گروه اخبار/
وزیر آموزش و پرورش تاکید کرد که در نظام آموزشی ما این مسأله که هزینه تحصیل دانشآموزان را مردم بدهند، وجود ندارد.
سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش در نشست صمیمی با اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان که عصر امروز در مرکز شهید شرافت دانشگاه فرهنگیان برگزار شد به شهادت مرزداران اشاره کرد و گفت: کشور ما تنها کشوری است که درمقابل زورگوییهای آمریکا ایستاده است و این جنایتها و ترورها نشان زبونی این دشمن خونخوار و جنایتکار در مقابل ملت مقاوم ایران است.
بطحایی گفت: حضور در بین شما عزیزان بسیجی من را به یاد دوران ابتدایی حضورم در آموزش و پرورش انداخت و خاطرات آن دوران برایم زنده شد. به عنوان کسی که از اول انقلاب تا کنون افتخار بسیجی بودن را دارا هستم میگویم که قدر اینکه زیر پرچم بسیج فعالیت میکنید را بدانید. بودن زیر پرچم بسیج شما را از طوفانها و حوادث زندگی حفظ میکند.
بطحایی به انتقادات معلمان درباره سند تحول اشاره کرد و گفت: سند تحول بنیادین آموزش و پرورش یک نوشته مفهومی و یا انتزاعی روی کاغذ نیست. سند تحول یعنی آن چیزی که آثار آن در مدرسه ما را یک قدم به تعلیم و تربیت اسلامی نزدیک کند.
او ادامه داد: به همین دلیل به همکارانم اعلام کردم دیگر اجازه تشکیل کارگروه مفهومی درباره سند را ندارند. مبانی نظری سند به اندازه کافی وجود دارد و هر آنچه وجود دارد باید عملیاتی شود.
بطحایی گفت: وظیفه من اجرای برنامههای زیرنظام سند تحول بنیادین است. سند اجرا و در مسیر اجرا آن نواقص آن رفع میشود. این برنامهها کاملا عملیاتی است و اجرای آن شش زیرنظام سند تحول بنیادین آموزش و پرورش به معنی استقرار سند تحول است.
وزیر آموزش و پرورش به سخنان رهبری درباره یکپارچه اجرا شدن سند تحول بنیادین اشاره کرد و گفت: سند تحول باید به صورت یکپارچه جلو رود و ما نباید بخشی را اجرا کنیم و بخش دیگر را کنار بگذاریم.
بطحایی درباره اجرای طرح معلم تماموقت گفت: معلمی فرهیخته ترین قشر جامعه است. بالاترین مرجعیت جامعه معلمان هستند. اما همین معلم باید با بصیرت به اخبار توجه کند. در مورد بحث معلم تمام وقت انرژی زیادی از ما گرفته شد. این طرح به این معنا بود که اضافه تدریس به طور رسمی در حکم حقوقی معلم وارد شود. این طرح به نفع معلمان است اما سازمان اداری استخدامی به خاطر همین هجمهها در حال عقب نشینی بود.
بطحایی خطاب به دانشجویان بسیجی درباره انتقادشان درباره خصوصی سازی گفت: در نظام آموزشی ما این مسأله که هزینه تحصیل دانشآموزان را مردم بدهند وجود ندارد. این حرف در هیچ کجا مطرح نبوده و نخواهد بود. اما اگرخصوصی سازی به معنای استفاده از پتانسیل بخش غیردولتی و مردمی برای اجرای برنامهها باشد جای بحث دارد.
او درباره صحبت های رییس جمهوری در این باره نیز گفت: آقای رییس جمهور هم چنین منظوری نداشت و من به ایشان گفتم این مسأله به دلیل کمبود وقت در جلسه علنی مجلس و هنگام تحویل لایحه بودجه قابل طرح نبوده است و متاسفانه از صحبتهای شما سوبرداشت شده است. در کشورهای سرمایهداری نیز این مسأله وجود ندارد و هزینه آموزش عمومی بر عهده دولتهاست.
در ابتدای این نشست هشت نفر از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان به بیان دیدگاه ها و پیشنهادات خود برای بهبود وضعیت دانشگاه فرهنگیان پرداختند. در پایان نشست نیز دانشجویان بسیجی نماز مغرب و عشا را با وزیر آموزش و پرورش اقامه کردند.
پانا
گیر کرده ام که چه کاری درست است! وقتی روزنامه نگارها و اصحاب رسانه برای مصاحبه به سراغم می آیند نمی دانم وظیفه ی من چیست. می دانم که حرف هایم را سانسور می کنند. از یک طرف به خودم می گویم حتی اگر نصف حرف هایم را به گوش مخاطب برسانند باید راضی باشم چرا که سایت شخصی و کانال تلگرام من که بیش از چهار پنج هزار خواننده ندارد.
خوانندگان سایت و کانال من هم که خودشان افراد تحصیل کرده و فرهنگی هستند. اما این هفته نامه ها و روزنامه ها صدها هزار خواننده دارند، آن هم از اقشار مختلف. این گونه خودم را راضی می کنم که با آن ها مصاحبه کنم.
معمولأ بر سر این که "لطفا سانسور نکنید!" با آن ها حرف می زنم. پاسخ شان این است که اگر سانسور نکنیم تعطیل مان می کنند، تعطیلی یک رسانه مستقل به نفع فرهنگ ملی ماست؟! شما راضی به بیکار شدن ده ها مطبوعاتی و روزنامه نگار هستید؟!
این گونه است که کوتاه می آیم. من آن چه بر حق می دانم و "داروی فرهنگ بیمار" است نسخه می کنم و می پذیرم که یک پاراگراف از مقاله یا مصاحبه من هم حذف شود. چاره چیست؟!
من که نباید صفر- صد باشم!
اما گاهی وقتی مقاله یا مصاحبه در می آید می بینم فقط حذف نکرده اند، تحریفش هم کرده اند! آن طور تحریف شده که نه تنها مخاطب پیام من را نمی گیرد که گاهی پیام معکوس از آن می گیرد!
قبلأ در مقاله ای با نام "دین و اخلاق" که اکنون در سایت هم موجود است راجع به مصاحبه ام با مجله ای که متعلق به یک نهاد مذهبی است و تحریف عجیب و غریب آن نوشته بودم. هفته پیش همین داستان در مصاحبه ام با یک هفته نامه پزشکی تکرار شد. مصاحبه من چنان تحریف شده چاپ شد که مخاطب نه تنها پیام من را دریافت نمی کند که پیامی معکوس از آن دریافت می کند!
با خواندن مطلبی که نام من را بر خود داشت جا خوردم!
ترس از عواقب چاپ حقایق آن قدر زیاد شده است که رسانه از "خودسانسوری" به "تحریف" رسیده است!
بیچاره مردمی که قرار است توسط این رسانه ها آگاه شوند !
نمی دانم کسانی که هم و غم شان این است که "سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند" و نگران این اند که "زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد" اصلأ چرا کار رسانه ای و مطبوعاتی را انتخاب کرده اند؟! مگر شغل کم است؟! از پیمان کاری و بساز بفروشی گرفته تا واردات لباس و لوازم آرایش؛ چرا باید کسی پرچم آگاه سازی را بر دوش گیرد که حاضر نیست هزینه آن را بپردازد؟!
به دوست مطبوعاتچی ام می گویم شجاعت که از حد بگذرد به حماقت می رسد و احتیاط که از حد بگذرد سر از بزدلی در می آورد!
اگر مهم ترین اولویت مطبوعات این باشد که "آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه!" و نهایت چشم انداز آنها "حفظ خودشان" باشد همچون پنکه ای می مانند که فقط می چرخد تا خودش را خنک کند.
کانال دکتر محمدرضاسرگلزایی
گروه گزارش/
همان گونه که در گزارش پیشین آمد ( این جا ) ؛ نشست رسانه ای حجت الاسلام و السلمین علی ذوعلم با رسانه ها برگزار گردید .
در این نشست صدای معلم پرسش های صریح و شفافی خطاب به رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی مطرح کرد .
بخش آخر را می خوانیم .
گروه اخبار/
جمشید انصاری، رئیس سازمان امور اداری و استخدامی در افتتاحیه اولین همایش ملی اقتصاد آموزش و پرورش گفت: اداره امور عمومی همیشه در سه سطح مورد بررسی قرار میگیرد؛ سطح اول بیشتر به مباحث نظری می پردازد و سطح نظریه دولت تلقی میشود و در این مورد است که دولت چه مسئولیتهایی بر عهده دارد. سطح دوم سطح سیاستگذاری است؛ و چگونگی تحقق نظریه دولت که بیشتر بر مبانی حقوقی و قوانین اساسی مطرح میشود، در این سطح قرار دارد و آنچه که مناقشه برانگیز است، همین موضوع است.
او افزود: سطح سوم سطح اجرایی است و به موضوعاتی میپردازد که تحت عنوان حکمرانی خوب از آن یاد میشود و به کیفیت بخشی و بهرهوری لازم میپردازد.
معاون رییس جمهور در خصوص قانون تحصیل رایگان پیش از انقلاب گفت: این قانون دولت را مکلف به فراهم کردن امکانات تحصیل رایگان میکرد. بعد از پیروزی انقلاب و مبتنی بر اصل سوم و ۳۰ قانون اساسی تحصیل تا پایان دوره متوسطه حقی عمومی است و دولت موظف به برقراری تحصیل رایگان است که در این مورد مناقشهای نداریم.
وی ادامه داد: با وجود این شرایط در سطح دوم ۳۰ سال است که همچنان مناقشه داریم و دعوا بر سر آن است که حدود مشارکت بخش غیردولتی در آموزش و پرورش چه میزان باشد و تصدی گری دولت در این میان چطور باشد. این بحث به جز جنبه سیاستگذاری، وجه سیاسی هم پیدا کرده و این وجه بر سایر ابعاد غلبه دارد.
رئیس سازمان امور اداری و استخدامی گفت: منابعی که در اختیار آموزش و پرورش است، امکان کاستن ندارد؛ اما باید دید با این منابع چطور آموزش و پرورش را اداره کنیم و از همین منابع بخشی را برای کیفیت بخشی در نظر بگیریم.
انصاری اظهار کرد: برای رسیدن به پاسخ روشن باید به چند سوال اساسی در آموزش و پرورش پاسخ داد، سوال اول این است که آموزش رایگان به چه معناست؟ باید حد رایگان بودن را تعریف کنیم. آنچه بر عهده ماست آموزش رایگان است.
وی ادامه داد: اگر قبول داریم مدیریت تخصص است، چرا ۴۰ سال است برای واحدهای آموزشی مدیر تربیت نمیکنیم و فکر میکنیم هر کسی که معلم است، مدیر هم میتواند باشد؛ البته این موضوع را در واحدهای اداری هم داریم، اگر برنامه ریزی و کارگزینی تخصص است چرا نیرو برای آن تربیت نمیکنیم.
رئیس سازمان امور اداری و استخدامی گفت: وقتی بسیاری از مدارس و ادارات آموزش و پرورش مشکل جدی دارند، این موضوع به این بر میگردد که معلم و مدیری دو تخصص جدا از هم است و افرادی که خبره کار نبودند در مصدر مدیریت قرار گرفتهاند.
رئیس سازمان امور اداری و استخدامی در پایان اظهار داشت: در دنیا نسبت معلم به عوامل پشتیبانی 75 به 25 درصد است، اما این آمار در کشور ما بالای ۳۵ درصد است که باید ببینیم این موضوع چقدر با اهداف تعلیم و تربیت منطبق است. به طور کلی آموزش و پرورش را باید به سمت تخصصی کردن و متناسب کردن مشاغل پیش ببریم.
در حوزه سیاستگذاری باید به مناقشات پایان دهیم و تصمیمات بزرگ بگیریم، حتی اگر شده چند وزیر را قربانی کنیم. ( ایلنا )
پایان پیام/
گروه اخبار/
26 بهمن 1298 سالروز تولد « محمد بهمن بیگی » نویسنده ایرانی و بنیان گذار آموزش و پروش عشایری در ایران است .
آن چه می خوانید متن سخنرانی این معلم فقید به مناسبت " روز معلم " است .