
خمید خامه کند ناله ای زمین برخیز
دلم گرفته و خسته ز مردم خونریز
تفکری است غم آلوده فکر هست خسته
توهمی است نهانی و فکرها هست تیز
ولی چه حیف حدیثی کنم که مرگِ علم
چو مرده بی حرکت راه می رود پرویز
سخن شنو و مگو هیچ و پند من بشنو
زبان ببند و ظواهر نشان بده پرهیز
ز دست ناطق نطقی که مو به مو گوید
عمل که نیست چه گویم علوم را تجویز
غنی است روح مجسم که عاجز از هنر است
هنر سخیف هنرمند نیست اشکی ریز
شدی تو تشنه علم ای گرسنه دوران
خوری تو دود هنر دیگری بگیرد میز
زمانه نان ندارد دهد به هر درویش
زبان فرو کش و بشنو ز مردمان بگریز
وطن اسیر حصار روندگان هنر
فقط به فکر زراند شغل نیست دست آویز
ز روزگار تمدن که عاری از هنرند
هنر دو تخته کند درد را و درمان نیز
ولی چه سود درست دولت هنر پر سود
هدف چو شد تو بسوزان دلت به آه نسوز
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
واقعيت اين است که آموزش و پرورش از کسري بودجه مزمن رنج ميبرد و بخشي از اين کسري به عدم تخصيص بودجه و اعتبارات کافي بر ميگردد و بخش مهمتر به ضعف مديريت در استفاده درست و بهينه از منابع و افزايش بهرهوري بر ميگردد/ اصلاح شکل بودجهريزي و استاني شدن بودجه آموزش و پرورش را ميتوان مهمترين راهکار « کاهش منطقي کسري بودجه » اين نهاد در نظر گرفت چراکه ميتوان با « مديريت بهينه منابع و ارتقاي كارايي » بخشي از کسري بودجه هميشگي اين نهاد را برطرف کرده و يا دست کم کاهش داد/ از نکات مثبت استاني شدن بودجه ميتوان به « کاهش تمرکزگرايي و حذف برخي بروکراسي غير ضروري » از طريق واگذاري اختيار تخصيص بودجه بر اساس عملکرد آموزش و پرورش به استانها اشاره کرد. البته در نظام بودجهريزي استاني، اعتبارات در « شوراي برنامهريزي استان » و با « مسئوليت استاندار » به کار گرفته خواهد شد که در صورت ايجاد سازوکارهاي مناسب ممکن است اثرات مثبتي فراتر از جبران کسري بودجه نيز داشته باشد و منجر به بهينهسازي و بهرهبرداري از منابع مادي و فيزيکي متناسب با نيازهاي کمي و کيفي نظام تعليم و تربيت و رعايت استانداردهاي مصرف و پيشگيري از اسراف گردد/ مخالفان طرح استاني شدن بودجه آموزش و پرورش معتقدند استاني شدن بودجه باعث انتقال کانون بحرانها به استانها شده و به جاي حل کردن مشکلات آموزش و پرورش، خود باعث ايجاد مشکل در پرداخت هماهنگ حقوق و اضافهکار خواهد شد چرا که ايجاد هماهنگي ميان استاندار و مدير کل آموزش و پرورش يک استان در خصوص اينکه چه موضوعي در آموزش و پرورش اولويت دارد، خود يک چالش واقعي است/ فرآيند بودجهريزي و تعيين اعتبارات وزارت آموزش و پرورش در دو دهه گذشته بيانگر آن است که اعتبارات وزارت آموزش و پرورش از يك روند صعودي واقعبينانه و منطقي برخوردار نبوده است. افزايش ناکافي و نامتناسب بودجه آموزش و پرورش در سالهاي گذشته باعث شده است تا بزرگترين دستگاه اجرايي کشور هر سال از نظر اقتصادي ناتوانتر شده و با مشکلات بسيار جدي دست به گريبان باشد...
از منظر تئوریک سه کلید واژه ی " بانوان" ،" خیر" و" مدرسه ساز" حلقه هایی هستند که توانایی تکوین یک چهارچوب نظری غنی را دارند که پایه در سه حوزه مهم جامعه شناختی یعنی حوزه زنان ، جامعه شناسی توسعه و جامعه شناسی سازمان های مردم نهاد دارد/ زنان ظرفیت ایفای نقشی موثر و کارا در مسیر "توسعه پایدار" ایران عزیز را دارا هستند علی الخصوص که حلقه مرکزی موسسه، زنان معلم شاغل یا بازنشسته ای هستند که تجربه خدمت در آموزش و پرورش رسمی کشور را هم دارند/ این "معلمان زن" به تجربه دریافته اند که برای درمان بیماری توسعه نیافتگی و فقر زدایی در جامعه باید به سراغ ریشه ها رفت/ زنان معلم به جهت توانایی ها تخصصی و تجارب ارزنده آموزشی و پرورشی می توانند گام های بلندی در مسیر توسعه پایدار ایران عزیز بردارند/ متاسفانه امروزه عملگرایی صرف و تقبیح آرمان گرایی و ارزشی بودن آفت برنامه ها و عملکردهای توسعه ای شده است. آرمان ها ، آرزوها و ارزش ها می تواند موتور محرکه عملکردها و راهبردها باشد. تلفیق عاقلانه آرمان و واقعیت می تواند گره از کارهای فروبسته فراوانی بگشاید/ امروز دختر نوجوان یا زن جوان ایرانی " هویت" خود را گم کرده است. او پاسخی همه جانبه و فراگیر به پرسش "من کیستم؟" ندارد. و سراسیمه به هر مسلک و مکتبی سرک می کشد و به هر مدی تن می دهد
سال 1286 تشکیل کلاسهای اَکابر در شیراز به همّت مشروطه خواهان سرآغاز فعالیت سوادآموزی است/ در آن زمان تصور بر این بود که در امتداد انقلاب سیاسی کشور ، بیسوادی هم ریشه کن خواهد شد و همانند کشور کوبا با حرکت خود جوش فانوس به دستان درانقلاب سال 1956 ، ما نیز جهل و تاریکی و بی خردی را با طرح ضربتی ، خاک خواهیم ساخت. اما دریغ که این نهاد انقلابی بعدها با افزایش روزافزون بیسوادی آن هم در بین جمعیت 10 - 15 ساله کشور ، تبدیل به سازمانی رسمی گردید و در دل آموزش و پرورش به فعالیت خود ادامه داد/ آموزشیاران کسانی هستند که ناخواسته در ساختاری معیوب انجام وظیفه می کنند. تصوری که حتی در بین برخی از معلمان مرسوم شده است این که آموزشیاران افرادی بیسواد هستند و تدریس آنان را برای فرزندان خود تابو می انگارند/ آنان بر مغزهای رسوب کرده دیروز که انباشتی از چرک و پلیدی جهل و نادانی را با خود دارند ، آموزش می دهند/ آنان باید تمامی انرژی و توانایی مهارت های گفتاری و رفتاری خود را برای جلب رضایت فرد بیسواد جهت شرکت در کلاس درس به کار برند و اگر بیسواد زن یا دختر خانواده است باید صد چندان بکوشد تا مرد خانواده را راضی کند،چون این تلاش فقط در برابر او نیست ، این مبارزه ای است با تمامی عصبیت های حاکم در طول تاریخ ایران بر علیه زنان ، عصبیتی که هنوز هم ادامه دارد و این رسوب و ماند فرهنگی به این سادگی قابل انعطاف و اصلاح نیست/ آنان برای حوادث احتمالی یا رویدادهای ناگوار از حق بیمه محروند و سنوات بازنشستگی آنان اگر جایی جذب نشوند محاسبه نمی شود/ چرا بیسوادی جمعیت 10- 15 ساله یا زیر 20 سال در کشور ما رو به تزاید است/ پیشنهاد منطقی آن است که نهضت سوادآموزی تمامی وابستگی خود را از نظام آموزش رسمی کشور جدا نماید و به عنوان یک سازمان رسمی برای خود تمهیدات بودجه ای و رفاهی و استخدامی مناسب ساختار خود را داشته باشد/ اکثریت آموزشیاران به امید جذب در آموزش و پرورش به عنوان یک کانال ورودی وارد سازمان نهضت سوادآموزی شده اند/ آموزشیاران نیز به عنوان یک هم وطن و شهروند حق زندگی و اشتغال و کسب درآمد دارند. رسالت آنان اگر از تعهد معلمان آموزش و پرورش زیاد نیست ،کم هم نیست/ یکی از وظایف اصلی شما تأمین امنیت شغلی شاغلین است لذا از تقابل غیر منطقی معلمین و آموزشیاران در مجلس یا هر جای دیگر بپرهیزید...