صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه تشکل /

« حزب اراده ملت شعبه استان یزد » در بیانیه ای از عملکرد اداره کل آموزش و پرورش استان یزد انتقاد کرده است .

پیش تر ؛ مدیر مسئول هفته نامه آیینه یزد در نامه ای که برای این رسانه ارسال کرد خواهان برگزاری نشست مناظره با مدیریت آموزش و پرورش این استان گردید . ( این جا )

« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

چه کسانی در تغییر مدیران آموزش و پرورش هرمزگان دخالت می کنند
هرمزگان پر جنب و جوش با مردمانی خونگرم و مهربان سالهاست نامش بر سر زبانهاست.

پیش تر می گفتند هرمزگان تبعیدگاه افراد سرشناسی بوده که بنا به دلایلی از جمله محروم شدن از امکانات اولیه زندگی و دوری این افراد را ساکن اجباری بندرعباس می کردند.

یکی از دلایل رشد هر اجتماع توسعه و رونق فضاهای آموزشی و سطح آگاهی مردم است.

بدون تردید آگاهی و اطلاع رسانی نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی مردم هر اجتماع دارد و مدرسه یکی از پایگاه های مهم اطلاع رسانی و سواد است.

هر چند کارکرد این نهاد چندان مورد انتظار نیست اما مدرسه و معلمان اساس و بنیه یادگیری شهروندان را شکل می دهند.

مدت ها سکان آموزش و پرورش هرمزگان دست مدیر کلی از دیگر استان ها بوده است و حتی هنگامی که نیروی بومی نیز روی کار آمده اند آن قدر تحت فشار قرار گرفته اند که داس تغییرات را مطابق خواسته آنها بدون توجه به شایستگی ها به حرکت در آورده اند.

به موارد در پرانتز زیر که از خبرگزاری ها گرفته شده است دقت کنید:

چه کسانی در تغییر مدیران آموزش و پرورش هرمزگان دخالت می کنند

(به گزارش خبرگزاري خبرآنلاين از هرمزگان، آیین تکریم و معارفه مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان با حضور حمیدرضا کفاش "معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش" جاسم جادری "استاندار هرمزگان"، احمد مرادی و حسین هاشمی تختی دو تن از نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی و با حضور گسترده معلمان استان برگزار شد.-خبر آنلاین-)

( پرونده جنجالی آموزش و پرورش هرمزگان بسته شد/ موسی دادی زاده مدیرکل شد
موسی دادی زاده از مدتها قبل گزینه مورد توافق چهار نماینده استان هرمزگان بود که سرانجام با همراهی حجت الاسلام ذوالقدر نماینده شرق استان در مجلس با دیگر نمایندگان، انتصاب وی قطعی شد.-گیتی آنلاین-)

(نماینده مردم بندرعباس درمجلس:
هیچ‌کس به خود اجازه دخالت بیجا در آموزش و پرورش را نمی‌دهد
نماینده مردم بندرعباس در مجلس شورای اسلامی گفت: نباید یک مدیر مدیون شخص یا گروهی باشد، بلکه باید به خواسته‌های کارکنان و اولویت‌های بخش تعلیم و تربیت توجه شود.-ایسنا-)

اینها بندهایی از خبر تغییر مدیران کل آموزش و پرورش است که حداقل برای بیشتر فرهنگیان معلوم نیست ملاک و گزینش ها به چه شکل بوده است.

روز گذشته نیز خبری مبنی بر عزل مدیر آموزش و پرورش بستک در خبرگزاری ها منتشر شد:
(غلامحسین عابری در ادامه افزود: از نماینده غرب هرمزگان که بار سنگین مسئولیت را از دوش بنده برداشتند متشکرم ، اما ای کاش به جای التماس از وزیر ، معاونین ایشان و مدیر کل برای عزل بنده ، با خودم شخصا تماس می گرفتید و بنده با کمال میل صندلی مدیریت را به شخص مورد نظرتان واگذار می کردم.

وی خطاب به نماینده غرب هرمزگان افزود : ای کاش به جای هفت بار حضور در وزارتخانه برای عزل یک مدیر همانند نماینده سیستان و بلوچستان پیگیر جذب نیروهای خدمات آموزشی برای استان بودید تا نیروی مورد نیاز برای استان تامین می‌شود زیرا در خور شأن نماینده مردم که ولی نعمتان این نظام و انقلاب اند نیست که نماینده شان برای عزل یک مدیر منطقه، بیش از هفت بار ملتمسانه به وزیر ، معاونین وزیر و مدیران کل وزارتی و استانی مراجعه کند.

چه کسانی در تغییر مدیران آموزش و پرورش هرمزگان دخالت می کنند

عابری ادامه داد : انتظار جامعه فرهنگی و مردم شریف شهرستان بستک این بود که جنابعالی به عنوان نماینده مقتدر [به زعم اطرافیان تان] برای جذب اعتبار به منظور افزایش سرانه های آموزشی ، بهداشتی ، احداث مدارس و رفع مسائل و مشکلات معیشتی فرهنگیان و دیگر برنامه های موجود در آموزش و پرورش با وزیر ، معاونین وزیر و مدیران کل وزارتی چانه‌زنی و لابی‌گری می نمودید نه اینکه تنها شرط بازپس‌گیری امضای خود به جهت سهم خواهی از استیضاح وزیر را فقط عزل یک مدیر منطقه قرار دهید.)

چه کسانی در تغییر مدیران آموزش و پرورش هرمزگان دخالت می کنند

به نظر می آید رد پای نماینده ها در انتصاب ها و عزل ها کاملا مشهود باشد.
جدا از این مباحث نماینده ای برای هرمزگان که بنا بر آمارها رتبه دار بازمانده از تحصیل کشور را داراست، سالانه تصادفات مرگبار دانش آموزی در مسیر تردد دانش آموزان رخ می دهد، مدارس نا ایمن فراوان دارد و درصد قبولی هایش در دانشگاه ها اندک است چندان اظهار نظر قابل تاملی ندارد!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چه کسانی در تغییر مدیران آموزش و پرورش هرمزگان دخالت می کنند

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

انتقاد صدای معلم از روند استخدام و جذب معلمان در آموزش و پرورش و دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی

بحران بیکاری در جامعه ایران از یک سو و کمبود فرصت های شغلی از سوی دیگر موجب شده است تا آموزش و پرورش با توجه به گستردگی جغرافیایی و نیز پتانسیل بالا برای جذب نیرو ، به محلی برای رقابت شدید برای ورود به این بزرگ ترین دستگاه دولتی کشور تبدیل شود .

در این میان سرعت بالای بازنشستگی در آموزش و پرورش حداقل تا 5 سال آینده که حدود دو سوم نیروهای شاغل موجود از آن خارج خواهد شد موجب شده است تا دخالت ، سفارش ، رانت و... از سوی نهادهای بیرونی و خارج از چارچوب و ضوابط قانونی سرعت و شدت بیشتری پیدا کند .

در این میان ضعف ، ناکارآمدی و فقدان استقلال مدیران وزارت آموزش و پرورش در سطوح مختلف این وضعیت را پیچیده تر و آشفته تر کرده است .

قاسم احمدی لاشکی معاون حقوقی و امور مجلس وزیر آموزش و پرورش در گفت‌وگو با پانا درباره کمبود نیروی انسانی در آموزش و پرورش و آسیب‌هایی که از این رهگذر متوجه دستگاه تعلیم و تربیت کشور می‌شود مطالبی را بیان کرده است . ( این جا )

انتقاد صدای معلم از روند استخدام و جذب معلمان در آموزش و پرورش و دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی

ایشان در بخشی می گوید :

« جذب نیروی انسانی در آموزش و پرورش را به شورای عالی انقلاب فرهنگی واگذار کنیم

وی در ادامه به مرجع انتخاب افراد برای ورود به دستگاه تعلیم و تربیت اشاره کرد و گفت:

« به نظر من بهتر است موضوع جذب نیروی انسانی در آموزش و پرورش را به شورای عالی انقلاب فرهنگی واگذار کنیم تا این شورا درباره نحوه پذیرش معلمان تصمیم‌گیری کند. به این ترتیب دخالت‌های بیرونی کمتر می‌شود و ما هم می‌توانیم بهترین معلمان را برای دستگاه تعلیم و تربیت کشور جذب کنیم.» « هیچ یک از مقررات آموزشی و پرورشی کشور که با وظایف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است ، قبل از تصویب در شورا رسمیت نخواهد یافت . »

لاشکی در ادامه به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب آیت‌الله خامنه‌ای درباره جذب نیروی انسانی در آموزش و پروش اشاره کرد و گفت: «همان طور که حضرت آقا در شهریور ماه ۹۹ تاکید کردند باید جذب نیرو در آموزش و پرورش از طریق دو دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی انجام شود. این خود یک دستورالعمل بزرگ و شفاف است که می‌تواند الگوی ما هم در مجلس شورای اسلامی و هم دانشگاه فرهنگیان قرار گیرد.»

از آن جا که آقای لاشکی معاونت حقوقی وزارت آموزش و پرورش را بر عهده دارند و بر حسب قاعده باید بیش از همه به " قوانین " آگاه و مهم تر از آن ملتزم باشند ؛ ایشان را به " قانون تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش " ارجاع می دهیم .

انتقاد صدای معلم از روند استخدام و جذب معلمان در آموزش و پرورش و دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی

بند 11 از ماده ششم مربوط به وظایف و اختیارات شورای عالی آموزش و پرورش تصریح می کند :

« بررسی  و تصویب مقررات و اصول لازم برای گزینش تخصصی و تربیت و استخدام معلمان ، به تناسب احتیاجات در مراحل تحصیلی با رعایت ضوابط عمومی گزینش در کل کشور . »

آیا این اظهار نظر این مقام وزارت آموزش و پرورش وفق قانون است ؟ آیا قرار است مشکل این گونه دخالت ها با دخالت نهادی دیگر حل شود  ؛ پس وظیفه نهادهای بازرسی و کنترل در این وزارتخانه چیست ؟

ممکن است ایشان بگوید که من آن را پیشنهاد کرده ام .

اما پرسش « صدای معلم » آن است که اولا جایگاه قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی چگونه تببین می شود ؟

انتقاد صدای معلم از روند استخدام و جذب معلمان در آموزش و پرورش و دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی

وقتی شورای عالی آموزش و پرورش که قدمتی بیش از یک قرن دارد و مطابق قانون که مرجع قانونی برای سیاست گذاری در حوزه وظایف آموزش عمومی و متوسطه است و ماده 4  قانون تشکیل شورای عالی آموزش و پرورش تاکید می کند : « هیچ یک از مقررات آموزشی و پرورشی کشور که با وظایف شورای عالی آموزش و پرورش مربوط است ، قبل از تصویب در شورا رسمیت نخواهد یافت . » چگونه معاون حقوقی وزارت آموزش و پرورش قصد دور زدن قانون را دارد ؟

حتی در حد پیشنهاد !

پرسش « صدای معلم » از آقای لاشکی که زمانی خود عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بوده است آن است که آیا تجارب پیشین مانند احاله تصویب " سند تحول بنیادین " به شورای عالی انقلاب فرهنگی توسط وزیر وقت « حمیدرضا حاجی بابایی » بدون آن که حتی در مجلس مطرح شود و یا کمیسیون آموزش مورد مشورت قرار بگیرد ؛ تجربه موفقی بوده است ؟ سندی که پس از گذشت حدود یک دهه و به گفته مراجع رسمی کم تر از 30 درصد آن اجرایی شده است ؟ ( این جا )

اگر مطابق اسناد بالادستی و  تاکید مقامات نظام هر گونه " جذب نیرو در آموزش و پرورش باید از طریق دو دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی انجام شود " پس چگونه است که برخی نهادها و افراد جرات می کنند  و به خود اجازه می دهند در استخدام ها و جذب نیرو برای این وزارتخانه دخالت و حتی تصمیم گیری کنند ؟

آیا قرار است مشکل این گونه دخالت ها با دخالت نهادی دیگر حل شود  ؛ پس وظیفه نهادهای بازرسی و کنترل در این وزارتخانه چیست ؟

آیا بهتر نیست که مرز میان " تعامل " و " دخالت "  برای همیشه در وزارت آموزش و پرورش شفاف شود و افراد ، جریانات و نهادها بر مدار " قانون و پاسخ گویی " حرکت کنند ؟

آیا بهتر نیست تکلیف طرح " سازمان نظام معلمی " هر چه زودتر مشخص شود تا هم معضل دخالت ها حل شود ، هم معلم حرفه ای و متخصص در فضای آموزش و پرورش تعریف شود و هم آموزش و پرورش به  استقلال حرفه ای و ذاتی دست یابد ؟

پایان گزارش/


انتقاد صدای معلم از روند استخدام و جذب معلمان در آموزش و پرورش و دخالت شورای عالی انقلاب فرهنگی

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

تهدید اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران بر علیه روزنامه تیرنگ و پرسش های صریح صدای معلم

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران در پاسخ به یک مطلب در روزنامه  " تیرنگ " جوابیه ای منتشر کرده است . ( این جا )

عنوان یادداشت در این روزنامه عبارت از : "  آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده " می باشد . ( این جا )

اداره کل آموزش و پرورش مازندران در حالی این روزنامه را تهدید به شکایت و پی گیری حقوقی کرده است که این روزنامه در پایان چنین آورده است :

« نکته: انتشار این مطلب در تیرنگ به معنای تایید آن نمی باشد و صرفا در راستای اطلاع رسانی و پیگیری بوده است. انتظار می رود آموزش و پرورش استان به مساله (حتی در صورت کذب بودن تمامی موارد) ورود و اقدامات لازم را اتحاذ کند. »

آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده

این اداره کل در جوابیه خود  حدود نیمی از محتوای آن را به معلمان ، جایگاه آنان و تلاش های آنان در فضای مجازی و شبکه شاد و... معطوف کرده است .

نخستین پرسش « صدای معلم  » آن است که بیان این مسائل چه ارتباطی با محتوای یادداشت روزنامه دارد ؟

معلمان در راستای وظایف شغلی و سازمانی خویش به وظایف خود عمل کرده اند . آیا مسئولان این اداره کل که خود را پشت سر " معلمان " و زحمات آنان مخفی می کنند ، نیز به همان اندازه همراه و پی گیر بوده اند ؟

« صدای معلم » در آخرین گزارش خود در مورد عملکرد اداره کل آموزش و پرورش مازندران چنین نوشت : ( این جا )

پیش از آن که وارد نقد سخنان این مسئول آموزش و پرورش شویم ؛ « صدای معلم » این پرسش اساسی را مطرح می کند که با توجه به سمت اداری این مقام مسئول ، چه نسبتی می توان میان مسائل مالی و پشتیبانی آموزش و پرورش و مقوله مهم " پژوهش " پیدا کرد ؟

پرسش این است که آیا اصولا در ادبیات مدیریتی مسئولان آموزش و پرورش این اصول جایی دارند و یا امور بر اساس " روزمرگی " اجرا می شوند ؟

معنای " برنامه ریزی های متعارف " چیست و تفاوت آن با روزمرگی چیست ؟

شاخص های مهم مدیریت اثربخش و کارا در زمان پیش از کرونا و پس از آن در این اداره کل چه تغییری داشته اند ؟

از تعطیلی مدارس به دلیل شیوع کرونا ، حدود 8 ماه می گذرد .

دستاورد عملکرد مدیریتی اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران علی رغم تاکید وزیر آموزش و پرورش بر اولویت داشتن " آموزش حضوری " ؛ حضور 14 درصدی دانش آموزان در مدارس بوده است

آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده

آیا معنای « مدیریت بحران » این است که بر خلاف تجارب جهانی دانش آموزان از آموزش حضوری محروم باشند و سلامت روان و پرورش مهارت های زندگی آنان به حاشیه برود و یا تعطیل شود ؟

اقدامات آن اداره کل در زمینه " بهداشت مدارس " چه بوده است ؟

آیا اگر اقدامات انجام شده در این زمینه کافی بود اعتماد بیشتری برای ترغیب حضور دانش آموزان در مدرسه ایجا نمی شد ؟

به نظر می رسد ساده ترین ، راحت ترین و کوتاه ترین راه برای مدیریت بحران در جامعه ما همان تعطیلی مدارس باشد . » پیش تر و در جریان شکایت وزیر آموزش و پرورش از یک کانال تلگرامی ؛ « صدای معلم » به کرات از اقدام ایشان در زیر پاگذاشتن دستور العمل وزارتی مبنی بر " ممنوعیت شکایت از رسانه ها توسط مدیران و مقامات وزارت آموزش و پرورش " انتقاد کرد .

اداره کل آموزش و پرورش استان مازندران در بخشی از جوابیه خود آورده است :

« نخست اینکه چنین تحرکات کور و بی مبنایی در پوشش تحلیل رسانه ای، بر مبنای کدام آمار رسمی و تایید شده تکیه دارد و این رسانه از کدام مرجع قانونی به چنین سندی دست یافت که "آمار معلمان معتاد در مازندران چشم گیر است" ؟ رسانه مورد نظر این آمار را از کجا دریافت کرد و مرجع رسمی که چنین آماری را در دست دارد چرا پیش از همه این آمار را به اداره کل آموزش و پرورش مازندران نداد و چرا این گونه خوراک تبلیغاتی برای معاندان فراهم می کنید و ساده انگارانه گل به خودی می زنید؟ انگیزه شما چیست؟ »

« آیا ما به عنوان مسلمان و شیعه علوی که بر آبروی مومن تاکید ویژه دارند، مجاز هستیم با انگیزه های سیاسی و مطامع حقیر دنیایی، اخلاق را زیرپا گذاشته و درخصوص معلمان یا هر صنف دیگری اینگونه بی محابا و بی تقوا ادعای باطل کنیم؟ »

پرسش «  صدای معلم  » از آن اداره کل آن است که آیا در آن استان " معلم معتادی " رصد شده است ؟

اگر آن اداره کل آمار مشخص و قطعی در این زمینه دارد چرا آن را به افکار عمومی اعلام نمی کند ؟

آیا مطابق قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات " ( این جا ) هر شخص ایرانی حق دسترسی به اطلاعات عمومی را ندارد ؟

آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده

آیا در این زمینه آن اداره کل به وظیفه خود عمل کرده است و با افکار عمومی صادق بوده است که دیگران را متهم به نداشتن صداقت می کند ؟

آیا دانستن جزء " حقوق شهروندی " نیست ؟ معلمان در راستای وظایف شغلی و سازمانی خویش به وظایف خود عمل کرده اند . آیا مسئولان این اداره کل که خود را پشت سر " معلمان " و زحمات آنان مخفی می کنند ، نیز به همان اندازه همراه و پی گیر بوده اند ؟

آیا اگر هر رسانه و هر شهروندی انتقادی از عملکرد ما بیان کند باید سریع به دنبال " انگیزه " و " نیت " منتقد برآییم ؟

آیا اگر رسانه ای با ادبیات همسان ایدئولوژیک و سیاسی انتقاد کند ؛ از نظر این اداره کل ، گل به خودی زده است ؟

آیا این مسئولان با الفبای رسانه  و سواد رسانه ای آشنایی دارند ؟

کجای این حرف ها منطقی ، مستدل و مستند هستند ؟

آیا اگر شهروندی انتقاد کند و ما خوشمان نیاید باید سریع به او برچسب " سیاه نمایی " زد ؟

آیا شهروندان دیگر ایرانی با دین و آیین دیگر حق انتقاد و اعتراض ندارند ؟ کجای این گزاره ها با قانون اساسی و منشور حقوق شهروندی مطابقت دارد ؟

آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده

آیا اداره کل آموزش و پرورش مازندران به انتقادات شفاف و شناسنامه دار پاسخ گو می باشد که به دنبال اطلاع از هویت " نویسنده منتقد " می گردد ؟

آیا وظیفه روابط عمومی فقط بوق کردن اقداماتی است که وظایف ذاتی مدیران و مقامات است و منتی بر دیگران نباید گذاشت ؟

قطعا دانش و سواد رسانه ای ایجاب می کند که پروتکل ها و اخلاق رسانه ای در بیان مطالب و فرایند انتقاد رعایت شوند اما این نوع پاسخ دادن به رسانه به هیچ وجه در شان یک دستگاه فرهنگی که ادعای مدافع بودن معلمان و فرهنگ را دارد نیست .

پیش تر و در جریان شکایت وزیر آموزش و پرورش از یک کانال تلگرامی ؛ « صدای معلم » به کرات از اقدام ایشان در زیر پاگذاشتن دستور العمل وزارتی مبنی بر " ممنوعیت شکایت از رسانه ها توسط مدیران و مقامات وزارت آموزش و پرورش " انتقاد کرد .

آیا بهتر نیست نگران اجرای " قانون " و زیر پاگذاشته شدن آن باشیم ؟

پایان گزارش/


 

آمار معلمین معتاد چشمگیر است/ هیچ رمقی برای آموزش و پرورش نمانده

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

نشست "واکاوی سند 2030 از منظر حکمرانی، علم و نظم تمدنی" به صورت مجازی 23 مهرماه و از طریق ویدئو کنفرانس در سالن شهید سلیمی جهرمی سازمان برگزار گردید .

پرتال سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در خبر خود چنین آورده است : ( این جا )

«  سخنرانی دکتر حسن ملکی، استاد دانشگاه، معاون وزیر و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با عنوان ماهیت سکولاریستی سند 2030 و سخنرانی حجت‌الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه، استاد حوزه و دانشگاه و معاون علوم انسانی و هنر دانشگاه آزاد اسلامی، دکتر مهدی مظفری‌نیا، دکتر مهدی معافی، سید محمد هادی میرطاهری سه تن از پژوهشگران اندیشکده روزگار نو، دیگر برنامه‌های این نشست خواهد بود.

این نشست قرار بود دوشنبه 13 مرداد از ساعت 9 تا 13 در مدرسه تاریخی دارالفنون برگزار شود که به خاطر شرایط کرونایی لغو شد و طبق برنامه و با رعایت پروتکل‌های بهداشتی به صورت ویدئو کنفرانس 23 مهر برگزار می‌شود. »

اما در توصیف محتوای این خبر از صفت " مطرود " برای سند 2030 استفاده گردیده است . آیا ریاست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که دارای مدرک دانشگاهی است جلوه ای از منش آکادمیک و علمی را در مدت ریاست خود در این سازمان به نمایش گزارده است ؟

اگر تصور سازمان پژوهش و برنامه ریزی از این سند جهانی چنین است دیگر چه ضرورتی دارد که در مورد آن بحث و یا واکاوی صورت گیرد ؟

مستندات مسئولان حامی این نگرش برای متصف ساختن سند 2030 برای " مطرود بودن " چیست ؟

اگر از نظر این سازمان و برخی ، سند 2030 مطرود است پس چگونه است که 196 کشور جهان که عضو یونسکو هستند در مشارکت این سند نقش داشته و آن را پذیرفته اند ؟

بر اساس خبر منتشر شده  دکتر مهدی معافی مؤسس و پژوهشگر اندیشکده روزگارنو به توصیف این سند پرداخته است .

این پژوهشگر در هیچ کجای سخنان خود از کلمه " مطرود " استفاده نکرده اما تیتر این خبر چنین است :

" توصیف سند مطرود 2030  "

گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

علی محبی معاون برنامه‌ریزی درسی و تولید بسته‌های تربیت و یادگیری این سازمان در مخالفت با این سند سخن گفته و در جایی چنین می گوید :

«  سند تحول بنیادین آموزش و پرورش تربیت را 6 ساحتی دیده‌ است. در حالی‌که سند 2030 ابعاد اقتصادی و زیست محیطی و اجتماعی را دنبال می‌کند و نقص اساسی دارد و ساحت اخلاقی اعتقادی و... اصلاً پرداخته نشده است. »

پرسش « صدای معلم » از آقای محبی آن است که آیا ایشان متن سند را با دقت و حوصله مطالعه کرده است ؟

در بخشی از این سند چنین آمده است :

گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

 8-  ما به جهانی می اندیشیم که در همه جای آن، حقوق بشر و کرامت انسانی محترم شمرده شود، جهانی که در آن قانون، عدالت و برابری حاکم بوده و از هرگونه تبعیض به دور باشد.

به جهانی می اندیشیم که در آن نژادهای مختلف، قومیت و تنوع فرهنگی، محترم شمرده شوند. جهان مورد تصور ما جهانی است که در آن، همه از فرصت های برابر بهره مند باشند تا به واسطۀ آن، از تمام توانشان بهره ببرند و نتیجۀ آن نیک بختی همگانی باشد.

 به جهانی می اندیشیم که بر روی کودکانش سرمایه گذاری می کند. جهانی که در آن، کودکان به دور از هر نوع خشونت و سوءاستفاده رشد و نمو می کنند. اگر از نظر این سازمان و برخی ، سند 2030 مطرود است پس چگونه است که 196 کشور جهان که عضو یونسکو هستند در مشارکت این سند نقش داشته و آن را پذیرفته اند ؟

 جهان مورد تصور ما، جهانی است که در آن همۀ زنان و دختران به طور همه جانبه، تساوی جنسیتی را درک کنند و همۀ موانع حقوقی، اجتماعی و اقتصادی موجود بر سرِ راه توانمندسازی آنان از میان برداشته شده باشد.

جهانی که به آن می اندیشیم، یک جهان عدالت محور، منصف، بردبار، آزاد و فراگیر از بعُد اجتماعی است که در آن همۀ، نیازهای اقشار بسیار آسیب پذیر جامعه برآورده شده باشد. »

حال پرسش این رسانه از معاون برنامه‌ریزی درسی و تولید بسته‌های تربیت و یادگیری آن است که تعریف ایشان از " اخلاق " چیست ؟

آیا منظور ایشان از مفاهیمی مانند اعتقاد و اخلاق و... همین وضعیت سیستم آموزشی ایدئولوژیک است که فرصت تفکر انتقادی ، خلاقیت و مسئولیت پذیری را از ارکان آن یعنی دانش آموز و معلم سلب کرده است ؟

آقای محبی در همان ابتدای سخنان خود چنین آغاز می کند : آیا رئیس فعلی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مانند رئیس پیشین حجت الاسلام علی ذوعلم آن قدر شهامت و جسارت دارد تا چهره های مخالف آموزش ایدئولوژیک مانند دکتر مقصود فراستخواه و ... را به آن سازمان دعوت کند و تفکر انتقادی در معنای واقعی و نه نمایشی و تبلیغی به تصویر کشیده شود ؟

« اول برخورد سازمانی، ساختاری و اجرایی و آن این است که به هیچ عنوان جایی برای طرح این سند در برنامه‌ها و اهداف سازمان وجود ندارد و به شدت مراقبت و محافظت به‌عمل می‌آید و بارها مخالفت شدید سازمان با این سند از لسان ریاست محترم سازمان جناب آقای دکتر ملکی هم اعلام شده است ... »

پرسش « صدای معلم » از آقای محبی آن است که این ادبیات متملقانه و چاکرمنشانه در شان یک سازمان پژوهشی است ؟

آیا مظاهر معنویت و اخلاق از نظر این مسئولان همین ها هستند ؟

آیا مسئولان سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که این همه " سند تحول بنیادین " را تقدیس می کنند در بازه زمانی تقریبا یک دهه ای که از ابلاغ این سند گذشته است ، نشستی نقادانه و پژوهش محور در مورد سند تحول بنیادین برگزار کرده اند ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

قرار بر این بود که سند تحول بنیادین پس از گذشت پنج سال مورد بازبینی قرار گیرد .

چرا کسی به دنبال این " مهم " نیست و فقط " صدای ستایش و مدح " شنیده می شود ؟

آیا وقتی که سند تحول بنیادین این همه در هاله ای از " تقدیس " قرار گیرد ، کسی جرات خواهد داشت که به این " موجود مقدس " احیانا جسارتی کند ؟

آیا هر نقدی به معنای " جسارت و توهین " تلقی نخواهد شد ؟

آیا این روحیه " سند زدگی " مسئولان سنخیتی با روح پژوهش و تفکر انتقادی دارد ؟

گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

سندی که معلمان در تدوین آن نقشی نداشته و به آنان دیکته شده است .

البته تاکید و تصریح می شود که هر سندی مانند سند 2030 هم بی نیاز از نقد نیست اما  قطعا فحش دادن و بد و بیراه گفتن متدولوژی " اندیشه ی انتقادی " تلقی نخواهد شد .

آیا رئیس فعلی سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مانند رئیس پیشین حجت الاسلام علی ذوعلم آن قدر شهامت و صداقت دارد تا چهره های مخالف آموزش ایدئولوژیک مانند دکتر مقصود فراستخواه و ... را به آن سازمان دعوت کند و تفکر انتقادی در معنای واقعی و نه نمایشی و تبلیغی به تصویر کشیده شود ؟

آیا ریاست سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که دارای مدرک دانشگاهی است جلوه ای از منش آکادمیک و علمی را در مدت ریاست خود در این سازمان به نمایش گذاشته است ؟

آیا کسانی که سازمان پژوهش و برنامه ریزی را اداره می کنند با الفبای " پژوهش " آشنایی و موانست دارند ؟

آیا این سازمان با آمدن یک چهره به ظاهر آکادمیک گامی به عقب جهش کرده است ؟!

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم از نشست بررسی سند 2030 در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی

منتشرشده در گفت و شنود

گروه تشکل ها/

تایید حکم دو سال حبس تعزیزی محمدتقی فلاحی دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران

کانال کانون صنفی معلمان تهران خبر از محکومیت قطعی محمدتقی فلاحی دبیر کانون صنفی معلمان تهران به دو سال حبس تعزیری خبر داده است .

بر این اساس ، شعبه‌ی ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران رای دادگاه بدوی را عینا تایید کرده است .

دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران  شنبه 19 بهمن 1398 بازداشت شد .

در حال حاضر « اسماعیل عبدی » و « محمد حبیبی » از اعضای کانون صنفی معلمان در زندان به سر می برند .

اخیرا ؛ « نجات بهرامی » معاون پیشین رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش پیش از اتمام دوران حبس آزاد گردید .

پایان پیام/


تایید حکم دو سال حبس تعزیزی محمدتقی فلاحی دبیر کل کانون صنفی معلمان تهران

نگاهی بر شکایت وزیر آموزش و پرورش از رضا نهضت مدیر کانال حرف حساب

ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه و حاکم جبار اصفهان سال ها در اصفهان گوش وزبان معترضين به ظلم و ستم را می برید و چشم آنها را ازحدقه بیرون می کشید؛ به طوری که مشهور است زمانی دستور داد نوکرانش شکم منتقدی را پاره کردند تا دلش را دربیاورند ببینند چقدر دل بزرگی داشته که رفته پیش شاه شکایت فرزندش ظل السلطان را کرده؛ همین ظل السلطان وقتی مردم کم کم از ظلم بسیار زیاد همین شاهزادگان و حاکمان به ستوه آمدند و ندای مشروطیت و قانون خواهی سردادند متوجه شد در فردای انقلاب مشروطه جایگاهی که نزد مردم ندارد  هیچ؛ بلکه ممکن است به مکافات عملش برسد؛ به صف مشروطه خواهان پیوست و چهره تغییر داد !

این مثال را مطرح کردم که اثبات کنم نه تنها مخالف تغییر مواضع افرادی چون جناب رضا نهضت نیستیم بلکه خوشحالم که در تحولات جاری نقش مثبتی ایفا می کنند هر چند نیات خود محورانه در سر داشته باشند و صداقتی در انتقاد کردن نداشته باشند . آیا یک بار آمار تعداد زندانی شدن معلمان در دوره وزیران قبلی با وزیر فعلی را بررسی و قیاس کردید؟! میزان آزادی معلمان زندانی را در یک سال گذشته بررسی کردید؟!

روی سخن این است که دهها و صدها معلم زمان مدیریت این دوستان زندان رفتند و باطوم خوردند و حتی بدون محکومیت شلاق خوردند چه رسدبه اینکه شاکی داشته باشند و محکوم شوند یا فرصت اعتراض به رای دهند؛ یا فردی در مقام و جایگاه وزارت برود از شکایت به حق خود رضایت دهد .

از طرفی وزیر تصور نمی کرد قاضی رای  شلاق صادر کند و آبرو و حیثیت جامعه معلمان برود؛ یقینا می توان گفت مقام وزارت هرگز درصدد شلاق خوردن جناب نهضت نبوده اند اما اخلاق حکم می کرد جناب نهضت و مشاورانش با باز کردن باب گفت و گو مسایل را حل می کردند که متاسفانه میسر نشد .
به هر حال می توان گفت اتفاقات خوبی به کمک رسانه های زر و زور رقم خورد که باهمراهی معلمان و دغدغه مندان مسائل تربیتی و آموزشی به فال نیک گرفته شد؛ چنانچه همیشه تاریخ ظالمان و زراندوزان جاهایی  خود صدای عدالت شدند و این نمی شود مگر به واسطه ارتقای آگاهی های جامعه که می تواند نشانه آینده ای امید بخش باشد زیرا حال اگر همان همکاری که بیشتر از همه به تنبيه دانش آموزان می پرداخت ، دیگران و معلمانی که اصلا تنبیه نمی کردند را به عدم تنبیه کردن توصیه کند؛ باید خوشحال بود زیرا تنبیه نکردن به یک مسئله فراگیر تبدیل شده است! و اینکه دیگر شاهد چنین رای هایی علیه جامعه معلمان نباشیم و تساهل و تسامح دولتمردان برای داشتن گوشی شنوا بیشتر شود؛ منتقدین هم اخلاق نقد کردن را بهتر رعایت نمایند .

نگاهی بر شکایت وزیر آموزش و پرورش از رضا نهضت مدیر کانال حرف حساب

روی سخن به جناب نهضت است که آیا حال که وزیر شکایت را پس گرفته چرا دنبال کش دادن موضوع و شکایت از وزیر است یا چرا از حق قانونی خودش در تجدید نظر استفاده نکرد؟

شرایط فعلی جامعه بیش ازهر زمانی به آرامش و بهداشت روانی نیاز دارد. مباحث ریشه ای و بیماری های ساختاری نظام آموزشی در کانال حرف حساب چقدر مطرح است؟ آیا تمسخر وزیر چقدر می تواند مشکلات ساختاری ما راحل کند؟! چرا یک کلام در کنار این همه تخریب وزیر به بی عدالتی دستگاه قضایی در صدور رای شلاق برای یک معلم ورود نکردید؟! چه مقدار به مافیای کنکور به خصوص در شهر تهران و مدارس زنجیره ای تیز هوشان و البرز پرداختید .... ؟

چه مقدار به مبحث تعارض منافع که وزیر ورود پیدا کردند پرداختید؟! درکنار این همه تخریب وزیر ، آیا جایی منصفانه قضاوتش کردید؟! آیا یک بار آمار تعداد زندانی شدن معلمان در دوره وزیران قبلی با وزیر فعلی را بررسی و قیاس کردید؟! میزان آزادی معلمان زندانی را در یک سال گذشته بررسی کردید؟!

آیا میزان افزایش حقوق در دوره یکساله وزیر فعلی را با دوران چند ساله وزیرانی چون فرشیدی ، فانی و بطحایی قیاس کردید و نتیجه بگیرید؟!

نگاهی بر شکایت وزیر آموزش و پرورش از رضا نهضت مدیر کانال حرف حساب

( تجمعات معلمان در اسفند 1385 که منجر به بازداشت گسترده و صدور احکام سنگین اداری و قضایی گردید . خواسته معلمان استرداد و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری بود )

 

امیدوارم کمی بیشتر بیندیشیم و به تبیین و تحلیل بپردازیم.

چرا این همه مشکلات ساختاری آموزش و پرورش را رها کردید و صرفا به تخریب شخص وزیر همت گماردید؟! یعنی نمی دانید دوستانی که شما را تشویق و تحریک می کنند به تخریب وزیر ،اکثرا در وزارت خانه یا اداره کل و ادارات شهر تهران مشغولند و چندین وزیر آموزش و پرورش تغییر کرده ولی این مدیران ستادی همچنان چون فاسدان دربار ماندگارند و ذی نفع؛ اما اکنون با مطرح شدن بحث تعارض منافع توسط وزیر فعلی؛ دنبال تخریب وزیر و کاستن از اقتدارش هستند .

شاید با رفتن وزیر ، مسئله تعارض منافع بایگانی شود و در جایگاه خود بمانند و شاید هم ارتقا یابند.
آیا واقعا جناب نهضت دغدغه مند مسایل آموزش و پرورش هستند یا صرفا دنبال موج سواری و پس از تغییر وزیر رسیدن به جایگاهی؟!
امیدوارم بیشتر یاد بگیریم نحوه نقد کردن را و همواره مسایل را از نگاه بین رشته ای و چندین زاویه متفاوت نقد کنیم و به قدری سلیم النفس باشیم که بتوانیم در جهت منافع عمومی گام برداریم.
درآخر برای کانال حرف حساب و جناب نهضت آرزوی توفیق دارم .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نگاهی بر شکایت وزیر آموزش و پرورش از رضا نهضت مدیر کانال حرف حساب

منتشرشده در یادداشت

 گروه اخبار/

نامه ی زیر توسط یکی از دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان برای « صدای معلم » ارسال گردیده است .

این رسانه آماده انتشار پاسخ مسئولان و مخاطبان در این مورد است .

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

آزادی نجات بهرامی معاون پیشین رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش از زندان اوین

« نجات بهرامی »  امروز شنبه 19 مهر از زندان اوین آزاد شد .

وی معاون پیشین رسانه ای مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در زمان وزارت « سیدمحمد بطحایی » بود .

بهرامی دوشنبه 29 اردیبهشت سال جاری به زندان رفت .

دلیل آزادی ایشان ابتلا به کرونا و مناسب نبودن شرایط جسمانی اعلام شده است .

در حال حاضر ، « محمد حبیبی » و « اسماعیل عبدی » از اعضای کانون صنفی معلمان در زندان به سر می برند .

« صدای معلم » آزادی این معلم را به خانواده ایشان شادباش می گوید .

پایان پیام/

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور