
در مطلع سال 97 و در همین لحظات نوشتیم که سال خوب و متفاوتی را برای فرهنگیان و مردم ایران آرزومندیم .
اما به نظر می رسد اوضاع چندان وفق مرادها و آرزوها نبود .
روند و گردش این اوضاع می تواند و باید تلنگری بر همه ما باشد که چرا تحولات مورد نظر ما رخ نمی دهد ؟
چرا هنوز " قانون " و " قانون گرایی " به گفتمان غالب جامعه تبدیل نشده است و " منفعت طلبی " اصل بلامنازع در روابط و معادلات میان فردی ایرانیان است ؟
چرا هر سال دریغ از پارسال ....
در این مدت سعی کردیم تا بر اساس دو اصلی که قبلا تعریف و تبیین کرده ایم ؛ « تاسیس و تثبیت " تفکر انتقادی " و " گفت و گو " به عنوان حلقه مفقوده در چرخه نظام تعلیم و تربیت » حرکت کنیم .
بدون تردید در این مسیر کوتاهی ها و خطاهایی نیز داشته ایم که امید داریم با همراهی شما فرهنگیان محترم به " نقاط قوت " تبدیل شوند .
« صدای معلم » مطابق روال هر سال در ایام نوروز تعطیل نیست و آماده پذیرش و انتشار اخبار ، گزارش ها و یادداشت های همکاران و همه مخاطبان محترم می باشد چرا که بر این باوریم یگانه راه خروج از بن بست ها ؛ فرهنگ کار ، نگاه مطالبه گرانه با تکیه بر قانون و حقوق شهروندی و مسئولیت پذیری تک تک شهروندان است .
از همین رو رویکرد و هدف عمده نظام آموزشی ما باید تربیت دانش آموزان بر اساس عنصر مهم " مسئولیت پذیری " باشد .
هر معلم که در نوروز سفر می کند می تواند پیکی برای انعکاس کاستی ها به منظور جبران و بهبود آن و نیز وقایع مثبت و قابل ذکر جهت تقویت آن باشد .
« نوروز » فرصتی برای فراغت و بازیابی خویشتن و مرور گذشته و آمادگی برای آینده است .
« صدای معلم » این عید سعید باستانی را به همه ایرانیان به ویژه فرهنگیان و معلمان تبریک می گوید .

طی چهاردهه نخست انقلاب هیچ دولتی کارنامه قابل دفاعی در زمینه عدالت آموزشی نداشته است
ضرورت چرخش آموزش و پرورش به سوی عدالت آموزشی در گام دوم انقلاب
جامعه/ اعظم طیرانی:ر هبر معظم انقلاب در ترسیم مسیر پیشِروی ملت بزرگ ایران در چهل سال دوم، بیانیهای را در تبیین "گام دوم انقلاب" برای پیشبرد انقلاب اسلامی بهنگارش درآوردهاند که بیش از هر موضوعی بر "جوانان" و "جایگاه علم و دانش" تأکید دارد.
یکی از نکات کلیدی در بیانیه رهبری، تأکید بر جایگاه علمی کشور است: «ما هنوز از قلّههای دانش جهان بسیار عقبیم؛ باید به قلّهها دست یابیم. باید از مرزهای کنونی دانش در مهمترین رشتهها عبور کنیم. ما از این مرحله هنوز بسیار عقبیم؛ ما از صفر شروع کردهایم. در همین رابطه نقش آموزشوپرورش در گام دوم انقلاب و چرخشهایی که نهاد تعلیم و تربیت برای دستیابی به قلههای دانش باید انجام دهد، یکی از موارد جدی است که نیاز به بحث و بررسی دارد.

مهدی بهلولی؛ کارشناس آموزش و پرورش چرخشهایی که نهاد تعلیم و تربیت برای دستیابی به قلههای دانش باید انجام دهد میگوید: از پایان جنگ به بعد متاسفانه رویکردهای خاصی نسبت به آموزش و پرورش اتخاذ شده که در همه دولتها (فارغ از اینکه اصلاح طلب یا اصول گرا بوده اند) ادامه پیدا کرده و اکنون پس از گذشت چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی لازم است در مورد آنها تجدید نظر شودکه از جمله این موارد عدالت آموزشی است که تاکنون هیچ دولتی در این مورد دیدگاه قابل دفاعی نداشته است.
وی ادامه میدهد: متاسفانه ما در کشور دانش آموزانی داریم که به رغم پشت سرگذاشتن مقطع 6 ابتدایی هنوز پشت میز و نیمکت ننشستهاند و از امکانات اولیه مدرسه (کلاس درس) محروم هستند و این نابرابری آموزشی در کشور موجب شده برخی از دانش آموزان کشور محیط مدرسه به مفهوم واقعی را تجربه نکرده باشند. در حالی که در برخی کلانشهرها مدارسی (اعم از دولتی یا غیر انتفاعی) ساخته شده که مدرن ترین تجهیزات آموزشی را دارند.
بهلولی میافزاید: دولت موظف است عدالت آموزشی را در همه نقاط کشور رعایت کند چرا که سهم دانش آموزی که در پایتخت درس میخواند با سهم دانش آموزی که در روستاهای مرزی کشور تحصیل میکند از فروش نفت برابر است و باید امکانات آموزشی یکسانی داشته باشند نه اینکه یک دانش آموز به دلیل اینکه در روستا متولد شده از حداقل امکانات آموزشی محروم بماند و یک دانش آموز در بهترین شرایط آموزشی تحصیل کند.
وی با بیان اینکه دولت در زمینه آموزش، خدمات بهداشتی و درمانی و همچنین امنیت هر چه هزینه کند زیان نکرده چرا که به نوعی سرمایه گذاری است میگوید: همه این موارد جزو وظایف دولت است و هیچ یک از موارد مذکور را نمیتوان به خود افراد واگذار کرد. متاسفانه ما در کلانشهرها از جمله تهران نیز کلاسهای درس 45 نفره داریم مدارسی داریم که در مقایسه با کلاسهای 15 نفره دور از عدالت آموزشی است و یا در منطقه 12 تهران مدرسهای با 200 دانش آموز در فضایی 200 متری تحصیل میکنند که در حیاط مدرسه دانش آموزان فقط میتوانند کنار یکدیگر بیاستند و این در حالی است که متاسفانه طی سالهای اخیر، هر سال سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص داخلی رو به کاهش بوده است به طوری که طی دهه 80 سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت 15 درصد بوده و اکنون به 3/9 رسیده است.
بهلولی ادامه میدهد: پس از اجرای عدالت آموزشی، لازم است از آموزش سیاسی ایدیولوژیک دست برداشته شود. اکنون جهان به دنیای ارتباطات تبدیل شده و نمیتوان مدرسه را ایزوله کرد. بنابراین اکنون دیگر نمیتوان مدرسه را با فشار سیاسی و ایدیولوژیک از جامعه جدا کرد چرا که در چنین شرایطی هر روز بر بی اعتباری مدرسه افزوده میشود. متاسفانه اکنون در برخی از کتابها مطالبی آموزش داده میشود که نه تنها دانش آموزان و اولیای آنان، بلکه معلمان هم آنها را قبول ندارند اما نظام سیاسی معتقد است این آموزشها لازم است.
به گفته وی شایسته است آموزش و پرورش مطالب مرتبط با آموزش شهروندی، مهارتهای زندگی ،حقوق شهروندی و حقوق بشر را جایگزین مطالب مذکور کند تا کتابهای درسی به آموزههای زندگی نوین آمیختگی بیشتری پیدا کند.

علی پورسلیمان نیز در این خصوص میگوید: طی چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ گاه دغدغههای خانواده بزرگ آموزش و پرورش در افکار عمومی مطرح نبوده، ضمن آنکه اولویت تصمیم سازان و برنامه ریزان کشور نبوده و حتی در 6 برنامه توسعه نیز به موضوع آموزش و پرورش به صورت جامع پرداخته نشده است.
به اعتقاد وی در قانون مدیریت خدمات کشوری که 10 سال از ابلاغ و اجرای آن میگذرد، آموزش و پرورش هنوز به عنوان یک نهاد خدماتی و تصدی گری تعریف و تبیین شده و بسیاری از مفاد این قانون هنوز برای معلمان اجرایی نشده است، بنابراین اگر به دنبال توسعه پایدار هستیم و قصد مدیریت صحیح و منطقی بحرانها را داریم باید نخستین چرخش در گام دوم انقلاب تغییر این پارادایمها باشد.
پورسلیمان ادامه میدهد: نگاه به آموزش و فرایندهای آن نباید فانتزی و تبلیغاتی باشد، بلکه آموزش مادام العمر در رأس برنامه ریزیها و سرمایه گذاریها قرار گیرد که البته این موارد نیازمند برنامه و تیم کاری توانمند است و در این زمینه پرونده اغلب وزرای آموزش و پرورش طی این چهار دهه قابل دفاع نیست چرا که این وزرا نه براساس تخصص و کارآمدی بلکه براساس دیدگاههای سیاسی انتخاب شده و نتوانستهاند حمایت معلمان و افکار عمومی را کسب کنند ،از این رو شکاف اداره و مدرسه کماکان روند صعودی داشته است.

وی میافزاید: برای رفع بحران اعتماد که البته بخش بزرگی از آن منبعث از جامعه کلان است باید تدبیری اندیشیده شود،چرا که بدون سرمایه اجتماعی نمیتوان کار مفیدی انجام داد و معیار گزینش برای معلمان باید متحول شود، همچنین ساز و کار معلم حرفهای توسط کارشناسان و به دور از حاشیههای سیاسی و امنیتی طراحی و اجرا ، تا فرایند آموزش مردمی و مشارکت واقعی شود. چرا که سرمایه انسانی در آموزش و پرورش تولید میشود و این مهم با هم افزایی تفکر و سلایق مختلف میسر خواهد شد.
وی همچنین می گوید: مشارکت معلمان باید از طریق سازمان نظام معلمی به رسمیت شناخته شود و این تشکیلات عهده دار صدور مجوز برای تدریس معلمان، به روزآوری آن ها و استمرار آنان باشدکه البته این موارد نیازمند اتاق فکری هوشمند است تا معلمان دلسوز، متخصص و شایسته ای که اکنون در حاشیه قرار دارند، در مدیریت های میانی و کلان قرار گیرند.

وی تصریح می کند: در گام دوم انقلاب لازم است مفهوم آموزش باز تعریف و آموزش و پرورش که اکنون دو مقوله جدا از یکدیگر هستند یکپارچه شود و معلم به عنوان قطب آموزش محور آموزش قرار گیرد و اینکه بخواهیم پس از چهار دهه نهاد امور تربیتی و یا نهاد امور پرورشی را همچنان با وضعیت فعلی ادامه دهیم علاوه بر اینکه اتلاف و پرت منابع است،منطقی نیز نمی باشد. بنابراین یا باید در وظایف نهاد پرورشی تجدید نظر کنیم و یا نقش معلم را در دو قسمت آموزش و تربیت به صورت یکپارچه احیاء کنیم که اجرای آن نیازمند اراده قوی است.
به گفته پور سلیمان؛ دخالت نهادهای موازی در بحث آموزش باید به حداقل برسد و یک دستگاه واحد با مسئولیت های مشخص عهده دار فرایند آموزش کشور باشد، تا شاهد جزیره ای بودن آموزش در سطح کشور نباشیم. به عنوان نمونه به رغم احترامی که برای شورای عالی انقلاب فرهنگی قائل هستم، طبق قانون اساسی این شورا نباید در امور مرتبط به آموزش و پرورش دخالت کند. بنابراین اگر بتوانیم این موارد را اجرایی کنیم علاوه بر آموزش و پرورش کل کشور متحول خواهد شد.
روزنامه قدس
گروه رسانه/
در مورد یادداشت فهیمه سادات طباطبائی با عنوان " توئیت خبرنگار روزنامه همشهری به مناسبت تعطیلات زودرس مدارس ایران و مدارس خودسر ! " ( این جا ) , « مینو امامی » نقدی بر آن نگاشته است .
گروه تشکل ها/
به مناسبت فرارسیدن عید نوروز ، انجمن اسلامی معلمان رباط کریم بیانیه ای صادر کرد .
متن کامل این بیانیه که در اختیار صدای معلم قرار گرفته است به شرح زیر است.
روزگار گاهی به آدمی سخت می گیرد. وجه رایج آن در تنگنا قرار گرفتن معیشت است. درست مثل این ایام که مردم ایران از پی تحریم های آمیخته با بی تدبیری ها و فرصت سوزی ها دچار سختی معیشت شده اند. آن سوتر هم می توان به سیاست چشم دوخت. عرصه ممکن کردن ناممکن ها و هنر تبدیل تهدیدها به فرصت ها.
اما آن چه هم اکنون بیش از همه به چشم می آید متصلب شدن ساختارها و مسدود شدن افق هاست. زمانه تعلیق اصلاحات به دلیل بن بست سیاسی که در آن گرفتار آمده ایم. بیراه نیست اگر بگوییم که در شرایط رنگ باختن اتوپیا اکنون ما در جست و جوی امید به گذشته های نه چندان دور فراخوانده شده ایم!
ایام ماضی که وجهی نوستالژیک یافته و به بخشی از درماندگی های ما پاسخ کاذب می دهد. رجوع به دوران پهلوی اول و دوم مصداق آشکاری از این پدیده است.
در روزگاری که با فقدان رویای ملی و خاطره جمعی مواجهیم روشن است که جست و جوی چشم اندازی نوین تا چه حد می تواند امیدآفرین باشد.
نوروز دیرپاترین خاطره جمعی ما ایرانیان است. هنگامه رویش جوانه ها و سرزدن شکوفه ها. زمانه بیداری زمین و جوشش چشمه ها. روزگار وزیدن نسیم دل انگیز بهاری بر جان عاشقان. دوران نو شدن و تازه شدن روح آدمی. لبخند طبیعت به پهنای وجود. دمیدن حس جوانی در کالبد هستی. همین است راز الهام بخش بودن نوروز در روزگار فسردن امیدها.
روشن است که امروز بیش از همه وقت نیازمند گشایش امکان هایی برای تداوم زیست جمعی هستیم. راه هایی برای انبساط افق های همگانی در مسیر اعتلای ایران.
ما اکنون نیازمند بسط ممکنات هستیم! جست و جوی گزینه هایی بدیل برای جایگزینی تمامی مسیرهای به بن بست رسیده پیشین. خلق گفتمانی جدید برای جلب مشارکت و گفت و گو.
دمیدن روحی تازه در کالبد ایران پرافتخار. نوروز می تواند الهام بخش ما در این مسیر نوین باشد. آغازی برای آفرینش یک امکان. راهی به سوی آینده ای بهتر.

کانال مهران صولتی
گروه گزارش/
چهارشنبه 22 اسفند ماه نشست خبری معاونان وزیر آموزش و پرورش و رؤسای سازمانها در اردوگاه منظریه تهران ( شهید باهنر ) – سالن شهید فهمیده برگزار گردید .
این نشست خبری به صورت پرسش و پاسخ میان مسئولان وزارت آموزش و پرورش و خبرنگاران برگزار گردید .
در این نشست صدای معلم گفت و گویی را با « علی عسکری » معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در مورد تحصن ( اعتصاب معلمان ) ، فعال شدن هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش و غلبه فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی در وزارت سید محمد بطحایی انجام داد .
بخش نخست این گفت و گو را می خوانیم .
گروه گزارش/
« بهرام پارسایی » پیش تر در تذکری به وزیر آموزش و پرورش ضمن انتقاد از تعلل وزارت آموزش و پرورش در تشکیل سازمان نظام معلمی در مورد عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان گفته است :
" مورد بعدی درباره به کارگیری فرهنگیان در اداره صندوق ذخیره فرهنگیان است که سهام گذاری اصلی آن این قشر فرهیخته و زحمت کش هستند. علی رغم برگزاری انتخابات برای این مهم ظاهرا فقط جنبه شعاری داشته و لازم است وزیر محترم آموزش و پرورش درباره صندوق ذخیره ارزی توضیحات کاملی به مجلس ارائه دهند یا اینکه مجلس و نهادهای نظارتی ورود و نظارت خود را در این بخش که انتظار جامعه فرهنگیان است بیشتر داشته باشد ."
سپس امینالله سالاری، لیلی نظرپور و محسن مسعودی نمایندگان فرهنگیان در هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان که در یک سال اخیر در برابر رویدادهای صندوق ذخیره فرهنگیان سکوت کرده اند به اظهارات این نماینده از طریق پرتال وزارت آموزش و پرورش پاسخ دادند .
سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی به نحوه پاسخ گویی وزیر و مسئولان وزارت آموزش و پرورش انتقاد کرده است .
« صدای معلم » تاکنون اخبار ، گزارش ها و یادداشت های مختلفی را منتشر کرده و بر اساس اصل پاسخ گویی مدیران در برابر اختیارات و منشور حقوق شهروندی خواهان پاسخ گویی مدیران و مقامات این وزارتخانه گردیده است .
با حذف مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی در وزارت آموزش و پرورش و قرار گرفتن فردی که تخصص و رشته اش روابط عمومی نیست موجب گردیده تا پاسخ گویی در این وزارتخانه مهم و راهبردی کاملا در " حاشیه " قرار بگیرد .
« صدای معلم » خواهان تغییر مشی مسئولان وزارت آموزش و پرورش در برابر رسانه ها و افکار عمومی است .

چهارشنبه سوری ، سالهاست که مصیبتی شده هم برای مردم و هم نظام. عرصه زورآزمایی قشر نوجوان و جوانی است که سرشار انرژی است و از بس نشاط ندیده و نخندیده و مراکز تفریحی نرفته است، خوش دارد در این شب آشوب به پا کند و البته ضرر و خطر بازی را هم می داند . در واقع مثل بسیاری از آئین های باستانی و مذهبی ، بس که بر آن ها برگ و ساز اضافی بسته اند، دیگر روح و هویت پیشین را ندارد.
نه آتش زدن بوته ای در میان است و نه از روی آتش پریدن و قاشقزنی و نه با هم خندیدن ها و همدلی های اهالی محله و آبادی.
استفاده از ترقه های چینی، بیشتر به نوعی رفتار نابه هنجار یا شکلی از نافرمانی مدنی می ماند که در آن به جای با هم خندیدن، بیشتر به هم می خندند.
شک نیست که نمی شود با این وضعیت مبارزه کرد و در عوض باید آن را مدیریت کرد. چرا که هم اصل برنامه نشات گرفته از یک سنت ملی است و هم شکل انجام آن جمعی است. اکنون دیگر همه می دانند که چهارشنبه سوری یک سرش در اینستاگرام و تلگرام است و یک سرش در طرح و برنامه های براندازی آن ور آب. راهی برای برای بیان اعتراض های خیابانی که خیال می کنند تنها شبی است که بسیاری از مردم مسلحند. چهارشنبه سوری بدون مواد منفجره و در حمایت از بیماران سوخته و ترغیب به به برگزاری یک سنت اصیل، شاد و ایمن ، وظیفه ای است که باید توسط اهالی حوزه ورزش و هنر و ادبیات تبلیغ شود تا شاید به توصیه آنها، خطرآفرینان دست از تداوم کارشان بردارند. خاصه در این بحران تحریم و تورم و گرانی که از آسمان و زمين بر سر مردم رعشه ميبارد، انصاف نیست تا خودمان بر سرِ همدیگر فشفشه بباریم.
براین ها بیفزائید؛ رعایت حال پرندگان پناه گرفته در بین شاخه های درختان و سگها و گربهها ی دربدر بین کوچه ها و... نقطه، سرخط!
روزها و لحظه ها چون باد می آیند و می روند و به قول حکیمی، حکمت باد به رقص درآوردن شاخ و برگ ها نیست،فلسفه باد آزمون ریشه ها در برابر مصائب و سختی هاست، مواظب باشیم با هر تک نسیمی نلرزیم و نلغزیم، اگر لرزدیم و لغزیدیم باید در استحکامات ریشه و اصالت خود شک کنیم...
سالها پیش کودکی بستنی فروش در مسیر ترمینال اهواز شوشتر با من دمخور بود، سرظهر که از مدرسه بر می گشتم ، چند تایی بستنی آب شده از جعبه فومی سفید رنگش بیرون می کشیدم و دو دستی پولش را می دادم و چون با بستنی میانه نداشتم ، آنها را به برادرم می دادم که در یخچال مغازه اش بگذارد و به هم ولایتی های گرما زده تعارف بکند، بدین روال من و آن کودک مطابق تئوری پاولوف (روان شناس و فیزیولوژیست روسی) با هم شرطی شده بودیم و هربار که همدیگر را نمی دیدیم نوعی احساس دلتنگی می کردیم . بعدها مدرسه محل تدریس من عوض شد. اما از برادرم همیشه سراغ کودک بستنی فروش را می گرفتم، او بزرگ شد و بزرگتر و ده ها شغل عوض کرد ، تا جایی که غول اقتصادی شد و من روی همان چندرغاز معلمی درجا می زدم .
یک روز مسیرم به مجلس شورای اسلامی خورد، در یکی از لابی ها، روی میزی به انتظار دوستی نشسته بودم که جوانی شیک و اتوکشیده با هیئتی عالی رتبه دورم حلقه زد و به گرمی به آغوشم کشید . خیلی زود شناختمش، این همان کودک بستنی فروش سالهای نه چندان دور بود که یکباره به آخرین نقطه اوج رسیده بود.
حال و روزم را پرسید و متوجه اش کردم که درب من "کما هو حقه"، روی همان پاشنه قبلی با قناعت و مناعت و نهایت رضایت می چرخد .
وی سخاوتمندانه پیشنهاد داد که دست و بالم را بگیرد و در فلان دفتر و دستک مشغولم بکند . ضمن تشکر و مراتب سپاس ،حکایت جعفر برمکی و هارون الرشید خلیفه عباسی را با ظرافت برایش بازگو کردم، شماره مخصوص موبایلش را برایم روی کاغذی نوشت و گفت: دوست یک دنده و سرسخت من، اگر قابل دانستی اشارتی کن که پس خجالت بر بیایم، بستنی های آب شده را هنوز به خاطر دارم...
بازهم گذشت و گذشت تا اینکه دوست سابق بستنی فروش من گذرش به دباغ خانه افتاد و تحت عنوان فساد اقتصادی پوستش را غلفتی کندند و آن همه هیبت و هیمنه یکباره دود شد و بر باد رفت.
باور کنید ، هنوز هم برایش دلتنگی می کنم ، در این دوران پیری بد جوری دلم هوای بستنی آب شده کرده، کاش هر دوی ما در همان رمان متوقف می شدیم ، او بستنی می فروخت و من هم با ولع می خریدم و آنها را لیس می زدم ...
وای بر ما که با تک نسیمی می لرزیم و می لغزیم و می شود ، آنچه نباید می شد...

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

جناب روحانی ، جناب نوبخت ، جناب حاجی بابایی
خوب می دانید تلاطم ارزی که دولت به وجود آورد سبب تورم افسار گسیخته شده و به روشنی قدرت خرید مردم را به یک چهارم تقلیل داد. یعنی برای مثال کسی که حقوقش 4000000 بود حقوقش یک میلیون تومان شد . حال شما بزرگواران با منت نهادن بر کارمندان 400 هزار تومان + 10% پلکانی افزایش را اعمال می کنید. خوب ببینیم حقوق این کارمند که چهار میلیون بود جالا چند می شود. 1000000 + 400000 + 10% پلکانی = 1650000(یک میلیون و ششصد و پنجاه هزارتومان )
می بینیم قدرت حقوق و خرید کارمندی که سال قبل چهار میلیون می گرفت حالا با افزایش سالانه شده 1650000 تومان یعنی در حقیقت حقوق وی امسال 2350000 تومان( دو میلیون و سیصد و پنجاه هزار تومان ) کاهش پیدا کرده یعنی نه تنها به حقوق او چیزی اضافه نشده بلکه 2350000 تومان از حقوق سال قبل او کاسته شده است.
حال ملت بزرگ ایران ، کارکنان محترم دولت این چه نوع افزایشی است که در نهادش کاهش وجود دارد ؟

جناب روحانی ، جناب نوبخت ، جناب حاجی بابایی خیال می کنند کارکنان دولت نمی فهمند شما چه کلاهی سرشان گذاشته اید !
اما در شرایط تورم کنونی چگونه می بایست حقوق هارا افزایش دهند ابتدا می بایست قدرت خرید را به حالت سال قبل باز می گرداندند یعنی چون قدرت خرید یک چهارم شده پس حقوق را در 4 ضرب می کنیم سپس افزایش سالیانه را اعمال می کردند یعنی برای مثال همان حقوق 4 میلیونی سال قبل ضربدر 4 + 400000 + 10 % پلکانی = 16650000 تومان
پس کسی که سال قبل حقوقش 4000000 بود حال می بایست حقوقش 16650000 تومان( 16 میلیون و 650 هزار تومان) می شد تا بتواند فشار تورم کنونی را تحمل نماید.

نمایندگان مجلس پس چه کار می کنند ؟ ماشین حسابشان فقط در موارد نفع جیب خودشان فعال است ؟
ای نمایندگان مجلس پی گیری کنید.
با سپاس از وبسایت وزین صدای معلم
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید