گروه بازنشستگان/

روز چهارشنبه 29/ 2/ 95 تعدادی از فرهنگیان بازنشسته در مقابل دیوان محاسبات کشور تجمع کرده و خواهان پاسخ گویی و رسیدگی آنان به عدم اجرای ماده 125 قانون مدیریت خدمات کشوری از سال 86 تا 93 که موجب تضییع شدید حق بازنشستگان آموزش و پرورش شده است و اصلاح احکام و پرداخت مطالبات خود در این زمینه گردیدند .
لازم به یادآوری است بر اساس :
اصل 54 قانون اساسی ) دیوان محاسبات مستقیما" زیر نظر مجلس شورای اسلامی می باشد .
اصل 55 قانون اساسی ) دیوان محاسبات بر دخل و خرج وزارتخانه ها و... دستگاه های دولتی که از بودجه کل کشور استفاده می کنند به ترتیبی که قانون مقرر می دارد رسیدگی یا حساب رسی می نماید که هیچ هزینه ای از اعتبارات مصوب تجاوز نکرده و هر وجهی در محل خود به مصرف رسیده باشد ..... این گزارش باید در دسترس عموم گذاشته شود .
لذا در مورد ماده 125 قانون مدیریت خدمات کشوری که تصریح می کند ( حقوق کارمندان و بازنشستگان هر ساله باید حداقل به نرخ تورم اعلام شده ازسوی بانک مرکزی افزایش یابد ) از سال 86 تا 93 مدام کمتر از نرخ تورم افزایش یافته و سبب کاهش شدید قدرت خرید بازنشستگان فرهنگی گردیده است .
حال این پرسش پیش می آید که عملکرد دیوان محاسبات در طی سال های مذکور چه بوده است و این وجه از اعتبارات و بودجه کل کشور که می بایست به بازنشستگان فرهنگی تعلق بگیرد به چه مصرفی رسیده است ؟
چرا گزارشی در دسترس آنان قرار نگرفته است ؟
در این تجمع شش تن از حاضرین برای مطرح کردن مسایل به داخل دعوت شدند و قول بررسی و رسیدگی به آنان داده شد .
پایان پیام/
بیانیه ، اصلی ترین دغدغهی کانون را "مسائل آموزشی و صنفی" می داند/ فعالان صنفی تا کنون آزار جنسی و تنبیه بدنی دانش آموزان را با تئوری جبر شرایط محیط توجیه می کردند/ نوعی از تفکر صنفی، تعصب و افراط گرایی را در بین معلمان ترویج می کند/ تفکر صنفی عملگرا ، معلم را عصبانی و برانگیخته و آماده تعرض به این و آن تعریف می کند/ کشاندن گروه هایی از معلمان عصبانی به خیابان و لاف و گزاف سیاسی در بیانیه ها ، هزینه فعالیت صنفی را تا حد غیرقابل تحمل بالا می برد/ تشکل های صنفی درباره تجاوز ناظم یک دبستان به 6 دانش آموز 8 تا 11 ساله ، بیانیه صادر نکردند/ برخی فعالان اراده مختار و آگاه معلم در تشخیص خوب و بد را زیر آوار جبر محیط و شرایط مادی دفن می کنند/ تشکل های صنفی در سال 94 به غلط بودن اعتصاب و تعطیل کلاس ها پی بردند/ پاسخ کانون به منتقدانی که در باره القائات شاهد علوی و ربط دادن اعدام فرزاد کمانگر به فعالیت صنفی هشدار دادند، توهین و ناسزا بود/ کانون های صنفی باید از گروه های مبارز و قهرمان پرور و درگیر با دستگاه های امنیتی و انتظامی، تبدیل به تشکل های "آموزشی – صنفی" شوند/ کانون ها برای اعتمادسازی و بازگشت به مسیر قانونی تاکتیک تجمع غیر قانونی در خیابان ها را کنار بگذارند/ در حال حاضر شعارهای کانون بر اساس روحیات و تمایلات عقب مانده ترین و بیسوادترین بخش معلمان تنظیم می شود/ برخی فعالان ، تشکل های رقیب معلمی و یا منتقدان را به عنوان "دشمن" طبقه بندی می کنند...

جناب آقای فانی
وزیر محترم آموزش و پرورش
به نظر میرسد هیچ برههی کوتاه مدت زمانی در حد هفته نباشد که خبری از نابهسامانی در یک مدرسه نشنویم. از خبر رابطهی نامشروع و مقرون به عنف معلم با دختر دانشآموز نه ساله که بگذریم - که نمیدانم چه طور باید از چنین خبری گذشت - خبرهای ضرب و جرح وحشیانهی دانشآموزان به دست معلمان که نام ظریف و بیتناسب تنبیه بدنی بر آن میگذارند مو بر اندام انسان راست میکند.
آخرین این سلسله خبرها خبر بستری شدن دانشآموز ده سالهی بجنوردی در بیمارستان به علت آسیب شدید وارده به جهاز تناسلی او است. بهانهی معلم برای این رفتار وحشیانه این بوده که دانشآموز توپش را زیر میز معلم انداخته. گیرم که دانشآموزی چنین کند، کدام عقل و قانون به معلم اجازهی چنین رفتاری را میدهد؟
شما خود حاضر بودید فرزندانتان یا نوههاتان با چنین رفتاری مواجه شوند؟ معلمی که بر اثر دیدن یک توپ زیر میزش و احتمالا خندهی دانشآموزان لگدی به طفل ده ساله میزند که در بخش جراحی بیمارستان بستری شده است، صلاحیت و سلامت روانی حضور در کلاس را دارد؟
مسئولان آموزش و پرورش خبر از پیگیری پرونده میدهند. خوب سیاستی است. هر بار تا اتفاق رخ نداده هیچ کس احساس مسئولیت نمیکند، وقتی اتفاق رخ داد، تازه پای تکذیبنامهها میان کشیده میشود و - احتمالا - پادرمیانیها و ریشسفیدیها. وقتی تمام اینها نتیجه نداد و پدر و مادر طفل از وقت و درآمد و زندگی شان گذشتند تا کار را به جایی - اغلب قوهی قضائیه - برسانند، آن وقت تازه مسئولان خبر پیگیری میدهند. چه پیگیریای؟ پیگیری به چه کار این دانشآموز میآید؟ گیرم ضرر و ضربهی جسمی را جبران کردند، ضربهی روحی وارد به چنین کودکی جبرانپذیر است؟ در روند این پیگیری هرگز کسی که اجازه داده چنین معلمی سر کلاس برود شناسایی و بازخواست و تعلیق میشود؟
چه پیگیریای است که در ماجرای تجاوز به کودک توسط معلمش همین که قوهی قضائیه اعلام کرد رابطهی مذکور تحت عنوان فقهی تجاوز نمیگنجد مسئولان آموزش و پرورش بی این که توجه کنند که تجاوز عرفی و تجاوز فقهی دو مفهوم مجزا است با کمال آسودگی گفتند خب به حمدالله تجاوزی در کار نبوده و رابطهی نامشروع معلم با دانشآموز بوده است؟ رابطهی نامشروع؟ بین طفل نه ساله و معلم متاهل؟ به گمان شما با مسئول ادارهی کل آموزش و پروش استانی که چنین اتفاقی درش میافتد چه باید کرد؟
جناب آقای فانی !
پنج ماه پیش در ۲۴ آذر ۱۳۹۴ جناب عالی در مورد رفتار وحشیانهی معلم با دانشآموز در لرستان فرمودید «عذرخواهی میکنم که هنوز چنین اتفاقاتی را در بعضی از مدارس شاهد هستیم و امیدوارم مسیر حرکت و روالی که پیش میرود رو به کاهش باشد و به صفر برسد. اداره رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش با این معلم خاطی به شدت برخورد کردهاست و امیدواریم دیگر شاهد چنین اتفاقاتی در مدارس نباشیم.»
به نظر میرسد وزارتخانهی تحت مدیریت جناب عالی نه آموزشهای لازم برای رفتار انسانی بین معلم و دانشآموز را به معلمان میدهد، و نه تنبیه متجاسران را با جدیت و اقتدار لازم پیگیری میکند؛ که اگر کرده بود امروز و هر روز شاهد این فاجعه و چنین فجایعی نبودیم.
پن: متاسفانه و دردمندانه شاهد از غیب رسید. در تنبیه جدید که خبرش از شوش رسیده، مجتبی دیناروند رئیس آموزش و پرورش شوش با لحنی توجیهگرانه از شیطنتهای مکرر کودک گفته و از این که معلم با از دست دادن کنترلش دانشآموز را تنبیه کرده و البته توضیح نداده چه طور یک مرد بالغ دانشکده دیده حق دارد کنترل خودش را از دست بدهد اما بچه حق ندارد شیطنت کند. بعد گفته والدین دانشآموز چون فرزندشان صدمه ندیده قصد شکایت ندارند. در نهایت هم گفته با دانشآموزی که تصویر این حملهی وحشیانه را ضبط کرده برخورد خواهند کرد چون دانشآموز حق نداشته با خودش موبایل به کلاس ببرد.
دانشآموز حق شیطنت که ندارد. حق معامله به مثل با توحش معلم را که ندارد. حتی حق ثبت و ضبط این توحش را هم ندارد چون آوردن موبایل به کلاس و مدرسه قدغن است؟ الان که تصویر ضبط شده در دست است، دستگاه تحت ریاست شما چنین توجیهگرانه رفتار میکند و خدا عالم است چه رخ داده که پدر و مادر حاضر به شکایت نیستند، اگر صحنه ضبط نشده بود اصلا چه کسی واقعه را گردن میگرفت؟

خبر آنلاین

جناب آقای دیمه ور
معاونت محترم آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش
اخیرا در تاریخ 28 / 2 / 95 معاونت محترم آموزش ابتدایی وزارت متبوع بخشنامه ای به ادارات کل آموزش و پرورش استان ها ابلاغ نموده است که متاسفانه با مفاد و آیین نامه های ارزشیابی تحصیلی دوره ابتدایی مغایرت دارد .
بخشنامه مذکور :
معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با صدور بخشنامهای به استانها تاکید کرد که از تعطیلی زود هنگام مدارس خودداری شود تا از فرصت مناسب ایام خرداد ماه جهت آموزش دانشآموزان بهره برد.
محمد دیمه ور معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با صدور بخشنامهای به استانها تاکید کرد که از تعطیلی زودهنگام مدارس جلوگیری شود.
در این بخشنامه آمده است: همان گونه که مستحضرید، به استناد مصوبه جلسه 834 شورای عالی آموزش و پرورش 5 اسفند 1389 در خصوص زمان آموزش در دوره ابتدایی، برنامه آموزشی مدارس به میزان حداقل 800 جلسه در طول سال تحصیلی پیش بینی شده است.
بنابراین ضروری است، شورای برنامه ریزی استان ضمن رعایت مقررات و با توجه دقیق به ماده 93 آیین نامه اجرایی مدارس، ترتیبی اتخاذ کند تا از فرصت مناسب ایام خرداد ماه جهت تحقق مصوبه فوق استفاده شده و از تعطیلی زود هنگام مدارس خودداری شود.
و اما مغایرت ها :
برادر بزرگوار جناب آقای دیمه ور:
* در بند ب ماده 3 رای 911 شورای عالی آموزش وپرورش به تاریخ 21 / 4 / 94 به صراحت بیان شده است که نتایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی در نوبت دوم در دوره زمانی مهرماه تا خردادماه خواهدبود لذا اگر خردادماه را زمان آموزش تلقی می کرد می بایست کلمه پایان خرداد را می آورد چرا که در بند الف همین ماده ارزشیابی نوبت اول را ازمهرماه تا پایان دی ماه ذکر نموده است.
لذا خردادماه زمان ارزشیابی تحصیلی و اعلام نتایج آن به اولیاء می باشد نه زمان آموزش و نگهداشت دانش آموز و معلم صرفا به منظور هم آموزش و هم ارزشیابی تحصیلی
* براساس مصوبات قبلی ، سال تحصیلی در این دوره تحصیلی از اول مهرماه لغایت اردیبهشت ماه ادامه داردکه جمعا 32 هفته و با احتساب حضور 5 روزه دانش آموز در مدرسه در هر هفته جمعا 160 روز دانش آموز در مدرسه حاضر می باشد که باز با احتساب 5ساعت آموزشی د رروز جمعا 800 ساعت خواهدشد که این امر برابر با ضوابط ابلاغی خواهدبود اگرچه در برنامه درسی ملی این زمان بیشتر و تا حدود 960 ساعت قید شده است که تحقق آن نیز می بایست تاپایان اردیبهشت ماه فراهم گردد. درهر صورت زمان آموزش حداکثر پایان اردیبهشت ماه خواهدبود.
برادربزرگوار جناب دیمه ور !
این اقدام شما نه تنها در آموزش دانش آموزان اثربخش نخواهد بود که مشکلاتی در مدارس و بین همکاران در عدم اجرای بالسویه آن ایجاد خواهد کرد.
به نظر شما همه استان ها در اجرای این ابلاغیه یکسان عمل می نمایند؟
استان های گرمسیر چگونه عمل خواهندکرد؟
به نظر شما مناطق 20گانه تهران در اجرای این ابلاغیه تمام همت خود را به کار خواهند بست ؟
چرا باید با بخشنامه های غیرکارشناسی و غیر زمان بندی اقتدار خود را نشان دهیم ؟
حال یک سوال دیگر این است که معاونت محترم آموزش ابتدایی که این قدر دغدغه زمان آموزش در دوره ابتدایی را در این زمان دارند ؛ چرا در طول سال تحصیلی این دغدغه به فکر ایشان خطور نکرد؟
آیا جز این است که معلمان ابتدایی که مظلوم ترین قشر هستند باید مطیع و فرمان بردار بخشنامه های غیرضابطه مند باشند ؛ مگر در دوره های متوسطه اول و دوم دغدغه هدر رفت زمان آموزش نداشتیم؟
اگر این چنین بود باید زمان ارزشیابی تحصیلی را به آخر خردادماه موکول می کردند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در مقطع ابتدایی ارزشیابی توصیفی به معنای واقعی خودش انجام نمی شود/ هدف در درجه ی اول سرگرم بودن دانش آموزان در محیط مدرسه است/ برخی معلم ها سرجلسه جواب سوال ها را می گویند/ در هنرستان ها وضعیت ارزشیابی مناسب نیست/ چرا ادارات ،دیگر نظارت و بازرسی چندانی در امر ارزشیابی مدارس به خصوص مقاطع پایین به عمل نمی آورند/ معلمان تشویق شدند تا آمار قبولی شان صد در صد باشد .متاسفانه برخی همکاران با این سیاست همگام شدند .به خصوص همکارانی که در تدریس دچار ضعف هایی بودند و از اعتماد به نفس کافی برخوردار نبودند /بایستی در امر ارزشیابی نیز جدیت و نظارت بیشتری صورت گیرد تا از بیسواد پروری که در حال حاضر به وجو د آمده جلو گیری شود