شوراهاي اسلامي شهر و روستا به عنوان يک نهاد مردمي، بخشي از فرآيند دموکراتيزه شدن جامعه هستند/ غالباً در شهرهاي بزرگ و کلان شهرها، شوراها همواره با اتهام سياسي گري و اعمال سليقههاي سياسي به حاشيه رانده شدهاند و در شهرهای کوچک و متوسط شوراها آن چنان که بايد در مديريت شهری موفق نبوده و عملکرد مطلوبی نداشتهاند/ رئيس ستاد انتخابات کشور از « افزايش 14 درصدي » تعداد داوطلبان در انتخابات پنجمين دوره شورهاي اسلامي شهر و روستا نسبت به مدت مشابه چهار سال پيش خبر داد/ آنچه مايه تعجب و شايد نگراني اکثريت جامعه شده است حضور و ثبتنام چهرهاي مطرح عرصههاي ورزشي، هنري و سياسي است/ شوراها به عرصهاي براي سهمخواهي اشخاص و احزابسياسي بدل شده است و آنان فارغ از تمامي دغدغههاي مردم به دنبال تصاحب کرسيهاي شوراها هستند/ آباداني شهر به « شعار و عکسگرفتن » نيست
آدمی که تفكّر معنوی عمیقی دارد، اگر صد سال هم مسافرت نرود یك لحظه نمی گوید حوصله ام سر رفت. چون دائماً مشغول سیر در یك باغ درونی است/ وقتی ما باغ درونی نداریم باید برویم باغ های بیرونی را ببینیم.آدمی که خودش را نمی تواند تماشا کند چاره ای جز این ندارد که برود و بیرون از خودش را تماشا کند/ اشخاص معنوی آن قدر درون خودشان چیزهای نو کشف می کنند و به ظهور می بینند و چیزهای بسیار شاد کننده، امیدوارکننده و آرامش بخش می یابند که هیچ وقت به سیر و مسافرت بیرونی احتیاج پیدا نمی کنند/ یكی از دلایلی که ما این قدر به مسافرت و تفریح نیازمندیم ، این است که ما انسان های معنوی ای نیستیم
گروه استان ها و شهرستان ها/
در شهریور ماه 1395 ؛ صدای معلم در گزارشی چنین نوشت : ( این جا )
" متاسفانه برخی از واحدهای آموزشی در سراسر کشور متروکه و یا مخروبه بوده و به حال خود رها شده اند .
از فرهنگیان و معلمان گرامی تقاضا می شود نام و مشخصات این گونه مدارس را همراه با گزارش تصویری برای صدای معلم ارسال کنند" ( این جا )
تصویر زیر مربوط به دبیرستان ( هنرستان کار و دانش ) پسرانه شهید « عزت رفیعی » در بندر شرفخانه است که متروکه بوده و به حال خود رها شده است .
این منطقه ، زیر مجموعه مدیریت آموزش و پرورش شهرستان شبستر است ."
در آخرین بازدیدی که خبرنگار صدای معلم و در تعطیلات نوروز 1396 از این مدرسه داشت وضعیت تغییر کرده بود !
تصاویر گویای این موضوع است :
قبل از گزارش :


پس از گزارش:



پایان پیام/
گروه رسانه/
علی رغم گذشت حدود سه هفته از اخراج مدیر صدای معلم از مجلس دانش آموزی ، هنوز هیچ مسئولی در وزارت آموزش و پرورش پاسخی به این واقعه موهن نداده است . ( این جا )
« صدای معلم » در ششم فروردین ماه در نامه ای رسمی به وزیر آموزش و پرورش خواهان توضیح و پاسخ گویی وی شد . ( این جا )
« سایت تابان » از رسانه های معلمی نسبت به این موضوع واکنش نشان داده است .
« صدای معلم » از همدلی و همراهی همه دوستان و همکاران در این راستا تشکر و قدردانی نموده و تا حصول پاسخ و نتیجه پی گیر مطالبه قانونی خود خواهد بود .
متولیان امر تعلیم و تربیت معتقدند که مشق زیاد دانش آموزان در ایام نوروز نه تنها هیچ کمکی به تقویت آموزش و یادگیری آنها نمی کند که استرس و ترس از ننوشتن مشق ها و پیک نوروزی، خستگی روزهای تعطیل را بر تن دانش آموز و خانواده ها باقی می گذارد/ مگر مشق و حل مساله برای یادگیری بیشتر دانش آموز نیست، پس چه فایده ای دارد که توسط فرد دیگری نوشته شود و دانش آموز صرفا ارایه دهنده آن به معلم باشد/ عده ای از خانواده ها نیز از این اقدام استقبال می کنند/ در این تبلیغات شماره تلفنی ارایه و این مطلب درج شده است که «نوشتن مشق عید فقط و فقط برای پیشرفت تحصیلی شماست و گروه آموزشی هیچ مسئولیتی در قبال اهداف دیگر نمی پذیرد.»
چرا باید وضعیت شهرهایی چون کیگالی، جیبوتی، کاراکاس، نایروبی، بیروت و قاهره بهتر از تهران باشد/ چرا باید تازه ترین رده بندی موسسه معتبر مرسر، نشان دهد که کیفیت زیستن در ۱۹۸ شهر جهان بهتر از تهران است/ گردش مالی سالانه شهرداری تهران؛ فقط ۱۸ هزارمیلیارد تومان بودجه رسمی اش نیست! بلکه رقم واقعی به حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان، یعنی بیش از سیصد برابر بودجه سالانه سازمان حفاظت محیط زیست است/ تنها ده درصد شهرهایی که در طبقه بندی مرسر از آنها نام برده شده، چنین بودجه ای داشته اند/ چرا اکثریت نمایندگان شورای شهر باید همچنان حامی چنین مدیریت فاجعه باری باشند/ اغلب انتخاب های ما در چهار دوره گذشته شوراهای شهر و روستا، انتخاب هایی غلط بوده که به جای لحاظ شاخص های مبتنی بر تخصص و عشق و تعهد داوطلبین، گرایش های سیاسی، عبادی، نظامی، ورزشی، هنری و قومیتی دست بالا را داشته اند/ این گناه امثال حسین رضازاده نیست که چرا منفعل رفتار کردند در برابر چنین جنایت هایی! بلکه دقیقاً این گناهِ من و توست که چرا به امثال چنین افرادی که برای کار دیگری ساخته شده بودند، رای دادیم تا هم اعتبار و آبروی آنها برود و هم روزگار شهرمان چنین تیره شود/ اجازه ندهیم تا دوباره با انتخاب های نادرست یا قهرِ ما از انتخابات، مشتی سیاست بازِ بی تخصص یا چهره های محبوبِ نامرتبط، وارد شوراهای شهر شوند
کسي که تفاوت ماهوي مشاغل رو درک نکند با هيچ بحثي قانع نخواهد شد/ نتيجه بي توجهي به آموزش و پرورش طي يک دوره پنجاه ساله خودش رو بروز مي دهد/ چه تصور و انتظاري مي توان از نتايج و برون دادهاي نهادي داشت که در اولويت هفتاد و نهم ما قرار دارد/ طلاق ، خيانت ، اختلاس ، بي بند و باري اخلاقي ، فروپاشي ارکان هاي نهادهاي اجتماعي ، ظهور نوکيسه هايي که به هيچ اصلي پاي بند نيستند ، ظهور طبقات خاص در جامعه که قانون شان فقط پول است ، بي اعتباري علم و فرهنگ و ادب ، رياکاري متوليان کشور ، بي اعتباري ارزش هاي ديني و عدم پاي بندي به آنها ، ارزش شدن ضد ارزش ها ، عدم پاي بندي به قوانين جاري کشور ، قانون گريزي قانوگذاران ، بي توجهي به اصول اخلاقي جامعه ، ارزش گريزي/ من و امثال من که محصول نظام آموزشي ارزش محور بوده ايم يکي دو سال آينده و نهايتا ده سال آينده بازنشسته خواهيم شد/ اينجاست که نقطه آغاز ترکيدن آن دمل هاست....
گروه گزارش/
وضعیت مراکز اسکان فرهنگیان و خانه های معلم همیشه از مباحث چالش برانگیز و انتقادی در میان جامعه فرهنگیان و معلمان بوده است .
بسیار کم دیده شده است تا معلمی از وضعیت این مراکز و عملکرد مسئولان آموزش و پرورش رضایت داشته باشد .
شاید یکی از دلایل مهم این مساله پایین بودن سواد رسانه ای در میان فرهنگیان و فقدان دانش در بهره گیری از علم " رسانه " برای انعکاس منطقی و همه جانبه این موضوع و پی گیری های بعدی باشد .
برخی از معلمان اظهار می کنند که این کارها فایده ای ندارد اما تجارب ما در حوزه " رسانه " نشان می دهد که اگر مساله ای درست و همه جانبه انعکاس داده شود در حل مساله بسیار موثر خواهد بود .
شاهد این موضوع ؛ گزارش صدای معلم از " خانه معلم پونل ( رضوان شهر ) بود . ( این جا ) .
نظر یکی مخاطبان صدای معلم : ( این جا )
پس از انعکاس این گزارش در صدای معلم ، وضعیت این خانه معلم به کلی تغییر کرد و افرادی که حداقل در یک سال اخیر از این خانه معلم دیدار کرده اند به وضوح شاهد این تغییرات بوده اند .
« خانه معلم مرند » تجربه ای متفاوت در میان انبوه مراکز رفاهی وزارت آموزش و پرورش است .
این خانه معلم در حال حاضر توسط بازنشستگان آموزش و پرورش اداره می شود .
« صدای معلم » با مسئول " خانه معلم مرند " گفت و گویی انجام داده است که توجه شما را به آن جلب می کنیم .

خروس گرامی
سلام
صداتون خوش
همان طور که می دونی امسال به نام تو نامگذاری شده و مدتیست اسم تو سر زبون ها افتاده است و همه از تو می گویند . یکی از سحرخیزی ات تعریف می کنه . یکی از خوش صدایی ات ، یکی هم از پرو بال های خوش رنگ تعریف و تمجید می کنه و عده ای هم از تعدد زوج هایت می گویند !
گروهی هم میگن خروس ها نه تنها سحرها بانگ بیدارباش را به صدا درمی آورند بلکه در طول روز و گاه در نیمه های شب با قوقولی قوقوی خود ، آرامش اهل محل را به هم می زنند و اصلا ضرب المثل « خروس بی محل » را از رفتار شما الگو برداری کرده اند .
گروهی هم معتقدند خروس ها خیلی به خودشون می نازند . از این که همیشه چندین مرغ قدقدکنان به دنبال یک خروس راه می افتند ، خروس ها مغرور شده اند . راستش خیلی بی راه هم نمیگن . خودم عکسی را دیده ام که یک خروس با غرور و افاده از روی پلی دارد عبور می کند و جماعت مرغان پشت سرش صف کشیدند و به دنبالش می روند . در حالی که خروس نیم نگاهی هم به آنها نمی اندازد !
خلاصه چی بگم ؟ خروس عزیز امسال تمام دهکده جهانی را تسخیر کرده ای . تمام صفحات تلگرام و واتس آپ و اینستاگرام در وصف تو نوشته اند و تصاویرت با ژست های مختلف در شبکه های مجازی دست به دست می گردد .

جناب خروس !
حالا که سال ، سال شماست و ملت همه از تو حرف می زنند ، بیا با آن قوقولی قوقوی قشنگت ، سری هم به بازار مرغ و تخم مرغ بزن و ببین همسران عزیزت چه رقابتی با بازار بورس راه انداخته اند !!
خروس جان ؛ ما نفهمیدیم چرا نرخ فرآورده های خانوادگی ات به نوسان بازار طلا و بورس وابسته است ؟
سکه بالا و پایین می رود ، قیمت مرغ و تخم مرغ سیر صعودی می گیرد !
دلار کمی نوسان دارد ، مرغ ها و تخم مرغ ها برامون کلاس میذارن و بالا می کشند !
قیمت نفت خام برنت دریای شمال بالا می رود ، مرغ و تخم مرغ گرون میشه !
پراید گرون میشه ، خانواده شما هم بلافاصله قیمت ها را بالا می برند !
شایعه افزایش حقوق کارمندها به گوش می رسد ، قیمت فرآورده های خانوادگی ات بالا می روند !
آخه خروس عزیز ، قربون اون بانگ وقت و بی وقتت بریم ، شما و همسرانت کی فرصت دارید این طور با دقت ، بازار طلا و ارز و نفت و بورس را رصد کنید ؟!
والا ما کارمندها که زندگی مون به حقوق مون بسته است ، این قدر نبض اقتصادی مملکت را دنبال نمی کنیم . تازه از پانزدهم ماه دل توی دلمون نیست که کارت خوان فروشنده ای اعلام کند : موجودی کافی نیست !
خروس عزیز !
حالا که امسال ، سال قدرت نمایی شماست و همچنان جماعتی از مرغان به دنبالت راه می افتند و از تو تبعیت می کنند ، از این فرصت استفاده کن و همسرانت را نصیحت کن که این قدر قیمت خود و فراورده هاشون را به رخ ما نکشند !
خروس جان ؛ بیا و از همین آغاز سال 96 قیمت فرآورده هایت را از بازار بورس و طلا و نفت خام جدا کن .
اصلا چه معنی داره که تخم مرغ با نوسان بازار بورس رقابت کنه ؟! اگر هم بخواهید رقابت کنید ، با تخم کفتر و تخم اردک و این ها باید رقابت کنید .
خروس خوش صدا ؛ بیا و با بانگ رسایت اعلام کن که امسال به یُمن نامگذاری سال خروس ، فرآورده های مرغ و خروسی ، مستقل از نوسانات اقتصادی عرضه می شوند .
بذار همه بگن « سالی که نکوست از خروسش پیداست ! »