صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نگاهی انتقادی به مناسبات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با فضای روشنفکری و سیاسی ایران در دوره پهلوی

درباره‌ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تا کنون تحلیل و بررسی و خاطره‌نگاری کم نبوده و درباره‌ی فضای آن و مناسبات میان افراد، همچنین درباره‌ی روند شکل‌گیری کانون و تأثیراتی که داشته و سرنوشتی که پیدا کرده، مقالات متعدد و مصاحبه‌های بسیاری نشر یافته است. یادداشت حاضر تلاش می‌کند، نگاهی متفاوت و انتقادی به جایگاه کانون پرورش فکری در مناسبات روشنفکری و بستر سیاسی دهه‌های چهل و پنجاه شمسی داشته باشد و در این زمینه نکاتی را مطرح کند.

 

  • مخاطب حقیقی فعالیت‌های کانون پرورش فکری چه کسی بوده است؟ توجه به مجموعه فعالیت‌های کانون نشان می‌دهد به‌تدریج و به‌ترتیب، در طول دوره فعالیت کانون در سال‌های پیش از انقلاب، اولویت هدف‌گذاری کانون از کودکان و نوجوانان به سمت فضای روشنفکری ایران و سپس به سمت فضای فرهنگی غرب چرخش پیدا کرد.

توجه به برخی از مهم‌ترین و معروف‌ترین تولیدات کانون درزمینه‌ی کتاب، نشریه و فیلم نشان می‌دهد، اغلب این آثار مطابق اصول و ویژگی‌های موجود برای محصولات فرهنگی برای استفاده کودکان مناسب نیست. نگاهی به جو روشنفکری حاکم بر دوره‌ی مذکور نیز مؤید این مطلب است که نویسندگان و هنرمندان ایرانی در دهه‌های چهل و پنجاه بیشتر از آنکه متمایل به خلق فضاهای مفید و مناسب به حال کودکان و نوجوانان باشند، از آزادی فضای کانون، محملی برای بیان افکار، ایده‌ها و تفکرات سیاسی و اعتراضی خود ساخته بودند. مدیران کانون نیز با آگاهی از این موضوع‏، با مراقبت و صبوری، پذیرای این‌گونه محصولات هنرمندان همکار با کانون بودند.

  • مطالعه‌ی آماری و تحلیل محتوای آثار کانون پرورش فکری قبل از انقلاب نشان می‌دهد که بیش از دوازده درصد کل کتاب­ها و محصولات کانون گرایش‌های صریح در پرداختن به موضوعات و مسائل اجتماعی و سیاسی داشته است. در پژوهشی که منصور کدیور در این‌باره منتشر نموده، محتوای سیاسی و اجتماعی آثار تولید شده در کانون را فهرست کرده است (کدیور، ۱۳۷۵: ۷۵). براین‌اساس، موضوعاتی چون تفتیش عقاید و سانسور به‌عنوان مثال در کتاب پسرک چشم آبی نوشته‌ی جواد مجابی با تصویرگری فرشید مثقالی (۱۳۵۱) و تبعیض و استثمار در آثاری چون حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق نوشته‌ی فریدون دوستدار با تصویرگری نیکزاد نجومی (۱۳۵۶) دیده می‌شود، اما مضمون غالب در محتوای این آثار «مبارزه» است، به‌ویژه مبارزه علیه ظلم که در آثار متعددی مانند طلسم شهر تاریکی نوشته‌ی رضا مرزبان با تصویرگری نیکزاد نجومی (۱۳۴۷)، سنجاب‌ها نوشته‌ی نادر ابراهیمی با تصویرگری ژن رمضانی (۱۳۴۹)، قهرمان نوشته‌ی تقی کیارستمی با تصویرگری فرشید مثقالی (۱۳۴۹)، کلاغ‌ها نوشته‌ی نادر ابراهیمی با تصویرگری نورالدین زرین­کلک (۱۳۴۸) و ماهی سیاه کوچولو نوشته‌ی صمد بهرنگی با تصویرگری فرشید مثقالی (۱۳۴۷) دیده می‌شود. کتاب­های مورد اشاره و بسیاری محصولات دیگر کانون نشان می­ دهد که آثار شاخص خلق شده در کانون بیشتر در پی برآورده نمودن دغدغه اعتراضی و سیاسی روشنفکران و هنرمندان بوده، تا تلاش برای اعتلای فکری و فرهنگی نوجوانان کشور. مهم­ترین دلیل آن را می­توان تلاش برای بهره­برداری حداکثری این افراد از فضای آزاد کانون دانست.
  • توجه به موضوعاتی چون «بیان آشکار فرایند تولد نوزاد» در کتابی مانند چگونه بچه به دنیا می ­آید که زمینه‌ی پذیرش فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران آن روزگار نداشته نشان می‌دهد، کانون مخاطب اصلی خود را کودکان و نوجوانان ایرانی به‌ویژه در شهرهای کوچک و روستاها نمی­ دانسته است.
  • از نظر نویسندگان این یادداشت استراتژی و راهبرد مدیران کانون این بوده که با ایجاد یک جزیره‌ی امن از آزادی بیان و امکان تولید محصولات فرهنگی بدون سانسور ضمن راضی نمودن روشنفکران و ایجاد ویترینی از فضای آزاد برای عرضه در مجامع خارج از کشور، در عین حال ابزاری کنترلی بر تعاملات و کنش‌های این گروه بالقوه از ناراضیان از حکومت پهلوی ایجاد نمایند. به‌عنوان مثال می‌توان به تأسیس کانون‌های حزبیِ وابسته به حزب رستاخیز در کانون پرورش فکری اشاره کرد. درنتیجه افرادی چون پرویز کلانتری و احمدرضا احمدی به‌عضویت هیأت مرکزی این کانون‌های حزبی درآمدند (کارنامه‌ی کانون، ۲۵۳۵). این نکته نشان می‌دهد که سیاست فرهنگی بنیاد پهلوی در جلب و جذب بخش مهمی از روشنفکران و مخالفان حکومت پهلوی (که ساواک مانع فعالیتشان در سازمان­های دیگر بود) تا حد زیادی موفق بوده است. شاید به همین دلیل است که در انقلاب اجتماعی علیه حکومت پهلوی در ۱۳۵۷، این گروه از روشنفکران، نقش و تأثیر کمتری داشتند و دیرتر از سایر طبقات اجتماعی، متوجه جدی بودن انقلاب در ایران شدند.

پرویز کلانتری در گفت‌وگو با مؤلفان این مقاله به موضوع سیاست دوگانه‌ی نهادهای امنیتی در کانون و بیرون از آن اشاره نموده است. وی که به دلیل گرایش‌های فکری به مصدق و جریان ملی دارای پرونده در ساواک بود، مدت‌ها از تدریس در دانشکده‌ی هنرهای زیبا منع شده بود، ولی بلافاصله به‌عنوان یکی از مدیران ارشد کانون منصوب می‌شود. همین مسأله در مورد فیروز شیروانلو و بسیاری دیگر از این روشنفکران و نویسندگان آن دوره صادق است که در عین تحت فشار بودن از سوی نهادهای امنیتی، به‌صورت کاملاً آزادانه‌ای در کانون به فعالیت مشغول بودند. طبق یکی از این اسناد، مدیران ارشد امنیتی در ساواک با ایده‌ی تهیه و انتشار کتاب‌های کودک به زبان‌های محلی مخالفت می‌کنند

مجموعه‌ی اسناد محرمانه‌ی ساواک که اخیراً وزارت اطلاعات منتشر کرده است، اطلاعات متفاوتی از مناسبات سیاسی دوره‌ی پهلوی ارائه می­ کند. در یکی از این اسناد، نسبت به تفکرات و فعالیت‌های «چپی» هشدار داده می‌شود.

مأمور ساواک در آبان ۱۳۵۴ می­ نویسد: «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که ریاست عالیه آن را علیاحضرت شهبانوی گرامی ایران عهده دارند، توسط افرادی اداره می­ شود که بعضی از آن­ها صلاحیت خدمت­گزاری در این کانون را ندارند زیرا به اتهام خیانت به مملکت دستگیر و بازداشت شده بودند. خانم امیرارجمند مدیرعامل کانون مذبور، از اوضاع داخلی کانون اطلاع کافی ندارند. ضمناً در استخدام کارمند توجه لازم به سوابق داوطلبین نمی­ شود.» با وجود این و علی‌رغم تذکرهای متعدد سازمان­های امنیتی، همکاری با شیروانلو و سایر فعالان سیاسی اجتماعی ضد حکومت ادامه پیدا می­ کند و کاملاً آشکار است که عمدی در جلب و استخدام مخالفان فکری و روشنفکران به‌ویژه نیروهای چپ در کانون وجود داشته است. (زنان دربار، ۱۳۹۳: ۱۶۳)

همچنین در یکی از این گزارش­های محرمانه اعلام می‌شود که به دلیل اختلاف‌های بروز کرده میان فیروز شیروانلو و خانم امیرارجمند، وی به‌دستور فرح پهلوی از کانون به یکی دیگر از بخش‌های دفتر مخصوص منتقل گردیده و ادامه همکاری می‌دهد: «فیروز شیروانلو سرپرست سابق انتشارات و پژوهش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با خانم امیرارجمند مدیر عامل کانون همکاری نداشته و چندین روز اختلافاتی بین طرفین بروز و آخرالامر تقریباً سه ماه قبل شیروانلو از کانون به دفتر مخصوص علیاحضرت منتقل گردیده و فعلاً در آنجا مشغول کار است.» (زنان دربار، ۱۳۹۳: ۱۳۷) توجه به این موارد نشان می‌دهد اراده‌ی مشخصی از سوی فرح پهلوی برای همکاری با چنین افرادی وجود داشته و برنامه ویژه­ای برای این اشخاص طرح‌ریزی و اجرا می‌شده است و این تصمیمات به سلیقه‌ی شخصی مدیران جزء موکول نمی ­شده و احتمالاً تصمیم‌گیرنده‌ی اصلی برای همکاری با افرادی چون فیروز شیروانلو و سیروس طاهباز در نهادهای زیرمجموعه دفتر مخصوص، شخص فرح بوده است.

علاوه بر موارد پیشین، می‌توان به عطاالله نوریان قادیکلائی و حمیدالله مؤمنی اشاره کرد که با حمایت رسول نفیسی و فیروز شیروانلو در کانون استخدام شده بودند. بعدها به دلیل فعالیت‌های سیاسی و ارتباط حزبی با چریک‌های فدائیان خلق بارها به حبس ­های طولانی محکوم شدند. (اسناد ساواک، ۱۳۹۳: ۱۴۵) این مثال وجود سیستم دوگانه و متضاد در سیاست­ها و سیاست‌گذاری ­های حکومت پهلوی و استاندارد دوگانه در برخورد با مخالفان را نشان می ­دهد که به‌نظر می‌رسد بخشی از دلایل آن به تعارض ­های شخصی فرح پهلوی باز می­ گردد. توجه به موضوعاتی چون «بیان آشکار فرایند تولد نوزاد» در کتابی مانند چگونه بچه به دنیا می ­آید که زمینه‌ی پذیرش فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران آن روزگار نداشته نشان می‌دهد، کانون مخاطب اصلی خود را کودکان و نوجوانان ایرانی به‌ویژه در شهرهای کوچک و روستاها نمی­ دانسته است.

فرح دیبا دانشجوی معماری در فرانسه بود که شروع به همکاری با سازمان‌های چپ‌گرا نمود و گرایش‌های سوسیالیستی پیدا کرد. (فردوست، ۱۳۶۹: ۸۷) فرح پهلوی با چنین افکار و پیشینه‌ی سیاسی، ناگهان همچون سیندرلا در یک آن به‌عنوان همسر پادشاه انتخاب می‌شود. به‌نظر می‌رسد علایق سوسیالیستی و انقلابی وی در کنار وظیفه‌ی سلطنتی جدید، مسبب نوعی دوگانگی و تعارض در افکار و عملکرد فرح پهلوی و نهادهای زیرمجموعه‌ی وی بوده است. شواهد نشان می دهند این تعارض به‌صورت پنهان، موجب تقابل میان دو طیف مختلف درون حکومت پهلوی بوده است و شواهد بسیاری وجود دارند که این شکاف‌ها و تعارض‌ها فراتر از یک ژست ظاهری برای فریب افکار عمومی بوده است.

زمانی که در اواسط دهه‌ی چهل امیرارجمند از فرح دیبا برای حمایت از راه‌اندازی یک کتابخانه‌ی تخصصی برای کودکان کمک خواست، ایده‌ی تأسیس نهاد فراگیری از روشنفکران مستقل و اغلب مخالف حکومت با هدف تأثیرگذاری بر نسل بعدی شکل گرفت. درنتیجه جمع قابل‌توجهی از نویسندگان، هنرمندان و روشنفکرانِ عمدتاً چپ‌گرا یا لیبرال و گاه مذهبی برای همکاری با کانون دعوت شدند. بسیاری از این افراد، توسط ساواک به‌شدت تحت‌فشار بودند و از فعالیتشان در سایر مراکز دولتی جلوگیری می‌شد.

نگاهی انتقادی به مناسبات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با فضای روشنفکری و سیاسی ایران در دوره پهلوی

  • سیاست گلخانه‌ای حکومت پهلوی در حوزه‌ی فرهنگ صرفاً محدود به کانون نبود، بلکه اغلب نهادها و فعالیت‌های مرتبط با بنیاد پهلوی به ریاست فرح دیبا، چنین رویکردی را در مدیریت و تعامل فضای هنری و روشنفکری در پیش گرفته بودند و از این جهت، سیاست کاملاً متفاوتی با وزارت فرهنگ و هنر داشته است.

حمایت فرح از دوسالانه‌های نقاشی و اهدای جوایز تأثیرگذار شاهنشاهی در این دوسالانه‌ها که منجر به شکل‌گیری جنبش سقاخانه شد، همچنین حمایت از برگزاری جشن هنر شیراز، برگزاری جشن‌های تاج‌گذاری ۲۵۰۰ ساله و نیز راه ­اندازی موزه‌ی هنرهای معاصر، ازجمله دیگر مصادیق سیاست‌گذاری و رویکرد کلان دربار در شکل دادن به نهادها و جریان‌های شاخص و گاه پیشرو محسوب می‌شود که اغلب توجه و پیوند دقیقی با ساخت اجتماعی و پیرامونی خود در ایران آن دوره نداشته است. ویژگی مشترک این نهادها و فعالیت‌ها آوانگارد بودن از جهت هنری و در عین حال عدم نسبت و پیوند با کانتکست اجتماعی بوده که همچون پدیده‌ای انتزاعی در خلاء شکل گرفته و فعالیت می‌کرده است. نویسندگان و هنرمندان ایرانی در دهه‌های چهل و پنجاه بیشتر از آنکه متمایل به خلق فضاهای مفید و مناسب به حال کودکان و نوجوانان باشند، از آزادی فضای کانون، محملی برای بیان افکار، ایده‌ها و تفکرات سیاسی و اعتراضی خود ساخته بودند.

  • این نهادها و از جمله کانون نه به اتکای جایگاه اجتماعی‌شان و استقبال جامعه، بلکه به پشتوانه‌ی حمایت مطلق، آزادی کامل و بودجه بی‌حد‌و‌حصر دفتر مخصوص تداوم یافت. به‌طوری‌که در برخی سال‌ها بودجه‌ی کانون از بودجه‌ی کل وزارت فرهنگ بیشتر بوده است (مصاحبه‌ی حسین سماکار، از مدیران ارشد و مسئول امور مالی و حسابداری کانون با صدای آمریکا). طبق اساسنامه کانون، وزیر نفت عضو هیأت امنا بوده و بخش اعظم این نهاد از طریق دلارهای نفتی تأمین می‌شده است. (طاهراحمدی: ۸۴)

کانون با صرف چنین بودجه‌ی هنگفتی، مأموریت داشت رؤیای محمدرضا شاه در الگو بودن ایران برای سایر کشورهای جهان و پیشرفته به‌نظر رسیدن کشور را محقق نماید. به‌عنوان مثال با پیشنهاد و حمایت مالی ایران، قرار بوده یونسکو الگوی کانون پرورش فکری را به سایر کشورهای دنیا صادر نماید.

  • علی‌رغم فضای کاملاً آزادانه‌ی کانون در عدم سانسور و خودسانسوری هنرمندان همکار با آن، به‌نظر می‌رسد در برخی از موارد خط قرمزهای جدی حکومت به‌صورتی نانوشته به تولیدکنندگان محصولات کانون و هنرمندان القا و دقیقاً رعایت می‌شده است. مجموعه مکاتبات محرمانه‌ی ساواک نشان می‌دهد، ناظران آن نهاد به دقت همه‌ی تولیدات و هنرمندان کانون را رصد می‌کرده و درباره‌ی فرم و محتوای این محصولات اظهارنظر می‌کردند. طبق یکی از این اسناد، مدیران ارشد امنیتی در ساواک با ایده‌ی تهیه و انتشار کتاب‌های کودک به زبان‌های محلی مخالفت می‌کنند: «زبان اصلی کشور شاهنشاهی فارسی است. لذا تهیه و چاپ کتاب‌هایی که کمک به زبان محلی می‌کند، مغایر با اصول تقویت زبان فارسی است.» (اسناد ساواک، ۱۳۹۳: ۱۳۷) این سند نشان می­دهد ساواک مانع تولید و انتشار آثار ادبی کودک به زبان‌های بومی و محلی در کشور بوده است.
  • درنهایت، کانون پرورش فکری را باید جزیره ­ای از آزادی کامل در میان اقیانوسی از خفقان و سانسور دانست که هرچند در درون خود و بدون توجه به وضعیت پیرامونی، شرایطی ایده ­آل و فوق ­العاده برای فعالیت فکری و هنری به وجود آورده بود، اما در قیاس با شرایط کلی حاکم بر جامعه، آن را در وضعیتی پرادوکسیکال قرار می ­دهد. نگاهی به عملکرد دو دهه‌ی گذشته خانه هنرمندان نشان می­ دهد، الگوی حاکم بر تأسیس و مدیریت این نهاد به‌صورت آگاهانه یا ناخودآگاه برگرفته از الگوی کانون پرورش فکری بوده است. با توجه به‌حضور و نقش بهروز غریب­پور در هر دو نهاد، چنین تعبیری چندان دور از واقعیت هم به‌نظر نمی­رسد.

منابع:

زنان دربار به روایت اسناد ساواک ، فرح پهلوی، (۱۳۹۳)، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات.

سماکار، حسین (۱۳۹۴)، مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا VOA، بازخوانی پرونده‌ی تأسیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.

طاهراحمدی، محمود (بی­تا)، «از شورای کتاب کودک تا کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷»، گنجینه‌ی اسناد، تهران: سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.

فردوست، حسین (۱۳۶۹)، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش­های سیاسی.

کارنامه کانون (۲۵۳۵)، «انتخاب هیأت رئیسه­ی کانون­های حزبی»، در نشریه‌ی داخلی کانون پرورش فکری، ش ۲، دوره نهم.

کدیور، منصور (۱۳۷۵)، «تحلیل محتوی کتاب­های قصه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دو مرحله پیش و پس از انقلاب اسلامی»، پژوهش‌نامه‌ی ادبیات کودکان و نوجوانان، تابستان ۱۳۷۵، ش ۵، صص ۷۴ تا ۷۶.

کلانتری، پرویز (۱۳۹۲)، گفت‌و‌گو با موضوع نگاهی به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در بیستمین نشست یکشنبه‌های انسان شناسی و فرهنگ، مرکز مشارکت‌های فرهنگی و هنری شهرداری تهران.

نویسندگان مطلب سجاد باغبان ماهر و محمد شمس هستند و مطلب بر اساس همکاری رسمی و مشترک با مجلۀ آنگاه بازنشر می شود.

( سایت انسان شناسی و فرهنگ )


نگاهی انتقادی به مناسبات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با فضای روشنفکری و سیاسی ایران در دوره پهلوی

منتشرشده در پژوهش

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

به اسم یا برای سربلندی و پیشرفت کشور اسلامی و حفظ دستاوردها و عظمت اسلام و مسلمین و ارشاد مردم و ترویج و تبلیغ شریعت و احکام دینی و سد راه تهاجم فرهنگی شدن می‌توانیم دست به هر کاری بزنیم و هر اقدامی که مصلحت باشد را انجام دهیم. کاری به قانون و ضوابط دست و پاگیر نداریم ؛ این ماموریت و وظیفه‌ای است که به عهده ما گذاشته شده است و امکانات مادی، اهرم‌ها، نیروی انسانی و لجستیکی، توانایی‌های سخت افراری و نرم افزاری‌اش را هم به وفور در اختیار داریم.

اصلا مهم نیست تاریخ، مردم، معلمان و دانش آموزان، اسناد و مدارک، دانشمندان و نویسندگان و تاریخ‌نگاران، اصول و تئوری‌های آموزشی، منابع معتبر و حقایق چه می‌گویند و رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها چه مخابره می‌کنند. اگر دنیا هم به ما بخندد اهمیتی ندارد ما کار خود را انجام می‌دهیم. بعضی از مردم متوجه نیستند یا قوه تشخیص شان خوب کار نمی کند و از ریل و مسیر اصلی ممکن است خارج شوند. وظیفه ماست که آنها را روشن و به خط خود بیاوریم و ارشادشان کنیم و در این راه خود را مجاز و مختار به انجام هر کاری که مصلحت باشد و خود تشخیص دهیم درست است می‌دانیم.

http://www.sedayemoallem.ir/%D8%AE%D8%A8%D8%B1/item/17772-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C

می‌توانیم برای نمازخوان بارآوردن شاگردانمان به هر شگرد و حیلت و حتی شعبده‌ای دست بزنیم. یواشکی دست ببریم و به زعم خود و با فرض این که از میلیون ها مخاطب کسی بویی نمی‌برد دزدکی متن یک نویسنده را دستکاری کنیم و قهرمان و شخصیت اصلی داستان را مجبورش کنیم بعد از اذان حتما وضو بگیرد و نمازش را بخواند تا از این طریق «شاید اثر عبادی و معنوی آن بر روی دانش آموز بیشتر باشد.» نویسنده حق ندارد و اصلا این حق برایش محفوظ نیست که به این موضوع اعتراض کند و اصلا نیازی به اخذ مجوز از نویسنده نیست چرا که ممکن است برایش گران تمام شود و به عواقبی مانند معدوم شدن آثارش یا محو نامش از صفحه روزگار منجر شود.

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

می‌توانیم «به خاطر اسلام» واژه‌های متن نویسنده‌ای را که دستش از این دنیا کوتاه است و دیگر در میان ما نیست و قلبش را به «آنهایی بخشیده که جنگیدند و دشمن را از خاک ما، از سرزمین‌ ما و از خانه ما بیرون انداختند» دزدکی پس و پیش کنیم و آن را به سبک خود فاخر، زیباتر و پرفایده‌ترش کنیم. مهم نیست که کسی این خلاقیت ما را کشف و به روی ما بیاورد، یا روح آن مرحوم آزرده شود یا بازماندگان او از این کار راضی نباشند. مهم تحقق اهدافی است که ما برای آموزش نسل‌های آینده در سر داریم و خرسند ساختن و راضی نگه داشتن آنهایی است که هوای ما را دارند و ما را راهبری می‌کنند و به ما خط می‌دهند.

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

ما برای قرآن‌خوان بارآوردن فرزندانمان و مصون ماندن آنها از خواندن کتاب‌های دیگری که ما دوست نداریم و نیز برای بیشتر ایدئولوژیکی کردن کتاب‌های درسی می‌توانیم آیات و احادیث و روایات را در لابه لای کتاب‌های علوم، ریاضی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و حتی زبان انگلیسی بگنجانیم تا دانش‌آموزان به صورت غیرمستقیم و تصادفی بیشتر با قرآن مانوس شده و همیشه به یاد خدا باشند و به انحراف کشیده نشوند. چرا که «شما در یک نظام ارزشی زندگی می‌کنید.»

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

ما این توانایی را داریم که با تکنولوژی فتوشاپ آن ورآبی‌ها با سرکردن روسری بر سر شاعره گرانقدر پروین او را باحجاب کنیم تا با یک تیر دو نشان بزنیم: هم اجر اخروی مازاد نصیب صاحب عکس کنیم و هم دختران کم‌حجاب را تحت تاثیر قرار دهیم.

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

ما می‌توانیم برای خلق جوی سالم و شرعی و ترویج فریضه امر به معروف و نهی از منکر در تصاویر جلدهای کتابها دخالت کنیم و دختران را از پسران در زمین بازی جدا و حذف کنیم تا زمینه برای اختلاط و معاشرت آنها با پسران فراهم نشود و به تبع آن بتوانیم فساد را ریشه‌کن یا به حداقل رسانده باشیم. بازی پسربچه‌ها و دختربچه‌ها زیر درخت و دور از چشم دیگران اصلا در یک نظام ارزشی معنی ندارد. ما سنگ تمام می‌گذاریم و برای مبارزه با خصم زبون قادریم مردان بی‌ریش در تصاویر را به زیبایی هرچه تمام تر ریشدار و ریشه‌دار کنیم.

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

در کنفرانس‌ها، سمینارها، کنگره‌ها و مصاحبه‌ها نظرات مخالف را بر نمی‌تابیم. ما ماموریت داریم با صرف بودجه‌های کلانی که در اختیار داریم وبسایت‌هایی مشابه و به سبک و سیاق و شکل و شمایل وبسایت‌هایی که هر روز اخبار تفرقه‌آمیز و دروغین را به خورد مردم می‌دهند خلق کنیم تا با آوردن ادایشان آنها را مفتضح و دروغ آنها را برملا کرده باشیم. در دنیای ما حوادث باید آن طور که ما می‌خواهیم و قلبا دوست داریم، اتفاق بیافتند نه آن گونه که در دنیای خارج اتفاق افتاده است.

این در اختیارات و جزو وظایف ماست، اصلا در شرح وظایف ما آمده است که شخصیت‌ها و موضوعات دلخواه خود را در کتاب های درسی وارد کنیم و یا شخصیت‌های تاریخی را آن طور که دلمان می خواهد و به مصلحت است هایلایت کنیم و خدمات آنها را فربه‌تر و سنگین‌تر نشان دهیم. ما شاعران، نویسندگان و هنرمندان خاص خود را وارد کتاب‌ها می‌کنیم و هر کس را که ظاهر و قیافه، طرز فکر و گرایش، اثر، شعر و نوشته‌اش به مذاق ما و دوستانمان خوش نمی‌آید یا «در دایره نظام ارزشی ما قرار نمی‌گیرند» به به عبارت دیگر به «فصل ادبی ما نخورند» می‌گذاریم کنار و وقعی به انتقادها و سروصدایی که می شود نمی‌نهیم. مهم نیست دانش آموز چه قدر این اشعار و نوشته‌ها را دوست دارد یا با آنها رابطه برقرار می کند.

برای «حفظ کیان نظام ارزشی» و مقابله با دشمن و کوری چشم مخالفان و مبارزه با استکبار می‌توانیم متن‌ها، نقل قول‌ها، شعرها و تاریخ را جور دیگری بنویسیم و خدمات منفی کشورهایی را که دوست خود می‌انگاریم در کتاب‌های درسی تعدیل کنیم و وقایع تاریخی را آن طور که خود می‌خواهیم و تشخیص می‌دهیم سازمان داده و بگنجانیم تا بتوانیم به پیشرفت، آبادانی و توسعه کشور کمک موثری کرده و قدم‌هایی اساسی برداریم.

 تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

 ما مجاز هستیم برای سالم نگه داشتن جامعه از آسیب های اجتماعی و خلق ذهنیت منفی از خصم و برای جلوگیری از تهاجم فرهنگی، تصاویر و نوشته‌های کتاب‌های خارجی را که وارد کشور می شوند تغییر دهیم یا دستکاری و حذف کنیم و متن آنها را به میل خود انتخاب و در ترجمه شفاهی و نوشتاری آنها اعمال نظر کنیم. مخصوصا در بازگردانی خاطره‌ها می‌توانیم آن چه را دلمان می‌خواهد می‌بود بنویسیم و برای دانش‌آموزانمان بازنویسی کنیم.

 تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

متخصصان و کارشناسان ما ناشی نیستند و در کار خود حرفه ای عمل کرده و خبره هستند و مو را از ماست بیرون می‌کشند. آنها می توانند حتی آهنگ‌ها و آثار هنری و عکس‌ها را بازخلق کرده و نسخه خاص خود را تولید کنند. حقوق مولف و عکاس برای ما محلی از اعراب ندارد و اصلا سوغات غرب است و این ور آب به درد نمی‌خورد و اعتباری ندارد! ما هر تصویر و منبعی را که میلمان کشید می توانیم از فضای مجازی دانلود کرده و در کتاب های درسی بگنجانیم.

در دنیای ما حوادث باید آن طور که ما می‌خواهیم و قلبا دوست داریم، اتفاق بیافتند نه آن گونه که در دنیای خارج اتفاق افتاده است. روزنامه‌نگاران و خبرنگاران و گزارشگران باید آن چه را که به نفع ماست و ما می‌خواهیم مخابره کنند و بنویسند و دوربین‌ها از زاویه ما و آن چه را که ما دلمان می خواهد ثبت و ضبط کنند یا رویش زوم کنند. قلم ها باید باب میل ما بنویسند چرا که این در تخصص ماست و ما بهتر تشخیص می‌دهیم که چگونه کشور و ملت را به سر منزل مقصود برسانیم. ما حتی می‌توانیم هر کسی را وادار کنیم تا هر چه را ما می‌خواهیم جلوی مردم بگوید.

 تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

فیلم ها و کتاب ها باید در خدمت و در خط اهداف ما باشند و بر اساس سلایق ما تولید شوند. هر که با ماست درها و چشمه‌های رفاه و آسایش را برایش باز می‌کنیم و می‌تواند از خوان نعمت گسترده و مائدهای زمینی که برایش مهیا کرده ایم کمال استفاده را ببرد، اما هر که برماست ...

ما این مجوز را داریم که موضوعات دلخواه و مطالب خاص خود را در کتاب های درسی بگنجانیم و بیانیه‌ها و شعارهای خود را روی جلدهای کتاب‌های درسی چسبانده و  حوادث تاریخی را در تریبون‌هایی که در اختیار داریم به نفع خود تفسیر کنیم و برای روشنگری، آن چه را که به مصلحت می‌دانیم به سمع و نظر مردم برسانیم.

ما قادریم به سان سری فیلم‌های ماتریکس آن چه را تشخیص می دهیم و به صلاح است در ذهن و مغز مردم بارگذاری کنیم تا مطابق میل ما رفتار کنند و آن چه را که ما می خواهیم بگویند و به ذهن بسپارند نه آن طور که دیگران روایت می کنند یا اصل قضیه حکایت از آن دارد.

برای جامه عمل پوشاندن به اهدافی که در پیش رو داریم ما می‌توانیم صادقانه هر چیزی را تکذیب کنیم، تقیه کنیم، مباهته کنیم و به صورت شفاف راستش را نگوییم. خائن و خادم و خدوم، قاتل و مقتول و سارق و مسروق جاسوس و ضدجاسوس را ما تعیین می‌کنیم. چرا که باور داریم هدف مقدس و حفظ آن چه داریم انجام این اعمال را توجیه می‌کند.

ما می توانیم حدیث، داستان، حکایت و روایت درست کنیم، به آنها شاخ و برگ بدهیم، اغراق و مبالغه کنیم و کسی هم اعتراضی نکند و اگر اعتراضی هم بکند زود پشیمان شود. راوی و نقال ما دستش باز است. نظر و عقیده مردم محلی از اعراب ندارد. نه اینکه مردم را احمق و نادان فرض کنیم بلکه بیشتر مردم و عوام زود گمراه و از راه بدر می‌شوند و از قوه تمیز ضعیفی رنج می‌برند و زود تشخیص خود را از دست می دهند و لذا این وظیفه ماست که آنها را به هر وسیله ممکن که در دسترس داریم هدایت و ارشاد کنیم و متوجه اشتباهاتشان بکنیم.

انسان‌ها زود از راه راست منحرف می‌شوند، ما مجاز هستیم با دوربین هایمان به خصوصی ترین جای افراد سرک بکشیم، تلفن ها و نوشته ها و رفتارشان و رفت و آمدهایشان را زیرنظر داشته و کنترل کنیم.

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

مهم نیست دیگران درباره ما چه می‌گویند و چه قضاوتی درباره ما دارند ما ماموریت داریم و کار خود را خوب انجام می‌دهیم و شاید اصلا ربطی به کسی ندارد. آیندگان و تاریخ با عبرت گرفتن از آنچه ما انجام داده‌ایم درباره ما قضاوت خواهند کرد و با الگوبرداری از شیوه‌های ما تحسین‌های خود را نثار ما خواهند کرد. آنها هرگز خدمات ما به کشور را فراموش نخواهند کرد و آن را سینه به سینه برای نسل‌های بعد نقل خواهند کرد. برای مصلحت و حفظ نظام آن چه در توان داریم و از دستمان برمی آید به سبک و شیوه خود انجام می‌دهیم و مجاز و قادر به هر کاری هستیم و انجام می دهیم. هم آدم‌هایش را داریم و هم قدرتش و هم ابزارش را. از آن گذشته سند و نقشه راهی با عنوان «سند تحول» دست ما را باز گذاشته است و تمام اقدامات ما تحت لوای این سند قابل توجیه و تفسیر است.

اعتقاد راسخ و ایمان کامل داریم و صدرصد مطمئن هستیم که نسخه‌ای که ما داریم و برای توسعه و پیشرفت می‌پیچیم بهترین است. راه صواب و صراط مستقیم این است. این استراتژی و سیاست راهی است به گلستان و مسیری است که به اتوپیا و آرمانشهر و آن مدینه فاضله وعده داده شده ختم می شود. دروازه‌های توسعه و پیشرفت به زودی به روی ما لبخند خواهد زد و به زودی دشمن را به زانو در خواهیم آورد. این است کیمیا و سعادت ابدی!

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تحریف کتاب های درسی و ردپای دولت پنهان در کتاب‌های درسی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد اقدام سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تحریف کتاب های درسی

هنوز مرجع و مسئولی به آخرین گزارش « صدای معلم » با عنوان : « آیا رئیس آکادمیک سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برنامه مشخصی برای اداره سازمانش دارد ؟! » ارائه نکرده است . ( این جا )

در گزارش پیشین این رسانه که به انتقاد از تحریف تصویری از کتاب فارسی پایه هفتم دبیرستان اختصاص داشت آمده بود : ( این جا )

« تصویری از کتاب فارسی پایه هفتم دبیرستان در فضای مجازی منتشر شده که نشان می‌دهد در محتوای یکی از درس‌ها دست برده شده و کلماتی به متن اضافه شده که در کتاب‌ سال‌های قبل نبوده است.

در متن داستان نادر ابراهیمی، داستان‌نویس شناخته ‌شده معاصر ایران، با عنوان «قلب کوچکم را به چه کسی هدیه بدهم؟» جمله « به‌ خاطر اسلام » به متن اضافه شده است.

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد اقدام سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تحریف کتاب های درسی

ابراهیمی در متن داستان خود نوشته بود‌: «قلبم را می‌بخشم به همه‌ آنهایی که جنگیدند و دشمن را از خاک ما، از سرزمین‌ ما و از خانه ما بیرون انداختند...»

اما در متن کنونی دست برده شده آمده است: «قبلم را می‌بخشم به همه آنهایی که به‌ خاطر اسلام جنگیدند...» ( این جا )

به نظر می رسد این گونه حرکات غیراخلاقی و غیرحرفه ای در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی پایانی ندارد . تکرار این گونه کژروی ها و بداخلاقی ها را دیگر نمی توان ناشی از سهو و یا اشتباهات تصادفی دانست بلکه می تواند نشانه رسوخ یک جریان انحرافی در اتاق های فکر سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و هسته های برنامه ریز و تصمیم گیر آن باشد .

در کتاب فارسی هفتم چاپ ۹۹ و در قصه های مجید عباراتی به متن اصلی اضافه کرده اند .

در متن داستان «سوغات اصفهان» از قصه های مجید، نوشته هوشنگ مرادی کرمانی کلماتی به متن اصلی بدون اجازه نویسنده اضافه شده است .

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد اقدام سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تحریف کتاب های درسی

ظاهرا هدف دست اندرکاران این قضیه اشاعه فرهنگ نمازخوانی بین دانش آموزان بوده است .

پرسش « صدای معلم » آن است که آیا با توسل به این گونه اقدامات سخیف و غیراخلاقی می توان ارزش های دینی را در بین دانش آموزان تعریف و نهادینه کرد ؟

دست بردن در متن و تحریف یک مطلب بدون اجازه نویسنده را چه می توان نامید ؟

آیا مسئولان و آمران این گونه اعمال به پیامدهای اجتماعی و روانی تصمیمات خود می اندیشند ؟

آیا با این حرکات اعتماد و سرمایه اجتماعی در جامعه بهبود می یابد ؟

آیا مشکل « بحران هویت » و " دین گریزی » و « دین ستیزی » با این اقدامات حل می شود ؟ اگر در  این جامعه ، رغبت نسل جوان به توجه به ارزش های دینی و بر پاداشتن شعائر اسلامی کم رنگ و یا بی رنگ شده است ؛ سرنخ این بحران را نه در کتاب های درسی که باید در جاهای دیگر جست و جو کرد ...

گزارش انتقادی صدای معلم در مورد اقدام سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تحریف کتاب های درسی

تکرار این گونه کژروی ها و بداخلاقی ها را دیگر نمی توان ناشی از سهو و یا اشتباهات تصادفی دانست بلکه می تواند نشانه رسوخ یک جریان انحرافی در اتاق های فکر سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و هسته های برنامه ریز و تصمیم گیر آن باشد .

عدم عذرخواهی حسن ملکی رئیس به ظاهر دانشگاهی و آکادمیک این سازمان در این موارد موید اصرار بر استمرار این رویه غلط و ضد آموزش و تربیت است .

« صدای معلم » به جد پیشنهاد پیشین خود خطاب به وزیر آموزش و پرورش  مبنی بر برکناری رئیس این سازمان را به دور از هر گونه مصلحت سنجی و در جهت تحکیم اخلاق تکرار می نماید .

پایان گزارش/


گزارش انتقادی صدای معلم در مورد اقدام سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در تحریف کتاب های درسی

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

پس از گذشت نزدیک به شش ماه از درخواست رسانه ها برای شفاف سازی در مورد فروش کتاب های رئیس دانشگاه فرهنگیان و وضعیت " مدیریت تعارض منافع " در این دانشگاه ، صحبت های مدیر کل حقوقی دانشگاه فرهنگیان در صدا و سیما آب پاکی بر روی دست " منتقدان و افکار عمومی " ریخت !

« صدای معلم » در گزارشی به تاریخ سوم تیر 1399 نوشت : ( این جا )

« باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشی خبر داد که برخی مدیران ارشد این مجموعه، دانشگاه را محلی برای فروش محصولات و کتاب‌های خود و نزدیکانشان کرده اند آن هم در شرایطی که همچنان بن بست مشکلات مالی دانشجومعلمان را نبود اعتبارات کافی دانسته و داعیه حمایت از آن‌ها دارند  البته ناگفته نماند که تاکنون بخش عمده  این ادعا‌ها و پیگیری راه به جایی نبرده است.

این رسانه در ادامه گفته بود :

طبق گزارش‌های خرید حدود ۲۰ هزار جلد کتاب برای توزیع میان دانشجومعلمان آن هم با هدف شرکت در مسابقات کتابخوانی یا کتابی دیگر آن هم با ادعای کمک به روند آموزشی دانشجو معلمان با قیمت‌هایی به ارزش ۴۹ هزار و ۳۴ هزار تومان که در مجموع درآمد نجومی را شامل می‌شود، جای سوال دارد. چگونه می توان در این دانشگاه به دانشجو معلمان و معلمان آینده این جامعه ، درس " صداقت " و " جدیت " را آموخت ؟

این کتاب‌ها به رایگان میان دانشجومعلمان توزیع شده است و در مراسم و برنامه‌های گوناگون دانشگاه به عنوان هدیه و بسته فرهنگی برنامه توزیع شده است که در ظاهر هدف بالا بردن سرانه مطالعه و آموزش به دانشجو معلمان را دنبال می‌کند و در باطن عایدات قابل توجهی برای مدیرانی دارد که در کنار آموزش به این دانشجومعلمان دغدغه مالی خود را پاسخ گو هستند.

" گزارش باشگاه خبرنگاران جوان فاقد صراحت و دقت است. آقای حسین خنیفر رییس دانشگاه فرهنگیان در سال 1396 همراه با خانم ناهید مسلمی کتابی به نام "اصول و مبانی روش های پژوهش کیفی"  در دو جلد منتشر کرده است .

شورای پژوهش دانشگاه فرهنگیان در سال 98 ، مصوبه خرید این کتاب در دوجلد و قیمت جلد اول 75 هزار تومان و جلد دوم 70 هزار تومان به تیراژ 14 هزار جلد (در سه مر حله 6، 7 و1 هزار تایی ) را صادر کرد. واسطه این معامله یکی از توزیع کنندگان کتاب به نام محمودلو است. هزینه خرید این کتابها از بودجه دانشگاه فرهنگیان حدود دو میلیارد تومان بوده است. معاون شورای پژوهش که این مصوبه را امضا کرده جایی گفته است که با فشار حوزه ریاست و با اکراه  به این خرید تن داده است.

اسناد این معامله در شورای پژوهش که آن را مصوب کرده و اداره پشتیبانی وابسته به معاونت منابع توسعه انسانی و "اداره کل حقوقی و قراردادهای دانشگاه فرهنگیان" که  قرار داد خرید این کتابها را تنظیم کرده ، موجود است. این معامله نمونه ای از سوء استفاده از موقعیت برای تحصیل مال نامشروع است.

کتاب دو جلدی"اصول و مبانی روش های پژوهش کیفی"،خریداری شده از بودجه دانشگاه فرهنگیان، در اختیار آقای خنیفر قرار داده شد، تا به مهمانان ، اساتید دانشگاه و نمایندگان مجلس هدیه بدهد! هدیه کتاب کار خوبی است به شرطی که هدیه دهنده از مال شخصی خود هدیه بدهد.  بخشش از پول بیت المال(به اصطلاح کیسه خلیفه ) هنر نیست. جالب اینکه واحد حقوقی دانشگاه فرهنگیان قرارداد خرید این کتابها را تنظیم کرده است. آنچه اتفاق افتاده یک فساد سیستماتیک به نفع رییس دانشگاه است که قطعا فسادهای دیگری مانند برکشیدن افراد متملق و زد و بندهای دیگری را به دنبال داشته است. کتابی که تیراژ آن به 500 جلد نمی رسد با پول دانشگاه در تیراژ 14 هزار تایی خریداری شده تا مفت و مجانی به افراد هدیه دهند.

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

یکی دیگر از کتاب های تالیفی حسین خنیفر رییس دانشگاه فرهنگیان، کتاب " مهارت‌های دوران دانشجویی و تربیت معلم" است که در سال 97 تالیف شده است. قیمت این کتاب 53900 تومان است. معاونت دانشجویی دانشگاه فرهنگیان در مهر 98 ،  16 هزار جلد از این کتاب را خریداری و در جشن ورودی سال 98 دانشگاه به دانشجویان هدیه داده است! یعنی با این قرارداد مبلغ 856 میلیون تومان به حساب مولف و ناشر از بودجه دانشگاه واریز شده است. بر اساس برخی برآوردها سهم رییس دانشگاه از این "خاصه بخشی" یا رانت، در دو کتاب به حدود 4 میلیارد تومان می رسد. ظاهرا وقتی که حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش با یک سری اسناد و فاکتورهای غیرقابل انکار این سوء استفاده مواجه شد، داغ کرد و تصمیم گرفت که خنیفر را عزل کند اما خیلی ساده زورش نچربید و کوتاه آمد. »

« صدای معلم » در پایان پرسش هایی را مطرح کرده بود :

« آیا یک مدیر در یک دستگاه اجرایی پرمشغله و زمان بر می تواند سالی دو کتاب بنویسد ؟

واکنش تند برخی نمایندگان مجلس مانند کوچکی و دهمرده نشان داد که خبر عزل و یا برکناری رئیس دانشگاه فرهنگیان صحیح بوده است .

خبرگزاری فارس چهارشنبه، 21خرداد 99  خبر داد که حبیب‌الله دهمرده نماینده مردم زابل طی تذکر شفاهی در صحن علنی مجلس و انتقاد از سیاسی بودن عزل و نصب‌ها می گوید : اخیراً رئیس انقلابی دانشگاه فرهنگیان عزل شده است، چرا مجلس نسبت به این مسئله بی‌تفاوت است.

مطابق تبصره 3 از ماده 10 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان ؛ پذیرش استعفا یا عزل رئیس «دانشگاه» با پیشنهاد وزیر آموزش و پرورش ‏و تأیید وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و حکم وزیر آموزش و پرورش انجام می پذیرد.‏

پرسش این است که چرا وزیر آموزش و پرورش حسین خنیفر را برکنار کرده است و پرسش مهم تر این که چگونه در مقام سابق ابقا شده است ؟

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

( محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش و حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان )

 

پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش آن است ؛ آیا وقایعی که در دانشگاه فرهنگیان رخ داده است از مصادیق " مدیریت تعارض منافع " نیست ؟

اگر پاسخ مثبت باشد ؛ "  مسیر بدون بازگشت " را با کدام تدبیر ، شجاعت و صراحت مدیریت خواهد کرد ؟

آیا این سکوت و عقب نشینی ها بر میزان اعتماد عمومی در سیستم خواهد افزود ؟

چگونه می توان در این دانشگاه به دانشجو معلمان و معلمان آینده این جامعه ، درس " صداقت " و " جدیت " را آموخت ؟ »

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

پس از گذشت بیش از پنج ماه ، صدا و سیما در گزارشی در برنامه " تهران 20 " به این موضوع پرداخت .

مجری برنامه در گزارش می گوید که مسئول پی گیری و بازرسی آموزش و پرورش که باید به این جا رسیدگی کند ، دانشجوی خود این آقاست یعنی خودش یک جوری کارش با آقای رئیس دانشگاه گیر کرده .

برخی اعتراض کردند . دانشگاه فرهنگیان یک پاسخی داد اما پاسخ ها قانع کننده نبود و این مساله ها باعث شد که در این شرایط که همه نگاه ها به یک آموزش و پرورش سالم است مساله " تعارض منافع " در آموزش و پرورش ما جدی باشد و کمیسیون آموزش مجلس هم باید به این موضوع  ورود پیدا کند که ببینیم حالا کرده یا نکرده و چرا هیچ گزارش متقنی منتشر ... »

پس از پخش این گزارش صدا و سیما ، مدیر کل حقوقی دانشگاه فرهنگیان در مقام " پاسخ گو" در تلویزیون ظاهر شده و به توضیحاتی را ارائه می کند .

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که اگر قرار بر پاسخ گویی است چرا مدیر کل حقوقی به پاسخ گویی می پردازد ؟

آیا دانشگاه فرهنگیان فاقد روابط عمومی است ؟

این موضوعی است که « مروی » مجری برنامه که سعی می کند چهره مطالبه گر و آگاهی را از خود در برابر مخاطبان نشان دهد بیان نمی شود .

« ابوالفضل نصر آبادی » به عنوان مدیر کل حقوقی دانشگاه فرهنگیان از پاسخ گوئی و برقراری دیالوگ می گوید اما اشاره نمی کند که چرا در این پنج ماه به افکار عمومی و رسانه ها پاسخ گو نبوده و موضوع را شفاف سازی نکرده است و در عوض خبرنگار تهیه کننده گزارش در باشگاه خبرنگاران جوان را تهدید می کنند ؟

آیا مجری تیزبین این ها را نمی داند ؟

مدیر کل حقوقی دانشگاه فرهنگیان عنوان می کند که کتاب های مربوطه با بررسی همه جوانب در شورای پژوهشی دانشگاه مورد تایید قرار گرفته اند .

پرسش « صدای معلم » همان گونه که پیش تر نیز مطرح شده است آن است که آیا اگر آقای خنیفر فاقد جایگاه حقوقی به عنوان " رئیس دانشگاه فرهنگیان " بود باز این کار انجام می شد ؟

آیا قرار بوده شورای پژوهشی و معاون دانشجویی نظری خلاف ایده رئیس بدهند ؟

این سوالی است که مجری منتقد صدا و سیما به آن نمی پردازد و حاصل این برنامه بیش از 12 دقیقه تکرار برخی مکررات است و به نظر می رسد به جای پرداختن به اصل موضوع یعنی " تعارض منافع " بر سر نرخ در حال چانه زدن هستند !

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

مدیر کل حقوقی دانشگاه می گوید که رئیس دانشگاه به طور مکتوب اعلام کرده که کلیه حقوق مادی ناشی از تالیف و تدوین این کتاب ها را به طور دائمی و رایگان همان سال 97 به دانشگاه فرهنگیان اهدا و صلح و هبه کرده است و صراحتا قید می شود که در محاسبه قیمت هیچ حقی برای مولف لحاظ نشود و صد در صد در اختیار دانشجو معلمان قرار گیرد .

مجری برنامه در پایان می گوید که دانشگاه فرهنگیان خیلی سریه واکنش نشان داده است .

ایشان احتمالا فراموش کرده است که صدا و سیما پس از گذشت بیش از 5 ماه متوجه این موضوع شده است .

ایشان از شفاف سازی می گوید و خود را در کنار سایر رسانه های منتقد قرار می دهد  و تاکید می کند که به دنبال مچ گیری و از این دست نیست ...

البته مجری برنامه مطمئن نیست که  اطلاعات ارائه شده درست باشد و دستگاه های نظارتی آن را تایید کرده باشند .

مجری صدا و سیما پس از این مقدمات در دفاع از عملکرد این دانشگاه که شائبه سیاسی بودن و جانبداری نقابدار را به اذهان متبادر می سازد وارد شده و تصریح می کند : « قطاری که حرکت می کند سنگ می خورد . طبیعتا اگر دانشگاه فرهنگیان حرکت های خوبی را انجام می دهد بیشتر در مظان اتهام قرار می گیرد ولی این چیزی را از کارهای خوبی که این دانشگاه در سال های اخیر انجام داده است زیر سوال نمی برد . »

آیا این سخنان ایشان نشانه ی بی طرفی است ؟

آیا مشکل در این میان فقط میزان مبلغ مبادله شده بود ؟

مجری منتقد صدا و سیما یادش رفت در مورد آن مسئول پی گیری و بازرسی وزارت آموزش و پرورش پرسش کند که چرا در این موارد سکوت کرده است ؟

به تازگی علی‌عسگری، رئیس سازمان صدا و سیما بر اساس نظرسنجی‌هایی گفته است این رسانه در رأس اعتماد مردم قرار دارد .

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

( علی عسگری - رئیس سازمان صدا و سیما )

ایشان تصریح کرده است : آخرین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که رسانه ملی جایگاه ویژه‌ای میان مردم هم از منظر اعتماد عمومی و هم میزان مراجعه و علاقه‌مندی دارد.

نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

پایان گزارش/

( کلیپ ویدئویی را مشاهده فرمایید )


نقد صدای معلم بر عملکرد صدا و سیما و مدیریت تعارض منافع در دانشگاه فرهنگیان

منتشرشده در گفت و شنود
دوشنبه, 03 آذر 1399 11:17

مشت نمونه خروار !

مشکلات معیشتی و اقتصادی و راه حل سیاسی

ویدئوی خراب کردن آلونک خانواده بندرعباسی توسط ماموران شهرداری در فضای مجازی با واکنش های فراوانی از سوی فعالان اجتماعی در فضای مجازی روبه رو شد.کلیپی که نمونه آن چندی پیش هم در کرمانشاه رخ داد و منجر به فوت خانمی سرپرست خانوار گردید.
این ویدئو موجب جریحه دار شدن احساسات بخش عمده ای از مردمی شد که این روزها با مشکلات عدیده اقتصادی و معیشتی روبه رو هستند.
تکرار چنین حوادث تلخی نشان دهنده ی خلا قانونی در برخورد شایسته همراه با حفظ کرامت انسانی مردم مستضعف و درمانده و همچنین عدم آموزش مناسب ماموران شهرداری می باشد.
نحوه ی تعامل ماموران شهرداری در بندرعباس و کرمانشاه با خانواده هایی که به دلیل فقرمطلق به ناچار مجبور به ساخت آلونک و خانه هایی غیرقانونی در حاشیه شهرها شده اند دارای ابعاد اجتماعی و حقوقی است که پرداختن به آنها در این مقال نمی گنجد. بدون تردید برون رفت از شرایط موجود و بازگشت ثبات اقتصادی به کشور مستلزم یک راه حل سیاسی در عرصه داخلی و بین المللی و نه طرح های شتاب زده اقتصادی که شوربختانه به صورت آزمون و خطا هم اجرا می شوند.
آنچه نگارنده را به نگارش این یادداشت برانگیخت وجه مشترک ویرانی این خانه ها بر سر خانواده هایی بی بضاعت است که ظاهرا قرار بود صاحبان اصلی انقلاب باشند ؛ با فروپاشیدن اقتصادی نابه سامان بر سر مردمی است که دیگر توان و رمقی برای آنها نمانده است.

دولت یازدهم ( دولت اول روحانی) کارنامه نسبتا موفقی در زمینه اقتصادی و سیاست خارجه داشت که پیامد آن افزایش سبد رای روحانی از ۱۸ به ۲۴ میلیون رای را رقم زد لیکن دولت دوازدهم دکتر روحانی با عملکرد بسیار ضعیف و ناامیدکننده در حوزه های مختلف اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و بهداشتی و درمانی عملکرد دولت اولش را به کلی زیر سوال برد به گونه ای که بخش عمده ای از حامیانش در اواسط دولت دوازدهم بابت دعوت مردم جهت انتخاب وی عذرخواهی نمودند.
دولت دوازدهم جدای از سوء مدیریت در عرصه های مختلف ، آبستن حوادث و بلاهای طبیعی ، غیرطبیعی و انسانی بود که این حجم از حوادث ناگوار در هیچ کدام از دولت های گذشته مسبوق به سابقه نبوده است و پیامدآن چالش های فراوان اقتصادی و معیشتی برای مردم، افزایش شکاف طبقاتی ، کاهش شدید ارزش پول ملی ، افزایش اعتراضات و ناهنجاری اجتماعی ، از بین رفتن بخش عمده ای از سرمایه های اجتماعی و... می باشد.

مشکلات معیشتی و اقتصادی و راه حل سیاسی


دردناک تر از حوادث به وجودآمده ، نحوه ی برخورد مسئولین در مواجهه با این حوادث بود به طوری که سوء مدیریت آشکار ، برخوردهای جناحی و تسویه حساب های سیاسی در سه سال گذشته رقم خورد که در این بین مطالبات مردم به حاشیه رانده شد.
آنچه این روزها بر سر مردم سرزمین ام می گذرد و سفره های آنها را هر روز کوچک تر و کوچک تر می کند حاصل سوء مدیریت در سطح کلان کشور و سیاست های موازی کارانه دولت پنهانی است که نه تنها پاسخ گوی عملکرد خود نمی باشد بلکه حدود وظایف و اختیارات دولت مستقر را تا یک نهاد امدادی که تنها وظیفه آن تامین معاش و مایحتاج ضروری زندگی مردم است( که البته در آن هم وامانده ) تنزل داده و از وظایف اصلی و حاکمیتی خود غافل مانده است .
بدون تردید برون رفت از شرایط موجود و بازگشت ثبات اقتصادی به کشور مستلزم یک راه حل سیاسی در عرصه داخلی و بین المللی و نه طرح های شتاب زده اقتصادی که شوربختانه به صورت آزمون و خطا هم اجرا می شوند.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مشکلات معیشتی و اقتصادی و راه حل سیاسی

منتشرشده در یادداشت

ویژگی های مدیران کوتوله در سیستم مدیریتی ایران و قانون بقای پست

حاکمان در زمان معزولی
همه شبلی و بایزید شوند
لیک چون سر عمل آیند
همه چون شمر و چون یزید شوند
ادیب صابر ترمذی

 احتمالا این شعر پرمغز ادیب صابر ترمذی را از درازنای تاریخ شنیده‌ایم. حاکمان (مدیران) در زمانی که فاقد پست و مقامند چون شبلی صوفی و بایزید عارف مردم‌دارند، لیک چون سر کار آیند دست شمر و یزید را از پشت می‌بندند و جو اختناق و فضای امنیتی و حراستی را در حوزه کارشان جاری می‌کنند. در درگاهشان سخن‌چینان و جاسوسان معمولا جای مشاوران دلسوز و متخصص را می‌گیرند و با پرونده‌سازی برای منتقدین سعی وافر در بایکوت و ترور شخصیتی‌شان دارند.
قطعا با مدیران کوتوله برخورد داشته‌ایم، مدیرانی که علاقه مند به زندگی جلبکی در باتلاق‌های خودساخته پیرامونی‌اند.

* مهم‌ترین ویژگی یک مدیر کوتوله آنست که اگر میزش را از وی بگیری هنر و ایده‌ای برای ارائه نداشته و به قول خودمان حرفی برای گفتن ندارد. آهنگ انتظار گوشی‌های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.
در سبک مدیریتی‌شان ارادت‌ محوری جای شایسته‌سالاری را پر کرده و تقرب و چاپلوسی جای تخصص و مسئولیت‌پذیری را می‌گیرد.
مدیران کوتوله برای بالادستی‌ها چون موش خاموش و برای پایین دستی‌ها شیران ژیانند و ببر بیان!

ویژگی های مدیران کوتوله در سیستم مدیریتی ایران و قانون بقای پست
در قاموس یک مدیر کوتوله زیردستان در دو بخش کلی "با من ، و یا بر من" تقسیم می‌شوند. جهان‌بینی مدیر کوتوله جهان پنج سانتی‌متری بینی اوست. این مدیران افراد مستقل و لایق‌تر از خود را منزوی کرده و یا آنها را در محبس ارادتمندان فرومایه خود به بند عزلت می‌کشند تا غرورشان لکه‌دار و امیدشان به یأس مبدل گردد و در آتیه موی دماغشان نگردند.

* یک مدیر کوتوله از واگذاری اختیارات و تفویض امضا به معاونت‌ها و زیر دستانش واهمه داشته و خود مرکز عالم بوده و در سازمان همه تصمیمات به وی ختم می‌شود. کارمندان چنین مدیری فاقد اعتماد به نفس بوده و در نبود دانای کل عملاً امورات سازمان فلج و فشل خواهد بود.

یک مدیر کوتوله مواضعش در مسائل حساس مبهم و قابل تفسیر است تا با وزش بادهای مخالف به راحتی بتواند خود را با هژمونی غالب تنظیم و تطبیق دهد.

 * مدیر کوتوله حافظ وضع موجود بوده و معمولا اهل چالش، پویش و ریسک نیست. موفقیت‌های زیردستان را مصادره به مطلوب می‌کند. از کارمندان خلاق و حاذق گریزان است، مگر اینکه در رسته ارادتمندانش بوده و هنرشان در مدح قامت مدیر صرف شود.
با برگشت دادن بودجه به نام صرفه‌جویی سعی در خوش‌خدمتی به بالا دستی خود دارند.

* چراغ راهنمای چنین مدیرانی منافع شخصی‌شان است و لاغیر.
آن چنان بلوائی سر کوچک‌ترین مسائل راه می‌اندازد که گویی جنگ جهانی راه افتاده است و به خاطر دستمالی قیصریه‌ای را به آتش می‌کشند.

خلاصه می‌توان گفت:

فاقد دانش، توانایی و شایستگی لازم هستند، ولی با اطلاعات سطحی که دارند در مورد هر چیزی اظهارنظر می‌کنند.

حوزه مدیریتشان به مثابه ملک شخصی است که بر اساس سلیقه و به فراخور زمان از آن هزینه می‌کنند.

نگاهشان به مسند، نگاهی عنکبوتی است، بدان معنی که چینش زیر مجموعه را بر اساس بقاء خویش انجام می‌دهند.

مدیران زیرمجموعه خود را از میان افراد ناتوان‌تر از خودشان انتخاب می‌کنند.

لابی با شخصیت‌های سیاسی مذهبی برای بقای پست، از وظایف روزمره آنهاست.

قانون بقای پست در مورد آنها صادق است، یعنی از دولتی به دولت دیگر همیشه مدیر می‌مانند و انگار مدیر متولد شده‌اند.

مانع رشد و ارتقای پرسنل زیر مجموعه خود شده و معیار ارتقای افراد را میزان نزدیکی و وفاداری می‌دانند.

ریسک پذیر نبوده و سیاست اعلامی اش با سیاست اعمالی زاویه محسوسی دارد.

زندگی‌شان از رانت‌ها تغذیه می‌شود و قانون تعارض منافع را با قراردادهای صوری از حیز انتفاع می اندازند.

علاقه شدیدی به برگزاری همایش‌های بزرگ و پرهزینه و بی‌محتوا دارند.

مقدس‌مآبی در وجودشان موج می‌زند.

صف اول هر مناسبتی می‌نشیند و زاویه دید دوربین‌ رسانه‌ها را به خوبی شناسایی می‌کند.

از بودجه عمومی در اختيار، بعضی از رسانه‌ها را اجیر و تبلیغات پر سر و صدایی دارند.

علیرغم نداشتن وقت کافی، رزومه پر پیمانه‌ای از کتب و مقالات به چاپ رسیده دارند.

بیرق آنها بر پشت بام خانه‌شان افراشته، و جهت وزش باد را به خوبی حس می‌کنند و به راحتی رنگ عوض می‌کنند.

ویژگی های مدیران کوتوله در سیستم مدیریتی ایران و قانون بقای پست

تشریفاتشان زیاد، و دیدارشان برای مردم پر مشقت است و معطل گذاشتن مردم را نشانه‌ی بالا بودن کلاس کاری و مشغله‌ی زیادشان می‌دانند. لابی با شخصیت‌های سیاسی مذهبی برای بقای پست، از وظایف روزمره آنهاست.

اگر در خطر عزل قرار گیرند نزدیکترین دوستان خود را هم قربانی می‌کنند.

ساعات آخر شب زمان لابی آنها است و تصمیمات فردایشان نتیجه‌ی لابی‌های دیشب آنهاست.

همزمان هم مدیر، هم دانشجو و استاد هستند.

برای دیدار مدیران بالادستی هدایای ارگانیک می‌برند.

آهنگ انتظار گوشی‌های تلفن همراه آنها بسیار معنوی و شامل سخن بزرگان است.

در بوروکراسی و کاغذ بازی استاد بی بدیلند."


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

ویژگی های مدیران کوتوله در سیستم مدیریتی ایران و قانون بقای پست

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

انتقاد صدای معلم از عملکرد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دخالت حوزه علمیه در آموزش و پرورش

شفقنا نوشت : ( این جا )

« حسن ملکی معاون وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با تأکید بر اینکه تحول در برنامه ریزی آموزشی و کتب درسی بدون حضور حوزه علمیه امکان ندارد، تصریح کرد: باید با کمک و همراهی حوزه علمیه این تحول صورت بگیرد و روی این عقیده نیز پافشاری می کنم.

او یکی از نکات پر اهمیت در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی کل کشور را سند تحول بنیادین آموزش و پرورش برشمرد و افزود: برنامه ریزی درسی و آموزشی باید مبتنی بر سند تحول باشد و اینکار هم اتفاق نمی افتد، مگر اینکه حلقه واسطه ای شکل بگیرد و باید الگویی تدوین شود تا مبتنی بر سند تحول، برنامه ریزی درسی و آموزشی تغییر کند.

معاون وزیر آموزش و پرورش با بیان اینکه از میز آموزش و پرورش درخواست داریم این الگو را تدوین کرده و به سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ارائه دهد تا ما بتوانیم با استفاده از آن کار تغییر در برنامه ریزی درسی و کتب درسی را انجام دهیم.

ملکی با اشاره به ظرفیت های دفتر تبلیغات اسلامی و گزارشی که از فعالیت های قطب های فکری و فرهنگی به خصوص میز آموزش و پرورش ارائه شد، اظهار داشت: آمادگی این را داریم تا کارگروهی تشکیل شود و یک تفاهم نامه ای میان سازمان پژوهش کشور و دفتر تبلیغات اسلامی صورت بگیرد تا در همه زمینه ها (آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و هنر، رسانه و فضای مجازی) بتوانیم همکاری داشته باشیم. »

در نشست رسانه ای حجت الاسلام علی ذوعلم رئیس پیشین سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی با رسانه ها  که 16 بهمن 1397 با خبرنگاران برگزار گردید ( این جا ) ؛ « صدای معلم » پرسش هایی را از ایشان مطرح کرد :

« آقای ذوعلم

از سال 1390 تا آذر 1397 رییس پژوهشکده فرهنگ و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بودید.  از این سمت استعفا دادید و قرار بود فقط کار مطالعاتی کنید . پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و نیز رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که توسط ایشان منصوب گردیده آن است که در شرایط کنونی، سازمان پژوهش برای متناسب سازی برنامه درسی چه کاری انجام داده است و آیا در این زمینه طرح و برنامه ای دارد ؟

1-جناب عالی به تازگی در نشست با کارکنان سازمان تان  گفته اید :

" باید سازمان هر زمان میوه تازه فکری و فرهنگی ارائه دهد  . "

در مدت زمان مسئولیت  شما در دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی ، حذف تصویر خليج فارس از پشت جلد كتاب فارسی سال اول دبستان " بخش بنویسیم "  ، حذف پادشاهان از كتب درسي و ...چالش برانگیز و نهایتا باعث شد که  در تاريخ 4 مهر 88 از سمت خود استعفا دهید .

این میوه های تازه فکری و فرهنگی کدام ها هستند ؟

2- جناب عالی مبدع ایده واگذاری مدارس به حوزه های علمیه در دولت نهم بوده اید .

شما تا چه حد به استقلال نهاد آموزش اعتقاد دارید ؟

در حال حاضر حوزه های علمیه خود از مشکلات عدیده ساختاری و محتوایی رنج می برند .

شهید مرتضی مطهری در کتاب ده گفتار خویش به برخی از این مشکلات اشاره می کند :

" يكي از مهمترين مسائل در حوزه هاي علميه و بارزترين آنها مسئله آموزش علمي است :

 * عوام زدگي

* بي نظم و انضباطي و بي برنامگي

* حريت و آزادانديشي، نبود جنبش براي اصلاح گري

* نبود همكاري و همفكري، نداشتن روحيه تقسيم كار

* غلط بودن فكر ديني و مرده بودن فكر ديني

* دوري از قرآن

* ضعف نظارت و گزينش "

سازمان روحانیت که خود دارای مشکلات عدیده است قرار است چه مشکلی از آموزش و پرورش حل کند ؟

معلمان در حال حاضر جزء گروه های مرجع در جامعه هستند .

آیا از نظر شما مرجعیت روحانیت با 4 دهه قبل تغییری کرده است ؟

انتقاد صدای معلم از عملکرد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دخالت حوزه علمیه در آموزش و پرورش

آیا سازمان روحانیت با عنایت بر بر مشکلاتی که دارد می تواند از جایگاهی بالاتر بر نهاد آموزش و مرجعیت معلمان تفوق داشته باشد ؟ »

نقش معلمان در تدوین محتوای کتاب های درسی شفاف نیست.

در تالیف کتاب های درسی به پیشنهادات معلمان در مورد اصلاح و بازنگری کتاب های درسی توجه خاصی نمی شود.

برای اثبات این مدعا می توان به اعتراضات معلمان در مورد محتوای کتب درسی اشاره کرد .

همچنین داغ بودن بازار کتاب های کمک آموزشی مهم ترین دلیل برای نقصان محتوا و ایجاد " تقاضا " برای رفع نیاز ذی نفعان آموزش است .

برنامه واقعی و غیرشعاری شما برای مشارکت شفاف ، برنامه مند و موثر معلمان در تدوین محتوای کتب درسی چیست ؟ »

پاسخ ذوعلم تفصیلی بود .

ایشان در پاسخ به صدای معلم گفت : « من به عنوان یک حوزوی بیش از شما به بحث نیاز به تحول در حوزه ها معتقدم. همان طور که به تحول در دانشگاه ها معتقدم ولی توقع من این است که واقعا اگر حوزه های علمیه ظرفیت خودشان را بخشی در اختیار آموزش و پرورش قرار بدهند کمک به آموزش و پرورش خواهد کرد. »

ذوعلم بر این باور بود که سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی باید بستر تضارب آرا را فراهم کند و آن را به کرات بیان می کرد ( این جا ) و البته در مدت کوتاه مدیریتی خویش هم تا حدودی به آن پای بند بود .

انتقاد صدای معلم از عملکرد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دخالت حوزه علمیه در آموزش و پرورش

پرسش « صدای معلم » از رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی فعلی که تحصیلات آکادمیک دارد آن است که آیا اساسا باوری به تضارب آرا  و تفکر انتقادی دارد ؟

این که گفته شود تحول در برنامه ریزی آموزشی و کتب درسی بدون حضور حوزه علمیه امکان ندارد تا چه میزان علمی و با واقعیات امروز نظام های آموزشی موفق و توسعه یافته جهان تطابق و هم خوانی دارد ؟

اصولا این حرف ها تا چه حد  حتی با واقعیت های " مدرسه ایرانی " و " نیازهای آموزشی " این جامعه تناسب دارد ؟

آیا عملکرد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی در مورد ساختار جدید ادارات کل آموزش و پرورش و حذف معاونت پژوهش قابل دفاع بوده است ؟ ( این جا )

پرسش « صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و نیز رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی که توسط ایشان منصوب گردیده آن است که در شرایط کنونی، سازمان پژوهش برای متناسب سازی برنامه درسی چه کاری انجام داده است و آیا در این زمینه طرح و برنامه ای دارد ؟

آیا قرار است نهادهای خارج از آموزش و پرورش که تخصص و احاطه چندانی بر روی مسائل آموزش ندارند به آقای ملکی رهنمود بدهند ؟

آیا رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی برنامه ای منهای " مناسک گرایی " و " صورت گرایی " دارد و یا آن که این سازمان همچنان بر مدار " روزمرگی " و " عقلانیت ستیزی " حرکت می کند ؟

پاسخ گویی و شفاف سازی نسبت به عملکرد تا چه میزان در افکار آقای ملکی نهادینه شده است ؟

( 1 )

گزارش صدای معلم ( این جا )

پایان گزارش/


انتقاد صدای معلم از عملکرد رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی و دخالت حوزه علمیه در آموزش و پرورش

منتشرشده در دانش آموز
سه شنبه, 20 آبان 1399 18:22

محمد حبیبی از زندان آزاد شد

گروه تشکل ها/

محمد حبیبی از زندان آزاد شد

امروز سه شنبه 20 آبان ، « محمد حبیبی » معلم و عضو کانون صنفی معلمان از زندان آزاد گردید .

این معلم شهریاری از 20 اردیبهشت 1397 ابتدا بازداشت و سپس حکم حبس را سپری کرد . ( این جا )

حبیبی به اتهام اجتماع و تبانی ۷ سال و نیم حبس، تبلیغ علیه امنیت ملی ۱۸ ماه حبس، اخلال در نظم ۱۸ ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق و همچنین ۲ سال ممنوعیت فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شد .

« صدای معلم » 5 مرداد 1397 گفت و گویی را با « خدیجه پاک ضمیر » همسر محمد حبیبی در مورد قطع حقوق ایشان انجام داد . ( این جا )

« محمد صیدلو » مدیر کل آموزش و پرورش شهرستان های استان تهران در گفت و گویی که با صدای معلم در 6 خرداد 1398 داشت قول داد وضعیت این معلم را پی گیری و هر چه در توانش باشد انجام دهد . ( این جا )

در نشست رسانه ای وزیر آموزش و پرورش ، « مدیر صدای معلم » به حکم اخراج محمد حبیبی و نیز وضعیت نجات بهرامی که اخیرا از زندان آزاد شد اعتراض و خواهان توضیح وزیر در این مورد شد . ( این جا )

حاجی میرزایی در پاسخ به پرسش های صدای معلم تاکید کرد که حکم اخراج این معلم شکسته شده است .

در حال حاضر ، « اسماعیل عبدی » از اعضای دیگر این تشکل در زندان به سر می برد .

« صدای معلم » آزادی این معلم را به خانواده ایشان شادباش می گوید .

پایان پیام/


محمد حبیبی از زندان آزاد شد

آیا وظیفه نمایندگان مجلس دخالت در عزل و نصب های آموزش و پرورش است یا تقنین و نظارت

 روز یکشنبه ۱۸ آبان ۹۹ تعدادی از مدیران و معلمان کرج نشستی صمیمی با  علیرضا عباسی نماینده کرج، اشتهارد، فردیس و آسارا برگزار کردند.
در این نشست مسائل و مشکلات آموزش و پرورش از نظرگاه حاضرین در دید ملی، استانی و ناحیه‌ای به اشتراک گذاشته شد.

در ابتدا مهندس چپردار مدیر مجموعه آموزشی شاهد با ارائه گزارش کوتاهی از کم و کیف مسائل آموزش و پرورش استان گفت: با توجه به مشکلات چند لایه موجود؛ شما نماینده‌های انقلابی از آخرین امیدهای مردم هستید و البته نباید این امید به یأس و نومیدی بدل گردد.
وی با اشاره به حضور معلمان با رتبه‌های برتر کنکور و مدارک عالیه در آموزش و پرورش افزود: معلمان با عشق و ایثار تمام بعضاً در قیاس با برخی از کارکنان دیگر حقوق نازلی دریافت می‌کنند.
چپردار با اشاره به بحث تعارض منافع و گیر بودن پای اکثر مسئولین در مدارس غیرانتفاعی افزود: مدیران ما عموما از درون و برون سازمان تحت فشار بوده و معمولا به جای استقرار شایسته‌سالاری به یکی از کانون‌های قدرت متصلند.

خسرو پرویز نماینده مدیران با اشاره به ضرورت تغییر نگرش هزینه‌ای مسئولین به آموزش و پرورش گفت: زندگی در آموزش و پرورش در مرحله نباتی متوقف مانده و از بالندگی و شکوفایی خبری نیست و به دلیل سیاست‌زدگی در آموزش و پرورش بعضاٰ سطح دخالت صاحبان قدرت به تعویض خدمتگزار یک مدرسه نیز تنزل پیدا می‌کند.
وی در ادامه با انتقاد از تنوع مدارس طبقاتی در ایران افزود: در کشورهای توسعه یافته دو سه نوع مدرسه بیشتر نداریم و ما نباید شاهد جولان و پز دادن پولداران و افراد خاص در مدارس لاکچری و به زیر رادیکال رفتن عدالت آموزشی در آموزش و پرورش کشور باشیم.

خانم فلاح نیز با اشاره به این که شایسته‌سالاری در آموزش و پرورش بیشتر به یک شوخی شبیه است گفت: وزیر شجاع و کاردان لازمه تغییرات مثبت در آموزش و پرورش است و مسئولان باید در انتخاب مدیران به چارچوب‌های اخلاقی و آموزه‌های دینی بیشتر توجه نمایند.
وی ضمن انتقاد از پرداخت هزینه بیمه مسئولیت مدنی دانش‌آموزان و مدرسه از جیب شخصی مدیران گفت: وقتی که در شرایط کرونا ویروس دانش‌آموزی در مدرسه نیست چه نیازی به بیمه وجود دارد!

رضا قاسم‌پور دیگر عضو جلسه گفت: مصوبه رایگان بودن حامل‌های انرژی مدارس فاقد ضمانت اجرایی بوده و هر ساله ادارات آموزش و پرورش به طور نمایشی اطلاعات مدارس را جمع‌آوری می‌کنند، ولی تقریبا تمام مدارس دولتی با مشکل پرداخت هزینه‌های حامل‌های انرژی و قطعی و پلمپ مکرر ‌کنتورها مواجهند.
وی ضمن اشاره به مستهلک بودن مدارس دولتی گفت: به دلیل کمبود نیرو، درصد قابل توجهی از همکاران فعلی بازنشسته بوده و به دلیل عدم پرداخت به موقع اضافه‌کاری‌هایشان انگیزه کافی برای تلاش و فعالیت مؤثر ندارند.
قاسم‌پور با انتقاد از تجمیع تصمیم‌گیری‌ها در وزارتخانه و سازمان‌ها افزود: باید طرح مدرسه‌محوری به طور کامل در آموزش و پرورش نهادینه گردد. وی با اشاره به مشکلات منزلتی و معیشتی همکاران، از نمایندگان خواست که با لایحه رتبه‌بندی فرهنگیان با وسعت نظر برخورد نمایند.

 در ادامه فرزانه نیز با اشاره به سیاسی شدن جو عمومی آموزش و پرورش از جناحی و سلیقه‌ای شدن انتصابات انتقاد کرده افزود: باید تلاش کنیم شایسته‌سالاری به جای جناح‌سالاری و باندبازی حاکم گردد و ستادگردان، مجاهدین شنبه و چهره‌های منافق ابتکار عمل را در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری‌های آموزش و پرورش به دست نگیرند.

دکتر عباسی نماینده کرج در پایان نشست با جمع‌بندی مباحث مطروحه و تأیید و تلطیف برخی از نظرات حاضرین گفت: بیشترین نشست‌های بنده با قشر فرهنگی بوده و بی‌تعارف از این جلسات انرژی و نشاط می‌گیرم.
وی افزود: به دلیل جمعیت بالا و اثرگذاری معلمان در تحولات و انتخابات معمولا به آموزش و پرورش به چشم گوشت قربانی نگریسته می‌شود و متاسفانه بعضا نگاه ابزاری به آن یک واقعیت است.
او در ادامه ضمن تأکید بر حفظ خطوط قرمز خود در عزل و نصب‌ها (منافع استانی و آموزه‌های دینی) گفت: احدی را به مدیرکلی پیشنهاد و تحمیل نمی‌کنم. کار نمایندگان تقنین و نظارت بر قوانین است نه دخالت در انتصاب‌ها.
عباسی افزود: آمده‌ام برای مردم کار کنم و دینم را به دنیای کسی نخواهم فروخت. برنامه و لیستی برای شورای شهر به جز برگزاری انتخابات صحیح و سالم ندارم.
وی افزود: در گام دوم انقلاب و بر اساس سند تحول بنیادین ما باید معلم، دانش‌آموز و مدرسه در تراز جمهوری اسلامی تربیت و مهیا نماییم و تربیت انسان بصیر به جای سیاسی کار مورد انتظار ماست. به طرح یک فوریتی رتبه‌بندی معلمان رأی مثبت داده و البته هیچ منتی بر معلمان مترتب نیست و من به جای دخالت در امورات آموزش و پرورش به نظارت مستمر و دقیق معتقدم.

آیا وظیفه نمایندگان مجلس دخالت در عزل و نصب های آموزش و پرورش است یا تقنین و نظارت


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آیا وظیفه نمایندگان مجلس دخالت در عزل و نصب های آموزش و پرورش است یا تقنین و نظارت

پنج شنبه, 08 آبان 1399 07:50

⁠ایدئولوژی خودت را پنهان نکن !

تعریف ایدئولوژی و نظام ایدئولوژیک

واژه «ایدئولوژی» (Ideology) یکی از مفاهیم پرکاربرد و مناقشه‌برانگیز در علم سیاست است که اتفاقا در گفتارها و نوشتارهای سیاسی و روزمره اهل سیاست نیز بارها به کار می‌رود و متناسب با شرایط و زمانه، معناهای متفاوتی به خود می‌گیرد. این اصطلاح نخستین بار توسط دوستوت دو تراسی (1754 - 1836)، متفکر فرانسوی در سال 1796 میلادی به کار گرفته شد: «دوتراسی با ایدئولوژی می‌خواست علم جدید ایده شناسی را بنیان کند؛ مانند بیولوژی (زیست شناسی) که موجودات زنده را مطالعه می‌کند و یا فیزیولوژی که کارکرد اعضای بدن را مورد بررسی قرار می‌دهد».
این اصطلاح از همان بدو پیدایش، «با دلالت‌های سرزنش‌آمیزی عجین شد که طبق آنها ایده‌ها برای مخدوش و تیره ساختن حقیقت و فریب دادن و گمراه ساختن مردم به کار می‌روند.».

بحث‌برانگیزترین متفکری که در طول قرن نوزدهم از اصطلاح «ایدئولوژی» بحث کرد، کارل مارکس است. به نوشته بابک احمدی در کتاب «واژه نامه فلسفی مارکس» این اصطلاح در دوره‌های مختلف کار او به سه معنای متفاوت به کار رفته است:  

1. به معنای «آگاهی دروغین(کاذب)» که در ایدئولوژی آلمانی به کار رفته است؛ 2. به معنای نظام اندیشه‌ها، باورها و عقاید بیش‌وکم منسجم هر طبقه اجتماعی که عمدتا در نوشته‌ها و نامه‌های او در سال 1848 بازتاب یافته؛  3. به معنای نظام جهان شمول و کلی تولید عقاید، باورها و دانایی در جامعه‌ای خاص.

اما آنچه در ادبیات سیاسی مارکسیستی، بیش از همه مورد توجه قرار گرفت، معنای نخست مورد نظر مارکس از «ایدئولوژی» بود، یعنی «آگاهی کاذب». به عبارت دیگر آن طور که آوتویت و باتامور در مدخل «ایدئولوژی» کتاب خود می‌نویسند، «کاربرد ایدئولوژی برای اهانت به دیگران عمومیت پیدا کرد و اشاره ظریف تامس کارلایل نیز به همین نکته است: «اعتقاد صواب اعتقاد من است، اعتقاد باطل اعتقاد توست». اما به نظر می‌رسد که فراسوی این نگرش‌های منفی به این مفهوم، آن طور که بشلر توضیح می‌دهد، بهترین تعریف ایدئولوژی «گفتار(دیسکورس) در رابطه با عمل سیاسی» است. بدین معنا که هر نظام باوری، یک رویکرد سیاسی به صورت آشکارا یا نهفته حضور دارد، این رویکرد سیاسی را می‌توان ایدئولوژی آن نظام باور خواند.

بر این اساس، هیچ کس نمی‌تواند مدعی شود که فارغ از ایدئولوژی است و هر کنش (پراکسیس) انسانی اعم از گفتار یا کردار، با یک رویکرد و جهت‌گیری سیاسی خاص صورت می‌گیرد و در نتیجه از یک ایدئولوژی مشخصی بر می‌آید. شاید این تعبیر، در وهله اول بدیهی به نظر برسد و کسی با آن مخالفت نکند. اما مسئله جایی بحث برانگیز می‌شود که بسیاری که در سخن، با این تعبیر مخالفتی ندارند، در نوشتار و گفتارشان از تعبیر «ایدئولوژیک» به عنوان یک انگ منفی برای توصیف مخالفان شان بهره می‌گیرند و در برابر مدعی می‌شوند که آنچه خودشان می‌گویند یا می‌نویسند، فارغ از جنبه‌های ایدئولوژیک است. این در حالی است که مدعیان مذکور، از دو حالت خارج نیستند: یا آگاهانه و ارادی می‌کوشند رویکرد ایدئولوژیک خودشان و ایدئولوژی مستتر در گفتار و نوشتار و کردار خود را پنهان کنند، یا به واقع نسبت به این رویکرد ایدئولوژیک آگاهی ندارند و نمی‌دانند سویه‌های سیاسی این گفتارها و کردارها چیست.

بنابراین بهترین و دقیق‌ترین پاسخ به آنها که مدعی «غیرایدئولوژیک» بودن هستند، آن است که به وضوح به نقادی سیاسی گفتار و کردار ایشان پرداخت و نشان داد که چگونه آگاهانه و ارادی یا ناآگاهانه و غیرارادی از یک موضع سیاسی و ایدئولوژیک خاص دفاع می‌کنند و یا به ضرر سایر مواضع سیاسی و ایدئولوژیک جهت‌گیری می‌کنند.
ملخص کلام آن که ایدئولوژیک‌بودن یک متن و کنش، امری ارزشی نیست و تقریبا هر کردار انسانی، در یک میدان نیرو، متحقق می‌شود و سوگیری سیاسی و ایدئولوژیک خاص خودش را دارد، حتی اگر مولف یا فاعل آن متن و کنش نخواهد.

مهم این است که کنشگر اعم از نویسنده، روشنفکر، محقق، پژوهشگر و ... اولا به این سویه ایدئولوژیک کار خودش آگاهی داشته باشد و تا سر حد امکان بداند که کاری که می‌کند(مثل تولید متن یا ارائه گفتار) به سود و زیان کدام مواضع ایدئولوژیک است و ثانیا مخاطب خود را فریب ندهد و ایدئولوژی خودش را پنهان نکند و با صراحت به او بگوید که چه موضع و دیدگاه سیاسی و ایدئولوژیکی دارد.

کانال اندیشه انتقادی


تعریف ایدئولوژی و نظام ایدئولوژیک

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور