گروه اخبار/ وزیر سابق آموزشوپرورش گفت: بعضی ما را متهم میکنند که مستخدم و آبدارچی را به عنوان معلم جذب کردهایم اما اصل ماجرا به گونهای دیگر است.
گروه اخبار/
کوروش محمدی در واکنش به اظهارات فانی در گفتوگو با یکی از رسانهها مبنی بر اینکه مدرسه محل تجمع آحاد جامعه است و مدرسهای که ۲۰۰ دانش آموز دارد بخشی از آسیبهایش از دل جامعه میآید و آسیبهایی چون اعتیاد و انحرافات اخلاقی لزوما معلول مدرسه نیست به گونهای که میتوان گفت که دانشآموز معتاد نیست، بلکه معتاد دانشآموز است، به خبرنگار ایلنا گفت: اگر آقای فانی آموزش و پرورش را به عنوان یک نهاد اجتماعی بعد از خانواده قبول دارند و در رابطه با شکلگیری و سازماندهی رفتارها و ایدهها و اعتقادات دانشآموزان این نهاد را موثر میدانند، میتوان گفت که این حرف در تناقض با رسالت وزارت آموزش و پرورش است.
اظهارات وزیر یک جور شانه خالی کردن از مسولیت است
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ادامه داد: آقای وزیر عنوان کردهاند که چیزی به نام معتاد دانشآموز نداریم؛ اتفاقا برعکس. گفته وزیر یک جور شانه خالی کردن از تکلیف است. البته تفکر انکار در این وزارتخانه حاکم است؛ به طوری که یکی از معاونان وزیر گفته بودند حتی یک معتاد هم در مدارس نداریم! این تفکر که در این وزارتخانه در پیش گرفته شده، میتواند خطراتی داشته باشد و موجب غفلت نظام آموزش و پرورش شود.
محمدی با بیان این مطلب که جناب وزیر باید با درنظر گرفتن واقعیتها حرف بزند و دیدگاهش را با واقعیت منطبق کند، خاطرنشان کرد: زمانی که مدرسه را به عنوان نهاد اجتماعی کننده معرفی میکنیم، طبیعتا این نهاد به عنوان بازوی اجرایی و موثر در کنترل رفتار و اخلاق و منش دانشآموزان موثر مطرح است.
وی با اشاره به بیانات رهبری در دیدار اخیر ایشان با فرهنگیان، گفت: رهبری در این دیدار تاکید ویژهای بر سلامت آموزش داشتند؛ اگر آموزش و پرورش ما به معنای واقعی کلمه؛ دارای نقشی ویژه باشد، باید مطمئن باشیم که در جامعه حتی یک آسیب هم نداشته باشیم؛ چراکه همه معتادانی که در گوشه و کنار میبینیم همه اینها یک روز دانشآموز بودند و از مکتب و فیلتر آموزش و پرورش گذشتهاند.
آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعیکننده برای فرزندان ما نیست
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی بیان کرد: نمیگوییم این موضوع از آموزش و پرورش نشات گرفته اما معتقدیم آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعیکننده برای فرزندان ما محسوب نمیشود؛ چراکه صرفا وظایف آموزشی، رقابتی و ظاهری را در نظام آموزشی ما اجرا میکند.
محمدی با اشاره به اینکه آموزش و پرورش صرفا رفع تکلیفی را در حوزههای کنترل مسایل آموزش و ایجاد رقابت انجام میدهد، افزود: در حوزه پرورش، این نهاد نامی را یدک میکشد و گرنه اگر قرار باشد این نهاد؛ بچههای ما را ضمن آموزش، تحت پرورش قرار دهد، باید خروجیاش دانشآموزانی با مهارتهای کافی و مناسب باشد؛ در این غیر این صورت نباید انتظار داشته باشیم که بچههای ما دچار آسیب نشوند.
مشاوران در مدارس نه فعال هستند نه متخصص
وی با بیان این مطلب که آموزش و پرورش بهطور کلی یک نظام آرمان گراست که برای رفع تکلیف؛ فضای آموزشی را پیش میبرد نه عمل به تکلیف، گفت: این نهاد عملا هیچ وظیفهای برای خود نسب به شرایط اخلاقی و رفتاری قایل نیست. چنانچه اگر بررسی کنید، متوجه خواهید شد که در مدارس ما چیزی به عنوان مشاوره وجود ندارد و واحدهای مشاوره فعال نیستند و حتی آنها که هستند یا تخصص ندارند یا فرصت کافی.
قابل اثبات است که دانشآموز معتاد داریم
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی اضافه کرد: بار دیگر تاکید میکنم اینکه گفته میشود، آسیب و اعتیاد در نظام آموزشی ما وجود ندارد، یک جمله متناقض است و قابل اثبات است که اتفاقا دانشآموز معتاد داریم و در بسیاری از مدارس؛ مواد مخدر بین بچهها رد و بدل میشود. بسیاری از توزیعکنندگان مواد، طعمههایشان را در حوالی مدرسه صید میکنند و اگر آموزش و پرورش میگوید هیچ وظیفهای در چند قدمی مدرسه ندارد، فاجعه است.
انکار کردن هنر نیست!
محمدی با اشاره به اینکه انکار کردن هنر نیست، گقت: همه معتادان و آسیبهای اجتماعی که میبینیم از همین سیستم آموزش و پرورش بیرون آمدهاند. من نمیگویم این سیستم آنها را معتاد کرده یا به آنها آسیب زده اما میگویم این نهاد قابلیت پرورش دانشآموزان را نداشته که درگیر آسیب شدهاند.
دانشآموزان درگیر مسایل جنسی و انحرافی هستند
وی ادامه داد: در برنامه درمانی خود با بسیاری از دانشآموزان رو به رو هستیم که درگیر مسایل جنسی، اعتیاد و انحراف اخلاقی هستند. هر نظام اجتماعی؛ سلامت، توانمندی و عزت جامعه انسانی خود را از آموزش و پرورش دارد؛ اگر آموزش و پرورش درست و قوی عمل کند مصون و محکم در مقابل آسیبها خواهد ایستاد. اما اگر به وظایف خود به درستی عمل نکند، قطعا با مشکلاتی مواجه خواهد شد.
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی خاطرنشان کرد: انتظار نداریم آموزش و پرورش یک تنه آسیبها را کنترل کند اما انتظار داریم، بپذیرند این نهاد در ایفای نقش اصلی خود یعنی پرورش یک نیروی ماهر و قادر در مقابل آسیبها، خوب عمل نکرده است. در همین راستا رهبری فرمودند نظام آموزشی باید تغییر کند؛ چرا نظام فعلی؛ بار اخلاقی و معنایی این موضوع را منتقل نمیکند؟
محمدی گفت: سوال من از آقای وزیر این است که اگر نظام آموزش و پرورش ما فاقد مکانیزمهای تولید آسیب و معتاد است، اتفاقاتی که در سالهای اخیر در بروجرد شاهد بودیم و منجر به قتل معلم شد و آسیبهای ناشی از پرخاشگری دانش آموزان را چگونه توجیه میکنند؟
گروه های اجتماعی قدرتمندی مانند هنرمندان ، ورزشکاران، کارآفرینان و دانشجویان و اساتید دانشگاه احتمالا در جایگاه بالاتری نسبت به معلمان قرار می گیرند/ معلمان در دهک های اقتصادی متوسط جامعه جای دارند/ توصیف معلمان به عنوان قشری گرسنه و فرودست چه به دلایل سیاسی و چه از روی خشم و نا امیدی ، با واقعیت های اقتصادی جامعه منطبق نیست/ برای طرح مطالبات ، ارائه تصویری فلاکت بار از زندگی معلمان ضروری نیست/ وقتی فردی در اداره زندگی خود درمانده باشد و یا چنین تصوری در باره خود داشته باشد نمی تواند نقش الگو برای دیگران را بازی کند/ معلمان به جای نگاه حسرت آلود به گذشته باید خود را با ارزش های زمانه تطبیق دهند/ معلمان باید خود را با زمانه تطبیق دهند و رفتاری متناسب با پروتکل های تربیتی مدرن با دانش آموزان داشته باشد و دیدگاه سنتی نسبت به انضباط و ادب و نظم تغییر دهند/ در کنار نظام آموزشی رسمی ، یک بخش آموزشی غیر رسمی و خصوصی شکل گرفته است که جنبه مارکتینگ آن بسیار برجسته است
علی رغم انتقاد به اکثر خانه های معلم به لحاظ کمی و کیفی که مواردی قبلا در همین سایت به آن اشاره شده است چندی پیش به مناسبت هفته معلم به اتفاق همکاران محترم « هنرستان شهید باهنر منطقه 9 »سفری به استان کردستان داشتیم که شب اول از خانه معلم شهرستان بیجار استفاده شد که از امکانات بسیار خوبی برخوردار بود و این مهم جز با مدیریت خوب مسئولان آموزش و پرورش شهرستان بیجار میسر نیست .
لذا از مدیریت محترم آموزش و پرورش ، مسئول خانه معلم ؛ جناب آقای گرشاسبی و همچنین از آقای سعید شعبانی که در بازدید از کوه حمزه عرب با چشم انداز بسیار زیبا ما را همراهی نمودند کمال تشکر و قدردانی را دارد .
جلال مولودی
گروه اخبار/
شهاب الدین غندالی مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان در نشست خبری با بیان اینکه دولت ۷۰۰ میلیارد تومان به صندوق بدهکار است گفت:اقامه دعوی از دولت به دیوان عدالت اداری داده شده است.
وی گفت: فرهنگیان شاغل که عضو صندوق ذخیره فرهنگیان در می آیند تا ۵ درصد از حقوق آنان کم می شود و دولت باید معادل این ۵ درصد را نیز به صندوق واریز کند.
در حال حاضر از دولت به دیوان عدالت اداری شکایت کرده ایم تا سهم خود را دریافت کنیم و اگر دیوان به نفع ما رای دهد دولت موظف به پرداخت ۷۰۰ میلیارد تومان به صندوق ذخیره فرهنگیان خواهد شد.
وی گفت: در تدوین قانون پنجم توسعه تشخیص داده شد که به اختصاص سهم دولت نیازی نیست و این موضوع در قانون برنامه پنجم لحاظ نشد و هم اکنون دولت اعلام می کند از ابتدای سال ۹۰ تکلیفی برای تخصیص سهم به صندوق ذخیره فرهنگیان ندارد.
غندالی بیان کرد: فلسفه صندوق ذخیره فرهنگیان این است که اگر فرد ۱۰۰ تومان پرداخت می کند، ۱۰۰ تومان نیز توسط دولت پرداخت شود و جذابیت صندوق به همین موضوع مربوط است.
وی تصریح کرد: تبصره ۶۳ قانون برنامه دوم توسعه تکلیف کرده است که دولت باید سهم خود را پرداخت کند و براین اساس نامه ای را برای آقای جهانگیری معاون اول رییس جمهور ارسال کردیم تا از معاونت حقوقی ریاست جمهوری پیگیری شود و سهم صندوق ذخیره از منابع مالی دولت تامین شود اما پاسخی دریافت نکردیم.
مهر

هر از گاهی اتفاقی ناخوشایند رخ می دهد که بیش از پیش مظلومیت و محرومیت آموزش و پرورش و معلمان زحمتکش آن نمایان می شود . یک وقت معلمی دلسوز توسط دانش آموزش قربانی می شود ، روزی دیگر دستان خشن ولی دانش آموزی ، معلمی را نوازش می دهد ! و جالب اینجاست که گاهی عوامل طبیعی و یا سهل انگاری های برخی مسوولین نیز به کمک می آیند و می شنویم که دیوار مدرسه ، جاده غیراستاندارد و ..... معلمان را راهی دیار باقی می نمایند .
و این بار در هفته ای که متعلق به فرهنگیان است و در ظاهر باید تکریم شوند قصه تلخ آموزشگاه دخترانه معراج اهواز پیش می آید که چند صباحی است در فضای مجازی دست به دست می شود و همگی از پیش آمدن این حادثه غم بار اظهارتاسف می کنند . این تاسف از جهت ضرب و شتم همکاران فرهنگی ما است البته هتک حرمت علم و مقام عالم و معلم بسی تاسف بارتر است و اگر زعمای قوم فکری عاجل و اساسی نکنند در آینده شاهد اتفاقات ناگوارتری نیز خواهیم بود .
با مرور وضعیت " معلم " در بسیاری از کشورهای غیر مسلمان می یابیم که این کلمه به عنوان کلید واژه مقدس مطرح است و لذا جامعه فرهنگیان - نه فقط در گفتار بلکه در عمل - واجب الاحترام بشمار می آیند و آن قدر حرفه معلمی از جایگاه والایی برخوردار است که بزرگان آن کشورها ، عظمت و بزرگی خویش را " مدیون " معلم می دانند و بی تردید این نگاه "مشکور" است و البته هر حکومتی این دیدگاه را نداشته باشد بی شک " مغبون " است .
می دانیم که اسلام بیشترین توجه را به این موضوع دارد و شاید کمتر واژه ای در لسان قرآن و احادیث یافت می شود که هم وزن " علم و معلم "باشد و پیشرفت های علمی صدر اسلام با این نگاه به سرانجام رسیده بود و زمانی که جامعه ، معلم را ازجایگاه واقعی اش به زیر کشاند توسعه و پیشرفت نیز با آن جامعه وداع نمود .
حال چه اتفاقی در این کشور بزرگ اسلامی رخ داده است که عملا از قداست و عظمت مقام شامخ معلمی به جز واژه های کلیشه ای از قبیل "معلمی شغل انبیاء است " چیزی نمانده است به طوری که همه فرهنگیان و دلسوزان دنبال جوابی منطقی برای این سوال سترگ هستند که واقعا مسوولین طراز اول کشور چرا فقط از منظر کلامی به معلم و بطور کلی آموزش و پرورش می نگرند و سالی یک بار در هفته معلم یادشان می آید به شعارهای تکراری که کودکان دبستانی ما نیز آنها را حفظ نموده اند روی بیاورند و کمتر نگاه علمی و عملی و قابل قبول برای ارتقاء مقام معلم و سطح معیشت این قشر دلسوز جامعه و رساندنشان به آنچه که شایسته آن هستند مبادرت می ورزند ؟
با اطمینان می توان اذعان کرد این شعارها - تا زمانی که با عمل همراه نگردند - مشکلی از آموزش و پرورش و جامعه فرهنگیان برطرف نمی کنند لذا باید محرومیت معلم از نظر منزلت و معیشت برطرف گردد.
اگر دیر به مسائل آموزش و پرورش بپردازیم و به طور صحیح مشکلات معیشتی و جایگاه شایسته نقش اول آن را که " معلم " است حل ننماییم بی شک کشور متحمل تبعات زیان بار و جبران ناپذیری شده و جوانان ما و نسل آینده آنگونه که دین و انسانیت خواهانش هستند رشد نخواهند کرد و این ضرر و خسران بسیار بزرگی برای جامعه خواهد بود .
جامعه فرهنگیان زیاده خواه نیست بلکه خواهان رفع تبعیض در پرداختی ها است و این یکی از آموزه های دینی ما است . در مذهب و کشوری که قاضی و حاکمش باید حتی در نگاه شان و نوع برخوردشان با افراد مسلمان و غیر مسلمان عدالت را رعایت کنند باید اذعان کرد سالیان زیادی است که چیزی به نام عدالت در پرداخت حقوق بین کارمندان دولت و دستگاه های اجرایی نیست .
برای اثبات این مدعا نیازی به تیز کردن گوش و یا استفاده از سمعک نیست فقط کافی است که مسوولین لطف کنند و گوشهایشان را نبندند تا به وضوح صدای خرد شدن استخوان های معلمان را در زیر چرخ های هزینه های سر سام آور زندگی بشنوند .
به راستی باعث و بانی این " وضعیت نابه سامان منزلت و معیشت معلم " کیست ؟ و آیا اراده ای در سطح کلان برای برگرداندن " عظمت به تاراج رفته معلم " وجود دارد که نوید بخش آینده خوش برای معلمان این مرز و بوم باشد ؟
https://ⓣelegram.me/salempoor
telegram.me/salempoor
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید