صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

آذربایجان شرقی

منتشرشده در نامه های دریافتی

 تعطیلی مدارس و کارکردهای مدرسه در نظام آموزشی  آموزش و پرورش ایران مانند بیماری ست که برای بهبود خود سال ها به هر پزشکی که مراجعه می کند ، همه پزشکان فقط به توصیف درد او می پردازند! در حالی که این بیمار از درد می سوزد و به خود می پیچد ، متخصص دلسوزی پیدا نمی شود که درمان این درد را نسخه کند!
امیدوارم تلاش امروز ما توصیف درد نباشد و گامی فراتر نهیم و به راه حلی برای کمک به آموزش و پرورش برسیم.
حوزه ی عمومی ، مکانی در زندگی جمعی انسان هاست که با تحقق آن ، افراد جامعه می توانند از طریق یگدیگر به سخن آیند و با مفاهمه ، به امر عمومی توجه کنند. در حوزه ی عمومی افراد در وضعیتی آزاد و دور از تحمیل ها و اجبارها ، امر عمومی را مورد بحث و نظریات یگدیگر را مورد اریابی قرار می دهند و بدین وسیله ، امکان رسیدن به یک توافق جمعی واقعی را به حداکثر می رسانند. ( نظری ، مرتضی / نگاهِ تربیتی به توسعه)
انسان در روزگار بحرانی به دنبال بلاگردان می گردد ؛ مربیان حرفه ای به انتقاد سازنده و راهنمایی فلسفی نیاز دارند ، نه به انتقاد ویران کننده تا دیدشان وسعت پذیرد و شاید که به فرصت های بی مانند زمان آگاه شوند.
دو رفتار افراطی در جامعه باب شده است :

نوع اول رفتاری مبنی بر کوته نظری و خرسندی که اخلاق گوشه گیرانه را می سازد و با آرمان های تربیت واقعی که وابسته به خودسنجی همیشگی هست ناسازگار است.
افرادی که اصول سحر آمیزی را برای آموزش و پرورش پیشنهاد می کنند ، موضوع های پیچیده ی این دستگاه را نمی بینند که هم رسالت اجتماعی دارد و هم رسالت فردی.
این نوع دوم رفتار افراطی است که با ترویج بدبینی های عمیق در میان مردم ،اجازه نمی دهند ، واقعیت ها مشخص شود. اتکا به جنبه های منفی نظام تربیتی را مورد تحسین خود قرار داده و کورکورانه ، پایه های نمونه ی درخشان فریب عوام را با تقلید از معلومات ناقص جامعه ای که مرتب در حال کشمکش بر سر تفسیر های غلط از دموکراسی ها هستند را به عنوان تفکری مستقل ، نجویده به خورد ملت می دهد و شعار غیر علمی را در هر زمینه ای به سان نظر کارشناسی لازم می بیند که هر بار آفرینش نموده و با بر پا کردن جنگ های تمام عیار به رخ بکشند. کار معلم بر حسب نظر سقراط این است که افراد معمولی را بیدار کند. وی عقیده دارد بیشتر افراد دارای افکار غیر معقول هستند . در مرگ کاذب به سر می برند و در مغاکی از حقایق ناقص و اوهام زندگی می کنند.
باید گفت: علیه نادانی بجنگید ، ببینیم آیا از وجود خودتان چیزی باقی می ماند؟!
این جنگ ها را در تمام جبهه ها معنادار توصیف می کنید و جامعه ی منطقی معلق در رفتن به بهشت یا جهنم نموده اید!
انگار حواستان نیست که از آن طرف پشت بام افتاده اید؟
خلاقیت با خودسنجی آغاز می شود . ما فقط زندگی کردن را نمی خواهیم ، بلکه می خواهیم که در سطح بالایی زندگی کنیم. محیطی که دارای انگیزش باشد ، موجب گسترش علاقه و تمرکز در حواس می شود و مدرسه بهترین مکان در ایجاد این حواس در میان دانش آموزان است.
هدف تربیت روشنگری است. برای رسیدن بدین هدف باید یک اقلیت خلاق و فداکار پرورش یابد و همزمان با آن برای پیشرفت فرهنگ به جمعی نیاز است که به ارزش آن پی ببرند.

تعطیلی مدارس و کارکردهای مدرسه در نظام آموزشی

دانش آموزان و اولیا در کلاس و مدرسه ی محل خدمت من ، به ارزش تربیتی و جایگاه مدرسه حتی در کنترل بحران ها معتقدند و بدون هیچ اجباری تمام ایام هفته فرزند خود را به مدرسه آوردند . در کلاس ۳۸ نفره دو نفر هم آزادانه تصمیم گرفتند ، به صورت مجازی آموزش ببینند.
در این هفته برخی دانش آموزان علی رغم آن که گروه بندی شدند ، مصرانه می خواستند که هر روز را به جای دو روز در هفته به کلاس درس بیایند. این تعداد حقیقتا هیچ امکاناتی در خانه ندارند .
این اتفاق و حضور مشتاقانه والدین و دانش آموزان، مسئولین منطقه را بر آن داشت تا نیروهای نیمه آگاه خود را هم در زمینه تعلیم بهینه دانش آموزان و تضمین کیفیت بیشتر پروتکل های بهداشتی حساس تر نموده و جدی تر وارد عمل شوند.
دیدن این صحنه ها موجب شد لحظه ای احساس کنم عدالت آموزشی برای دانش آموزان کم بضاعت به خاطر نداشتن امکانات ایجاد شده و از این که مدرسه مأمنی برای کودکان باشد خوشحالم. شاید معجزه همین اتفاق باشد.
تعداد دانش آموزان را در کلاس ها می توان کمتر کرد ولی نباید آنان را از حق آموزش عمومی و رایگان محروم کرد.
آنانی که توان مالی و بنا بر ادعای خود بار معنوی زیادی دارند ، می توانند در اوج امکانات برای فرزندان خود آموزش را مهیا نمایند . در این ایام بهتر است کمی خوددار باشند و نظریه های لغزش پذیر را به بدنه ی بیرونی و درونی سیستم آموزش تزریق نکنند و همزمان با رشد و بالندگی بنیه ی اقتصادی خود ، مانع برجستگی های همسنگ لااقل در حیطه ی آموزش بری عوامی که کمتر در معرض توسعه بوده اند نشوند . سنگ اندازی های این افراد برای حفظ منافع خویش است و این بر متولیان آموزش و پرورش پوشیده نیست. از آب گِل آلود ماهی نگیرید.
اشراق نتیجه بخش در آموزش و پرورش در هر کشوری، دنباله روی از فرهنگ کشورها و تمدن ها نیست. بلکه نظم در تحصیل و رسیدن به هدف است که مقدمات خشنودی را فراهم می سازد.
تمام کسانی که امروز دایه ی مهربان تر از مادر شدند و برای بسته شدن و بسته ماندن درهای مدارس از علوم مابعد الطبیعه استفاده کردند ،خود یک طرف دعوی در ایجاد این مصیبت های فعلی در کشورند.
هنرهای زیبای ایشان را در هسته ی مرکزی دانش و ثقل شرایط در قالب مافیا در تمام مسائل اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ،اقتصادی دیده ایم و در آموزش و پرورش بدترین نمود را شاهد بودیم.
هر کجا به نفعشان بوده ، عملکردهای معلمان و آموزش و پرورش را به ضرر جامعه و حتی بین الملل دیدند و اگر احساس بی قراری کردند ، از خودشان استعدادهای برتر ساختند و هیجان های درونی خویش را با سرزنش آموزش و ناتوانی معلمان در ترازوی میزان گذاشتند.
با این رفتار این بحث مطرح شد که ما از شرایط مدینه ی فاضله می خواستیم. کسی به ما میدان نداد. جای سؤال است تاکنون که همه چیز دستتان بود ، پس چه کردید؟
هرچند آموزش و پرورش نیز دیر به دیدگاه های اشتباه پی می بَرَد و با تعطیلی ناگهانی مدارس در اسفندماه ، فضای سوار شدن سودجویان را بر گُرده ی هر ذی نفعی در این سیستم به هر که از راه رسید داد و این امر موجب شد تا صاعقه های مخرب ، مدارس را به قصد منفعل شدن همیشگی در خاطر مخالفان رشد و پیشرفت این سرزمین نشانه برود. رگه های حیات در مدارس نباید خشک می شد
همان گونه که در تمام کشور، در هر وهله از جَنگ گرفته تا شوی تبلیغاتی در قالب جُنگ سیاسی ، مدارس پایگاه محکمی محسوب می شود ، بزرگ منشی نمایید اجازه دهید صاحبان این خانه نیز دوران طلایی عمرشان را از آن فیض ببرند.
مدرسه محل جلسات و گردهمایی های تاریخی برای برخی خاندان ها ، جان پناه برای جنگ ، حوزه ی انتخابات مجلس و ریاست جمهوری  ،مرکز سنجش ، برنامه های مذهبی ، مرکز غربالگری حتی در زمان بحران کرونا می تواند باشد ، ولی برای درس خواندن و درس دادن مشکل زاست؟
از نظر شهید ثانی ، محصل باید در هر شرایط از نظر علمی و در جهت استفاده و علم و آموزش حریص و پر اشتیاق باشد.
کار معلم بر حسب نظر سقراط این است که افراد معمولی را بیدار کند. وی عقیده دارد بیشتر افراد دارای افکار غیر معقول هستند . در مرگ کاذب به سر می برند و در مغاکی از حقایق ناقص و اوهام زندگی می کنند.
دانش و اخلاق به هم وابسته است. این روزها می بینیم که عده ای برای مخالفت با انزجارهای اجتماعی ، وجدان کاری را عَلَم کرده و محافظه کارانه جلوه های تحریف از آرمان های تربیتی را با انکار حقیقت معرفی می کنند و با وجود آنکه خیلی خوب می دانند که استدلال های ترس آورشان ، منطقی نیست ، به دنبال حلول پیامدهای ناگوار  ،پیش گویی هایی را مطرح می کنند که پرسش های سنگینی را به جا می گذارد که در روزهای حزن انگیز کجا می روید که حضورتان کم رنگ می شود؟
تعطیلی مدارس و دوری دانش آموزان از محیط علم و دانش ، محرکه ی چرخ تولید و پیشرفت شما را در کجا مختل می کند؟ دانش آموزان و اولیا در کلاس و مدرسه ی محل خدمت من ، به ارزش تربیتی و جایگاه مدرسه حتی در کنترل بحران ها معتقدند و بدون هیچ اجباری تمام ایام هفته فرزند خود را به مدرسه آوردند .
خیلی از شما که از مدرسه و باز بودن آن بیشتر سود می بردید و جیبتان پر پول تر است، چرا دم از ناشکری می زنید؟
حال، شما را چه شده است ؟
بعید است از عملکرد های خود پشیمان شده باشید . چون حرص و طمع به این راحتی از حریص دست نمی شویَد. ولی بهتر است شفاف بگویید چوب لای چرخ کدام مرحله از برنامه هایتان رفته است؟
همان طور که روح فرمانروای بشر است ، خدا هم بر جهان فرمان می راند. نظام قابل ملاحظه ای در جهان نمودار است. اگر بخواهیم ضربه ای به سلامت سواد و یا بهتر بگوییم سواد سلامت بزنیم ، عواقب ناگوارش از مرگ و میر کرونا بیشتر است. برای جبران مافاتش ، شاید قرن ها سایه ی بدعت هایی که خلق کرده ایم ، دامان آیندگان را بگیرد و یقینا به آرامش ابدی نیز نخواهیم رسید.
پس تلاش کنیم عاقبت به خیر باشیم.
این طور که از شواهد و قراین بر می آید ، هم تعطیلی مدارس و نیز بازگشایی آن ، تبعیت از آرمان های سیاسی ست تا آرمان های تربیتی!

تعطیلی مدارس و کارکردهای مدرسه در نظام آموزشی

دفاع از دانش آموز، بین نظر و عمل گیر افتاده است. تنها عدالت اجتماعی ست که می تواند ، عدالت آموزشی را برقرار کند. البته به شرط آنکه تمام مسئولین بپذیرند که تک تک آحاد جامعه ، حق شهروندی دارند. نه اینکه صرفا برای مقاصد خود شهروندان را آلوده به اضطراب و دلهره های خود از سستی موقعیت هایشان نمایند.  تمام کسانی که امروز دایه ی مهربان تر از مادر شدند و برای بسته شدن و بسته ماندن درهای مدارس از علوم مابعد الطبیعه استفاده کردند ،خود یک طرف دعوی در ایجاد این مصیبت های فعلی در کشورند.
می توان چنین استدلال کرد که دگرگونی هر چیز، به استثنای بد، خطرناک ترین چیزهاست. گذر زمان در این آشفتگی های اجتماعی ، باعث شد تا عده ای عادت کنند هر نوع بی نظمی را در پس و پیش قانون و به جای قانون قلمداد نموده و از محدود شدن تنها برای مشیت هایی که لذت خوشی و سرخوشی برایشان دارد ، به عنوان قدرت و حکمت خداوند نام ببرند و باور ندارند که الان یقینا در معرض آزمایش و امتحان الهی اند!
به این فکر نمی کنید که این هجمه ی هرج و مرج ، حاصل تربیت مرسومی ست که از در روشنگری با افراط و تفریط آن هم از سوی متفکران بی مایه و فاقد دانش ایجاد شد و چون خوره ریشه ها را می جَوَد.
گمان نمی کنم اگر روحیه های انقلابی برای علم و آگاهی و دانایی هم به جنب و جوش درآید ، آسیبی متوجه ترقی کشور باشد. هر چند خواب خوش را از چشم های زیادی خواهد گرفت!
از قاب پشت بام مدارس، گل های باغچه نقش پرچم ایران را باید به نگاه ها هدیه کند . معیارهای تربیتی، کاشت علف های هرزی نباشد که با شیرین سخنی تاجران گل های کمیاب ،در حیاط مدارس برای نقش بندی رنگ هایی غیر از سفید و قرمز و سبز کاشته و بوی متعفنشان ، به جای عطر لاله های پر پر شده ، بر زمین خاکی این مرز و بوم طنین انداز شود. آهنگ ایران وطن من را باید همه ی فرزندان ما با عشق همنوازی کنند.
فرزندان ایران حق دارند از عدالت آموزشی برخوردار باشند. اگر اقشار مرفه جامعه جلوی بازگشایی مدارس را می گیرند ، صریحا نمی گویند که فرزندانشان در دامان پرستار و معلمین خصوصی به ارتقا می رسند. سواد خواندن و نوشتن از مردم قشر ضعیف و متوسط سلب می شود. ترس از دست دادن فرزند را باید زمانی به جان والدین می انداختید که می خواستید شیره ی وجودشان را چپاول کنید . اکنون که موقع رشد و نمو و به عرصه رسیدن میوه دلشان هست، به جای همراهی و نجاتشان از بلا و درد و رنج ، امیدهایشان را ناامید نکنید.
بسیج محلات ، انجمن های مردم نهاد ، پزشکان بدون مرز دلسوز ، مهندسان زحمت کش ، استادکاران فرهیخته ، طلاب اندیشمند ، مدیران شرکت ها و کارخانه های پر بازده ، سرمایه داران مواد غذایی ترش و شیرین‌، تریبون دارها ، و هر آن کس که خود را در جایگاه انتقاد از آموزش و پرورش می بیند ، به پایداری مدرسه کمک کنند تا جامعه آینده دچار خدشه های مجدد نشود.
دلیری فقط در خط مقدم جبهه ها نیست. اکنون نیازمند رزمنده بودن شما هستیم. شعار میهن پرستی ندهید. در روح میهن بدمید.
علم و علم آموزی پایدار است. مدارس بسته نمی ماند.


 تعطیلی مدارس و کارکردهای مدرسه در نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

چندی پیش مجید یزدان‌ پناه مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه  اظهار کرد: برآوردها نشان می‌دهند 70 درصد دانش‌آموزان استان با احتساب مدارس روستایی و عشایری که به دلیل تعداد کم دانش‌آموزان کلاس هایشان به صورت حضوری برگزار می‌شود، استقبال به حضور در کلاس‌های درس و آموزش حضوری داشته‌اند .

گزارشی که می خوانید توسط یکی از معلمان از روستاهای " شهر کرد " مرکز چهارمحال و بختیاری برای " صدای معلم " ارسال گردیده است .

این رسانه از همه معلمان به ویژه مناطق محروم کشور دعوت می کند تا گزارش های خود را همراه با عکس برای ما ارسال کنند .

منتشرشده در یادداشت
جمعه, 21 شهریور 1399 07:48

دو چهره زندگی

ظاهر و باطن افراد و آدم های مهم

 بسیاری از فیلسوفان و هنرمندان در زندگی شخصی خود انسان متفاوتی هستند.

روسو یکی از بهترین آثار تربیتی کودکان را نوشت اما به هیچ قاعده اخلاقی و خانوادگی پای بند نبود. هگل و مارکس فرزندان نامشروع از روابط مخفیانه خود داشتند. شوپنهاور و نیچه عصبانی تر از آن بودند که حوصله و تاب تحمل کسی را داشته باشند. هایدگر دور از چشم همسرش با دانشجویش هانا آرنت رابطه داشت. زندگی خصوصی ژان پل سارتر و سیمون دوبوار بی شباهت به سناریوهای هرزه نگارانه نبوده است. راسل، انیشتین، چاپلین، فوکو و بسیاری دیگر از اندیشمندان و دانشمندان و هنرمندان بزرگ هم کارنامه چندان متفاوتی در این زمینه نداشته اند و زندگی خصوصی آنها کاملا با زندگی فلسفی و هنری و علمی آنها متفاوت بوده است.

اغلب زندگی خصوصی آدم ها با هنر و اندیشه و بیانشان متفاوت است. سیاست مداری که با دستهای گره کرده به هوادارانش لبخند می زند و از آزادی و انسانیت و نوع دوستی می گوید، در پس پرده هم انسان آزادیخواه و نوع دوست و خندانی نیست.‌

شاعری که مدام از عشق و گل و بوسه می گوید در زندگی شخصی هم لزوما انسان عاشق پیشه و نازک دلی نیست.

کارگردان و هنرمندی که از شرف و عشق و مرام و رفاقت و معنویت و و دوست داشتن فیلم می سازد در زندگی شخصی هم لزوما انسان معناگرا و اخلاقمدار و باشرفی نیست.

کسی که خوب پیانو و تار و کمانچه و.. می نوازد، اصولا ساز زندگی اش را هم به این خوبی کوک نمی کند و چه بسا از زندگی شخصی اش آگاه شویم حالمان را هم به هم بزند.
کسی که بازیگر خوبی در سینماست. خواننده ای که صدای خوبی دارد. واعظی که خوب سخن می گوید. شاعر و هنرمندی که عمیقترین احساسات را برمی انگیزد لزوما در زندگی شخصی هم همان انسان کاملی که میبینیم نیست.
آنها هم چه بسا دروغ می گویند، دلهای فراوانی را شکسته اند، به هیچ قاعده اخلاقی پای بند نبوده و گاهی متجاوزند، طماع و پول پرستند، نظافت شخصی را رعایت نمی کنند. بددهن و رکیک گویند و چه بسا در سایر جنبه های زندگی انسان به شدت نفرت انگیز و غیرقابل تحملی باشند.

کانال خرمگس


ظاهر و باطن افراد و آدم های مهم

منتشرشده در یادداشت

گروه اخبار/

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش گفت :

بر اساس گزارش‌های جهانی و پژوهش‌های صورت گرفته، دور ماندن طولانی مدت دانش آموزان از مدرسه آسیب روانی بسیاری به آن‌ها وارد می‌آورد و موجب انزوای اجتماعی و تاثیر منفی در رشد مهارت‌های اجتماعی آنان می‌شود.

حکیم زاده تصریح کرد : یکی از برنامه‌های ما سرمایه گذاری روی ارتقای سواد سلامت است تا بچه‌ها را برای آینده آموزش دهیم؛ خاصه اینکه در این سن هر رفتاری به کودک بیاموزیم، جزئی از رفتارهای او و در بزرگسالی نهادینه خواهد شد.

چهارشنبه, 19 شهریور 1399 18:03

قصه " مریم دانش آموز "

مریم دانش آموز و کارکرد مدرسه و نظام آموزشی

مریم یازده ساله است و در کلاس پنجم ابتدایی یکی از پرآوازه ترین مدارس تهران درس می خواند. تکالیف درسی چند روزش را مرور می کنیم:

معلّم ریاضی جمع کسرهای مرکّب را از او خواسته است، معلّم علوم تعاریف نزدیک بینی، دوربینی، آستیگماتیسم، آب مروارید و کوررنگی را از او خواسته است. معلّم فارسی (در واقع عربی!) از او انتظار دارد ریشه های متفاوت واژه های به ظاهر مشابهی همچون «الغاء» و «غالی» را بشناسد (واژه هایی که در زبان محاوره فارسی کاربرد زیادی ندارند)، معلّم دینی می خواهد مریم تفاوت های نماز جمعه و سایر نمازهای دو رکعتی را بداند و معلّم پرورشی (که این روزها معلم مشاور نامیده می شود) از مریم خواسته سر بریدهٔ شهید حُجَجی را نقاشی کند!
فقط یک سوّم سال تحصیلی گذشته و اینها هم توقّعات و تکالیف دو سه روزِ مریم است. فراموش نکنید که مریم یازده سال دارد و نیاز به بازی، تفریح و معاشرت با اعضای خانواده و فامیل هم دارد. مریم صبح خیلی زود به مدرسه می رود و تا دو بعد از ظهر در مدرسه است، عملاً تا به خانه برسد و تکالیف خود را شروع کند 4 بعد از ظهر است و او علاوه بر خستگی روز، بار سنگین تکالیف فردا را هم به دوش دارد.  تنها کسانی که قربانی بی گناه این نظام تفاخر، رقابت کور و نمایش تظاهر و ریاکاری هستند فرزندان ما هستند که بیماری های فرهنگی و اجتماعی ما، حال و آیندهٔ آنها را به تاراج می برند.
طبعاً نه قدرت یادگیری یک کودک یازده ساله، نه توان جسمی او و نه وقتی که در اختیار دارد برای یادگیری این همه مطلب و انجام تکالیف مربوطه کافی نیست. راه حل چیست؟

برادر بزرگ مریم راجع به بیماری های چشم برایش می نویسد، خواهر بزرگ مریم سر شهید حججی را برایش نقاشی می کند، پدر مریم با دشواری برای مریم توضیح می دهد که ریشه «غالی»، «غلو» است در حالی که ریشه «الغاء»، «لغو» است (چون مریم باب های ثلاثی مزید را نخوانده است فهم اینکه چگونه لغو تبدیل به الغاء می شود امکان ندارد و چون مریم اسم فاعل را نخوانده است این که چگونه و چرا غلو تبدیل به غالی می شود غیر ممکن است!).

مادر مریم هم باید راجع به نماز جمعه (که هرگز نرفته است!) تحقیق کند و برای مریم راجع به آن توضیح دهد!
تمام خانواده باید دست به دست هم بدهند تا تکالیف هر روزهٔ مریم به سرانجام برسد و مریم دست خالی به مدرسه نرود! و این در حالی است که علیرغم این که این مدرسه برای ثبت نام مریم هر سال پولی برابر با حقوق کامل یک سال یک کارگر دریافت می کند، مرتب دانش آموزان و خانواده هاشان را تهدید به اخراج می کند!

مریم دانش آموز و کارکرد مدرسه و نظام آموزشی

مریم هر روز که به مدرسه می رود می داند که تکالیفش با تلاش جمعی خانواده به ثمر رسیده است ولی نمی داند که این ماجرا برای تمام همکلاسانش اتفاق افتاده است. مریم گمان می کند فقط خود اوست که نمی تواند این همه اطلاعات را هضم و پردازش کند و به خاطر بسپارد. مریم تصور می کند همکلاسانش می توانند و فقط خود اوست که نمی تواند! می دانید چرا مریم این گونه فکر می کند؟ چون در مدرسه، همه باید نقش بازی کنند و تظاهر کنند تکالیف را خودشان انجام داده اند! معلّمان هم در این تظاهر شرکت می کنند! خانواده و مدرسه، هم نقش جلّاد را بازی می کنند و هم نقش قربانی را.
معلّم مشاوره می داند که قاعدتاً این سرهای بریده شده توسط کودکان یازده ساله کشیده نشده اند ولی به خودش دروغ می گوید و باور دارد که با این پروژهٔ نقاشی، توانسته «ارزش» ها را ترویج کند!
نه تنها مریم بلکه تمام دانش آموزان مدرسهٔ گران قیمتِ پرآوازه دچار احساس حقارت، اعتماد به نفس پایین و تظاهر و ریاکاری می شوند. نتیجهٔ این تظاهر و ریاکاری نیز عزّت نفس پایین است.
حالا خود این اعتماد به نفس پایین، سیکل معیوبی ایجاد می کند که باعث می شود مریم دیگر به اندازهٔ توانایی خودش نیز تکالیفش را انجام ندهد.

وِردِ کلام مریم «نمی توانم، یاد نمی گیرم» شده است.

مریم دانش آموز و کارکرد مدرسه و نظام آموزشی

 تصویر دانش آموزان یک مدرسه استثنایی ( دارای اختلالات یادگیری )

 تا اینجا فقط به خود مریم پرداختیم. تکالیف هر روزه ای که مریم از مدرسهٔ گران قیمت پرآوازه با خودش به خانه می آورد استرس مضاعفی بر استرس کلّی خانواده می افزاید. پدر، مادر، خواهر و برادر مریم هرکدام تکالیف کاری و استرس های جسمی و روانی خاص خود را دارند و حالا هر روز باید تنش ناشی از تکالیف درسی مریم را هم به دوش بکشند. این سیکل معیوب در تمام خانواده ها باز تولید می شود!
بگذریم که بعضی از این خانواده ها در تعطیلات آخر هفته هم، وقت خودشان و مریم را با کلاس موسیقی و کلاس زبان انباشته تر می کنند و تصور می کنند با این کار فرزندشان چند بُعدی و همه جانبه فرهیخته می شود!
نمی توانم بگویم در این نظام بیمار، خانواده ها هستند که این مدارس را بازتولید می کنند یا گردش مالی هنگفت و تبلیغات وسیع این مدارس است که بیماری فکری خانواده ها را بازتولید می کنند. به گمان من در این چرخهٔ معیوب، مدرسه و خانواده هر دو در عین حال که نقش جلّاد را به عهده دارند نقش قربانی را هم به دوش می کشند.

معلّمان و مدیران این مدارس هم می گویند این الگو محصول توقّعات خانواده هاست. خانواده هایی که انتظار دارند فرزندانشان در کنکور تیزهوشان یا در امتحان ورودی سایر مدارس گران قیمت پر آوازه قبول شوند و اگر مدارس در جهت این توقعات پیش نروند رقبای آنها گوی سبقت را می ربایند. بنابراین پدران و مادران، معلّمان و مدارس را تحت فشار می گذارند و مدارس و معلّمان هم متقابلاً پدران و مادران را!

براین مبناست که می گویم خانواده و مدرسه، هم نقش جلّاد را بازی می کنند و هم نقش قربانی را.

تنها کسانی که قربانی بی گناه این نظام تفاخر، رقابت کور و نمایش تظاهر و ریاکاری هستند فرزندان ما هستند که بیماری های فرهنگی و اجتماعی ما، حال و آیندهٔ آنها را به تاراج می برند.

سایت دکتر محمدرضا سرگلزایی


مریم دانش آموز و کارکرد مدرسه و نظام آموزشی

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

دلایل وزارت آموزش و پرورش برای آموزش حضوری در مدارس

ایلنا نوشت :

««عبدالرضا فولادوند» مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در پاسخ به این سوال که بنا بود آموزش در مناطق قرمز،‌ به صورت مجازی باشد، اما چطور ناگهان بنا به حضور دانش آموزان در مدارس شد؟ گفت: این تصمیم برای ما ناگهانی نبود، شاید برای دانش آموزان ناگهانی بوده که روی برگزاری غیرحضوری سرمایه گذاری کرده بودند.

 فولادوند با بیان اینکه برای ما مدارس همه مناطق قرمز هستند، توضیح داد: ما سناریوهای متعددی را تعریف کردیم و مدارس ما آمادگی دارند، اما به همکاری خانواده‌ها هم نیاز مبرم خواهند داشت. در حال حاضر ما وضعیت همه مناطق را قرمز دیده‌ایم و دیگر وضعیت زرد و سفید نداریم.
 
وی افزود: اتفاقا وضعیت سفید، شرایط را بدتر می‌کند، زیرا برخی تصور می‌کنند چون وضعیت سفید است، می‌توانند پروتکل‌ها را نادیده بگیرند، هر کاری که خواستند انجام بدهند، ماسکشان را بردارند و بعد وضعیت به قرمز می‌رسد. از این رو بنا را بر وضعیت قرمز گذاشتیم و پروتکل‌ها را سختگیرانه‌تر کردیم.
 
مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران گفت: به هر حال مدارس برای عبور از این شرایط و یافتن آمادگی کامل باید روی ریل قرار بگیرند تا کارها انجام شود.
 
فولادوند با تاکید براینکه خانواده‌ها آموزش فرزنداشان را رصد کنند، گفت:‌ خانواده‌ها امسال باید در رصد وضعیت آموزشی و سلامت دانش آموزان با مدرسه همکاری کنند. ما آمادگی کامل داریم و مدیران و شورای مدرسه هم برای نحوه آموزش در مدرسه تصمیم گیری می‌کنند، اکنون دنیا این تجربیات را دارد و ما هم باید بالاخره وارد این عرصه می‌شدیم.
 
وی در پاسخ به این سوال که آیا کیفیت آموزش و یادگیری با آموزش مجازی پایین نمی‌آید؟ گفت: همه می‌دانند که کیفیت آموزشی پایین می‌آید، ولی چه کار کنیم؟ دنیا این فرمول را پیگیری می‌کند و ما هم نباید از متدهای جهانی عقب بمانیم. برهمین اساس باید تلاش کنیم تا زمانی که وضعیت مشخص می‌شود، به نوعی آموزش را به سمت جلو پیش ببریم.
 
فولادوند اظهار داشت: ما نمی‌دانستیم انتهای دوران کرونا چه زمانی است که بگوییم بعد از آن زمان یک دوره فشرده آموزشی برگزار خواهیم کرد. احتمال دارد کرونا دو سه سال دیگر هم طول بکشد،‌ پس این تصمیم باعث می‌شود، ما منفعل نشویم.
 
مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران در پایان خاطر نشان کرد:‌ این را هم باید بدانیم که اگر بیش از این میان دانش آموزان و مدرسه فاصله بیافتد، برگرداندن وضعیت به شرایط قبلی بسیار سخت‌تر است.
پایان پیام/

دلایل وزارت آموزش و پرورش برای آموزش حضوری در مدارس
 
منتشرشده در دانش آموز

مدرسه و آموزش و پرورش و الزامات حکومت دموکراسی

 از تجمّل هیچ پرهیز نمی‌کنیم. هنوز نیمی از کودکانِ کشور وسیلهٔ تحصیل ندارند و آنها که دارند غالباً زیر سقف‌های شکسته می‌نشینند، و گاهی قربانی شوق آموختن می‌شوند، اما بناهای مجلل گرانبها می‌سازیم، دانشکده‌های دروغین بر پا می‌کنیم که نه معلّم و نه وسیلهٔ کار دارد و تازه معلوم نیست که این دانشکده‌ها اگر روزی راست دربیاید و شاگردانِ خوبی پرورش دهد، فارغ‌التّحصیلانِ آنها چه باری از دوش ملّت برمی‌دارند و تا کجا مورد استفاده قرار بگیرند. مقداری از پول کشور برای تحصیل گروه بزرگی از کودکان و جوانان به خارج می‌رود اما در داخل کشور آن قدر پول نداریم که دیوار کهنهٔ یک دبستانِ ناقص را تعمیر کنیم. بارها نوشته‌ایم که سواد داشتن مانند غذا‌خوردن از حقوقِ نخستینِ افرادِ بشر است و مهم‌ترین وظیفهٔ دولت آن است که این حقوقِ ابتدایی را برای همهٔ افراد ملت با تساوی تامین کند.

مدرسه و آموزش و پرورش و الزامات حکومت دموکراسی

تصوّرِ غلطی که از سال‌ها پیش در ذهن اولیای دولت ما و از آنجا در اندیشهٔ اکثر مردم این سرزمین حاصل شده است و آن اینکه هر کودکی به دبستان رفت باید با درجهٔ دکتری از دانشگاه بیرون بیاید. بر اساس همین اشتباه و خطاست که وزارتِ فرهنگ ما بر عهدهٔ خود می‌داند که هر ده و شهر که دبستان تأسیس می‌کند هر سال کلاس‌های بالاتری ترتیب بدهد و اگر نتوانست مردم عریضه و تلگراف می‌فرستند و اعتراض‌ها می‌کنند که پس فرزاندان ما چه کنند. اما در هزارها نقطهٔ دیگر هنوز کلاس اول دبستان تأسیس نشده است و کودکان از وسیلهٔ آموختن الفبا هم محروم هستند.

مثالی می‌آوریم. پدری ده فرزند دارد و درآمد مختصری که با آن می‌تواند برای همهٔ فرزندان خود نان و پنیر فراهم کند. اگر این پدر تمام درآمد خود را در آن صرف کند که به یک یا دو فرزند خود فسنجان بخوراند و فرزندان دیگرش از گرسنگی تلف شوند شما به رفتار او جز جهل و ظلم چه نامی خواهید داد؟ روشی که دستگاهِ فرهنگی ما پیش گرفته است با رفتارِ این پدر بی‌شباهت نیست. تأسیس دانشگاه‌های متعدّد آن‌هم ناقص و نادرست و صرف بودجهٔ هنگفتی در این راه در حالی که هنوز نتوانسته‌ایم برای همهٔ کودکان کشور وسیلهٔ آموختن الفبا را فراهم کنیم درست با این مثال تطبیق می‌کند. علت این روش این است که هنوز باور نکرده‌ایم و ایمان نیاورده‌ایم سواد داشتن برای هر فردی از ضروریات نخستین حیات است. هنوز نفهمیده‌ایم که پیشرفت‌های اجتماعی بی حصول این مقدمه ممکن نیست. هنوز توجه نداریم که حکومت دموکراسی برای ملّتی که رای خودش را نمی‌تواند بنویسد نیز غیرعملی است و به شوخی شباهت دارد.
به این امر ایمان نداریم و به این سبب است که سرمایه و همت و وقت خود را در ریا و تظاهر و تجمّل صرف می‌کنیم. هر وقت راه درست را شناختیم تند از آن خواهیم گذشت و بسیار زود به منزل مقصود خواهیم رسید.

سالنامه کیان ۱۳۴۰ ( نقل از کانال سازمان معلمان ایران )

 

* وزير فرهنگ  ایران و طراح ايجاد "سپاه دانش"


مدرسه و آموزش و پرورش و الزامات حکومت دموکراسی

منتشرشده در یادداشت

بازگشایی مدارس و آسیب های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری

هر سال از  شهریور ، بوی  مدرسه  را احساس می کردیم . شوق  و  آمادگی برای ورود به مدرسه ، فضای شهر و خانه ها را دگرگون  می کرد . 

 امسال ، مهری  متفاوت را  تجربه می کنیم . بوی مهر با  بوی ویروسی  ناشناخته ، آمیخته شده است . نگرانی و اضطراب جای  آن شور و شوق ها را گرفته است . امسال بازگشایی مدارس با اما و اگرهای زیادی همراه شده است تا آن جا که بعضی خانواده ها از حضور فرزندانشان در مدارس خودداری کرده اند.

ویروسی که ماه هاست زندگی ها  را مختل کرده است ، بازگشایی مدارس را هم تحت تاثیر قرار داده است . مدتهاست که کیفیت بازگشایی مدارس در رسانه ها و فضای مجازی ، بحث برانگیز است . تصمیم گیری های لحظه ای و متناقض از طرف نهادهای تصمیم گیری  به سردرگمی معلمان و دانش آموزان افزوده است . 

 در فضای مجازی کلیپ ها و متن های مختلفی مربوط به بازگشایی مدارس در ایران و کشورهای دیگر دست به دست می شود .  صرف نظر از اینکه کلیپ های بازگشایی مدارس چین و مالزی و دیگر کشورها ،  تا چه میزان واقعیت را به تصویر می کشند ، همه حاکی از  یک وضعیت بحرانی است که در جهان حاکم  است . 

در ایران هم بعضی از خانواده ها و حتی نهادهای پزشکی و  درمانی ، به دلیل  عدم رعایت  پروتکل های بهداشتی  در مدارس کشور ، با  بازگشایی مدارس مواافق نیستند. گروهی هم با اصرار بر آموزش حضوری ، از بازگشایی مدارس استقبال کرده اند .

بدیهی است که آموزش حضوری بر غیرحضوری برتری هایی دارد . تقریبا همه دست اندرکاران آموزش ، مزایای آموزش حضوری را می دانند .

 حضور در جمع همسالان ، تعامل بین دانش آموزان و ارتیاط رو در رو  با معلم ، ایجاد بحث های کلاسی ، نظم و تنظیم زمان  ، رشد شخصیتی دانش آموزان  و تقویت روحیه جمعی و دوستی هایی که در کلاس شکل می گیرد ، مزایای غیر قابل انکار آموزش حضوری هستند. 

حتی اگر  روزی آموزش مجازی هم رایج شود باز هم نمی تواند جای آموزش حضوری را بگیرد. 

در آموزش حضوری دیدن رفتارهای  معلم  و جمع همسالان نیز  عوامل موثر در یادگیری هستند چون همه چیز در کتاب های درسی خلاصه نمی شود  و  بسیاری از  آموخته های نوجوانان ، از تعامل اجتماعی و دیدن رفتارهای اطرافیان حاصل می شود .

این ها  همه دلایلی هستند که تمایل به آموزش حضوری را تقویت می کند. اما  امروز شرایط خاصی بر جهان  حاکم شده است . ویروسی که ماه هاست دنیا را  درنوردیده است و قربانی می گیرد در مکان های سرپوشیده و محل تجمع  افراد ، امکان  سرایتش  بیشتر است . سرعت انتقال این ویروس به گونه ای است  که با ابتلا  یک نفر ،  چندین نفر  مبتلا می شوند. در هر صورت در چنین شرایطی متولیان آموزش همه کشورها ، ناگزیرند راهکارهایی  متناسب با  وضعیت  موجود  پیش بینی کنند . بدیهی است در اغلب کشورها  برای حفظ جان  دانش آموزان و معلمان ، در وضعیت کرونایی ، اگر شرایط حضوری خطرآفرین باشد  ، شرایط جدیدی را جایگزین می کنند. 

جایگزینی شیوه های دیگر  به جای آموزش حضوری ، دلیل  بی اهمیت شمردن آموزش حضوری نیست . دلیل نادیده گرفتن جایگاه معلم  نیست . دلیل کم اهمیت شمردن مدرسه نیست . دلیل بی مسئولیتی معلم هم نیست . معلمان در همین شرایط برای کلاس های حضوری اعلام آمادگی کرده اند ولی در تعدادی از مدارس دانش آموزان سر کلاس ها حاضر نشدند. .  بعضی خانواده ها نیز  از ترس کرونا ، فرزندان خود را به مدرسه نمی فرستند. در چنین شرایطی  ممکن است از روی ناچاری  مجبور شویم به روش های دیگر در کنار آموزش حضوری  روی بیاوریم . 

از طرفی توصیه های  کادر پزشکی ، متخصصان آی سی یو  ، سازمان نظام پزشکی و .... را  نمی توان  نادیده گرفت .  تصمیم گیری های لحظه ای و متناقض از طرف نهادهای تصمیم گیری  به سردرگمی معلمان و دانش آموزان افزوده است .

 اگر پزشکان متخصص  این حوزه و ستاد کرونا ، وضعیت کنترل و سرایت بیماری و کمبودها  را تشریح نکنند و  هشدارهای لازم را یادآوری  نکنند ، ،چه نهادهای دیگری باید این کار را بکنند ؟

سازمان بهداشت جهانی هم توصیه های در سطح جهان اراِئه می دهد . آیا می توان آن توصیه ها را دخالت بی جا به حساب آورد؟ 

اینکه پزشکان در فلان موقعیت چگونه برخورد کرده اند ؛ اینکه پزشکان در مقایسه با مشاغل دیگر ، درآمد بالایی دارند و موضوعاتی از این دست ، می توانند در مقالات مستقلی  مطرح شوند . این موضوعات به توصیه های جامعه پزشکی در شرایط کرونایی ارتباطی ندارند . 

اینکه بگوییم چون کودکان با خانواده ها به سفر می روند ؛ به پارک می روند پس  چرا به مدارس  نروند ؟ قیاس چندان مناسبی نیست. حضور دانش آموزان در مدرسه با جمعیتی بالای صد نفر ، با یک سفر خانوادگی تفاوت های زیادی دارد.

در سفر  و  گردش ، نوجوان  با خانواده خود است نه در فضای بسته بیست یا سی نفره در سه چهار زنگ متوالی و  اصولا مسئولیت در سفر با خانواده است نه با  وزارتخانه ! آن هم وزارتخانه ای که  در تهیه ابتدایی ترین نیازهای خود درمانده است. 

در کشور کانادا دانش آموزان  با رعایت پروتکل ها  و اختصاص هر میز  به یک دانش ، به مدرسه رفته اند  به آنها گفته اند فعلا  تا دو هفته حضوری بیایید . تصمیم گیری ها  بستگی به شرایطی دارد  که پیش می آید .  ممکن است  مجبور شویم  هقته ای دو سه روز  حضوری داشته باشیم  و آموزش مجازی هم  راهکار کمکی باشد . ممکن است مجبور شویم فقط  آموزش مجازی داشته باشیم . تصمیمات مدیران مدارس بستگی به شرایط شیوع بیماری و نظر  کادر  درمانی دارد.  ( نقل قول  از دانش آموز دوم دبیرستان که در کانادا  سکونت دارد )  

در امریکا مدیران مدارس گفته اند : آموزش حضوری یا مجازی می تواند باشد و بستگی به انتخاب  دانش آموز دارد که کدام شیوه را انتخاب کند . ( به نقل از والدینی که فرزندی در مقطع ابتدایی دارند ) 

متاسفانه در کشور ما ، تردید  و سردرگمی در تصمیم گیری از طرف مدیریت ها  ، معلمان و دانش آموزان را  نیز کلافه کرده است. 

در هر صورت  همه جا اولویت با آموزش حضوری است و آموزش مجازی اولویت بعدی است اما  زمانی که ویروسی خطرناک جوامع بشری را  تهدید می کند و تا الان بارها جهش های گوناگونی از خود نشان داده است ، باید  در صورت شیوع بیماری ، راهکارهایی  کمکی دیگری را  هم پیش بینی کرد . هر چند به دلیل  عدم زیرساخت های مناسب ، آموزش مجازی  دشواری هایی  دارد اما باید به عنوان یک راهکار  کمکی مورد توجه قرار بگیرد،

سال گذشته  شبکه شاد با دردسرهای فراوان  ، برای معلمان و دانش آموزان  راه افتاد ولی ترافیک سنگین این شبکه  و کندی سرعت اتصال به آن ، موجب عدم رضایت کاربران شد . در حالی که معلمانی  از طریق پیام رسان های دیگر ، با  شرایط بهتری  کلاس های خود را  مدیریت می کردند. ولی بخشنامه های  سختگیرانه وزارتی  و اطاعت بی چون و چرای مدیران ، موجب شد معلمان  کار با  پیام رسان های دیگر  را کنار بگذارند و به ، شبکه  ناشاد  بپیوندند . 

 به نظر می رسد چهار شبکه تلویزیونی که آموزش را  بر عهده گرفته اند ، برای دانش آموزان  راحت تر  و سهل الوصول تر از کار کردن در شبکه شاد باشند و می تواند کمک خوبی در  این شرایط خاص باشد. 

در هر صورت  مدارس به شکل حضوری  بازگشایی شدند . در صدا و سیما  مدارسی را نشان می دهند که پروتکل ها رعایت شده اند. همچون دیگر موارد ، مدارس نقاط محروم را نمایش نمی دهند . همان طور که از کمبودهای سرانه مدارس هم آمار  نمی دهند . در فضای مجازی  فیلم هایی از مدارس شهرستان ها را در این روزها دیدیم  که  حداقل امکانات  بهداشتی را  هم نداشتند.

بازگشایی مدارس و آسیب های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری

تقریبا اغلب فرهنگیان  از وضعیت سرانه مدارس اطلاع دارند. سالهاست در  تامین هزینه های مدارس ، دست کمک به سوی والدین دراز کرده ایم . سالهاست در کلاس های سی  نفری با میز و  نیمکت های غیر استاندارد ،  تدریس کرده ایم. حال  چگونه می خواهیم با سرانه اندکی که  هزینه های  معمول مدرسه را  تامین نمی کند ، تمام پروتکل های بهداشتی را در تمام مدارس  کشور اجرا کنیم ؟ 

حتی اگر بودجه ای به این کار اختصاص داده اند بعید به نظر می رسد  نیازهای تمام  سال تحصیلی  و تمام  مناطق محروم را  تامین کند .

بارها دیده ایم  که مدارس در  تهیه کاغذ ، تعمیر دستگاه چاپ ، نصب پرده  ، تهیه میز و صندلی و.... با چه مشکلاتی روبه رو هستند . به یاد  داریم که حق الزحمه تصحیح اوراق امتحانات نهایی  یک سال بعد از امتحانات  واریز می شود . همه اینها اوضاع اسفناک  بودجه این وزارتخانه را  آشکار می سازد. 

از طرفی جمعیت کلاس ها  در بعضی مدارس  هم  آن گونه  نیست  که به  هر دانش آموز  یک  میز و نیمکت  اختصاص دهیم . اجرای  راهکارهایی چون تفکیک دانش آموزان به دو گروه ، در دو نوبت  و کارهایی از این دست  باز هم در عمل  با مشکلاتی  روبه رو  می شود . هر چند ممکن است در مدارس خاص  این برنامه ها  قابل اجرا باشد . اما  در تمام مدارس  به خصوص مناطق  کم برخوردار – که کم هم نیستند – تفکیک به دو گروه  و اجرای تمام پروتکل های بهداشتی امکان پذیر نیست. 

بازگشایی مدارس و آسیب های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری

این واقعیت را  هم در نظر بگیریم که حفظ جان انسان ها  بر  مسائل دیگر اولویت دارد . در چنین شرایطی علاوه بر  معتبر شمردن  نظر پزشکان و نهادهای مربوطه ، باید به امکانات مدارس هم توجه کنیم . اگر در فصل پاییز  کرونا با  آنفلونزا  سلامتی  مردم را  تهدید کرد ، ناچاریم ، به  آموزش های غیرحضوری  هم فکر کنیم .  این که از حالا فقط و فقط بر آموزش حضوری  اصرار بورزیم و هر نظر دیگر  را  نادیده بگیریم ،  منطقی به نظر  نمی رسد . سال گذشته  شبکه شاد با دردسرهای فراوان  ، برای معلمان و دانش آموزان  راه افتاد ولی ترافیک سنگین این شبکه  و کندی سرعت اتصال به آن ، موجب عدم رضایت کاربران شد . در حالی که معلمانی  از طریق پیام رسان های دیگر ، با  شرایط بهتری  کلاس های خود را  مدیریت می کردند. ولی بخشنامه های  سختگیرانه وزارتی  و اطاعت بی چون و چرای مدیران ، موجب شد معلمان  کار با  پیام رسان های دیگر  را کنار بگذارند و به ، شبکه  ناشاد  بپیوندند .

از  طرفی  امکانات درمانی  در کشور ما  وضعیت مطلوبی ندارد . کمبودها  فراونند . دست اندرکاران حوزه بهداشت  و درمان  چه در صدا و سیما ، چه در فضای مجازی  بارها به کمبودها  در  بیمارستان ها تاکید داشته اند . هر کس گذرش به بیمارستان افتاده است ، شواهد متعددی از  کمبودها را به طور عینی دیده است . تجربه این چند ماه نشان داد  که در مقایسه با  بسیاری از کشورها ، امکانات کافی و حتی قرنطینه قانونمند مثل آلمان  و کانادا  نداشته ایم . آنچه امروز  در کشورمان شاهد هستیم ، متاسفانه  روزانه  حدود صد و پنجاه فوتی بر اثر کرونا  داریم . این آمار نشان می دهد  که هنوز نتوانسته ایم ،  اوضاع را کنترل کنیم . در چنین شرایطی  هر تجمعی حتی تجمع در فضاهای آموزشی را باید با نظارت کامل مدیریت کنیم . 

باید دید  بازگشایی مدارس  و حضور حدود سی دانش آموز  در کلاس چه  شرایطی را در آمار ابتلا ایجاد می کند .

امیدواربم که مشکلات جدیدی ، افزوده نشود  و کلاس ها به شکل حضوری  تا پایان سال تحصیلی ادامه داشته باشند اما  اگر  مشکلاتی  پیش بیاید ، ناچاریم به روش های دیگر  هم فکر کنیم . 

بازگشایی مدارس و آسیب های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری

البته معلمان  آموزش حضوری را  به روش های دیگر ترجیح می دهند زیرا  آموزش مجازی زمان و حوصله بیشتری را طلب می کند .  از طرفی  امکانات  ضعیف فضای مجازی چون سرعت کم اینترنت  ، شلوغی شبکه آموزش  شاد ، خستگی چشم و مشکلاتی که در  ارتباط معلم با  دانش آموزان پیش  می آید ، عواملی هستند  که  آموزش مجازی را  برای معلم  و دانش آموز ناشاد می کنند و انتظار می رود  وزارت ارتباطات برای رفع  این مشکلات ، برنامه ریزی  کند .  . 

ظاهرا مناطق محرومی  که  امکانات استفاده از فضای مجازی را ندارند ، در شرایط غیرحضوری قرارست بسته های آموزشی  به دستشان برسد و آموزش تلویزیون هم  می تواند  یاریگر باشد. 

در هر صورت مشکل کووید 19 مشکلی جهانی است  و کیقیت بازگشایی مدارس  چالشی است که  اکنون  اغلب کشورها  با آن روبه رو هستند . 

بازگشایی مدارس  به شکل حضوری ، بهترین شیوه است و به خصوص معلمان این شیوه را بهتر می پسندند  اما  احتمال  شیوع  مجدد بیماری در پاییز ،  کمبود امکانات آموزش و پرورش ،  کمبودها در حوزه  بهداشت و درمان  ، خستگی کادر درمان  و هزینه بالای  درمان ، همه عواملی هستند  که ممکن است آموزش حضوری  را خطرآفرین بکنند  و ناچار به استفاده  از  راهکارهای کمکی دیگری باشیم . 

بهترست  مسئولین زیرساخت ها را  برای شیوه های کمکی در  وضعیت های بحرانی --  نه تنها  در شرایط کرونایی --  در کشور فراهم  کنند .  علاج واقعه  قبل از وقوع باید کرد . 

امیدواریم باز هم شرایط بدون کرونا  را  تجربه کنیم  و مدارس بدون هیچ محدودیتی بازگشایی شوند  و باز هم زنگ ها  در مدارس به صدا درآیند  و شاهد  رشد جوانه های امید در دل کودکان این سرزمین باشیم .


 ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 بازگشایی مدارس و آسیب های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری

منتشرشده در یادداشت
سه شنبه, 18 شهریور 1399 11:46

" آموزش غیرحضوری " از جیب معلمان ؟!

انتقاد از تدریس آنلاین و آموزش غیرحضوری  در چند روزی که از بازگشایی زودهنگام و بی برنامه مدارس می گذرد؛ یکی از مهم ترین معضلاتی که معلمان با آن دست به گریبانند؛ نحوه مدیریت و مشارکت در تدریس آنلاین و تامین ملزومات و هزینه های آن است که مثل روال همیشه آموزش و پرورش هیچ تمهیدی در قبال آن انجام نداده و بار اصلی تامین آن را بر عهده معلمان انداخته است.

یکی از معلمان مدارس روز گذشته جمله ای را به نقل از وزیر آموزش و پرورش ذکر کردند که بنده آن را تایید نمی کنم و در هیچ رسانه و خبرگزاری آن را ندیده ام ولی متاسفانه مدیران مدارس که خود قربانی این سیستم فشل مدیریتی و آموزشی هستند؛ جهت بیگاری کشیدن و اجبار معلمان به تصمیمات خارق العاده و خلق الساعتی مدیران؛ از این دستورات و جملات قصار بهره می برند. جمله ایشان به نقل قول از جناب حاجی میرزایی این بود که؛ معلمان حقوق می گیرند و در قبال آن موظف اند ملزومات و هزینه های اینترنت تدریس آنلاین را فراهم نمایند.

حال اگر به محتوای این جمله دقت نماییم می بینیم که چیزی جز این نیز در روند فعلی مدیریتی آموزش و پرورش اتفاق نیفتاده و در حقیقت این مجموعه بزرگ ؛ بار اصلی تقبل و تامین هزینه های مرسوم خود را بر دوش خانواده های دانش آموزان و همچنین معلمان انداخته است و خود در کنار گود نشسته و هر روز جمله قصار جدیدی بیان می کند و دستور می دهد که لنگش کن.

با وجود شعارهایی که جناب رییس جمهور در خصوص رایگان شدن هزینه اینترنت مصرفی سامانه شاد در جلسات هیات دولت ارایه داده و مانور تبلیغاتی شدیدی که از تحقق اصل سی قانون اساسی و رایگان بودن آموزش و پرورش چه به صورت حضوری و چه مجازی به منصه ظهور رساندند؛ اما در حقیقت مثل همیشه طبل توخالی وعده های مسئولان به حقیقت پیوست و بی برنامگی دولت در بازگشایی یکباره مدارس نیز بر حواشی و معضلات موجود افزود.

انتقاد از تدریس آنلاین و آموزش غیرحضوری

استثمار و بهره کشی از اولیا و معلمان؛ تاکتیک همیشگی دولت ها جهت عدم پرداخت هزینه های فرزند ناتنی خود

آموزش و پرورش در حقیقت مجموعه آموزش و پرورش از یک سیستم استثمار و بهره کشی اجباری استفاده می کند تا پوششی برای ناتوانی ها و ضعف های خویش بیابد. در بحث تامین مالی هزینه های جاری مدارس دست در جیب اولیای دانش‌آموزان برده و با وجود شعارهایی که در خصوص غیرقانونی بودن اخذ وجه در هنگام ثبت نام داده؛ خود با طبقه بندی مدارس و گسترش و توسعه مدارس غیردولتی؛ مفر و راهکار قانونی برای این اقدام فراهم نموده تا بتواند هرچه بیشتر بار مسئولیت فرزند ناتنی خود  یعنی آموزش و پرورش را بر عهده دیگران بیاندازد و از طرفی راهکاری نیز برای مسوولان و اعوان و انصار خود جهت تاسیس و توسعه مدارس غیردولتی بیابد که در منازعه کلامی جناب فتاح و حداد عادل در خصوص املاک بنیاد مستضعفان - به یک نمونه بارز این کوه یخ معضلات که بخش کوچکی از نوک آن بیرون زده شد - دست یافتیم.

اما بخش دوم این استثمار و بهره کشی اجباری دولت بر عهده معلمان است. آنان که خود اندر خم مشکلات اقتصادی سال های اخیر به خصوص یکی دو سال گذشته که ارزش پول ملی و حقوق دریافتی آنان به یک چهارم تنزل یافت مانده اند؛ اکنون باید جهت خوشایند مدیران و اداره آموزش و پرورش منطقه خود به هر نحو ممکن گوشی هوشمند و یا تبلت و لب تاب و اینترنت پرسرعت جهت انجام تدریس آنلاین فراهم نمایند.

در سال تحصیلی گذشته وزیر محترم ارتباطات طی یک شوی تبلیغاتی گسترده خبر از اختصاص بیست گیگ اینترنت جهت معلمان داد تا بتوانند بدون دغدغه در سامانه شاد تدریس آنلاین نمایند. حال از زودتر تمام شدن این بسته و غیرواقعی بودن بیست گیگ بودن آن که بگذریم؛ صحبت از این است که چرا این اقدام برای ماه های بعدی تدریس و همچنین سال تحصیلی پیش رو تداوم نداشته است؟!
ضمن اینکه همین جا از حقوق حدود چهارده میلیون دانش آموز و خانواده های آنان نیز دفاع نموده و خواستار اختصاص مقدار مشخصی اینترنت رایگان جهت هر دانش آموز به صورت ماهانه نیز هستیم تا اصل رایگان بودن فرایند تدریس حداقل در آموزش آنلاین در محدوده هزینه نت مصرفی؛ رعایت شود.

به هرحال در پایان به این نکته پافشاری و تمرکز می کنیم که گذشت و فداکاری معلمان در خصوص استفاده از وسایل ارتباطی الکترونیک خود و هزینه اینترنت شخصی جهت فرایند تدریس آنلاین ، وظیفه آنان نبوده و نیست و مصداق آن شعر معروف ؛ نیکی چو از حد بگذرد, نادان خیال بد کند ، واقع نگردیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

انتقاد از تدریس آنلاین و آموزش غیرحضوری

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور