گروه اخبار/
نشست نقد و بررسی عملکرد آموزش و پرورش با حضور نمایندگان مجلس شورای اسلامی ؛
حمیدرضا حاجی بابایی و حجه الاسلام و المسلمین سلیمی برگزار می گردد .
زمان: سهشنبه ۲۵ تیرماه از ساعت ۱۸ الی ۲۰
مکان : دبیرستان غیر دولتی نبی اکرم (ص)،سالن نمازخانه
آدرس: نارمک، خیابان ۴۶ متری، روبه روی خیابان سمنگان، مجتمع آموزشی نبی اکرم (ص)
پایان پیام/
گروه گزارش/
طرح " معلم تمام وقت " برای نخستین بار توسط علی الهیار ترکمن مطرح شد . ( این جا )
" معاون برنامه ریزی و توسعه منابع بابیان اینکه باید امکانات و ظرفیتهای موجود یکبار دیگر مرور شود، گفت: باید امکانات در قالبی برده شود که بیشتر از گذشته صلاح فرهنگیان را رعایت و در سبد معیشتی فرهنگیان جای خود را پیدا کند و کمک به ارتقای وضعیت موجود بکند و یکی از چیزهایی که باید توجه شود بحث حقالتدریس نیروهای شاغل است.
در وضعیت فعلی حقالتدریس غیرموظف، یک پرداخت غیرمستمر است و ساعت آن متغیر است و فقط برای 9 ماه از سال تحصیلی پرداختی دارد و تابستان پرداخت نمیشود و در کسورات بازنشستگی و پاداش پایان خدمت لحاظ نمیشود. طرح معلم تمام وقت فاقد سند پژوهشی است .
الهیار با اشاره به استفاده از ظرفیتهای موجود، اظهار کرد: یکی از موارد موضوع حقالتدریس و تغییر کردن آن به یک پرداختی مستمر است که 12 ماه سال پرداخت شود و در کسورات بازنشستگی در نظر گرفته شود و الگوهای مختلفی در این خصوص بررسیشده است و سرانجام طرحی به شورای توسعه مدیریت و شورای حقوق و دستمزد تحت عنوان معلم تمام وقت ارائه شد که در آن میانگین ساعت حقالتدریس غیرموظف حساب شود و به ساعت موظف اضافه شود که برای این طرح 6 ساعت اضافه تدریس علاوه بر 24 ساعت تدریس معلمان در هفته در نظر گرفتهشده است و در قبال افزایش این 6 ساعت اضافه تدریس در هفته، 25 درصد فوقالعاده ویژه معلمان افزایش پیدا میکند و این عدد اضافهشده بهعنوان حقوق مستمر در 12 ماه سال پرداخت خواهد شد و تأخیرهای حقالتدریس را نخواهد داشت و در پاداش پایان خدمت هم محاسبه خواهد شد.
وی تصریح کرد: رایزنیها با سازمان امور اداری و استخدامی انجامشده است و طرح نهایی بهعنوان معلم تماموقت در دو شورای حقوق و دستمزد و شورای توسعه مدیریت تصویب شد و کلیات آن این است که اگر یک فرهنگی 6 ساعت بیشتر از ساعت موظفی تدریس بکند به فوقالعاده ویژه اش 25 درصد اضافه خواهد شد.
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع بر خلاف گفت و گوی قبلی که میزان افزایش را 25 درصد به فوق العاده ویژه اعلام کرده بود در آخرین اظهار نظر به 18 درصد کاهش داده و مهم تر این که هیچ گونه سخنی از میزان افزایش ساعت موظفی معلمان نکرده بود .
پس از آن ؛ سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش میزان ساعت موظفی را 36 ساعت اعلام کرد . ( این جا )
وزیر آموزش و پرورش درباره جزییات طرح تمام وقت شدن معلمان گفت: در این طرح معلمان به جای ۲۴ ساعت ۳۶ ساعت در هفته در مدرسه حضور خواهند داشت.
سید محمد بطحایی درباره جزییات طرح تمام وقت شدن معلمان اظهار کرد: هم اکنون 6 ساعت اضافه تدریس در حکم معلمان لحاظ می شود که امتیازخوبی برای آنهاست و در سوابق خدمتی لحاظ و از سایر امتیازات بهره مند خواهند برد.
الهیار ترکمن در گفت و گو با فارس این اقدام را " اصلاحی و نوآورانه " تلقی کرده که با کم لطفی منتقدین مواجه میشود . مبنای این طرح فریب معلم و کاهش کیفیت آموزش است.هر معلمی که وارد این طرح شود به طور ضمنی پذیرفته است که معلم با 24 ساعت کار در هفته معلم "نیمه وقت" است و این حرف که معلمان چون کمتر از کارمندان کار می کنند پس حقوقشان هم باید کمتر باشد را تایید می کند .
یکشنبه 15 مهر ماه مدیر صدای معلم گفت و گویی را با " رادیو فرهنگ " انجام داد .
قرار بود در این گفت و گو « علی پورسلیمان » مدیر صدای معلم به عنوان مخالف طرح " معلم تمام وقت " و « علی الهیار ترکمن » معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش به عنوان موافق شرکت کنند .متاسفانه الهیار ترکمن در این گفت و گو حاضر نشد . ( این جا )
مدیر صدای معلم گفت :
" انتظار این است که مسئولانی که طرح هایی را عنوان می کنند باید بیایند و قاعدتا و منطقا از طرح های خودشان دفاع بکنند و ادله لازم و استدلال کافی برای طرح های خودشان ارائه بکنند. اگر واقعا توان استدلال و اقنای افکار عمومی را ندارند نیازی نیست که با این طرح ها وقت معلمان را بگیرند و افکار عمومی را مشغول بکنند و حتی حاضر نباشند در یک گفت و گوی رادیویی ساده و مستقیم حضور پیدا بکنند و به پرسش ها و دغدغه های معلمان که الآن یک بحث جدی در مدارس است پاسخگو باشند. " .
مدیر صدای معلم تصریح کرد :
" معلمان در زمان وزارت مرحوم آقای پرورش حدود دو ساعت به تدریس معلمان اضافه شد که بیست و دو ساعته بودند . دیوان عدالت اداری رای داد برگشت داد به معلمانی که مراجعه می کردند و حکم می گرفتند به نفع خودشان ولی متاسفانه وزارت آموزش و پرورش این را به صورت جمعی اعمال نکرد و معلمان در این زمینه احساس می کنند که سرشان کلاه رفته و احساس می کنند مغبون هستند. "
« صدای معلم» پیش تر بر خلاف نظر این مسئولان طرح معلم تمام وقت را در تضاد با کیفیت بخشی آموزش و صرفا طرحی برای مدیریت سونامی بازنشستگی از جیب معلمان ارزیابی کرده بود .
« صدای معلم » در نشست خبری رئیس مطالعات پژوهشگاه وزارت آموزش و پرورش از ایشان پرسید : ( این جا )
" شما فرمودید بزرگترین دستاورد شما تربیت معلم پژوهنده بوده است . آیا در زمینه طرح معلم تمام وقت از پژوهش های شما سوال یا استعلامی گرفته اند و بفرمایید نسبت معلم تمام وقت و معلم پژوهنده چیست ؟ "
پاسخ « فرهاد کریمی » به این پرسش چنین بود :
ما در مورد معلم تمام وقت هنوز هیچ مصوبه ای نداریم. هنوز چیزی به عنوان پیش نویس بیرون نیامده است.در مورد معلم تمام وقت هم خود من به عنوان مسئول پژوهشگاه تا این لحظه هیچ نوع پیش نویسی را نه دیده ام و نه شنیده ام و از آن خبر ندارم. قاعدتا هر مصوبه ای بخواهد در شورای عالی آموزش و پرورش مطرح بشود بنده به عنوان مسئول پژوهشگاه در شورای عالی عضویت دارم. حتما آن پیش نویس را به ما ارائه می دهند و ما می خوانیم و اظهار نظر می کنیم. تا این لحظه در شورای عالی آموزش و پرورش که مهمترین مرجع تصمیم گیری است و خیلی از مصوبات آموزش و پرورش از این شورا می گذرد هیچ نوع بحثی در این مورد به عمل نیامده است. هیچ نوع پیش نویسی مطرح نشده است. حتی در شورای عالی آموزش و پرورش هم هیچ حرف و حدیثی برای طرح معلم تمام وقت صورت نگرفته است... " اکنون از سرپرست وزارت آموزش و پرورش انتظار می رود با آینده نگری و تدبیر ضمن لغو این بخشنامه و تکمیل فرآیند اعتماد سازی و کاهش شکاف اداره و مدرسه و نیز بازگرداندن علی اللهیار ترکمن به همان جایی که آمده است گامی دیگر را در جهت اجرای اصلاحات آموزشی و حرفه ای کردن حرفه معلمی بردارد
در واقع ، طرح معلم تمام وقت فاقد سند پژوهشی است که و نخستین پرسش از مسئولان وزارت آموزش و پرورش و نیز رئیس جمهور آن است که چگونه طرحی بدون پشتوانه به تایید و تصویب رسیده است ؟
" قانون مدیریت خدمات کشوری در مادة 87 ساعت کار کارمندان را 44 ساعت در هفته تعیین کرده اما در همان ماده آمده که میزان ساعات تدریس معلمان و اعضای هیئت علمی در طرحهای طبقه بندی مشاغل ذیربط تعیین خواهد شد. در طرح طبقهبندی مشاغل معلمان کشور، خدمت تمام وقت متصدیان مشاغل آموزشی به این شرح تعیین شده است:
آموزگار، دبیر (راهنمایی یا سه سال اول دبیرستان)، دبیر (سه سال دوم)، هنرآموزی و مربی امور تربیتی مدارس 24 ساعت در هفته، مشاور 24 ساعت در هفته که حداقل 10 ساعت آن تدریس میباشد.مربی بهداشت 30 ساعت در هفته.مدیران و معاونین واحد آموزشی/ تمام ساعات رسمی مدرسه. از ساعات تدریس متصدیان مشاغل فوق با داشتن 20 سال سابقه تدریس یا مدیریت و یا معاونت یا رسیدن به سن 50 سالگی، چهار ساعت در هفته کسر خواهد شد.
تهیه کنندگان طرح معلم تمام وقت ظاهرا به تفاوت کار کارمندی با کار معلمی بی توجه و احتمالا فاقد تجربه حضور در کلاس درس بوده اند. این طرح در صورت اجرا ، در درجه اول باعث فرسودگی معلم و افت کیفیت کار او می شود. معلم در این طرح تبدیل به ماشین تدریس می شود . اما زیان اصلی متوجه دانش آموزان است. دبیر این طرح در هفته با حدود 300 دانش آموز سروکار دارد و قادر به ایجاد ارتباط با دانش آموزان نمی شود. " ( این جا )
برخی ها و از جمله مهدی نوید ادهم سعی کردند تا به هر وسیله ای طرح معلم تمام وقت را مستند به سند تحول بنیادین کنند .
و این در حالی است که در فصول 7 گانه آن نه در مورد 44 ساعت کار کارمند چیزی گفته شده و نه در مورد معلم تمام وقت و ساعات حضور یا تدریس او در مدرسه چیزی نوشته شده است.
« صدای معلم » از ابتدا ضمن مخالفت با این طرح شتاب زده آن را فاقد مبانی کارشناسی لازم و استانداردهای مورد نیاز یک آموزش علمی و جامع دانسته و تصریح می کند :
مبنای این طرح فریب معلم و کاهش کیفیت آموزش است.هر معلمی که وارد این طرح شود به طور ضمنی پذیرفته است که معلم با 24 ساعت کار در هفته معلم "نیمه وقت" است و این حرف که معلمان چون کمتر از کارمندان کار می کنند پس حقوقشان هم باید کمتر باشد را تایید می کند .
متاسفانه علی رغم مخالفت کارشناسان و دلسوزان نظام آموزشی و با اصرار علی اللهیار ترکمن بخشنامه معلم تمام وقت با تغییر نام به " سامان دهی ساعات غیرموظف " به مدارس ابلاغ شد . ( این جا )
معلمان همواره از تاخیر غیرقابل توجیه در پرداخت حقوق و مطالبات قانونی مانند حق التدریس ها ، معوقات ، پاداش پایان خدمت و... انتقاد دارند و حرف های مسئولان را در این زمینه نمی پذیرند .
معلمان همواره می پرسند :
" چرا آموزش و پرورش مانند سایر دستگاههای اجرایی به دنبال اجرایی کردن امتیازات قانونی حقوق و مزایای کارکنان، موضوع مواد فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری و برخورداری معلمان از سقف این امتیازات نیست؟
اگر بر اساس ادعای برخی نمایندگان مجلس ،« طرح تنظیم مقررات مالی و اداری آموزش و پرورش» قرار است بسیاری از مشکلات معیشتی معلمان را حل و فصل نماید، چرا نماینده ی آموزش و پرورش در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس به جای دفاع از این طرح، با قسمت های مختلف آن مخالفت می کند؟! " ( این جا )
سیدجواد حسینی با ابلاغ و اجرای بخشنامه ممنوعیت شکایت از رسانه ها اثبات کرد بر خلاف وزیر پیشین آموزش و پرورش سیدمحمد بطحایی اراده لازم را برای اجرای برخی اصلاحات آموزشی دارد .
اکنون از سرپرست وزارت آموزش و پرورش انتظار می رود با آینده نگری و تدبیر ضمن لغو این بخشنامه و تکمیل فرآیند اعتماد سازی و کاهش شکاف اداره و مدرسه و نیز بازگرداندن علی اللهیار ترکمن به همان جایی که آمده است گامی دیگر را در جهت اجرای اصلاحات آموزشی و حرفه ای کردن حرفه معلمی بردارد .
پایان گزارش/
در سالهای نخست دهه ۸۰ و همزمان با گسترش اعتراضها و اعتصابهای معلمان در یک برنامه تلوزیونی که برای آرام کردن معلمان و با حضور یکی از معاونتهای سازمان برنامه بودجه تهیه شده بود جناب معاون در برابر این پرسش که چرا حقوق معلمان نسبت به کارمندان دیگر پایین است پاسخ داد: ساعت کاری کارمندان دیگر بیشتر از ساعت کاری معلمان است و بنابراین دریافتی آنها نیز بیشتر است؛ و با این استدلال در پی توجیه کمی حقوق معلمان بود!
جدای از درست یا نادرست بود این استدلال- که در ادامه به آن پرداخته می شود- از آن روزها نزدیک ۲۰ سال گذشته و همچنان دریافتی معلمان پایین تر از بسیاری از کارمندان دولت است. اشاره به این خاطره از آن روست تا تاکید شود که از سالها پیش سازمان برنامه و بودجه به دنبال راهی بود تا ساعت کاری معلمان را افزایش دهد اما بهانه ای در دست نداشت تا این که در یکی- دو سال گذشته بهانه کمبود شدید معلم و تاخیرهای غیرقانونی و غیراخلاقی در پرداخت حقالتدریسها این بهانه را فراهم کرد و طرح “معلم تمام وقت” از سوی معاونت پشتیبانی و نیروی انسانی آموزش و پرورش مطرح شد؛ معاونی که از کارمندان سازمان برنامه و بودجه و مامور به آموزش و پرورش است و البته به این ماموریت افتخار می کند.
اما طرح “معلم تمام وقت” چیست؟ این طرح افزایش ساعتهای تدریس هفتگی معلمان را پی می گیرد. طرح می خواهد ۶ و سپس ۱۲ ساعت به ۲۴ ساعت موظف معلمان بیفزاید و اضافه تدریس آن را به صورت سالانه وارد احکام کارگزینی کند و به این شکل در پاداش پایان خدمت و دریافتی دوره بازنشستگی معلمان تاثیر مثبت بگذارد و… این طرح، صورت مسئله “دستمزدهای به شدت پایین معلمان” را پاک کرده و با افزایش شندرغاز به احکام حقوقی، به دنبال سرپوش گذاشتن به این خواسته چندین دههای معلمان است
پیش از هر چیز مقایسه ساعتهای کاری معلم و دیگر کارمندان نشان دهنده نگاهی غیر آموزشی است که در علم اقتصاد به “نگاه کارخانه ای” معروف است. نگاهِ کارخانه ای به آموزش، نگاهی برآمده از عدد و آمار و حساب و کتابهای خشک و صرفا ریاضی در نهادی ست که باید پرورش دهنده انسان با همه پیچیدگیها و ویژگیهایش باشد. البته بنابه وظایف و کارکردهای سازمان برنامه و بودجه، چنین نگاهی دور از انتظار نیست اما نگرانی آنجاست که اکنون یکی از بالاترین سطوح تصمیم گیری در نهاد آموزش با این نگاه کمّی گرایانه می خواهد گره بسیاری از دشواریهای آموزش و پرورش را باز کند و این می تواند بسیار خطرخیز باشد!
اما درباره طرح ” معلم تمام وقت”
۱- همچنان که اشاره شد این طرح قرار است اضافه تدریس معلمان را وارد حکمهای کارگزینی کند، اما نباید فراموش کرد که اضافه تدریس معلمان همواره ماهیتی غیر آموزشی و حتی ضد آموزشی داشته و ساختار آموزشی از سر ناچاری تن به این کار می داده است. از این روست که سیاست کلی آموزش همواره در پی حذف آن بوده است. طرح “معلم تمام وقت” این ساعتهای آسیبزا را قانونی کرده و به آن مشروعیت میبخشد. پیش از هر چیز مقایسه ساعتهای کاری معلم و دیگر کارمندان نشان دهنده نگاهی غیر آموزشی است که در علم اقتصاد به “نگاه کارخانه ای” معروف است
۲- این طرح، صورت مسئله “دستمزدهای به شدت پایین معلمان” را پاک کرده و با افزایش شندرغاز به احکام حقوقی، به دنبال سرپوش گذاشتن به این خواسته چندین دههای معلمان است. حقوق معلمان با همین ساعتهای قانونی بسیار کم است و دست اندرکاران باید به دنبال حل ریشه اش باشید.
۳- ۲۴ ساعت تدریس در هفته تقریبا یک استاندار جهانی است- حتی در برخی کشورها این زمان به نصف همین عدد نیز نزدیک می شود. تدریس فرآیندی تخصصی، زمانبر، فرساینده و کاملا انسانی است. آموزش را نمی توان کنشی مکانیکی دید. البته از شعارهای پر تکرار وزیر پیشین و معاونان کنونی در زمینه بازگشت نشاط به مدرسه نیز چنین نگاهی درنمی آید! مدرسه، کارخانه و معلم، کارگر، مهندس یا کارمند نیست و دانش آموز هم در فرآیند آموزش یک جسم بی روح و منفعل نیست. لطفا کمی هم آموزشی بیندیشید و آموزشی رفتار کنید.
بی گمان طرح “معلم تمام وقت” یک طرح ضدِ آموزشی ست که با معیارهای داخلی و جهانی هماهنگ نیست. اجرای آن- که به باور بسیاری از معلمان نخستین گام برای افزایش آسیبزای ساعتهای تدریس است- خیانتی بزرگ به آینده سازان این کشور خواهد بود و به نظر می رسد که نخستین گام سرپرست کنونی و یا وزیر آینده باید توقف آن باشد!
خبرآنلاین
مهران مدیری کارگردان شهیر ایرانی است که شاید ماندگارترین و مردمی ترین آثارش سریالهای شبهای برره ، قهوه تلخ و مرد هزار چهره باشد.در مورد مهران مدیری دو نظر کاملاً متفاوت وجود دارد:
کارگردان و هنرپیشهای که مسائل زیر پوست شهر را با تیزبینی و شجاعت به زبان طنز بیان کرده و سعی در به رخ کشیدن آنها برای مسئولین دارد.
نظر دوم عکس این دیدگاه است؛
کارگردانی حکومتی که با تمسخر واقعیات زیر پوست شهر سعی در لوث کردن مسائل مهم با اعجاز طنز داشته و هدفش منحرف کردن افکار عمومی نسبت به واقعیتهای فرهنگی اجتماعی میباشد.
یکی از آخرین کارهای وی هیولا سریالی است که تاکنون هفت قسمت از آن در شبکه نمایش خانگی پخش شده است.
این فیلم حول محور زندگی خاندان شرافت دور میزند. پدر بزرگ آقای شرافت (شخصیت اول فیلم در نقش دبیر شرافتمند شیمی) از افسران مسئولیتپذیر و باشرف دوره قاجار میباشد که در مرزهای مام میهن هرگز رشوهای دریافت نکرده و وظایفش را به خوبی انجام میدهد. او به پاس خدمات صادقانهاش مفتخر به دریافت عنوان و فامیلی شرافت میشود.
در امتداد سلسله خاندان شرافت مهمترین مسئله پاسداری از عزت نفس و حفظ قداست نام شرافت است.
خلاصه داستان فیلم به شرح زیر می باشد:
"هوشنگ معلم ساده و با شرافتی که به زندگی خود قانع است و چشمداشت زیادی به مال دنیا ندارد، اما ناخواسته در مسیری قرار میگیرد که زندگی اش تغییر میکند و وارد جریان اختلاس و کلاهبرداری میشود. او به شکل غیرمنتظرهای صاحب مال و منال و ثروت بادآوردهای شده و از شخصیت قبلی خود فاصله میگیرد. داستان در چند دوره زمانی از قاجار تا به امروز روایت میشود.
موضوع سریال هیولا دربارهٔ خانوادهای است که از زمان احمدشاه تا حالا میخواهند شریف باشند و شریف بمانند. درست مثل نام خانوادگی شان و اسم کوچه ای که در آن زندگی میکنند: «شرافت».
اما انگار شریف ماندن این روزها خیلی سخت شده است. نه تنها بهدلیل مشکلات اقتصادی، بلکه بهدلیل پیدا شدن نسل جدیدی از شرافت که از پدر به جای شریف بودن، آسایش و رفاه میخواهند.
نسل دههٔ هشتاد و از آن معترضتر دههٔ نود. شاید از منظری ، هیولا روایتی توهین آمیز نسبت به زندگی یک معلم پاکدست که هرگز شرافت معلمی خود را با هدیه، زیر میزی و رشوه آلوده نمیکند باشد. فارغ از این منظر که به نوبه خود قابل بحث و بررسی است میتوان سریال هیولا را از منظر دیگری نیز آنالیز و تجزیه و تحلیل نمود:
به راستی در دهه اخیر چرا شرایط رقتباری پیش آوردهایم تا معلمی که سالهای سال به شرافت خود مفتخر بوده و با سیلی صورتش را سرخ نگه میداشته، نهایتاً بر خاک مذلت افتاده و در پیش پای صاحبخانه (نوکر خانهزادی که از مسیر دلالی نونوار گشته) و همچنین اولیای دانشآموزی که از مسیرهای رانت و اختلاس و انواع دوز و کلک صاحب مافیای کنکور و همچنین هیأت مدیره صندوق ذخیره فرهنگیان است، شیرجه رفته و به خاک ذلت و بدبختی بیفتد و به ناچار شرافت خاندانی خود را ارزانی دانشآموزی خنگول و بیسواد نماید؟!
واقعیت تلخ آنست که پدیده کلاس خصوصی، کلاسهای کنکور، تقویتی و... هر اسم و لعابی که روی آن بکشیم، باعث تنزل و سقوط آزاد جایگاه معلم در جامعه گشته است.
با توجه به شناختی که از همکاران فرهنگی خود دارم، در صورت تأمین یک زندگی آبرومند، بالای نود درصد از همکاران فعال در عرصه کنکور و کلاسهای خصوصی و... عطای این داستان را به لقایش خواهند بخشید و بیش از این شرافت خود را پیش پای پولداران و مختلسین و... ذبح نخواهند کرد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
-خانم به خدا ما صحبت نکردیم.
-بیرون!
– خانم شما حواستون نبود فکر کردید من دارم با پرهام حرف میزنم ولی به خدا… .
-گفتم بیرون!
این شکل از مکالمات کوتاه غیر دوستانه در زنگهای آخر کلاسهای پرتعداد دبستانهای دولتی و بعضا غیر دولتی امر چندان غریبی نیست. دبستانها ساعات زیادی از زمان کودکان را با هدف آموزش و پرورش در اختیار دارند. اما هر چه در تحقق این هدف به انتهای روز نزدیک تر میگردند کمتر توقعات تربیتی را برآورده میسازند. برنامههای متعدد و کلاسهای فوق برنامه مدرسههای ما را دوست داشتنیتر از قبل نساخته است. چه عاملی همگام با عقربههای ساعت این گونه به سمت جلو پیش میرود که در ساعات انتهایی برنامه آموزشی مدرسه را مبدل به زندانی تحمل ناپذیر برای دانش آموزان میسازد؟ حداقل سه پاسخ بر اساس این تشبیه قابل تصور است:
الف) تئوری زندانیان :
این دیدگاه برخی از دانش آموزان ، فارغ التحصیلان و بعضا والدین رمیده از درس ، کلاس و مدرسه است که به سازمانهای آموزشی مانند مدرسه، به چشم شرّی اجتناب ناپذیر مینگرند. ایشان در پاسخ به پرسش کلیشه ای کلاسهای انشا بی تردید گزینه «ثروت» را انتخاب میکنند و نگاهی صرفا ابزاری به محیطهای آموزشی دارند. ماهیت این دیدگاه متاثر از فردگرایی و محاسبه عقلانی سود و زیان، مدرسه را به سان یک اجبار معرفی میکند که برای دستیابی به خواستههای شخصی باید آن را چند صباحی تحمل کرد. البته در حالات افراطی نفرت از زندانبانان و سایر زندانیان هم میتواند زمینه ساز حواشی دوران تحصیل این گروه گردد.
ب) تئوری زندان بانان:
البته که هیچ معلمی خود را به چشم زندان بان نگاه نمیکند. منتها دیدگاه معلمانی را که خود را گرفتار اجرای قوانین و خواستههای بی منطق نظام آموزشی میبینند میتوان زمینه ساز شکل گیری این رویکرد در نظر گرفت. اگر از معلمی که در گفت و گوی آغاز متن اصرار به اخراج دانش آموز داشت بپرسیم که چرا چنین تصمیمی گرفتی؟ احتمالا خواهد گفت که برای ساکت کردن بچهها چاره ای جز تهدید و تنبیههایی از این دست نیست یا اگر سرفصلهای آموزشی به موقع تمام نشوند باید به والدین و معاون مدرسه پاسخگو باشم و… در واقع این رویکرد نافی معایب روش برخورد خود نیست اما اعمالی از این دست را گریز ناپذیر تلقی میکند.
ج) تئوری زندان:
اما در تحلیل روابط افراد یک سازمان، بیشترین عامل اثرگذار بی تردید ساختار درونی و نحوه تعریف نقش هر یک از اعضا در پیکره آن سازمان است. افراد به فراخور نقشی که به ایشان داده میشود از منابعی بهره مند میگردند و در قید محدودیتهایی گرفتار میآیند. عمده بروز کنشهای فردی در محدوده ساختار سازمان تولید و باز تولید میگردند. بر همین اساس پدیدههایی را که مکررا در سازمان نمود مییابند و فرصت فراگیر شدن پیدا میکنند دیگر نمیتوان فردی، شخصی یا موردی تلقی کرد. در واقع پدیدههای وابسته به ساختار، خود را به مرور زمان بر اعضا تحمیل میکنند و با تحقق میزانی از شیوع زمینه مشروعیت پیدا میکنند.
تبدیل مدرسه به محل نگهداری اجباری کودکان و تحمیل محتوای آموزشی به قیمت از دست رفتن رابطه انسانی، دوستانه و اخلاقی مربی و دانش آموز، از آن دست مسائلی است که ریشه آن را نه در رفتار یک دانش آموز یا یک معلم، که در ساختار مدرسه به عنوان یک سازمان اجتماعی باید جست و جو کرد.
به نظر میرسد نظام آموزشی ما به یک سازه منفک و جداشده از زندگی اجتماعی تبدیل شده است که هم برای دانش آموزان و هم برای مجریان خود تعالی و توسعه به بار نمیآورد. این مجموعه با به کارگیری الگوهای شبه نظامی اعم از صبحگاه و بلندگو، لباسهای یکدست، نظم و انضباط و بهره گیری از تنبیه و تشویق سعی در یکسان سازی دانش آموزان و تبدیل ایشان به انسانهایی بی تفاوت و حرفشنو دارد. دوازده سال فرصت کمی برای پرورش خلاقیت هنری، زبان آموزی و تفکر انتقادی نیست اما فارغ التحصیلان این سازمان با گذر از سد کنکور و رهایی از بند مدرسه حتی لحظه ای تمایل به گشودن و مرور کتابهای دوران تحصیل خویش را ندارند (مگر به قصد فعالیت اقتصادی و امرار معاش به واسطه صنعت کنکور).
اما احتمالا بدتر از نابودی فرصت پرورش، تمهید پیدایش شخصیت استبدادی در کودکان و نوجوانان به واسطه ساختار معیوب مدرسه است. کودکی که به واسطه آموزش رسمی و غیر رسمی سازمان مدرسه میآموزد :
«حق همواره با معلم/ناظم/مدیر است چون قدرت با وی است» نا خودآگاه در مسیر پیش رو برای به دست آوردن حقوق بالاتر، قدرت بیشتر را جست و جو میکند و طبعا در این مسیر با کسب تجارب متعدد، اِعمال قدرت و اقتدار زورمندان را امری طبیعی و بدیهی تلقی میکند.
دانشآموزی که در نظام آمرانه تربیتی همواره منتظر دستورپذیری از مراتب بالاتر از خویش است زمانی که به قدرت و مسئولیت در نظام یا سازمانی برسد، نابهجا توقع دستور پذیری بی چون و چرا از زیردستان خویش را دارد. این شیوه سرمایه گذاری برای پرورش استبداد در جامعه در نوع خود کم نظیر است. کلاسهای هنر، ورزش و مشاوره که مهمترین فرصتهای بروز ابعاد خلاق و فردی شخصیت کودکان هستند در سازمان مدرسه به هیچ گرفته میشوند درحالی که درسهایی چون ریاضی و علوم با برنامهریزی شدید و کلاسهای جبرانی در کنار کلاسهای حفظِ متن مانند ادبیات، دینی و مطالعات اجتماعی بیشترین زمان و انرژی دانش آموزان را به خود اختصاص میدهند. در تسلط رویکرد آمرانه همین بس که اغلب کلاسهای ورزش، هنر و مشاوره هم به شیوه ای تحکم آمیز پیش برده میشوند.
البته بدیهی است که ذکر این نکات بیانگر تمام جنبههای واقعیت نیست و معلمان فرهیخته و برخی از مدارس نیز با تخطی از الگوهای عام و رایج در نظام آموزشی کشور در مسیر دیگری پیش میروند و به انحاء مختلف و با تکیه بر روابط سازنده و انسانی از آسیبهای این واقعیت رایج در مدارس کاسته اند. اما در این موضع انتقاد نگارنده متوجه شیوه غالب و راهبرد سازمان مدرسه در کشورمان است.
اورت هیگن[1] از جمله محققانی است که تحولات انواع جوامع سنتی و مدرن را بر حسب ساختار شخصیتی افراد آن جوامع تبیین کرده است. یکی از آثار مهم وی کتابی با عنوان درباره نظریه تغییر اجتماعی[2] است. او در این کتاب بحث میکند که دگرگونی در الگوهای جامعه پذیری دوران کودکی به دگرگونی در انواع شخصیت و سپس رفتار اجتماعی افراد منجر میشود که در نتیجه بر دگرگونی اجتماعی تاثیر میگذارد (عنبری، ص64 ،1395).
به نظر او نقطههای آغازین و شروع تربیت و اجتماعی شدن طفل تاثیر قاطعی در رفتار آینده او دارد. به گونه ای که ممکن است مانع نوآوری یا پذیرش نوآوری شود. از دیدگاه هیگن بیتحولی جوامع سنتی معلول ایجاد شخصیت استبدادی[3] در افراد است و بروز این شخصیت استبدادی در افراد، معلول تربیت خشک و اطاعت آمیز آنان در کودکی است (ازکیا و غفاری، ص 219 ،1397).
بعید به نظر میرسد که شخصیتهای استبدادی طرفداران زیادی در سطح اجتماع داشته باشند، اما شاید توجه به ترجمه دیگر این واژه، یعنی شخصیت اقتدارگرا، تخمین شیوع و فراگیری این نوع شخصیت را تا اندازه قابل توجهی دستخوش تغییر کند. با این حال برخلاف آنچه که عموما تصور میشود، محصول و نتیجه پرورش شخصیتهای اقتدارگرا (یا استبدادی) الزاما یک جامعه یکپارچه از لحاظ فرهنگ و عقاید نخواهد بود. محصول شیوع این شخصیت پیش از هر چیز، ایجاد تمایل به پیروی از کانونهای متمرکز قدرت خواهد بود. بدین سبب طبیعی است که با جابجایی قدرت عقاید و فرهنگ حاکم بر شخصیتهای اقتدارگرا نیز تغییر خواهد کرد.
متاسفانه رشد و توسعه حوزههای دیگر نیز در چنین جامعه ای بدل به متغیرهایی وابسته به قدرت میگردد. این وابستگی میتواند در خانواده به قدرت پدر، در مدرسه به قدرت معلم، در محل کار به قدرت رئیس، در جامعه به قدرت دولت و در عرصه بین المللی به قدرت یک ابرقدرت سیاسی پیوند خورده باشد. مبارزه با استبداد و خودکامگی باید با جلوگیری از پیدایش شخصیتهای اقتدارگرا یا همان دیکتاتورهای کوچک در خانه و مدرسه آغاز شود. در غیر اینصورت شکل گیری و بازتولید جامعه مملو از شخصیتهای اقتدارگرا، استبداد و خودکامگی را خواه ناخواه مطالبه میکند. سر چشمه شاید گرفتن به بیل/ چو پر شد نشاید گذشتن به پیل.