
از پایه های اولیه آموزش در مدارس در کتاب های ریاضی، آموزش تناسب است. به عبارتی انسان ها با مفهوم تناسب از همان ابتدا چه به صورت آموزش رسمی و چه به صورت آموزش اجتماعی و طبیعی آشنا می شوند.
ما در مفهوم تناسب یاد می گیریم که برای اینکه بدانیم در هر کاری برای اینکه بهتر انجام گیرد و نتیجه بهتر داشته باشد باید چه کاری انجام دهیم و چه میزان و به چه شکل کاری را انجام دهیم تا یک تناسب رعایت شود.
به طور مثال یاد می گیریم که برای درست کردن یک لیتر شربت، چه میزان و چه کیفیت آب، آبلیمو و شکر نیاز هست تا با هم مخلوط شوند. اگر یکی از این موارد کم یا زیاد از حد باشد؛ شربت ما کیفیت خوبی پیدا نمیکند و یا حتی قابل خوردن نمی باشد. به هر صورت اگر ناگزیر بر اجرای رتبه بندی معلم ها باشیم؛ می توان گفت که در کشورهایی مانند سنگاپور و یا ژاپن رتبه بندی ربط چندانی به حقوق نداشته است و در اصل حقوق معلم ها در بالاترین سطح حقوق و دستمزد در آن کشورها می باشد و معلم ها نیز از بهترین افراد جامعه انتخاب می گردند.
در بحث رتبه بندی معلم ها یا معلمان یا فرهنگیان سه جزء مرتبط و مشخص وجود دارد. یکی خود معلم ها و دیگری بحث رتبه بندی و آن دیگر خود سیستم یا ساختار آموزشی هست. اگر بخواهیم با مثال قبل مقایسه کنیم شربت را سیستم آموزش و آب را معلم ها و شکر را رتبه بندی در نظر می گیریم.
به این ترتیب اگر بخواهیم شرب خوب و با کیفیت به دست آوریم یعنی یک سیستم آموزش با کیفیت شکل دهیم نیاز داریم که تناسب ها را رعایت کنیم، و تناسب بین معلم و رتبه بندی ایجاد گردد یعنی آب و شکر به تناسب و با کیفیت باشد.
در تناسب بین آب و شکر تنها مقدار آن ها ملاک نیست بلکه تمام ویژگی های دو نسبت نیاز هست که رعایت شود یعنی زمانی که می خواهیم آن دو را با هم مخلوط کنیم نیاز هست که به طور مثال آب مورد نظر، آب شرب یا آب سرد یا آب بدون املاح باشد و شکر نیز لازم هست که یک شکر معمولی و یا ساخته شده از چغندر قند باشد و ..
در تناسب بین معلم و رتبه بندی و ساختار آموزش نیز نیاز است که مواد مورد نیاز، ویژگی های لازم را داشته باشند. به طور مثال یک معلم در وهله اول نیاز است که به صورت دقیق و مناسب گزینش شده باشد و یا اینکه دستمزد آن به قدری باشد که در رفاه کامل قرار گرفته باشد. و رتبه بندی به همین ترتیب نیاز است که به طور مثال به حقوق و دستمزد ربط زیادی نداشته باشد و یا بتواند در جهت کیفیت ساختار آموزشی حرکت کند نه افزایش حقوق زیرا اگر در جهت افزایش حقوق باشد از کارکرد اصلی خود خارج می شود و هدف به جای افزایش کیفیت، افزایش حقوق خواهد شد.
برای اینکه بدانیم یا بتوانیم شربت با کیفیت (ساختار آموزشی با کیفیت) ایجاد کنیم؛ می توانیم ببینیم دیگر کشورها چه حرکتی انجام داده اند و چه تناسب هایی را رعایت کرده اند.
در این بین کشورهای زیادی رتبه بندی را اجرا نکرده یا لازم ندیده اند مانند فنلاند و برخی کشورها که اجرا کرده اند به شکل خاصی می باشد.
کشورهایی که شربت خوب و با کیفیت ساخته اند مانند سنگاپور که سیستم رتبه بندی نیز دارد؛ باید دید چه شرایط و تناسب هایی را رعایت کرده اند یا به آنها رسیده اند تا این رتبه بندی اجرا شود و دیگر اینکه باید دید اصلا این رتبه بندی تاثیری داشته است یا خیر یا چگونه اجرا شده است.

به هر صورت اگر ناگزیر بر اجرای رتبه بندی معلم ها باشیم؛ می توان گفت که در کشورهایی مانند سنگاپور و یا ژاپن رتبه بندی ربط چندانی به حقوق نداشته است و در اصل حقوق معلم ها در بالاترین سطح حقوق و دستمزد در آن کشورها می باشد و معلم ها نیز از بهترین افراد جامعه انتخاب می گردند. پس قبل از اجرای رتبه بندی در ایران نیز نیاز است که دستمزد معلم ها به جایگاهی رسیده باشد که رتبه بندی به دستمزد ارتباط نداشته باشد. و رتبه بندی در جهات مختلف تنها باعث ایجاد کیفیت آموزشی گردد که این کیفیت از طریق راهنما شدن رتبه بندی مشخص می گردد.
اما در ایران آن طور که مشخص است بین فعالیت ها و تصمیمات و شرایط، تناسب ها رعایت نمی شود و این موضوع قطعا باعث مشکلاتی خواهد شد و شربت بی کیفیتی ساخته خواهد شد. و اگر رتبه بندی بدون ارتباط با دستمزد اجرا شود نه تنها سودی ندارد بلکه زیان های بسیاری خواهد داشت؛ مثلا ممکن است معلم ها انگیزه خود را از دست بدهند؛ چون رتبه بندی تاثیری بر حقوق آن ها و معیشت آنها نخواهد داشت چرا که همینک در ایران مشکل اصلی معلم ها دستمزد ناچیز و کم قیمت آنها می باشد و همین طور اگر رتبه بندی به حقوق ارتباط پیدا کند؛ باعث خواهد شد افراد امتیاز جمع کن، سریع تر به بالا برسند و افراد بی توجه به رتبه بندی اما فعال، از قافله عقب بمانند.
اگر بررسی گردد به هر شکل رتبه بندی نیاز به ظرف و پیش زمینه هایی دارد که در ایران در حال حاضر وجود ندارد و در صورت اجرای آن نتایج معکوسی به دست خواهد آمد. یکی از نمونه های چنین حرکت ها و تصمیمات نابخردانه، ایجاد سیستم سنجش کیفی در مدارس ابتدایی می باشد که این روش زمانی به اجرا درآمد که ظرفیت آن شکل نگرفته بود و همین باعث گردیده سیستم آموزش دچار مشکلات پایه ای گردد.
می توان گفت کشورهای توسعه یافته که به این حرکت دست زده اند بر اثر نگاه کردن به کشورهای دیگر یا بر اثر یک قانون (مانند قانون برنامه ششم توسعه و .. ) این کار را انجام نداده اند بلکه حرکت آنها به شکلی با توجه به شرایط بوده است و یا نیازی احساس می شده است. آیا در ایران چنین وضعی وجود دارد؟
در حال حاضر نیز معلم ها در جهت افزایش حقوق، در پی اجرای رتبه بندی هستند اما آنچه به نظر می آید معلم ها، در پی افزایش کیفیت نیستند بلکه در پی افزایش حقوق هستند زیرا حقوق و دستمزد آنها کافی و راضی کننده نیست. ولی در کشورهایی که رتبه بندی را اجرا نموده اند، هدف افزایش حقوق به هیچ وجه نبوده است. پس اگر معلم ها از رتبه بندی، توقع افزایش حقوق را دارند یک اشتباه است اما چرا این اتفاق می افتد ؟ چون ظرفیت و شرایط و تناسب ها رعایت نشده است. چون اول باید مشکل دستمزد معلم ها برطرف گردد و بعد به بحث رتبه بندی رسید. و این موضوع یکی از نیاز ها و تناسب ها و شرایط لازم هست.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
بیش از شش ماه است که پاندمی کورنا ویروس روزگار را بر جهان و جهانیان سخت کرده و همه معادلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را بر هم زده است.پر واصح است ایران عزیز ما نیز از این تنگناهای کرونایی بی نصیب نمانده و نخواهد ماند.این در حالی است که به جهت تحریم های غیرانسانی و سومدیریت های طولانی، کشور ما شرایط بغرنج تری را تجربه می کند.
در این روزهای سختی که بر وطن و هموطنان می گذرد، شاید پرداختن به نتایج امتحانات خرداد ماه ۹۹ و سخن گفتن از "درصد قبولی" و" میانگین نمره ورقه" جز اولویت های افکار عمومی و خانواده ها و حتی مسئولین آموزش و پرورش نباشد.علی الخصوص که ۱/۳ از سال تحصیلی گدشته را دور از کلاس و مدرسه گدراندیم در حالی که نه معلمان و نه دانش آموزان و نه مسئولین آموزش و پرورش هیچ کدام تجربه آموزش مجازی را نداشتند.
