چه اتفاقاتی رخ داد که علی رغم حمایت افرادی چون محمد علی نجفی ، برخی وزرای اسبق آموزش و پرورش ، تشکل های فرهنگیان اصلاح طلب و تعدادی از نمایندگان مجلس مورد غضب روحانی واقع شد و قرار است فرد دیگری به مجلس معرفی شود/ چه شد که تقریبا به جز معدودی از وی رو برگرداندند و ایشان هم به یکی از وزرای نامحبوب در لیست بلند بالای وزرای آموزش و پرورش پس از انقلاب اسلامی اضافه گردید/ شاید مهم ترین و بی بدیل ترین موضوع به عامل " قدرت " بر می گردد/ آیا آقای دانش آشتیانی از تمام اختیارات که قانون به ایشان داده است در مسیرش استفاده کرده است/ اگر وزیر آموزش و پرورش جرات و یا جسارت این " افشاسازی قانونی " را نداشته باشد به تدریج این رویه به یک " نرم سازمانی " تبدیل می شود و وزرای بعد هم این چرخه معیوب را به عنوان یک " قانون نانوشته " پنداشته و این دور باطل تا ابدالدهر تکرار خواهد شد/ تقریبا هیچ وزیری تاکنون قادر به پر کردن این شکاف و یا ترمیم میان صف و ستاد نبوده است/ همه وزیران آموزش و پرورش فاقد یک " مدل ارتباطی موثر و به روز " برای ارتباط اثربخش با ذی نفعان آموزش و پرورش بوده اند و اکثریت کانال ها و مجاری ارتباطی از نوع " رسمی " بوده اند/ متاسفانه " روابط عمومی " های وزارت آموزش و پرورش نیز اکثرا نقش یک " تبلیغاتچی و یا بوقچی " را ایفا کرده اند و نتوانسته اند پل ارتباطی موثری برای تعریف و تبیین یک " ارتباط اثربخش " در سازمان باشند/ وزارت آموزش و پرورش تاکنون یک مدیر روابط عمومی به معنای درست ، کامل و علمی نداشته است/ همیشه با انبوه مشاورانی در آموزش و پرورش رو به رو بوده ایم که بیشتر نقش سیاهی لشگر داشته و کاری جز تعریف و تملق و ارائه گزارش های غیرواقعی به وزیر نداشته اند/ مدیران موفق مشاوران زبده و ماهر و مسلط به اوضاعی دارند اما به نظر می رسد در آموزش و پرورش ما هر فردی که پست برایش پیدا نشود او را به پست " مشاور " می گمارند/ " گفتمان سازی " فرآیندی است که کنش گران و فعالان عرصه تشکل و رسانه باید به آن بپردازند و البته در حال حاضر از این کارکرد تهی شده اند/ این که یک مقام مسئول وعده بدهد اما عمل نکند تنها نتیجه اش " بی اعتمادی " و " سوزاندن سرمایه اجتماعی " خواهد بود ؛ چیزی که البته در کشور ما یک فرهنگ و رسم شده است/ تشکل های فرهنگیان به جای آن که به فکر تصحیح سیستم و گرفتن خطاهای آن و ارائه راهکار کارشناسی باشند عمدتا در فاز لابی گری و سهم خواهی وارد شده اند/ وقتی که نظام معلمی در یک ساختار از پایین به بالا و با مشارکت گسترده ، شفاف و قانون مند معلمان شکل می گیرد می توان ادعا کرد که این نهاد در صورت تاسیس افکار عمومی معلمان را نمایندگی می کند/ در صورت تشکیل سازمان نظام معلمی حتی میزان دخالت های غیرتخصصی و غیرقانونی از منابع مختلف به حداقل خواهد رسید/ تجارب و عقل ما می گوید اگر چهره هایی مانند زرافشان و مدیرانی که سال ها در دایره بسته مدیران آزمون خود را داده اند ؛ وزیر آموزش و پرورش شوند در بهترین حالت ممکن فقط وضعیت موجود حفظ خواهد شد و هر گونه حرکت ایشان با مقاومت بدنه آموزش و پرورش رو به رو شده و طولی نخواهد کشید که به چهره ای منفور نزد معلمان تبدیل خواهد شد همان گونه که فانی این مسیر پرهزینه را طی کرد / اگر مسئولان ، برنامه ریزان و تصمیم گیران نیم نگاهی به آینده داشته و همه چیز را از دریچه " سیاست " تفسیر نکنند و به مصالح معلمان و جامعه توجه کنند شاید بتوان امید به اصلاح سیستم و خروج از این دور و تسلسل باطل داشت...
با نگاه آموزشی و پرورشی انتخاب زرافشان یک انتخاب بَد است/ زرافشان در 38 سال خدمت، حرف تازه و طرح تازه و اقدام ابتکاری و خلاقانه ای از خود بروز نداده است/ زرافشان جزئی از همین سیستم مدیریتی محافظه کار ، متظاهر و فاقد اصولیت آموزش و پرورش است/ تبلیغ اینکه زرافشان نماد تغییر و تحول در آموزش و پرورش است شبیه شوخی است/ طرفداران زرافشان می گویند که او درجایگاه معاونت وزیر اختیار و آزادی عمل نداشته اما در جایگاه وزیر خلاقیتش شکوفا می شود/ در پُست وزارت هم آقای زرافشان با تکرار این ادعا می تواند بگوید که اختیار کافی برای کار خارج از نظر رییس جمهور ندارد / زرافشان به دلیل فقر سابقه مثبت ، عضویت در هیات مذاکره با ترکمنستان را هم وارد رزومه خود کرده است / گذشته چراغ راه آینده است/ در دوره مدیر کلی ایشان چه تغییراتی در کتابهای درسی ایجاد شد/ آیا وضع تربیت و آموزش در 4 سال معاونت متوسطه زرافشان در دبیرستانها و هنرستانها بهتر از قبل شده است/ چه کسی مسئول فاسد شدن برخی مدیران دبیرستانها و پیش دانشگاهی های دولتی است/ مسئولیت نمره فروشی در دبیرستانها و پیش دانشگاهی ها با کیست/ حسین صادقی در کمپین تلگرامی زرافشان می نویسد : "آینده درخشان در آموزش و پرورش با زرافشان" . آیا این حرف یک کارشناس یا یک تبلیغاتچی است/ زرافشان یکی از حلقه های زنجیره مدیران ناکارآمدی است که 30 تا 40 سال سابقه کار دارند و اگر در مدرسه بودند سر 30 سال به زور بازنشسته می شدند/ شرایط فعلی آموزش و پرورش دست پخت همین مدیرانی است که با چسب ناکارآمدی به هم چسبیده اند/ آموزش و پرورش رسمی دوره متوسطه دوم زیر سایه فعالیت موسسات آموزشی خصوصی (کنکور ) قرار گرفته است/کلاس درس دبیرستان تبدیل به کلاس کنکور شده است و بساط نمره فروشی دایر است/ هرج و مرج مالی و بلبشوی آموزشی در دبیرستان ها بی سابقه است و همه فشارها هم روی دوش خانواده ها است/ زرافشان در چهار سال گذشته برای مقابله با رشد و نفوذ سرطانی موسسات کنکور در مدارس دولتی چه کرده است/ در حوزه متوسطه بحث های بسیار جدی در باره رابطه ی مدیران این بخش و موسسات آموزشی کنکور وجود دارد/ آیا مدیران معاونت متوسطه سهامدار موسسات کمک آموزشی هستند
احتمالا تصمیم گیران در پس پرده مانند مسابقه ی استیج به بازخوردهای حاصل از معرفی هر فرد امتیاز می دهند و هر یک از نیروها در جایگاه مکتسبه در جدول امتیازات قرار گرفته و برخی نیز حذف می گردند/ گویا رییس جمهور منتخب وعده های انتخاباتی خود را از یاد برده اند و بدان توجهی ندارند/ حال اینکه از گفتمان و مطالباتی که جناب دانش آشتیانی در حوزه آموزش و پرورش مطرح نمودند دست بکشیم و از آموزش و پرورش به عنوان دغدغه و گفتمان ملی ، به اسامی ضعیف و آزمون پس داده ای چون معاونین اصولگرا و محافظه کار وزارتخانه که از دولت قبل و حتی قبل تر به جا مانده اند و هیچ موفقیت و تحولی در حوزه کاری خود نداشته اند ، برسیم ، واقعا یک حرکت بازگشت به عقب بزرگ است/ چرا هیچ کدام از بزرگواران طرح ها و نظرات خود را در جهت برون رفت از وضعیت فعلی و نیل به وضعیت مطلوب به افکار عمومی ارایه نمی دهند/ یکی از نقاط ضعف جناب فانی در حوزه ی آموزش و پرورش ، همین وجود پنجره های شکسته و معاونین ناهمسو و ناکارآمد بود که نه تنها تا امروز برطرف نشده ، بلکه در جهت ارتقا و کسب کرسی وزارت نیز مطرح گشته اند تا نشان دهند که دور تسلسل همچنان در این وادی دلخواه سیاست ورزان و حاکمان بوده که با شعارهای انتخاباتی مطروحه درصدد رفع این نگاه واپس گرایانه ، برنخواهند آمد/ این باور غلط که رییس یا وزیر یک مجموعه بایست از بین معاونین آن مجموعه انتخاب گردد همیشه مصداق واقعی ندارد و شاید فقط در مجموعه های موفق بتوان به این نتیجه رسید
با روی کار آمدن دولت یازدهم بارقه های امید در دانشگاه ها ظهور کرد و دولت تاحدودی فضای سیاسی دانشگاه ها را به نقطه مطلوب نزدیک تر کرد/ بخشی از این قضیه به تازه تأسیس بودن این دانشگاه برمی گردد و البته بخش اعظم دیگر آن ناشی از عملکرد ضعیف و محتاطانه مدیران این دانشگاه است/ برخی مسئولین دانشگاه فرهنگیان اسباب ناخرسندی دانشجویان گردیدهاند/ برخی دخالتهای غیرمتعارف در شیوه برگزاری برنامهها صورت می پذیرد به شکلی که ماهیت برنامههای درخواستی به کلی دگرگون شده و در نهایت، صدور مجوز با تعویق و تعلیق مواجه میشود/ یک نگاه بسیار نامناسب و محدود کننده ای در بین دانشجویان دانشگاه فرهنگیان به واسطه ی رفتار مسئولین ایجاد شده است که دانشجویان نمی توانند رفتار آزادانه و خلاقانه ای در دانشگاه داشته باشند چرا که به واسطه ی این که استخدام شان موقت است همواره به صورت ناخودآگاه خودشان را در معرض تهدیدات شغلی در مدت تحصیل می بینند/ پویایی دانشگاه، پویایی جامعه است
اگر ما نمی توانیم مردم را خوشبخت کنیم اما می توانیم رنج ها و آسیب های قابل اجتناب را برطرف بسازیم ، معلمان هم همین مردمند/ آموزش و پرورش اولویت اول قبل انتخابات چه رتبه ای در دولت دوم تدبیر و امید دارد/ چرا به آزمودن آزموده از طریق آدم های خنثی و بی فروغ از خلاقیت و لابی گر اصراردارید/ اگر ما به این نتیجه رسیده ایم که آموزش و پرورش به پرتگاه رسیده است آیا جسارت پایان این رویه و تغییر آن را نداریم/ چرا آستانه ی تحمل مردم پایین آمده است ؟ آیا به فشل بودن دستگاه تعلیم و تربیت ربطی دارد/ هیاهوی برپاشده وزیر را از عرش به فرش می رساند و سرآخر دختر تبرئه می شود ... این راپورت و اطلاعات غلط را چه کسی به مسئولان ذیربط داده است/ هیچ دوره ای این چنین نبود که معاونان به جای کار به مدت شش ماه وزارت را رها به امان خدا بسپارند و برای سنگ مفت گنجشگ مفت از قبای منصب وزارت به رقابت با وزیر خود بپردازند/ بدبختانه بیشترین خواهان پست وزارت ، از معاونان وزیر هستند که مسابقه صدارت کشی می دهند ! آیا این افراد لیاقت راهبری و مدیریت معلمان سخت کوش فرهیخته و دل نگران و آزرده خاطر را دارند/ از طرفی کمپین های حمایت از معلمان در انتخابات با پایان انتخابات به تلاش برای کسب کرسی وزارت همت می گمارند به هر دری می زنند ، عده ای در صدا و سیما با عنوان دفاع از سند بنیادین به جای سند 2030 اپوزیسیون آموزش و پرورش می شوند که انگار از کره ماه برای شق القمر آماده اند/ این چه اثر تربیتی است که کارشناسان و خبرگان آنرا تدوین کنند و بعد یک کلمه نتوانند از آن دفاع نمایند/ گر این سند به درد بخور نیست چرا نوشتند و چرا به درد نمی خورد ؟ حداقل برای به درد نخوری آن نظر بدهند/ حداقل از مرحوم پرورش یاد بگیریم که به اشتباه خود با آن همه عظمت کار اعتراف می کند/ از اینکه ملت ایران در یک هفته چند حادثه دلخراش قابل پیشگیری را تجربه کرده است ؛ حادثه متروی شهرری ، حادثه آتنا ، حادثه بنیتا ، ماجرای آزاده نامداری ، حادثه کودک ربایی و... هر کدام از علل گوناگون اما مهمترین علت این حجم ناهنجاری در کف جامعه عدم توجه به اهمیت دستگاه تعلیم و تربیت و انتخاب کوتوله ها به عنوان متولیان این دستگاه نشات می گیرد/ معلمان از خود سئوال می کنند در نظام استراتژیک تعلیم وتربیت جای ژنرال های تعلیم و تربیتی امثال دکتر شرفی ، دکتر عبدالعظیم کریمی ، دکتر به پژوه ، دکتر موسوی و صدها انسان صاحب نظر ، نجیب ، شریف ، متخصص و متعهد کجاست ؟ چرا در محاق هستند چرا از آنان در انتخاب وزیر مشورت نمی شود/ چرا شورای عالی آموزش و پرورش بی رمق و اعضای خنثی آن بیست سال است عوض نمی شوند ؟ چرا از کم کاری و ندانم کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی به رهبر انقلاب گزارش داده نمی شود/ در سیستم معیوب آموزش متوسطه که مسئولینش سودای وزارت دارند ، دانش آموز یاد می گیرد سئوال بخرد و نمره را پولکی و زورکی بستاند/ خروجی این فرآیند ، متربی پس از سال ها محفوظات نمی داند چطور باید از اندام خود محافظت کند و نه ها را در کجا مصرف و استفاده کند آنجا که باید نه بگوید آری یاد گرفته است و آنجا که باید آری بگوید فقط نه بلد است و این یکی از معضلات آینده زندگی بچه های امروزی ایران است/ ما نباید از حضور تشکل های هویت بخش دانش آموزی در مدارس نگران باشیم/ این مهم و تغییر اساسی با حضور تیم های کنونی و مدیران میانی امتحان پس داده دوره های طولانی میسور نخواهد بود/ این معاونان امروز وزیر در آن دوره «حاجی بابایی» کارشناس و عضو شورای عالی آموزش و پرورش بودند و دم بر نمی آورده اند/ نمایندگان بدانند ؛ از تیم خسته و لابی گر و خوگرفته بیست ساله روند معیوب ، نوگرایی و تغییر و خلاقیت برای رفع مشکلات به بن بست رسیده آموزش و پرورش بیرون نخواهد آمد و باید بدانیم هیچ کدام دلسوز آموزش و پرورش نیستند بلکه سال های سال در قامت کارشناسان تعلیم و تربیت نان خوردند نام گرفتند اما حال نزار آموزش و پرورش اکنون حاصل ندانم کاری و بدکاری و بدل کاری آنان بوده است .../ این مهم قطعا از مدیران میانی امتحان پس داده و کوتوله های خنثی برای رخت وزارت بر نمی آید...
فام نیوز – محمود صادقی نماینده مردم تهران و عضو هیات رئیسه فراکسیون امید مجلس، در گفتوگو با پایگاه اطلاع رسانی فراکسیون امید مجلس (فام) درباره نظرات خود راجع به وزرای پیشنهادی وزارتخانه های علوم و آموزش و پرورش توضیح داد.
این عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، با اشاره به گفتوگویی که روز جمعه از او منتشر شد و شائبه حمایت وی از دو گزینه مطرح شده را به همراه داشت، گفت: این مصاحبه در وضعیت شتاب زده قبل از حضور من در یک جلسه انجام شد و اصل نظر من این بود که این دو گزینه با ایدهآلهای مورد نظر ما برای این دو وزارتخانه فاصله زیادی دارند.
صادقی با بیان اینکه مطلوب ما در وزارت علوم، افرادی در حد و اندازه آقایان فرجی دانا و توفیقی بودند که آقای روحانی یا نتوانست و یا نخواست که از چنین افرادی در کابینه استفاده کند، افزود: در مصاحبه قبلی که روز چهارشنبه انجام شد، توضیح دادم که بررسی اولیه و اجمالی ما درباره آقای خاکی صدیق نشان میدهد که ایشان در دوره اصلاحات و دوره فعلی در ریاست دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی، به عنوان یک فرد علمی و اخلاقی، فرد مناسبی بوده اما ایشان با ایدهآل های ما برای وزارت فاصله دارد.
صادقی همچنین درباره اعلام رضایت تشکلهای دانشجویی از خاکی صدیق نیز تصریح کرد: من سال گذشته برای سخنرانی در دانشگاه خواجه نصیر توسط انجمن دانشجویی این دانشگاه دعوت شدم و در آن زمان به نظر میآمد که تشکل های دانشگاه خواجه نصیر از عملکرد ایشان ناراضی نیستند. اما این مربوط به آن مقطع زمانی و در سطح مدیریت دانشگاه خواجه نصیر بود و به هیچ وجه معنای آن رضایت تشکل ها از قرارگرفتن ایشان در جایگاه وزارت نیست.
این عضو هیات رئیسه فراکسیون امید مجلس با بیان اینکه نه تنها درباره این دو گزینه، بلکه درباره همه وزرای پیشنهادی در فراکسیون، بررسی دقیق انجام و پس از آن اعلام نظر خواهد شد، تاکید کرد: بنده مشخصا درباره این دو وزارتخانه پیشنهاد داده ام که نظر تشکلهای صنفی زیربط نیز در بررسی های فراکسیون درباره این دو وزارتخانه حتما مورد توجه قرار گیرد و نظر تشکل های دانشجویی و تشکل هایی نظیر انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه ها، در بررسی وزیر پیشنهادی علوم، مورد توجه فراکسیون قرار خواهد گرفت.
صادقی با اشاره به اینکه درباره آقای زرافشان هم نظرات انجمن اسلامی معلمان و سایر تشکلهای صنفی این حوزه را در بررسی ها لحاظ خواهیم کرد، افزود: در حال حاضر معتقدم آقای زرافشان هم با ایدهآلهای مورد نظر ما برای وزارت آموزش و پرورش فاصله زیادی دارد و در این حوزه هم نظر ما این بود که شخصی در حد و اندازه دکتر نجفی برای وزارت معرفی شود.
او افزود: البته تا جایی که بنده بررسی کردم آقای زرافشان هم تجربه و سابقه زیادی در آموزش و پرورش دارد و سابقه مدیریت در سطوح مختلف را داشته است. اما همان طور که گفتم با ایدهآلهای مورد نظر ما برای وزارت آموزش و پرورش فاصله زیادی دارد.