صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

مخالفت مجلس با پرداخت حق عائله مندی زنان گروه اخبار /

بر اساس نظر رسمي معاون قوانين مجلس به معاون حقوقي و تفريغ بودجه ديوان محاسبات، شرط برخورداري از کمک هزينه عائله مندي يا اولاد براي مستخدمين دولت اعم از زن و مردم، داشتن همسر يا اولاد است و در صورتي که هر يک از علل موجده فراهم نباشد، برخورداري از حقوق مزبور غيرقابل تصور است.

بر اساس قانون مديريت خدمات کشوري، کارمندان زن شاغل و بازنشسته و وظيفه بگير مشمول اين قانون که داراي همسر نبوده و يا همسر آنان معلول و يا از کارافتاده کلي مي‌ باشد و يا خود به تنهايي متکفل مخارج فرزندان هستند از مزاياي کمک هزينه عائله ‌مندي بهره ‌مند مي‌ شوند. 

اما يکي از مشکلاتي که در تفسير اين قانون در دستگاه هاي اجرايي وجود داشت اين بود که برخي ادارات با اشاره به کلمه عائله مندي و ذکر زنان بدون همسر، اين موضوع را به زناني که همسر خود را به هر دليلي از دست داده اند و فاقد شوهر هستند نسبت مي دادند نه زنان مجرد و لذا از پرداخت حق عائله مندي به زنان مجرد اجتناب مي کردند.

اما با پيگيري برخي مسئولان و استعلام هاي صورت گرفته، بالاخره در بهمن سال قبل مجوز رسمي پرداخت اين حق به همه زنان کارمند صادر شده است. بر اساس ابلاغيه سال 93 خزانه داري کل کشور به تعدادي از دستگاه هاي اجرايي تاکيد شده بود که پرداخت حق عائله مندي به کارکنان زن فاقد همسر بلامانع است.

در اين بخشنامه تاکيد شده بود که زناني مشمول مزاياي ياد شده مي باشند که ازدواج نکرده اند يا ازدواج کرده اند و از همسر خود جدا شده اند لذا با توجه به حکم هيات عمومي ديوان عدالت اداري، همه زنان مذکور از اين کمک هزينه عائله مندي برخوردار خواهند بود.

اما ظاهرا در تداوم اجراي اين موضوع، مشکلاتي پيش آمده است چراکه بر اساس نظر رسمي دکتر اميدوار رضايي معاون قوانين مجلس به معاون حقوقي و تفريغ بودجه ديوان محاسبات، شرط برخورداري از کمک هزينه عائله مندي يا اولاد براي مستخدمين دولت اعم از زن و مردم، داشتن همسر يا اولاد است و در صورتي که هر يک از علل موجده فراهم نباشد، برخورداري از حقوق مزبور غيرقابل تصور است.

در ادامه اين نامه که در پاسخ به درخواست سال 93 ديوان محاسبات کل کشور ارسال شده ، توضيحاتي درباره استفساريه بند 4 ماده 68 قانون مديريت خدمات کشوري در خصوص زنان کارمند داراي فرزند بيان شده است و به نظر مي رسد با اين اعلام رسمي مجلس به ديوان محاسبات، اين نهاد نظارتي درخواست خود را از مسئولان دولتي براي تعيين تکليف پرداخت حق عائله مندي به زنان مجرد و بخشنامه سال گذشته دولت پيگيري جدي کند .

صبحانه

علی پورسلیمان مدیر گروه سخن معلم پس از دوم خرداد 1376 رویکرد مردم نسبت به سازمان های مردم نهاد تغییر یافته و بحث " تشکل و تحزب " به صورت جدی وارد فرهنگ اجتماع و مردم گردید .

در این میان جامعه معلمان از این تحول بی نصیب نمانده و دو تشکل یعنی « سازمان معلمان ایران » و « کانون صنفی معلمان » مجوز فعالیت خود را از وزارت کشور اخذ نمودند .

بحث تشکل ها و کارکرد آن ها در وزارت آموزش و پرورش به صورت جدی و سیستماتیک از سال 1380 آغاز گردید .

در واقع ، پس از تجمع و اعتراضات بزرگ معلمان در 25 دی ماه 1380 که با مدیریت سازمان معلمان ایران صورت گرفت ، لزوم حضور فرد و یا جایگاهی به عنوان " رابط " میان تشکل های  معلمان و وزارت آموزش و پرورش بیش از پیش شدت گرفت .

این جایگاه رسمی با عنوان " مشاور وزیر در امور تشکل ها " در زمان وزارت  مرتضی حاجی ایجاد شد ، هر چند فردی که از سوی وزیر وقت آموزش و پرورش عهده دار این جایگاه گردید اصولا فردی خارج از حوزه آموزش و پرورش بود و متاسفانه نتوانست تعامل خوبی با تشکل ها و افکار عمومی معلمان برقرار کند  .

با روی کارآمدن دولت نهم وضعیت کاملا تغییر کرد . احمدی نژاد اصولا جایگاهی برای تحزب و تشکل و مفاهیم جامعه مدنی قائل نبود و محمود فرشیدی نیز متاثر از این دیدگاه کلان ، این پست را از چارت اداری  و تشکیلاتی وزارت آموزش و پرورش حذف کرد !

فرشیدی اصولا فکر کردن معلمان به تشکل ها را گناه می دانست و به علت  این رویکرد منفی  ، تشکل های معلمان بیشترین هزینه را در زمان وزارت ایشان متحمل شدند .

در زمان وزارت فرشیدی ،فعالان تشکل ها که نسبت به اجراء نشدن قانون مدیریت خدمات کشوری معترض بودند به انواع احکام قضائی و اداری محکوم شدند .

با این که سابقه حمید رضا حاجی بابایی در کسوت«  رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس هفتم » در موضوع تعامل با تشکل ها ، رویکرد قابل دفاعی بود و ایشان حتی هم زمان با اعتراضات معلمان در سال 85 در میان معلمان معترض حضور یافته و از حرکت  عدالت خواهی معلمان دفاع کرده بود اما به محض رسیدن به مسند وزارت ، همه چیز به فراموشی سپرده شد !

حاجی بابایی همچون وزیر سابق ، این جایگاه را احیاء نکرد هر چند سعی می نمود تا از رویارویی مستقیم با تشکل های معلمان بپرهیزد .

دوران نسبتا کوتاه وزارت علی احمدی ، جایی را برای داوری و ارزشیابی نمی گذارد هر چند او یک چهره دانشگاهی بود و سعی می کرد یک رویکرد علمی و تا حدودی اقناع گرانه نسبت به بحث تشکل داشته باشد اما در 8 سال دوران وزارت آموزش و پرورش در دولت احمدی نژاد ، مشاور وزیر در امور تشکل در محاق ماند .

با روی کارآمدن دولت تدبیر و امید ، امید تازه ای برای احیای این جایگاه میان تشکل ها و فرهنگیان جان گرفت .

برخی از تشکل های معلمان در زمان سرپرستی فانی این موضوع را به عنوان یک مطالبه مطرح نمودند و قرار بر این شد تا این تشکل ها به انتخاب خود 3 نفر را به ایشان معرفی تا فانی یکی را به انتخاب خود برگزیند .

تشکل ها نیز سه نفر به نام های " علیرضا هاشمی سنجانی ( دبیر کل سازمان معلمان ایران ) ، عزت الله عباسی ( انجمن اسلامی معلمان ) ، و فرج کمیجانی ( مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ) را به فانی معرفی نمودند .

در این میان نماینده انجمن اسلامی معلمان از این گروه انصراف خویش را اعلام نمود و البته فانی در مورد 2 نفر دیگر موضع خاصی اتخاذ نکرد .

این وضعیت تا پایان زمان سرپرستی فانی و آغاز وزارت ایشان استمرار یافت .

وزارت آموزش و پرورش از آن تشکل ها خواسته بود تا افراد دیگری را معرفی کنند اما تشکل ها نیز بر مصوبه خود پافشاری نمودند .

سرانجام قرار بر این شد تا فانی به انتخاب خویش فردی را جهت این جایگاه معرفی کند و او کسی جز " عادل عبدی " نبود .

عبدی عضو مجمع فرهنگیان ایران اسلامی بود ، هر چند سابقه ی اداری و ستادی او در وزارت آموزش و پرورش بر سابقه معلمی اش چیرگی داشت .

او سال ها در هیات های تخلفات اداری و در بخش حقوقی آن خدمت کرده بود .

اکنون حدود 2 سال از وزارت فانی و نیز حدود یک سال از مدیریت عادل عبدی در جایگاه رابط تشکل ها با وزیر می گذرد .

در این مدت ، برنامه و یا راهبرد خاصی از سوی ایشان در جهت تثبیت و نهادینه شدن  و یا حمایت قانونی از جایگاه تشکل ها در آموزش و پرورش ارائه نشده است .

به نظر می رسد تلاش عبدی در این جایگاه به پیش بینی و اجرای چند جلسه با مسئولان وزارتی و وزیر آموزش و پرورش محدود شده است .

هر چند گزارش های مبسوطی نیز از این نشست ها برای افکار عمومی فرهنگیان منتشر نشده و بعضا در حد انعکاس یک خبر کوتاه در پرتال وزارت آموزش و پرورش بوده است .

این در حالی است که هنوز برخی تشکل ها از دوران انقباضی دولت های نهم و دهم متحمل صدمات و هزینه های فراوان شده و عبدی برنامه ای را برای ترمیم و یا بهبود این وضعیت ارائه نکرده است .

مشاور وزیر می تواند در این زمینه یک " منشور صنفی " بر اساس یک " وفاق صنفی " تدوین کرده و آن را به اجماع همه تشکل های آموزش و پرورش بگذارد .

نکته مهم دیگر ، ضریب نفوذ حوزه کاری مشاور وزیر است .

به نظر می رسد که عبدی ارتباط خود را محدود به چند تشکل خاص کرده است و این در حالی است که مشاور باید با همه تشکل ها و جریانات  در درون  خانواده آموزش و پرورش تعامل و نشست داشته باشد .

به عنوان مثال ، در جلسه ای که روز سه شنبه ، 12 / 3 / 94 میان برخی تشکل ها و وزیر آموزش و پرورش برگزار شده است ، علاوه بر آن که در مورد آن اطلاع رسانی صورت نگرفته بود ، فلسفه حضور برخی تشکل ها هنوز جای ابهام و پرسش است .

در این نشست ، بعضا تشکل هایی حضور داشته اند که در این حداقل 2 سال یک بیانیه رسمی در مورد مطالبات معلمان ارائه نکرده و  حتی در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش  علی رغم حمایت های پیشین خود سکوت اختیار کردند !

با وجود اعتراضات دامنه دار معلمان نسبت به وضعیت معیشتی خود در فاصله چند ماه هیچ گونه تحرکی از سوی  افرادی که خود را نماینده یک تشکل و بخشی از افکار عمومی معلمان می دانند مشاهده نشد .

متاسفانه باید به این واقعیت تلخ اذعان نمود که  فلسفه برخی تشکل ها ، فعال شدن در موسم انتخابات و استفاده از رانت افکار عمومی ( تشکل ) برای سهم خواهی و در اختیار گرفتن پست های اداری و ستادی است و این وضعیت موجب اعتماد سوزی و گسست بیش از پیش میان ستاد و صف در آموزش و پرورش خواهد شد و فلسفه والای تشکل ها را در حد " یک ماشین پست " در افکار عمومی فرهنگیان تنزل خواهد داد ...

پیشنهاد اینجانب به عنوان یک مدیر رسانه در آموزش و پرورش به آقای عبدی این است که با شناسائی فرصت ها و تهدیدها و نیز تدوین یک برنامه و مانیفست مشخص جهت تعامل سازنده میان  همه تشکل ها و ستاد ، این جایگاه را فعال نمایند .

بهتر است ایشان در فواصل زمانی مشخص حهت تنویر افکار عمومی فرهنگیان ، گزارشی از عملکرد خود و تشکل ها را منتشر نماید .

ایشان رسالت سگینی را بر عهده دارد و با توجه به روحیه " تشکل گریزی " و حتی " تشکل ستیزی " بسیاری از معلمان باید از " اتاق فکر " برای تلطیف و تعدیل این سندرم اجتماعی بهره گیرد .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار / مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور تشکل های صنفی گفت : کارنامه فانی در حوزه تشکل ها در بین وزرای بعداز انقلاب بی نظیر است

هدایت تحصیلی دانش آموزان

می گویند در ابرقدرت شوروی سابق برای اینکه علایق شغلی دانش آموزان را بسنجند،آنها را در نمایشگاهی می بردند که دارای تنوع گوناگونی از صنایع بود و مثلا اگر دانش آموزی به سمت نقشه های ساختمانی می رفت علاقه او را به رشته معماری نشان می داد ، یا اسکندر مقدونی بعداز اشغال ایران و آتش زدن تخت جمشید و کتابخانه ها و غارت ایران وقتی از او پرسیدند چگونه ایران را برای همیشه عقب نگه داریم در جواب گفت: بگذارید هیچ کس جای خودش نباشد!

موارد ذکر شده اهمیت علاقه به شغل و در نتیجه موفقیت و پیشرفت در آن زمینه  را گوشزد می کند.تصور کنید کسی به رشته ای علاقه نداشته باشد و بخواهد یک عمر با آن سر و کار داشته باشد !

در سال های دهه 60 و کمی بعد از آن هدایت تحصیلی دانش آموزان سوم راهنمایی به رشته های تجربی، انسانی، کشاورزی و صنعت انجام می گرفت و هر کسی با توجه به شرایط ،یکی از رشته ها را انتخاب می کرد ؛ اما امروزه وضعیت فرق کرده و دانش آموزان در سال اول دبیرستان به رشته های تجربی، ریاضی ، حرفه ای و کاردانش هدایت می شوند ، هر چند به دلیل مسئله اشتغال رشته های انسانی مانند اقتصاد،ادبی و غیره بسیار کم رنگ شده اند که خود خسران بزرگی برای یک جامعه محسوب می شود (فراموشی رشته های ادبیات،تاریخ و اقتصاد ) ؛ اما امروزه هدایت تقریب به نیمی از دانش آموزان به رشته های حرفه ای و کاردانش و مابقی به رشته های دیگر به شرح زیر انجام می گیرد:
1-هنرستان های کاردانش یعنی بی سواد پروری و  شوربختانه جولانگاه دانش آموزان بی ادب و تنبل  شده است که معمولا بدون دردسر با زدن چند تست قبول می شوند و اگر تئوری را قبول شوند ،معمولا قبولی عملی آن درس حتمی است (چند تست بزن 6 یا 8 واحد را پاس کن!) جالب اینکه کتابهایشان سخت تر و کامل تر از کتاب هایی است که دانشجویان در دانشگاه می خوانند !

مگر هدف از کار و دانش کار عملی بیشتر  و کسب مهارت نبود؟

امکانات هم در بیشتر مواقع بسیار کمتر از تعداد دانش آموزان است .

در هنگام ثبت نام 25 دانش آموز برای یک کلاس توسط مدیران اکثرا غیر فنی انجام می شود  و فشار سنگینی از این طریق به هنرآموزان بابت انضباط و کار عملی وارد می شود.

به نظر بنده این شیوه اداره نیمی از مقطع متوسطه ناقص و اتلاف وقت و سرمایه بیت المال است.قرار بود دانش آموزان کاردانش تا دیپلم به عنوان کارگر ماهر در کنار مهندسین فعالیت کنند اما به برکت راه اندازی قارچ گونه دانشگاه های غیر انتفاعی می توانند با داشتن ثروت، علم را تا مقطع دکتری در رشته خود به دست آورند؟!
2-هنرستان های حرفه ای تا حدودی وضعیت بهتری از نظر دانش آموزان و امکانات دارند که عمده مشکلات آن نداشتن مسئول کارگاه برای کمک به هنر آموزان برای هدایت کلاس های عملی است ؛ البته این مشکل در هنرستان های کار و دانش نیز وجود دارند ؛ اما دانش آموزان رشته های حرفه ای از نظر ارزش مدرک و ادامه تحصیل در وضعیت بهتری نسبت به کار و دانش قرار دارند  و هنرستان های حرفه ای نیازمند توجه بیشتری هستند.
3-دبیرستان های متوسطه که رشته های تجربی و ریاضی دارند و در مدارس دولتی دانش آموزان خوب در آن ثبت نام می کنند (با شرط معدل و آزمون برای مدارس نمونه دولتی) ؛ این رشته ها تا مقطع دیپلم معمولا کارایی لازم  را از نظر اشتغال بر خلاف رشته های فنی وحرفه ای ندارند و برای اشتغال باید تا مقطع لیسانس ادامه تحصیل دهند ( امروزه استخدام در همه جا حتی آموزش و پرورش زیر لیسانس امکان ندارد)
با رشته های ذکر شده باید بتوان دانش آموزان را به رشته های مورد علاقه خود هدایت کرد و برخی اوقات دانش آموزان به دلیل عدم آگاهی والدین و پرشدن رشته های پرطرفدار مانند برق،الکترونیک به اجبار به رشته هایی هدایت می شوند که هرگز به آن فکر نکرده یا علاقه نداشته اند و این موضوع تاثیر بدی را در آینده بر زندگی آنان خواهد گذاشت و یا مجبور به تغییر رشته و یا سرخوردگی ، ترک تحصیل و... خواهند شد.
در پایان نتیجه می گیریم که هدایت دانش آموزان به رشته های مورد علاقه در کارایی کلاس، نظم مدرسه، پیشرفت دانش آموزان،حل مشکل اشتغال تاثیر فراوانی دارد و باید والدین و مدیران مقاطع پایین قبل از انتخاب رشته ،با کمک مشاوران مدارس و بازدید از هنرستان ها دانش آموزان را مورد حمایت و هدایت قرار دهند .


ارسال مطلب برای سخن معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه اخبار / نمایندگان جمعی ازتشکل های معلمان با حضور در ساختمان شهید رجایی به مدت دو ساعت با وزیر آموزش و پرورش دیدار و گفت و گو کردند

گروه اخبار / وزیر آموزش وپرورش با اشاره به فاصله دریافتی معلمان نسبت به دیگر کارکنان دولت ، گفت: خواسته های معلمان را به حق می دانم و تلاش می کنیم با همدلی و همزبانی دولت و ملت ، آموزش و پرورش را به جایگاه شایسته خود برسانیم.

سخن معلم

گروه اخبار /

روز سه شنبه دوازدهم خرداد نشستی با حضور برخی از تشکل ها با وزیر آموزش و پرورش برگزار گردید .

دراین نشست ، نمایندگانی از انجمن اسلامی معلمان ،کانون صنفی معلمان ، سازمان معلمان ایران ،مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ، کانون مدرسان دانشگاه فرهنگیان ، انجمن کارشناسان حوزه ستادی حضور داشته اند .

هنوز از محتوای این نشست  و مباحث مطروحه اخباری منتشر نشده است .

دعوتی از گروه سخن معلم برای شرکت در این نشست صورت نگرفته بود .

پایان پیام /

گروه اخبار / در پی انتشار گفت وگویی با علی پورسلیمان با عنوان « معلمان چه می خواهند » جوابیه ای از سوی وزات آموزش و پرورش به جماران ارسال شد.

به گزارش جماران، متن کامل  این جوابیه، که به امضای علیرضا جدایی، رییس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، رسیده است بدین شرح است:

پنج شنبه, 14 خرداد 1394 13:36

در خانواده ایرانی گفت و گو نیست

 فرهنگ گفت و گو در ایرانبی‌تعارف بگوييم، ما ايرانی‌ها اهل گفت‌وگو نيستيم، اصلا توان گفت‌وگو نداريم، همين‌كه سر گفت‌وگو باز می‌شود، زورمان را به‌كار می‌بريم تا نتيجه را به نفع خودمان بگيريم، يا با همان زورمان طرف را وادار كنيم فقط اطلاعات بدهد و سكوت كند.
ماجرای گفت‌وگو در خانواده‌های ايرانی هم در همين روايت خلاصه می‌شود، مرد از سركار برمی‌گردد، زن گزارشی از روز را سر شام ارائه می‌دهد و مرد در حالی‌كه لقمه می‌جود گاهی سرش را تكان می‌دهد، كه فهميدم. غذا كه تمام می‌شود روند گزارش‌دهی هم خلاص می‌شود، بعد هر دو طرف گمان می‌كنند گفت‌وگو كرده‌‌اند.
دكتر مرتضی منادی، استاد جامعه شناسی دانشگاه الزهرا معتقد است كه خانواده ايرانی زمانی برای گفت‌وگو ندارد و حتی وقتی يك خانواده در كنار يكديگر به تماشای فيلم می‌نشينند، توانايی اين را ندارند تا موضوع فيلم را به گفت‌وگو گذاشته و تحليل كنند. او پژوهشي نيز با موضوع زمان گفت‌وگو در خانواده ايراني انجام داده كه بخشي از نتايج پژوهشش را در گفت‌وگوي زير مي‌خوانيد: 

منظورتان از زمان گفت‌وگو چيست؟
ما دوتا تعريف در باره زمان داريم، يكي ترجمه تايم هست به معناي وقت يعني مجموعه لحظاتي كه قابل اندازه‌گيري است، مثلا زمان كلاس درس از 12 تا 2. اما زمان دوم كه ترجمه مومنت انگليسي است و در واقع تئوري زمان هم از اينجا آمده مجموعه لحظاتي است كه آدم به يك فعاليت مشغول است و ما در اين بحث آن‌را زمان‌ مي‌ناميم. 

تفاوت اين دو به قابليت اندازه‌گيری برمی‌گردد؟ 
مي‌توان گفت كه اولي در دومي نهفته است، مثلا وقتي ما مي‌گوييم بليت سينما براي ساعت 6تا8 است اين مي‌شود وقت اما زمان از همان لحظه‌اي است كه من تصميم مي‌گيرم بروم فيلم ببينم و بليت مي‌خرم و بعد سر ساعت مي‌روم به سينما و فيلم را مي‌بينم و بعد از آن درباره فيلم حرف مي‌زنم و بهش فكر مي‌كنم و تا آن لحظه‌اي كه من به فيلم فكر مي‌كنم مي‌شود زمان كه اگر دقت كنيد در دل زمان وقت هم هست.اگر شما از يك نقاش بپرسيد چقدر وقت براي كشيدن يك تابلو گذاشته است؟ جواب مي‌دهد 18 ساعت كه اين مي‌شود وقت اما اگر عميقا از نظر تفكر «لوفر» بخواهيد به قضيه نگاه كنيد از زماني كه نطفه كشيدن اين نقاشي در ذهن نقاش بسته شده و مادامي كه به اين تابلو فكر كرده و مجموعه لحظاتي كه در مقابل اين تابلو بوده مجموعه تمامي اين لحظات مي‌شود زمان، بنابراين زمان، وقت كشيدن تابلو را هم در برمي‌گيرد. 

در خانواده ايرانی وقت گفت‌وگو نداريم يا زمان گفت‌وگو ؟
در خانواده ايراني وقت گفت‌وگو بسيار اندك است و بالطبع زمان گفت‌وگو بسيار اندك است.
در خانواده ايراني گفت‌وگو نيست گاهي رد و بدل شدن اطلاعات است، درست مانند جامعه، چيزي كه در جامعه ما وجود دارد اطلاع رساني است كه آن هم محدود است، ولي وقتي ما مي‌گوييم گفت‌وگو، به اين معناست كه تعاملي باشد يعني اين اطلاعاتي كه داده مي‌شود عكس‌العملي صورت بگيرد، كه ما چنين چيزي نداريم.
در ايران ما خانواده‌اي نداريم كه بروند سينما و بعد از ديدن فيلم بنشينند در يك جايي در مورد فيلم صحبت كنند. خانواده‌اي كه برنامه تلويزيوني را ببيند و بعد بنشيند درباره‌اش تجزيه تحليل كند، درباره برنامه حرف بزند و پيام سريال يا فيلم را بررسي كند، نهايتش اين هست كه مي‌گويند خوب بود قشنگ بود و خارج از اين چيز ديگري براي گفتن ندارند.
بنابراين متأسفانه پژوهش من در ارتباط با خانواده‌هاي تهراني نشان داده كه گفت‌وگو در خانواده ايراني كم است يا حتي مي‌توان گفت كه اصلا گفت‌وگو وجود ندارد.

 فكر می‌كنيد گفت‌وگو در بين ديگر گروه‌ها با ارتباط غيرخانوادگی مثلا همكاران، دوستان و... بيشتر است؟
يك جامعه‌شناس فرانسوي معتقد است خانواده تبلور جامعه است. وقتي اوضاع در خانواده چنين باشد بنابراين در جامعه ما هم گفت‌وگو وجود ندارد يعني اگر خوب تعمق كنيم ما در محيط‌هاي كاري بين رئيس و مرئوس هم گفت‌وگويي نمي‌بينيم، بين كارفرما و كارگر و كارمند هم گفت‌وگو وجود ندارد حتي ما در شيوه‌‌هاي تدريس هم مي‌بينيم كه معلم محورند  ؛ چه در سطح آموزش و پرورش و چه در سطح آموزش عالي استاد محور كه حالا در سطح آموزش و پرورش كتاب ملاك قرار مي‌گيرد و معلم اطلاعات را مي‌دهد و در دانشگاه جزواتي كه محصول 20، 30‌سال كار است يا يك كتاب‌هايي كه منتشر مي‌شود و مي‌گويند اين كتاب درس است بنابراين در جامعه ما كلا گفت‌وگو كم است. 

مشخصات اين گفت‌وگويی كه مد نظر شماست چيست؟ چه چيزی گفت‌وگو را از رد و بدل كردن اطلاعات جدا می‌كند؟
من اشاره كردم به تماشاي يك فيلم. براي اينكه موضوع را بتوانم روشن كنم، اشاره مي‌كنم به كار پژوهشي خودم. ‌در كاري كه من درباره خانواده‌هاي ايراني، پدر مادرها و زن و شوهرها انجام دادم پرسش‌هايي را داشتم در رابطه با اينكه خارج از كار روزانه‌شان چه فعاليت‌هاي فرهنگي دارند. پرسش‌هاي من پيرامون اين بود كه چقدر تلويزيون مي‌بينند، چه برنامه‌هايي مي‌بينند؟ اگر مطالعه مي‌كنند چه مطالبي را مطالعه مي‌كنند؟ اگر ماهواره مي‌بينند چقدر و چه برنامه‌اي؟ همچنين درباره فعاليت ديگري مثل ورزش، موسيقي و... سؤالاتي شده است و براساس اين پژوهش متوجه شدم كه زمان مطالعه ميان ايرانيان بسيار اندك است. 

يعنی كمبود مطالعه روی گفت‌وگو تاثير منفی گذاشته است؟
يكی از عوامل تحريك‌برانگيز برای فكر كردن، مطالعه است؛ وقتی كه مطالعه نيست بالطبع فكر كردن را ياد نمي‌گيريم، ميانگين سرانه مطالعه ايراني‌ها چند دقيقه در سال است يعني مجموعه مطالعه دانشجويان، اساتيد، دانش‌آموزان، مردم عادي روزنامه خواندن همه و همه شده همان چند دقيقه در سال كه اين فاجعه است. براي پي بردن به عمق اين فاجعه مقايسه كنيد با كشوري مثل فرانسه كه زمان مطالعه 2‌ساعت در روز است. بنابراين وقتي كه ما در برابر تلويزيون قرار بگيريم فكر نمي‌كنيم فقط مي‌بينيم و تمام مي‌شود. 
اگر ما ياد بگيريم فكر كنيم طبيعتا ياد مي‌گيريم اظهار نظر كنيم. يكي از پرسش‌هايي كه من در پژوهشم مطرح ‌كردم اين بود كه از زوج‌ها مي‌پرسيدم آخرين كتابي كه خوانديد چه بود؟ و چرا اين كتاب را انتخاب كرديد؟ جالب است كه بدانيد در پاسخ به سؤال‌هايي درباره كيفيت كتاب جواب مي‌دادند: خيلي قشنگ بود. اما وقتي مي‌پرسيدم كه: چرا قشنگ بود؟ اينجا ديگر حرفي براي گفتن نداشتند، چرا؟ چون دليلي براي خوب بودن نداشتند و فقط اطلاعات را از كتاب گرفته بودند. شخصي كه كتاب را معرفي كرده گفته كه كتاب خوب است و همين نكته را انتقال مي‌دهند به ديگري. 

فرهنگ گفت و گو در ایران  پس اين همه پرحرفی‌ها از كجا می‌آيد؟
يكي از دانشجويان دختر من يك پژوهشي انجام داد با اين موضوع كه خانم‌ها وقتي دور هم مي‌نشينند درباره چه چيزي صحبت مي‌‌كنند؟ اين پژوهش نشان داد كه در اين گفت‌وگوهاي زنانه، اطلاعاتي درباره مد، آرايش، وسايل خانه و به ندرت درباره روابط خود و همسرشان را رد و بدل مي‌كنند. 

شما اينها را گفت‌وگو نمی‌دانيد؟
به‌نظر من گفت‌وگو بايستي داراي يك محتوا باشد؛ يعني اينكه يك اطلاعاتي داده شود و طرف مقابل درباره اين اطلاعات تفكر كند، عكس‌العمل نشان بدهد و اطلاعاتي را درباره آن موضوع بدهد كه موضوع كالبد‌شكافي بشود. اگر شما از زن و مردها (زوج‌ها) بپرسيد كه: وقتي با هم صحبت مي‌كنيد درباره چه چيزي حرف مي‌زنيد؟ پاسخي كه مي‌دهند نشان مي‌دهد كه فقط اطلاعات رد‌وبدل مي‌شود، حتي گاهي حالت داد و ستد دارد؛ مثلا 2تا اطلاعات گرفتم 2 تا اطلاعات مي‌دهم. ولي چه استفاده‌اي از اين اطلاعات مي‌توانم بكنم و چه فايده‌‌اي براي من دارد اصلا مطرح نيست بنابراين ما وقت گفت‌وگو نداريم، ما در خانواده ايراني وقت اندكي براي دادن اطلاعات داريم؛ اطلاعاتي كه تحليل هم نمي‌شود.

 خارج از چارچوب خانه ايرانی، جامعه ايرانی هم از اين موضوع رنج می‌برد؟
بله، ما در روزنامه‌هايمان هم كمتر تحليل داريم. بيشتر روزنامه‌هاي ما اطلاعات مي‌دهند ولي آيا افراد اين اطلاعات را در ارتباط با زندگي شخصي‌شان يا حتي اطرافيان‌شان تحليل مي‌كنند و استفاده مي‌كنند؟ من جواب مي‌دهم، خير، اين كار را نمي‌كنند. مشكل اصلي جامعه ما در اين است كه ما فكور نيستيم.
شما در بخش نخست صحبت‌هايتان اشاره كرديد كه اطلاعاتي نيست براي صحبت كردن اما الان معتقديد كه اطلاعات تحليل نمي‌شود و مردم اطلاعات را بسته بندي شده تحويل مي‌گيرند و تحويل مي‌دهند.
ببينيد من گفتم كه اطلاعات هست ولي مطالعه نيست الان هم تكرار مي‌كنم كه در سطح ايران اطلاعات زيادي در جامعه پخش مي‌شود. حجم اطلاعات زياد است، تحليل كم است و مردم هم ياد نگرفته‌اند كه تحليل كنند ؛ بنابراين اطلاعات هم به دردشان نمي‌خورد. چون مردم فكر نمي‌كنند و تفكر انتزاعي‌شان قوي نشده نمي‌توانند اطلاعاتي را كه در دو مكان مختلف اما در ارتباط با هم هستند به هم وصل كرده و تحليل كنند.
مثلا وقتي براي طرح سؤال امتحان يك نكته را از يك بخش و نكته مرتبط را از فصل ديگري مطرح مي‌كنم؛ دانشجو نمي‌تواند ارتباط بين اين دو را ببيند اما اگر از او بخواهيد كه هر يك از اين دو بخش را به‌طور مجزا توضيح بدهد به راحتي از پس اين كار برمي‌آيد. يك واو هم جا نمي‌گذارد ولي نمي‌تواند رابطه اين دو را كه در كنار هم نيستند اما كاملا به هم ارتباط دارند را پيدا كند.

روزنامه هموطن سلام

منتشرشده در پژوهش
پنج شنبه, 14 خرداد 1394 09:48

حیات طیبه

مریم پورسلیمان

اگر تو بهر  دینت کوشش کنی به  غایت                وعده ی او نجات است زندگی طیبه است 

خد ای مهربانت روزی  دهد تو  را پیش                 ای مردنیک اندیش برخیز و بگذر از خویش

آرامشت  بود  نیک  در  روزگار  مستی                 پاداش تو دو چندان در خواب و در بیداری

بندگی خدایت مصداق این حیات است                  خیانت و  جسارت  آتش است  و مصیبت

نشانۀ  توجه صلح و رفاه و دوستیست                  تلاش تو  بهر  دین ، نهایتِ   سروریست

نیک عملیُّ و ایمان باشد تو را نهایت                    وز   بدیِّ   روزگار   آید  تو  را  سلامت

وعده ی  قرآن   بود    زندگی   طیبه                     ترقی   و  عزیزی  صفا ی  دل  بنموده

 نیک عمل روزگار عاشق آن کبریاست                  در این جهان فانی مانند یک کیمیاست

 ای  پسر نازنین بشتاب  اگر توانی                      در این  دو  روزه ی کم  فضیلتی  بیابی

 ترسی به دل ندارد عاشق در این زمانه                هراس  از غربتش ، هست ، در این میانه

 با کشتن هوسها شیطان بیند زوالش                  بنده ی پاک  خدا کامل  شود کمالش

 زندگی  طیبه  عاشق  را  کند   شا د                  هر لحظه در دل خود معشوق را کند یاد

 نشانۀ  حیات است حقایق را  بدیدن                   انسان کامل  شدن ، و ز هوسها بریدن

دیدن عالم غیب ، عزیز ی  و کرامت                      توجه  دلبرست بر  کسی که  غلامست

خشم و دروغ و غفلت باشد تو را تباهی               نیکان هر  دو عالم د هند تو را گو اهی

 دو روزه ی زندگی ماند به سان کاهی                  گر  نکنی  بندگی  دهد تو را  گمراهی

 پوریا : جرسِ ( بیدار کند ) آید به گوش                 پس در این دنیا  بباید داشت  هوش

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور