مسعود پزشکیان و سید محمد خاتمی، هر دو از چهرههای برجستهای هستند که باور به گفتوگو، اصلاحات و حرکت مسالمتآمیز در مسیر بهبود شرایط کشور را در اولویت گفتمان سیاسی خود قرار دادهاند.
پزشکیان با این جمله که « درسته که فحش میشنویم ولی باید گفت و گو کنیم » نشان میدهد که باور دارد مسیر تغییر و پیشرفت از طریق تعامل و تبادل نظر، نه تقابل و حذف، امکانپذیر است.
این نگرش دقیقاً در امتداد راهی است که سید محمد خاتمی رئیسجمهور دوران اصلاحات، همواره بر آن تأکید داشته است ؛ راهی که بر پایهی مردم سالاری ، گفت و گو ، مدارا و تلاش برای تحقق حقوق ملت بنا شده است.
خاتمی با شعار « زنده باد مخالف من » فضای سیاسی ایران را به سمت پذیرش تکثر و تقویت فرهنگ گفتوگو سوق داد. او باور داشت که جامعهی ایران برای پیشرفت، نیازمند پذیرش تفاوتها و حرکت در چارچوب تعامل و اصلاحات تدریجی است.
پزشکیان نیز که سابقهی وزارت و نمایندگی مجلس را دارد، همواره تلاش کرده است تا از طریق گفت و گو و منطق حتی در شرایط دشوار، راهی برای حل مشکلات بیابد. او مانند خاتمی به این اصل پای بند است که جامعهای که گفتوگو را کنار بگذارد، در نهایت با بنبست مواجه خواهد شد .
این تفکر اصلاحطلبانه که بر گفتوگوی مستمر و پذیرش انتقادات تأکید دارد، نقطهی امیدی است برای آیندهی ایران، جایی که بهجای تقابلهای فرسایشی، فرهنگ تعامل و مدارا بتواند راهگشای مشکلات کشور باشد و از آن جایی که این مهم از طریق سیاست گذاری ها صحیح وزارت آموزش و پرورش در بطن جامعه نهادینه میگردد.
انتظار آن داریم مدیران هم سو با دولت چهاردهم در وزارت آموزش و پرورش در این راستا گامهای اساسی بردارند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/

اسماعیل عبدی دبیر کل پیشین کانون صنفی معلمان ایران را به مقصد آلمان ترک کرد .
چندی پیش این فعال صنفی توسط هیات های رسیدگی به تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش اخراج گردید که مورد واکنش و اعتراض « صدای معلم » قرار گرفت . ( این جا )

این رسانه در گزارش خود با عنوان : « چه کسی می گفت اجازه نمی دهم نیروهای امنیتی و یا حراستی در مدارس بتوانند از آن رفتارهایی کنند که الان انجام می دهند ! » چرا اسماعیل عبدی و فعالان صنفی را اخراج می کنید ؟ » ( این جا ) نوشت :
« و اکنون پرسش صریح « صدای معلم » از آقای پزشکیان آن است که آیا از آن چه در آموزش و پرورش می گذرد خبر دارید ؟
آن حرف ها و قول ها کجا رفت ؟
تعدادی از معلمان به شما اعتماد کردند و بر اساس همین سخنان به شما رای دادند و دیگران را هم تا حد امکان به مشارکت سیاسی ترغیب کردند .
آیا پاسخ اعتماد همین بود ؟
آیا پاسخ این بود :
وزیر آموزش و پرورشی برگزینید که نه تنها از گرامی داشت « روز جهانی معلم » طفره می رود اما در عوض چنین احکامی تحت وزارت ایشان برای معلمان منتقد صادر می شود ؟ و شما هم سکوت کنید ؟
مطالبه گری که می گفتید همین بود ؟ »
عبدی در مصاحبه با رسانه های خارجی گفته است :
«نمیتوانم بگویم خوشحالم یا ناراحت. مجبور به ترک آب و خاک سرزمینم شدم اما خوشحالم کنار خانوادهام هستم. اخیرا سپاه پاسداران از من شکایتی کرد که منتظر بودم پروندهای که به دیوان عالی کشور رفته، مورد بررسی قرار بگیرد و من آزاد شوم. اما متاسفانه پرونده به دادسرای امنیت برای تغییر کیفر خواست برگردانده شد. برای همین چون هم پرونده جدید تشکیل شده بود و هم به جای تبرئه، پروندهام را به دادسرا برگشت دادند .
احساس کردم که بازداشت جدیدی در راه است. تصمیم گرفتم برای ادامه فعالیتهای خود در امنیت و همدوش خانوادهام باشم، از ایران خارج شدم.»

