گروه گزارش/

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان زنجان نوشت :
داود بهرامی معاون آموزش متوسطه استان در سخنانی با تبیین جایگاه و نقش محوری گروههای آموزشی در ارتقای شایستگی ها و صلاحیت های حرفه ای معلمان اظهار داشت : نقش و جایگاه گروه های آموزشی جایگاهی بسیار مهم ، خطیر و تاثیر گذار است به نحوی که وقتی ما از صلاحیت های حرفه ای معلمان، ارتباط سازنده بین همکاران و عوامل آموزشی، پوشش تحصیلی ، ارتقای میانگین نمرات دروس و افزایش مشارکت در طرح و برنامه های علمی و آموزشی سخن به میان می آوریم یقینا نقش اثرگذار و محوری گروههاهی آموزشی بیش از پیش عیان می شود.
بهرامی در ادامه افزود : جایگاه گروهای آموزشی استان در سطح کشور جایگاه مطلوبی است و نوید بخش آینده درخشان در این حوزه است .
در ادامه این گردهمایی، شربیانی رئیس اداره تکنولوژی آموزش و پرورش استان البرز به عنوان یکی از مدریسن این دوره آموزشی ، مطالب مبسوطی را در خصوص سنجش ، چالش ها و مشکلات آن ارائه نمود.

وی در بخشی از سخنان خود با تبیین نقش مهم سنجش در آموزش و یادگیری اظهار داشت : سنجش از لحظه اول ورود معلم به کلاس شروع می شود و یک فرایند تمام ناشدنی است ، معلمی که بتواند از همه فضاهای سنجش بوجود آمده در کلاس به شکل مطلوب استفاده نماید مسلما در کلاس درس حرفه ای تر عمل خواهد کرد . واقعا عملکرد گروه های آموزشی از زمان شکل گیری حتی زمانی که مانند حال نظام آموزشی دچار بحران کمبود معلم نبوده است چگونه بوده است ؟
رئیس اداره تکنولوژی آموزش و پرورش استان البرز نمره پروری ، کمی گرایی و فراموش کردن یادگیری را مهم ترین مشکلات حوزه سنجش عنوان کرد و ابراز داشت : آموزش آمیخته با سنجش ، باید منجر به یادگیری و سپس موفقیت تحصیلی دانش آموز شود.
در ادامه این جلسه سر گروه های آموزشی استان نقطه نظرات ، پیشنهادات و راهکار های خود را در جهت ارتقای گرو های آموزشی و رفع چالش ها و موانع موجود ارائه نمودند."
پس از طرح طرح نمایندگان مجلس در مورد حذف زبان انگلیسی از برنامه مدارس ؛ « صدای معلم » در گزارشی با عنوان " گروه های آموزشی زبان انگلیسی در وزارت آموزش و پرورش چه می کنند ؟! " نوشت : ( این جا )
" متاسفانه در روزهای اخیر موضع وزارت آموزش و پرورش در این مورد سکوت و انفعال بوده است .چرا افرادی نظیر کمرئی معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش در این مورد حرفی نمی زنند ؟
مهم تر از آن این که گروه های آموزشی زبان انگلیسی در بیش از 750 منطقه و یا ناحیه آموزشی سراسر کشور چه کار می کنند ؟
مگر این ها ذی نفعان آموزش و پرورش نبوده و نباید از منافع دانش آموزان و معلمان دفاع کنند ؟
حضور و یا عدم حضور این گونه گروه ها و کلنی ها چه سودی برای ذی نفعان و حفظ و ارتقای " کیفیت آموزشی " دارد ؟
البته زمانی که سرگروه های آموزشی بر خلاف نص صریح قانون توسط روسا منصوب می شوند بیش از این نباید انتظاری داشت !
« صدای معلم » بارها بر ضرورت اجرای کامل آیین نامه ی گروه های آموزشی تربیتی و نیز تاسیس سازمان نظام معلمی با رویکرد " استقلال " تاکید کرده است .اگر چنین نهادهای مدنی و مستقلی در آموزش و پرورش حضور داشتند دیگر افرادی چون آزادی خواه و... خود را نماینده این دستگاه و معلمان فرض نکرده و چنین حرف هایی نمی زدند ."
گروه های آموزشی استان زنجان که به قول معاون آموزش متوسطه آن جایگاه مطلوبی در سراسر کشور دارد در این موضوع چه اظهار نظری داشته است ؟
آیا آیین نامه ی گروه های آموزشی تربیتی در این استان اجرا شده است ؟
واقعا عملکرد گروه های آموزشی از زمان شکل گیری حتی زمانی که مانند حال نظام آموزشی دچار بحران کمبود معلم نبوده است چگونه بوده است ؟
آیا واقعا در ارتقای شایستگی ها و صلاحیت های حرفه ای معلمان تاثیری داشته اند ؟
با وجود تاکید راهکار 4 - 11 - سند تحول بنیادین مبنی بر " ایجاد نظام ارزیابی صلاحیت معلمان " و راهکار 6 - 11- این سند در مورد استقرار ساز و کارهای ارتقای توان مندی های معلمان برای مشارکت موثر آنان در برنامه درسی در سطح مدرسه ، به ویژه سازوکارهایی که به تقویت هویت حرفه ای معلمان می انجامد ؛ اما هنوز به نظر می رسد که مسئولان وزارت آموزش و پرورش در سطوح مختلف با ایجاد ساز و کار سازمان نطام معلمی مشکل دارند .
شاید اگر این سازمان با رویکرد استقلال حرفه ای و بدون وابستگی به ساختار اداری و ستادی در آموزش و پرورش شکل بگیرد ، دیگر نتوان خیلی از مسادل و موضوعاترا به نام و زبان " معلم " وارد رسانه ها و ادبیات جامعه کرد .

اخذ وجه در ثبتنام
مهمترین مشکل مدیران مدارس دولتی عادی، دریافت کمکهای مردمی است. تقریبا مدیری یافت نمیشود که برای پاسخگویی در خصوص جمعآوری کمکهای مردمی یک پایش در ارزیابی و شکایات نبوده و یا پروندهای برایش مفتوح نباشد.
مسئولین در حوالی بازگشایی مدارس، برای کم کردن فشار افکار عمومی و بعضا برای خودشیرینی مقابل دوربین قرار گرفته و صحبت از غیرقانونی بودن اخذ کمکهای مردمی میکنند. پس از گذشت دوره ثبتنام گفته میشود که هیچ خبری از سرانه و کمکهای دولتی نیست و مدیران در طرح مدرسهمحوری میبایست با مشارکت اولیا مدارس را اداره کنند!
حال اگر مدیری در ثبتنام مدرسه، خود را از کمکهای مردمی محروم کرده باشد کلاهش پس معرکه بوده و باید در طول سال تحصیلی برای گذران امورات جاری به تکدیگری از اولیا و خیرین و.... بپردازد.
رایگان بودن حاملهای انرژی!
مهرماه سال گذشته بود که سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس خبر از معافیت مدارس در پرداخت هزینههای آب، برق و گاز داد و گفت که هیچ مدرسه دولتی نباید از اول فروردین ماه هزینههای آب و برق و گاز را بپردازد، و از آنجایی که وزارتخانههای ذیربط هم از این موضوع اطلاع دارند بعید است برای مدرسهها از این بابت مشکلی به وجود آید.
طی سال جاری ادارات تابعه سه بار مدیران را مجبور کردند مشخصات مدارس، شماره قبوض و شماره کنتور و... مدارس را به ادارات تحویل داده و در سامانه مربوطه ثبت کنند تا اگر احیاناً مصارف حاملهای انرژی منطبق بر الگوی مصرف مصوب باشد مدارس از پرداخت قبوض معاف گردند، ولی هیچ مدرسه دولتی یافت نمیشود که تجربه قطع یکی از حاملهای انرژی را نداشته و یا حداقل اخطار نگرفته باشد.
آوار بخشنامهها
حجم بزرگی از بخشنامهها در حوزه معاونت پرورشی، مشاوره، بهداشت، بسیج دانشآموزی، سازمان دانشآموزی، انجمن اسلامی، پروژه مهر و... میباشد. این عزیزان عمدتاً با نگاه از بالا به پایین انتظار سازماندهی دانشآموزان توسط مدیر برای اجرای بخشنامههای خود را دارند.بخش دیگری از بخشنامهها درخواست و امر و نهی دوایر مختلف وزارت، سازمان و نواحی در خصوص آماده کردن، دستهبندی، پردازش اطلاعات سختافزاری و نرمافزاری مدرسه و ارسال آن توسط سیدی (نه از مسیر اتوماسیون اداری) به واحد مربوطه میباشد.
عمده این درخواستهای به جا و نابه جا تکراری بوده و گویی دو واحد همسایه در ناحیه جزیرهای عمل کرده و ارتباطی ارگانیک با هم ندارند و مدیر باید پاسخ بخشنامه را به چند واحد تقدیم و تسلیم نماید!
جالبتر آن که اکثر بخشنامهها لازمالاجرا بوده و البته هر واحد صادر کننده بخشنامه، عریضه خود را مهمترین رسالت آموزش و پرورش و از اولویتهای اصلی سازمان تلقی می کند.

ثبت سامانهای کتب
بر پایه این طرح سراسر معیوب مدیران مدارس موظفند با اخذ وجه، کتب سالانه دانشآموزان را در سامانه مربوطه ثبت نموده و سپس کتب را از انبار کتاب دریافت و در اختیار دانشآموزان قرار دهد.
ثبت سامانه ای با کد ملی امکان پذیر بوده و ظاهراً طرحی شکیل، مدرن و روزآمد میباشد. مشکل از آنجا آغاز میشود که :
اولا: برخی از دانشآموزان حتی در پرداخت هزینه اولیه کتاب بعضا مقاومت اساسی میکنند.
ثانیا: سامانه ثبت کتب پشتیبانی فنی درخوری نداشته و مدیر یا یکی از معاونین برای ثبت کتب باید هفتهها شب و روزش یکی شود و بعضا نیز ثبتنام ناقصالخلقه بوده و تبعات بعدی دیرکرد در دریافت کتاب را مدیر باید تحمل و تقبل نماید.
ثالثا: کتب به دلایل مختلف به موقع به انبار و مدرسه ارسال نمیگردد و در این اثنا مدیر که بر اساس وظیفه سازمانی نقش و وظیفهای در این فرایند معیوب نداشته ولی باید پاسخگوی اولیا، دانشآموزان و فشار رسانههای عمومی بوده و خلاصه ترکشهای بیکتابی را همه جوره به جان بخرد. حجم بزرگی از بخشنامهها در حوزه معاونت پرورشی، مشاوره، بهداشت، بسیج دانشآموزی، سازمان دانشآموزی، انجمن اسلامی، پروژه مهر و... میباشد. این عزیزان عمدتاً با نگاه از بالا به پایین انتظار سازماندهی دانشآموزان توسط مدیر برای اجرای بخشنامههای خود را دارند .
نکته آخر
مدیران مدارس دولتی همزمان مواجه با بخشنامههای حجیم و با جیب خالی و بدون سرانه مجبور به اداره مدارس دولتی بوده و همزمان در چهار جبهه معلمان معترض، وظایف سازمانی حجیم و همچنین اولیای فراری از مشارکت در امورات مدرسه، دانشآموزان گریزان از درس و مشق و محتوای غیرکاربردی و کهنه کتابها در نزاعی بیامان، دائمی و فرسایشی به سر میبرند.
به این داستان میتوان موارد زیر را سنجاق نمود:
* اجبار به ثبت سامانهای کتب و تحویل آن به دانشآموزان
* در بوق و کرنا کردن طرح کذائی رایگان بودن حاملهای انرژی مدارس
* سرقتهای روزافزون از مدارس به دنبال فراگیر شدن تورم و تحدید و تهدید معیشت عامه
* تدریس اجباری شش ساعتی مدیران و معاونان مدارس
* فرسودگی عمومی مدارس دولتی و الک شدن دانشآموزان نخبه و هدایت آنها به مدارس خاص
* آسیب های اجتماعی روزافزونی چون اعتیاد، کودکان کار،طلاق و...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

پرتال اداره کل آموزش و پرورش استان یزد نوشت :
" مدیر کل آموزش و پرورش استان یزد گفت : تنبیه بدنی خط قرمز آموزش و پرورش است و هیچ معلمی حق تنبیه دانش آموزان را ندارد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان یزد، " عباسعلی دانافر " گفت : به موجب ماده 77 آئین نامه اجرایی مدارس، تنبیه بدنی از سوی کادر اداری و آموزشی تخلف اداری محسوب میشود و برخورد قاطع و قانونی با خاطیان صورت خواهد گرفت .
وی افزود : این حرکت به هیچ عنوان پسندیده نیست و از کنار آن بی تفاوت نخواهیم گذشت معلمان باید به عنوان الگوی تربیتی در هرشرایطی بتوانند رفتار خود را کنترل کرده و از تنبیه بدنی خودداری کنند .

دانافر اظهار داشت : اداره ارزیابی عملکرد و حراست آموزش و پرورش استان در حال بررسی موضوع تنبیه بدنی هستند و برابر قانون برخورد قاطع از طریق مراجع ذیربط صورت خواهد پذیرفت. "

گروه گزارش/

مدیرکل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی در آیین تجلیل از خبرنگاران رسانه به مناسبت ۱۷ مردادماه ( روز خبرنگار) در سالن اجلاس مرکز صدا و سیمای آذربایجان شرقی گفت: خبرنگاران پل ارتباطی و منعکس کننده صدای فیما بین مردم و مسئولین هستند.
جعفر پاشایی بابیان اینکه خبرنگاران در آگاهسازی جامعه و افزایش اطلاعات مردم تلاش میکنند، تأکید کرد: این خبرنگاران و اهالی قلم هستند که با رسانه خود اقداماتی که در کشور انجام میشود را اطلاعرسانی میکنند و اقدامات مسئولان بدون وجود رسانهها ناقص خواهد بود.
مدیر کل آموزش و پرورش استان با اشاره به اینکه خبرنگاران پل ارتباطی و منعکس کننده صدای فیما بین مردم و مسئولین هستند، خاطر نشان کرد: رسانه باید مطالبه گر باشد، روحیه مطالبه گری منجر به پیشرفت کشور میشود.
پاشایی همچنین تصریح کرد: شایسته است تا مسئولین نگاه ویژه ای به این قشر از جامعه داشته تا خبرنگاران و اصحاب رسانه بتوانند بدون هرگونه دغدغه فکری در عرصه اطلاع رسانی گام های موثرتری بردارند.
مدیرکل آموزش وپرورش استان در پایان با اهدای لوح سپاسی از خبرنگاران صدا وسیمای مرکز آذربایجانشرقی بمناسبت ۱۷ مردادماه( روز خبرنگار) تجلیل کرد.
در این ارتباط ، « صدای معلم » در گزارشی ضمن انتقاد از این مراسم نوشت : ( این جا )
"« جعفر پاشایی » مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی از جمله مدیرانی است که در چند سال گذشته شکایت های متعددی را علیه معلمان منتقد و در محاکم قضایی انجام داده است .
گزارش این شکایت ها در صدای معلم منتشر گردیده است .
آخرین شکایت در این استان علیه صدای معلم در آموزش و پرورش بناب بود .
مدیر کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی هیچ گاه در مورد عملکرد خویش پاسخ گو نبوده است .
« صدای معلم » در زمان وزارت « سیدمحمد بطحایی » بارها و به کرات از همه " مدیران " در هر سطح و مقامی درخواست کرد تا آستانه تحمل و مسئولیت پذیری خویش را در برابر منتقدان ارتقاء داده و به جای شکایت و کشاندن معلمان منتقد و رسانه های مستقل به محاکم قضایی در برابر عملکرد خویش پاسخ گو باشند .
در زمان وزارت بطحایی فرهنگ امنیتی بر امنیت فرهنگی چیره شد .
یکی از مهم ترین اقدامات سیدجواد حسینی سپرست وزارت آموزش و پرورش صدور بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها بود .
« صدای معلم » بابت این اقدام از آقای حسینی تشکر و قدردانی کرد .
در روز خبرنگار ، پاشایی در مراسمی از خبرنگاران صدا و سیما و خبرگزاری پانا تجلیل و لوح سپاس به آن ها اهدا کرده است .
در این مراسم ، » میرحمایت میرزاده » سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی نیز حضور داشته است ."
حمید رضا رخشانی مدیر کل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان دوشنبه 14 مرداد در دیدار با مدیرکل و معاونین صدا و سیمای این استان گفت : ( این جا )
" بهرهگیری از ظرفیت خوب و اثرگذار مجموعه صدا و سیما برای تبیین اهداف و برنامههای آموزش و پرورش به خوبی صورت گرفته است .
آموزش و پرورش خود را یار و یاور صدا و سیما میداند و نیازمند همراهی و تعامل هرچه بیشتر می باشد.
صدا و سیما به عنوان یک پرده نمایش برای ترسیم مشکلات ، معضلات و مطالبات جامعه و مردم محسوب می شود .
مجموعه فعالیتها ، اقدامات و برنامههای آموزش و پرورش اگر انعکاس خوبی داشته باشد تنویر افکار عمومی را به دنبال خواهد داشت. "
امروز اول آبان 1398 پرتال اداره کل آموزش و پرورش خراسان شمالی نوشت : ( این جا )

به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی آموزش و پرورش خراسان شمالی عباس سعیدی در نشست صمیمی مدیران کل اموزش و پرورش و صدا و سیما اظهار کرد: صدا وسیما در تمامی عرصه ها در کنار آموزش و پرورش می باشد.
وی ادامه داد: براساس سند تحول بنیادین و فرمایشات مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب که نقشه راه آموزش و پرورش می باشد و به برنامه های آموزش و پرورش غنا می دهد .
سعیدی افزود: در زمینه آسیب های اجتماعی شناسایی ، پیشگیری ، بازداری و د مان از اهداف و رسالت اصلی هر دو دستگاه می باشد.
گفتنی است معاون پرورشی و فرهنگی استان، رئیس دفتر مدیرکل و رئیس اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی مدیرکل آموزش و پرورش را همراهی کردند."
« محقق » از تهران در نامه ای به صدای معلم این گونه می نویسد :
" در رسانه ی به اصطلاح ملی در پخش خبر تصاویری از تظاهرات معلمان آمریکا پخش شد و عزیزان رسانه ی ملی زیرنویس کردند که به خاطر کمبود کمبود حقوق معلمان است درحالی که اعتراض آنها فقط در باره ی کمبود فضای آموزشی و امکانات آموزشی مدارس بود نه مسایل حقوقی معلمان ولی اینجا برای اینکه مهر سکوت بر دهانمان بزنند دروغ می گویند.
لطفا پلاکاردهای در دستشان را بخوانید.
ممنونم از رئیس سازمان صدا و سیما "
پرسش « صدای معلم » از چنین مدیرانی در وزارت آموزش و پرورش آن است که اگر صدا و سیما واقعا و به صورت " حرفه ای " و " دلسوزانه " و فارغ از جهت گیری های سیاسی و جناحی جایگاه آموزش و پرورش را به طور منطقی و کارشناسی برای جامعه و افکار عمومی تببین می کرد ؛ آیا وضعیت ما این گونه بود ؟
این در حالی است که پس از گذشت 4 دهه حتی وزیران پیشین این وزارتخانه تاکید دارند که آموزش و پرورش اولویت مسئولان ، تصمیم گیرندگان و برنامه ریزان نیست ؟
این همه تعریف و تمجید مدیران آموزش و پرورش در حالی که این رسانه بزرگ ترین مبلغ موسسات تجاری - آموزشی است بر چه مبنایی استوار است ؟
« محمد بطحایی » وزیر پیشین آموزش و پرورش یکشنبه پانزدهم اردیبهشت ماه 1398 در نشست رسانه ای با خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش به مناسبت هفته معلم که در سالن غدیر مجموعه حجاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار گردید ضمن انتقاد از رویکردهای صدا و سیما گفت : " در برنامه ای که در صدا و سیما داشتم و خیلی هم دیر پخش کردند چون مخاطب کمتری داشته باشد . " ( این جا )

هنوز صدا و سیما بر اساس نظرسنجی صدای معلم نتوانسته است با برنامه " پرسشگر " که هر هفته به صورت تخصصی به آموزش و پرورش می پردازد خود را به معلمان بشناساند و اعتماد آنان را جلب کند .
هنوز کارشناسان مستقل و منتقد در این گونه برنامه هایی جایی ندارند .

شنبه 17 آذر 1397 ، مدیر یک مدرسه در نامه ای به صدای معلم نوشت :
" پنج شنبه از باشگاه خبرنگاران جوان گزارشی در خبر ۲۰:۳۰ پخش شد که در آن تنبیه بدنی یک دانش آموز در استان همدان به تصویر کشیده بود.
در این گزارش که کاملا جانبدارانه طراحی شده بود و گویای عقده های طراحان خبر به معلمان را داشت، مدیر اداره به اتفاق دوربین صدا و سیما در کلاس درس و جلوی بچه ها معلم بیچاره را محاکمه کرده و مجازات کردند.
بنده به عنوان یک معلم که خودم را انقلابی می دانم، واقعا متاسفم که یک خبرگزاری منتسب به جریان انقلابی این چنین بی انصاف و غیر حرفه ای عمل می کند و از همکاران فرهنگی خود با هر گرایش فکری تقاضا دارم پویشی در محکومیت صدا وسیما و این خبرگزاری راه اندازی کرده و از همکار خود دفاع کنیم.
البته این دفاع به معنای تایید تنبیه بدنی نیست، بلکه سوال اینجاست که در طول این چهل سال چند بار صدا و سیما خبری از ضرب و شتم معلمان به دست اولیا و دانش آموزان پخش کرد؟!
چرا از شهادت محسن خشخاشی فقط به زیر نویس شبکه خبر اکتفا کرد اما این گونه شان معلم را زیر سوال می برد؟! "
از این گونه نامه ها که برای صدای معلم ارسال می گردد فراوان است .
آیا مدیران وزارت آموزش و پرورش این ها را نمی خوانند ؟

عليرغم گذر ِ زمان از وقوع حادثه دلخراش سيل ِ بهار 98، پرداختن به زواياي گوناگون آن جهت پيشگيري ، ضرورتي اجتناب ناپذير است .
هر چند ، توجه به چالش ِ شهر ها بي پناه در مقابل بلاياي طبيعي ، وظيفه هميشگي مسولين ، نهادهاي مدني ، رسانه ها ، آموزش و پرورش ، متخصصين ، شهروندان و ...مي باشد ولي زمان وقوع بحران و در بحبوحه امداد رساني ، تمرکز بر اصول اساسي و ريشه يابي چالش ها ممکن است به روند امداد رساني لطمه وارد کند لذا بررسي هاي کارشناسي و ريشه اي به آينده موکول مي شود !
اميد است اين گفت و گوي مجازي ، ياد آور ِ مسئوليت ها باشد تا مرور زمان و طرح موضعات جديد ، موضوع مهم تاب آور نمودن شهر ها در برابر بلاياي طبيعي را به محاق نراند !
در مورد سيل نوروز 98 ، مطالب فراوان در رسانه ها بيان شده است :
در اين رابطه مطالب بسياري از رسانه هاي گوناگون مطالعه کردم که دو موضوع مهم توجه ام را جلب نمود و تصميم گرفتم به جاي پرداختن به همه مطالب ِ فوق ، فقط به اين دو موضوع اشاره کنم .
موضوع اول : بحران مديريت بحران
در زمان مناسب باید کوتاهیهای گذشته مسئولین، که اگر با درایت و آینده نگری به وظایف ذاتی خود عمل کرده بودند، امروز خسارت سیل بسیار کمتر بود، به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد. ( 1 )
نمایندگان مجلس هم، که امروز قرار است توضیحات چهار وزیر را در مورد حوادث و عوارض سیل اخیر بشنوند، باید به این سوال پاسخ بدهند که برای این قبیل حوادث چه قوانینی وضع کردهاند و در 20 روز تعطیلات نوروز 98 که مردم بسیاری از استانها در سیل دست و پا میزدند چند جلسه فوقالعاده برای این موضوع تشکیل دادهاند؟ ( 1 )
فقدان مدیریت بقدری مشهود و آزاردهنده است که حتی تهیه غذا در مواردی بیش از اندازه نیاز است و در عین حال عدهای بیغذا میمانند! ( 1 )
موضوع دوم و مهم تر : استاندار هاي پيشگيري و مواجهه با بحران چيست ؟
مي گويند :
هواپيما به دليل رعايت استاندارد هاي پرواز ، به ايمن ترين وسيله نقليه تبديل مي شود !
اميد است با رعايت استاندارد ها ، شهر ها و روستا هاي کشورمان ايمن شوند !
اولین دفتر هماهنگی منطقه اي شهرهاي تاب آور ایران در مرداد ماه 1391 در مشهد افتتاح گردیده، تا ضمن ارائه تجربیات کلان شهر مشهد به عنوان اولین شهر ایرانی عضو کمپین جهانی شهرهاي تاب آور و آماده ، براي نخستین بار در جهان با ترجمه کتاب حاضر (چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ ) به زبان فارسی ، نسبت به انتقال دانش و تجربیات، عضوگیري و آموزش به دیگر شهر هاي ایران و سایر کشورهاي فارسی زبان اقدام نمایند." ( 2 )
پیام این است:
تاب آوري و کاهش خطرپذیري بلایا باید بخشی از طراحی شهري و استراتژي هاي دستیابی به توسعه پایدار باشد.
مهمترین علل به وجود آورنده خطرپذیري عبارتند از:
جمعیت شهري در حال رشد و افزایش تراکم که بر اراضی و خدمات شهري فشار می آورد .
تمرکز منابع و ظرفیت ها در سطح ملی و فقدان منابع و ظرفیت هاي پولی و انسانی در دولت هاي محلی
حکومت هاي محلی ضعیف، مشارکت ناکافی توسط ذي نفعان محلی در برنامه ریزي و مدیریت شهري
بی کفایتی در مدیریت منابع آب، کمبود سیستم هاي زه کشی و کانال هاي انتقال آب ، عدم مدیریت مواد زائد جامد
کاهش زیست بوم ها ، به دلیل فعالیت هاي انسانی از قبیل راه سازي ، آلودگی ، احیاي تالاب ها و استخراج منابع
فرسودگی زیرساخت ها و مصالح ساختمانی ناایمن که ممکن است منجر به ریزش ساختمان شود .
خدمات اورژانس ناهماهنگ که باعث کاهش ظرفیت براي واکنش سریع و آمادگی می شود.
چارچوب كنفرانس جهاني هيوگوي ژاپن ، جامع بوده به نقش دولت ها، سازمان هاي منطقه اي و بین المللی می پردازد و جامعه مدنی، دانشگاه ها، سازمان هاي داوطلب و بخش خصوصی را به پیوستن به این تلاش ها فرا می خواند.
کتاب ِ چگونه می توان شهرها را تاب آور نمود ؟ و کنفرانس هيو گوي ژاپن ، حاوي نکات دقيق و ارزشمندي است که گسترش و پذيرش اين تئوري ها ، آماده کردن ِ زير ساخت ها ، اقدامات عملي در جهت اجرايي کردن ِ پيشنهادات و راهکار هاي آن وظيفه رسانه ها ، نهاد هاي مدني ، مردم ، مسئولين و ... مي باشد .

بخش چهارم :
سئوال کننده :
پيشنهاد ِ کنفرانس هيو گو تمرکز گرا است ؟ يا عدم تمرکز را سر لوحه عملکرد خود قرار داده است ؟
پاسخ دهنده : ( 3 )
این چهارچوب باعث عدم تمرکز قدرت و منابع به منظور ارتقاي کاهش خطرپذیري بلایا در سطح محلی می گردد.
نتیجه مورد انتظار از چارچوب هیوگو آن است که منجر به کاهش اساسی تلفات جانی و خسارات به اموال عمومی، اقتصادي و زیست محیطی جوامع و کشورها گردد.
سئوال کننده :
اولویت هاي چارچوب اجرایی هیوگو چيست ؟
پاسخ دهنده : ( 3 )
اولویت هاي پنج گانه چارچوب اجرایی هیوگو عبارتند از:
ایجاد ظرفیت نهادي: مطمئن شویدکه کاهش خطرپذیري بلایا اولویتی ملی و محلی با چارچوب اجرایی قدرتمند است .
خطرپذیري (ریسک هاي) احتمالی خود را بشناسید .
بر خطرپذیري بلایا و تقویت سیستم هشدار ِ زود هنگام ، ارزیابی و نظارت داشته باشيد .
از دانش، نوآوري و آموزش و پرورش براي ایجاد فرهنگ ایمنی و تاب آوري درتمام سطوح جهت ِ ایجاد درک و آگاهی استفاده کنيد .
خطرپذیري را کاهش دهید: عوامل اساسی خطر آفرین را از طریق برنامه ریزي کاربري اراضی و اقدامات و تدابیر محیط زیستی، اقتصادي و اجتماعی کاهش دهید.
آماده و مهیاي عمل باشید : آمادگی براي واکنش موثر در تمام سطوح را تقویت کنید.
سئوال کننده :
چک لیست اصول ِ تاب آور سازي شهرها چيست ؟
پاسخ دهنده : ( 2 )
براي تاب آور سازي شهرها ، چک لیستي با اصول دهگانه وجود دارد که عبارتند از :
1_ نظم و هماهنگی را برقرار سازید تا خطرپذیري بلایا را درك کنید و بر پایه مشارکت گروه هاي شهروندي و جامعه مدنی خطرپذیري را کاهش دهید. ائتلافات محلی تشکیل دهید، اطمینان حاصل کنید که تمام ادارات و دستگاه ها نقش خود را در کاهش خطرپذیري بلایا و آمادگی در برابر بلایا درك می کنند.
2_ اختصاص بودجه براي کاهش خطرپذیري بلایا و ارائه مشوق هایی براي مالکان ، خانواده ها و اقشار کم درآمد، مشاغل آزاد و بخش دولتی به منظور سرمایه گذاري در کاهش خطرپذیري هایی که با آن روبرو هستند.
3_ داده هاي خطر و آسیب پذیري را به روز رساني کنيد . ليست ارزیابی هاي خطرپذیر را تهیه کنيد و از آن به عنوان پایه اي براي برنامه هاي شهرسازي و تصمیم گیري استفاده کنند . باید اطمینان حاصل شود که این اطلاعات و برنامه هاي تاب آوري شهر، به آسانی در دسترس عموم قرار مي گيرد و به طور کامل با آنها مورد بحث و تبادل نظر قرار می گیرد.
4_ سرمایه گذاري و حفظ زیرساخت هاي حیاتی که خطرپذیري را کاهش می دهند، از قبیل سیستم مسیل ها و کانال ها براي سیلاب ها، که در صورت لزوم بتوان آنها را براي مقابله با تغییرات آب و هوایی تغییر داد.
5_ همه مدارس و تأسیسات درمانی از نظر ایمنی ارزيابي شوند و در صورت لزوم ايمني آن ها ارتقاء يابد .
6_ اجراي مقررات ساختمانی واقع بینانه و به کار گيري اصول برنامه ریزي کاربري اراضی مطابق با خطرپذیري احتمالی رعايت شود .
اراضی ایمن براي شهروندان کم درآمد شناسایی شود .
شهرک هاي غیرقانوتی و غیر رسمی، در حد امکان ايمن سازي شوند .
7_ در مدارس و جوامع محلی از تنظیم برنامه هاي درسی و آموزشی ، درباره کاهش خطرپذیري بلایا ، اطمینان حاصل شود .
_ 8 از زیست بوم ها و سپر (بافر) هاي طبیعی براي کاهش سیل، توفان و سایر مخاطراتی که شهر ممکن است در برابرشان آسیب پذیر باشند ، محافظت شود .
از طریق ساخت و ساز ( منطبق ِ با تغییرات آب هوایی) به روش هاي بهینه، خطرپذیري (ریسک ) را کاهش دهيد .
9_ سیستم هاي هشدار دهنده زود هنگام را نصب کنيد .
با برگزاري منظم مانورهاي آمادگی عمومی ، ظرفیت هاي مدیریت سوانح ِ شهر را افزايش دهيد .
10 _ پس از هر مورد از بلایا، از این که نیازهاي جمعیت آسیب دیده ( از جمله بازسازي خانه ها و از سر گیري معاش مردم و ... ) محور عملیات بازسازي قرار مي گیرد، اطمینان حاصل کنيد .
از مردم و سازمان هاي مردم نهاد، در طراحی و کمک به پیاده سازي واکنش ها و پشتیبانی بهرمند شويد .
سئوال کننده :
فرایند برنامه ریزي استراتژیک یک شهر باید چه ويژگي داشته باشد ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
"بزرگ فکر کنید، کوچک شروع کنید. این جوامع هستند که ملت ها را می سازند."
فرایند برنامه ریزي استراتژیک یک شهر باید تا جایی که ممکن است مشارکتی بوده و به شهردار و تمامی ذینفعان امکان دهد تا بهترین راه را براي یکپارچه سازي ده اصل مورد نظر در قالب برنامه ها و فعالیت هاي توسعه شهر مد نظر قرار دهند.
سئوال کننده :
نقش برنامه توسعه ، در مواجهه با برنامه ريزي استراتژيک براي يک شهر ، چيست ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
در صورتی که شهر فاقد برنامه توسعه باشد این فرصتی است تا به تهیه یک برنامه توسعه فکر کنیم . چنانچه شهر ، چنین برنامه اي دارد در این صورت زمان مناسبی خواهد بود تا این برنامه را بررسی کرده و اطمینان حاصل کنیم که داراي تمامی عناصر لازم براي کاهش خطرپذیري بلایا می باشد.
سئوال کننده :
فرایند برنامه ریزي چند فاز و چند مرحله دارد ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
فرایند برنامه ریزي فازها و مراحل ذیل را در بر می گیرد:
سئوال کننده :
باتوجه به آنکه علاوه بر مسولين ، شهروندان به ويژه آموزش و پرورش و فرهنگيان فرهيخته در فرایند برنامه ریزي فازها و مراحل آن نقش آفريني مي کنند ، مراحل هريک از فاز ها را بيشتر توضيح دهيد .
گفت و گو ادامه دارد .
منابع :
( 3 ) خلاصه چارچوب كاري هيوگو براي اقدام از سال 2005 تا 2015 برگشت پذير ساختن ملت ها و جوامع نسبت به بلايا
هرچند همه چیز روشن است و همگی دلیل اصلی این حمایتها را میدانند و مطلبی برای نوشتن نماندهاست، در ادامه، از منظری دیگر به این موضوع خواهم پرداخت.
مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر تقسیم مدارس صرفاً به دو دسته دولتی و غیردولتی، شاید مردمیترین، مدرنترین و شجاعانهترین مصوبه تمامی مجلسها در تاریخ انقلاب باشد.اما باید منتظر ماند و دید که حامیان مدارس خاص، چگونه فرصتطلبان فاسد، این قانون را دور خواهندزد.
باید سازوکاری جهت جلوگیری از فرار از این مصوبه داشت، زمزمههایی از وزارتخانه به گوش میرسد که با ترفندهای خاصی، برخی مدارس را حفظ کنند که دلیل این تلاش کاملا روشن و آشکار است.
آیا جناب وزیر، معنی جمله فوق، مبنی بر تقسیم مدارس صرفا به دو نوع مدرسه را نمیدانند؟ چرا جنابشان از درک محتوای مصوبه کاملا روشن مجلس، برای حذف مدارس خاص، عاجز هستند؟ شاید هم دلایل دیگری برای این موضعگیریها وجود دارد که ما از آن بیخبریم. این مصوبه هیچ نیازی به تفسیر ندارد: از سالتحصیلی ۹۹-۱۳۹۸، مدارس کشور فقط دو نوع است، دولتی و غیر دولتی.اینکه وزیر محترم، خارج از خانواده آموزش و پرورش بوده و هیچ تخصصی در این زمینه ندارند، به اندازه کافی برای معلمان آزاردهنده هست و مجبور به تحمل ایشان هستیم !
اگر جناب حاجی میرزایی، مفهوم مصوبه مجلس را نمیدانند، با ذکر چند مورد، محتوای طرح را برایشان توضیح میدهیم.

اول: اگر قرار باشد مدارس تیزهوشان، نمونهدولتی، هیئتامنایی، شاهد، فرهنگیان و مدارسی از این دست را مدارس دولتی فرض کرده و حفظ کنیم، اصولا هدف مجلس از چنین مصوبهای چیست؟
دوم: با استدلال جنابتان، هماینک مدارس یا دولتی هستند و یا غیر دولتی، پس نیازی به مصوبه نبودهاست. حالا خوشحالم که برای تدریس انواع استدلال، حساسیت ویژهای داشتهام.
جناب وزیر، این مصوبه آشکارا حذف مدارس تیزهوشان سمپاد، نمونهدولتی، شاهد، فرهنگیان، هیئتامنایی و ... را خواستهاست، پس لطفا با چنین ایدههایی، شعور مردم و معلمان را به سخره نگیرید.
سوم: هدف از چنین مصوبهای حذف بیعدالتیآموزشی است که فریاد مردم را به آسمان رسانده است، با این مصوبه، در سال آینده فقط دو نوع مدرسه خواهیمداشت، مدارس دولتی و غیردولتی، بدون هیچ تفسیری.
چهارم: با حذف انواع مدارس توسط این مصوبه کاملا متمدن، میتوان برخی از مشکلات ثبتنام، سفرهای شهری دانشآموزی، هزینههای مترتب بر این سفرها و دغدغههای خانوادهها را برطرف نمود.
و در آخر پس از اجرای این مصوبه، هر نوع دستهبندی و دیوارکشی بین مردم برای ثبتنام در مدارس دولتی، قانونشکنی آشکار بوده و مستوجب مجازات است.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید