گروه گزارش/

« حجت الاسلام علی ذوعلم » رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی درباره بررسی دورههای ضمن خدمت معلمان به باشگاه خبرنگاران جوان گفته است :
با توجه به اهمیت آموزش معلمان و ضرورت دورههای یکپارچه برای تاثیرگذاری هر چه بهتر دورههای آموزشی پیشنهاد دادیم تا آموزش ضمن خدمت به طور کامل در اختیار سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی قرار گیرد.
وی ادامه داد: دورههای ضمن خدمتی که به طور کامل در اختیار سازمان پژوهش قرار گیرد به تاثیرگذاری هر چه بهتر این دورهها کمک میکند، اما مستلزم تامین منابع مالی است.
حجت الاسلام و المسلمین ذوعلم با اشاره به اینکه پیشنهاد برگزاری تمام دورههای ضمن خدمت به وسیله سازمان پژوهش را به وزیر اعلام کردیم گفت: این پیشنهاد چند ماهی است که در دست بررسی قرار دارد و بعد از آن میتوانیم در سالهای آتی با تامین زیرساختهای لازم اجرای کامل آن را در اختیار بگیریم.
وی با بیان اینکه آموزشهای ضمن خدمت معلمان گستره وسیعی از این قشر را در برمیگیرد و باید غنی باشد، تصریح کرد: دورههای ضمن خدمت کارآمد برای معلمان ضرورت دارد و وزارتخانه هم به اهمیت این موضوع پی برده است، بنابراین باید آن را ساماندهی کرد، به دنبال این موضوع پیشنهادی بررسیها ادامه دارد تا ضمن تامین زیرساختهای مالی ابعاد دیگر طرح هم بررسی شود.
این سخنان و پیشنهاد ذوعلم در حالی بیان می شود که ایشان در سمت پیشین و در مقام مدیرکلی دفتر تألیف کتابهای درسیِ سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی بوده است. وی همزمان با تصدی پست مدیرکلی دفتر تألیف که یکی از دفاتر فوق تکنیکی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی و آموزش و پرورش است، مسئولیت تدوین سند برنامۀ درسی ملی را نیز بر عهده داشته است .
دکتر محرم آقازاده دکترای برنامهریزی درسی در مورد عملکرد ایشان می نویسد : ( این جا )
" ایشان از نظر دانشی و تجربی و مهارتی، صلاحیت احراز چنین مسئولیتی را در زمان خود و نه در حال حاضر دارند. به تعبیری سپردن کار تولید سند برنامۀ درسی ملی، نظیر سپردن مسئولیت تیم جراحی قلب به استاد تاریخ و سپردن کار تولید سند برنامۀ درسی ملی به استاد جراحی است.
حجتالاسلام علی ذوعلم این هنر را داشتهاند که مسئولیت تولید سند برنامه درسی را به عهده بگیرند و به این مسئولیت ببالند. نتیجۀ کار ایشان در عمل، به مرگ تخصص و رشته مطالعات برنامۀ درسی موسوم گشت.
سند برنامه درسی ملی تولید شده توسط ذوعلم با دستورات اعجابآور وزیر وقت، آقای حاجی بابایی پیکر آموزش و پرورش را در آماج تیرهای بیمبالاتی علمی و فنی قرار داد.
حاجی بابایی دستور تولید کتابهای درسی را بر مبنای سند برنامه درسی ملی صادر کرد. سندی که ابهامات فراوانی با آن همراه است. به دستور حاجی بابایی و به تبعیت معاونش حجتالاسلام بهرام محمدیان، کتابهای درسی تألیف و بدون اجرای آزمایشی در سطح کشور برای اجرا توزیع شدند. این کار نه فقط خلاف همۀ مقررات علمی و فنی است، بلکه مصداق کامل بیمبالاتی اخلاقی و نمونهای از تمامیتخواهی خام بود.
حجتالاسلام علی ذوعلم، با یکهتازی و با از میدان به درد کردن متخصصان برنامۀ درسی با بهانههای مختلف و بهره جستن از حضور کارشناسان سازمانی یا از همفکران برون سازمانی خود که غالباً کارشناسان کارآمدی ارزیابی نمیشوند، تلاش کردند منویات فکری و مذهبی خود را وارد سند برنامۀ درسی کنند.
یک دلیل اساسی برای این کار وجود داشته و پیگیری هم خواهد شد و آن این است که تمام کوشش بر آن بوده است که تمرکز عملی و فکری بر برنامههای درسی اعمال بشود. تمرکزگرایی ایدئولوژیک و عملیاتی برنامۀ درسی در دنیای غرب اگر جهت گیری توسعه اقتصادی و اشتغالزایی دارد، در ایران و بر اساس عملکرد علی ذوعلم به سوی تمامیتخواهی ایدئولوژیک سوق داده شده است.
در سند برنامه درسی ای که مدیریت تولید آن با علی ذوعلم بوده است، دست ذینفعان برنامههای درسی از نقشآفرینی در آن کوتاه بوده است. در تدوین سند برنامه درسی ملی، خانوادهها، معلمان، جوامع محلی حتی حضور حداقلی هم نداشتهاند. "

علیرضا صادقی ، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی می نویسد : ( این جا )
" در تاریخ علم برنامه درسی، دوره ای وجود دارد که جوزف شوآب از آن به عنوان مرگ رشته برنامه درسی یاد می کند. دلیل این امر هم حضور نامتخصصان رشته، در جایگاه سیاست گذاری، تهیه و تولید برنامه درسی است.
مرگ عمل برنامه درسی در ایران، با همان تعبیری که شوآب از آن یاد می کند، در دوره های مختلف حیات سازمان پژوهش رخ داده است. اما برهه حاضر، برهه کاملا ویژه ایست که نه رشته تخصصی رئیس و نه معاون ایشان، برنامه درسی و یا دست کم حوزه های نزدیک به برنامه درسی نیست ( همان طور که اطلاع دارید، حجه الاسلام حمید محمدی، دبیر توسعه فعالیت های قرآنی، اخیرا به عنوان معاون تالیف سازمان پژوهش انتخاب شده اند).
« محمود فرشیدی » دبیر کانون تربیت اسلامی که ذوعلم نیز در این تشکل حضور داشته و از اعضای شورای مرکزی آن است ضمن نگارش یادداشتی در خبرگزاری فارس در مورد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی می گوید : " در سند برنامه درسی ای که مدیریت تولید آن با علی ذوعلم بوده است، دست ذینفعان برنامههای درسی از نقشآفرینی در آن کوتاه بوده است. در تدوین سند برنامه درسی ملی، خانوادهها، معلمان، جوامع محلی حتی حضور حداقلی هم نداشتهاند. "
" دکتر ذوعلم، خود شخصیتی علمی و از دست اندرکاران تألیف سند تحول و برنامه درسی ملّی بوده است و لذا مباحثههای علمی موجب نگرانی ایشان نمیشود و از طرف دیگر، کسوت روحانیت ایشان ایجاب میکند که در میان جامعه و در دسترس فرهنگیان باشد، انتظار و امید میرود پذیرش مسؤولیت ریاست سازمان پژوهش، زمینه ایجاد تحولات در این سازمان و از جمله پاسخگو شدن را فراهم سازد، چنانکه کمتر از یک ماه از انتصابشان، سفر استانی ایشان به گیلان و نیز مصاحبه مطبوعاتی و پاسخ به سوالات چالشی، این امیدواری را تقویت مینماید."
این اظهارات فرشیدی در حالی بیان می شود که هنوز واقعه سوالات موهن آزمون ضمن خدمت فرهنگیان در زمان وزارت وی از اذهان معلمان پاک نشده است .

نظرسنجی صورت گرفته در صدای معلم نشان می دهد که اکثریت معلمان دوره های آموزش ضمن خدمت را مرتبط و کارآمد ارزیابی نمی کنند .
با توجه به تجارب 4 دهه در تاریخ آموزش و پرورش تنها مرجعی که می تواند نیازهای معلمان در زمینه تدریس را تشخیص داده و دانش آنان را به روز آوری کند خود معلمان هستند .
« سازمان نظام معلمی » به عنوان نهاد تخصصی و حرفه ای معلمان صلاحیت این کار را داشته و در شرح وظایف این سازمان نیز به آن اشاره گردیده است .
پایان گزارش/

در كتب كلاسيك، تعليم و تربيت در كنار فعاليتهايي همچون وكالت، طبابت و روحانيت يك پروفشن (حرفه) تلقي ميشود. فرآيندي براي آموزش و تضمين صلاحيت حرفهاي معلمان به طوري كه افراد فاقد صلاحيت مجوز ورود به حرفه معلمي نداشته و در صورت ورود امكان اخراج داشته باشند
واژههاي پروفشن و پرفشنال از كلمه لاتين پروفشيو (preofessio) ميآيد كه سندي علني حاوي تعهد همراه با ضمانت اجرايي است. حرفهها (مانند معلمي) گروههايي هستند كه صراحتا اعلام ميكنند كه اعضايشان بايد بر اساس رويههاي مشخص انتخاب شده و فعاليت مشخصي انجام دهند و اگر عضوي اخلاق حرفهاي خود را رعايت نكند، اخراج خواهد شد.
يك حرفه (مانند معلمي) خود را به عنوان يك نياز، خير و منفعت اجتماعي به جامعه عرضه ميكند و جامعه نيز آن حرفه را به اميد آنكه به آن هدف خدمت كند، ميپذيرد.اگر يك شغل به منزلت يك حرفه ارتقا يابد، تمام اعضاي آن حرفه پروفشنال هستند و بايد بر طبق سندي كه توسط اعضاي آن حرفه تهيه شده عمل كنند واگر به هر دليل پس از پذيرش، صلاحيت خود را از دست بدهند از آن حرفه اخراج خواهند شد.

در تفاوت شغل و حرفه ميتوان گفت؛در حرفه، كار و وظيفه مبتني بر اعتماد تعريف ميشود نه صرفا «سود». تصميمها و اقدامهاي عضو ممكن است به هزينه خودش ودر جهت رفع نياز مشتري باشد.
در سازمان نظام معلمي پنج نكته مورد تاكيد است:
1- استقلال: به گونهاي كه اعضاي پروفشنال، بايد خودشان الزامهاي حرفه خود را مشخص كنند.
2- ويژگيهاي علمي اعضا: كيفيت آموزشي را تضمين ميكند.
3- عنصر اخلاقي: وظايف مشخص حرفه و پروفشن در قبال جامعه به طوري كه افراد اين حرفه نياز دانشآموزان را بر نيازهاي خود اولويت دهند.
4 - فرآيندي براي آموزش و تضمين صلاحيت حرفهاي معلمان به طوري كه افراد فاقد صلاحيت مجوز ورود به حرفه معلمي نداشته و در صورت ورود امكان اخراج داشته باشند.
5- ساختار سازمان: كه مبتني بر سلسله مراتب علمي و مهارتي شكل ميگيرد.

در انتها دو نكته را بايد متذكر شد؛ در جامعه ما كه تمركز پررنگ است و در شكلگيري هر تشكل وسواس وجود دارد، بايد با پايبندي عميق به ارزشهاي حاكم بر حرفه معلمي به مرور بر اين اشكال فائق آييم.
اگر سازمان نظام معلمي بازيچه افراد و جناحهاي سياسي شود و يا به سنگري براي سهمخواهي و فزونطلبي غيرعادلانه بدل شود، نهال نوپاي حرفهايگرايي - پروفشناليسم لگدكوب خواهد شد.
سایت سازمان معلمان ایران

آنان که سال ها پیش و در هنگام تدوین و جمع بستن نهایی " سند تحول بنیادین " ، " سازمان نظام معلمی " را از این سند حذف کردند ؛ آیا به این مساله اندیشیده بودند که شایستگی ها و صلاحیت های حرفه ای معلمان را در حوزه آموزش را با چه ساز و کار و یا مکانیسمی می خواهند احصا ، جمع بندی و مورد پایش قرار دهند ؟
تردیدی نیست که معلمی یک حرفه است و می باید که معیارهای حرفه ای بر آن چیرگی داشته باشد .
سال ها است که سخن از " رتبه بندی معلمان " بر سر زبان ها است اما تاکنون یک مرجع مسئول به این پرسش اساسی پاسخ نداده است که کدام مرجع علمی و صلاحیت دار باید معلمان را ابتدا احراز صلاحیت کرده و سپس رتبه بندی نماید ؟
« معلمی » حرفه ای است که اصول ، پیچیدگی ها و ظرایف خاصی دارد چون مواد اولیه اش انسان و اندیشه است .
کسی که قصد دارد با اندیشه ها و روح انسانی سر و کار داشته باشد باید که صلاحیت حرفه ای اش احراز و اثبات شود .
نکته مهم آن است که وظایف این نهاد مدنی و حرفه ای قابل تفویض به هیچ نهاد دیگری نیست .
مطابق قوانین و نیز تاکیدات مسئولان قرار است یگانه مرجع تربیت نیرو و معلم برای دستگاه آموزش و پرورش ، " دانشگاه فرهنگیان " باشد .
فارغ از اشکالات و مشکلاتی که به لحاظ " ساختاری " و " محتوایی " بر این دانشگاه وارد است اما مساله اصلی این جا است که دانشجو معلم پس از خروج از این دانشگاه تا 30 سال به حال خود رها می شود .
محتوای آموزش ضمن خدمت در این دستگاه به هیچ وجه جوابگوی نیازها و مشکلات معلمان و کلاس های درس نیست .
" گروه های آموزشی " که تنها مرجع علمی برای ارتباط و به روزآوری دانش و مهارت معلمان برای حرفه معلمی هستند خود به مشکلی در آموزش و پرورش تبدیل شده اند و کاملا روزمره و بوروکراتیک شده اند .
معلمان حتی مطابق ماده 5 آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی حق انتخاب سرگروه آموزشی خود را ندارند و بر اساس یک قانون نانوشته همه چیز از بالا باید ابلاغ شود بدون آن که در مورد نتایج و بازخورد عملکرد پاسخگویی صورت بگیرد .
نتیجه منطقی این روند آن خواهد بود که معلمان اعتمادی به این ساز و کار قانونی نخواهند داشت .

به نظر می رسد دشمنان و مخالفان سازمان نظام معلمی در دو گروه قرار می گیرند :
گروه اول مدافعان سرسخت و البته پای کار " آموزش و پرورش ایدئولوژیک " هستند که قرائت و گفتمانی جز " خود " را در محیط آموزش بر نمی تابند .
این گروه اساسا با " علم " و " تفکر علمی " میانه ای ندارند و با مفاهیم جدید آموزش در دوره های مدرنیسم و پست مدرنیسم مشکل دارند .
از این جهت است که در نظام آموزشی ما خلاقیت و نوآوری جایگاهی نداشته و روزمرگی در همه ابعاد و زوایای آن ساری و جاری است .
گروه دوم از مخالفان سازمان نظام معلمی ، خود معلمانی هستند که شناختی از این نهاد مدنی مستقل نداشته و شاید مخالفت شان از همین " عدم شناخت " نشات بگیرد .
این گروه به احتمال زیاد تاکنون کلیات طرح سازمان نظام معلمی را که در زمان وزارت دانش آشتیانی و در کارگروه ویژه به تصویب رسیده است را مطالعه نکرده اند .
در پیش نویش این طرح و در بخش وظایف و اختیارات سازمان نظام معلمی که مشتمل بر 16 مورد است در بندهای 9 و 10 و 11 چنین آورده شده است :
" 9- رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای
10- اظهار نظر کارشناسی در مورد تخلفات حرفه ای معلمان به عنوان مرجع رسمی
11- حمایت حقوقی و قضایی از معلمان و همکاری با مراجع برای رسیدگی به جرایم و تخلفات غیرصنفی "
در واقع سازمان نظام معلمی با شکل گیری درست و منطقی و بدون دخالت برخی نهادهای غیرپاسخ گو می تواند به نقطه اتکایی برای دفاع از حقوق قانونی و صنفی معلمان تبدیل شود .
شاید برخی ذهنیت های نادرستی که در جامعه و در مورد معلمان وجود دارند با شکل گیری و استقرار این سازمان تصحیح شوند .
باید ساز و کاری طراحی شود که معلم شدن سخت شود و البته در برابر این سختی کار معیشت لازم و کافی هم دیده خواهد شد .

روزنامه اعتماد - 2 / 3 / 98
گروه گزارش/

امروز چهارشنبه یک خرداد قرار است تشکل های فرهنگیان به دعوت کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس دهم نشستی در مورد " سازمان نظام معلمی " داشته باشند .
گزارش ها ، اخبار و یادداشت های مختلفی در مورد ضرورت و یا وجوب تاسیس این نهاد مدنی مستقل در صدای معلم منتشر شده است .
به جرات می توان گفت تاکنون هیچ گروه و یا رسانه ای در حد صدای معلم روی این موضوع کار نکرده است . « صدای معلم » به این نشست دعوت نشده است.
فراخوان « صدای معلم » برای سازمان نظام معلمی تاکنون 41359 بازدید کننده داشته است . ( این جا )
در این فراخوان که در 5 خرداد 1395 منتشر شده بود آمده است :
" همان گونه که قبلا نیز تاکید شده است ، یکی از مهم ترین و راهبردی ترین ساز و کارها برای ارتقای معیشت و منزلت معلم ، طراحی و استقرار « سازمان نظام معلمی » است .
بدون تردید پیاده سازی درست ، علمی و منطقی این ساختار می تواند گامی بزرگ در حرفه ای کردن نظام آموزش در ایران و برای نیازهای آینده باشد .
« سازمان نظام معلمی » قبل از انتخابات مجلس دهم یکی از موارد قید شده در میثاق نامه معلمی است که به تایید 9 تشکل معلمی و نیز منتخبان ملی معلمان رسیده است .
مطابق اعلام مسئولان وزارت آموزش و پرورش اقدامات و برنامه هایی برای تدوین « نظام سنجش صلاحیت های معلمی » در دست است که ما تاکنون از مفاد آن بی خبر بوده ایم و شایسته است در جهت احترام به افکار عمومی فرهنگیان نسبت به اطلاع رسانی شفاف و دقیق اقدام گردد . "

در آخرین مطلب منتشر شده در مورد " سازمان نظام معلمی " در صدای معلم چنین آمده است : ( این جا )
" بدون تردید " جامعه پذیری سیاسی " زمانی در فرآیند یکپارچه آموزش رخ خواهد داد که یک فضای کاملا آزاد و دموکراتیک با معیارهای تفکر انتقادی برقرار باشد .
حال پرسش این است افرادی که در سمت های حراست ها که خوراک برای هیات های تخلفات اداری فراهم می کنند به این مفاهیم و سازه ها آشنایی و مهم تر از آن باور دارند ؟
سال ها است که نویسنده و رسانه صدای معلم بر شکل گیری و استقرار درست ، منطقی و جامع " سازمان نظام معلمی " اصرار و تاکید دارند هر چند در پوپولیسم جامعه و ادبیات مسئولان جایی باز نکرده است .
در وظایف و اختیارات سازمان نظام معلمی که مشتمل بر 16 مورد است در بندهای 9 و 10 و 11 چنین آورده شده است :
" 9- رسیدگی به تخلفات صنفی و حرفه ای
10- اظهار نظر کارشناسی در مورد تخلفات حرفه ای معلمان به عنوان مرجع رسمی
11- حمایت حقوقی و قضایی از معلمان و همکاری با مراجع برای رسیدگی به جرایم و تخلفات غیرصنفی "
تاکنون وزیر آموزش و پرورش علی رغم تاکیدات این رسانه و حتی در نشست های رسانه ای در مورد تاسیس سازمان نظام معلمی که از موارد مهم در برنامه های ایشان بوده است سکوت کرده است .

در نشست 5 / 5 ساعته ای که صدای معلم قبل از انتخابات مجلس دهم و در بهمن 1394 داشت این رسانه انتقادات زیادی را به حمیدرضا حاجی بابایی در مورد حذف این ساختار در سند تحول بنیادین مطرح کرد هرچند ایشان پاسخ قانع کننده ای در موارد مطروحه ارائه نکرد و به جای پاسخ ما را به " سیاسی بودن " متهم کرد ! ( این جا )
اکنون و در آخرین سال فعالیت مجلس دهم نمایندگان به فکر افتاده اند تا فکری برای موضوع کنند .
اگرچه این حرکت دیرهنگام است و باید قبل از ارائه لایحه رتبه بندی معلمان صورت می گرفت اما اصل حرکت قابل دفاع است .
معلمان هم اگر می خواهند به منرلتی دست یابند در درجه نخست می باید جایگاه شغلی خود را به عنوان یک " حرفه " همانند پزشکان ، مهندسان ، روان شناسان ، مشاوران و... در جامعه تعریف و تببین کنند .
« صدای معلم » به این نشست دعوت نشده است .
پایان گزارش/
گروه رسانه/

از روز گذشته « صدای معلم » از سوی " منابع نامشخص " تحت حملات شدید سایبری قرار گرفته است .
این حملات تاکنون بی سابقه بوده است .
تیم فنی این رسانه در تلاش است تا این وضعیت به حالت عادی برگردد .
از وقفه ای که در این مورد پیش آمده است عذرخواهی می کنیم .
پایان پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از مدیران مدارس استان لرستان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه رسانه/
با ادغام مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در دفتر وزارتی وزارت آموزش و پرورش و تشکیل یک پست غیرعلمی و غیر استاندارد به نام " مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و دفتر وزارتی " عملا روابط عمومی از سپهر عمومی حذف شده است .
انتصاب فردی غیرمتخصص در علم روابط عمومی و غیرکارشناس در ارزیابی افکار عمومی در دستگاه حساسی مانند آموزش و پرورش وضعیت را بغرنج تر و یاس آورتر کرده است .
در نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش با خبرنگاران در تاریخ یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه پرسش سوم صدای معلم که البته مجری مراسم اجازه طرح آن را نداد ( این جا ) به شرح زیر بود :
" رئیس انجمن روابط عمومی کشور در خصوص حذف مرکز روابط عمومی از بدنه وزارت آموزش و پرورش و تغییر نام آن به «مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش و پرورش» گفت: تغییر نام روابط عمومی یک اشتباه از سوی حوزه آموزش و پرورش است. یعنی عملاً انگار یک بدعت ایجادشده است.
حقیقی اضافه کرد: نام این مرکز هم غیراستاندارد است؛
ایشان گفته است :.. ما معتقدیم آموزش و پرورش در این خصوص اشتباه کرده است زیرا معتقدیم روابط عمومی بهعنوان بازوی توانمند مدیران است و ازنظر ساختاری باید زیرمجموعه مدیرعامل باشد. این اشتباه استراتژیکی که آقای وزیر در حذف روابط عمومی کردند، نتایج مثبتی به دنبال نخواهد داشت زیرا آموزش و پرورش بهعنوان جامعه هدفی که تمام دانشآموزان را در برمیگیرد، بزرگترین جامعه هدف بهحساب میآید و درواقع آموزش و پرورش با این کار ارتباط جامعه هدف را با بدنه مدیریت قطعکرد .
ما در انجمن روابط عمومی این کار را بههیچعنوان تأیید نمیکنیم و در مورد آن موضعگیری مستقیم میکنیم. کار مقام عالی وزارت آقای بطحایی اشتباه محض بوده و حتماً باید در این خصوص تجدیدنظر صورت گیرد.
موضع شما به عنوان وزیر آموزش و پرورش باز هم سکوت بود .
آقای بطحایی
این کار با هدف چابک سازی صورت گرفت اما بر اساس گزارش ها تاکنون تحول خاصی در وضعیت ساختاری ، ماموریت و کارکردها و سایر آیتم های سازمانی صورت نگرفته است .
چرا این کار را کردید ؟
نکته قابل تامل آن که در روز روابط عمومی ( 27 اردیبشهت ماه ) نه خبری از این روز در پرتال وزارت آموزش و پرورش منتشر گردید .
سیدمحمد بطحایی که برای مناسبت های کم اهمیت تر پیام صادر می کند نیز در این مورد سکوت کرد .
بیش از 30 نفر پرسنل شاغل در این بخش ستادی که برخی از آن ها قلم به دست هستند ، در رثای آن هم مطلبی مرقوم نفرمودند .