یعنی هنجارها و ناهنجارها ، گاه محلی و گاه ملی نیازمندیم .
* ما هنوز درک نکرده ایم که بین ارزش و ضدارزش ، شکافی به اندازه جرم یک قانون شکن ، وجود دارد.
* ما هنوز درک نکرده ایم که همه این موارد نیاز به آموزش در دوران تحصیل دانش آموزان دارد و اگر به کودکان زیر 7 سال ، بایدها و نبایدها را جهت جامعه پذیری و درونی شدن ارزش ها ، آموزش ندهیم ، در دوره های بعد و سنین بالاتر با مقاومت نوجوانی مواجه خواهیم شد که پذیرشی برای قبول این را بکن و آن را نکن ، اصلا ندارند. تمامی کشورهای پیشرفته از قرن نوزدهم تاکنون ، بیشترین سرمایه گذاری را بر روی کودکان مهدرو و پیش دبستانی کرده اند و نتایج آن را به نکویی دریافت نموده اند. چون تحقق ثبات در برقراری نظم و دیسیپلین و احترام به قانون در این جوامع با شعف و اختیار و میل همراه است . یک عمل داوطلبانه که مردم نتایج رعایت آن را به نفع خود و جامعه می دانند .
* ما هنوز درک نکرده ایم که مفهوم فرهنگ شامل دانشها ، باورها ، هنرها ، قوانین ، اخلاقیات و عادات است و مجبوریم تا بدانها بپردازیم چون که مردم برای برقراری روابط اجتماعی به الگو و شاخص نیازمندند.
ما بدون این نبایدها ، نمی توانیم آسوده نفس بکشیم . قدرمسلم همه ما برخلاف این نبایدها عمل نمی کنیم و در بین من و شما هم انسان هایی محترم و با وجدان و شعور ، بسیار وجود دارند . اما تعداد این انسانها در حدی نیست که بتواند سیمای فرهنگی کشور ما را متحول سازد ، پس آمار عمل به این 15 نباید ، در کشور ما آنقدر زیاد هست که مایه نومیدی و تأسف گردد.
در جوامعی که اراده عمومیت بخشی به سیطره قانون و ارزش و هنجار وجود ندارد و یا ضعیف است ، رسالت آنانی که می دانند بسیار سنگین تر است. آنان هم باید عامل به بایدها باشند و هم آموزگاری دلسوز برای تفهیم نبایدها .
منابع :
1 ) مرکز مطالعات و برنامه ریزی البیان . نگاهی به 5 نظام برتر آموزشی در جهان . کد خبر 14899 . 2017-12-24 .
2 ) پایگاه خبری تحلیلی انتخاب . کد خبر : ۳۷۶۲۴۲ . ۱۷ آبان ۱۳۹۶ .
3 ) ویکی پدیا. دانشنامه آزاد. فرهنگ
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید