صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه استان ها و شهرستان ها/

تاکنون اخبار ، گزارش ها و یادداشت های انتقادی قابل توجهی در مورد عملکرد اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان در صدای معلم منتشر شده است . اما تاکنون این اداره کل حتی یک پاسخ و یا جوابیه هم برای این رسانه ارسال نکرده است .

« صدای معلم » در 29 اردیبهشت 1398 در گزارشی نوشت : ( این جا )

" شاید یکی از ویژگی‌های مشترک مدیران انتشار پیام‌های تبریک و مناسبت‌ها است که گاهی حتی بدون اینکه مدیر پیام را خوانده باشد- پیام توسط روابط عمومی تنظیم می‌شود یا از فضاهای اینترنتی به‌صورت تمام‌قد کپی‌برداری می‌شود- در رسانه‌ها انتشار می‌یابد.

از این‌ دست پیام‌ها در آموزش‌ و پرورش نیز به فراوانی یافت می‌شود از پیام بازگشایی مدارس تا جشن‌ها و اعیاد، روز معلم و ..

بستگی به نوع مناسبت حساسیت مدیر در انتشار این متن‌ها نیز قابل‌ توجه است.

 امسال به مناسبت روز روابط عمومی اما هیچ‌کدام از مدیران 22 منطقه هرمزگان نه پیامی صادر نمودند و نه خبری مبنی بر تجلیل کارشناس روابط عمومی در وب‌سایتشان منتشر شد!

تنها یک پیام از مدیرکل در سایت قرار داده شد که اهمیت این پست را یادآور شده است!

حال جای سؤال اینجاست که جدا از مطالب روی کاغذ جایگاه روابط عمومی در مناطق و ادارات آموزش‌ و پرورش استان چگونه است؟

آیا روابط عمومی توان ارزیابی افکار فرهنگیان در مسائل آموزشی و تربیتی را دارد؟ اینکه دیدگاه و نظر وی چقدر در مجموعه‌اش دارای اهمیت و مهم شمرده می‌شود؟

شاید کارشناسان روابط عمومی آموزش‌ و پرورش ادارات و مناطق هرمزگان بتوانند درست‌ترین پاسخ را برای این سؤال به ما بگویند. ولی واقعیت امر این است که هرگز ارزش روابط عمومی فراتر از نصاب پارچه و عکاس جلسات فراتر نرفته است و امیدی به بهبود نیز نیست.

بیشترشان از نداشتن دوربین و اینترنت و لوازم ضروری حوزه کار گلایه مندند!

صدها خبر و گزارش کاملاً کپی شده در سایت خبری ادارات آموزش‌ و پرورش هرمزگان گواه این ادعا است که پایین‌ترین اهمیت مربوط به توجه و ارزیابی افکار عمومی است.

اینکه در بین این‌ همه گزارش غیرحرفه‌ای یک دیدگاه و مطالبه فرهنگیان قید نشده است به‌روشنی یک‌طرفه بودن این مسئولیت را و صرفاً خبر مدیر را تنظیم نمودن آشکار می‌سازد.

از طرف دیگر آمارهای منتشرشده در خبرها توسط عمومی‌ها معمولاً به دلیل عدم اشراف کامل بر موضوع ناقص بوده و قابل استناد نیز نیست.... "

با این حال در بیست و دومین جشنواره شهیدرجایی هرمزگان ، آموزش و پرورش هرمزگان برگزیده جشنواره شهید رجایی استان شده است .

پرتال اداره کل آموزش و پرورش هرمزگان می نویسد :

موسی دادی زاده مدیر کل آموزش و پرورش استان هرمزگان در حاشیه آیین تجلیل از برگزیدگان جشنواره شهید رجایی استان هرمزگان گفته است : " افزایش کارآمدی، پاسخگویی، شفافیت عملکرد دستگاههای اجرایی، همچنین توسعه فرهنگ عدالت گستری، آگاهی مردم از عملکرد سازمانها، ترویج فرهنگ کار گروهی به جای فردی ونیز تقویت وجدان کاری و انضباط اجتماعی را می توان از شاخص های اختصاصی مورد ارزیابی در این جشنواره نام برد."

مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان با بیان اینکه این موفقیت در سایه خرد جمعی، همدلی و پشتکار همه همکاران و معلمان استان هرمزگان به دست آمده است، اظهار داشت:  بدون تردید در کسب این عنوان همه فرهنگیان اعم از مدیران، اولیا و مربیان و کارکنان پرتلاش آموزش و پرورش مناطق استان هرمزگان و همچنین نتیجه حمایت و همدلی اعضای شورای آموزش و پرورش استان و در راس آن استاندار محترم هرمزگان، خیرین عزیز، نمایندگان استان در مجلس شورای اسلامی، پیشکسوتان تعلیم و تربیت، ائمه جمعه و جماعات، شوراها و معتمدین، مدیران اجرایی بوده است.

منتشرشده در گفت و شنود
پنج شنبه, 21 شهریور 1398 17:56

انتقاد از صدای معلم

تهران

منتشرشده در نامه های دریافتی
پنج شنبه, 21 شهریور 1398 17:51

درد دل یک نیروی خدماتی

یزد

منتشرشده در نامه های دریافتی

گروه گزارش/

در پی درج گزارشی در صدای معلم با عنوان " انتقاد از عملکرد اداره آموزش و پرورش شهریار " ( این جا ) روابط عمومی این اداره در تماسی با این رسانه دعوت کرد تا گفت و گویی برای تنویر افکار عمومی و نیز طرح پرسش صورت گیرد .

این دعوت با استقبال صدای معلم واقع گردید .

آن چه می خوانید طرح پرسش های صریح این رسانه با مجید پارسا مدیر اداره آموزش و پرورش شهریار است .

منتشرشده در گفت و شنود

نقدی بر اولویت های ابلاغی رئیس جمهور پیوست حکم وزیر آموزش و پرورش و خرید خدمات آموزشی

پس از استعفای وزیر آموزش و پرورش و سرپرستی جناب دکتر حسینی، نهایتا جناب محسن حاجی میرزایی به عنوان وزیر آموزش و پرورش به مجلس معرفی و با رای قاطع بر مسند این وزارت خانه قرار گرفت. از ابهام فراوان در بیان دلایل استعفای جناب بطحایی از زبان ایشان تا حواشی و دلایل عدم معرفی جناب حسینی به مجلس که بگذریم، نکاتی در خصوص ابهام در برخی از اولویت های ابلاغی رئیس جمهور به وزیر جدید نگارش می شود؛ شاید مورد توجه دولت و وزیر آموزش و پرورش قرار گیرد.

ذیل اولویت های عمومی در بند ۵ چنین نگارش شده است:

"اولویت واگذاری فعالیتها به مردم و فراهم آوردن زمینه مشارکت هر چه بیشتر بخش خصوصی"
همچنین بند۶ اولویت های تخصصی بدین عبارت ابلاغ شده است: "حرکت به سمت جایگزین سازی تدریجی ارائه مستقیم خدمات آموزشی توسط دولت با خرید خدمت"


جهت کنکاش زوایای موضوع ابتدا باید مشخص شود قوانین در مورد آموزش و پرورش چگونه نگارش شده و چه چیزی از دولت ها می خواهد.
قانون اساسی ایران در سه مورد آموزش و پرورش رایگان را حق همه مردم دانسته و دولت را مکلف به مهیا نمودن شرایط لازم جهت استفاده عموم مردم از آموزش رایگان نموده است.
طبق اصل ۳ قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم، همه امکانات خود را برای امور زیر به کار برد:
۱-...
۲-...
۳-آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی

طبق اصل ۳۰ قانون اساسی دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.

طبق اصل ۴۳ قانون اساسی برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می شود:
۱-تامین نیازهای اساسی، مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت،
درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه جا دارد آموزش و پرورش به جای برنامه ریزی برای خرید خدمات آموزشی در بخشهای اعلام شده از قبیل: پژوهش سراها، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها، رشته های مرتبط با مهارت آموزی در مقاطع مختلف و بویژه مدارس فنی حرفه ای و کاردانش و سایر رشته ها که با کمبود نیرو در زمان حال یا آینده نزدیک روبه رو است، خود بر اساس سند تحول بنیادین جهت آموزش و تربیت نیروی متخصص از طریق توسعه رشته های مورد نیاز در دانشگاه فرهنگیان اقدام کند.
۲-...

و طبق اصول قانون اساسی هر گونه تصویب قوانین مغایر با احکام اسلامی و قانون اساسی ممنوع و باطل است. همچنین هر گونه بخشنامه و آیین نامه مغایر با متن و روح قانون نیز باطل است و اصولا مجلس و دولت یا هر نهاد و سازمانی نمی تواند مصوبه ای مخالف قانون اساسی و احکام اسلامی داشته باشد اصول ۷۱و ۷۲و ۹۱و ۱۳۸ قانون اساسی به صورت مشخص و روشن بر این موضوع تاکید دارد.

طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی پس از مقام رهبری رئیس جمهور عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در مواردی که مستقیماً به رهبری مربوط می شود، به عهده دارد.

در مقدمه اولویت های ابلاغی رئیس جمهور، به اصل ۴۴ که به دنبال رشد و توسعه اقتصادی کشور همراه با حفظ حاکمیت دولت، استقلال کشور و پایداری عدالت اجتماعی است اشاره شده است، به نظر می رسد با توجه به قوانین کشور و مخالفت نمایندگان با تبصره ۲۱ لایحه بودجه سال۹۸، اصل ۴۴ در وزارت آموزش و پرورش مورد اجرایی ندارد؛ طبق اصل ۱۱۳ که رئیس جمهور خود مسئول اجرای قانون اساسی است و ایشان باید در بحث واگذاری و خصوصی سازی تجدیدنظر نمایند و به جای پرداختن به این موارد، برای رفع کاستی نیروی انسانی، تجهیزات و... وزارت آموزش و پرورش را یاری نماید.
با وجود قوانین روشن اما دستورالعملهای مغایر صادره، ذهن در چرایی موضوع تنها راه به بن بست می برد.

"مشارکت بخش خصوصی" در آموزش و پرورش نتیجه ای جز کاهش عدالت آموزشی، کاهش کیفیت در بخش زیادی از واگذاری ها به بخش خصوصی و افزایش هزینه های زندگی مردم نخواهد داشت...

البته علاوه بر اصول قانون اساسی مورد اشاره، قانون خاص فعلی و مورد تاکید در آموزش و پرورش، "سند تحول بنیادین" است که بهتر است رئیس جمهور از وزرای مستعفی خود موانع اجرایی این سند و چرایی استعفایشان را مورد سوال قرار دهد، جلوی دخالت نمایندگان در انتصابات با نگاه صرفاً "رای آوری" را در این وزارت خانه بگیرد، در لایحه بودجه سهم آموزش و پرورش را به شکلی در نظر بگیرد که برای یک سال هم که شده حداقل ها در این وزارت خانه تامین شود و پرداخت حق الزحمه ناچیز و پاداش پایان خدمتِ سنوات گذشته فرهنگیان به تیتر اول صدا و سیما و روزنامه ها تبدیل نشود، مسئله معیشتی فرهنگیان را حل نماید و "رتبه بندی" که قرار بود طی ۵ سال به نقطه هدف برسد را با مبلغ پیش بینی شده در سند تحول اجرا نماید، یکبار در جمع منتقدین فرهنگی حاضر شود و چند ساعتی چالش ها را بشنود تا شاید تفاوت بین واقعیت های درون مدارس و خانواده بزرگ فرهنگیان با آنچه برخی از بیرون این وزارت خانه به عرض ایشان می رسانند روشن شود... و نهایتاً از وزیر آموزش و پرورش پشتیبانی و دستورات لازم جهت رفع مشکلات را صادر نماید...

متن رد شده تبصره ۲۱:
"بند ب – ۱ از تبصرۀ ۲۱ لایحه بودجه ۹۸ تقدیمی به مجلس شورای اسلامی: «دولت مکلف است از ابتدای سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸، سالانه ۱۰ درصد از دانش آموزان تحت پوشش وزارت آموزش‌ و پرورش را به‌صورت خرید خدمات از بخش غیردولتی واجد شرایط و ذی‌صلاح و به‌ صورت آموزش رایگان (علاوه بر تعداد دانش آموزان مشمول فعلی) اداره کند».

همچنین در بند ۳ همین تبصره آمده بود: «وزارت آموزش و پرورش مکلف است با برنامه ریزی مناسب، نیروی انسانی مورد نیاز خود از جمله در پژوهش سراها، راهنمایان آموزشی، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها را از طریق خرید خدمات تامین کند؛ به نحوی که تا پایان سال ١٣٩٨ حداقل ٣٠درصد و تا پایان سال ١٣٩٩ حداقل ۵۰درصد خدمات فوق از طریق خرید خدمات تامین شود.»

تبصره ۲۱ لایحه بودجه ۹۸ که اشاره به کوچک سازی و واگذاری ها داشت، از طرف نمایندگان با انتقاد مواجه و رد شد و نمایندگان، مدارس دولتی را از این موضوع مستثنی نمودند اما اینکه اشاره مجدد رئیس جمهور در اولویت های تاکیدی به وزیر جدید آموزش و پرورش چه معنایی می تواند داشته باشد، برای جامعه روشن نیست.

نقدی بر اولویت های ابلاغی رئیس جمهور پیوست حکم وزیر آموزش و پرورش و خرید خدمات آموزشی

فرهنگیان، جامعه و کارشناسان به کلیت اولویت های رئیس دولت حساسیت ندارند و این چنین اولویت هایی در پیوست احکام برخی وزیران مثل وزیر ارتباطات ( شهریور۹۶) یا وزیر جدید بهداشت ( بهمن۹۷) دیده می شود. آنچه مورد اعتراض است اشاره به مشارکت بخش خصوصی و تاکید بر خرید خدمات آموزشی است زیرا این موارد با قانون اساسی، سند تحول بنیادین و قوانین مصوب مجلس مغایرت دارد و این همان جایی است که رئیس جمهور باید اجرای قانون اساسی را بخواهد و حال آنکه چه کسی باید از رئیس جمهور بخواهد موضوع را بررسی کند، خود نیاز به تامل دارد.
همچنین همگان انتظار دارند مدارس دولتی به طریق شایسته تقویت و تجهیز شوند تا امکان استفاده همه دانش آموزان از این مدارس فراهم شود و عدالت آموزشی به طریق مطلوب اجرا شود.
نکته دیگر اینکه معلمان و کارشناسان از اجرای طرح خرید خدمات هر چند که بحث مالی آن به شکل صد در صدی از طرف دولت تامین شود به دلایلی نقد دارند؛ از جمله اینکه موسسین و متولیان ارائه خدمات به دنبال سودآوری هستند پس احتمالا از نیروهای باکیفیت استفاده نخواهند کرد و پرداخت دستمزد ناچیز به معلمان این طرح انگیزه ای برای کیفیت بخشی آموزش در آنان ایجاد نخواهد کرد و در واقع یک میلیون تومان مورد نظر دولت کار کیفی به دنبال نخواهد داشت و این اصلی ثابت شده است که وقتی افراد احساس تعلق به یک سازمان نداشته باشند تلاش لازم را برای رسیدن سازمان به هدف ترسیمی نخواهند داشت. اصولا تدریس فرآیندی است که نیاز به آموختن شیوه نوین، مطالعه مستمر و به روز کردن اطلاعات،... و شرایط خاص خود دارد و این چنین نیست که هر شخصی با داشتن مدرک بتواند تدریس باکیفیتی داشته باشد پس باید وزیر فعلی آموزش و پرورش در این بخش واقعیات را برای رئیس دولت بیان نماید و از قبول هر دستورالعمل کاهش دهنده بودجه خودداری نماید. البته اجرای محدود خرید خدمات در مناطق کم جمعیت و کمتربرخوردار راهکار مناسبی خواهد بود، آن هم با نظارت عملی و کیفی و نه تایید بدون نظارت به معنای واقعی (به طور مثال در مناطق دارای جمعیت دانش آموزی زیر ۳ نفر).
البته آموزش و پرورش می تواند برای مناطق دارای تعداد دانش آموز معدود، از تجمیع دانش آموزان مناطق دور افتاده در مدارس شبانه روزی استفاده نماید یا ایاب و ذهاب به نزدیکترین محل دارای کلاس درس را به عهده بگیرد؛ همچنان که در حال حاضر این طرحها در حال اجراست و هر چند نقاط ضعفی دارند اما به استفاده از نیروی ناکارآمد برتری دارند.

جا دارد آموزش و پرورش به جای برنامه ریزی برای خرید خدمات آموزشی در بخشهای اعلام شده از قبیل: پژوهش سراها، مربیان بهداشت، متصدیان آزمایشگاه ها و کارگاه ها، رشته های مرتبط با مهارت آموزی در مقاطع مختلف و بویژه مدارس فنی حرفه ای و کاردانش و سایر رشته ها که با کمبود نیرو در زمان حال یا آینده نزدیک روبه رو است، خود بر اساس سند تحول بنیادین جهت آموزش و تربیت نیروی متخصص از طریق توسعه رشته های مورد نیاز در دانشگاه فرهنگیان اقدام کند.

در خصوص جایگاه و اهمیت مهارت آموزی در سند تحول بنیادین جناب عبدالرضا عمادی سرپرست وقت معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در گفت و گو با ایسکا نیوز چنین بیان نمود: "محوریت اصلی رویکرد و فعالیت‌های آموزش متوسطه، اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که مبنا و تمرکز اصلی آن، توجه به آموزش های مهارتی در دوره متوسطه اول، توسعه آموزش‌های فنی‌و‌حرفه ای و کار‌و‌دانش در دوره متوسطه دوم است".

گسترش طرح خرید خدمات آموزشی قطعا کیفیت آموزش را تنزل می دهد و گسترش مدارس غیر دولتی و شهریه محور عدالت آموزشی را کاهش می دهد و هر چه بیشتر این مدارس گسترش یابد خانواده های بیشتری به اجبار و نه از روی میل، هزینه تحصیل فرزندان خود را در این مدارس تقبل می کنند و از لحاظ اقتصادی قشر متوسط و ضعیف جامعه تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نقدی بر اولویت های ابلاغی رئیس جمهور پیوست حکم وزیر آموزش و پرورش و خرید خدمات آموزشی

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

« صدای معلم » در 13 شهریور 1398 گزارشی را در مورد اعلام موضع محمد رضا پورمحمدی استاندار آذربایجان شرقی در جشنواره شهید رجایی منتشر کرد . ( این جا )

آقای پورمحمدی گفته است : " وقتي قانون مي‌گويد كه نبايد در مدارس دولتي پول پرداخت شود فقط كافي است در شروع مهرماه مديري  پول بگيرد و قطعا برخورد جدي مي‌شود و من با متخلف دستگاه‌ها چنان برخوردي كنم كه از تبريز تبعيد شود. "

پورمحمدی تاکید کرده است :

" دنبال تعارف با کسی نیستیم و اگر کسی به امید مردم لطمه بزند با او مقابله خواهیم کرد. "

این رسانه پرسش هایی را خطاب به استاندار آذربایجان شرقی و رئیس شورای آموزش و پرورش استان مطرح کرده بود .

تاکنون پاسخی به این پرسش ها از سوی مقام مسئول ارائه نشده است .

از سوی دیگر بیان این سخنان و تهدید مدیران مدارس به برخورد قانونی نشان می دهد که مدیر کل آموزش و پرورش استان به وظایف قانونی و مصرح خویش عمل نکرده است .

چه بسا اگر واحدهای نظارتی و اطلاع رسانی این اداره کل مانند حراست ، اداره ارزیابی عملکرد و رسیدگی به شکایات ، روابط عمومی و... به وظایف خویش عمل می کردند شاهد این وضعیت و خط و نشان استاندار نبودیم .

پرتال اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی 21 شهریور 1398 در خبری که منتشر کرده است می نویسد :

" آذربایجان شرقی برای چهارمین سال پیاپی در ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی استان ( جشنواره شهید رجایی) رتبه اول آذربایجان شرقی را کسب کرده و این امر در گرو هماهنگی و تلاش شبانه روزی است.

مدیرکل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی خاطر نشان ساخت: انعکاس خبری روابط عمومی آموزش و پرورش استان در ابزارهای مختلف سایت، صدا و سیما، فضای مجازی، نشریات و....بسیار مطلوب و قابل تقدیر است."

اگر اوضاع آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی واقعا این گونه است که آقای مدیر کل می گوید پس سخنان استاندار چه شانی دارد ؟

اگر از نظر مدیر کل ، روابط عمومی کارش رضایت بخش بوده است پس چرا در مورد گزارش ها و یادداشت های انتقادی متعدد در صدای معلم که حرف ها و مطالبات معلمان است ؛ در این چند سال حتی یک جوابیه نیز به صورت مستقیم برای این رسانه ارسال نشده است ؟

« صدای معلم » از جعفر پاشایی به عنوان دبیر شورای آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی دعوت می کند ضمن ارائه گزارش عملکرد سالیانه شورا به صورت مستند و مشروح به پرسش های صدای معلم پاسخ گوید .

متن کامل خبر را می خوانیم .

منتشرشده در گفت و شنود
چهارشنبه, 20 شهریور 1398 08:37

دانشگاه فرهنگیان به کجا می رود ؟

" این جهان یک فکرتست از عقل کل

عقل ، چون شاهست و صورت ها رُسُل "

مولوی

مثنوی معنوی - بیت 978 - دفتر دوم

اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان و انتقاد مدیر صدای معلم

قرار است دانشگاه فرهنگیان نخستین و در حد امکان یگانه منبع تامین نیروی انسانی ( معلم ) برای آموزش و پرورش باشد .

البته دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی هم بخشی از این ماموریت را بر عهده دارد .

قرار است خروجی های این دانشگاه ها فردا در سر کلاس حاضر شده و تربیت تمام ساحتی دانش آموزان را بر عهده گیرند .

قرار است برون دادهای این دو دانشگاه مروج تفکر انتقادی در آموزش بوده ،  " حقوق شهروندی " ، " مطالبه گری و پرسش گری "  را به دانش آموزان با گفتار و کردار خویش یاد دهند .

اما برخی حرکات و رفتارهایی که در این محیط های به ظاهر دانشگاهی صورت می گیرد آدمی را به تردیدهای جدی و اساسی وا می دارد .

سعید ساعدی دِزَکی ، دبیر مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران در نشستی که  چهارشنبه 8 خرداد 1398 نمایندگان تشکل‌های دانشجویی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی با سید محمد بطحایی وزیر پیشین آموزش‌ و پرورش برگزار کردند در حاشیه این نشست در صدای معلم می نویسد : ( این جا )

" فضای سیاسی و صنفی دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی به لطف مکرر دوستان گزینشی و حراستی با سرعت تمام به سمت و سوی منفعلانه و یک طرفه ای پیش می رود و  و در چنین فضایی که از داشتن تعهد به عنوان اهرمی برای فشار در جهت جلوگیری از فعالیت های سیاسی و صنفی و مطالبه گری دانشجویان استفاده می شود  ؛ بی شک معلمین توانمند و باورمند که قادر به تربیت نسل آینده جوانان این مملکت باشند تربیت نخواهند شد.

اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان و انتقاد مدیر صدای معلم

در این فضا فقط عده ای از تشکل های خاص قدرت گرفته و در نبود رقیب هر روز بر دایره قدرت خویش می افزایند. مسلما مبحث گزینش و تعهد دانشجومعلمان و فعالیت تشکل های دانشجویی در این دانشگاه ها نیاز به اصلاح اساسی و تغییر رویه دارد و انتظار داریم شخص شما به عنوان وزیر دولتی که داعیه و عقبه اصلاحاتی دارد قدم در این راه گذاشته و با بهره گیری و مشورت جستن از جوانان و دانشجویان روشنفکر جلوی اعمال نظرها و اعمال خودسرانه عده قلیل ناآگاه و افراطی را بگیرید."

« صدای معلم » در گزارشی به تاریخ 26 دی 1397 نوشت : ( این جا )

" دوشنبه 26 آذرماه به دعوت مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی نشستی با حضور دانشجو معلمان در محل سالن علامه جعفری این دانشگاه و عبدالرسول عمادی رئیس مرکز سنجش و سرپرست آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید . ( این جا )

در این گزارش آمده بود :

" در پایان این نشست مدیر صدای معلم درخواست وقت برای 5 دقیقه صحبت از مجری مراسم کرد .

پورسلیمان از وضعیت فرهنگی و جو شدید امنیتی در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی انتقاد کرده و گفت :" من در پردیس شهدای مکه حضور  پیدا کردم . سخنران آقای ابراهیم سحرخیز بود . با این که مجری بسیج دانشجویی بود اما به راحتی انتقادات خود را بیان کردم .انتقادات من به مراتب صریح تر بود اما کسی  به من تذکری نداد .

این جا به من می گویند اگر می خواهی به عنوان خبرنگار حضور پیدا کنید باید مجوز بگیرید .

آقای یزدانی مسئول کمیته انضباطی دانشگاه و نیز معاون فرهنگی موکدا به من دائما تذکر می دهند که آیا شما مجوز ورود به این دانشگاه را دارید ؟

آیا اصلا مجوز برای ضبط حرف ها را دارید ....

حتی موقع ورود به این دانشگاه برخوردهای شدید و موهنی با من صورت گرفت .

مدیر صدای معلم در ادامه وضعیت دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی را به " پادگان " تشبیه کرده و از انفعال وزیر آموزش و پرورش و مسئولان این دانشگاه انتقاد کرد .مسئول کمیته انضباطی و معاونت فرهنگی دانشگاه خطاب به مدیر صدای معلم گفتند که شما دانشجو نیستید و نمی توانید به صحبت کردن ادامه دهید . پرسش من از بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان آن  است که آیا در سایر موارد مانند مطالبات قانونی دانشجو معلمان و اخیرا کسر حقوق آنان و نیز گزارش هایی که صدای معلم تهیه کرده است  به همین سرعت و شدت واکنش نشان می دهد ؟

پس از آن که سخنان مدیر صدای معلم نیمه تمام ماند در مراجعت به جایگاه خویش متوجه شد که ضبط خبرنگاری که روی سن قرار داده بود نیست .

پس از حدود 5 ساعت توقف در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی سرانجام ضبط خبرنگاری مدیر صدای معلم عودت داده شد در حالی که فایل مراسم پاک شده بود .علی رغم دعوت کتبی مجمع اسلامی دانشگاه ، « عظمتی » در این نشست حضور نیافت ."

علی رغم گذشت یک ماه هنوز نه مسئولان دانشگاه شهید رجایی و نه وزارت آموزش و پرورش واکنشی به این موضوع نشان نداده اند ."

در بسیاری از موارد به نظر می رسد حتی روند مصاحبه و گزینش هم خیلی شفاف نیست .

مشخص نیست آیا افرادی که به عنوان مصاحبه گر و یا گزینش کننده برای ورود افراد به دانشگاه فرهنگیان به کار گرفته می شوند خود در این زمینه آموزش های کافی تئوریک و عملی را گذرانده اند ؟

اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان و انتقاد مدیر صدای معلم

تعلیم و تربیت کار بسیاری حساس ، پیچیده و توام با ظرافت های گوناگون است .

پداگوژی کاری نیست که با آزمون و خطا آموخته شود و خزانه تجربیات غنی شود .

افرادی که در این زمینه تصمیم گیر و برنامه ریز هستند باید به این درک راهبردی و بینش و تشخیص رسیده باشند و گرنه رویکرد تعلیم و تربیت به ضد خودش تبدیل خواهد شد .

گزارشی که پیش تر « صدای معلم » در زمینه زبان بدن ( BODY LANGUAGE ) در یکی از استان های کشور منتشر کرد ( این جا ) خود گویای تایید فرضیه فوق است و می باید که گزینش و مصاحبه با دانشجو معلمان آینده روند علمی پیدا کند .

پس از ورود دانشجو معلم و تنفس در هوای 4 ساله دانشگاه فرهنگیان به تدریج معلم آینده می آموزد که باید محافظه کار شده و با محیط همرنگ شود .

« محمود مهرمحمدی » در پاسخ به پرسش های صدای معلم در مورد فقدان فرهنگ مطالبه گری در دانشگاه فرهنگیان چنین می گوید : ( این جا )

" حراست ما بد یا خوب با عملکرد مثبت یا منفی یا چیزی بین این دو با دانشگا های دیگر فرقی ندارد. حراست، حراست است. کارشان و تکالیف شان معلوم و مشخص است. بالاخره تفاوت هایی با هم دارند ولی خیلی فاحش نیست. آن چه که بچه های ما باعث می شود که احساس بکنند که این فضا، فضای بسته ای است به نظرم این مسئله تعهد و استخدامی است. این حکم استخدامی است که دستشان است و از زمانی که وارد دانشگاه می شوند و قانون متعهدین خدمت در ماده پنجمش می گوید بعد از پایان تحصیل شما، گزینش می تواند این حکم شما را به جای این که تمدید کند لغو کند این خیلی مسئله است.  این جا باید چه کار کرد؟

ما بگوییم از این امتیاز بزرگ دانشگاه فرهنگیان که در تحت لوای قانون متعهدین خدمت استفاده می کند و استعدادهای خوب کشور را توانسته جلب و جذب کند به خاطر این که یک امنیت اقتصادی و یک امنیت شغلی و یک تضمین شغلی به بچه ها می دهد از یک طرف داریم و از طرف دیگر به طور طبیعی و وضعی این روی بچه ها و فعالیت شان اثر می گذارد و آنها را به شدت محافظه کار می کند. "

بارها در نشست های رسانه ای و نیز در یادداشت ها نوشته ام که چرا مسئولان وزارت آموزش و پرورش و به ویژه روسای دو دانشگاه مذکور توجهی به کیفیت آموزش ندارند .

بحران کمبود معلم و بیم خالی بودن کلاس ها در چند سال آینده موجب شده است تا عنصر مهم " کیفیت " به حاشیه رفته و گویا قرار است در  دانشگاه فرهنگیان مبصرانی تربیت شوند تا کلاس ها دچار بی نظمی و هرج و مرج نشوند .

دانشجو معلمان پس از خروج از دانشگاه فرهنگیان و با عنوان " معلم " 30 سال به حال خود رها می شوند .

بارها از تشکیل سازمان نظام معلمی نوشته و گفته ایم و این که سازمان نظام معلمی باید متولی " کیفیت بخشی " آموزش باشد اما به نظر می رسد که مسئولان از تاسیس این سازمان اهداف دیگری را مد نظر دارند و به مهم ترین وجه آن که " استقلال حرفه ای " توجهی نمی شود و یا به حاشیه می رود .

در  روزهای گذشته صدای معلم گزارشی را در مورد عدم رعایت  استقلال حرفه ای دانشگاه فرهنگیان به عنوان یک محیط آکادمیک و علمی دخالت عوامل غیرمتخصص ، متظاهر و غوغاسالار در امور آن منتشر کرد . ( این جا )

آن چه از این وقایع بر می آید آن است که فضای داخلی دانشگاه فرهنگیان حتی از محیط آموزش و پرورش و کلاس درسی که ما هر روز منتقد آن هستیم ایدئولوژیک تر و بسته تر است .

« علی محمدی » سرپرست معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فرهنگیان که بیش از یک سال و به صورت " غیرقانونی " این سمت را بر عهده دارد ؛ در جلسه معاونین فرهنگی و اجتماعی دانشگاه های ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که با حضور غفاری معاون فرهنگی وزارت علوم برگزار شد از ضرورت توجه به مسئله عفاف و حجاب در دانشگاه ها سخن گفته و تصریح می کند :

" در دانشگاه فرهنگیان چادر حجاب برتر است .

این پوشش در دانشگاه مورد تایید اکثر دانشجویان بوده و به قداست فضای این دانشگاه افزوده است . " ( این جا )

اصلا نیازی به کار پژوهشی هم نیست !

بنده آقای دکتر علی محمدی را دعوت می کنم تا یک روز و پس از آغاز سال تحصیلی وقت گذاشته و پوشش دختران دبیرستانی را در یک مدرسه عادی دولتی هنگام ورود و خروج از مدرسه در نظر بگیرد و بعد در این موارد اظهار نظر کند .

اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان و انتقاد مدیر صدای معلم

متاسفانه همین فضا در سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی هم  با رنگی دیگر قابل مشاهده است .

در نشست رسانه ای به آقای ذوعلم رئیس این سازمان انتقاد می کنم که چرا در نشست های بزم اندیشه فقط از یک طیف فکری خاص دعوت می کنید .

وقتی شما یک نفر مخالف آموزش سکولار را دعوت می کنید چه اشکالی دارد که یک نفر هم به عنوان " مدافع " حضور داشته و از ایده های خویش به صورت مستدل دفاع کند ؟

مگر شکوفایی اندیشه در جریان همین تضارب آرا ء و گفت و گو شکل نمی گیرد ؟

آقای ذوعلم به مشاور رسانه ای خودش این مهم را می گوید اما در عمل چیزی مشاهده نمی شود .

مگر در آغاز انقلاب اسلامی گفته نمی شد که مارکسیست ها هم در بیان عقیده آزاد هستند ؟

چه شده است که اکنون حتی انتقاد ساده یک مدیر زن در دانشگاه فرهنگیان - که قاعدتا نخستین محل برای ترویج فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی باشد - آن هم در صفحه شخصی  از سوی برخی تحمل نشده و شانتاژ رسانه ای می شود  ؟

کجا بودیم و الان کجا هستیم ؟

اطلاعیه ای که حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان در این مورد و با عنوان : " به هتاکان فضای وحشی وبی وطن مجازی در خصوص عاشورای حسینی و آیین سوگواری و اتمام حجت با این هتاکان مستاصل " صادر کرد نشان داد که تا نقطه مطلوب فاصله بسیار زیادی داریم . ( این جا )

صدور این بیانیه از سوی رئیس دانشگاهی که قرار است معلمان فردا را برای جامعه فعلی ما تربیت کند فقط در حد یک " فاجعه " می توان نامید .

اطلاعیه حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان و انتقاد مدیر صدای معلم

آقای خنیفر باید بداند که رسانه ، رسانه است .

نمی شود در نشست رسانه ای و در برابر خبرنگاران خود را " آخر کار رسانه " فرض کنید و بگویید من دکترای مدیریت رسانه درس می دهم و آقای فردوسی پور دانشجوی خودم بود و... اما در اطلاعیه سخیف و موهن اهل قلم و رسانه را آن گونه و با آن الفاظ و کنایات مورد خطاب و امر و نهی قرار  دهید !

نمی شود از رسانه تا زمانی که انتقاد نمی کند  و صرفا به بیان عملکرد و وظایف انجام شده مدیر در حد روابط عمومی می پردازد ، تمجید کرد اما وقتی که در نقش منتقد تمام عیار و مستقل ظاهر می شود آن را کم اهمیت شمرده و یا به توصیه های اخلاقی و نصیحت و... بسنده کرد .

رئیس دانشگاه فرهنگیان در کنار پرسش های اخیر صدای معلم فقط به این پرسش پاسخ دهد که کارکرد نهادهای نظارتی و اطلاع رسانی مانند روابط عمومی ، حراست و نظارت و ارزیابی چیست و بودن و یا نبودن آن ها چه تفاوتی در روند و جریان کار دارد ؟

بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان تهران در نامه‌ای به رئیس این دانشگاه به مطالب  معاون مدیرکل امور پژوهشی دانشگاه فرهنگیان در فضای مجازی واکنش نشان داده و می نویسد :

" اگر به انقلاب اسلامی با دقت و نگاهی ژرف نگریسته شود، به پیوند ناگسستنی آن با قیام عاشورا و عوامل زمینه ساز آن،پی خواهیم برد؛تا جایی که حضرت آقا در دیدار قشرهاى مختلف مردم می فرمایند:

آنچه که شما پیش از پیروزى انقلاب انجام دادید و رفتید، راه حسین (ع)؛ یعنى نترسیدن از خصم و تن دادن به مبارزه با دشمن مسلّط بود. چه شده است که اکنون حتی انتقاد ساده یک مدیر زن در دانشگاه فرهنگیان - که قاعدتا نخستین محل برای ترویج فرهنگ گفت و گو و تفکر انتقادی باشد - آن هم در صفحه شخصی  از سوی برخی تحمل نشده و شانتاژ رسانه ای می شود  ؟

حال مجالس عزاداری برای این است که دستهای ما را با حسین بن علی(ع) و اهداف آن بزرگوار نزدیکتر و آشناتر کند.

با این وجود، معاون مدیرکل امور پژوهشی دانشگاه فرهنگیان متنی را در شبکه اجتماعی منتشر می‌کند که مایه تعجب و تاسف می باشد.

این فرد با اشاره به مراسم باشکوه شیرخوارگان حسینی (ع)، این مراسم را ظاهرسازی حکومت، برای به خواب بردن جامعه می‌داند. همچنین با غیرخردورز خواندن حکومت، آن را به بازی با احساسات و عواطف، برای پیشبرد اهداف سیاسی متهم می‌کنند!

ابتدا باید به ایشان گفت، در موضوعی که سواد ندارید؛ اظهار نظر نکنید و با اعتقادات اسلامی و شیعی، بازی نکنید؛ همچنین امام حسین(ع) را دستمایه اغراض سیاسی تان قرار ندهید.

سپس از جنابعالی که مدیری انقلابی و متعهد هستید، خواهشمندیم که با وجود چنین افرادی در دانشگاه فرهنگیان که مرکز ثقل اصلی آموزش و پرورش است، برخورد کنید و مانع وجود چنین تفکراتی در دانشگاه فرهنگیان و واحد معاونت پژوهشی شوید.»

پرسش من از بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان آن  است که آیا در سایر موارد مانند مطالبات قانونی دانشجو معلمان و اخیرا کسر حقوق آنان و نیز گزارش هایی که صدای معلم تهیه کرده است  به همین سرعت و شدت واکنش نشان می دهد ؟

فلسفه ی سایر تشکل های موجود در این دانشگاه که با اسامی و نام های مختلف تاسیس شده اند چیست ؟

اساسا تشکلی که نتواند یک انتقاد و حتی مطالبه و پرسش ساده در مورد یک مقام مسئول مطرح کند و  نتواند که صدای دانشجو معلمان و خواسته های قانونی آنان باشد به چه دردی می خورد ؟

با این حال به نظر می رسد که افراد دلسوز نظام ، نهادها و کسانی که جریانات را به درستی تشخیص می دهند به این مهم رسیده اند که جامعه با بگیر و ببند و فرهنگ امنیتی جلو نمی رود .

رسیدن جامعه به " نقطه جوش " به نفع هیچ کس نخواهد بود .

هدف باید اصلاح سیستم و ارتقای آن برای آینده ای روشن باشد .

مهم ترین بحران در حال حاضر مساله " ناکارآمدی " است .

چه کسانی نظام آموزشی و در مقیاس کلان تر نظام را به این ورطه می کشانند ؟

افراد و مدیران کوتوله که فقط منافع آنی را در نظر داشته و نگاه به آینده ندارند .

با پی ریزی نظام جامع و علمی ارزیابی عملکرد و پاسخ گویی و شفاف سازی فرآیند ها هر فردی باید که در جای اصلی خویش قرار بگیرد .

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

وزیر آموزش و پرورش و سرنوشت رتبه بندی معلمان در مهر 1398

آخرین بار ، « سیدجواد حسینی » سرپرست وزارت آموزش و پرورش در شورای آموزش و پرورش استان خوزستان اعلام کرد از اول مهر طرح رتبه بندی معلمان اجرایی می شود و با برنامه ریزی های صورت گرفته از همه ظرفیت ها برای اجرایی شدن سند تحول بهره خواهیم برد. ( این جا )

همچنین علی اللهیار ترکمن معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش 11 شهریور 1398 تصریح کرد : قرار بر این شده با توجه به اختیارات دولت، رتبه بندی را در دولت مصوب و برای اول مهر اجرا کنیم. اگر نمایندگان ملاحظه‌ای داشتند به دولت اعلام کنند تا دولت تصمیم بعدی خودش را بگیرد؛ اگر هم مشکلی نداشت همان مصوبه مبنای کار بشود و طبق آن حرکت کنیم. در این مدت کار را روی یک سری اصول علمی پیش بردیم که تصور می‌کنم  نظر نمایندگان را هم تامین می‌کند. ( این جا )

محمود نگهبان سلامی در گفت‌وگو با خبرنگار  خبرگزاری خانه‌ ملت با اشاره به وعده وزیر آموزش و پرورش در خصوص پرداخت مطالبات فرهنگیان اعم از پرداخت پاداش پایان خدمت بازنشستگان و مطالبات حق التدریسان، گفته است: یکی از انتظارات نمایندگان پرداخت مطالبات فرهنگیان بود که قول‌های مساعد خوبی در این زمینه از وزیر آموزش و پرورش شنیده شد.

در زمان تصویب لایحه بودجه در کمیسیون تلفیق مجلس، نمایندگان مبلغ ۲ هزار میلیارد تومان را برای اجرای نظام رتبه بندی در بودجه سال ۹۸ در نظر گرفتند که با دستور رئیس سازمان برنامه و بودجه مقرر شده است این رقم با ۱۰ درصد افزایش به منظور پرداخت مطالبات فرهنگیان تخصیص یابد.

البته نماینده مردم خواف و رشتخوار در مجلس شورای اسلامی این موضوع را خبر خوشی برای معلمان در آستانه ی مهر دانسته و یادآور شده است: این تصمیمات با هماهنگی و دستور رئیس جمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه اجرایی شده است.

پرسش این است که چگونه می شود وقتی اعتباری برای یک موضوع و یا سرفصل مشخص تایید شده و اعلام عمومی می شود ناگهان برای سرفصل دیگری اختصاص داده می شود ؟

وزیر آموزش و پرورش و سرنوشت رتبه بندی معلمان در مهر 1398

« محسن حاجی میرزایی » در نشست علنی مجلس شورای اسلامی برای گرفتن رای اعتماد گفت : " من با آقای رئیس جمهور دیروز صحبت کردم . امروز در محضر آقای دکتر جهانگیری و سایر اعضای دولت که این جا هستند عرض می کنم که درست است که این مطالبات معوق فرهنگیان باید به سرعت سامان داده شود و این کار را در دستور داریم . "

آیا معنای سرعت در پرداخت مطالبات معوق معلمان این بود ؟

حاجی میرزایی پیش از رای اعتماد مجلس در گفت و گو با روزنامه ایران تاکید می کند که حق و حقوق آموزش و پرورش را خواهد گرفت . ( این جا )

انتظار می رود وزیر آموزش و پرورش بر اساس گفته ها و برنامه های اعلام شده خود در این مورد پاسخ گو باشد .

این شاید نخستین آزمون برای وزیر جدید آموزش و پرورش برای راستی آزمایی وعده ها و حرف های زده شده باشد .

پایان گزارش/


وزیر آموزش و پرورش و سرنوشت رتبه بندی معلمان در مهر 1398

منتشرشده در گفت و شنود

نامه ی آموزش دهنده سواد آموزی به وزیر آموزش و پرورش  وزیر محترم آموزش و پرورش
جناب آقای حاجی میرزایی
با سلام و احترام

امروز عاشوراست ...
خوش به حالتان که می روید روضه . جایتان وسط بهشت است. ما که دنیایمان شده آخرت یزید. کیست ما را ببرد روضه؟
البته الان روضه خود ماییم. فقط گریه کن نداریم. والّا خودمان مصیبتیم. دلمان کربلاست.
این را با اقتباس از یک فیلمنامه نوشتم که بگویم هیچ وقت تاریخ تلخ تمامی ندارد.
پیامتان را برای روز سوادآموزی خواندم. هیچ آموزش دهنده ای رغبت نکرد برای این روز هرگز چیزی بنویسد. ولی از این که یادتان مانده بود که از آموزش دهندگان پر تلاش این عرصه قدردانی کنید به نوبه خود از شما تشکر می کنم.
نوشته بودید که در عصر حاضر مفهوم سواد در بستر زمان توسعه‌ یافته است و سواد، امروزه به توانایی خواندن، نوشتن و حساب کردن محدود نمی‌شود، یکی از تعاریف جدید سواد «توانایی و قدرت ایجاد تغییر» است. سوادآموزی باید توانایی‌ها و مهارت‌هایی را در افراد ایجاد کند که آن‌ها را قادر سازد در برخورد با پدیده‌های اجتماعی، اقتصادی، زیست‌محیطی، پیچیدگی‌های دنیای فن‌آوری، روش‌های نوین کسب‌وکار و شیوه‌ها و ابزارهای جدید ارتباط جوامع با یکدیگر بتوانند مشکلات فردی، خانوادگی و شغلی خود را به روش صحیح حل کنند، با محیط پیرامون خود رابطه‌ای اثربخش برقرار کنند و دانش و مهارت خود را مستمراً توسعه دهند.
21 آذر سال 96 زمانی که برای اعتراض به عدم اجرای مصوبه 95 برای آموزش دهندگان با جمعی از همکاران به مجلس آمدیم و فردای آن روز کلاس من منحل شد و مکافات ها سرازیر گشت، ده سوادآموز اتباع کلاسم برای حمایت  نامه ای نوشتند و امضا و اثر انگشت زدند تا استشهادنامه ای باشد برای آنکه بگویند ما معلم خود را تنها نمی گذاریم. این برای من موفقیت بود. رابطه اثربخش و مهارت  مهرورزی را برقرار کرده بودم که هنوز هم سوادآموزانم از ابتدا تاکنون ارتباطشان را با من قطع نمی کنند.
امام علی(ع) در یکی از جملات حکیمانه و تأثیرگذار خویش فرمودند :« ارزش هر کس به قدر همت اوست». در آیات 39 تا 41 سوره نجم به روشنی تصریح شده است که انسان هیچ بهره ای جز آن چه برایش تلاش کرده، نخواهد داشت و به زودی تلاشش را مشاهده خواهد کرد.
مسلما اگر خدا یاری کند که با وجود قرعه کشی ها و سوا کردن های مسئولین ، باور و اعتقادهای ارزشمند پا بر جا بماند ، پاسخ تلاش ها داده می شود. همین که دیوار بلندی که در مقابل عدم جذب آموزش دهندگان کشیده شده بود ، ریخت و در استان های مختلف من جمله اصفهان اقدام به بکارگیری آنان شد ، جای شکر دارد.
به گفته ی معاونت سوادآموزی استان اصفهان چهارصد نفر مشمول در این استان وجود دارد. امور اداری در هفته گذشته 177 پرونده را در کارگروه استانی تأیید کردند و برای بررسی سایر پرونده ها با تماس وزارت در حین بازرسی، کار را متوقف نمودند. با دویست نفر برای مصاحبه از طرف نهضت سواد آموزی برای روز چهارشنبه 20 شهریور ماه 1398 تماس گرفته شد. امور اداری و استخدامی این مصاحبه را از طرف اداره کل نمی دانند. در حالی که سوادآموزی در بدنه آموزش و پرورش است و رییس این معاونت از معاونین مدیر کل استان است.
پرونده های تأیید شده چنانچه طبق مصوبه 95 و با تجمیعی دو به بالا بود همه 400 نفر باید به مصاحبه دعوت می شدند.
گره زدن مصوبه 95 به مصوبه 97 هر کجا به نفع مسئولین بوده لحاظ شده و هر کجا نبوده منفک شد. اصفهان هم از این قشر مستثنی نیست.
همواره معاونت و اداره کل استان سکوت و نداشتن پیگیری را یادآوری کردند و اینکه دنبال کردن عدم اجرای مصوبه 95 را رها کنم و کمتر اصرار به اجرای آن داشته باشم.
از زمان تصویب مصوبه ۹۵/۶/۳ تاکنون تعدادی از آموزش دهندگان در کل کشور خواهان تعیین تکلیف این گروه از مشمولین بوده اند و من هم از استان اصفهان این حق مدنی و شهروندی را دنبال کردم و برای این پیگیری ها مستوجب مخاطرات زیادی من جمله انحلال کلاس ، تعلیق از ادامه فعالیت ، اشتغال در شهرستانی دورتر از محل کار و زندگی قبلی ، مسموم کردن ذهنیت مؤسسین و مدارس نواحی مرکزی توسط مؤسس طرف قرارداد قبلی برای لغو هر گونه همکاری ، محدود کردن شرایط ثبت نام برای غیرفعال شدن ، پرداخت نکردن حقوق سال های قبل از سوی مؤسسه ، شایعه سازی و توسیع حواشی ، توهین و بی احترامی برخی روسای نواحی و خشم و کینه ی شدید برخی از آن ها تا جایی که علنا اعلام کنند ، چنانچه نیروی من بودی ، چنان به زمینت می زدم که نتوانی بلند شوی  ، ابراز ناراحتی و نگرانی از حضورم در ادارات به خاطر آنکه در حوزه ی رسانه هم فعالیت دارم. تماس های ناشناس با همکارانم برای ایجاد ترس و نگرانی و تحت فشار گذاشتن آن ها و تهدید به رد شدن در گزینش جهت همراهی کردن در پیگیری ها را تجربه کردم.
علی ایحال با تمام این اضداد ها و اتهام های بی پایه واساسی که برای لغو و طرد و کنارگذاشته شدن برایم رقم خورد ، برای رسیدن به حق قانونی آموزش دهندگان با سایر همکاران فعال کشوری تلاش کردیم تا مهرامسال بلاتکلیف نباشیم.
منافع جمع را دیدیم و پیش رفتیم. هرچند توصیه ها زیاد بود که خاموش باشید . تَرَسُّل نویسی هایتان را هم موقف کنید. کارها در حال انجام است.
الان انجام شدنش این بود که انتخاب الله بختگی مشمولین و فراهم کردن بساط بی اعتمادی را با این همه ابهام چگونه می توان هضم کرد.

نامه ی آموزش دهنده سواد آموزی به وزیر آموزش و پرورش

در آخرین جلسه روز یکشنبه ۹۸/۶/۱۰ در اتاق هیأت رییسه مجلس که سه تن از نمایندگان مجلس و رییس سازمان نهضت سوادآموزی و مدیرکل یکی از استان ها و تعدادی از آموزش دهندگان حضور داشتیم و دو روز هم به گرفتن رأی اعتماد شما برای رسیدن به کرسی وزارت مانده بود ، سیاستمداران و مسئولان حاضر در جلسه به ما قول اخلاقی دادند که مشکل تمام مشمولان آموزش دهنده در کل کشور را برای سال تحصیلی ۹۹-۹۸ حل کنند. در مورد اصفهان و چند استان دیگر که کمبود نیروی شدیدی دارند ویژه صحبت شد.
ما به احترام جمع و تلاشی که دکتر محمدزاده برای ارسال بخشنامه ۹۸/۵/۸ داشتند به قول اخلاقی که داده شد اعتماد کردیم و با نظر به آنکه رأی مجلس همان خواهد شد که مدنظر است به شهرهای خود بازگشتیم.
شما هم این نوید را به ما دادید که مشکل آموزش دهندگان را مرتفع خواهید کرد و برای ابلاغ آیین نامه تلاش خود را خواهید کرد.
اکنون در اصفهان آنتاگونیست رفتاری اتفاق افتاد. اکثریت فعالین جا ماندند.
وقتی نامم در لیست مصاحبه شوندگان نبود ، اولین جملاتی که در جواب  از سوی همه مسئولین استان شنیدم این بود.
پیگیری تاوان دارد. مطالبه گری کردی  نتیجه اش را دیدی. چقدر گفتیم سکوت کن تا برایت مشکل نشود. آخر پیگیری ها کار دستت داد. دست به شکایتت که خوب است برو شکایت کن. همیشه که نباید حرف حق را گفت. زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.
این جملات برایم اهمیت ندارد چون راه خطایی نرفتم . پاسخ منطقی می خواهم. حذف من از مصاحبه همکارانم را هم ناراحت کرد . ولی اگر همراهی از جانب آنان باشد عواقب خوبی برایشان ندارد.
دلایلی را که برای تأیید این تعداد عنوان کردند با شناختی که از معرفی شدگان داشتم بر اساس شاخصی همگون برای این میزان نمی دیدم.تا این لحظه جزو مشمولین بودم و خود مسئولین بارها گفته بودند که برای جذب مشکلی نداری چرا باز پیگیری می کنی . چگونه شرایط وارونه شد؟!
شرایطی که همواره برایم گذاشته شده سنگین بود . شکایتت را پس بگیر تا مشکلت را حل کنیم. سکوت کن تا کارت درست شود. الان هم به این نحو است اگر می خواهیم تکلیف مابقی پرونده ها مشخص شود باید تلاش کنیم تا از سازمان به اصفهان بیایند تا  104 پرونده ی باقی مانده را تأیید کنند. اولین بار بود که به جای نرو برو را می شنیدم. الان کسی مرا از پیگیری منع نمی کند. همکاران دعوت شده به مصاحبه، جز دو سه نفر همراه همیشگی ، اکثریت نگرانند که نکند اعتراض و پیگیری من مصاحبه را لغو کند.
اینجا به همه آنان می گویم که اگر هدفم در طی این چهار سال آسیب زدن به جمع بود که از زندگی و ادامه تحصیل و وقت و خوشی و تفریحم نمی زدم که مانع جذب شوم. کمای آنکه  چند تن از همکاران استان لرستان به تشویق افرادی آنقدر ذهنیت سازمان را تغییردادند که هدفی جز ضربه زدن به تمام زحمات همه فعالان سود دیگری برایشان نداشت.  هرچند هرگز نخواهند فهمید که تلاش ما به نفع خودشان هم بود .شاید باور نکنید هر ماه یک بحران برایم ساختند.
شگفت زده شده ایم...
چگونه 200 پرونده با شرایط نامساوی تأیید و برای مصاحبه انتخاب شد و مابقی آن ها منوط به آمدن کارگروه از سازمان است؟
اگر امور اداری و استخدامی این مصاحبه را از جانب خود نمی داند ، نهایتا پس از مصاحبه و تأیید پذیرفته شدگان ، به جز امور اداری کجا به آن ها ابلاغ  خواهد داد؟
چقدر می توان اطمینان داشت که این جذب آینده دار است؟
زرنگی و سیاست مسئولین استان اصفهان همیشه زبانزد است . دو روز تعطیل رسمی مانع از پیگیری اداری ست و کاری نمی شود کرد. اعتراضات سرکوب شده و نهایتا منتفی می شود. ناگفته نماند با روندی که پیش روست اگر هم مرا دعوت به مصاحبه می کردند ، در آن مرحله حذفم می کردند. آنقدر اتفاق عجیبی به نظر نمی رسد.
مستنداتی هم ندارم که چیزی را ثابت کنم. حتی یک قرارداد ساده که اگر داشتم در اداره کار و دیوان عدالت  اداری برابر مکتب القرآن الکریم بی عدالتی را نمی دیدم که به راحتی شش سال حق بیمه و حقوق مرا ندهد و با حکم این دو دستگاه خم به ابرو نیاورد که حق الناس به گردن دارد.

نامه ی آموزش دهنده سواد آموزی به وزیر آموزش و پرورش

در کشورهای توسعه یافته ، برای کارگروهی و این که تعدادی برای جمع و منفعت اکثریت زندگی ، وقت و هزینه و سلامتی خود را وقف کنند تا حرکتی اجتماعی و قانونی شکل بگیرد ، از خود گذشتگی و ایثار محسوب می شود و برای آن ارزش قائل هستند. ولی درقاموس این کشور ، اتهامات و کیفرخواست سنگینی دارد.
از دوشنبه تاکنون ، اصفهان برای من و همکارانی که استحقاق این را داشتند که تفوّق جذب را داشته باشند ، کربلا شد.
حسین بن علی برای حق خواهی و آزادگی و زنده نگه داشتن انسانیت شهید شد. تنها برای بی یاور بودنش باید خون گریست . پیامی که این شهادت به همه تاریخ نشان داد ارزشمند تر از اشک و ناله هایی ست که برای استجابت حوائج دنیوی از چشم ریخته می شود. نمی دانم آیندگان که تاریخ امروز ما را می خوانند در موردمان چه قضاوتی خواهند داشت.
هیچ کجای قانون ننوشته اند که مطالبه گری و مقابله با بی عدالتی تاوانش به قهقرا رفتن است. تا به این لحظه در طول این هشت سال فعالیت در سوادآموزی یاد ندارم برای برنامه های کاری در حوزه فعالیت به من اطلاع رسانی شده باشد. خیلی از موقعیت ها را هم از من گرفتند . برخی همکاران اغلب تماس می گیرند . زنگت نمی زنند برو و پیگیر باش. تا آخرین روز ارسال پرونده ها ناحیه 3 اصفهان،  مبدأ فعالیت در سوادآموزی حاضر به ارسال پرونده ام نبود. معاونت سوادآموزی ناچار به دستور شد. بی مهری که من از سوادآموزی استان اصفهان دیدم را در گوشه خاطرات تلخم از نهضت سوادآموزی چگونه بنویسم که وقتی کسی می خواند ، ذهنش بهانه نگیرد که چرا؟!
بعد از یازده سال تدریس در مدارس و 8 سال کار در حوزه سوادآموزی  تنها تحولی که در آموزش و پرورش دیدم این بود که روز به روز ارزش ها بی ارزش تر می شود.
امیدها به ناامیدی ، آرامش به تنش و شادی و خنده به غصه و رنج و درد می رسد. وقتی نخبگان فسا از رفتن به دانشگاه فرهنگیان بازماندند شاید حق داشتند که به این تصور برسند که پخمگان آموزش و پرورش آینده را خواهند چرخاند . وقتی مسئولان ما خدا را قبول ندارند چگونه از حق الناس برایشان بگوییم؟ معلم هم می تواند مطالبه گر باشد . این جسارت نیست. حقی ست که خدا به هر انسان آزاده ای داده است. پس اگر می خواهیم تحول را نقطه عزیمت کیفیت ببینیم ، اجازه دهیم مهم ترین عنصر این توسعه که معلم است آزادی بیان داشته باشد.

نامه ی آموزش دهنده سواد آموزی به وزیر آموزش و پرورش

شاید این انتظار باشد که اکنون مانند برخی همکارانم باید گریه و زاری کنم . ناله و فغان سر دهم که خدایا چرا؟ به جای این کار محکم و قرص پیگیرم تا حل شود.  
من یک معلمم و معلم باقی می مانم. احترام و ارج و اجر این علاقه را نه از دیدگاه یک مسئول  ، بلکه از منظر لطف خداوندی می دانم که استعداد و توانایی تمیز دادن بد از خوب را به من عطا کرده است.
چشم های پُر از خشم ، دندان های به هم فشرده ، مشت های به هم گره شده ، گارد گرفتن ها ، برچسب زدن و آزار دادن و هر آنچه جز انسانیت به صفات دیگر رُجحان داشته باشد ، در نظام تعلیم و تربیت نمی تواند معنا داشته باشد و اگر در این سیستم این گونه افراد وجود دارند ، با قاطعیت و قامتی ایستاده بدون آنکه قاطبه یک معلم خدشه دار شود ، با زبانی صریح و گویا بدون لکنت و ترس می گویم که بی انصافی ست که با حضور این چنین افرادی نام این مکان آموزش و پرورش باشد.
حقی که از ما چهار سال پیش ضایع شد و امروز هم با تلافی و تسویه حساب به زمین افتاد ، بخشودنی نیست.
مسئولی که به راحتی بگوید به ما ربطی ندارد نمی تواند حس گوشت قربانی بودن را از من کم کند. امروز راهگشای رهایی از تله ای که ذهنیت من می گوید چاهی عمیق تر از بلاتکلیفی های قبلی ست ،کشاندن کارگروه از سازمان به اصفهان  را با اما و اگرهای زیادی همراه می کند.
17 شهریور 98 آیین نامه ابلاغ شد . قول شما عملی اما جواب تلاش های ما گروکشی شد.
نمی دانم این رفتارها تا کی ادامه دارد و امثال من تا کجا دوام می آورد . فقط در این لحظه وظیفه انسانی و حق شهروندی خود می دانم که در مقابل این ظلم سکوت نکنم. اینگونه تصاویر را در کوچه بازار ببینیم که تجارت مال و کالا صورت می گیرد و نباید آنجا هم دید و اگر هست نقص در تعلیم و تربیت و فرهنگ آموزش است ، کمتر متأسف می شویم تا اینکه در آموزش و پرورش شاهدیم.
اصفهان کمبود شدید نیرو دارد. بارها اعلام نیاز هم کرده است. مهر نزدیک است و مکرر خواهان آن بودیم با توجه به بخشنامه اخیر این بار اولویت با آموزش دهندگان استان باشد. عقل حکم می کند ابتدا مشمولین هر استان  با بومی گزینی تعیین وضعیت شوند چنانچه نیاز اقتضا کرد از استان های دیگر جذب صورت بگیرد.
از شما می خواهم که برای حل این مشکل خود وارد عمل شوید و آن گونه که شایسته است از حق ما دفاع کنید.

با تشکر از حسن توجه شما


نامه ی آموزش دهنده سواد آموزی به وزیر آموزش و پرورش

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور