صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

 گزارش تجلیِ عزمِ زنجانی‌ها در قلبِ تپنده ایران در صدای معلم  تهران، دوشنبه پانزدهم تیرماه، در جریان یک مراسم باشکوه و کم‌نظیر، صحنه‌ی حضور میلیون‌ها نفر از نقاط مختلف کشور بود؛ حضوری گسترده که خیابان‌های پایتخت را به جلوه‌ای از همبستگی ملی و شکوه اجتماعی بدل کرد. این رویداد عظیم که زیر نگاه هزاران لنز رسانه‌ای داخلی و خارجی ثبت شد، یکی از بزرگ‌ترین تجمعات مردمی روزهای اخیر توصیف شده است.

-  از نخستین ساعات صبح، موج جمعیت از استان‌های مختلف کشور به سمت پایتخت سرازیر شد و خیابان‌های مرکزی تهران شاهد حضور میلیونی و پرشور مردم بود. در این میان، شکوه مراسم به حدی بود که صحنه‌هایی از ازدحام گسترده و انسجام کم‌سابقه در مسیرهای اصلی شکل گرفت.

- در این فضای عظیم و پرشکوه، تنها حضور برجسته و سازمان‌یافته «فرماندهان پایگاه‌های حوزه قدس قره‌پشتلو» از استان زنجان مورد توجه قرار گرفت؛ فرماندهانی که در دل این جمعیت میلیونی، در کنار سایر نیروهای حاضر، نقش نظارتی و همراهی میدانی خود را ایفا کردند و جلوه‌ای از انسجام و هماهنگی را به نمایش گذاشتند.

- این حضور در دل یک مراسم باشکوه و ملی با مشارکت گسترده اقشار مختلف از سراسر کشور، نشان‌ دهنده پیوند ساختاری میان نیروهای سازمانی و بدنه مردمی بود؛ پیوندی که در مقیاس این حجم از جمعیت، اهمیت و نمود بیشتری پیدا می‌کرد.

 در چنین شرایطی، مدیریت جریان جمعیت و نظم عمومی در این رویداد عظیم، جلوه‌ای از هماهنگی میدانی را به نمایش گذاشت؛ به‌گونه‌ای که حضور نیروهای مسئول در کنار مردم، به حفظ انسجام کلی مراسم کمک کرد.

-  این رویداد در نهایت به عنوان یکی از بزرگ‌ترین تجمعات مردمی کشور در تهران ثبت شد؛ مراسمی باشکوه که حضور گسترده مردم از نقاط مختلف ایران، تصویر کم‌نظیری از همبستگی ملی را در حافظه رسانه‌ای کشور به جا گذاشت.

گزارش تجلیِ عزمِ زنجانی‌ها در قلبِ تپنده ایران در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش تجلیِ عزمِ زنجانی‌ها در قلبِ تپنده ایران در صدای معلم

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت ؛

از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه، به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صداي معلم » منتشر کردم .


امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوباني براي رسيدن به آزادي وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است بدون اتکا به جنگ افروزان، راه باريک قديمي را طي کند.

امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند ؛

بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.


خلاصه قسمت اول :

مسیر اصلی چنين است:

امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی

توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب می‌شوند:

• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد

به زبان ساده:

هرچه حکومت بازتر، شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر باشد، فاصله‌اش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر می‌شود.

حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:

1. مخالفان سیاسی مسالمت‌جو
2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح
3. نیروهای مخالف مسلح داخلی

همه را نباید یکسان دید.

هـ) بازسازی اعتماد عمومی

• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگی‌ها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانواده‌های کشته‌شدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقت‌یابی


قسمت دوم
بخش چهارم
وظایف اپوزیسیون بعد از جنگ

لازم به يادآوري است که همان طور که صدرِ اين نوشتار آمده است:

بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرا بخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم . تا در بوته نقد، بيشتر بياموزم و بيشتر اصلاح شوم. تا شرايطي برايم فراهم گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ گام بردارم.

نقش اپوزیسیون باید از «تشدید شکاف» به سمت بازسازی اعتماد و ارائه آلترناتیو سیاسی برود.

الف) فاصله‌گیری روشن از تجاوز خارجی

انديشمندان به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند صریح و شفاف بگوید:

• اختلاف داخلی مجوز تجاوز خارجی نیست
• مداخله خارجی به نفع مردم نيست
• تغییر سیاسی باید از مسیر داخلی و مشروع پیگیری شود


ب) بازتعریف راهبرد

فلاسفه به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند :

• از خشونت و تحریک به خشونت دور شود
• بر برنامه سیاسی، حقوقی و اجتماعی تمرکز کند
• یک نقشه راه برای گذار مسالمت‌آمیز ارائه دهد
ج) پذیرش مسئولیت در برابر مردم
• مسئولیت اخلاقی و سیاسی را بپذیرد

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

د) مشارکت در آشتی ملی

بزرگان دنياي سياست به اپوزیسیون کشور ها به طور کلي پيشنهاد مي کنند، در فرآیندهای زیر حضور فعال داشته باشد:

• گفت‌وگوی ملی
• کمیسیون حقیقت‌یاب
• بازسازی نهادها
• اصلاحات انتخاباتی و حقوقی


بخش پنجم

وظیفه مشترک اپوزيسيون و حاکميت

مهم‌ترین وظیفه مشترک اپوزيسيون و حاکميت، این است که کشور را از میدان جنگ به میدان سیاست برگردانند.

محورهای مشترک:

• پذیرش این‌که مردم، قربانی اصلی بوده‌اند
• پرهیز از روایت‌سازی‌های کاملاً سیاه و سفید
• اولویت دادن به حیات ملی بر پیروزی جناحی
• ایجاد سازوکارهای:
- حقیقت‌یابی
- عدالت انتقالی
-  آشتی ملی
- جبران خسارت
- اصلاح قانون اساسی یا ساختار حکمرانی
***

در تئوري جامعه شناختي، فارغ از آنچه در کشور گذشته است، پيشنهاد داشمندان اين حوزه چنين است:

نکته بسیار مهم: عدالت بدون انتقام

در چنین شرایطی اگر فقط «بخشش» باشد و عدالت نباشد، مردم ناراضی می‌شوند.

اگر فقط «مجازات» باشد و آشتی نباشد، چرخه خشونت ادامه پیدا می‌کند.

پس راه درست معمولاً این است:
• حقیقت
• عدالت
• جبران
• آشتی
• اصلاح ساختار

این ترکیب، همان چیزی است که بسیاری از کشورها بعد از جنگ داخلی یا بحران‌های خونین به آن نیاز داشته‌اند.

خلاصه ؛

بعد از جنگ:

حاکمیت باید:

• از انتقام‌جویی دور شود
• مسئولیت خطاها را بپذیرد
• فضای سیاسی را باز کند
• بین مخالف سیاسی و تجاوز گر خارجی تفکیک کند
• عدالت و بازسازی را هم‌زمان پیش ببرد


صاحب نظران اين حوزه به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند:

• تجاوز خارجی را صریحاً رد کند
• از خشونت و تحریک بیرونی فاصله بگیرد
• مسئولیت نقش خود در شکاف را بپذیرد
• به سمت برنامه سیاسی و ساختار سازي برود


بخش ششم

آسيب شناسي اپوزيسيون

حداقل سه گروه را مي توان در نظر بگيريم:

• گروه موافق مداخله خارجی: جنگ را ابزار فشار یا تغییر می‌داند
• گروه مخالف جنگ و مداخله خارجی: آن را به زیان مردم و کشور می‌داند
• گروه میانه یا مردد: با حاکمیت مخالف است، اما با تجاوز هم مشکل دارد

به نظر متخصصان اين حوزه، ترمیمِ شکاف بينِ اپوزيسيون، زمانی امکان پذير می‌شود که این تفاوت‌ها پنهان یا انکار نشوند.
***

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

حداقل مشترک باید تعریف شود.

انديشمندان اين دانش، برای ترمیم شکاف، به اپوزیسیون پيشنهاد مي کنند، روی چند اصل مشترک به توافق برسد، حتی اگر درباره سایر مسائل اختلاف داشته باشد:

اصول حداقلی مشترک:
• مردم قربانی اصلی جنگ هستند
• آینده سیاسی کشور باید توسط خود مردم تعیین شود
• اختلاف داخلی نباید به وابستگی به قدرت خارجی تبدیل شود
اگر این حداقل مشترک شکل نگیرد، اپوزیسیون عملاً به چند تکه‌ی متخاصم تبدیل می‌شود.
***

گفت‌وگوی درون‌اپوزیسیونی لازم است.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

از نظر صاحب نظران، ترمیمِ شکاف، بدون گفت‌ و گو ممکن نیست. این گفت‌وگو باید:

• بدون برچسب‌زنی باشد
• به جای تخریب شخصیت، بر مواضع سیاسی تمرکز کند
• روشن کند چه کسی واقعاً خواهان اصلاح است و چه کسی صرفاً به دنبال حذف کامل طرف مقابل است ؟


بهتر است این گفت‌وگوها حول محورهای مشخص باشد:

• نسبت اپوزیسیون با مداخله خارجی
• نسبت اپوزیسیون با خشونت
• برنامه گذار سیاسی
• آینده قانون اساسی، انتخابات، حقوق اقلیت‌ها و آزادی‌ها
***

مرزبندی روشن با خشونت و مداخله خارجی ؛

اگر بخشی از اپوزیسیون اقدامات کشور متجاوز را تأیید می‌کند، سایر بخش‌ها برای حفظ اعتبار خود باید:

• انواع اپوزيسيون ها، موضع خود را نسبت به خشونت و مداخله خارجي،صریح و شفاف اعلام کنند .

• نشان دهند که مخالفت شان با حاکمیت، به معنی همراهی با دشمن خارجی نیست
***

تمرکز بر برنامه، نه گذشته

وقتی شکاف زیاد است، بحث‌های گذشته معمولاً همه چیز را قفل می‌کند. راه بهتر این است که اپوزیسیون روی آینده تمرکز کند:

• چه نوع حکمرانی می‌خواهد؟
• چه اصلاحاتی لازم است؟
• چگونه می‌خواهد انتقال قدرت یا اصلاح قدرت را پیش ببرد؟
• چگونه از تکرار جنگ و فروپاشی جلوگیری می‌کند؟
برنامه‌ی مشترک، از اختلافات شخصی و تاریخی مهم‌تر است.
***

پذیرش تکثر درون اپوزیسیون ؛
اپوزیسیون سالم، لازم نیست یک صدا باشد.
اما باید چندصداییِ منظم داشته باشد، نه پراکنده‌گی متخاصم.

یعنی:
• اختلاف نظر طبیعی است
• ولی نفی مشروعیت یکدیگر به‌ صورت کامل، شکاف را عمیق‌تر می‌کند
• باید سازوکار هماهنگی حداقلی وجود داشته باشد
***

اعتمادسازی تدریجی

اعتماد درون اپوزیسیون با یک بیانیه درست نمی‌شود. نیاز به عمل دارد:

• پرهیز از تخریب رسانه‌ای
• شفافیت در منابع مالی و ارتباطات
• خودداری از ائتلاف‌های مبهم با بازیگران خارجی
• احترام به حق مخالفت درون‌گروهی
• پذیرفتن هزینه‌ی اشتباهات گذشته

نقش تجربه جنگ در بازتعریف هویت اپوزیسیون ؛

جنگ معمولاً به اپوزیسیون نشان می‌دهد که:
• «دشمنِ حاکمیت» بودن لزوماً به معنی «دوست مردم» بودن نیست
• تکیه بر نیروی خارجی ممکن است مشروعیت را نابود کند
• اگر اپوزیسیون نتواند از منطق جنگ عبور کند، در آینده نیز قدرت‌سازیِ پایدار نخواهد داشت

خلاصه ؛

کارشناسان معتقدند، شکاف درون اپوزیسیون با این مسیر ترمیم می‌شود:

1.  پذیرش علنی اختلافات
2. تعریف حداقل اصول مشترک
3. مرزبندی روشن با خشونت و ...
4. گفت‌وگوی مستمر و نهادی
5. تمرکز بر برنامه آینده
6. اعتمادسازی عملی و تدریجی


بخش هفتم
نگاه علمي تر به اپوزيسيون

بخش نخست

( ادامه دارد )


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

 گزارشی از یک اراده جمعی در قالب تشییع یک رهبر در صدای معلم  «تهران قیامت شد؛ تشییع باشکوهی که جهان را میخکوب کرد»

«إذا مات العالم ثلم فی الإسلام ثلمه لا یسدها شیء»

تهران، ۱۴ تیر ۱۴۰۵ – یکشنبه | گزارش ویژه از قلب مقاومت


جهان امروز، تهران را به نام دیگری می‌شناسد؛ نه با اخبار جنگ، بلکه با تصویرِ دریایی از جمعیت که تمام مرزهای جغرافیایی و سیاسی را در هم شکستند.

امروز، یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵، تهران فقط در حال تشییع یک رهبر نبود؛ بلکه تهران در حال بازنویسی دستورالعمل بقا و پیروزی در تاریخ معاصر بود. چهار ماه پس از آن روز تلخ نهم اسفند ۱۴۰۴، امروز ملت ایران ثابت کرد که «رهبری» یک شخص نبود، بلکه یک «جریان بی‌پایان» است.

در میان گرمای سوزان تیرماه، که گویی بازگشتی بود به گرمای طاقت‌فرسای سال‌های دفاع مقدس، تداعی «عملیات رمضان» در ذهن هر حاضری جاری بود.

همان‌گونه که رزمندگان ما در سال‌های جنگ، با ایمان پولادین در برابر توپ و تانک دشمن بعثی ایستادند، امروز نیز نسل جدید در مسیر تشییع رهبر، با همان روحیه صف‌آرایی کرده است. اگر عملیات رمضان آزمونی برای ایستادگی در برابر تجاوز بود، امروز نیز این تشییع باشکوه، آزمونی برای نمایش همبستگی ملی در برابر تهدیدات جدید محورهای استکبار (آمریکا و اسرائیل) است.

هزاران لنز دوربین از سراسر جهان، از شرق تا غرب، امروز بر روی تهران متمرکز شده بود. خبرنگاران بین‌المللی که انتظار داشتند تصویری از تزلزل یا شکاف در جامعه ایران را شکار کنند، با چیزی مواجه شدند که در هیچ کتاب علوم سیاسی‌ای نوشته نشده است:

«انسجام مطلق». از جوانان و دانشگاهیان گرفته تا ایثارگران و روحانیون، همه در یک ریتم واحد می‌تپیدند. یک ایران عزادار، خود را به تهران رسانده بودند.

این پوشش رسانه‌ای گسترده، خود گواهی بر این حقیقت است که پیام امروز ایران، فراتر از مرزها، در گوش تمام جهان طنین‌انداز شده است.

کارشناسان تأکید دارند که آنچه امروز شاهد آن بودیم، یک «واقعه اجتماعی» نبود، بلکه یک «واقعه استراتژیک» بود. این تشییع نشان داد که پروژه تضعیف ایران از طریق شهادت رهبری، به بن‌ بست رسیده است.

امروز ملت ایران با پیوند زدن حماسه «رمضان» به حماسه «تشییع»، نشان داد که قدرت واقعی نه در تجهیزات نظامی، بلکه در «اراده جمعی» نهفته است.

امروز، ۱۴ تیر، تاریخ به یاد خواهد آورد که وقتی دشمن فکر می‌کرد با رفتن یک رهبر، مسیر مقاومت را مسدود کرده، ایران با حضور میلیونی مردمش، یک «فصل تازه‌تر و سخت‌تر» از مقاومت را آغاز کرد.

ایران امروز، نه در سوگ گذشتگان، که در آستانه پیروزی آینده ایستاده است.

گزارشی از یک اراده جمعی در قالب تشییع یک رهبر در صدای معلم


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارشی از یک اراده جمعی در قالب تشییع یک رهبر در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

گروه استان ها و شهرستان ها/

گزارش صدای معلم از نشست هم‌ اندیشی خانه احزاب و نماد گفت‌وگو و همدلی و مشارکت سیاسی در استان البرز در مورد حجاب و رسانه های مستقل

نشست هم‌ اندیشی «خانه احزاب؛ نماد گفت‌وگو، همدلی و مشارکت سیاسی» عصر سه‌شنبه با حضور نورالدین آهی، مشاور رئیس‌جمهور در امور احزاب و تشکل‌ها، مریم اسماعیلی‌فرد، مدیرکل سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری البرز، جمعی از دبیران احزاب، نمایندگان تشکل‌های سیاسی، سازمان‌های مردم‌نهاد، استادان دانشگاه، فعالان سیاسی، اجتماعی و اصحاب رسانه، به میزبانی خانه احزاب استان البرز و با اجرای رضا قاسم‌پور برگزار شد.

در ابتدای نشست، مهندس ترابیان، رئیس خانه احزاب استان البرز با تشریح فعالیت‌های این مجموعه، بر نقش احزاب در تقویت مردم‌ سالاری، افزایش مشارکت سیاسی، همدلی میان جریان‌های مختلف و تعامل سازنده با مسئولان تأکید کرد و استمرار چنین نشست‌هایی را لازمه توسعه سیاسی استان دانست.

نورالدین آهی نیز با بیان اینکه احزاب مهم‌ترین حلقه ارتباطی میان مردم و حاکمیت هستند، توسعه فعالیت‌های حزبی، گفت‌وگوی ملی و مشارکت سیاسی را از ارکان حکمرانی مطلوب برشمرد و اظهار داشت دولت چهاردهم بخش قابل توجهی از جلسات خود را به بررسی مسائل معیشتی مردم اختصاص داده و خدمت‌رسانی به مردم را در اولویت قرار داده است.

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این نشست، پاسخ مشاور رئیس‌جمهور به پرسشی درباره موضوع حجاب بود. وی تصریح کرد: «حجاب، امر دستوری نیست؛ یک موضوع فرهنگی است و فرهنگ‌سازی، گفت‌وگو، آموزش و اقناع، اثربخش‌تر از اقدامات صرفاً مبتنی بر اجبار خواهد بود.» این اظهارات با استقبال حاضران روبه‌رو شد.

در ادامه، مریم اسماعیلی‌فرد، مدیرکل سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری البرز با تأکید بر نقش احزاب در افزایش سرمایه اجتماعی و توسعه سیاسی استان، اعلام کرد: «درِ دفتر مدیر کل سیاسی استانداری البرز به روی همه احزاب، تشکل‌های قانونی، فعالان سیاسی و اجتماعی باز است و برای دیدار و طرح مسائل، نیازی به تعیین وقت قبلی نیست.»

وی همچنین بر حمایت استانداری از فعالیت‌های قانونی احزاب و استمرار گفت‌وگوی مستقیم میان مسئولان و فعالان سیاسی تأکید کرد.

در بخش دیگری از نشست، ناهید ختایی، مدیر رسانه «موج نو» با اشاره به نقش رسانه‌ها در تقویت سرمایه اجتماعی اظهار داشت برگزاری نشست‌های خانه احزاب زمانی اثربخش خواهد بود که به گفت‌وگوی واقعی، شنیدن دیدگاه‌های مختلف و پیگیری مطالبات فعالان سیاسی و رسانه‌ای منجر شود، نه اینکه صرفاً در حد یک برنامه تشریفاتی باقی بماند.

وی با انتقاد از بی‌توجهی به برخی رسانه‌های باسابقه و دلسوز، بر ضرورت حفظ سرمایه‌های رسانه‌ای، تکریم رسانه‌های مستقل و استقبال از نقدهای سازنده برای ارتقای عملکرد خانه احزاب تأکید کرد.

گزارش صدای معلم از نشست هم‌ اندیشی خانه احزاب و نماد گفت‌وگو و همدلی و مشارکت سیاسی در استان البرز در مورد حجاب و رسانه های مستقل

همچنین احسانی با تأکید بر اینکه رسانه‌های مستقل و مسئولیت‌پذیر نباید به حاشیه رانده شوند، خواستار حمایت و احترام برابر نسبت به همه رسانه‌ها شد. وی همچنین با اشاره به برخی مسائل سیاسی کشور، بر ضرورت تصمیم‌گیری بر اساس منافع ملی، حفظ وحدت و پرهیز از ایجاد شکاف در جامعه تأکید کرد و خواستار اجرای دقیق قانون و تقویت نظارت شفاف و مؤثر بر فرآیندهای انتخاباتی برای افزایش اعتماد عمومی شد.

در ادامه، مهندس حق‌وردی، دبیر حزب مردم‌سالاری فردیس و دبیر سمن امید شکوفاگران، سه مطالبه اساسی در حوزه تشکل‌های مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد را مطرح کرد. وی با تأکید بر ضرورت اصلاح قانون تشکل‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد، خواستار بازنگری قوانین موجود و حمایت دولت و مجلس از تقویت جایگاه سمن‌ها شد.

وی همچنین تعدد مراجع صدور مجوز و تفاوت رویه‌های ثبت تشکل‌ها را از مهم‌ترین مشکلات موجود دانست و از هیئت وزیران خواست با تدوین آیین‌نامه‌ای واحد، فرآیند ثبت و فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد را یکپارچه، شفاف و تسهیل کند.

حق‌وردی در ادامه ، کاهش بوروکراسی اداری، کوتاه شدن زمان صدور مجوز و ایجاد پنجره واحد خدمات برای تشکل‌های مردمی را از مهم‌ترین مطالبات فعالان مدنی برشمرد و تأکید کرد که تقویت جامعه مدنی، افزایش مشارکت اجتماعی و بهره‌گیری از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد، مستلزم اصلاح قوانین، یکسان‌سازی مقررات و حمایت عملی از فعالیت احزاب و تشکل‌های مردمی است.

در ادامه، گلوند بر استفاده از ظرفیت احزاب در تصمیم‌سازی‌ها تأکید کرد و صفری نیز با اشاره به اهمیت حفظ جان مردم، توجه ویژه به پدافند غیرعامل را از مطالبات جدی جامعه عنوان کرد.

مهدی حسنی نیز با تأکید بر نقش نسل جوان در آینده سیاسی کشور گفت: «جوانان را نباید دست‌کم گرفت؛ باید به آنان میدان داد و از ظرفیت، تخصص و انگیزه آنان، به‌ویژه در آستانه انتخابات پیش‌رو، بهره گرفت.»

در این نشست، عبدالناصر ابراهیمی، دبیر حزب همت استان البرز، به همراه دیگر اعضای حزب، حجت‌الاسلام شورجه و پروانه شمس نیز به ایراد سخن پرداختند. آنان بر وفاق و همدلی میان همه جریان‌ها و نگاه‌های سیاسی کشور تأکید کردند.

عبدالناصر ابراهیمی ضمن قدردانی از تلاش‌های دولت مسعود پزشکیان، حمایت حزب همت استان البرز از دولت را اعلام کرد و گفت: دولت در کنار پیگیری برنامه‌های سیاسی و اجتماعی، باید توجه ویژه‌ای به بهبود وضعیت اقتصادی، معیشت مردم، کنترل تورم و افزایش رفاه عمومی داشته باشد؛ چرا که مطالبات اقتصادی امروز مهم‌ترین دغدغه جامعه است.

همچنین قهرمان، اسلام‌دوست، حاجی‌زاده، ناصربخت، سریزدی، ابراهیمی، زرین‌پناه و دیگر فعالان سیاسی و اجتماعی حاضر در نشست، دیدگاه‌ها و پیشنهادهای خود را درباره تقویت نقش احزاب، افزایش مشارکت سیاسی، بهره‌گیری از ظرفیت نخبگان و جوانان، ارتقای سرمایه اجتماعی و توسعه فرهنگ گفت‌وگو مطرح کردند.

این نشست با حضور گسترده اصحاب رسانه، فعالان سیاسی و اجتماعی در فضایی صمیمانه، تعاملی و مبتنی بر احترام متقابل برگزار شد و شرکت‌کنندگان بر استمرار چنین نشست‌هایی برای تقویت وفاق ملی، افزایش مشارکت سیاسی، هم‌افزایی میان سلایق مختلف و شتاب‌بخشی به روند توسعه استان البرز و کشور تأکید کردند.

گزارش صدای معلم از نشست هم‌ اندیشی خانه احزاب و نماد گفت‌وگو و همدلی و مشارکت سیاسی در استان البرز در مورد حجاب و رسانه های مستقل

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از نشست هم‌ اندیشی خانه احزاب و نماد گفت‌وگو و همدلی و مشارکت سیاسی در استان البرز در مورد حجاب و رسانه های مستقل

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

گاهی تاریخ، سال‌ها در سکوت می‌نشیند تا در یک قاب عکس، خود را روایت کند.

سال ۱۳۹۰، هنگامی که از جمشید انصاری نماینده وقت زنجان پرسیدم چرا برای انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه زنجان نامزد نمی‌شود، پاسخ داد ــ به مضمون ــ : «مجلس دوره اثربخشی خود را از دست داده است.»

آن روز، این سخن برای بسیاری تنها یک تحلیل سیاسی به نظر می‌رسید؛ تحلیلی که شاید موافقان و مخالفان خود را داشت. اما سیاست، برخلاف هیاهوی روزمره، داوری‌اش را به زمان می‌سپارد.

امروز، پس از گذشت سال‌ها، آن تحلیل دیگر صرفاً یک جمله نیست؛ به تصویری عینی بدل شده است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

عکس شماری از نمایندگان مجلس که ناگزیر شده‌اند جلسه خود را نه در صحن بهارستان، بلکه در خیابان‌های اطراف آن برگزار کنند، صرفاً یک اتفاق خبری نیست؛ این تصویر، روایت نمادین افول جایگاه نهادی است که قرار بود تجلی اراده ملت و قلب تپنده قانون‌گذاری کشور باشد.

شاید از منظر رقابت‌های سیاسی، برخی انتظار داشته باشند که یک اصلاح‌طلب از دیدن حاشیه‌نشینی نمایندگان منتسب به جبهه پایداری احساس رضایت کند؛ اما چنین نگاهی، سیاست را به سطح رقابت‌های جناحی تقلیل می‌دهد.

اندوه من، اندوه یک جناح نیست؛ اندوه فروریختن اقتدار نهادی است که نامش مجلس شورای اسلامی است.مجلس، هر ترکیبی که داشته باشد، اگر از جایگاه واقعی خود فرو بیفتد، نخستین بازنده آن، هیچ حزب یا جناحی نیست؛ بازنده، جمهوریت نظام، حاکمیت قانون و حق مردم برای اثرگذاری بر سرنوشت خویش است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

مجلس، در فلسفه وجودی خود، قرار نبود صرفاً کارخانه تصویب قوانین باشد. قرار بود محل تلاقی اراده ملت و قدرت، کانون نظارت بر حکومت، و سنگر دفاع از حقوق عمومی باشد. اما هرگاه تصمیم‌های بزرگ، بیرون از مجلس گرفته شود و مجلس تنها نقش تأییدکننده یا تماشاگر را ایفا کند، دیگر نمی‌توان از اقتدار پارلمان سخن گفت؛ حتی اگر ساختمان بهارستان همچنان پابرجا باشد.

اقتدار مجلس، به دیوارهای بهارستان نیست؛ به استقلال رأی نمایندگان، به آزادی نقد، به قدرت نظارت و به اعتبار رأی مردم است.

وقتی نماینده مردم، برای اعتراض به تعطیلی یا بی‌اثر شدن مجلس، ناچار می‌شود میز و صندلی خود را در خیابان برپا کند، مسئله فقط بسته بودن یک درِ ساختمان نیست؛ این تصویر، استعاره‌ای است از درهایی که بر اقتدار پارلمان، بر جمهوریت و بر نقش نهادهای انتخابی بسته شده‌اند.از همین رو، فراکسیون اصلاح‌طلبان خانه احزاب استان البرز با لحنی آمیخته به تأسف و طنزی تلخ، آمادگی خود را برای میزبانی از جلسات خیابانی نمایندگان معترض اعلام می‌کند؛ زیرا ظاهراً روزگاری فرا رسیده است که «خانه ملت» دیگر حتی مأمن صاحبان رأی مردم نیز نیست.اما این اعلام آمادگی، بیش از آن که یک شوخی سیاسی باشد، یک هشدار تاریخی است.

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

مجلس اگر به حاشیه رانده شود، دیر یا زود قانون نیز به حاشیه خواهد رفت. و هنگامی که قانون تضعیف شود، هیچ جریان سیاسی، هیچ مقام و هیچ شهروندی از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند.

تاریخ ایران، مجالس قدرتمند را به خاطر استقلال شان به یاد سپرده است، نه به خاطر تعداد مصوبات شان. همان‌گونه که مجالس ضعیف را نیز نه با نام رؤسایشان، بلکه با سکوت شان در بزنگاه‌های تاریخ می‌شناسد.

شاید سال‌ها بعد، مورخان برای توصیف این دوره، نیازی به صدها صفحه تحلیل نداشته باشند. کافی است همین یک عکس را مقابل نسل‌های آینده بگذارند؛ عکسی از نمایندگانی که به جای نشستن بر کرسی قانون‌گذاری، در پیاده‌روهای اطراف بهارستان، گرد چند میز و صندلی جمع شده‌اند.

این عکس، روایت شکست یک جناح نیست؛ روایت افول نهادی است که روزگاری امام خمینی (ره) آن را «در رأس امور» می‌دانست.و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که آنچه پانزده سال پیش، تنها یک پیش‌بینی به نظر می‌رسید، امروز دیگر موضوع تحلیل نیست؛ به سندی تصویری از فرسایش جایگاه مجلس تبدیل شده است.

تاریخ، گاه با قلم نوشته می‌شود و گاه با تصویر؛ و بی‌تردید، این تصویر، یکی از تلخ‌ترین صفحات تاریخ پارلمان ایران خواهد بود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش صدای معلم از تشکیل جلسات نمایندگان مجلس در کنار خیابان و تصویر عبرت آموز

منتشرشده در یادداشت

گروه تشکل ها/

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

سایت انجمن اسلامی معلمان ایران سخنان « علی محمد مصلحی ؛ قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران » را در نطق پیش از دستور جلسه شورای مرکزی این انجمن منتشر کرده است . ( این جا )

ارگان این تشکل فرهنگی می نویسد :

« قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران با اشاره به نتایج یک پژوهش ملی درباره وضعیت اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی در کشور، هشدار داد که تشکل‌ها و احزاب در زمره کم‌ اعتمادترین نهادهای اجتماعی قرار گرفته‌اند. وی در عین حال با تشریح برخی چالش‌های پیش‌روی انجمن اسلامی معلمان ایران، بر ضرورت بازسازی ارتباطات تشکیلاتی، تقویت نقش استان‌ها، جوان‌گرایی و افزایش مشارکت بانوان در ساختار تصمیم‌گیری انجمن تأکید کرد.

به گزارش روابط عمومی انجمن اسلامی معلمان ایران، پنجشنبه ۲۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ علی محمد مصلحی، قائم‌مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران، در نطق پیش از دستور جلسه شورای مرکزی این انجمن، ضمن قدردانی از اعتماد اعضای شورای مرکزی و دبیرکل در انتخاب وی به این مسئولیت، به تشریح بخشی از یافته‌های یک پژوهش ملی درباره وضعیت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی در کشور پرداخت.

وی با اشاره به گزارش ارائه‌شده از سوی معاون اجتماعی وزیر کشور در جمع فعالان ستاد فرهنگیان دکتر مسعود پزشکیان گفت: این پژوهش با مشارکت چندین دانشگاه کشور و بر پایه نظرسنجی از ۸۵ هزار نفر در سراسر ایران انجام شده و تصویری قابل تأمل از وضعیت سرمایه اجتماعی در دهه اخیر ارائه می‌دهد.

زنگ خطر برای سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم  مصلحی با بیان اینکه سرمایه اجتماعی کشور در سطح کلان همچنان روندی کاهشی دارد، اظهار داشت: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد سرمایه اجتماعی در سطح خرد افزایش یافته، در سطح میانی تقریباً ثابت مانده، اما در سطح کلان کاهش بیشتری را تجربه کرده است؛ موضوعی که نیازمند توجه جدی همه نهادهای مدنی و اجتماعی است.

وی افزود: در میان نهادهای مختلف، مدارس و پلیس راهنمایی و رانندگی بیشترین میزان اعتماد عمومی را به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که تشکل‌ها و احزاب سیاسی در رده‌های پایانی جدول اعتماد اجتماعی قرار دارند؛ واقعیتی که برای فعالان تشکیلاتی و مدنی باید محل تأمل و بازاندیشی باشد.

قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران همچنین خاطرنشان کرد: در میان اصناف نیز معلمان و استادان دانشگاه همچنان از بالاترین میزان اعتماد اجتماعی برخوردارند؛ ظرفیتی ارزشمند که می‌تواند در مسیر تقویت سرمایه اجتماعی کشور نقش‌آفرینی کند.

ضرورت بازتعریف جایگاه انجمن

مصلحی در ادامه با بررسی جایگاه کنونی انجمن اسلامی معلمان ایران، گفت: انجمن در برخی عرصه‌های تأثیرگذاری، از جمله در جبهه اصلاحات، خانه احزاب و حوزه سیاست‌گذاری آموزش و پرورش، هنوز نتوانسته متناسب با ظرفیت‌ها و سابقه خود نقش‌آفرینی مؤثری داشته باشد.

وی با اشاره به محدود بودن ارتباطات رسمی انجمن با وزارت آموزش و پرورش و همچنین دیده نشدن کافی مواضع صنفی انجمن در میان فرهنگیان، بر ضرورت تقویت حضور رسانه‌ای و اجتماعی انجمن تأکید کرد.

ساختار جزیره‌ای؛ چالشی که باید برطرف شود

قائم‌ مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران یکی از مهم‌ترین چالش‌های موجود را ضعف ارتباطات تشکیلاتی میان شورای مرکزی و استان‌ها دانست و گفت: امروز انجمن بیش از هر زمان دیگری نیازمند انسجام درونی است. استان‌ها باید به بخشی فعال از فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری تبدیل شوند و ارتباطی مستمر، هدفمند و سازمان‌یافته میان ارکان انجمن شکل گیرد.

وی افزود: بی‌اطلاعی از ظرفیت‌ها، برنامه‌ها، مصوبات و مطالبات انجمن‌های استانی موجب شده بخشی از توان تشکیلاتی انجمن بالفعل نشود و از ظرفیت ارزشمند نیروهای استانی کمتر بهره‌برداری شود.

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

جوان‌گرایی و مشارکت بانوان؛ ضرورتی برای آینده انجمن

مصلحی در بخش پایانی سخنان خود، مجموعه‌ای از پیشنهادهای عملی برای ارتقای کارآمدی انجمن ارائه کرد که از جمله آنها می‌توان به حضور منظم نمایندگان استان‌ها در جلسات شورای مرکزی، مشارکت اعضای شورای مرکزی در نشست‌های استانی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای افزایش حضور جوانان و بانوان در ترکیب شورای مرکزی آینده اشاره کرد.

وی تأکید کرد: انجمن اسلامی معلمان ایران برای تداوم نقش‌آفرینی خود نیازمند بهره‌گیری از ظرفیت نسل جدید فرهنگیان و مشارکت هرچه بیشتر بانوان در عرصه‌های مدیریتی و تصمیم‌سازی است.

آزادی بیان و حق رأی؛ دو اصل بنیادین انجمن

قائم‌مقام دبیرکل انجمن اسلامی معلمان ایران در پایان با تأکید بر ضرورت پای بندی به اصول دموکراتیک در فعالیت‌های تشکیلاتی گفت: باید بر سر دو اصل بنیادین «آزادی بیان و نظر» و «حق رأی» به عنوان مهم‌ترین سرمایه‌های تشکیلاتی انجمن توافق و از آنها صیانت کنیم؛ اصولی که ضامن پویایی، انسجام و آینده‌سازی انجمن خواهند بود.

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

نتایج پژوهش در مورد جایگاه تشکل‌ ها و احزاب سیاسی در جدول اعتماد اجتماعی و جایگاه معلمان در مرجعیت اجتماعی در صدای معلم

منتشرشده در پژوهش

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

تلاشي براي درک بهتر آنچه گذشت !
قسمت اول

از آغازِ جنگ نهم اسفند تا قبل از امضاي تفاهم نامه به عنوان يک شهروند با بضاعتي اندک، مشقي بر اساس وظيفه شهروندي در گفت و گو با دبير کل سازمان ملل متحد در « صدای معلم » منتشر کردم .

امروز که تفاهم نامه بين جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده آمريکا به امضا رسيده است و مشخص شده است که اتوبانی برای رسيدن به آزادی وجود ندارد و اپوزيسيون مجبور است فقط بدون اتکا به جنگ افروزان راه باريک قديمي را طي کند.

امروز که محمد باقر قاليباف از پيشرفت اقتصادي سخن مي گويد و مسئولين تعامل و مذاکره با ايالات متحد آمريکا را پيشه کرده اند.

بر من شهروند، واجب است که با بهره گيري از آموزه هاي انديشمندان، مشقي ديگر بنويسم ( هرچند مشقي پر غلط و غير حرفه اي باشد ) و تلاش کنم، با نگاهي جامعه شناختي و جهاني به وقايع ( فارغ از آنچه در ايران بين حاکميت و اپوزيسيون گذشته و مي گذرد ) با تحليلي جامع و فرابخشي در حد بضاعت اندکم ( بدون جانبداري مثبت يا منفي) از حاکميت و يا انواع اپوزيسيون ، به وظيفه شهروندي خود عمل کنم .

وقتي در بوته نقد کارشناسان و متخصصين اجتماعي و سياسي قرار گيرم ؛ بيشتر مي آموزم و بيشتر اصلاح مي شوم و شرايطي برايم فراهم مي گردد که واقعيات روي زمين را صحيح تر و دقيق تر درک کنم تا در مسير درست تاريخ، گام بردارم.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش نخست

مرحله‌ی بازسازی، تثبیت و نوسازی بعد از جنگ :

1-  تثبیت امنیت و نهادها

اولین شرط رشد اقتصادی، امنیت پایدار است:

• بازسازی اعتماد مردم به دولت و نهادها
• جلوگیری از فساد و رانت در دوران بازسازی

2- بازسازی زیرساخت‌ها

جنگ معمولاً زیرساخت‌ها را نابود می‌کند. اولویت‌ها:
• برق، آب، گاز
• راه‌ها، پل‌ها، بندرها، فرودگاه‌ها
• مخابرات و اینترنت
• مدارس، بیمارستان‌ها، مسکن
بدون این‌ها، اقتصاد نمی‌تواند سریع حرکت کند.

3- حمایت از تولید داخلی و اشتغال

کشور باید از حالت «بقا» به «تولید» برسد:

• حمایت هدفمند از صنایع و کشاورزی
• تأمین سرمایه در گردش برای بنگاه‌ها
• کاهش بروکراسی برای شروع کسب‌وکار
• تمرکز بر اشتغال جوانان و بازگشت نیروی انسانی ماهر

4-  اصلاح نظام مالی و پولی

برای جلوگیری از تورم و بی‌ ثباتی:
• کنترل کسری بودجه
• اصلاح بانک‌ها
• مدیریت ارز و واردات
• کاهش چاپ پول بی‌ پشتوانه
• جذب سرمایه داخلی و خارجی

5- دیپلماسی اقتصادی

 مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

کشورِ باید از انزوا خارج شود:

• ایجاد روابط تجاری با همسایگان
• باز کردن مسیرهای صادرات
• استفاده از توافق‌های منطقه‌ای
• جذب سرمایه‌گذاری و فناوری

6-  استفاده از «روحیه همبستگي ملي» به‌عنوان سرمایه اجتماعی
• اعتماد ملی
• همبستگی اجتماعی
• انگیزه برای کار و سازندگی

7- اولویت دادن به عدالت اجتماعی

بعد از جنگ، شکاف طبقاتی معمولاً زیاد می‌شود. پس:
• توزیع عادلانه منابع بازسازی
• جلوگیری از تمرکز ثروت در دست گروه‌های خاص
• توجه ویژه به مناطق جنگ‌زده و محروم

8-  تبدیل اقتصاد جنگی به اقتصاد مولد

در دوران جنگ، اقتصاد معمولاً دستوری و اضطراری می‌شود. بعد از جنگ باید:
• از اقتصاد مصرفی به اقتصاد تولیدی رفت
• هزینه‌های غیرضروری را کم کرد
• بودجه را به آموزش، فناوری و زیرساخت منتقل کرد
• بخش خصوصی واقعی را فعال کرد

خلاصه :
مسیر اصلی چنين است:

امنیت پایدار → بازسازی زیرساخت → اصلاح اقتصاد → تولید و اشتغال → دیپلماسی اقتصادی → عدالت اجتماعی

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش دوم

نقش توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب

پذيرش اپوزیسیون توسط حاکمیت

توسعه سیاسی و گسترش حکمرانی خوب دو عامل کلیدی‌اند که می‌توانند به تقویت دولت کمک کنند .

نقش توسعه سیاسی
توسعه سیاسی یعنی:
• افزایش مشارکت مردم در تصمیم‌گیری
• تقویت نهادهای نمایندگی
• رقابت سالم سیاسی
• پاسخ‌گویی و شفافیت
• پذیرش تنوع دیدگاه‌ها

وقتی توسعه سیاسی رخ می‌دهد:

• اختلاف‌ها از تقابل خشونت‌آمیز به رقابت نهادی تبدیل می‌شوند

نقش حکمرانی خوب

حکمرانی خوب شامل این موارد است:
• شفافیت
• پاسخ‌گویی
• حاکمیت قانون
• کارآمدی
• عدالت
• فسادستیزی
• مشارکت‌پذیری

این ویژگی‌ها باعث می‌شوند:

اعتماد عمومی افزایش یابد
• شکاف «ما و آنها» کمتر شود
کاهش شکاف بین مردم و حاکمیت

شکاف معمولاً وقتی عمیق می‌شود که:
• راه‌های قانونی برای اعتراض بسته باشد
• شفافیت پایین باشد
• فساد و تبعیض زیاد باشد
• گفت و گو بین طرفین وجود نداشته باشد

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

در مقابل، توسعه سیاسی و حکمرانی خوب این شکاف را از چند مسیر کاهش می‌دهند:

1 ) ایجاد کانال گفت‌وگو

اگر نهادهای رسمی برای شنیدن انتقاد وجود داشته باشد، مردم به سمت براندازی یا تقابل کامل نمی‌روند.

2 )  افزایش اعتماد

وقتی حاکمیت شفاف و پاسخ‌گو باشد، بخشی از بی‌اعتمادی کاهش می‌یابد.

3 )  مشروعیت‌ بخشی متقابل

مردم دیده شوند و صداي آنان شنیده شود.

4 ) کاهش انحصار قدرت
هرچه قدرت پراکنده‌تر و قانون‌مندتر شود، تنش کمتر می‌شود.

5 ) حل اختلاف از راه نهاد

انتخابات آزاد ، پارلمان، رسانه آزاد، احزاب و نهادهای مدنی، اختلاف را از خیابان به نهاد منتقل می‌کنند.

خلاصه :

توسعه سیاسی و حکمرانی خوب موجب می‌شوند:
• مشارکت افزایش یابد
• اعتماد عمومی تقویت شود
• فساد و تبعیض کاهش یابد

به زبان ساده:

هرچه حکومت بازتر، شفاف‌تر و پاسخ‌گوتر باشد، فاصله‌اش با مخالفان کمتر و ثبات سیاسی بیشتر می‌شود.

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

بخش سوم

وظايف حاکميت بعد از جنگ:

حاکمیت اول از همه باید از منطق «پیروزی بر دشمن» به منطق آشتی، اصلاح و بازسازی منتقل شود.

الف) توقف چرخه انتقام
• از انتقام‌جویی، بازداشت‌های کور، و مجازات جمعی پرهیز کند
• میان مخالف سیاسی و همکار عملی با تجاوز تفکیک قائل شود
اجازه ندهد احساس پیروزی نظامی به سرکوب داخلی تبدیل شود

ب) پذیرش مسئولیت‌ها

اگر در دوره قبل از جنگ، سرکوب، فساد، تبعیض یا خطاهای امنیتی وجود داشته، حاکمیت باید:

آن‌ها را انکار نکند
• درباره‌شان تحقیق کند
• مسئولیت نهادی بپذیرد
• برای جبران خسارت‌ها برنامه بدهد

ج) گشودن کانال سیاسی

برای کاهش شکاف:
• فضا را برای فعالیت سیاسی قانونی باز کند
• رسانه‌ها و نهادهای مدنی را تا حد ممکن فعال کند
• گفت‌وگوی ملی را شروع کند
• امکان مشارکت مخالفان غیرخشونت‌طلب را فراهم کند

د) عدالت همراه با تفکیک


حاکميت باید بین چند گروه فرق بگذارد:

1.  مخالفان سیاسی مسالمت‌جو

2. معترضان خشمگین اما غیرمسلح

3. نیروهای مخالف مسلح داخلی

همه را نباید یکسان دید.

هـ) بازسازی اعتماد عمومی
• شفافیت در تلفات، خسارات و رسیدگی‌ها
• کمک به قربانیان از هر طرف
• رسیدگی به خانواده‌های کشته‌شدگان از هر طرف
• ایجاد سازوکار حقیقت‌یابی
________________________________________
بخش چهارم
وظایف اپوزیسیون بعد از جنگ


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

مروری بر وظایف شهروندی هر فرد پس از امضای تفاهم نامه میان ایران و آمریکا در صدای معلم

منتشرشده در یادداشت

 داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات  دون کیشوت به همراه  مهترش سانکو به دشتی رسیدند و در آنجا سی چهل آسیاب بادی دیدند . همین که چشمان دون کیشوت به آنها افتاد. به مهتر خود گفت: بخت بهتر از آنچه خواست ماست  کارها را رو به راه می کند. تماشا کن سانکو ، هم  اینک در برابر ما سی دیو بی قواره قد علم کرده اند و من در نظر دارم  با همه آنها نبرد کنم و هر چند که باشند همه را به درک بفرستم. با غنیمتی که از آنان به جنگ خواهیم آورد کم کم غنی خواهیم شد. چه این خود جنگی سترگ است و پاک کردن جهان  از لوث وجود این دودمان کثیف در پیشگاه خداوند تعالی عبادتی عظیم محسوب خواهد شد.

سانکو پانزا پرسید: کدام دیو؟

اربابش جواب داد: همان ها که تو آنجا با بازوان بلندشان می بینی. چون در میان ایشان دیوانی هستند که طول بازوانشان  تقریبا به دو فرسنگ می رسد.  سانکو در جواب گفت:  احتیاط کنید ارباب، آنچه ما از دور می بینیم  دیوان نیستند، بلکه آسیاب های بادی هستند و آنچه به نظر ما بازو می نماید پره های آسیا است که چون  از وزش باد به حرکت درآید سنگ آسیا را نیز با خود می گرداند.

دون کیشوت گفت: معلوم است  که تو از ماجراهای پهلوانی سر رشته نداری من به تو می گویم اینها دیو هستند. اگر می ترسی کنار بکش  و در آن دم که من  یک تنه نبردی بی مانند و هراس انگیز با ایشان آغاز می کنم تو دعا بخوان. 

و پس از ادای این سخنان بی توجه به سخنان مهترش  سانکو مهمیزی بر اسب زد و به راه افتاد.  سانکو هر چند بانگ می زد: ای امان ! آنها  آسیای بادی اند نه دیو، اما دون کیشوت به مرکب خود روسی نانت مهمیز می زد و هجوم می برد. دیو بودن آسیاهای بادی  چنان بر لوح ضمیر دون کیشوت نقش بسته بود که نه تنها فریادهای مهترش سانکو را نمی شنید  بلکه وقتی  هم به نزدیکی آسیاهای بادی رسید باز نتوانست به کنه حقیقت پی ببرد. بالعکس هنگام تاختن فریاد می زد که مَگریزید ای مخلوقات زشت فرومایه.

اینک تنها یک پهلوان است که به شما حمله می کند. بر اثر اندک بادی  که در آن لحظه وزید پره های آسیای بادی حرکت کرد و چون دون کیشوت دید باز بانگ برآورد که شما اگر بیشتر بازو تکان بدهید به کیفر شوخ چشمی خود خواهید رسید  و پس از ادای این کلمات ، خویشتن را از ته دل به دلبرش دولسینه می سپارد و از وی طلب می کند در مهلکه به دادش برسد. سپس در پناه سپر خود با نیزه آمادۀ  به حمله، رسی نانت را چهار نعل می تازاند و بر نخستین آسیای بادی  که در جلوی او بود می تازد.  لیکن در همان دم که پهلوان با یک ضربت محکم نیزه پردۀ آسیا را سوراخ می کند باد با چنان خشمی پره را می گرداند که نیزه تکه تکه می شود و اسب و اسب سوار را به دنبال خود از جا می کند و به حالی پریشان و نزار آن سوتر بر خاک می غلتاند .  در آن حال سانکو پانزا  به سرعت تاخت یک خر سوار به کمک ارباب شتافت و چون به نزدیک او رسید  دید که ضربت وارده بر اثر آن سقوط چنان شدید بوده  است که پهلوان نمی تواند تکان بخورد.

سانکو بر او بانگ زد که ای پناه بر خدا ! ارباب مگر من به حضرتعالی عرض نکردم  مواظب رفتار خود باشید و اینها چیزی به جز آسیاهای بادی نیستند و آدم باید مخبط باشد  تا در این باره اشتباه کند ؛ دون کیشوت در جواب گفت: آرام رفیق سانکو آرام، رموز جنگ بیش از چیزهای دیگر به بخت و اقبال وابسته است. 

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تا آنجا که عقل من می رسد و قاعده هم بدین واقع باشد آن فریسطون حکیم  که کتب و کتابخانه مرا دزدیده است با من چنان خصومت شدید دارد که این دیوان را به صورت آسیاهای بادی در آورده است تا مرا از افتخار غلبه بر آنها  محروم سازد، لیکن  با تمام این جهات  فن شیطانی او نمی تواند با تیزی شمشیر من برابری کند.

سانکو گفت خدا کند که چنین باشد و آنگاه  به ارباب خود که استخوان شانه اش تقریبا از جا در رفته بود کمک کرد تا دو باره بر سی نانت سوار شود » .

دون کیشوت شخصیتی که سروانتس آن را می سازد نه مثل رستم شاهنامه که در پی احیای دوبارۀ عظمت ایران و حفظ مرزهای آن است بلکه درصدد مقابله با شرارت های روزگار و محافظت از آسیب دیدگان جامعه است. اما او با خواندن کتاب های گذشتگان از عالم واقعیت بریده و در دنیای توهمات خود سیر می کند. شاید هم میگل د سروانتس نویسندۀ کتاب با یک نگاه ایدآلیستی خواسته است شخصیتی بسازد که هر آنچه درک و فهم داشته از دنیای ذهنی خود کسب کرده است و با واقعیت های بیرونی تماس نداشته است. او  دچار توهم است . وقتی آسیاب های بادی را می بیند خیال می کند که آنها دیو هستند یعنی در ذهن او پدیده های بیرونی معنای دیگری دارند . وقتی دستیارش سانکو به او می گوید آنها تنها آسیاب های بادی هستند ، قبول نمی کند .

تصور کنید که یک آدم دچار بیماری اسکیزوفرنی دچار توهم و هذیان است و چیزهایی را می بیند یا می شنود که دیگران نه می بینند و نه می شنوند. اگر آنها به او بگویند که چیزهایی را که او می بیند یا می شنود وجود ندارند، آیا قبول خواهد کرد؟ مسلم است که نه. دنیای او تنها دنیای ذهنی اش است . تماس خود را با واقعیت از دست داده است ؛ به همین خاطر به آسیاب های بادی حمله می کند . او حتی قدرت درک آن را هم ندارد که پره های آسیاب های بادی خیلی بزرگ هستند و حتی اگر آنها دیو هم باشند او قدرت نابود کردن آنها را ندارد. با اندک حرکت پره آسیاب بادی در اثر وزش باد شوالیه داستان که به پرۀ آسیاب چسبیده است از زمین کنده می شود و به آسمان می رود و وقتی می افتد و استخوان هایش از جا در می روند باز هم قبول نمی کند که درک واقعیت دچار مشکل است بلکه باز مهملی جدید می بافد و می گوید که این فریسطون حکیم است که کتابخانه مرا دزدیده و دیوان را به صورت آسیاب های بادی درآورده است.

شوالیه داستان یک خاصیت دیگر نیز دارد و آن اینکه می خواهد رسم شوالیه گری را در دنیای متجدد امروز باز آفرینی کند. او از گذشته آمده است و می خواهد تاریخ را احیا کند. او با هر آنچه که رنگ تجدد داشته باشد دشمن است و در خیال های متحجرانۀ خود سیر می کند.

این داستان بی ارتباط به شرایط سیاسی و اوضاع اجتماعی امروز ما نیست.

ما هرگز نتوانستیم درک درستی از شرایط حاکم بر مناسبات بین المللی کسب کنیم. از همان ابتدا دنبال دیو و شیطان بودیم و گمان کردیم که آنها هستند که نمی گذارند ما پیشرفت کنیم . یکی را شیطان بزرگ دیدیم و همیشه با او در افتادیم دیگری را شیطان کوچک و درصدد نابودی آن بودیم. هیچ وقت فکر نکردیم که برای پیشرفت باید سراغ خود برویم و مشکلات خود را خودمان برطرف نماییم، آنگاه ارتباطات و مناسبات  خود را با دیگران بهبود بخشیم و با قدرت های زمینی ارتباط مناسبی برقرار کنیم. بلکه از همان ابتدای کاردیوار نوردی را یادگرفتیم و تمرین کردیم و هر روز از دیواری بالا رفتیم و هورا کشیدیم و اسم آن را مقابله با اهریمن نهادیم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

پیمودن این مسیر نادرست هزینه های بسیاری برای مان داشت که کمترین آن قرار گرفتن در محاصرۀ همان دشمنان بود. محاصره ای که کمرمان را خم کرد و نتوانستیم آن را راست کنیم .

ما از کاروان رشد و توسعه دنیا عقب ماندیم. در درون این حصر دیگر نه سرمایه گذاری حاضر شد که در اینجا سرمایه گذاری کند و تکنیک و فنی به روز شده از دروازه هایمان وارد شد که صنعت مان را شکوفا سازد و تولیدمان را رونق بخشد بیکاری مان رفع و تورم مان را کاهش دهد، ما اقتصاد را از دست دادیم. حتی بسیاری از سرمایه گذاران داخلی نیز سرمایه شان را به خارج از مرزها انتقال دادند و فرار را بر قرار ترجیح دادند، نتیجه آن شد :

ورشکستگی صنعت و  بیکاری جوانان و مردم.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

حال این بیکاری چه معضلات اجتماعی و فرهنگی به دنبال داشت، کاهش نرخ ازدواج و رشد پایین جمعیت و کاهش موالید، افزایش شتابان نرخ طلاق و اعتیاد و خودکشی.

بدیهی است که وضعیت روحی روانی مردم تحت تأثیر مشکلات اقتصادی و اجتماعی به هم می ریزد و بیماری های روانی نظیر افسردگی و اضطراب و ... به شدت افزایش می یابد و با توجه به اینکه جسم و روان ارتباط تناتنگی با هم دارند با افزایش مشکلات روحی روانی، بیماری های جسمی نیز گسترش بی حد و حصری پیدا می کنند و میزان سکته ها ی قلبی و مغزی و انواع سرطان ها افزایش پیدا می کند و مرگ های زودرس رخ می دهند.

در واقع آنچه که تحت عنوان مرگ های ناشی از خودکشی و سکته ها و بیماری های وخیم منجر به مرگ و حتی تصادفات رانندگی در جامعه مشاهده می شود، یک نوع مرگ دسته جمعی یا قتل عام دسته جمعی است که در نتیجه تدبیر های نادرست  عده ای از بازیگران سیاسی متوهم عرصه های گوناگون اجتماعی در نوردید.

چه کسی پاسخ گو است؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

سال ها گفت و گوی بی حاصل و آخر جنگ، روزها جنگ بی امان و آخر گفت و گو .

بالاخره این سرزمین کی  یک روز خوب را خواهد دید که کودکانش زیر سایۀ دل های آرام والدین شان بازی کنند. تدبیر نادرست آنها بود که باعث شد بهترین مردان این سرزمین در جنگ نابرابر بر دژخیمان به شهادت برسند، تصمیم افراط گرایانۀ آنها بود که به شهادت رهبر ایران انجامید، دیگر چه می خواهند ؟ چرا سر جای خود نمی نشینند و حتی فراتر از رهبر حرف می زنند ؛ چرا وحدت ملی را خدشه دار می کنند؟

گفتیم آزادی ؛ هر روز خود را گرفتار تر از روزهای قبل دیدیم .

گفتیم آبادی، دوی آبادی را که ندیدیم که هیچ، آبادی هایی که از دوره های تاریخی قبل برایمان مانده بود نیز زیر بمباران ها به ویرانه مبدل شدند. برای چه ؛ برای آن که ما می خواهیم اورانیوم غنی سازی کنیم. به چی قیمتی؟

 راهش چیست، اورانیوم 60 درصد قرار است در کدام نیروگاه به مصرف برسد ؟ چه کسانی تصمیم راهبردی برای رفع تحریم ها را رقم زدند، پس چرا تحریم ها رفع نشد و چرا به جنگ رسیدم ؟

چرا به جای پاسخ گو بودن ؛ مطالبه گر هم شده اند ؟ آن جنگ طلب ها چرا در قبال حوادث پیش آمده مسئولیت نمی پذیرند ؟

 قیمت غنی سازی 60 درصدی اورانیوم که بر خلاف مقررات NPT است چیست؟ نابودی کشور و زندگی جوانان و کودکان مان؟

تعطیلی مدارس و دانشگاه ها و کل فرایند آموزش و تربیت نیروی انسانی مان؟ نابودی زیرساخت هایمان؟

من نمی دانم آیا چراغ را برای خانه درست می کنند یا خانه را برای چراغ؟

آیا غنی سازی اورانیوم و تولید انرژی هسته ای مطابق پرتکل های بین المللی قانون دارد یا نه؟ آیا از آن قانون تخطی شده است یانه؟ آیا  انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم برای کشور است یا کشور برای انرژی هسته ای و غنی سازی اورانیوم؟

چرا عده ای دائم بر طبل جنگ می کوبند ؟

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

چرا نمی گذارند مذاکرات به نتیجه برسد و اندکی کشور روی آسایش ببیند ؟ فقط این سرزمین فقط مال آنهاست. خودشان بر تخت عاج نشسته و بقیه را انداخته اند بیرون .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟  همه رسانه ها و تریبون ها دست آنهاست و فقط آنها حق حرف زدن دارند؟

آیا به خاطر غنی سازی اورانیوم به فقیر سازی مردم نپرداخته اند؟

آیا با این تورم گرانی سرسام آور مردم را به خاک سیاه ننشانده اند؟

چه می خواهید از زندگی مردم ! آقایان رسایی، ثابتی، جلیلی، نبویان و جبهه پایداری، آقای حسین شریعتمداری؟ چه کسی به شما تریبون و کرسی داده، چه کسی از شما خواسته به جای مردم فکر کنید و حرف بزنید؟ 

در طول زندگی خود یک روز خوش با وجود شما ندیدیم .

دست بردارید از توهمات بی پایه و اساس تان.

ما هم مثل تمامی کشورهای جهان باید مطابق قواعد بین المللی رفتار کنیم و از حقوق مان در سازمان های بین المللی دفاع کنیم. اگر انرژی هسته ای هم می خواهیم باید مطابق قواعد معین آن را بخواهیم.

چرا به کسانی که زبان دنیا را می فهمند اجازۀ مذاکره داده نمی شود. حتی اگر خواسته ای حق هم باشد باید مورد تأیید اکثریت مردم جامعه باشد، تحمیل نظر عده ای بر بقیه مردم دیکتاتوری محض است.

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

تغییر باید از درون آغاز شود ابتدا از درون هر انسان، این تغییر بایست به جای تحمیل نظرات اقلیت بر اکثریت، پذیرش رأی اکثریت توسط اقلیت باشد. یعنی باید دیدگاه دموکراتیک در جامعه حاکم باشد، آن گاه که روند سیاسی در کشور سامان یافت، ارتباط با دنیا توسط منتخبان اصلح مردم صورت خواهد گرفت و مشکلات رفع خواهد گردید.

تا زمانی که اقلیت صاحب اسلحه و قدرت بقیۀ مردم را به گروگان گرفته و نظر خود را به جای نظر مردم جا می زنند، مشکلی حل نخواهد شد.

اگر آمریکا و اسرائیل دشمن اند که هستند باید مبارزه و جنگ با آنها انتخاب اکثریت مردم باشد که در آن صورت همراه حاکمیت خواهند بود و اگر صلح و مذاکره با آنها لازم باشد باز اختیار تصمیم گیری در این مورد نیز باید در دست مردم باشد.

ما نمی گوییم آمریکا و اسرائیل شرور نیستند و دشمن دیدن انها تنها یک توهم است ؛ ما می گوییم آسایش دوگیتی تفسر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا .

ما می گوییم نه به جنگ . ما می گوییم برای هر کاری تدبیری لازم است که گره گشاست .

ما می گوییم دموکراسی . شما چه می گویید؟

بدیهی است تا زمانی که ساختار و روند سیاسی در کشور اصلاح نشود نباید انتظار داشت در زمینه ای توفیق حاصل می شود. اولین گام زدودن رویکردهای انحصارگرایانه است .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

داستان دون کیشوت در صدای معلم و تدبیری برای توهمات

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

این یادداشت نیمه نخست خرداد در ماهنامه تحلیلی ، اجتماعی و اقتصادی استان البرز ( فراز البرز ) در صفحه اول آن منتشر شده است .

منتشرشده در یادداشت

گروه رسانه/

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

« پرویز قلیچ‌خانی، فوتبالیست نامدار ایرانی در ۸۱ سالگی پس از یک دوره بیماری و فراموشی درگذشت.

آقای قلیچ‌خانی فوتبالیستی بود که از زمین خاکی به زمین خبر رسید و نشریه آرش را منتشر کرد. او فوتبال را از کوچه‌های محله صابون‌ پزخانه (میدان شوش) تهران آغاز کرد و به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ فوتبال ایران تبدیل شد.

او در شرایطی به مقام کاپیتانی تیم ملی رسید که هرگز حاضر نشد در مقابل حکومت پهلوی سر خم کند.

در مراسم قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۴۷، از بوسیدن دست محمدرضا شاه پهلوی خودداری کرد؛ حرکتی نمادین که تا سال‌ها بعد الهام‌ بخش بسیاری شد. به دلیل گرایش‌های سیاسی چپ‌گرایانه، قلیچ‌خانی در دهه ۱۳۵۰ دو بار بازداشت و زندانی شد و سرانجام، به دلیل مخالفت‌هایش با نظام حاکم، از حضور در جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین محروم ماند.

پس از انقلاب ۱۳۵۷ و مهاجرت از ایران، قلیچ‌خانی از یک فوتبالیست حرفه‌ای به فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در تبعید تبدیل شد. او کار روزنامه‌نگاری را با انتشار نشریه «آرش» در پاریس آغاز کرد. نخستین شماره این مجله در بهمن ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) با صفحاتی اندک منتشر شد و به مدت ۲۳ سال، تا سال ۲۰۱۴، به فعالیت خود ادامه داد.

«آرش» یک نشریه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی با گرایش چپ بود که به بررسی رویدادهای روز ایران می‌پرداخت. این مجله در طول سال‌های فعالیت به پایگاهی برای تبادل نظر میان لایه‌های گوناگون جریان چپ تبدیل شد.

شماره ۱۰۰ این مجله در دسامبر ۲۰۰۷ در سیدنی استرالیا با حضور چهره‌های سیاسی و فرهنگی جشن گرفته شد.

آخرین شماره «آرش» با عنوان «۱۱۰+۱» به بررسی ۲۳ سال کارنامه این نشریه اختصاص یافت

.پرویز قلیچ‌خانی سرانجام در ۲ خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مه ۲۰۲۶) در سن ۸۱ سالگی در بیمارستانی در حومه پاریس درگذشت. ( باشگاه روزنامه‌نگاران ایران )

« صدای معلم » درگذشت این چهره ورزشی و فرهنگی را تسلیت گفته و یادش را گرامی می دارد .

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

پایان پیام/


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

گزارش و تسلیت صدای معلم در مورد درگذشت پرویز قلیچ‌ خانی فوتبالیستی که روزنامه‌ نگار شد

منتشرشده در چهره‌های ماندگار
صفحه1 از281

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور