گروه اخبار/

معادلات در سال 94 و با کشیده شدن وارونگی دما به اواسط آذر، به هم ریخت. سرمای بی سابقه سال 94 که زودتر به سراغ تهرانی ها آمد، وارونگی هوا را تشدید کرد و باعث شد تا در بازه زمانی مشخص، هوای تهران 15روز ناسالم برای گروه های حساس و یک روز ناسالم در حالت هشدار را وارد ریه های پایتخت نشینان کند.
اکثریت نخبگان ما نتوانستهاند «مدرن» شوند/بیشتر ترجیح میدهند رابطهای اسطورهای با جهان بیرونی اعم از ایرانی و غیرایرانی برقرار کنند/ «بزرگان» و «مرادان» و «صاحبان اندیشه» ما هنوز در سطح یک دانشجوی سال اول زبانشناسی هم شناختی از زبان ندارند و زبانهای قومی ما را که گاه دهها میلیون نفر به آنها تکلم میکنند و در آنها میلیونها صفحه نوشتار و گفتار وجود دارد، «بیارزش» قلمداد میکنند/ بخشی اساسی از این پدیده، ناتوانی در خواندن یا بهتر بگویم پدیدهای است که باید آن را امروز بیشتر یک «بیسوادی رسانهای» و ناتوانی از مدرن شدن، ولو به صورتی حداقلی، نامید/ اینکه ما در آغاز هزاره ی سوم میلادی و پس از گذشت نزدیک به سیصد سال از بنیانگذاری قوانین پایهای کپی رایت و بیش از صد سال پس از تصویب قوانین مدرن آن، هنوز اندر خم یک کوچه هستیم و بحث داریم که آیا بهتر است به این قانون بپیوندیم یا نه/ در همه جای دنیا آدمها در سطوح مختلف کتاب و مجله و روزنامه میخوانند/ فرهنگ بدون شک نیاز به تمرین و رشد یافتن دارد/ بزرگ ترهایشان وضعیتی به مراتب بدتر از این جوان ها، دارند/ ما در این جا بیشتر تفریح می کنیم و نامش را کار می گذاریم/ اکثریت خلاقیت های هنری و ادبی و علمی قرن بیستم در سخت ترین شرایط، در گرسنگی، در ترس توتالیتاریسم، در بدترین شرایط مادی و ذهنی، در ناآرامی و خطر و زیر سایه ی مرگ و تهدید و زور و سرکوب تولید شده اند و نه در کنار استخرهای شیک لس آنجلس/ خود ما به نوعی نمایشی را ترتیب داده ایم در آن بازی کرده ایم و سپس محو و شگفت زده ی نقش های خودمان شده ایم/ از همه چیز مهمتر همان طور که گفتم وجود و تقویت و بقای عقلانیت است که ما از نبـــود آن یا آسیب خوردگی اش در جامعه مان به شـدت رنج می بریم/ در اروپا، تقریبا تمام مظاهر اشراف زدگی فرهنگی، روشنفکر نمایی، ژست های «متفکرانه» و غیره از بین رفته است بدون آن که لزوما لومپنیسم و عوام گرایی رشد غیر قابل توجیهی کند (البته همه ی این بحث ها لزوما نسبی است) درست بر عکس جامعه ی ما که ظاهرا بسیاری از دوستان و حتی جوان تر ها گویی تازه این چیزها را کشف کرده اند/ ما جامعه ای داریم که در آن واقعا همه چیزش به همه چیزش می خورد
خنده برهر درد بی درمان دواست جز فقر و درباره علل و آثار آن و اینکه فقر چیست و چگونه می توان با آن مبارزه کرد حرف ها زده اند و شنیدیم و کتاب ها و مقاله ها نوشتند و خواندیم و فیلم هایی سینمایی و سریال و مستند و با کارها آمارها ساختند و دیدیم اما دراین میان باز بین آنچه که هست و آنچه که نباید باشد فاصله بسیار است.
گروه اخبار/
در حالی تهیه لباس فرم یکی از دغدغههای مهم خانوادهها با نزدیک شدن به فصل مدارس محسوب میشود که تمامی واحدهای تولیدی معرفی شده توسط مدارس برای تهیه لباس فرم فاقد پروانه کسب هستند.
با نزدیکی به فصل مدارس بازار خرید لباس فرم داغ میشود و خانواده ها ملزم به تهیه آن هستند. این در حالی است که لباس فرم مدارس یکی از نیازهایی است که مسولان مدارس خانوادهها را ملزم میکنند آن را از مکان معینی تهیه کنند که این مکان مشخص برای تهیه لباس مدارس آن قدرها رضایت خانوادهها را به همراه ندارد.
تهیه یک لباس فرم برای خانوادهها حداقل از 30 هزار تومان از یک روپوش ساده شروع و تا 80 هزار تومان برای یک مانتو، شلوار و مقنعه هزینه بردارد است.
با وجود اینکه هیچ یک از نرخیهای تولیدیهای معرفی شده توسط مدارس تحت نظارت اتحادیه خیاطان نیست، خانوادهها مدعی هستند، هزینههای بسیار زیادی برای تهیه یک دست لباس فرم مدارس به آنها اجبار میشود که البته هزینه و کیفیت این دسته از لباسهای فرم نتوانسته رضایت خانوادهها را حلب کند.
با این تفاسیر، حبیب طهماسبی، رئیس اتحادیه خیاطان در این باره گفت: قرارداد مدارس با برخی از خیاطیهای سطح شهر به هیچ عنوان قانونی نیست و اکثر واحدهای معرفی شده به خانوادهها پروانه کسب معتبر ندارند.
وی ادامه داد: اکثر خیاطیهایی که مدارس برای تهیه فرم با آنها قرارداد میبنند در مکان مسکونی و غیر تجاری قرار دارند و در واقع مسئولین مدارس با ملزم کردن خانوادهها برای خرید از این مکانها به فکر کسب عایدی خود هستند.
رئیس اتحادیه خیاطان تصریح کرد: اکثر مدارس حتی در خصوص مجاز بودن خیاطیهای معرفی شده به خانوادهها هیچ استعلامی از اتحادیه نمیگیرند و برای کسب سود با مکان هایی که پروانه کسب ندارند قرار داد بسته و خانوادهها را ملزم به تهیه لباس از این مکانها میکنند.
طهماسبی افزود: قیمت تمام شده فرمهای مدارس برای خانواده ها قطعا بیشتر از تولیدیهایی خواهد بود که زیر پوشش اتحادیه هستند زیرا قرار دادهای بسته شده با مدارس تنها با هدف سود برای هر دو طرف صورت می گیرد و به هیچ وجه به پروانه کسب این تولیدی ها توجه نمی شود.
وی خاطر نشان کرد: هیچ یک از مدارس تحت هیچ عنوانی به اتحادیه برای تامین لباسهای فرم مدارس سفارش ندادهاند.
رئیس اتحادیه خیاطان اظهار کرد: 4 هزار تولید کننده ماهر زیر نظر اتحادیه خیاطان فعالیت میکنند که با ایجاد یک نمایشگاه در این فصول میتوانند منسوجات خود را به نمایش گذاشته و جذب مشتری کنند تا از این طریق شاید مدارس نیز اشتیاق بیشتری به قرارداد با این تولید کنندگان دارای پروانه کسب داشته باشند.
به نظر میرسد تنها راه حل جلوگیری از کار خیاطیهای بدون مجوز برای رونق تولید کنندگان واقعی در کشور برخورد مسئولین با متخلفان این صنف به خصوص در فصل مدارس است.
میزان
می گویند در روزگاران قدیم، شهری وجود داشت که حاکمش دستور داده بود، همه افراد آن باید همقد باشند. برای اجرای این قانون، تخت های ویژه ای در مبادی ورودی شهر نصب کرده بودند. هر کس وارد شهر می شد، باید روی آن دراز می کشید. اگر قدش بیشتر از طول تخت بود، مأموران پاهایش را به میزانی که از تخت بیرون زده بود، می بریدند و اگر کوتاه بود، او را از دو طرف می کشیدند تا کش بیاید!
شاید بگویید این یک داستان واقعی نیست و اصلاً مگر می شود تمام مردم یک شهر را همقد کرد و حتی پایشان را برید یا کشیدشان؟!
اما با عرض معذرت، در اشتباه هستید! چنین شهری نه تنها قبلاً وجود داشته، بلکه درست در همین لحظه که شما در حال خواندن این مطلب هستید نیز، وجود دارد. شاید تعجب کنید اما خود شما هم قربانی این شهر شده اید!
آن شهر، نظام آموزشی ایران است و دانش آموزان نیز شهروندانی که همه شان باید همقد شوند. نظام آموزشی ما به ویژه در دوره ابتدایی، کاری به ویژگی های فردی کودکان ندارد. این سیستم فقط یک دستورالعمل دارد: همه باید همقد یکدیگر شوند؛ به همین دلیل است که کاری با استعدادها، علایق، نقاط ضعف و قوت بچه ها ندارد. همه باید در یک فضای آموزشی و در یک سیستم مشابه، درس های کاملاً یکسان بخوانند و در یک پروسه همانند امتحان بدهند و به کلاس بعدی بروند.
نظام آموزشی کاری ندارد که فلان دانش آموز استعداد ریاضی ندارد ولی ادبیات را خوب می فهمد یا به نظام آموزشی ما ربطی ندارد که یک دانش آموز علاقه ای به شعر ندارد ولی می تواند ورزشکار خوبی باشد یا در آینده تاریخ پژوه شود. همه باید در همه درس ها، با یک استاندارد عمومی، نمره قبولی بگیرند. درست مانند تختی که کسی نباید کوتاه تر و بلندتر از آن باشد.در این که باید یک سری آموزش های عمومی به دانش آموزان داده شود تردیدی نیست ولی نه به شکل "تخت همقدی"!
به عنوان مثال در برخی ایالت های کانادا، دانش آموزان مقطع ابتدایی، کتاب درسی به این شکلی که در ایران مرسوم است، ندارند. در آنجا، سرفصل هایی که باید معلمان مطرح کنند مشخص است و در کلاس، درباره شان حرف زده می شود و کودکان به مشارکت در بحث دعوت می شوند. سپس هر کدام از بچه ها درباره آن موضوع از زاویه دید خود از والدین یا اینترنت مطلب جمع می کنند و دوباره در جلسه بعدی، بحث ادامه می یابد.یا کتاب کم حجمی به بچه ها داده می شود و آنها بعد از خواندن کتاب، "از منظر علاقه مندی های خود" در کلاس راجع به آن صحبت می کنند، مثلاً درباره رفتار شخصیت های داستان با همدیگر "گپ" می زنند و معلم نیز بحث ها را در کلاس "هدایت" می کند.

امتحانی هم به این شکل که در ایران داریم، وجود ندارد و معلمان، درباره هر دانش آموز و هر درس، در طول سال و انتهای آن، گزارش های تفصیلی می نویسند و از این گزارش ها مشخص می شود که هر دانش آموزی در چه حوزه ای مستعد است و در چه عرصه ای باید فعالیت بیشتری داشته باشد.
خبری هم از نمره یا حتی ارزشیابی های یکی دو کلمه ای که در سال های اخیر در مدارس ابتدایی ما باب شده (و یک گام به جلوست) نیست، همه چیز شرح تفصیلی معلم درباره دانش آموز است که راهنمای او و والدین در ادامه مسیر می شود. بدین سان، کارنامه ها نه به شکل نمره یا ارزشیابی های توصیفی یکی دو کلمه که به شکل صفحات متعددی است که معلمان درباره هر دانش آموز ابراز نظر کرده اند.در چنین پروسه ای، دانش آموزی که اساساً برای ریاضیدان شدن خلق نشده ولی احتمالاً بتواند نویسنده خوبی شود، در مدرسه به خاطر ضعف ریاضی تحقیر نمی شود و اعتماد به نفس خود را از دست نمی دهد. آن یکی هم به خاطر این که نمی تواند در فلان بیت شعر، نهاد و گزاره را تشخیص دهد، احساس ضعف و بی کفایتی نمی کند و این احساس خانمان سوز را از مدرسه به تمام عمر خود منتقل نمی کند.
وانگهی مگر قرار است همه کودکان در جامعه آینده، نقش، شغل و جایگاه یکسانی داشته باشند که برای همه شان نسخه واحد پیچیده می شود؟ کسانی که قرار است تاجر، فوتبالیست، نقاش، پرورش دهنده گل و گیاه،پزشک، آشپز، کارمند اداره، تعمیرکار و ... شوند چرا باید همگی به طور یکسان، زیر بار محفوظاتی چون نام قله ای در آفریقا، فلان فرمول پیچیده و غیرکاربردی ریاضی و تاریخ تولد فلان شاعر و ... بروند؟!
البته که نه ممکن است و نه منطقی که از همان دوره ابتدایی، بر اساس شغل آینده هر کودکی - که نامشخص هم هست - کلاس های مجزایی تشکیل داد. اما دانش آموزان هر شغلی که در آینده داشته باشند یا حتی بیکار بمانند، در یک چیز مشترک اند و آن، زندگی است.
لذا بار اصلی تربیت باید بر روی توسعه توانمندی های کودکان برای زندگی باشد و بخش های آموزشی نیز که قرار است اطلاعات عمومی شان را از دنیا افزایش دهد، نه با فرمول ها و کتاب های واحد که بر اساس سرفصل های تعریف شده و مباحثه درباره آنها بر اساس علاقه مندی های بالفعل و بالقوه کودکان صورت بندی شود. تنها در دبیرستان است که رشته بندی تحصیلی و تخصصی شدن درس ها، در صورت اجرای اصولی می تواند قابل قبول باشد.
در واقع، نیاز بسیار بسیار بسیار جدی نظام آموزشی ما به ویژه در مقطع ابتدایی، انعطاف پذیری است چه آن که آموزش و پرورش کنونی، ثابت کرده است بدون انعطاف پذیری لازم، چیزی نیست جز "تخت همقد سازی"!
عصر ایران
گروه اخبار/
آقاپور نماینده مردم شبستر در نشست هم اندیشی بانوان فرهنگی با گرامیداشت قیام خونین ۱۷ شهریورماه گفت: ۱۷شهریور ماه یکی از ایام مهم و نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی ایران است که منجر به پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷ شد.
وی جایگاه آموزش و پرورش را در کشور با اهمیت دانست و اظهار کرد: آموزش و پرورش زیر ساخت توسعه پایدار و همه جانبه کشور است و برای دست یابی به توسعه پایدار باید به آموزش و پرورش بهویژه آموزش ابتدایی توجه ویژهای شود.
آقاپور افزود: نقش آموزش و پرورش در تربیت نیروی انسانی بسیار موثر است و توجه ویژه به مسائل و مشکلات حوزه آموزش و پرورش، یکی از مهمترین وظایف همه مسئولین است.
نماینده مردم شهرستان شبستر اظهار داشت: کار فرهنگی در جامعه نیازمند پایداری فکری، زمان و هزینه است و اهداف استکبار جهانی بر محور کار فرهنگی و تبلیغاتی برنامه ریزی می شود.
وی تصریح کرد: زنان در فرهنگ سازی و رشد فرهنگ جامعه بیشترین نقش را دارند و عمده ترین و تاثیرگذارترین عناصر مبارزه با ضد فرهنگ ها هستند.
آقاپور اضافه کرد: ۵۰ درصد مخاطبان جامعه خانم ها هستند و حضور فعال آنها در صحنه های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و… در توسعه و پیشرفت هر شهر و روستا تاثیر به سزایی خواهد داشت.
نماینده مردم شهرستان شبستر در ادامه با تاکید بر همسان سازی حقوق بازنشستگان، از ارایه پیشنهادی به سازمان مدیریت و برنامهریزی برای حل این مشکل در برنامه ۵ ساله ششم توسعه خبر داد.
وی از بانوان فرهنگی شهرستان خواست تا کمیته و هیئت ۷ نفره را تشکیل داده و برنامهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدتی را برای خود تعریف کنند و از این طریق خواسته های بانوان فرهنگی شهرستان را با نماینده مطرح، مطالبه و پیگیری نمایند.
نماینده مردم شبستر درپایان از تلاش های بی وقفه مجموعه آموزش و پرورش تقدیر و تشکر نموده و توجه ویژه به مسائل و مشکلات حوزه آموزش و پرورش، یکی از مهمترین دغدغه ها و وظایف نمایندگان دهمین دوره مجلس شورای اسلامی دانست.
تاکید بر حضور همه جانبه بانوان فرهنگی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و….،اشتغال زایی دانش آموختگان دانشگاه ها و فرزندان فرهنگی، تکریم و ارتقای جایگاه معلمین در سطح جامعه، صیانت از حقوق بانوان در جامعه، احداث مجتمع رفاهی خدمانی برای فرهنگیان در شهرستان، احداث خانه خیرین در سطح شهرستان و…. از دیگر مباحث مطروحه در این جلسه بود.
شبستر نیوز