اما مشاهدات عینی و گزارشها مردمی نشان میدهد علاوه بر اینکه مدارس دولتی بر اساس شیوه مدیریت بسیار قدیمی و فرسوده چون ساختمان فیزیکی همین مدارس! پیش میرود این واقعیت نیز برملا میکند که مدیران بهنوعی با اجبار! اقدام به دریافت مبلغی بهعنوان کمک به مدرسه میکنند.
این اجبار هرچند تحت عنوان (کمک به مدرسه) جنبه قانونی و اختیاری به خود میگیرد اما بار سنگینی بر دوش اولیای کمتوان میگذارد.
از آنسوی قضیه وقتی پای حرف مدیر مدرسه مینشینیم نبود سرانه کافی و هزینههای جاری مدارس را عامل این اقدام میدانند و معتقدند اگر دست روی دست بگذارند و مجانی ثبتنام کنند کلاهشان پس معرکه است!
در شهرستان بندر خمیر بیشتر از 130 مدرسه وجود دارد و جمعیتی برابر با 13 هزار نفر دانشآموز با بیش از یک هزار معلم مشغول فعالیت آموزشی و تحصیل هستند.
در همین سایت صدای معلم چندین مطلب انتقادی و پرسشی در خصوص عملکرد مدیریت آموزش و پرورش این شهرستان مطرح شد که همگی بیپاسخ ماندند.
اما سؤالی که دیگربار در اینجا مطرح میشود در مورد دریافت هزینه در موقع ثبتنام یا دریافت کارنامه یا جلسه اولیا و مربیان و یا هر موقع دیگری که پای اولیا به مدرسه کشیده شود است!
هر مدیر مدرسه اینجا ظاهراً مجاز است علاوه بر هزینه مصوب کتاب که در سایت فروش اعلام شده است مبلغی بیشتر از دانشآموز دریافت کند به بهانه هزینه حمل کتاب از اداره تا مدرسه!
این اقدام هرچند غیرمجاز است ولی در همین موقع هر مدرسه مبلغی از 50 هزار تومان (مشاهدات مربوط به مدارس ابتدایی شهرستان است) تا 200 هزار تومان نیز باز از اولیا درخواست میکنند به بهانه هزینه جاری مدرسه و البته با اسم مستعار کمک به مدرسه.
همهی اینها یکطرف قضیه است و شاید تلخترین قسمت ماجرا عدم نظارت کارشناسان اداری از روند مسائل جاری مدرسه و آنچه در مدارس پیش میرود باشد.
تقریباً همه مدارس در این ایام کاملاً تعطیل هستند! و اگر کسی به مدرسه مراجعه کند با یک قفل بزرگ بر در مدرسه آویخته شده روبرو میشود.
عنوانی باهدف بهسازی فعالیت مدارس با نام پروژه مهر است که باید مقدمات بازگشایی برای هرسال تحصیلی جدید در تابستان فراهم گردد که اینجا خبری از آن نیست! هرسال بدتر از پارسال با همان صندلیهای فرسوده و دیوارهای خاک گرفته به استقبال یک تکرار میرویم که قطعاً در اثرگذاری خیلی از فرزندان این سرزمین کلیدی و حیاتی است.
سرویس مدارس همچنان مورد بیمهری است و ترک تحصیل با دلایل بسیار در این منطقه وفور یافته است.
از مدرسه یک کلاس با صندلی کهنه، یک معلم و تعدادی دانشآموز تصور میشود که نه فضای سبزی دارند، نه کتابخانه نه بویی از هوشمند سازی برده و نه فعالیتهای هنری و فرهنگی و ورزشی!
در مدارس مشاوره کمترین اهمیت دارد و دروسی چون هنر و سواد رسانهای و یا تفکر اصلاً به عنوان درس محسوب نمیشوند.
یک مافیای پنهان مدیریت مدارس را تنها حق کسانی میداند که در دایره نزدیکان رئیس و مشاورانش هستند!
حتی یک دانشآموز فرزندان اداریها وارد مدارس عادی نمیشود و مدرسه شاهد و غیرانتفاعیها چون مدرسهی خصوصی برای آنان است.
مدیران ناکارآمد بدون برنامه تیغ بر گلوی آموزش و کیفیت مدارس گذاشتهاند و بیآنکه بازخواست شوند هرسال دوباره مدیر هستند!
بوفههای غیرمجاز، عدم استفاده از ظرفیت اولیا، بی توجهی کامل به سلامت روان و جسمی، ضعف شدید اطلاعرسانی،وجود ده ها مدرسه ناایمن و تخریبی و دهها گلایه دیگر مردمی نشان از ناکارآمدی بزرگ مدیریتی در مجموعه اداری آموزشوپرورش شهرستان است که باید از مسئولان طلب پاسخ شود.
از مسئولین آموزش و پرورش این شهرستان درخواست میشود بااطلاع رسانی و شفافسازی برنامهها و عملکردها راه را بر بدگمانی و بدبینی ببندند و افکار عمومی را پاسخگو باشند چراکه مدرسه مهمترین نهاد تربیتی است که جامعه آگاه ازآنجا بر خواهد خاست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه اخبار/
در نشست سه شنبه 25 تیرماه که گزارش آن در صدای معلم منتشر گردید ( این جا ) ؛ حمیدرضا حاجی بابایی به فیش حقوقی یکی از معاونین وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد که میزان آن بیش از 20 میلیون تومان است .
« صدای معلم » ضمن انتشار این فیش حقوقی و دعوت از سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش برای تنویر افکار عمومی از ایشان انتظار دارد با واگذاری جایگاه های مدیریتی به افراد متخصص ، کاردان و دلسوز فرآیند اعتماد سازی را در این وزارتخانه تکمیل کنند .
مطلب زیر توسط ایراهیم سحرخیز خیز برای صدای معلم ارسال گردیده است .
گروه استان ها و شهرستان ها/
نامه ی زیر توسط یکی از اولیاء دانش آموزان برای صدای معلم ارسال گردیده است .
این رسانه آمادگی خود را برای انتشار پاسخ مسئولان اعلام می کند .
گروه اخبار/
سید جواد حسینی اظهارکرد: موضوع تعیین حقوق دانشجو معلمان در سال ۱۳۹۸با توجه به تغییراتی که در شیوه افزایش حقوق کارکنان دولت ایجادشده بود، در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار داشت و این وزارت موضوع را از مبادی مختلف مورد پیگیری قرارداد تا به نتیجه نهایی رسید.
سرپرست وزارت آموزش و پرورش افزود: حقوق دانشجو معلمان دانشگاههای فرهنگیان و تربیت دبیر شهید رجایی بر اساس ماده (۶) قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش تعیین میشود. این قانون به دلیل آنکه همعرض قانون مدیریت خدمات کشوری شرایط خاصی را برای تعیین حقوق دانشجو معلمان پیشبینی کرده است و باید در شرایط خاص و تعاریف خاص خودش مورد بررسی و اقدام قرار میگرفت.
حسینی با اشاره به اینکه دانشجو معلمان از بدو پذیرفته شدن در دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه شهید رجایی به استخدام رسمی آزمایشی درآمدهاند و کارمند محسوب میشوند، اظهار کرد: به همین علت این دانشجویان باید از تمامی شرایط مندرج در مصوبه افزایش حقوق بهرهمند شوند لذا وزارت آموزش و پرورش تسری این شرایط را مورد پیگیری قرارداد.
وی افزود: در یک مرحله، پس از اعمال ۱۸درصد افزایش سالانه و متناسب با ماده (۶) قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش، مابهالتفاوت افزایش حقوق تا سقف ۴۴۰ هزار تومان در احکام حقوق دانشجو معلمان اعمال شد و پس از آن با پیگیریهای بهعملآمده، زمینه تسری اعمال حداقل حقوق نیز برای این عزیزان فراهم شده است. براین اساس دانشجو معلمان وزارت آموزش و پرورش از ابتدای سال جاری مشمول دریافت حداقل حقوق شده و احکام حقوقی آنان بهزودی اصلاح و ابلاغ میشود.
حسینی در پایان از همکاران جوان وزارت آموزش و پرورش خواست با جدیت به امر تحصیل خود ادامه دهند و اطمینان داشته باشند همکاران آنان هر اقدامی را برای بهرهبرداری از حقوق قانونی آنان به انجام خواهند رساند.
معاونت روابط عمومی و اطلاعرسانی آموزش و پرورش
گروه گزارش/
امروز سه شنبه 25 تیر ماه مراسم معارفه رئیس جدید مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش برگزار گردید .
« جلال دلقندی » مدیر کل حراست دانشگاه فرهنگیان جایگزین « مظفر مظاهری » رئیس پیشین حراست وزارت آموزش و پرورش شد .
دلقندی پیش از تصدی مدیر کلی حراست در دانشگاه فرهنگیان همکار « محمدحسین کفراشی » رئیس اسبق حراست وزارت آموزش و پرورش بود .
مظاهری نیز مامور از سازمان برنامه و بودجه در وزارت آموزش و پرورش بود که مدت ماموریتش به پایان رسید .
« صدای معلم » برای نخستین بار در طول تاریخ آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی گفت و گویی را با کفراشی انجام داد و پرسش های صریحی را با ایشان مطرح کرد . ( این جا ) و ( این جا )
در طول دوران تصدی کفراشی در آموزش و پرورش فرهنگ امنیتی جای خود را به امنیت فرهنگی داد .
متاسفانه در دوران وزارت سیدمحمد بطحایی این روند معکوس گردید و ضمن شکایت های متعدد از رسانه ها و معلمان منتقد ، پرونده های مختلفی برای فعالان صنفی در هیات های تخلفات اداری وزارت آموزش و پرورش تشکیل گردید .
« صدای معلم » امیدوار است با استقرار رئیس جدید مرکز حراست وزارت آموزش و پرورش ضمن تاکید بر حفظ استقلال ذاتی وزارت آموزش و پرورش و به رسمت شناخته شدن آن از سوی نهادها و افراد که از سخنان نخستین سیدجواد حسینی سرپرست وزارت آموزش و پرورش در ابتدا بوده است همچون سابق فضای امنیت فرهنگی بر مدارس و در میان منتقدان آموزش ساری و جاری گردد
لازم به ذکر است سرپرست وزارت آموزش و پرورش در اقدامی بی سابقه شکایت مدیران آموزش و پرورش از رسانه ها را نیز ممنوع اعلام کرد که موجب تقدیر و تشکر است .
پایان گزارش/
گروه اخبار/
عضو کابینه تدبیر و امید اظهارکرد: توجه به سرمایه انسانی یعنی توجه به آموزش و پرورش، لذا توسعه همهجانبه کشور درگرو توجه به آموزش و پرورش است چنانکه کشورهای توسعهیافته همین مسیر را طی کردند و به پیشرفت رسیدند .
معلمی از دانش آموزانش خواست تا در مورد زندگی و مرگ انشا بنویسند! آنچه در ادامه آمده انشای یکی از دانش آموزان است و طوری معلم را تحت تاثیر قرار داد که برای او آرزوی مرگ کرد!
"به نام خدا
انشایم را با نام زندگی آغاز می کنم.
آقا به نظر من زندگی، بدون مرگ معنا و مفهومی ندارد! ما از صبح که بیدار می شویم عزرائیل یار جدا نشدنی ماست. مثلا همین جمعه ای که گذشت، قرار بود خاله پری به ما سر بزند. خواب بودم که مادرم داد زد :
" الهی خدا مرگت بده! پا نمیشی از این وسط!!!" همین را که گفت فهمیدم یعنی زود بیدار شو و اتاقت را جمع کن. بعد بابا در حمام را باز کرد و گفت خبر مرگشون کی میان؟ بعد هم که خاله پری آمد و همه خوب و خوش بودیم. البته شوهر خاله پری معتقد است ما خوشی نداریم و با این گرانی ها همه باید سرمان را بگذاریم و برویم بمیریم. بعد هم که خواستند بروند هر چه مامان اصرار کرد، برای ناهار بمانند گفت به مرگ خودم ناهار خوردیم! و رفتند! مثلا خود ما آقا، می گوییم خدا کند فلان معلم بمیرد! یا شما خودتان آقا همش می گویید :
"مرگ! چه مرگتونه".
دایی ام می گوید کاش صاحب خانه اشان بمیرد. من فکر می کنم صاحبخانه اش هم، هر ماه که اجاره دایی عقب می افتد همین دعا را به جانش می کند! مطمئنم اگر مرگ نبود هیچ کس به ادمه ی زندگی امیدی نداشت!
برای همین من مرگ را خیلی دوست دارم. ما هر روز صبح مرگ را سر صف صدا می کنیم و برای خیلی ها آرزوهای مرگ می کنیم.
ماشین بابا هر روز صبح روشن نمی شود و ما می فهمیم که باز یک مرگش شده؛ طوری که بابا می گوید :
" عزرائیل خودت بیا و راحتم کن! "
کلا مرگ خوب است. بابا می گوید دیدن مرگ آدم های بد هم خیلی خوب است چون یاد می گیریم کار بد نکنیم.
در ایام مرگ ، مدارس تعطیل است و ما کلی زندگی می کنیم. آقا ما این قدر مرگ را دوست داریم که بعد از فوتبال و والیبال و کشتی...بعد از وزنه برداری چه ببریم و چه ببازیم بالاخره برای یکی آرزوی مرگ می کنیم.
عمو احمد میگوید مرگ رحمت خداست و اگر مرگ می آمد نصف مملکت می مردند، جمعیت کم می شد و مشکلات بیکاری، کم آبی و فقر هم رفع می شد!
من فکر می کنم مرگ واقعا چیز خوبی است.
پدربزرگم هم که مرد همه می گفتند خدا را شکر که مُرد؛ راحت شد.
مرگ آن قدر خوب است که ما صبح عید نوروز سر قبر همه آدمهای فامیل که مرده اند می رویم و مرده ها را بیشتر از زنده ها دوست داریم.
نمی خواهم شعار بدهم اما من فکر می کنم عزرائیل در ایران خیلی پر کار است.
این بود انشای من!
انشای دانش آموز که به اتمام رسید معلم گفت:
"بمیری...برو بتمـــــرگ"
کانال دکتر سعید صفایی موحد
قم