
" یگانه راه مبارزه با طاعون، شرافت است.
آلبر کامو "
بیش از یک هفته است که پس از رسانه ای شدن ورود ویروس کرونا به ایران این موضوع به بحث روز کشور و البته نگرانی غالب جامعه تبدیل شده است .
البته ورود این ویروس های " ناخوانده " به کشور ما سوژه جدیدی نیست .
قبلا هم مواردی مانند شیوع انواع آنفلونزا ، تب کریمه کنگو ، سارس و... مطرح بوده است اما این بار " کرونا " افکار عمومی را به شدت مشغول و درگیر خود کرده است .
گفته می شود میزان مرگ و میر در اثر ابتلا به ویروس کرونا حدود 3 درصد است اما در مورد ویروس " ابولا " که خاستگاه آن آفریقای مرکزی است بین 50 تا 90 درصد است .
با این حال ترس و نگرانی ناشی از ویروس کرونا بیش از حد معمول در جامعه قابل رویت است .

از جنبه ی طنز قضیه که بگذریم ؛ متخصصان مهم ترین ویژگی ویروس کرونا را در انتقال بسیار سریع آن ذکر می کنند . شاید این خصیصه ای مشترک میان این ویروس و نیز صفت عمومی جامعه ایرانی در مفهوم " شتاب " باشد .
از دوستی پرسیدم ، سالانه در همین تهران بزرگ هزاران نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را دست می دهند ، هزاران نفر در اثر تصادفات جاده ای می میرند اما چرا کسی و یا رسانه ای این قدر حساس نمی شود ؟
مرگ ، مرگ است و همه این فاکتورها البته قابل کنترل هستند .
پاسخی که ایشان داد برای من قابل تامل و البته عجیب بود .
" مردم جان دادن آدم ها روی تخت بیمارستان را با چشم می بینند اما در سایر موارد چنین مشهود و ملموس نیست " .
البته ذکر این نکته مهم و راهبردی است که برخورد حاکمیت با " کرونا " همچون بسیاری از مسائل دیگر آمیزه ای از " پنهان کاری و نگاه سیاست زده " بود .
با آن برخی منابع خبر می دهند که ویروس کرونا بیش از یک ماه است که وارد کشور شده اما پنهان کاری مسئولین و ترس حاکمیت از کاهش مشارکت مردم در " مناسک سیاسی " موجب شد تا در این مورد " پنهان کاری مزمن " صورت گیرد . بیان این مسائل نه از باب مشکل تراشی و یا ترویج روحیه ناامیدی و سرگردانی است بلکه توجه و هشدار به همه جامعه و جامعه بزرگ آموزش و پرورش است که نگاهی واقع بینانه و مطالبه گرانه نسبت به این مسائل داشته و آن را به ورطه روزمرزگی و عادی سازی نسپارند .
هر چند نتیجه چنین سیاستی برای حاکمیت معکوس بود اما نتیجه آن بی اعتمادی بیشتر جامعه به ساز وکارهای رسمی و از بین ته مانده سرمایه اجتماعی در جامعه ایرانی بود .
هیچ گاه نباید فراموش کرد که بی اعتمادی در جامعه و فروپاشی اجتماعی و اخلاقی در آن به مراتب سهمگین تر ، ویران گر تر و مرگ بار تر از انواع ویروس ها و بیماری ها است چرا که بازسازی اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی بر خلاف تصورات ظاهر بینانه و غیرعلمی به این سادگی نیست و بسیار زمان و هزینه می برد .
تاکنون صاحب نظران ، کارشناسان و نویسندگان فراوانی در مورد این بیماری نوشته اند اما مطابق معمول حوزه عمومی آموزش و ارکان آن یعنی دانش آموز ، معلم و اولیا علی رغم کثرت آن در این زمینه واقعا " فقیر "است .
فراستخواه در گفت و گوی اخیر خویش با صدای معلم می گوید : ( این جا )
ما با تعطیل کردن خودمان را راحت می کنیم . اگر سیستم های کلان مدیریتی ما درست و مبتنی بر عقلانیت و نظام شایستگی بود این مشکلات برای ما به وجود نمی آید . نه کرونا ما را این قدر کرخت می کند و نه به خاطر این بیماری و سایر موارد مشابه مجبور می شدیم مدارس را ببندیم و اگر رسانه های آزاد و حوزه عمومی نقد و مطالبه بود مدارس ما به این مقدار از بی اختیار بودن و آموزش وپرورش به این مقدار بی قدرتی دچار نمی شد.
مشکل آموزش و پرورش و مدارس در ایران امروز این است که حوزه ای عمومی برای مطالبات ندارند و فشار به حاکمان نمی توانند وارد بکنند و جنبش اجتماعی نمی توانند راه بیندازند. "
صدایی که در این مدت از جامعه آموزش و پرورش و اضلاع درگیر آن برخاست بر یک محور غلبه داشت :
" تعطیلی مدارس " .
شیوع چنین ویروس هایی بحران ناکارآمدی را حداقل در نظام آموزشی به وضوح عیان می سازد .
در این مدت بسیاری از کانال ها و گروه ها در شبکه های اجتماعی و مجازی و با برگزاری انواع نظرسنجی ها و... دست به دست هم دادند تا از موضعی دلسوزانه و مشفقانه این فرضیه را اثبات کنند که بهترین ، منطقی ترین و عاقلانه ترین راه در شرایط فعلی " تعطیلی مدارس " است غافل از آن که مدارس و نظام آموزشی در حالت معمولی و غیربحرانی خود نیز در " تعطیلی پنهان " به سر می برند و از آموزش و کارکردهای آن ، مناسکی بیش بر جای نمانده است .
در این اوضاع کم تر کسی به بهداشت مدارس به عنوان یکی از مهارت های مهم زندگی پرداخت که چرا واحدهای آموزشی فقدان متولی بهداشت حداقل در درون خود هستند و چه کسی باید در این موارد پاسخ گو باشد ؟
کسی به این پرسش پاسخ نمی دهد که برون داد و بازده حدود 100 هزار مربی تربیتی و نهاد امور تربیتی در مدارس چیست ؟

آیا در مدارس و در شرایط بحران کمبود نیروی انسانی به مربی بهداشت نیاز داریم و یا مربی تربیتی که کارکرد آن در شرایط فعلی قابل توجیه و یا پذیرش نیست .
کسی نپرسید که چرا معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزش و پرورش با آب و تاب باید خبر از ایجاد رشته جدید « کارشناسی برنامه ریزی امور تربیتی » در دانشگاه فرهنگیان بدهد اما رشته ی مراقب سلامت باید از طریق آزمون استخدامی پذیرش داشته باشد ؟ ( این جا )
بسیاری از مدارس ما در حوزه بهداشت فردی و آموزش آن فقیر هستند .
بسیاری از مدارس حتی صابون و مایع دستشویی ندارند و یا کادر مدرسه اهمیتی به آن نمی دهند . فراموش می کنند که فرهنگ غالب در ژاپن روحیه سخت کوشی ، نظم و احترام به قانون ، مسئولیت پذیری ، تعهد شغلی و فرهنگ شهروندی و مهم تر از آن فرهنگ عذرخواهی در برابر اشتباهات و تشکر واقعی و نه متظاهرانه و منفعت طلبانه از دیگران است .
سرویس های بهدشتی مناسب نیست و رسیدگی نمی شود .
حاجی میرزایی با بیان اینکه در هیئت دولت گزارشی دادم و تصویب شد تا اعتباری در اختیار آموزش و پرورش قرار بگیرد، اظهار کرد: برای تجهیز مدارس به امکانات بهداشتی مورد نیازشان از طریق سرانه بهداشتی هر دانشآموز تامین میشود و در مورد تعطیلی هم مردم مطمئن باشندکه ما متناسب با سیاستهایی که وزارت بهداشت اعلام کند، هر زمانی احساس کند جایی برای سلامت افراد خطرناک است، قطعا سلامت بچهها برای ما از هر چیزی مهمتر است. آموزش مهم است اما سلامتشان مهمتر است.
وزیرآموزش و پرورش در پاسخ به این سوال که"در تهران و شهرهای بزرگ شاید والدین از پس تامین امکانات اولیه مراقبتی و بهداشتی راحتتر برآیند تا مناطق کمتر برخوردار، به صورت خاص برای آن مناطق هم فکری کردهاید؟" تصریح کرد: قطعا اولویت به سمت مناطق کمتربرخوردار میرود اما تجهیز مدارس به وسایل ضدعفونی و شستشوی دستها در دستور کارما هست و هر جایی که لازم باشد آن را تامین میکنیم.
حاجی میرزایی در پایان گفت: همه این موارد سه روز پیش به مدارس ابلاغ شده و مدیران را موظف کردهایم در این جهت کار کنند و خودمان هم به صورت تصادفی افرادی را برای بازرسی و نظارت میفرستیم .مردم بدانند که سلامت فرزندان آنها مثل سلامت فرزندان خود ما است و هر زمانی که لازم باشد تعطیلی را هم انجام خواهیم داد. "
پرسش این است ؛ آیا حساسیتی که فرضا شهرداری در پارک های عمومی و در مورد بهداشت سرویس های بهداشتی و پر کردن ظرف مایع دستشویی دارد همان اهتمام ، پی گیری و دقت از سوی وزارت آموزش و پرورش و مناطق و نواحی صورت می گیرد ؟
وزیر آموزش و پرورش شفاف پاسخ دهد که سرانه بهداشتی هر دانش آموز چقدر است ؟

در حالی که سال هاست سرانه مدارس پرداخت نمی شود و یا با تاخیر فراوان انجام می شود ؛ می توان در مورد این گونه سرانه ها صحبتی کرد ؟
زمانی که این پرسش ها مطرح می شود بسیاری از معلمان و نیز مدیران با محافظه کاری و چهره حق به جانب پاسخ می دهند که این مسائل درست است اما الان زمان طرح چنین مسائلی نیست . از دوستی پرسیدم ، سالانه در همین تهران بزرگ هزاران نفر بر اثر آلودگی هوا جان خود را دست می دهند ، هزاران نفر در اثر تصادفات جاده ای می میرند اما چرا کسی و یا رسانه ای این قدر حساس نمی شود ؟
اما مشخص نیست این مسائل و چالش ها باید کی مطرح شوند ؟
آیا حتما باید ویروسی بیاید تا چاره ی کار کنیم ؟
بسیاری از فرهنگیان و کاربران شبکه اجتماعی این خبر را فوروارد کردند که نخست وزیر ژاپن دستور تعطیلی یک ماهه همه مدارس این کشور را صادر کرد .
واقعا کجای این نظام آموزشی ما شباهتی با نظام آموزشی ژاپن دارد که این گونه قیاس ها صورت می گیرد ؟
فراموش می کنند که فرهنگ غالب در ژاپن روحیه سخت کوشی ، نظم و احترام به قانون ، مسئولیت پذیری ، تعهد شغلی و فرهنگ شهروندی و مهم تر از آن فرهنگ عذرخواهی در برابر اشتباهات و تشکر واقعی و نه متظاهرانه و منفعت طلبانه از دیگران است .

راهکاری که برای جبران زمان آموزش از سوی مسئولان و تصمیم گیرندگان صورت گرفته است پی گیری فرآیند آموزش در تلویزیون است .
اگر چه این می تواند راه حل موقتی باشد اما در مورد " اثربخشی " و " کارایی " آن می تواند محل بحث و تامل باشد .
با توجه به فقدان و یا کمبود انگیزه در نظام آموزشی ازسوی دانش آموزان و نیز معلمان زمانی که راندمان و یا بهره وری کلاس های حضوری چندان مطلوب نیست ؛ آیا می توان به این اقدامات دل خوش کرد ؟
دردناک ترین و شرم آورترین صحنه ای که مرا عمیقا آزرده خاطر کرد تجمع مردم در هشتپر تالش و آتش زدن بیمارستانی بود که آن را به عنوان مرکز درمانی بیماران کرونایی در غرب گیلان قرار داده بودند .
آیا اگر کسانی که این اقدام شرم آور را انجام دادند اگر خودشان و یا بستگان شان به خاطر این بیماری در آن جا بستری بودند همین حرکت را انجام می دادند ؟
اگرچه در همان استان فوت یک پرستار جوان لاهیجانی در حین خدمت رسانی و به خاطر تعهد شغلی اش هر فردی را به ستایش وا می دارد و حقیقتا در برابر این انسان ها باید تعظیم کرد .

معاون وزیر بهداشت هم زمان با تعطیلی مدارس خبر داد که سفرهای برون شهری و مشخصا به قصد " شمال " 20 درصد افزایش داشته است .
در کجای دنیا مردم این گونه با مسائل برخورد می کنند ؟
( چرا جامعه ما از این فرصت ها حداقل برای بازسازی درونی و مشخصا از طریق " مطالعه " نمی پردازد ؟ در این اوضاع کم تر کسی به بهداشت مدارس به عنوان یکی از مهارت های مهم زندگی پرداخت که چرا واحدهای آموزشی فقدان متولی بهداشت حداقل در درون خود هستند و چه کسی باید در این موارد پاسخ گو باشد ؟
این همه سیر و سفر در بیرون ناشی از کدام مشکل تاریخی و یا فرهنگی است ؟ )
اتخاذ این رفتارها از سوی مردم که در بستر بی اعتمادی به حرف ها و عملکرد مسئولان صورت می گیرد و البته محصول یک شبه نیست ، همان مسئولان را وا می دارد که در مورد تعطیلی مدارس رویه " اطلاع رسانی قطره ای و با قطره چکانی " اتخاذ کنند .
هزینه این لجبازی ها و اتلاف منابع از کجا و تا کی باید تامین شود ؟
مشکل و بحران این جاست که هر کسی از زوایه " خودمداری " و منافع خود به مسائل می نگرد و نمی خواهیم برخورد " مسئولانه " با مسائل و با رویکرد " حل مساله " داشته باشیم .
بیان این مسائل نه از باب مشکل تراشی و یا ترویج روحیه ناامیدی و سرگردانی است بلکه توجه و هشدار به همه جامعه و جامعه بزرگ آموزش و پرورش است که نگاهی واقع بینانه و مطالبه گرانه نسبت به این مسائل داشته و آن را به ورطه روزمرگی و عادی سازی نسپارند .
همچون بسیاری از بحران های دیگر زمانی که " تب کرونا " فروکش کرد شاید کم تر کسی یادش بیاید که آدم ها از ترس به همدیگر دست نمی دادند و یکدیگر را به چشم مظنون و ناقل می نگریستند .
گروه گزارش/
همان گونه که پیش تر آمد ؛ با توجه به شیوع بیماری " کرونا " و نیز تصمیم وزارت آموزش و پرورش برای تعطیلی مدارس ، « صدای معلم » گفت و گویی را با " دکتر احد نویدی " عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش انجام داد . ( این جا )
این بار تصمیم گرفتیم گفت و گوئی با دکتر مقصود فراستخواه جامعهشناس ایرانی و استاد برنامه ریزی توسعه آموزش عالی در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی داشته باشیم .
« صدای معلم » از همه فرهنگیان ، کارشناسان آموزش و اساتید دانشگاه دعوت می کند تا دیدگاه های خود را در این مورد برای این رسانه ارسال کنند .

1- "با سلام مدیر محترم
جهت آمادهسازی مدرسه برای حضور دانشآموزان با هماهنگی عوامل اجرایی مدرسه نسبت به پیگیری (بهداشت عمومی، ضدعفونی فضا، کنترل سیستم گرمایش و...) اقدام نمایید.
روابط عمومی ناحیه ... کرج"
2-
مديران محترم
با عنايت به ضرورت ضدعفونی کردن محيط آموزشگاهها، اقلام مورد نياز را، فردا پنجشنبه 8 اسفند، از انبار ناحيه 2 واقع در کوچه امام جمعه، دريافت نماييد.
مدارس دوره اول و دوم متوسطه: از ساعت 10 تا 11
مدارس ابتدايی: از ساعت 11 تا 13
شايسته است از مراجعه غيرضروری به اداره خودداری فرماييد.
روابطعمومی و اطلاعرسانی آموزش و پرورش ناحيه 2 زنجان "
این دو فراخوان در یک روز و در دو استان متفاوت صادر شده است. با این تفاوت که البرز از قطبهای اصلی تولید مواد ضد عفونی کننده و دارنده شهرک داروسازی تبرک بوده و زنجان فاقد چنین امکاناتی است.
در پیگیری دلیل تفاوت فاحش این دو فراخوان از مسئولین آموزش و پرورش، گفتند که شبکه بهداشت البرز و مسئولین بالادستی همت و همکاری لازم را با آموزش و پرورش ندارد و...
با جدیتر شدن شیوع ویروس منحوس کرونا مدیران مدارس موظف به ضدعفونی محیطهای آموزشی شدهاند.
در شرایط بحرانی فعلی این درخواستی منطقی بوده و در صورتی که مدارس تداوم یابد امری بایسته و شایسته میباشد.

ولی سوال اینجاست که مدیران مدارس در شرایطی که مواد ضدعفونی کننده در بازار به شدت کمیاب بوده و شکل قاچاق به خود گرفته است. مدیران با پول نداشتهٔ مدارس چگونه و به چه صورتی باید لوازمات این مهم را روزانه فراهم نمایند؟
خصوصا اینکه در صورت بازگشایی مدارس، داستان ضدعفونی باید روزانه با نیروی خدماتی نداشته و کلاسهای عمدتا مستهلک، نمور و غیر استاندارد حداقل روزی یک بار صورت گیرد.
شبکه بهداشت البرز و بالاتر از آن مدیرکل بهداشت و درمان و آموزش پزشکی استان به عنوان متولی کنترل ویروس کرونا در استان توضیح دهد در استانی که تولید کننده ملزومات این مهم است، چرا مدارس محروم استان از چنین موهبتی بیبهره هستند؟
چرا شأن یک مدیر (راهبر آموزشی) را در حد یک تدارکاتچی مدرسه تنزل میدهیم؟ و بدون پشتیبانی وی صرفاً با بخشنامههای عمودی انتظار شقالقمر از وی داریم؟!
ضمن تشکر و سپاسگزاری از زحمات پزشکان، پرستاران و کلیت مجموعه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خصوص کنترل کرونا، بیصبرانه منتظر پاسخ اقناعی مسئولین مربوطه در مورد عدم پشتیبانی مدارس میمانیم.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

معلم مدرسه که بودم ،به دانش آموزان کلاسم گفتم هرکس هر کار نیکی که درهفته انجام داده است برایم نقل کند. امور تربیتی باید از لاک آموزش و برنامه های هیجانی و جریانی درآید و به بررسی تأثیر و آثار میدانی فعالیت های خود بپردازد.
یکی گفت: من دست مادرم را بوسیدم.
دیگری گفت: پدرم برمن خشم گرفت و توبیخ کرد اما من به ايشان اخم نكردم.
سومی گفت: مبلغی پول پیدا کردم، می گردم تا صاحبش را بیابم.
چهارمی : پشت فرمان بودم و چراغ قرمز ؛ کسی نبود به قانون احترام گذاشتم.
پنجمی: پیرمردی را از خیابان عبور دادم و سبدی را از دست بانويى سالمند گرفتم .
ششمی: جایم را به فرد کم توانی در اتوبوس دادم و...
وقتی از علت این کارم پرسیدند، گفتم می خواستم تأثیر کتاب ،کلاس و آموزش ها و فعالیت های تربیتی ام را ببینم و دیدم.
بهتر است نهاد امور تربیتی در چله دوم و در اقدامی جسورانه مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب در سیاست های تربیتی خود تجدید نظر کند. در برونداد های آموزش و فعالیت های تربیتی خود بازنگری کند و...
و مهمتر از همه این دوازده سال را به تفکیک هدف گذاری های دوره ای ارزشیابی کند.

اصلاح گفتمان تربیتی و ریل گذاری های جدید در فرآیند آموزش و سنجش ،بزرگترین مطالبه بی پاسخ از این نهاد مسؤول است!
امور تربیتی باید از لاک آموزش و برنامه های هیجانی و جریانی درآید و به بررسی تأثیر و آثار میدانی فعالیت های خود بپردازد.
امروز دوره نسخه های اداری و آمرانه و نیاز سنجی های یک سویه و بعضا تحمیلی گذشته است. زمانه اقتضا می کند تا برآیندها بر عیار رفتارهای محیطی و بیرونی دانش آموزان سنجیده شود.
امور تربیتی مسؤول تربیت و متولی ارتقای شاخص های تربیتی در نظام آموزش رسمی وعمومی است و به قاعده ملزم است ،مثل شاخص های سلامت و آلودگی هوا ،بروندادهای رفتاری را با فرآیند های آموزشی و تربیتی مدرسه ارزیابی و ارائه تحلیل نماید.
شاید دوستان امورتربیتی و صاحب نظران دغدغه مند می دانند که شکل جاری، هیچ مطلوبیتی با انتظارات ندارد و به ناچار باید انقلابی هوشمندانه در شاخص ها وسنجش ها صورت پذیرد.
نگاه یک سویه به هندسه تربیتی و تأمین رضایت های فرادست محور ، نمی تواند حداقل های این انتظارات را از این نهاد مقدس و انقلابی برآورده سازد.
پیشنهاد می شود امورتربیتی فعالیت های جریان ساز و همایشی را که در جای خوب و مناسب است و نیز مسابقات و جشنواره های موسمی و پرتکرار را به تشکل ها و کانون های دانش آموزی واگذارد و تمام توش وتوان خویش را برای بازیابی توان درون مدرسه ای خویش معطوف سازد ،تا به احیای مأموریت مغفول خویش توفیق یابد.
بازنمائى نقش مدرسه ای و بسیج تمام ظرفیت های مدیریتی ، آموزشی و تربیتی مدرسه ،آغاز رسیدن امور تربیتی به مأموریت های پنهان در توسعه تربیت دینی، سیاسی، اجتماعی،اخلاقی ، اقتصادی و...در افق انقلاب و بیانیه گام دوم انقلاب خواهد بود.
مهمترین گام در این مسیر پس از مشارکت دادن و بسیج تمام ظرفیت های داخلی ،مشارکت و نظارت جدی، باز تدوین و عملیاتی کردن سند برنامه درسی ملی با رویکرد تربیتی و یا تدوین برنامه ریزی تربیتی زیر نظام سند تحول و طرح نظام ارزشیابی فعالیت های تربیتی است.
این که انتظار مى رود تا امور تربیتی با اصلاح شاخص ها و سنجه های میدانی ،اعتبار و اعتماد را به کانونهای تربیتی باز گرداند و امید را برای تربیت نسل اخلاق مدار و مسؤول در خانواده ها و جامعه بدماند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در بحث از اهمیت کارکرد حرفه معلمی، همین بس که تحقق هر نوع هدفی از اهداف آموزش و پرورش به صورت مستقیم از طریق فرایندهای آموزشی و پرورشی مرتبط با عملکرد معلمان ممکن می باشد و تمام تلاش های ستادی درون و بیرون آموزش و پرورش نیز در راستای فراهم نمودن شرایط تسهیل گری جهت تحقق اهداف فوق مورد نظر می باشد.
داستان وضعیت منزلتی و شرایط معیشتی معلمان همواره یک داستان پردامنه و پررمز و رازی در دیار ایران زمین بوده است که گویا نکته پایانی بر آن متصور نیست و معلمان ایرانی می بایستی همچنان در مدار بسته و معیوب حسرت و ناامیدی در انتظار آیند های مبهم قرار بگیرند.
مقوله اجرای رتبه بندی معلمان از سالیان دور با تبلیغات گسترده در سطح کشور آغاز شد که چنین امری را در ذهن ها تداعی می کرد که گویا خبر از یک تحول خاص و قابل توجهی در متن تعلیم و تربیت رسمی کشور می باشد؛ اما با اجرای آن مشخص شد که اجرای طرح موسوم به رتبه بندی معلمان صرفا افزایشی حداقلی در حقوق فرهنگیان در مقایسه با سایر کارکنان اکثر ادارات بوده و اجرای افزایش تا سقف 50 درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری نیز روشن ساخت که معلمان همچنان در حاشیه کانون توجه برنامه ریزان و تصمیم گیران حوزه آموزش و پرورش قرار دارند که لازم است در این ارتباط به چند نکته توجه شود:
1. ضرورت و اهمیت شغل معلمی ایجاب می کند که معلمان همواره باید از هر نوع تخصیص امتیاز و مزایا به سایر کارکنان بهره مند بوده و حتی شرایط و حسایت کاری آن ها، نیاز به توجه بیشتر می باشد که بدون توجه به این امر مهم، آموزش و پرورش کشور همچنان در شرایط نامناسب قرار خواهد گرفت.
2. شرایط نامساعد معیشتی فرهنگیان کشور و برخورداری آن ها از حداقل های دریافتی و بی بهره بودن معلمان از تمام مزایای جانبی سایر ادارات نیاز به یک هژمونی خاص و عزم جدی می باشد نه یک سری اقدامات مقطعی ناقص تبلیغی خاص.

3. اجرای افزایش تا سقف 50درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری خود زمینه ساز یک سری سوالات و ابهامات خاص زیر شده که بطور حتم شرایط انگیزشی را برای فرهنگیان کشور نامساعد خواهد ساخت:
1. چرا طبق سال ها و برنامه های گذشته، اجرای یک قانون معیشتی و سازمانی برای معلمان دوباره به صورت ناقص همراه با سوگیری های خاص ذهنی و رفتاری مسئولین مورد اجرا قرار گرفته است؟
2. تفاوت فاحش بین معلمان و سایر کارکنان اداری به خصوص کارکنان ستادی و حتی بخش های مدیریتی آموزش و پرورش در اجرای افزایش تا سقف 50درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری در برگیرنده توجه به کدام یک از اصول مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی و نیز شرایط انگیزشی می باشد و طراحان چنین روندی بر اساس کدام مدل فلسفی و ذهنی به چنین شیوه ای متوسل شده اند؟
3. در بخش درونی صف یعنی معلمان، افزایش بیشتر مزایا برای همکاران کم سابقه در مقایسه با همکاران باسابقه بیشتر، تداعی گر همسان سازی حقوق بین معلمان بدون توجه به سوابق و مدارک تحصیلی و نیز افزایش پلکانی معکوس سالیان گذشته می باشد(البته افزایش بیشتر حقوق همکاران با سابقه کمتر نیز نشان از قرار گرفتن آن ها در وضعیت مناسب نمی باشد و همه فرهنگیان کشور در کنار هم از شرایط ناعادلانه پیوسته رنج می برند).
4. نکته مهم دیگر عدم توجه به جایگاه مدارک تحصیلی در آموزش و پرورش می باشد؛ بطوریکه در شرایط امروزی تفاوت خاصی بین دارنده مدرک دکتری و فوق دیپلم مشاهده نمی شود و ادامه چنین روندی زمینه ساز تبدیل آموزش و پرورش به یک سیستم غیرتخصصی می باشد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخبار اين روزها ما را از همه سو محاصره كردهاند و اجازه نميدهند كه يك لحظه نفس بكشيم. يك روز خبر گران شدن بنزين، پشت سر آن اخبار اعتراضها، ديگر روز خبر حمله تروريستي، بعد از آن سقوط هواپيما و حالا هم كرونا. از صبح كه چشم از خواب باز ميكنيم، با سيل اخبار و پيامهاي صوتي و تصويري و متني مواجه ميشويم كه انذار ميدهند كه اين كار را كنيد و آن كار را نه، در اين شهر آمار مبتلايان فلان قدر است و در شهر ديگر بيسار قدر، اينها را بخوريد و آنها را نخوريد. عموما چنان غرق اين اخبار و حواشي مربوط به آن ميشويم كه اصل زندگي را فراموش ميكنيم و يادمان ميرود كه اصلا براي چه زنده هستيم و زندگي ميكنيم. همواره درگير و مبتلاي يك خبر هستيم و نگران اينكه نكند اتفاقي بيفتد و ما بميريم، بدون اينكه ذرهاي به اين فكر كنيم كه اولا براي چه زنده هستيم و ثانيا و مهمتر از آن، در اين همه سال كه زندگي كردهايم، چه كردهايم.
به قول خيام، از آمدنم نبود گردون را سود/ وز رفتن من جلال و جاهش نفزود// وز هيچ كسي نيز دو گوشم نشنود / كاين آمدن و رفتنم از بهر چه بود.
از دوراني كه سواد ياد گرفتم، يكي از مهمترين علايقم خواندن زندگينامه آدمهاي بزرگ بود، از زندگي مقدسين و نويسندگان و بازيگران و دانشمندان در دوران نوجواني گرفته تا سياستمداران و فيلسوفان و تاريخسازان و مخترعان و مكتشفان و... در سالهاي بعد. منظورم بهطور كلي افرادي است كه هر يك به نحوي از انحاي مرزهاي زندگي خودشان و ديگران را جابهجا كردهاند و صرفا مصرفكننده نبودهاند، كوشيدهاند از محدوديتهاي مكاني و زماني و تاريخي خود فرا روند و چيزي به هستي افزودهاند. انسانهايي كه تنها درگير خور و خواب و خشم و شهوت نيستند و به فراسوي اين امور ميانديشند و براي آن در حد توان تلاش ميكنند.
معمولا يكي از ويژگيهاي مشترك اين افراد آن است كه بيشتر از كميت زندگي به كيفيت آن ميانديشند. البته عموم ما منظور از كيفيت زندگي را در كنار افزايش و بهبود وضعيت ضروريات زندگي مثل خوراك و نوشاك و پوشاك و مسكن و استراحت و... به تلاش در جهت افزايش مطلوبهاي اجتماعي يعني ثروت و قدرت و شهرت و احترام و علم و... منحصر ميدانيم. در حالي كه از قضا آنچه آن افراد را شاخص ساخته، فراتر رفتن از اين مقدار است، يعني پا را از مرزهاي «خود» و نيازها و مطلوبهاي آن فراتر ميگذارند و به ديگران و به هستي در معناي عام آن فكر ميكنند.
اين چنين است كه با هر بادي مثل بيد نميلرزند و مدام در گوشهاي هراسان و لرزان ننشستهاند و منتظر اين نيستند كه ببينند چه اتفاق جديدي افتاده و چه خطر تازهاي زندگيشان را تهديد ميكند. گويي اين انسانها، اگرچه همچون همه انسانها به مرگ به عنوان واقعيتي ناگزير و محتوم باور دارند، اما مهمتر از آن با كارهايي كه ميكند، نشان ميدهند كه به زندگي اعتقاد دارند و ميدانند كه بايد زندگي كرد و زندگي كردن هم تنها زنده ماندن و مصرف كردن و در هراس مرگ لحظهشماري كردن نيست، بلكه كوشش و جوششي مدام است براي گسترش مرزهاي وجودي خود و حتي فراتر رفتن از آنها.
کانال اندیشه انتقادی
گروه گزارش/

هنوز هیچ مقام و مرجعی به گزارش صدای معلم با عنوان بخشنامه افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری از کجا ؟! ( این جا ) پاسخی ارائه نکرده است . ( این جا )
به تازگی وزارت آموزش و پرورش در جهت اجرای بخشنامه افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری که با دستور رییس جمهوری و توسط رییس سازمان برنامه و بودجه کشور به تمامی دستگاههای اجرایی ابلاغ شده است اقدام به صدور احکام با نگارش جدید کرده است .
مهم ترین موضوع در صدور احکام جدید حذف رتبه بندی معلمان به عنوان مصوبه هیات وزیران و جایگزینی آن با این قانون است .
این در حالی است که این بخشنامه مربوط به 21 اسفند 1395 بوده است و برای بسیاری از دستگاه ها و نهادهای دولتی اجرا شده است .
دوشنبه 21 فروردین 1396 سید حسن حسینی، مدیر کل وقت امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش در پاسخ به پرسش های فراوان معلمان در مورد اجرای این بخشنامه و این که آیا افزایش 50 درصدی شامل حال آموزش و پرورش می شود یا نه ؛ چنین پاسخ می دهد : ( این جا )
افزایش ۵٠درصد امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری که به استناد ماده ۵٠ قانون برنامه پنجم در هیات دولت تصویب شد به جهت اینکه بتوانند از ظرفیت قانون مذکور که در سال ٩۵ به پایان می رسید بوده که با توجه به مفاد آن به شرط طی مراحل قانونی ذکر شده در قانون و همچنین پیش بینی اعتبار آن در اعتبار دستگاه های اجرایی خواهد بود .
البته اجرای این مصوبه در وزارت آموزش و پرورش اعتبار زیادی نیاز دارد .
انشالله که با مساعدت دولت مقدمات اجرایی ان فراهم شود . "
در ابلاغ رئیس سازمان برنامه و بودجه آمده است :
" منابع مورد نیاز برای اجرای این بخشنامه در سال ۱۳۹۹ از محل اعتبارات هزینهای مصوب دستگاههای اجرایی، با تأکید بر صرفهجویی در هزینهها و درآمدهای حاصل از فروش اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول مازاد، با رعایت قوانین و مقررات مربوطه و همچنین سایر موارد پیشنهادی دستگاههای اجرایی با تأیید سازمان برنامه و بودجه کشور تأمین میشود. "
نخستین پرسش صدای معلم که در گزارش پیشین نیز به آن اشاره شد و موکدا به آن اشاره می گردد آن است که :
" با توجه به آن که اکثریت بودجه آموزش و پرورش صرف هزینه های پرسنلی می شود ؛ قرار است در کدام هزینه ها صرفه جویی شود ؟
کدام اموال و داراییهای منقول و غیرمنقول آموزش و پرورش در رده " مازاد " جای می گیرند ؟ "
در حالی که حق التدریس معلمان و بسیاری از معوقات و مطالبات قانونی معلمان و علی رغم گذشت ماه ها پرداخت نشده است صدور این احکام جدید بر کدام مبنای قانونی و حتی عقلانی صورت می پذیرد ؟

اخبار و گزارش های رسیده در مورد نگارش های جدید احکام کارگزینی حاکی از آن است که با اعمال این نگارش رتبه بندی کسر می گردد و برای همکاران آموزشی افزایش تقریبا حدود 25 هزار تا یک میلیون تومان است با توجه به اعمال نگارش ظاهرا رتبه های پایین تر از افزایش بیشتری دارند .
اما همکاران اداری از یک میلیون و دویست هزار تومان تا دو میلیون تومان افزایش حقوق دارند .
پرسش مهم صدای معلم از وزارت آموزش و پرورش آن است که آیا برای این اقدام و حذف رتبه بندی معلمان مجوز هیات دولت را کسب کرده است ؟
هدف از اجرای این بخشنامه که مستند به قانون مدیریت خدمات کشوری است و در ابلاغیه رئیس جمهور هم آمده است ؛ رفع تبعیض و رعایت عدالت در پرداختها و در راستای اجرای تبصره ۳ ماده ۲۹ و ماده ۳۰ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران بوده است .
پرسش صدای معلم آن است که این تفاوت فاحش در افزایش حقوق میان معلمان و کادر اداری و ستادی در جهت رفع تبعیض و رعایت عدالت صورت گرفته است ؟

محسن حاجیمیرزایی وزیر آموزش و پرورش در حاشیه توافقنامه با معاونت امور زنان و در جمع خبرنگاران در اول اسفند 1398 در پاسخ به سوال باشگاه خبرنگاران جوان درباره تاثیر افزایش ۵۰ درصدی فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری در دریافتی کارکنان آموزش و پرورش اظهار می کند: این تصمیم دیروز ابلاغ شد و در اجرا قطعاً با مصائبی مواجه است که باید آن را رفع کنیم.
کارکنان اداری ما قطعاً مشمول آن هستند و درباره معلمان در حال بررسی هستیم، همان طور که درباره اجرای رتبهبندی هم چند ماه برای رفع اشکال طول کشید . "
در بخشنامه مذکور از واژه " کارکنان " استفاده گردیده است .
این احکام قانونا جهت پرسنل رسمی،آزمایشی و پیمانی قابل اجرا است و از این نظر تفاوتی میان کادر آموزشی و اداری نباید وجود داشته باشد.
وزیر آموزش و پرورش و معاون برنامه ریزی و توسعه منابع پاسخ دهند که بر اساس کدام استناد قانونی این بخشنامه را تفسیر کرده اند ؟

هم زمان با بحث داغ رتبه بندی معلمان ؛ « صدای معلم » بارها تاکید کرد و حتی هشدار داد که نظام رتبه بندی معلمان باید به تصویب مجلس برسد آن هم در شرایطی که که این رسانه اشکالات محتوایی و شکلی فراوانی را بر « شیوه نامه اجرایی نظام رتبه بندی معلمان " وارد کرد . ( این جا )
اما این کار صورت نپذیرفت و اکنون شاهد آن هستیم که به راحتی وزارت آموزش و پرورش رتبه بندی معلمان را با آن همه تبلیغات و سر و صدا کنار می گذارد و تفسیر خود را به منصه اجرا می گذارد .
تلاش این رسانه برای گفت و گو و طرح پرسش با آقای حسین بر مدیر کل امور اداری و تشکیلات وزارت آموزش و پرورش به جایی نرسید .
پایان گزارش/