تاکنون این رخداد انعکاسی در کانال ها و گروه های کانون های صنفی معلمان کشور نداشته است .
پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور اول بهمن ماه در نشست استانداران در صحبتهایش اشارههایی هم به مسائل آموزش و پرورش داشت. وی گفت برای ارتقای کیفیت شیوههای آموزشی برنامههایی در حال تدوین است و تأکید کرد که کیفیت آموزش در مدارس دولتی باید در حد کیفیت بهترین مدارس باشد. او به رفع کمبودها در فضاهای آموزشی هم اشاره کرد و طبق معمول، ضمن حواله دادن حل این مشکل به عزم و اردۀ ملی گفت که آیندۀ این مملکت مال بچههاست؛ اگر خوب آموزش ببینند و کار تیمی و حل مسئله یاد بگیرند و دغدغهمند بار بیایند مشکلات مملکت حل خواهد شد.
این ایراد نظام آموزشی ماست که فرزندان ما به جای اینکه به فکر ماندن و تلاش کردن برای سربلندی و عزت ایران باشند، به دنبال مهاجرت هستند.
من چکیدۀ گفتهها را از سایت وزارت آموزش و پرورش برداشتهام و اصل خبر نکتههای دیگری هم دارد. برای جزءجزء گفتههای رئیسجمهور میتوان نقد و تحلیل نوشت اما فعلاً به چند نکته اشاره میکنم:
1- هنوز درک نکردهام در این مملکت چرا وقتی کسی به مقامی میرسد احساس میکند کارشناس و متخصص هر رشتهای هست و میتواند در هر موضوعی نظر بدهد. گفتن، وقتی ضمانتی برای عمل نباشد، کار خیلی راحتی است.
2- رئیسجمهور در مورد بخشی از مسائل آموزش و پرورش صحبت کردهاند که نمیتوان آن را مجزای از سایر مسائل دید. ارتقای کیفیت آموزش فقط با هماهنگی چند وزارتخانه و تدوین برنامه ممکن نمیشود.
ارتقای کیفیت آموزش وابسته به مؤلفههای گوناگونی از جمله حرفهمندی معلمان و ارتقای کارآمدی آنان است. آیا مسیر ارتقا به همان سادگی که ترسیم کردهاید هست؟
3- مسائل امروز آموزش و پرورش فقط ارتقای کیفیت آموزش و رفع کمبودها در فضاهای آموزشی نیست. مسئله اصلی خود «تربیت» است و تربیت فقط مسئله آموزش و پرورش نیست؛ مسئله کل حاکمیت است.
اگر به فکر حل مسائل آموزش و پرورش هستید:

- خودتان حل مسئله را یاد بگیرید و واقعاً دغدغهمند باشید. شعار ما را به جایی نمیرساند.
- مسائل آموزش و پرورش را نه در قالب یک وزارتخانه، بلکه در قالب کل حاکمیت ببینید.
- آموزش و پرورش مسائل کلانتری چون کمبود شدید بودجه، افت انگیزش نیروی انسانی، عدم درک الزامات دنیای جدید، غلبۀ نگرشهای انحصاری و کنترلگرا، پراکندهکاری و ناکارآمدی مدیریتی و غیره دارد.
- شما دانشگاهی هستید و حتماً با تفکر سیستمی آشنایی دارید. منطقی نیست که هر جا مینشینیم از مسائل همانجا سخن بگوییم و به کل سیستم و تعامل اجزا توجه نداشته باشیم. خوب است به جای وعده و وعید، سادهانگاری در حل مشکلات، و حواله دادن حل مشکلات به ارادۀ ملی و تلاش همگانی، ببینید ایرادات جدی سیستم کجاست.
پیش از شما هم دربارۀ حل مسائل آموزش و پرورش بسیار سخن گفتهاند ولی نه تنها اتفاق خاصی نیفتاده است بلکه وضعیت بدتر هم شده است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
اگر بخواهیم تاریکترین دوران کشور خصوصا وزارت آموزش و پرورش را بدون تعصب و غرضورزی معرفی نماییم، بیتردید دوران ۳ ساله دولت سیزدهم با اختلاف چشمگیر از سایر دولتها، موفق به دریافت این عنوان خواهد شد.
.... دورانی که مخالفین و دشمنان قسمخورده تعلیم و تربیت، تبدیل به وزرای آموزش و پرورش، معاونین وزیر و همچنین مدیران کل ستاد و صف شدند و در اتحادی نوشته شده از سالها قبل ؛ تمامی مزیتها، ظرفیتها، پتانسیلها و حتی شان و جایگاه وزارت آموزش و پرورش را به سخره گرفتند و تعلیم و تربیت را از حیّز انتفاع ساقط کردند.
با روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، این امید در دلها جوانه زد که با تغییرات بنیادین در وزارت خانه و ادارات کل ؛ مجددا شاهد رویش توسعه، حذف محدودیتها، بازگردانی مزیتها و اصلاح مثبت قانون در کنار ارتقاء جایگاه تعلیم و تربیت، وزیر و معلمان و نخبگان این حوزه خواهیم بود.
اما دیری نپایید که این خیال شیرین، تبدیل به امید واهی شد؛ چراکه وزیر آموزش و پرورش بییال و کوپال و اشکمتر از قبل در این مسیر ظاهر گشت! همچنین ، حجت بر همگان تمام گشته است که وزیر امروز حتی در انتصابات مدیران کل استانی نیز دارای اختیارات مطلوب همچون همان دولت سیزدهم هم نیست.

با معرفی مشاورین، معاونین و انتخاب مدیران کل جدید در برخی استان ها، دیگر شکی باقی نماند که وزیر آموزش و پرورش صرفا یک اسم و عنوان تشریفاتی است ولاغیر.
ولی موضوعی که نگرانکنندهتر از موارد پیشگفته است؛ زمزمه ابقاء معاونین وزیر و برخی مدیران کل ستاد و صف است! همان افرادی که از دولت رئیسی برجا مانده اند؛ افرادی که بدون داشتن یکروز تجربه کار اجرایی خصوصا آموزشی و تربیتی؛ جایگاههای تصمیم گیری را مصادره کرده اند!
اما جناب آقای کاظمی بزرگوار؛ روی صحبت من با جنابعالی است.
ما، شما را فردی از جنس تعلیم و تربیت با سابقه طویلالمدت در این وزارت خانه و برآمده از خط فکری تعلیم و تربیتی دیدیم. ما دوران مدیریت حضرتعالی در معاونت فرهنگی و سرپرستی این وزارتخانه را بهخوبی بهخاطر داریم؛ با تمام نواقص و نقاط قوت شما، انتظار داشتیم رویه مدیریتیتان در وزارتخانه مانند شخصی آزاده، متخصص، قاطع و مصمم در تصمیمگیریها باشد.

نیک میدانید که متوهمین اعلام داشتهاند: شما قادر به جابهجایی آنها و برکناریشان نیستید؛ چراکه عضو فلان جا هستند و ارتباطات خاص از پس همینجا دارند! این موضوع در خفا و آشکارا به کرات تاکید شده که وزیر آموزش و پرورش قادر به عزلشان نیست و حرفهای بیاساس و محتوای دیگر.
حال این میدان برای شما فراهم شده تا ثابت کنید برخاسته از دل تعلیم و تربیت هستید .
میدانیم که اختیارات تام ندارید؛ اما آیا قدرت اقناع مسئولین بالادستی را هم ندارید؟!
بدانید که بر فرض محال، اگر شخصی همچون معاونینی که گزارشهای کیلویی تهیه میکنند و خرسند هستند که رئیس جمهور را فریب داده ایم با این پیشینه و عملکرد قریب به ۳ سال که وزارتخانه را نابود کرده اند، در سمت خود ابقاء گردند؛ شما، وزارتخانه و سی و اندی سال عمری که در آموزش وپرورش صرف کردهاید، ضرب در صفر میشود و تمام.
جناب آقای کاظمی
اگر فکر میکنید قادر به تغییرات صحیح و بدون سفارش و رانت در جهت صیانت از حقوق معلمان و دانش آموزان که سرمایهگذاران اصلی تعلیم و تربیت هستند، نمی باشید، همین امروز استعفای خود را تقدیم ریاست محترم جمهور نمایید و اجازه دهید همان «علیرضا کاظمی» گذشته در اذهان باقی بماند.
این گوی و این میدان آقای دکتر...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تلاشهای مدیران دولت سایه برای ماندن و یا تصاحب کرسی مدیریتی وزارت آموزش و پرورش و حوزه های وابسته به آن همچنان ادامه دارد!
از نابودی تربیت ، تا آموزش، تا سودای ریاست جمهوری، تا به نمایش گذاشتن آمار دروغ با وزن صفحات 50کیلو چربی برای رئیس جمهور و تا مذاکره با نمایندگان برای ماندن یا جابه جا شدن در جایگاه مدیریتی دیگر!
برای شناخت دقیق مدیران دولت سایه، در عین اینکه نیاز به علم روان شناسی، جهانبینی، هوش، دانش و غیره نیست؛ اما ملزومات دیگری لازم است که معمولا در قاموس یک انسان آگاه، متشخص، فهمیده و با کمالات و جود ندارد.
از تثبیت مدیران دولت سایه در وزارت آموزش و پرورش زیاد نوشتهایم .... از گزارشات 5 هزار کلمهای تا یادداشتهای کوتاه؛ اما عجیب آنکه وزرای قبلی و کنونی ، چشم و گوش خود را بر روی مدیران دولت سایه بسته و این اجازه را دادهاند که بر تحرکات آنها، روزبهروز افزوده گردد.
حضور مدیران دولت قبل بهعنوان معاون وزیر، مدیرکل ستاد یا استان طی 27 ماه گذشته و لابیهای آنها برای ماندن یا کوچ به جایگاه مدیریت دیگر! در حالی در جریان است که اگر در این کشور، قانون محکم و قابل اجرایی وجود داشت و ذینفعان یک حوزه از جمله فعالین و کنش گران تعلیم و تربیت هر لحظه به سویی غش نمیکردند؛ این افراد به دلیل ترک فعلهای مکرر {در حوزه آموزش و پرورش} اکنون باید محاکمه قضایی میشد.
اما متاسفانه دولت چهاردهم و شخص مسعود پزشکیان، پرچمی را تحت عنوان وفاق بلند کرده است که بیشتر به نفع خناسان، ناکارآمدها، بعضا مخالفین شده و شکلی از نفاق را ترویج داده است.

اما جناب پزشکیان باید به این سوال پاسخ دهد که چه کسی اعلام داشته مدیران دولت سایه باید بمانند؟!
وزیر آموزش و پرورش باید پاسخ گو باشد که چرا این افراد با این رزومه و عملکرد همچنان باید از آموزش و پرورش بمانند؟! و اگر وزیر آموزش و پرورش بیاختیار است لازم نیست پاسخ دهد، اما کمی تامل بفرماید که آیا این افراد شایسته نشستن بر روی صندلی مدیریت را دارند؟!
آقای کاظمی لطفا استعفا دهید !
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
یکی از همکاران سابقم لینکی از خبری در سایت سازمان بهزیستی برایم فرستاد که انتصابات جدید این سازمان را پوشش داده بود. تصور می کردم به خاطر حضور دکتر سید جواد حسینی، گزینه ی اول شورای انتخاب وزیر و منتخب اول تشکل های فرهنگیان برای وزارت آموزش و پرورش در راس بهزیستی است، اما او توجه من را به دو نام جلب کرد :
سعید صالح و سعید خادمی.
دکتر حسینی ، سرپرست اسبق وزارت آموزش و پرورش، دو تن از مدیران جوان و اصلاح طلب سابق وزارت آموزش و پرورش را عضو شورای معاونین سازمان بهزیستی کشور کرده است.
سعید صالح مدیرکل اسبق مدارس و مراکز دولتی وزارت که در دولت شهید رئیسی به مدرسه فرستاده شد، در دولت قبل از آن، از جوان ترین و خوش فکرترین نیروهای وزارت بود و بسیاری او را شایسته ترین و محتمل ترین گزینه های معاون وزیر و رئیس سازمان مدارس غیردولتی و توسعه مشارکتهای مردمی در دولت وفاق می دانستند و همچنین سعید خادمی، رئیس اسبق اداره فرهنگی اردوها، فضاهای پرورشی وزارت در دولت روحانی که او هم در دولت شهید رئیسی روانه ی مدرسه شد و از چهره های شناخته شده رسانه و رئیس فضای مجازی ستاد فرهنگیان دکتر پزشکیان بود که حتی خبر انتصاب او به عنوان رئیس مرکز روابط عمومی وزارتخانه در برخی رسانه ها منتشر شد.
جناب آقای کاظمی

قطعا به دکتر صالح و دکتر خادمی لطف شده چون در مجموعه ای با مدیریت دکتر حسینی با حقوق و مزایایی که بدون تردید بسیار بالاتر از آموزش و پرورش است، خدمت خواهند کرد ؛ اما سوال ما از شما این است که چرا باید پیرمردهای همیشه چسبیده به ستاد و یا معاونت پرورشی که اکثرا عضو ستادهای رقیب دکتر پزشکیان هم بوده اند و هیچ وجه مشترکی با نگاه رئیس این دولت ندارند را ابقا کنید و جوانان توانمند مدافع گفتمان دکتر پزشکیان را به کار نگیرید؟
آیا شما واقعا وزیر دولت وفاق و همراه دکتر پزشکیان و دلسوز آموزش و پرورش هستید یا صرفا به بقای خود می اندیشید؟
نگذارید فرهنگیانی که با هزاران امید به دکتر پزشکیان رای دادند، بیشتر از این از شما مایوس شوند و فکر کنند بقای شما فقط به خاطر نگرانی های امنیتی است.
قدر گوهرهای مدیریتی آموزش و پرورش و فرصتی که به دست آورده اید را بدانید آقای وزير.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش در خبری به نقل از سید مجتبی هاشمی، رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش و با عنوان : « حراست باید به خانه امن معلمان تبدیل شود می نویسد : ( این جا )
« حراست تنها به حفاظت از اسناد و دادهها محدود نمیشود، بلکه صیانت از مأموریتهای اصلی وزارتخانه، حمایت از معلمان و ایجاد فضای امن برای آنها از اولویتهای ماست. حراست باید به خانه امن معلمان تبدیل شود تا آنها بتوانند در فضایی ایمن و مناسب مسائل خود را پی گیری کنند.

وی ضمن تأکید بر اهمیت فرهنگ سازمانی در آموزش و پرورش گفت: ما باید سازمان خود را به سازمانی پاسخ گو و شفاف تبدیل کنیم. این امر از طریق اصلاح فرآیندها، شناسایی موانع و پیگیری دقیق مسائل امکانپذیر است » .
همانند « گزینش » ؛ « حراست » هم از جمله بخش هایی است که در این مدت هیچ گاه به صورت رسمی و شفاف در مورد نقدهای مطرح شده در « صدای معلم » پاسخ گو نبوده اند .
« صدای معلم » این اظهارات آقای هاشمی را نمی تواند جدی بگیرد و یا به آن اعتمادی نماید چرا که پیشینه ی ایشان در دولت سیزدهم و در زمانی که مدیریت دو جایگاه مهم در آموزش و پرورش یعنی :
- مدیرکل ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی به شکایات وزارت آموزش و پرورش آیا رئیس جدید مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش می تواند برای « راستی آزمایی » سخنانش و نخستین گام برای « اعتماد سازی » ؛ همانند رئیس پیشین ، جلسه ی پرسش و پاسخی را ترتیب داده و پاسخ گوی پرسش های جامعه ی معلمان پرسش گر و کنش گر باشد ؟
- رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و امور اداری وزارت آموزش و پرورش
را عهده دار بود به این آموزه ها عمل نکرد .
« صدای معلم » در آخرین گزارش خود با عنوان : « مبنای کارشناسی انتصاب " مجتبی هاشمی " به عنوان رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش چیست ؟ نوشت : ( این جا )

« شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران » در خبری عنوان کرده است که : « مدیر کل ارزیابی عملکرد وزارت آموزش و پرورش مجتبی هاشمی که در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۲ مسئول ارزیابی عملکرد وزارت آموزش و پرورش بوده، نقش اساسی در تغییرات گسترده در مدیریت مدارس کشور داشته است. هاشمی در حذف و جایگزینی بیش از ۲۰ هزار مدیر مدارس، نقش اساسی داشته است » .
آیا آقای هاشمی این ادعا را می پذیرد ؟
آیا پاسخی دارد ؟
رئیس جدید مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش با توجه به پیشینه و عملکرد خود واقعا چه طرح و برنامه ای برای بازسازی اعتماد معلمان و کاهش نارضایتی فراگیر فرهنگیان دارد ؟

با توجه با تاکیدات فراوان مسعود پزشکیان در دوران رقابت های انتخاباتی بر لزوم توجه محوری و بنیادین به « کار کارشناسی » ؛ پرسش صریح این رسانه از وزیر آموزش و پرورش در مورد این مطالبه ی مهم برای اقناع افکار عمومی فرهنگیان و جامعه چه می تواند باشد ؟ » .
واقعا ؛ برنامه و راهبرد آقای هاشمی برای تبدیل حراست به خانه ی امن معلمان که البته شعار خوب و معلم پسندی می تواند باشد چیست ؟
« صدای معلم » برای نخستین بار « محمدحسین کفراشی » رئیس وقت مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد گفت و شنود و طرح پرسش داد و ایشان هم با گرمی از آن استقبال کردند .
بخوانید :
- گفت و گوی صدای معلم با رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش ( 1 )
کفراشی : خرید اعتماد کار سختی است/ ما باید آستانه تحمل مان را بالا ببریم/ ما دنبال امنیتی کردن فرهنگ نیستیم/ ما دانش آموز عبوس و ضعیف و افسرده و توسری خور نمی خواهیم ( این جا )
- گفت و گوی صدای معلم با رئیس مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش ( بخش پایانی)
کفراشی : اگر فضا امنیتی شود و معلم جرات بیان نظر نداشته باشد چطور می تواند نسل آینده را تربیت کند/در سال جاری کل بخش های استانی و مناطق خود را ارزیابی و نظارت می کنیم/خبرنگار زبان گویای جامعه است ( این جا )

آیا رئیس جدید مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش می تواند برای « راستی آزمایی » سخنانش و نخستین گام برای « اعتماد سازی » ؛ همانند رئیس پیشین ، جلسه ی پرسش و پاسخی را ترتیب داده و پاسخ گوی پرسش های جامعه ی معلمان پرسش گر و کنش گر باشد ؟
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
« کانال صدای فرهنگیان ایران » نوشت :

در یادداشتی با عنوان « آیا نمایندگان مجلس حق دخالت در امور آموزش و پرورش را دارند؟» به قلم شهرام جمالی آمده است:
«حسین صادقی؛ رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در یادداشتی کوتاه و گلایهآمیز ضمن انتقاد از دخالتهای بیمورد افراد ذینفوذ در حوزههای مختلف آموزش و پرورش نوشته است : " مركز اطلاع رسانی و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش بعد از گذشت ٣ ماه به جز يك كارشناس كه چند روز پيش منصوب شد، هنوز نتوانسته هيچ نيرويی به بدنه خود اضافه كند!
صادقی تاکید میکند : « تا زمانی كه مجلسی هم سو با دولت شكل نگيرد، همچنان با چالش دخالت نمايندگان حتی در جابه جایی يك كارشناس در حوزه های مختلف رو به رو خواهيم بود...."»
در اینکه آموزش و پرورش خصوصا در استان ها برای برخی نمایندگان مجلس حکم حیات و ممات را دارد و به مثابه گوشت قربانی می ماند تردیدی نیست. مضافاً نمایندگان در انتصابات حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش هم مثل گذشته دخالت می کنند و خواستار ابقای برخی معاونین و مدیران هستند و در مواردی هم گزینه هایی برای انتصاب دارند اما ادعای دخالت نمایندگان در مرکز روابط عمومی آموزش و پرورش قدری عجیب است !

حوزه هایی همچون روابط عمومی و دفتر وزارتی معمولاً متاثر از دخل و تصرف نمایندگان نبوده و فعل و انفعالات این دو حوزه خط و ربطی به نمایندگان ندارد؛ چرا که باید نزدیک ترین افراد به وزیر آنجا منصوب شوند و به نوعی حق وزیر است که رسانه و دفترش را خودش چینش کند!
از اظهارات صادقی به عنوان رئیس مرکز روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش این نکته استنباط می شود که دخالت و تمامیت خواهی نمایندگان، علت العلل کُندی انتصابات در وزارت آموزش و پرورش است تا جایی که در انتصاب مدیران زیرمجموعه روابط عمومی هم دخالت می کنند!
اظهارات صادقی در حالی است که مجلس دوازدهم با اینکه موضع جدی روی وزرایی همچون ظفرقندی ، میدری و صالحی امیری داشت اما بدون هر گونه مخالفت و تنش، با ۲۶۸ رای به علیرضا کاظمی اعتماد کرد.

اگر ادعای رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش پیرامون دخالت نمایندگان در انتصابات روابط عمومی (حتی در سطح کارشناس) صحت داشته باشد پر واضح است که این دخالت به یکی از سه حالت ذیل است:
1- حالت نخست اینکه نمایندگان خواستار ابقای معاونین و روسای ادارات فعلی زیرمجموعه روابط عمومی هستند.
2- حالت دوم اینکه نمایندگان مشخصا نفراتی را برای انتصاب در معاونت ها و ادارات زیرمجموعه روابط عمومی پیشنهاد کرده اند و بر انتصاب آنان اصرار می ورزند.
3- حالت سوم هم اینکه رئیس مرکز نفراتی را برای انتصاب در زیرمجموعه خود مد نظر دارد اما نمایندگان مخالف آن نفرات هستند و برای جلوگیری از انتصاب آنان کارشکنی می کنند!
اگر آقای صادقی ، صادقانه و شفاف بفرمایند که مشخصا کدام نمایندگان بیکار و به چه طریقی مانع انتصاب نیروهای زیرمجموعه ایشان در روابط عمومی هستند این رسانه یقینا به کمک ایشان خواهد شتافت و تمام قد مقابل آن نمایندگان خواهد ایستاد.
پی نوشت:
چنانچه روابط عمومی یا معاونت پارلمانی حسن نیت نشان داده و اسامی نمایندگانی که در عزل و نصب ها دخالت می کنند را به دست این رسانه برساند بدون هرگونه تعلل و مماشات اسامی را منتشر می کنیم و صرف نظر از هرگونه هزینه با تمام وجود این موضوع را پی خواهیم گرفت.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال وزارت آموزش و پرورش به تازگی گزارشی را با عنوان : « چالشهای گزینش در استخدام معلمان » در صفحه اصلی خود منتشر کرده و نوشته است : ( این جا )
« به گزارش مركز اطلاعرسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، به گفته مسئولان گزینش آموزش و پرورش اطلاق کد ۱۹ به پذیرفته شدگان حد نصاب علمی آزمون استخدامی آموزش و پرورش از ابتدا کاری اشتباه بوده است. کسانی که به دلیل برخی از مشکلات واجد شرایط در ضوابط عمومی و اصلح گزینش نبودهاند و باید طی فرایندهایی اعتراض خود را ثبت کنند. بدون تردید افرادی که وارد حرفه معلمی می شوند باید نسبت به آن علاقه داشته و آگاهانه وارد آن شوند اما پرسش آن است که نظام جمهوری اسلامی چه برنامه ای جز همین گزینش های سخت گیرانه و سلیقه ای برای شکل گیری مفهوم و الزامات « معلم حرفه ای » داشته است ؟
آنچه تاکنون در آزمونهای استخدامی اخیر آموزش و پرورش گذشته است، خبر از نیاز این وزارتخانه برای نیروی انسانی دارد؛ اما این موضوع به منزله آن نیست که هر فردی که توانست در مرحله کتبی و مصاحبه تخصصی حد نصاب علمی را کسب کند، میتواند به عنوان معلم و راهبر برای آینده سازان کشور فعالیت کند .
به طور قطع، ضرورت این است که افراد در عین اعتقاد به قوانین جمهوری اسلامی ایران و دین، باید شاخصههای دیگری را هم که در قانون گزینش استخدامی ذکر شده، داشته باشند. اما نکته مهم در این فرایند، جذب به شغل انتخابی داوطلبان هم بستگی دارد. موضوعی که داوطلبان در فرایند اعتراض به گزینش هم با آن مواجه شدند.
امسال بر اساس بیانات رهبر معظم انقلاب، وزارت آموزش و پرورش اقدام تحت عنوان مشاغل کیفیت بخشی به جذب نیرو در شغلهای مربی امور تربیتی و سبک زندگی، مربی امور تربیتی و مشاوره و مشاور کرد. مشاغل حساسی که به طور مستقیم با اعتقادات و اخلاق در ارتباط است و یک اشتباه کوچک میتواند به انحطاط جمعی منجر شود.

بر همین اساس، سخت گیریهای بیشتری در پذیرش این داوطلبان در گزینش انجام شد. البته موضوع مذکور به این معنی نیست که قرار است مطابق با سلیقه شخصی گزینش گر یا برداشت شخصی گزینش گر از ملاکهای ارزیابی، یک داوطلب به راحتی از فرایند جذب کنار گذاشته شود.
نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس حق و عدالت بنا شده و این حق را به داوطلبان میدهد تا با اعلام اعتراض خود و دفاعیات مستند، برای احقاق حقوق خود تلاش کنند. در بررسی اولیه پرونده داوطلبان آزمون استخدامی مشاغل کیفیت بخشی و بند ۲ آموزگاری و دبیری که از ۲۱ مهر امسال آغاز و تا ۲۱ آذر ادامه داشت، بررسی مجدد از پروندههای داوطلبان انجام شد و بر اساس گفتههای مسئولان تلاش شد تا مطابق قانون گزینش و به دور از سلایق شخصی، این فرایند انجام شود .

این پرتال در ادامه آورده است :
« مدیرکل هیأت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: «تمام تلاش من و همکارانم از گذشته تاکنون بر رعایت حق و حقوق داوطلبان بوده است و در این میان اگر خدای ناکرده اعمال سلیقه شخصی صورت گرفته است نباید آن را به پای نظام جمهوری اسلامی ایران گذاشت.»
روستایی ادامه داد: «ما در مرحله بررسی پروندههای داوطلبانی که گزینش با استخدام آن ها موافقت نکرده، به دنبال کاهش خطاهای انسانی و بررسی دقیق بر اساس قانون بوده و از آن جا که حاکمیت از تمامی اقشار مختلف جامعه حمایت میکند، سعی میکنیم تا تمامی جوانب را در نظر بگیریم » .
مدیرکل هیأت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش گفت: «این سخن ارزشمند از شهید رجایی را نباید فراموش کرد که معلمی شغل نیست، معلمی عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کردهای، رهایش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. هیأت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش در آموزش و پرورش به دنبال شناسایی و جذب چنین افرادی است.»

« صدای معلم » از معدود رسانه هایی است که با رویکرد استقلال حرفه ای تاکنون گزارش ها ، اخبار و یادداشت های متعددی را منتشر کرده که آخرین آن گزارشی تفصیلی با قلم « علیرضا طالب زاده » با عنوان : « نیم نگاهی به گزینش به سبک ایرانی - اسلامی در وزارت آموزش و پرورش (مدارس خارج از کشور و دانشگاه فرهنگیان) در این رسانه منتشر گردیده است . ( این جا )
و اما دریغ از یک پاسخ .
به نظر می رسد « پاسخ گویی » به عنوان تنها فصل مشترک میان صف و ستاد جایگاهی در ادبیات این وزارتخانه به ویژه نهادهایی مانند گزینش ندارد گویی مسئولان آن علی رغم تعارفات کلیشه ای ، خود را کاملا عاری از خطا و اشتباه می دانند .
پرسش « صدای معلم » آن است که آیا نهادهایی مانند گزینش تاکنون و در این چند دهه نشست خبری با رسانه ها داشته اند ؟

و آیا مقامات مافوق آنان چنین مطالبه ای از آنان برای بستر گزینی جهت تنویر و گفت و شنود داشته اند ؟
وقتی « مصلحت » ارجح بر هر چیزی باشد امکان وقوع انحراف و بدتر از همه « تکرار خطای سیستماتیک » به یک نرم در سیستم مبدل می شود .
نوشته شده :
« مشاغل حساسی که به طور مستقیم با اعتقادات و اخلاق در ارتباط است و یک اشتباه کوچک میتواند به انحطاط جمعی منجر شود » .
واقعا عملکرد و دست آورد گزینش در این چهار دهه برای نظام آموزشی چه بوده است ؟
بخوانید :
« پرسش های صریح صدای معلم از دبیرهیئت مرکزی گزینش وزارت آموزش و پرورش و سایر مقامات و مسئولان ؛
"گزینش عالمانه و هوشمندانه "یعنی چه ؟ دستاورد گزینش در بیش از 40 سال گذشته برای آموزش و پرورش چه بوده است؟ ( این جا )

پرسش هایی که همواره « صدای معلم » مطرح کرده است : آیا خروجی هسته های گزینش انتخاب معلمان با صداقت ، شرافت مند و پرسشگر بوده و یا آدم هایی وابسته و عافیت طلب ساخته شده اند ؛ انسانهایی که غالباً سکوت اختیار کردهاند و در بیشتر اوقات به صورت ستایشگران و تمدید کنندگان وضع موجود در آمده اند ؟
« « دستاورد گزینش در بیش از 40 سال گذشته چه بوده است؟
آیا سیستم جذب کارمند از طریق گزینش سیاسی و اعتقادی داوطلبان موفق بوده است؟
آیا تربیت معلم حرفه ای اساسا با کارکرد نهاد گزینش و رویکردهای آن قابل جمع است ؟
معیارهایی که گزینش گران برای خود تعریف کرده اند چه نسبتی با « تفکر انتقادی » و « پرسش گری » دارند ؟

آیا نشست های که در ادارات آموزش و پرورش در حوزه گزینش و با صفت " تخصصی " برگزار می شوند واقعا تخصصی بوده و با معیارهای مدیریت علمی و رفتار سازمانی تجانس و سنخیت دارند ؟
با توجه به نقش بی بدیل نهاد گزینش و هسته های آن در تولید و فربه شدن آموزش و پرورش ایدئولوژیک ؛ آیا برنامه ای برای تحول واقعی و غیرشعاری در این وضعیت و پیروی از تجارب کشورهای توسعه یافته در امر جذب و تربیت معلم پیش بینی شده است ؟
پرسش « صدای معلم » از مقامات و تصمیم گیرندگان آن است که نحوه گزینش و جذب معلم در ایران واقعا چه شباهت و یا تجانسی با نظام های پیشرفته آموزشی و حتا کشورهای در حال توسعه دنیا دارد ؟
آیا وقت تغییر معیارهای گزینش معلم نرسیده است؟

آیا در این زمینه فردی و یا نهادی مسئولیتی را می پذیرد ؟
آیا گزینش عالمانه به این معناست که گزینش های ایدئولوژیک کنار گذاشته می شوند و یا همچنان در اولویت قرار دارند ؟
آیا این گونه گزینش ها در چهار دهه ی گذشته کمکی به ورود « معلم با کیفیت » به نظام آموزشی کرده و این گونه ساز وکارها به کیفیت بخشی آموزش منجر شده است ؟
آیا خروجی هسته های گزینش انتخاب معلمان با صداقت ، شرافت مند و پرسشگر بوده و یا آدم هایی وابسته و عافیت طلب ساخته شده اند ؛ انسانهایی که غالباً سکوت اختیار کردهاند و در بیشتر اوقات به صورت ستایشگران و تمدید کنندگان وضع موجود در آمده اند ؟
بسیاری از نیروهایی که از کانال « گزینش ها » جذب آموزش و پرورش شده اند در ابتدا ظاهرا برای نظام جمهوری اسلامی مطلوب بوده اند اما با گذشت زمان این نیروهای مطلوب که از فیلترهای گزینش عبور کرده اند خود را با وضعیت « موجود » تطبیق داده و بغضا به نیروهای غیر مطلوب تبدیل شده اند .

پرسش آن است :
آیا اعتقادات و اخلاق در این خرده سیستم و جامعه نهادینه شده است ؟
آیا معیارهای اعمال شده موجب شکل گیری « معلم حرفه ای » در نظام آموزشی شده و یا آن که فقط بر « نارضایتی فراگیر معلمان » افزوده است ؟
اگر در گزینش به گفته آن مقام « اعمال سلیقه شخصی » صورت گرفته چه برخورد و تمهید قانونی برای عدم تکرار آن در آینده صورت گرفته است ؟
آیا نظام جمهوری اسلامی در این چند دهه آن را ندیده است ؟

مسئولان گزینش و سایر مقامات باید بدانند و بفهمند که معلمی هم مانند سایر مشاغل تخصصی یک « حرفه » است .
بدون تردید افرادی که وارد حرفه معلمی می شوند باید نسبت به آن علاقه داشته و آگاهانه وارد آن شوند اما پرسش آن است که نظام جمهوری اسلامی چه برنامه ای جز همین گزینش های سخت گیرانه و سلیقه ای برای شکل گیری مفهوم و الزامات « معلم حرفه ای » داشته است ؟
چرا مانع از شکل گیری « سازمان نظام معلمی » در این مدت شده اند و به نظرات کارشناسان مستقل و منتقد بی توجهی شده است .
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید