گروه اخبار/
وزیر آموزش و پرورش با اشاره به بروز مشکلات اقتصادی طی چند سال اخیر که به دلیل دشمنی آمریکا به وجود آمده است، گفت: با فشارهای اقتصادی به وجود آمده قدرت خرید معلمان کاهش پیدا کرده و به طبع آن فشار بر معلمان به جهت حقوق ثابتی که دارند بیشتر شده لذا با آگاهی از این موضوع همیشه به دنبال رفع این مشکلات بوده و هستیم .
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از معلمان خمیر برای صدای معلم ارسال گردیده است .
قابل توجه آن که در بخشنامه گفته شده است همکارانی که تمایل به مشارکت ندارند مشخصات خود ( فرم ) را به اداره آموزش و پرورش ارسال کنند .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای توضیح و انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
اخیرا در مطالب خواندم که میزان عدم رضایت ذهنی ایرانیان از زندگی اجتماعی خود، ۲.۵ برابر عدم رضایت عینی آن ها است. فارغ از شیوه های دستیابی به این نتیجه و میزان اعتبار آن، چیزی که این گزاره را قابل باور و پذیرش می کند درستی آن در برخوردهای روزمره می باشد. ایرانیان عموما تمایل دارند خود را ناراضی نشان دهند و اصطلاحا ساز مخالفت با وضع جاری را کوک نمایند. این وضعیت را در هر کوی و برزن و هر محفل و مجلسی می توانید ببینید. از صف نان و درون تاکسی گرفته تا فضاهای آکادمیک و جلسات کارشناسی، می توان جلوه هایی از این ابراز نارضایتی را به چشم دید. حال آن که اوضاع عینی، آن چنان هم چشم انداز مایوس کننده ای را به نمایش نمی گذارد. آمارهای موجود در زمینه آموزش، برخورداری از امکاناتی مانند آب، برق، گاز و ...، بهداشت و امید به زندگی، اجمالا نوعی رشد آرام و مداوم را به نمایش می گذارد ولی به همان نسبت ما شاهد رشد ابراز نارضایتی البته با شیبی تندتر هستیم. به راستی راز شکاف میان این دو وضعیت چیست؟
برخی از عوامل موثر بر افزایش فزاینده این شکاف به شرح زیر است :
رضایت و عدم رضایت آموختنی هستند و توسط روابط و مناسبات اجتماعی آموزش داده می شوند. ضمنا مانند ویروسی هستند که سریعا به دیگران منتقل می شوند. در جامعه ای که عدم رضایت در آن به یک امر بدیهی تبدیل شده و مخالفت با همه چیز به یک پز روشنفکرانه ،چندان عجیب نیست اگر اغنیا و فقرا به یک میزان از اوضاع خود ابراز نارضایتی کنند! ایران سرزمین هزینه های بسیار و دستاوردهای اندک است
ایران یک جامعه بدون گفت و گو است ، شکل گیری گفت و گو هم محصول روابط متقارن و برابر میان حکومت و شهروندان است. با گفت و گو می توان نارضایتی ها را به اشتراک گذاشت و به یک تفاهم دو طرفه رسید. رضایت ذهنی لزوما از مسیر رضایت عینی نمی گذرد بلکه محصول گفت و گو بر سر عوامل و دلایل این رضایت و عدم آن است. گفت و گو درک متقابل می آورد و همدلی را افزایش می دهد ( دیالوگی ثمر بخش و شادی آفرین که حکومت باید در ایجاد آن پیش قدم شود!
رضایت ذهنی از مسیر مشارکت و احساس قدرتمندی می گذرد . ایرانیان پس از بهار قدرت مندی و سوژگی سیاسی در انقلاب ۵۷، درگیر نظمی بوروکراتیک شدند و از مشارکت جدی اجتماعی -سیاسی بازماندند. مشارکت سیاسی هم محدود به شرکت در انتخابات شد. احساس "بی قدرتی " نسبت به انجام تغییرات معنادار هم لاجرم احساس نارضایتی به دنبال می آورد. افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی -مدنی برای شهروندان و گسترش امکانات ابراز وجود می تواند موجب رشد خیره کننده ی احساس رضایت مندی شود!
بخشی از احساس نارضایتی هم حاصل مقایسه خود با دیگران است. با فراوانی رسانه ها ایرانیان هم اینک از یک سو خود را با طبقه ای نوکیسه و نوظهور در داخل مقایسه می کنند که با بهره گیری از رانت های سیاسی -اقتصادی توانسته به مصرف خودنمایانه دست یابد، و از سوی دیگر با مقایسه خود باوضعیت کشورهای پیشرفته دنیا دچار تاسف مضاعف می شوند بدون اینکه به لوازم توسعه یافتگی آنها توجه کنند!
ایران سرزمین هزینه های بسیار و دستاوردهای اندک است. قرار گرفتن در معرض تهاجم های ویران گر اقوام مختلف در طول تاریخ ، در کنار ورود آرمانی ایرانیان در سه نهضت و انقلاب یکصد ساله اخیر که نتوانست به آمال و آرزوهای ساکنان این تمدن دیرپا به صورت کامل جامه عمل بپوشاند، نوعی احساس نارضایتی مزمن در میان مردم این سرزمین ایجاد کرده و به عادت واره روزمره ایرانیان تبدیل شده است!
کانال مهران صولتی
گروه اخبار/
به گزارش اداره اطلاع رسانی و روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان مدیرکل آموزش و پرورش و شورای معاونین با حضرت آیت الله طباطبایی نژاد نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان دیدار و گفتگو کردند .
در این دیدار مدیرکل آموزش و پرورش ضمن تبریک سال جدید و اعیاد شعبانیه گزارشی از فعالیت ها و اقدامات اداره کل آموزش و پرورش در سال 97 همچنین خلاصه ای از اقدامات آموزش و پرورش استان اصفهان را به عنوان معین استان خوزستان در خصوص کمک رسانی به سیل زدگان آن استان به ویژه آموزش و پرورش تشریح نمود.
سپس آیت الله طباطبایی ضمن تشکر از خدمات انجام گرفته و آرزوی موفقیت برای مسئولین آموزش و پرورش استان و فرهنگیان محترم در راستای وظیفه سنگینی که بر عهده دارند تأکید کرد: کمک به سیل زدگان استانهای کشور از وظایف همگانی است و فرهنگیان در این خصوص می توانند کمک به سزایی داشته باشند و با اختصاص حداقل یک روز حقوق خود به این امر نقش به سزایی در فرهنگ سازی جامعه و دیگر کارکنان خواهند داشت .
در ادامه مدیرکل آموزش و پرورش استان اظهار داشت: تعداد زیادی از همکاران محترم فرهنگی پیشنهاد اختصاص یک روز حقوق خود را مطرح و امور مالی ادارات درصدد اجرایی کردن آن هستند .
پرتال وزارت آموزش و پرورش
دوستی تعریف می کرد در واپسین روز سال 97 عازم شهرستان خودم یعنی شیروان شدم .
به ترمینال شرق تهران رفتم و به زحمت سوار اتوبوسی که البته نزدیک مقصد بود شدم .
نزدیکی های سمنان شلنگ کولر اتوبوس پاره شد و آب به همه جا می پاشید .
به زحمت لوله ترمیم و اتوبوس حرکت کرد .
پس از مدتی راننده اتوبوس متوجه شد که رادیاتور اتوبوس سوراخ شده است .
کاری نمی شد کرد .
به همان صورت ادامه داد تا به سبزوار رسیدیم .
راننده اتوبوس مطابق معمول به ایستگاه پلیس راه رفت و توقف طولانی شد .
این " دوست مطالبه گر " در ادامه گفت از اتوبوس پیاده شده و داخل اتاق پلیس راه رفتم .
از راننده اتوبوس به خاطر عدم رعایت ایمنی شکایت شده بود .
شاکی خود اهل سبزوار بود .
پلیس هم بر حسب شکایت اتوبوس را متوقف کرده بود .
به مرد شاکی گفتم چرا همان پلیس راه اول شکایت نکردی و حالا که به مقصد خود رسیده ای هوای شکایت به سرت زده است ؟!
کلی صحبت کردم تا شکایت پس گرفته شد و مدارک راننده اتوبوس مسترد شد .
این وقایع حدود نیم ساعتی طول کشید .
در این مدت از حدود 40 مسافر اتوبوس هیچ کس بیرون نیامد .
گویی چیزی را نمی دیدند و یا نمی شنیدند .
وقتی که داخل اتوبوس شدم به جای تشکر از من به ذکر صلوات بسنده کردند .
از این گونه صحنه ها و وقایع در جامعه ایران به فور مشاهده می شود .
چندی پیش مرتضی تمجیدی مدیر کل سابق آموزش و پرورش استان زنجان گفت و گویی را با روزنامه " صدای زنجان " انجام داد . ( این جا )
برخی مطالبی که در این گفت و گو بیان شده است حاوی نکات مهم و برجسته و البته راهبردی است .
البته برخی به ایشان انتقاد می کردند که چرا این موضوعات در زمان مدیریت ایشان بیان نشده است .
هرچند در سیستم مدیریت ایرانی افراد معمولا تا زمانی که پشت میز هستند حرف مهمی نمی زنند و یا انتقادی را از مقامات بالادست بیان نمی کنند و همین که از پست ها و مسئولیت ها فاصله گرفتند نقش " اپوزیسیون " را ایفا می کنند .
شاید علت این رفتارها و کنش ها را بتوان در حس منفعت طلبی و فرصت طلبی جامعه ایرانی جست و جو کرد .
از سوی دیگر چون افراد در خانواده و مدرسه کارهای گروهی و تیمی را معمولا تمرین نمی کنند احترام به آرمان ها و اهداف جمع نیز برایشان ناآشنا و حتی بی معنی است .
مهم این است که خودش مطرح شود هر چند این " خود " نیز برای مالک آن چندان شناخته شده هم نباشد .
این نکته نیز قابل ذکر است که بسیاری از مدیران و مسئولان قبلی در سطوح مختلف از چرخه مدیریت به انحاء مختلف خارج شده اند اما کاری به سیستم و مشکلات آن ندارند .
مسئولیت پذیری چه در زمان تصدی مسئولیت و چه پس از آن موضوعی است که باید با دیده احترام به آن نگریسته شود .
در این گفت و گو آمده است :
" به گفته این مدیر بازنشسته جای خالی مدیران شجاع و مستقل و کسانی که تسلیم این خواستهها نشوند در بین مدیران استانی و وزارتی خالی است و این مسئله باعث شده در عزل و نصبها همیشه ردپایی از نفوذ و دخالت کسانی دیده شود که مسئولیتی ندارند. از طرفی دیگر در نتیجه این دخالتها کسانی انتخاب می شوند که در درجات چهارم و پنجم مدیریتی قرار دارند. همه نمایندگان اعلام می کنند که دخالتی ندارند اما همه میدانند و دلایل و شواهدی وجود دارد که ثابت میکند از ابتدا در همه مسائل دخالت دارند.
وی ادامه میدهد: «جای گلایه وجود دارد که چرا آموزش و پرورش باید تسلیم این هیاهوها شود. اگر دخالتهای بیجای برخی نمایندگان یک روی سکه باشد روی دیگر آن ضعف برخی مدیران ستادی است که تسلیم این فضا میشوند. زمانی که در استان قبول مسئولیت کردم دوره قبلی مجلس بود. نمایندگان استان در دوره قبل تعامل بهتری با آموزش و پرورش داشتند و دخالتهای بسیار کمتری دیده میشد. وقتی مدیر کل شدم وزیر وقت دکتر فانی بود که کمتر اجازه دخالت به نمایندگان میداد. بعد از فانی، دکتر آشتیانی هم به استقلال آموزش و پرورش بها میداد اما در یکی دو سال اخیر میزان دخالتها بیشتر شده است.»
تمجیدی درباره نقش فرهنگیان در بروز دخالت نمایندگان در دستگاه تعلیم و تربیت نیز تأکید میکند: «اگر فرهنگیان ما احساس مسئولیت میکردند و در صحنه بودند اتفاقات اخیر رخ نمیداد. تصمیمگیران اصلی آموزش و پرورش باید نهادهای و مراجع و جریانهای فرهنگی باشند. اگر کانون صنفی فعال و قوی داشته باشیم و شوراهای معلمان قوی باشند دیگر شاهد دخالت عناصر خارجی نیستیم. بیتفاوتیها و ضعف در بین فرهنگیان باعث میشود که افراد دیگر این جسارت را پیدا کنند و وارد فاز دخالت شوند.
وی تأکید میکند: «اگر فرهنگیان به دنبال هویت حرفهای و بازیابی جایگاه و نقش خودشان هستند یکی از راهکارها این است که با مطبوعات و اصحاب رسانه ارتباط و تعامل بیش تری داشته باشند. بهعنوان مثال در جامعه 15 هزار نفری فرهنگیان زنجان، افراد توانمند و قلم به دست بسیاری هستند که انتظار میرود با همکاری اصحاب رسانه و فضای اجتماعی دست به قلم شوند و موضوعات تعلیم و تربیت را در رسانهها مطرح کنند.
طبیعی است که این مطرحکردن میتواند باعث ایجاد حساسیت اجتماعی شده و میشود امیدوار بود به کسانی که که در سطح کلان تصمیم میگیرند فشار وارد شود. بزرگترین مسئله فرهنگیان به نظر من معیشت نیست بلکه انفعال و بی تفاوتی است.»
« صدای معلم » در تاریخ اول اسفند ماه سال قبل ازمحمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان برای گفت و گو دعوت رسمی به عمل آورده است .
در این مورد تاکنون 3 گزارش منتشر شده است . ( این جا )
از سوی دیگر حداقل در 3 گروه تلگرامی که توسط معلمان اصفهان تشکیل شده است حضور دارم .
حداقل در سال گذشته کم تر مطلبی را در این گروه ها در نقد عملکرد مدیران این استان مشاهده کرده ام .
گویی هیچ مشکلی در این استان وجود ندارد .
اکثر افرادی که در این گروه ها حضور دارند بیشتر مطالب تکراری سایر جاها را فوروارد می کنند و حتی به نظر می رسد خودشان مطلبی را که برای دیگران ارسال کرده اند را هم مطالعه نمی کنند .
زمانی که فردی مسئولیت و یا مقامی را داشته باشد و از سوی جامعه هدف و یا مخاطب مورد نقد قرار نگیرد و عملکردش زیر ذره بین نباشد به تدریج به سمت غیرپاسخ گو بودن و حتی طلبکاری از دیگران پیش می رود .
این که سایر نهادها به راحتی در امور و جریانات داخلی آموزش و پرورش دخالت کرده و حتی به مرز تعیین تکلیف می رسد به قول آقای تمجیدی در کنار ضعف و بی کفایتی مسئولان عامل مهم تر انفعال و بی تفاوتی معلمان است که در این وزارتخانه اکثریت را بر عهده دارند .
نمی توان از معلمی که در ستاد انتخاباتی فلان نماینده به امید استخدام و یا گرفتن پست مدیریت و یا معاونت و... فعالیت می کند انتظار پرسشگری و مطالبه گری داشت .
لازمه مطالبه گری ، استقلال است .
مطالبه گری در این جامعه که معلمان هم جزئی از آن هستند مانند تاباندن نور به یک منشوری است که فقط از یک رنگ تشکیل شده است و بی رنگ نیست .
از این منشور نمی توان انتظار متصاعد شدن نورها با رنگ های دیگر را داشت چرا که آن منشور فقط نوری را می تاباند که به رنگ آن درآمده است .
جامعه ای که مطالبه گری بر اساس منافع آنی و شخصی افراد بنا شده است ، مصالح جمعی و منافع کلان در آن جایی ندارد و روابط بین افراد بر اساس قانون و منطق بنا نمی شود و استمرار نمی یابد ؛ نباید انتظار بهبود اوضاع و یا ارتقای سطح مدیریتی را داشته باشد .
از معلمی که سواد رسانه ای او فقط در حد شناخت سامانه ضمن خدمت به امید گرفتن امتیاز و... است نمی توان توقع داشت که قد رسانه و مطالبه گری در آن رشد کند و معلمان بتوانند به هویت حرفه ای که تنها راه نجات آنان از بن بست کنونی است دست یازند .
در این سیستم مسئولیت ها از آن فرصت طلبانی خواهد بود که فقط بتوانند نور منبع را منعکس کنند بدون آن که در برابر سلایق و نظرات دیگران مسئولیتی برای خود قائل باشند .
ادبیات مسئولان ستادی مانند وزیر آموزش و پرورش نیز در این مجموعه بی تفاوت و غیر مطالبه گر نیز برجسته کردن و فرافکنی مشکلات معیشتی و اقتصادی خواهد بود بدون آن که برنامه و یا یاهبردی برای آن داشته باشند و یا عزم جدی برای حل مساله احساس شود .
سرکار خانم کارگری ، همکار محترم ، بنده هم از اواخر بهمن سال 97 که کارت خبرنگاری سایت را دریافت کرده ام قصد انجام مصاحبه با وقت قبلی از مدیرکل استان آذربایجان شرقی را داشتم ، اما نیک می دانستم که اگر بر فرض محال ، مجال مصاحبه را هم بیابم ، پاسخ صادقانه و واقعی از ایشان دریافت نخواهم کرد. چون مدیران کل ما لایه های پنهان بسیاری در کارنامۀ مدیریتی خود دارند که ورود و یا نفوذ به آن ، به همین سادگی نیست. به کرّات در همین سایت خطاب به ایشان انتقاد و گلایه شده است اما نیک می دانید که سیاست سکوت مسئولان ما ، عامل تداوم مدیریتی آنهاست و از ایجاد تغییر و اصلاحات امور ، خبری نیست و بیشتر از عمل ، سخنرانی و تبلیغات کاربرد دارد.
هر چند طی همین گزارش کوتاه ، خطاب به جناب آقای پاشایی ، مدیر کل محترم آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی ، اعلام می کنم که اگر بنده اجازۀ مصاحبۀ آزاد با پاسخ های واقعی را دارم ، روابط عمومی آن سازمان با سایت صدای معلم هماهنگ نمایند. تا درهای فولادین مدیران کل به روی رسانه ها و منتقدین باز نگردد ، آموزش و پرورش این کشور هرگز متحول نخواهد گشت.
برحسب عادت ، امروز سه شنبه 26 فروردین ، یک ساعتی برای پیاده روی پارک رفته بودم . تازه قدم خود را به فضای سبز گذاشته بودم که مشاهده کردم کودکان دست در دستان یکدیگر با همراهی مربیان خود ، مسیر خیلی کمتر از یک کیلومتر را طی کرده و به طرف چمنزار پارک
می آیند. منتظر شدم یکجا جمع شوند تا از مدیر دبستان اجازۀ تهیۀ گزارشی کوتاه به همراه عکس به بهانۀ طرح خلاء دائمی کسالت و رخوت
در مدارس را بگیرم.
نوآموزان و دانش آموزان دبستانی واقع در ولیعصر تبریز به پارک در محل مدرسۀ خود آمده بودند. همانند عکاسان زُبده که به شکار لحظه مشهورند ، من نیز به جای انجام مصاحبۀ تشریفاتی با مسئولان که کمتر صمیمانه و صادقانه
است ، ترجیح دادم با پیام کوتاه و عکس متن ، تأثیر واقعی را بر خواننده بگذارم.
به همین سادگی و به همین زیبایی . فصل بهار است و فروردین ماه در حال اتمام . بدون هر نوع هزینه ای و قبول ریسک تصادف ، با
مراقبت و تیزبینی مربیان و معلمان نستوه ، کودکان را به فضای باز طبیعت مهمان کنیم .
ضمن تشکر از مدیر محترم این مدرسه که 40 سال سابقۀ فعالیت دارند و دیگر همکاران ایشان ، باید بر اثر تخریبی آموزش بکن و نکن نظام آموزشی خود خرده بگیریم که آن چنان در تاروپود همکاران ، مفهوم دیسپلین رسوخ یافته است که ایشان وسواس عجیبی در راست و صاف و منظم نشستن و ایستادن کودکان به خرج می دادند.
ما حتی کودکان را در فضای سبز نمی توانیم به حال خود رها کنیم . ( اما با کنترل و نظارت ). آزادی عمل و بروز آزادانۀ هیجان یعنی تقویت خلاقیت و احساس خودباوری .
اجازه دهیم کودکان با میل و اختیار خود آزمون و خطا داشته باشند تا فردا مسئولیت نتایج کارهای خود را بپذیرند. کودکان به بازی نیاز دارند تا استعدادهایشان شکوفا ، شناخته و تقویت شود.حس کنجکاوی در آنان ایجاد و برای سئوالات کودکانۀ خود پاسخ عملی یابند. اجازه دهیم کودکان مان نفس راحت بکشند.
عکسی نیز از فرد سالخورده در پارک ضمیمه کردم تا باور کنیم که تمامی گروه ها به فضای سبز و دوستی با طبیعت نیازمندند.
ایشان پیامی هم داشتند :
" ما هر وقت به پارک و فضای سیز می آئیم فوری بساط و سفرۀ خود را باز می کنیم و از ابتدا و تا انتها در یک جا نشسته و می خوریم. اما در اروپا حتی بعد از شنا ، هنگام استراحت در زیر آفتاب ، افراد کتاب به دست مشغول مطالعه هستند. "
ما ایرانی ها همگی به نیکویی ، چیزهای خوب را می دانیم اما چون فرهنگ گفتاری مان غنی تر از فرهنگ عمل کردنمان است برای همین
در برزخ بلاتکلیفی اسیریم.
من و شما سرمایه های فرهنگ کشوریم ، حداقل ما در محیط خانواده و مدرسه الگوهای عملی رفتار کودکان باشیم.
بیایید کمتر دست و پای کودکان را برای مرتب و منظم بودن قفل کنیم . این قفل بر فعالیت طبیعی مغز یک کودک ، توانایی اندیشیدن ، تفکر ، استعداد و ذوق و علاقه او هم هست. علت افسردگی زودرس ، همین اطاعت زودهنگام آنان است. دنیای نشاط و شادی و بازی کودکان به وضع قوانین پادگانی نیازی ندارد.
گروه استان ها و شهرستان ها/
یکشنبه 18 فروردین ماه سال جاری معلم ورزش مدرسه شهد همت روستای بیگ بلاغی از توابع هشترود آذربایجان شرقی توسط اولیای یک دانش آموز به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد .
یکی از معلمان این مدرسه به « صدای معلم » می گوید :
در جریان مسابقه فوتبال در مدرسه ، معلم ورزش که داور بازی بوده است یکی از از دانش آموزان را به خاطر خطا در مسابقه اخراج می کند .
بعد از اخراج از مسابقه ، دانش آموز سر معلم داد و فریاد می کشد سپس از مدیر اجازه گرفته به خانه می رود و به همراه اولیا به مدرسه بر می گردد .
بین معلم و خانواده ایشان درگیری رخ داده و عموی دانش آموز با لگد زدن به دست معلم باعث شکستن دست معلم می شود.
این خبر تاکنون انعکاسی در رسانه های متعدد این استان نداشته است .
مسئولان اداره متبوع و اداره کل آموزش و پرورش آذربایجان شرقی تاکنون به این واقعه واکنشی نشان نداده اند .
« صدای معلم » آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
پایان پیام/
گروه اخبار/
رئیس سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی از مدیران و معلمان مدارس درخواست کرد که زمان آموزش در کلاس درس برای دانشآموزان رعایت شود زیرا زمان آموزش برای آنان یک حقالناس است.