" بسیار خوب چنین کنید ولی اولین سنگ را کسی بزند که گناهی نکرده باشد "/ به دنبال پخش این خبر جمعیتی به سوی مدرسه حمله کردند و خانه اش را به آتش کشیدند/ این نخستین بار نیست که در ایران این اتفاق می افتد. چندی پیش در مغان عده ای از مردم با سنگ و چوب به خانه قاتل «آتنا» حمله کردند و شیشه ها را بر سر زن و فرزند بی گناه او شکستند. این اتفاق چرا رخ می دهد/ کسانی که این کار را کردند انسان های یکسره سفیدی هستند و هرگز در زندگی شان هیچ گناهی نکرده اند که شخصاً علیه یک «مظنون» حکم صادر می کنند و آن را به اجرا می گذارند/ چه تضمینی هست که فردا روز در مقابل ماجراهای دیگر خشم عمومی کار دست همه مان ندهد/ تعریف هر کدام از ما از «ظالم» با هم تفاوت دارد اما «مادر» خشم، «فرزند» آرامش نمی زاید/ این درجه از خشمگین شدن آنی ما مردم ترسناک است...
اکثريت بهارستان نشينان، شرح وظايف مجلس و نمايندگان محترم آن ، مصوبات مجلس و ديگر نهاد هاي قانون گذار و تخصصي ، از جمله گزارش کميسيون تخصصي آموزش و تحقيقات را فراموش نموده اند/ آموزش و پرورش برخلاف آنچه عدهای میپندارند بنگاه کاریابی نیست و فقط براساس “نیاز” استخدام میکند/ کمبود نیرو در یک سری مدارس و شهرها و مازاد آن در یک سری دیگر نشان از نقص در سیستم توزیع نیروها و کلاسبندیها دارد/ معلوم نیست این درخواستها و اعتراضها تا کی ادامه خواهد داشت در حالی که رشد دانشآموزی و فضای آموزشی تقریبا متوقف شده و امکانات و بودجه آموزش و پروش برای این اقدام کافی نیست/ با وجود آنکه رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش تحليل کارشناسانه ارائه مي دهد ولي بازهم برخي از نمايندگان بر راه غير کارشناسي خود اصرار مي ورزند/ مراجع قانونی ذی صلاح که شامل شورای عالی آموزش و پرورش، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، اداره کل قوانین مجلس شورای اسلامی، هیات امنای دانشگاه فرهنگیان، سازمان امور اداری و استخدامی کشور و سازمان برنامه و بودجه می گردد به دلیل فقدان پشتوانه کارشناسی، ایرادهای اساسی و تخصصی و مشکلات ناشی از تامین منابع مالی، مخالفت خود را با این طرح اعلام کردهاند/ در صورت تصویب طرح و استخدام ۱۲۰ هزار نفر، آموزش و پرورش متکفل هزینه هایی مانند حقوق فوق العاده شغل، حق بیمه و حق سنوات می گردد که این امر نه تنها معلم مورد نیاز آموزش و پرورش متناسب با جنسیت، رشته تحصیلی و محل خدمت را تامین نمیکند، بلکه ده ها هزار نیروی مازاد بر نیاز همراه با بار مالی سنگین بر آموزش و پرورش تحمیل خواهد کرد/ از ابتدا تاکید کردهایم همکاری با نهضت منجر به استخدام نمیشود و یک فعالیت پاره وقت موقت است/ عليرغم گزارش کارشناسان آموزش و پرورش ( ارائه آمار و ارقام و... ) پس از پذيرش کميسيون تخصصي مجلس ، بازهم اراده قوي بر اقدام شتابزده و غير کارشناسي در نمايندگان مجلس در حال غليان و فوران مي باشد ! گويي تنها چالش نظام يا مهمترين چالش آموزش و پرورش ، مجبور کردن دولت به استخدام اجباري و خارج از قرار داد ، آموزش دهندگان نهضت سواد آموزي و پيش دبستاني مي باشد ! گويي تنها و تنها راه حل ِ برون رفت از بحران و چالش ها،تکيه به درآمد نفتي است/ وقتي جامعه نسبت به راننده ي سرويس ِ مدارس يا راننده ي آژانس هاي سنتي و مدرن ، رانندگان اتوبوس هاي مسافربري و ... حساس مي باشد تا داراي حداقل شرايط لازم باشند ؛ چطور اکثريت نمايندگان مجلس اصرار به استخدام ِ معلم ، بدون آزمون تخصصي دارند / چطور اکثريت نمايندگان مجلس اصرار به استخدام ِ معلمي دارند که در آزمون هاي تخصصي حداقل شرايط لازم را کسب نکرده است/ امروزه مراکز تخصصي مستقل مانند " سازمان نظام معلمی " عهده دار تعيين صلاحيت حرفه اي معلمان مي باشند...
انگار همین دیروز بود از بی مهری مهر امسال و نکو بودن سال تحصیلی نوشتم ؛ از ضرب و شتم معلم و تا از دست دادن همکارانم در حادثه رانندگی ...
اما امروز شرم دارم از آنچه می خواهم بنویسم !
نمی دانم عزادار مجلس ختم دل خویش باشم یا در رثای مرگ انسانیت و اخلاق آن هم در جامعه ای که سنگ زیر بنای اخلاق و عدالت و انسانیت در آن محکم بنا نهاده شده فریاد و فغان سردهم ؟
به کجا پیش می رویم ؟
سوال بی جوابی که شاید در مورد آن ساعت ها بحث و تبادل و نظر شود و میزگرد گرفته شود .
یک بار دیگر از لابه لای کتابها به دنبال تعریف واژه اخلاق می گردم .
علم اخلاق شاخهای از علوم انسانی است که موضوع آن شناخت مصادیق ارزشها و بیانگر راههای کسب فضائل و ترک رذائل اخلاقی است.
در فلسفه اخلاق، دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر دیدگاههای مختلفی وجود دارد. مثلاً در یک دیدگاه، تنها در صورتی یک امر خوب است که نتیجه(ها) یی دلخواه به همراه داشته باشد(نتیجه گرایی/پیامدگرایی/غایت گروی) اما دیدگاهی دیگر، بدون رد نتیجههای دلخواه، خوب بودن یک امر را ذاتی میداند (وظیفه گرایی).
برخی از ادیان گرایش دوم در اخلاق را پذیرفته و ادعا مینمایند. در اخلاق دینمدار این نتیجهها ممکن است در جهان دیگر که فرا مادی است نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق غیر دینی، رخداد نتیجههای دلخواه برای مثلاً جامعهٔ انسانی، تنها در جهان مادی مد نظر است.
در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و اینکه چه اموری نتیجههایی دلخواه برای جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعهشناسان برجسته تعیین شود نه لزوماً متولیان دین . ( 1 )
مطابق با این تعاریف از علم اخلاق امروزه حداقل در جامعه خود نباید شاهد مشکلات و آسیب های اجتماعی هنجار شکنی باشیم اما متاسفانه هر از گاهی رفتارهایی از بعضی از انسان ها سر می زند که از آن به عنوان بداخلاقی یاد می کنند و بارها و بارها شاهد این بد اخلاقی ها در جامعه ی انسانی بودیم و هرگاه اتفاقی افتاده بی آنکه آسیب شناسی شود و مشکل ریشه ای حل گردد برخوردی سطحی و پوپولیسم وار با آن شده تا مرهمی باشد بر احساسات جریحه دار افکار عمومی .....
مصداق بارز این ادعا حادثه ی کودک آزاری و آن هم در مدرسه اسلام آباد ارومیه می باشد .
تعریف کودک آزاری
طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی کودکآزاری عبارت است از:
آسیب یا تهدید سلامت جسم و روان و یا سعادت و رفاه و بهزیستی کودک به دست والدین یا افرادی که نسبت به او مسئول هستند (آقابیگلولی ۱۳۸۰).
اما در اصطلاح متخصصین امر هرگونه آسیب جسمی یا روانی و سوء استفاده جنسی یا بهرهکشی و عدم رسیدگی به نیازهای اساسی افراد زیر ۱۸ سال توسط افراد دیگر، کودکآزاری تلقی میشود. مدرسه همان مکان مقدسی که خانه ی دوم کودک نامیده اند ، همان مکانی که باید در آن احساس امنیت کرد ؛ محل کشف استعدادها و پرورش آنها ....
ما را چه شده است که امروزه دیگر شاهد امنیت اخلاقی در مدارس نیستیم ؟
چرا باید شاهد بروز این گونه اتفاقات باشیم ؟

آقای وزیر !
آیا دستور ویژه شما برای رسیدگی به مساله کودک آزاری در مدرسه اسلام آباد ارومیه نقطه پایانی بر پاک شدن خاطره تلخ کودک آزاری از صفحه ی ذهن دانش آموز است ؟
آیا با تکذیب یا مجازات ،دیگر شاهد چنین مسائلی نخواهیم بود ؟
امید است کارشناسان و مشاوران و صاحب نظران تعلیم و تربیت راه حل مناسبی برای ریشه کن کردن این قبیل بد اخلاقی ها بیابند .
( 1 ) شورای کتاب کودک، فرهنگنامهٔ کودکان و نوجوانان، جلد 2 (الف)، اخلاق؛ خوب چیست بد کدام است، احمد حسین شریفی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
ریاست محترم اداره آموزش و پرورش ناحیه دو یزد
جناب آقای ارجمندی
با سلام و عرض ادب
بنا دارم برحسب وظیفه در شنبه اول هرهفته نامه ایی سرگشاده به شما بنویسم و کمی با شما دردل کنم .
من دبیر و زیر مجموعه مدیریت شما هستم .
سوالاتی ذهنم را مشغول کرده که قصد داشتم این سوالات را ازمدیرکل محترم استان بپرسم اما دیدم شرط انصاف نیست که در مجموعه تحت مدیریت شما ،ابهامات از شخص دیگر پرسیده شود .
این چندمین نامه سرگشاده من به شما است . هر دفعه قبل از نگارش به خاطر ادای احترام ابتدا با شما تماس می گیرم و چون طبق معمول شما هیچ اعتنایی به تماسها ندارید بالاجبار در این فضا باشما درد دل می کنم ؛ امیدوارم دردل من را از دید یک دوست و هوادار خود بنگرید.
در این قریب چهار سال مدیریت شما آرزو داشتم بشنوم و یا خود توفیق داشته باشم در یک مدرسه در بین معلمان شما را زیارت تان کنم و مشکلات معلمان را بیان کنم ؛ توفیقی که هیچ وقت حاصل نشد .
مدتی که جنابعالی درگیر تحصیل در دوره دکتری در کرج بودید و شاید بیشتر وقت تان در آن جا می گذشت .

جناب آقای ارجمندی
رییس یک اداره به مانند ناخدای یک کشتی می ماند که باید با مدیریت، کشتی خود را از میان طوفانها و امواج متلاطم به سلامتی به ساحل برساند، یک مدیریت اداره باید برای مجموعه خودش طرح و برنامه داشته باشد ،گزارش عملکرد داشته باشد و از زیر مجموعه خودش گریزان نباشد ؛ حال سوالات این هفته اینحانب به شرح ذیل می باشد:
1- جنابعالی چقدر خود را مدیر موفقی می دانید؟ اگر بعد ازچهارسال بخواهید به خود نمره بدهید چه نمره ای خواهید داد؟
۲- چه طرح و برنامه ای تا به حال در مجموعه تحت مدیریت خود ارایه کردید که طرحی نو و ابتکاری بوده است ؛ منظورم طرحی است که در زمینه مسائل آموزشی برای دانش آموزان مناطق محروم ناحیه که برخی دارای افت تحصیلی شدید و کمبود امکانات آموزشی هستند، اجرا شده باشد .
مدارس سمپاد نیاز به طرح و برنامه ندارند چرا که دانش آموزانش خودکار دنبال درس هستند و تمامی طرح و برنامه ها از طرف مدیران مدارس و معلمان این آموژشگاه می باشد.
۳- ما تا الان گزارش عملکردی از شما جایی مشاهده نکردیم ؛ اگر جسارت نیست گزازشی از عمده فعالیتهای خود در این چهار سال جهت استحضار فرهنگیان در سایت اداره خود ارایه فرمایید .
۴- تا به حال ندیدم و نشنیدم در جمع معلمان تحت عنوان پرسش و پاسخ و شنیدن دردل معلمان حاضر بشوید !
اگر چنین جلسه تشکیل شده خواهشا گزارش آن را در سایت اداره ناحیه منتشر کنید حتی من از مسئول روابط عمومی اداره کل هم خواهش کردم اگر گزارشی هست به ما بدهند که ایشان هم فرمودند از ناحیه می پرسم و خبر می دهم ؛ تا به حال خبری ندیدم و نشنیدم ؛ حال سوالم این است در صورتی که این اتفاق نیفتاده به نظر شما دلیل عدم شرکت شما در جمع معلمان چیست؟
آیا معلمان را قبول ندارید؟
آیا پاسخی برای سوال معلمان ندارید؟ آیا خودتان را برتر از معلمان می دانید یا به علت ادامه تحصیل فرصتی برای این امر مهم نداشتید.
۵- جناب آقای ارجمندی ؛ به نظر شما پیوند و ارتباط شما با معلمین در چه سطحی است؟
در پایان چون قصد ندارم زیاد مصدع اوقات حضرتعالی شوم مابقی دردلها را در نامه هفته های آتی بیان می کنم .
شک نکنید که ما حامی و دوستدار شما هستیم چرا که به جای تملق وچاپلوسی ، واقعیات پیرامون تان را به عرض می رسانیم .
باتشکر
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

( در قالب غزل )
یادی از ایام دیرین می کنم دیرین زمان
بیست و هشت سالی که پیشین بود در کنجی نهان
خدمتی ایام بودش در دیار دوستی
دوستان در محفلی جمع مکتبی هر یک بدان
پای مکتب بود تدریسی محافل گرم بود
فضل دانش بود در کُنجی صمیمی حال هان
یادی از رودی کنی رودی ارس مردانقم
یادی از جانان کنی جانانلوی در آن زمان
بگذری از آن دیاری از همان عاشقلوی
اشتبین را یاد تا آباد احمد بین شان
بوسه زن بر خاک آن وادی صبا از سمت ما
مردمانی را رسان از ما سلامی الامان
مردمان آن دیاری را کنی یاد ای ولی
در صفا پاکی زبانزد در صمیمیت همان
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
همکاران عزیز 
گروه گزارش/

امروز دوشنبه « صدای معلم " گفت گوی تفصیلی را با آقای دکتر محمود مهرمحمدی سرپرست دانشگاه فرهنگیان در مورد مسائل مهم این دانشگاه و موضوعات مرتبط با آن انجام داده است .
این گفت و گو به محض پیاده سازی در صدای معلم منتشر خواهد شد .
پایان پیام/
راویان شیرین گفتار و طوطیان شکرشکن پارسی آورده اند در ازمنه قدیم، یکی از بزرگان و ریش سفیدان قوم که از قضای روزگار عضو مجلس ریش سفیدان و معتمدان قبیله نیز بود و در اکثر سخنرانی ها در مجلس شیوخ و امرا ، نطق های آتشینش بر علیه رئیس کل مکتب داران و به نفع مکتب داران و نوگلان مکتب خانه زبانزد عام و خاص بود از سوی شیوخ و رئیس کل روسا به عنوان مکتب دار اعظم انتخاب گردید تا از توان و قدرت او جهت تحول در نظام مکتبخانه ها استفاده شود و بدین ترتیب بود که تاریخ برگ جدیدی در عرصه مکتبخانه و مکتب دار و... خلاصه همه چی دار در ایران آغاز نمود.
این بزرگ مرد و اعظم مکتب داران و مکاتب و عزیز علما و صلحا در نطقی بعد از تحویل مکتب خانه بزرگ بر علیه قدمای مکتبخانه ها ، اعلام فرمودند که من نظام آموزش مکتبخانه ها را تغییر می دهم و آن را (3-3-6) می کنم تا بفهمند که من که هستم و چه ها توانم کرد.
ناگاه ساده لوحی از میان جمع برخواست و پرسش کرد: که قربان ، آنچه شما فرمودید در بلاد غرب نام آمپولی است قوی که رفع زکام و عفونت می کند از بیماران ، از چه رو شما این نام بر آن نهاده اید؟
آن بزرگ مرد در کمال متانت و افتادگی فرمودند: آری ! جانم راست می گویی . من فهمیده ام که نظام آموزشی در مکتبخانه های ما بیمار است و برای این که بتوانم این مکتبخانه ها را به تحرک بیاورم و بیماری عفونی و زکام اینها را از بین ببرم نامش را 3 -3-6 گذاشته ام و چون طبیبان به جنگ آمده ام بهر اصلاح آموزش و تربیت فرزندان شما.
و در ادامه فرمایشات گوهربارشان فرمودند: من مکتبخانه ها را مجتمع می کنم و مدیران را با تمام معاونان و معلمان را با معلمان قاطی می نمایم تا شود چیری که هنوز نمی دانم چه می شود و اگر توانستم خادمان و رفتگران مکتب خانه را تبدیل به مکتب دار می نمایم تا کیفیت آموزش را بالا برم و خیال شما از تحصیل و آموزش فرزندانتان راحت باشد، کاری می کنم که اگر مکتب را تا آخر بپیمایند (منظورش دیپلم بود ) ازسواد اثری در وی نباشد.

مردم پرسیدند: آقای ما این مجتمع دیگر چه صیغه ای است؟ و مکتب دارشدن سرایدار و خادم مدرسه دیگر چیست؟
آن کاردان همه چیز بلد فرمودندی : در بلاد ترکستان که با دوستان برای سیاحت و تحقیق رفته بودیم دریافتیم که آنجا مکتب خانه ها مجتمعی اداره می شوند و ما نیز خوشمان آمد و تصمیم گرفتیم که صواب یا ناصواب انجامش دهیم و تغییری در ارکان مجموعه مکتبها به راه بیاندازیم و از طرفی چون کمبود مکتب دار داریم چه ایرادی دارد که خدمتگزاران و سرایداران مکتبخانه ها نیر مکتب دار بشوند و تغییر وضعیت حاصل نمایند.
از آن طرف مکتب دار بی نوایی فریاد برآورد که ای ناخدای کشتی طوفان زده علم و مکتب ،آیا از آفات آن خبردار گشتی؟
آیا می دانی ما سالها تجربه در مکتب داری داریم و از ضعف و قوت آن خبر داریم؟ آیا نظر ما را نمی پرسی؟
آن بزرگ فرزانه فرمود، آری خبر دارم ولی مقداری قابل توجهی سکه از بیت المال صرف شده برای انجام این کار تا بیازماییم که چه می شود و اگر خطا کرده باشیم رئیس المکاتب بعدی حتما" جبران می کند و حذف می نماید و شاید طرحی نو دراندازد که ما طراحانی نواندازیم بهر بلاد و شما مکتب دارها به فکر آموزش تان باشید و در کار بزرگترها دخالت نکنید که فضولی کار درستی نیست.
تا این لحظه که بهلول دانا چیزی نگفته بود بلندشد و مجلس را ترک نمود.
راوی می گوید با چشمانی اشکبار او را دیدم که مجلس را ترک می کرد و زیرلبش زمزمه ای داشت .
پرسیدم ای دانا تو را چه می شود ؟ چه بر تو گذشت که چون ابر بهارانی؟
بهلول گفت: سالها من و راویان داستانهایم فکر می کردیم ما دانایانیم و زیاد می دانیم اینک در محضر این استاد ( رئیس مکتب و مکتب دار ) فهمیدم که هیچ نمی دانم و شرمسارم. چگونه به تاریخ بگویم که من دانا نبوده ام که در حقمان گزافه گویی نموده اند.
و بدین سان بود که بهلول هم شرمنده دانایان عصر ما شد.
و ما ماندیم و این همه مکتب دار اعظم نخبه ، که بسیار حرف می زنند و هیچ عمل نمی کنند و همچنان مکتبخانه ها به بیراهه می روند و در این میان مکتب دار و دانش آموز فدای خیانت اینها می شوند.
راستی چرا اینها جرات ندارند بگویند که ما شایستگی سکانداری این خانواده بزرگ را نداریم؟!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید