صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

داستان تاخیر در بازنشستگی پیران

* امروز رئیس محترم مرکز سنجش و پایش کیفیت آموزشی وزارت آموزش و پرورش و همکاران سابق من در آن مرکز و روسای ادارات سنجش ادارات کل آموزش و پرورش استانها در اردوگاه شهید باهنر نشستی داشتند و در بخشی از جلسه نیز با سخنان محبت آمیز و لوح تقدیر از بیش از پنج سال حضور من در آن مرکز از سر لطف خویش تقدیر کردند.

من پنجاه سال سن دارم و سی سال خدمت کرده ام و اکنون در وقت اضافه خدمت می کنم چون زمان رسمی معمول مستخدمان دولت سی سال است و من امسال سی را رد کردم و تا سی و پنج سال هم‌می توان ماند و من اکنون در پنج سال وقت اضافه هستم.

به نظرم می رسد همه را باید با سی سال خدمت بازنشسته کرد تا جا برای نسل های نو و آدم های جدید و ایده های تازه باز شود.

متاسفانه اکنون در کشور ما این موضوع به مد تبدیل شده است که یا آدم ها به لطایف الحیل بازنشستگی را به تاخیر می اندازند و یا بعد از بازنشستگی به لطایف الحیلی دیگر دوباره به کار برمی گردند.

داستان تاخیر در بازنشستگی پیران که مانع از روی کار آمدن جوان ترها می شود همیشه مرا به یاد سلطنت ناصرالدین شاه قاجار می اندازد که آن قدر ماند که وقتی پس از پنجاه سال سلطنت به زور اسلحه میرزا رضای کرمانی از پا در آمد ولیعهد منتظر الامارت هم به پیری و فرتوتی و فرسودگی دچار شده بود.

بازنشستگی را در جوامع متمدن دوره طلایی زندگی می دانند چون سال های بازنشستگی سال هایی است که می توانیم در آن از دانش و تجربه و مهارت هایی که به دست آورده ایم در بهبود زندگی خود و دیگران در محیطی آرام و کم دغدغه بهره بگیریم.

دانش های ضمنی حاصل شده را به دانش صریح و مکتوب تبدیل کنیم و این فرصت را به نسل های بعد بدهیم که از تجارب ما بهره بگیرند و برنامه های خود را در آینه عملکرد ما بهتر ببینند و تحلیل کنند.

به نظرم رعایت سقف سی سال خدمت را باید برای همه الزامی کنند و هیچ کس را از این قاعده مستثنی نکنند ، جامعه ای که مملو از جوانان با تحصیلات عالیه است که نباید آدم های بالای شصت سال سن در آن در مصادر امور باشند.

داستان تاخیر در بازنشستگی پیران

امروز به همکارانم عرض کردم من در طی این سی سال بارها عزل و نصب شده ام و هیچ‌گاه از نصب با شیفتگی استقبال نکرده ام و هیچ‌گاه از عزل بدی ندیده ام هر عزلی به تعبیر مولانا یک مرگ است که گذاری است به حیات بعدی.

از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم ز حیوان سر زدم

مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی ز مردن کم‌شدم

نوبت دیگر بمیرم از بشر
از ملائک پس در آرم بال و پر

بار دیگر از ملک پران شوم
آنچه اندر وهم ناید آن شوم

پس عدم‌گردم عدم چون ارغنون
گویدم کانا الیه راجعون

هر آمدنی رفتنی دارد و در هر آمدن و رفتنی دو نعمت موجود است و به قول سعدی بر هر نعمتی شکری واجب.

نکته دیگری که در شعر مولاناست این است که فرایند زندگی فرایندی رو به تکامل است و هیچ‌گاه نباید حسرت گذشته را خورد زیرا حال از گذشته و آینده از حال متکامل تر است و ما کلا روی در تکامل داریم و مرگ هم نوعی کمال است . کمال دوره پیری مرگ است و لذا نباید نگران آینده بود وقتی آینده همیشه روی در کمال دارد.

خداوند نیز جهان را رو به کمال آفریده است و انسان‌محصول دوران کمال یافتگی جهان‌است و این‌ موجود که ادراک‌کلی دارد و می تواند به مفاهیم بلند دست پیدا کند ،عملاجهان را به یک سازمان یاد گیرنده بزرگ بدل کرده است سازمانی که در آن دانش تولید می شود تبدیل می شود ذخیره می شود مورد بهره برداری قرار می گیرد و دوباره دانش جدیدی از آن می زاید و این فرایند تکاملی همچنان ادامه می یابد.

اگر هیچ‌کلاس و مدرسه ای هم نباشد جهان سازمان یاد گیرنده است به دلیل وجود موجود متفکری چون انسان و این که انسان از پیش خودش چیز یاد می گیرد و دانش از درونش می جوشد ، دانش حاصل کارکردهای ذهن و روان او بر روی داده های حس وحواس اوست.

 در این‌ جامعه جهانی انسانی متکامل البته نظامات آموزشی رسمی هم ساخته اند که هر چه این‌نظامات دقیق تر و فاخر تر باشند فرایند تکامل جهان و تکامل حیات بشری سرعت و استحکام بیشتری پیدا می کند.

از لوازم و الزامات تکامل نظام آموزشی هم‌وجود نظام ارزشیابی مطلوب است و جایگاه سنجش و ارزشیابی از این‌منظر جایگاهی یکتا و منحصر به فرد است.

از لطف همکاران عزیزم در مرکز سنجش و در سنجش استانها تقدیر می کنم.

من در وداعی سخت و جانسوز از همکاران عزیزم در معاونت آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش هم جدا شدم و لا یوم کیوم الفراق

زبان خامه ندارد سر بیان فراق
و گرنه شرح دهم با تو داستان فراق

حافظ

می روم وز سر حسرت به قفا می نگرم
خبرم‌ نیست ز خود تا که زمین می سپرم.

سعدی

 

کانال هفت جوش

* این مطلب 3 روز پیش به رشته تحریر درآمده است .

منتشرشده در بازنشستگان
جمعه, 06 ارديبهشت 1398 19:06

چرا " گفت و گو " نمی کنیم ؟

فرهنگ گفت و گو  جامعه ایران ، یک جامعه بدون گفت و گو است. سیطره "مونولوگ " بر " دیالوگ "، اشتیاق به" پرگویی" و " کم شنوی "، میل مفرط به تحکم و سلطه ورزی، نبود سازوکارهای روشن و شناخته شده برای گسترش گفت و گو های معنادار و جمعی، حاکمیت اسطوره قاطعیت، و طرد فرآیند های دستیابی به سازش های ماندگار در فرهنگ سیاسی، از نشانه های مهجور ماندن " گفت و گو " در ایران است.

اما از طرف دیگر شکل گیری " گفت و گو " یک ضرورت انکار ناپذیر برای ایران امروز به شمار می رود. حجم برخی از بحران ها به درجه ای رسیده است که جز با  شکل گیری یک گفت و گوی واقعی قابل حل و فصل نیست؛ رشد فزاینده آسیب های اجتماعی، سقوط سرمایه اجتماعی، افول اعتماد عمومی، بحران آب و محیط زیست، کاهش مشارکت اقتصادی، در کنار رشد فزاینده نیروی کار جوان ناامید از اشتغال، افزایش چشمگیر پرونده های قضایی و بحران حکمرانی خوب و پاسخگو، کار را به جایی رسانده که خطر یک اضمحلال اجتماعی هر روز بیشتر می شود. با این وجود چنان رفتار می کنیم که گویی اوضاع کاملا آرام است و هیچ خطری از درون، کشور را تهدید نمی کند. و پرسش اصلی اینکه؛ حال چرا برای حل مشکلات موجود " گفت و گو " نمی کنیم ؟ دستیابی به یک "گفت و گو" ی سازنده مستلزم پذیرش تساوی و برابری در مواضع مشارکت کنندگان در امر "گفت و گو " است

 "گفت و گو "پیش از هر چیز یک محصول فرهنگی است، مبتنی بر سنتی که در آن مدارا، صبوری، حق طلبی، خردورزی و اعتماد و احترام به یکدیگر، به اندازه کافی نهادینه و ماندگار شده باشد. همچنین" گفت و گو " محصول یک فرهنگ سیاسی است که در آن توطئه اندیشی، سازش ناپذیری، یکسان اندیشی، خودمحوری و هویت اندیشی  در آن سهم غالب را نداشته باشد.

به نظر می رسد سنت فرهنگی و فرهنگ سیاسی غالب در ایران هنوز هم به اندازه کافی، دارای عناصر برانگیزاننده و تقویت کننده " گفت و گو "  نمی باشد!

 فارغ از نفس و اصل " گفت و گو " که می تواند لذت بخش و ارزشمند تلقی شود، این امر باید موجب انباشت تجربیات انسانی، پیوسته و گامی به جلو تلقی شود. انباشتی که می تواند به ارائه راهبردهایی جهت توسعه پایدار کشور بینجامد.

متاسفانه بسیاری از نمونه های بارز این پدیده در کشور بی حاصل، و بیشتر شکل مناظره ، یا جنگ حنجره با حنجره یافته اند که تنها مقصود آن سرکوب یا ساکت کردن رقیب  می باشد. چنین " گفت و گو" هایی هرگز نتوانستند به الگوهایی موفق در غرب همچون موارد گفت و گوی تاریخی پوپر، هابرماس، گادامر و لومان نزدیک شوند!

 دستیابی به یک "گفت و گو" ی سازنده مستلزم پذیرش تساوی و برابری در مواضع مشارکت کنندگان در امر "گفت و گو " است. دستیابی به این برابری هم پیش از هر چیز نیازمند وجود آزادی مکفی جهت انتقاد و به پرسش گرفتن تبعیض ها و نابرابری ها می باشد. در جامعه ای که وجود یک دولت نفتی و حداکثری ، موجد شکل گیری رانت های عمده در آن شده است، کمتر می توان به شکل گیری روابط برابرانه امید داشت. از همین رو " گفت و گو " به نوعی اخلاق بخشنامه ای از جنس گشت ارشاد تقلیل یافته است!

فرهنگ گفت و گو

 " گفت و گو " ابزاری برای رسیدن به تفاهم و دستیابی به حقیقت است. راهی برای به اشتراک گذاردن تجربیات بشری، و البته همراهی و همدلی با یکدیگر در جاده نیل به کامیابی و سعادت!

در فرهنگ ما هنوز هم رگه هایی پررنگ از باطل یا مهجور دانستن دیگران، نشانه هایی از میل مفرط به ارشاد یا هدایت دیگران، و انگیزه هایی برای اتهام زدن و حذف دیگران به چشم می خورد.

در فرهنگ سیاسی ما هنوز هم سازش کم و بیش معنای خیانت دارد! و احترام به حقوق دیگران، دستاوردی متعلق به فرهنگ خبیث غرب شمرده می شود! پر واضح است که با چنین زمینه ای نیل به فرهنگ " گفت و گو " امری بطئی و دراز مدت می باشد!

نکته پایانی:

با وجود همه علائم مذکور، باید به سمت بسط " گفت و گو " پیش رفت. گفت و گو امروز نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت است. شاید از مسیر تربیت نسلی که از کودکی؛ در خانه و مدرسه، اهمیت زایدالوصف آن را آموخته باشد...

کانال مهران صولتی

منتشرشده در دیدگاه
گروه گزارش/
رد صلاحیت در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و گزارش صدای معلم
 
« صدای معلم »  پیش تر در گزارشی با عنوان : 
آیا بطحایی و سایر مسئولان پیام این انتخابات را نشنیدند ؟
وزارت آموزش و پرورش و تحقیر معلمان از طریق نظارت استصوابی ؟! نوشت : ( این جا )
 
"پس  از برگزاری انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش ، ستاد راهبری انتخابات نمایندگان معلمان در شورای عالی آموزش‌ و پرورش طی اطلاعیه شماره ۱۶، فهرست دو برابر ظرفیت منتخبین استان‌ها جهت تسریع در فرآیند استعلام های لازم در این انتخابات را اعلام کرد.

در این اطلاعیه چنین آمده بود :

« پیرو اعلام نتایج اولیه مرحله اول انتخابات نمایندگان فرهنگیان در شورای عالی آموزش‌ و پرورش، با توجه به‌ ضرورت سپری شدن مرحله اخذ استعلامات لازم از مراجع ذی‌صلاح و همچنین وجود احتمال حذف برخی منتخبین در مرحله بررسی صلاحیت‌ها مطابق با شرایط و الزامات اعلامی حین ثبت‌نام، فهرست دو برابر ظرفیت منتخبین استان‌ها جهت تسریع در فرآیند اخذ گواهی سوءپیشینه اعلام می‌شود.

بدیهی است در صورت عدم‌ تأیید منتخبین استان‌ها در هر کدام از مراحل احراز صلاحیت اعلامی، نفرات بعدی از میان لیست دو برابر ظرفیت به ترتیب آراء مأخوذه جایگزین می‌شوند.

عدم وصول گواهی فوق تا ۲۰ فروردین ۱۳۹۸ به‌ منزله انصراف منتخب از ادامه فرآیند انتخابات تلقی می‌شود».

بر اساس این گزارش آدرس جهت ارسال گواهی سوء پیشینه؛ تهران، میدان فردوسی، خیابان سپهبد قرنی- نرسیده به خیابان سمیه - ساختمان مرکزی وزارت آموزش‌ و پرورش ( ساختمان شهید رجایی) - طبقه چهارم - مرکز امور هماهنگی ، ارتباطات و حوزه وزارتی- اتاق شماره   ۳ – ستاد راهبری انتخابات اعلام شد . "
البته وزارت آموزش و پرورش به گواهی سوء پیشینه اکتفا نکرده و تاییدیه صلاحیت منتخبان را به تاییدیه حراست ها و بازرسی ها، دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و تحقیقات محلی نیز گسترش داده است .

نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که استعلام صلاحیت افراد باید قبل از برگزاری انتخابات انجام شود نه پس از آن .
تنها فرضیه ای که می توان در این رابطه مطرح کرد این است که وزارت آموزش و پرورش خواسته است به صورت " نمایشی " و " بازار گرمی " تعداد  کاندیداهای این انتخابات را به زعم خویش افزایش داده و میزان مشارکت را افزایش دهد .
آیا معلمی که سر کلاس تدریس می کند و ذهن و فکر دانش آموزان را می سازد و در واقع معمار تعلیم و تربیت است صلاحیت عضویت در یک نهاد مرتبط با آموزش را ندارد ؟
نهادی که حتی نمی تواند روی مصوبات خویش بایستد و به راحتی توسط سایر نهادها و حتی خود وزیر دور زده می شود !
آیا استفاده از تحقیقات محلی برای معلمی که صلاحیت تدریس دارد توهین به شعور و شان معلمان نیست ؟
چه کسانی در این وزارتخانه برای معلمان تصمیم گیری می کنند ؟ افرادی که تاکنون حتی رنگ کلاس را ندیده اند !
وزارت آموزش و پرورش هنوز گزارشی در مورد این انتخابات در مورد میزان مشارکت معلمان نداده است هر چند نتیجه این انتخابات علیرغم تبلیغات وسیعی که قبلا انجام شده است یک شکست بزرگ برای وزیر آموزش و پرورش و میزان مقبولیت وی در میان فرهنگیان است .

« صدای معلم » وزیر آموزش و پرورش را به تامل جدی در این موارد فرا می خواند .

« سیدمحمد بطحایی » در گردهمایی مشاوران و کارشناسان امور زنان آموزش و پرورش سراسر کشور اذعان کرد : ( این جا )

" به حضرت عباس به همین علت هیچ اتفاقی نمی افتد. ما داریم شیپور را  برعکس فوت می کنیم. مدرسه باید تصمیم گیر باشد. من و شما باید تصمیم ساز باشیم. هر آنچه غیر از مدرسه است باید نقش حمایت کننده و پشتیبانی کننده داشته باشد.بنده خودم را عرض می کنم شما را نمی گویم ، اسائه ادب نمی کنم . من باید نقش نوکری مدرسه را داشته باشم. دست به سینه باید بایستم ببینم مدرسه چه می خواهد چه کمکی از من برمی آید برایش انجام بدهم. در حالی که الآن برعکس این اتفاق است "

اگر وزیر آموزش و پرورش با معلمان صادق است و واقعا می خواهد به معلمان و مدرسه خدمت کند دست از این شعارها برداشته همزمان با حضور معلمان در شورای عالی آموزش و پرورش ترتیب حضور معلمان در ادارات و تصمیم گیری در موارد درگیر با معلمان و تشکیل سازمان نظام معلمی یا پارلمان معلمان را پیگیری کند .
البته بدون چاشنی تحقیر !

( خبر را بخوانید )

رد صلاحیت در انتخابات شورای عالی آموزش و پرورش و گزارش صدای معلم
 
اصغر حصیری مسئول ستاد راهبری انتخابات نماینده معلمان در شورای عالی آموزش‌ و پرورش از برگزاری مرحله دوم انتخابات جهت تعیین سه نماینده معلمان در شورای عالی 9 اردیبهشت خبر داد.

به گزارش مرکز امور هماهنگی، ارتباطات و حوزه وزارتی آموزش‌وپرورش، اصغر حصیری در جلسه ستاد راهبری انتخابات نماینده معلمان در شورای عالی آموزش‌وپرورش که با حضور اعضای کارگروه‌های مختلف این ستاد برگزار شد، با تشکر از تمامی فرهنگیانی که در این انتخابات احساس مسئولیت کرده و مشارکت داشتند، اظهار کرد: مرحله اول این انتخابات اواخر بهمن تا اوایل اسفند در نهایت صحت و دقت برگزار شد. پس از اعلام نتایج اولیه این انتخابات نیز، منتخبین باید گواهی تائید صلاحیت از هیئت رسیدگی به تخلفات اداری، مرکز حراست و عدم سو پیشینه خود را برای ما ارسال می‌کردند تا اقدامات لازم برای مرحله دوم صورت گیرد.

وی در ادامه تصریح کرد: در هیئت رسیدگی به تخلفات اداری موارد اخطار کتبی بدون درج در پرونده، توبیخ کتبی با درج در پرونده و  کسر از حقوق و فوق‌العاده شغل یا عناوین مشابه برای عدم احراز صلاحیت در نظر گرفته نشد.

حصیری اظهار کرد: هیچ‌ یک از منتخبین از طریق مرکز حراست و یا گواهی سو پیشینه که توسط دادگستری تهیه می‌شود، رد صلاحیت نشدند و توصیه‌های وزیر آموزش‌وپرورش  و همچنین همراهی مرکز حراست باعث شد که در این موارد هیچ رد صلاحیتی نداشته باشیم.

 

برگزاری انتخابات با استناد به بند 14 از ماده 9 لایحه قانونی تشکیل شورای عالی آموزش‌وپرورش 

وی برگزاری انتخابات نمایندگان معلمان در شورای عالی آموزش‌وپرورش را اقدامی با استناد به بند 14 از ماده 9 لایحه قانونی تشکیل شورای عالی آموزش‌وپرورش  عنوان کرد و در توضیح این بند گفت: سه نفر صاحب‌نظر از نمایندگان معلمان یا مدیران مدارس که هر یک برای یک دوره‌ تحصیلی هستند، به شورای معاونان وزارت آموزش‌وپرورش معرفی می شوند و بدین ترتیب جزو اعضای شورای عالی آموزش‌وپرورش خواهند شد . این موضوع با توجه به سند تحول بنیادین ( بند 21 از اهداف عملیاتی) که به بازنگری و باز مهندسی ساختارها ، رویه‌ها و روش‌ها تأکید دارد و همچنین بند 8 از اهداف عملیاتی و راهکار 8-1 که به افزایش مشارکت نظام تعلیم و تربیت اشاره می کند و  مدرسه ، معلمان و دانش آموزان را به‌عنوان سرمایه انسانی و اجتماعی تلقی کرده و به اصلاح ، ارتقاء و تغییر نگرش آموزش‌وپرورش نیز اشاره داشته است.

 

نحوه برگزاری انتخابات: انتخابات دومرحله‌ای

 مشاور وزیر آموزش‌وپرورش در مورد نحوه برگزاری انتخابات اظهار کرد: برگزاری انتخابات در دو مرحله  برگزار می شود که مرحله اول به‌صورت الکترونیکی حدود دو ماه قبل برگزار شد. مرحله دوم نیز حضوری خواهد بود و در حال حاضر تدارک مرحله دوم این انتخابات را می‌بینیم.

وی درباره نحوه برگزاری مرحله اول انتخابات گفت: این انتخابات در سطح استان‌ها و تحت نظارت ستاد راهبری انتخابات حوزه ستادی، اداره کل و شخص مدیرکل آموزش‌وپرورش استان ، از طریق سامانه الکترونیک و متناسب  با سهمیه‌های استانی است یعنی به نسبت جمعیت آماری معلمان و مدیران، هر استان از حداقل 3 تا حداکثر 9 نفر، بدون در نظر گرفتن مقطع و جنسیت انتخاب می شوند. لازم به ذکر است که بر اساس نتایج حاصله در هر استان باید حداقل یک نفر از منتخبین متناسب با سهمیه استان خانم باشند که در این مرحله اگر حداقل یک خانم جزو منتخبین استان نباشد، از بین بانوان، اولین شخص حائز بیشترین رأی، با آخرین نفر سهمیه در آن استان جایگزین می‌شود.

حصیری ادامه داد: مرحله دوم انتخابات پس از مشخص شدن منتخبین هر استان به‌صورت متمرکز و با رأی گیری حضوری و مستقیم برگزار می‌شود و از بین راه‌یافتگان به مرحله دوم، براساس قانون شورای عالی آموزش‌وپرورش  ، یک نفر آموزگار یا مدیر دوره‌ ابتدایی – متوسطه اول و متوسطه دوم به عبارتی  از هر سه مقطع یک معلم و یا مدیر جمعاً 3 نفر، که حداقل یکی از آنان باید از بین بانوان فرهنگی باشد به‌عنوان برگزیدگان نهایی انتخاب می‌شوند.

وی با بیان اینکه مرحله دوم و نهایی انتخابات در9 اردیبهشت‌ماه جاری برگزار خواهد شد، گفت: تمامی مقدمات برای برگزاری بی‌عیب و نقص این انتخابات برنامه‌ریزی‌شده است و امیدواریم با مشخص شدن سه نماینده معلمان در شورای عالی آموزش‌وپرورش گام مؤثری برای مشارکت معلمان در تصمیم‌گیری‌های کلان آموزش‌وپرورش گرفته شود.

پایان گزارش/

منتشرشده در گفت و شنود

رسالت معلم از نگاه دانش آموز و جایگاه معلمان

با عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن هفته یزرگداشت مقام معلم

در جهان فراصنعتی امروز که ضرورت تحصیلات مدرسه ای امری اجتناب ناپذیر است به نحوی که مدرسه نرفتن یک کودک امری غیرقابل تصور تلقی می شود این پرسش مطرح است که رسالت معلم و مدرسه چیست؟ شاید پاسخ به این سؤال در نگاه اول ساده به نظر برسد اما تفاوتهای آشکار پاسخهای اندیشمندان مختلف اعم از فلاسفه (بعد فردی یا اجتماعی)، عرفا (بعد دینی و اخلاقی)، جامعه شناسان (بعد سیاسی و اجتماعی)، روانشناسان(بعد فردی)، سرمایه داران(بعد اقتصادی)، حکومتها ( بعد شهروندی)، جنبش های فمینیستی(حقوق تساوی)، خانواده ها (یافتن شغل و پایگاه اجتماعی) بیانگر دشواری های پاسخ به این سؤال اساسی است.

بنا بر این تناقض ها؛ این نوشته گزیده ای است ازبرداشتی آزاد از گفت و گو با یک دانش آموز کلاس هشتمی و به منظور آشکار شدن واقعیات و انتظارات پنهان و علایق و نیازها و خواسته های دانش آموزان از معلمان و همچنین تأمل و تفکر و ایجاد بینش و نه تحمیل یک نظرخاص که به تعبیر شفیعی کدکنی :

«زان می پریم اینجا که می ترسیم، پروازمان روزی رود از یاد»

ای معلم هر کس با عینک فهم و احساس محدود خود تو را می فهمد و می سنجد و کیست به آن بزرگی و دانایی رسیده باشد که مقام مجهول تو را با زیباترین واژه ها آراسته نماید جز خدا که تو را وارث پیامبران خواند و همردیف شهدا. و چه بیمناک است فهمیدن و چه رنجی می کشد معلم، آنگاه که به خوردن میوۀ ممنوعۀ خوب دیدن، خوب فهمیدن و خوب بودن وسوسه می کند و تو را همین عصیان موجب هبوط از بهشت حقیر قارونی و زیست کثیف ماکیاولی شده است و این سرشتی است که با محاکمه بزرگ معلم تاریخ بشریت یعنی سقراط حکیم در آن دادگاه کذایی سوفسطایی خودخواه رقم خورد آنگاه که گفت:

« من را بدان سبب شوکران می نوشانید که قصدم بیدار کردن شماست» و این قربانی شدن؛ در کربلا با سرنوشت تو درآمیخت آنگاه که امام حسین (ع) برای اصلاح و تربیت برخاست و در مدرسۀ عاشورا؛ غریبانه درس آزادگی آموخت.و فاصله ای است میان تو و آنها به بلندای تاریخ، چرا که زیست آنها برای حفظ آنچه هستند و آنچه دارند اما تو به بازگرداندن تمام آنچه جاهلانه و حتی عامدانه وارونه می شود می اندیشی.

به قول کانت یکی ازدو کار سخت دنیا «تربیت» است و رسالت تو حرکت کردن است و حرکت دادن؛ از ماندن به شدن و از چگونه هستن به چگونه بودن. می دانم بوروکراسی ماکس وبری به جانت افتاده ،می دانم مدرسه سرانه ندارد، می دانم عشق کجای هرم مازلو است، من توّرم و تحریم را می فهمم،  من تبعیض را می بینیم ،من اعتصاب را حق خواهی تو می دانم، من جایگاه تو را در کشورهای صاحب نام تعلیم و تربیت یافتم، من احترام به تو را در دین و آیینم خوانده ام، می دانم معیار پیشرفت تکنولوژی و اسلحه نیست، می دانم معیار رتبه بندی تربیت و فرهنگ است . به جای اصرار بر تئوری تکامل داروینی و میمون بودن اجداد من، مرا به ارزش خودم آگاه کن زیرا می دانم چه گروههای فریب خورده ای با عملیات انتحاری جان خود و دیگران را به خطر می اندازند تا زودتر به دروازه های بهشت برسند چون کسی آنها را به ارزششان آگاه نکرده یا تصویر کج و معوجی از آنها نشان شان داده است

معلم عزیزم؛

نالۀ زخم را از موی سپید و لرزش صدا و دستانت می شنوم به قول عارفی؛ عالمی بینی در این دنیا پر از مجروحان و معالجت کنندگانی مجروح تر از بیماران؛ امّافراموش نکن اینجا قرن 21 است و من در سیطرۀ مدرنیسم و پسامدرنیسم، من موردهجوم اصحاب بی رحم ایسم ها و مکتب ها و تکنولوژی ها و عرفان های جدید قرار گرفته ام.

من در مکتبخانۀ مدرنی تحصیل می کنم که می خواهد به تعبیر نیچه از من یک سکه رایج بسازد، یک مهرۀ خوب برای اقتصاد و به گفتۀ اریک فروم: اگر چه عقلم در عصر اتم اما قلبم در عصر حجر مدفون باشد.

* نمی خواهم علم مرا زیاد کنی به جای دادن اطلاعات بیرونی به تحول درونی من بیندیش ، با عصای موسایی ات تمام عمارت هایی که مانع پویایی و بالندگی من شده اند را ویران کن به فرمان امام موسی (ع) من را از مدار نیاز خارج نکن، به قول پیاژه من را درعدم تعادل نگه دار و به اصطلاح عرفا بر حیرت من بیفزا تا به جای فتح دنیا به فتح خودم بیندیشم.

رسالت معلم از نگاه دانش آموز و جایگاه معلمان

* روسو گفته بود راه درست تربیت، پیروی از راه طبیعت است اما آموزش و پرورش متأثر از شبه رویکردهای تقلیل گرای غربی که بیشتر بوی نفت و استعمار نو می دهند از توجه به من به عنوان یک کلیّت غیر قابل تجزیه غافل شده ، در فرهنگ و انضباط من بسیار بکوش زیرا بی انضباط خطرناک است و بی فرهنگ خام و خشن، به تعبیر شهید باهنر تربیت را از جایی شروع کنیم که کودک دوست دارد تا به جایی برسیم که خود دوست داریم.

* شک دکارتی را به جانم بریز تا از یقین های کورکورانه و بت های چهارگانه فرانسیس بیکنی رهایی یابم. واژه ها را تا حد فهمم پایین بیاور تا برایم ملموس و دستیافتنی شوند تا «یافتم یافتم» نیوتنی بر زبانم جاری شود. من پوشۀ کار تو نیستم ! من همان انسان موجود ناشناختۀ الکسیس کارل هستم ، من همان جعبۀ سیاه پرتاب شده به زمین هستم . پاسخی به ارزیابی زودهنگام فرشتگان: فقط خدا چیزی می داند که شما زود است بدانید، پس من را بر اساس عملکردم ارزیابی نکن من چیزی بیشتر از عملکردم هستم.

* نام تو علم را تداعی می کند اما من از تو می خواهم مرا از این معرفت کاذب علوم بی ثمرعاریه ای تهی نمایی که « العلم هو حجاب الاکبر».وبه وجدان خفته ام نسیم بیداری بنوازی و موجهای متلاطم آگاهی را بر ساحل سنگی جهل، و بدتر از جهل یعنی توهّم دانایی ام بکوبی که و بستر جوشیدنم را فراهم نمایی که «غایة العلم اعتراف بالجهل».

* همواره عقیده ات را برای من تشریح کن نه عقده ات را زیرا عقیده ات می تواند راهنما ی من باشد و عقده ات مایۀ انحطاط.

* به قول دکتر شریعتی دردهای عظیم به جانم بریز که مولانا گفته بود تن ما همچون مریم است هر یک از ما عیسایی داریم اگر درد پیدا شود عیسایی دیگر متولد می شود و درخت خشک؛ میوه دار، به قول افلاطون کودک آدمی همۀ معارف را در یک دورۀ چند هزارساله قبل از تولد با روح خود در عالم مُثُل و در محضرحق و حقیقت تحصیل کرده است من معلمی می خواهم که فقط مامایی بداند.

* می توانی در اولویت علم یا ثروت بستگی به اقتضای زمان تعدیل کنی اما همواره تزکیه را بر تعلیمم مقدم بدار که به گفتۀ ملاصدرا علم هرکس به میزان تزکیه و پاکی اوست .

 معجز احمد که مه را می شکافت 

در دل بوجهل جاهل ره نیافت

* هر کس از ظنّ خود به جنبه ای از وجود تو می نگرد طوری باش که همۀ دانش آموزانت سیراب شوند یکی حمزه شود یکی علی، یکی اویس قرنی شود یکی سلمان فارسی، یکی بلال حبشی شود و دیگری ابوذر غفاری. یکی فاطمه شود و دیگری خدیجه.

* به قول کانت تو فقط اصول را به من بیاموز تا رفتارم را بر پایۀ آن اصول بنا نهم و جزئیات را به شیوه خودم ابداع کنم همان با ادب باش تا بزرگ شوی ؛ همان دانا توانا بود را سرمشق هر شبم قرار ده.

* باغبان من باش نه نجار من تا بالندگی و سرسبزی ام را به نظاره نشینی ، کودکی ام را از من نگیر و در پی تسریع رشد من نباش که پیاژه گفته بود اگر چیزی را به کودک یاد دهید مانع یادگیری آن شده اید ؛ این نوع تعلیم و تربیت انعکاسی از آیین کارآیی یا موفقیت پرستی تعلیم و تربیت آمریکایی مبتنی بر اصالت بیشترین سود ممکن در کمترین زمان است.

* معلم عزیزم ؛ تربیت تک ساحتی و رشد کاریکاتوری دانش‌آموزان، معضل ریشه دار نظام تعلیم و تربیت ماست . در تربیت جنسی من بکوش اما تربیت دینی ام را فراموش نکن که نیهیلیسم این بار نه تا پشت در، بلکه با دستانی پر از اختلال شیزوفرنی تا عمق خانه آمده است. تربیت معنوی من را فدای تربیت حرفه ای ام نکن که حرفه ها منسوخ شدند و جای خود را به تکنولوژی های جدید دادند و چاپلین گفته است من روی طناب خیلی خوب راه می روم و می دانم چقدرسخت است اما به جرأت می گویم که آدم بودن و روی زمین راه رفتن از این هم سخت تر است.

* تأکید افراطی بر ریاضی و منطق و عقلانیت و مهارت حل مسأله، موجب نادیده گرفتن هنر و عاطفه و زیبایی شناختی و همدلی و مهارت طرح مسأله شده است ، هیچ کدام را فدای دیگری نکن من برای پرواز به دو بال نیازدارم؛ به یافتۀ میشل فوکو تربیت انسان تک ساحتی مساوی است با نادیده گرفتن ابعاد مختلف انسان.

* می دانم پس از تغییر نظام آموزشی به جای اینکه عاشق ترت کنند ماهرتر شدی، تو اکنون مرا با شیوه ها و فنون مختلف می سنجی اما مرا یک نگاه تو کافی است تا با یک نگاه شمس گونه ات مولوی درونم را آشکار کنی و با یک برخورد کشیش گونه ات از والژان دزد و بیچاره قهرمان بسازی و با یک حرکت درویش گونه ات عطرفروش معیشت طلب را به عطار طریقت طلب مبدل سازی و خاقانی ولگرد را شاعر نامی ایران.

* تبریک من را به مناسبت شرکت در جشنواره ها و طرح ها و کسب رتبه های عالی بپذیر اما بدان که با شرکت تو در این جشنواره ها تعداد غیبت هایت نیز در دفتر خاطرات دلم بیش از حد مجاز شده است به گفتۀ نیمایوشیج باید از چیزی کاست تا به چیزی افزود؛ فکر می کنم خیلی چیزها ازمن کاسته می شود.

* من پوشۀ کار تو نیستم ! من همان انسان موجود ناشناختۀ الکسیس کارل هستم ، من همان جعبۀ سیاه پرتاب شده به زمین هستم . پاسخی به ارزیابی زودهنگام فرشتگان: فقط خدا چیزی می داند که شما زود است بدانید، پس من را بر اساس عملکردم ارزیابی نکن من چیزی بیشتر از عملکردم هستم.

* با رسوخ اومانیسم به کشورم من محور تعلیم و تربیت شدم و تو تسهیل گر، این بوی لیبرالیسم است که در آموزش و پرورش به مشام می رسد. اما مرز خدمت و خیانت را بدان و نگذار این محوریت به خودبینی تبدیل شود تا در توهّم دانایی غرق نشوم ، به تعبیرافلاطون بردۀ دانسته های اندکم نباشم تا از خطرناک ترین زندان یعنی زندان خود رهایی یابم.

* من را نه تشویق کن نه تنبیه که گفته اند مدارس امروز همان جعبۀ اسکینر هستند کمی بزرگتر با حیاط برای بازی، تو فقط مثل آب زلال برکه باش فقط جوجه اردک زشت درونم را به من بنما خودم قوی سفید زیبا ی برکه می شوم. شک دکارتی را به جانم بریز تا از یقین های کورکورانه و بت های چهارگانه فرانسیس بیکنی رهایی یابم. واژه ها را تا حد فهمم پایین بیاور تا برایم ملموس و دستیافتنی شوند تا «یافتم یافتم» نیوتنی بر زبانم جاری شود

* نمی خواهم در آزمایشگاه های مصنوعی برای من یک پدیده اثبات شده را دوباره اثبات کنی ، اجازه بده تا بنا بر نظریۀ پوپر؛ خودم در طبیعت به ابطال تجربه هایم بپردازم شاید حقیقتی دیگر متولد شود.

* گفته می شود به جای اندیشه، اندیشیدن را آموزش دهید مگر می شود!؟ در این بمباران اطلاعاتی و تبلیغاتی! پس چرا خداوند تعلیم انسان را با «علم الاسماء» آغاز کرد با «اِقرأ» به اوج رساند و با «قُل» به پایان رساند.این هم بازی دیگری است شاید هم به تعبیر هایدگر دروغ مدرنیته. به قول دکتر چمران من باید از نظر علمی نیز از همه بهتر باشم آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین خواهم شد.

* به جای اصرار بر تئوری تکامل داروینی و میمون بودن اجداد من، مرا به ارزش خودم آگاه کن زیرا می دانم چه گروههای فریب خورده ای با عملیات انتحاری جان خود و دیگران را به خطر می اندازند تا زودتر به دروازه های بهشت برسند چون کسی آنها را به ارزششان آگاه نکرده یا تصویر کج و معوجی از آنها نشان شان داده است.

رسالت معلم از نگاه دانش آموز و جایگاه معلمان

* به یافته روانشناسان تربیتی ، تفکر کودکان با داستانهای خیالی بیشتر برانگیخته می شود مولوی گفته: من در مکتبخانۀ مدرنی تحصیل می کنم که می خواهد به تعبیر نیچه از من یک سکه رایج بسازد، یک مهرۀ خوب برای اقتصاد و به گفتۀ اریک فروم: اگر چه عقلم در عصر اتم اما قلبم در عصر حجر مدفون باشد

 کودکان افسانه ها می آورند 

درج در افسانه شان بس سرّ و پند

هزل ها گویند در افسانه ها      

 گنج ها جویند در ویرانه ها 

و به یافته جامعه شناسان آموزش و پرورش استفاده از متون و حوادث واقعی هم عصر دانش آموز، موجب عدم شناخت واقعی و بی ارزش شدن آنها و زایل شدن تفکر می شود، پس همان اشک یتیم را همیشه برایم بخوان زیرا با حذف پروین و سعدی و کوکب خانم و پطرس فداکار از کتابهایم، من آواتار تماشا می کنم، منزوتوپیا می بینم و جهان را باغ وحش مدرن انسانی می دانم . من کافکا و کامو و میلان کوندرا می خوانم و داستایویفسکی؛ من تازه یاد می گیرم که خدا مرده است و انسان گرگ انسان است.

 *هم از بزرگترها و رسانه ها و هم از تو خاطرات شیرین گذشته و لذت بازی های دهۀ شصت را می شنوم ، نمی دانم باید به گذشتۀ شما بازگردم یا آینده ساز سرزمین تان باشم.

* این قدر من را با بچه های قدیم مقایسه نکن که «الناس کمعادن الذهب والفضّه». نگذار دوباره شاهنامه تکرار شود و سهراب به دست پدرقربانی شود. وقتی مشکل تو را در کامپیوتر یا موبایل رفع می کنم این قدر نگو آفرین تو چقدر باهوش هستی زیرا تکنولوژی؛ پایین ترین مرتبۀ علم است و حافظه با فهم؛و هوش با خردمندی تفاوت بسیار دارد.

* در حالی که شما در ثنویت یوسف و زلیخا یا سیاوش و سودابه به عنوان مظهر پاکدامنی جدال می کردید من «فال آوت» بازی می کنم، من رمان« بار هستی» را به پایان رساندم و با نصب یک سایفون، پارتی شبانه مهمانی توما و سابینای هرزه دعوت شده ام. من عروسک باربی را ایده آل زنانگی گرفتم و آنیمه های ژاپنی را جایگزین خوبی برای ازدواج و شما شاهد بالاترین آمار طلاق و مشغول برگزاری همایش های بی ثمر برای کاهش طلاق.

* در حالی که شما هنوز در میان انتخاب دین باستانی با پیامبر ایرانی یا دین جهانی با پیامبر الهی مانده اید من به آیین هدونیسم (لذت گرایی)مذهب فرویدیسم، پیامبراُشو و پرستش شیطان ایمان آورده ام.

* تو گفتی چرا شهید حججی در سوریه و عراق ؟ اما ازحملۀ روزانه 90 دقیقه ای سربازان کارتونی به 28 میلیون کودک ایرانی واختلال «دِمانس» همسالان من چیزی نگفتی؟ آن هم در سی دی فروشی محله، یا در خانه پدرم ، کنارآشپزخانه مادرم، در تلویزیون، روی جلد دفترم، در کامپیوتر خودم، با نهنگ آبی و کلش آف کلنز و جی تی آی12  و فارکرای15 و رزیدنت اویل 4، بتل فیلد3 و من تنها و بی دفاع !؟

* من فیزیک و معماری می خوانم و سیل و زلزله خانه ام را ویران می کند، من زیست شناسی می خوانم و کشورم دچار خشکسالی و انقراض پلنگ و ببر و یوز ایرانی است.من شیمی می خوانم و میوه های سمی و مرغ هورمونی می خورم. من اقتصاد می خوانم و کالای چینی می خرم. من تعلیمات دینی می خوانم  و سکولار زندگی می کنم. من تاریخ می خوانم و یکی از بزرگانم برای رهایی از خشکسالی دعا می کند و عزیز دیگری تشنه جان می دهد و من به جای عبرت و پند و آمادگی برای جنگ آب، در سال روز یکی می رقصم و در سالروز یکی می گریم. من مدنی می خوانم و با قانون ستیز دارم. من ورزش می کنم و عارضه اسکلتی دارم.

من در مدرسه خواندم مواد 4 دسته اند: مایع، گاز، جامد، پلاسما؛ اما در جامعه با نوع پنجم یعنی مخدر بیشتر آشنا شدم.

رسالت معلم از نگاه دانش آموز و جایگاه معلمان

من روانشناسی می خوانم و بیشتر با خودم غریبه می شوم.من طرح جابر شرکت می کنم و تبلت خارجی هدیه می گیرم، من احترام به بزرگان را می آموزم اما با تحقیر بدتر از قتل امیرکبیرها و مصدق ها و شریعتی ها این بار نه در حمام و زندان، که در فضای مجازی خودم را بی هویت می کنم، من فرهنگ کهن دارم و شلوارجین می پوشم. من از حقوق زنان می خوانم و کشورم بزرگترین وارد کننده مواد آرایشی.

من و ضعف های آموزشی دوران تحصیل و بازار دوپینگ کلاس های کنکور و روش های تست زنی و کتابهای طبقه بندی شده ، آنها برنامه ریزی و نقشه خاورمیانه جدید و تغییر حکومتها و گاوشیرده. آنها بزرگترین مترجم آثار کلاسیک شرق و من بازار سند2030 و تئوری های تاریخ مصرف گذشتۀ غرب، منشور سفالینم برای آنها قانون و مادّۀ صنعتی آنها برای من افیون.فارابی و ابن سینا و خوارزمی و خیام برای آنها، سیندرلا و یوکوهانتس و زامبی و باربی واَنگری بردز و اِسپایدرمن و سوپرمن و بتمن و باب اسفنجی و میکی موس و تام و جری برای من.

این همه فاصله میان من و تو!


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه استان ها و شهرستان ها/

در پی درج مطلبی با عنوان " انتقاد از دخالت نماینده مجلس در امور آموزش و پرورش هریس " ( این جا ) ؛ اداره آموزش و پرورش هریس جوابیه ای برای صدای معلم ارسال کرد .

این رسانه ضمن تشکر از پاسخ گویی آن اداره محترم و نیز تشکر از زحمات آن مجموعه عین جوابیه را منتشر می کند .

گروه گزارش/

گفت و گوی صدای معلم و مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در مورد مطالبات و فرهنگ امنیتی و جایگاه رسانه

« صدای معلم » نخستین بار و در یکم اسفند ماه سال قبل از محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان برای گفت و گو دعوت رسمی به عمل آورد . ( این جا )

با این حال به این دعوت پاسخ داده نشد و در این راستا صدای معلم در دفعات نسبت به عدم پاسخ گویی انتقاد کرد .

امروز پنج شنبه پنجم اردیبهشت گفت وگوی صدای معلم و مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در دفتر وی انجام گردید .

نمایندگان صدای معلم در این گفت و گوی یک ساعته نرگس کارگری ، حمید قاسمی و کرامت رنجبر دستیانی بودند .

مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در ابتدا ضمن اظهار خشنودی از برگزاری این گفت و گو گفت :

مجموعه آموزش و پرورش از جمله دغدغه هایی که دارد وضعیت کمبود نیروی انسانی است و استان اصفهان نیز از این قاعده مستثنی نیست و مهرماه سال گذشته با کسری نیروی حدود 14 هزار نفر مواجه بود که با توجه به پارامترهای ابلاغی وزارت خانه این کمبود در دستور کار آموزش و پرورش استان قرار گرفت و سال تحصیلی 98-99 کسری بیشتری نسبت به امسال خواهیم داشت و بنا بر این  است که از طریق نگه داشت بخشی از نیروهای در شرف بازنشسته شدن و دعوت به کار این کسری نیرو جبران شود .

اعتدادی در ادامه افزود :

بخش عمده مشکلات آموزش و پرورش در حوزه نیروی انسانی  و امور مالی  است و این مباحث دغدغه فعلی آموزش و پرورش نبوده و به قبل از انقلاب بر می گردد و دغدغه من در این مدت عدم تامین منابع مالی برای پرداخت حقوق و دستمزد نیروهای حق التدریس است و بنده شرمنده همکاران حق التدریس هستم و همکارانم با بزرگواری تمام قد وظایف خود را در مدارس انجام می دهند و به طور مستمر  پیگیر موضوع مطالبات هستم . و اولویت بنده توسعه مشارکت ها مردمی در آموزش و پرورش است و مدیری موفق است که هم حاکمیت و هم مردم او را پشتیبانی کنند. و بدون مردم هیچ کاری را نمی توانیم پیش ببریم و مردم مداری و اخلاق مداری را سرلوحه کار خود قرار داده ام .

مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در پاسخ به پرسش صدای معلم در مورد امنیتی شدن و نگاه امنیتی به رسانه ها تصریح کرد :

من بخشی از خدمتم در حوزه حراست اداره کل بوده و عملکردم را در آن زمان شما دنبال می کردید و نگاه من امنیتی نبود و در واقع نگاه امنیتی حاکم نبود و به هیچ وجه نگاه و شعار ما امنیتی نبوده و نیست .

گفت و گوی صدای معلم و مدیر کل آموزش و پرورش اصفهان در مورد مطالبات و فرهنگ امنیتی و جایگاه رسانه

اعتراضات فرهنگیان قبل از حضور من هم بوده است و متفاوت با استانهای دیگر و دو کانال این جریانات را را پیگیری می کردند و ترغیب می کنند که هر هفته پنج شنبه در گوشه ای از شهر که آن کانال مشخص می کرد تجمع کنند .

بحث امنیت شهر یک متولی دارد و قطعا استحضار دارید که شورای تامین هر استان و شورای تامین شهرستان ها اینها باید تدابیری را بیندیشند و از عهده من و آموزش و پرورش خارج است و واقعا ما در آن جلسات دعوت هم نمی شویم و مسئولین امر حضور نیروهای انتظامی را بنا به دلایلی که من هم نمی دانم لازم می دانند اگر چه بنده این موضوع را به استاندار منتقل کردم و در جلسه ای که در خدمت ایشان بودم این نگرانی هایی  که از طریق معلمین عزیز و تشکل ها به من گفته بودند انعکاس دادم و استاندار از این موضوع نگران بودند و این شد که در حضور تشکل ها از فرمانده نیروی انتظامی دعوت شد و جانشین ایشان تشریف آوردند .

در حضور دوستان تشکل ها این موضوعات و نوع برخوردها با فرهنگیان که مورد پسند نیست و در شان معلمین نیست بیان گردید و ایشان نیز توضیحاتی داد و مجدد دنبال می کردیم و ما هم این گونه برخورد ها را نمی پسندیم چرا که معلمین دنبال مطالبات صنفی خود هستند .

اعتدادی در مورد تعامل با رسانه ها تاکید کرد :

در مورد تعامل با رسانه ها و این موضوع که آموزش و پرورش را خوب  به جامعه  بشناسانیم و خدمات این عزیزان را و دو عنصر ارزنده معلم و دانش آموز و خدمات این دو گروه رسانه است و قطعا می توان بیان کرد که اول و آخر این مطلب رسانه هست. و من نمی پذیرم که با رسانه ها تعامل ندارم و تعامل با رسانه را از اولویت های کار خود می دانم.

مشروح این گفت و گو در صدای معلم منتشر خواهد گردید .

پایان گزارش/

منتشرشده در گفت و شنود
پنج شنبه, 05 ارديبهشت 1398 11:36

جامعه ی گروتسکی

جامعه ی گروتسکی و بحران اخلاق در دانش آموزان ایرانی و نظام آموزشی ایران

‍ یکی از همکاران که در مقطع ابتدایی تدریس می کند این نامه را از دانش آموز کلاس چهارم خود کشف و ضبط کرده است.
نامه این دانش آموز ده ساله آینه ی تمام نمای فروپاشی اخلاقی و اجتماعی جامعه ی ماست.
همچنین این نامه یک صنعت بسیار مهم ادبی را هم در خود دارد.
صنعت گروتسک (Grotesque)
گروتسک، طنزی در ادبیات است که منجر به خنده ی دهشتناک می شود.
کاراگاهی که خود قاتل بوده است و قاضی که خود جانی بوده است و روانشناسی که خود دیوانه بوده است و روحانی که خود با روسپی شهر مراوده ای داشته است و سرهنگی که شریک دزد بوده است همه باعث یک لبخندی می شود که پشت آن لبخند، یک ترس و وحشت عمیقی نهفته است.
به عبارت دیگر ، گروتسک باعث می شود مخاطب بر اثر وحشت و ترس عجیب خود ناخودآگاه بخندد. یعنی خنده ای که از سر هول و اضطراب و تشویش و ناامنی است.

خب در این نامه، دانش آموز ده ساله، نامه ی خود را به قید "حتمن، حتما" شروع می کند که ناشی از تردید او بر سر شکل صحیح املایی واژه است و نمی داند کدام یک درست است. سپس به دوست دختر خود سفارش می کند که در محل قرار (دم مغازه عسکری) با آرایش حاضر شود و در غیر این صورت به محل نیاید. اکیدا توصیه می کند که "تیپ بزن من هم تیپ می زنم" ضمنا به مادر خود هم چیزی نگوید تا باهم به رستوران بروند.
وقتی ویروس فساد و ولنگاری تا به این حد به دانش آموزان ده ساله ی ما هم سرایت کرده است و وقتی آموزش و پرورش که نهاد تعلیم و تربیت است عملا کارکرد خود را از دست داده است و به جای تعلیم و تعلم و پروریدن، صرفا نقش نگهداری بچه ها از ساعت 8 تا 12 را دارد و با سهل انگاری در امور آموزشی بی سوادان مدرک به دست و سفیهان خودشیفته تربیت می کند چیزی جز یک تباهی بزرگ برای جامعه ما به ارمغان نخواهد آورد.
ما در آینده ای بسیار نزدیک و شاید همین الان گرفتار یک طاعون سراسری خواهیم شد.
والسلام

جامعه ی گروتسکی و بحران اخلاق در دانش آموزان ایرانی و نظام آموزشی ایران


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در دانش آموز

گروه گزارش/

سایت سازمان معلمان ایران نوشت :

" عصر روز چهارشنبه 28 فروردین ماه، خانه تشکل های معلمی در شیراز طی مراسمی با حضور وزیر آموزش و پرورش افتتاح شد. در این مراسم مسئولان استانی تشکل های معلمی، تعدادی از منتخبین مرحله اول شورای عالی آموزش و پرورش استان فارس و تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات استانی حضور داشتند.

در این مراسم اکبر هوشمندی به نمایندگی از منتخبین شورای عالی آموزش و پرورش حاضر در مراسم به وزیر آموزش و پرورش خوش آمد گفت و از وفای به عهد مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس در اجرای پیشنهاد سازمان معلمان فارس مبنی بر افتتاح خانه تشکل ها تشکر کرد. وی سپس نظر وزیر را در مورد  استفاده از ظرفیت منتخبین مرحله اول شورای عالی آموزش و پرورش سراسر کشور جویا شد.

وزیر آموزش و پرورش در پاسخ اظهار داشت: از ظرفیت منتخبین مرحله اول در شوراهای آموزش و پرورش استان و همچنین به عنوان رابط شورای عالی و حضور در کمیسیون های تخصصی استفاده خواهد شد. "

« اصغر حصیری » مسئول ستاد راهبری انتخابات نماینده معلمان در شورای عالی آموزش‌ و پرورش گفته بود :

 در مرحله اول این انتخابات 160 نفر برای ورود به مرحله دوم که اوایل اردیبهشت ماه به صورت حضوری در تهران برگزار می شود، انتخاب خواهند شد تا در نهایت 3 نفر از میان فرهنگیان و به انتخاب آنان به عضویت ثابت شورای عالی آموزش و پرورش درآمده و با حکم رئیس جمهوری به مدت 4 سال در این شورا فعالیت داشته باشند.

اما شنیده ها حاکی از تغییر شرایط و حتی نقض گفته های مسئولان وزارت آموزش و پرورش دارد .

گفته می شود به جای 3 نفر قرار است 9 نفر به شورای معاونین وزارتخانه معرفی تا از میان آنان 3 نفر انتخاب شود .

همچنین  قرار بوده است برای منتخبین در شورای آموزش و پرورش استان ها ابلاغ عضویت به مدت ۴ سال زده صادر گردد اما گزارش ها و اخبار حاکی است که بسیاری از مدیران کل آموزش و پرورش استان ها به حرف های سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش توجهی نکرده اند .

« صدای معلم » در جهت تنویر افکار عمومی آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .

در این راستا تعدادی از منتخبان فرهنگیان طی نامه ای به وزیر آموزش و پرورش که نسخه ای از آن برای صدای معلم ارسال گردیده است مواضع خود را در این مورد بیان کرده اند .

منتشرشده در گفت و شنود

افزایش حقوق معلمان و تورم و بحران مدیریت

داستان من بدو آهو بدو ، زندگی زیر خط فقری بدو ، حکایت اصلی ماست. دولت ها سال ها تلاش کردند تا افزایش نرخ تورم را به افزایش حقوق فرهنگیان و کارگران وصل کنند و نوعی عذاب وجدان به آنان تزریق کنند. آنان هرگز به افزایش حقوق و مزایای سایر بخش ها و تأثیر آن بر این مهم اشاره ای نکرده اند. برای همین افزایش قطره ای حقوق آنان ، اول هر سال ، نمایشی گردید برای امیدواری های لحظه ای و ناامیدی های چند روز پس از آن .

بنا به گفتۀ مسئولان و کارشناسان اقتصادی عمده دلایل افزایش تورم در جامعه ، افزایش نرخ ارز ، افزایش واردات ، کاهش سطح تولید ، افزایش نرخ نفت و پرداخت نقدی یارانه است که ردّ پای کارگران و فرهنگیان در آن اصلا دیده نمی شود و عدم برقراری همترازی حقوق فرهنگیان با سایر سازمانها که از مطالبات اصلی آنان می باشد با بهانه های گوناگون از جمله تأثیر آن بر افزایش تورم ، تا به امروز به ثمر نرسیده است و شاید هم اصلا اراده و قصدی برای تحقق آن وجود ندارد.

افزایش هر سالۀ حقوق در وضعیت کنونی ، قادر به نجات این دو قشر زحمتکش جامعه از قعر چاهی که زیر خط فقر قرار دارد نیست. محرومیت این دو قشر علت تورم کشور نیست بلکه معلول بسیاری از عوامل دیگر از جمله خود تورم و نادیده گرفته شدن آنان است. در زیر با حقایق داستان نرخ تورم در ایران و دلایل تشدید بحران اقتصادی ، بیشتر آشنا می شویم. سرمنشأ آموزش و همچنین سرمایه های تولید کشور یعنی دو ستون اصلی جامعه ، در محرومیت اقتصادی که به محرومیت فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی آنان نیز منجر می گردد ، به سر می برند



ترسی از اعلام افزایش ۴۵۰ درصدی قیمت یک کالا نداریم !
" پاسخ رئیس مرکز آمار به ابهام مردم درباره نرخ تورم : ترسی از اعلام افزایش ۴۵۰ درصدی قیمت یک کالا نداریم . رئیس مرکز آمار معتقد است آمار تورم نشان دهندۀ تغییرات قیمت مجموعه ‌ای از کالا‌ها به طور میانگین است و میزان گرانی کالا را نشان نمی‌ دهد. به گزارش خبرگزاری تسنیم ، امیدعلی پارسا رئیس مرکز آمار با بیان این که علت استفاده از 2 عدد برای اعلام تورم ، محاسبه بر مبنای دو فاصله زمانی است ، اظهار داشت: تغییر شاخص کل فروردین امسال نسبت به فروردین سال قبل ٥١,٤ درصد است و معنی آن این است که خانوار‌ها ٥١,٤ درصد بیشتر از فروردین پارسال برای خرید یک "مجموعه کالا و خدمات یکسان" پرداخت کرده اند، اما نرخ تورم در 12 ماه اخیر حدود 31 درصد است که البته رقم بالایی است.
رئیس مرکز آمار در عین حال افزود: البته ما نمی توانیم ادّعا کنیم که این رقم در همه نقاط کشور یکسان است ، چرا که ما به همه فروشگاه‌ها و یا مناطق مراجعه نکرده ایم ، بلکه بر اساس معیار‌ها و روش‌های علم آمار عمل کرده ایم و میانگین‌ها را محاسبه و ارائه کرده ایم." (1)

افزایش حقوق معلمان و تورم و بحران مدیریت

رقم واقعی خط فقر چقدر است ؟
" رسول خضری نماینده مردم پیرانشهر و سردشت و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با تأکید بر این که رقم خط فقر با توجه به نرخ تورم باید تغییر پیدا کند اظهار داشت: خط فقر را ۳ میلیون تومان تعریف کردند که به نظر من خط فقر الان با این وضعیت گرانی باید تغییر پیدا کند و من فکر می‌کنم خط فقر به ۵ میلیون در شهرستان‌ها و در تهران به ۱۰ میلیون نزدیک می‌شود و این واقعیت را باید بپذیریم . هرچند دولتمردان این خطوط را برای آرامش جامعه پایین ‌تر می‌آورند ، ولی آرامش جامعه را رفاه و جیب مردم تعیین می ‌کند نه حرف و گفتۀ مسئولان . ما اصرار داشتیم بسته حمایتی داده شود و اگر بشود هر ماه و اگر بودجه دولت نرسد تاریخی را تعریف کند که حداقل ۲ یا ۳ بار در بازده زمانی مختلف به مردم داده شود.
احمد میدری معاون رفاه وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی نیز گفته است : امروز ۱۸ تا ۳۵ درصد مردم زیر خط فقر هستند. " (2)
" رسول خضری ، نماینده مجلس دهم ضمن بیان این که امروز ارزش پول سوریه ، عراق و افغانستان از ارزش پول ما بیشتر است در حالی که ذخایر ارزی ما چندین برابر این کشورها است ، گفت: به اعتقاد من مشکل از مدیریت ناصحیح است و حواله دادن نابه سامانی ها به دشمن خارجی ، شانه خالی کردن از مسئولیت است.

وی تصریح کرد: من متأسفم بگویم در جریان نوسانات ارزی در کشور دولت بالای 200 هزار میلیارد تومان از جیب مردم درآمدزایی کرد. در مقابل ارزش پول مردم یک سوم شد و حداقل سه برابر فقیر تر شدند و نیمی از جامعه به زیر خط فقر سقوط کردند." (3)

افزایش حقوق معلمان و تورم و بحران مدیریت

دلایل اصلی افزایش تورم در ایران چیست؟
ابراهیم بهادرانی معاون بررسی های اقتصادی اتاق بازرگانی تهران در تشریح تورم ، چالش ها و راه حل های آن که به صورت گزارشی در بیست و نهمین نشست هیئت نمایندگان اتاق تهران ارائه شد ، اظهار داشت :
"افزایش نقدینگی اصلی ترین و مهمترین عامل تورم در ایران شناخته شده است . در بررسی چالش های تورم و راهکار و راه حل های آن در اتاق بازرگانی تهران دلایل متعددی بررسی شد که مهمترین آنها "افزایش نقدینگی و رکود در بخش تولید" کشور اشاره شد.
برای رفع موانع و بهبود فضای کسب و کار رسیدگی به بحث هایی مثل تورم ، اشتغال و رشد اقتصادی اولویت بیشتری دارد که در واقع تورم "به افزایش سطح عمومی قیمت ها و کاهش قدرت خرید پول " گفته می شود. تورم ، مداوم ، نامنظم و تشدید شونده است و به ندرت به سطح اولیه برمی گردد به طوری که از سال 1315 تاکنون کشور ما به طور دائم تورم داشته است.کاهش تورم به معنای کاهش قیمت ها نیست بلکه به معنای کاهش سرعت رشد قیمت ها است اما اگر تورم منفی شود به معنای کاهش متوسط قیمت ها است اگرچه ممکن است حتی قیمت برخی از کالاها هم افزایش پیدا کند.
در سال های 1321 تا 1323 به دلیل جنگ جهانی دوم بیشترین تورم در کشور ما رخ داد و شاخص تورم به 156 درصد رسید و بهترین سال مربوط به 1341 تا 1350 است که معدل سالیانه تورم به 1.7 درصد رسید.
افزایش قیمت نفت باعث شد تا تورم در کشور ما دو رقمی شود ، در بررسی تورم پس از انقلاب اسلامی در فاصله سالهای بین 1379 تا 1383 تورم 14.12 درصد بوده است که پایین ترین رقم در 34 سال گذشته هم بوده است و در فاصله سال های 1374 تا 1378 متوسط تورم 22.5 درصد بوده است و در سال 1374 تورم 49 درصد بوده که بالاترین نرخ پس از انقلاب را داشته است.
در تشریح انواع تورم باید گفت:
تورم پنهان به تورمی گفته می شود که قیمت ها در آن ثابت است اما کیفیت کالا و خدمات کاهش پیدا می کند،
در تورم خزنده که از نظر اقتصاددانان تورم مفیدی است در هر 10 سال 20 درصد تورم بالا می رود.
در تورم شتابان شاهد افزایش سریع قیمت ها هستیم
و در تورم سرکش که متأسفانه در کشور ما رخ می دهد تورم به بالای 50 درصد می رسد که این شرایط معمولا بعد از جنگ ها اتفاق می افتد.

تورم یک درصدی مفید است اما تورم بالای 10 درصد ایجاد مشکل و نارضایتی می کند و در تورم بالای 50 درصد نابه سامانی ایجاد شده و نارضایتی به اوج می رسد. کشور ما دچار بیماری رکود تورمی است . رکود تورمی به " افزایش عمومی قیمت ها در شرایط کاهش رشد اقتصادی گفته می شود " که متأسفانه اقتصاد ما به آن مبتلا است. " رسول خضری ، نماینده مجلس دهم ضمن بیان این که امروز ارزش پول سوریه ، عراق و افغانستان از ارزش پول ما بیشتر است در حالی که ذخایر ارزی ما چندین برابر این کشورها است ، گفت: به اعتقاد من مشکل از مدیریت ناصحیح است و حواله دادن نابه سامانی ها به دشمن خارجی ، شانه خالی کردن از مسئولیت است "
بدترین نوع مبارزه با تورم ، تزریق نقدینگی است ، اثرات رکود تورمی شامل از بین رفتن تمایل به خرید ، کاهش واردات مواد اولیه ، از دست رفتن رقابت تولید داخل با واردات و تعطیلی و نیمه تعطیلی واحدهای تولیدی است. استفاده از درآمد نفتی در بودجه باعث افزایش تورم می شود. کسری بودجه دولت و استقراض از سیستم بانکی باعث افزایش نقدینگی و افزایش تورم می شود که در برخی سال ها کسری بودجه دولت حتی به 85 درصد هم رسیده است. در سال 1388 دولت به نظام بانکی 36 هزار میلیارد تومان بدهکار بوده است که این رقم در سال 1389 به 55 هزار میلیارد تومان رسیده است و رشد 53 درصدی داشته است.
هزینه بودجه از سال 57 تا 87 به 363 برابر رسیده است. حجم نقدینگی از سال 60 تا سال 1389 به طور متوسط در هر سال 34.9 درصد رشد داشته است به طوری که حجم نقدینگی در سال1352 ، 52 میلیارد تومان بوده است و در سال89 ، 236 هزار میلیارد تومان شده است و در طول 37 سال گذشته 4 هزار و 564 برابر شده است.
مصرفی شدن باعث افزایش تورم می شود مثلا : مکالمه با تلفن در کشور ما 10 برابر میانگین جهانی ، مصرف نان شیرینی ، بنزین و شکر 6 برابر میانگین جهانی ، مصرف نوشابه 4 برابر میانگین جهانی و مصرف برق و گاز 3 برابر میانگین جهانی است.
در سال 1391 ، 42 هزار میلیارد تومان یارانه نقدی پرداخت شده است 14 هزار میلیارد تومان به صورت استقراض یا برداشت از بودجه بوده است و با توجه به سرعت گردش پول که 6/4 درصد است این میزان یارانه ، 64 هزار میلیارد تومان تقاضا در کشور ایجاد کرده است.
از سوی دیگر ، قاچاق و همچنین واردات باعث افزایش تورم می شود، در سال 1389 فقط 3 درصد کشف قاچاق صورت گرفته و همچنین رشد واردات در کشور باعث ضربه خوردن به تولید داخلی کشور و همچنین کاهش سرمایه گذاری شده است. در کشورهایی که واردات بالا است افزایش قیمت جهانی باعث تورم وارداتی می شود.

افزایش نرخ ارز نیز تورم زا است و باعث افزایش قیمت تمام شده و افزایش قیمت کالاهای وارداتی شده است. افزایش دستوری هزینه دستمزد نیروی کار باعث افزایش تورم می شود چرا که کارایی کارکنان متناسب با افزایش هزینه ها بالا نمی رود. رتبه کسب و کار در سال 2005 در بین 183 کشور برای کشور 113 و در سال 2012 ایران رتبه 144 در وضعیت کسب و کار در بین 183 کشور داشته است و در بین 15 کشور خاورمیانه و شمال آفریقا رتبه کشور ما 13 است به طوری که عربستان در دنیا رتبه 12 ، امارات رتبه 33 ، قطر رتبه 36 ، بحرین رتبه 38 و اردن رتبه 69 را دارد. هزینه سرمایه گذاری در کشور ما نسبت به 143 کشور دیگر گرانتر است. افزایش قیمت انرژی یکی از دلایل افزایش تورم است چرا که باعث افزایش هزینه های تولید می شود.

در بررسی دلایل تورم در ایران پژوهشی را که دکتر جلالی نائینی در سال 76 انجام داده است و این بررسی بین سال های 1372 تا 1385 صورت گرفته دلیل اصلی افزایش تورم ، افزایش حجم پول بوده است. همچنین در پژوهشی که 2 تن از کارشناسان صندوق بین المللی پول برای سال های بین 1369 تا 1380 انجام داده اند افزایش حجم نقدینگی دلیل اصلی تورم مشخص شده است و در پژوهش دیگری که در صندوق بین المللی پول انجام شده است و سال های بین 1384 تا 1386 مورد بررسی قرار گرفته است نقش پول در تورم ایران از بقیه شاخص ها مهم تر بوده است و اگر به رشد نقدینگی و تورم توجه داشته باشیم متوجه می شویم که بین این دو شاخص تناسب مستقیم وجود دارد.

افزایش حقوق معلمان و تورم و بحران مدیریت

راه حل های تورم
در تنظیم سیاست های مالی کشور باید از روش ارز بانک مرکزی جلوگیری شود، کسری بودجه از بین برود ، استقراض از سیستم بانکی از بین برود، جلوگیری از رشد غیرمتعادل هزینه ها در دولت صورت گیرد، کمک به اجرای قوانین در صندوق توسعه ملی صورت گرفته و برداشت از این صندوق در شرایط بحرانی باشد، از طولانی شدن پروژه های دولتی جلوگیری شود و از شروع پروژه ها بدون داشتن بودجه نیز خودداری به عمل آید. از دیگر راهکارها ، تنظیم سیاست های پولی است که می توان به کاهش حجم نقدینگی ، کاهش دستوری نرخ سود سپرده ها و کاهش رشد پول و چاپ اسکناس اشاره کرد. جلوگیری از واردات ، افزایش ریسک قاچاق ، رقابتی کردن تولید ، کاهش هزینه مبادله ، افزایش فضای امنیت اقتصادی ، اصلاح فضای کسب و کار ، تخصیص درآمدهای نفتی به سرمایه گذاری ، راهکارهای غیرنقدی یارانه ای ، افزایش کارایی کارکنان ، افزایش کارایی خدمات ، افزایش خودداری از تصمیمات غیرعلمی ، گسترش حضور بخش خصوصی در اقتصاد و اجرای پروژه ها در داخل کشور اشاره کرد. " (4)

عدم تعادل اقتصادی و بحران های حاکم بر اقتصاد کشور ، بیشترین آثار تخریبی را بر ارزش پول ملی و کاهش قدرت خرید اقشار محروم جامعه گذاشته است.

بسیار متأسف هستم که سرمنشأ آموزش و همچنین سرمایه های تولید کشور یعنی دو ستون اصلی جامعه ، در محرومیت اقتصادی که به محرومیت فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی آنان نیز منجر می گردد ، به سر می برند.

به نظر شما مسئولان من معلم با این محرومیت خود چگونه اثری بر تارو پود دانش آموزان این سرزمین خواهم گذاشت ؟ یا بدون هر نوع انگیزه و انگیزشی چگونه کارکرد خود را به خوبی انجام خواهم داد و آیا الگوی مناسبی برای انتخاب شغل معلمی توسط آنان خواهم بود ؟ شمای مسئول ارشد کشور حاضرید فرزندتان یک معلم شود و فقط با حقوق زیر فقر آن زندگی کند؟ مگر معلمی شغل انبیا نیست ، مگر ارزش و منزلت معلمان والاتر از دیگر مشاغل نیست ؟ راستی دیدگاه شخصی اما واقعی شما نسبت به شغل معلمی چیست ؟!

1) https://tn.ai/1995235 ، سوم ارديبهشت ۱۳۹۸ ، خبرگزاری تسنیم .
2) خط فقر چند میلیون تومان است؟ گروه اقتصادی الف ، ۹ آذر ۱۳۹۷.
3) خانۀ ملت ، خبرگزاری مجلس شورای اسلامی ، دهم مرداد 1397.
4) دلایل اصلی افزایش تورم در ایران چیست؟ 17سپتامبر 2016 ، فصل نامۀ پژوهش های اقتصادی .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در اقتصاد
چهارشنبه, 04 ارديبهشت 1398 18:06

معلم سرا طرحی چند منظوره

معلم سرا طرحی چند منظوره

همان طور که می دانیم یکی از مشکلات فعلی آموزش و پرورش ایران کمبود شدید نیروهای خدماتی و سرایدار می باشد.
به دلیل عدم استخدام نیروهای جدید این مشکل روز به روز حادتر شده و مدیران مدارس را در تنگنا قرار می دهد.
عمده نیروهای موجود نیز اغلب پیر و فرتوت بوده و عملا کارایی لازم برای محافظت از مدارس را ندارند.

پارسال یکی از کارشناسان آموزش و پرورش کرج در یکی از جلسات طرحی تحت عنوان معلم سرا مطرح نمودند. گرچه این طرح در وهله اول شاید غیر منتظره و به نوعی توهین آمیز تلقی گردد ولی اگر واقع بینانه بنگریم در شرایط موجود که دولت امکان تأمین نیروهای سرایداری را ندارد حداقل در کلانشهرها قابلیت اجرایی شدن را دارد.می دانیم مدیر مدرسه در وقت اداری پاسخگوی تمام اتفاقات مثبت و منفی مجموعه می باشد. بعد از وقت اداری گرچه مسئولیت حراست و حفاظت از مراکز آموزشی با سرایدار می باشد، ولی نهایتا پای مدیر گیر اتفاقات احتمالی است.

از طرفی در کلانشهرها خیلی از همکاران و همچنین مدیران و معاونان در مسکن اجاره ای رفع و رجوع می کنند.با لحاظ این دو مقوله می توان با طرح معلم سرا با یک تیر سه نشان زد:

اولا: مشکل کمبود سرایدار را حل نمود .
ثانیا: با تبدیل نیروهای سرایداری به خدماتی مشکل کمبود نیروهای خدماتی را موقتا حل کرد.
ثالثا: مشکل مسکن برخی از همکارانی که راغبند تا در این طرح مشارکت کنند را مرتفع نمود.

و اما خلاصه طرح معلم سرا به شرح زیر است:

مکان هایی را که سرایداران در آن مستقرند با صرف هزینه ای نازل تجهیز کرده و تحت عنوان معلم سرا در اختیار مدیر مجموعه قرار دهند. مدیر در صورت تمایل خودش (و یا به تشخیص و مسئولیت وی یکی از معاونان و یا معلمان داوطلب مشارکت در طرح) در مجموعه مستقر شود و ضمن حفاظت از مرکز آموزشی از چنگالهای تیز اجاره خانه در کلانشهرها آزاد گردد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

انتصابات علیرضا کاظمی تا چه میزان با تعهدات و قول های مسعود پزشکیان هم خوانی داشته و توانسته رضایت معلمان را جلب کند ؟

خیلی زیاد - 1.9%
زیاد - 0.9%
متوسط - 2.3%
کم - 2.5%
خیلی کم - 92.4%

مجموع آرا: 1986

دیدگــاه

تبلیغات در صدای معلم

درخواست همیاری صدای معلم

راهنمای ارسال مطلب برای صدای معلم

کالای ورزشی معلم

تلگرام صدای معلم

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور