گروه گزارش/

مراسم گرامی داشت « روز معلم » دوشنبه 14 اردیبهشت در « خانه ی احزاب استان البرز » با حضور جمعی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته برگزار شد .
با وجود دعوت از مدیران آموزش و پرورش برای حضور در این نشست هیچ کدام حضور پیدا نکردند .
قاسم پوستین دوز، مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج در این نشست حضور داشت و به ارائه دیدگاه های خود پرداخت .
از رسانه های دعوت شده در این نشست فقط مهدی توسلی ، صاحب امتیاز و مدیرمسئول نشریه استانی فراز البرز حضور پیدا کرده بود .
همچنین ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » نیر در این مراسم حضور داشت و ضمن ارائه دیدگاه ها و نظرات خود به برخی پرسش های حاضران پاسخ گفت .
مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از رضا قاسم پور خبرنگار صدای معلم ورییس فراکسیون اصلاح طلبان و خانه احزاب استان البرز که چنین فضایی را در شرایط حاضر برای هم اندیشی معلمان فراهم کرده اند از رویکرد و عملکرد حراست های وزارت آموزش و پرورش انتقاد کرد و گفت :

« گزارش های رسیده به « صدای معلم » و نیز صحبت های برخی مدیران مدارس نشان می دهد که آنان به مدارس گفته اند که حضور معلمان در مدرسه برای بزرگداشت روز معلم مجاز نیست و در صورت تشکیل هر گونه جلسه و نشست ، مسئولیت آنان بر عهده خود مدیران مدارس خواهد بود . جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند که کار کنند و قس علیهذا !
پرسش من این است که آیا چنین چیز « قانونی » است ؟
کدام قانون و اخلاق اجازه چنین دستوری را به آنان و سایر مسئولان داده است ؟
مگر چه اتفاقی افتاده که نباید این جلسات برگزار شوند .
در شرایط آتش بس و حتی جنگ هم دلیلی برای « تعطیلی مدارس » و توجیهات رنگارنگ برای جبران آن از سوی هیچ مقام و مسئولی هم وجود ندارد .

ما تجربه جنگ 8 ساله تحمیلی بین عراق و ایران را داریم .
مگر در آن شرایط و با وجود موشک باران و بمباران ، مدرسه ای را تعطیل کردند ؟
این چه بساطی است که راه انداخته اند ؟ »
رضا قاسم پور رییس فراکسیون اصلاحطلبان ضمن تبریک هفته معلم به همکاران حاضر در نشست افزود: فراکسیون اصلاحطلبان در تلاش است به بهانه مناسبتهای ملی و نیازهای کف جامعه، جلسات مطالبه گری و هماندیشی چالشی با حضور نخبگان البرزی و ملی برگزار نماید .
قاسم پور تصریح کرد : در دوران پسا کرونا ، آموزش و پرورش دچار استحاله شده و با الصاق تعطیلیهای گاه و بی گاه آلودگی هوا، اعتراضات و اغتشاشات و اخیرا جنگهای تحمیلی زمین گیر شده است ؛ لذا ذی نفعان آموزش و پرورش به عنوان اضلاع ناراضی رخ نمودهاند .

القصه، کلکسیون دانش آموزان، معلمان، خانوادهها، وزارت خانه و ادارات و حاکمیت هیچ کدام از عملکرد دستگاه تعلیم و تربیت راضی نیستند .
به تمامی مشکلات ذکر شده توسط دوستان حاضر در جلسه میتوان موارد زیر را نیز سنجاق نمود :
* استفاده ابزاری از آموزش و پرورش توسط برخی از نهادها و دستگاه ها
* تعیین تکلیف برای آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش که اعضا و تصمیم گیرندگانش عموما غیرفرهنگی و بیاطلاع از احوالات آموزش و پرورشند .
* درگیری با پدیدههایی چون اختلاسهای دنباله دار و بیامان از صندوق ذخیره فرهنگیان
* عقد قرارداد با بیمههای اسقاطی
* دخالت نمایندگان و سایر ذی نفوذها در فرایند عزل و نصب مدیران آموزش و پرورش
* سند تحول بنیادین با اصول مبهم و کلی و اجرای گزینشی
* مافیای کنکور و گزینش غیر حرفه ای معلمان و بسیاری موارد دیگر .
به نظر میرسد که تصمیم سازان و تصمیم گیران آموزش و پرورش از تحولات ساری و واقعیتهای جاری در کف آموزش و پرورش بی اطلاعند .
زلزلهای هفت ریشتری باید .... !
واقعیت آن است که نه مسئولین از عملکرد آموزش و پرورش خشنودند و نه مردم به کارآمدی آن باورمند .
برای بهسازی و تعمیرات اساسی در آموزش و پرورش چارهای جز رجوع به تجربیات کشورهای توسعه یافته و توسل به خرد جمعی در آموزش و پرورش نیست » .
در ادامه ؛ امیر عطاران ، معلم و نویسنده کتاب متنی را با محتوای زیر خطاب به حاضران قرائت کرد :

« تقدیم به اهلِ دِماغ
« از دِماغ تا دَماغ؛ وقتی صورت، مسلخِ سیرت میشود »
هرچند میانِ « دِماغ » تا « دَماغ » تنها به اندازه یک «حرکت» فاصله است، اما در جغرافیای انسانی، فرسنگها شکاف است میانِ دَماغ تا دِماغ ! که گویی صعود و سقوطِ آدمی،در توازن و حرکت میانِ همین دو کلمه نهفته است .
فاجعه آن جاست که آدمی را نه با ترازوی « دِماغ »،که با معیارِ «دَماغ» قضاوت کنند؛ و از یاد ببرند که اصالتِ و هویت آدمی به دِماغ است نه به دَماغ .
نمیدانم در این روزگارِ چه شده که برخی چنان سرگرمِ « دَماغ » شدهاند که گویی دِماغ را از یاد برده اند؛ و چنان بر دَماغِ خویش می نازند که گویی دِماغ را به کلی از فراموش کرده اند و چقدر تلخ و دردآور است آن گاه که ثروت، خرجِ دَماغ میشود ، در حالی که اندکی بر دِماغِ خویش اندیشه نمی دارند .

در دنیایی که ارزشِ دَماغها از دِماغها فزونی یافته و صاحبانِ خرد در عزلتِ ظاهر بینیهایِ دنیوی گوشه گیر گشتهاند، نمیدانم باید بر غربتِ « اهلِ دِماغ » غصه خورد یا بر جهالتِ « اهلِ دَماغ »؟
آری!
از آن روز که دِماغها (عقلها) تعطیل شدند، دَماغها رونمایی گشتند؛ و از آن دم که دِماغ ها از فهم افتادند، دَماغها به فخرفروشی برخاستند .
و تاریخ چه « داغها » که از دار و دسته « دَماغ دارانِ بی دِماغ» ندیده است! همان کسانی که در پستوی جهل، دِماغ (عقل) را به بند کشیدند و با اصالت دادن به ظواهر، جامعهی انسانی را به سوی جامعه حیوانی گسیل داشتند .
تقدیم به آنان که در جفایِ دنیای دَماغ داران، هنوز بر آستانِ اندیشه ایستادهاند و سیرتِ انسانیِ خویش را در قمارِ صورتِ دنیوی نباختهاند » .
سپس ؛ مهدی توسلی از فرهنگیان و اصحاب رسانه به نقد عملکرد « صندوق ذخیره فرهنگیان » که دارایی ها ، هلدینگ ها و امکانات فراتر از تصوری دارد پرداخته و گفت :

« سیاست زدگی دنباله دار به جای سیاست گذاری کارآمد، تهدید اصلی توسعه همه جانبه موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان است .
با وجود ظرفیت های بی نظیر ایجاد شده توسط مدیران و فرهنگیان از نزدیک سه دهه گذشته که متاسفانه به صورت کمرنگ از همان اوایل تشکیل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به جای سیاستگذاری درست و کارآمد مسیر به سمت ناکارمدی رفته و به جای تعریف واقعی از موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان بازوی تاثیر گذار در اقتصاد کلان کشور و کمک به رفع چالش ها تبدیل به یکی از کم اعتمادترین موسسات مالی کشور گردیده و برای فرهنگیان موجب اضطراب و نگرانی به جای افزایش امید و آسایش گردیده است و برای خروج از وضع موجود به نظر می رسد توجه به موارد زیر می تواند به افزایش اعتماد فرهنگیان وارتقای بهره وری به موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان کمک کند :
۱- شفاف سازی کلیه فعالیت های صندوق و اعلان آن به نحو مقتضی به فرهنگیان عضو به جای گزارش های کلی
به این صورت که منابع اصلی سود آوری شرکتها و...مشخص گردد.
۲- عمل به قانون و اساسنامه موسسه به عنوان بزرگترین تکیه گاه قابل اعتماد جهت حرکت در مسیر مستقیم ؛ به عنوان مثال بعد از هفت سال با برگزاری انتخابات نماینده جدید معلمان موسسه انتخاب کردند ..
۳- اعضای محترم هیئت امنا با جدیت هرچه بیشتر در هدایت و سیاست گذاری موسسه تاثیر گذار باشند و باتوجه به رسالت های قانونی در جهت ارتباط بهره وری صندوق تلاش کنند. به عنوان مثال تلاش در جهت هدایت هیئت مدیره محترم جهت اخذ سهم دولت
۴- چابک سازی شرکت ها و هلدینگ ها وکار آمد و بروز کردن آنها به جای حذف آنها چرا که شرکت ها و هلدینگ ها به عنوان فرصت تلقی می شوند تا تهدید هر چند هدایت سرمایه به بورس بعنوان نبض اقتصادی هر کشوری ظاهرا خوب و راحت هست ولی سابقه خوبی ندارد مضافا اینکه کشور به جای بورس بازی باید به سمت تولید هدایت شود.
۵- جهت ایجاد اعتماد در فرهنگیان هرچه سریع تر بر اساس قیمت های واقعی ارزش مالکانه افراد تعیین تکلیف شود .
۶- هیئت مدیره های موسسه ، هیئت مدیره هلدینگ ها و شرکت ها براساس شاخصه های علمی انتخاب شده و از دخیل کردن فشارهای سیاسی و... که در انتخاب افراد بیشترین نقش را دارد پرهیز گردد » ..
۷- برگرداندن اموال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از وزارتخانه از جمله ساختمان علاقه مندان تهران ، لرستان و ....
مدیر صدای معلم در ارتباط با پرسش یکی از حاضران و در تایید مواضع توسلی گفت که بیش از 30 سال از عمر صندوق ذخیره فرهنگیان می گذرد .
جالب است بدانید که صندوق ذخیره فرهنگیان در سن بازنشستگی خود فقط یک « نشست خبری » با رسانه ها آن هم با پیشنهاد و پی گیری « صدای معلم » برگزار کرده و البته در آن نشست هم « صدای معلم » را دعوت نکردند .
مسئولان این صندوق که « پاسخ گویی » و « مسئولیت پذیری » باید تقویم و ترجیع بند کاری آنان باشد ؛ اساسا با این گونه مفاهیم بیگانه اند و باوری به آن هم ندارند .
کسی از مقامات بالادستی هم چنین کاری از آنان نمی خواهد .
وقتی فرهنگیان عضو نسبت به صندوق ذخیره بی اعتمادند ، دلیل دارد و بدیهی است که با شعار و حرف های قشنگ نمی توان « اعتمادسازی » کرد .
در این نشست ؛ مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج از زحمات زیاد عبداللهی استاندار البرز تشکر و قدردانی کرد .
پورسلیمان مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :

استاندار به وظایف خود به عنوان « رییس شورای آموزش و پرورش استان » عمل می کند و باید که در چارچوب « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » مسئول و پاسخ گو باشد .
سپس پوستین دوز مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش گفت پس تکلیف کسانی که به این وظایف عمل نکرده اند ؛ چه می شود ؟
پورسلیمان تصریح کرد : اگر به قول مسئولان ، « ترک فعل » کرده است باید مطابق قانون برخورد شود . هر چند این نافی مسئولیت رسانه ها و خبرنگاران و در مجموع ،؛ جامعه هدف و ذی نفع هم نمی تواند باشد .
مدیر و مسئولی که به خطا می رود و سیستم را فشل می کند ؛ باید بدانیم این وضعیت و محصول یک شبه و ناگهانی اتفاق نمی افتد !

دیدگاه یکی از فرهنگیان حاضر در نشست در مورد « مشارکت » بود .
مدیر صدای معلم در توضیح این نگرش چنین بیان کرد :
متاسفانه واژه مشارکت دچار بدفهمی و حتی سوء استفاده واقع شده است .
در دنیا ( منظورم کشورهای توسعه یافته است و نه عقب مانده ) ؛ تامین درست و رایگان « آموزش و بهداشت » از وظایف اصلی و ذاتی دولت هاست و آنان به هیچ وجه نمی توانند آن را تفویض کرده و از انجام آن سر باز زنند .
متاسفانه در این چند دهه ، حاکمیت ما به انحای مختلف از عمل به اصول قانون اساسی مانند اصل 3 و 30 و... طفره رفته و همواره سعی کرده آموزش و پرورش را با وجود شعارها و حرف های زیبا و فربینده از سر خود باز کند .
این به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست » .
قاسم پور مدیر نشست در ابتدای نشست عنوان کرد که برگزاری این نشست را به افرادی بسیاری اطلاع رسانی کرده بود . برخی از آنان گفته بودند که که اگر ما در این نشست بیاییم ؛ آیا پورسلیمان می تواند مشکلی از آموزش و پرورش و معلمان را حل کند ؟ برگزاری این نشست ها به چه دردی می خورد ؟
پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :
« وظیفه و در واقع عملکرد یک رسانه به صورت عمده معطوف به دو چیز است :
نخست انعکاس درست و حرفه ای واقعیت ها و دوم برخورد با استبداد اداری مدیران و فربه کردن « حوزه عمومی » در آموزش و پرورش .

مدیر صدای معلم ضمن اشاره به برخی تجارب و مشاهدات خود در نشست های خبری و نیز 15 سال فعالیت حزبی و تشکیلاتی خود تاکید کرد :
بسیار دیده ام که وقتی در مورد پاسخ به پرسشی به مقام مربوطه سماجت کرده ام آن مسئول گفته که عملا کاره ای نیست و یا اختیاری ندارد و تعابیری از این دست .
به آن مقام صریحا گفته ام که اگر کاره ای نیستی پس این جا چه می کنی ؟!
برو و بگذار کسانی بیایند که بتوانند حداقل به شرح وظایف قانونی خود عمل کنند .
جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا !
نباید فراموش کنیم که حضور در این گونه نشست ها به انگیزه و خودانگیختگی بالایی نیاز دارد .
مدیر صدای معلم به طنز عنوان کرد : کافی است که اعلام کنید حضور در این نشست 5 ساعت ضمن خدمت دارد و یا در پایان قیمه و ... می دهیم . آن موقع خواهید دید که چند نفر استقبال می کنند ! اما ما به دنبال تبلیغات و سیاهی لشگر و... نیستیم .
مشروح دیدگاه ها و نظرات مدیر صدای معلم در این پایگاه خبری تحلیلی منتشر خواهد گردید .




گزارشگران : رضا قاسم پور و علی پورسلیمان
ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
چرا کسی به فکر سرانجام سرنوشت حدود یک میلیون دانش آموز، حال کمتر و یا بیشتر از این تعداد جمعیت نیست؟
خانواده هایی که طی دوازده سال تحصیل و حتی قبل تر از آن از دوره مهدکودک و پیش دبستانی، برای امروز فرزندان خود برنامه ریزی یا رؤیاپردازی کرده اند، بلاتکلیف هستند. تنها مسیر موفقیت که توسط خود آموزش و پرورش براین جامعه آماری دیکته شده است و شاخ و برگ آن را چنان جذاب و دوست داشتنی نموده که هر خانواده و دانش آموز هوس و هیجان ورود به آن را دارد. همان دانش آموزانی که در بازه زمانی بسیار قبل تر از آماده شدن برای کنکور، با جادوی تست خوانی و تست زنی آشنا شده اند. تا جایی که مافیای کنکور و آموزشگاه هایی با اسامی و کارکرد بامسمّا برای این هدف گذاری عامدانه یا عالمانه پدید آمد و همانند ویروسی خطرناک کل پیکر آموزش و پرورش و حتی آموزش عالی را دربرگرفت.
در نهایت طی چند دهه سیاست گذاری بسته و کور، همّ و غم بیشتر والدین، کسب مهارت تست خوانی و تست زنی فرزندان خود شد.
مادری از من در دبیرستان نمونه دولتی یاری می خواست که تا در کلاس درس با دانش آموزان صحبت کنم. چون فرزندش مرتب استحمام نمی کرد، با خانواده غذا نمی خورد، دائما در استرس شدیدی به سر می برد و ناخن هایش را جویده و دچار وسواس شدید و عدم اطمینان از کافی یا ناکافی بودن میزان یادگیری خود شده بود. یعنی دائما نگران بود که با مطالعه و تلاش خود در این حد آیا می تواند در رشته پزشکی یا دندان پزشکی فلان کلان شهر قبول شود یا خیر؟
راهی که توسط دست های نامریی به آنان القا و تا سر حد مسخ شدگی پیش برده بودند. آری آنان الینه شده بودند. تا آن جا که موجب فراموش کردن روح زندگی و زیبایی های آن می شد. تا آن جا که قدرت اراده و اختیار از فرد سلب و او را تابعی کور از سیاست جاری می کرد.
دو جنگ اخیر، صدمات جبران ناپذیری بر پیکر آموزش در کشور وارد آورده است. بخشی از آن مربوط به مسایل روانی دانش آموزان خصوصا پشت کنکوری ها مربوط می شود که تظاهرات مخرب آن در آینده برای خود این افراد و جامعه، نمایان خواهد شد و بخشی دیگر از صدمات بر کمیت و کیفیت آموزش در هر دو وزارتخانه مربوط است. هر چند جنگ در هر شرایطی، تحمیلی یا غیرتحمیلی، اثرات مخرب خود را بر روی تمامی بخش های یک جامعه می گذارد و برخورداری از نتایج منفی آن اجتناب ناپذیر است، اما بی برنامگی یا انتظار بی نتیجه برای تعیین تکلیف نهایی آموزش و کنکور، پدیده ای جدید و جبران ناپذیر است.
باید بیندیشیم دانش آموزانی را که به اصطلاح « پشت کنکور» نامیده می شوند چگونه از برزخ بلاتکلیفی برهانیم؟ والدین و خود دانش آموزان با نومیدی ظلمانی اما در تمنّای کورسویی از نور ضعیف، در انتظار خبری خوش جهت تعیین تکلیف خویش هستند.

در حالت کلی، بلاتکلیفی برای همه ایرانی ها در همه بخش ها در جریان است. بیشتر ما بسیاری از کارهای خود را متوقف کرده ایم و به جز انتظار، نمی دانیم باید چه کنیم. قدر مسلم هر یک از تصمیمات معلّق در شرایط جنگی، برای زندگی یک فرد تعیین کننده و حائز اهمیت ویژه است اما بیشتراین افراد بزرگسال هستند و طی چند دهه از عمر خود، جهت یابی های لازم را برای ادامه زندگی ترسیم کرده اند. ولیک هنوز دو دهه از زندگی دانش آموزان پشت کنکوری سپری نشده که دچار این سردرگمی شدید گردیده اند. تا حدی که بزرگترهای مسئول و غیرمسئول نیز قادر به نسخه پیچی منطقی و عقلانی برای گره گشایی آن نیستند.
چرا پیچیدن نسخه در شرایط بحرانی برای ما ایرانی ها تا این حد دشوار است؟ شاید به دلیل غیبت چندین علت و علت العلل.
از جمله :
- غیبت روش اکتشافی در امر آموزش
- غیبت تفکر انتقادی در امر آموزش
- غیبت خلاقیت و آزمون و خطا در امر آموزش
- غیبت مفهوم علم و دانش به معنای واقعی در امر آموزش
- غیبت محتوای بدون جهت گیری سیاسی در امر آموزش
- غیبت استقلال مالی و اقتصادی برای سرمایه گذاری در امر آموزش
- غیبت استقلال فکری و عملی وزارت آموزش و پرورش
- غیبت استاندارد جذب و استخدام معلم
- غیبت درک درست از اهمیت، هدف، معنا و مفهوم «تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان »
آری، ما ایرانی ها اراده و دانش فنی لازم برای بازسازی خرابی های جنگی را حتی در جریان آن داریم اما وقتی نوبت به تعیین تکلیف امر آموزش در مدارس و دانشگاه می رسد همه توانایی های ما قفل یا بایکوت می شود.
ما دانش فنی باز کردن این قفل سرنوشت ساز را نداریم.

درخت صد ساله آموزش و پرورش ایران دچار آفت زدگی شدیدی شده است و دیگر لازم نیست دشمن در پی ترور دانشمندان برآید. چون راهکار خشکاندن ریشه را در غزه، لبنان، یمن، افغانستان، سوریه، عراق و متأسفانه ایران به خوبی یافته است. ظاهرا قرار نیست کشورهای عقب مانده یا در حال توسعه فرصت پیشتازی به سوی توسعه یافتگی را داشته باشند. در آسیا و آفریقا و حتی آمریکای لاتین و آمریکای جنوبی با بهانه های مختلف، در پی آتش افروزی هستند تا آنان در باتلاق ناتوانی و نومیدی غرق شوند و مبادا روزنه های نور و امید را بیابند. آنان منابع طبیعی و غیر طبیعی این کشورها را با بهانه های واهی تصرف می کنند تا توانمندی خود را به جای انجام تجارت و بازرگانی، با غارت بیفزایند. چون تجارت و بازرگانی با این کشورها، باعث افزایش توان اقتصادی آنان می شود و اگر اقتصاد کشوری شکوفا شود یقین آموزش و بهداشت آن جامعه نیز بارورتر می گردد. یعنی شکل جدیدی برای استعمار و استثمار کشورهایی که از نظرآنان لیاقت زندگی با شرایط درخور انسانی را ندارند. یعنی مردمان این کشورهای عقب مانده شایسته برخورداری از رفاه و آسایش اجتماعی و تعالی فرهنگی نیستند.
همین طرز تفکر پس از انقلاب صنعتی در کشور انگلستان رواج داشت. گروهی در مجالس رسمی این کشور نگران وضعیت ظاهری افراد فقیر در گوشه و کنار شهرهای بزرگ انگلستان بودند که باعث می شدند شهر کریه المنظر به نظر آید. پس مطرح می ساختند که با کمک نقدی می توان شرایط زندگی آنان را بهبود بخشید. اما اَشراف و ثروتمندان مخالف این طرح بودند و بیان می داشتند که با این کمک دولت، فقرا و بینوایان متوقع و پررو شده و برای استمرار موقعیت ممتاز آنان خطرات و تهدیداتی جدّی بوجود خواهند آورد.
بازسازی هر خرابه ای امیدبخش و ضروری است اما خرابه های برجا مانده از آموزش مغفول را چگونه جبران خواهیم ساخت؟

یافتن پاسخ برای ضرورت میدان داری کودک چند روزه نسبت به غفلت از آموزش کودکان و نوجوانان و تعیین تکلیف کنکور برای دانش آموزان سال آخر، سخت یا ناباورانه است. دغدغه مندی دولت برای تعیین تکلیف آموزش خفته کافی نیست. جامعه آموزشی انتظار صلابت تصمیم گیری از آنان دارد. انتظار فرجی معقول و جامعه پسند.
امروز خانواده ها مجبور هستند با جمع اعضا در میادین مقاومت علیه جنگ افروزی حاضر شوند و علیرغم هشدار روان شناسان برای دور نگه داشتن کودکان زیر ده سال از مسایل و سخنان مربوط به جنگ، همه هستند. اما با سپری شدن هر روز یک روز از امیدواری دانش آموزان برای به اتمام رساندن این سال تحصیلی، کسر می شود. با امید به شنیدن خبر خوش بازگشایی مدارس و دانشگاه ها در فردا یا فرداهای دیگر، در چشم به هم زدنی خرداد نیز تمام شد.
تابوی تحصیل در تابستان هم فرصت اتمام آن را ناممکن می سازد.

تا دیروز دانش آموزانی که بسیار کوشیده بودند اما از رشته مورد علاقه و دانشگاه مد نظر خود قبول نشده بودند یا برخی که در کل از ورود به دانشگاه درهر رشته ای بازمانده بودند، دست به خودکشی می زدند و یا دچار افسردگی شدید تا حد محرومیت خود از هر نوع خوشی وجریان طبیعی زندگی می کردند. و امروز که این سیر از اساس و آغاز حرکت، فلج گردیده است چه تأثیراتی بر سلامتی روحی - روانی و عقلانی پشت کنکوری ها خواهد گذاشت؟! هر چند که خود این واژه بار منفی دارد و اثرات خوشایندی در ذهن دیپلمه ها نمی گذارد.
اگر کنکور برای ادامه زندگی و کسب مهارت و دانش فنی و یا محترم و با شخصیت شمردن افراد در این جامعه تنها مسیر حیاتی است، پس دولت، سازمان ها و وزرای مربوطه فقط به ثبت نام در این ماه اکتفا نکنند و قدری با قاطعیت سخن بگویند تا قابل اعتمادتر باشند. قاطع، روشن و شفاف تصمیم بگیرید پایان تحصیل این عزیزان و دیگر کلاس های مدارس و دانشگاه، دقیقا چه تاریخی است؟
چرا از حجم کتب درسی نمی کاهید همان کاری که برای ما در اوایل انقلاب کردید و یک سال تحصیلی را در عرض سه ماه به پایان رساندیم؟ شرایط بحرانی به تصمیمات متناسب با بحران نیاز دارد. اصرار حتمی برای به پایان رساندن کتب درسی برای چیست؟ نمایشی از مقرّراتی بودن بیش از حد وزیر است؟ یا محافظه کاری حساب گرایانه از عواقب چنین تصمیمی در محافل و مجامع گوناگون است؟
باور کنید فصل ها یا بخش های باقی مانده از حجم کتب درسی را اگر حذف کنید هیچ دکتر مهندسی بیسواد نخواهد شد. تا همان جایی که خوانده اند امتحان بدهند و مابقی اردیبهشت ماه را فرصت مطالعه بدهید. و در همان خرداد ماه مرسوم برای اخذ امتحانات، برنامه ریزی کنید. حداقل دانش آموزان میادین مقاومت و اتحاد را رها کنند و در منزل نشسته درس های خوانده شده را مطالعه کنند. انتظار معجزه برای اتمام حجم باقی مانده در زمان از دست رفته، دور ازباور است.
به عنوان فردی که طی دو سال تعطیلی دانشگاه ها جهت انقلاب فرهنگی یعنی پاک سازی دانشگاه ها، بعد از اخذ دیپلم فرصت شرکت در کنکور سراسری را از دست داده ام ( سال 1360 تا 1362) و بعدا با مشکلات تغییر متون درسی مواجه بوده ام، آژیر هشدار برای تولد بحران های جدیدتر را در جامعه به صدا در می آورم.
باور کنید فردا بسیار دیر است. همین امروز همّت تصمیم گیری داشته باشید.
مسئول محترم!
با جنگ و بی جنگ، در قبال تعطیلی هایی که به سنتی نامبارک در میدان آموزش تبدیل شده اند باید چه کرد؟
بازنگری و بازبینی در باورها و برداشت های موجود شاید شما را به دروازه نجات رهنمون سازد. وقتی با ساز و کار موجود قصد ادامه مسیر را دارید و قادر به تصمیم گیری درست نیستید، نشان می دهد که زمان ایجاد تغییر فرا رسیده است. جنگ ها پیامدهای منفی یا پس گرایی و مثبت یا هم گرایی را با هم دارند. سیاستی موجه است که قادر به عبور از بحران ها نیز باشد.
12 اردیبهشت و به روایتی روز معلم است. لطفا ما را و روز ما را پاس ندارید که از معلمی ما فقط تصویری دست نیافتنی در شبکه شاد برای دانش آموزان باقی مانده است. مغز استخوان معلمی که با تعامل اجتماعی چهره به چهره و رو درروی، مستحکم می شد در سایه بسیاری از ناراستی ها و بالاخص تعطیلی های ناموجه، دچار پوکی گردیده و احتمال شکستگی در هر لحظه دور از حقیقت نیست.
روز معلم زمانی برای ما واقعیتی خوشایند خواهد بود که بر پایه ارزش های واقعی و حقیقی استوار باشد نه شعارهای حباب گونه. می گویید معلمی شغل انبیاست، استغفرالله من که پیغمبر نیستم. یا هر معلمی که معلم واقعی نیست. بدون تعارف و با داشتن جسارت داوری درست در مورد خود، اعتراف کنیم که معلم هستیم یا مبصر کلاس.
منِ معلم به کلاس درس تعلّق دارم و حق اجتماعی و شغلی من، تدریس به دانش آموزان طی یک رابطه حضوری است نه مجازی و دروغین.
روز معلم واقعی، زمانی است که برای معلم ارزش قائل شوید و از بیش از دو میلیون معلم بازنشسته و شاغل بپرسید در شرایط کنونی چه تصمیمی موجه ترو مؤثرتر است؟
آموزش و پرورش بدون معلم را در همین بحران ها تجربه کردید پس ارج نهی شایسته و بایسته معلمان خود را دریابید. مدارس و دانشگاه ها را از مرگ مغزی رهایی دهید.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
در دل جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، واژهها سنگین شدهاند. بعضی کلمات دیگر فقط معنی ندارند؛ زخم دارند. «بمب»، «تحریم»، «حمله»، «پناهگاه». اینها از صفحه خبرها بیرون آمدهاند و نشستهاند روی شانههای بچهها.
کلاسها آنلاین با اینترنتی که مدام قطع میشود. بعضی دانشآموزان با صدای انفجار تمرکزشان را از دست میدهند، بعضی با نگرانیِ خانوادههایی که نمیدانند فردا چه میشود. و معلم، همینجا، میان این بیقراری جمعی، ایستاده است.
او نمیگوید «نگران نباشید». میگوید:
«بیایید یک مسئله حل کنیم.» و همین جمله ساده، برای چند دقیقه، جهان را قابل تحملتر میکند.
در روزهایی که تحلیلگران از آیندهای نامعلوم حرف میزنند، معلمها کسانی هستند که هنوز به «فردا» باور عملی دارند. باورشان نه در شعار، که در برنامه درسی است ؛ در حضور منظم، در صدایی که میکوشد نلرزد، در نمرهای که با دقت تصحیح میشود، انگار که نظم هنوز ارزشی دارد. گرامی داشت معلم در این روزها، تشکر از کسی است که اجازه نمیدهد ذهنها به میدان جنگ تبدیل شوند.
یکی از معلمها میگوید: «اگر آموزش بایستد، جنگ فقط روی زمین نمیماند؛ میآید توی ذهنها.»
در کلاسهای ادبیات، متنها طور دیگری خوانده میشوند. در کلاس تاریخ، زمان حال مدام میان گذشته سرک میکشد. در کلاس علوم، صحبت از انرژی، ناخواسته به انفجار میرسد.
اما معلمها یاد میگیرند چطور راه را کج کنند؛ چطور از دل هر درس، روزنهای به زندگی باز کنند.

پس از هر موج از درگیری، سکوت عجیبی میآید؛ نه آن سکوتِ آرام، بلکه سکوتی که پر از «بعدش چه؟» است. شهرها شروع میکنند به شمردن خسارتها، خانوادهها به شمردن نبودنها.
مدرسهها دوباره پر میشوند؛ با چشمهایی که بیش از سنشان دیدهاند و معلمها حالا فقط درس نمیدهند، ترمیم میکنند.
گرامی داشت معلم در این روزها، تشکر از کسی است که اجازه نمیدهد ذهنها به میدان جنگ تبدیل شوند. کسی که وسط آتش خبرها، کتابی باز میکند و میگوید:
«بیایید از اینجا شروع کنیم.»
در زمان جنگ، معلمها حافظان عقلانیت هستند. و پس از هر آتش بس، مراقبان حافظه.
اگر امروز هنوز میشود نشستن در کلاس را تمرین زندگی دانست، اگر هنوز میشود به آینده فکر کرد، برای این است که معلمها، حتی وقتی جهان میلرزد، تخته را رها نمیکنند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

قابل توجه سياست مداران ايراني و آمريکايي :
وقتي باور کنيم شکست ناپذيريم ، نقاط ضعف واقعي خود را نمي بينيم !
درخواست يک شهروند از محله سرافرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهارشنبه دوم ارديبهشتِ 1405 ، ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي از رياست محترم سازمان ملل متحد ؛ زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گران بهاي عاقلان اين دهکده و نه جنگ افروزان عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي ، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود:
1- همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
2- برخي از اهالی اين دهکده کوچک، با صداي بلند، بانگِ نه به جنگ، نه به مداخله در امور داخلي ديگر کشورها، نه به اعدام ، نه به رويا فروشي، نه به ... را به گوشِ ديگر هم ولايتي هاي خود مي رسانند.
بدترين قماربازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سرِ ميزِ بازنده بلند شوند!
1- ارتشِ ايالاتِ متحده آمريکا در بين مذاکرات اسلام آباد، با محاصره دريايي کشتيراني در تنگه هرمز و درياي عمان، سطح تنش را افزايش داد.
در نوشتار تبعات و عواقب « محاصره دريايي ايران » (اينجا ) زواياي مختلف اين نقض آتش بس مورد بررسي قرار گرفت ، متاسفانه اقدام تحريک آميز حمله به کشتي باربري از سوي ارتش ِ ايلات متحده آمريکا منجر به اعتراض چين شد.
2- به قرار شنيده ها، ارتش جمهوري اسلامي ايران هم مانع عبور ترانزيتي بيش از يک کشتي باري شده است و سطح تنش را بالا برده است.
3- جنگ نهم اسفند با رويافروشيِ گسترشِ دموکراسي و تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند بانده آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره ي واقعي جنگ و جنگ افروزي، شاهد نگراني مردم جهان از افزايشِ تنش هستيم .

اميد است در سايه نقش آفريني خرد ورزاني چون شما (دبير کل محترم سازمان ملل متحد) و سياست مداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه، پيگيري ميانجي گران ؛ شکاف بين سياست مدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا ترميم شود.
به عبارت ديگر، صلح طلبان دهکده ي کوچک مان و ... به جنگ افروزان اجازه ندهند که با گسترش تنش ها و با ايجاد شکاف بيشتر، بين مذاکرکنندگان ِ دور دوم اسلام آباد، بر آتشِ جنگ بدمند .
تداوم جنگ و پاشيدن بذر دشمني بين دولِ مختلف با جمهوري اسلامي ايران، راهِ سخت و باريک توسعه اقتصادي ( به قول مسعود پزشکيان ، جهاد اکبر) را سخت تر و باريک تر مي کند.

بخش نخست، مقدمه:
خوشبختانه اقدامات عاقلانه سياست مداران، بيان واقع گرايانه ي قواي نقش آفرين در جنگ 9 اسفند 1404، افزايش نقش آفرينان واقع بين، حضورِ ديگر اهالي خردورزِ دهکده کوچکمان از جمله ميانجي ها و ... به منظور گسترش آتش بس در محله هاي ديگر، اميدواري به ترک مخاصمه و دعوت جنگ افروزان به صلح پايدار،در محله هاي حوزه خليج فارس ايران و درياي عمان و ... را تقويت نموده و کورسويي از دور دست ها را نمايان مي سازد که اميدوار کننده است.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند دبير کل سازمان ملل متحد، تمامي نهادهاي بين المللي صلح دوست و مدافع حقوق شهروندان، حافظانِ محيط زيست و ... که به ماحصلِ تجربه گران بهاي عاقلان اين دهکده، نه جنگ افروزان ، عمل نموده و مي نمايند و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی رسانده و مي رسانند تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است و ساخت اقتصاد هاي ويرانه شده وظيفه جهاني و منطقه اي مي باشد.
* حالا که مصيبت هاي جنگ ( نابودي صنايع مادر مثل پتروشيمي ، فولاد، سيمان و .. تاثير اين تخريب ها بر تعطيلي صنايع پایين دستي و غیره نمايان شده است.
* حالا که پرسنل موسسات اقتصادي با افزايش تعديل نيروي کار يا حتي تعديل حقوق و مزايا مواجه شده اند.
* حالا که بيکاري، افسردگي و تراماي جمعي و ... خود نمايي مي کند و رويافروشيِ جنگِ بشر دوستانه براي تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند باندهِ بي اثر شده است ؛
با اميد به هموار شدن مسيرِ دور دوم مذاکره در اسلام آباد و دست يابي به توافق و آرزوي بلند پروازانه ي ترکِ مخاصمه و آغاز ترميم اقتصاد هاي تخريب شده مي پردازيم :
پيشنهاد يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بعد از ظهرِ چهارشنبه 2 ارديبهشت ساعت 16 و 56 دقيقه به وقت محلي به رياست محترم سازمان ملل متحد، صندوق بين المللي پول ، بانک جهاني، بانکهای توسعه منطقهای و یا حتي کشور هاي دوست جهت اعطاي وامهای دوجانبه و ... براي بازسازي اقتصاد محله سرافرازِ دماند با توليد ناخالص داخلي 356.51 ميليارد دلار در سال 2025، به شرح ذيل تقديم مي گردد.

بخش دوم، مدل محاسبه خسارت اقتصادی در یک جنگ:
متخصصان علم اقتصاد، معمولاً خسارت ناشي از جنگ را در ۵ دسته بشرح ذيل محاسبه میکنند:
1 ) خسارت به زیرساخت (Infrastructure Loss)
شامل:
- نیروگاهها
- پالایشگاهها
- جاده و پل
- بنادر و فرودگاهها
- مخابرات و شبکه برق
در جنگهای ۳۰ سال اخیر ؛ معمولاً ۱ تا ۱۵ درصد GDP کل کشور بسته به شدت جنگ از بین میرود. اعتماد سرمایهگذاران (داخلی و خارجی) به شدت به کیفیت حکمرانی بستگی دارد.
برای کشوری با GDP مثلاً 357 میلیارد دلار :
خسارت زیرساختی بین:
3.57 تا 53.55 میلیارد دلار مي باشد.
***
2 ) کاهش تولید ناخالص داخلی (GDP Contraction)
در جنگهای مدرن:
- رکود ۵٪ تا ۴۰٪ بسته به شدت و مدت ادامه جنگ، اقتصاد آن کشور را تهديد مي کند .
- فرار سرمایه
- توقف تجارت خارجی
- اختلال تولید
فرمول ساده:
GDP_ loss = GDP × contraction _ rate
مثال:
حالا که GDP = 357 میلیارد دلار در سال 2025 بوده با فرضِ کاهشِ ۲۰٪ ، ميزان خسارت برابر 71.4 میلیارد دلار تعيين مي گردد.( در سال )
***
3 ) هزینههای نظامی مستقیم (Direct Military Spending)
در جنگهای سنگین:
- ۵٪ تا ۲۵٪ GDP سالانه
فرمول:
Military _ cost = GDP × Military _ burden
مثال:
براي GDP = 357 دلار در سال 2025 ميزان اين خسارت بين 17.85 دلار تا 89.25 دلار محاسبه مي شود.
***
4 ) هزینه بازسازی پساجنگ (Post war Reconstruction)
بازسازی معمولاً ۲ تا ۵ برابر خسارت زیرساختی هزینه دارد.
مثال:
اگر زیرساخت ۳۰ میلیارد دلار آسیب ببیند، بازسازی ۶۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار خواهد بود.
***
5 ) خسارت مالی به تجارت و انرژی
در اقتصادهای وابسته به انرژی یا واردات:
* کاهش صادرات
* افزایش نرخ ارز
* تورم شدید
* تحریمهای مضاعف یا اختلال تجاری
در جنگهای مشابه، کشورها بین ۱۰ تا ۶۰ میلیارد دلار از سهم تجارتِ خود را از دست میدهند.( در سال )
در جدول ذيل، هريک از خسارات به صورت مجزا و مجموع کل خساراتِ جنگ هاي 12 روزه و جنگ 9 اسفند 1404 را در سه سطح حداقل، حد متوسط و حداکثر، براساس توليد ناخالص داخلي 357 دلار در سال 2025 محاسبه شده است .

جدول محاسبه خسارات جنگي بر اساس اطلاعات آماري جنگ ها در 30 سال گذشته
با ترسيمِ نمودار ذيل، تلاش مي شود تا درک بهتري از ميزانِ خسارت ناشي از اين جنگ ها در مقايسه با توليد ناخالص داخلي در سال 2025 به ميزان 357 ميليارد دلار ارائه مي گردد.

نمودار مقايسه اي بين توليد ناخالص داخلي ايران در سال 2025 و ميزان تقريبي خساراتِ ناشي از جنگ در سه سطح حداقل، متوسط و حداکثر،
اعداد برحسب ميليارد دلار مي باشد.
قابل ذکر است که مسئولين جمهوری اسلامی ايران خسارت جنگی وارد به اقتصاد کشور را حدود 270 ميليارد دلار تخمين زده اند که از حد متوسط محاسبه شده در اين مدل هم کمتر مي باشد.
قابل ذکر است که برخي از کارشناسان اين عدد (270 ميليارد دلار ) را بزرگتر از واقعيت تلقي کرده اند.
لازم است با تحليل علمي و بهره مندي از توان تخصصي کشور با تکيه به ظرفيت هاي داخلي و خارجي :
اول ،ميزان دقيق خسارات وارده ارزيابي گردد تا سطحِ ( حداقل، متوسط، يا حداکثر )خسارات وارده مشخص شود .
دوم، بعد از مشخص شدن ميزان خسارت، راهکار متناسب براي جبرانِ آن سطح از خسارت تعيين گردد. جنگ نهم اسفند با رويافروشيِ گسترشِ دموکراسي و تبديل راه باريک آزادي به اتوبانِ چند بانده آغاز شد ولي امروز پس از نمايان شدن چهره ي واقعي جنگ و جنگ افروزي، شاهد نگراني مردم جهان از افزايشِ تنش هستيم .
سوم، با برنامه ريزي هاي جامع ، راه سخت و باريک توسعه پايدار ترسيم گردد.
چهارم، در سايه اصلاحات ساختاری و پيشه کردن حکمرانی خوب راه سخت و باريک توسعه پايدار را گام به گام طي کنيم.
بخش سوم، راهکار کلیدی، دستهبندی شده بر اساس اولویت و نوع اثرگذاری آنها براي هر سه سطحِ ( حداقل، متوسط، و حداکثر ) خسارت را به صورت مختصر و به شرح ذيل بررسي مي کنيم :
1. تثبیت و بازسازی سریع (اولویت کوتاهمدت)
- جذب سرمایهگذاری خارجی مستقیم (FDI):
- توضیح: ارائه مشوقهای قوی، تضمینهای سرمایهگذاری، و سادهسازی قوانین برای جذب سرمایه از شرکتهای خارجی در بخشهای کلیدی (زیرساخت، انرژی، صنعت، فن آوری).
- چرا موثر است: منبع سریع سرمایه، انتقال تکنولوژی، ایجاد شغل.
- ارتباط با مبالغ: برای ميزان خسارات در حد مبالغ متوسط و حداکثر، جذبِ سرمايه گذار خارجي ( FDI) بسیار حیاتی است.
- تسهیلات و وامهای بین المللی:
- توضیح: درخواست وام از صندوق بینالمللی پول (IMF)، بانک جهانی، بانکهای توسعه منطقهای، و یا حتی وامهای دوجانبه از کشورهای دوست.
- چرا موثر است: تأمین مالی سریع برای پروژههای حیاتی بازسازی و پرداخت بدهیهای فوری.
- ارتباط با مبالغ: برای هر سه سطح خسارت، وامهای بینالمللی میتواند کمککننده باشد، اما برای مبالغ متوسط و بالا، بخش قابل توجهی از نیاز مالی را پوشش میدهد.
- بازسازی زیرساختهای حیاتی:
- توضیح: اولویتبندی تعمیر و بازسازی شبکههای برق، آب، حملونقل (جاده، راهآهن، بنادر)، و مخابرات.
- چرا موثر است: این زیرساختها شریانهای حیاتی اقتصاد هستند و بدون آنها، هیچ فعالیتی امکانپذیر نیست.
- ارتباط با مبالغ: هزینه این بخش به تنهایی میتواند از مبالغ حداقل و متوسط فراتر رود.
- حمایت از کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMEs):
- توضیح: ارائه وامهای کمبهره، معافیتهای مالیاتی موقت، و مشاورههای تخصصی برای احیای کسبوکارهای آسیبدیده.
- چرا موثر است: SMEs ستون فقرات بسیاری از اقتصادها هستند و احیای سریع آنها به اشتغالزایی و گردش پول کمک میکند.
- ارتباط با مبالغ: برای جبران خسارات حداقل و متوسط، این بخش اهمیت زیادی دارد.

2. سیاستهای مالی و پولی (اولویت میانمدت)
- اصلاحات مالیاتی:
- توضیح: در صورت لزوم، بازنگری در نرخهای مالیاتی یا گسترش پایههای مالیاتی برای افزایش درآمدهای دولت، ضمن حفظ رقابتپذیری.
- چرا موثر است: افزایش منابع مالی دولت برای تأمین هزینههای بازسازی و خدمات عمومی الزامي است.
- ارتباط با مبالغ: برای تمام سطوح، اما با احتیاط که مانع رشداقتصادي نشود.
* مدیریت بدهی:
- توضیح: در صورت نیاز، مذاکره مجدد با طلبکاران (داخلی و خارجی) برای سررسید یا بخشودگی بخشی از بدهیها.
- چرا موثر است: کاهش ِ پرداخت اقساط بدهی و آزاد کردن منابع برای سرمایهگذاری.
- ارتباط با مبالغ: برای مبالغ متوسط و حداکثر که بار بدهی بسیار، سنگین است.
* کنترل تورم و تثبیت نرخ ارز:
- توضیح: اتخاذ سیاستهای پولی انقباضی (در صورت لزوم)، مدیریت عرضه پول، و تقویت ذخایر ارزی برای جلوگیری از جهش تورم و بیثباتی نرخ ارز.
- چرا موثر است: حفظ قدرت خرید مردم، ایجاد فضایي باثبات برای سرمایهگذاری.
- ارتباط با مبالغ: حیاتی برای تمام سطوح، به خصوص در دوران پس از جنگ که ریسک تورم بالاست.
3. توسعه پایدار و رشد بلندمدت (اولویت بلندمدت)
- سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه (R&D) و نوآوری:
- توضیح: تشویق نوآوری، حمایت از شرکتهای دانشبنیان، و سرمایهگذاری در بخشهای با ارزش افزوده بالا (مانند فناوری اطلاعات، بیوتکنولوژی، انرژیهای تجدیدپذیر).
- چرا موثر است: ایجاد مزیت رقابتی پایدار، رشد اقتصادی پایدار و کاهش وابستگی به بخشهای سنتی.
- ارتباط با مبالغ: برای گذار از خسارات بزرگ (متوسط و حداکثر) به سمت رشد فراگیر.
* توسعه منابع انسانی:
- توضیح: سرمایهگذاری در آموزش، بهداشت و مهارتآموزی نیروی کار برای افزایش بهرهوری و توانمندی اقتصاد.
- چرا موثر است: نیروی کارِ ماهر، موتور محرکه نوآوری و رشد بلندمدت است.
- ارتباط با مبالغ: یک سرمایهگذاری بلندمدت که در تمام سطوح اهمیت دارد.
* تنوعبخشی اقتصادی:
- توضیح: کاهش وابستگی به منابع یا بخشهای خاص (مانند نفت یا یک صنعت خاص) و توسعه بخشهای جدید (گردشگری، خدمات، کشاورزی مدرن).
- چرا موثر است: افزایش تابآوری اقتصاد در برابر شوکهای خارجی.
- ارتباط با مبالغ: به خصوص برای اقتصادهایی که به شدت از جنگ آسیب دیدهاند (سطوح متوسط و حداکثر).

4- اصلاحات ساختاری و حکمرانی خوب:
- توضیح: مبارزه با فساد، افزایش شفافیت، بهبود محیط کسبوکار، و تقویت نهادها.
- چرا موثر است: اعتماد سرمایهگذاران (داخلی و خارجی) به شدت به کیفیت حکمرانی بستگی دارد.
- ارتباط با مبالغ: شرط لازم برای موفقیت تمام راهکارهای دیگر، به خصوص در مقیاس بزرگ.
نکته کلیدی براي اجرايِ موفق:
موفقیت این راهکارها به شدت به اراده سیاسی، انسجام اجتماعی، و تدوین یک برنامه جامع و واقع بینانه بستگی دارد. همچنین، زمانبندی اجرای هر راهکار بسیار مهم است؛ برخی نیاز به اقدام فوری دارند و برخی دیگر باید در چشمانداز بلندمدت تعریف شوند.
لازم است مجددأ ياد آوري گردد:
اميد است در سايه نقش آفريني خردورزاني چون شما (دبير کل محترم سازمان ملل متحد) و سياست مداران کشور هاي منطقه و خارج از منطقه، پيگيري ميانجي گران، شکاف بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا ترميم شود.
به عبارت ديگر صلح طلبان دهکده ي کوچک مان و ... به جنگ افروزان، اجازه ندهند که با گسترش تنش ها و با ايجاد شکاف بيشتر، بين مذاکرکنندگان ِ دور دوم اسلام آباد، بر آتشِ جنگ، بدمند!
تداوم جنگ و پاشيدن بذر دشمني بين دولِ مختلف با جمهوري اسلامي ايران، راهِ سخت و باريک توسعه اقتصادي ( به قول مسعود پزشکيان ، جهاد اکبر) را سخت تر و باريک تر مي کند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ؛ نشست خبری رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان در اسفند سال 1404 برگزار گردید . ( این جا )
پرتال وزارت آموزش و پرورش در انعکاس گزارش این نشست و در اقدامی کم سابقه و البته قابل تقدیر ، اسامی رسانه های پرسش کننده در نشست امروز به همراه پرسش و پاسخ رییس دانشگاه فرهنگیان را منتشر کرد .
« برزوئی در پاسخ به سوال مدیر « صدای معلم » در خصوص فرهنگ سازی به عنوان یکی از چالشهای مهم و راهبردی نظام آموزش و پرورش، اظهار داشت: نظام جامع فرهنگی دانشگاه را تدوین کردهایم که در مرحله تصویب قرار دارد و به محض تصویب آن، تحول فرهنگی عظیمی در دانشگاه فرهنگیان رخ خواهد داد .
مدیر صدای معلم پیش از طرح پرسش های خود ضمن تشکر و قدردانی از برخورد خوب و فرهنگی افرادی که در گیت ورودی این دانشگاه حضور داشتند خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان گفت :
متاسفانه چند روز پیش و به هنگام برگزاری نشست خبری رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش شاهد بازرسی و تفتیش خبرنگاران دعوت شده به ساختمان وزارت آموزش و پرورش ( شهید رجایی ) بودیم .
ضمن محکوم کردن این گونه اقدامات آن هم در یک محیط فرهنگی که تجاوز آشکار به « حریم خصوصی » خبرنگاران است ؛ امیدواریم که در آینده شاهد چنین حرکات سخیف و غیر حرفه ای نباشیم .
مدیر صدای معلم گفت :
در نشست خبری معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ؛ خانم حکیم زاده به برنامه جدید مهارت آموزی ویژه مقطع ابتدایی اشاره کرد و گفت : با تأکید رییس جمهور و وزیر آموزش و پرورش مقرر شد دانشآموزان در هر پایه یک مهارت مشخص و کاربردی برای زندگی امروز را به صورت هدف مند بیاموزند .
البته در آن نشست مدیر صدای معلم عنوان کرد که جنس این گونه سخنان تاکنون بیشتر از نوع « شعار » و ارائه آمار بوده اما تغییر محسوس و معناداری در رفتار دانش آموزان در جامعه مشاهده نشده است .
پورسلیمان پرسید :
« نگاهی به محتوای پرتال معاونت فرهنگی این دانشگاه نشان می دهد که اکثریت محتوای آن را چیزهایی مانند « راویان نور » و « موضوع قرآنی » تشکیل می دهند .
با توجه به ماموریت مهم دانشگاه هایی مانند « دانشگاه فرهنگیان » در تربیت « معلمان فرهنگ ساز » ؛
آیا برنامه دیگری هم در سبد فرهنگی دانشگاه فرهنگیان برای موضوع مهم « فرهنگ سازی » که چالش مهم و راهبردی امروز نظام آموزشی و به تبع آن جامعه ایران است ؛ پیش بینی شده است ؟
در پایان ؛ پورسلیمان خطاب به رییس دانشگاه فرهنگیان زمانی که مانند سایر مسئولان از انبوه طرح ها و برنامه های متنوع سخن می گفت ؛ اعلام کرد که برخی و شاید بسیاری از این طرح های شما بسیار خوب و زیبا هستند اما فقط در حد حرف و شعار می مانند . فرجام « آزمون اصلح » در دانشگاه فرهنگیان به کجا انجامیده است ....
آن چه در زیر می آید ؛ بخش پایانی پرسش و پاسخ « صدای معلم » با رجبعلی برزوئی رییس دانشگاه فرهنگیان می باشد که پیش در نشست خبری این دانشگاه برگزار گردید .
گروه تشکل ها/

محمد داوری عضو شورای مرکزی و سخنگوی سازمان معلمان ایران از سمت خود استعفا کرده است .
به نظر می رسد این استعفا به دلیل برخی مواضع جبهه اصلاحات و نیز برخی دیدگاه های سازمان معلمان ایران بوده است .
پیش تر ؛ برخی از اعضای دیگر این سازمان اصلاح طلب مانند مجید علی پور و محمود صفدری نیز از عضویت در این تشکل انصراف داده بودند .
سازمان معلمان ایران یکی از تشکل های فرهنگیان با مواضع اصلاح طلبی است که پس از دوم خرداد 1376 فعالیت خود را آغاز کرد و دارای مجوز رسمی از وزارت کشور است .
این تشکل به همراه برخی تشکل های دیگر مانند مجمع فرهنگیان اسلامی و انجمن اسلامی معلمان ایران عضو جبهه اصلاحات هستند .

پایان پیام/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست يک شهروند از محله سر افرازِ دماوند در بامداد سه شنبه 25 فروردين به وقت محلي ( حدود ده ساعت بعد از اعلام به اعمال محاصره دريايي ايران ) از رياست محترم سازمان ملل متحد، زيرا میانجیگری فعال، يکي از شرح وظايف دبير کل سازمان ملل متحد مي باشد.
در بسیاری از موارد، دبیر کل یا نماینده ویژه او، مستقیماً در تلاشهای میانجیگری برای حل و فصل اختلافات بین کشورها دخالت میکنند. این میانجیگری میتواند شامل مذاکره مستقیم با رهبران، پیشنهاد طرحهای صلح، یا ایجاد فضایی برای گفت و گو باشد.
ضمن قدرداني از زحمات ارزشمند شما، از حضرتعالي درخواست دارم به ماحصلِ تجربه گرانبهاي عاقلان اين دهکده و نه جنگ افروزان عمل نمایيد و با استفاده از همه ابزارها از جمله رسانه ها به عنوان رکن چهارم دموکراسي، صداي صلح طلبان اين دهکده کوچک از جمله پاپ لئون چهاردهم و... را به گوش ديگر اهالی برسانيد تا در تاريخ ثبت شود که همه اهالی اين دهکده کوچک، جنگ افروز نيستند و قبل از ويرانی ها می دانند که پايان جنگ ها با اهداف فروخته شده به شهروندان متفاوت است.
بدترين قمار بازان، کساني هستند که نمي دانند چه زماني بايد از سر ميز بازنده بلند شوند!
دنيا به مذاکرات اسلام آباد اميد بسته بود . هنوز جزیيات مذاکرات مشخص نشده است ولي با توجه به سيگنال دو طرف ( وجود روزنه هاي تداوم مذاکره ) مي توان پيش بيني کرد که به دليل عدم توجه به نکات اصلي مذاکره ( سياست برد - برد ) احتملأ هر دو طرف با باور شکست ناپذيري ، نقاط ضعف واقعي خود را نديدند .
پرزيدنت ترامپ شايد تحت تاثير نخست وزير نتانياهو، در اقدامي عجولانه طرح محاصره دريايي ايران را مطرح کرده است که با ناديده گرفتن منافع مردم آمريکا ، اروپا، منطقه و ... قفلي بزرگ تر به قفل قبلي مي زند.
اميد است در سايه خردورزي ؛ نقش آفريني شما دبير کل محترم سازمان ملل متحد و سياستمداران کشورهاي منطقه و خارج از منطقه و ادامه ميانجي گري ، بين سياستمدران جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا، اجازه ندهيم نخست وزير نتانياهو، چند صباحي بيشتر بر سر قدرت باقي بماند. بسته شدن هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب یکی از سنگین ترین شوکهای اقتصادی کوتاه مدت ممکن برای جهان خواهد بود.
آقاي ریيس
در رابطه با اقدامِ پرزيدنت ترامپ، رییس جمهور ايالات متحده آمريکا در اعمال محاصره دريايي ایران ؛ مروري مختصر به آنچه در تنگه هرمز مي گذرد مي اندازم تا شما با مراجعه به مستندات بين المللي و ... آنچه صلاح مردم اين دهکده کوچک است را انجام بدهيد .
قرار بود در سايه ميانجي گري و مذاکره ، قفل تنگه هرمز باز شود نه قفلي بزرگتر، بسته شود که معلوم نيست عاقبت آن چه مي شود؟

تنگه هرمز یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان است و هر نوع محدودیت در عبور و مرور کشتیها چه از طرف ایران باشد چه از طرف آمريکا، میتواند پیامدهایی برای کشورهای منطقه ایجاد کند.
در سطح فنی و اقتصادی، مهمترین پیامدهای محدودیت عبور و مرور از تنگه هرمز عبارتاند از:
1- اختلال در صادرات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس.
بخش بزرگی از صادرات انرژی کشورهای منطقه از این گذرگاه عبور میکند:
• ايران
• عربستان سعودی
• عراق
• امارات
• قطر
• کویت
• بحرین
2- افزایش هزینههای حمل و نقل و بیمه.
تنگه هرمز در شرایط پرتنش، از دید شرکتهای بیمه یک «منطقه پرخطر» محسوب میشود.
نتیجه:
• حق بیمه حملونقل (War Risk Insurance) بالا میرود.
• هزینه نهایی صادرات انرژی و واردات کالا افزایش پیدا میکند.
• برخی کشتیها مسیرهای جایگزین (طولانیتر و پرهزینهتر) انتخاب میکنند.
3- آسیب به زنجیره تأمین کالاهای وارداتی.
کشورهای جنوبی خلیج فارس بخش زیاد کالاهای مصرفی، غذایی، صنعتی و تجهیزات خود را با کشتی وارد میکنند.
اختلال در عبور و مرور باعث:
• تاخیر در واردات
• افزایش قیمت کالاها
• فشار بر بازارهای داخلی کشورهای منطقه.
4- افزایش تنشهای امنیتی و بیثباتی اقتصادی
هرگونه محدودیت در تنگه « صرفنظر از علت آن » باعث ایجاد:
• نوسان در بازارهای مالی.
• بالا رفتن قیمت جهانی نفت.
• نگرانی از افزایش تنشهای نظامی.
کشورهای منطقه که اقتصادشان به ثبات و سرمایهگذاری خارجی وابسته است، از این وضعیت لطمه میبینند.
5- فشار بر مسیرهای جایگزین و زیرساختهای انتقال
در صورت ایجاد محدودیت عبور ترانزيتي نفت در تنگه هرمز، کشورها تلاش میکنند از لولههای صادراتی زمینی استفاده کنند:
• خط لوله شرق - غرب عربستان.
• لوله عراق به جیحان ترکیه.
• خطوط انتقال امارات به فجیره.
اما ظرفیت این خطوط محدود است و نمیتواند جایگزین کامل مسیر تنگه هرمز باشد.
6- افزایش هزینههای نظامی و امنیتی کشورهای منطقه.
برای حفاظت از کشتیها و ایجاد امنیت در مسیرهای دریایی:
• کشورهای منطقه هزینههای دفاعی بیشتری متحمل میشوند.
• نیروهای دریایی بیشتری در آبها مستقر میشود.
• نیاز به اسکورت یا هماهنگیهای امنیتی افزایش مییابد.
به طور کلي هرگونه ایجاد محدودیت در عبور کشتیها از تنگه هرمز، چه به دلیل تنشهای سیاسی، تهدیدات امنیتی، اقدامات کشورهای ساحلی، یا حضور نیروهای خارجی ( محاصره دريايي ايران ) برای کشورهای منطقه پیامدهایی دارد:
• فشار اقتصادی.
• افزایش هزینههای انرژی و واردات.
• کاهش ثبات تجاری.
• بالا رفتن ریسک سرمایهگذاری.
• تاثیر بر صادرات نفت و گاز.
در بحبوحه جنگِ پرزيدنت ترامپ و نخست وزير نتانياهو بر عليه جمهوري اسلامي ايران و تهديد ترامپ براي نابودي تمدن ايران، عليرغم سنگ اندازي هاي نتانياهو، عقلاي جهان، اسلام آباد را مرکز مذاکره 21 ساعته قرار دادند که منجر به توافقات علني نشد، هرچند نشانه هايي از توافقات ضمني از اسلام آباد مخابره شد.

در تحليل اين مذاکرات مي توان گفت:
از اول مشخص بود که يک شبه نمي توان راه چند ساله را رفت حتي اگر دو طرف پايتخت هاي کشور هاي مذاکره کننده را به اسلام آباد ببرند.
به قرار شنيده ها ؛ موگريني نماينده پيشين اتحاديه اروپا در مذاکرات هسته اي که به توافق برجام در 2015 منجر شد مي گويد : واقعأ کسي هست که فکر کند در 21 ساعت مي شود توافق کرد؟
پي گيري و ميانجي گري جهت تداوم مذاکرات، روندي منطقي و طبيعي است در زماني که بريتانيا، فرانسه، اسپانيا، چين، پاکستان، ترکيه، مصر، عربستان، ديگر کشور هاي منطقه و ... به دنبال راهکار ديپلماتيک براي کاهش تنش ها هستند .
متاسفانه پرزيدنت ترامپ، احتمالأ در راستاي منافع نخست وزير نتانياهو به دنبال افزايش تنش مي باشد.
امروز جهان شاهد افزايش تنش لفظي بين نتانياهو و ترکيه است . نگراني نتانياهو از تشکيل دولت - ملت در سوريه در آينده دور ، خود نمايي مي کند. نتانياهو، جنوب لبنان و بيروت را بي وقفه بمباران مي کند،
کشورهاي اروپايي از ورود به جنگِ پرزيدنت ترامپ و نتانياهو با جمهوري اسلامي ايران پرهيز مي کنند.
در چنين شرايطي ، ترامپ، محاصره دريايي جمهوري اسلامي ايران را مطرح کرده است , گويا پرزيدنت ترامپ فراموش کرده است که تنش در تنگه هرمز، حاصل جنگ 9 اسفند بوده است .
به نظر مي رسد پرزيدنت ترامپ، مفاد کنواسيون هاي بين المللي و مسئوليت در مقابل دولت هاي منطقه ، کشورهاي اروپايي ، چين و...را فراموش کرده و منافع مردم اين کشورها را قرباني ماندگاري نخست وزير نتانياهو در قدرت کرده است.
آقاي ریيس
لطفا با استفاده از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دمکراسي و ديگر امکانات بين المللي و نهادهاي مدني منطقه اي و جهاني به پرزيدنت ترامپ بگویيد:
تنگه هرمز قدمت هزاران ساله دارد و از دوران باستان، از زمان تمدن بين النهرين (مانند سومر ، اکد) و تمدن ايلام به عنوان يک مسير تجاري و دريايي مهم شناخته شده است و تنش هاي ذيل را پشت سر نهاده است ولي هنوز تنگه هرمز نقطه اتصال خليج فارس ايران به درياي عمان است.
1. دوران صفویه و پرتغالیها: در قرن شانزدهم میلادی، پرتغالیها با اشغال جزیره هرمز و برخی بنادر دیگر در خلیج فارس تلاش کردند تا کنترل تجارت دریایی منطقه، از جمله تنگه هرمز را به دست گیرند. در این دوران، درگیریهای متعددی بین نیروهای ایرانی (به ویژه در دوره شاه عباس صفوی) و پرتغالیها برای کنترل تنگه هرمز و جزیره آن رخ داد. در نهایت، با همکاری نیروهای انگلیسی، ایرانیان موفق شدند پرتغالیها را از جزیره هرمز بیرون کنند و کنترل تنگه را دوباره به دست آورند. این دوره شاهد تنشهای نظامی و رقابت بر سر کنترل مسیرهای دریایی بود.
2 . جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷): یکی از مهمترین دورههای تنش در تنگه هرمز، دوران جنگ ایران و عراق بود. در این دوره، هر دو کشور تلاش کردند تا از توان دریایی خود برای ضربه زدن به اقتصاد و توان لجستیکی طرف مقابل استفاده کنند.
این تنشها شامل موارد زیر بود:
• حملات به نفتکشها: هر دو کشور به نفتکشها و کشتیهای تجاری که به سمت بنادر طرف مقابل میرفتند، حمله میکردند. این حملات که به « جنگ نفتکشها » معروف شد، عبور و مرور امن در خلیج فارس ايران و تنگه هرمز را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
• مینگذاری: در مقاطعی، احتمال استفاده از مین در آبراههای منطقه برای تهدید یا اخلال در عبور و مرور کشتیها وجود داشت.
• حضور نظامی قدرتهای خارجی: به دلیل اهمیت حیاتی تنگه هرمز برای صادرات نفت جهان، قدرتهای بزرگ دریایی مانند ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی، حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دادند تا از آزادی کشتیرانی اطمینان حاصل کنند. این حضور نظامی خود میتوانست به تنشها دامن بزند.
3. تنشهای (دهه ۱۳۹۰ شمسی به بعد): در سالهای اخیر، به دلیل مسائل سیاسی و تحریمها، تنشها در منطقه خلیج فارس ايران افزایش یافته است. این تنشها شامل موارد زیر بوده است:
• توقیف کشتیها: در موارد متعددی، کشتیها (به ویژه نفتکشها) توسط ایران یا کشورهای دیگر در منطقه توقیف شدهاند.
• حملات به کشتیها: حوادثی مانند انفجار یا آتشسوزی در برخی نفتکشها در نزدیکی تنگه هرمز رخ داده که منجر به اتهامزنی بین کشورها شده است.
• رزمایشهای نظامی: برگزاری رزمایشهای نظامی گسترده توسط ایران و کشورهای دیگر در منطقه، از جمله تمرین بستن تنگه هرمز توسط ایران، همواره باعث افزایش تنش و نگرانیهای بینالمللی شده است.
• نقش نیروهای نظامی خارجی: حضور مداوم ناوگانهای نظامی خارجی در منطقه، به خصوص ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، خود عاملی در تشدید تنشها یا جلوگیری از درگیریهای گستردهتر بوده است.
این تنشها عمدتاً حول محور کنترل بر جریان نفت، آزادی کشتیرانی، و نمایش قدرت نظامی بوده است و هرگز به بستن کامل و رسمی تنگه هرمز توسط یک کشور منجر نشده است، اما همواره تهدیدی بالقوه برای امنیت و ثبات منطقه و اقتصاد جهانی محسوب میشود.

آقاي ریيس
لطفا با استفاده از رسانه ها به عنوان رکن چهارم دمکراسي و ديگر امکانات بين المللي و نهاد هاي مدني منطقه اي و جهاني به پرزيدنت ترامپ بگویيد:
اگر هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب دچار اختلال عبور و مرور شود یا بسته شود، جهان با یکی از بدترین شوکهای ژئواکونومیک چند دهه اخیر روبهرو میشود.
قابل ذکر است که فقط اثرات اقتصادی کوتاهمدت ( یعنی آنچه در روزهای اول تا چند هفته اتفاق میافتد.) به شرح ذيل است:
1- جهش شدید قیمت انرژی در جهان.
تنگه هرمز ، شاهرگ نفت و گاز خلیج فارس.
بابالمندب ، مسیر کلیدی صادرات دریای سرخ و مسیر نفت، کالا و کانتینرهای آسیایی.
اگر هر دو دچار اختلال شوند:
- قیمت نفت فوراً ۲۰ تا ۵۰ درصد جهش میکند.
- LNG قطر و دیگر صادرکنندگان آسیایی با کمبود عرضه مواجه میشود.
- قیمت گاز در اروپا و آسیا شدیداً افزایش پیدا میکند.
- بازار برق (به خصوص در اروپا) ناپایدار میشود.
این اتفاق سریعترین اثر را در ۲۴ تا ۷۲ ساعت اول نشان میدهد.
2. بالا رفتن هزینه بیمه و توقف بخشی از حملونقل.
شرکتهای بیمه منطقه را «منطقه جنگی» یا «War Zone» اعلام میکنند:
- بیمه کشتیها چند برابر میشود.
- بسیاری از شرکتهای کشتیرانی فوراً حرکت را متوقف میکنند.
- مسیرهای جایگزین بسیار طولانی میشوند (مثلاً دور زدن آفریقا).
- قیمت حمل کانتینر طی چند هفته میتواند ۳۰ تا ۱۰۰ درصد افزایش یابد.
این یعنی زنجیره تأمین جهانی دچار شوک مستقیم میشود.
3. اختلال شدید در تجارت اروپا - آسیا.
بخش زیادی از صادرات/ واردات اروپا از کانال سوئز میگذرد و بابالمندب ورودی آن است.
با بسته شدن بابالمندب:
- کانال سوئز عملاً از چرخه خارج میشود.
- تجارت آسیا - اروپا باید از دماغه امید نیک (جنوب آفریقا) عبور کند با ۱۰ تا ۱۴ روز تأخیر.
- قیمت کالاهای مصرفی در اروپا بالا میرود.
- قیمت حمل قطعات صنعتی افزایش مییابد.
این موضوع برای لوازم الکترونیک، خودرو، و صنایع غذایی اثر شدیدی دارد.
۴. کمبود کالای اساسی در برخی کشورها.
کشورهایی مثل:
یمن
جیبوتی
اریتره
کشورهای خلیج فارس

حتی مصر (وابسته به کانال سوئز) ممکن است با کمبودهای مقطعی کالاهاي ذيل مواجه شوند:
* گندم
* برنج
* روغن خوراکی
* نهادههای دامی
دارو و تجهیزات پزشکی.
قیمتها در بازارهای داخلی بالا میرود.
- شاخصهای بورس اروپا و آسیا کاهش ناگهانی (۵ تا ۱۵ درصد) میبینند.
- بازارهای نوظهور دچار خروج سرمایه میشوند.
- دلار و طلا رشد میکنند (فرار سرمایه و دارایی هاي امن).
- هزینه استقراض بینالمللی افزایش مییابد.
این یکی از سریعترین اثرات در ساعات ابتدایی است.
6. تأثیر بر صنایع حیاتی در جهان چون نفت، حملونقل و زنجیره تأمین همزمان ضربه میخورند:
- صنایع خودرو
- تأخیر در قطعات
- افزایش قیمت فولاد و پلاستیک
- کاهش تولید
- صنایع کشاورزی.
- افزایش قیمت سوخت تراکتورها و حملونقل
- جهش قیمت کودهای شیمیایی (بسیاری تولیدشان انرژیبر است).
- صنایع هواپیمایی و گردشگری
- جهش قیمت سوخت هواپیما.
- لغو مسیرهای هوایی خاورمیانه.
- صنایع پتروشیمی
کمبود خوراک و افزایش قیمت مواد اولیه.

7. تورم جهانی در کوتاهمدت شدت میگیرد.
در چند هفته اول ممکن است:
* تورم انرژی در اروپا و آسیا بالا برود.
* قیمت مواد غذایی افزایش یابد.
* هزینه حملونقل کالاهای مصرفی رشد کند.
تورم جهانی در کوتاهمدت بین ۱ تا ۳ درصد میتواند افزایش پیدا کند (بسته به مدت بحران).
خلاصه آن که در کوتاهمدت (چند روز تا چند هفته نخست):
- جهش ۳۰ تا ۵۰ درصدی قیمت نفت و گاز.
- توقف بخشی از تجارت اروپا- آسیا.
- کمبود کالا در برخی کشورها.
- افزایش ۲ تا ۳ برابری هزینه کشتیرانی و بیمه.
- سقوط بازارهای مالی در اروپا و آسیا.
- افزایش سریع تورم در جهان.
- اختلال در صنایع خودرو، هواپیمایی، پتروشیمی، مواد غذایی و فن آوری.
بسته شدن هم زمان تنگه هرمز و بابالمندب یکی از سنگین ترین شوکهای اقتصادی کوتاه مدت ممکن برای جهان خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
خلبانی افتاد
در آسمانِ دورِ خبرها
و هزاران تیتر
چون پرندگانِ هراسان
بر سیمهایِ رسانه نشستند.
اما
در کوچههایِ خاکآلودِ شرق
صد *ستارهٔ نوآموز*
با دفترهایِ نیمهباز
بر خاک افتادند
و باد
تنها نامشان را
در گوشِ دیوارها خواند.
عجب است؛
آسمان برای یک سقوط
گریست،
اما زمین
برای آن همه ستاره
خاموش ماند.
در جهانِ امروز، حقیقت گاه نه در میدان رویدادها، که در اتاقهای سردِ خبرسازی رقم میخورد؛ جایی که نورِ پروژکتورها بر آنچه باید دیده شود میتابد و آنچه نباید دیده شود، در سایهای سنگین فرو میرود.
عجیب نیست که سقوطِ یک خلبان، آسمانِ رسانهها را لبریز از فریاد کند، اما فرو ریختنِ رؤیاهای بیش از صد دانشآموز خردسال، در سکوتی سنگین و حسابشده دفن شود. گویی معیارِ اندوه نیز در ترازوی قدرت سنجیده میشود؛ اشکی که «ارزش خبری» دارد بزرگنمایی میشود و اشکی که مزاحمِ روایتِ مسلط است، از صفحهها پاک میگردد.

در چنین زمانهای، رسانه دیگر تنها آینهی واقعیت نیست؛ گاه معمارِ روایتی است که از پیش طراحی شده. واژهها گزینش میشوند، تصاویر برش میخورند و سکوتها به اندازهی فریادها معنا پیدا میکنند. پشتِ این پرده، دستهایی هستند که نه فقط خبر، بلکه جهتِ احساسات و افکار را مهندسی میکنند.
و این همان تراژدیِ عصر ماست:

جهانی که در آن حقیقت، برای شنیده شدن، باید از هزارتوی منافع و سرمایهها عبور کند. با این حال، تاریخ نشان داده است که حقیقت - حتی اگر مدتی در تاریکی بماند - سرانجام راهی به سوی روشنایی مییابد؛ زیرا هیچ ماشینِ رسانهای، هر قدر نیرومند، نمیتواند برای همیشه بر حافظهی بیدار انسانها سایه افکند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/

دیروز ( 12 فروردین 1405 ) نامه و به عبارت بهتر درخواستی از سوی رییس دانشگاه تهران به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور و پیرو درخواستهای متعدد استادان و دانشجویان کشورهای منطقه از استادان و دانشگاهیان ایران، خطاب به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری منتشر شد. ( 1 )
در این نامه درخواست شده بود نیروهای مسلح قدرتمند جمهوری اسلامی ایران، از حمله به دانشگاههای منطقه خودداری کنند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود. ( این جا )
این نامه واکنش های مختلف و بعضا متفاوتی را در پی داشت .
در این باره و متعاقب آن جمعی از اساتید دانشگاه های آزاد اسلامی به این نامه ی رییس دانشگاه تهران و ۱۵ رییس دانشگاه سراسری به وزیر علوم واکنش نشان دادند . ( این جا )
رییس دانشگاه تهران در تشریح دلایل این درخواست، سه دلیل مهم را برشمرده است :

الف. جایگاه و اهمیت فوقالعاده علم، دانش و مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی در فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و توصیه به حفظ حرمت علم در آموزههای ایرانی و تاریخ تمدن ایرانی-اسلامی.
ب. سهم و نقش برجسته و بیبدیل ایران و دانشمندان ایرانی مسلمان در تمدنسازی و پایهگذاری علوم و کمک به توسعه علم و دانش بشری . نباید فراموش کرد که حتی در شرایط امروز که شرایط جنگی و اضطرار است نمی توان جلوی بیان نظرات و ایده های منتقد و حتی مخالف را گرفت .
ج. اعلام پای بندی به تعهدات اخلاقی، معاهدات بینالمللی و اهتمام به حفظ و نکوداشت نهاد دانشگاه به عنوان میراث بشری و جهانی .
رئیس دانشگاه تهران، هم چنین در این نامه تاکید کرده است: قطعا نیروهای مسلح قدرتمند ما جواب این کار ضد اخلاقی، ضد علمی و ضد فرهنگی را در حمله به سایر زیرساختهای نظامی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی دشمن متجاوز تلافی خواهند کرد » .
« صدای معلم » از ابتدای جنگ نابرابر آمریکا و اسرائیل علیه ایران در موارد متعددی به رفتارها و کنش های غیر انسانی این دو رژیم مدعی دموکراسی و آزادی واکنش نشان داده و آن ها را محکوم کرده است .
کشتار دانش آموزان و معلمان در مدرسه میناب یک جنایت جنگی است و به هیچ طریق و ابزاری قابل توجیه نیست . ( این جا )

رژیمی که اقدام به موشک باران و بمباران دانشگاه ها ، مراکز علمی ، مدارس ، بیمارستان ها ، شرکت های داروسازی و.... می کند نه از سر قدرت و توان مندی که در نهایت استیصال و درماندگی و اوج پستی و فرومایگی دست به این کارها می زند .
ارتکاب به این اقدامات در تضاد آشکار با حقوق بین الملل و کنوانسیون های بین المللی و مهم تر از همه اعلامیه جهانی حقوق بشر و کرامت انسانی است که هیچ گونه جای دفاع و توجیه ندارد .
در پاسخ به آن اساتید دانشگاه آزاد اسلامی چنین نوشته اند : اگر قرار باشد هر کاری که دیگران به غلط انجام می دهند ؛ ما نیز آن را عینا تکرار کنیم ؛ پس تفاوت « ما » با « آن ها » دقیقا در چه خواهد بود ؟
« "چشم در برابر چشم"، وعدهای به حق، مشروع و عادلانه که استثنا بردار نیست و نباید باشد. مردمی که بیش از یک ماه است در هر شرایطی در میدانِ خیابان حاضرند با وعده "چشم در برابر چشم" جانی مضاعف گرفتند، با هر تجاوز خسارت باری در هر نقطهای از میهن، اندوهگین شدند ولی با هر مقابله به مثلی تکبیرگویان حامی بزرگ مردان میدان رزم شدند. مطالبه به حقی شکل گرفته که تجاوز دشمن قطعا میبایست در همان سطح پاسخ داده شود ..... » .
حال پرسش « صدای معلم » از این اساتید که قرار است مولد و آموزش دهنده فرهنگ و پیام آور صلح و دوستی برای دانشجویان و نسل جدید باشند آن است :
اگر قرار باشد هر کاری که دیگران به غلط انجام می دهند ؛ ما نیز آن را عینا تکرار کنیم ؛ پس تفاوت « ما » با « آن ها » دقیقا در چه خواهد بود ؟

آیا این گونه استدلال ها و دلایل با مبانی انسانی و عقلی و نیز آموزه های دینی ما مطابقت و ملازمت دارند ؟
آن چه موجب تاسف است این است که برخی از رسانه ها مانند تسنیم و فرهیختگان که اقدام به انتشار این نامه کرده بودند آن را از صفحه ی خود حذف کرده اند .

این کارها نشانه ی خوبی نیست و نمی تواند مبین و موید اتحاد و انسجام و همبستگی ملی باشد .

ملاک و معیار ما در رفتار باید که « قانون » باشد .
اصل مهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به صراحت بیان می کند :
« اصل نهم: در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت اراضی کشور از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است. هیچ فرد یا گروه یا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی، به استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و تمامیت ارضی ایران کمترین خدشه ای وارد کند و هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند » .
نباید فراموش کرد که حتی در شرایط امروز که شرایط جنگی و اضطرار است نمی توان جلوی بیان نظرات و ایده های منتقد و حتی مخالف را گرفت .

( 1 )
رئیس دانشگاه تهران، به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور و پیرو درخواستهای متعدد استادان و دانشجویان کشورهای منطقه از استادان و دانشگاهیان ایران، طی نامهای به وزیر علوم، تحقیقات و فن آوری، از او درخواست کرد نیروهای مسلح قدرتمند جمهوری اسلامی ایران، از حمله به دانشگاههای منطقه خودداری کنند تا حرمت نهاد مقدس علم فرونهاده نشود.
به گزارش ایلنا، در این نامه آمده است: آمریکای جنایتکار و رژیم جعلی صهیونیستی در عمل نشان دادهاند که به هیچ یک از ارزشهای اخلاقی، انسانی، معاهدات بینالمللی، حقوق جنگ و اعلامیه حقوق بشر پای بند نیستند و بمباران مناطق غیرنظامی به ویژه مدارس، بیمارستانها و دانشگاهها در جنگ تحمیلی اخیر نیز موید این مطلب است.
رئیس دانشگاه تهران با اشاره به پاسخهای سریع و صریح نیروهای مسلح به اقدامات دشمن، در ادامه نامه آورده است: بدیهی است که نیروهای مسلح اخلاق مدار ما با رعایت اصول انسانی و اخلاق اسلامی در عکسالعمل به این جنایت، تحت شرایطی اعلام به مقابله به مثل کردهاند و گرچه مقابله بهمثل، حق قانونی ملت شریف ماست و دلاورمردان نیروهای مسلح ما نیز مصمم به استفاده از این حق قانونی میباشند، لیکن اینجانب به نمایندگی از ۱۵ دانشگاه بزرگ کشور، تقاضا دارم از نیروهای مسلح درخواست شود در این مورد خاص، از مقابله به مثل در برابر عمل نابخردانه و غیرانسانی حمله به مراکز علمی و آموزشی غیرنظامی توسط دشمن خودداری کنند.
محمدحسین امید در تشریح دلایل این درخواست، سه دلیل مهم را برشمرده است:
الف. جایگاه و اهمیت فوقالعاده علم، دانش و مراکز و نهادهای علمی و فرهنگی در فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی و توصیه به حفظ حرمت علم در آموزههای ایرانی و تاریخ تمدن ایرانی-اسلامی.
ب. سهم و نقش برجسته و بیبدیل ایران و دانشمندان ایرانی مسلمان در تمدنسازی و پایهگذاری علوم و کمک به توسعه علم و دانش بشری.
ج. اعلام پای بندی به تعهدات اخلاقی، معاهدات بینالمللی و اهتمام به حفظ و نکوداشت نهاد دانشگاه به عنوان میراث بشری و جهانی.
رییس دانشگاه تهران، همچنین در این نامه تاکید کرده است: قطعا نیروهای مسلح قدرتمند ما جواب این کار ضد اخلاقی، ضد علمی و ضد فرهنگی را در حمله به سایر زیرساختهای نظامی، فن آوری، سیاسی و اقتصادی دشمن متجاوز تلافی خواهند کرد.
مصاحبه با رییس دانشگاه تهران
رییس دانشگاه تهران با اشاره به اقدامات گسترده دانشگاهیان در عرصههای فرهنگی و بینالمللی، بر ضرورت آگاهیبخشی و طرح دیدگاههای جامعه دانشگاهی در پشتیبانی از نیروهای مسلح در شرایط جنگی تاکید کرد.
دکتر محمدحسین امید در گفت و گو با ایسنا ضمن بیان این مطلب با اشاره به مکاتبات صورتگرفته توسط رییس دانشگاه تهران به نمایندگی از دانشگاههای بزرگ کشور، در ایام جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی اخیر، با اعلام اینکه اقدامات فرهنگی، آگاهی بخش و طرح دیدگاههای دانشگاهیان و دانشگاهها در پشتیبانی از نیروهای مسلح امری ضروری و بدیهی است، گفت: در ایام جنگ، بهخصوص جنگ اخیر که بخش زیادی از زیرساختهای علمی کشور مورد هدف دشمن متجاوز قرار گرفته است، مکاتبه دانشگاهیان با مسئولان کشور، مسالهای طبیعی است.
در جنگ ۱۲ روزه نیز دانشگاه تهران دیدگاههای دانشگاهیان را امانت دارانه به مسئولین منتقل کرد و اکنون نیز در این جنگ، نامههای مختلفی به نهادهای بینالمللی و شخصیتهای حقیقی و حقوقی داخلی و خارجی نوشتهاست که نوعی بیان دیدگاه از سوی جامعه دانشگاهی و حمایت همهجانبه از مدافعان میهن است.
وی در ادامه افزود: در جلسات متعددی که طی یک ماه اخیر و با مشارکت روسای دانشگاههای برتر کشور برگزار شده، چندین موضوع مورد اتفاق بوده است که از جمله آنها، مواردی که قابل طرح است، مکاتبه با سازمانها و نهادهای بینالمللی علمی و فرهنگی از سوی دانشگاهها است.
دکتر امید ادامه داد: ما نامهای را به مدیرکل یونسکو نوشتیم و با محکوم کردن اقدامات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی که شروعکننده این جنگ ظالمانه و آغازگر حمله به زیرساختهای غیرنظامی بودهاند، نسبت به سکوت و انفعال عجیب این سازمان علمی و فرهنگی در بمباران مدارس، اماکن تاریخی، موزهها و بهویژه دانشگاهها اعتراض جدی نموده و شکایت کردیم.
همچنین نامهای به دبیرکل سازمان ملل فرستادیم و جنایات اخیر رژیمهای متخاصم را محکوم کردیم. نامهای نیز به رئیس دانشگاه الازهر ارسال و بیانیه ناصواب و یک جانبه آن را محکوم و درخواست تجدیدنظر کردیم. به بیش از ۱۵۰ رئیس دانشگاه جهان نیز نامه نوشتیم و جنایتهای جنگی آمریکایی – صهیونی را افشا و محکوم کردیم و در سطح بینالمللی تا جایی که امکان داشته باشد این روند را ادامه خواهیم داد تا دنیا بداند جامعه دانشگاهی کشور از هر نظر پشتیبان نیروهای مسلح با صلابت ایران است.
رییس دانشگاه تهران همچنین با اشاره به نامهای که خطاب به وزیر علوم نوشته شده است، گفت: در این نامه جنایات متجاوزان در هدف قرار دادن دانشگاههای کشور را محکوم کرده و لزوم پاسخ صریح و محکم به این اقدام را درخواست کردیم.
در این نامه ضمن قانونی و مشروع دانستن مقابله به مثل تمام اقدامات دشمن در حمله به زیرساختها و مناطق غیرنظامی کشور، پیشنهاد دادیم از آنجا که ایران اسلامی تمدنساز و خاستگاه اصلی دانش امروز بشری بوده و بهمعنای واقعی دوستدار علم است و برای محیطهای علمی حرمت قائل است، در تلافی اقدام جنایتکارانه، ضمن حفظ حق مقابله به مثل هدف قرار دادن دانشگاههای کشورهای متخاصم، سایر زیرساختهای فن آوری و اقتصادی دشمنان و حامیان آنها در منطقه هدف انتقام مشروع قرار گیرد که این موضوع نشانه فرهنگ علمی والا و از مظاهر تمدنی ایرانیان خواهد بود.
وی در پایان اظهار کرد: فضای عمومی کشور متاثر از جنگ تحمیلی و فضای عمومی جهان متاثر از دفاع ملت ایران است. در این شرایط، هر کس به هر میزان که میتواند باید کمک و همراهی کند و جامعه دانشگاهی کشور از جمله دانشگاه تهران از هیچ کوششی دریغ نخواهد کرد و همگام با ملت ایران و تحت رهبری رهبر معظم انقلاب اسلامی، پای کار کشور، انقلاب و دفاع ایستاده است تا پاسخ متجاوزان داده شود.
انتهای پیام
پایان گزارش/
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

الناز محمدی ۲۷ اسفند در شرق گزارش کرد:
در شهر ۸۰ هزار نفری میناب، خیابان رسالت، جایی نزدیک مجتمع فرهنگیان المهدی، ساعت ۱۰ و ۴۵ دقیقه نهم اسفند ۱۴۰۴، ساختمان دبستان پسرانه و دخترانه «شجره طیبه» که زیر نظر «مؤسسه فرهنگی آموزشی رهپویان شهدای خلیج فارس» است، مورد حمله موشکی قرار گرفت.
قصه طولانی دبستان شجره طیبه را می توان چنین خلاصه کرد:
« مدرسه شجره طیبه، یکی از ۲۰۰ مدرسه شهر میناب و روستاهای اطرافش، ۱۰ سال پیش در تغییر کاربری مجموعه ساختمانها و سولههای متعلق به نیروی دریایی سپاه شروع به کار کرد. بعدها اطراف مدرسه یک درمانگاه ساختند به اسم شهید آبسالان، یک کارواش، یک تعاونی فرهنگیان و چند مغازه. بعضی سولههای اطراف را به آموزش و پرورش اجاره دادند.
اوایل شروع به کارش، فقط دانشآموزان با والدین نیروی دریایی را پذیرش میکرد و بعدها تبدیل به یک مدرسه غیرانتفاعی شد با آخرین شهریه ثبتنامی امسال به مبلغ ۲۰ میلیون تومان. دو طبقه بود با دو ورودی و حیاط جداگانه، طبقه بالا برای پسرها و طبقه پایین برای دخترها. کلاسهایش شلوغ نبودند و بچههای طبقات مختلف در آنها درس میخواندند؛ چه با پدرهایی کارگر، چه معلم و چه نظامی. بعضی از دانشآموزان کشتهشده این حمله، بلوچ بودند.
روز نهم اسفند ۱۴۰۴ مدرسه شجره طیبه با ۱۶۸ قربانی که مجموع دانشآموز و معلم و والدین و حتی راننده سرویس بودند، مواجه شد!

روزها ، مسئولیت خون آنان را کسی به عهده نگرفت. دست آخر بیبیسی جهانی نوشت در بمباران این مدرسه حداقل از یک موشک تاماهاوک آمریکایی و بعضی شواهد رسانهای نشان دادند در بمباران این مدرسه از اطلاعات قدیمی نقشهای استفاده شده است. صلیب سرخ چین گفت برای بازماندگان، کمک ۲۰۰ هزار دلاری میفرستد و دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا با وجود رد اولیه اشتباه ارتش این کشور، گفت موضوع را پی گیری میکند. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در نشست اضطراری خود در ژنو با محکومیت یکپارچه حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب که به کشته شدن دستکم بیش از ۱۷۰ دانشآموز و معلم انجامید، خواستار انجام تحقیقات فوری و پاسخ گویی عاملان این رویداد شد.
عصر ایران، نهم فروردین ۱۴۰۵ نوشت:
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد با اجماع درخواست جمهوری اسلامی ایران برای برگزاری جلسه اضطراری درباره بررسی ابعاد حقوق بشری و بشردوستانه حمله به مدرسه دخترانه در میناب را تصویب کرد.
به گزارش ایرنا، این جلسه اضطراری طبق برنامه اعلام شده صبح جمعه ( هفتم فروردین ) برگزار خواهد شد و در جریان آن قرار است ابعاد مختلف این جنایت مورد بررسی قرار گیرد.
نماینده ایران در نشست روز چهارشنبه شورای حقوق بشر اعلام کرد که ایران در کنار چین و جمهوری کوبا، خواستار برگزاری نشست اضطراری درباره حملات هوایی علیه مدرسه دخترانه «شجره طیبه» در میناب است که مصداق بارزی از نقض فاحش حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بشر بوده است و انتظار دارد این موضوع با نهایت اهمیت، بهطور فوری و جدی در دستور کار قرار گیرد.

نماینده ایران افزود: مدارس از جمله اهداف غیرنظامی محسوب میشوند؛ نهادهای آموزشی و کودکان در زمان درگیریهای مسلحانه تحت حمایتهای صریح حقوق بینالملل بشردوستانه قرار دارند .
هدف قرار دادن عمدی مدارس طبق حقوق معاهداتی و حقوق عرفی بینالمللی بشردوستانه، ممنوع است و حملات کورکورانه نیز بهشدت منع شدهاند.
شبکه شرق در هفتم فروردین ۱۴۰۵ درباره نشست شورای حقوق بشر برای رسیدگی به جنایت در مدرسه میناب نوشت:

در جریان این نشست نزدیک به ۶۰ کشور و ۱۹ نماینده جامعه مدنی، سخنرانی کردند که حملات آمریکا به مدرسه شجره طیبه را محکوم کردند و ضمن درخواست رعایت حقوق بشر دوستانه در جریان مخاصمات و کاهش سریع تنش ها، بر ضرورت انجام سریع تحقیقات سریع، شفاف و مستقل در خصوص حمله تاکید کردند.
شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در نشست اضطراری خود در ژنو با محکومیت یکپارچه حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب که به کشته شدن دستکم بیش از ۱۷۰ دانشآموز و معلم انجامید، خواستار انجام تحقیقات فوری و پاسخگویی عاملان این رویداد شد.
*آیا این روند خردورزی در اوج جنگ و جنایت علیه بشریت، کارساز است ؟

بعد از اوج گیری تنش در جنگ آمریکا و اسرئیل بر علیه جمهوری اسلامی ایران، بستن شدن تنگه هرمز و افزایش قیمت نفت در جهان و تهدید اقتصاد بین المللی برخی از کشورها و مراجع بین المللی میانجی گری را پیشه کردند.
امید است که در سایه ی خرد جمعی، به زودی شاهد نه به جنگ، نه به اعدام، نه به بمباران مراکز صنعتی ، نه به موشک باران مدارس، نه به بمباران بیمارستان ها و نه به آتش بس شکننده باشیم.
به رسمیت شناختن حقوق شهروندان، آزادی زندانیان سیاسی ، گسترش احزاب و نهادهای مدنی ، صلح پایدار، گسترش پیمان های اقتصادی منطقه ای و ... موانع طی شدن راه باریک آزادی در دهکده کوچک مان را یکی بعد از دیگری بر طرف می کند.
آیا اقدامات خردورزانه در اوج جنگ و جنایت علیه بشریت، نتیجه بخش است .
***
ویدئویی از تاب بازی یک دختر در هرمزگان در میانه ی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران با پس زمینه ای از دود و آتش در تنگهی هرمز :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید