اگر قرار است از یک شهر کوچک کاندیدا شوی، وضع به کلی فرق می کند. اینجا لیست انتخاباتی فایده ای ندارد. از طریق فامیل و دوستان حلقه اول، چو بینداز که آدمی ساده زیست و خاکی هستی . همه بدانند که تو نان و پنیر و سبزی به خصوص تربچه را خیلی دوست داری، اما کباب برگ و جوجه کباب حالت را به هم می زند.
یک کت و شلوار طوسی تیره که به تنت زار بزند بپوش. ریشت را به قاعده کوتاه کن ، نه آن قدر کوتاه که اصول گرایان را بیازارد و نه آن قدر بلند که اصلاح طلبان را برَماند. رنگ جو گندمی مو و ریش یک کاندیدا نشانه پختگی و صلابت اوست . رایحه جوراب و انگشت شستی که از جوراب بیرون زده باشد و پارگی زیر بغل هم رای آور است.
قبل از کاندیداتوری با بزرگان شهر از هر تیپی مشورت کن . اما مواظب باش سوتی سیاسی ندهی . در سیاست چنان موضع گیری کن که به قول عرفی شیرازی "مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند".
هرجا رفتی بگو که این جناح بندی های سیاسی را قبول نداری و هدفت فقط خدمت خالصانه است.
کلمه اصلاحات را از ادبیات خودت سانسور کن . جاهایی که مفید است خودت را اصول گرا معرفی کن. هرجا هم جو حاضران این وری بود، بگو اسم مهم نیست عمل مهم است.
کلی گویی در سیاست هیچ خطری ندارد . اما اکیدا وارد جزئیات نشو. در سیاست هرچه مبهم تر حرف بزنی بهتر است.همه جا بگو که اهل سیاست نیستی . این بهترین سیاست است. هرجا خواستی به سیاست حمله کنی بهتر است از اصطلاحات سیاسی کاری و سیاست بازی استفاده کنی.
به چپ و راست هم تا دلت می خواهد حمله کن . هیچ خطری ندارد . الان در صحنه سیاسی ایران هیچ کس خودش را چپ یا راست نمی داند. هیچ سیاست مداری خودش را اهل جناح بازی نمی داند. پس بدان و آگاه باش که حمله به جناح بازی و بازی های جناحی هم هیچ خطری ندارد. مردم افراد سیاسی خارج از جناح ها را دوست دارند. تو هم یک آدم مستقل غیر سیاسی هستی که آمده ای تا مشکلات آب و نان مردم را حل کنی.
مردم ، عاشق صفاتی مانند دلسوز، صادق ، خالص ، خاکی ، اهل درد و... دنبال اسامی افراد هستند . ورود شما به صحنه ، صادقانه ، خالصانه ، دردمندانه و ساده ریستانه است. شما در آینده نماینده ای اهل درد ، ساده زیست، دلسوز و صادق خواهی بود.شما فردی خاکی هستی . برای اثبات خاکی بودن قبل از سخنرانی دوسه بار توی باغچه خانه ات غلت بزن. خیالت راحت باشد تا کنون هیچ دستگاهی برای اندازه گیری میزان واقعی این صفات در خون افراد اختراع نشده است.
یادت باشد مسایل مالی و هزینه ها فوق محرمانه است. در همه نطق ها و سخنرانی ها بگو که فقط یک معلم ساده هستی و با ریخت و پاش مخالفی ، اما کمِ کمِ انتخابات100میلیون خرج روی دستت می گذارد که برای نماینده شدن هزینه قابل قبولی است. بعضی ها که آتش شان خیلی تند است و اسپانسر گردن کلفت دارند تا 700-800 میلیون هم هزینه می کنند.
یک آدم معتمد و دهن قرص ترجیحا ، یکی از برادرانت را به عنوان مسئول مالی انتخاب کن . کارهای خیریه به شرطی که تابلو و در معرض دید باشد ،خیلی مفید است.
سفره داری و دست و دل بازی، در عین تظاهر به دوریشی بسیار مورد پسند رای دهندگان است.
توی این دوسه ماه آدم های فقیر و آسیب پذیر را بیشتر تحویل بگیر و آنها را بالای مجلس بنشان. در مراسم ختم و عزاداری همشهری ها شرکت کن . هر جا می روی 10-15 نفر همراه داشته باش و ترجیحا حاج آقا گویان پشت سرت راه بروند.
توی مراسم عزاداری وقتی مجلس گرم می شود دوسه قطره اشک بریز. فراموش نکن که زیر ذره بین هستی و مردم در باره تو قضاوت می کنند. با صاحبان عزا که سرپا ایستاده اند تا رده سوم و چهارم روبوسی کن.
یادت باشد کمتر از سه تا ماچ پر صدا نشانه کبر و غرور است.
یک اصل اساسی این است که آدم ها دوست دارند حرف های موافق میل شان را از زبان دیگران بشنوند. مردم عادی عاشق آدم های منتقد وضع موجود هستند.
مرتبا تکرار کن :
چرا بسیاری از مردم فقیر و بیکارند؟ چرا این همه دزدی و فساد زیاد شده؟ چرا...؟ چرا....؟ ...پاسخ روشن است: "تقصیر کاربه دستان است." مردم به طور غریزی از کاربه دستان بدشان می آید.
راهکار چیست؟
کار به دستان فعلی باید بروند و کاربه دستانی دلسوز ، صادق و از جنس مردم ( اگر ریا ندانید مثل بنده) روی کار بیایند.
مردم باید به یک آدمی ساده و درد آشنا و ساده زیست رای بدهند تا کارها درست شود.
خرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

متاسفانه در روزهای اخیر شاهد آن بودیم که تعدادی از آموزگاران دبستان شهید امان الله رضایی واقع در روستای شیخ عبود بیضا ( استان فارس – سپیدان ) مورد هجوم و ضرب و شتم تعدادی از اولیاء دانش آموزان قرار گرفته اند .
وقایعی از این دست به کرات در مناطق مختلف آموزشی کشور رخ می دهند که فجیع ترین آن قتل معلم فقید بروجردی " محسن خشخاشی " در سر کلاس و در حین تدریس بود و خاطر فرهنگیان و معلمان کشور را به شدت آزرده و مکدر نمود .
علت و یا علل این گونه وقایع تلخ بخشی ریشه در جامعه ، فضا و فرهنگ حاکم بر نوع روابط دارد اما به نظر می رسد با وجود مادتین 608 و 609 قانون مجازات اسلامی ، قوانین پیش گیرانه و یا بازدارنده ای برای صیانت از حریم فضاهای آموزشی نظیر مدرسه وجود ندارد .
اگر در مدرسه مشکلی هم در مورد معلمان وجود داشته باشد باید از طرق قانونی پی گیری شود و وقوع این گونه موارد نشان از فرهنگ " قانون گریزی و قانون ستیزی " دارد .
« گروه سخن معلم » ضمن ابراز تاسف و تاثر از این واقعه از مسئولان محترم انتظار دارد :
1- وزیر محترم آموزش و پرورش در این مورد شخصا وارد و مساله را پی گیری کند .
2- دادستان محترم استان فارس به عنوان مدعی العموم در این مورد دخالت نماید .
3- مدیر کل محترم آموزش و پرورش استان فارس از آموزگاران دلسوز و زحمت کش این واحد آموزشی دل جویی نموده و واحد حقوقی آن پی گیر مساله تا حصول نتیجه مناسب و نهایی باشد .
« گروه سخن معلم » از دولت محترم و نیز مجلس شورای اسلامی می خواهد با توجه به تکرار این گونه موارد ، لایحه و یا طرح مناسبی را تدوین و به تصویب برسانند ضمن آن که آمادگی خود را جهت کارشناسی آن ها اعلام می کنیم .
« گروه سخن معلم » ضمن همدردی با آموزگاران مصدوم از آنان می خواهد تا با صلابت ، اطمینان خاطر و استواری بیشتر به وظایف و رسالت معلمی خود ادامه دهند .
پایان پیام /
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

از این به کاندیداهای محترم انتخابات مجلس به خصوص همکاران محترم فرهنگی به صورت رایگان مشاوره می دهم. اطمینان دارم که همکاران عزیز با رعایت دقیق رهنمودهای بنده، به صورت تضمینی رای بالایی می آورند.
اگر برخی از خوانندگان نکته سنج یادآوری کنند که قبلا گفته ام که خدمات و کالای رایگان افسانه است، پس حالا چرا خودم مشاوره رایگان می دهم، برای توجیه این تناقض ، خدمت دوستان عرض می کنم که این مشاوره اسمش رایگان است اما نمایندگان حق شناس بعد از نشستن بر کرسی مجلس قطعا خدمات بنده را به نحو شایسته ای به صورت جبران خواهند کرد.
اصلا فکر بد نکنید !
لابد فکر کردید قصد مدیرکل و رئیس شدن دارم، یا قرار است وارد کار صادرات و واردات بشوم یا می خواهم نماینده مورد حمایت من بعد از ورود به مجلس فامیل های حق التدریس مرا رسمی کند یا دختر خاله مرا مدیر فلان دبیرستان کند .
حاشا و کلا !
هدف من این است که نمایندگان عزیزی که با استفاده از مشاوره رایگان وارد مجلس می شوند مشکلات کشور را از تورم و گرانی تا بیکاری و فساد و فحشا حل و حقوق معلمان را دو برابر کنند و همین رقم آخر برای من کافی است .
همسرم و من به عنوان زوج فرهنگی چهار برابر سود می بریم.
شما برای موفقیت در انتخابات نیاز به « برنامه » داری . نه برنامه ای مثل برنامه های فانی! یک برنامه خوب که چشم همه را خیره کند. مساله اصلی این است که چه کارهایی انجام بدهی و چه بگویی که مورد توجه مردم قرار بگیری و چه کارهایی نکنی و چه چیزهایی نگویی که مبادا از چشم مردم بیفتی .
من اینها را رایگان به شما می گویم. می دانم شما نگرانی که فردای انتخابات نتوانی به وعده هایت عمل کنی . اصلا نگران نباش . برادر و خواهر عزیز این هم راهکاردارد. جواب دادن به رای دهندگان هم بخشی از این برنامه آموزشی است.
فرض کنیم شما معلم بازنشسته یا شاغل هستی ، شاید هم رییس منطقه یا مدیرکل آموزش و پرورش بوده ای. از مدتی پیش احساس تکلیف به تو دست داده که برای خدمت به هم نوعان و به خصوص قشر شریف معلمان در انتخابات اسفندماه مجلس به عنوان کاندیدا شرکت کنی.
البته واضح و مبرهن است که حقوق و امکانات نمایندگی و ارتباط با بزرگان برای شما پشیزی ارزش ندارد . همه دوستان و حتی برخی از دشمنان منصف می دانند اگر اصرار دوستان دانا نبود هرگز حاضر نمی شدی وارد این صحنه شوی .
کلا اهل سیاست بازی نیستی و واضح و روشن است که در مجلس هم همچنان یک معلم ساده و دلسوز و صادق باقی خواهی ماند.
آمده ای ؛ دردهای واقعی را درمان کنی . بینوایان را به نوایی برسانی . حقوق ها را افزایش دهی . جاده های روستایی را آسفالت کنی . برای جوانان کار ایجاد کنی . جلو اسب سرکش تورم را بگیری و مهم تر از همه مساله معیشت معلمان را یک بار برای همیشه حل کنی.
چرا این کارها تاکنون به تعویق افتاده ؟ معلوم است. نمایندگان قبلی وعده داده اند و عمل نکرده اند. آنها رفته اند دنبال سیاست و جناح بازی و منافع شخصی و گرنه حل کردن این مشکلات که کاری ندارد.
اگر از تهران و کلان شهرها کاندیدا می شوی دوحالت دارد :
یا باید زیرآبی داخل لیست جناح ها شوی ، یا اسم خودت را بگذاری کاندیدای مستقل.
اگر اسمت توی لیست های اصلی نرفت ، ول معطلی . البته نه اینکه اصلا فایده نداشته باشد. اگرشانس بیاوری و رد صلاحیت شوی تو به تکلیف خودت عمل کرده ای و می توانی همه جا پُز بدهی که نگذاشتتند و گرنه ....بقیه اش را به حالت تعلیق بگذار.
اگر هم به عنوان مستقل وارد صحنه رقابت شدی ، عکست را روی کاغذ آ4 در تیراژ 50 تا چاپ کن و جلو ادارات آموزش و پرورش و مدارس بزن. حداقلش این است که دیده می شوی . بعدها کسانی با تعجب نگاهت می کنند و می پرسند : " آقای دکتر ، من شما را تو تلویزیون دیده ام و تو بدون آن که تکذیب کنی با ملاحت لبخند می زنی ."
شما به عنوان کاندیدای مستقل بین 500 تا 2000 رای می آوری .
خیالت راحت، همکاران مخصوصا اونایی که تلفنی وعده حمایت داده اند یا اصلا رای نمی دهند و اگر هم اهل رای دادن باشند با این استدلال که رای شان را حرام نکنند به تو رای نمی دهند.
اما عده ای از تیپ و قیافه تو خوش شان می آید و نام تو را می نویسند . عده ای اسم تو را با یک شخص معروف سیاسی اشتباه می گیرند. یک وقت هم ممکن است اسم کوچکت بیژن یا منیژه باشد ، افراد میهن پرست که می خواهند شناسنامه شان مهر بخورد، اسم تو را می نویسند. بعد از انتخابات می توانی بگویی که تعداد آرای تو خیلی بیشتر بوده و حقت را خورده اند !
ادامه دارد
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار /

علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در همایش استحکام ساخت درونی قدرت در دانشگاه عالی دفاع ملی با اشاره به مشکلات بخش اقتصادی کشور و چالشهای این حوزه گفت: «در یک ارزیابی کلی رشد متوسط ما ۳ درصد، نرخ بیکاری ۱۲ درصد و نرخ تورم حدود ۲۰ درصد بوده است. این آمار نشان میدهد ما هم مشکل ساختاری داریم و هم مشکل مدیریتی.
این رشد اقتصادی برای ما جالب نیست و ما نمیتوانیم بگوییم ساختار قدرت ما بسیار قوی ولی اقتصاد ما ناتوان است. لاریجانی همچنین با بیان اینکه اقتصاد ما باید مولد، درونزا و برونگرا باشد و ثروت ملی تولید کند، تاکید کرد: موانعی برای رشد اقتصادی ما وجود دارد. یک مانع گرایشهای سوسیالیستی است که ما نمیتوانیم از آن فرار کنیم.
سیاستهای اصل ۴۴ چگونه اجرا شد؟ قرار بود رقابت واقعی به وجود آید، ولی این گونه نشد. مشکل دیگر ما وضعیت بوروکراسی است که یک دولتی زیر بار تعدیل آن نمیرود. او با بیان اینکه ما حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومان پروژه کلنگزنی در کشور داریم که کار اشتباهی بود، افزود: «شکل دیگر ما در تعهدات دولت به بخش خصوصی است.

وی با بیان اینکه باید دولت کوچک شود تا هزینهها کاهش یابد، افزود: استخدام ۵۰۰ هزار نفر در دولت قبل کار اشتباه و خلاف قانون بود.
به گفته رئیس مجلس اگر تشکیلات دموکراتیک وجود نداشته باشد، عدهای با حرفهایی رای میآورند و بدون عملیاتی کردن آنها کنارمیروند، اما اگر تشکیلات وجود داشته باشد، آن تشکیلات آبروی خود را با حرفهای پوپولیستی نمیبرد.
ایسنا
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

همواره با دو پرسش اساسی مواجه بوده ایم :
1-چرا معلمان در کار صنفی اطاعت و یا حرف شنوی ندارند ؟
2-چرا معلمان و فعالان آن ها در کار صنفی ، گرایش های سیاسی خود را بیرون در نمی گذارند ؟
شاید کنکاش و پاسخ به دو پرسش بالا بتواند تا حد زیادی ما را در فقدان یک« اتحادیه صنفی قدرت مند » یاری دهد .
پی گیری مطالبات صنفی و مدنی به صورت مشخص و یا نظام مند از سال 1380 شروع گردید .
نگاهی به وضعیت و نیز شکل حضور معلمان در اعتراضات نشان می دهد که این " گروه مرجع " در پی گیری مطالبات صنفی تابع قواعد و فرمول های مبارزات صنفی نیستند .
اعتراض آنان در مورد مطالبات و در محدوده مدرسه به زنگ تفریح ( صبحانه ) خلاصه می شود .
معلمان حتی از شورای معلمان و اختیارات قانونی آن جهت پی گیری مطالبات درون مدرسه ای نیز استفاده نمی کنند و برگزاری آن فقط در حد یک مراسم اداری و تنظیم صورت جلسه پایان می یابد .
آنان در جلسات شورای معلمان نیز به صورت جدی ، هدف مند و شفاف وارد مسائل و مشکلات نمی شوند و سطح گفت و گو ها معمولا در یک حد مشخص و قابل پیش بینی می ماند .
تجارب و شواهد نشان می دهد تا زمانی که ثبات شغلی یک معلم ازسوی عوامل دیگر مانند مدیر ، اداره و... مورد تهدید قرار نگیرد آنان سعی می کنند که خود را موافق وضع موجود نشان دهند و حتی در برابر مشکلات سایر همکاران خود موضع جدی نگیرند .
در واقع ، « همبستگی صنفی » که خاستگاه و ممارست آن باید از مدرسه آغاز شود عملا شکل نمی گیرد و این درست بر عکس جامعه کارگران است که این همبستگی در همه سطوح و در حد بالایی مشاهده می شود .
در شکل اعتراضات بیرونی این وضعیت شکل وارونه به خود می گیرد ؛ هر چند درصد بالایی از جامعه معلمان ترجیح می دهند که به دلایل گوناگون از وارد شدن در این وضعیت ها اجتناب کنند و تنها اخبار مربوط به آن را پی گیری کنند .
گروهی از معلمان نیز که اکثرا به دعوت تشکل ها در این اعتراضات حضور می یابند نیز چندان تابع قواعد و یا مبارزات صنفی نیستند .
معلمانی که تا دیروز راهبرد " سکوت " و یا " انزوا " را برگزیده بودند اکنون بسیار جلوتر از تشکل های معلمان خواهان اعاده حقوق و احیای مطالبات خود می شوند .
حتی در مرحله اعزام نماینده و انجام مذاکره و گفت و گو بین نمایندگان تشکل ها و دولت نیز معلمان آن را نوعی " مدیریت زمان " و " خرید وقت " تلقی کرده و بعضا فعالان تشکل ها را متهم به مسامحه ، سازش و... می کنند .
در واقع ، آنان برای یک بار و آخرین بار می خواهند تکلیف همه چیز را مشخص کنند .
این در حالی است که مطالبات صنفی باید محدود و کارشناسی شده باشد و بیان آن ها باید تدریجی باشد .
شکل گیری این وضعیت حتی بر روی رفتار فعالان تشکل ها تاثیر گذاشته و در کنار فقدان تئوری و یا برنامه برای پیش برد وضعیت توسط تشکل ها ، آنان را در آینده در موقعیت های « چالش برانگیز و هزینه زا » قرار می دهد .
درست برعکس جامعه کارگران که « اطاعت صنفی » و « حرف شنوی تشکیلاتی » در حد قابل قبولی وجود دارد و این رفتار تشکیلاتی کارگران در برابر نمایندگان خود و براساس سلسله مراتب ، قدرت چانه زنی و توان مذاکره آنان را به صورت تصاعدی افزایش می دهد .
در تحلیل این پدیده ، برخی به ویژگی های رفتای معلمان اشاره می کنند و این که آنان همواره سعی می کنند خود را در موقعیت های هم سطح و برابر ببینند و هر یک از معلمان خود را صاحب تشخیص و در مقام تصمیم گیری بدانند .
نتیجه نهایی این وضعیت به این جا ختم می شود که مسئولان نیز هیچ گاه تشکل های معلمان و فعالان آنان را جدی نگیرند و در نهایت " نگاه ابزاری و منفعت طلبانه " به پتانسیل آنان در بدنه معلمان داشته باشند .
و اما نکته مهم دیگر آن است که معلمان هیچ گاه سعی نمی کنند مرزی میان " صنف " و " سیاست " قائل باشند .
این وضعیت در تشکل های معلمان پر رنگ تر است . حتی بیان مواضع صنفی نیز تابعی از دیدگاه های سیاسی می شود و از این جاست که « افتراق صنفی » آغاز می شود .
شاید مهم ترین دلیلی که می توان برای این وضعیت ارائه نمود آن است که هنوز تعریف مشخص و واحدی از " صنف " در آموزش و پرورش و میان معلمان و توسط تشکل های معلمان ارائه نشده است .
هنوز تشکل های معلمان با دیدگاه های مختلف سیاسی نتوانسته اند بر اساس منافع صنفی به " حداقل " ها برسند .
شاید تدوین یک " منشور صنفی " که دربرگیرنده مطالبات معلمان در سه ضلع " معیشت ، منزلت و معرفت " باشد بتواند دیدگاه های آنان را به یکدیگر نزدیک نماید .
به علت فقدان یک " منشور صنفی " جامع نیز هر فرد و یا تشکلی برای خود و دیگران فرآیندی از مبارزات صنفی را ترسیم می کند .
این در حالی است که در پیشنهاد این گونه روش ها معمولا توجهی به واقعیت ها ، شرایط و حتی پارامترهای فرهنگی جامعه مرجع نمی شود و اتخاذ این " روش های چندگانه " و " شدت افتراق " معلمان را نهایتا نسبت به اصل مساله بی تفاوت و یا خنثی می کند .
نتیجه منطقی فقدان هم گرایی در تعریف و تبیین مطالبات معلمان توسط تشکل ها این می شود که هر گونه اعتراض در مورد " صنف " با گرایش های سیاسی و تسویه های جناحی گره خورده و مطالبات معلمان در سطوح مختلف برای جامعه ناشناخته و مبهم باقی می ماند .
چه بسا در سایه حضور کم رنگ و بی رمق معلمان در عرصه " رسانه " ، آنان و تشکل های معلمان متهم به زیاده خواهی و ... نیز بشوند !
آیا معلمان و تشکل های آنان می توانند مانند سایر گروه ها به ویژه کارگران ، حول موضوع صنف به گفت و گو پرداخته و مطالبات خود را در یک فرآیند منطقی و کارشناسی و بر اساس فرمول " حل مساله " به گوش فرادستان و حاکمیت برسانند ؟
به نظر می رسد تشکل های معلمان قبل از طرح مطالبات و عرضه آن به جامعه و دولت باید در درون خود و نیز روابط میان گروهی و میان تشکلی به یک مدل گفت و گوی سازنده و موثر با رویکرد انتقادی دست یازند .
این نخستین گام برای طرح مساله در حوزه آموزش و پرورش خواهد بود .
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار /
در روز پنجشنبه به تاریخ 28 آبان 1394 اولین مجمع انجمن اسلامی معلمان ایران در استان زنجان با تلاوت آیاتی از قرآن کریم آغاز شد .
در این جلسه تنی چند از اعضای انجمن از شهرستان ها و مناطق زنجان، سلطانیه، خدابنده، ابهر، زنجانرود حضور داشتند .
همچنین برخی از مسئولان تشکل های سیاسی استان شامل حزب اعتماد ملی، حزب همبستگی، حزب ندای ایرانیان، حزب اراده ملت، انجمن اسلامی مهندسان انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، خانه کارگر، مجمع زنان اصلاح طلب، مجمع متخصصین و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی حضور داشتند.
در ابتدا آقای کاظم خرازی رییس شورای هماهنگی استان گزارشی از فرآیند تشکیل ، توسعه، عملکرد و مواضع انجمن در استان ارائه نمودند .
در ادامه ، آقای مهندس عزت الله عباسی نایب رییس دبیرکل انجمن به تشریح تاریخچه و دیدگاه های انجمن در سطح ملی پرداخته و از زحمات شورای هماهنگی استان قدردانی نمودند.
پس از آن با استقرار هیات رییسه سنی مجمع رسمیت یافت .
در ادامه کاندیداهای عضویت در شورای هماهنگی استان به معرفی خود پرداختند و سپس با توزیع برگه های رای انتخابات به عمل آمد .
با شمارش آرا اعضای اصلی به شرح زیر اعلام شدند :
1- آقای کاظم خرازی
2- آقای رجب علی کریمی
3- آقای ابوالحسن مرتضوی
4- آقای جلیل شامی
5- آقای تقی عمرانی
6- آقای محمد فاتحی نژاد
7- خانم نسرین مولایی
8- آقای علی امینی
9- آقای علی اسدی
10- آقای علی اکبر حکیمی نیا
11- آقای حجت الله عباسی
اعضای علی البدل :
1- آقای علی الله رفیعی
2- آقای حجت الله فتحی
3- آقای جلیل طاهری
4- آقای جعفر ایثاربخش
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
گروه اخبار / ستاد انتخابات کشور در اطلاعیه شماره ۴ خود زمان آغاز ثبت نام از داوطلبان نمایندگی مجلس خبرگان رهبری،پنجشنبه ۲۶ آذرماه و داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی را شنبه ۲۸ آذر ۹۴ اعلام کرد.
روزهایی که مردم برای خرید روزنامه صف میکشیدند و بعضی از روزنامهها ساعت 10 صبح روی دکهها نایاب بود، دیگر رویای روزنامهها شده است؛ رویایی که گویا باید فراموش کرد.
رسانههایی را که هدف از راهاندازیشان چیزی جز رسالت رسانه است کنار میگذاریم؛ اما روزنامههایی که مسئولیتی در قبال جامعه به دوش خود متصورند چرا دیگر خواننده ندارند؟
استادان روزنامهنگاری میگویند روزنامهها با وجود سایتهای خبری و خبرگزاریها، باید به سمت تحلیل خبر حرکت کنند و یکی از دلایل عقبماندن رسانه از مخاطب، کمبودن تحلیل در روزنامههاست.
کوتاه شدن تکستهای خبری و کمتحمل شدن مخاطب برای خواندن مطالب بلند و هزار و یک دلیل دیگر، برای بیرغبتی مردم به خواندن روزنامهها ردیف شده است؛ اما در کشورهایی که رسانه قدمتی طولانیتر دارد، برای همه این مشکلات راهحلهایی در نظر گرفته شده است تا روزنامهها همچنان مخاطب خود را داشته باشند.
پس برای پیدا کردن دلیل بیرغبتی مخاطب به روزنامهها، باید در جایی دیگر بهدنبال دلیلی فراتر گشت. برخی در سالهای گذشته کار خبر را رها کردند و برخی نیز ترجیح دادند محل دیگری را برای زندگی و کار برگزینند. برای درک مسائل مربوط به رسانه، پذیرفتن شرایط ناهموار کار رسانهای و عملکرد حرفهای با وجود موانع متعدد، نیاز به تجربه است؛ تجربهای که شاید چند سال قبل نزد دبیران و سردبیران روزنامهها بیشتر از حال بود. حالا حاملان آن تجربهها یا نیستند یا اگر هستند فضایی برای حضور ندارند یا به هر دلیلی کاری دیگر را انتخاب کردهاند. البته این را هم باید افزود که فضا برای کار رسانهای حرفهای تغییر چشمگیری با سالهای گذشته نکرده است و اهالی رسانه نیز انگیزه چندانی برای حضوری متفاوت نداشتهاند. اما با این وجود دلیل اصلی را باید در همان خلأ تجربه جستوجو کرد.
در این خلأ، مدیران رسانه ناچارند از نیروهایی کمتجربهتر چون ما برای تحریریه استفاده کنند؛ نیروهایی که تجربه کافی برای درک مخاطب، شناخت شرایط رسانهای و نقش شبکههای اجتماعی و... ندارند و به عبارتی، به پختگی کامل برای خلاقیت و به تبع آن، جذب مخاطب برای رسانههایشان نرسیدهاند.
مجلاتی که با سردبیری یک خبرنگار با تجربه سه چهارساله منتشر میشوند و روزنامه صاحبنامی که مسئولیت برخی صفحات آن به عهده خبرنگارانی با تجربه اندک گذاشته میشود، هم امکان کسب تجربه را از خبرنگاری که چند سال دیگر باید خبرنگاری کند، میگیرند و هم رسانه را از خلاقیت در صفحات نشریه محروم میکنند و درنهایت، مخاطب است که با بیاعتنایی از کنار مجله یا روزنامه میگذرد و شبکههای اجتماعی و گاه سایتهای خبری را به مطبوعه ترجیح میدهد.
شاید تلنگری به فضای نهچندان مطلوب رسانهای از سوی دولت و تلاش برای تغییر نگاهها به رسانه، پس از پایان مذاکرات هستهای، باتجربهها را وارد کار کند و این باتجربهها، مخاطب را با خواندن نشریات مکتوب تشویق کنند؛ البته اگر جایی برای بازگشت مانده باشد.
روزنامه فرهیختگان
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

از بانك آمده اما قرار است باز هم به آنجا برود. يكي از دوستانش را با هزار بدبختي راضي كرده با او به بانك بيايد و ضامنش شود تا بتواند وام 20 ميليون توماني بگيرد. ازخوشحالي روي پا بند نميشود، از اينكه توانسته مدير شعبه بانك را توجيه كند كه به عنوان كارآفرين اين وام را طي پنج سال و هر ماه مبلغ 550 هزار تومان به او بدهد. هركس نداند و او را در اين حال ببيند تصور ميكند بليتش برنده شده يا پول كلاني پيدا كرده است، اما واقعيت اين است كه او بعد از پنج سال بايد دو برابر اين مبلغ يعني 40 ميليون تومان را به بانك پس بدهد. شايد در ظاهر اصلا عادلانه نباشد، اما واقعيت همين است. 26 بانك و موسسه خصوصي و دولتي در ايران به افراد از دو ميليون تومان به بالا وام ميدهند، در حالي كه همه اين بانكها و موسسات مبلغي بيش از دو سوم مبلغ وام را پس ميگيرند. با وجود اين، تمناي وام گرفتن و زندگي قسطي در بعضيها به هيچوجه كم رنگ نميشود.
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .

رسانهها اعم از مجازی، تصویری یا مکتوب از اصلیترین ارکان یک جامعۀ دموکراتیک هستند. از سوی دیگر بدون وجود احزاب، تشکلها، انجمنها و ان. جی. او. ها پدید آمدن یک جامعۀ مردمسالار تصورناپذیر است.
رسانهها و تشکلها در جوامع مدرن کارکردهای فراوان و گوناگونی دارند. یکی از مهمترین این کارکردها انعکاس خواستهها و مطالبات گروه های مختلف مردم به مدیران و طبقۀ حاکم است.
در ساده ترین شکل دموکراسی که میتوان آن را دموکراسی مستقیم نامید، هر فرد جامعه در هر سطحی از آگاهی و سواد، طبقۀ اجتماعی، صنف و در هر ردهای از مسئولیت که باشد، میتواند با مراجعۀ مستقیم و گفت و گوی رودررو با حاکمان و با به خدمت گرفتن عبارات و معلوماتی در حد فهم و مهارت خود، به طرح خواستههایش بپردازد و انتظار دریافت پاسخی در سطح درک خود داشته باشد. این نوع مطالبه گری در جوامع کوچکی مانند یک روستا یا شرکتی کوچک، شدنی و مفید است اما در جوامع بزرگ به دلایلی این روش ممکن و میسر نیست:
- مدیران ارشد، وقت و زمان کافی برای شنیدن سخن مراجعه کنندگان و پاسخگویی به آنان را ندارند.
- حیطههای مطالبات بسیار متنوع است و هر مدیر از نظر تخصصی قدرت و توان درک همه مسائل و مطالبات و پاسخ گویی به آنها را ندارد.
-به دلیل محدودیت امکانات جامعه، برنامهها بر اساس اولویتبندی اجرا میشوند و برخی از مطالبات در این اولویتها نمیگنجند و توجیه این اولویتبندی برای تکتک افراد بسیار دشوار است.
- عامۀ مردم عامیانه به طرح مسائل میپردازند اما زبان مدیران تخصصی و کارشناسی است و برای بسیاری از مراجعه کنندگان قابلدرک نیست و برخی دلایل دیگر.
در جوامع دموکراتیک، رسانهها و تشکلها واسطهای میشوند تا حجم بالایی از مطالبات و انتقادات گروه های مختلف در قالب مقالات، اخبار و طرح دیدگاهها بهصورت طبقهبندیشده و با زبانی دقیق و کارشناسانه - که با آخرین یافتههای پژوهشی و آمار و ارقام موثق پشتیبانی میشود- انعکاس داده شود؛ متقابلاً نظریات مدیران نیز با زبانی ساده برای مخاطبان تشریح میگردد.
این کارکرد مشترک باعث می شود تا اغلب تشکلها برای خود رسانهای بهصورت شبکههای رادیویی یا تلویزیونی و یا نشریهای بهصورت روزنامه یا مجله و جدیداً در فضای الکترونیک، سایت یا شبکۀ اجتماعی فراهم کنند.
رسانهها نیز اغلب ارگان یک حزب هستند یا برای تأمین محتوای موردنیاز خود از چهرههای شناختهشدۀ تشکلها بهره می گیرند.
در جوامع شبه دموکراتیک که صرفاً شکل ظاهری آزادی بیان و اندیشه در آنها جاری است، حاکمان، تحزب، وابستگی به تشکلها و سیاسی بودن را منفی میشمارند؛ رسانههای مطلوب آنان یا مبلّغ سیاستهای رسمی هستند یا صرفاً جنبۀ سرگرمی دارند و حاکمیت به حضور جدی و نقادانۀ رسانهها و تشکلها اقبالی ندارد.
در این جوامع ، مدیران ترجیح میدهند مطالبات بهصورت پراکنده، غیرکارشناسانه و با عبارات عامیانه طرح شوند.
واضح است که در چنین شرایطی میتوان مطالبه گر را با ارائۀ دلایل و مستندات و آمار و ارقامی که بهصورت انحصاری در اختیار مدیران است، در جای خود نشاند و برخی عبارات را نیز توهین قلمدادکرد و مستمسک برخوردهای قضایی قرار داد؛ البته فرد معترض و منتقد علاوه بر اینکه خود، آگاهیهای حقوقی لازم را ندارد، از هیچ حمایتی نیز برخوردار نیست.
حال آنکه مسئولان تشکلها و مطبوعات همان مطالبات را اغلب با رعایت اولویت های جامعه، در نظر داشتن اصول حقوقی و با پشتوانۀ مطالعات، آمار و یافتههای علمی و پژوهشی طرح می کنند و بهآسانی نمی توان آنها را نادیده گرفت، در تله های قضایی انداخت و به آنها پاسخهای سطحی داد. در ضمن آنان معمولاً از سوی واحدهای حقوقی تشکل یا رسانه حمایت میشوند.
موارد مطرحشده صرفاً گوشهای از ضرورت وجودی تشکلها و رسانهها در جوامع امروزی هستند. هر فرد جامعه باید در این زمینه آموزشهای لازم را ببیند و از ظرفیتهای تشکل ها و رسانه ها در طرح و پیگیری مسائل مختلف صنفی و اجتماعی بهره گیرد، به ویژه معلمان که خود سرچشمههای فرهنگی، معرفتی و ایجادکنندگان مهارتهای فردی و مدنی جامعه هستند، در این خصوص هم نقش بیبدیلی دارند.
از آنجا که « اندیشۀ هیچ جامعهای از اندیشۀ معلمانش فراتر نمیرود » ؛ اگر در میان معلمان یک جامعه، خواندن روزنامه و مجله به فرهنگ رایج بدل نشده باشد، بهرهگیری مؤثر و روشمند از رسانهها برای طرح دیدگاهها و پیگیری حقوق و مطالبات رواج نیافته باشد، ضرورت ایجاد تشکل و مهارت فعالیت در قالب گروههای صنفی و مدنی درک نشده باشد و تشکلهای معلمان ناشناخته و کم عضو باشند، آیا میتوان انتظار داشت نسل آینده از این دو دستاورد دنیای مدرن بهره گیرد؟
آخرین اخبار و تحلیل ها در حوزه آموزش و پرورش ایران و جهان در سایت سخن معلم
با گروه سخن معلم باشید .
https://telegram.me/sokhanmoallem
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید