هدف تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش نوین تربیت دانش آموزانی است که بتوانند شهروند متعهد و مسئولی برای جامعه خود باشند/ آیا دبیران و آموزگاران ما چنین رسالتی برای خود قائل هستند یا خیر / به راستی چرا اوقات فراغت ایرانیان به طوراعم و اوقات تعطیلی یا آزاد دانش آموزان در مدرسه به طور اخص تا این حد خطرخیز و آسیب زا و استرس زا است/ ما باید ریشه اساسی این معضل مزمن و هزینه زا را نخست درخانواده و سپس در دستگاه تعلیم و تربیت و نوع آموزش آنها جست و جو کنیم/ چرا دانش آموزی که از یک تا سه و گاه تا چهار سال با همسالان خود به نوعی زندگی می کند و خانه دوم او هست نه برای بهداشت خود و همکلاسی های خود نه برای آرامش خود و دوستانش و نه برای حرمت و گفت وگوی آرام و بدون فریاد و اهانت و نه برای حق کسب اجازه از همسالان خود برای استفاده از وسایل آنان ارزش واحترام و حقی قایل نیست/ بهترین آزمون برای موفقیت نظام تعلیم وتربیت در تربیت شهروند مسئول در زمان استراحت و وقت آزاد آنان است/ تعلیم و آموزش و از همه مهمتر تمرین مدارا تمرین بردباری و شکیبایی و تمرین دیگرپذیری و دوستی و مهر در عین تمایزات و اختلافات ضرورت تحقق شهروندی و انسان شهروندمدار است
آن قدر پیچیدگی در رفتار برخی آقایان مسئول دیده می شود که آدم نمی داند کدام یک از حرفهایشان را باور کند
هفته ی پیش دکتر فیصل حسنی معاون مالی پیام نور در گفت و گو با یکی از نشریات در مورد دانشگاه پیام نور گفتند : "دانشگاه پیام نور دانشگاه مستضعفان است" ؛ این دانشگاه از بین دانشگاه های دیگر مبلغ کمتری دریافت می کند !
این جمله ی تاریخی مستضعفان، در ذهن ما یادآور آن جملات تاریخی ماندگار بود که آدم را یاد انقلاب های خیرخواهانه و انسان دوستانه می اندازد. ناگهان احساس می کنی عجب دانشگاه خوبی داریم ، عجب کشور خوبی است. چه مسئولین دلسوزی دارد. اینجا عده ای از روی خلوص نیت، حتی به فکر تحصیلات عالی مستضعفان و قشر کم درآمد و ضعیف هم هستند.
امروز دوستان انتخاب واحد کردند ؛ مجموعا هر یک از مستضعفان برای دریافت 14 واحد در کارشناسی ارشد مبلغ ناقابلی که متوسط آن 2 میلیون و 560 هزار تومان است باید پرداخت کنند تا اجازه ی تحصیل در دانشگاه مستضعفان و کم در آمد آن را داشته باشند !
ما که زبان مان مو درآورد ، هرچه اعتراض کردیم و نوشتیم که ای بابا ! شما 20 روز پیش در رسانه ها گفتید شهریه ی ثابت برای ما ورودی های قبل، ثابت است اما راه به جایی نبردیم.
گفتیم حالا که کسی به فکر مستضعفان نیست باید با خودش صحبت کنم همان آدم خوب ، یاور زجردیدگان و مظلومان تاریخ، همان که جمله ی تاریخی می گوید و در ذهن ما دانشجویان حک می کند. با هر مصیبتی شده شماره او را یافتم تا داد تظلم پیش او ببرم .
همان طور که فکر می کردم خیلی مهربان بود ، ناگهان صدایش شبیه احمدی نژاد شد یعنی خودمانی حرف زد . یادم به فیلم تبلیغات ساده زیستی احمدی نژاد افتاد وقتی نشان می داد که در حیاط خانه اش تربچه می کارد و اصولا تربچه کاشتن هم، چیز خوبی به نظر می آمد. همان طور که این احساس با صدایش تداعی شد با آوای ظریف و مهربان با آرامش کودکانه گفت : 843 هزار تومان شهریه ثابت، که چیزی نیست آخه چیزی هست ؟ نه خودت بگو چیزی هست ؟ چیزی نیست !
آن قدر که یک دفعه منم احساس کردم که، لابد چیزی نیست! و وقتی با شهریه متغیر و خدمات فرهنگی جمع می شود باز هم چیزی نیست.به او گفتم : ولی همه دانشجوها ناراحتند که چیزی هست ! و همه شما را، مقصر می دانند گفت مقصر بدانند!! با تعجب پرسیدم نظر دانشجوی مستضعف برای شما مهم نیست ؟ گفت نه مهم نیست .خوشم آمد که هم ،جمله ی تاریخی بلد است بگوید. هم صادقانه می گوید !
یک دفعه تن صدایش عوض شد ، این دفعه شبیه مظلومان تاریخ که آدم دلش کباب می شود و گفت من فقط یک مجری هستم همین! هیات امنای پیام نور افزایش را وضع کرده ، من بی تقصیرم .گفتم یکی از هیات امنایی ها که خیلی خیلی در تصمیم گیری افزایش شهریه، دخالت داشته را نام ببر تا بروم سراغش ببینم چرا با ما چنین می کند .دستش درد نکند یکی را معرفی کرد! از این بگذریم که وقتی به سراغش رفتم فهمیدم مرا پی نخودسیاه فرستاده .از آقای تاثیرگذار بر تصمیم پرسیدم. آقا شما تاثیرگذاشتی ؟! دقیقا نمی دانست چه شده است و چند درصد افزایش یافته است ! پرسیدم اصلا در جلسه بودی ؟ گفت بله ، بودم .گفتم چه کار می کردی گفت من گزارش نویس بودم . دوباره گفتم .شنیدم شما تاثیر گذاشتی و شهریه بالا رفته . کلی خندید.گفت کاملا بی ثاثیرم!
بعد از آن مکالمه ، هارمونی صدای دکتر فیصل حسنی و احمدی نژاد از یادم نمی رفت ، مرا کنجکاو کرد بفهمم چرا این قدر این مرا یاد او انداخت .جست و جویی در اینترنت کردم دیدم بعله ! او که جمله تاریخی می گفت یکی از مدیران افراطی دولت احمدی نژاد بود که نمی دانم چرا آقای دکتر روحانی به او اعتماد کرده و شده معاون مالی پیام نور جایی با درآمد نجومی! که ماشین حساب از شمردن درآمدش هنگ می کند و باز هم نمی دانم کجا خرج می کند که همین دریافتی ها ،از جیب مستضعفان هم، کمش است و تقاضای افزایش شهریه داده .
خواندم که زمان پیروزی احمدی نژاد در خراسان جشن و پایکوبی راه انداخته و اواخر دولت احمدی نژاد خودش را به آقای قالیباف نزدیک می کند تا در دولت بعد بماند و الان مدعی است اصلاح طلب است و یاور مستضعفان دانشجو . تقاضای بالا بردن شهریه را می نویسد آقایان امضا می کنند و این چنین است که در این دولت با 700 هزار دانشجوی پیام نور معترض مواجه می شویم که پاسخ عادلانه ای دریافت نمی کنند .
آخرش نفهمیدم این افزایش شهریه مربوط به مستکبران است یا مستضعفان و اصولا ما دانشجویان ارشد پیام نور کدام یک از اینها هستیم که باید 670 هزارتومان بیشتر از پارسال بدهیم تا به دانشگاه مستضعفان برویم !
یادم است دختر صفدرحسینی درباره ی فیش پدرش که غوغا به پا کرده بود گویا گفته است ما سهم خود را از سفره انقلاب گرفتیم همین.
آقایان سهم ما دانشجویان را از سفره ی انقلاب بدهید تا رقم شهریه ، مثل شما برای ما چیزی نباشد .
با تشکر
دانشجو ی مستکبر
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
تیکی تاکا چیست؟
تیکی تاکا بازی مبتنی بر پاسهای مداوم و حفظ مالکیت توپ به هر ترتیب است.
در مجلس گذشته هر زمان که معلمان نسبت به وضع موجود خود اعتراض می کردند مجلسیون دولت را متهم می کردند که برنامه ی خود را برای تحول وضعیت معلمان به مجلس ارائه نمی دهد؛ دولت هم به خاطر بار مالی مدعی بود که این مهم با مجلس وقت آن زمان قابل اقدام نیست.
این کش و قوس آن قدر ادامه داشت تا عمر مجلس پیشین به پایان رسید .
با شروع به کار مجلس همسو با دولت نیز شاهد همین روند با منزلت و معیشت معلمان هستیم. مجلس از خود سلب مسئولیت می کند و وعده پایان سال نود شش را می دهد ، دولت هم با وجود وصول میلیاردها دلار طلب مالی اظهار بی پولی می کند حتی حداقل همانند خیلی از وزارتخانه ها که چندین منبع درآمدی علاوه بر بودجه سالانه خود دارند یک منبع درآمدی مستقیم برای آموزش و پرورش در نظر نمی گیرد.( همانند درصدی حداقلی بر عوارض واردات)
معلمان در این بازی تیکی تاکای حرفه ی دولت و مجلس هیچ عایدی نداشته و از قرار معلوم نخواهند داشت.
متاسفانه در دولت قبل و این دولت گروه های از گذشته تا حال حقوق های آن چنانی می گیرند و حتی گروهایی هم در همین دولت بدون هیچ اعلامی به صورت چراغ خاموش افزایش حقوق پیدا می کند.
راستی چرا؟
چون در یک گروه شاهد سیل مهاجرت این کارمندان به کشورهای کانادا و استرالیا بودیم و این اقدام فقط تلاشی برای جلوگیری از ادامه این روند بود و یا همچون گروهی دیگر خود دستی بر منابع مالی ملت داشتند و متاسفانه امروزهم که شاهد هستیم با اجرای شدن دولت الکترونیک دیگر کار چندان خاصی ندارند .
حتی یک صورت حساب ساده گرفتن را هم برای ارباب رجوع خود به صورت رایگان انجام نمی دهند و مراجعه کننده را به سمت خودپرداز با کارمزد معلوم هدایت می کنند.
این وسط دل فرهنگیان به چه چیز این دولت خوش باشد؟
راستی یک سوال ساده از رئیس جمهور می بایست پرسید :
چرا یک معلم با 20 و حتی 30 سال سابقه به اندازه یک کارمند کم سابقه خیلی از ارگان ها و سازمان ها حقوق و مزایا و حق بازنشستگی دریافت نمی کند؟ (مثلا بانک، بیمه ، نفت، نیرو و ...)
آن همه وعده و شعار کجا رفت آقای روحانی ؟
جناب روحانی !
می دانید معلمان هنوز هم سرویس مدارس خود هستند !
یادتان هست در مورد فصل سوم قانون اساسی گفتید: عدالت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی باید هر سه مورد توجه قرار گیرد. در عدالت اجتماعی حمایت از محرومین باید در اولویت باشد، کسانی که حقوق ثابت دارند کارمندان، کارگران مورد توجه قرار گیرند و ...
این اولویت شما بود ؟!
شاید هم فکرمی کنید با این وضعیت فرهنگیان پس از سه سال هنوزاز طرف جامعه فرهنگیان مورد حمایت قرار می گیرید؟
کمی به نظر سنجی ها مراجعه کنید !
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در ولایات ایران سپردن مدیریت ها به متخصص و اهل فن چیزی مثل سیمرغ یا پری نایاب است/ هیچ چیز جای خودش نیست/ حکایت دانشگاه فرهنگیان از همه جانکاه تر است/ در ترکیب هیئت امنای دانشگاه کسی از مدرسان و درد آشنایان دانشگاه نیست ؛ پس چه تصمیمی ،کی، برای چه کسی و چرا اتخاذ می شود معلوم نیست/ آن مرد کوتاه قد تاریخی برای اینکه نوآوری کند رئیس هیئت امنا را رئیس جمهور در نظر گرفت/ بسیاری از استاندارها حتی نمی دانند که رئیس هیئت امنای دانشگاه فرهنگیان هستند / این تیم ریاست غریبه شترگاوپلنگی (در زبان فارسی همان زرافه است) درست کرده اند که نه شتر است نه گاو است نه پلنگ/ نه تربیت معلم است با آن استادان موقر و دارای کاریزمای شخصیت ، نه مدرسه است با شیطنت و هیاهوی بچه ها ، نه دانشگاه است با آن اسم و رسم و آن عالم خاص (این قسمت را آهسته می گویم در خفا بسیاری از هیئت رئیسه مخالف تربیت معلم اند)
این روزها خبری از اعتراض یا درخواست لغو ممنوعیت ادامه ی تحصیل فرهنگیان نیست/ اراده ای محکم برای جلوگیری از رشد علمی معلمان،مانع ادامه تحصیل مان شده است/ برای زحمت شبانه روزی یک معلم، نه؛ بلکه یک شهروند ارزش قایل شوید/ خیلی راحت می گویند : نه / نمی خواهم مدرکم اعمال شود، فقط می خواهم ادامه تحصیل بدهم/ بگذارید با خیالی راحت شروع فصل تحصیل را آغاز کنم و سرکلاس فرزندان تان آرامش داشته باشم
گروه اخبار/

حمیدرضا حاجیبابایی وزیر سابق آموزش و پرورش در گفتوگو با خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس در پاسخ به این پرسش که «چه کارها و فعالیتهایی که در دولت قبل انجام میشد، اکنون به نوعی بایکوت شده است؟،» اظهار داشت: موارد متعددی وجود دارد، ضمن اینکه هر کاری که انجام دادیم مطابق با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش بود.
وی افزود: در آن زمان حدود 1600 هنرستان اضافه کردیم و در مجموع 5 هزار و 600 هنرستان در کشور داشتیم در حالی که اکنون کاهش پیدا کرده است.
حاجیبابایی به طرحهایی که معاونت تربیت بدنی اجرا میشد و اکنون خبری از آنها نیست اشاره و خاطرنشان کرد: در دوره دبستان 6 طرح ورزشی اجرا کردیم که مهمترین آنها طرح سباح بود اما اکنون خبری از آن نیست.
وی افزود: تضعیف معاونت پرورشی، مدارس قرآنی و دانشگاه فرهنگیان که با آن عظمت تضعیف شد از دیگر مواردی است که توجه کافی به آنها نمیشود.
وزیر سابق آموزش و پرورش با بیان اینکه حیات طیبه یکی از موضوعاتی بود که مطابق سند تحول دنبال میشد، گفت: مجتمعهای آموزشی که در سند تحول آموزش و پرورش وجود دارد با اما و اگر مواجه هستند و در بعضی استان ها مجتمعهای آموزشی روستایی را هم جمع کردند.
وی تصریح کرد: یکی از طرحهای بنده «پرداخت به روز پاداش پایان خدمت بازنشستگان فرهنگی» بود که اکنون از سال 93 به بعد باقی مانده و پرداخت نشده است.
حاجیبابایی گفت: طرح ضیافت و بیمه طلایی هم اکنون در آموزش و پرورش نیست و بحث حقوق فرهنگیان هم که مشخص است.
انتهای پیام/
گروه استان ها و شهرستان ها/ در پاسخ به فراخوان صدای معلم در مورد ارسال گزارش و تصاویر در مورد « مدارس متروکه » ( این جا ) یک معلم از خمینی شهر اصفهان گزارش زیر را برای صدای معلم ارسال کرده است
در این دوره ها معلمان مأمور از یکدیگر می پرسیدند با چه هدفی این کتاب ها حذف و یا به جای واژگان تخصصی و غیر فارسی، واژگان ناآشنای فارسی جایگزین شده است/ آنچه در این مقال به مرور کلاس های ضمن خدمت پرداخته ایم ، توصیف عینی معلمان سراسر کشور است/ اغلب مدرسین، توصیفی گنگ از فضای ضمن خدمت داشتند/ درحالی که توصیه ی مؤلفان اتکا بر کتاب درسی و پرهیز از آموزش های متکی بر نکته گویی بود؛ اما در عمل شاهد تبلیغات زود هنگام کتاب های کمک درسی از سوی مؤلفان آن دوره ها بودند و این روند با تشکیل گروه های مجازی و تبلیغ این نوع کتب آموزشی ادامه یافت/ قبل از آن که آموزشگاه های کنکور در لباس اطلس و دیبا خودنمایی نماید باید چاره ای اندیشید/ آنچه در این گروه های مجازی تأمل برانگیز است؛هم اندیشی ناشران کتب کمک درسی با معلمان بود/ آیا این تبلیغات زود هنگام خبر از سونامی دیگری ست

چندسالی است که تعدادی از دانش آموزان مظلوم سمیرم قربانی حس پست پرستی مدیران برخی مدارس شده اند. با شروع تابستان زمزمه های انحلال، ادغام یا ضمیمه شدن دو دبیرستان دخترانه به دلیل کاهش آمار دانش آموزانش شنیده می شود . جذب دانش آموزان نامستعد به برخی رشته ها و بی کفایتی تعدادی از کارشناسان اداره و روابط گرایی و محله گرایی و فامیل بازی آن ها به همراهی برخی مدیران که گاه به زیان دانش آموزان تمام می شود از نمونه های بارز جدال بر سر قدرت است و این جدال در شهریورماه به اوج خود می رسد.
هر دو دبیرستان دانش آموزانی را با تعداد کم در رشته ریاضی ثبت نام کردند که عده ای از آنها توان لازم را برای تحصیل در رشته ریاضی نداشتند و سال سوم در امتحانات نهایی موفق نشدند و اکنون به دلیل کاهش آمار، کارشناسان اداره اصرار دارند که باید با هم ادغام شوند در حالی که یکی در شرق شهرستان است و یکی در غرب و مدرسه دیگری حد وسط این دو مدرسه وجود دارد که مسلما از نظر مسافت بی عدالتی در حق هیچ دانش آموزی نخواهد شد.
اما کارشناسان اداره به دلایل گفته شده مصمم به تشکیل این کلاس در محله خود هستند و گاه با دادن وعده هایی به دانش آموزان مدرسه دیگر یا تماس های تلفنی مدیر مدرسه با برخی دیگر قصد فریب و جذب آنها را دارند. مشکلاتی که دانش آموزان این دو مدرسه دارند مشابه هم است اما کارشناس اداره یک طرفه قضاوت می کند.( کارشناس محترم و مدیر محترم در پیشگاه خداوند مسئولید اگر مصلحت تمام این دانش آموزان را در نظر نگیرید )
و مشکل دیگر دریافت پول برای ثبت نام در دبیرستان 200 هزارتومان، راهنمایی 150 هزارتومان و ابتدایی 100هزارتومان آیا مجوز قانونی دارد ؟
در حالی که در تمام رسانه ها تأکید شده است که هیچ وجهی از دانش آموزان گرفته نشود. حتی اسم کمک به مدرسه هم روی آن نگذاشته اند و علاوه بر آن وسط سال هم دانش آموزان با قبض کمک به مدرسه به خانه می آیند.کمک به مدرسه یک امر داوطلبانه است نه اینکه اولیا را در رودربایستی قرار دهند تا کمک کنند. صرف کارمند بودن پدر و مادر یک دانش آموز یا داشتن مدرک تحصیلی آیا ملاک درستی برای دادن قبض کمک به مدرسه است؟
« امان از یک مسئول که این مسایل را پیگیری کند »
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید