صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

گروه استان ها و شهرستان ها/

نامه زیر توسط ولی یک دانش آموز برای صدای معلم ارسال گردیده است .

در این نامه از رفتارهای مدیر مدرسه و اداره آموزش و پرورش منطقه 13 تهران انتقاد شده است .

تلفن این فرد در دفتر صدای معلم موجود است .

« صدای معلم » آمادگی خود را برای پاسخ مسئولان اعلام می کند .

منتشرشده در دانش آموز
پنج شنبه, 31 خرداد 1397 17:09

آموزش و پرورش، هبوط یا سقوط؟

آموزش و پرورش و آسیب های اجتماعی

بدواً باید تاکید کنیم که در جامعه ما در همه حوزه‌ها یک درهم تنیدگی عجیبی وجود دارد و به قولی همه چیزمان به همه چیزمان می آید!
لذا بررسی بخشی مسائل هر حوزه بدون توجه به حوزه های مجاور کاری عقیم خواهد بود.بحران اشتغال، کودک آزاری، هرج و مرج ارزی، نوسانات بازار، آسیب‌های فزاینده اجتماعی، اعتراضات خیابانی، اعتصابات اصناف، بحران آب و محیط زیست، سقوط اخلاق، پلشتی رفتار، اختلاس، ارتشا، بحران ناکارآمدی، آموزش و پرورش افلیج، شکافهای قومی و مذهبی و... نشان از درهم تنیدگی و پیچیدگی موضوعات جامعه دارد.


 انباشت و اضافه بار اطلاعات

تصور کنید در پیک کاری مترو در یکی از ایستگاه‌های شلوغ تهران منتظر باشید.
سالن انتظار مملو از جماعتی است که سراسیمه منتظر رسیدن واگن‌های خالی مترو هستند، ولی در عمل با واگن‌های انباشته از مسافر روبه رو می‌شوند و ناخودآگاه بدون اینکه اجازه پیاده شدن به مسافران احتمالی بدهند سیل جمعیت به واگنها هجوم می‌برد و می‌شود آنچه که روزانه در پایتخت شاهدش هستیم.

به باور روانشناسان ذهن دارای اضافه بار زمینه تهدید ادراک می کند. یعنی افراد در مترو ناخودآگاه اضافه بار شناختی دارند. نتیجتا ما در ساعات پیک کاری مترو شاهد افزایش خشونت و پرخاش و رفتارهای مغایر با مبادی آداب شهروندی هستیم.به همین ترتیب ما در آموزش و پرورش شاهد اضافه بار شدید محفوظات کهنه و غیرکاربردی ذهنی هستیم. انباشته آموزش‌های نظری به سان مترو باعث ایجاد پرخاش، استرس و رفتارهای ضد اجتماعی خواهد شد.


همه راه‌ها به مرکز ختم می شود!

نوع دیگری از این انباشت از تبعات آموزش و پرورش مرکزگرا می‌باشد. از تهیه کتب درسی گرفته تا تألیف و تدوین سوالات هماهنگ کشوری، از طراحی سوالات کنکور گرفته تا... همه و همه در انحصار طیف خاصی از نورچشمی های پایتخت است.
نتیجه این انباشت، احساس تبعیض و پرخاش شهرستانی ها نسبت به تهرانی ها خواهد بود.

آموزش و پرورش و آسیب های اجتماعی

 آموزش و پرورش نوین چه می‌گوید؟

در  آموزش و پرورش نوین اولاً پرورش مقدم بر آموزش بوده و امورات پرورشی مختص معاونت پرورشی نیست.در ثانی در آموزش و پرورش کشورهای پیشرفته به جای انباشت محفوظات بی خاصیت و غیرکاربردی، روی دو مقوله مهم از آموزش زندگی شهروندی سرمایه‌گذاری می‌شود:


الف: سبک زندگی
(life style)
ب: برنامه درسی زندگی
(life syllabus )

در این سیستم تا حد امکان مسائل تئؤریک غیرضرور و غیر کاربردی از زندگی اجتماعی حذف می‌شود و با هم بودن، گفت و گو و تمرین مهارت‌های اجتماعی در اولویت قرار می گیرد.
نتیجه چنین فرآیندی بروز خلاقیت و شکوفایی استعدادهای فردی و جمعی خواهد شد.
و نهایت اینکه آموزش نوین معطوف به آموزش خطی یکطرفه و معلم محور نیست.

آموزش و پرورش و آسیب های اجتماعی

 سقوط یا تحول اخلاقی؟

از منظر عالمان دینی جامعه ما و به تبع آن آموزش و پرورش در سراشیبی سقوط اخلاقی سیر می کند. از منظر یک جامعه‌شناس به جای قضاوت در خصوص رفتارهای یک جامعه باید با نگاهی ژرف به حوادث و واقعیات پیرامونی سعی در تحلیل درست اتفاقات داشته و البته در جست و جوی راه حلهای عملی و منطقی بود.به هر حال برای سنجش سقوط و یا  تحول در اخلاق دو سنجه وجود دارد که نشان از هبوط اخلاقی یا تغییر و تحول در اخلاقیات یک جامعه دارد:


آیا ما در کاهش آسیب‌های اجتماعی موفقیم؟
وضعیت تعمیق بی اخلاقی به لحاظ کیفی چگونه است؟

در جامعه کنونی ما بنا بر هزار و یک دلیل آمارها حکایت از سیر افزایشی آسیب‌های اجتماعی و همچنین تعمیق گسترده بی‌اخلاقی‌ها دارد.
سیر صعودی انحرافات اجتماعی، عریان شدن ارتکاب جرم، وارونگی ارزش‌ها، پرده‌دری، شکستن قبح اعتیاد، افزایش فزاینده سرقت‌های مادی و معنوی، بحران جنسی و کودک آزاری و... بیشتر نشان از سقوط اخلاق دارد تا تحول در اخلاق و رفتار.


 مبالغه در تعریف، آدرس غلط دادن است."معلمی شغل نیست، عشق است و ایثار و... !"
معلم انسان پیامبرگونه با هاله قدسی نیست. وی یک انسان معمولی با شغلی معلمی است و همانند سایر اصناف باید به مطالبات منزلتی و معیشتی وی پاسخ مناسب و درخور داده شود.


 سر کلاف آموزش و پرورش گم شده است

اتفاقات رسانه ای شده اخیر در ایرانشهر و منطقه دو تهران می تواند تنها نوک قله کوه یخی عظیم بحران اخلاقی در اجتماع کنونی ما تلقی شود.
واقعیت آنست که دوره پنهان کاری جنسی و شرم و خجالت به بهانه مصلحت های کاذب سپری شده است. باید با چنین حوادثی به مثابه یک مشکل جدی اجتماعی برخورد شده و برای آموزش مسائل پیشگیرانه جنسی راهی یافت و یا راهی ساخت.

والدین امروز به حق نگران تکرار فجایعی چون داستان طوسی ها در فرآیند آموزش و پرورش هستند. اعتماد خدشه دار شده باید عالمانه و منطقی ترمیم گردد.
امروز اگر همچنان به سان کبک سر در برف پنهان‌کاری و ساده‌انگاری فرو بریم، فردا شاید رسوایی‌های بزرگتری در حوزه‌های دیگر دامنگیر جامعه ما گردد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

ساختار مدیریت مدارس و نقش آن در پویایی آموزش و پرورش و جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی

مدرسه و معلم از مقدس ترین مفاهیم جامعه ایرانی است آنگونه که در فرهنگ ما تداعی گر پیامبری و مسجد بوده است.

حادثه دبیرستان  غرب تهران هر چند نادر اما آنقدر تلخ و تکان دهنده است که باید  موشکافانه آن را تحلیل کرد و برای پیشگیری از حوادث مشابه تدبیر نمود. از کنار این حادثه و حوادث ناگواری مانند آتش سوزی مدرسه شین آباد، قتل دانش آموز 15 ساله در دبیرستان تیزهوشان خلخال و یا قتل معلم بروجردی به دست دانش آموز کلاس  نباید به سادگی گذشت.

 نمی توان از  معلمی که هیچ نقشی در انتصاب مدیر ندارد و هر انتقاد او امنیت شغلی اش را به خطر می اندازد و در مصرف بودجه مدرسه نیز کاملا نامحرم است انتظار داشت یاور مدیر باشد چرا شاهد این حوادث تلخ در مکان مقدس مدرسه هستیم؟ گاهی تجربه های تلخ، خود به درسهای دوران ساز تبدیل می شوند. امیدواریم این حوادث تلخ نیز موجب اصلاحات اساسی در شیوه مدیریت محیط های آموزشی گردد.

در این حوادث بدون تردید مسئولیت اصلی  متوجه وزارت آموزش و پرورش است اما آیا مسئولین مدرسه تنها مقصرین این حادثه هستند؟ پاسخ به این سوال سخت است. سهم والدين و معلمین در این حوادث به چه میزان است؟

نکته ای که بايد بر آن تاكيد كرد: نقش نظام غیر مشارکتی در این حوادث و ضرورت اصلاح ساختار نظام مدیریت مدارس برای ارتقا کیفیت نظام آموزشی است.

تربيت در جامعه امروزی در همه کشورها از جمله ایران بیش از پیش دشوار و تسلط نهادهای رسمی و سنتی بر فرد به شدت کاهش یافته و رفتار انسانها غیرقابل پیش بینی شده است. رشد فضای مجازی، شهرنشینی سریع، از بین رفتن نهادهای سنتی مانند محله همگی موجب تحولات پر شتاب اجتماعی و فرهنگی شده است.

دولت ها با توجه به این واقعیت می دانند که دیگر نمی توان مسئولیت هر آنچه در مدرسه می گذرد را بر دوش کشند و به ناچار از خانواده ها و سایر ذینفعان می خواهند که در اداره مدرسه مسئولیت و سهم خود را بپذیرند.

ساختار مدیریت مدارس و نقش آن در پویایی آموزش و پرورش و جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی

متاسفانه نظام كنوني مدیریت مدارس هیچ گاه معلم و والدین را به عنوان صاحبان اصلی مدرسه به رسمیت نشناخته است.

عدم مشارکت مردم در مدرسه مسئله ای دو سویه است از طرفی مدیران مدارس حاضر نیستند مردم را به مشارکت دعوت کنند و اگر مشارکتی را مطالبه کنند تنها مشارکت مالی است و از سوی دیگر عموم  خانواده ها  نیز تمایل چندانی برای مشارکت در مدیریت مدرسه ندارند.

اگر  مشارکت واقعی تحقق یافته بود احتمال رخداد این قبیل حوادث کمتر بود، چرا که از ظرفیت خانواده ها  و معلمین برای نظارت بر مربیان استفاده می شد و حتی پس از این اتفاق نیز همه مسئولیت به عهده نهاد دولتی  نبود. 

در ایران علیرغم تصویب قوانین و آیین نامه های اجرایی که دارای ارکان مشارکتی چون هیئت امنا، انجمن اولیا و مربیان، شورای مدرسه و شورای معلمان و شورای دانش آموزان است، عملا فضای مردم سالاری هیچ گاه به درون مدارس راه نیافت.

واقع امر این است که در همه این قوانین مدیر مدرسه همان نماینده تام الاختیار آموزش و پرورش است و مدیر مسئول حسن اجرای فعالیتهای آموزشی، پرورشی، مالی و اداری محسوب می شود. اگر در مدیریت مدارس مشارکت معلمین به صورت واقعی امکان پذیر باشد حس مسئولیت و همکاری تقویت می شود. نمی توان از  معلمی که هیچ نقشی در انتصاب مدیر ندارد و هر انتقاد او امنیت شغلی اش را به خطر می اندازد و در مصرف بودجه مدرسه نیز کاملا نامحرم است انتظار داشت یاور مدیر باشد.

برای برون رفت از این بحرانها و خطراتی که مدرسه را تهدید می کند و علم به اینکه  یک فرد توانایی اشراف به همه مسائل مدرسه را ندارد، باید مدیریت مدارس را از فرد به یک  نهاد جمعی مردمی یا شورا واگذار کرد. متاسفانه نظام كنوني مدیریت مدارس هیچ گاه معلم و والدین را به عنوان صاحبان اصلی مدرسه به رسمیت نشناخته است

این امر موجب می شود که در هر تصمیمی ابعاد عاطفی و اجتماعی و آموزشی مدرسه مورد توجه قرارگیرد. معلم، والدین دانش آموزان و حتی کسبه محله همه خود را درگیر مسائل آموزشی و پرورشی، مالی و اداری مي کنند و در حسن اجرای این امور خود را مسئول می دانند. در این قبیل مدارس که آن را به درستی مدارس مردم محور می نامند شورای مدرسه مسئول عملکرد و کیفیت مدرسه است. در شورای مدرسه تمامی مسائلی که در یک محیط آموزشی مطرح است مورد بحث و تبادل نظر قرار می گیرد و شورا بر حسن اجرای امور نظارت می کند. مسائلی از قبیل: چه چیزی باید آموزش داد؟ چه توانایی هایی را باید دانش آموزان کسب کنند؟

چگونه می توان انگیزه آموختن، احساس خوب بودن و تعلق خاطر به مدرسه را در دانش آموزان افزایش داد؟  چگونه می توان امنیت شخصی و حفظ حریم خصوصی را به دانش آموزان آموخت؟ چگونه می توان بر رفتار اولیا مدرسه با دانش آموزان، بر رفتار دانش آموزان با یکدیگر، و برکیفیت عملکرد معلمان نظارت داشت؟ همگی در شورای مدرسه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد.

با درگیرشدن خانواده ها و افراد محله در مدارس اجتماع محور، حس مشارکت واقعی در بین افراد محله و اولیا مدرسه ایجاد و مدرسه به کانون محله تبدیل می شود و بسیاری از بحرانهای مالی مدرسه نیز رفع می شود. 

ساختار مدیریت مدارس و نقش آن در پویایی آموزش و پرورش و جامعه و کاهش آسیب های اجتماعی

تغییر ساختار اداری مدیریت مدرسه و نحوه انتصاب مدیران و شورایی شدن مدیریت مدارس راهي براي كاهش بحرانهاي آموزش پرورش است. تازمان تحقق این امر اولیاءدانش آموزان نيز بايد حضور خود را در مدارس جهت حل و فصل مسائل مالی مدرسه محدود نکنند و مصرانه از مدیران مدارس بخواهند که در امور آموزشی و پرورشی مدرسه فعالیت و مشارکتی بیشتر داشته باشند.

مدیران نیز خود را از خرد جمعی  بی نیاز ندانند و از مشارکت مردم در امور مدرسه محروم نسازند، تا شاهد تکرار این فجایع غم انگیز در مدارس که جایگاه امن و خانه دوم فرزندان این سرزمین است نباشیم.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

مشکلات آزمون اعزام به خارج فرهنگیان و اعلام نتیجه آن

بعد از گذشت پنج سال یک آزمون برای اعزام به خارج بر گزار گردید که از هر همکار فرهنگی مبلغ پنجاه هزار تومان دریافت گردید که 17300 نفر در آن شرکت نمودند که مبلغی بالغ بر865000000 هشتصدو شصت و پنج میلیون تومان از فرهنگیان دریافت گردید که هزینه ثبت نام در آزمون نمونه و سمپاد برای دانش آموزان مبلغ پانزده هزار تومان است و آموزش و پر ورش برای همکاران خودش سه برابر این مبلغ را دریافت کرده است .

در حالی که در اعلام نتیجه برای دانش آموزان چه قبولی و چه مردودی کارنامه صادر می کند ولی برای معلمان بعد از 15روز تاخیر فقط یک سری اسم در چند لیست به عنوان قبول شدگان قرار داده و هیچ گونه کارنامه ای به شر کت کنندگان داده نشده است .

اکنون سوال این است :

این همه هزینه گرفته شده برای چه بوده است ؟ مگر هزینه این آزمون چقدر بوده است ؟ آیا دریافت کارنامه حق افراد شرکت کننده نبوده است ؟ آیا آموزش و پرورش برای همکارانش به اندازه دانش آموز هم ارزش قائل نیست؟


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

کودکان بازمانده از تحصیل در لرستان و عملکرد معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش

در حالی که  کمیسیون بین‌المللی تأمین فرصت‌های آموزشی جهانی « دستیابی هر کودک به مدرسه و یادگیری»، را  حق طبیعی و قانونی همه کودکان می داند و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، هم به  برخورداری همه مردم از حقوق یکسان در برابر قانون سخن به میان می آورد و تاکید می کند که از جمله حقوقی که همه مردم به طور یکسان از آن برخوردارند ، حق تحصیل و آموزش است و  دولت را موظف می داند تا امکانات آموزش وپرورش را تا پایان دوره متوسطه برای همه فراهم کند؛ باید اعتراف کنیم که امروز واژه کودکان بازمانده از تحصیل واقعیتی تلخ است که چهره جامعه را زشت و مخدوش می کند .

 با نگاهی به آخرین آمار منتشر شده در خصوص کودکان بازمانده از تحصیل در سراسر کشور متوجه این حقیقت گزنده می شویم که 315 هزار کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد که به دلیل مختلف از این حق مسلم و قانونی خود بازمانده اند .

گرچه بی سوادی به خودی خود هم یک آسیب  جدی در جامعه است که عوارض و پیامدهای منفی مختلفی در حوزه زندگی اجتماعی به دنبال دارد  ؛ اما می توان فقر ، بیکاری ، محرومیت و دهها عامل دیگر را از جمله مهمترین عامل در بازماندن کودکان از تحصیل برشمرد .

اما در این مجال قصد داریم تا به بررسی آمار واقعی کودکان بازمانده از تحصیل در استان لرستان بپردازیم ؛ شاید این نوشتار بتواند تلنگری در متولیان تعلیم و تربیت برای شناسایی ، جذب و آموزش کودکان بازمانده از تحصیل ایجاد نماید .   

سوم اردیبهشت ماه سال 96 بود که مدیرکل سابق بهزیستی استان لرستان در جلسه کارگروه  بانوان استان که با موضوع حقوق کودکان در استانداری برگزارشد ، به وجود 3 هزار و 411 کودک بی سواد در استان لرستان اشاره کرد که  پیش از آن در هیچ محفل رسمی به آن اشاره نشده بود . حیدری در تشریح این خبر به کودکان کار ، کودکان بی سرپرست و بد سرپرست هم اشاره کرد و پرده از وجود آسیب های اجتماعی در زیر پوست شهرها برداشت .

 این خبر در حالی غیر منتظره به نظر می رسید که پیش از آن معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش لرستان پوشش تحصیلی دوره ابتدایی را بالاتر از میانگین کشور و بیش از 99 درصد اعلام کرده بود .

طبیعی بود با آماری که معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش لرستان  در خصوص نرخ بالای پوشش تحصیلی می داد تا مدت ها از این موضوع طفره رفته  آن را تکذیب نماید . اما شواهد و مستنداتی که مدیر کل بهزیستی در دست داشت ، بانک اطلاعاتی دقیقی بود که کسی نمی توانست در صحت آن شک کند .

کودکان بازمانده از تحصیل در لرستان و عملکرد معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش  متعاقب این خبر مدیر کل کار ، تعاون و رفاه اجتماعی استان لرستان هم در جلسه شورای پشتیبانی سواد آموزی استان،  آمار کودکان بازمانده از تحصیل را فراتر از آمارقبلی و 4150 نفر اعلام کرد و گفت : فایل اطلاعات کامل این افراد موجود است و بیش از 850 نفر از این لیست را هم راستی آزمایی کرده ایم .  وی در این جلسه نتایج راستی آزمایی خود را بدین گونه تشریح کرد که در تماس با این افراد 72 نفر معلولیت را عامل بازماندن از تحصیل عنوان کرده و 97 نفر فقر ،18 نفر زندگی در خارج از کشور ،45 نفر دوری از مدرسه ،و 286 هم بیماری ،عدم علاقه به تحصیل و یا کوچ نشینی را عامل اصلی محرومیت خود از تحصیل عنوان کرده اند .

اهمیت موضوع به قدری بود که در این جلسه مقرر شد کمیته ای با حضور آموزش و پرورش ، ثبت احوال ، بهزیستی ؛ کار ،تعاون و رفاه اجتماعی تشکیل شده و به بررسی دقیق موضوع بپردازد .

بعدها هم چندین جلسه تخصصی  با حضور اعضاء برگزار شد و ثبت احوال و ادارات بهزیستی ، کار، تعاون و رفاه اجتماعی مستندات موجود را در اختیار آموزش و پرورش قرار دادند تا موضوع را با حساسیت دنبال کرده و زمینه بهره مندی این کودکان را از تحصیل فراهم کند .

گرچه تا امروز که نزدیک به یک سال از این موضوع سپری می شود ، هیچ خبر خوشحال کننده ای مبنی بر اراده آموزش و پرورش برای فراهم کردن بستر مناسب برای شناسایی و آموزش این کودکان به رسانه ها  مخابره نشده است ، اما باید به واقعیت تلخ تری هم اشاره کنیم که موضوع را بغرنج تر از گذشته نشان می دهد .

با مراجعه به سایت اطلاع رسانی مرکز آمار ایران و بررسی آمار سرشماری نفوس و مسکن سال 95 به ترکیب جمعیتی استان های مختلف برمی خوریم که  می تواند قابل تامل و بررسی باشد .

در این سایت به آمار ترکیب جمعیتی کودکان 6 تا 9 سال در 7 شهر استان لرستان اشاره شده و پس از آن  آمار کودکان مشغول به تحصیل در دوره ابتدایی را در این شهرها هم اعلام می کند .

در این سایت آمار کودکان 6 تا 9سال را در شهر خرم آباد 29273 نفر عنوان کرده که در این سنین تنها 26645 نفر در دوره ابتدایی  مشغول به تحصیل هستند .

در شهر دلفان هم  از مجموع 10229 کودک 6تا 9 سال؛  8810 نفر ، در شهرستان دورود از مجموع 10074 کودک ، 9181نفر ، در شهرستان کوهدشت از مجموع 15146نفر ،13575نفر ، در شهر ازنا از مجموع 4347 نفر ، 3958 نفر ، در شهرستان پلدختر از مجموع 4389 نفر ، 4012 نفر و در شهر سلسله از مجموع 4503 نفر ، 4113 نفر مشغول به تحصیل در دوره ابتدایی هستند .

اگر آمار کودکان مشغول به تحصیل  را از مجموع جمعیت کودکان 6تا 9سال این 7شهر کسر کنیم ؛ متوجه می شویم که 7667 کودک در این7 شهر وجود دارد که با وجود قرار گرفتن در سن تحصیل به دلایل مختلف از تحصیل بازمانده اند و اگر ترکیب جمعیتی دوره ابتدایی که سنین 6 تا 12سال است ؛ را به این آمار اضافه کنیم متوجه خواهیم شد که آمار بیشتری از کودکان استان لرستان از حق قانونی خود یعنی تحصیل محروم شده اند .

در ادامه خوب است به سخنی از رضوان حکیم زاده  معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش هم اشاره کنیم که در 21 بهمن ماه سال 96 جذب کودکان بازمانده را دغدغه مهم وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده  و چند سالی است که آموزش و پرورش در راستای انسداد مبادی بی سوادی به طور جدی ورود پیدا کرده تا بتواند حداقل بخشی از این کودکان را به مدرسه برگرداند و طعم شیرین عدالت آموزشی را به کودکانی که از هر گونه امکانات رفاهی محرومند ، بچشاند .

از طرف دیگر در سالهای اخیر شاهد پیگیری مداوم  نمایندگان برخی از شهرهای استان از جمله الیگودرز ، درود و ازنا ، بروجرد، سلسله و دلفان در خصوص کمبود معلم هستیم . حضور رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی  و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش در اولین روز سال تحصیلی 96 هم در مناطق محروم بشارت و ززو ماهرو هم موید این حقیقت است مشکل تامین نیروی انسانی در این مناطق وجود دارد .

کودکان بازمانده از تحصیل در لرستان و عملکرد معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش

به راستی چرا دغدغه ای در حوزه معاونت آموزش ابتدایی آموزش و پرورش لرستان برای شناسایی و آموزش دقیق این کودکان پس از سپری شدن یک سال و تاکید مقام ارشد اجرایی استان وجود ندارد ؟

انتظار می رود تا مدیر کل جدید آموزش و پرورش لرستان با حساسیت بیشتری روی این موضوع متمرکز شده و تلاش کند تا با شناسایی و آموزش  این کودکان نام نیکی را از خود به یادگار بگذارد .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت
چهارشنبه, 30 خرداد 1397 18:25

امنیت ، اعتماد و جامعه شنی

امنیت و اعتماد و جامعه شنی


نوزادان بیشتر پستانداران در بدو تولد می توانند روی پاهای خود ایستاده ولی نوزاد انسانی تا سالهای طولانی برای ادامه حیات به بزرگترها (والدین) وابسته است.نوزاد انسان هوشمند در بدو تولد متوجه این نیاز شده و همواره با گریه،خنده و...سعی می کند در بازار مکاره دنیا زنده بماند و بزرگترها را به برآورده کردن نیازهایش برانگیزد.

همین مساله ترسهایی را در عمق روانی نوزاد می کارد:

ترس از تنهایی،ترس از رها شدن،ترس از نادیده گرفته شدن و...که  همه آنها در ترس از مرگ (تاناتوس) ریشه داشته و موجد احساس ناامنی می گردد.

بزرگتر که شدیم نظام اجتماعی ما را به ویژه پسرها را -واداشت که شخصیت مستقلی از خانواده پیدا کنیم.برای کاهش آثار روانی ترس های مذکور خانواده،نظام خویشاوندی ودر سطحی بالاتر ،ملت را شکل دادیم‌.
مدرنیته ایرانی موجبات فروپاشی نظام خویشاوندی و سستی بنیاد خانواده را فراهم کرد.

برخی از نظریه پردازان لیبرال ، سلسله مراتب را ذاتی نظام اجتماعی می دانند.

نظریه پردازان چپ که رویای جامعه بی طبقه را در سر می پروراندند ناکامی های بسیاری را در غرب و شرق عالم تجربه کردند.آنهایی که در ایران سخن از "جامعه بی طبقه توحیدی" زدند هم سر وکارشان به اخته کردن (برداشتن رحم) زنان  و....کشید.
درگذشته سلسله مراتب اجتماعی قدرتمندی داشتیم که جامعه را سازماندهی کرده و بسیاری از مشکلات را حل می کرد. در این سلسله مراتب خوانین،حاجی ها، ریش سفید، سادات، روحانیت، کارکنان دولت به ویژه قوای انتظامی جایگاهی ویژه داشته وبقیه مردم قاعده هرم قدرت را تشکیل می دادند . مدرنیته این ساختار را نابود و گرفتار فرسایش معنا کرد.هم اکنون جامعه وضعیتی را تجربه می کند که نام آن را "جامعه شنی"می گذاریم.
آثار فروپاشی ساختارهای اجتماعی عبارتند از هجوم مردم به دادگستری برای حل مشکلات (۱۵میلیون پرونده در سال)،کاهش روابط خویشاوندی و...در بعد روانی نیز یکی از عوامل اضطراب،افسردگی اجتماعی و بسیاری از اختلالات روانی ، احساس ناامنی است که بعضا با الکل ومواد مخدر جبران می شود.

امنیت و اعتماد و جامعه شنی

به گمان من مجبوریم دوباره اعتماد را به جامعه برگردانیم زیرا مبنای شکل گیری ساختار اجتماعی وجود اعتماد است.

پیشنهاد:
* اگر بتوانیم ساختارهای سنتی را احیا کنیم.
* مانند غرب- برای حل این مشکل ، ان جی او ها،باشگاهها و احزاب سیاسی را جایگزین نقش های سنتی (خوانین و...) بکنیم.
*شبکه های دوستی را جایگزین نقش های سنتی بکنیم. لازم است روابط دوستانه را" کم هزینه" کرده تا در این وانفسای مالی امکان روابط اجتماعی میسر شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

منتشرشده در یادداشت

تفکر انتقادی و تفاوت نقد کردن و نق زدن   یکی از دردسرهای ما هم این است که از بین جماعت کتابخوان و قلمزن ما ، کمی روشنفکرند و بیشتر روشنفکرنما.

روشنفکران اهل « نقد» اند اما روشنفکر نمایان اهل « نق» .

نقد کردن، مهارت و حوصله و شجاعت می خواهد در حالی که برای نق زدن ، روده ای دراز و خاطری جمع کفایت می کند. فرق این دو وضعیت به خاطر این است که نقد، فرایندی ادراکی اما نق زدن به شدت احساسی است .

فرد با نق زدن به واسطه فشاری که به او رسیده است، درد دل می کند و چون گوش مفت برایش کافی است ، اندکی آرام می شود .

نقد کردن اما بدون توصیه و با طرح مسئله و دادن هزینه و البته با جرئت و شهامت انجام می شود.

تاثیر نقد بسی بیشتر و چنانکه گفته شد دشوار تر است. دشواری آن به خاطر آن است که علی رغم برخورداری از زبان تخصصی و علمی ، باید به زبان توده حرف بزند تا بتواند آنها را آگاه نماید.کاری که حساس و شبیه « بند بازی» است. چون اگر ‎عالمانه سخن بگوید ، مخاطبانش سخنش را نمی‎فهمند و اگر عوامانه‎ بگوید خیلی زود متهم به « پوپولیسم» می‎شود.

تفکر انتقادی و تفاوت نقد کردن و نق زدن

این روزها ،کسادی دکان نقد و رونق بازار نق زیاد احساس می شود و این برآمده از روزگار مجازی و دور شدن از عالم کتابخوانی است که خلق الله گوشی به دست، در هجوم بارش یک ریز اطلاعات طبقه بندی نشده، نه فرصت مطالعه را دارند و نه حوصله تحلیل. برای همین است که اغلب عادت به لایک زدن وکپی کردن و ارسال آنها برای همدیگر دارند. وضعیتی که شاید بشود با اغماض چنین برداشت کرد که دست اندرکاران نقد به فکر «اصلاح» اند و نق زنان به هوای «انقلاب» اند و ... نقطه، سرخط!

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور