آموزش یک ابزار است و آنچه اهمیت دارد تربیت است/ هرچقدر حواس پنج گانه بیشتر دخیل باشد یادگیری پایدارتر است/ همه این آیین ها در نهایت می تواند به تجربه ای برای یادگیری تبدیل شوند/ متاسفانه در شهر ما فضای مناسبی برای فراهم شدن برگزاری این برنامه ها وجود ندارد/ چهارشنبه سوری نیز همانند اردوهای دانش آموزی می تواند فرصتی برای یادگیری باشد/ شادی یک امر درونی و داوطلبانه است و نمی توان آن را تکلیف کرد
گروه اخبار/ با دستور و تاکید وزیر نفت و تصویب شورای اداری و استخدامی صنعت نفت، کمک رفاهی مستقیم به کارکنان قراردادی مدت موقت این صنعت پرداخت می شود.
گروه گزارش/ چندی پیش مدیرکل برنامه و بودجه وزارت آموزش و پرورش از تعیین بودجه 32 هزار میلیارد تومانی برای این وزارتخانه در سال آینده خبر داد . ( این جا )
مجاوری تاکید کرد در شرایطی که انتظار می رفت ردیف بودجه پیشنهادی به مبلغ هشت هزار و 200 میلیارد تومان برای پاداش پایان خدمت فرهنگیان در سال های 95 و 96 در بودجه اصلی آورده شود، ردیفی برای این مساله وجود ندارد .
مدیرکل برنامه و بودجه وزارت آموزش و پرورش یادآور شد: اگر دولت مبلغ پیشنهادی 45 هزار میلیارد تومان را اختصاص میداد، مشکلات اعتباری آموزش و پرورش قابل حل بود اما سرانجام مبلغی در حدود 32 هزار میلیارد تومان برای وزارت آموزش و پرورش در نظر گرفته شد .
موضوع پرداخت یارانه ها از دولت نهم شروع و تاکنون ادامه یافته است .
مبلغی که در سال 96 برای پرداخت یارانه ها در نظر گرفته شده است بیش از چهل و هشت هزار میلیارد تومان یعنی حدود پانزده درصد بیش از بودجه مصوب آموزش و پرورش و نیز حدود یک ششم از بودجه عمومی دولت در سال 96 است .
« صدای معلم " در گزارش زیر به این موضوع مهم می پردازد .
امید که دولت مردان تدبیر و امید پاسخی مناسب به پرسش هایی که در انتها مطرح شده اند داشته باشند .
صفا و صداقت معلم،برای عده ای منبع درآمد است! این کسب در آمد،در مناسبت های مختلف،متفاوت است/ فروش جنس نامرغوب به مردم به بهانه ی بزرگداشت مقام معلم و فروش کالای کم کیفیت و لوازم بی مشتری،به خود معلم در پایان سال/ در بهترین حالت،هیچ کالایی در اختیار معلم قرار نمی گیرد که با همان شرایط و با قیمت کمتر در بازار وجود نداشته باشد/ نکته ی مبهم داستان اینجاست که وجود فروشگاههای تعاونی مصرف فرهنگیان،در این بین چه کاره اند/ اگر این تعاونی ها از آموزش و پرورش نیست،پس این همه سرمایه و زمین و کارگر و کارمند و هیأت مدیره و سود و زیانش به چه دستگاهی تعلق دارد و چه حقی دارد نام فرهنگیان را یدک بکشد/ هر فروشنده ای تا بازارش کساد می شود به یاد معلم و فرهنگی می افتد
رزوهای بسیاری داشتند، در مقطع اول و دوم متوسطه درس میخواندند و همچون دیگر دختران، رویاهای بسیاری در سر میپروراندند/ اینجا بلوچستان است، منطقهای فراموششده، با عمقی از محرومیت که نظیرش در ایران دیده نمیشود/ در آموزش نه تنها پیشرفتی نداشتهایم بلکه در بعضی نقاط پسرفت هم داشتهایم/ حدود چهل هزار مدرسه در کشور نیاز به بازسازی و ایمنسازی دارند و هیچ عجیب نیست که باز هم سقفی بریزد یا دیواری خراب شود، هنوز هستند مدارسی که با بخاریهای نفتی گرم میشوند و زمستانی نیست که مدرسهای آتش نگیرد و هنوز صدها وانت وجود دارد که به عنوان سرویس توسط آموزش و پرورش و خانوادهها به کارگرفته میشوند تا دانشآموزان را از خانه به مدرسه و مدرسه به خانه ببرند/ باعث تاسف است که بگوییم این حوادث همچنان ادامه خواهد داشت و هیچ مسئولی مسئولیتی از این حیث نمیپذیرد ولی دختران و پسران بسیاری همچنان همچون بار، مسافران این وانتها هستند/ چهطور آموزش و پرورش نمیداند که وانت وسیله حمل انسانها نیست و با آن، بار حمل میکنند
با اینکه می دانیم و می دانند سلامت و شکوفایی یک کشور بستگی مستقیم با سلامت و قدرت شکوفایی سیستم آموزشی در آن کشور دارد باز هم ارکان این سیستم به جای دغدغه های علمی و شکوفایی درگیر دغدغه های فیزیولوژیک و هیجانی هستند/ چرا دیگر "معلمی عشق است و قناعت ثروتی پایان ناپذیر است" در اعضای این سیستم نفوذی ندارد/ انگیزه های مسئولان کشور از این پاسخ گو نبودن و یا جواب های غیر اقناعی چیست/ چرا اقناع اعضای این ساختار آموزشی مهم نیست/ مطالبه گری منصفانه در قالب احقاق حقوق تضییع شده در این عصر لازمه ی همه نوع شکوفایی است/ آرزو و انگیزه ی ما معلمان برای انسان های این مملکت، رسیدن به خودشکوفایی است و این انگیزه و هدف عملی نخواهد شد مگر با وجود معلمان خودشکوفا ...
روستای امیر آباد نظریان از توابع شهرستان عنبرآباد با جمعیتی بالغ بردو هزار نفر و طبیعتا جمعیت بالای دانش آموزی همچنان شاهد بی مهری و بی توجهی بعضی از مسئولین آموزش و پرورش و سازمان نوسازی مدارس است/ دبستان وحدت پروژه ای که حدود شش سال پیش کلید خورد و متاسفانه تاکنون به حال خود رها شده است/ مدرسه ای که در آن روزی زمین حیاطش بوسه گاه قدم های معلمان و دانش آموزان این روستا بود/ مدرسه ای که در و دیوارش پر بود از هیاهوی و شادی و شیطنت دانش آموزان ؛ امروزه غبار غم به خود گرفته و در خلوت دل آهسته و بی صدا می گرید/ چه تلخ و غم انگیز است نگاه آن دانش آموزی که به جای هم کلاسی هایش در حیاط مدرسه شاهد خودنمایی علف های هرز باشد و کلاس درسی که می توانست محل پرورش اندیشه و کشف استعداد باشد امروز آغل گوسفندان روستا شده است/ شاید کسی تصاویری که خود بزرگترین فریاد بی صدای این مردم نجیب و دانش آموزان این دیار است را ببیند و شاید روزی برسد دوباره به جای روئیدن علف هرز در حیاط شادی کودکانه دانش آموزان باشد