ما والدین در این سه سال چقدر احساس خستگی می کنیم و چقدر احساس متخصص شدن داریم/ چند تن از ما پدران و مادران بزرگ شدن یک نوزاد یک دقیقه ای را باور می کنیم و به او فرصت قد کشیدن و آزمون و خطا می دهیم/ وقتی کودک ما خطایی می کند چنان به مؤاخذه او بر می خیزیم که جرأت نمی کند از خود دفاع کند یا راست درست را بگوید و او را وادار به دروغگویی می کنیم/ شجاعت او را قربانی می کنیم و قدرت "پاسخگویی" او را از او می گیریم و مسئولیت پذیری او را در قبال اعمالش از بین می بریم/ والدین از بالا به بچه های خود نگاه می کنند و برای همین حس سلطه جویی و حس دانایی مطلق آنان ، همچنان سالهای تربیتی کودک را پوشش می دهد/ ما کودکانی غیر مسئول ،بی تفاوت، غیر پاسخگو در قبال اعمال انجام داده ، و خود محور و خودخواه و سلطه پذیر، تربیت می کنیم و در سن 6-7 سالگی جامعه پذیری او را به نهاد مدرسه که چیزی بیش از نهاد خانواده ندارد، می سپاریم/ ا جریان جامعه پذیری فقط با نمادها و سمبل های یک ملت درونی نمی شود . مفاهیم و محتوی کتب درسی باید او را همراهی کند، مشاهده و آزمایش یا آزمون و خطا باید اعتماد به نفس و دانش افزایی او را تقویت کند/ همه ی والدین چنین نمی کنند اما خیلی از والدین با ولی نعمت دانستن خود، حق نفس کشیدن را از فرزندان خود می گیرند. به جای آنها می اندیشند، بجای آنها انتخاب می کنند/ چنین معامله ای ویرانگر ، خانمان سوز ، آینده سوز ، شخصیت سوز ، سرنوشت سوز با فرزندان این مرز وبوم نکنیم تا در آینده مدیرانی لایق برای مسئولیت پذیر بودن و پاسخگو بودن در قبال افراد تحت سرپرستی خود داشته باشیم و بی تفاوتی آنان را نسبت به دیگران و همه ی جنبه های زندگی از بین ببریم
چهارمحال و بختیاری