صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

نگاه اقتصادی مدیران و مسئولان اردوها با توجه به بودجه اختصاص داده‌شده بر هر نگاهی غالب است/ با کشته شدن و وقوع تصادف اتوبوس‌های دانش آموزان انگشت اتهام به‌سوی آموزش‌ و پرورش به‌صورت اعم و مسئولان  با سلسله‌ مراتب مسئولیت اعزام کننده به‌صورت اخص و نهایتاً دیوار کوتاه‌تر از معلم مدرسه پیدا نمی‌کنند/  آیا مدیران و کارشناسان در آموزش‌ و پرورش با این وضعیت سرانه و بنیه مالی مدارس می‌توانند بهترین سرویس‌ها را مخصوصاً در مناطق محروم و بی‌بضاعت که تمکن مالی ندارند تأمین کنند/ نمایندگان مجلس، هیئت دولت، سازمان برنامه‌ و بودجه، مسئولان محترمی که انگشت اتهام را به‌ طرف مدیران و مسولان و سرپرستان اردوها در آموزش‌ و پرورش دراز می‌کنید کدام بودجه را برای برگزاری اردوها اختصاص داده‌اید یا مصوب کرده‌اید/ آیا خود شما مقصر نیستید که در کنار گود نظاره‌گرید و دنبال مقصر می‌گردید؟ چه لایحه یا طرحی برای افزایش بودجه آموزش‌ و پرورش ارائه کرده‌اید/ کاش لحظه‌ای خود را به‌جای والدین دانش‌آموزی که دست‌ و پایش قطع‌شده بگذارید تا بفهمید که الآن چه زجری می‌کشند و مشکل کجاست و چند روز دیگر آلزایمر اپیدمی شده همه ما را می‌گیرد و دختران معلول می‌مانند و یک دنیا آرزوی بربادرفته و وعده‌های پوچ و توخالی مسئولان که در آینده وقتی آب از آسیاب افتاد به گوش خواهد رسید

اردوهای دانش آموزی و حوادث رانندگی و اقتصاد آموزش‌ و پرورش

بررسی‌ها نشان می‌دهد علل تصادفات اتوبوس حامل دانش آموزان در سنوات اخیر با توجه به نظر کارشناسان پلیس‌ راه نقص فنی و خواب‌آلودگی و عدم کنترل وسیله نقلیه توسط راننده گزارش‌شده است. بی‌احتیاطی راننده تریلی و سبقت غیرمجاز، در تصادف اتوبوس دانش آموزان زنجانی روستای خیرآباد از توابع شهرستان سلطانیه در مسیر برگشت اردوی قم- جمکران، بی‌احتیاطی راننده و تصادف و برخورد با ریل گارد اتوبوس دانش آموزان مدرسه ابتدایی دخترانه اندیشه شهرستان رباط‌کریم، تخطی از سرعت مجاز، تصادف اتوبوس دانش آموزان شهرستان بروجن هنگام بازگشت از مناطق جنوبی ایران در محور لردگان به دهدز که در این حادثه 21 نفر در دم کشته و 23 نفر مجروح شدند و تصادف اخیر دانش آموزان هرمزگانی که در دست بررسی است اما آنچه که محرز و مسلم است عدم کنترل وسیله نقلیه توسط راننده به هر دلیلی که منجر به کشته شدن 9 نفر و قطع عضو ۲ نفر دانش آموزان دختر هرمزگانی شده است به نظر می‌رسد علل تمامی حوادث اخیر اتوبوس اردوهای دانش‌آموزی وضعیت فنی وسیله نقلیه و عدم کنترل وسیله نقلیه و تعداد 40 نفر به بالای دانش‌آموز در دو فقره از حوادث مرگبار است و اگر موضوع را با دقت بیشتری مورد کنکاش قرار دهیم نوع نگاه درون‌ سازمانی و اقتصادی مسؤولین و سرپرستان اعزام دانش آموزان است که سعی بر کم کردن هزینه ایاب‌ و ذهاب دارند و درخواست کرایه بالای اتوبوس‌های وی آی پی"با هزینه کرد بسیار پایین آموزش‌ و پرورش همخوانی ندارد "لذا مجبور به عقد قرارداد با سرویس‌ها کیفیت پایین با هزینه کمتر می‌شوند و عاقبت همین می‌شود که هرساله شاهد اتفاقات تأسف‌بار و کشته شدن دانش آموزان اردویی هستیم و غافل از اینکه اقتصاد و منابع مالی در آموزش‌ و پرورش کافی نیست که قادر به تأمین بهترین وسیله نقلیه با بهترین امکانات باشند و نگاه اقتصادی مدیران و مسئولان اردوها با توجه به بودجه اختصاص داده‌شده بر هر نگاهی غالب است.

نمایندگان مجلس، هیئت دولت، سازمان برنامه‌ و بودجه، مسئولان محترمی که انگشت اتهام را به‌ طرف مدیران و مسولان و سرپرستان اردوها در آموزش‌ و پرورش دراز می‌کنید کدام بودجه را برای برگزاری اردوها اختصاص داده‌اید یا مصوب کرده‌اید  لذا می‌طلبد در وهله اول مسئولان آموزش‌ و پرورش با رایزنی با سیستم ناوبری و پلیس‌ راهنمایی و رانندگی از دادن مجوز به اتوبوس‌های فاقد استاندارد و بی‌کیفیت خودداری نمایند چراکه دانش آموزان کم سن و سال نمی‌توانند مانند مسافران بزرگ‌سال حرکات و اعمال خطرآفرین راننده را تشخیص دهند و یک یا دو نفر سرپرست نیز در تمام طول مسیر این نظارت برایشان مقدور نیست .

 

و اما سخنم با مسئولین خارج از آموزش‌ و پرورش

 با کشته شدن و وقوع تصادف اتوبوس‌های دانش آموزان انگشت اتهام به‌سوی آموزش‌ و پرورش به‌صورت اعم و مسئولان  با سلسله‌ مراتب مسئولیت اعزام کننده به‌صورت اخص و نهایتاً دیوار کوتاه‌تر از معلم مدرسه پیدا نمی‌کنند و القصه او را به هیئت بدوی تخلفات و بعد هم برای اقناع افکار عمومی اخراج می‌کنند اما واقعیت چیز دیگری است که کسی به آن در این مقوله توجه نمی‌کند؛ و آن مسئولان خارج از دستگاه آموزش‌ و پرورش است.

 

 سؤال: آیا صرفاً عوامل آموزش‌ و پرورش در زمان وقوع چنین حوادثی مقصر هستند؟

 زمانی که 98 درصد بودجه آموزش‌ و پرورش صرفاً برای پرداخت حقوق و دستمزد است و سرانه‌ی مدارس کفاف مخارج اولیه را نمی‌دهد و دست مدیران در جیب خانواده‌های دانش آموزان است مدیران برای برگزاری اردوها چاره‌ای جز صرفه‌جویی و کاستن هزینه‌ها و آن‌هم با کمک خانواده‌ها که قسمتی از آن هزینه ایاب‌وذهاب است ندارند.

 آیا مدیران و کارشناسان در آموزش‌ و پرورش با این وضعیت سرانه و بنیه مالی مدارس می‌توانند بهترین سرویس‌ها را مخصوصاً در مناطق محروم و بی‌بضاعت که تمکن مالی ندارند تأمین کنند؟

نمایندگان مجلس، هیئت دولت، سازمان برنامه‌ و بودجه، مسئولان محترمی که انگشت اتهام را به‌ طرف مدیران و مسولان و سرپرستان اردوها در آموزش‌ و پرورش دراز می‌کنید کدام بودجه را برای برگزاری اردوها اختصاص داده‌اید یا مصوب کرده‌اید ؟

چقدر برای افزایش بودجه در آموزش‌ و پرورش تلاش کرده‌اید که در این‌گونه حوادث و مشابه آن انگشت اتهام به‌سوی آموزش‌ و پرورش و معلم دراز می‌کنید؟

اردوهای دانش آموزی و حوادث رانندگی و اقتصاد آموزش‌ و پرورش

آیا خود شما مقصر نیستید که در کنار گود نظاره‌گرید و دنبال مقصر می‌گردید؟ چه لایحه یا طرحی برای افزایش بودجه آموزش‌ و پرورش ارائه کرده‌اید؟

 یک سوزن به خود بزنید و یک جوال‌دوز به دیگران این اتفاق نه اولین اتفاق است نه آخرین اتفاق خواهد بود تا زمانی که دست اعزام کنندگان به اردو ازلحاظ مالی بسته است این تصمیمات شماست که در سرنوشت فرزندان این مرزوبوم تأثیر می‌گذارد ؛ کمی منصفانه فکر کنید که بودجه وزارت علوم صدها صفحه است و بودجه آموزش‌ و پرورش ده تا بیست صفحه این است که آموزش‌ و پرورش دست‌بسته است و این‌چنین اتفاقات اسفبار و دردناکی پیش می‌آید .

کاش لحظه‌ای خود را به‌جای والدین دانش‌آموزی که دست‌ و پایش قطع‌شده بگذارید تا بفهمید که الآن چه زجری می‌کشند و مشکل کجاست و چند روز دیگر آلزایمر اپیدمی شده همه ما را می‌گیرد و دختران معلول می‌مانند و یک دنیا آرزوی بربادرفته و وعده‌های پوچ و توخالی مسئولان که در آینده وقتی آب از آسیاب افتاد به گوش خواهد رسید .

وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (بقره 231).


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در اقتصاد
پنج شنبه, 16 شهریور 1396 05:15

جامعۀ بخر و بپر!

" تحرّک اجتماعی" به معنای تغییر موقعیت اجتماعی آدم ها ، عموما در همۀ جوامع به شکل تدریجی اتّفاق می افتد. در واقع آدم ها آهسته آهسته پله های به اصطلاح ترقّی را طی می کنند و پیش می روند/ در کشورهایی که قاعده و قانون سرلوحه عملکردهاست و نظارت در آنها به شکل جدی اعمال می شود و اقتصادشان هم دچار شوک یا سکته نمی شود تحرّک اجتماعی آرام آرام رخ می دهد/ کمتر دیده می شود که در این کشورها موقعیت اجتماعی آدم ها به شیوه " تقّی به توقّی خوردن" ارتقاء یابد. در واقع امکان شکل گیری پدیده هایی مانند آقای بابک زنجانی کمتر پیش می آید/ "پرتاب شدن" ویژگی اقتصادهای بیمار و نتیجه هر ابلاغیه دولتی در عرصه اقتصاد است/ وقتی در جامعه امکان پیمودن یک شبه ی راهِ صد ساله وجود داشته باشد عرصه برای مانور " نوکیسه ها " هموار می شود/ این است که جامعه پر می شود از نوکیسه هایی از همه نوعش! از همه رنگش. جامعه "بخر و بپر ". کسانی که می خرند و می پرند. جامعه ای که آدم ها به دنبال راههای میان برند. کسی نمی خواهد در مسیر مستقیم " راه برود". همه می خواهند از مسیر میان بر " راه بدوند"./ این روزها پزشک داریم ولی کمتر "حکیم" می بینیم، خواننده داریم ولی کمتر "هنر مند" می بینیم، عضو هیأت علمی دانشگاه داریم ولی کمتر" استاد" می بینیم. بازیگر داریم ولی کمتر " هنر پیشه" می بینیم، دکتر داریم ولی کمتر " باسواد" می بینیم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/ شهردار تهران با اشاره به اختصاص 33 میلیارد تومان اعتبار برای کمک به مدارس و آموزش و پرورش پایتخت، گفت که 50 درصد این اعتبار تاکنون پرداخت شده و مابقی نیز تا پایان سال پرداخت می شود.

اردوهای دانش آموزی و پاسخگویی مسئولان  شما را نمی دانم اما بنده به اجل و تقدیر الهی برای لحظه مرگ اعتقاد دارم. درست است که در این مقطع زمانی، داغ پرپر شدن نوجوانان کشورمان همه ملت ایران را پریشان احوال کرده است و بیان این جمله باعث آزردگی آنان خواهد شد و لیکن واقعا بارها دیده ایم که نوزاد سه روزه ا ی را بعد از ده روز از زیر آوار زنده بیرون می آورند، یا کودکی از دل چاه عمیق پس از چند روز و یا..... نگه دارنده اش نیکو نگه داشت ، و گرنه صد قدح نیفتاده بشکست.

اما رضایت نامه خانواده ها ، چگونه می تواند تضمین کننده ی سلامتی سفرهای اردویی باشد؟

پدر و مادر به لحاظ حس عاطفی در قبال اصرار فرزندش تسلیم می گردد و تکه کاغذی را - که بنده تا حال ندید ه ام - برای قبول مسئولیت سفر از هر خطری ، امضاء می نماید. قدری تأمل ما را متوجه می کند که گیرم مسئولیت سفر فرزند با زرنگی هر چه تمام بر دوش والدین باشد اما اگرهایی هست که لازم به اصلاح هست.

مهمترین نکته این که خانواده ها اجازه هیچ سفری را به فرزندان خود ندهند مگر این که رئیس اداره مربوطه و مدیر مدرسه قبلا یک تعهدنامه مسئولیت سلامتی سفر را برای هر خانواده امضاء نمایند و بعد از خانواده ها امضای رضایت سفر بگیرند.

والدین با یک امضا چه تقصیری دارند که خیال تان از این بابت راحت است وقتی که:

وقتی که ما همه چیز خوب و استاندارد و هدفمند را برای کلان شهرهای خود می پسندیم و برای شهرهای دیگر یا به اصطلاح شهرستانی ها ، روا نمی دانیم   وقتی که چرخ های اتوبوس ، سالهاست تعویض نشده است و استقامت لازم برای ترمز در هر نوع جاده ی خاکی ، شنی و آسفالت و... را ندارد.

وقتی که بیمه سر نشین و بدنه را آن قدر گران کرد ه اید که راننده برای بیمه کردن اتومبیل خود، امروز و فردا می کند.

وقتی که معاینه فنی انجام گرفته صرفا برای گرفتن برچسب برای جریمه نشدن توسط پلیس راهنمایی و رانندگی است و از دقت و استاندارد لازم برخوردار نیست.

قبل از هر سفری این چنینی حتما بدون اغماض باید معاینه فنی جدیدی صورت بگیرد. 

وقتی که رانندگان برای تأمین معاش زندگی ، شبانه روز جان خود و دیگران را به خطر می اندازند و شیفت نوبتی برای رانندگی نیست. نوبت را نیاز راننده به اقتصاد مشخص می کند نه منطق رانندگی برای داشتن فرصت استراحت کافی ما بین دو سفر.

وقتی که جاده های ما یا امنیت رانندگی ندارند یا علائم رانندگی دقیق و کافی نیست.

وقتی که ما همه چیز خوب و استاندارد و هدفمند را برای کلان شهرهای خود می پسندیم و برای شهرهای دیگر یا به اصطلاح شهرستانی ها ، روا نمی دانیم.

وقتی که انتخاب رانندگان یا شرکت های مسافربری برای اردو ،از کانال قانونمدار و نظامداری انجام نمی شود.

وقتی که اتوبوس انتخاب شده برای اردو ،مورد بازبینی متخصصان مکانیک و فنی از سوی آموزش و پرورش قرار نمی گیرد.

وقتی که راننده یا شرکت یا اتوبوسی را انتخاب می کنیم که کمترین هزینه را از ما بگیرد.

و وقتی که های دیگر......


حال بیایید و بگویید خدا را شکر رضایت نامه خانواده ها بود و تقصیر را سر آنان بیندازید.

یا بیایید تقصیر را سر وزیری که دو هفته نیست به مسند وزارت تکیه کرده ،بیندازید.

یا راننده را زندانی و حتی اعدام کنید.

این ها فقط برای دلخوشی خودمان است و وجدان خودمان را تزکیه می نماییم.

فقط یک عامل در این واقعه تأسف برانگیز دخیل نبوده و قربانی کردن راننده به عنوان علت العلل ، منطقی نیست.
مجموعه ی عوامل باید پاسخگو باشند. از وزیر و رئیس اداره و مدیر مدرسه و شرکت اتوبوس رانی مربوطه و راننده و پلیس راهنمایی و رانندگی و حتی وزیر راه ....آری همه به جز خانواده.

همه به جز خانواده ها در این واقعه تلخ که تعداد چنین حوادثی کم هم نیست ، مقصرند. و همه در حد خود نه بیشتر و نه کمتر باید پاسخگو باشند و تأدیب شوند.

ضمن تسلیت مجدد برای همه ی داغداران اردوی منحوس هرمزگان ، و ... باور کنید قلمم در قبال قطع عضو نوجوانان عاجز است ؛ دقایقی منتظرم تا چه بنویسم ... می خواهم توصیف کنم اما الحق ناتوانم ، چگونه بنویسم حال اتفاقی بود که افتاد اما بعد از این دقت کنیم که نیفتد یا...نمی توانم بنویسم و فقط باز تسلیت تسلیت تسلیت...


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

او چند زبان بلد است بدون هیچ کلاس خصوصی/ زهرا با برنامه ریزی دقیق و با کمک مربی در طول سال تمام وظایف یک فرزانه اصیل و پیشرو را نه فقط برای خودش بلکه برای همه اعضای گروه رقم می زد/ زهرا نمی دانست که آموزش و پرورش بودجه ندارد و به علت بی پولی باید خیلی خساست کرد ، نمی توان به جای سه شب در اردو که فعالیت ها به طور کامل اجراء شوند بخشی از برنامه تربیتی اجبارا حذف می شوند به جای اتوبوس درجه یک و دارای امکانات کامل به یک اتوبوس با قیمت ارزان بسنده می شود/ زهرا نمی دانست چرا باید در اردو به علت نداشتن خرج هزینه از طرف سازمان دانش آموزی بخشی از هزینه را از جیب خانواده بپردازند در صورتی که می دانست و می فهمید سرمایه گذاری دراین حوزه ، گسترش اقتصاد پویا و توسعه انسانی کارآمد را رقم خواهد/ متاسفانه می دانست کمیسیون آموزش و پرورش همه کار غیر مرتبط می کند وتنها کاری که نمی کند راهبری آموزش و پرورش برای توسعه و پویایی و کارآمدی است/ زهرا می دانست بودجه ها درکجا حیف و میل می شود اما به آموزش و پرورش که می رسد از پرداخت حق السهم بوفه مدارس و پورسانت دوخت لباس فرم دانش آموزان گدایی شود تا مدارس برق و گازشان قطع نشود و این یعنی فاجعه / که داستان برای گل های سرزمین من همچنان بدون استعفای مقصران و با پررویی درسرهم بندی کردن دستور و دستورالعمل و بخشنامه های صوری و گزارش های آبکی ادامه دارد ...

منتشرشده در دانش آموز
چهارشنبه, 15 شهریور 1396 16:02

اردو بی اردو !

مشکلات اردوی دانش آموزان  اردیبهشت بود. عروس ماه‌های سال. ماه اردوهای دانش‌آموزی. بچه‌ها توی محوطه‌ی وسیع دبیرستان پراکنده بودند. عده‌ای توی زمین والیبال. بیشتری‌ها توی زمین بسکتبال. جمعی هم در حاشیه‌ی زمین بسکتبال مدیر را دوره کرده بودند. مدیر نزدیک میله‌هایی که زمین بسکتبال را از زمین چمن جدا می‌کرد ایستاده بود. پشت به زمین چمن. شاخ‌وبرگ‌های درختان زبان گنجشک حاشیه‌ی زمین چمن از فراز میله‌ها بر زمین آسفالتی سایه انداخته بودند. مثل همیشه دست‌هایش را به پشت قلاب کرده بود. جدی بود و بچه‌ها را جز با لفظ آقا خطاب نمی‌کرد. کجا می‌ری آقا؟ بیا بیرون آقا! حرف نزن آقا! آقای حسینی جز به ضرورت با بچه‌ها هم‌کلام نمی‌شد. این بار هم بچه‌ها بودند که با او سخن می‌گفتند. او سراپا گوش بود. نزدیک‌تر رفتم. سلام دادم. نگاهی انداخت و در جواب سری تکان داد. دوستش داشتم. تا سال‌ها او را به‌عنوان یک مدیر نمونه می‌شناختم. در دوسالی که شاگردش بودم جز یک‌بار ندیدم که رفتار و گفتار تندی از او سر بزند. با این همه در حضور او همه حساب کار دست‌شان بود. یکی از بچه‌ها با لحن آمیخته به تعجب پرسید:‌”یعنی امسال اردو نمی‌برین؟“ آقای حسینی برای لحظه‌ای مچ دست چپش را رها کرد و با انگشت اشاره‌ی دست راستش عینکش را کمی بالا داد. به فراخور عینک ابروهایش را نیز بالا داد و گفت:”گفتم که آقا. نه.“
- ولی آقای حسینی سال‌های قبل همیشه این روزها ما رو می‌بردن اردو.
- اون سال‌های قبل بود آقا.
صدای زنگ رشته‌ی گفت و گو را گسست. پایان زنگ تفریح.
- برید سر کلاس آقا.
- ولی آقا!
- باشه برای بعد.
صبح روز بعد سر صبحگاه بعد از قرائت قرآن و همخوانی سرود ملی مدیر پشت تریبون ایستاد. گفت می‌خواهد درباره‌ی اردو سخن بگوید. از اردویی گفت که برای تمام بچه‌ها و خانواده‌های‌شان، جز یکی، یک‌شب و دو روز طول کشیده بود اما برای او سه چهارسال کش آمده. از اتفاقی که در خواب نیز لحظه‌ای رهایش نکرده. از عذاب وجدان. از یک جای همیشه خالی پای سفره‌ی یک خانواده. از حراست و پاسگاه و دادگاه. از دادگاه و دادگاه و دادگاه. از حکم. از دادگاه تجدیدنظر. داستان هنوز ادامه داشت. بچه‌ها را برده بودند شمال. بیشتری‌ها به آب می‌زنند. یکی از بچه‌ها از حد مجاز فراتر می‌رود. حتماً کسی سهل‌انگاری کرده بود. موج می‌زند و زیرپایش را خالی می‌کند. می‌ترسد. شنا‌کردن نمی‌دانست. دست‌وپا می‌زند. کمک می‌خواهد. کسی حواسش به او نیست؟ کسی صدایش را نمی‌شنود؟ چندنفر از بچه‌ها توی ساحل مانده بودند. شاید از ترس به آب نزده بودند. شاید از خستگی. لابد توی ساحل ایستاده بودند به تماشای غروب آفتاب. یکی‌شان صدای کمک را که می‌شنود بی‌محابا به آب می‌زند. کسی متوجه او نیست؟ چند متر اول را توی آب می‌دود. آب دریا که به زانویش می‌رسد از سرعتش می‌کاهد. به افق خیره می‌شود. تنها یک نقطه را می‌بیند. دو دست کشیده. فریاد کمک. هر چه پیش می‌رود بیشتر توی آب فرو می‌رود. آب تا کمرش رسیده. راه رفتن در آب سخت‌تر شده؛ اما خودش را پیش می‌کشد. فریاد کمک لابه‌لای صدای شادی و شوخی بچه‌ها و صدای موج گم می‌شود؛ اما قطع نمی‌شود. کسی متوجه آن‌ها نیست؟ هر چه نجات‌دهنده در دریا پیش می‌رود دریا دوستش را بیشتر پیش می‌برد. هر چه می‌رود به او نمی‌رسد. آب تمام وجودش را دربرگرفته. سطح آب بالاتر از قامت اوست. شنا نمی‌داند. ترس توی رگ‌هایش می‌دود. میل به حیات بر انگیزه‌ی نجات هم‌نوع می‌چربد. چند متر مانده به هدف از آن دست می‌کشد. به آن پشت می‌کند. دست‌وپا می‌زند. فریاد می‌کشد. یکی از نجات‌غریق‌ها از راه می‌رسد. صدا را می‌شنود. تصویر را می‌بیند. به آب می‌زند. حالا؟ دست برقضا او که دوم به آب زد غرق می‌شود. آن که دم بود غرق شود نجات می‌یابد. دریا می‌بخشد و می‌کشد. معجزه و فاجعه در یک آن. تلخ و اندوه‌بار. ثمره‌ی غفلتی ناخواسته. کام همه تلخ است. اردو یک‌روز زودتر از موعد مقرر به پایان می‌رسد. شب تلخ را سر می‌کنند. صبح زود راه می‌افتند. همه، جز یکی، اندوهگین اما در سلامت به خانه برمی‌گردند. یکی هیچ‌وقت به خانه برنمی‌گردد. یکتا‌ چراغ خانه‌ای تا ابد خاموش شده. محوطه‌ی صبحگاه غرق در سکوت است. آقای حسینی دست توی جیب کتش می‌کند. دستمال چهارخانه‌ای را بیرون می‌آورد. با گوشه‌ی دستمال نم نشسته در گوشه‌ی چشمانش را می‌گیرد  و صحبت‌هایش را با این جمله به پایان می‌برد:

”همون یکی برای سی‌سالم کافیه. اردو بی اردو.“


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور