پس از طی شدن چهار ماه تحصیلی به صورت قانونی حق انجام وظیفه محوله را پیدا نمودیم/ طاقت نیاوردم که از گوشه ای هر چند اندک از تعامل و عملکرد مهروزانه مسؤولان بالا دستی خود تلنگری رونمایانه نداشته باشم/ آخر تو چقدر شاکر،ساکت سر به زیر و روبه راه هستید/ واقعاً اگر یکی از مزایایی قانونی تو می بایست حذف می شد مثلاً تغییر محل خدمت از روستا به شهر، فوت یکی از افراد تحت تکفل و... چقدر طول می کشید تا حکم کارگزینی جنابعالی صادر شود تا نکند خدای ناکرده ریالی از بیت المال و خزانه مملکت به ناحق به جیب مبارکت واریز گردد/ اصلاً چهار ماه ازسال تحصیلی گذشته ... دستمزد حق التدریس و اضافه کاری پیشکش صدور ابلاغ ناقابل آن هم لابد ردیف بودجه ای می خواهد/ وظیفه تو درس دادن، امضاء کردن ،تأیید نمودن، ورود و خروج به موقع ،زیر پای خود را دقیق نگاه کردن بدون چرخش به چپ و راست،درست ایستادن و نشستن در مقابل مسؤولان بالا سر و تکان دادن به جا و موقع سر خود، هنگام فرمایش های این عزیزان به نشانه تأیید است/ بار دیگر به خود نهیب زدم که هر چه از بالا رسد نکوست و باورم را تجدید کردم...
« منشور حقوق شهروندی » گامی به جلو در مورد توجه به حقوق و مسئولیت های متقابل حاکمیت و مردم است و به نظر نگارنده سندی فرهنگی در جهت شناخت هر چه بیشتر مردم و جامعه در مورد حقوق و جایگاه آنان بوده و اقدامی قابل تقدیر است/ افراد جامعه با آگاهی از حقوق و وظایف خویش و با تکیه بر اصل " کنش گری" می توانند و باید مطالبه گر این حقوق باشند/ چرا آموزش و پرورش و جامعه یک میلیونی فرهنگیان و معلمان از این بند مستثنی شده اند/ آیا " ارتقای حرفه ای " آنان در جهت " تربیت معلم حرفه ای " به رسمیت شناخته می شود/ هنوز وزارت آموزش و پرورش قادر به طراحی و اجرای آموزش ضمن خدمت فراگیر در این زمینه و متناسب با نیازهای حرفه ای آنان نیست/ بخشنامه شماره۱۷۰۰۶۱مورخه ۹۳/۱۲/۲۴ سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به یک مانع در برابر ادامه تحصیل معلمان مبدل شده است/ . حجم بالای مواد درسی و نیز عدم تناسب میان مواد درسی و زمان آموزش به عنوان دو عامل مهم موجب شده است تا یک ترافیک حجیم و زاید در تقویم آموزشی و تربیتی مدرسه شکل بگیرد/ در حال حاضر ، " مدرسه " فاقد توان و پتانسیل لازم و کافی جهت آموزش مهارت های شهروندی و تربیت دانش آموز به عنوان " شهروند " است/ معضل و به عبارتی بیماری " نمره محوری " در مدارس با نقشی که موسسات آموزشی – تجاری به عنوان " مافیای آموزش " در تشدید این وضعیت دارند به هیچ وجه با کیفی سازی آموزش قابل جمع نیست/ متاسفانه در سایه سیاست های و برنامه ریزی های نادرست و غیرعلمی و ناشی از " آزمون و خطا " ؛ « مدرسه » از نقش اصلی خود تهی شده و به مکانی برای کاسبی و تجارت عوامل مختلف تبدیل شده است/ خاستگاه اجرای " منشور حقوق شهروندی " باید مدرسه و آن هم از سنین پیش دبستانی و دبستانی باشد .الزام منطقی این گزینه ؛ بازتعریف " مدرسه " به عنوان نقطه ثقل برنامه ریزی ها و نیز نقش و جایگاه " معلم " در چرخه آموزشی است...
گروه اخبار/
فرهاد فلاحتی در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت با اشاره به تاخیرها و تعویق ها در پرداخت مطالبات معلمان گفت: نارضایتی های معلمان در چند سال اخیر نگران کننده است و البته بخشی از نارضایتی معلمان به این که حق و حقوق اصلی خود را نمی گیرند، برمی گردد.
نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی افزود: سال گذشته اعتراضاتی بین فرهنگیان مطرح شد و نتیجه آن، طرح رتبه بندی معلمان بود که اگرچه طرح بسیار خوبی بود و همه معلمان داوطلب آن بودند اما بسیار ناشیانه و بدون پشتوانه مالی شروع به کار کرد و به مثابه طرح ابتری ماند که باعث نارضایتی بیشتر معلمان شد.
وی ادامه داد: دولت اعلام کرد برای افزایش حقوق، ارتقاء معلمان و رتبه بندی آنها ملاک است. در صورتی که طرح رتبه بندی کجا و صرفا افزایش ۱۰ درصد حقوق معلمان کجا.
فلاحتی بیان کرد: اگر رتبه بندی فرهنگیان جدی گرفته شود و اعتبارات آن در بودجه۹۶ تامین شود و این اعتبارات هر سال تزریق شود، بخش عمده ای از رضایت مندی بین معلمان ایجاد خواهد کرد.
عضو کمیته آموزش و پرورش کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: مادامی که بودجه آموزش و پرورش فقط صرف مخارج می شود، نمی توان انتظار تغییر و تحول در رکن اصلی جامعه را داشت در صورتی که وزارت آموزش و پرورش وزارتی است که نسل آینده را تربیت می کند لذا طبیعی است که باید توجه به اصل آموزش و پرورش اولویت اول باشد.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات در مجلس ادامه داد: رضایت معلمان شرط اساسی در این موضوع است چراکه دانش آموز با معلم در ارتباط است و معلم نقش بسیار تاثیرگذاری در تربیت دانش آموز دارد
فرهنگیان در شرایط نامناسب معیشتی قرار داشته و این موضوعی پنهان و قابل کتمان نیست/ آیا راه حل هایی برای ترمیم این وضعیت در اختیار دارید/ آیا تاکنون به قوانین و آیین نامه هایی که می توانند به بهبود وضعیت کمک کنند فکر کرده اید/ کی از این برنامه ها و قوانین اساس نامه ی « صندوق وام ضروری فرهنگیان » است/ حداقل چهار منبع مالی برای این صندوق در نظر گرفته شده است و تاکنون فقط دو منبع یعنی قرض الحسنه ی پرداختی کارکنان و وجوه باز پرداختی از وام ها که توسط کارکنان پرداخت می شود در اختیار صندوق قرار دارد/ آیا تاکنون دولت سهمش که در بند ( ب) ماده چهار این آیین نامه به عنوان کمک های رفاهی دولت ذکر شده را پرداخت نموده است/ آیا طبق بند( پ ) این ماده موسساتی مانند صندوق ذخیره ی فرهنگیان که سهامدار اصلی آن معلمان می باشند اعتباری در اختیار صندوق قرار داده اند/ مگر دولت خود تعهد به تامین بخشی از منابع مالی صندوق در زمان تاسیس (سال 1362) نکرده است / اگر دولت ها قصد عمل به وظایف قانونی خود را ندارند چرا اساس نامه را ابطال نمی کنند...
چرا تختی همچنان است و چرا همچون تختی ها دیگر نیست/ تختی یک ایرانی بود با آداب و رسوم سنتی و اعتقاداتی مذهبی بدون آنکه گرفتار فرمالیسم مذهبی یا دگماتیزم سنتی شود/ او چنان زیست که آن گونه بود، نه نقش هنرپیشه ها را بازی کرد و نه ردای تزویر به دوش کشید/ چهره ای که گرچه درکشتی به تنهایی به مصاف حریفان می رفت ولی در کارزار زندگی و مسئولیت اجتماعی با عضویت درتشکل ها و سازمان های مردمی یا مستقل بود که هدفش را پی می گرفت/ بارها از او خواسته شد تا با دریافت مبلغ هنگفتی در نقش هنرپیشه ای ظاهر شود یا کالایی راتبلیغ کند و او نپذیرفت/ اینک پس از 48 سال نظاره گر مرگ بسیار ارزش ها و وجدان ها هستیم/ جوان ایرانی گویی در خلاء می زید ،حس بی هویتی و بی معنایی او را از درون تهی و اصالت لذت فردی (که البته حق انتخاب او هست ) توانایی زیست مدنی جمعی را از او ستانده هست و از مغرب زمین تنها رویه ی خودبنیادی فردی بشر غربی را می بیند و عقل و رفتار جمعی -مدنی او را تشخیص نمی دهد/ ورزشکار جوان ایرانی اینک با استاد در آستانه مرگ عکس سلفی می گیرد و نامش را برای تبلیغات اجناس به حراج می گذارد و در پس تظاهرات مذهبی خود دهان را به بدترین دشنام ها آلوده می کند و برای کسب مقام یا امتیازی از هرشیوه ی غیرحرفه ای و ناجوانمردانه ای سود می جوید/ .نسل جوان ایرانی را به جای سرزنش الگو بخشیم تا بتواند خودرا و هویتش را کشف کند بدان اتکا کند و راه را بازجوید....
باید به سه ضعف عمده مدیریتی در ساختار کشور اشاره نمایم که تمامی بخشهای ایران درگیر آن هستند و کشور سالهاست از این سه موضوع آسیب میبیند/ استانداران باید تخصیصهای بودجهای را در حوزه تولید رهگیری و نظارت کنند که این پولها چگونه خرج میشود/ برخی کارمندان و حتی مدیران عالی با روابط و یا سهمیههایی وارد ارگانها و بدنههای دولت و حکومت شدهاند که نه تنها تخصص ندارند که بدنه کارشناسی و اجرایی دولت را در بخش خُرد با مشکلات فراوان مواجه کردهاند/ متخصص، نیرویی است که علم و تجربه را مطابق محیط ایران تحلیل و اجرا میکند. این فرآیند در همه سطوح اتفاق میافتد/ آیا صرفاً اختلاس و سوءاستفادههای مالی باعث عقب ماندنِ کشور شده است؟ پاسخ منفی است/ منظور از مدیریت، اجرای صحیح برنامه مصوب بودجه است/ سازمانها و اِدارات نظارتی زیادی داریم، پس چرا مردم گلایهمند هستند/ تخصصگرایی بدون نظارت، فاجعهبار است و به همین ترتیب، نظارت بدون تخصصگرایی، دستاوردی ندارد جز افزایش هزینههای عمومی کشور بدون اثربخشی...