منظور از گفتمان «مجموعه باورها، رفتارها، سیاست ها و نوع ادبیاتی است که یک فرد یا یک مجموعه انسانی در ارتباط با دیگران در پیش می گیرد».
گفتمان رسمی جامعه، همان باورها، رفتارها، سیاست ها و نوع ادبیاتی است که مقامات، مسئولان و دستگاه های حکومتی و رسانه های وابسته به حاکمیت یک جامعه در ارتباط با مردم برای خود اتخاذ می کنند و در قالب آن گفتمان، با آحاد مردم پیوند برقرار می کنند و از مردم می خواهند تا رفتار خود را متناسب با آن گفتمان رسمی تنظیم نمایند. گفتمان غیر رسمی مردم، همان مجموعه باورها، رفتارها، دل مشغولی ها، دغدغه ها و دوست داشتن های مردم است که در جامعه به موازات گفتمان رسمی حاکم بر جامعه، به تدریج و نامحسوس شکل می گیرد و در بزنگاه هایی چه بسا مانند یک کوه در دل اقیانوس سر بر می آورد. در جوامع دمکراتیک که حاکمان خود را بر آمده از خواست و رأی مردم می دانند و ادامه حکومت شان و پایداری سیاست هایشان در گرو، برآوردن خواست مردم است؛ میان گفتمان رسمی جامعه و گفتمان غیررسمی مردم انطباق نسبتاً کاملی برقرار است و شکافی میان این دو گفتمان دیده نمی شود و یا بسیار کم است و به زبان بهتر، فقط یک گفتمان بر جامعه حاکم است ولی در جوامعی که حکومت ها بر اساس یک ایدئولوژی (الهی یا غیرالهی غیرمنتخب)، حکم می رانند؛ طبیعتاً در پی اجرای دستورات ایدئولوژیکی خودهستند و از آنجا که خواست مردم در مواردی با این دستورات و خوانش خاص مسئولان از آن ایدئولوژی، مطابقت کامل ندارد؛ از این رو دو گفتمان متفاوت در جامعه شکل می گیرد: گفتمان رسمی(حکومتی) و گفتمان غیر رسمی(مردمی).
نمونه بارزآن دراغلب کشورهای خاورمیانه؛ جمهوری های شوروی سابق و...بر این پایه، میزان دوستی و همدلی و همنوایی و اشتراک منافع میان نظام های سیاسی و حکومت ها با مردمان شان را می توان در میزان تغایر یا اتحاد گفتمان حاکمیت و مردم، ملاحظه نمود.
به نظر می آید که در کشورمان، در حوزه های فرهنگی و سیاسی یا بهتر بگوییم در سیاستهای فرهنگی یا فرهنگ سیاسی، میان گفتمان رسمی و گفتمان غیر رسمی و مردمی، شکاف و تغایرهای معناداری قرار دارد و برای کاستن از آن باید تدابیری اندیشید، واکنش مردمی به اسیدپاشی ها و مرگ مرتضی پاشایی گواه براین مدعاست.البته تحقق دو موضوع « تدبیر» و « اندیشه »، در گرو بررسی های علمی و به دور از توهمات، پذیرفتن اشتباهات و اراده ایجاد تغییر و تجدید نظر در رفتارها از سوی هر دو طرف یعنی حکومت و جامعه است.
مهم ترین زمینه ها و موضوعات مورد اختلاف میان این دو گفتمان در جامعه امروز كشورمان را می توان به قرار زیر برشمرد:
1- ماهواره،اینترنت و شبکه های اجتماعی که مردم مشتاق به استفاده از آنان هستند و حاکمیت استفاده ازماهواره را منع و اینترنت و شبکه های اجتماعی را محدود کرده است.
2 - حجاب زنان که علی رغم سرمایه گذاری های زیاد هنوز حل نشده است.
3- رشته های خاص علوم انسانی در دانشگاه ها.
4- موسیقی و برخی دیگر از رشته های هنری.
5- ورزش زنان و حضور زنان در مسابقات ورزشی.
6-آزادی مطبوعات و رسانه و احزاب.
7 –برخی اقلیت های مذهبی، اقوام و دگراندیشان دینی.
8- حقوق زنان مثل سهم ارث، حق طلاق و برگزاری جشن طلاق...
9- نمادهای ایرانی پیش از اسلام و جشن های ملی.
10- نمادهای انقلابی و مذهبی (مانند امر به معروف و نهی از منکر و اداره مساجد).
11 -سیاست خارجی و روابط بین المللی.
اگر بخواهیم از درون یازده مورد یاد شده، واژگان کلیدی را برگزینیم، پنج واژه (زن، هنر، رسانه، حزب، خردورزی) می تواند گویای روح مندرج در همه موارد بالا باشد. با دقت در این پنج واژه، دریافت می شود که هر کدام نماینده مفهوم و معنایی خاص در مرز میان سنت و مدرنیسم قرار گرفته اند.
به زبان دیگر، اختلاف جوهری دو دوره یا گفتمان سنت و مدرنیسم در مدار این واژگان می چرخد. در این تحلیل، روشن است که گفتمان غیر رسمی، با تحولات عصر انفجاردانش و اطلاعات همخوانی دارد و برآمده از آن است در حالی که گفتمان رسمی حاکم بر جامعه به گونه ای نماینده دوره و گفتمان سنتی است که برای نسل جوان جذابیت کمی دارد. از آنجائی که تداوم یافتن وجود شکاف میان این دو گفتمان، ممکن است به یک بحران اجتماعی تبدیل شود، برای کم کردن این تغایر و گریز از مخاطرات احتمالی، به نظر می رسد که انجام مطالعات میدانی در حوزه علوم اجتماعی و متعهد شدن به نتیجه مطالعات و خودداری از پا فشاری کورکورانه هر دو طرف بر خطاهای خود، بهترین و تنهاترین گزینه پیش رو مسئولان حکومتی و مردم باشد.
نخبگان هر دو گفتمان ازطریق صداوسیما، تریبون های نمازجمعه و رسانه ها با یکدیگر مناظره کنند و میان دو گفتمان آشتی و تفاهم برقرارنمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مدت هاست گزاره ای فکر مرا به خود مشغول داشته ، یک درصد تولید نا خالص داخلی ! کاربردش در دو نقطه دو معنی کاملا متفاوت ایجاد می کند که در یکی منطق و عقلانیت و در دیگری تحقیر و خشونت مستتر است.من نمی دانم منشاء این آمار کجاست و شائق به دانستن آن هم نیستم ولی مطلبی را خوب می دانم که از این گزاره به عنوان شمشیر داموکلس بر سر فرهیخته ترین و کارا ترین طبقه زحمتکش که همانا معلمین باشند ، حد کثر سوء استفاده می شود و با گوشزد کردن این نکته که این طیف ،حقوق بگیران سرباری هستند که حداقل باز دهی را دارند.
واضح است در بطن این گزاره " خشونتی پنهان " نهفته است. وقتی شما چنین اصلی را پذیرفتی مدارس تجاری را به فروش خواهی رساند ، صندلی خالی مدارس فرا دستان را پر خواهی کرد و به نهادهای فرا قانونی اجازه خواهید داد با این نهاد تعلیم و تربیت به عنوان ملک طلق خود هر آنچه می توانند انجام دهند و این کنش ها در شرایطی که نهاد های صنفی واقعا مستقل وبه رسمیت شناخته شده غائب باشند فاعلین را نیاز به پا سخ گوئی نمی کند. طبعا ادامه چنین روندی در بهترین حالت ، آموزشی طبقاتی و خالی از عدالت است و نبود عدالت به معنی باز تولید خشونت که حاملین آن می توانند معلمین و دانش آموزان باشند که تصور می کنند در این دیار عدالت واژه ناآشنایی است...
مهم ترین الزام و نیاز آموزش و پرورش در شرایط فعلی ، برقراری عدالت نسبی مالی و به رسمیت شناختن نهاد های صنفی مستقل این قشر می باشد .
باشد که در پر تو اجرای این مهم ، آموزش و فرهنگی پویا و به دور از خشونت و نابرابری را به یک روند تبدیل نمود.
یقینا سایت وزین سخن معلم نقش به سزائی در این راستا برعهده دارد ...
یک سالگی اش مبارک باد
نمی دانم چرا وقتی دولتی جابه جا می شود ، اتفاقات جالب توجه ای در میان مدیران ارشدی که از دولت قبل هنوز سر کار مانده اند رخ می دهد ؛ در دسته بندی این اتفاقات که من از آن به عنوان " سوگیری مدیریتی در جابه جایی قدرت " یاد خواهم کرد ،پنج دسته ی کلی را می توان متصور شد .
دسته اول
مديراني كه قيد همه تعلقات خود را به ميز و صندلي و منشي و ... مي زنند چون بر اين باور هستند كه اين تو بميري از آن تو بميري ها نيست كه بشود ماند ، اين مي شود كه خيلي زود به استقبال استعفا، باز خريد، بازنشستگي زود هنگام و... هزاران ترفند از اين دست خواهند رفت. تازه اين گونه شايد ارج و قربي هم در محل کار خود پيدا كنند كه مثلا فلاني در راستاي مخالفت با وزیر چنان كرد و هزاران حرف و حديث ديگر. البته اين دسته شايد از كساني نباشند كه اين وضع فلاكت بار آموزش و پرورش را به وجود آورده باشند اما شرط اول عقل را فرار مي دانند ، كجايش هم برايشان چندان مهم نيست.
نتيجه گيري جنگي: اگر زود فرار كني جان از مهلكه به در خواهي برد
دسته دوم:
مديراني هستند كه از دیرباز بر مسند مديريت جلوس كرده اند و جدا شدن از اين محبوب برايشان دردناك است ؛ اين گونه مي شود كه تصميم مي گيرند كمي از صندلي دور شوند و ازبیرون گود اوضاع را رصد كنند تا در فرصتي مقتضي باز ميراث اجدادي خود را پس بگيرند.
قدر مسلم اين دسته هر جايي كه قرار بگیرند دو واكنش را نشان خواهند داد يا شروع به ايراد گيري از وزير و مديران جايگزين خواهند كرد و يا در مدح وزير هر چه توان دارند بi كار خواهند بست تا شايد فرصتي و مجالي دوباره براي برگشت پيدا كنند.
نتيجه گيري سياسي:
به عهده خواننده ؛ چون من سیاسی نیستم .
دسته سوم:
از آنجا كه وزیر در نظر برخي به شكار مدیران قبلی آمده و صياد قابلي است عده اي فرض را بر اين مي گذارند كه در مكتب صياد خوردن گوشت مرده حرام است ؛ اين گونه است كه ترفند در پيش مي گيرند و پيش خود مي گويند منتظر مي شويم تا به ما نزديك شود وقتي ديديم كه خطر ما را تهديد مي كند خود را به مردن مي زنيم نهايتش اين است كه او پس از مشاهده ، متوجه مي شود كه ما مرده اي بيش نيستیم و ما را كنار مي اندازد و ما مي توانيم از مهلكه بگريزيم ؛ اگر هم متوجه نشد كارمان را بر روال سابق ادامه خواهيم داد.
نتيجه گيري اخلاقي:
اگر آدم مثل يك نعش بشود و نشان بدهد كه وجودش مثل يك مرده ي بي خاصيت است ، هيچ كسي كاري به كارش نخواهد داشت.
دسته چهارم:
مديراني كه پيش خود گمان مي كنند كه باب گفتمان هميشه باز است ، مي رويم نزد وزير ،ضمن اعتراف به كرده خود تمام تقصير را گردن وزير سابق مي اندازيم و مي گويم ما مامور بوديم و معذور قطعا او هم ما را درك خواهد كرد، به هر صورت او آدمي دانشگاهي است و متوجه خواهد شد كه زبان مان مشترك است و البته قول مساعد خواهيم داد كه از اين پس يك دل و يك تن در خدمت او خواهيم بود.
وقتي اين دسته خدمت وزیر مي رسند پس از گفتن حرف هايشان متوجه مي شوند كه وزیر اصلا زبان مشتركي ندارد و فقط به زبان خودش حرف مي زند و اين گونه مي شود كه دستور مي دهد همه آنها را به بند بكشند.
نتيجه گيري دانشگاهي:
هر كسي شجاعت داشته باشد و پايداري كند دفترش بسته خواهد شد و اساسا آدم ها هميشه با زبان مشترك به جايي نمي رسند.
دسته پنجم :
در سیستم مدیریتی ایران ، اتوبوس معنای کاملا روشنی برای مدیران ارشد دارد . کارمندان جزء با همان شرکت واحدخودمان و یا با مترو سر کار می روند .
لذا برخی مدیران ارشد می دانند به هر کجای آن اتوبوس معروف آویزان شوند جان از مهلکه به در خواهند برد . از این روی این مدیران دست به دامن سرنشینان آن اتوبوس می شوند و تا می توانند روابط خود را با سرنشینان آن اتوبوس که مختص وزیر است گرم می کنند برای گرما بخشی از هیچ کاری هم مضایقه نمی کنند از فروش آدم تا فروش اموال و...
نتیجه گیری اتوبوسی
برخی افراد اتوبوس "وی آی پی "سوار می شوند و بدون بازرسی وارد ساختمان می شوند برخی در ازدهام مترو از بی هوایی خفه می شوند تا حق به حق دار برسد .
آرش کاویان :
بزرگترین سرمایه ی موردنیاز در شکل گیری و تداوم مناسبات و روابط سازنده بین انسان ها ،اعتماد متقابل است و در مجموعه ای که دارای اهداف مشخص است و قرار بر این است که همه ی اعضای مجموعه در جهت آن اهداف نقش خاص خود را ایفا کنند ،اگر عضوی از مجموعه به هر دلیل نتواند به کارگردانان اصلی اعتماد نماید و یا احساس کند که به نوعی نادیده انگاشته شده است و کسی قادر یا مایل به درک او و پاسخ گوی پرسش های او نیست ،بدون شک سرخورده شده و به تدریج از ایفای نقش صحیح خود باز خواهد ماند.
واقعیت این است که متاسفانه در جامعه ی معلمان کشور بی اعتمادی به مسئولان به شدت احساس می شود و این حکایت تازه ای نیست و مربوط به این دولت و آن دولت نیز نمی شود. واقعیتی است که محصول اشتباهات مدیرانی از سال های دور تا امروز می باشد و کتمان آن نیز دیگر سودی نخواهد داشت.
با اندکی تامل در خصوص عوامل این بی اعتمادی ،به موارد بسیاری خواهیم رسید و در این نوشتار قصد داریم نمونه هایی از آن را بیان نماییم که هریک مصداق روشنی در تایید مدعای ماست:
1-در اردیبهشت ماه سال جاری اعلام شد که شرایط بیمه ی طلایی فرهنگیان تغییر نموده و مبلغ پرداختی فرهنگیان نیز افزایش می یابد ،به دنبال آن نیز تعدادی از فرهنگیان انصراف خود را به ادارات اعلام نمودند اما چند روز بعد مسئولان ارشد وزارت از طریق صداو سیما اعلام نمودند که خدمات بیمه طلایی به غیر از یک مورد تغییر دیگری ندارد و نیمی از حق بیمه نیز توسط آموزش و پرورش پرداخت خواهد شد ،در دو ماه اول نیز به همین صورت عمل گردید پس از آن گفته شد که از این پس حق بیمه به طور کامل از حقوق کسر می شود و چند روز بعد نصف مبلغ به حساب مشمولین واریز خواهد شد و تا دو ماه نیز این وعده عملی شد ولی این روند نیز دوام نیافت و پس از آن حق بیمه به طور کامل بر دوش بیمه شدگان قرار گرفت و ظاهرا مسئولین نیز موظف نیستند در این رابطه توضیحی ارائه نمایند!
2- در سال 93 افزایش حقوقی که اعلام شد مانند سال های قبل از آن بسیار کمتر از نرخ تورم بود ؛ اما فرهنگیان با در نظرگرفتن شرایط مالی و اقتصادی دولت و در جهت همکاری و همراهی با دولت ،بنا را بر تحمل شرایط و بردباری گذاشتند اما به تدریج متوجه شدند که گویا تنگناهای ناشی از کمبود اعتبار فقط متوجه فرهنگیان است وگرنه کارکنان برخی ارگان ها و سازمان ها همانند سنوات قبل از افزایش حقوقی به مراتب بالاتر برخوردار شده اند.
3-به دنبال اعتراضاتی که در دهه ی هشتاد نسبت به تبعیض در پرداخت ها و بی توجهی به مشکلات معلمان انجام شد ،رفع تمامی مشکلات و تبعیض ها به زمان اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری حواله گردید ؛ اما وقتی با کش و قوس های مختلف و تاخیرات متوالی بالاخره در سال 88 در ظاهر اجرا گردید ،شیوه ی اجرای آن آن قدر نامناسب بود و با روح قانون و فلسفه ی اولیه آن فاصله داشت که نه تنها وعده های داده شده عملی نشد بلکه باعث تبعیضاتی ناروا بین کارکنان آموزش و پرورش نیز گردید که تا قبل از آن بی سابقه بود.
4-در دولت قبلی برخی دستور العمل های کارشناسی نشده و بدعت گونه مانند افزایش پلکانی معکوس، تفاوت تطبیق و بند سایر باعث تبعیض های بیشتری گردید که امید می رفت در دولت فعلی اقدامات شایسته ای در جهت اصلاح آنها صورت گیرد اما متاسفانه بر خلاف تمامی انتظارات هیچ قدمی در این خصوص برداشته نشد.
5- در آموزش و پرورش هیچ کانال مطمئنی برای پاسخ گویی به پرسش های متعدد فرهنگیان و رفع ابهامات آنان طراحی نگردیده است ؛ به عنوان مثال یکی از فرهنگیان با سامانه ی تلفنی اعلام شده تماس گرفته و پرسشی را مطرح می نماید و به مدت سه ماه مرتب ارتباط برقرار نموده و با وارد نمودن شماره پیگیری منتظر جواب می ماند اما پاسخی دریافت نمی نماید ، بالاخره خسته شده و پس از تماس تلفنی با دبیرخانه متوجه می شود که به دلیل کاهش نیروهای دبیرخانه چندماهی است که به سوالات تلفنی پاسخ داده نمی شود! بگذریم از اینکه سامانه ی پاسخ گویی اینترنتی نیز سال هاست با کمبود نیرو مواجه است! و امکان ملاقات حضوری با وزیر محترم و معاونین نیز محال به نظر می رسد.
6- حق التدریس معلمان برخی تعهدات دیگر با تاخیرات چندین ماهه و گاهی بیشتر از یک سال تاخیر و در زمانی پرداخت می گردد که ارزش آن بسیار کمتر از زمان انجام کار است و تاکنون یک بار نیز کسی بابت آن از معلمان عذرخواهی ننموده است.البته فرهنگیان مطالبات چندین و چند ساله ی دیگری از قبیل یارانه وام مسکن ،هزینه ی سفر، هزینه ی مهدکودک فرزندان و.....غیره نیز دارند که حتی اگر به فرض محال هم اکنون نیز پرداخت گردد حتی یک بیستم ارزش اولیه ی خود را نخواهد داشت .
7-سال هاست با پرداخت های ماهانه ی فرهنگیان موسسه ای مالی به نام صندوق ذخیره فرهنگیان با سرمایه ای هنگفت تاسیس شده که فرهنگیان با وجود مالکیت آن هیچ نظارتی بر عملکرد آن ندارند و با وجود برخورداری از بنیه مالی مناسب تاکنون هیچ گامی در جهت بهبود معیشت اعضا برنداشته است.
8-در زمینه ی رسالت اصلی آموزش و پرورش یعنی برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی نیز که دغدغه ی اصلی معلمان نیز می باشد متاسفانه سال هاست شاهد اجرای طرح های نسنجیده و با تغییرات پی در پی می باشیم و هیچ گاه به نظرات مجریان اصلی آنها یعنی معلمان آن چنان که لازم است توجه نشده است.
9-با روی کار آمدن دولت جدید ، حداقل انتطار معلمان پاسخگو بودن مسئولین به پرسش هایشان بود ؛ اما متاسفانه این حداقل انتظارشان نیز هنوز برآورده نشده است.
با وجود این موارد و موارد دیگری که مجال طرح آن نیست آیا جایی برای اعتماد باقی مانده است؟
امیدوارم با این نوشتار گام کوچکی در جهت ترویج روحیه ی پرسش گری و پاسخ گویی در بین معلمان عزیز و مسئولین بزرگوار برداشته باشم و بابت نواقص احتمالی از همه ی عزیزان و بزرگواران پوزش می طلبم.
خانواده دانشآموز ١٥ ساله بروجردي كه معلم فيزيك را در كلاس درس به قتل رساند، ادعا كردهاند كه وي داراي مشكلات روحي - رواني بوده است. اگر اين ادعا درست باشد اين پرسش مطرح است كه آيا اولياي مدرسه پيش از فاجعه، از مشكلات رواني دانشآموز با خبر بودهاند؟ اگر آري، براي حل اين مشكلات چه كرده بودند و اگر بيخبر بودند، چه تضميني هست كه دهها دانشآموز مشابه، مثل بمب ساعتي در مدارس سراسر كشور پراكنده نباشند؟ دانشآموز از اتاق «مشاوره» به كلاس ميرود و دست به جنايت ميزند. چرا مشاور مدرسه، دقايقي پيش از جنايت نتوانسته موقعيت بحراني دانشآموز را بفهمد و اقدامي پيش گيرانه انجام دهد ؟
ايلنا از قول منابع خبري خود نوشته: «در پي بالا گرفتن جر و بحث بين معلم و دانشآموز...» معلوم نيست كه آيا مشاجرهيي صورت گرفته يا نه؟ محتواي اين جر و بحث احتمالي چه بوده؟ اگر آن گونه كه وزير آموزش و پرورش در پيام خود به همين مناسبت گفته قرار است ابعاد تربيتي و اجتماعي فاجعه بررسي شود، بايد جزييات اين حادثه و حوادث مشابه را در اختيار داشته باشيم. حوادثي مانند آتشسوزي و تصادف اتوبوسهاي اردوي دانشآموزان و تنبيه بدني دانشآموزان درگذشته هم پر از ابهام بود. پرسش درباره آسيبهاي اجتماعي هم بيپاسخ ميماند. اگر حاجي بابايي در برابر پرسشهاي نامتعارف خبرنگاران عصباني ميشد، آقاي فاني با خونسردي به سوالهاي مشخص پاسخهاي ديپلماتيك و مبهم ميدهد.
وزارت آموزش و پرورش بايد گارد بسته خود را باز كند. اطلاعات، اخبار و آمار را پنهان نكند و درهاي مدارس را به روي محققان بگشايد. آموزش و پرورش را ميتوان يك «شبه سيستم» دانست كه به جاي حركت به جلو دور خود ميچرخد. نيروها در اين سيستم به جاي هم افزايي همديگر را خنثي ميكنند. در مدرسه اكثر افراد از مدير تا آبدارچي، براي كاري كه انجام ميدهند، آموزش نديدهاند و هيچ كس هم ظاهرا از كارخود راضي نيست. همه چيز مدرسه، از تدريس معلم در كلاس تا مراسم آغازين تا شيوه كار معاونان، مدير مدرسه و... تابع سليقه و منش افراد است. هيچ پروتكل و قاعدهيي رعايت نميشود. يك دبير، دانشآموز تاخيري را به كلاس راه نميدهد، ديگري راحت او را ميپذيرد. يكي خوش اخلاق است و جوك ميگويد و ديگري عصباني است و تندخو. يكي معتقد به تنبيه بدني و زجر دانشآموز به عنوان يك روش موثر تربيتي است و ديگري هيچ حساسيتي به درس خواندن و شلوغ كردن دانشآموز در كلاس ندارد. يكي با شوخ طبعي متلك بار دانشآموزان ميكند و ديگري لفظ قلم و جدي حرف ميزند. يكي در دادن نمره سخت گير است و ديگري دست و دلباز. روش معاونان مدارس هم بسيار متفاوت است. اولي در هر كلاس يك آنتن دارد. دومي فقط نمره انضباط كم ميكند. سومي اهل كتك زدن است، چهارمي فقط داد ميزند و ميترساند، پنجمي اوليا را احضار ميكند، ششمي ساعتها و روزها دانشآموز متخلف را سر پا جلوي ديوار دفتر نگه ميدارد. هفتمي به موي بلند و آستين كوتاه گير ميدهد، هشتمي دنبال كشف موبايل و سيدي است. پرورشي مدرسه هم كارش برگزاري سخنرانيهاي سياسي – عقيدتي، چسباندن اطلاعيه و پوستر در تابلو اعلانات و تهيه گزارش از حضور دانشآموزان در نماز جماعت و برگزاري مسابقات اذان و تشكيل هيات و مسائلي از اين دست است. ياد گرفتن مديريت در مدرسه به علم و مدرك نياز ندارد. گرفتن پست تابع ارتباط است و يادگيري هم تجربي است.
تخصص اصلي بسياري از مديران مدارس پول گرفتن از اوليا در بزنگاههايي مانند هنگام ثبت نام، دادن كارنامه و جلسات انجمن است. كار وزراي آموزش و پرورش هم سليقهيي است. هر وزيري به چيزي بند ميكند. حاجيبابايي عاشق ٦-٣-٣ بود. فاني اما دغدغهاش توسعه غيرانتفاعيهاست. علي احمدي كارش بازنشسته كردن معلمها بود. فرشيدي مديريتها را شخم ميزد. در حرف ، تربيت را بر تعليم مقدم ميدانيم اما كار تربيت در مدرسه را به يك نفر و تعليم را به ٣٠ نفر سپردهايم. مدارس دولتي مناطق حاشيهيي شهرها و جاهايي كه سطح سواد و تمكن مالي خانوادهها پايين است، به خصوص در مقطع متوسطه، به لحاظ تربيتي و آموزشي موقعيتي بحراني دارند.
در خوش بينانهترين حالت در اين مدارس فقط ٢٠ درصد دانشآموزان با حمايت و تشويق خانوادهها درس ميخوانند. در يك دبيرستان با ٥٠٠ دانشآموز، مانند همين مدرسه حافظي بروجرد بدون اغراق، ٤٠٠ نفر از درس و مدرسه بيزارند و دمدستيترين وسيله سرگرمي آنها دست انداختن معلم است. بي سوادي و بذل و بخشش نمره در همه پايهها رواج دارد. بخشي از دانشآموزان كلاس اول متوسطه (پايه نهم) مدارس دولتي توانايي خواندن و نوشتن در حد پنجم ابتدايي ندارند. هيچ كس هم نميداند اينها چگونه بالا آمدهاند؟ بسياري از دبيرستانها و هنرستانهاي دولتي ما در مناطق حاشيهيي و كمتر برخوردار، مستعد اتفاقات فاجعه بار هستند. مديريتهاي غيرآموزشي و باندي، معلمان آموزشنديده و بيانگيزه، مجموعهيي از مقررات و آييننامه و اسناد فلجكننده، غلبه گفتمانهاي فرعي مانند گفتمان سياسي و گفتمان معيشتي بر گفتمان آموزشي و تربيتي، كمبود بودجه و تنگناهاي مالي، برنامه آموزشي غيرجذاب كه باعث بيزاري دانشآموزان از مدرسه و درس ميشود، نشانههايي از فرسودگي اين بناست. اين سيستم تلفات و قرباني دارد.
محسن خشخاشي، دانشآموزان شينآباد و درودزن، قربانيان تصادفات اردوهاي دانشآموزي و دانشآموزاني كه در اثر تنبيه بدني مردهاند و مصدوم شدهاند بخش مرئي اين تلفات هستند.
خبر تکان دهنده بود ؛ مرحوم محسن خشخاشی سر کلاس درس با حمله یکی از دانش آموزان نوجوان کلاس به ضرب چاقو کشته شد .
سازمان معلمان ایران در کنار بسیاری از اندیشمندان جامعه بر این باور است این قتل حاصل چرخه ی خشونتی است که متاسفانه در جامعه ما گویا به جای کاهش در حال بازتولید است .
ساختارهای فرهنگی جامعه ، باید مروج مدارا ، صلح و گفت و گو باشند . وظیفه این ساختارها است که پرهیز از خشونت را در جامعه نهادینه نموده تا استفاده آشکار و فزآینده از خشونت به عنوان مهم ترین ابزار کنترل از جامعه ریشه کن شود .
به باور ما ، بروز خشونت از مصادیق بارز و روشن ضعف اخلاقی و عدم امنیت جسمی و روانی است که رفع آن همتی همه جانبه می طلبد .یک برنامه ریزی و عزم ملی لازم است تا امیدوار شویم در آینده شاهد ظهور و بروز خشونت به اشکال گوناگون آن نخواهیم بود .در حالی که انتظار می رود فرآیند آموزش و پرورش از یک سو با اندیشه و خردورزی و از سوی دیگر با معنویت و انسانیت همراه باشد . وقوع چنین حادثه تلخی گزنده تر خواهد بود ، این که خشونت تا پای تخته سیاه مدارس آمده و سنگ فرش کلاس با خون معلم رنگین می گردد ؛ زنگ هشداری است که اعلام می دارد عمر آموزش و پرورش متمرکز و یک وسویه به سر آمده و گفت و گوهای نابرابر حاصلی جز خشونت ندارد .
تلخ زیستن و تلخ کامی در آموزش و پرورش ایران سایه گسترده است ، لذت زیستن را از دانش آموزان مضایقه می کند و برخی برنامه های حزین به آسانی و در طول سال در تمامی مقاطع و به انحای مختلف به اجرا درمی آید ؛ اما چندان خبری از جشن های شادی بخش در میان نیست .
سازمان معلمان ایران ضمن ابراز هم دردی ، فرهنگیان را فرا می خواند که به همه اشکال خشونت « نه » گفته و پرچم دار گسترش احترام متقابل ، اهمیت مدارا و گفت و گو های برابر باشند .
گروه اخبار /
در فضای کنونی شهرستان گرمی امروز کسانی هستند؛ که با ابزارهای مختلفی سعی کردهاند فضا را به نفع خودشان مصادره کنند؛ این گروه برای ممانعت از موفقیتهای نماینده و فرماندار شهرستان از هیچ کوششی دست بردار نیستند.
سیاست این اشخاص تقابلی است و تمام انرژی، فکر و ذهن شان برنامهریزیهای کارشکنانه علیه نماینده و فرماندار است.
این گروه همیشه تصویرهای منفی از مسئولین نشان میدهند و فضای غبار آلودی از فعالیتهای مسئولین انعکاس میدهند و با بازی کردن کلمات دنبال تنش و آشفته نمودن هستند.
مردم شریف گرمی با یک حرکت حماسی و هم پا با مسئولین شهرستانی و استانی در خصوص الحاق گرمی به منطقه آزاد ارس جواب دندانشکنی به این گونه افرادی که مغرضانه مینویسند دادند.
گرمی کی به خود دیده بود که سرمایهگذار خارجی با ماشینهای آنچنانی مشتاقانه برای سرمایهگذاری 130 شرکت خارجی آن هم به رقمی که حتی هنوز هم در باور خیلیها نمیگنجد برای سرمایهگذاری در این شهر اعلام آمادگی نمایند که در یکی از وبلاگهای خبری شهرستان که با نهایت سلام و صلوات به جلسه دعوت و جهت تنویر افکار عمومی با انتظار حفظ نهایت بیطرفی دعوت شده بود خبر مندرج به شایستگی به مفهوم واقعهای مطلب نپرداخته بود و بیش از چند دقیقه در تیتر اول این وبلاگ دوام نیاورد.
این گروه دنبال دعوای قدرت و جایگاه مد نظرشان هستند و در هر فرصتی برای مقاصدشان از کوچکترین ذرهای برای تشویش اذهان عمومی بیکار نمیمانند و تبلیغات گستردهای به راه میاندازند.
همین چند روز پیش که نوشتند «تکرار آتشسوزی بخاریهای نفتی اینبار در مدرسهای در گرمی» بهطوری که این خبر منتشر شده در خصوص آتشسوزی بخاری استاندارد کاربراتوری در مدرسهای در یکی از روستاهای گرمی آنگونه که گفتهاند نیست و کذب میباشد و این خبر کاملا مغرضانه از سوی برخی رسانه نماهای شهرستان نوشته شده است.
اینان سرودههای غمگین را برای مردم میسرایند، سرایندگانی که بدون در نظر گرفتن مشکلات معیشتی، مردم را به سمت و سوی افکار متلاطم و هیاهوهای حزبی میبرند و با تفکرات واهی دنبال نقشههای خودشان هستند این گروه چشمها را بر روی واقعیتهای موجود بستهاند و مغایر خط مشی مردم حرکت میکنند و با کمترین اصطکاک فکری رفتارهای مخاطرهآمیزی در سطح جامعه ایجاد میکنند، نه دنبال واقع بینیاند و نه بهصورت مصلحت اندیشی عمل میکنند، این اشخاص بدون در نظر گرفتن وضعیت موجود جامعه و رعایت ننمودن موازین اخلاقی و مسائل معیشتی دنبال" قاعده سازی" سیاسی جناحشان هستند.
این بخش از مخالفین که هیچ وقت نمیخواهند شهرستان گرمی در آرامش باشد و فقط بر امیال خودشان تمرکز کردهاند؛ دنبال ناامید کردن مردم هستند و در مسیر واقعنگری سیاسی به دور هستند و تخریب و کوبیدن را به عنوان اهرم اصلی انتخاب نمودهاند، این عده محدود که پایگاه اجتماعی ندارند، با راه انداختن سر و صدا و فرکانسهای ناامید کننده در سطح شهرستان، میخواهند هجمههای به زعم خودشان وسیع شکل دهند، در صورتی که مردم بزرگوار و با درایت گرمی مسائل شهرستان را به خوبی رصد میکنند و در ادوار مختلف به صورت هوشمندانه بهترین تصمیمات را اتخاد کردهاند.
محمود علایی، فرماندار گرمی در خصوص حادثه آتشسوزی بخاری در مدسه روستای درمانلوی این شهرستان اظهار کرد: در این حادثه اختلاف معلم با رئیس آموزش و پرورش موجب شده خبر بیش از اندازه بزرگ شود. در پی این حادثه حتی درخواست کمک امدادی نشده است. با دکتر متخصص که وضعیت درمان معلم را پیگیری میکند صحبت کردم و وی عنوان کرد که معلم هیچ مشکل خاصی بابت سوختگی و خفگی ندارد.
وی در تشریح فرآیند آتشسوزی در مدرسه گفت: دانشآموزان و معلم اطلاع نداشتند که در کاربراتور بخاری نفتی، نفت بیش از اندازه وارد شده و بخاری را روشن میکنند و بعد از آن مطلع میشوند که نفت در آن زیاد است. یه همین دلیل بخاری دچار آتشسوزی میشود، یکی از دانشآموزان نیز در جریان حادثه برای بیرون بردن بخاری شیطنت کرده که موجب آتشسوزی بیشتر بخاری میشود. این مسئله طبیعی است و عمدی در رخداد حادثه توسط دانشآموزان وجود ندارد.
حال چند سوال...
انتهاي پيام/
گزارش از خبرنگار سیفار
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
طی هفته گذشته ادعاهایی از سوی حمیدرضا حاجیبابایی مطرح شد که برای معلمان و دستاندرکاران آموزش و پرورش کشور جای سوال داشت؛ اینکه وضعیت نابسامان نظام آموزشی در حال حاضر به میزان زیادی نتیجه تصمیمات و اقدامات حاجیبابایی بوده است ، با ادعاهای وی کمترین همخوانی ندارد. متاسفانه از آنجا که عملکرد گذشته مسئولان در کشورمان کمتر مورد پرسش و پیگیری قرار میگیرد، هر یک از این مسئولان میتوانند دوران مسئولیت خود را پر و بال داده و وضعیتی آرمانی و بی نقص از آن ارائه کنند. برای کارشناسان حوزه آموزش و پرورش ، دوران وزارت حاجیبابایی مترادف با بی ثباتی در نظام آموزشی بوده است. یادآور تغییرات پرشمار ساختاری و محتوایی که کمتر بخشی از نظام آموزشی از تیررس پیامدهای ناگوار آن مصون ماند اما بیتردید تیر خلاص وی را بر پیکره نظام آموزشی، میتوان دست کاری بیش از 70 درصد محتوای سند تحول بنیادین دانست. سندی که قرار بود نجاتبخش سیستم آموزش و پرورش از بی برنامگی و روزمرگی باشد.اما در زمینه ادعاهای مطرح شده از سوی حاجیبابایی، بهتر است به آمارهای ارائه شده از سوی وی نیز اشاره کنیم که گویا بر طریق دولت متبوع خویش، اصرار عجیبی به ارائه آمار و اطلاعات دارد!باسمه تعالی
ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
با درود و بزرگداشت مقام قضائی جنابعالی
معلمین بازنشسته آموزش و پرورش در نتیجه رفتار خلاف قانون دولت های نهم و دهم، از حق قانونی خود محروم شده و برای احقاق قانونی خود به دیوان عدالت اداری شکایت کرده اند که الحق والانصاف، آن دیوان محترم آرای قانونی به نفع معلمین بازنشسته صادر کرده است ولی دولت های نهم و دهم بی اعتنا به قوانین و مصوبات مجلس شورای اسلامی و آرای صادره از شعب و هیات عمومی دیوان عدالت اداری از اجرای آن ها استنکاف کرده است که در نتیجه استنکاف، زندگی معلمین بازنشسته زیر خط فقر قرار دارد .
فیش حقوقی معلمین بازنشسته، نشان می دهد که بیش از 99 درصد آنها با چه سختی گرفتار معیشت هستند، این زندگی کسانی است که شغل انبیا دارند، نه در شان نظام جمهوری اسلامی ایران و نه روا در حق معلمین بازنشسته است. درخواست های قانونی معلمین بازنشسته از جنابعالی عبارتست از:
1-کسانی که قوانین و مصوبات مجلس شورای اسلامی را اجرا نکرده و از اجرای آرای دیوان عدالت اداری به ویژه " سازمان بازنشستگی کشوری " استنکاف کرده اند را مورد بازخواست قانونی قرار دهید تا مطابق قانون به سزای عمل خود برسند و عبرتی برای مستنکف از اجرای قانون باشد.
2-پولی را که اختلاس کنندگان و رانت خواران خورده و برده اند باز پس بگیرید تا دولت بتواند طبق قانون و آرای صادره از دیوان عدالت اداری، طلب های ما معلمین بازنشسته را پرداخت کند.
3-از صندوق بازنشستگی کشوری توضیح بخواهید به چه دلیل بخش نامه شماره 4113/ص/250 مورخ 3 / 3 / 91 را صادر کرده و چرا تاکنون که بیش از سه سال از درصد آن می گذرد، اجرا نکرده است.
با سپاس از بذل توجهی که نسبت به خواست قانونی معلمین بازنشسته می فرمائید.
گروه بازنشستگان گروه سایت سخن معلم
(بنائیان)
5 / 9 / 93
سخنگوی دولت اعلام کرد که در جلسه هیات وزیران ، وزیر امور خارجه گزارشی درخصوص مذاکرات وین ارائه کرد.
محمد باقر نوبخت در حاشیه جلسه روز چهارشنبه هیأت دولت با اعلام این خبر گفت: با توجه به فعالیتهای تیم مذاکره کننده هستهای، رئیس جمهور و هیات وزیران صمیمانه از فعالیت های ارزنده تیم هستهای تشکر کردند.
نوبخت با اشاره به اینکه سومین سال تحریم های ظالمانه و به اصطلاح کشورهای تحریم کننده ، تحریم های فلج کننده را پشت سر گذاشتیم تصریح کرد: مرکز آمار ایران ،آمار تورم ماه آبان را اعلام کرد و همچنان روند نرخ تورم کاهنده است یعنی نرخ تورم سالانه 8/ 17 درصد نرخ تورم نقطه به نقطه 3/ 13 و تورم ماهانه 8/ 0 درصد بوده است.
سخنگوی دولت با اشاره به این که در جلسه هیأت وزیران بررسی لایحه بودجه سال 94 نیز مورد بحث قرار گرفت خاطر نشان کرد :بودجه سال 94 در هزینه های جاری نهایت صرفه جویی را دنبال خوادهد کرد و در اعتبارات عمرانی تمرکز بر تکمیل طرح های ناتمام و بازپرداخت بدهی پیمانکاران را مدنظر داریم.
وی اضافه کرد: اعتبارات عمرانی نسبت به سال جاری 20 درصد افزایش می یابد در حالی که در هزینه های جاری صرفه جویی میشود ؛ همچنین سیاست مهار تورم و افزایش رشد اقتصادی مثبت در سال 94 دنبال خواهد شد.
نوبخت خاطر نشان کرد : در سال 94 حقوق کلیه کارکنان دولت به اندازه نرخ تورم افزایش خواهد یافت.
سخنگوی دولت با اشاره به اینکه در مورد بودجه سال 94 یک سوم تبصره در هیأت وزیران به تصویب رسیده است تصریح کرد: تا اواسط سال آینده لایحه بودجه در دولت به تصویب خواهد رسید و در وقت قانونی لایحه را به مجلس تقدیم خواهیم کرد البته قبل از آنکه بودجه به مجلس رود برای اصحاب رسانه همه اجزای بودجه سال 94 به صورت شفاف بیان خواهد شد.
در ادامه این جلسه نوبخت در پاسخ به سوالی در مورد تاثیر مذاکرات وین بر اقتصاد کشور، گفت: نتیجه مذاکرات قطعا منفی نیست، چون در اینصورت باید سناریوی بدبینانه ای که پیش بینی کرده بودیم اجرایی می شد، اما وضع خوشبینانه هم به معنای توافق کامل اتفاق نیافتاده است پس مذاکرات را در جهت استمرار وضع موجود و گام به جلو می دانیم.
نوبخت با تاکید بر اینکه ما همچنان بر منافع ملی و چارچوب هایمان پافشاری می کنیم خاطرنشان کرد: استمرار وضع موجود با امید دست یافتن به یک توافق با تامین کامل منافع ما مدنظر است.
وی همچنین در جواب سوالی در مورد بودجه حوزه ورزش گفت:کمک به بخش ورزش را در ردیف های مستمر و دائمی وزارت ورزش می بینیم و نهایت تلاشمان را برای این بودجه خواهیم کرد.
سخنگوی دولت همچنین در مورد سوالی در رابطه با آزاد سازی پولهای بلوکه شده ایران گفت:700 میلیون دلار در هر ماه آزاد خواهد شد.
وی توضیح داد: فرق استفاده ما از این مبالغ ارزی بافروش نفت این است که فروش نفت محدودیت هایی برای واردات هر نوع کالا دارد که عمده آنها معطوف به کالاهای اساسی و دارو میشود.
نوبخت تصریح کرد: این رقم را میتوانیم به صورت نقد یعنی به صورت اسکناس بیاوریم و علت تاخیر در قسمت قبلی که تا آخرین سنت آن را دریافت کردیم این بود که می خواستیم به صورت وجه نقد داخل بیاوریم که به شکر خدا موفق شدیم و الان اسکناس آن در بانک مرکزی موجود است.
وی تصریح کرد: بر اساس وعده ای که گذاشته شده بود، این مبالغ به داخل آورده شده است.
وی همچنین در پاسخ به این سوال که آیا کل بودجه سال 94 عملیاتی است و یا اینکه مربوط به برخی دستگاه ها میشود گفت: ما در همه دستگاه ها به صورت عملیاتی عمل کرده ایم. چون در عملیاتی باید قیمت تمام شده را محاسبه کنیم و بعضی از دستگاه ها را به خاطر نوع فعالیت شان نمی شود باقیمت تمام شده محاسبه کرد بنابراین در این طور موارد نیازی نبود این اتفاق بیافتد.
انتهای پیام
ایسنا