گروه گزارش/
دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نشستی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه و عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )
در این گزارش آمده بود :
" در پایان این نشست مدیر صدای معلم درخواست وقت برای 5 دقیقه صحبت از مجری مراسم کرد .
پورسلیمان از وضعیت فرهنگی و جو شدید امنیتی در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی انتقاد کرده و گفت :" من در پردیس شهدای مکه حضور پیدا کردم . سخنران آقای ابراهیم سحرخیز بود . با این که مجری بسیج دانشجویی بود اما به راحتی انتقادات خود را بیان کردم .انتقادات من به مراتب صریح تر بود اما کسی به من تذکری نداد .
این جا به من می گویند اگر می خواهی به عنوان خبرنگار حضور پیدا کنید باید مجوز بگیرید .
آقای یزدانی مسئول کمیته انضباطی دانشگاه و نیز معاون فرهنگی موکدا به من دائما تذکر می دهند که آیا شما مجوز ورود به این دانشگاه را دارید ؟
آیا اصلا مجوز برای ضبط حرف ها را دارید ....
حتی موقع ورود به این دانشگاه برخوردهای شدید و موهنی با من صورت گرفت .
مدیر صدای معلم در ادامه وضعیت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به " پادگان " تشبیه کرده و از انفعال وزیر آموزش و پرورش و مسئولان این دانشگاه انتقاد کرد .مسئول کمیته انضباطی و معاونت فرهنگی دانشگاه خطاب به مدیر صدای معلم گفتند که شما دانشجو نیستید و نمی توانید به صحبت کردن ادامه دهید .
پس از آن که سخنان مدیر صدای معلم نیمه تمام ماند در مراجعت به جایگاه خویش متوجه شد که ضبط خبرنگاری که روی سن قرار داده بود نیست .پس از اعتراض مدیر صدای معلم عنوان شد که کسی از این قضیه خبر ندارد و همه این ها در حالی بود که عبدالرسول عمادی تنها نظاره گر این صحنه ها بود و حتی لبخندی بر لبان وی نقش بسته بود .
پس از حدود 5 ساعت توقف در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی سرانجام ضبط خبرنگاری مدیر صدای معلم عودت داده شد در حالی که فایل مراسم پاک شده بود .علی رغم دعوت کتبی مجمع اسلامی دانشگاه ، « عظمتی » در این نشست حضور نیافت ."
علی رغم گذشت یک هفته هنوز نه مسئولان دانشگاه شهید رجایی و نه وزارت آموزش و پرورش واکنشی به این موضوع نشان نداده اند .
حتی در نشست رسانه ای سازمان نهضت سواد آموزی ، مدیر صدای معلم نسبت به این موضوع اعتراض کرده و خواهان تعیین تکلیف جایگاه رسانه و خبرنگار در آموزش و پرورش و ارکان آن شد . ( این جا )
تنها موضوع قابل ذکر و قابل تامل ؛ رد صلاحیت « عبدالرسول عمادی » برای تایید به عنوان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش بوده است .
« صدای معلم » به جد پی گیر این موضوع تا حصول نتیجه و پاسخ گویی مسئولان خواهد بود.
« مینو امامی » همکار این رسانه نقدی بر این واقعه نگاشته است .

فلسفه بیمه تکمیلی، پوشش کامل هزینه درمان و در واقع پوشش نقص بیمه پایه هست . در کشور ما بیمه های پایه هر ساله خدمات پزشکی را ناقص تر از گذشته پوشش می دهند .در یکی دو سال اخیر با سرازیر شدن بودجه کلان به سمت بیمه های پایه شاهد خدمات خوب و ارزانی بودیم ولی اکنون نه تنها به شرایط قبل از این طرح برگشته ایم بلکه شاهد حذف و کاهش برخی خدمات پزشکی هستیم از جمله حذف داروها از پوشش بیمه.
علی ایحال افراد برای رفع نواقص بیمه پایه اقدام به پوشش بیمه تکمیلی می نمایند من جمله بیمه تکمیلی آموزش و پرورش تحت عنوان بیمه طلایی در دولت گذشته آغاز شد و خدمات اولیه با حق بیمه تناسب نسبی داشت هر چند باز هم هزینه های پزشکی کامل تحت پوشش قرار نمی گرفت و نارضایتی ها هم وجود داشت لیکن فرهنگیان فکر نمی کردند در سالهای بعد شاهد افزایش حق بیمه و کاهش خدمات باشند و انتظار این بود نواقص در سالهای بعد رفع شود و معلمان حداقل در هزینه های درمان دغدغه کمتری داشته باشند اما سال به سال وضعیت بدتر شد تا جایی که مراکز درمانی با شرکت بیمه گر طرف قرارداد آموزش و پرورش قرارداد منعقد نمی کردند و فرهنگیان مجبور بودند هزینه از جیب بپردازند و بعدها دنبال دریافت از بیمه گر باشند .
این ضعف ها بیشتر شد تا سال ۹۵ که شرکتهای بیمه حاضر به عقد قرارداد با آموزش و پرورش نشدند .دلیل هم روشن بود !
آموزش و پرورش از پرداخت سهم کارفرما عاجز بود و بدهی زیادی به شرکتهای طرف قرارداد داشت .

در وزارت تصمیم بر اداره بیمه تکمیلی به صورت صندوقی شد .
در سال۹۶ تقریبا ۵۰ درصد به حق بیمه افزوده شد ولی باز هم خدمات افزایشی نداشت و مراکز درمانی با آموزش پرورش قرارداد منعقد نمی کردند و مجدد نارضایتی فرهنگیان ادامه و بلکه بیشتر هم شد ؛ انتظار این بود با توجه به افزایش حق بیمه، بخشی از نواقص رفع شود که نشد...
قرارداد جدید می بایست اول آبان منعقد می شد ولی دوماه تمدید شد .
در آذر ماه معاونت پشتیبانی وزارت خبر از بیمه تکمیلی با دو شکل و دو تعرفه داد .
حال سوال اینجاست :
آیا افزایش حق بیمه متعارف و منطقی خواهد بود؟
آیا هزینه های پزشکی کامل تر و بیشتر از گذشته تحت پوشش قرار خواهد گرفت؟
آیا پرداخت سهم دولت به صورت منظم خواهد بود و منجر به پذیرش بیمه فرهنگیان در قریب به اتفاق مراکز درمانی خواهد شد یا اینکه مجدد مراکز درمانی از قرارداد با آموزش و پرورش ممانعت خواهند کرد؟
آیا اختلاف حق بیمه این دو بسته در حدی خواهد بود که فرهنگیان به اجبار بسته ضعیف تر را انتخاب نمایند و در این بسته مجدد خدمات کمتر ارائه شود؟؟
سوالات متعددی وجود دارند .
روشن است اگر وزارت آموزش و پرورش و دولت بخواهند خدمات پزشکی مناسبی ارائه دهند باید سهم کارفرما را افزایش دهند و پرداختی به شرکت بیمه گر به موقع صورت گیرد و نیازی به ارائه بسته های مختلف نیست.
امیدواریم این طرح رضایت فرهنگیان را به دنبال داشته باشد باید ماند و دید که هدف دولت از این بسته ها چیست...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
تاکنون نامه ها ، گزارش ها و یادداشت های متعددی در ارتباط با وضعیت خانه های معلم ، باشگاه های فرهنگیان و مراکز اسکان فرهنگیان در صدای معلم منتشر گردیده است .
نامه زیر توسط یکی فرهنگی بندرعباسی برای صدای معلم ارسال شده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه تشکل ها/
« کانون صنفی مستقل فرهنگیان آذربایجان شرقی » پس از وقوع واقعه دلخراش آتش سوزی در یک مدرسه در زاهدان و جان باختن تعدادی از دانش آموزان بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یک فرهنگی از تهران برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند.
" خیلی از درس خواندهها، تقصیر نابه سامانیها و عقب افتادگیها را به گردن امثال اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و بالاخره سیاست خارجی و استعمار قرن اخیر که تماما از خارج وارد شده است میاندازند! در قدیم نیز پای قسمت و تقدیر یا فلک غدار را پیش میکشیدند!
اگر صدبار حکومتت را از بیخ و بن عوض کنی، اگر تمامی دشمنان فرضی و حقیقی خارجیات را از روی زمین محو کنی، اگر تمامی افلاک و سماوات را به خدمت درآوری، تا ریشهی مشکل را در خودمان خشک نکنیم، تمامی این عوامل احتمالا مسکنهایی خواهند بود و درد، پس از مدتی به نحو و شکل دیگری باز هم گریبانت را خواهد گرفت! (1)

در روزهای گذشته حرکت « محمد باسط درازهی » نماینده مردم سراوان نمایندهٔ دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ سراوان، سیب و سوران و مهرستان در استان سیستان و بلوچستان در صدر اخبار و مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته است .
نخستین باری که " درازهی " را دیدم کمی پس از برگزاری انتخابات این دوره مجلس بود .
شنبه بیست و دوم اسفند ماه سال 1394 نشست نمایندگان تشکل های معلمان و فعالان صنفی – سیاسی فرهنگیان با برخی منتخبان مجلس دهم در کانون تربیتی فرهنگی حر واقع در منطقه 11 تهران برگزار گردید . ( این جا ) و ( این جا )
در این نشست که به دعوت انجمن اسلامی منطقه 11 تهران صورت گرفت « محمدرضا عارف » منتخب اول مردم تهران و نیز تعدادی از نمایندگان منتخب مجلس دهم و برخی شخصیت های فرهنگی - سیاسی به ارائه نقطه نظرات و دیدگاه های خویش پرداختند .
یکی از افرادی که در این مراسم سخنرانی کرد « درازهی » بود .
بد نیست سخنانی را که ایشان در ابتدای وظیفه نمایندگی خویش بر زبان رانده است یک بار دیگر مرور کنیم :

" بنده معلم هستم و مدرس دانشگاه ، رشته ادبیات و زبان انگلیسی فارغ التحصیل از دانشگاه بمبئی هندوستان .
مشخصه های استان من به شرح زیر است :
استانی که بالاترین درصد بی سوادی در کشور را دارد .
آن استانی که 13000 کمبود نیروی انسانی دارد تا به دومین استان محروم کشور برسد .
آن استانی که بیش از 120000 کودک از کودکان ایران اسلامی از تحصیل محروم اند .
و آن استانی که بیش از 70 درصد مدارس اش کپری هستند و بیش از 90 درصد کل مدارس استان غیراستاندارد هستند .

آری !
استان پهناور سیستان و بلوچستان ! پیشانی ایران !
هدف از این اشارات آن بود که در مجلس دهم گره های آموزشی کشور باز شود .
یک سوال طرح می شود : در خیلی از حوزه های انتخابیه من و شما تخصص ها و فوق تخصص های زیادی بوده اند ، مهندسان زیادی بوده اند ؛ اما جامعه من و شما دست به دامان معلم شده است .
پناه و فریادش را به یک معلم رسانده است .
جای تشکر دارد که به یک معلم اعتماد شده است .
نکته بعد آن است که این مناطق بیشتر مشکلات آموزشی دارند .
در خیلی از کشورهای دنیا و یک قرن قبل به مقوله " آموزش " اندیشیده اند اما در کشور ما متاسفانه فکر می کنم آموزش جزء اولویت های ده به بالا باشد !

در خیلی از کشورهای دنیا ، آموزش و پرورش جزء اولویت های اول و یا حداکثر دوم و سوم است .کشورهایی مانند ژاپن ، آلمان و...
امیدوارم مجلس دهم فرصتی باشد تا خلاها و گره های آموزشی در کل کشور خصوصا در استان های محروم که محروم ترین آن استان سیستان و بلوچستان است حل شود .
امیدوارم در مجلس دهم ، هم فکر بودن و هم فکر کار کردن مبنای ما در مجلس دهم باشد .
امیدوارم مشکلات کشور با تدبیر حل شود .
آن واقعیت هایی که باید بیان شود را بگوییم .
در حوزه انتخابیه من با بیشترین محرومیت درصد مشارکت در انتخابات مجلس نسبت به کل کشور 85 درصد و در انتخابات ریاست جمهوری 84 درصد بوده است که بالاترین درصد در کل کشور بوده است .
امیدوارم این انسان های بی ادعا که با کم ترین ها می سازند و همراه و همگام نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند درک شان کنیم .
خصوصا آن طرف مرز که دو کشور نابه سامان افغانستان و پاکستان هستند و اگر ما این جوان ها را خوب حمایت و یا هدایت نکنیم آن طرف مرز فرصت های خطرناکی مانند گروهک ها و... وجود دارد .
باز هم امیدوارم مجلس دهم نقطه عطفی برای حل مشکلات کشور به ویژه مناطق محروم باشد . "
نکته جالب اظهارنظرهای وی در خصوص استیضاح منصور غلامی وزیر علوم است .
ایشان در 4 مرداد 97 در این مورد می گوید :
" پس از صحبتهای وزیر علوم قرار شد در روزهای آینده جلسه دیگری با استیضاح کنندگان تشکیل شود.
با توجه به اتفاق نظرهای نمایندگان بر سر تجدید نظر دوباره برای استیضاح، این موضوع به صحن علنی مجلس نرفت و قرار شد جلسه ای با حضور نمایندگان ظرف چند روز آینده انجام شود. "
با این حال تاکنون در مورد بطحایی ، عملکرد و حتی استیضاح ایشان مورد خاصی مشاهده نشده است . برآورد سخنان افرادی مانند حاجی بابایی اشاعه و نهادینه کردن فرهنگ تظاهر ، ریا و عوام فریبی در جامعه است
نخستین پرسش از آقای درازهی این است که آیا یک " معلم " به راحتی به دیگران توهین می کند و با الفاظ سخیف و کوچه و خیابانی دیگران را مورد عتاب و خطاب قرار می دهد ؟
البته در اکثر ادارات دولتی ، شبه دولتی و حتی خصوصی احترام و تکریم ارباب رجوع جایگاهی ندارد و بسیار نادر پیدا می شود کسانی که از از خدمات دهی و برخورد با مشتریان و مراجعه کنندگان رضایت داشته باشند هر چند در این زمینه منشورهای مختلفی در برابر دیدگان مردم نصب شده است اما این ها بیشتر فرمالیته است و تقریبا نظارتی در این زمینه دیده نمی شود .
حتا اگر فرضا آن نماینده اداره گمرک به این نماینده مجلس کم محلی و با بی اعتنایی کرده است به هیچ عنوان مجوزی برای زیر پاگذاشتن اخلاق آن هم از سوی یک نماینده مجلس و به ویژه از سوی یک " معلم " به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست .
آیا آقای درازهی با همان شدت و حدت که رگ گردنش برای بی احترامی یک کارمند نسبت به شان والای یک نماینده مجلس متورم و برافروخته می شود در برابر جان باختن آن 4 دانش آموز زاهدانی هم حساس و پی گیر است و به خاطر آن جلسه غیرعلنی تشکیل می دهند ؟

آیا شده است که این نماینده محترم و سایرین مثل ایشان بابت جان باختن دانش آموزان و معلمان در آتش سوزی های مدارس ، راهیان نور ، غیرمقاوم نبودن مدرسه و.... مسببان و تصمیم گیرندگان این وقایع تلخ را به مجلس بکشانند و حداقل بر سر آنان فریاد بکشند ؟
" بنده معلم هستم "
به تازگی هم در شبکههای اجتماعی بحث تقلب علمی این معلم مناطق محروم مطرح شده است که در صورت صحت این موارد به نظر نگارنده صلاحیت نمایندگی از ایشان ساقط خواهد شد .

در کنار این موضوعات واکنش شهروندان و افراد عادی هم قابل توجه است .
خیلی کم و شاید اصلا موردی پیدا می شود که کسی بخواهد از عملکرد این نماینده مجلس دفاع کند اما گویی همه فراموش کرده اند که در جامعه امروز ما و در روابط میان فردی مان اکثرا آلوده به " خشونت کلامی " هستیم و در سایه قانون گریزی و قانون ستیزی به راحتی و با حالتی حتا " طلبکار " حقوق قانونی و انسانی دیگران را زیر پا می گذاریم . واقعا اگر این گونه مسائل برای این افراد مهم است پاسخ دهند در این 3 سال نمایندگی برای مقاوم سازی و ایمن سازی مدارس و مناطق محروم چه کرده اند ؟
و این از ویژگی های عمومی جامعه ایرانی است که همیشه عیب دیگران را بزرگ می بیند و نگاهی به خودش ندارد و حتی نقد درست دیگران را نیز در این زمینه بر نمی تابیم .
خیلی کم دیده ام که افراد در برابر اشتباه و یا کوتاهی های خود عذرخواهی کنند گویی اصلا فرهنگ عذرخواهی و پذیرش اشتباه و سعی در اصلاح آن مولفه ای کمیاب در جامعه ایرانی است .
به عبارت دیگر می توان گفت اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بالقوه و بالفعل یک " محمدباسط درازهی " هستند که مهم ترین عامل آن را می توان حاصل تربیت نادرست و یک فرهنگ آلوده دانست .

در کنار همه این ها سکوت « محمدرضا عارف » به عنوان رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و نیز رئیس فراکسیون امید قابل تامل و البته تاسف است .
برخی اوقات فکر می کنم آیا فردی شایسته تر ، کارآمد تر و دلسوزتر از ایشان برای ریاست این کمیسیون مهم مجلس یافت نشد ؟
مگر می شود در برابر چنین مسائل مهمی که وجدان عمومی را جریحه دار می کند سکوت کرد و حرفی نزد ؟
فردا چگونه می توان در برابر عملکرد خویش و پاسخ به اعتماد عمومی دفاع کرد ؟
وقوع چنین مسائلی آزمونی برای شناخت افراد و میزان صداقت آنان و تطابق آن با عملکرد اشخاص است .

« حمیدرضا حاجیبابایی » رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس دهم در این مورد در مصاحبه با فارس می گوید : باید به رئیس مجلس و هیأت رئیسه آن که به دنبال برخورد با منتشر کننده این فیلم هستند و نیز همه کسانی که " فضای مجازی " را یک " تهدید " می دانند عرض کرد که خدا را شکر که این شبکه های مجازی یک " اتاق شیشه ای " برای نظارت بر رفتار همه ایجاد کرده اند
" رئیس مجلس و هیأت رئیسه پس از مباحثی که توسط برخی نمایندگان مطرح شده بود در حال جمعبندی موضوع بودند که با کارمند گمرک و کسی که این فیلم را در فضای مجازی منتشر شده است چگونه برخورد کنند. در حالی که به همراه آقای دهقان نماینده طرقبه به اعضای هیأت رئیسه گفتیم که ما نه دادگاه هستیم نه هیأت منصفه و لذا نمیتوانیم خانه ملت را به دادگاه تبدیل کرده و در مورد رفتارهای یک نماینده در بیرون مجلس که با مردم و یا ارباب رجوع بحث کرده و به امورات شخصیاش مربوط میشود، ورود کنیم چرا که نمیدانیم در این قضیه حق با چه کسی است.لذا مجلس نمیتواند در این خصوص تصمیم گیری کند که چه کسی عزل شده و با چه کسی باید برخورد شود. که اگر این کار را کردیم اقدام اشتباهی محسوب میشود.
نماینده مجلس وقتی در خیابان یا دیگر نقاط با مردم بحث و جدلی داشته باشد فردی عادی محسوب میشود هر چند که نماینده مجلس است ضمن اینکه نماینده مجلس در اجرای قانون و بیان سخن مردم و دفاع از آنان قانونی اساسی و کشور مصونیت دارد. اما وقتی بحثها دو طرفه شود نه مجلس میتواند ورود کند نه نماینده میتواند از جایگاه نمایندگیاش سواستفاده کند چرا که در آن صورت دو طرف فرد عادی تلقی میشوند.
با توجه به بررسیهای صورت گرفته در این خصوص به نظر میرسد که هم نماینده و هم کارمند در این خصوص اشتباه کردهاند اما اینکه چه کسی قصور بیشتری داشته است باید توسط یک هیأتی مستقل و حتی قاضی مشخص شود.
در برابر مردم نباید نمایندگان مجلس از خود حساسیت به خرج دهند ضمن اینکه نشان دادن حساسیت از سوی مجلس کار درستی نبوده است.

مجلس نباید معطل موضوعات جزئی شود چرا که در شان مجلس نیست که در هر موضوعی و برای هر نمایندهای موضوعی پیش آمد خود را منتظر بررسی اقدام کنیم چرا که مجلس شورای اسلامی متعلق به بیش از 80 میلیون ایرانی است که برای هر دقیقه و هر ثانیه آن هزینههای زیادی گردن نظام و مملکت دارد. لذا مجلس شورای اسلامی نباید خود را منتظر اقدامات مربوط به هر نماینده که در خارج از مجلس کارهایی را انجام داده است، کنیم و یا حتی جلسه غیرعلنی برگزار کنیم.
نماینده مردم همدان با بیان اینکه اتفاقات مهمی در کشورمان رخ میدهد که اکثر آنها دردناک است که میتوان به حادثه آتشسوزی در مدرسه دخترانه در زاهدان اشاره کرد،گفت: بررسی مسائل کلان و مهم باید در دستور کار مجلس شورای اسلامی باشد نه موضوعات جزئی. "
این استدلال حاجی بابایی درست مانند آن مدیر و یا معلمی است که می گوید ما در حدود مدرسه مسئول رفتار دانش آموزان هستیم و مسئولیتی در خارج از مدرسه و در مورد رفتارهای نادرست آنان نداریم .اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان بالقوه و بالفعل یک " محمد باسط درازهی " هستند که مهم ترین عامل آن را می توان حاصل تربیت نادرست و یک فرهنگ آلوده دانست
این طرز نگرش نهایت کوته فکری افراد را بازتاب می دهد و این که گویا فراموش کرده اند ؛ اساسا فلسفه مدرسه برای تغییر و اصلاح رفتار دانش آموزان پی ریزی شده است و داخل و خارج ندارد .
این گونه سخنان نوعی مسئولیت گریزی و توجیه رفتارهای ناقص و یا نادرست است .
اساسا مجلس به چه منظوری ایجاد شده است جز آن که یکی از وظایفش نظارت بر کارکرد قوانین است .
حال اگر این قوانین توسط خود نماینده مجلس نادیده گرفته شود چه باید کرد ؟
از سوی دیگر مگر یک نماینده مجلس نماینده افکار عمومی نیست ؟
کسی که به دیگران توهین می کند چگونه می تواند ادعا کند که نماینده مردم است ؟
برآورد سخنان افرادی مانند حاجی بابایی اشاعه و نهادینه کردن فرهنگ تظاهر ، ریا و عوام فریبی در جامعه است . آیا شده است که این نماینده محترم و سایرین مثل ایشان بابت جان باختن دانش آموزان و معلمان در آتش سوزی های مدارس ، راهیان نور ، غیرمقاوم نبودن مدرسه و.... مسببان و تصمیم گیرندگان این وقایع تلخ را به مجلس بکشانند و حداقل بر سر آنان فریاد بکشند ؟
این استدلال حاجی بابایی در مورد گناهکار خواندن طرفین مانند آن حکایت ملانصرالدین است .
می گویند :
دو نفر که با هم دعوا داشتند، برای حل اختلاف به نزد ملانصرالدین میآیند. نفر اول شروع به سخن میکند و با طرح استدلال و دلایل، خود را محق جلوه میدهد، ملا هم میگوید، بله حق با تو است. طرف دیگر دعوا با شنیدن سخن ملا، شاکی شده و دلایل خود را مبنی بر محق بودن خود بیان میدارد و ملا پس از گوش دادن میگوید، بله حق با تو هم است.
زن ملا که از پس پرده داشت این قضاوت و دفاعیات را میشنید از آن پشت پرده ندا در داد؛ که ملا؛ نمیشود هم او درست بگوید و حق با او باشد و هم با طرف مخالفش. ملا هم با خونسردی جواب گفت: اتفاقا تو هم درست میگویی و حق با تو هم است.
این گونه استدلال ها نه برای کسی مرجعیت ایجاد می کند و نه اعتماد .
افراد فارغ از مقام و جایگاه اداری و حکومتی باید جامعه را با " تعقل " اقناع کنند .
و اما موضوع بعد ؛ اشاره به سخنان حاجی بابایی در مورد آتش سوزی مدارس است .

واقعا اگر این گونه مسائل برای این افراد مهم است پاسخ دهند در این 3 سال نمایندگی برای مقاوم سازی و ایمن سازی مدارس و مناطق محروم چه کرده اند ؟
حاجی بابایی با واقعه شین آباد چه برخوردی داشت ؟
آیا شهامت و جسارت یک عذرخواهی بدون قید و شرط در برابر وجدان جامعه را داشت ؟

و یا مقصر بخاری ارج بود !
باید به رئیس مجلس و هیأت رئیسه آن که به دنبال برخورد با منتشر کننده این فیلم هستند و نیز همه کسانی که " فضای مجازی " را یک " تهدید " می دانند عرض کرد که خدا را شکر که این شبکه های مجازی یک " اتاق شیشه ای " برای نظارت بر رفتار همه ایجاد کرده اند .
و اما مشکل اصلی از جامعه ما و مدیریت های ناکارآمد آن است که مثل همه موضوعات دیگر که سواد استفاده از مظاهر مدرنیسم را نداریم و کارکردش به ضد خودش تبدیل می شود سرانجام به پاک کردن صورت مساله می رسیم .
( 1 )
جامعه شناسی خودمانی
( کلیپ ویدئویی : حسینی، استاد دانشگاه تهران، با حضور در دانشگاه سیستان و بلوچستان و با دیدن مشکلات مدارس و فقر شدید دانش آموزان، به نشانه اعتراض متن سخنرانی خود را پاره می کند )

اگرچه نظام رتبهبندي معلمان صرفا يکي از دهها مطالبات فرهنگيان است، اما اجرا و تأمين اعتبارات آن ميتواند بارقههاي اميد را در دل فرهنگيان ايجاد کند. براساس سند تحول بنيادين آموزش و پرورش و قانون برنامه ششم توسعه، دولت مکلف به تهيه و اجراي نظام رتبهبندي معلمان است.
بر اساس نظام رتبهبندي، رتبههاي حرفهاي براي طبقهبندي معلمان در نظر گرفته شده و براساس هر رتبه، ضرايبي در امتيازات شغل و شاغل و در نتيجه حقوق و مزايا آنان لحاظ خواهد شد. با اجراي نظام رتبه بندي معلمان، فرهنگيان همانند اساتيد دانشگاهي به 4 دسته «معلم مربي، معلم حرفهاي، معلم کارآمد و معلم راهبر» تقسيمبندي خواهند شد.
از جمله اهداف اجراي طرح رتبه بندي معلمان مي توان به افزايش انگيزه و کارايي معلمان در انجام وظايف و اثربخشي فعاليتهاي آنها براي شکوفا شدن شايستگيهاي دانشآموزان، ارتقاي منزلت اجتماعي و صلاحيت علمي و مهارتهاي حرفهاي معلمان و بالا بردن سطح معيشت آنها، توسعه مشارکت معلمان در فرآيند بهسازي برنامههاي آموزشي، پژوهشي، تربيتي و فرهنگي اشاره کرد.
مطابق برنامه ششم و ذيل ماده 63، دولت مي بايست تا پايان برنامه ششم نسبت به اجرايي کردن نظام رتبه بندي معلمان اقدام نمايد، اما از آنجايي که دقيقاً در برنامه ششم توسعه مشخص نشده است که اجراي نظام رتبه بندي معلمان از سال چندم آغاز و در چه سالي پايان يابد، به نظر ميرسد دولت از خلاء قانوني به وجود آمده نهايت استفاده را مي نمايد تا به بهانه هاي مختلف از جمله مشکلات اقتصادي و نبود بودجه و اعتبارات کافي از تصويب اين طرح در هيات دولت و ارائه آن به مجلس شوراي اسلامي براي تصويب نهايي خوداري نمايد.
طرح رتبهبندي معلمان پس از تهيه و تدوين در شوراي عالي آموزش و پرورش، براي اجرايي شدن نيازمند تصويب دولت و مجلس است. به گفته سيدمحمد بطحايي وزير آموزش و پرورش، لايحه رتبه بندي معلمان در کميسيون اجتماعي دولت در 6 ماده تصويب شده و به صحن دولت رفته است، پس از آن بايد به مجلس ارسال شود و فرآيند تصويب را طي کند.

در حالي که در لايحه بودجه ۹۸، مبلغ ۲ هزار ميليارد تومان براي اجراي طرح رتبهبندي معلمان تامين اعتبار شده است، به گفته جبار کوچکينژاد نايب رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس، اجراي «کامل» طرح رتبهبندي معلمان مطابق با اهداف سند تحول بنيادين نيازمند حداقل 11 الي 15 هزار ميليارد تومان اعتبار مي باشد. بديهي است که با اين بودجه ناچيز 2 هزار ميليارد توماني که دولت در لايحه 98 براي اجراي رتبه بندي در نظر گرفته نمي توان انتظار داشت که رتبه بندي معلمان تحولي حداقلي در کيفيت نظام آموزشي ايجاد کند.
لايحه رتبه بندي معلمان مي بايستي قبل از تعيين بودجه ۹۸ کل کشور در مجلس تصويب شود تا آثار بودجهای آن برای سال 98 ديده و اجرايی شود. تصويب دير هنگام لايحه رتبه بندي معلمان درحالي که رديف هاي اعتباري بودجه 98 بسته شده است عملاً مي تواند نشانه هايي از عدم تمايل دولت به اجرايي نمودن اين طرح در سال آتي يا اجرای ناقص آن باشد، چراکه از يک سو، لايحه رتبهبندي حرفهاي معلمان هنوز در صحن دولت به تصويب نرسيده است و پس از تصويب در هيات دولت بايد براي تصويب نهايي در قالب يک لايحه به مجلس ارائه شود که اين خود زمانبر است. از سوي ديگر مشخص نيست در حالي که سازوکارهاي رتبهبندي، نحوه اجراي قانون، گروههاي حرفهاي، امتيازاتي که به هر گروه تعلق ميگيرد و نحوه ارزشيابي هنوز مشخص نشده است، بر چه مبنا و معياري اعتبار 2 هزار ميليارد توماني براي آن در نظر گرفته شده است؟

علي الهيار ترکمن، معاون توسعه مديريت و پشتيباني وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به منتقدان عملکرد ضعيفش گفته است: «وقتي قانون رتبهبندي را نداريم چگونه ميتوان تعيين کرد به چه ميزان اعتبار نياز است؟! با اعتبار دو هزار ميليارد توماني در بودجه ۹۸ فقط رديف مستقلی براي رتبه بندي ايجاد کرده ايم.»
او مشخص نکرده است وظيف سازمان عريض و طويل تحت امر چيست و چرا پس از گذشت دو سال از زمان لازم الاجرا بودن قانون ششم توسعه، هنوز سازوکارهاي رتبهبندي مشخص نشده است و چرا او مديران تحت امرش منتظرند تا اين لايحه در مجلس با اعتباري ناچيز به تصويب برسد و پس از آن به دنبال راهکارهاي افزايش اعتبار باشند!
الهيار به عنوان کسي که وضيفه اصلي اش مديريت و چاره انديشي براي محدويت ها و تنگناهاي مالي آموزش و پرورش است و بايد در بزنگاه هاي بودجه اي با رايزني و تعاملات گسترده در پي احقاق حقوق همکاران خود باشد مشخص نکرده است:
«در حالي که هنوز آييننامه اجرايي رتبهبندي آماده نشده است دورانديشي موردنظر او و مديرانش چه بوده است که با همکاري سازمان برنامه و بودجه در قانون بودجه سال 98 براي رتبهبندي 2 هزار ميليارد تومان اعتبار ايجاد کرده اند؟!»
بهتر بود معاون وزير آموزش و پرورش به جاي فرافکني و فرار به جلو به منتقدانش پاسخ مي داد که « برچه مبنايي رقم 2 هزار ميليارد تومان را براي رتبهبندي پيشنهاد داده اند و چرا براي شنيدن دلايل و مستندات او و همکاران ستادي اش بايد تا تصويب لايحه بودجه 98 منتظر ماند و راهکار و اقدامات مورد نظر او در صورت کافي نبودن اعتبار لازم براي رتبه بندي چيست؟»
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در تهران، نمایندۀ سراوان به همراه یک دلال خودرو سوار بر ماشین لکسوز به درب ساختمان شمارۀ 1 گمرک ایران در عباسآباد میرسند و میخواهند با ماشین تا دم آنجایی بروند که قرار بوده مشکل آن دلال را آنجا حل کنند، اما نگهبان، درب را برایشان باز نمیکند. مسئولان مدرسه برای نجات جان بچهها اقدامی نمیکنند و منتظرند که آتشنشانی برسد
آقای نماینده حضوراً به نگهبانی مراجعه میکند و چند دقیقه با کارمندی که آنجا نشسته است بگو مگو میکند اما در همچنان بسته میماند. کارمند میگوید : «من از شما دستور نمیگیرم» و آقای نماینده در پاسخ میفرماید که «تو ... میخوری از من دستور نمیگیری.».
یک ارباب رجوع وقتی متوجه میشود این فرد نمایندۀ مجلس است میگوید : «خاک بر سر مملکتی که تو نمایندۀ مجلسش هستی» و دست او را میگیرد و از ساختمان نگهبانی بیرونش میاندازد.

آقای نماینده به تکاپو میافتد و کار را به مجلس میکشاند. فوراً جلسهای با حضور بیش از ۳۰ نماینده به ریاست حضرت دکتر پزشکیان تشکیل میشود.
بعد از ۲ ساعت بحث، مقرر میشود سه کار انجام شود: یکی از مغازهداران محل اما خودش را به مدرسه میرساند و تا آتشنشانی برسد، دو تا از کودکان را خارج میکند.
رئیسکل گمرک خدمت نمایندۀ سراوان برسد و حضوراً عذرخواهی کند، کارمند حراست به کمیتۀ تخلفات معرفی شود و آن ارباب رجوع شناسایی و محاکمه شود.
مجلس هم جلسهای غیرعلنی تشکیل میدهد.
آقای نماینده با طلبکاری میگوید «من اگر امروز کوتاه بیایم فردا نوبت شما خواهد رسید.» و رئیس مجلس ناراحت از اینکه که فیلم فحاشی نماینده را چه کسی به بیرون درز داده است، میگوید: «این کلیپ را چه کسی بیرون داده است؟ آقای دژپسند باید برخورد جدی کند. شوخی نیست. باید برخورد جدی شود.»
نمایندۀ فحاش گر میگیرد و تهدید میکند که اگر وزیر اقتصاد استیضاح نشود و اگر رئیس گمرک و آن کارمند عزل نشود، همین امروز درخواست استعفایش را خواهد نوشت. و خبر میرسد که طرح استیضاح ویزر اقتصاد با 40 امضا به هیئت رئیسه ارائه شده است. نائبرئیس مجلس و وزیر اقتصاد هم مأمور بررسی و ارائۀ گزارش در بامداد فردا شدهاند.

اما در زاهدان در مدرسهای ابتدایی حوالی ساعت ۹ صبح است و دختران اغلب دارند در حیاط مدرسه بازی میکنند.
دفتر مدیر مدرسه در تنها کلاس پایۀ اول دبستان قرار دارد و فقط یک پنل چوبی این دو محیط را از هم جدا کرده است.
برای گرم کردن کلاس هم از چراغ نفتی آترا استفاده میکنند. هفت دختر در این کلاس درس میخوانند. سه نفر در کلاس است و یکی از دانش آموزان برای برداشتن کیفش به کلاس برمیگردد. بند کیفش به چراغ نفتی گیر میکند. افتادن چراغ بر روی موکت کف اتاق همان و آتش گرفتن کلاس همان. بلافاصله دیوارۀ چوبی و پردهها هم آتش میگیرند و چهار کودکِ مانده در کلاس، گرفتار میشوند.
مسئولان مدرسه برای نجات جان بچهها اقدامی نمیکنند و منتظرند که آتشنشانی برسد. آقای نماینده با طلبکاری میگوید «من اگر امروز کوتاه بیایم فردا نوبت شما خواهد رسید.» و رئیس مجلس ناراحت از اینکه که فیلم فحاشی نماینده را چه کسی به بیرون درز داده است، میگوید: «این کلیپ را چه کسی بیرون داده است؟ آقای دژپسند باید برخورد جدی کند. شوخی نیست. باید برخورد جدی شود.»

یکی از مغازهداران محل اما خودش را به مدرسه میرساند و تا آتشنشانی برسد، دو تا از کودکان را خارج میکند. آتشنشانی هم سر میرسد و آن دو نفر دیگر را بیرون میآورد و حریق مهار میشود. دیوار کلاس از دود آتش سیاه شده است اما یک گوشه سفید مانده است؛ اینجا جایی است که کودکان در آغوش هم به آنجا پناه بردهاند. آتش انگار نتوانسته است از این حایل عبور کند و خودش را به این گوشه برساند. در نهایت دو نفر از بچهها تاب نمیآورند و جان میسپارند و حال آن دو نفر هم وخیم است.همزمان با موعدِ ارائۀ گزارش مجلس و دولت دربارۀ ماجرای نمایندۀ سراوان، خبر میرسد که استیضاح وزیر آموزش و پرورش هم که قبلاً مطرح شده بود از حد نصاب افتاده است.
صدای آن مرد شجاعِ ناشناس هنوز در سرم میچرخد که گفت :
«خاک بر سر مملکتی که تو نمایندۀ مجلسش هستی»

گروه تلگرامی