اخیرا وزرات آموزش و پرورش سعی دارد که برگههای امتحانات نهایی دانشآموزان را به شیوه الکترونیکی تصحیح کند. روال کار در این شیوه به این صورت است که مصحح با گرفتن رمز ورود از حوزه تصحیح برگههای امتحانی به سامانه تصحیح اوراق وارد می شود. در صفحه ای که در سامانه باز می شود در یک طرف، برگه امتحانی اسکن شده دانشآموزان ظاهر می شود و در طرف دیگر نیز نمرات مربوط به سوالات وجود دارد. مصحح با توجه به پاسخهای دانشآموزان، نمرات مناسب به آنها را میدهد. در پایان کار نیز جمع نمرات به صورت اتوماتیک، محاسبه می شود. سپس مصحح با زدن گزینه «ارسال» برگه امتحانی مذکور را به حوزه تصحیح مربوطه ارسال میکند.
ارزیابی شیوه تصحیح الکترونیکی
1) مزایا
1-1. نیازی نیست که مصحح، نمرات برگه امتحانی را جمع کرده و محاسبه کند؛ زیرا این کار به صورت اتوماتیک و بدون هیچ خطایی انجام می گیرد.
2-1. نیازی نیست که مصحح در حوزه تصحیح، حضور یابد؛ چرا که وی میتواند از خانه و در هر ساعت ممکن به تصحیح برگههای امتحانی بپردازد.
3-1. از آنجا که در این شیوه، امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگههای امتحانی از سوی مصحح وجود ندارد، لذا امکان دستکاری وی در برگههای امتحانی به نفع دانشآموز خاص وجود ندارد.
4-1. در این شیوه تصحیح به دلیل اینکه امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگههای امتحانی نیست؛ در نتیجه چیزی به نام مصحح دوم وجود ندارد. به عبارت دیگر برگههای امتحانی صرفا به شکل تصحیح اول، تصحیح می شوند. لذا این امر موجب می شود مشکل مربوط به شیوه سنتی تصحیح که در آن، مصحح دوم با اتکا بر نمرات مصحح اول، بدون دقت و به سرعت به تصحیح برگههای امتحانی می پرداخت، به وجود نیاید.
2) معایب
1-2. عدم امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگههای امتحانی اسکن شده البته دارای عیب نیز می باشد. به این معنی که فرض کنید در پاسخ داده شده دانشآموز، کلمه ای کلیدی وجود دارد که مصحح اول به آن نمره (مثلا 5/ 0 ) میدهد؛ اما به جهت اینکه وی امکان مشخص کردن آن کلمه کلیدی را بر روی برگه امتحانی ندارد؛ لذا نمیتواند مصحح دوم را از این امر آگاه سازد. به این ترتیب به احتمال زیاد، حق دانشآموز ضایع میگردد.
2-2. برخی از حوزههای تصحیح، برگههای امتحانی دانشآموزان را به صورت سیاه و سفید (نه رنگی) اسکن میکنند. این امر باعث میشود که پاسخهای دانشآموزان با خودکار آبیرنگ با مواردی که در حوزه تصحیح با خودکار سبزرنگ (مثل علامتهای مربوط به بستن انتهای سوالات یا نوشتن کلمه سفید) به برگههای امتحانی اضافه شده، در هم آمیخته شوند. به این ترتیب مصحح در خواندن و تصحیح دقیق سوالات دچار مشکل میشود.
3-2. برخی از دانشآموزان به صورت سهوی، پاسخ برخی از سوالات را جابه جا مینویسند. فرض کنید یکی از مصححین متوجه قضیه میشود؛ اما وی به دلیل عدم امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگه امتحانی قادر نیست، مصحح دوم را مطلع سازد تا حق دانشآموز ضایع نشود.
4-2. در برخی آزمونها، سوالات تکمیل کردنی (یک یا دو کلمهای) وجود دارد که گاه تعداد آنها در یک سوال به ۸ مورد میرسد (مثلا 8 مورد که نمره هر کدام 25 / 0میباشد). تصحیح این گونه سوالات بدون مشخص کردن نمره هر مورد بر روی برگه امتحانی بسیار مشکلساز است. بنابراین از آنجا که در تصحیح به شیوه الکترونیکی، امکان نمرهگذاری بر روی برگه امتحانی نیست، لذا مصحح در جمع بستن این گونه نمرات دچار مشکل و گاه خطا در محاسبه میشود.
پیشنهادات:
چنان که ملاحظه گردید یکی از ویژگیهای تصحیح برگههای امتحانی به شیوه الکترونیکی، این است که مصحح امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگه امتحانی را ندارد. این امر هم مزایا و هم معایبی دارد. بنابراین به مسئولین امر خصوصا مهندسین نرمافزار پیشنهاد میشود، برنامهای طراحی کنند که بر مبنای آن، امکان نمرهگذاری یا نوشتن بر روی برگه امتحانی برای مصحح وجود داشته باشد، اما به هنگام ارسال به حوزه تصحیح، پاک شوند. مواردی را هم که مصحح اول برای آگاهی مصحح دوم لازم میداند در قالب یک کامنت، اطلاع داده شود. هر چند که در تصحیح به شیوه الکترونیکی، مصحح اول و دوم مشخص نیست.
پیشنهاد دیگر به سوالات تکمیل کردنی (بند 4-2) مربوط میشود. زیرا در این نوع سوالات، جمع بستن نمره موارد مختلف سوال، مصحح را دچار سردرگمی و خطا در محاسبه مواجه میسازد. چرا که مصحح قادر به نوشتن نمره هر مورد بر روی برگه امتحانی نیست. لذا پیشنهاد میگردد که نمره هر مورد از سوال به طور جداگانه طراحی شود تا از سردرگمی مصحح و امکان خطای وی در جمع بستن نمره موارد مختلف سوال، جلوگیری شود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
نوآوریها در علوم رایانه تأثیر زیادی بر زندگی روزمره مردم دارند؛ زیرا نحوه تعامل، برقراری ارتباط و تجارت افراد با یکدیگر را تغییر داده و بهبود میبخشد. یکی از این پروژه های جدید و نوظهور که توجهات زیادی به خود جلب کرده، پروژه متاورس(Metaverse) هست. متاورس یک پروژه واقعیت مجازی جهت پیوند جهان فیزیکی ما با زندگی دیجیتال، دنیای آواتارها و نسل بعدی اینترنت می باشد. متاورس یک واژه مرکب و متشکل از meta به معنی فراتر و universe به معنی جهان است و از همین رو می توانیم این کلمه را «فراتر از جهان» ترجمه کنیم. این اصطلاح نخستین بار در کتاب علمی- تخیلی سقوط برفی با نویسندگی نیل استفنسون آمریکایی در سال ۱۹۹۲ به کار برده شد. استفنسون از واژه متاورس برای توصیف واقعیت مجازی استفاده می کرد که در آن قهرمان داستان در قالب آواتار خودش با بقیه معاشرت میکند، خرید میکند و حتی دشمنان دنیای واقعی خودش رو شکست می دهد. در واقع پروژه متاورس شبکهای گسترده از محیطهای مجازی همیشه فعال و آنلاین هست که افراد می توانند در قالب آواتار خودشون یا به کمک عینکهای واقعیت افزوده با همدیگر و اشیاء دیجیتال اطراف ارتباط برقرار کنند.
فن آوری های توانمندسازی متاورس که در آموزش و یادگیری نیز می توان از آنها بهره جست، چهار نوع هستند: واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت ترکیبی و واقعیت گسترده.
واقعیت مجازی (VR)به کاربران دارای هدست واقعیت مجازی امکان می دهد در مجموعه ای از محیطهای واقعی یا خیالی غوطه ور شوند. اکثر تجربه واقعیت مجازی شامل تجسم است که می تواند بر روی یک مانیتور کامپیوتر یا یک دستگاه نمایشگر سه بعدی نمایش داده شود. کاربران می توانند با استفاده از ابزارهای واردکننده معمولی با محیط مجازی درگیر شوند .می توان یک محیط شبیه سازی شده بسیار شبیه به دنیای واقعی ساخت، مانند شبیه سازی که برای آموزش خلبانان استفاده می شود.
واقعیت افزوده (AR) فن آوری جدیدی است که دنیای واقعی را با دنیای مجازی از طریق استفاده از دستگاههای مختلف مانند وبکَم، دوربین موبایل، رایانه همراه با استفاده از نرمافزارهای مختلف ترکیب می کند. با واقعیت افزوده میتوان تصاویر، ویدیوها و صداها را روی یک محیط واقعی قرار داد تا یک دنیای جدیدی از ترکیب دنیای واقعی و مجازی را به وجود آورد. این فن آوری برخلاف واقعیت مجازی، نیازی به عینک یا هدست نیست و تجربیات کاملاً غوطه ور نیستند.
واقعیت ترکیب (MR) نقاط قوت فنآوریهای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده را با هم ترکیب میکند و با ایجاد تجسمهایی که کاربران میتوانند در محیطی که دنیای واقعی را با دنیای مجازی ترکیب میکند، تعامل داشته باشند، آن را به سطح بالاتری میبرد. این فن آوری پتانسیل ایجاد تحول عظیم در آینده و زندگی انسانها در سالهای نه چندان دور را دارد. واقعیت ترکیبی از آنجایی اهمیت پیدا کرده است که توانسته دنیای واقعی اطراف ما را با دنیای مجازی و دیجیتال گره بزند.
واقعیت گسترده (XR) یک اصطلاح عمومی است که مجموعه ای از فن آوری های واقع گرایانه را ترکیب می کند: الکترونیک، ارتباطات، محیطهای دیجیتال که در آن اطلاعات نمایش داده می شود .فن آوری XR با همکاری VR، AR و MR خواهد بود .در هر جنبه ای از XR که در بالا ذکر شد، انسانها در تمام یا بخشی از محیط دیجیتال مصنوعی ایجاد شده توسط این فن آوری ها مشاهده و تعامل دارند.
البته فن آوری متاورس ارتباط تنگاتنگی با تحول، هوش مصنوعی (AI) دارد. هوش مصنوعی رایانهها را قادر میسازد تا وظایفی را که معمولاً با فرآیندهای فکری انسان مرتبط است انجام دهند. هوش مصنوعی در حال ایجاد دگرگونیهای شگرف در محیط کار است، زیرا رایانهها جایگزین نیروی انسانی میشوند، اما هوش مصنوعی در آموزش تا حد زیادی به نرمافزار آموزشی محدود شده است که هدف آن شخصیسازی بیشتر مواد درسی برای دانشآموزان است. برخی معتقدند که توسعه هوش مصنوعی بیشتر از متاورس و وب3 می تواند تحولاتی را در آینده باعث شود.
به طور کلی، متاورس بسیاری از دانشآموزان را قادر میسازد تا در محیطهای کاملاً فراگیر و چندرسانهای که از دنیای فیزیکی و دیجیتالی استفاده میکنند، یاد بگیرند. به عنوان مثال، در یک کلاس هندسه، دانشآموزان ممکن است معادلات هندسی را با دیدن و دستکاری اشکال هندسی در یک محیط VR بیاموزند و در عین حال به صحبتهای یک ریاضیدان خبره گوش دهند که زمینه و راهنمایی ارائه میدهد. دانشآموزان همچنین میتوانند مسائل هندسی را در یک محیط مجازی و مشترک با دانشآموزان در سراسر جهان حل کنند. در مجموع، یک محیط یادگیری متاورس غنی شده، هم دنیای فیزیکی و هم دنیای مجازی را با هم ترکیب میکند و از چند رسانهای برای ارائه فرصتهای یادگیری متنوع برای دانشآموزان در یک محیط مشارکتی استفاده میکند.
در آینده و با گسترش آموزش در دنیای متاورسی، یادگیری بیشتر به بازی سازی تبدیل خواهد شد. فعالیتهای یادگیری مجازی به طور فزایندهای شامل بازی و عناصر طراحی بازی مانند رقابت، امتیاز و پاداش می باشد. دنیای واقعیت مجازی سه بعدی و واقعیت افزوده کاملاً کاربران را در داخل بازیها قرار می دهد و از محدودیتهای صفحه نمایش بازیهای دو بعدی فراتر می رود. همان طور که روز به روز بازیهای کامپیوتری فراگیرتر و جذاب تر می شوند، احتمالاً بین کودکان و جوانان نیز محبوب تر می شوند. انتظار میرود که اندازه بازار جهانی یادگیری مبتنی بر بازی در پنج سال آینده نزدیک به 20 درصد افزایش یابد و با افزایش تقاضا برای واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و هوش مصنوعی در آموزش، به احتمال زیاد تقاضا برای فعالیتهای یادگیری بازی محور افزایش خواهد یافت.
به احتمال زیاد برخی مربیان و والدین با چگونگی ادغام متاورس در آموزش و یادگیری مقاومت خواهند کرد. متاورس تعداد نامحدودی از امکانات آموزشی را ارائه می دهد، اما خطرات آن برای کودکان در حال حاضر ناشناخته است. در جهانهای واقعیت مجازی و واقعیت افزوده و سه بعدی، دانشآموزان در محیط خود هستند و آنچه در اطراف آنها رخ میدهد ممکن است برای بزرگسالان به آسانی در دسترس یا آشکار نباشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مقدمه: اهمیت علوم زیستی
المپیاد زیست شناسی، جزو جدی ترین رقابت های علمی در سطح ایران و جهان است. در حقیقت این مسابقه ابر چالش سنجش دانشِ زیست شناختی دانش آموزان دبیرستانی است. هدف از برگزاری این مسابقه علاوه بر ارتقای تبادل اندیشه ها و برقراری ارتباط منظم بین دانش آموزان علاقه مند به زیست شناسی، ایجاد ارتباط های دوستانه بین جوانان و کشورهای مختلف نیز می باشد.
امروزه بحران های بزرگی از قبیل آلودگی و تخریب محیط زیست، کمبود آب شیرین، محدودیت نفت و منابع انرژی، سوء تغذیه و بیماری های مهلکی مانند ایدز و مالاریا و کرونا ... حیات بشر را تهدید می نماید. بی شک، حل این مشکلات بدون کمک زیست شناسان امکان پذیر نمی باشد. پیشرفت های شگرفی در علوم زیستی: مانند کنترل و درمان بیماریها، پیوند اعضای بدن انسان، تولید انواع جدید محصولات زراعی و باغی ... در این زمینه نوید بخش است. نقش مهم علوم زیستی در افزایش سطح بهداشت و سلامتی جوامع بشری و تولید غذا بر کمتر کسی پوشیده است.یادگیری تکنیک های پیشرفته و برخورداری از فرصت های ارزشمند ناشی از آن: نظیر افزایش ضریب سلامتی و امید به زندگی در جامعه، ایجاد اشتغال، افزایش درآمد ارزی کشور و ... از نتایج توجه جدی به علوم زیستی است. المپیاد زیست شناسی فرصتی است برای یافتن استعدادها و افراد توانمندی که بتوانند خاطره پورسینا و خوارزمی و... را در دنیای امروزی زنده نمایند.
تاریخچه المپیاد جهانی زیست شناسی
اولین دوره المپیاد جهانی زیست شناسی (International biology Olympiad) پس از تجربه موفق برگزاری المپیاد های علمی در علوم مختلف در سال 1369 (1990 میلادی) به میزبانی کشور چک با شرکت 6 کشور برگزار شد. تاکنون، 32 دوره رقابت بین المللی المپیاد زیست شناسی در بین کشورهای مختلف برگزار شده است. کشور ایران از سال 1377 عضو المپیاد جهانی زیست شناسی شده است. در تابستان ۱۳۷۷ هنگام برگزاری نهمین المپیاد جهانی زیستشناسی در کیل، آلمان، شکل گرفت. در این زمان محمد کرامالدینی که به عنوان ناظر در جلسات داوری این المپیاد شرکت داشت، درخواست عضویت ایران را مطرح کرد که به اتفاق آراء تصویب شد. نخستین دانشآموزان ایرانی در تابستان ۱۳۷۸ در دهمین المپیاد جهانی زیستشناسی که در اوپسالا واقع در سوئد برگزار میشد، شرکت کردند و با کسب دو مدال نقره و یک مدال برنز به کشور بازگشتند. از آن پس تا کنون همهساله المپیاد جهانی که در کشورهای مختلف برگزار میشود، میزبان تیمهای ملی المپیاد زیستشناسی ایران بودهاست. تا سال 1400 در مجموع 11مدال طلا ، 49 مدال نقره و 28 مدال برنز (80 مدال) حاصل تلاش تیم های المپیاد زیست شناسی ایران در سال های مختلف می باشد. در سال 1397 (2018 میلادی) اصفهان میزبان بیست و نهمین المپیاد جهانی زیست شناسی بود. در این دوره دو طلا، یک نقره و یک برنز توسط دانش آموزان ایرانی به دست آمد.
اهداف المپیاد زیست شناسی
الف. افزایش علاقه فعال به مطالعات زیست شناختی و حل خلاقانه مسایل زیست شناختی
ب. ارتقای تبادل اندیشه ها، مواد آموزشی و تحقیقاتی درباره آموزش زیست شناسی
ج. ارتقای ارتباط بین المللی منظم بین دانش آموزان علاقه مند به زیست شناسی
د. ایجاد ارتباط دوستانه بین جوانان کشورهای مختلف و در نتیجه ارتقای همکاری و تفاهم میان ملت ها
اهداف المپیاد زیست شناسی ایران علاوه بر نگاه بین المللی به دنبال شناسایی دانش آموزان مستعد در حیطه های مختلف زیست شناسی و حمایت از آنان در جهت شکوفایی علمی و بررسی سطح علمی زیست شناسی در ایران و مقایسه آن با سایر کشورها است. به علاوه برگزاری این مسابقات باعث ایجاد نشاط علمی و فضای مثبت رقابتی با حضور دانش آموزان علاقه مند و ایجاد تحول و پویایی در دانش آموزان کوشا و دبیران با انگیزه ، تقویت قدرت استدلال، تفکر و حل مساله در دانش آموزان می شود. همچنین موفقیت در مسابقه باعث افزایش اعتماد به نفس دانش آموزان می شود که آینده جامعه دانشگاهی کشور خواهند بود. معمولا آمادگی بیشتری در دانش آموزان از جهت میزان مطالعه و استدلال تجربی در رشته های علوم زیستی و پزشکی در دانشگاه ها نیز به دست می آید.
مراحل برگزاری المپیاد زیستشناسی ایران
به نظر می رسد سوالات آزمون المپیاد زیست شناسی ایران در مقایسه با آزمون جهانی، از سطح بالاتری برخوردار می باشد. البته بررسی دقیق میزان سختی سوالات نیازمند تحلیل آماری ویژه ای است.
مرحله اول: معمولا در بهمن ماه و بعد از امتحانات نوبت اول برگزار می شود. سوالات این آزمون در سال های مختلف تغییراتی داشته است. اما به طور متوسط شامل 40 سوال تستی و 5 سوال کوتاه پاسخ (محاسباتی) است.
برای قبولی در این مرحله تسلط به کتب زیست شناسی دوره دبیرستان و همچنین داشتن اطلاعات در زمینه زیستشناسی عمومی نظیر کتب کمپبل، سولومون و یا life ضروری می باشد. دقت شود که به جهت سنجش سطح زبان تخصصی دانش آموزان تا 10 درصد سوالات این آزمون به زبان انگلیسی می باشد.
مرحله دوم: معمولا در اردیبهشت ماه هر سال آزمون مرحله دوم برگزار می شود. اگرچه تنوع سبک سوالات و تغییرات مختلف در سال های اخیر در آزمون مرحله دوم مشهود می باشد، اما در سال های اخیر طراحی آزمون به صورت سوالات (30 سوال) با گزاره های صحیح و غلط و همچنین حدود 10 سوال محاسباتی کوتاه پاسخ می باشد. در این آزمون حدود 40 نفر پذیرفته میشوند و برای قبولی در این آزمون تسلط به منابع تخصصی تر در زمبنه زیستشناسی نیز ضروری است.
مرحله سوم: دانش آموزان قبول شده در مرحله دوم در یک دوره 8 هفته ای (دو ماه) در تابستان همان سال در دو بخش تئوری و عملی در موضوعات مختلف زیست شناسی آموزش میبینند. در نهایت با توجه به نمرات آزمونهای میان دوره و پایان دوره به 8 نفر برتر مدال طلا و به مابقی شرکت کنندگان مدال نقره و برنز اهدا میشود.
مرحله چهارم: دارندگان مدال طلا به مدت یک سال در باشگاه دانش پژوهان جوان آموزش میبینند. پس از امتحانات انتخابی تیم 6-4 نفر از آنان به عنوان تیم ایران در المپیاد جهانی زیستشناسی اعزام خواهند شد.
سرفصل ها و درصد سوالات در المپیادهای زیست شناسی ایران
جدول تعداد سوالات در المپیادهای زیست شناسی ایران (مقاله تحلیل سوالات المپیاد زیست شناسی، رشد زیست شناسی، شماره 93 زمستان 1392) آمده است. منابع عبارتند از:
زیست شناسی عمومی: زیست شناسی کمپبل ؛ زیست شناسی سولومون، ریون، دانش زیست شناسی
فیزیولوژی جانوری: فیزیولوژی پزشکی گایتون؛ فیزیولوژی برن و لوی؛ مبانی فیزیولوژی جانوری ، مویز (Christopher D. Moyes) و شولت (Patricia M. Schulte)
بیوشیمی: اصول بیوشیمی لنینجر (ویرایش 6)؛ بیوشیمی استرایر (ویرایش 7)
آناتومی گیاهی: زیست شناسی گیاهی ، رست (Thomas L. Rost) و باربور (Michael G. Barbour) ؛ زیست شناسی گیاهی ریون ، Ray F. Evert , Susan E. Eichhorn ، انتشارات خانه زیست شناسی
فیزیولوژی گیاهی: فیزیولوژی گیاهی ، تایز (Lincoln Taiz) و زایگر (Eduardo Zeiger) ، زیست شناسی گیاهی ریون ، Ray F. Evert , Susan E. Eichhorn ، انتشارات خانه زیست شناسی
سیستماتیک گیاهی: سیستماتیک گیاهی ، سیمپسون (Michael G. Simpson) ، انتشارات خانه زیست شناسی
زیست شناسی سلولی: مبانی زیست شناسی سلولی ، بروس آلبرتس؛ زیست شناسی سلولی و مولکولی ، محمدحسین امیری ، انتشارات فاطمی
ژنتیک کلاسیک: ژنتیک کلاسیک ، رضا شاه نظر نژاد خالصی ، انتشارات فاطمی؛ ژنتیک از دیدگاه حل مساله ، ساسان امینی ، انتشارات اندیشه سرا؛ مفاهیم و مسائل ژنتیک ، ویلیام ر. ولنیتز ، انتشارات فاطمی
ژنتیک مولکولی: مقدمه ای بر آنالیز ژنتیک ، گریفیتز (Anthony J.F. Griffiths) ؛ ژنتیک مولکولی واتسون (James D. Watson) ، انتشارات خانه زیست شناسی
اکولوژی: الفبای اکولوژی جمعیت ، کوشا پایداری ، انتشارات دانش پژوهان جوان؛ بوم شناسی ، محمد کرام الدینی ، انتشارات فاطمی
رفتارشناسی: مقدمه ای بر اکولوژی رفتار ، کربز (John R. Krebs) و دیویس (Nicholas B. Davies) ، ترجمه عبدالحسین وهاب زاده ، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد؛ رفتارشناسی ، محمد کرام الدینی ، انتشارات فاطمی
جانور شناسی: جانور شناسی ، هیکمن (Cleveland P. Hickman)
المپیاد زیست شناسی، تنها المپیادی است که تعدادی از سوالات آن به زبان انگلیسی مطرح می شوند. بنابراین در این زمینه نیز المپیاد زیست شناسی نسبت به سایر المپیادها در اهمیت دادن به زبان تخصصی که شرط پیشرفت در علوم امروزی می باشد، پیشرو است.
سرفصل های المپیاد جهانی زیست شناسی
آزمون المپیاد جهانی زیست شناسی در دو بخش نظری و عملی برگزار می گردد:
آزمون نظری: آزمون نظری بر مفاهیم زیست شناختی کلی که شامل اکثر جانداران است، متمرکز می باشد.
بنابراین پدیده های خاص و موارد استثنایی مانند اطلاعات مربوط به جانداران بومی کمتر مطرح می شوند.
سرفصل های آزمون نظری المپیاد جهانی زیست شناسی
آزمون نظری المپیاد جهانی زیست شناسی دارای هفت سرفصل می باشد:
مباحث زیست شناسی سلولی و مولکولی و بیوشیمی بیشترین اهمیت و مباحث رفتارشناسی کمترین سهم را دارند. این نسبتها با رویکردهای جهانی آموزش علوم زیستی در مدارس نیز مطابقت دارد. ولی با وجود اهمیت مباحث سیستماتیک جانداران در فهم مباحث علوم زیستی و در آزمونهای المپیاد زیست شناسی ( 10 درصد ) در کتب درسی زیست شناسی به طور جامع به آنها پرداخته نشده است. بنابراین دانش آموزان رشته تجربی شناخت کافی از شباهتهای اساسی بین گروههای اصلی جانداران و وجود نظم منطقی در تغییرتدریجی صفات گونه ها پیدا نمی کنند. این وضعیت ضمن این که فهم مطالب درسی زیست شناسی را برای اکثر دانش آموزان بسیار مشکل می سازد، باعث سوق دادن ایشان به حفظ مطالب به جای فهم مطالب می نماید. به نظر مولفین، نقش آموزش مبانی سیستماتیک جانداران در فهم متون زیست شناسی، همانند نقش جدول تناوبی مندلیف در فهم متون شیمی می باشد.
مهارت های فرایندی بخش عملی
برای پاسخ دادن به پرسش های آزمون عملی و حل مسایل آنها، مهارت های زیر لازم است:
مهارتهای فرایندی عملی: شامل مشاهده، اندازه گیری، رده بندی، شناخت روابط، محاسبات، آمایش داده ها، پیش بینی عملی، فرضیه سازی ، شناسایی و کنترل متغیرها، طراحی آزمایش و ارایه نتایج عددی مناسب است.
مهارت های اساسی زیست شناختی: شامل مشاهده موجودات زنده با ذره بین و میکروسکوپ، رسم شکل و توصیف دقیق شکل های زیست شناختی با استفاده از اصطلاحات زیست شناختی می باشد.
روش های فیزیکی و شیمیایی: شامل روش های جداسازی مواد، تست های تشخیص مواد آلی، تیتراسیون، اندازه گیری کمی با روش های ریپ و استریپ، رقیق کردن و پیپت کردن می باشد.
روش های آماری: شامل احتمالات و پراکنش احتمالی و تحلیل آماری است .
چند نکته مهم در المپیاد جهانی زیست شناسی
مزایای موفقیت در المپیاد زیست شناسی
برگزیدگان المپیاد از مزایای مختلفی بهره می برند که اصلی ترین آن ها عبارت است از دو مورد:
۱- مدال های طلای کشوری از کنکور معاف می شوند؛ طلاهای زیست می توانند در حوزه ی علوم تجربی تحصیلات خود را در دانشگاه ادامه دهند.
۲- مدال های نقره و برنز از سهمیه ی ۲۰% در کنکور بهره می برند. این به معنی این است که اگر فردی ترازی معادل با ۸۰% تراز آخرین فرد قبول شده از رشته ای در دانشگاه X را به دست آورد، او نیز می تواند در آن رشته در آن دانشگاه ثبت نام کند.
۳ –تسهیلات بنیاد ملی نخبگان (bmn.ir): ادامه تحصیل، سهمیه دانشگاهی، استخدام، رفاهی و فرهنگی (وام مسکن، هدیه ازدواج، سفرهای زیارتی) ، نظام وظیفه
شایان ذکر است که به دست آوردن مدال به معنای بهره وری از تسهیلات بنیاد تا آخر عمر نیست! بلکه فرد باید در دانشگاه همچنان عملکرد بسیار خوبی داشته باشد.
دلایل کم توجهی به المپیاد زیست شناسی
فرجام کار
پیشنهادات مهم
منابع
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
یکی از زیر بنایی ترين نهادهای تمامی جوامع بشری پس از خانواده، آموزش و پرورش است. هر ساله منابع انسانی و مالی بسیار عظیمی برای تعلیم و تربیت دانش آموزان مورد استفاده قرار می گیرد. اینکه دانش آموزان آگاهی ها و توانمندی های ضروری برای زندگی اجتماعی را بياموزند و در رشد و اعتلای جامعه خود موثر باشند، از مهمترین چالش های گریبان گیر نظام های آموزشی دنیا، به خصوص نظام آموزشی کشور ماست.
در روزهای گذشته رئیس کمیسیون آموزش مجلس میانگین معدل دانش آموزان کشور را 5 / 11 اعلام کرد و آن را فاجعه بار خواند. شاید یکی از دلایل اصلی این افت تحصیلی ، تعطیلی مدارس در دوران همه گیری کرونا بود که آموزش های مجازی نتوانستند به درستی اجرا شوند؛ زیرا فقدان زیرساختهای لازم، عدم توانایی برخی معلمان در آموزشهای مجازی و جدی نگرفتن آموزش توسط دانش آموزان از عوامل اصلی این افت تحصیلی بود.
شوربختانه آلودگی هوا در روزهای گذشته نیز در شهرهای بزرگ و صنعتی مدارس را به تعطیلی کشانده و دوباره آموزش به بستر شاد کوچ کرده که شاهد مشکلات آموزشی خواهیم شد.
بیش از ۱۱۰ هزار مدرسه در کشور وجود دارد، که اغلب به دلیل کیفیت و کارایی مورد انتقاد قرار میگیرند و گفته میشود که دانشآموزان فاقد مهارتهای اساسی مانند حل مسئله، ارائه، تفکر انتقادی و حتی ارتباطی هستند.
به طور کلی بهره وری در آموزش و پرورش را تمرکز بر یادگیرنده و بهبود یادگیری تعریف کرده اند.
بهرهوری معیاری است از میزان استفاده منابع برای تولید خروجی، بنابراین به عنوان نسبتی از خروجیها به ورودیها تعریف میشود و در مفهوم مدرن، بهرهوری شامل کارایی و اثربخشی سازمانی نیز تعریف میشود. در آموزش، بروندادها عمدتاً با نتایج آموزش و یادگیری در سطح جامعه نشان داده میشوند.
افزايش بهره وري در آموزش و پرورش ضمن اينكه سبب افزايش كيفيت خدمات آموزش و پرورش مي گردد، قيمت تمام شده آن را كاهش مي دهد، بازدهي سرمايه را نيز افزايش داده و ارتقاي استانداردهاي زندگي را فراهم مي سازد كه اين هر دو از عوامل اصلي ايجاد ثروت ملي محسوب ميشوند. افزايش بهره وري آموزش و پرورش موجب افزايش بهره وري ملي شده و آن نيز به بالا رفتن قدرت خريد مردم، رونق اقتصادي، افزايش درآمد ملي، كاهش تورم و همچنين افزايش اشتغال در درازمدت منجر خواهد شد.
در ادامه برخی از پیشنهادات و راهکارهای کاربردی برای افزایش بهره وری در آموزش و پرورش را ارائه می کنیم:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
«ملک الشعرا» عنوانی بود حکومتی برای شاعر بزرگ دوران. اما رقابت برای کسب عنوان «ملکالشعرا»، منجر به آن شد که شعرای ایران به مدیحهسرایان حاکمان تبدیل شوند. قاآنی ملکالشعرای ایران از دوران محمدشاه بود. زمانی که ناصرالدین شاه به تخت نشست و امیرکبیر را به صدراعظمی ایران منصوب کرد؛ قاآنی به روال معمول قصیدهای در مدح صدراعظم جدید سرود.
قاآنی که خود پیشتر مدیحهگوی صدراعظم قبلی بود، در مدحش رسید به مصرعِ «به جای ظالمی شقی، نشسته عادلی تقی» که امیرکبیر با خشم شعر را قطع کرد تا سرودن مدح حاکمان را متوقف کند؛ و در ادامه نیز مقرری (حقوق) وی را قطع کرد.
قاآنی که درآمدش از مدح میگذشت، اعتضادالسلطنه را واسطه کرد. امیرکبیر از قاآنی که به زبان فرانسه و علم جدید نیز آشنا بود، خواست تا در خصوص کشاورزی (که فعالیت اصلی ایرانیان بود) کتاب ترجمه کند؛ تا حقوقش را مجدد برقرار کند.
به نظر میرسد این حادثه در هفته آخر مهرماه سال ۱۲۷۷ روی داده باشد؛ و به نظرم اگر قرار است در ایران «هفته پژوهش» وجود داشته باشد، چنین هفتهای شایسته نامیدن «هفته پژوهش» است، نه هفته آخر آذرماه که بیشتر پیشواز شب یلداست!
5درس از مواجهه امیرکبیر با قاآنی
1- عنوان و لقب اگر بدون ضابطه و تنها به اختیار حاکم باشد، زمانی طولانی نمیگذرد که ابزارِ تبدیل تولید مدیحهگویی میشود. شاعر حکیمی که صدای مردم و اخلاق عمومی است، به شوق کسب عنوان «ملکالشعرا» به راحتی تبدیل به مدیحهسرای حاکمیت میشود. این لقب چه شاعر باشد، چه استاد دانشگاه، چه نخبه! درآمد راحتی که از مدیحهگویی ایجاد میشود، قاآنی باسوادی که «رساله هندسهی جدید» نوشته و فرانسه میداند، را تبدیل به مدیحهسرا میکند.
2- پژوهش از خواندن و یادگرفتن تجربیات دیگران آغاز میشود. ترجمه همان خواندن تجربیات دیگران است. پژوهش بدون اتکاء به دانستههای دیگران هماناندازهای بیمعناست، که دیوار ساختن بدون پی! امیرکبیر خوب میدانست که باید از ترجمه آغاز کرد.
3- امیر موضوع ترجمه را کشاورزی میگذارد؛ یعنی تقاضای اصلی جامعهی آن دوران. امیر به عنوان مظهر حکمرانی قاآنی را به سمت تقاضا جهت میدهد.
4- سیاستگذاری یعنی جهتدهی به فعالیت شهروندان. نمیشود تنها با قطع مقرری قاآنی، اصلاح نظام حکمرانی را تمام شده دانست؛ همانگونه که با کاهش بودجهی دانشگاهها، احتمالا فعالیت و عملکرد دانشگاهها بهبود نمییابد! بلکه گذاردن گزینههای جدید فعالیت پیشِ رویِ کنشگران است که انتخاب را از گزینهی نادرست به گزینهی درست هدایت میکند.
5- رفتار امیر نمادین بود. از روز نخستین امیر بود که میان خودش با دیگر صدراعظمها فاصله گذاشت؛ این فاصلهگذاری به قیمت ناراحتی قاآنی و قاآنیهایی تمام شد؛ شاید به قیمت جانش. اما قاآنی که پیشتر مدح میرزا آقاسی (صدراعظم محمدشاه) میگفت، روز انتصاب امیر او را عادل خواند و میرزاآقاسی را شقی! فاصلهی میان مدح و ذم مدیحهسرا تنها یک شب است؛ اما پژوهشگر راوی نتایج پژوهش است، نه بندهی خوشنودی حاکم!
برای همین است که پژوهشگری که مدیحهسرا نیست، گاه تلخی دارد؛ اما ملکالپژوهشگران یک سر شیرینیاند! و ما سخت نیازمند گذار از دوران مدیحهسرایی به دورهی پژوهش هستیم!
برگرفته از کانال ShareNovate
- پویش ملی دوباره دانشگاه به دنبال اصلاح روالهای حاکم بر سیاستهای وزارت علوم است.
نبشتن ز گفتن مهمتر شناس
به گاه نوشتن به جا آر هوش
▫️شاید بیش از ده گزارش و گلایه در رسانه « صدای معلم » مبنی بر کپیبرداری و دزدی خبر توسط مدیران آموزش و پرورش مناطق هرمزگان منتشر شده است. گزارشهایی که نشان میداد مدیران خبر یک مسئول دیگر، را برمیدارند و با تغییر نام آن شخص خبر را به خود منسوب میکنند.
این اتفاق شامل خبر، گزارش، پیام تبریک و تسلیت و حتی عکس نوشته میشود. نه دورهی آموزشی برگزار میشود نه ارزیابی صورت میگیرد و نه برای این مدیران مهم است از زبان آنها چه مینویسند.
عدم پاسخ گویی روابط عمومیها و عدم واکنش مدیران آموزش و پرورش نشان از بیاهمیتی جایگاه اطلاعرسانی در جامعه بزرگ فرهنگیان است.
آموزش و پرورش بهعنوان یکی از پرمخاطبترین دستگاههای اجتماعی همواره نیازمند اطلاعرسانی دقیق و سریع پیرامون فعالیتهایش را دارد که این وظیفه مهم به «روابط عمومی» سپرده شده است.
در یکی از تعریفهای روابط عمومی عنوان شده است:
علمِ مدیریتِ چرخه اطلاعات در یک سازمان یا دستگاه، و شیوه در میان گذاشتن این اطلاعات با عموم را علم روابط عمومی مینامند.
هرچند روابط عمومی بخشهای مختلفی چون شیوه برگزاری همایشها و جشنواره و ارائه مشاوره به یک مجموعه بر اساس نظرات دریافتی مخاطبان را نیز دارد اما در این گزارش کوتاه تنها نگاهی به شکل خبرنویسی در آموزش و پرورش هرمزگان شده است.
بنا به گفته «محمد قویدل» مدیرکل آموزش و پرورش این استان مهرماه امسال ۴۳۵ هزار و ۶۸۳ دانشآموز در مناطق مختلف در مدارس هرمزگان بر سر کلاسهای درس حاضر شدهاند. وی همچنین دو مهرماه امسال به نقل از خبرگزاری ایرنا تعداد معلمان این استان را ۲۹ هزار و ۱۷۱ معلم عنوان کرده است.
اگر بر اساس آمار اعلامشده و 22 منطقه آموزشی هرمزگان بخواهیم قضاوت کنیم با مخاطبین وسیعی سروکار داریم که به این جمعیت خانوادهها و دیگر نهادها هم که متأثر از آموزش و پرورش هستند اضافه میشود.
فرایند اطلاعرسانی و شفافسازی برنامههای آموزش و پرورش از طریق روابط عمومی و در سایت اداره کل و سایت مناطق صورت میگیرد. سایتهایی که آمار بازدیدهای روزانه آن به یک درصد جمعیت آماری این سازمان هم نمیرسد. اما بحث بر سر تعداد خوانندگان این سایتها نیست و صحبت بر سر مطالب منتشر شده است که فاقد استاندارهای خبرنویسی هستند و حتی شاهد عدم رعایت جملهبندی درست و رعایت دستور زبان فارسی در آنها نیز بهشدت هستیم.
در زیر به چند مشکل اساسی که گریبان اطلاعرسانی آموزش و پرورش هرمزگان -به سالیان- گرفته است اشاره میشود: علمِ مدیریتِ چرخه اطلاعات در یک سازمان یا دستگاه، و شیوه در میان گذاشتن این اطلاعات با عموم را علم روابط عمومی مینامند.
کپی برداری:
برداشتن مطالب دیگر تهیهکنندگان خبر و چسباندن آن به مدیری در آموزش و پرورش هرمزگان یکی از سادهترین کارهایی است که ذهن کارشناس روابط عمومی میرسد. کارشناس مذکور با برش تمام یا قسمتی از خبرهای پیش آمادهشده و تنها با تغییر نام گوینده خبر به نام رئیس منطقه خود یک خبر تولید میکند و با حجم وسیعی منتشر میکند!
در این میان نه رئیس آن اداره واکنشی نشان میدهد و نه مخاطبینی که خبرها را نمیخوانند گلهای دارند!
چندین مطلب گلایهآمیز در این زمینه برای عدم نگهداشت حرمت فرهنگیان بهمنظور خبرهای غیرواقعی منتشر شد که پاسخ یکی از این گلایهها جالب بود: یکی از مسئولان آموزش و پرورش هرمزگان مدعی شد اگر خبر کپی باشد و با ذکر منبع مورد ندارد!!
معلوم نیست چگونه خبر تولیدی یک روابط عمومی که گزارش اتفاقات جاری آن منطقه است میتواند از جایی دیگر آن هم با ذکر منبع انتشار یابد!
عدم نیروی انسانی متخصص:
مورد دیگری که روابط عمومیهای آموزش و پرورش هرمزگان با آن درگیر هستند عدم بهکارگیری متخصص یا کارشناس در این حوزه است: مدیران بنا به اعتقاد نداشته اشان در زمینه روابط عمومی و پاسخ گویی معمولاً هر آنکه قرعه قسمت به نامش خورد را میپذیرند و بدون آن که عملکرد و میزان رضایت مخاطبان را در نظر بگیرند هر چه پیش آید را خوش میدارند.
نکته قابل بررسی در این راستا این است که هیچ هزینهای برای انجام کارهای روابط عمومی حتی خرید ابزارهای ضروری چون دوربین هم اختصاص نمی یابد و اگر کسی قصد کار هم داشته باشند سرش به درهای بسته میخورد و ناامید میشود. نه دورهی آموزشی برگزار میشود نه ارزیابی صورت میگیرد و نه برای این مدیران مهم است از زبان آنها چه مینویسند.
سایت اطلاعرسانی:
یکی از ضعیفترین پایگاهها از نظر بازدید سایت ادارات آموزش و پرورش است و امکانات آن از یک سرویس وبلاگ رایگان هم کمتر است. بهطوریکه برای نوشتن خبر تنها یک قالب (به سبک هرم وارونه) تنظیم شده است و فونت و رنگ و ظواهر متن نمیتوان چندان دستکاری نمود. هر چند قطعی مکرر سرویس قراردادی هم مزید علت است .در وبسایت آموزش و پرورش اگر خبری منتشر شود یک روز بعد توسط مخاطب قابل مشاهده خواهد بود!
عدم استفاده از محتواهای رسانهای:
به لطف اینترنت و فضای وب امروزه میتوان صدا و تصویر و متن را باهم ادغام نمود و برای ارسال و انعکاس رویدادها از آن بهره برد. موردی که علیرغم گستردگی سوژهها در روابط عمومیهای آموزش و پرورش از آن غافلاند.
مصاحبه و گزارش:
مصاحبه و گزارش بخش جذاب دیگری است که میتوان برای علاقهمندی جامعه هدف خبری از آن استفاده کرد. میتوان از یک دانشآموز روستایی روایتی را ترسیم کرد یا یک مقام مسئول نوسازی که در مورد مدارس تخریبی این استان نظر میدهد. اما جای این موارد هم خالی است.
و خلاصه کلام اینکه اگر مدیران آموزش و پرورش همچنان بخواهند روابط عمومیهایشان با همین قبای مندرس و افکار غارنشینی از آنها طرفداری کنند شایستهتر است روابط عمومیهایشان را به مرخصی بفرستند و خیالشان هم آسوده باشد که سود این کار از بودنشان با تولید خبرهای بیسروته بیشتر و بهتر است!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین دستگاه حاکمیتی به واقع سرشار از انسانهای مستعد، خلاق و مسئولیت پذیر بوده و آبستن حوادث تلخ و شیرین پیرامونی ماست.
در دوره کرونا ویروس معلمانی را دیدیم که در بستر بیماری و از روی تخت بیمارستان پیگیر درس و مشق دانش آموزان بودند.
خانم معلمی را می شناسم که پاداش بازنشستگی خود را صرف خرید گوشی موبایل برای دانش آموزان بی بضاعت نمود. خدا را شکر نسل معلمان عاشق پیشه هنوز در آموزش و پرورش منقرض نشده و مهر جوشان این سبکبالان در کوچه پس کوچه های حیات معنوی ساری و جاری است.
امسال میزبان دانش آموزی کم بینا و البته دوست داشتنی هستیم .
از بدو آشنایی با وی پسِ ذهنم دنبال راهی برای کمک به ایشان هستم تا اینکه هفته پیش یکی از دبیران جوان و تازه کار در مراجعه به دفترم پیشنهاد ساخت عینکی برای کمک به این دانش آموز را داده افزود:
حاضرم با هزینه شخصی عینکی که برای همین کار طراحی و اختراع کرده ام را تقدیم این دانش آموز نمایم.
راستش برق در چشمانم جهید بال بال زنان پرسیدم:
این عینک جادویی شما کی آماده تحویل می شود؟
گفت: یکی دو هفته زمان لازم دارد.
مقرر گردید به مناسبت ۱۳ آبان روز دانش آموز عینک جادویی ایشان روشنی بخش چشمان دانش آموز کم بینای ما باشد.
این شما و این هم توضیحات فنی کار:
امیر پناهی معلمِ مخترع و پژوهشگر کرمانشاهی در حوزه ی فن آوری آموزشی می باشد که به صورت تخصصی در زمینه ی کاربرد تکنولوژی در آموزش زبان فعالیت دارد. در کارنامه وی چندین مقاله پژوهشی خارجی و چندین اختراع وجود دارد. همچنین تجربه ی طراحی یا مدیریت چندین پروژه ی داخلی و خارجی مانند مرکز ارتقاء کیفی نگارش مقالات علمی دانشگاه رازی، پروژه ی داینمیک اسسمنت دانشگاه نشویل آمریکا و غیره را دارا می باشد.
وبسایت و رزومه ی کامل در لینک زیر قابل دسترسی است:
Www.fa.amirpanahi.com/about
عینک آلتراسونیک ردیاب موانع نابینایان:
عینک آلتراسونیک ردیابی موانع نابینایان (با شماره ثبت طبقه بین المللی: A61C، شماره ثبت: 97311) با استفاده از امواج آلتراسونیک توانایی تشخیص موانع را از فواصل مختلف دارد و پس از پیدا کردن مانع، وجود آن و فاصله ی مانع را از طریق سیگنال های لرزشی به کاربر انتقال می دهد. با توجه به محدودیت های عصاهای مورد استفاده برای افراد روشن دل، این عینک و سنسور مورد استفاده می تواند موانعی موجود در جلوی کاربر و یا در ارتفاع از زمین که با استفاده از عصا قابل تشخیص نمی باشند را حس کرده و فاصله ی آن را به کاربر از طریق ویبره (لرزش) انتقال می دهد .
در پایان با افتخار اولین شعرم را تقدیم این معلم عزیز و دانش آموز دوست داشتنی ام می کنم.
ائل مشعلی
ائل مشعلی معلم
جنت گولو معلم
سن باشیمین تاجیسان
ائل بولبولو معلم
اوجا - اوجا اوچارسان
جهالتدن قاچارسان
قارانلیق دونیالارا
قیزیل پرده آچارسان
مدرسه لر دوزلدی
آی ایشیغی گؤزلدی
دان اولدوزو گؤروندو
گئجه گوندوزه گلدی
محبتین نمی سن
اوشاق لار همدمی سن
طوفانلی دریالاردا
نجات وئرن گمی سن
چشمه لرین سریندی
محبتین دریندی
آللاه سندن راضی دی
بهشت سنین یئریندی
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه گزارش/
شانزدهم شهریور ماه ۱۴۰۱ سمینار « آشنایی با مدل های جهانی کاربرد بازی در برنامه درسی دوره پیش دبستان و اول ابتدایی » همراه با ارائه رابطه بازی و برنامه درسی (تراویک اسمیت)، مدل بازی و برنامه درسی (جانسون)، مدل برنامه درسی و بازی و عناصر برنامه درسی مبتنی بر بازی ویژه مدیران و مربیان پیش دبستانی و دبستان در کانون فرهنگی همدانیان و در روزهای پنجشنبه و جمعه هفدهم و هجدهم شهریور ماه ۱۴۰۱ کارگاهی در ادامه این سمینار تحت عنوان مربی گری شناسایی و پرورش هوش های چندگانه در کودکان مبتنی بر بازی با حمایت مؤسسه الفبای مهر و تدریس صابر عبدالملکی در دبستان عفاف ناحیه یک اصفهان تشکیل شد.
به دعوت مدیر برنامه های مؤسسه الفبای مهر خانم ها اسماعیلی و جاف به عنوان خبرنگار صدای معلم در کارگاه شرکت نمودم.
مؤسسه الفبای مهر آموزش، یکی از زیر مجموعه های مؤسسه بین المللی تجهیز ، توسعه و آموزش مدارس ایران(تتا) است که در اصفهان فعالیت های خود را در زمینه طرح های مهارت آموزی، استعدادیابی، راهنمائی، همکاری و کمک به برگزاری سمینار به مجموعه های فعال دارد.
این مؤسسه در چند سال گذشته توانسته است با مدارس غیر انتفاعی همکاری خوب و موثری داشته باشد.
نکته حائز اهمیت این دوره توجه به مدیریت زمان بود. دقیقا رأس ساعت مقرر شروع و در تایم مشخص پایان یافت. شرکتکنندگان همگی با علاقه و در ساعت معین حاضر بودند و مشارکت مربیان با مدرس قابل مداقه بود. مباحث اصول محوریت بازی برای کودکان با شرکت کنندگان در میان گذاشته شد. از مدل های بازی و برنامه درسی در آموزش مهارت ها برای کودکان صحبت به میان آمد.
عبدالملکی می گوید : مطالعات علمی نشان میدهند که بازی ها بخش ارزشمندی از زندگی انسانها در تمام ادوار تاریخ بشر را به خود اختصاص دادند. این بازی ها بر مبنای ماهیت خاص خود فضایی سرشار از هیجان و لذت را برای کودکان فراهم میآورد و باعث افزایش یادگیری و همچنین بهبود تعاملات و روابط عمیق میان کودکان می شود.
در بازی ، ظرفیت ها و استعداد های کودکان را می توان به صورت عمیق مورد بررسی قرار داد. البته باید توجه داشت که مربی یا معلم در این فرایند تشخیص دهنده و گزارش دهنده رفتار کودکان هستند و درمانگر یا متخصص درمانی نیست ( متاسفانه بسیاری از مربیان خود درمان گری را نیز انجام می دهند).
مربیان در بازی کودکان باید نقش تسهیل گر را ایفا کنند تسهیلگری در بازی یعنی مربی یا معلم در خدمت کودک است نه کودک در خدمت وی! مربی یا معلم بازی را شروع می کند و کودکان ادامه بازی را به روش خودش پیش می برد.
صابر عبدالملکی به موضوع بازی آزاد و بازی هدایت شده به عنوان مبنای برای انواع مدل های بازی محور در دنیا اشاره کرد. بازی آزاد مبتنی بر محیط و مواد است و می تواند با شرایط امروزی زندگی خانواده ها ماهیت هیجان انگیزی در هماهنگی های حرکتی تمرکز و دقت در کودکان ایجاد کند. در بازی های هدایت شده مربی یا والد یا معلم بازی را شروع می کند و بچه ادامه می دهد. از علایق بچه ها دنبال بازی بگردید نه از اینستاگرام و سایر شبکه های اجتماعی که ممکن است با محیط فرهنگی- اجتماعی ما سازگاری نداشته باشد. بازی را بدین شکل اجرا نکنید.
عبدالملکی توصیه می کند در زمینه بازی ، والدین و مربیان صفحات مجازی (به ویژه اینستاگرام) را رها کنند و به سوی مقالات و کتاب ها روی بیاورید. مسلما آنچه در دنیا مورد کنجکاوی قرار می گیرد و به صورت علمی، مکتوب و ثبت می شود حتما روی آن کار پژوهشی انجام شده است. توصیه دارد مربیان مقالات در زمینه بازی را حتما مطالعه کنند.
عبدالملکی بازی را عاملی بسیار مؤثر در پرورش و شناسایی انواع هوش در کودکان می داند . او عنوان می کند در دنیا دو نوع روش برای شناسایی هوش های کودکان وجود دارد : رویکرد فرایندی و رویکرد ایستا یا نقطه ای.
هر چقدر زمان بیشتری کودک را مشاهده کنیم، داده بیشتری به دست می آوریم و ادراک مربی نسبت به کودک افزایش مییابد. معلمان و مربیان می توانند از معلمان سال قبل کودک و یا مصاحبه با والدین نیز کمک بگیرند. یکی از چیزهایی که مشاهده بچه ها به شما نشان می دهد این است که علاقه بچه ها به چه سمتی میرود و همین شما را به سوی بازی او خواهد برد.
دعوت بچه ها به جیغ و فریاد و کف و سوت زدن هیجان افزایی و بازی نیست. این کار افتضاح است. انجام ندهید. بلکه بدانید بازی در جای دیگری شکل می گیرد. اگر در بازی حرکت نباشد انگار بازی نیست این تصور عام است ؛ ما هنوز بازی را درک نکرده ایم.
والدین باید در زمینه های مورد نظر نشانهها را جذب کنند . کسی که با کودک بازی را شروع می کند باید بازی برایش مهم باشد. تعبیر بد از بازی و بازیگوشی هنوز در والدین و مربیان هست. آدم بازیگوش ممکن است ساختارها را بشکند ولی به کسی آسیب نمی زند. به کودکان بازیگوش برچسب نزنید. هر روز از کودکان نپرسید امروز در مرکز یا مدرسه چه چیزی یاد گرفتی؟ بهتر است از او بپرسید امروز چه کار لذت بخشی انجام دادی؟ چه کاری انجام دادی که برایت جذاب بود؟
بازی قالب و تعریف ندارد. ملاک بازی خود کودک است. بازی خیلی پیچیده است.
در دنیا سه الگو برای بازی تعریف میکنند :
بازی هایی که فقط کودک در آن درگیر است و خود شکل بازی را تعیین می کند؛ بازی هایی که کودک و مربی یا معلم هر دو در گیرند و ممکن است هدایت شده باشد و مربی آن را شروع کند و کودک ادامه دهد و در نوع سوم بازی ساختار یافته و تولید شده توسط معلم و یا مربی است که کودکان را عینا انجام می دهد. در بازی های نوع اول و دوم کیفیت بازی بیشتر است به خصوص نوع اول که کودک خود آغازگر بازی است در نوع دوم مشارکت کودکان مربی به او مهارت می آموزد.
در بازی آزاد برچسب باهوشی یا غیر باهوشی نمی زنیم. فقط مشاهدات خود را مستند می کنیم. در دنیا بازی آزاد زمانش طولانی تر است. الزام ندارد که حتما نیم ساعت و ۴۵ دقیقه در تایم کلاس باشد. برای هر کلاس و اجرای هوش های چندگانه هر مربی بهتر است ۵ تا ۸ کودک را تحت پوشش قرار دهد.
گزارش ها باید عینی باشند که آنچه تفسیر می شود عین رفتار کودک باشد. مربی چیزی را اضافه یا به سلیقه خودش در توضیح کم و زیاد نمی کند. آنچه می بیند را ثبت می کند. در انواع بازی ها هوش بچه ها درگیر است و در برخی بازیها چندین هوش به کار گرفته می شود. مثلا در بازی پانتومیم که برای بچه ها جذاب هم هست هوش بدنی- جنبشی، هوش کلامی- زبانی و هوش فضایی درگیر است. استدلال آدم باهوش از نظر قدیمی ها این بود که فرد در همه زمینه ها توانایی حل مسئله دارد.
به کودک نگویید تو چقدر باهوشی یا به والدینش نگویید کودکتان بسیار باهوش است ؛ شما آسیب وحشتناکی به او می زنید و این باعث میشود دیگر تلاش نکند و خود را عالی بداند. بهتر است به او بگویید در این زمینه ظرفیت و توانایی داری و به خاطر تلاشت موفق شدی تا به اینجا برسی نه اینکه تو هوش داری.
هوش ها تحت تأثیر محیط فرهنگی هستند مثلا هوش بدنی- جنبشی در استان کردستان مهم است. چون مردم تکاپوی زیادی دارند. هوش موسیقیایی نیز در این خطه بیشتر است چون مرتب با ساز و آواز در ارتباطند. هوش منطقی- ریاضی مردم در یزد زیاد است. هر کدام از ما محیط را بررسی کنیم متوجه پررنگ بودن نوع هوش بیشتر در منطقه محل زندگی خواهیم شد. فرهنگ می تواند عامل بازدارنده و یا تقویت کننده برای هوش باشد. فرهنگ ضد خلاقیت است. باید بتوانید تغییر ایجاد کنید و آن را اصلاح کنید. برای اصلاح فرهنگ ممکن است به شما برچسب هم بزنند. شبکه های اجتماعی مجازی همه ما را یکدست کرده است و این یک آسیب محسوب میشود. همه بچه ها توجه و تمرکز دارند.
مشکل ، روش کار معلمان و مربیان است. اگر شما با روش خودِ کودک به او آموزش دهید، توجه و تمرکز نشان می دهد و جلب آموزش شما می شود. به روش کودک به او توجه و تمرکز را یاد دهید. رابطه بین هوش های چندگانه و هوش های هیجانی را در هوش درون فردی و بین فردی می توان تعریف کرد.
همه کودکان باهوشند. کودکان را با هم مقایسه نکنید. هر کودک را با گذشته مقایسه کنید. به او بگویید چون تلاش کردی به اینجا رسیدی نگویید باهوشی به والدین او بگویید احساس می کنم شما خیلی در این زمینه با او کار می کنید مستقیما با آنها نگویید باهوشی یا هوش داری. آدمی که بشنود باهوش است دیگر تلاش نمیکند. از خطا کردن می ترسد و شکست می خورد.
گاردنر می گوید: « هر هوش جایی در مغز دارد » . از نظر عبدالملکی مغز انسان ها پیچیده است و همین زیباست . ما دغدغه بازی نداریم، چون بازی زیاد است. ما دغدغه تفکر برای بازی داریم. در بازی به بچه ها پیشنهاد دهید. چیزی را به آنها تحمیل نکنید یا با دستور، بازی اجرا نکنید. اثر بازی و هدف آن از بین میرود.
مصاحبه با صابر عبدالملکی و تعدادی از مربیان شرکت کننده را در ادامه خواهید خواند.
کارگری خبرنگار صدای معلم:
تشکر می کنم بابت دعوت من به این دوره و آشنایی با شما و مربیان علاقه مند به یادگیری مهارت ها. لطفا خودتان را معرفی نمایید و هدفتان را از برگزاری این کارگاه بفرمایید.
عبدالملکی :
صابر عبدالملکی دانشآموخته دکترای برنامه درسی از دانشگاه علامه طباطبایی. به خاطر پایان نامه ام از سال ۱۳۹۶ برنامه خودم را در حوزه بازی شروع کردم. پایان نامه دکتری من در زمینه طراحی برنامه درسی و مهارت های اجتماعی -عاطفی یا میتوان گفت هوش اجتماعی مبتنی بر بازی بود و از آنجا به بازی بیشتر علاقه مند شدم و تلاش کردم در ادامه مسیر هم رابطه علمی خوبی بین بازی، برنامه درسی و شناسایی و پرورش هوش ها پیدا کنم که مرا به سمت هوش های چندگانه و خلاقیت برد. الان هم حدود چند سال است که کارگاه های زیادی را در دانشگاه علامه، دانشگاه تهران و جاهای دیگر برگزار کرده ام.
مشکل ، روش کار معلمان و مربیان است.
کارگری:
برای چه گروه های سنی کارگاه برگزار کردید؟
عبدالملکی:
کارگاه برای کودکان در دوران اوان کودکی یعنی همان تولد تا هشت سالگی تمام است و مخاطبان ما در کارگاه معلمان، روانشناسان، والدین، مربیان پیش دبستان و افرادی هستند که با کودکان کار می کنند.
کارگری:
تعریف خود شما از هوش چندگانه چیست؟
عبدالملکی:
تعریف هوش چندگانه بر اساس مبنا که همان مطالعات گاردنر است بیان می شود و می گوییم که یک توانایی کلی وجود ندارد. انسان ها مجموعهای از تواناییها را دارند. این توانایی ها را می توانیم هوش بنامیم و برای حل مسئله در موقعیت های مختلف استفاده می کنیم. پس عملا یک ظرفیتی وجود دارد که در موقعیت های مختلف منجر به حل مسئله می شود . هر انسانی با مسائل مختلفی در طول زندگی اش روبه رو می شود .درست است می گوییم این ظرفیت در او وجود دارد ولی ما نمی توانیم انتظار داشته باشیم که به همه مسائل یکسان پاسخ دهد. یعنی همه مسائل را حل کند. ما میگوییم چون هوش های چندگانه دارد ممکن است تعدادی از مسائل را خوب حل کند و برخی مسائل را هم ضعیف حل کند. مسائلی را که خوب حل می کند را می توانیم بگوییم نشانه هوش است.
کارگری:
هوش های چندگانه شامل چه چیزهایی می شوند؟
عبدالملکی:
گاردنر در سال 1983 هفت تا هوش را معرفی کرد. در سال 1999 یک هوش دیگر به هوش اضافه شد و بعد هم در پژوهش هایش هوش نهم را اضافه کرد. ولی این تواناییها زمانی هوش میشوند که هشت فاکتوری که گاردنر برای هر هوش در نظر دارد را داشته باشند.
هوش های چندگانه گاردنر این ها هستند: هوش بدنی- جنبشی، هوش کلامی- زبانی، هوش منطقی- ریاضی، هوش تصویری- فضایی، هوش موسیقیایی، هوش درون فردی، هوش بین فردی و هوش طبیعت گرا . هوش نهم که مطرح میشود و هنوز اعتباری جامعی در پژوهش ها بر مبنای فاکتورهای گاردنر به دست نیاورده است، هوش هستی گرا است. دعوت بچه ها به جیغ و فریاد و کف و سوت زدن هیجان افزایی و بازی نیست. این کار افتضاح است.
کارگری:
با توجه به اینکه شما دانش آموخته یکی از رشته های علوم تربیتی هستید و مطالعات خوبی در رشته خود انجام داده اید و در عین حال بحث بازی در مدارس را با مربیان و معلمان به صورت کارگاه بازگو می کنید در این زمینه برای صحبت و رایزنی با وزارت آموزش و پرورش جهت جایگزینی دوره های ضمن خدمت بیفایده با این کارگاه ها اقدامی داشته اید؟ یا حتی در زمینه قرار گرفتن موضوع بازی به صورت ویژه در کتاب های درسی با مؤلفان کتب درسی گفت و گویی ترتیب داده اید؟
عبدالملکی:
برای مراکز مختلف و مدارس در سطح استان ها کارگاه های زیادی در زمینه بازی و هوش های چندگانه برگزار کردیم. دو تفاوت عمده کارگاه های ما این است که ما تلاش کردیم هوش ها را به صورت عملکردی و با فعل های رفتاری به مراکز یاد دهیم. همان طور که در این دوره مشاهده کردید.
ما نشانه ها و عملکردهای هر هوش را به صورت کاملا عملیاتی در قالب فعل های زیادی در کودک بیان می کنیم. عملا معلم یا مربی را با مجموعه ای از رفتارهای عملکردی کودک آشنا میکنیم که اگر این رفتارها را از کودک دید، در صورت تکرار این ظرفیت بدانند که این کودک در کدام زمینه هوش دارد. تفاوت دیگر که میتوانم بگویم نقطه قوت کارگاه هاست این است که نگاهمان را به بازی گستردهتر از بازی های ساختار یافته رشد دادیم.
ما به کارگاه هایمان بازی آزاد را اضافه کردیم ؛ در ادامه کارگاه ها تلاشمان این است که کارگاه هوش و خلاقیت را هم برگزار کنیم که همزمان سه تا بازی ساختار یافته هدایت شده و آزاد را داشته باشیم. چون حوزه تخصصی من بازی بود، احساس می کنم این سه نوع بازی کنار هم ، خیلی درک عمیق تری از ظرفیت هوش به ما ارائه میدهد تا اینکه ما بخواهیم روی یکی از بازی ها تمرکز کنیم. بیشتر مواقع کودکان را فراموش می کنیم. باید بدانیم این بازی مربوط به کودک است نه من بزرگسال! در این کارگاهها سعی کردیم که به آن بازی خوب توجه کنیم. هم فعل را خوب بیان کنیم و هم ساختار و بازی که ایجاد می کنیم به نیاز یا مبتنی بر علایق بچهها باشد و عنصر تخیل راه در ان داشته باشد.
کارگری:
شما بیشتر کارگاه ها را تماما به صورت برون سازمانی و خصوصی برگزار میکنید و در پاسخ هایتان نشنیدم که خواسته باشید تعاملی با آموزش و پرورش و مسئولین وزارت در حوزه پیش دبستان و ابتدایی در این مبحث داشته باشید. آیا به این فکر کرده اید که این مسئله را با واحدهای مربوطه بیشتر موشکافی کنید؟ چرا در مورد ایده ها و روش هایتان در سطح عمومی و گسترده بالاخص مدارس دولتی کار نمی کنید؟
عبدالملکی:
من کارگاه های مختلف را متناسب با نوع مخاطب یعنی معلم ها، مربیان ، روان شناسان و والدین را در سطح کشور در بخش خصوصی و دولتی برگزار کردم و همچنان ادامه دارد. در زمینه تعامل با سازمان آموزش و پرورش شهر تهران تعاملات و کارگاه های را با این بزرگواران داشته ایم که بیشتر آن کارگاه ها ماهیت بازی و یادگیری در دوران پیش دبستان و ابتدایی بود. همچنین برای استانهای مختلف کارگاه هایی داشته ام که مبتنی بر بازی و هوش است.
کارگری:
باز هم می پرسم آیا در این مورد با مسئولین وزارت گفت و گو کرده اید که چنین نیاز مهمی باید به آموزش ابتدایی و پیش دبستان در مدارس دولتی راه پیدا کند؟ دلایل وجود آن را برایشان شرح داده ایدکه بتوانند با تفکر به این مسیر سوق پیدا کنند؟ علاقه ای به این کار ندارید؟
عبدالملکی:
در زمینه بازی، هوش و یادگیری من به سازمان آموزش و پرورش برای ارائه پیشنهاد یا پروژه مراجعه نکردم و طرحی برای این کار ارائه ندادم و بیشتر تعامل من با سازمان آموزش و پرورش با دعوت های کارشناسان یا مدیران سازمانی در مناطق یا استان های مختلف بوده است .
کارگری:
فکر می کنید با توجه به توانمندی های شخصی، تجربه عملی، کارگاه هایی که برگزار کرده اید و نتایجی که از آنها برداشت می کنید و به صورت مقاله آنها را مستند می نماید، با همین پتانسیل قادر باشید بخشی از مشکلات یادگیری، اختلالات و درک محتوا را در کودکان و حتی نوجوانان به واسطه بازی مورد پژوهش های آتی خود قرار دهید و به واسطه ی نتایج تان در این مورد آموزش و پرورش را نیز نسبت به راهکارهای مناسب جهت رفع این معضلات به میدان عمل بیاورید تا به روش ها و ایده های شما اندیشه کنند؟ تمایل دارید در این چالش شرکت کنید و این کار را شخصا یا با واسطه انجام دهید؟
عبدالملکی:
بلی. کارگاه های ما قالب های مختلف در حوزه های مختلف دارند. برای مثال کارگاهی داریم ویژه مربیان و روانشناسانی که خودشان میخواهندکارگاه برگزار کنند. قالبی داریم خاص مدارس و مراکز آموزشی که اگر بخواهند در یک حالت فقط هوش را شناسایی کنند برایشان ساختاری کاملا بازی محور تعریف کنیم. تلاش کردیم الگوهای جهانی بازی در همه این حالت ها رعایت شود در حالت دیگر ممکن است مرکز یا مدرسه پیش دبستانی بخواهد برنامه درسی مرکزش را مبتنی بر بازی بسازد آنجا هم برایشان ساختار داریم.
کارگری:
آیا بدین جهت صرفا به سمت مدارس خصوصی ورود کردهاید که به واسطه مدیران غیردولتی امکان تغییر و تحول در برنامه درسی داشته باشید؟ درست متوجه شدم که از ورود به سیستم رسمی آموزش و پرورش احساس نگرانی می کنید؟ با پژوهشگاه تألیف و تدوین کتب درسی نسبت به وجود سرفصل های اضافه یا مزاحم در کتاب کارهای پیش دبستان و ابتدایی تعاملی داشته اید که این تلاش شما منجر به تغییر یا حذف محتوای مورد نظر شود؟ مستقیم یا غیر مستقیم پیشنهادی در جهت اصلاح این موارد ارائه کردهاید که از شما نپذیرفته باشند یا مخالفت کنند؟ مربی یا معلم در این فرایند تشخیص دهنده و گزارش دهنده رفتار کودکان هستند و درمانگر یا متخصص درمانی نیست .
عبدالملکی:
صد در صد. البته مشارکت داشته ام ولی اصلا پیشنهادی ندادم.
کارگری:
از این جهت این سؤال را می پرسم که انتظار می رود دکتر معلمان و دانش آموختگان علوم تربیتی در حوزه آموزش عمومی اگر کاری به صورت حرفه ای و تخصصی انجام داده اند به مباحث و محتوای آموزشی کتب درسی ورود پیدا کند نه اینکه هر کدام در گوشه و کناری برای خود مجموعه راه بیندازند و صرفا برای گروهی خاص بستر ترقی ایجاد کنند و جامعه هدف آموزش و پرورش و از همه مهم تر عدالت آموزشی زیر سوال برود. هر کدام از این افراد را که مورد انتقاد قرار داده ام میگویند: گفتیم ولی استقبال نکردند! البته خوب است که شما با صراحت می گویید اصلا چیزی پیشنهاد ندادم و صحبتی نکردم.
عبدالملکی:
بلی ؛ من چیزی نگفتم. البته این نکته را بگویم که در مورد بازی زیاد گفته ام. گفتم که باید تأکیدمان این باشد به سمت بازی آزاد برویم. مقالاتی هم در این زمینه چاپ کردم. برای معلمان مقالاتی در فصل نامه رشد دارم ولی بیشتر این مقالات در مجلات علمی پژوهشی هست. مثلا مقاله ای که در مورد بازی آزاد در دانشگاه علامه چاپ کردم یا مقالاتی در مورد بازی های هدایت شده همگی مقالاتی است که می تواند راهگشا باشد. من با یک سیاستی به فصلنامه رشد آمدهام و سه تا مقاله در آن قرار دادم. هیچ کس نفهمید چرا من این کار را کردم. من در ذهنم ساختار داشتم. در مقاله اولم بازی آزاد را مطرح کردم. در مقاله دومم بازی هدایت شده و در مقاله سوم که اخیرا چاپ شد بازی ساختار یافته را گفتم. این سه تا کنار هم یک الگوی بازی محور در دنیا تشکیل می دهد که از الگوهای جهانی الهام گرفته شده اند. من به صورت مستقیم و غیرمستقیم سعی کردم یک سری از داشته های خودم را به دیگران منتقل کنم که از آن استفاده کنند ولی این که در سطح سازمان و وزارتخانه صحبت کرده باشند نه چنین کاری نکردم. خیلی خوب است اگر بتوانیم ارتباطی بین هوش و بازی و همین طور بین بازی و خلاقیت ایجاد کنیم.
کارگری:
در زمان تعطیلی کرونا و دور بودن طولانی مدت بچه ها از آموزش حضوری به خصوص در مقطع ابتدایی همان طور که لطمه زیادی به یادگیری دانش آموزان زده شد. به کارگیری تکنیک های بازی و هوش و خلاقیت شما تا چه حد میتواند این خلاء ایجاد شده را در کاهش اختلالات یادگیری و مشکلات روحی و روانی دانش آموزان پر کند؟ حتی در دوره متوسطه اول و دوم هم می توان با بازی آزاد به دانش آموزان آسیب دیده کمک کرد؟
پیاده سازی و ویرایش : نرگس کارگری
ادامه دارد
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید