صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

 داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات  دون کیشوت به همراه  مهترش سانکو به دشتی رسیدند و در آنجا سی چهل آسیاب بادی دیدند . همین که چشمان دون کیشوت به آنها افتاد. به مهتر خود گفت: بخت بهتر از آنچه خواست ماست  کارها را رو به راه می کند. تماشا کن سانکو ، هم  اینک در برابر ما سی دیو بی قواره قد علم کرده اند و من در نظر دارم  با همه آنها نبرد کنم و هر چند که باشند همه را به درک بفرستم. با غنیمتی که از آنان به جنگ خواهیم آورد کم کم غنی خواهیم شد. چه این خود جنگی سترگ است و پاک کردن جهان  از لوث وجود این دودمان کثیف در پیشگاه خداوند تعالی عبادتی عظیم محسوب خواهد شد.

سانکو پانزا پرسید: کدام دیو؟

اربابش جواب داد: همان ها که تو آنجا با بازوان بلندشان می بینی. چون در میان ایشان دیوانی هستند که طول بازوانشان  تقریبا به دو فرسنگ می رسد.  سانکو در جواب گفت:  احتیاط کنید ارباب، آنچه ما از دور می بینیم  دیوان نیستند، بلکه آسیاب های بادی هستند و آنچه به نظر ما بازو می نماید پره های آسیا است که چون  از وزش باد به حرکت درآید سنگ آسیا را نیز با خود می گرداند.

دون کیشوت گفت: معلوم است  که تو از ماجراهای پهلوانی سر رشته نداری من به تو می گویم اینها دیو هستند. اگر می ترسی کنار بکش  و در آن دم که من  یک تنه نبردی بی مانند و هراس انگیز با ایشان آغاز می کنم تو دعا بخوان. 

و پس از ادای این سخنان بی توجه به سخنان مهترش  سانکو مهمیزی بر اسب زد و به راه افتاد.  سانکو هر چند بانگ می زد: ای امان ! آنها  آسیای بادی اند نه دیو، اما دون کیشوت به مرکب خود روسی نانت مهمیز می زد و هجوم می برد. دیو بودن آسیاهای بادی  چنان بر لوح ضمیر دون کیشوت نقش بسته بود که نه تنها فریادهای مهترش سانکو را نمی شنید  بلکه وقتی  هم به نزدیکی آسیاهای بادی رسید باز نتوانست به کنه حقیقت پی ببرد. بالعکس هنگام تاختن فریاد می زد که مَگریزید ای مخلوقات زشت فرومایه.

اینک تنها یک پهلوان است که به شما حمله می کند. بر اثر اندک بادی  که در آن لحظه وزید پره های آسیای بادی حرکت کرد و چون دون کیشوت دید باز بانگ برآورد که شما اگر بیشتر بازو تکان بدهید به کیفر شوخ چشمی خود خواهید رسید  و پس از ادای این کلمات ، خویشتن را از ته دل به دلبرش دولسینه می سپارد و از وی طلب می کند در مهلکه به دادش برسد. سپس در پناه سپر خود با نیزه آمادۀ  به حمله، رسی نانت را چهار نعل می تازاند و بر نخستین آسیای بادی  که در جلوی او بود می تازد.  لیکن در همان دم که پهلوان با یک ضربت محکم نیزه پردۀ آسیا را سوراخ می کند باد با چنان خشمی پره را می گرداند که نیزه تکه تکه می شود و اسب و اسب سوار را به دنبال خود از جا می کند و به حالی پریشان و نزار آن سوتر بر خاک می غلتاند .  در آن حال سانکو پانزا  به سرعت تاخت یک خر سوار به کمک ارباب شتافت و چون به نزدیک او رسید  دید که ضربت وارده بر اثر آن سقوط چنان شدید بوده  است که پهلوان نمی تواند تکان بخورد.

سانکو بر او بانگ زد که ای پناه بر خدا ! ارباب مگر من به حضرتعالی عرض نکردم  مواظب رفتار خود باشید و اینها چیزی به جز آسیاهای بادی نیستند و آدم باید مخبط باشد  تا در این باره اشتباه کند ؛ دون کیشوت در جواب گفت: آرام رفیق سانکو آرام، رموز جنگ بیش از چیزهای دیگر به بخت و اقبال وابسته است. 

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تا آنجا که عقل من می رسد و قاعده هم بدین واقع باشد آن فریسطون حکیم  که کتب و کتابخانه مرا دزدیده است با من چنان خصومت شدید دارد که این دیوان را به صورت آسیاهای بادی در آورده است تا مرا از افتخار غلبه بر آنها  محروم سازد، لیکن  با تمام این جهات  فن شیطانی او نمی تواند با تیزی شمشیر من برابری کند.

سانکو گفت خدا کند که چنین باشد و آنگاه  به ارباب خود که استخوان شانه اش تقریبا از جا در رفته بود کمک کرد تا دو باره بر سی نانت سوار شود » .

دون کیشوت شخصیتی که سروانتس آن را می سازد نه مثل رستم شاهنامه که در پی احیای دوبارۀ عظمت ایران و حفظ مرزهای آن است بلکه درصدد مقابله با شرارت های روزگار و محافظت از آسیب دیدگان جامعه است. اما او با خواندن کتاب های گذشتگان از عالم واقعیت بریده و در دنیای توهمات خود سیر می کند. شاید هم میگل د سروانتس نویسندۀ کتاب با یک نگاه ایدآلیستی خواسته است شخصیتی بسازد که هر آنچه درک و فهم داشته از دنیای ذهنی خود کسب کرده است و با واقعیت های بیرونی تماس نداشته است. او  دچار توهم است . وقتی آسیاب های بادی را می بیند خیال می کند که آنها دیو هستند یعنی در ذهن او پدیده های بیرونی معنای دیگری دارند . وقتی دستیارش سانکو به او می گوید آنها تنها آسیاب های بادی هستند ، قبول نمی کند .

تصور کنید که یک آدم دچار بیماری اسکیزوفرنی دچار توهم و هذیان است و چیزهایی را می بیند یا می شنود که دیگران نه می بینند و نه می شنوند. اگر آنها به او بگویند که چیزهایی را که او می بیند یا می شنود وجود ندارند، آیا قبول خواهد کرد؟ مسلم است که نه. دنیای او تنها دنیای ذهنی اش است . تماس خود را با واقعیت از دست داده است ؛ به همین خاطر به آسیاب های بادی حمله می کند . او حتی قدرت درک آن را هم ندارد که پره های آسیاب های بادی خیلی بزرگ هستند و حتی اگر آنها دیو هم باشند او قدرت نابود کردن آنها را ندارد. با اندک حرکت پره آسیاب بادی در اثر وزش باد شوالیه داستان که به پرۀ آسیاب چسبیده است از زمین کنده می شود و به آسمان می رود و وقتی می افتد و استخوان هایش از جا در می روند باز هم قبول نمی کند که درک واقعیت دچار مشکل است بلکه باز مهملی جدید می بافد و می گوید که این فریسطون حکیم است که کتابخانه مرا دزدیده و دیوان را به صورت آسیاب های بادی درآورده است.

شوالیه داستان یک خاصیت دیگر نیز دارد و آن اینکه می خواهد رسم شوالیه گری را در دنیای متجدد امروز باز آفرینی کند. او از گذشته آمده است و می خواهد تاریخ را احیا کند. او با هر آنچه که رنگ تجدد داشته باشد دشمن است و در خیال های متحجرانۀ خود سیر می کند.

این داستان بی ارتباط به شرایط سیاسی و اوضاع اجتماعی امروز ما نیست.

ما هرگز نتوانستیم درک درستی از شرایط حاکم بر مناسبات بین المللی کسب کنیم. از همان ابتدا دنبال دیو و شیطان بودیم و گمان کردیم که آنها هستند که نمی گذارند ما پیشرفت کنیم . یکی را شیطان بزرگ دیدیم و همیشه با او در افتادیم دیگری را شیطان کوچک و درصدد نابودی آن بودیم. هیچ وقت فکر نکردیم که برای پیشرفت باید سراغ خود برویم و مشکلات خود را خودمان برطرف نماییم، آنگاه ارتباطات و مناسبات  خود را با دیگران بهبود بخشیم و با قدرت های زمینی ارتباط مناسبی برقرار کنیم. بلکه از همان ابتدای کاردیوار نوردی را یادگرفتیم و تمرین کردیم و هر روز از دیواری بالا رفتیم و هورا کشیدیم و اسم آن را مقابله با اهریمن نهادیم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

پیمودن این مسیر نادرست هزینه های بسیاری برای مان داشت که کمترین آن قرار گرفتن در محاصرۀ همان دشمنان بود. محاصره ای که کمرمان را خم کرد و نتوانستیم آن را راست کنیم .

ما از کاروان رشد و توسعه دنیا عقب ماندیم. در درون این حصر دیگر نه سرمایه گذاری حاضر شد که در اینجا سرمایه گذاری کند و تکنیک و فنی به روز شده از دروازه هایمان وارد شد که صنعت مان را شکوفا سازد و تولیدمان را رونق بخشد بیکاری مان رفع و تورم مان را کاهش دهد، ما اقتصاد را از دست دادیم. حتی بسیاری از سرمایه گذاران داخلی نیز سرمایه شان را به خارج از مرزها انتقال دادند و فرار را بر قرار ترجیح دادند، نتیجه آن شد :

ورشکستگی صنعت و  بیکاری جوانان و مردم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

حال این بیکاری چه معضلات اجتماعی و فرهنگی به دنبال داشت، کاهش نرخ ازدواج و رشد پایین جمعیت و کاهش موالید، افزایش شتابان نرخ طلاق و اعتیاد و خودکشی.

بدیهی است که وضعیت روحی روانی مردم تحت تأثیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی به هم می ریزد و بیماری های روانی نظیر افسردگی و اضطراب و ... به شدت افزایش می یابد و با توجه به اینکه جسم و روان ارتباط تناتنگی با هم دارند با افزایش مشکلات روحی روانی، بیماری های جسمی نیز گسترش بی حد و حصری پیدا می کنند و میزان سکته ها ی قلبی و مغزی و انواع سرطان ها افزایش پیدا می کند و مرگ های زودرس رخ می دهند.

در واقع آنچه که تحت عنوان مرگ های ناشی از خودکشی و سکته ها و بیماری های وخیم منجر به مرگ و حتی تصادفات رانندگی در جامعه مشاهده می شود، یک نوع مرگ دسته جمعی یا قتل عام دسته جمعی است که در نتیجه تدبیر های نادرست  عده ای از بازیگران سیاسی متوهم عرصه های گوناگون اجتماعی در نوردید.

چه کسی پاسخ گو است؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

سال ها گفت و گوی بی حاصل و آخر جنگ، روزها جنگ بی امان و آخر گفت و گو .

بالاخره این سرزمین کی  یک روز خوب را خواهد دید که کودکانش زیر سایۀ دل های آرام والدین شان بازی کنند. تدبیر نادرست آنها بود که باعث شد بهترین مردان این سرزمین در جنگ نابرابر بر دژخیمان به شهادت برسند، تصمیم افراط گرایانۀ آنها بود که به شهادت رهبر ایران انجامید، دیگر چه می خواهند ؟ چرا سر جای خود نمی نشینند و حتی فراتر از رهبر حرف می زنند ؛ چرا وحدت ملی را خدشه دار می کنند؟

گفتیم آزادی ؛ هر روز خود را گرفتار تر از روزهای قبل دیدیم .

گفتیم آبادی، دوی آبادی را که ندیدیم که هیچ، آبادی هایی که از دوره های تاریخی قبل برایمان مانده بود نیز زیر بمباران ها به ویرانه مبدل شدند. برای چه ؛ برای آن که ما می خواهیم اورانیوم غنی سازی کنیم. به چی قیمتی؟

 راهش چیست، اورانیوم 60 درصد قرار است در کدام نیروگاه به مصرف برسد ؟ چه کسانی تصمیم راهبردی برای رفع تحریم ها را رقم زدند، پس چرا تحریم ها رفع نشد و چرا به جنگ رسیدم ؟

چرا به جای پاسخ گو بودن ؛ مطالبه گر هم شده اند ؟ آن جنگ طلب ها چرا در قبال حوادث پیش آمده مسئولیت نمی پذیرند ؟

 قیمت غنی سازی 60 درصدی اورانیوم که بر خلاف مقررات NPT است چیست؟ نابودی کشور و زندگی جوانان و کودکان مان؟

تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و کل فرایند آموزش و تربیت نیروی انسانی مان؟ نابودی زیرساخت هایمان؟

من نمی دانم آیا چراغ را برای خانه درست می کنند یا خانه را برای چراغ؟

آیا غنی سازی اورانیوم و تولید انرژی هسته ای مطابق پرتکل های بین المللی قانون دارد یا نه؟ آیا از آن قانون تخطی شده است یانه؟ آیا  انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم برای کشور است یا کشور برای انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم؟

چرا عده ای دائم بر طبل جنگ می کوبند ؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

چرا نمی گذارند مذاکرات به نتیجه برسد و اندکی کشور روی آسایش ببیند ؟ فقط این سرزمین فقط مال آنهاست. خودشان بر تخت عاج نشسته و بقیه را انداخته اند بیرون .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟  همه رسانه ها و تریبون ها دست آنهاست و فقط آنها حق حرف زدن دارند؟

آیا به خاطر غنی سازی اورانیوم به فقیر سازی مردم نپرداخته اند؟

آیا با این تورم گرانی سرسام آور مردم را به خاک سیاه ننشانده اند؟

چه می خواهید از زندگی مردم ! آقایان رسایی، ثابتی، جلیلی، نبویان و جبهه پایداری، آقای حسین شریعتمداری؟ چه کسی به شما تریبون و کرسی داده، چه کسی از شما خواسته به جای مردم فکر کنید و حرف بزنید؟ 

در طول زندگی خود یک روز خوش با وجود شما ندیدیم .

دست بردارید از توهمات بی پایه و اساس تان.

ما هم مثل تمامی کشورهای جهان باید مطابق قواعد بین المللی رفتار کنیم و از حقوق مان در سازمان های بین المللی دفاع کنیم. اگر انرژی هسته ای هم می خواهیم باید مطابق قواعد معین آن را بخواهیم.

چرا به کسانی که زبان دنیا را می فهمند اجازۀ مذاکره داده نمی شود. حتی اگر خواسته ای حق هم باشد باید مورد تأیید اکثریت مردم جامعه باشد، تحمیل نظر عده ای بر بقیه مردم دیکتاتوری محض است.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تغییر باید از درون آغاز شود ابتدا از درون هر انسان، این تغییر بایست به جای تحمیل نظرات اقلیت بر اکثریت، پذیرش رأی اکثریت توسط اقلیت باشد. یعنی باید دیدگاه دموکراتیک در جامعه حاکم باشد، آن گاه که روند سیاسی در کشور سامان یافت، ارتباط با دنیا توسط منتخبان اصلح مردم صورت خواهد گرفت و مشکلات رفع خواهد گردید.

تا زمانی که اقلیت صاحب اسلحه و قدرت بقیۀ مردم را به گروگان گرفته و نظر خود را به جای نظر مردم جا می زنند، مشکلی حل نخواهد شد.

اگر آمریکا و اسرائیل دشمن اند که هستند باید مبارزه و جنگ با آنها انتخاب اکثریت مردم باشد که در آن صورت همراه حاکمیت خواهند بود و اگر صلح و مذاکره با آنها لازم باشد باز اختیار تصمیم گیری در این مورد نیز باید در دست مردم باشد.

ما نمی گوییم آمریکا و اسرائیل شرور نیستند و دشمن دیدن انها تنها یک توهم است ؛ ما می گوییم آسایش دوگیتی تفسر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا .

ما می گوییم نه به جنگ . ما می گوییم برای هر کاری تدبیری لازم است که گره گشاست .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟

بدیهی است تا زمانی که ساختار و روند سیاسی در کشور اصلاح نشود نباید انتظار داشت در زمینه ای توفیق حاصل می شود. اولین گام زدودن رویکردهای انحصارگرایانه است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

این یادداشت نیمه نخست خرداد در ماهنامه تحلیلی ، اجتماعی و اقتصادی استان البرز ( فراز البرز ) در صفحه اول آن منتشر شده است .

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

« پرویز قلیچ‌خانی، فوتبالیست نامدار ایرانی در ۸۱ سالگی پس از یک دوره بیماری و فراموشی درگذشت.

آقای قلیچ‌خانی فوتبالیستی بود که از زمین خاکی به زمین خبر رسید و نشریه آرش را منتشر کرد. او فوتبال را از کوچه‌های محله صابون‌ پزخانه (میدان شوش) تهران آغاز کرد و به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد.

او در شرایطی به مقام کاپیتانی تیم ملی رسید که هرگز حاضر نشد در مقابل حکومت پهلوی سر خم کند.

در مراسم قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۴۷، از بوسیدن دست محمدرضا شاه پهلوی خودداری کرد؛ حرکتی نمادین که تا سال‌ها بعد الهام‌ بخش بسیاری شد. به دلیل گرایش‌های سیاسی چپ‌گرایانه، قلیچ‌خانی در دهه ۱۳۵۰ دو بار بازداشت و زندانی شد و سرانجام، به دلیل مخالفت‌هایش با نظام حاکم، از حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین محروم ماند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و مهاجرت از ایران، قلیچ‌خانی از یک فوتبالیست حرفه‌ای به فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در تبعید تبدیل شد. او کار روزنامه‌نگاری را با انتشار نشریه «آرش» در پاریس آغاز کرد. نخستین شماره این مجله در بهمن ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) با صفحاتی اندک منتشر شد و به مدت ۲۳ سال، تا سال ۲۰۱۴، به فعالیت خود ادامه داد.

«آرش» یک نشریه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با گرایش چپ بود که به بررسی رویدادهای روز ایران می‌پرداخت. این مجله در طول سال‌های فعالیت به پایگاهی برای تبادل نظر میان لایه‌های گوناگون جریان چپ تبدیل شد.

شماره ۱۰۰ این مجله در دسامبر ۲۰۰۷ در سیدنی استرالیا با حضور چهره‌های سیاسی و فرهنگی جشن گرفته شد.

آخرین شماره «آرش» با عنوان «۱۱۰+۱» به بررسی ۲۳ سال کارنامه این نشریه اختصاص یافت

.پرویز قلیچ‌خانی سرانجام در ۲ خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مه ۲۰۲۶) در سن ۸۱ سالگی در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت. ( باشگاه روزنامه‌نگاران ایران )

« صدای معلم » درگذشت این چهره ورزشی و فرهنگی را تسلیت گفته و یادش را گرامی می دارد .

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

منتشرشده در چهره‌های ماندگار

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم   نقش روابط‌عمومی‌ها در سیاست‌زدگی آموزش و پرورش، هم می‌تواند تسریع‌کننده این آسیب باشد و هم بازدارنده و اصلاح‌گر. در یک نهاد عظیم با میلیون‌ها ذی‌ نفع (دانش‌آموز، معلم، والدین، کارکنان)، روابط‌عمومی نه فقط یک واحد تشریفاتی، بلکه «ویترین تصمیمات و فرهنگ سازمانی» است.

بررسی نقش روابط‌ عمومی‌ها :

1- نقش منفی یا تسریع‌کننده سیاست‌زدگی (روابط‌عمومی به مثابه بلندگوی جناح‌ها)

زمانی که روابط‌ عمومی در خدمت جناح‌های سیاسی قرار می‌گیرد، به ابزاری قدرتمند برای نفوذ سیاست به مدرسه و کلاس درس تبدیل می‌شود:

انتخابی عمل کردن در انتشار اخبار:

برجسته‌سازی دستاوردهای مدیران سیاسی و پنهان‌سازی انتقادات و کاستی‌های آموزشی. مثلاً به جای پوشش مشکل کمبود معلم در یک منطقه محروم، روی افتتاح یک نماد حزبی در مدرسه تمرکز می‌کند.

تولید محتوای جهت‌دار در کانال‌های رسمی:

انتشار مطالب، پوسترها یا کلیپ‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم از یک جریان سیاسی خاص حمایت می‌کند و به اسم «تربیتی» در اختیار مدارس قرار می‌دهد.

دعوت گزینشی از افراد تأثیرگذار:

دعوت از سخنرانان و چهره‌ها برای مراسم مدارس صرفاً بر اساس گرایش سیاسی، نه تخصص تربیتی. این کار، فضای مدرسه را شبیه به یک اردوی حزبی می‌کند.

پنهان‌کاری و شفافیت‌ زدایی:

برای جلوگیری از افشای تصمیمات غیرکارشناسی یا تخصیص‌های ناعادلانه بودجه (که ریشه سیاسی دارد)، از انتشار اطلاعات شفاف خودداری می‌کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

2- نقش مثبت یا بازدارنده (روابط‌ عمومی به مثابه دژ مستحکم در برابر سیاست‌ زدگی)

یک روابط‌ عمومی حرفه‌ای و مستقل می‌تواند سپری در برابر نفوذ سیاست باشد:

تقویت شفافیت و پاسخ گویی:

انتشار علنی صورت جلسات شورای آموزش و پرورش، معیارهای جابه‌جایی مدیران، فرایند تخصیص بودجه مدارس و نتایج ارزشیابی‌های کیفی. شفافیت، قوی‌ترین زهر برای سیاست‌زدگی است.

مستند کردن عملکرد بر اساس شاخص‌های آموزشی، نه سیاسی:

تولید گزارش‌هایی که پیشرفت دانش‌آموزان در مهارت‌های علمی، پژوهشی و اخلاقی را نشان می‌دهد، نه تعداد برنامه‌هایی که با حضور یک مقام سیاسی برگزار شده.

مدیریت حرفه‌ای فضای مجازی:

ایجاد کانال‌های متعدد برای شنیدن صدای معلمان و والدین (بدون فیلتر سیاسی) و بازخورد دادن به آن‌ها. روابط‌ عمومی می‌تواند نظرسنجی‌هایی درباره نیازهای واقعی آموزشی طراحی کند و نتایج را بی‌طرفانه منتشر کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

تولید محتوای تربیتی غیرایدئولوژیک و علمی:

تمرکز بر موضوعاتی مثل سلامت روان، مهارت‌های زندگی، روش‌های تدریس خلاق، و توسعه حرفه‌ای معلمان. این کار، محتوای سیاسی را حاشیه‌ای می‌کند.

ایجاد گفتمان «مدرسه برای همه»:

تأکید بر این پیام که مدرسه متعلق به همه مردم با هر سلیقه سیاسی است و باید فضایی امن و فارغ از مناقشات حزبی باشد. این کار، توقعات سیاسی را از مدیران مدرسه کاهش می‌دهد.

و اما یک روابط‌ عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیده‌بان عدالت آموزشی، و رسانه‌ای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال می‌کند، نه «سیاست‌زدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.

راهکار اجرایی عملی:

تشکیل «کمیته اخلاق ارتباطات» در روابط‌ عمومی آموزش و پرورش با حضور معلمان، والدین، متخصصان رسانه و روان‌شناسان تا هر محتوای منتشر شده قبل از پخش، از نظر بی‌طرفی و دوری از جهت‌گیری سیاسی بررسی شود.

مصادیق عینی نقش روابط‌عمومی در سیاست‌زدگی آموزش و پرورش، این موارد بر اساس تجربیات واقعی بنده و اکثریت همکاران در نظام آموزشی ایران و مشابه آن در سایر کشورها است:

1. پوشش اخبار کنکور و سنجش تحصیلی

مصادیق سیاست‌زدگی:

برجسته‌سازی رتبه‌های برتر مرتبط با مدارس خاص:

روابط‌ عمومی استان‌ها فقط موفقیت دانش‌آموزان مدارس تیزهوشان، نمونه دولتی یا شاهد (که وابستگی ساختاری به نهادهای خاص دارند) را پوشش می‌دهد، در حالی که دانش‌آموزان موفق مدارس عادی مناطق محروم نادیده گرفته می‌شوند.

نام‌گذاری سیاسی رتبه‌ها:

انتشار خبر با تیتر «رتبه‌های برتر کنکور در دیدار با مسئول ارشد استان/کشور» به جای تمرکز بر تلاش علمی دانش‌آموز.

پنهان‌سازی آمار شفاف:

عدم انتشار گزارش تفکیکی موفقیت مدارس دولتی عادی در برابر مدارس غیرانتفاعی وابسته به نهادهای سیاسی و نظامی.

نمونه فرضی: روابط‌عمومی استان تهران در یکی از سال های گذشته ، فقط تصاویر دیدار رتبه‌های برتر با استاندار (که جایگاه سیاسی دارد) را منتشر می‌کند، اما گزارشی از علت موفقیت یک دانش‌آموز منطقه ۱۸ (منطقه محروم) که با حداقل امکانات رتبه آورده، تولید نمی‌کند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

2- توزیع تجهیزات و امکانات آموزشی

مصادیق عینی ؛ مراسم نمادین در مدارس خاص: دوربین روابط‌ عمومی فقط زمانی به مدرسه می‌رود که یک مقام ارشد سیاسی (وزیر، استاندار، نماینده مجلس) اهدای تجهیزات را انجام دهد. این مدارس غالباً در مناطق برخوردار و نزدیک به مرکز استان انتخاب می‌شوند.

قاب‌سازی سیاسی:

در تولید محتوا، اهدای چند تخته وایت‌برد به یک مدرسه، «تحول بزرگ آموزشی» نامیده می‌شود، در حالی که صدها مدرسه کپسول آتش‌نشانی و وسایل گرمایشی استاندارد ندارند.

اختصاص بودجه بر اساس روابط:

روابط‌عمومی سکوت می‌کند و آمار دقیقی از توزیع سرانه مدارس بر اساس شاخص محرومیت منتشر نمی‌کند، تا مدیران سیاسی بتوانند بودجه را به مناطق همسو با خود اختصاص دهند.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

3- برنامه‌های صبحگاه و مناسبت‌های مدارس

مثالی واقعی و قابل لمس: برنامه صبحگاه یک مدرسه دخترانه در استان البرز (پاییز یکی از سال ها):

- اجرای سرودی با مضمون حمایت صریح از یک جناح خاص سیاسی (نه یک ارزش ملی مثل ایثار یا علم‌آموزی)

- حضور سخنران از دفتر یک حزب سیاسی (با لباس و نشان‌های حزبی) و اما یک روابط‌ عمومی خوب در این نهاد عظیم، سپهرزبانی (ناطق) رسمی وزارتخانه نیست؛ بلکه پل ارتباطی دوطرفه، دیده‌بان عدالت آموزشی، و رسانه‌ای است که «سیاست» را در معنای واقعی آن یعنی «تدبیر امور جامعه» دنبال می‌کند، نه «سیاست‌زدگی» یعنی حزبی و جناحی شدن.

- پخش کلیپ تولیدی روابط‌عمومی استان که موفقیت‌های یک دولت خاص را به اسم «دستاوردهای نظام آموزشی» معرفی می‌کند

نقش روابط‌ عمومی:

این محتوا به عنوان «بسته فرهنگی-تربیتی» در اختیار همه مدارس استان قرار می‌گیرد و معلمان ناچار به اجرای آن هستند. هر انتقادی، «عدم همراهی با نظام» تعبیر می‌شود.

4- گزینش و جابه‌جایی مدیران مدارس

سیاه‌ نمایی مثلاً در یک استان فرضی (خوزستان در یکی از سال های گذشته): روابط‌عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان، انتصاب یک مدیر جدید برای یک مدرسه حاشیه‌نشین را به عنوان «مدیر انقلابی و جهادی» معرفی می‌کند، اما از سوابق علمی و مدیریتی او چیزی نمی‌گوید. در مقابل، جابه‌جایی یک مدیر باتجربه به دلیل «هماهنگ نبودن با سیاست‌های جدید»، با یک خبر ساده و بدون توضیح انجام می‌شود، تا کسی متوجه سیاسی بودن تصمیم نشود.

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

5- پوشش اعتراضات و مشکلات

مصداق کلیدی: در جریان مطالبه خواهی به حق معلمان در سال های گذشته ، روابط‌ عمومی آموزش و پرورش در شبکه‌های اجتماعی رسمی مطلقاً سکوت می‌کند یا خبر کوتاهی با عنوان «برخی تجمعات غیرمجاز» منتشر می‌کند.

در فضای داخلی (اداره کل) ؛  به کارکنان دستور می‌دهد در فضای مجازی «اخبار غیررسمی» را دنبال نکنند.

تولید محتوای جانبی ؛ همزمان، گزارش «برگزاری جشن بزرگ میلاد امام رضا(ع) در مدارس» را با کیفیت بالا و در حجم زیاد منتشر می‌کند تا توجهات را منحرف کند.

6- کتب درسی و محتوای آموزشی

هر چند محتوای کتب درسی توسط سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی تدوین می‌شود، اما بخش ترویج و تبلیغ روابط‌ عمومی نقش دارد:

تولید کلیپ‌های تبلیغاتی برای کتاب‌هایی که برخی کارشناسان به «ایدئولوژیک بودن بیش از حد» آن‌ها نقد دارند.

- دعوت نکردن از اساتید منتقد در برنامه‌های رونمایی کتاب.

- انتشار نظر مثبت برخی چهره‌های سیاسی درباره کتاب (و سکوت در برابر نقدهای تخصصی).

جمع‌بندی و پیشنهاد نهایی:

این مصادیق نشان می‌دهد روابط‌ عمومی می‌تواند به جای «رسانه هوشمند نهاد آموزش»، به «بلندگوی انتخابی قدرت» تبدیل شود ؛

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

برای اصلاح:

* ایجاد رصدخانه محتوای غیرسیاسی در هر استان با مشارکت معلمان و والدین.

* الزام قانونی به انتشار گزارش سالانه شفافیت شامل: تعداد مدارس تحت پوشش رسانه‌ای، معیار انتخاب نمونه‌ها، و بودجه صرف‌شده برای هر نوع محتوا.

* دوره‌های اخلاق رسانه‌ای برای تمام کارکنان روابط‌ عمومی با آزمون عملی.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی کارکرد و رویکرد روابط عمومی ها در نهاد آموزش و پرورش سیاست زده در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

«سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به تداوم آموزش‌های غیرحضوری به دلیل شرایط جنگی کشور از برنامه‌ریزی جهت برگزاری امتحانات از ۹ خردادماه خبر داد و گفت: امتحانات پایه‌های هفتم تا دهم به صورت استانی و منطقه‌ای و با "مجوز" شورای تأمین هر استان به صورت حضوری یا غیرحضوری برگزار می‌شود.

 برگزاری آزمون‌های "نهایی" پایه‌های یازدهم و دوازدهم نیز منوط به تثبیت شرایط تا اواخر تیرماه است.

علی فرهادی در خصوص نحوه و زمان برگزاری امتحانات دانش‌آموزان گفت: از آغاز جنگ آموزش‌ها به صورت غیرحضوری تداوم یافت. برای آن که مدارس به صورت حضوری آغاز به کار کنند آموزش و پرورش تنها تصمیم‌ گیرنده و کنش گر نیست بلکه بخش‌های مختلف نظام حکمرانی باید آموزش حضوری یا غیرحضوری را بپذیرد.

وی با بیان اینکه مجموعه نظام اجرایی و حکمرانی کشور به این جمع بندی رسیدند که در تمام پایه‌ها، در تمام مناطق، در سراسر کشور و در تمام مقاطع، آموزش‌ها به صورت غیر حضوری باشد افزود: با توجه به اینکه به واسطه آغاز جنگ و شهادت رهبر شهیدمان کل دولت از جمله مدارس و دانشگاه‌ها یک هفته تعطیل شدند ـ البته بعد از یک هفته بلافاصله آموزش‌ها به صورت غیرحضوری در بستر سکوی شاد و سایر شبکه‌های اجتماعی داخلی آغاز شد ـ  لذا برگزاری امتحانات با یک هفته تاخیر از ۹ خرداد ماه برنامه ریزی شده است.

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه از نهم خرداد ماه به بعد همکاران در مقطع ابتدایی می‌توانند نتایج ارزشیابی کیفی و توصیفی را ثبت کنند که البته آزمون ندارد و بر اساس استدلال و استدراک و درک معلم از دانش آموز نمره آنها ثبت می‌شود ادامه داد: در پایه هفتم تا دهم چند تغییر نسبت به سال‌های گذشته وجود دارد، اولا پایه هفتم تا دهم از ۹ خرداد امتحانات را شروع می‌کنند، دوما در پایه هفتم تا پایه دهم هیچ آزمون هماهنگی کشوری نخواهیم داشت .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

فرهادی گفت: به واسطه دست ورزی و افزایش مهارت دانش آموزان برای امتحانات نهایی، برخی از درس‌ها به صورت هماهنگ کشوری در پایه هفتم تا دهم برگزار می‌شد لذا این موضوع لغو و تمام امتحانات این دانش‌آموزان به صورت استانی و منطقه‌ای برگزار می‌شود و امتحان هماهنگ کشوری نداریم. در این خصوص تفویض اختیار به استان ها و مناطق داده شده است. پرسش « صدای معلم » آن است که چرا این وظیفه و مهم به « شورای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها »  مطابق نص صریح « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » تفویض اختیار نشده است ؟

وی با بیان اینکه طی بخشنامه ای با امضای وزیر آموزش و پرورش، به استان ها مجوز داده شده که از ۹ خرداد به بعد این آزمون‌ها را برگزار کنند افزود: اگر شورای تامین استان و همچنین شورای تامین شهرستان اجازه دادند، امتحانات حضوری برگزار می شود. همچنین به استان ها و مناطق تاکید و اجازه دادیم اگر امتحانات حضوری شد به نحوی برگزار کنند که با حداقل تعداد حضور دانش آموز در ساعت مشخصی در مدرسه امتحان برگزار شود یعنی این گونه نباشد که ساعت ۸ تا ۱۰ تعداد زیادی دانش آموز در مدرسه امتحان داشته باشند ولی ساعت ۱۰ تا ۱۲ مدرسه خالی باشد، بنابراین امتحانات بین ساعت ها و روزهای متفاوت با حداقل حضور جمعیت دانش آموزی در مدارس باید سرشکن باشد.

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه گفته شده تایید و مجوز شورای امنیت استان و منطقه و شهرستان شرط برگزاری است ادامه داد: اگر استان و منطقه اجازه نداد، آزمون به صورت غیر حضوری و برخط توسط معلم برگزار خواهد شد » .

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش از « تثبیت شرایط » می گوید در حالی که بیش از یک ماه از آتش بس گذشته و در این فاصله اتفاق خاصی هم رخ نداده است .

به لحاظ منطقی و عقلانی هم نمی شود فقط حمله مستقیم دشمن به یک مدرسه را آن هم در ابتدای جنگ – البته واقعه تلخ مدرسه میناب با محکومیت جهانی همراه شد – ملاک و تراز قرار داده و آن را به همه جای کشور و در همه زمان ها تعمیم داد .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

این به هیچ وجه با مسئولیت پذیری در حکمرانی آموزشی تناسبی ندارد .

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام می کند :

 برای آن که مدارس به صورت حضوری آغاز به کار کنند آموزش و پرورش تنها تصمیم‌ گیرنده و کنش گر نیست بلکه بخش‌های مختلف نظام حکمرانی باید آموزش حضوری یا غیرحضوری را بپذیرد.

چیزی که در سال های اخیر به ویژه از دوران کرونا تا کنون شاهد آن هستیم  ؛ بی عملی و یا به عبارتی « هیچ کاره بودن » وزارت آموزش و پرورش در تعطیلی های مدارس بوده است .

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

آیا آن سایر بخش های نظام در عمل و در میدان مسئولیتی برای خود در برابر تبعات و عواقب ناشی از تعطیلی های متناوب و متوالی مدارس مانند ترک تحصیل ، افت تحصیلی ، افزایش اختلالات روانی و رفتاری در میان دانش آموزان ، افزایش آسیب های اجتماعی حاد و مزمن و ... تعریف کرده اند و یا آن که دست آخر آموزش و پرورش و ارکان آن مانند معلم را متهم به بی کفایتی و بی عرضه بودن می کنند ؟

اختیار را مقامی دیگر دارد و کس دیگری تصمیم گیرنده است و فردی دیگر به جای او باید پاسخ گو باشد ؟ ( این چرخه ی غلط و فلاکت بار دهه هاست که در کشور ما ساری و جاری است )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

آیا قرار است وزارت آموزش و پرورش برای کوچک ترین و ریزترین مسائل هم دستور العمل و نسخه صادر کند ؟ و این در حالی است که دهه ها از مدرسه محوری گفته شده اما در عمل مدرسه فقط محلی برای اجرای بخشنامه ها و دستورات از بالا بوده است .

تا جایی که می دانیم در شورای تامین فردی مسئول و صاحب نظر در حوزه تعلیم و تربیت حضور ندارد .

پرسش « صدای معلم » آن است که چرا این وظیفه و مهم به « شورای آموزش و پرورش استان ها و شهرستان ها »  مطابق نص صریح « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » تفویض اختیار نشده است ؟

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

مگر نه این است که مطابق قانون این شورا در برابر وضعیت آموزش و پرورش مسئولیت دارد و باید که پاسخ گو باشد ؟

وزارت آموزش و پرورش به عنوان نهاد تصمیم گیر و سیاست گذار در حوزه آموزش و تربیت باید که در حوزه وظایف و اختیارات ؛ « استقلال  و عاملیت » داشته و در این زمینه مسئول و پاسخ گو باشد .

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و انتقاد صدای معلم از برگزاری امتحانات مدارس توسط شورای تامین و هیچ کاره بودن وزارت آموزش و پرورش

منتشرشده در گفت و شنود

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

عده ای با تکرار یک عبارت مشخص، تلاش می کنند تا یک پدیده بحث‌برانگیز، به امری عادی تبدیل شود:

«طبیعی است که در شرایط جنگی، اینترنت قطع شود.» این جمله‌پردازی، با هدفِ جابه‌جا کردنِ مسئولیت از اراده‌ی سیاست‌گذاران به سمت شرایطِ محیطی، سعی دارد قطعِ دسترسی به اطلاعات را به عنوان یک اتفاقِ پیش‌بینی‌ناپذیر و خارج از کنترل معرفی کند. اما اگر نگاهی دقیق‌تر به واقعیت‌های میدان های نبرد مشابه بیندازیم، متوجه می‌شویم که این ادعا با منطقِ جنگ‌های مدرن همخوانی ندارد.

در تمام منازعات بزرگ و جاری جهان — از اوکراین و روسیه گرفته تا بحران‌های خاورمیانه در غزه و لبنان — شاهد هستیم که اینترنت دیگر یک ابزارِ فرعی نیست، بلکه به یکی از اصلی‌ترین میدان‌های نبرد تبدیل شده است. در این جنگ‌ها، جریانِ لحظه‌ایِ اطلاعات و ویدئوها، عامل تعیین‌کننده‌ای در جلب حمایت‌های جهانی و شکل‌دهی به روایت‌های سیاسی است.

وقتی می‌بینیم در چنین شرایطی، دسترسی به فضای اینترنت جهانی محدود می‌شود، نمی‌توان به راحتی به شهروندان آدرس غلط داد، چرا که در اکثر موارد، این محدودیت‌ها نتیجه‌ی یک تصمیمِ آگاهانه _البته به اشتباه- برای مدیریتِ جریانِ اطلاعات است.

در واقع، تلاش برای طبیعی جلوه دادنِ قطعِ اینترنت، نوعی تلاش برای کاهشِ شفافیت است. وقتی این اتفاق را امری طبیعی معرفی می‌کنند، در حقیقت از مسئولیتِ خود در برابر جامعه در زمانِ بحران، شانه خالی می‌کنند.

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

هدف از این روایت‌سازی، پنهان کردنِ این حقیقت است که قطعِ ارتباطات، اغلب ابزاری برای کنترلِ روایت‌ها و جلوگیری از انتشارِ حقایقِ ناخوشایند است. با پذیرفتنِ این ادعا که «این اتفاق طبیعی است»، در واقع اجازه می‌دهیم که شکاف میانِ حقیقت و آنچه به مردم می‌رسد، خاصه با وجود شبکه های تلویزیونی برون مرزی که روایتی متفاوت یا متعارض ارائه می کنند، عمیق‌تر شود.

بنابراین، باید میان دو مفهوم تفکیک قائل شد:

یکی «اختلالاتِ ناخواسته» که بر اثر تخریبِ زیرساخت‌ها در جنگ رخ می‌دهد، که چنین اتفاقی نیفتاده است و دیگری «محدودیت‌های عمدی» که به اشتباه برای مدیریتِ سطحِ آگاهیِ جامعه اعمال می‌شود.

برخلاف آنچه تکرار می‌شود، قطعِ اینترنت در شرایط جنگی، متأسفانه به یک انتخابِ راهبردی شده است.

در واقع عادی‌سازیِ این انتخاب، می‌تواند به معنای پذیرشِ دوران جدیدی از مدیریتِ بحران باشد که در آن، حقِ دسترسی به حقیقت، قربانیِ ضرورت‌های سیاسی می‌شود.

غافل از آن که این انتخاب از اساس یک خطای راهبردی آشکار است.

( کانال رسمی مجمع فرهنگیان ایران اسلامی ble.ir/join/6AkPVk8qQ1 )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

انتقاد از عادی سازی قطع اینترنت به عنوان حق شهروندی در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

بخش نخست گزارش « صدای معلم » از مراسم گرامی داشت « روز معلم » که دوشنبه 14 اردیبهشت در « خانه ی احزاب استان البرز » با حضور جمعی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته برگزار شد قبلا منتشر گردید . ( این جا )

میزبانی این نشست با فراکسیون اصلاح طلبان استان البرز بود .

آن چه در زیر می آید ؛ بخش نخست سخنان و دیدگاه های « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » در مورد مسائل روز آموزش و پرورش و چالش های آن می باشد .

منتشرشده در گفت و شنود

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

مراسم گرامی داشت « روز معلم » دوشنبه 14 اردیبهشت در « خانه ی احزاب استان البرز » با حضور جمعی از فرهنگیان شاغل و بازنشسته برگزار شد .

با وجود دعوت از مدیران آموزش و پرورش برای حضور در این نشست هیچ کدام حضور پیدا نکردند .

  قاسم پوستین دوز، مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج در این نشست حضور داشت و به ارائه دیدگاه های خود پرداخت .

از رسانه های دعوت شده در این نشست فقط مهدی توسلی ، صاحب‌ امتیاز و مدیرمسئول نشریه استانی فراز البرز حضور پیدا کرده بود .

همچنین ؛ « علی پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم » نیر در این مراسم حضور داشت و ضمن ارائه دیدگاه ها و نظرات خود به برخی پرسش های حاضران پاسخ گفت .

مدیر صدای معلم در ابتدا ضمن تشکر از رضا قاسم پور خبرنگار صدای معلم ورییس فراکسیون اصلاح‌ طلبان  و خانه احزاب استان البرز که چنین فضایی را در شرایط حاضر برای هم اندیشی معلمان فراهم کرده اند از رویکرد و عملکرد حراست های وزارت آموزش و پرورش انتقاد کرد و گفت :

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

« گزارش های رسیده به « صدای معلم » و نیز صحبت های برخی مدیران مدارس نشان می دهد که آنان به مدارس گفته اند که حضور معلمان در مدرسه برای بزرگداشت روز معلم مجاز نیست و در صورت تشکیل هر گونه جلسه و نشست ، مسئولیت آنان بر عهده خود مدیران مدارس خواهد بود . جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند که کار کنند و قس علیهذا !

پرسش من این است که آیا چنین چیز « قانونی » است ؟

کدام قانون و اخلاق اجازه چنین دستوری را به آنان و سایر مسئولان داده است ؟

مگر چه اتفاقی افتاده که نباید این جلسات برگزار شوند .

در شرایط آتش بس و حتی جنگ هم دلیلی برای « تعطیلی مدارس » و توجیهات رنگارنگ برای جبران آن از سوی هیچ مقام و مسئولی هم وجود ندارد .

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

ما تجربه جنگ 8 ساله تحمیلی بین عراق و ایران را داریم .

مگر در آن شرایط و با وجود موشک باران و بمباران ، مدرسه ای را تعطیل کردند ؟

این چه بساطی است که راه انداخته اند ؟ »

رضا قاسم‌ پور رییس فراکسیون اصلاح‌طلبان ضمن تبریک هفته معلم به همکاران حاضر در نشست افزود: فراکسیون اصلاح‌طلبان در تلاش است به بهانه مناسبت‌های ملی و نیازهای کف جامعه، جلسات مطالبه ‌گری و هم‌اندیشی چالشی با حضور نخبگان البرزی و ملی برگزار نماید .

قاسم‌ پور تصریح کرد : در دوران پسا کرونا ، آموزش و پرورش دچار استحاله شده و با الصاق تعطیلی‌های گاه و بی ‌گاه آلودگی هوا، اعتراضات و اغتشاشات و اخیرا جنگ‌های تحمیلی زمین‌ گیر شده است ؛ لذا ذی ‌نفعان آموزش و پرورش به عنوان اضلاع ناراضی رخ نموده‌اند .

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

القصه، کلکسیون دانش‌ آموزان، معلمان، خانواده‌ها، وزارت ‌خانه و ادارات و حاکمیت هیچ‌ کدام از عملکرد دستگاه تعلیم و تربیت راضی نیستند .

به تمامی مشکلات ذکر شده توسط دوستان حاضر در جلسه می‌توان موارد زیر را نیز سنجاق نمود :

* استفاده ابزاری از آموزش و پرورش توسط برخی از نهادها و دستگاه‌ ها

* تعیین تکلیف برای آموزش و پرورش در شورای عالی آموزش و پرورش که اعضا و تصمیم گیرندگانش عموما غیرفرهنگی و بی‌اطلاع از احوالات آموزش و پرورشند .

* درگیری با پدیده‌هایی چون اختلاس‌های دنباله‌ دار و بی‌امان از صندوق ذخیره فرهنگیان

* عقد قرارداد با بیمه‌های اسقاطی

* دخالت نمایندگان و سایر ذی‌ نفوذها در فرایند عزل و نصب مدیران آموزش و پرورش

* سند تحول بنیادین با اصول مبهم و کلی و اجرای گزینشی

* مافیای کنکور و گزینش غیر حرفه ای معلمان و بسیاری موارد دیگر .

به نظر می‌رسد که تصمیم ‌سازان و تصمیم‌ گیران آموزش و پرورش از تحولات ساری و واقعیت‌های جاری در کف آموزش و پرورش بی اطلاعند .

زلزله‌ای هفت ریشتری باید .... !

واقعیت آن است که نه مسئولین از عملکرد آموزش و پرورش خشنودند و نه مردم به کارآمدی آن باورمند .

برای بهسازی و تعمیرات اساسی در آموزش و پرورش چاره‌ای جز رجوع به تجربیات کشورهای توسعه یافته و توسل به خرد جمعی در آموزش و پرورش نیست  » .

در ادامه ؛ امیر عطاران ، معلم و نویسنده کتاب متنی را با محتوای زیر خطاب به حاضران قرائت کرد :

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

« تقدیم به اهلِ دِماغ

« از دِماغ تا دَماغ؛ وقتی صورت، مسلخِ سیرت می‌شود »

هرچند میانِ « دِماغ » تا « دَماغ » تنها به اندازه‌ یک «حرکت» فاصله است، اما در جغرافیای انسانی، فرسنگ‌ها شکاف است میانِ دَماغ تا دِماغ ! که گویی صعود و سقوطِ آدمی،در توازن و حرکت میانِ همین دو کلمه نهفته است .

فاجعه آن جاست که آدمی را نه با ترازوی « دِماغ »،که با معیارِ «دَماغ» قضاوت کنند؛ و از یاد ببرند که اصالتِ و هویت آدمی به دِماغ است نه به دَماغ .

نمی‌دانم در این روزگارِ چه شده که برخی چنان سرگرمِ « دَماغ » شده‌اند که گویی دِماغ را از یاد برده اند؛ و چنان بر دَماغِ خویش می ‌نازند که گویی دِماغ را به کلی از فراموش کرده اند و چقدر تلخ و دردآور است آن گاه که ثروت‌، خرجِ دَماغ می‌شود ، در حالی که اندکی بر دِماغِ خویش اندیشه نمی دارند .

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

در دنیایی که ارزشِ دَماغ‌ها از دِماغ‌ها فزونی یافته و صاحبانِ خرد در عزلتِ ظاهر بینی‌هایِ دنیوی گوشه‌ گیر گشته‌اند، نمی‌دانم باید بر غربتِ « اهلِ دِماغ » غصه خورد یا بر جهالتِ « اهلِ دَماغ »؟

آری!

 از آن روز که دِماغ‌ها (عقل‌ها) تعطیل شدند، دَماغ‌ها رونمایی گشتند؛ و از آن دم که دِماغ ‌ها از فهم افتادند، دَماغ‌ها به فخرفروشی برخاستند .

 و تاریخ چه « داغ‌ها » که از دار و دسته‌ « دَماغ‌ دارانِ بی ‌دِماغ» ندیده است! همان کسانی که در پستوی جهل، دِماغ (عقل) را به بند کشیدند و با اصالت دادن به ظواهر، جامعه‌ی انسانی را به سوی جامعه حیوانی گسیل داشتند .

تقدیم به آنان که در جفایِ دنیای دَماغ ‌داران، هنوز بر آستانِ اندیشه ایستاده‌اند و سیرتِ انسانیِ خویش را در قمارِ صورتِ دنیوی نباخته‌اند » .

سپس ؛ مهدی توسلی از فرهنگیان و اصحاب رسانه به نقد عملکرد « صندوق ذخیره فرهنگیان » که دارایی ها ، هلدینگ ها و امکانات فراتر از تصوری دارد پرداخته و گفت :

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

« سیاست زدگی دنباله دار به جای سیاست گذاری کارآمد، تهدید اصلی توسعه همه جانبه موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان است .

با وجود ظرفیت های بی نظیر ایجاد شده توسط مدیران و فرهنگیان از نزدیک سه دهه  گذشته که متاسفانه به صورت کمرنگ از همان اوایل تشکیل موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به جای سیاستگذاری درست و کارآمد مسیر به سمت ناکارمدی رفته و به جای تعریف واقعی از موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان به عنوان بازوی تاثیر گذار در اقتصاد کلان کشور و کمک به رفع چالش ها تبدیل به یکی از کم اعتمادترین موسسات مالی کشور گردیده  و برای فرهنگیان موجب اضطراب و نگرانی به جای افزایش امید و آسایش گردیده است و برای خروج از وضع موجود به نظر می رسد توجه به موارد زیر می تواند به افزایش اعتماد فرهنگیان وارتقای بهره وری به موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان کمک کند :

۱- شفاف سازی  کلیه فعالیت های صندوق و اعلان آن به نحو مقتضی به فرهنگیان عضو به جای گزارش های کلی

به این صورت که منابع اصلی سود آوری شرکتها و...مشخص گردد.

۲- عمل به قانون و اساسنامه موسسه به عنوان بزرگترین  تکیه گاه قابل اعتماد جهت حرکت در مسیر مستقیم ؛ به عنوان مثال بعد از هفت سال با برگزاری انتخابات نماینده جدید معلمان موسسه انتخاب کردند ..

۳- اعضای محترم هیئت امنا با جدیت هرچه بیشتر در هدایت و سیاست گذاری موسسه تاثیر گذار باشند و باتوجه به رسالت های قانونی در جهت ارتباط بهره وری صندوق تلاش کنند. به عنوان مثال تلاش در جهت هدایت هیئت مدیره محترم جهت اخذ سهم دولت

۴- چابک سازی شرکت ها و هلدینگ ها وکار آمد و بروز کردن آنها به جای حذف آنها چرا که شرکت ها و هلدینگ ها به عنوان فرصت تلقی می شوند تا تهدید هر چند هدایت سرمایه به بورس بعنوان نبض اقتصادی هر کشوری ظاهرا خوب و راحت هست ولی سابقه خوبی ندارد مضافا اینکه کشور به جای بورس بازی باید به سمت تولید هدایت شود.

۵- جهت ایجاد اعتماد در فرهنگیان هرچه سریع تر بر اساس قیمت های واقعی ارزش مالکانه افراد تعیین تکلیف شود .

۶- هیئت مدیره های موسسه ، هیئت مدیره هلدینگ ها و شرکت ها براساس شاخصه های علمی انتخاب شده و از دخیل کردن فشارهای سیاسی و... که در انتخاب افراد بیشترین نقش را دارد پرهیز گردد » ..

۷- برگرداندن اموال موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان از وزارتخانه از جمله ساختمان علاقه مندان تهران ، لرستان و ....

مدیر صدای معلم در ارتباط با پرسش یکی از حاضران و در تایید مواضع توسلی گفت که بیش از 30 سال از عمر صندوق ذخیره فرهنگیان می گذرد .

جالب است بدانید که صندوق ذخیره فرهنگیان در سن بازنشستگی خود فقط یک « نشست خبری » با رسانه ها آن هم با پیشنهاد و پی گیری « صدای معلم » برگزار کرده و البته در آن نشست هم « صدای معلم » را دعوت نکردند .

مسئولان این صندوق که « پاسخ گویی » و « مسئولیت پذیری » باید تقویم و ترجیع بند کاری آنان باشد ؛ اساسا با این گونه مفاهیم بیگانه اند و باوری به آن هم ندارند .

کسی از مقامات بالادستی هم چنین کاری از آنان نمی خواهد .

وقتی فرهنگیان عضو نسبت به صندوق ذخیره بی اعتمادند ، دلیل دارد و بدیهی است که با شعار و حرف های قشنگ نمی توان « اعتمادسازی » کرد .

در این نشست ؛ مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 کرج از زحمات زیاد عبداللهی استاندار البرز تشکر و قدردانی کرد .

پورسلیمان مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

استاندار به وظایف خود به عنوان « رییس شورای آموزش و پرورش استان » عمل می کند و باید که در چارچوب « قانون تشکیل شوراهای آموزش و پرورش » مسئول و پاسخ گو باشد .

سپس پوستین دوز مدیر پیشین اداره آموزش و پرورش گفت پس تکلیف کسانی که به این وظایف عمل نکرده اند ؛ چه می شود ؟

پورسلیمان تصریح کرد : اگر به قول مسئولان ، « ترک فعل » کرده است باید مطابق قانون برخورد شود . هر چند این نافی مسئولیت رسانه ها و خبرنگاران و در مجموع ،؛ جامعه هدف و ذی نفع هم نمی تواند باشد .

مدیر و مسئولی که به خطا می رود و سیستم را فشل می کند ؛ باید بدانیم این وضعیت و محصول یک شبه و ناگهانی اتفاق نمی افتد !

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

 دیدگاه یکی از فرهنگیان حاضر در نشست در مورد « مشارکت » بود .

مدیر صدای معلم در توضیح این نگرش چنین بیان کرد :

متاسفانه واژه مشارکت دچار بدفهمی و حتی سوء استفاده واقع شده است .

در دنیا ( منظورم کشورهای توسعه یافته است و نه عقب مانده ) ؛ تامین درست و رایگان « آموزش و بهداشت » از وظایف اصلی و ذاتی دولت هاست و آنان به هیچ وجه نمی توانند آن را تفویض کرده و از انجام آن سر باز زنند .

متاسفانه در این چند دهه ، حاکمیت ما به انحای مختلف از عمل به اصول قانون اساسی مانند اصل 3 و 30 و... طفره رفته و همواره سعی کرده آموزش و پرورش را با وجود شعارها و حرف های زیبا و فربینده از سر خود باز کند .

این به هیچ وجه منطقی و قابل قبول نیست » .

قاسم پور مدیر نشست در ابتدای نشست عنوان کرد که برگزاری این نشست را به افرادی بسیاری اطلاع رسانی کرده بود . برخی از آنان گفته بودند که که اگر ما در این نشست بیاییم ؛ آیا پورسلیمان می تواند مشکلی از آموزش و پرورش و معلمان را حل کند ؟ برگزاری این نشست ها به چه دردی می خورد ؟

پورسلیمان ؛ مدیر صدای معلم در پاسخ گفت :

« وظیفه و در واقع عملکرد یک رسانه به صورت عمده معطوف به دو چیز است :

نخست انعکاس درست و حرفه ای واقعیت ها و دوم برخورد با استبداد اداری مدیران و فربه کردن « حوزه عمومی » در آموزش و پرورش .

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

مدیر صدای معلم ضمن اشاره به برخی تجارب و مشاهدات خود در نشست های خبری و نیز 15 سال فعالیت حزبی و تشکیلاتی خود تاکید کرد :

بسیار دیده ام که وقتی در مورد پاسخ به پرسشی به مقام مربوطه سماجت کرده ام آن مسئول گفته که عملا کاره ای نیست و یا اختیاری ندارد و تعابیری از این دست .

به آن مقام صریحا گفته ام که اگر کاره ای نیستی پس این جا چه می کنی ؟!

برو و بگذار کسانی بیایند که بتوانند حداقل به شرح وظایف قانونی خود عمل کنند .

جالب است این مدیران وقتی از سیستم کنار گذاشته می شوند ؛ در مجامع که حضور پیدا می کنند با مظلوم نمایی می گویند که در زمان تصدی و مدیریت شان ، نمی گذاشتند کار کنند و قس علیهذا !

نباید فراموش کنیم که حضور در این گونه نشست ها به انگیزه و خودانگیختگی بالایی نیاز دارد .

مدیر صدای معلم به طنز عنوان کرد : کافی است که اعلام کنید حضور در این نشست 5 ساعت ضمن خدمت دارد و یا در پایان قیمه و ... می دهیم . آن موقع خواهید دید که چند نفر استقبال می کنند ! اما ما به دنبال تبلیغات و سیاهی لشگر و... نیستیم .

مشروح دیدگاه ها و نظرات مدیر صدای معلم در این پایگاه خبری تحلیلی منتشر خواهد گردید .

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

گزارشگران : رضا قاسم پور و علی پورسلیمان

ویرایش : زهرا قاسم پور دیزجی

پایان گزارش/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از مراسم بزرگداشت روز معلم در خانه احزاب استان البرز

منتشرشده در گفت و شنود
صفحه1 از280

نظرسنجی

" صلح و فرهنگ گفت و شنود " را در کتاب های درسی و در فضای غالب مدارس چگونه ارزیابی می کنید ؟

خیلی زیاد - 9%
زیاد - 26.1%
متوسط - 12.7%
کم - 12.2%
خیلی کم - 38.8%

مجموع آرا: 245

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور