گروه اخبار/
مسئول ستاد راهبری انتخابات نماینده معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش اعلام کرده بود : با پایان ثبتنام و ویرایش اطلاعات نامزدهای ورود به این شورا، رایگیری از 27 بهمنماه آغاز شده و فرهنگیان تا ساعت 20 روز سوم اسفندماه برای ارائه رای به نامزد مورد نظر خود فرصت دارند.
اصغر حصیری گفته بود : در مجموع 118 هزار نفر دارای شرایط لازم برای ثبتنام در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش هستند .
حصیری تصریح کرده بود : مشارکت فرهنگیان برای نامزدی در این شورا در مقایسه با انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان بیشتر است .
علی رغم گذشت حدود یک هفته از زمان رای گیری ، سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش دیروز در پیامی اینستاگرامی در حساب شخصی خود به موضوع انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و حضور فرهنگیان در این شورا اشاره کرد و نوشت:
" حدود 2300 نفر از فرهنگیان فرهیخته خود را برای انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش نامزد کردند که صمیمانه از آنها سپاسگزارم، تعداد آرای اخذ شده تا دیشب ۵۰ هزار نفر رسیده است.
از آنجایی که انتخابات به صورت الکترونیکی برگزار میشود و پیچیدگی خودش را دارد، دستور دادم زمان رای گیری یک هفته تمدید شود.
امیدوارم این گام جدی برای مشارکت موثر همکارانم در سیاست کاریها و تصمیم گیریهای کلان، سرآغازی مبارک برای اداره آموزش و پرورش توسط همه فرهنگیان باشد. "
رئیس مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی نیز علت این تمدید را توجه به درخواست های مکرر همکاران گرامی و همچنین جبران وقفههای ایجاد شده در ساعات اولیه اخذ رای اعلام کرده است .
در انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان برای تعیین 3 نفر 23 درصد اعضا مشارکت کردند .
« صدای معلم » پس از برگزاری انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان در گزارشی نوشت :
"اکنون با توجه به میزان مشارکت حدود 180 هزار نفری از حداقل 800 هزار عضو صندوق ذخیره فرهنگیان ( 88 درصد فرهنگیان کشور عضو این صندوق هستند ) که مشارکت کم تر از 25 درصد را گواهی می دهد؛ این پرسش جدی مطرح است که آیا افراد منتخب می توانند نماینده قانونی و واقعی اعضای صندوق باشند ؟
« صدای معلم » پیش از آن به دفعات نظر خود را در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان بیان کرده است : ( این جا ) و ( این جا ) و ( این جا ) و ( این جا )
مسئول ستاد راهبری انتخابات نماینده معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش باید به این پرسش پاسخ دهد که چگونه مشارکت فرهنگیان در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش را بیش از انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان ارزیابی کرده است ؟
وزارت آموزش و پرورش طی روزهای اخیر از طرف سرورهای مخابراتی پیامک هایی برای معلمان ارسال کرد که انتخاب سه نماینده ی شورای عالی آموزش و پرورش توسط معلمان را به صورت تاکیدی اطلاع رسانی می کرد. در این پیامک طریقه ی رای دادن اپلیکشن سینا بیان شده بود .
با این حال و تاکنون و با توجه به جمعیت فرهنگیان کشور میزان مشارکت کم تر از 10 درصد بوده است ؛ پرسش صدای معلم این است حواله دادن این میزان به عواملی مانند درخواست فرهنگیان و مشکلات سخت افزاری و نرم افرازی تا چه حد منطقی و واقع بینانه است ؟
« صدای معلم » در مورد این انتخابات مانند انتخابات صندوق ذخیره فرهنگیان نظر خویش را اعلام کرده است . ( این جا )
زمانی که شورای معلمان و نماینده معلمان در ساختار نظام آموزشی جایگاهی ندارند ، معلمان در منطقه و یا ناحیه آموزشی خود مطابق ماده 5 آیین نامه گروه های آموزشی و تربیتی حتی حق انتخاب سر گروه خود را ندارند و توسط مدیر اداره منصوب می شوند و نیز در شورای معاونین منطقه حتی به اندازه " یک رای " ارزش و جایگاه ندارند ؛ این گونه اقدامات نمی تواند « مساله مشارکت » را در ارکان و اضلاع آموزش حل کند ضمن آن که از نظر ما اعتماد و سرمایه اجتماعی در حال حاضر وضعیت مطلوبی ندارد و پر رنگ شدن فضای امنیتی در زمان وزارت سید محمد بطحایی شکاف " اداره و مدرسه " و یا " صف و ستاد " را به حداکثر خودش رسانده است .
این پیامی است که باید توسط سیدمحمد بطحایی شنیده شود .
« صدای معلم » وزیر آموزش و پرورش را به تامل جدی در این موارد فرا می خواند .
پایان گزارش/
ایدئولوژی حاکم و شدت آن، وجود عدالت اجتماعی و آموزشی، بازتولید اختلاف طبقاتی و نابرابری فرصتها، کیفیت و کمیت آموزش، میزان امید به آینده و دهها مورد دیگر از جمله مواردیست که آموزش و پرورش چون آینهای منعکس کنندهی آنهاست.
در یادداشتهای قبلی نشان داده شد که متاسفانه آموزش و پرورش ما نه تنها کارنامهی موفقی در زمینهی عدالت اجتماعی و ایجاد فرصتهای برابر ندارد؛ بلکه در حال دور شدن از این ایدهآلهاست.
مهمترین شاخص آموزش و پرورش موفق ایجاد توانمندیهای لازم برای دانشآموزان ورودی ابتدایی است. زبان مفصل یا رسمی زبان مورد استفاده در مدارس است و این همان تبعیضی است که در حق ندارها چه از نوع اقتصادی و چه از نوع فرهنگی اعمال میشود
دانشآموز پس از ورود به مدرسه و گذشت چند هفته، شخصیتی از خود عرضه میکند که قضاوت تقریبا ثابت معلم، مدیر و همکلاسیها از او را در پی دارد و دانشآموز هم در ادامه رفتار آیندهاش را با توجه به برداشت دیگران از خود تنظیم میکند. اما این تصویر متاثر از سرمایهی فرهنگی است که دانشآموز از گذشته ذخیره کرده و این یعنی بازتولید همان نظام طبقاتی، نظامی که فرصتها را در اختیار صاحبان قدرت و ثروت قرار میدهد و از ندارها دریغ میکند؛ چرا که این تصویر ارائه شده از دانشآموز متاثر از خانواده و شرایط اجتماعی است که دانشآموز قبل از مدرسه آن را تجربه کرده است.
در واقع دانشآموزی که متعلق به خانوادهی ثروتمند یا دارای جایگاه اجتماعی بالاست؛ با اعتمادبهنفس بالاتر و اطلاعات بیشتر و قدرت زبانی افزونتر وارد مدرسه شده و از همان ابتدا مسابقهی خود را چندین گام جلوتراز رقبای ندارِِ خود شروع کرده است.
یکی از مهمترین مواردی که در آموزش و پرورش ما مورد اغفال واقع شده است؛ عدم توانایی یکسان زبانی دانشآموزان ورودی اول ابتدایی است.
برنشتاین میگوید:
" موقعیت اجتماعی خانواده عامل اصلی تعیینکنندهی قواعد زبانشناختی است. "
او زبان مورد استفاده در جامعه را به دو نوعِ مفصل و عامیانه تقسیم میکند.
زبان مفصل یا رسمی، متعلق به طبقهی متوسط به بالا بوده و دارای کدهای مفصلی است که تمایل به گسترش بحث و سوال دارد و سبب ترویج معانی عام میشود.
این در حالیست که زبان عامیانه که مخصوص طبقات پایین اجتماعیست، با کدهای محدود، تحقیق و پرسش را تا آنجا که ممکن است محدود کرده و معانی خاصی را تحمیل میکند.
به عقیدهی برنشتاین زبان مفصل یا رسمی زبان مورد استفاده در مدارس است و این همان تبعیضی است که در حق ندارها چه از نوع اقتصادی و چه از نوع فرهنگی اعمال میشود. دانشآموزان این قشر با سرمایهی فرهنگی کمتر وارد میدان رقابت با کسانی میشوند که اندوختهی فراوانی دارند و پیشاپیش قضاوت مثبت معلمان، مدیران و دانشآموزان دیگر را خریدهاند.
آنها در پرسش و پاسخ بین خود و معلمان توانا و در بحث با دوستانشان برندهاند.
البته تلویزیون به صورت شاید ناخواسته به افزایش توانمندی زبانی کودکان اقشار ضعیف کمک کرده است.
اما آموزش و پرورش باید در راستای ایجاد عدالت آموزشی، توانمند سازی زبانی کودکان طبقات پایین جامعه و اقلیتهای قومی/زبانی/لهجهای را قبل از ورود به دبستان مدنظر قرار دهد؛ تا این دانشآموزان با توان برابر وارد عرصهی رقابت شده و موفقیتهاو فرصتها نه فقط بر اساس استعداد زبانی، بلکه مبتنی بر مجموعهی توانمندیها و شایستگیها توزیع شود.
شبکه جامعهشناسی علامه
بی تردید آموزش و پرورش یکی از محورهای تاثیر گذار بر رشد و توسعه اقتصادی کشورهاست.
یافته های پژوهشی نشان می دهند پایین بودن هزینه های آموزشی و در نتیجه نادیده گرفتن تاثیر آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر،
در کشورهای در حال توسعه یکی از مهم ترین عوامل پایین بودن رشد اقتصادی است.
شولتز (1968) یکی از دانشمندان به نام اقتصاد آموزش و پرورش ، با ارزش ترین سرمایه گذاری را سرمایه گذاری در انسانها می داند.
مدل های برآوردی جهت بررسی اثر سرمایه گذاری در آموزش و پرورش از جمله مدل "جیمز ریمو "نشان می دهند با افزایش مخارج آموزشی در مقاطع ابتدایی و متوسطه، سرمایه انسانی افزایش می یابد.
انباشت سرمایه انسانی به منزله افزایش رشداقتصادی است. حال باید دید آموزش و پرورش با بیش از دو دهه از برگزاری همایش ملی "اقتصاد آموزش و پرورش " به دنبال دست یابی به چیست؟
متاسفانه چنین همایشی به جای آنکه تبیین کننده آثار مطلوب رشد هزینه های آموزشی در افزایش بهره وری عوامل تولید باشد به فرصتی مناسب برای طرح محدود سازی اعتبارات هزینه ای آموزش و پرورش از سوی دولتمردان مبدل شده است. چرا باید ره آورد چنین همایشی دمیدن در تنور خصوصی سازی و حرکت به سوی طبقاتی شدن آموزش باشد ؟
پیشنهاد برخی از سخنرانان این همایش از جمله ریاست دانشگاه علامه طباطبایی نشان می دهد نامبرده هنوز با ساختار آموزشی، چارچوب وظایف و حیطه عملکردی مدیران مدارس آشنایی کافی نداشته ،ظاهرا به زعم ایشان "آموزش کالاست و مدرسه تجارت خانه ای بیش نیست" که توقع دارند مدیریت و راهبری مدارس را به افرادی بسپاریم که کار بلد حوزه تجارت یا اقتصاد باشند.
پیشنهاد محدود سازی بودجه آموزش و پرورش دولتی در ایران از سوی کسی که دانشگاه متبوعش تقریبا حرف نخست را در حوزه علوم تربیتی می زند در جای خود قابل تامل و مایه شگفتی است.
البته جهت اطلاع بیشتر ایشان باید یاد آور شد مدت مدیدی است که مدیران مدارس با راهبری آموزشی خداحافظی کرده به یک تدارکاتچی تمام عیار در مدرسه مبدل شده اند.
مدیری که یک مدرسه سیصد نفره را در طول یک سال تحصیلی با کمتر از ششصد هزار تومان سرانه در سال 1397 اداره می کند باید نامزد جایزه نوبل در حوزه اقتصاد آموزش و پرورش باشد.
او به تجربه در یافته است چگونه با دست کردن در جیب اولیا ،امورات مدرسه را بدون دریافت ریالی سرانه از دولت، رتق و فتق نماید.
تنها چیزی که خیال مدیر مدرسه از بابت آن تا حدودی آسوده خاطر است همان حقوق بخور و نمیر دو میلیونی معلمان البته رسمی یا پیمانی استکه ماهیانه به حساب آنان واریز می گردد.
حال اگر جناب استاد سلیمی توقع دارند همین حقوق اندک نیز با بسیج مدیران مدرسه از جیب اولیا پرداخت شود بحث دیگری است .
البته نباید توقع داشته باشند با شم اقتصادی مدیران مدارس ، شاهد برپایی بازارچه های فصلی ، سوپر مارکت های آن چنانی در فضای مدارس باشیم که از مدیر و عوامل اجرایی مدرسه ،یک" بیزینسمن"ساخته شود.
کلاس های شهری نیز به حد کفایت ادغام شده و شلوغند که از دست مدیر بیش از این کاری ساخته نیست.
البته موج جدیدی از افزایش جمعیت دانش آموزی نیز در راه است که با ترفند تازه " معلم تمام وقت" 30 یا 36 ساعت موظف در هفته ، همزمان با کوچ معلمان بازنشسته نیازی به استخدام معلم نیست! هرچند نبود سرانه و احتیاج روز افزون به پول برای رفع حوایج روزمره مدرسه ، برخی از مدیران را با تشویق پیدا و پنهان ادارات به حوزه درآمد زایی نیز کشانده است.
ای کاش جناب سلیمی و ریاست محترم سازمان امور استخدامی به عنوان میهمانان ویژه این همایش به این نکته نیز عنایت داشتند که بیش از دوسوم از کل بودجه پیشنهادی 1700 هزار میلیارد تومانی دولت در سال 1398متعلق به شرکتهای دولتی است که برخی از کارشناسان معتقدند بسیاری از این شرکتها زیان ده بوده و فاقد شفافیت لازم برای نمایندگان مجلس می باشد.
آیا تخصیص کمتر از 11 درصد از مبلغ 407 هزار میلیارد تومانی بودجه عمومی دولت به آموزش و پرورش به چشم حضرات گران آمده است؟
کشورهای توسعه یافته را رها کنید !
لطفا در مقایسه با کشورهای در حال توسعه در منطقه بفرمایید با توجه به دو شاخص سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی و بودجه عمومی دولت ،جایگاه ایران کجاست ؟
چرا باید ره آورد چنین همایشی دمیدن در تنور خصوصی سازی و حرکت به سوی طبقاتی شدن آموزش باشد ؟
چرا باید چنین همایشی جولانگاه کسانی باشد که تنها گستره شناخت آنها از آموزش و پرورش ایران محدود به ایام طفولیت و دوران دانش آموزی آنهاست؟
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
صد انداختی تیر و هرصد خطاست
اگر هوشمندی، یک انداز و راست
مطالبه گری صنفی، براساس اصل ۲۶ قانون اساسی، حق مسلم کنش وران هر پیشه است. اما این مقوله، پروسه ای مدنی، اجتماعی و مستمر است که بنای آن بر ویژگی های فعالیت جمعی نهاده شده است.
چنین پودمانی ؛ مهندسی، طراحی، نقشه، هدف گذاری، راهبرد، تاکتیک، رهبری شورایی و همراهی رأس و قاعده را لازم دارد.
اگر هرفعال صنفی بر اساس تحلیل و سلیقه خود، عنان کار را به سمتی که می پسندد بگرداند، خروجی آن جز هرج و مرج چه خواهد بود؟ آیا می شود هریک از سرنشینان یک کشتی به سمتی که خود تشخیص می دهد، پارو بزنند؟
چون مطالبه گران فرهنگی تیم نیستند، پی در پی هم گل به خودی می زنند هم از حریف سیاست باز خود، گل مفت می خورند. واقعا جای تأمل و تأسف بسیار دارد که اندیشه سازان یک کشور، الفبای اولیه فعالیت مدنی را رعایت نکنند و مروج بی قاعدگی باشند
مسلما تا ما فرهنگیان در قالب تیم قرار نگیریم و از قاعده گریزی دست نکشیم، مثل ارکستری که هرنوازنده اش در دستگاهی متفاوت می نوازد، تولیدی نهایی مان صدایی خواهد بود که گوش جان را می خراشد.
فضای مجازی با کم کردن فاصله ها می توانست فرصتی ارزشمند باشد اما عملا به امکانی برای هدررفت انرژی و تولید شخصیت های مجازی، تصمیمات مجهول و فعالیت های پراکنده و گسسته، بدل گشته است.هر لحظه گروهی از زایشگاه ذهن کسی سزارین می شود و کودکی متولد می گردد که کپی برابر اصل بچه همسایه است. گروه هایی با نام های دلربا و مشابه، اعضای مشترک و غالبا غیربومی ، کالاهای کپی شده (پیام ها)، نام های اختصاری و ... .
انصافا اثرگذاری معلم بوشهری در کرمانشاه، فرهنگی یزدی در اصفهان، همکار خراسانی در قزوین و ... آن هم به فور چیست؟
مدیران گروه ها برای آنکه نشان دهند چگالی فعالیت شان چاق و چله تر است، پیوسته فرمان «ادکنید» صادر می کنند و بعضی از همکاران هم گاه بدون کمترین شناختی از ماهیت گروه و حتی ادمین ها، هر نامی را که در گوشی خود می بینند به گروه اضافه می کنند تا از قافله عقب نمانند. فرقی هم نمی کند که چه کاره باشند؛ فرهنگی، کشاورز، نظامی، همسایه، برادر ، خواهر، عمه ، عمو، بقال محله، راننده آژانس و ... به همین ترتیب، گروه های چندهزار نفری و چندده هزارنفری پا به عرصه وجود می گذارند اما بعد از کاهش هیجانات روزهای اول، کرختی رکود و کسالت تکرار، آنها را فرامی گیرد.
فعالیت صنفی، زمانی کنشگر را به سرمنزل مقصود می رساند که در قالب خودش، اجرایی شود. ماهیتش با سایر فعالیت های مدنی - که هرکدام درجای خود کارآیی دارد - ، ترکیب نشود و به هفته بیجاری تبدیل نگردد که نه این باشد و نه آن.
فعالیت صنفی باید تشکیلاتی مشخص و پیشروانی شناخته داشته باشد.
باید کنش وران هرپیشه ای با محوریت و هدایت نهاد صنفی مربوط به خود حرکت کنند. در شکل گیری آن نهاد، ایفای نقش نمایند؛ حق عضویت پرداخت کنند؛ به موقع در مجامع آن، حضور آگاهانه و تاثرگذار داشته باشند و ...
فعالیت های پراکنده و با ماهیت مبهم، انرژی ها را هدر می دهد و هزینه های بی ثمر و فراتر از جنس فعالیت را تحمیل می کند. همین دو ویژگی سبب کاهش جدی گرایش بدنه به کنشگری صنفی می گردد. پس نباید با خوش بینی مفرط یا خشم هیجانی فراوان که ناشی از اجحافی است که بر ما روا داشته شده، غافل بمانیم از اینکه :
" بیراهه ما را به ناکجاآباد می برد. "
آیا دو دهه فعالیت پرگسست و کم بازده که ریشه نابه سامانی آن هم در ساختار قدرت است هم در نگرش بدنه فرهنگیان ؛ کافی نیست که متوجه شویم :
راه را گم کرده ایم؟ کمی بدون تعصب بیندیشیم که چرا فعالیت های صنفی فرهنگیان در هجده سالگی هنوز کودکی است که از لی لی کردن، پا را فراتر نگذاشته است؟
بزم ساقی وارگان، هشدار! نفریبد تو را
شوکران در جام جام زندگانی کرده اند
کانال پیک پیام رسان بازنشستگان
ایده ی کنونی آموزش و پرورش و تا حدودی بیشتر، ایده ی فعلی آموزش عالی در ایران این است که دانش ذاتا مقدس و ارزشمند است. از این جهت که دانش با حقیقت یکسان نگریسته می شود.
دانش چه در نظام مدرن آموزشی و چه در سنت ایرانی ارزش والایی، حداقل تا همین اواخر داشت. اما قداست دانش به عنوان چیزی بسیار ارزشمند که دنیا و آخرت ما را می سازد در میان نسل های جدید به چالش کشیده شده است.
این روزها حتی می بینیم قداستی که به واسطه دانش نصیب استادان و معلمان شده نیز زیر سوال رفته است. نسل جدید دانش آموزان و دانشجویان می خواهند نسبت دانش را با کیفیت زندگی خود بیازمایند.
از نظر آن ها دانش مقدس دانشی است که تولید ثروت کند، عدالت اجتماعی ایجاد کند، صلح و رفاه را در جامعه برقرار کرده و زندگی شخصی آن ها را بهبود ببخشد. نسل های جدید که زیر 30 سال سن دارند، مانند نسل های قبلی ایده ی دانش برای دانش را درک نمی کنند.
این تغییر نوعی تغییر جهان بینی است که متاسفانه عقلانیت سازمان های آموزشی آن را درک نکرده است. به همین دلیل ارزش و جایگاه دانشگاه و مدرسه ی ایرانی روز به روز در حال افول است.
واقعیت این است که بدون درک و پذیرش تحولات علمی و تغییر ایده دانش برای دانش، مدارس افول پیدا کرده و دانشگاه ها متروکه می شوند.
راه حل درست آن است که مدیران آموزشی ایده ی قدیمی تاسیس و مدیریت مدرسه و دانشگاه را تغییر داده و برنامه های درسی مدارس بیشتر به زندگی در خارج از کلاس های درس واکنش نشان دهند.
اکنون زمان آن فرا رسیده است که مدیران ایده ی قدیمی دانش به خاطر دانش را در مدرسه و دانشگاه کنار بگذارند، زیرا بیش از پیش مدارس و دانشگاه ها متروکه می شوند.
کانال نوفهمی در مطالعات برنامه درسی
گروه استان ها و شهرستان ها/
به نام خدا
جناب آقای محمد اعتدادی
مدیر کل محترم آموزش و پرورش اصفهان
با سلام
احتراما در جهت انعکاس مطالبات و مشکلات فرهنگیان محترم اصفهان و عمل به مفاد " منشور حقوق شهروندی " از شما دعوت می شود وقتی را برای گفت و گو با این رسانه اختصاص فرمایید .
با تشکر
علی پورسلیمان
صاحب امتیاز و مدیر مسئول پایگاه خبری تحلیلی صدای معلم
گروه اخبار/
مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی می گوید: ما با یک مسئله بیرونی مهم روبه رو هستیم که دانشگاه خانه گفت و گو نیست؛ دانشگاه فقط مجری طرح های صنعتی و اجرایی است . از طرف دیگر با یک مسئله درونی هم مواجه هستیم که سیطره فرمالیسم است که دانشگاه را از یک پالایشگاه فرهنگ و اندیشه تبدیل به یک بنگاه اقتصادی زود بازده کرده و دانشگاه را از نقش فرهنگی خود دور کرده است.
گروه رسانه/
از انتخاب 3 نفر به عنوان اعضای منتخب فرهنگیان در صندوق ذخیره فرهنگیان قریب یک سال می گذرد .
« صدای معلم » در گزارش ها و یادداشت های متعدد نسبت به سکوت این 3 نفر در برابر وقایع و رویدداهای صندذوق ذخیره فرهنگیان انتقاد کرده است .
تاکنون نه وزارت آموزش و پرورش ، نه صندوق ذخیره فرهنگیان و نه آن 3 نفر اعضای منتخب که اعتماد یک چهارم از اعضای این صندوق را برای ورود در این موسسه اقتصادی کسب کرده اند در برابر پرسش های افکار عمومی پاسخ گو نبوده اند .
در آستانه برگزاری انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش ؛ وزیر آموزش و پرورش نشستی را با هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان برگزار کرده است .
هیچ خبری از این نشست در پرتال وزارت آموزش و پرورش منتشر نشده است و صرفا به یک گزارش تصویری اکتفا شده است . ( این جا )
همین وضعیت در مورد نشست اخیر وزیر آموزش و پرورش با بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان نیز وجود داشته است .
انتظار افکار عمومی فرهنگیان برای دانستن و مطالبه گری چیزی فراتر از رویت عکس و آلبوم است .
« صدای معلم » از وزیر آموزش و پرورش و تیم رسانه ای این وزارتخانه می خواهد تا در این گونه نشست ها ، " رسانه ها " با عنوان امین و نماینده افکار عمومی حضور داشته باشند و فرهنگیان در جریان مسائل و مشکلات قرار گیرند .
پایان گزارش/