اگر نبود زیرساخت های فنی و دست های خالی نظام آموزش و پرورش در مجهز بودن به نرم افزارهای آموزش مجازی بومی - ملی و محتوای الکترونیکی مناسب را هم لحاظ کنیم، عدم اولویت پرداختن به نتایج امتحانات خرداد ماه ۹۹ موجه تر به نطر خواهد آمد.
اما آنچه که مرا مجاب می کند که به درصد قبولی و میانگین نمره ورقه دانش آموزان پایه دوازدهم انسانی یکی از نواحی تبریز بپردازم، چندان بی ربط به بحرانی نیست که تا کنون جان قریب به ۱۵۰۰۰ نفر از ایرانیان را گرفته و در موج دومش انتظار داغدار شدن هموطنان بیشتری هم می رود.
متخصصان متفق القول هستند که تا زمان کشف و دسترسی فراگیر به واکسن، تنها راه مقابله با این بیماری رعایت کامل پرتوکل های بهداشتی و پیشگیری از ابتلا است. برای کنترل بیماری باید نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش را به صورت جدی وارد ماجرا کنیم.
اما رعایت کامل پروتکل ها مستلزم تغییر وسیع و البته سریع سبک زندگی انسان ها در همه جوامع بشری است و کشور ما هم از این قاعده مستثنی نیست.در این بعد از پاندمی کرونا ویروس هم، وضعیت کشور ما خاص است.چرا که سبک زندگی، روابط اجتماعی و خانوادگی، سفرها، دورهمی های فامیلی، مراسم عروسی و عزا و حتی آیین های ملی و مدهبی ما ایرانیان در تعارض عمیق با "سبک زندگی کرونایی" است.
آغاز موج دوم بیماری بعد از مدیریت و کنترل موج اول، آن هم با شدت بیشتر، موید این مساله است که ایرانیان در تطبیق شیوه زندگی خود با شرایط جدید ناموفق بوده اند.
بی تردید تغییر در سبک زندگی امری دفعتی و آنی نیست بلکه فرایندی نرم افزاری و طولانی مدت است.اما اگر بخواهیم با کمترین تلفات جانی و اقتصادی و اجتماعی و حتی سیاسی از این بحران عبور کنیم چاره ای جز تمکین به تعییر اجباری "سبک زندگی" مان نداریم.
بی شک " آموزش" شیوه های جدید زندگی فردی و اجتماعی و اقناع افراد، خانواده ها و جامعه برای گردان نهادن به تغییر عادت ها و رفتارهای فردی و اجتماعی موثرترین، کم هزینه ترین و بهروانه ترین راه برای تحقق این هدف است.

از این منظر نهاد آموزش و پرورش به جهت فراگیری و ارتباط تنگاتنگ با خانواده های ایرانی و دارا بودن پایگاه اجتماعی قوی در جامعه می توانست و همچنان نیز می تواند ابزاری کارآمد قلمداد شود.
قریب به ۲۰ میلیون دانش آموز ایرانی به مثابه سفیرانی هستند که می توانند پیام ها، روش ها، اصول و پروتکل های کرونایی را به خانواده ها منتقل کنند و بر رعایت آنها پافشاری و نظارت کنند.
متاسفانه در شش ماه گذشته این ظرفیت عظیم و بالقوه آموزش و پرورش مغفول ماند و مسئولین این وزارتخانه و سیاست گذاران آن در ستادهای کشوری، استانی و منطقه ای بی توجه به بحران و پیامدهای فراگیر آن که جامعه ایران را تهدید می کند، در دام پروژه "عادی نمایی" افتادند و منحصرا بر "تمام کردن" کتاب های درسی و برگزاری امتحانات نهایی متمرکز شدند.
سیاست گذاران آموزش و پرورش این بار هم با گم کردن اولویت های جامعه و چشم پوشی از ظرفیت بی همتای این مجموعه گسترده در مدیریت بحران های اجتماعی، به جای تاکید بر محتوا و روح روند تعلیم و تربیت بر حفظ و استمرار قالب ها قناعت کردند .
تاکید صرف بر "تمام کردن" کتب درسی و اصرار بر برگزاری امتحانات نهایی در واقع مصداق بارز "از اینجا مانده و از آن جا رانده" شد. در تایید این گزاره به نتایج امتحانات نهایی پایه دوازدهم انسانی یکی از نواحی تبریز استناد می کنم.
در این امتحان میانگین نمره ورقه دانش آموزان شرکت کننده، ۱۰/۹۸ است.از مجموع ۲۱ دبیرستان دوره دوم ناحیه، میانگین نمره ورقه ۸ دبیرستان زیر ده و ۹ دبیرستان دیگر زیر ۱۳ است و تنها ۴ دبیرستان میانگین نمره ورقه بالای ۱۳ دارند.
شاید بتوان این نتایج را به نحوی با شرایط خاص سال تحصیلی گدشته رفع و رجوع کرد.
اما غیر متخصصان حوزه آموزش و پرورش نیز خلاصه کردن پتانسیل های آموزش و پرورش را به این نتایج آن هم در زمانی که می شد بسیار بهره ورانه و کارآمدتر عمل کرد، را خسرانی برای مجموعه می داند.
آیا نمی شد در کنار روند معمول درس و مدرسه با طراحی یک برنامه منسجم اما غیرمتمرکز به هر منطقه و به تبع آن به هر مدرسه اختیاراتی داد که در راستای "حساس سازی" و " آگاهی رسانی در مورد کرونا ویروس به صورت جدی وارد عمل شود؟ آغاز موج دوم بیماری بعد از مدیریت و کنترل موج اول، آن هم با شدت بیشتر، موید این مساله است که ایرانیان در تطبیق شیوه زندگی خود با شرایط جدید ناموفق بوده اند.
در زمانی که به دلیل شرایط خاص کشورمان، امکان قرنطینه کامل و تعطیلی کسب و کارها وجود ندارد چرا نباید از ظرفیت عظیم آموزش و پرورش در ترویج و اشاعه "سبک زندگی کرونایی" استفاده کرد؟
به گفته دکتر حریرچی معاون وزیر بهداشت، آمار مرگ و میر روزانه تیر ماه نسبت به فروردین ماه ۲۰ درصد افزایش داشته است. همچنین افزوده اند که برای کنترل بیماری باید نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش را به صورت جدی وارد ماجرا کنیم.
بنابراین مسئولین آموزش و پرورش، از کشوری تا استانی و منطقه ای باید پاسخگوی این دو پرسش باشند که:
۱- در شرایطی که در اثر نااگاهی و بی توجهی جامعه هر روز بیش از ۲۰۰ نفر از ایرانیان جان خود را از دست می دهند، نهاد آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فراگیر آموزشی چه اقدامی در جهت آموزش همگانی جامعه انجام داده است؟
آیا راه اندازی "پویش مومنانه" و فراخوان کمک مادی از دانش آموزان و اولیا از شما مدیران کشوری، استانی، منطقه ای سلب تکلیف می کند؟

برادران مسئول!
لازم است بدانید برای هر نهادی و هر صنفی وظیفه ای ملی، عرفی و اخلاقی و دینی تعریف شده است ؛ از نهاد آموزش و پرورش انتظار می رود که در بحران ها، کار فرهنگی و آموزشی و تربیتی انجام دهد. نه افکار عمومی و نه مقامات و مسئولین رده بالا از نهاد آموزش و پرورش انتطار کمک مالی ندارند.
۲- چرا ظرفیت عظیم سخت افزاری و نرم افزاری نظام آموزش و پرورش را در بحرانی ترین مقطع زمانی کشور معطل گذاشته اید و نمی خواهید با فراخوان همکاران داوطلب و مجرب، آغازگر "پویشی ملی" برای معرفی و ترویج "سبک زندگی کرونایی" باشند؟
من یقین دارم در بدنه آموزش و پرورش و کنج مدرسه هاو کلاس ها و دور از پست ها و میزها هنوز هستند معلمانی داوطلب و مخلص و عاشق وطن، معلمانی از جنس شهید همت ها و معلمان بسیجی زمان جبهه و جنگ که می توانند بار چنین پویش ملی را با افتخار بر عهده بکشند.
آقایان مسئول!
تا دیر نشده بجنبید! جان ایرانیان ارزشمند است و اقتصاد و اجتماعیات ایران عزیز در خطر.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

خوب یا بد بودنِ همسر، همسفر، همخانه، همکار یا هموطن را ابتداء به ساکن نمیتوان تشخیص داد.
فقط در متن عمل و حین تجربه و در موقعیتهای عینی است که میتوان در مورد ارزش چنین مقولههایی قضاوت کرد.
خوبی یا بدی یک همسر را پس از شروع پیمان ازدواج و در متن زندگی و طی مسیر است که میتوان مورد داوری قرار داد. تا زندگی مشترک شکل نگرفته و طرفینِ زندگی مشترک در موقعیتهای عمل قرار نگرفته باشند نمیتوان در مورد موفقیت یا شکست آن قضاوتی کرد یا حکمی صادر نمود.
داستان نقد هم نظیر این مثالهاست. معمولا نقد با توصیفاتی همچون خوب، بد، منصفانه، متعهدانه، سازنده و مخرب معرفی میشود.
نکته مهم در این میان آن است که چنین اوصافی را باید در میانه یا انتهای مسیر به نقد و منتقد نسبت داد. قبل از شروع نقد و انتقاد نمیتوان گفت که چه نقدی سازنده است و چه نقدی مخرب. اینکه نقد باید سازنده باشد یک مطلوب است، ولی اینکه آیا چنین مطلوبی محقق شده است یا نه، فقط در انتهای کار معلوم میشود. بر همین اساس، نقد را نباید با هیچ قیدی محدود کرد.
باید از کلیشه رایج و شدیداً نخنما شدهی «نقد خوب و لازم است اما باید سازنده و منصفانه باشد» شجاعانه عبور کرد. این کلیشه هیچ خاصیتی غیر از حذف و طردِ نقد و نقادی نداشته است. منتقد راستین را به حاشیه رانده است. شغلی به نام نقادی و هویتی جدید به نام منتقد رسمی ایجاد کرده است. دارای سازمان، دفتر و دستک و آییننامه شده است.
به نقد نمیتوان فرمان داد؛ رام شدنی نیست. کسی که به فرموده نقد میکند، هر که و هر چه باشد، منتقد نیست؛ مُنقاد است و مصلحت اندیشی او را از مسیر حقجویی به کژراههی ملاحظات و محافظهکاری پرتاب خواهد کرد.

روشهای به کار گرفته شده برای حمایت از نقد و تشویق منتقدین، بیشتر از اینکه به جریان اصیل نقد و نقادی کمک کرده باشد آن را دچار آسیبهای فراوان کرده است.
در چنین فضایی منتقد برای آنکه نقدش مخرب، غیر متعهدانه یا غیرسازنده نامیده نشود، از خیر آن میگذرد. چنین شرایطی زمینهای ایدهآل برای فرصتطلبان و میدانی مهیا برای نان به نرخِ روز خوران است تا خود را در قامت متفکر و منتقد معرفی کنند. چنین نقادانی سودجویان و محافظهکارانی بیش نیستند که در لباس مبدل پنهان شدهاند.
نباید منتقد را معادل «نق زن» معرفی کرد و «نقد» را با «نق» یکی دانست. نباید جریان نقد را به بهانههای ساختگی به تأخیر انداخت و با بیموقع دانستن آن، سرکوبش کرد یا روی خوش بدان نشان نداد. نباید آن را در مقابل مصلحت قرار داد. هیچ مصلحتی برتر از مقدم دانستن و ارجح تلقی کردنِ حقیقت وجود ندارد. حقیقت از بطن نقادی و مواجههی دلیرانه با نتایج آن است که متولد میشود. جامعهی ما به نقد و جریان گفت و گوی آزاد همان قدر نیاز دارد که به نان شب. سهل است، برای تأمین نان شب و سقف بالای سر؛ نیازمند گفت و گو و نقادی هستیم؛ نقادی راههای طی شده؛ روش های به کار گرفته شده.
این نقد را نباید به انواع ملاحظات آلود. ملاحظه، قید و شرط و اما و اگر، موتور نقد را خاموش و آن را از کار خواهد انداخت؛ همان گونه که تا کنون چنین کرده است. هر شرطی که نقد را مقید و منتقد را محافظهکار کرده و او را به ورطهی انواع ملاحظات دراندازد و نسبت به نتایج غیرقابل پیشبینی کارش اندیشناک کند، در حکم سم مهلک برای جامعه است. باید به وجود نقدِ بد و حتی مخرب در میان نقدهای خوب و سازنده تن داد و هزینهی آن را پرداخت کرد.
کانال آگورا
گروه گزارش/

مطابق مصوبه مجلس شورای اسلامی در تاریخ هیجدهم شهریور 1376 که به تایید شورای نگهبان نیز رسیده است ؛ زمان بازگشائی مدارس در سراسر کشور همه ساله اول مهر ماه بوده و تا پایان اردیبهشت ماه ادامه مییابد.
امتحانات پایان سال بعد از مهلت مقرر و در خرداد ماه انجام خواهد شد.
تعیین مناطق گرمسیری که امکان ادامه تحصیل تا پایان اردیبهشت ماه را به دلیل گرمای زودرس ندارند به عهده هیات دولت میباشد. اگر قرار باشد برای هر چیزی از " ستاد مبارزه با کرونا " نظرخواهی شود دیگر سایر مراجع دی صلاح و قانونی چه کاره هستند ضمن آن که این رسانه از مبنای قانونی این ستاد تاکنون چندین بار پرسش کرده است و پاسخ قانع کننده ای تاکنون دریافت نکرده است .
تبصره - این قانون از زمان تصویب لازم الاجرا میباشد.
از سوی دیگر ؛ مطابق قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش ؛ « تصویب تقویم آموزشی مناطق تابعه با توجه به شرایط اقلیمی و جمعیتی هر منطقه از وظایف و اختیارات شورای هر استان است . »
معاون دبیر کل شورای عالی آموزش و پرورش در بهمن 1398 می گوید : ( این جا )
« تغییر تقویم آموزشی سابقه ۹۰ ساله دارد. در این ۹۰ سال حدود ۱۳ بار تقویم آموزشی تغییر کرده است و ۴۰ سال از این مدت آغاز سال تحصیلی از ۱۵ شهریور، یک دوره زمانی ۱۵ شهریور تا ۱۵ مهر بوده است و یک دوره زمانی در دهه ۴۰ شمسی نیز با توجه به تغییرات اقلیمی به استانها سپرده شد.
از سال ۵۴ بازگشایی مدارس از اول مهر ماه بود. سال ۷۴ زمزمه تغییر تقویم به صورت استانی شروع شد، اما مجلس مخالفت کرد و مصوبهای مبنی بر عدم اجازه آموزش و پرورش گذراند. شورای عالی آموزش و پرورش نمیتواند مصوبه مجلس را تغییر بدهد. دولت دی ماه سال ۹۵ نیز لایحهای را مصوب کرد ولی با این حال پیشنهاد تعطیلات زمستانی و تغییر شروع و پایان سال تحصیلی به تنهایی در دست آموزش و پرورش نیست. »
عابدینی با تأکید بر اینکه زمان تغییر تقویم آموزشی فرا رسیده است، گفت: از سال ۹۵ طرح و سناریوهای مختلف آن در شورای عالی آموزش و پرورش آماده شده است. یک نکته این است که نمیتوان یک نسخه برای کل کشور پیچید و باید موضوع را به استانها سپرد. »
می توان چنین نتیجه گیری کرد که نظر این مقام مسئول در شورای عالی آموزش و پرورش هم احیای همان قانون شوراهای آموزش و پرورش باشد .
نخستین پرسش « صدای معلم » آن است که استناد کارشناسی و علمی مجلس شورای اسلامی در آن زمان برای شیفت ( تغییر ) از قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش به سمت تصویب آن " ماده واحده " چه بوده است ؟
چرا در این مدت طولانی اراده ای برای اجرای قانون شوراهای آموزش و پرورش که در این زمینه یک " قانون مترقی " است نه از سوی دولت و نه از سوی مجلس دیده نشده است ؟
چرا بحث تعطیلات زمستانی و ساماندهی تعطیلات به فراموشی سپرده شد ؟
تا کی باید " روزمرگی " و " بی برنامگی " بر مدیریت ها حکمرانی کند ؟

از زمان شیوع کرونا و متعاقب آن " تعطیلی مدارس " وزیر آموزش و پرورش مکرر اعلام کرده است که زمان بازگشایی مدارس از 15 شهریور خواهد بود .
پرسش این است که مبنای قانونی برای اعلام این تصمیم چیست ؟
اگر قرار باشد برای هر چیزی از " ستاد مبارزه با کرونا " نظرخواهی شود دیگر سایر مراجع دی صلاح و قانونی چه کاره هستند ضمن آن که این رسانه از مبنای قانونی این ستاد تاکنون چندین بار پرسش کرده است و پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرده است .
بهتر است برای نخستین و آخرین بار تکلیف " تقویم آموزشی " در نظام آموزشی مشخص شود .

« مجتبی زینی وند » رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی و توسعه مشارکت های مردمی وزارت آموزش و پرورش در نشست رسانه ای در 21 دی 98 و در پاسخ به پرسش صدای معلم در مورد " تقویم آموزشی " چنین گفت : ( این جا )
« من این پیشنهاد را قبلا به دوستان داده ام .
هم به صورت مکتوب به آقای بطحایی داده بودیم . زمانی که آقای محمد زاده در سمت مدیر کل دفتر وزارتی تشریف داشتند پی گیری داشتند اما ظاهرا موفقیتی کسب نکردند ولی باز با توجه به شرایط و اقتضائاتی که پیش آمده است و ما نمی دانیم که تعطیلی مدارس ما چقدر طول می کشد
هفته های آموزشی و زمان آموزش در مدارس ما چگونه است ؟
هم مدیران مدارس و هم آموزش و پرورش نگران است و هم اولیا نگران هستند .
من هم مانند شما معتقدم و هم این پیشنهاد را واحد حقوقی به صورت مکتوب این بند قانونی را به وزیر آموزش و پرورش ارائه که آن را در دستور کار نشست های مشترک مجلس و آموزش و پرورش قرار دهد .
این اختیار به شوراهای آموزش و پرورش مناطق و استان ها در خصوص شروع سال تحصیلی و موضوع تقویم آموزشی داده شود .
آموزش و پرورش مناطق و استان ها متناسب با شرایط آب و هوایی و اقتضائات خاص مناطق شان تصمیم بگیرند .
این پیشنهاد شما بسیار منطقی است . »
پیشنهاد این رسانه به وزیر آموزش و پرورش آن است با توجه به هم گرایی در ستاد و نیز افکار عمومی مبنی بر احیای " قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش " سریعا اصلاحیه ای به این منظور به مجلس و در قالب " فوریت " ارسال گردد .
پایان گزارش/

بدون شک سال تحصیلی گذشته پرمخاطرهترین و متفاوتترین سال آموزشی در سه دههی اخیر بود.
سال قبل در اولین سال حضورم در شهیدستان کرج پنج کلاس دوازدهم داشتیم با ۱۷۶ دانشآموز که حساسترین سال آموزشیشان مواجه با بلایای آسمانی و زمینی گردید.
آلودگیهای ممتد هوا، اعتراضات و اغتشاشات خیابانی آبان ماه و نهایتاً کرونا ویروس منحوس که عالمی را زیر و زبر نمود.
با تعطیلی مدارس از آخر بهمن ناچاراً برای تداوم آموزش به شبکههای اجتماعی چون تلگرام، واتس اپ و... پناهنده شدیم و در ادامه با ممنوع شدن پیامرسانهای خارجی با اکراه به شاد پیوستیم. شبکهای که شاید با تجهیز و بهروزرسانیهای ممتد برای آیندگان گرهگشا باشد، برای نسل ما که اسباب دردسر و زحمت بود...
به هر حال به سلامت به امتحانات خرداد رسیدیم و لنگلنگان و با واهمه کروناویروس آزمونهای نهایی را با ترمزهای اساسی چون امتحان دروس فیزیک و زبان پشت سر گداشتیم.
گویا طراحان سؤال امتحانات فیزیک و زبان از کرهی دیگری آمده بودند و اطلاعی از شرایط نابهسامان روحی و جسمی مخاطبانشان نداشتند!
البته وسطها شایع شد که سوالات نهایی در استارت کار کاملا لو رفتهاند و مسئولین آزمونها مجبور شدهاند سؤالات را تعویض نمایند!

آقای وزیر !
این هفته که کارنامه دوازدهمیها را توزیع میکنیم، بیش از پنجاه درصد دانشآموزان مدارس عادی دولتی به خاطر دروس افتاده از خرداد شهریوری هستند، و متأسفانه به خاطر پیک دوم شیوع کووید ۱۹ تمام پایگاههای تابستانی به محاق رفته و دانشآموزان از داشتن نمره مستمر و آموزش نیمبند تابستان محرومند.
پیشنهاد میشود با برگزاری پایگاه تابستانی مجازی جهت رفع اشکال (به مدت دو هفته به صورت فوقالعاده در کلاسهای شاد مدارس با دبیران مربوطه) به خاطر درک شرایط خاص دانشآموزان کشور، امتحانات نهایی شهریورماه را حضوری تلقی کرده و بچههای مضطرب را از نمره مستمر محروم نکنیم و البته با طراحی سؤالاتی مانند امتحانات فیزیک و زبان خردادماه به فکر انتقام از دانشآموزان مستأصل نباشیم.
بدون شک با این مساعدت و لطف حضرتعالی جان تازهای در کالبد دانشآموزان شهریور دمیده خواهد شد.
گروه رسانه /

امروز مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش در گروه واتس اپ ویژه اطلاع رسانی به خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش اعلام کرد :
« به زودی گروه پوشش خبری وزارت آموزش و پرورش از وات ساپ و تلگرام به شبکه شاد منتقل می شود . از خبرنگاران عزیز تقاضا داریم از طریق لینک زیر، شبکه شاد را نصب نمایید تا بتوانیم شما را در گروه مورد نظر اضافه نماییم. امید است از طریق شبکه آموزشی شاد بتوانیم ارتباط شایسته ،سازنده و موثر با شما عزیزان در راستای اهداف نظام آموزشی و پوشش اخبار آموزش و پرورش داشته باشیم. »
این اقدام وزارت آموزش و پرورش با مخالفت برخی خبرنگاران حاضر و فعال در این گروه رو به رو شد .
رضایی : « شاد خیلی باگ داره فعلا، به نظرم فعلا واتس آپ بمونیم . پیامها در شاد با تاخیر زیادی ارسال میشه . »
چوپانکاره از روزنامه اعتماد : « فکر میکنن اینجا هم مدرسه است و ما هم ناچاریم. که خب نه اینجا مدرسه است، نه ما ناچار. »
« سلمانی » : « به نظرم کار خوبی نیست چون بسیاری از مردم که فرزند دانش آموز ندارند لازم نیست که عضو این شبکه باشند و این بار شبکه رو زیاد میکنه حتی برای گروه چند نفره خبری . ن خودم فرزند مدرسه ای دارم تا حالا این شبکه رو نصب نکردم و لازم هم نمیدونم . »
« مهدیه سادات شاهمرادی » : « من الان نصب کردم که فقط شکلش را ببینم اما موافق اطلاع رسانی از طریق شاد نیستم. چون الان خبر همه ارگان ها و وزارتخانه ها از طریق واتس آپ و تلگرام و ایمیل و اپ های ایرانی ارسال میشه که همین چند گانه بودن چک کردن ها به اندازه کافی دردسر ساز هست .
حالا اینکه یک مورد دیگر هم اضافه بشه که فقط برای یک ارگان هست بسیار ستمه. تا پیارسال فقط تلگرام بود و دائم چک میشد اما الان نظم ذهنی مون به اندازه کافی به هم ریخته. »
« آزاده سهرابی » از خبرگزاری مهر : « واقعا تصمیم ناشایسته ای است . امیدوارم در این تصمیم تجدید نظر شود . دلایلش اینقدر واضح است که واقعا توضیحی نمی دم درباره اش. »
« فاطمه امیر قهرمان » از خبرگزاری تسنیم : « گروه هم که تشکیل شده در شاد . مرحله بعدی هم احتمالا برگزاری تمام نشست های خبری در شاد است . »
« فاطمه اسماعیلی از خبرگزاری ایسنا : « به نظر منم داره تحمیل میشه. اینجا گروه داشته باشین، اونورم تشکیل بدین. دلیل این کوچ اجباری را متوجه نمیشم . »
در حالی که مسئولان وزارت آموزش و پرورش تاکنون به کرات اعلام کرده اند عضویت در " شبکه شاد " برای دانش آموزان ، معلمان و مدیران مدارس اجباری نیست ؛ مشخص نیست با این گونه تصمیم های غیرکارشناسی چه اهدافی را دنبال می کنند ؟
پیش تر برنامه ها و نشست های خبری این وزارتخانه به خبرنگاران از طریق تلفن همراه پیامک می شد و هم زمان در تلگرام و سپس واتس اپ اطلاع رسانی می شد .
هنوز « وزارت آموزش و پرورش » به گزارش های انتقادی صدای معلم در این موارد هیچ گونه پاسخی ارائه نکرده است .
پایان پیام/
گروه اخبار/

با خبر شدیم آقای « عبدالرحمن ( رضا ) کاکازاده » به علت ایست قلبی به رحمت خدا رفتند .
« صدای معلم » این واقعه ی تلخ را به خانواده ی محترم ایشان تسلیت می گوید .
کاکازاده پیش تر عضو سازمان معلمان ایران بود و با این رسانه نیز همکاری داشت .
گفت و گوی ایشان با استاد فتح الله شکیبایی مورد توجه بسیاری قرار گرفت . ( این جا )
« کیست آن موجود محرومی که اندر روزگار خاطری دارد نژند و پیکری دارد نزار
باغبانی می کند اما نه اندر بوستان جانفشانی می کند اما نه اندر کارزار
روزها گچ می خورد، گاهی هم از طفلی شرور نوش جان سازد مفصل فحش های آبدار
نیست عاشق، لیکن اندر راه ترفیع حقوق ظاهراً دارای نام و باطناً بی اعتبار
گر بخواهی نام این انسان محبوب و صبور آشکارا گویمت کس نیست جز " آموزگار "
( شعر از شکیبایی )
روحشان شاد باد .
پایان پیام/