گروه اخبار/
سید محمدبطحایی درباره سرانجام اجرای طرح رتبهبندی فرهنگیان و زمان دقیق اجرای آن گفت: طرح رتبهبندی مسیر اداری خودش را طی کرده است و در کمیسیونهای دولت مطرح و تصویب شد و سپس به صحن رسید.
او ادامه داد: در صحن دولت این طرح طی دو جلسه بررسی شده بود و ادامه برسی به جلسه بعد موکول شد اما متاسفانه با برخی اولویتهای دیگر مواجه شد و برای جلسه دولت این اولویتها بسیار مهم بود که از جمله آنها موضوع بودجه و تغییر ساختار آن است و بعد از آن هم متاسفانه سیل و مسائل حول آن اتفاق افتاد.
وزیر آموزش و پرورش افزود: امیدوارم طی دو، سه جلسه آینده، دولت ادامه بررسی طرح رتبهبندی فرهنگیان را در دستور کار قرار دهد تا این لایحه آماده و به مجلس ارجاع داده شود.
بطحایی ادامه داد: طرح رتبهبندی فرهنگیان همچنان در دستور کار دولت قرار دارد و دولت مصمم است تا این لایحه را آماده کند و به مجلس بفرستد اما اولویتهای پیشآمده در دولت مجال بررسی را تاکنون فراهم نکرده است اما در اولین فرصت در دستور قرار خواهد گرفت.
او در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه آیا معلمان از مهر ۹۸ میتوانند امیدوار به اجرای طرح باشند یا خیر» تاکید کرد: «به اجرایی کردن این طرح طی امسال بسیار امیدوار هستیم یعنی امسال به عنوان سال اجرای مرحله نخست رتبهبندی خواهد بود و به لطف خداوند این کار اتفاق میافتد.
باشگاه خبرنگاران جوان
چشمم که به چشمش افتاد، غریبه نبود. اما نگاهم را از نگاهش گرفتم تا از هزار توی مغزم به جست و جویش بپردازم. آری معلمم بود با همان قامت بلند و استخوانی با پوستی روشن و موهایی نرم و خرمایی. اما جز این تصویر، هیچ نامی به ذهنم نیامد، فقط دانستم که معلم زبان انگلیسی دوره راهنمایی ام بود.
تازه از اتومبیل پیاده شده بودم و برای خرید میوه به میدان میوه و تره بار محله مان، میدان المپیک می رفتم. تداخل نگاهم با جست و جوی ذهنی ام ثانیه ای بیشتر طول نکشید. از کنارم که عبور کرد، برگشتم و قامت همچنان استوارش را که بر عصایی چوبی و قهوه ای رنگ تکیه گاه می کرد، برانداز کردم. در دست دیگرش دو سه کیسه نایلکس میوه بود که وزن بار آن برای زن مسنی چون او سنگین می نمود.
تصمیمم را گرفتم و به سویش روان شدم و با افزودن بر قدم هایم فاصله ایجاد شده را طی کردم و کنارش قرار گرفتم. سلام کردم. نگاهم کرد و چهره اش را به چهره ام دوخت و با صدایی آمیخته به محبت پاسخ سلامم را داد. اجازه خواستم تا نایلکس میوه ها را از دستش بگیرم و در عین حال گفتم که شما معلم دوران راهنمایی من بودید. لبخند مادرانه ای بر چهره اش نشست و انگشتانش را که خالی از وزن کیسة نایلکس ها شده بود، به احترام روی سینه اش قرار داد.
پرسیدم شاگردتان را به خاطر می آورید. در صورتش نگاهی مهربان و لبخندی پرمحبت آشکار شد اما سرش را به علامت نفی تکان داد. گفتم سالهای دور، سال های قبل از انقلاب، شاید اوایل دهة پنجاه، در مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما. نگاهش به افق خیره شد و ذهنش پرکشید به آن سال های دور تا از لابلای سال های خدمتش چهره شاگردان مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما را به یاد آورد و چهره الان شاگرد 50 ساله اش را از میان خیل دانش آموزان آن سال ها بازسازی کند.
ابروانی بالا انداخت و با تشخّص صدایی که داشت گفت، پسرم سال های زیادی از آن سال ها گذشته و من شاگردان زیادی داشته ام. چهره دانش آموزانم هم در بزرگسالی تغییر پیدا کرده و الان خاطرم نمی آید. در چه سالی معلم شما بودم؟ گفتم فکر کنم سال پنجاه و دو یا سه، شما دبیر زبان ما بودید. گفت در هر حال خوشحالم که می بینمتان و من را به یاد آوردید. گفتم منزلتان همین منطقه است. گفت بلی. گفتم اجازه می دهید با ماشین برسانمتان. گفت خیلی ممنون. آژانس من رو آورده. الان هم آنجا تو پارکینگ میوه و تره بار منتظرمه.
اجازه خواستم که تا پارکینگ همراهش باشم و بار میوهاش را درون اتومبیل آژانس قرار دهم. از همراهی استقبال کرد. خواستم از وضعیت زندگی اش بپرسم. احساس کردم فضولی می شود. از این رو نخواستم با سؤالی که خودم راضی به پرسیدنش نیستم، او را در موقعیت پاسخ قرار دهم.
به پارکینگ رسیده بودیم. پارکینگ رو باز میوه و تره بار شلوغ بود. با دست اشاره ای به انتهای پارکینگ کرد و گفت ماشین آژانس آنجا منتظر است. به آن سو روان شدیم. گفتم خانم من یک خاطره از سر کلاس شما دارم. نیم نگاهی حاکی از کنجکاوی کرد و با به صدا درآوردن بیشتر ضربه عصایش به آسفالت پارکینگ، تکیه گاه راه رفتنش را قوّت بخشید. و در عین راه رفتن به صورتم خیره شد. گفتم خانم من هیچ وقت سرم رو تو مدرسه کچل نمی کردم. ولی یک بار ناظم مدرسه عبدالله رهنما قبل از کلاس شما من را به جرم موی کمی بلند به دفتر احضار کرد و با تلاش فراوان در حالی که روی زمین میخکوبم کرد؛ با قیچی یک چهار راه وسط کله ام باز کرد و موهای جلو سرم رو زد. بعد روانه کلاسم کرد که کلاس درس انگلیسی شما بود.
خنده ای روی پهنه صورتش نشست و ابروانش را به علامت تعجب بالا برد و کنجکاوانه پرسید که خوب این چه ارتباطی به کلاس من داشت. با خنده گفتم که خاطره من درست از ورود به کلاس شما ست. چون وقتی از دفتر ناظم خارج شدم شروع به گریه کردم و از اونجایی که شاگرد زرنگ کلاس بودم روم نمی شد با این وضع بیام کلاس تون ولی ناظم اجبار کرد که داخل کلاس شوم. من هم که صورتم پر از اشک بود و هق هق گریه می کردم وارد کلاس شما شدم. شما اول از ریخت من تعجب کردید. بعد که ماجرا را از زبان توأم با گریه ام شنیدید، دستتان را گذاشتید روی شانه ام و دلداریم دادید. خاطرة من بیشتر اون دلداری شماست که من را به عنوان شاگرد زرنگ تان مورد دلجویی قرار دادید.
لبخند رضایت آمیز و شادمانه ای زد و قبل از آنکه درِ اتومبیل آژانس را برایش باز کنم، با دست های استخوانی اش دستم را گرفت و گفت هنوز هم مثل همان سال ها شاگردانم را دوست دارم، حتی اگر سن شان به 50 رسیده باشد. و سوار اتومبیل شد.
پس از خداحافظی، اتومبیل آژانس را با نگاهم تا پیچ خیابان دنبال کردم و سرخوش از این دیدار کوتاه، به طرف میدان تره بار بازگشتم و با تصویر سازی ذهنی ام از معلم زبان انگلیسی آن سال، خاطرات دوران مدرسه را یکبار دیگر مرور کردم.
امروز که این متن را باز نویسی می کنم سراغ آلبوم عکس های دوران تحصیلم می روم و با نگاه به تک تک آن ها و مرور دوباره خاطراتم، به نام معلم زبان انگلیسی ام پی می برم. سرکار خانم جمالپور معلم انگلیسی سال دوم مدرسه راهنمایی عبدالله رهنما که قدردان محبتش هستم. یادش جاوید.
این متن در ویژه نامه نوروزی انسان شناسی و فرهنگ، سال 8، نوروز 1398، صص 199- 200 انتشار یافته است.
گروه اخبار/
مسوول روابط عمومی اورژانس فسا گفت: برخورد یک دستگاه خودرو مینی بوس حامل دانشآموزان مدرسه با یک دستگاه پراید در شهرستان فسا 2 کشته و 21 مجروح برجای گذاشت.
اواخر آذرماه ۱۳۹۷ بود که جمعی از مدیران انتشارات کتابهای کنکور و کمک درسی به قم رفتند و با برخی از مراجع تقلید و روحانیون دیدار کردند. چیزی که برای خیلیها عجیب بود و شاید تا به حال اتفاق نیفتاده بود. حرف اصلی ناشرها در این دیدار، حذف مشق شب بود؛ دقیقترش انتقاد از ماجرای حذف مشق شب بود که از سوی وزارت آموزش و پرورش مطرح شده بود که حرف و حدیثهایی به پا کرده بود؛ همان چیزی که در عین حال اسباب خوشحالی بعضی از دانشآموزان بود.
در یکی از این دیدارها که با آیتالله حسینی بوشهری انجام شد، ابوالفضل جوکار، عضو انجمن فرهنگی ناشران آموزشی کشور گفت: «مهمترین اقدام ناشران آموزشی تألیف کتب کمک آموزشی است. این اقدام توانسته در یادگیری بهتر مطالب آموزشی مؤثر واقع شود و امروز شاهد حضور دانشآموزانی که در مناطق محروم زندگی کردهاند در بهترین دانشگاههای کشور باشیم».
همین توضیح گواه این مدعاست که حذف مشق شب تا چه اندازه ناشران کتابهای کمکدرسی را نگران میکند، چه رسد به اقدامی بزرگتر به نام حذف کنکور که چند سالی است سر زبانها افتاده است. گرچه بعد از کش و قوسهای فراوان در رابطه با داستان حذف کنکور، چند ماهی است اعلام شده که در سال ۹۸، سهم معدل افزایش پیدا کرده و تا ۸۵ درصد در قبولی دانشگاه موثر است؛ این یعنی فعلا کنکور به صورت کامل حذف نخواهد شد.
رویای حذف کنکور از سال ۸۶
ماجرای حذف کنکور به سال ۸۶ برمیگردد و مجلس هفتم. به گفتهی رئیس سازمان سنجش در همان سال برای سه وزارتخانه علوم، بهداشت و آموزش و پرورش وظایفی تعیین شد تا پایان سال اول برنامه پنج ساله توسعه پنجم، یعنی تا حدود سال ۹۱، کنکور را حذف کنند. اما از همان موقع که این قانون تصویب شد، خیلی چیزها دست به دست هم داد تا مسئله جدی گرفته نشود، از سرسختیهای گاه و بیگاه وزارت علوم و سازمان سنجش گرفته تا وزارت آموزش و پرورش.
القصه اینکه ماجرا آن قدر کش آمد که در نهایت اعلام شد حذف کنکور به سال ۹۳ موکول میشود. اوایل اردیبهشت سال ۹۱، وزیر علوم وقت در زمینه آخرین وضعیت حذف کنکور و فعالیت کمیسیون ماده ۴ گفته بود: «رییس آن مجموعه بنده هستم ولی تصمیمگیریها بر اساس رایایی است که در این کمیسیون انجام میگیرد. آخرین اقدامی که در کمیسیون صورت گرفت و مصوب شد این است که در سال ۹۲ و ۹۳ کنکور قابلیت حذف پیدا میکند».
البته ایرادهایی هم به قانون حذف کنکور وارد بود، برای همین سال ۹۲ این قانون توسط نمایندگان مجلس اصلاح شد.گرچه مدتی بعد دوباره اعلام شد که ماجرا به سال ۹۷ موکول میشود. آذر سال ۹۶ ابراهیم خدایی، رئیس سازمان سنجش اعلام کرد: «در کنکور سال ۹۶ سهم سوابق تحصیلی از کل ظرفیت پذیرش دانشگاهها و موسسات آموزش عالی را به بالای ۸۳ درصد رساندیم و در کنکور پیش رو نیز حتما از ۸۵ درصد عبور خواهیم کرد».
بلوای حذف کنکور تا سال ۹۷ کش پیدا کرد. سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش گفته بود ما با همراهی وزارت علوم به دنبال آمادهسازی جدول زمان بندی برای حذف کنکور هستیم.آذر ۹۷ هم وزیر علوم از حذف مرحلهای کنکور در این سال خبر داد و در حاشیهی یکی از جلسههای هیئت دولت گفت: «حذف مرحلهای کنکور جزو مصوبات قانونی است که در شورای سنجش و پذیرش اتفاق افتاده ما در سالهای گذشته هم سابقه تحصیلی دانشجویان را به صورت مثبت اعمال میکردیم. با توجه به اینکه این روش در اجرا نشان میداد حدود ۸۵ درصد قبولیها بدون تاثیر سابقه میتوانند در رشتههای مورد نظرشان قبول شوند؛ امسال بخش اعظمی از دانشجویان میتوانند بدون کنکور صرفا با ارائه مدارک تحصیلی خود، درخواست دانشگاه و رشتههای مورد نظر خود را بدهند».
گرچه باز هم اتفاق خاصی نیفتاد و اسفند سال ۹۷ سید محمد بطحایی درباره جدول زمان بندی برای حذف کنکور اعلام کرد: «متاسفانه این جدول هنوز آماده نشده است. در واقع تاکنون نتوانستهایم با وزارت علوم در مورد تهیه این جدول به نتیجه برسیم تا بتوانیم براساس این جدول اقدامات لازم را شروع کنیم». بنابراین پروژهی حذف کنکور در سال ۹۷ هم منتفی شد.
تاثیر ۸۵ درصدی سوابق تحصیلی در کنکور ۹۸
تازهترین خبرها به کنکور سال ۹۸ برمیگردد؛ ۱۵ آبان ۹۷ در چهاردهمین جلسه شورای سنجش و پذیرش دانشجو، مصوب شد که سوابق تحصیلی متقاضیان ورود به دانشگاهها و موسسات آموزش عالی از طریق آزمون سراسری در سال ۱۳۹۸ با «حداکثر ۳۰ درصد تأثیر مثبت» در نظر گرفته شود. همچنین بنا بر تصمیم این شورا اعلام شد که پذیرش دانشجو در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی از سال ۹۸ به بعد، حداقل ۸۵ درصد ظرفیت کل آموزش عالی صرفاً از طریق سوابق تحصیلی و خارج از فرایند کنکور سراسری انجام میشود.
ماجرای مشق شب
سه روز مانده به سال تحصیلی ۹۷-۹۸، رضوان حکیم زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش خبر داد که «در سال تحصیلی جدید مشق شب حذف و تکالیف مهارت محور جایگزین آن می شود، دانش آموزان پایههای اول تا سوم ابتدایی امسال مشق شب ندارند.» این ایده بر پژوهشهایی مبتنی بود که میگفتند مشق شب تاثیر زیادی بر یادگیری دانشآموزان ندارد. این ماجرا قدمی رو به جلو برای تغییر سبک آموزشی محسوب میشود، با اینحال مخالفان حذف تکلیف شب که اتفاقا سردرمدارانشان دستهایی بر آتش بازار کتب کمک درسی داشتند، تمام تلاششان را برای لغو این برنامه آموزش و پرورش شروع کردند و به دیدار مراجع تقلید در قم رفتند که بسیار خبرساز شد. واکنش آیتالله جعفر سبحانی به این موضوع هم ماجرا را داغتر کرد که در جلسه درس خارج در مسجد اعظم قم گفت: «اخیرا آموزش و پرورش تکلیف شب بچهها را حذف کرده است. سالها تجربه نشان داده بچهها بعد از برگشت از مدرسه باید مشغول کار و مرور درس شوند. نباید بچه ها را ننر بار آورد، با این شیوه بچهها به جایی نمی رسند؛ باید تکلیف داشته باشند و مغزشان کار کند. این شیوه و حذف تکلیف خلاف قرآن، حدیث و سیره بزرگان و علما است، امیدوارم وزیر آموزش و پرورش از این نظر برگردد و همان شیوه سابق خوب بود». این موضوعات باعث شد که معاون آموزش ابتدایی وزیر آموزش و پرورش از حذف مشق شب به عنوان یک سوء تفاهم یاد کند و بگوید: «در این مورد برداشت اشتباه شده است؛ ما چیزی به اسم حذف تکالیف نداریم بلکه جایگزین شدن مهارتهای تکالیف محور به جای مشق شب را داریم».
گردش مالی ۱۵ هزار میلیاردی کلاسهای کنکور!
از همان سالی که بلوای حذف کنکور شروع شد، کارشناسان موافق این موضوع حرفشان این بود که صندلی خالی دانشگاهها دلیل روشنی بر کارایی نداشتن کنکور است. اما بعضیها هم مسئلهی دیگری را مطرح میکردند که به نظرشان به نظارت و ساماندهی بیشتری نیاز داشت؛ بازار داغ کلاسهای کنکور، آزمونهای آزمایشی و کتابهای کمک درسی. موضوعی که خیلی از کارشناسان آموزشی از آن به عنوان یک مافیا نام میبرند. چیزی که الان دیگر به دوران کنکور محدود نیست و کل سالهای آموزشی را در بر میگیرد؛ از پیشدبستانی تا دورهی دکتری تخصصی!
طبیعتا در چنین شرایطی موضوعی مانند حذف کنکور به مزاج خیلیها خوش نمیآید که اولین گروه هم همین آموزشگاههای آمادگی کنکور و ناشران کتابهای کمک آموزشی هستند، کسانی که سالانه پول خوبی از این ماجرا به جیب میزنند و البته آن طور که شنیده میشود بسیاری هم به صورت غیرقانونی دستی بر آتش این ماجرا دارند.
برای همین بود که چند وقت پیش بعضی از ناشران رسمی در ایران عزم قم کرده و با مراجع دینی دیدار کردند؛ دیداری که به موضعگیری برخی از مراجع به حذف تکالیف درسی منجر شد.
اوایل سال ۹۷ بود که قدرتالله علیزاده نایب رئیس شورای مؤسسان مراکز آموزشی کشور در یک برنامهی تلویزیونی در رابطه با آموزشگاههای غیرمجاز به خانوادهها هشدار داد و گفت: «حدود ۱۱ هزار و ۳۰۰ آموزشگاه علمی در سراسر کشور داریم. البته در تهران ۹۱۲ آموزشگاه مجاز و ۹۵۰ آموزشگاه غیرمجاز است. برخی از مؤسسات تا رقم ۱۰۰ میلیون تومان هم میگیرند و حتی برخی از معلمهای خصوصی آنها ساعتی ۷۰۰ هزار تومان از خانواده دانشآموزان دریافت میکنند». از گردش مالی این موسسات آمار دقیقی وجود ندارد و آن طور که علیزاده گفته موسسات تمایل زیادی به اعلام گردش مالی شان ندارند. با این حال او تخمین زده که بیش از ۸ هزار میلیارد تومان گردش مالی این آموزشگاهها است.
این در حالی است که در آبان سال ۹۷، وزیر آموزش و پرورش در جشنواره مجمع خیران مدرسهساز گلپایگان گفت: «گردش مالی موسسات کمک آموزشی گاهی تا ۱۵ هزار میلیارد تومان گزارش میشود و این رقم به طور غیر رسمی تا ۴۰ هزار میلیارد نیز برآورد شده است. این مسئله برای کشوری که نیازهای بچههایش تمرین مهارتهای زندگی کردن است، بسیار بد است».
کتابهای کمک آموزشی هم داستان مشابهی دارند. براساس گزارش ایبنا مجموع قیمت کتابهای کمک درسی چاپشده در سال ۹۵ عدد ۷۵۸میلیارد و ۴۷۳میلیون و ۶۸۸هزار تومان بوده که در سال ۹۶ به رقم ۸۰۹ میلیارد و ۴۶۱میلیون و ۷۱۵هزار تومان رسیده است.
آذر سال ۹۷ در برنامه «شب روایت» که از شبکه چهار سیما به روی آنتن رفت، اعلام شد: «طبق نمودار منتشر شده از وضعیت بازار نشر در حوزههای مختلف در آبان ماه توسط موسسه خانه کتاب، بیشترین شمارگان انتشار در آبان سال جاری مربوط به کتابهای کمک آموزشی بوده که گردش مالی آن حدود ۱۰۳ میلیارد تومان بوده است». بماند که به عقیدهی بعضی از کارشناسان آموزشی برخی از این کتابها استانداردهای آموزشی لازم را ندارند و تنها به یک بیزینس پرسود تبدیل شدهاند. چیزی که چند روز پیش هم یوسف نوری، مدرس دانشگاه پیام نور در برنامه «گفتوگوی فرهنگی» رادیوبه آن اشاره کرد.
وی گفت: «اکثر مولفان اینگونه کتابها طراح درسی نیستند و اصول برنامه درسی را نمیشناسند و جالب است برای آن تبلیغ هم میکنند». او در رابطه با گردش مالی این کتابها هم گفت: «در حال حاضر کتابهای کمک آموزشی و کلاسهای تقویتی به درون خانوادهها رفته و شخصی شده و مجموعههای گوناگونی در این حوزه فعالیت میکنند. گردش اقتصادی از فروش این کتابها بیش از ۱۰ هزار میلیارد تومان است».این گردش مالی در حالی است که برخی از مسئولان دولتی هم معتقدند در سالهای اخیر با افراط در استفاده از کتابهای کمک آموزشی مواجه بودهایم. مانند محمود امانی طهرانی؛ مدیرکل دفتر تالیف کتابهای درسی که به «سازندگی» میگوید: «دلیل استفاده از کتابهای کمک آموزشی تعمیق و تثبیت یادگیری است. در کتابهای کمک درسی تمرکز بیشتر بر فرآوردههاست و در نتیجه فرایندهای یادگیری سازنده که مستلزم این است تا بچهها بر فرایندهای یادگیری درگیر شوند، کاهش پیدا میکند. وزارت آموزش و پرورش به دنبال این است که بتواند تا حدی از اثرات نامطلوبی که از بالا به سمت سطوح پایینتر اعمال میشود، جلوگیری کند. عواملی مانند فضای رقابتی حاکم بر مدرسه، فضای کنکور زده و.... اینها موضوعاتی است که فضای آموزشی را از اهداف اولیهی آن دور میکند».
حذف کنکور باید حاصل اقدامات اصلاحی باشد
علیرضا رحیمی، دکتری تعلیم و تربیت، مدرس و کارشناس آموزشی در رابطه با ماجرای حذف کنکور به «سازندگی» میگوید: «اینکه فیلتری به نام کنکور وجود دارد و از طریق آن دانشآموزان وارد دانشگاه میشوند، به خودی خود چیز بدی نیست. اما این ماجرا تبعاتی داشته، همین که یک سیستم مافیایی ایجاد شده و از این موضوع ارتزاق میکند. اما باید دید که واقعا حذف کنکور در نظام آموزشی چه اثراتی دارد و کسانی که این مسئله را دنبال میکنند به دنبال چه چیزی هستند؟ عدالت آموزشی؟ به نظر من حذف کنکور عدالتی ایجاد نمیکند. من ایدهی حذف کنکور را بیشتر یک شعار تبلیغاتی میدانم تا یک رویکرد اساسی در سیستم آموزشی. در حالیکه حذف کنکور باید به عنوان یک اتفاق مثبت در نظام آموزشی و به نفع تعلیم و تربیت باشد. نظام آموزشی باید به سمتی برود که در آن افراد اصلح به صورت اتوماتیک شناسایی شوند. متاسفانه الان چنین سیستمی وجود ندارد. اما با فرض اینکه کنکور حذف شود و موضوع به گردن دانشگاهها بیفتد هم باز اتفاق مثبتی نمیافتد.
سالهاست که همه میدانند مثلا در کنکور دکتری، هر دانشگاه دانشجوهای خودش را بیشتر میپذیرد».
رحیمی به جای حذف کنکور از یک اصلاح اساسی در سیستم آموزش و پرورش یاد میکند: «زمانی میتوانیم بگوییم حذف کنکور اتفاق خوبی است که حذف آن معلول علتهایی باشد که آن علتها حاصل اصلاح اقدامات اصلاحی در نظام آموزشی خواهد بود. اما اگر ابتدا کنکور را حذف کنیم و بعد به دنبال اصلاح نظام آموزشی باشیم رویکرد درستی نیست».
او با اشاره به تاثیر ۸۵ درصدی نمرات در قبولی دانشگاه میگوید: «الان نمرات دانشآموزان دست معلمها و مدارس آنهاست. در این شرایط ادارهی آموزش و پرورش نظارت کمی بر این موضوع میتواند داشته باشد. اگر هم نظارتی بکند این نظارت غیرآموزشی است. بنابراین هر مدرسه تلاش میکند تا نمرات دانشآموزانش را بالا رد کند تا آنها وارد دانشگاه شوند. با فرض اینکه تاثیر معدل خیلی بیشتر از قبل شود، در نگاه اول خیلی خوب است. اما با نمره دادنهای غیرواقعی و نظارتهای نادرست چه باید کرد؟
نظارتی که الان وجود دارد نه نظارت واقعی است، نه نظارت آموزشی».
او راهکاری برای مسئله پیشنهاد میدهد: «در گام اول باید آموزش و پرورش اصلاح شود. یعنی باید در شیوهی آموزشی تجدید نظر کنیم و محتوای کتابهای درسی را تغییر دهیم. مسئولانی که در این حوزه کار میکنند باید همه افرادی متخصص باشند، ضمن اینکه به معلمان کارآمد نیاز داریم. الان آموزش و پرورش به یک دانش کارآمد نیاز دارد، بعضی از کتابهای درسی پر از حفظیاتاند. حالا دانشآموز باید با این کتابها چه کار کند؟ از طرف دیگر موضوع برنامه ریزی آموزشی هم مطرح است. اگر بازار کار درست نشود، وضع همین است. خیلیها به دانشگاه میروند تا سرشان گرم باشد، ضمن اینکه الان به قدری بازار کار خراب است که خیلی از خانوادهها راه نجات بچههایشان را در رفتن به دانشگاه میدانند. درحالیکه اگر نظام آموزشی اصلاح شود، کنکور خود به خود حذف خواهد شد. اصلا از دانشآموزی که خلاق است و محفوظاتش ملاک دانش او نیست، نمیشود کنکور گرفت!»
روزنامه سازندگی
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر میکنند
حافظ
دانش آموزی که از پیش دبستانی وارد چرخه آموزشی ما می شود تا قبل از دوره دوم متوسطه هیچ نامی از " محیط زیست " در کتاب های درسی به چشمش نمی بیند و یا با آن برخوردی ندارد .
تنها در پایه یازدهم که به رقابت پوشالی" کنکور " نزدیک می شود و استرس و فشردگی درس ها او را از همه طرف احاطه کرده است کتاب " انسان و محیط زیست " را برای نخستین بار مشاهده می کند .
سر کلاس پایه یازدهم در مدرسه ای از دانش آموزان در مورد این درس و کیفیت آموزش آن پرسش کردم .
بچه ها گفتند که معلم شیمی عهده دار تدریس کتاب محیط زیست است اما تاکنون و در این 6 ماه حتی یک کلمه در مورد " محیط زیست " تدریس نکرده است و به جای آن شیمی درس می دهد و گهگاهی برای دانش آموزان تست کنکور حل می کند .
ظاهرا هم دانش آموزان و هم اولیاء آن ها هم از این موضوع راضی هستند چرا که این معلم خلاق جزوه ای کم حجم مشتمل بر پرسش و پاسخ های کوتاه تهیه کرده و در اختیار دانش آموزان قرار داده است .
از حدود 100 سوال طرح شده حدود 20 سوال در امتحان طرح شده و جالب است که همه دانش آموزان کلاس نمرات بالایی هم در درس محیط زیست کسب کرده اند .
مدیر و سایر عوامل آموزشی مدرسه هم ظاهرا از این وضعیت راضی اند چرا که اولا سطح نمرات دانش آموزان بالا است و دیگر این که کسی شاکی نیست و رضایت در حد کافی و وافی در " مدرسه " برقرار است . کافی است در یک زنگ تفریح به ویژه مدیران چکمه پوش در سیل که جامعه را شرمنده اقدامات و برنامه ریزی های خود کرده اند نگاهی سرزده و بدون گارد و محافظ به حیاط مدارس داشته باشند
این تنها شمایی ازوضعیت یک " درس مهم " آن هم در یک مدرسه نسبتا برخوردار در یک منطقه آموزشی است .
اداره آموزش و پرورش و گروه های آموزشی هم اساسا با این موضوعات کاری ندارند و موضوع مهم برای آنان تنها این است که اولا سر و صدایی برنخیزد و دیگر آن که کلاسی بدون معلم نماند .
کسی با کیفیت آموزش کاری ندارد و این در حالی است که در این وزارتخانه مرکزی برای پایش کیفیت آموزش پیش بینی شده است .
چه کسانی و با چه ذهنیت ها و افکاری، « برنامه » برای نظام آموزشی ما تدوین می کنند ؟
آیا این ها به ماهیت برنامه و عوارض و پیامدهای آن آشنایی دارند ؟
حجت الاسلام محی الدین بهرام محمدیان بیش از 10 سال سکان برنامه ریزی آموزشی و نظام تالیف کتب درسی را بر عهده دارد .
آیا ایشان در این زمینه تخصص دارد و واقعا در انتصاب این افراد به چه معیارها و شاخص هایی توجه می شود ؟
پس از آن حجت الاسلام علی ذوعلم عهده دار این سمت می شود .
حجه الاسلام حمید محمدی، دبیر توسعه فعالیت های قرآنی هم اخیرا به عنوان معاون تالیف سازمان پژوهش انتخاب می شود .
« علیرضا صادقی » عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبائی در یادداشتی انتقادی پرسش های زیر مطرح را می کند : ( این جا )
" ۱- یک تعریف کلاسیک و یک تعریف مدرن از مفهوم برنامه درسی ارائه کند؟
۲- منابع نیازسنجی برنامه درسی را توضیح دهد؟
۳- بگوید جدول هدف/محتوا چگونه و با چه منطقی تدوین می شود؟
۴- بگوید سارماندهی محتوا از نوع بر پایه های مشترک با میان رشته ای و فرا رشته ای چه تفاوت ها و شباهت هایی دارند؟
۵- از استادان به نام برنامه درسی چه داخلی و چه خارجی چند نفر را می شناسد و چه اندازه با تفاوت آرا آنها آشناست؟
۶- نقش فرهنگ در برنامه درسی را توضیح دهد.
۷- متاتئوری های موجود و خیلی ابتدایی برنامه درسی را توضیح داده و بگوید چرا این متاتئوری ها شکل گرفته است؟
۸-انواع برنامه درسی وفادارانه، نیمه وفادارانه و غیر وفادارانه را توضیح دهد.
۹- ارزشیابی قبل و بعد از اجرای برنامه را توضیح دهد.
۱۰- ویژگی های اصلی یک محتوا را بیان کند.
پرسش این است اساسا " علم " و " تفکر علمی " چه زمانی قرار است وارد برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها در سطوح مختلف شود ؟
" بحران سیل " که حدود یک ماه است کل کشور و افکار عمومی را درگیر خود کرده است در درجه نخست ناشی از بی توجهی و بی اعتنایی به مساله " محیط زیست " در جامعه ایران است .
دست خانواده در تربیت کودک در زمینه آموزش های محیط زیست و احترام به طبیعت خالی است .
رسانه های دولتی و شبه دولتی و به ویژه رادیو و تلویزیون که از بودجه عمومی ارتزاق می کنند هم واقعا متاعی برای عرضه ندارند و اولویت ها مسائل دیگری است .
دانش آموز در آموزش و پرورش همان گونه که آمد و نیز در نظام آموزش عالی هم در این زمینه چیزی را آموزش ندیده و تجربه نمی کند .
حال از این فرد که انتظارات یک شهروند مسئول از او می رود دقیقا باید چه چیزی را خواست ؟
آیا برای چیزی که آموزش ندیده و تجربه نکرده است باید او را مورد بازخواست قرار داد ؟
در ابتدای کتاب " انسان و محیط زیست " فعالیت هایی برای دانش آموزان در قالب " سخنی با دبیران گرامی " آمده است :
*یادگیری فعال و موثر : بخشی از فعالیت های طراحی شده در کتاب باید به وسیله دانش آموزان در کلاس و حین تدریس انجام شود .
هدف از طراحی این فعالیت ها درگیر نمودن دانش آموزان در فرآیند یادگیری است همچنین فعالیت هایی نظیر پرس و جو ، تحقیق ، نوشتن مطلب و گزارش و جمع آوری عکس یا نمونه ها را نیز در برمی گیرد .
ضروری است دبیران گرامی در انجام فعالیت های کتاب اهتمام داشته باشند .
*رسانه های یادگیری : استفاده از رسانه های یادگیری متنوع افزون بر کتاب درسی همچون فیلم های کوتاه ، متن های مناسب ، کتاب های موضوعی و مرجع و نماهنگ های تاثیرگذار می تواند به غنی شدن فرآیند یادگیری منجر شود . جست و جوی مداوم این رسانه ها و حتی تولید آن ها به وسیله دانش آموزان و دبیران امکان پذیر است و می تواند از طرق مختلف به اشتراک گذاشته شود .
*ارائه یافته های آموخته های هر دانش آموز در هر درس برای دیگر دانش آموزان در فضای کلاس درس مورد تاکید فراوان است . این ارائه باید خلاقانه و نوآورانه و هنرمندانه انجام شود . در ارزشیابی مستمر همین ارائه های دانش آموزی ، یک منبع معتبر برای قضاوت در مورد عملکرد دانش آموزان به شمار می آید . ...
آیا واقعا این اتفاقات در کلاس درس رخ می دهد ؟
آیا اساسا گفت و گو و یا مباحثه ای صورت می گیرد ؟
در پایان هر درس بخش " چه باید کرد " پیش بینی شده است .
وظایف هر فرد در قالب پرسش " من چه کار کنم " آمده است .
بخش بعدی می گوید :
" از مسئولان چه انتظاراتی دارم " ؟ اداره آموزش و پرورش و گروه های آموزشی هم اساسا با این موضوعات کاری ندارند و موضوع مهم برای آنان تنها این است که اولا سر و صدایی برنخیزد و دیگر آن که کلاسی بدون معلم نماند
این ها به نوعی تمرین شهروندی است اما آیا واقعا فرصتی برای تمرین مطالبه گری و آموزش و تجربه آن در کلاس های درس فراهم می شود ؟
از تحقیق و مراجعه به جوامع توسعه یافته و وضعیت آموزش محیط زیست در آن فاکتور می گیریم .
به همین کشور همسایه و جنگ زده افغانستان نگاهی می اندازیم . ( این جا )
" موسسه یاری رسانی به کودکان افغان (HTAC) به منظور کمک به وضعیت محیط زیست در افغانستان اقداماتی را در جهت آموزش کودکان این کشور انجام داده است.
HTAC موسسه ی غیردولتی ملی و بین المللی در افغانستان است که با هدف بهبود وضعیت آموزشی دختران، پسران و جوامع محلی افغانستان فعالیت می کند.
این سازمان از طریق اجرای برنامه های آموزشی ابتکاری و همکاری با مدارس برای ایجاد برنامه درسی قوی و متنوع، آموزش معلمان و ایجاد محیطی ایمن برای یادگیری دانش آموزان را برای تبدیل شدن به شهروندانی مولد تربیت می کند.
موسسه یاری رسانی به کودکان افغان بخش بزرگی از سرمایه گذاری آموزشی خود را به آموزش محیط زیست به کودکان اختصاص داده است. این موسسه برای طراحی آموزشی محیط زیست خود از بسیاری از مسولین عالی رتبه در افغانستان و کارشناسان محیط زیست یاری گرفته است. هدف عمده این آموزش، آشنایی کودکان با محیط زیست، ایجاد رابطه منحصر به فرد با جهان طبیعی و درک اهمیت و تاثیر محیط زیست بر زندگی و آینده آنان است.
این موسسه در اولین قدم اقدام به ایجاد اتاق محیط زیست در مدارس مناطق مختلف افغانستان کرده است. دانش آموزان در هفته ساعاتی را در راستای آموزش محیط زیست با معلمان خود با طراحی و پیاده سازی پروژه های عملی هر مشکلات محیط زیست می گذرانند.
از جمله اقدامات و پروژه های اتاق محیط زیست موسسه یاری رسانی به کودکان افغان می توان به موارد زیر اشاره کرد:
– ایجاد سیستم تشویقی برای دانش آموزانی که در تمیز نگه داشتن مدرسه کوشا هستند.
– آموزش ایجاد و حفظ باغ و باغچه و طراحی جریانهای آبیاری و کاشتن گیاهان و سبزیجات در باغچه مدرسه توسط دانش آموزان. از جمله نمونه های موفق در این زمینه می توان به باغچه مدرسه عبدالله بن عمر در مدرسه راهنمایی منطقه پغمان در غرب کابل اشاره کرد.
–آگاه سازی دانش آموزان از مشکلات محیط زیستی جدی مانند آلودگی آبهای آشامیدنی و حضور مواد سمی و خطرناک در محیط زندگی و فضای پیرامون آنها
–آموزش تستها و آزمایش های تشخیص میزان آلودگی آب و روش های کاهش آلودگی.
همچنین در بسیاری از این آموزش ها دانش آموزان تشویق می شوند که این اطلاعات را در اختیار خانواده، دوستان و همسایه ها نیز قرار دهند.
نکته مهم در مورد آموزشهای این موسسه توجه به ماهیت عملی آموزشهای محیطزیست است.، چرا که در واقع ماهیت آموزش محیطزیست عملی است و محیطزیست آموختنی نیست، زندگی کردنی است. "
از مدارس تخریبی و یا غیرمقاوم که بگذریم در چند درصد از مدارس ما محیط زیست حضوری فعال دارد ؟
کافی است در یک زنگ تفریح به ویژه مدیران چکمه پوش در سیل که جامعه را شرمنده اقدامات و برنامه ریزی های خود کرده اند نگاهی سرزده و بدون گارد و محافظ به حیاط مدارس داشته باشند .
انبوه زباله ها که در حیاط به رقص می آیند و وضعیت درختان و پوشش گیاهی و حتی رنگ آمیزی دیوارها و... می تواند ابعاد فاجعه را بیش از پیش نمایان سازد .
این نظام آموزشی به کجا می رود ؟
مسئولان و دانشجویان و حتی اساتید دانشگاه دو دهۀ بعد انقلاب ، به یک چیز متهم می شدند ولی نمی دانم با این همه پژوهش سرا و پژوهشگاه و واحدهای تحقیقات تمامی وزارتخانه و نهادها و سازمانهای دولتی و خصوصی ، که ظاهرا قدری به دلیل همسوئی با ضرورت
قرن و دانش روز ، موجودیت دارند ، باز چنین است و یا خیر! هر چند که شکل و نتایج مدیریت ها ، استمرار این اتهام را نشان می دهد.
و اما اصلی که بدان متهم بودند عبارت بود از :
ما فقط تئوری های حیطه های گوناگون را فرا می گیریم و اثری از کاربردی کردن نتایج تحقیقات و یا پرهیز از کالبدشکافی نظریه ها و تئوری های گوناگون خارجی و یا غرب نیست. ما به نشخوار مداوم آنها متهم بودیم و ایراد تحقیقات انجام شده در دورۀ دانشجویی در دانشگاه و یا انجام آن برای برخی سازمانها ، این بود. خصوصا در حیطۀ جامعه شناسی و روانشناسی و فلسفه این مهم دیروز و امروز غوغا می کند. اما خودمان با گرفتن این ایراد به امر نظریه پردازی نمی پرداختیم چون در باغ نبودیم و برای این مهم تربیت نشده بودیم .
یکی از این اساتید جامعه شناسی که الان سالخورده و غیرفعالند ، نقل می کرد که برای تدریس فقط مشغول حفظ کردن بودم و هر روز علیرغم کراهت همسرم ، او را وادار می ساختم تا متن را در تعقیب تحویل حفظیات بنده تعقیب نماید تا مبادا واو و ازی فراموش شود !
آری !
استاد در یک نظام حفظ مطلق جهت رسیدن به ایده آل 20 ، عمر خود را هدر داده بود و دانشجو در تعقیب او که آوانتاژ پیروی مطلق از
او را داشت تا او نیز به ایده آل 20 دست یازد ، گزینۀ دیگری را طی 12 سال تحصیل مدرسه و امروز در دانشگاه ، نشناخته بود. او مهارت حفظ مطلق برای نمرۀ مطلق 20 را با نادیده گرفتن استعداد و ذوق و خلاقیت و علاقه ذاتی خود که هرگز به منصۀ ظهور نرسید ، را به عنوان تنها توانایی مسیر بازکن برای کسب موقعیت ممتاز شغلی و درآمدی ، به خوبی فرا گرفته بود ، چون اکتسابی هم در کار نبود.
ما در این جامعه فقط در حیطۀ علومی چون شیمی و داروسازی و مهندسی در برخی از حیطه ها ، از اصل کاربردی کردن دانش برای تولید
دانش نوین ، بهره برده ایم و یقین این نیز در تعقیب سیاست ارزشگذاری محض برای علوم محض بوده است یعنی : "مشاهدۀ سیستماتیک پدیدههای طبیعی تنها برای کشف قوانین ناشناختۀ مربوط به وقایع ، مطالعۀ علم به تنهایی ، که شامل روابط علم با دیگر موضوعات نشود. " (1)
ما این مسیر را یاد گرفتیم چون ترجیح برتر برای انتخاب رشته در ضربه فن کردن رشتۀ علوم انسانی و بالا بردن دست پیروز دو رشتۀ علوم تجربی و ریاضی را در خمیر مایۀ سیاستگذاری تمامی بخش ها خصوصا حوزۀ آموزش و پرورش ، به خوبی انجام دادیم .
مدارس خاص ما که به منزلۀ رفاه و آسایش فرزندان طبقۀ ممتاز ! جامعه بود کانونی مطمئن برای این دو رشته گردید و خیلی کم سو رشتۀ علوم انسانی با ظرفیتی محدود در مدارس نمونه دولتی ، دانش آموز پذیرفت و وقتی اذهان جامعه ، مدارس غیردولتی و نمونه دولتی و سمپاد را مملوّ از دانش آموزان زُبدۀ حفظیات دید ، ناخودآگاه همه باور کردیم که این افراد ممتازند و ما با تخفیف باور نادیده گرفتن اصالت رشته های علوم انسانی و کار و دانش و فنی و حرفه ای ، آنها را با شکستی مهلک روبه رو ساختیم. هر چند این دو نوع آموزش برای حرفه آموزی و کسب مهارت دانش آموزان به تقلید از همان کشورهای خارجی و غرب ، پایه گذاری شده بود اما به دلیل در سایه قرار گرفتن خود رشته و اساتید و دبیران و دانش آموزان و حتی نتایج موجودیت آنها ، این رشته ها رشد نیافته ، پرپر شدند.
البته یک دلیل دیگر در کاربردی کردن این علوم ، واقعیت وجود نخبه ها و دانش آموزان و دانشجویان ممتاز با بهرۀ واقعی هوش بالا بوده است. آنان عمده کسانی هستند که در کاربردسازی تئوری ها و نظریه ها در علوم شیمی و داروسازی و مهندسی برخی از حیطه ها ، همّت کرده اند و حتی به تولید دانش پرداخته اند.
حال می خواهم از این مقدمه پلی بزنم به واقعیتی دیگر در جامعه ....
چرا مسئولان اجرایی و ستادی ما به جای عمل گرایی و خلاقیت در آن ، به تکرّر و گفتار بی حاصل ، گرایش می یابند ؟! چرا کمتر توانایی حل مسأله دارند و بیشتر نظریه پردازی ایده آل هستند؟!
با توجه به آنچه که گفته شد ، پاسخ بدیهی است. چون مهارتی به جز درس پس دادن یاد نگرفته اند. در تکرّر بی انتها و بی حاصل گرفتارند چون به طور تقریبی 16 تا 20 سال از عمر خود را برای فراگیری تنها فرآیند یعنی مهارت حفظیات سپری ساخته اند که در آن نظریه ها و تئوری های بیشماری را فقط اَزبر کرده اند و امروز به ملت آن را پس می دهند تا شاید در مدیریت خود نیز همچون زمان تحصیل نمرۀ مطلق 20 دریافت کنند. که صد البته با رنگ و روغن تبلیغات و سیاست و نیرنگ و بیشتر مواقع از سر باز کردن است تا پاسخی متّقن . اما افکار عمومی از این جریان انعطاف می پذیرد و با رفتار موافق خود آنان را در رفتار خود ثابت قدم می سازد. می ماند قلیلی مخالف و آگاه و هوشیار که در دام گفته های بیشمار بی حاصل ، به تله نمی افتد . اما کار اصلی را همان اکثریت موافق چراغ خاموش انجام می دهد، یعنی رضایت خاطر از حضور چنین مسئولانِ عالِم بی عمل .
اگر امروز مسئول اجرایی ما در کنترل و نظارت شرایط عادی و بحرانی جامعه ، ناتوان است و یا غافلگیر می شود و تنها شور همدلی مردم
به داد آنها می رسد ، رسوایی امری طبیعی است ، چون آنها متون درسی را با تمامی فرضیه ها و نظریه ها و تئوری ها فقط خوانده اند و حفظ کرده اند تا به نهایت ارزشمند نظام آموزشی یعنی 20 دسترسی یابند ، اما نه والدین و نه محتوای کتب درسی و نه استاد دانشگاه ، به او مهارت تجزیه و تحلیل و خرد کردن اجزای تئوری ها جهت نیل به نتیجۀ آن را آموزش نداده اند.
آنها هرگز فرصت خطا و آزمون نیافته اند و همیشه لقمۀ آماده را فقط جویده و هضم کرده اند. البته این هم کم زحمتی نبوده است اما نتایج آن را عملا می بینید ، آنچه که در گلستان و آق قلا غافلگیری تئوری ها بود در خوزستان نتیجۀ همدلی مردم برای مقابله با خروش سیل برای گِل و لای کردن زندگی مردم بود. در خوزستان ، آزمون و خطای گلستان و آق قلا نتیجه داد.
استاندار گلستان هم قربانی تئوری ها شد . شناختی از ایشان ندارم اما ایشان شاید فقط شاید مدیری ارزشمند بودند، وقتی استاندار نیست ، جانشین هم نیست ؟! با برکناری او فقط دل سیل زدگان خنک شد اما مجازاتی سزوار بود یا خیر ؟! قدری اندیشه بد نیست.
ما تا زمانی که علاقه و استعداد و ذوق و خلاقیت کودکان این جامعه را سرکوب می کنیم و آنان را به استعمار آموزش حفظیات محکوم می کنیم ، باید در این جامعه تاوان سختی بدهیم تا شاید برخی دیگر از مصیبت سهل انگاری اَزبر دیروز آموزش عده ای ، رهایی یابند. عده ای قربانی شوند تا ما تجربۀ عملی بیابیم . امروز اگر دیگر استانها از جمله پایتخت عزیز ، درگیر سیل شود ، واهمه ای نداریم چون تجربۀ عملی را طی آزمون و خطای گلستان و آق قلا کسب کرده ایم . پر کردن شن و ماسه در گونی ها و انباشتن آنها در مسیر رودخانه ها و سیلاب ها . مدیریت کردن کمک های مردمی و کانالیزه کردن نحوۀ رساندن آذوقه و دیگر ملزومات به طور عادلانه به مردم سیل زده .
یادمان باشد خود مسئولان هم قربانی نظام آموزشی حفظیات مدرسه و دانشگاهند. آنان نیز فقط قادرند از و واو دروس اَزبر شده را پس دهند.
ما شاید درس سطحی از آنچه رخ داد بگیریم و سر و سامانی به امور دهیم ، متأسفانه باز در شرایط عادی همه چیز به روال قبلی برمی گردد
و کسی نیست تا فریاد زند ارزش ممتاز هیچ جامعۀ پیشرفته ای نمره نیست ، کسب مهارت است.
یاد پرسش مهر رئیس جمهور افتادم ، راستی ریاست محترم جمهوری ، کودکان ما در خانواده و مدرسه چه زمانی مهارت زندگی کردن را خواهند آموخت ؟ و وزیر محترم آموزش و پرورش ، بردن کتاب درسی به جلسۀ امتحان ، مشکلات نظام آموزشی در زمین بایر ما را پُر محصول خواهد ساخت ؟! یعنی با این کار امکان و فرصت خلاقیت و سازندگی شکوفا خواهد شد ؟! یا باز بیراهه ای دیگر را قرار است سالها تجربه کنیم و عمر و انرژی و سرمایه های انسانی و ملی را هدر دهیم ؟!
مدارس و دانشگاه های ما نیازی مبرم به رهایی از سیستم حفظیات و امتیاز نمره ای دارند و گر نه منتظر سیل و زلزله و قربانی شدن مردمی بیشتر و دیگر بمانیم . بحرانها فقط بلیه های طبیعی نیستند ، برخی با دخالت عامل انسانی به وجود می آیند که بسیار سهمناک تر از نوع طبیعی آن است. ما بحران مدیریت مهارت اندوزی داریم . آزمون و خطا جریانی است مربوط به دوران کودکی نه سنین بزرگسالی با مسئولیت اشتغال.
در زمان اشتغال ما از تجارب اندوخته شده ، بهره می بریم تا جامعه سیستماتیک هدایت شود . اما مسئولان ما هنوز در مرحله آزمون و خطا مانده اند پس تکلیف جامعه مشخص است.
1) پارسی ویکی . تعریف علوم محض .
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید