گروه گزارش/

درست در آخرین روزهای وزارت محمد بطحایی در آموزش و پرورش و یک روز پس از پذیرش استعفای ایشان از سوی رئیس جمهور ، بطحایی در 15 خرداد 98 در نامه ای ، « مهدی رفیعی دهکردی » را که سمت « معاون پرورشی و فرهنگی اداره کل آموزش و پرورش خوزستان را بر عهده داشت به سمت " مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان " منصوب کرد .
« صدای معلم » در گزارشی انتقادی خطاب به سرپرست وقت وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )
" حال پرسش این است که به لحاظ قانونی وزیر مستعفی که استعفای وی مورد پذیرش رئیس دولت قرار گرفته است مجاز به انجام چنین کاری بوده است ؟
از سوی دیگر صدور ابلاغ مدیر کلی در روز تعطیلی صورت گرفته است .
پرسش صدای معلم این است که این همه شتاب برای چه بوده است و چرا صدور ابلاغ به روزهای بعد موکول نشده است ؟
این رسانه از « سیدجواد حسینی » می خواهد در راستای شفاف سازی و تنویر افکار عمومی مساله را پی گیری و نتیجه را اعلان نماید .
این نخستین درخواست یک رسانه مردمی و مستقل از سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای عمل به قانون گرایی و اثبات گفته ها است .
پیش تر ؛ صدای معلم گزارشی را در این مورد منتشر کرده بود . ( این جا )
« جواد حسینی » پاسخی به این گزارش نمی دهد اما حکم مدیر کلی رفیعی را تا پایان زمان سرپرستی اش را هم تایید نمی کند .
از اقدامات سرپرست پیشین اداره کل آموزش و پرورش خوزستان برکناری حسن بهنام، فعال فرهنگی و آموزشی و معاون پژوهشی اداره آموزش و پرورش ناحیه چهار اهواز در 4 تیرماه 98 بود که مورد انتقاد این رسانه واقع گردید .
بهنام در مورد علت برکناری اش به صدای معلم گفت :
" پس از انتشار مقاله «خیز مدیران ضد توسعه برای تصاحب کرسیهای مجلس» به فاصله کمتر از ۲۴ ساعت اینجانب از سمت خود برکنار شدم. "
رفیعی دهکردی سرپرست ( پیشین ) اداره کل آموزش و پرورش خوزستان روز پنجشنبه ۹۸/۵/۳ در مراسم بیست و یکمین جشنواره خیرین مدرسهساز خوزستان در اهواز و در جمع فرهنگیان و مسئولان ارشد کشوری، استانی و منطقهای در حضور سید جواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش با ارائه پیشنهادی نامتعارف و عجیب، خواستار تشکیل ستاد معین و تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش خوزستان از استانهای دیگر شد .
یکی از فرهنگیان خوزستانی در نامه ای به صدای معلم ضمن انتقاد از این اظهارات نوشت : ( این جا )
"سؤال اساسی اینست که آیا کمبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش خوزستان یک حادثه غیرمترقبه است که پیشنهاد تشکیل ستاد معین داده میشود؟
نقش مدیریت عالی استان، شورای عالی آموزش و پرورش استان و مجمع نمایندگان استان چه بوده است؟
بدیهی است کمبود نیروی انسانی آموزش و پرورش خوزستان ناشی از سوءمدیریت مزمن، ساماندهی ناکارآمد و ناکافی نیروهای موجود، بزرگ نمایی معضل به منظور بهرهبرداریهای خاص تیم موجود بوده و شورای عالی آموزش و پرورش استان و مجمع نمایندگان استان در پیدایش چنین وضعیت نامطلوب و اسفناکی به مردم شریف استان باید پاسخ گو باشند. "
نکته ی مهم آن است که نه در زمان مدیر کلی " محمد تقی زاده " و نه سرپرستی رفیعی ؛ هیچ یک به رسانه های منتقد و مستقل پاسخ گو نبوده اند .
« صدای معلم » همواره از عملکرد روابط عمومی های ادارات آموزش و پرورش انتقاد کرده است .
موضع این گونه مدیران و مقامات در برابر انتقادات یا سکوت بوده است و یا شکایت !

هم زمان با معرفی « محسن حاجی میرزایی » به عنوان گزینه ی پیشنهادی وزیر آموزش و پرورش به مجلس شورای اسلامی ، مجمع نمایندگان خوزستان در مجلس حمایت مکتوب خود را از حاجی میرزایی برای تصدی وزارت آموزش و پرورش اعلام کردند . ( این جا )
هم زمان با انتشار برخی اخبار در مورد معرفی " کوروش مودت " به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان ، « صدای معلم » در گزارشی نوشت : ( این جا )
" نکته ی مهم و قابل تامل در این گونه موارد عدم توجه به مفاد و محتوای " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " است .
صدای معلم بارها از استانداران سراسر کشور به جد و فوریت خواسته است تا گزارشی از اقدامات انجام شده خود در مورد این قانون را به طور شفاف به اطلاع جامعه برسانند .
وظیفه استاندار و یا فرماندار فقط دخالت در تعیین مدیران آموزش و پرورش نیست . "
یک فرهنگی خوزستای در نامه ای خطاب به وزیر آموزش و پرورش در انتقاد از این اقدام نوشت :
" بالاخره بعد از مدت ها کشمکش جهت انتخاب گزینه ای برای مدیر کلیآموزش و پرورش خوزستان پسرخاله استاندار خوزستان با حمایت شخص استاندار به عنوان گزینه نهایی به وزارتخانه معرفی شد.
«کوروش مودت» که بیش از ۳۵ سال سابقه کار دارد و این روزها باید جای خود را به جوانترها و نخبگان خوزستانی بسپارد صرفا به دلیل خویشاوندی با استاندار خوزستان برای این سمت معرفی می شود.
مودت طی سال های اخیر بیشتر دوره کاری خود را در شورای شهر بهبهان، فرمانداری هندیجان و هم اکنون خرمشهر گذرانده و مدت زیادی است که با معلمی، کلاس و مدرسه فاصله داشته است. وی فرماندار کنونی خرمشهر است و ۲۵ سال از آموزش و پرورش دور بوده و اکنون میآید تا کشتی به گل نشسته آموزش و پرورش خوزستان را بیش از پیش غرق کند.
با وجود این اخبار نگران کننده گویا قرار است مجددا روند انتصابات قومی و طایفه ای دوره مدیریت اجاره نشین خیابان ۱۳ در آموزش و پرورش خوزستان استمرار یابد. "
سرانجام پس از کش و قوس های بسیار خبر انتصاب " مودت " به عنوان مدیر کل آموزش و پرورش استان خوزستان به صورت رسمی منتشر گردید .
سایت " عصر ما " در مورد حاشیه های مراسم تکریم و معارفه نوشت :
" ۱٨ نماینده استان در مجلس شورای اسلامی از غائبان مهم این مراسم بودند .
هیچ کدام از نماینده های استان در مجلس خبرگان رهبری حضور پیدا نکردند.
نماینده محترم ولی فقیه در استان و ائمه جمعه نیز هیچ کدام در این مراسم حضور پیدا نکردند.
هیچ کدام از فرماندهان نظامی ، انتظامی و سپاه پاسدارن نیز حضور نداشتند.
مدیران کل ادارات حضوری بسیار کم رنگ داشتند.
شخص استاندار که بانی این انتصاب بود تا کنون در مراسم حضور پیدا نکرد.
سیدجابر موسوی، معاون نیروی انسانی اداره کل ، علی رضا مسرور ، برخی چهره های انجمن اسلامی معلمان و تیم مدیرکل سابق نقش پر رنگ و حضور پر ترددی در مراسم معارفه مدیرکل جدید داشتند . "

پرتال اداره کل آموزش و پرورش خوزستان هم نوشت :
" کورش مودت چهارشنبه 8 آبان ماه 98 در حاشیه آیین تودیع و معارفه با بیان اینکه برنامه های مختلفی برای آموزش و پرورش در نظر گرفته شده است ، گفت: با هماهنگی صاحب نظران و همه دست اندر کاران تلاش می کنیم چالش های پیشروی آموزش و پرورش را برطرف کنیم .
وی با اشاره به اینکه آموزش و پرورش خوزستان با چالش های مختلفی رو به رو است، عنوان کرد: چالش نیروی انسانی و منابع مالی دو چالش جدی در آموزش و پرورش خوزستان برشمرده می شود .
مودت با عنوان اینکه چالش کمبود منابع مالی با اعتبارات دولتی قابل حل نخواهد بود، افزود : قطعا باید با جلب مشارکت خیرین مدرسه ساز خواهیم توانست بار سنگینی از دوش برداریم ."
به نظر می رسد مدیر کل جدید آموزش و پرورش خوزستان هم آوا با بسیاری از هم صنفان و نیز روسای شوراهای آموزش و پرورش استان ها به جای توجه به اجرای مفاد و موارد مصرح در قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش چشم به جیب خیرین دوخته اند .

نگاهی به اخبار و گزارش های منتشر شده در پرتال ادارات آموزش و پرورش موید این مدعاست که اراده جدی برای توجه به به فعلیت درآوردن پتانسیل مغفول در قانون مذکور دیده نمی شود ضمن آن که برای حضور در نشست شوراهای آموزش و پرورش خبرنگاران و رسانه ها غایبان جدی و همیشگی هستند .
پرسش « صدای معلم » از مسئولان آن است که چرا نشست شوراهای آموزش و پرورش پشت درهای بسته انجام می شود و صرفا اخباری صوری و خنثی از این نشست ها در افکار عمومی منتشر می شوند ؟
« مینو امامی » از فرهنگیان بازنشسته در مطلبی که برای صدای معلم ارسال کرد چنین نوشت :
" وزرای آموزش و پرورش به جز مرحوم دکتر غلامحسین شکوهی که خود مرد تعلیم و تربیت و چهره ای ماندگار بود ، به جامعه فرهنگیان اصلا و ابدا اعتماد ندارند و در هر صورت باید دری از یکی از سازمانها و نهادها را بزنند تا ناچارا کسی را مدیر کل نمایند ! و در این بین دو درِ زده شده از همه آنها سوپاپ اطمینان بالاتری برای دولت و مجلس و وزیر آموزش و پرورش ، فراهم می سازد: یکی درِ جامعه روحانیت و دیگری مردان سیاست از وزارت کشور به عنوان فرماندار و استاندار و یا معاونان سیاسی آنان ( کاش حداقل معاون فرهنگی - اجتماعی انتخاب می شدند ؟) .
در دوره های قبل ، ورود مردان به میدان سیاست از بین مدیران کل آموزش و پرورش ،ممکن می شد و تعدادی از آنان به عنوان استاندار و فرماندار و نماینده مجلس و گاه حتی وزیر ، انتخاب می شدند و امروز جهت این حرکت ، معکوس گردیده است !
راستی دولت ضامن ایجاد و ترویج فرهنگ امنیتی است یا مجری برقراری امنیت فرهنگی است تا ارزش ها و هنجارهای جامعه حفظ و تقویت گردد ؟!
لابد لازم به گفتن نیست که یک فرد سیاسی - امنیتی ، تمام مسایل و امور را از زاویه و دید ترویج امنیت ، خواهد دید و وقتی این باور و احساس به تعاملات آموزشی - فرهنگی مدارس مابین دانش آموزان و معلمان و دیگر نقش ها ، هدایت و تزریق شود، جوّ خوشایند آموزش با توجیه یادگیری و افزایش مهارت های زندگی ، جای خود را به حساسیت سیاسی در گفته های معلمان و همکاران خواهد داد و هر یک تبدیل به سربازان گمنام اطلاع رسانی خواهند شد.
البته همیشه استثنا وجود دارد که به طور مثال می توان به سید جواد حسینی سرپرست اخیر وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد که دارای دکتری تخصصی جامعهشناسی بود و در کارنامه کاری خود سوابقی همچون معاونت سیاسی ، امنیتی و اجتماعی استانداری خراسان رضوی ، مدیرکل آموزش و پرورش استان خراسان رضوی ، فرمانداری مشهد و معاون فرمانداری مشهد را داشت ، اما در مدت کمتر از سه ماه ،حرف های مطرح نشده و کارهای انجام نشدۀ دیگر وزرا را به جا آورد و تحسین برانگیز بود و این احتمالا به دو دلیل بوده است : ارتباط رشته تحصیلی با آموزش و سابقه مدیرکلی ایشان در آموزش و پرورش .
اما جناب کوروش مودت ، هیچ کدام از این دو شاخص را ندارند ، پس باید منتطر ماند و دید که این روال ، روند اصلی وزرا در انتخاب مدیران کل بعد از این خواهد بود و یا خیر؟ یا ایشان چگونه عمل خواهند کرد؟
جناب وزیر ،
بدین مِنوال آموزش و پرورش به کجا هدایت می شود ؟ آیا شما آثار و نتایج هر انتخاب و حرکت و تصمیم خود را برای سال های بعد نیز ارزیابی می کنید و یا فقط امور جاری وزارتخانه را رتق و فَتق می کنید؟ آیا بدین طریق باری از انبوه مشکلات آموزش و پرورش برداشته خواهد شد و یا بدان افزوده خواهد شد؟
لطفا اداره امور آموزش و پرورش را به مردان و زنان آموزش و پرورشی بسپارید تا به بیراهه و سیرقهقرایی ، میل نکند.
شما وزیر محترم بعد دو سال دیگر در این پست نیستید اما من معلم و دانش آموز امروز و فردا یک عمر در این ویرانکده ، کودکی و نوجوانی و جوانی و سالمندی خود را تا لحظه فوت سپری خواهیم کرد. پس برای همه ما امنیت فرهنگی را تضمین سازید تا نظام آموزشی از زخم ها و دردهای بیشمار گذشته و حال ، شاید التیام یابد. "
پایان گزارش/

زندگی کوروش از زادن تا مرگ در مه افسانه ها پنهان مانده است اما از خلال انبوه روایت ها و نوشته های مورخان و پژوهشگران و منشور حقوق بشر بابل،می توان نوری کم سو، بر شخصیت و منش شاه بزرگ هخامنشی تاباند.
او فرمان به قتل و غارت در سرزمین های فتح شده نداد.
از واداشتن مردم به ترک دین و آئین پرهیز کرد.
حاکمان مغلوب را بخشید، با تیشه جهل، هیچ بنایی را ویران نکرد،کتاب و کتابخانه ای را طعمه آتش نساخت و زنان و کودکان را به اسارت و کنیزی و بردگی جنسی وادار نکرد.
در زمانه ای که کشتار و اسارت مردم و نابودی زیر ساخت های ملل مغلوب از سوی فاتحان امری رایج و مرسوم بود و حتی در جهان متمدن امروزی، شواهد پر شماری از این رفتارهای وحشت انگیز در دست است؛ کوروش بزرگ، منادی و پیام آور آزادی، برابری، مدارا و خشونت پرهیزی شد.
کارنامه سی سال حکومت کوروش را باید جدا از انگاره های افراطی هواخواهانه و دیدگاه های بسته ستیزه جویانه داوری کرد.
او نه صاحب رسالت بود و نه ماموریتی الهی داشت و بی تردید عملکرد سیاسی او به مانند دیگر حاکمان،از ضعف و ایراد خالی نیست با این حال سلوک و منش او که بخشی از آن بر استوانه ای گلی ماندگار شده است در عصر پر آشوب کنونی هم راهگشا و پند آموز خواهد بود.

مشاهیر، مفاخر، آداب،رسوم، بازی ها، کتاب ها، بناهای تاریخی و میراث های معنوی، مایه مباهات و تابلوی اعتبار هر کشوری است.
به روشنی می بینیم که برخی دولت ها به ضرب زر و دروغ در صدد سرقت هویت بزرگان ایرانی، جعل تاریخ و ثبت میراث معنوی ما به نام خود هستند.
طرد میراث های ایرانی و یا موضع منفعلانه،زمینه تاراج آن ها توسط بیگانگان را فراهم خواهد ساخت.
شایسته است که مسئولان کشور،با موج اقبال و آشتی مردم با تاریخ، تمدن و فرهنگ این مرز و بوم همراه شده و هفتم آبان ماه، سالروز صدور اولین منشور حقوق بشر جهان را به نام کوروش بزرگ در گاه شمار رسمی کشور ثبت نمایند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران، "در اعتراض به حمله تجاوز کارانه ترکیه به شمال سوریه و کشتار غیرنظامیان" بیانیه ای صادر کرده است. ( 1 )
با مطالعه و دقت در ماهیت آن بیانیه به ذکر نکاتی می پردازم .
با توجه به اینکه انتظار میرود شورای هماهنگی تشکل های صنفی، به مسائل صنفی معلمان و فرهنگیان بپردازد، ورود این شورا به مسائل سیاسی منطقه ای چندان ضرورت و یا وجاهتی ندارد.
در این بیانیه به موضوعاتی اشاره شده که ربطی به حوزه کنشگری این شورا ندارد. از قبیل:
* رنگ خون گرفتن اعتراضات مدنی مردم سوریه با مشت آهنین بشار اسد و دخالت کشورهای دیگر
* زمینه ساز بودن سرکوب اعتراضات برای ظهور گروه تروریستی داعش
* اشغال شدن شمال سوریه توسط نیروهای فاشیستی اردوغان و تصاحب بخش های شمال شرق سوریه
* مورد خشونت واقع شدن مردم سوریه توسط نظامیان و شبه نظامیان داخلی و خارجی
* به دست آوردن شمال شرق سوریه توسط نیروهای دموکراتیک با فداکاری و شجاعت
* محکوم کردن لشکرکشی توسعه طلبانه اردوغان
* و.... تنها موردی که تاحدودی به حیطه کاری شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان مربوط می شد محروم ماندن بیش از هشتاد هزار کودک از تحصیل بود . در حقیقت این بیانیه به بهانه دفاع از حق تحصیل کودکان آواره کرد شمال سوریه، خواسته مواضع سیاسی خود را بیان نماید، مواضعی که بیشتر از جنس اعلام موضع وزارت امور خارجه کشورهاست،
آیا یک معلم که با ده ها مشکل ریز و درشت دست به گریبان است، و این نوع تحلیل ها را در بسیاری از رسانه ها می بیند و می خواند، فقط لنگ این مانده است که شورای هماهنگی مذکور در این مورد اعلام موضع کند.

اگر هم تهیهکنندگان بیانیه واقعا دغدغه کودکان محروم از تحصیل را داشته اند، ضرورتی نداشته که در خصوص نیروهای درگیر در جنگ سوریه قضاوت کنند، به طوری که در بیانیه به وضوح بشار اسد را مشت آهنین، اردوغان را فاشیست و کشورهای دیگر را مداخله گر معرفی کردهاند، ممکن است برخی از این ادعاها درست هم باشد، ولی بحث بر سر این است که آیا یک تشکل صنفی به بهانه یک مورد تا حدودی مربوط به زمینه فعالیت خود، یعنی محروم شدن کودکان از تحصیل، باید مواضع سیاسی خود را این گونه در لابلای این مورد بیان کند.
این شکل اعلام موضع نه تنها مشکلی از معلمان را حل نمی کند و موجب جذب و حمایت معلمانی که درگیر با مشکلات هستند، نمی شود بلکه بهانهای می شود برای اثبات اینکه، تشکل های صنفی به دنبال اعلام موضع سیاسی در پوشش مسائل صنفی مربوط به حقوق معلمان و دانش آموزان و کودکان هستند.
به نظرم تشکل های صنفی باید صرفا نیرو و توان کارشناسی خود را معطوف به مسائل آموزش و پرورش آن هم از دریچه صنفی نمایند تا شاید برآیند فعالیت آنها بتواند اندکی در راستای تحقق حقوق معلمان و فرهنگیان کارساز شود.
( 1 )
بیانیه شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به حمله تجاوزکارانه ترکیه به شمال سوریه و کشتار غیرنظامیان
«به نام خداوند جان و خرد»
از ژانویه 2011 ، که اعتراضات مدنی مردم سوریه با مشت آهنین بشار اسد و دخالت کشورهای دیگر رنگ خون و خشونت به خود گرفت و زمینه ظهور گروه های تروریستی مانند داعش در این کشور فراهم گردید ؛تا به امروز که شمال سوریه مورد حمله نیروهای فاشیستی اردوغان قرار گرفته است، مردم عادی و کودکان اصلی ترین قربانیان جنگ بوده اند.
نزدیک به نه سال است که مردم سوریه به صورت سیستماتیک مورد خشونت واقع می شوند همواره نظامیان و شبه نظامیان داخلی و خارجی درگیر در جنگ، منافع کودکان را نادیده گرفته و با جنگافروزی و کوبیدن بر طبل خشونت غیرنظامیان را آواره و کودکی کودکان را به تاراج بردهاند.
ترکیه در حالی شمال شرق سوریه را ضمیمه خاک خود نموده است که طی سال های گذشته نیروهای دموکراتیک سوریه با فداکاری و شجاعت توانستند این منطقه را از تروریست های داعش پاکسازی کنند اما اینک که این اشغالگری مورد اعتراض جهانی قرار گرفته است قدرت های جهانی و منطقه ای به خاطر منافع خود، کردها و نیروهای دموکراتیک را قربانی می کنند تا جغرافیای سیاسی سوریه را آن گونه که می خواهند شکل دهند.
اگر چه با اعلام آتشبس به نظر می رسد اوضاع کمی آرام شده است اما در تجاوز اخیر ارتش ترکیه به شمال شرق سوریه بیش از 350 هزار نفر آواره و بالغ بر 80 هزار کودک از تحصیل محروم شده اند و تعداد قابل توجهی از غیرنظامیان در شهرهای کردستان سوریه از جمله کودکان کشته شده اند و بسیاری از آنان که جان سالم به در برده اند در اردوگاهها، زندگی اسفباری را سپری می کنند.
کودکان در این اردوگاهها از حداقل های بهداشت و آموزش بی بهره اند و بهترین دوران زندگی را با وحشت و زیر سایه جنگ و تبعات آن سپری می کنند. از نظر ما معلمان، کودکان در هر جای جهان فارغ از ملیت، نژاد ، مذهب و فرهنگ باید کودکی کنند و تنها در سایه صلح است که می توان جهانی را تصور نمود که کودکانش شاد هستند و از کودکی خود لذت می برند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران همسو با مردم صلح دوست جهان و هموطنان کرد، هر نوع مداخله تجاوزکارانه در کشور سوریه به خصوص لشکرکشی و توسعه طلبی اردوغان به شمال سوریه و جنگ افروزی قدرت های جهانی و منطقه ای را محکوم می کند.
شورای هماهنگی از نهادهای بین المللی می خواهد با توجه به کنوانسیون جهانی حقوق کودکان از حقوق و منافع عالیه کودکان دفاع کرده و اشغالگری دولت ترکیه را محکوم نمایند و دولت اردوغان را به رعایت حقوق غیرنظامیان از جمله کودکان ملزم نمایند.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
دوم آبان ماه نود و هشت
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

بيش از 50 نماينده مجلس با ارائه طرح يک فوريتي با عنوان «رفع انحصار از زبان انگليسي در نظام آموزش همگاني کشور» خواستار رفع انحصار و ايجاد فرصت آموزش براي علاقهمندان به زبانهاي غيرانگليسي شدهاند. به موجب آن آموزش تمامي زبانهاي انگليسي و غير انگليسي اختياري و از محيط مدرسه خارج و به آموزشگاههاي آزاد سپرده ميشود. هزينه آموزش نيز برعهده دانشآموزان خواهد بود.
شوربختانه به نظر ميرسد بهارستاننشينان درک درستي از کلمه «انحصار» در آموزش زبان انگليسي ندارند چراکه در حال حاضر براي آموزش ساير زبانهاي خارجي در مدارس کشور منعي وجود ندارد يعني قوانين موجود، آموزش زبان فرانسه يا اسپانيايي را منع نکرده است اما تا به حال بدليل آماده نبودن زيرساختهاي سخت افزاري و نرم افزاري نه تنها در آموزش و پرورش بلکه در بسياري از آموزشگاههاي آزاد عملا امکان آموزش زبانهايي غير از زبان انگليسي جزء در موارد بسيار محدود وجود نداشته است. ظاهرا طيف خاصي از نمايندگان مجلس نگران ابعاد سياسي و اجتماعي يادگيري زبان انگليسي هستند.
بايد با نمايندگاني که در اين شرايط به جاي آسيبشناسي علل ناکارآمدي آموزش زبان انگليسي و ارائه راهکارهاي علمي و تخصصي براي برون رفت از اين مشکل، به دنبال « برون سپاري آموزش زبان انگليسي» هستند يادآوري کرد که دليل افزايش علاقه به فراگيري زبان انگليسي در جامعه امروز، گسترش ارتباطات است نه ذاتا انحصارطلبي زبان انگليسي يا آموزش آن در مدارس کشور. مسلما راه مقابله با انحصارگرايي نه حذف آموزش زبان انگليسي از مدارس، بلکه فراهم کردن شرايط انتخاب زبانهاي مختلف از سوي دانشآموزان براي يادگيري است.
بدون ترديد بشر در هيچ دورهاي اين چنين با حجم انبوهي از دادهها و اطلاعات مواجه نبوده است. در برههاي از تاريخ که «عصر اطلاعات و ارتباطات» ناميده ميشود، پيشرفت لحظهاي علم و فناوري و توليد روزافزون اطلاعات در دنيا، موجب شکلگيري مفهومي به نام «دهکده جهاني» شده است؛ مکاني که در آن فاصله زماني و مکاني معنا ندارد و انسان قادر است از اطلاعات و اخبار روزمره به مثابه شيوع اخبار در يک دهکده به سرعت با خبر شود. نياز به يک زبان مشترک در اين دهکده به انتخاب زباني منجر شد که در طول فرايندهاي تاريخي با اثرگذاري و ماندگاري بيشتري همراه بود و آن زباني جزء «زبان انگليسي» نبود.
اگرچه ضعف سيستم آموزشي کشور در بحث آموزش زبان انگليسي کاملاً مورد تأييد صاحبنظران و کارشناسان اين حوزه است و درباره دلايل ناکارآمدي آموزش زبان انگليسي در مدارس کشور و راهکارهاي ارائه شده بسيار گفته و نوشته شده است اما مشخص نيست در حالي که امروزه با پيشرفت روزافزون روابط بين الملل و ايجاد دهکده پهناور جهاني نياز به يادگيري زبان انگليسي براي برقراري ارتباط بيش از پيش احساس ميشود، نمايندگان مجلس بر اساس کدام طرح کارشناسي يا مطالعات علمي به اين نتيجه رسيدهاند که براي دانشآموزاني که علاقهاي به تحصيل در دانشگاه را ندارند و ميخواهند به سرعت وارد بازار کار شوند يادگيري زبان انگليسي ضرورتي ندارد؟! در حالي که پژوهشهاي انجام شده نشان ميدهد افرادي که بيشتر از يک زبان را صحبت ميکنند و ميخوانند، در رقابتهاي شغلي براي كسب مشاغل بهتر و ارتباطهاي بينالمللي موفقتر هستند و آشنايي با زبان انگليسي شانس شغلي بهتري را در اختيارشان قرار ميدهد.

شايد عجيبترين بخش اين طرح، ماده سوم آن باشد. در اين ماده تاکيد شده است که آموزش زبان فقط در مقطع دبيرستان و آن هم در بيرون از مدرسه و در آموزشگاههاي آزاد انجام شود!!
مطالعات تطبيقي نشان داده است که بهترين زمان براي آموزش يک زبان خارجي به بچهها سه يا چهار سالگي ميباشد چراکه در ابتداي اين دوره و مخصوصاً سه سال اول زندگي، پايه تفكر، تكلم، نگرشها، گرايشها، استعدادها و ديگر ويژگيها در كودك نهادينه ميشود. بر اين اساس آموزش زبانخارجي به كودكان بايد از زمان كودكستان وقتي كه معلمان ميتوانند توانايي و تمايل كودكان به يادگيري زبان را افزايش دهند شروع شود. زماني كه يك كودك به مقطع دبيرستان ميرسد زمان مناسب براي يادگيري مطلوب از بين رفته است.
شوربختانه به نظر ميرسد برخي از نمايندگان مجلس به جاي ارائه راهکارهاي اجرايي براي بالا بردن کيفيت آموزش زبان انگليسي در مدارس دولتي به فکر پاک کردن صورت مسئله هستند. به باور کارشناسان آموزشي « طرح يادگيري زبانخارجي اختياري » در ادامه سياستهاي خصوصيسازي و در مخالفت با اصل ۳۰ قانون اساسي است. طبق اين طرح آموزش تمامي زبانهاي انگليسي و غير انگليسي از محيط مدرسه خارج و به آموزشگاههاي آزاد سپرده خواهد شد که اين خود آموزش و پرورش را به سوي خصوصيسازي سوق خواهد داد.
اگرچه خانوادهها در سبد هزينهاي خود به بحث يادگيري زبان دوم خصوصا زبان انگليسي توجه دارند و آن را سرمايهگذاري براي فرزندان خود ميدانند اما مشکل زماني حاد خواهد شد که بدانيم بسياري از دانشآموزان خانوادههاي محروم در بسياري از شهرها به خصوص استانهاي محروم عملا امکان حضور در مدرسه را بسختي دارند و بعضا به خاطر مشکلات اقتصادي از خير درس خواندن گذشته و ترک تحصيل ميکنند. حالا بايد از اين طيف خاص نمايندگان مجلس پرسيد: دراين شرايط، خانوادههاي محروم چطور بايد هزينه آموزش زبان انگليسي را بپردازند و در صورت ناتواني تکليف آنان چه خواهد شد؟ آيا اين طرح خود يک بي عدالتي آشکار آموزشي و تبعيض آگاهانه بر عليه دانشآموزان استانهاي محروم نيست؟
به نظر ميرسد هدف اين طرح غيرکارشناسي نه برخورد با انحصاگرايي آموزش زبان انگليسي در مدارس بلکه برخورد ناآگاهانه با آموزش زبان انگليسي در راستاي غرب ستيزي باشد. ظاهرا طيف خاصي از نمايندگان مجلس نگران ابعاد سياسي و اجتماعي يادگيري زبان انگليسي هستند. به باور آنان آموزش زبان انگليسي و آشنايي با فرهنگ غرب، تهديدي جدي براي فرهنگ و زبان فارسي است. از اين رو براي مقابله با آن و به جاي ارائه طرحهاي منطقي و علمي، راحتترين و ناپختهترين راهحل يعني حذف آموزش زبان انگليسي را انتخاب کردهاند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
گروه استان ها و شهرستان ها/
تاکنون گزارش های مختلفی در مورد وضعیت آموزش و پروزش خوزستان در صدای معلم منتشر گردیده است .
آخرین گزارش به پنج شنبه 28 شهریور 1398 بر می گردد که با عنوان : " گزارشی از انحرافات ! وزیر آموزش و پرورش می باید در مورد جعبه سیاه آموزش و پرورش خوزستان و گزارش صدای معلم که البته از سوی سرپرست پیشین وزارت آموزش و پرورش مسکوت ماند به دور از هر گونه مماشات و یا رودر بایستی و بر اساس " قانون " پاسخ گو باشد "
سرپرست اداره کل آموزش و پرورش خوزستان قبل از توصیه دانش آموزان و خانواده ها به " مطالبه گری " در برابر عملکرد خویش پاسخ گو باشد ! " ( این جا ) منتشر شد .
تاکنون این اداره کل به این گزارش ها و انتقادات پاسخی نداده است . واکنش این اداره در زمان وزارت محمد بطحایی شکایت علیه منتقدان و رسانه ها بوده است .
تنها پاسخ به صدای معلم در این مدت از سوی اداره آموزش و پرورش اندیشمک بوده است که در 11 دی 1397 در صدای معلم منتشر گردید . ( این جا )
نکته ی مهم و قابل تامل در این گونه موارد عدم توجه به مفاد و محتوای " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " است .
صدای معلم بارها از استانداران سراسر کشور به جد و فوریت خواسته است تا گزارشی از اقدامات انجام شده خود در مورد این قانون را به طور شفاف به اطلاع جامعه برسانند .
وظیفه استاندار و یا فرماندار فقط دخالت در تعیین مدیران آموزش و پرورش نیست .
نامه ی زیر توسط یکی از فرهنگیان خوزستان برای این رسانه ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه گزارش/

چند روزی است که از زمان ارائه طرح حذف آموزش زبان انگلیسی در برنامه مدارس موسوم به «رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشور» توسط 57 نماینده مجلس می گذرد .
واکنش اغلب رسانه ها ، معلمان کنش گر و حتی گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی نسبت به این طرح غیرکارشناسی و غیرعلمی ، منفی بوده است .
از زمان علنی شدن اسامی نمایندگان نیز برخی سکوت و برخی نیز به جای پس گرفتن امضا و یا طرح اقدام به توجیه و یا اظهار نظرهای غیرکارشناسی و یا فله ای کرده اند .
احد آزادی خواه که خود یکی از امضا کنندگان این طرح است در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت درباره طرح یک فوریتی رفع انحصار از زبان انگلیسی در نظام آموزش همگانی کشورمی گوید : متأسفانه این طرح برای برخی از افراد به خوبی جا نیفتاده است و عده ای برای انحراف افکار عمومی، این طرح را که به معنای رفع انحصار زبان انگلیسی است، به حذف زبان انگلیسی از مدارس تبدیل کرده اند که به هیچ وجه این گونه نیست و در این طرح به هیچ وجه صحبتی از حذف زبان انگلیسی در مدارس نشده است.

در واقع باید شرایطی برای دانش آموزان در مقطع دبیرستان فراهم شود که اختیار لازم را داشته باشند که خودشان یک زبان خارجی را جهت یادگیری در مدرسه انتخاب کنند و این زبان نباید لزوما انگلیسی باشد.
در واقع ما به دنبال آن هستیم که آموزش زبان خارجی در مدارس را از زبان انگلیسی به زبان های مختلف توسعه دهیم و انحصار آن را از یک زبان برداریم.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تصریح می کند: همچنین ذکر این نکته حائز اهمیت است که دبیرانی که در حال حاضر زبان انگلیسی آموزش می دهند به هیچ وجه بیکار نخواهند شد، چرا که زبان انگلیس کماکان در مدارس آموزش داده خواهد شد و در صورتی که دبیران زبان انگلیسی به زبان های دیگر هم مسلط باشند، امکان بهره برداری بیشتر از آنان فراهم خواهد شد و بازار کارشان گسترده تر میشود.
وی با تاکید مجدد بر اینکه این طرح به معنای حذف زبان انگلیسی از آموزش کشور نیست، می گوید: در ماده یک این طرح تصریح شده است که آموزش زبان انگلیسی اختیاری خواهد بود و دانشآموزان و خانوادهها مختار هستند که به عنوان مثال از میان زبانهای آلمانی، انگلیسی، ترکی ، چینی و اسپانیولی یکی را انتخاب کنند.
چشم انداز اجرای این طرح در صورت تصویب در صورتی که همه مجریان به بهترین شکل با آن همراهی کنند، حداکثر این خواهد بود که 20 درصد دانشآموزان زبان هایی غیر از انگلیسی را انتخاب نمایند، بنابراین همچنان 80 درصد نظام آموزشی در اختیار زبان انگلیسی خواهد ماند و اساساً حذف انگلیسی غیرممکن است.
عضو کمیسیون فرهنگی در واکنش به سوالی مبنی بر اینکه آیا طرح مذکور طرح سیاسی است، ادامه می دهد : اسامی امضاء کنندگان طرح نشان از آن دارد که این طرح به هیچ وجه سیاسی نیست و از همه گروه های سیاسی در میان امضاء کنندگان حضور دارند. البته باید متذکر شوم که فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد لزوم توجه به سایر زبانها مهمترین انگیزه طراحان اصلی طرح بوده، لذا به نظر میرسد آن گروه از نمایندگان که توجه ویژهای به رهنمودهای رهبری دارند، بیش از همه خواهان تصویب این طرح باشند.
مخالفتهایی نیز که در روزهای گذشته در مورد این طرح بیان شده است اغلب نوعی مقاومت محافظهکارانه است که خواهان حفظ وضع موجود هستند. برخی افراد نیز که انگشت شمار هستند به دلیل شیفتگی شخصی در مورد زبان انگلیسی احساس غیرت میکنند و حاضر نیستند سهمی حتی 10 درصدی یا حداکثر 20 درصدی برای سایر زبانها بپذیرند. در مقابل به نظر میرسد نمایندگان ترک زبان و کرد زبان آمادگی بیشتری برای پذیش این طرح دارند . "
این اظهارات و انواع مشابه همان گونه که پیش تر نیز آمد ( این جا ) ؛ در وهله نخست نشان از بی اطلاعی این تعداد از نمایندگان مجلس از واقعیت های آموزش و پرورش ، توازن نیروی انسانی و وضعیت کف مدرسه دارد .
زمانی که وزارت آموزش و پرورش خود با بحران " کمبود معلم " رو به روست و بعضا از یک معلم برای تدریس چند واحد درسی استفاده می کند ؛ مشخص نیست مبنای این اظهارات چیست ؟
پرسش « صدای معلم » این است چند درصد دانش آموزان و خانواده ها مطابق تفسیر این آقایان حاضرند که دانش آموز و یا فرزندانشان درسی به جز زبان انگلیسی اختیار کنند ؟
نمایندگانی که به فکر حفاظت از منافع آموزشگاه های آزاد هستند بفرمایند در این آموزشگاه ها چند درصد زبان غیرانگلیسی آموزش داده می شود ؟
متاسفانه در روزهای اخیر موضع وزارت آموزش و پرورش در این مورد سکوت و انفعال بوده است .
چرا افرادی نظیر کمرئی معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در این مورد حرفی نمی زنند ؟
مهم تر از آن گروه های آموزشی زبان انگلیسی در بیش از 750 منطقه و یا ناحیه آموزشی سراسر کشور چه کار می کنند ؟

مگر این ها ذی نفعان آموزش و پرورش نبوده و نباید از منافع دانش آموزان و معلمان دفاع کنند ؟
حضور و یا عدم حضور این گونه گروه ها و کلنی ها چه سودی برای ذی نفعان و حفظ و ارتقای " کیفیت آموزشی " دارد ؟
البته زمانی که سرگروه های آموزشی بر خلاف نص صریح قانون توسط روسا منصوب می شوند بیش از این نباید انتظاری داشت !
« صدای معلم » بارها بر ضرورت اجرای کامل آیین نامه ی گروه های آموزشی تربیتی و نیز تاسیس سازمان نظام معلمی با رویکرد " استقلال " تاکید کرده است .
اگر چنین نهادهای مدنی و مستقلی در آموزش و پرورش حضور داشتند دیگر افرادی چون آزادی خواه و... خود را نماینده این دستگاه و معلمان فرض نکرده و چنین حرف هایی نمی زدند .
پایان گزارش/