گروه استان ها و شهرستان ها/

در چند روز گذشته « مجبوبه ابراهیمی » آموزگار ابتدایی در دبستان مطهره دلیجان و « محمدرضا قدسی » دبیر بازنشسته که در مدرسه امیر کبیر به صورت حق التدریس مشغول به کار بودند به رحمت ایزدی پیوستند .
« صدای معلم » درگذشت این معلمان را تسلیت می گوید .
پایان پیام/

جمعه 16 اسفند 1398 :
رییس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک پلیس راهور ناجا از ترافیک سنگین در محور کرج- چالوس خبر داد.
اینکه عده ای اندک فهمی از زیست اجتماعی و حقوق "دیگری" ندارند و تفاوت زندگی فردی و جمعی را نمی دانند را باید معلول نظام آموزشی و فرهنگی و دهها عامل تربیتی و تاریخی و.. دانست که خود بحث دیگریست. اما وظیفه نهادی به نام حکومت و دولت به عنوان تنها مرجع قوه قهریه دقیقا در چنین مواقع و بحران هایی است که مشخص می شود.
هابز فیلسوف بدبین انگلیسی معتقد بود که "گوسفندان را باید با چوب به صحرا برد" و چنین تجویزی را برای جوامع بشری نیز در نظر داشت.
به هر حال با هابز هم عقیده یا مخالف باشیم باید بپذیریم که بخش (هر چند معدودی) از افراد هر جامعه، اجتماعی و تربیت نشده اند و باید با شمشیر و سد راه و قوه قهریه ملزم و مجبور به احترام به حقوق دیگران شوند.
کانال خرمگس
صدای من را از نیمه اسفند ماه 1398 می شنوید.چند روزی است که همه دل نگرانیم، می ترسیم ، به دنبال ماسک و دستکش و مواد ضدعفونی کننده می گردیم.
چند روزی است که یکدیگر را در آغوش نکشیده ایم، شنیدن این جمله دیگر به اندازه روزهای اول برایمان جالب نیست:
" چون دوستتان دارم به شما دست نمی دهم. "
زبانمان این جمله را می گوید اما چشمانمان جار می زند چون دوستت دارم می خواهم در آغوشت بگیرم.
کرونا نقل همه محافل مجازی شده است ؛ از این نظر می گویم مجازی که دیگر خبری از حضور و لمس و گفت و گوی نفس به نفس نیست اما مشکل بزرگ من و همکارانم داغ تر از هر مبحث دیگری است.
آموزش مجازی ، شبکه آموزش، دانش آموز مجازی ،کانال کلاس و چندین و چند کلید واژه دیگرحالا و به یک باره همه ما را شوکه کرده است.
تا دیروز به کلاس می رفتیم و خوشحال از وجود ویدئو پروژکتور ، تخته وایت برد و اینترنت دست و پا شکسته ی مدرسه که زنگ تفریح کارهای کوچکمان را راه می انداخت .(تازه به شرط آنکه شانس با ما همراه بود و معاون اجرایی مدرسه همه بخش نامه ها را کنترل کرده بود و بخش نامه ی جدیدی وارد اتوماسیون نشده بود.) "سیزده نفر غیرمجازی کلاس من بهداشت را رعایت می کنند؟ می دانند که باید در خانه بمانند؟ هر شب ریاضی را تمرین می کنند؟ اصلا کتاب هایشان را ورق می زنند؟ و از همه مهم تر آیا دلشان برای معلمشان تنگ شده است؟ "
یک باره (البته نه خیلی هم یک باره) ،کرونا ویروس سر و کله اش پیدا شد و همه ی کاربرد امکاناتی که تا قبل مایه ی مباهات مدرسه و کلاسمان بود را زیر سوال برد.
درست مثل یک ویروس کامپیوتری افتاد به جان سیستم آموزشی کشور و آن را از کار COVID19 انداخت. فورا اعلام شد آنتی کرونا ویروس سیستم آموزش کشور پیدا شد:
" آموزش مجازی "
به دنبال این آنتی ویروس به سراغ کتب دانشگاهی ام ( که اتفاقا نامش تربیت معلم بود) رفتم. کتاب مناسبی پیدا نکردم. اصلا انگار هیچ کس پیش بینی نمی کرد ویروسی ،آلودگی هوای کلان شهری و یا اتفاقاتی از این دست کلاس واقعی معلمی را از او بگیرد. کتاب ها و واحدهایی که ما گذراندیم همه مربوط به دنیای شیرین کلاس واقعی بودند و کرونا یک تنه نشان داد که تربیت معلم نتوانسته برای روز مبادا ته مانده تجهیزات مجازی را به متربیانش بدهد.

به سراغ بعضی از همکارانم رفتم و از آنها درباره این شرایط خاص و این آنتی ویروس سوال پرسیدم.
یکی از آنها در پاسخ گفت: " دانش آموز در کلاس واقعی چیزی یاد نمی گیرد چه برسد به دنیای مجازی!
این طوری نمی توانستم ادامه بدهم؛ وارد شبکه های اجتماعی شدم و درباره آموزش مجازی تحقیق کردم و سایت هایی را بازدید کردم. اکثر فیلم ها و مستندات مربوط به مدارس خارج از کشورمان بود ، با خودم گفتم دنیای آموزش چقدر پیشرفت کرده است و آموزشمان ،مدرسه ها و تربیت معلم ما چقدر هم پای این پیشرفت، پسرفت داشته است.
با عزمی راسخ و انگیزه زیاد آستین هایم رابرای آموزش مجازی بالا زدم. واردکانال کلاسم شدم. خواستم آموزش و تدریس مجازی را شروع کنم که عدد بالای صفحه نظر مرا جلب کرد:
" تعداد اعضا 15 نفر! "
با یک تفریق ساده و کم کردن خودم و آقای مدیر به عدد 13 رسیدم.خب بقیه چرا در کلاس مجازی من نیستند؟ اگر تدریس کنم، عکس و فیلم و صدا بفرستم (دقیقا مثل یک کلاس مجازی واقعی) بقیه دانش آموزانم چه می شوند؟ کلاس من 26 نفراست نه 13 نفر! جای عباس و ابوالفضل و امیر علی در این کلاس چقدر خالی خواهد بود. در حقیقت جایشان در آموزش جدید، در عصر جدید خیلی خالی است.
همان طور که به عدد 13 نگاه می کردم یاد همه ی آن 13 نفرهایی افتادم که کرونا فقط دنیای واقعی را برایشان تلخ نکرده، بلکه آن ها را از آموزش هم حذف کرده است.
آنتی ویروس این روزها بر سیستم آموزشی همه مناطق این کشور کارآمد نیست. گفتند آموزش مجازی اما آیا تصویر درستی از دنیای مجازی آدم واقعی های مناطق مختلف داشته اند؟ آیا یکبار با دانش آموزانی سر و کار داشته اند که تنها راه ارتباطی خانواده شان با دنیای بیرون، تنها تلفن همراه ساده پدر است؟ ( تازه به شرط آنکه موقع کار از روی چوب بست نیوفتاده است و یا موقع کار روی زمین کشاورزی جایی میان بوته ها جا نمانده باشد.)

در این دیار کرونا ویروس تنها دستگاه تنفس ها را مختل نمی کند، بلکه دستگاه آموزشی را هم از کار می اندازد؛ چون هنوز عباس ها و امیرعلی هایی هستند که فقط دنیای واقعی را دارند. به جنگ با این ویروس (یا هر ویروس مخرب دیگری) رفتند، تنها با سلاح علم میسر می شود و این ما هستیم که علم را در کلاس های واقعی ( و مجازی) پایه ریزی می کنیم. آموزش مجازی حتما آنتی ویروس قوی است اما نیازمند بستری دارد تا حقیقتا انجام بپذیرد.
باید فکری به حال دل نگران معلمانی کرد که هر روز از خودشان می پرسند:
"سیزده نفر غیرمجازی کلاس من بهداشت را رعایت می کنند؟ می دانند که باید در خانه بمانند؟ هر شب ریاضی را تمرین می کنند؟ اصلا کتاب هایشان را ورق می زنند؟ و از همه مهم تر آیا دلشان برای معلمشان تنگ شده است؟ "
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
قم
فارس
گروه استان ها و شهرستان ها/

« محمدباقر علیزاده » معاون اداری مالی اداره کل آموزش و پرورش استان گیلان به دلیل ابتلا به بیماری " کرونا » به رحمت ایزدی پیوست.
« صدای معلم » درگذشت این همکار فرهنگی را تسلیت می گوید .
پایان پیام/

هفته پیش بود که میخواستم نقدی بر آزمونهای رتبهبندی معلمان بنویسم؛ از اینکه اصلا چرا در ارگانهای دیگر این همه افزایش حقوق، پاداش و مزایا نهتنها بدون آزمون که حتی بیخبر و صدا انجام میگیرد؛ اما در ارگان آموزش و پرورش چندرغاز افزایش حقوق اینهمه سر و صدا و سین و جیم دارد؟! آن هم در قبال نیروهایی که از ریزترین صافیهای استخدامی گذشته و با دورههای ضمن خدمت مورد تایید خودشان سالی چند بار آپدیت و مجهز میشوند! مگر این برنامه چه ظرفیت نهفته و نشکفتهای درباره نظام رتبهبندی معلمان دارد؟ به جز یک جمله در ماده ۶۳ بند الف ـ ۲ که دولت را مکلف به اجرای نظام رتبهبندی میکند که آنهم الحمد لله با «تصمیم جسورانه» جناب الهیار و همکاران «معصوم از خطایش» آنچنان عقب رانده شد که شاید چند برنامه توسعه دیگر هم نتواند نجاتش دهد!
از اینکه سطح علمی معلمان اگر اینقدر برای متولیان امر مهم است چرا راه «ماموریت به تحصیل» بر آنها بستهشده؟
چرا اِعمال مزایای ناچیز «مدرک تحصیلی دوم» در حین اشتغال اینقدر کش و قوس پیدا کرده؟ و بالاخره اینکه چرا شرمآورانه حق «همترازی هیات علمی» و «طبقه شغلی تشویقی» حذف شده است؟! میخواستم از نمرات نصاب عجیب تعریف شده برای احراز صلاحیت، از ایرادات فراوان آزمونها و ... بنویسم که ناگهان خبری از راه رسید:
«افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری کارکنان دولت».

در ابتدا البته انتظار نمیرفت که این بخشنامه شامل معلمان شود؛ بس که طی این سالها این فرزند ناتنی مورد کمتوجهی و تبعیض قرار گرفته بود؛ اما در کمال شگفتی خبر اجرای آن برای فرهنگیان هم آمد! یک خبر و یک اتفاق باورکردنی! یعنی قرار است تبعیضها برداشته شود؟! یعنی قرار است دیده شویم؟ یعنی ...؟
بعد از چند روز وعده و وعید، منت و انتظار، بالاخره احکام زده شد. اما نه آن احکام؛ «احکامی» بهمثابه یک سیلی «محکم» بر گونه فرزندی که داشت در خیالاتش پا را فراتر از گلیمش میگذاشت! افزایشهای انتظاری چند میلیونی، در یک معادله پیچیده و نامفهوم، برای معلمان پایین رتبه فقط به چند صدهزار و برای معلمان عالیرتبه دولت به چند هزار محدود شد! بله؛ چند، هزار، تومان...!
کار به جایی رسید که گفته شد: «حقوق هیچ معلمی کم نشده»!! شوکی عجیب جامعه معلمان را فراگرفت. باور کنیم یا نکنیم؟ بگرییم یا پوزخند بزنیم؟ بپذیریم یا اعتراضکنیم؟ «اصلا به اطرافیان بگوییم این بخشنامه شامل حال ما هم شده...؟ یا نگوییم!»
در همین حال و هوا نواری صوتی منسوب به معاون برنامهریزی وزیر منتشر شد. در این فایل اشاره میشود که قانون مدیریت خدمات کشوری امتیازی به نام «حق شغل» دارد اما «حق شغل حرفهای» نه. بنابراین در فاز اول رتبهبندی (مهر ۹۴) افزایشها تحت عنوان «حق شغل حرفهای» صورت گرفت و در فاز دوم (مهر ۹۸) نیز حق شاغل و فوقالعاده شغل افزایش یافت و نهایتا هنگام اِعمال بخشنامه فصل ده (اسفند ۹۸) مابهالتفاوت افزایشهای صورت گرفته در امتیازات فصل ده (در فازهای ۱ و ۲ رتبهبندی) تا ۵۰ درصد لحاظ شد و البته عنوان «حق شغل حرفهای» سال ۹۴ نیز مجددا جای خود را به «حق شغل» داد.

عزت خود را بالاتر از آن میبینم که آقای الهیار را مخاطبم قرار دهم؛ که اگر ایشان گوشی برای شنیدن صدای معلمان داشتند، کار به اینجا نمیکشید! به جای ایشان توجه «معلمان عزیز» را به موارد زیر جلب میکنم:
۱) برخلاف آنچه ایشان مدعی شده، در رتبههای بالا حق شغل به اندازه «۵۰ درصد» افزایش نیافته؛ بهعنوان فقط یک نمونه از هزاران، امتیاز حقشغل اینجانب با ۲۱ سال سابقه و رتبهعالی فقط در فاز اول رتبهبندی ــ و تحت عنوان حقشغل حرفهای ــ از ۵۹۹۵ به ۸۰۹۳ (یعنی ۳۵ درصد) افزایش یافته و در فاز دوم و اعمال فصل ده هیچ تغییری نکردهاست! شایسته آنست که ایشان بابت این ادعای غیرمسئولانه ابتدا عذرخواهی و سپس دستور افزایش آن به ۵۰ درصد را صادرکند.
۲) اگر افزایشات مهر ۹۴ چیزی متمایز از افزایش امتیازات فصل دهم بوده (آن گونه که با عنوان ویژه «حق شغل حرفهای» نامگذاری شده) پس چرا و با چه نیتی در اسفند ۹۸ مجددا ــ و البته به همراه حقشاغل و ... ــ در داخل امتیازات فصل ده قرار ــ و عنوان «حقشغل» به خود ــ گرفتهاست!؟ و اگر فعلی در دل قانون مدیریت خدمات کشوری بوده پس چرا طی این سالها متواتراً، حرمتشکنانه و دمدستی تحت عنوان نظام رتبهبندی «معلمان!» به خورد رسانهها داده شده؟ گویی که در بین همه کارکنان دولت این فقط معلمانند که جدابافته (و به زعم آحاد جامعه، پر مدعا) حقوق رتبهبندی میگیرند و دیگران حسرت به دل (و مظلومانه) نظارهگر این یکهخواریاند.
!۳) مگر مرتبا طی این سالها گفته نشد که هدف از نظام رتبهبندی، نه صِرف افزایش حقوق معلمان که استقرار نظام «پرداخت با توجه به تخصص و شایستگی» آنهاست؟ پس چطور و با چه تحلیلی به یکباره ساختمان نیمهتمام «شایستگی» با زلزله «امتیازات فصل ده» فروریخت؟! طوری که نه تنها شایستگی به حاشیه رانده شد که تفاوتهای انگیزه بخشی که طی این سالها با رتبهبندی ایجاد شده بود، به یکباره از بین رفت!
مِنبعد کدام مشوق معلمان را به تلاش برای احراز مهارتهای بیشتر ترغیب خواهدکرد؟ و فردا روز چه کسی مسئول این اتمسفر سرد و این واپسزدگی خطرناک خواهد بود؟
۴) در اواسط این فایل صوتی گفته میشود «اِعمال رتبه بندی و امتیازات فصل دهم بهصورت جداگانه، قانونا ممکن نیست» و در پایان امید داده میشود که «راه رتبهبندی با توجه ماهیت برنامه پنجساله ششم توسعه همچنان باز است»! اول اینکه سه سال از این پنج سال، گذشته و بودجه سال چهارمش هم بسته شده است. در ثانی مگر این برنامه چه ظرفیت نهفته و نشکفتهای درباره نظام رتبهبندی معلمان دارد؟ به جز یک جمله در ماده ۶۳ بند الف ـ ۲ که دولت را مکلف به اجرای نظام رتبهبندی میکند که آنهم الحمد لله با «تصمیم جسورانه» جناب الهیار و همکاران «معصوم از خطایش» آنچنان عقب رانده شد که شاید چند برنامه توسعه دیگر هم نتواند نجاتش دهد!

۵) در اواخر فایل و در توضیح اعمال بخشنامه برای پرسنل اداری گفته میشود که «بخشنامه فصل ده برای همه کارکنان است و اختیار فراقانونی برای تفکیک قائلشدن بین پرسنل اداری و آموزشی وجود ندارد». جملهای درست و هوشمندانه! البته که اختیاری فراقانونی وجود ندارد؛ اما اختیار درونقانونی که هست. ماده ۶۸ فصل ده رگلاتور حساس و قابل تفسیر «فوقالعاده ویژه» را به صورت کاملا قانونی در اختیار قانونگذار گذاشته تا آن را در مواردی که تشخیص میدهد برقرار یا حذفکند؛ اتفاقی که در فاصله زمانی فاز دوم رتبهبندی و اعمال امتیازات فصل ده، به شکل عجیبی دو بار برای پرسنل اداری افتاد تا با ایجاد فاصله حدوداً یکی دو میلیونی بین آنها و پستهای آموزشی همرده، خیل پرسنل اداری عزم سفرکرده به آموزشی را مجددا در ستاد حفظ کند! فاصلهای که با احکام سال آینده (و بنابراین در یک بازه زمانی کمتر از سه ماهه) بیشتر هم خواهد شد. البته که پرسنل اداری جامعه فرهنگ در کنار پرسنل آموزشی قشری زحمتکش و شایسته هر گونه توجهند؛ اما اینکه «قانونگذار و قانونگر خود پرسنل اداریاند نه آموزشی»، طبعا سوال برانگیز است.
۶) و بالاخره جناب الهیار در فراز پایانی این فایل و بعد از اینکه معلمان را از تحلیلهای خود قانع میبیند، از موضع یک «پیر» درآمده و واکنشهای آنها را به این اتفاق، غیرقانونی، غیرحرفهای، غیراخلاقی و مصداق تحریکشدگی و گولخوردگی ارزیابی میکند!

کمی تاسفآور است که مقامی در این مرتبه و در ارگانی به این وسعت، به جای همدلی با همکاران دلسوز و زحمتکش خود، اینگونه فارغ از دغدغه و سند و مرجع، آنها را مورد لطف و نوازش قرار میدهد! کاش ایشان بهعنوان معاونت «برنامهریزی و توسعه منابع» ابتدا اشارهای میکرد به برنامهها و بخشنامههایی که با آنها بدنه فرهنگیان را با حقوق حرفهای و قواعد مطالبه آشنا کرده؛ سپس آنها را مورد بازخواست قرار میداد. مِنبعد کدام مشوق معلمان را به تلاش برای احراز مهارتهای بیشتر ترغیب خواهدکرد؟ و فردا روز چه کسی مسئول این اتمسفر سرد و این واپسزدگی خطرناک خواهد بود؟
و در پایان میگذرم از اینکه ایشان متواضعانه «همکارانش را افرادی قانونمدار، متخصص و بیاشتباه و اجرای این بخشنامه را کاری جسورانه و بزرگ» خوانده است؛ زیرا که با «ضبط یک مونولوگ در فضایی خالی از مخاطب زنده» منافاتی ندارد.تا جایی که بنده دریافتهام به بازی گرفتن یک کودک چند ساله هم معمولا با موفقیت کاملی همراه نیست؛ در این صورت تلاش برای بهبازی گرفتن انسانهایی که بزرگمان کردهاند را باید چه نامید...؟!
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

"هر بلایی کز آسمان فرود آید / گرچه بر دیگری قضا باشد / به زمین نارسیده می پرسد / خانه انوری کجا باشد " این قطعه را در قدح انوری شاعر قرن ششم هجری سروده اند و اشاره به بداقبالی اوست. حالا حکایت معلمان است و افزایش 50 درصدی حقوق که در رسانه ها، سکه تبلیغاتی اش را به نام معلمان زده اند، اما در واقعیت نوع جدیدی از تبعیض علیه بخش بزرگی از معلمان با تجربه و با سابقه ، دستاورد این بخشنامه بوده است.
اگر در گوگل عبارت " افزایش حقوق 50 درصدی" را جستجو کنی 80 درصد خبرها درباره افزایش حقوق فرهنگیان است!در حالی که اکثر معلمان احساس می کنند اسیر یک بازی فریبکارانه از سوی سازمان مدیریت و عوامل رییس سازمان در آموزش و پرورش شده اند. الهیار ترکمن معاون پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش هم تند و تند برای خودش نوشابه باز می کند و به صد زبان می گوید :
" ما یک کار جسورانه انجام دادیم . نگران نباشید ..." دلیل اینکه مدیران آموزش و پرورش و دولت به رغم تصریح ماده 63 برنامه ششم توسعه ، از گنجاندن رتبه بندی در لایحه بودجه و یا ارائه آن به صورت لایحه مستقل به مجلس خودداری کردند روشن نیست
الهیار ترکمن در گفت و گو با خبرگزاری ایسنا و نیز در یک فایل صوتی، در توضیح چگونگی اجرای بخشنامه 50 درصد برای معلمان می گوید : "افزایش 50 درصدی به معنای افزایش فیکس رقم ته حکم نیست. ما نمی توانیم هم رتبه بندی را اعمال کنیم و هم افزایش های فصل دهم را . قانون چنین اختیاری به ما نداده است." در این یادداشت به این موضوع می پردازم که استناد آقای اللهیار ترکمن به کدام قانون است ؟ آیا در بحث رتبه بندی و افزایش 50 درصد ، قانون اجرا شده است؟ و چه شد که افزایش حقوق 50 درصدی تمام مزایای رتبه بندی را از بین برد و موجب خسران ده ها هزار معلم باسابقه و دارای رتبه برتر شد؟

صورت مساله این است که کارمندان سایر دستگاه ها و کادر اداری آموزش و پرورش به طور طبیعی مشمول افزایش 50 درصدی حقوق می شوند ، اما در مورد معلمان ابتدا آنچه را که از سال 94 تا 98 تحت عنوان رتبه بندی به حقوق معلمان اضافه شده را از 50 درصد افزایش حقوق کسر و باقیمانده آن را به حقوق معلم اضافه می کنند. با این فرمول هر معلمی که رتبه بالاتری دارد، سهم کوچکتری از افزایش 50 درصدی می برد و به عبارتی آنچه در رتبه بندی به حقوق معلمان اضافه شده را پس می گیرند و معلمان دارای رتبه خبره و عالی را از نظر مالی تنبیه می کنند!
در طرح رتبه بندی مصوب دولت ، معلمان در چهار رتبه ( پایه، ارشد،خبره و عالی) بر اساس معیارهای حرفه ای رتبهبندی شده اند و متناسب با رتبه ای که گرفته اند در سال 94 و 98 مبالغی به حقوق آنها اضافه شده است. مسئولان آموزش و پرورش مکرر گفته اند که رتبه بندی طرح رفاهی نیست و هدف آن ایجاد انگیزه از طریق "رقابت" برای ارائه کار بهتر و تخصصی است. درحالی که طرح افزایش 50 درصدی حقوق موضوعی معیشتی و رفاهی است و بدون استثنا شامل همه کارکنان دولت می شود. کسی باید آقای نوبخت را متوجه کند که افزایش حقوق ناشی از رتبه بندی با افزایش حقوق همه کارکنان دو موضوع به کلی متفاوتند: هدف رتبه بندی ، ایجاد رقابت و افزایش کیفیت و هدف بخشنامه 50 درصدی رفع تبعیض و اجرای عدالت است. چگونه می توان این دو را به هم پیوند زد؟
گفته می شود که از سال 94 تا 98 معلمان بخشی از مزایای ماده 10 قانون خدمات را در قالب رتبه بندی پیش خور کرده اند اما کارمندان دیگر از جمله کارکنان اداری آموزش و پرورش صبورانه انتظار کشیده اند و حالا عدالت حکم می کند که کارمندان دیگر از مزایای 50 درصد افزایش به طورکامل بهره مند شوند و برخورداری معلمان از این مزایا مشروط به حذف مزایای رتبه بندی شود. این استدلال درستی نیست، کارمندان دیگر بخش ها و کارکنان ستادی در این 4 سال افزایش حقوقی به مراتب بیشتر از معلمان مشمول رتبه بندی داشته اند اما نه تحت عناوین ماده 10 قانون مدیریت خدمات کشوری ، بلکه افزایش حقوق در قالب فوق العاده ها و عناوینی خارج از شمول ماده 10 قانون مدیریت خدمات کشوری صورت گرفته است. مقایسه مبلغ دریافتی خالص یا ناخالص معلمان و سایر کارکنان دولت برای آقایان کار دشواری نیست.
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش صحبت های خود را با یک دروغ آغاز می کند و می گوید : "در سال ۹۶ [که البته 95 درست است] در خلال تصویب برنامه ششم توسعه، نمایندگان مجلس بندی را در ماده ۶۳ گنجاندند و دولت را مکلف کردند که رتبه بندی حرفهای را برای معلمان اجرا کند.ولی متن مبهم نوشته شده بود و نشان نمیداد که رتبه بندی باید در قالب لایحه به مجلس برود یا از طریق مصوبه دولت قابل انجام است. در نهایت تصمیم بر آن شد که بر اساس مفاد ماده ۶۳ احتیاجی به لایحه و ارسال به مجلس نیست و دولت میتواند رتبه بندی را در قالب مصوبهای به اجرا در بیاورد." معلمان نباید تاوان بی تدبیری و بیسوادی و احتمالا زد و بند مسئولان فعلی و قبلی مالی آموزش و پرورش با مدیریت سازمان برنامه را بپردازند.
در ماده 63 قانون برنامه ششم توسعه آمده است: " الف- دولت مکلف است برای ایجاد تحول در نظام تعلیم و تربیت اقدامات زیر را انجام دهد:... 2 - تهیه نظام رتبهبندی معلمان و استقرار نظام پرداختها براساس تخصص با شایستگیها و عملکرد رقابتی مبتنی بر نظام رتبهبندی معلمان و مهندسی نیروی انسانی براساس سند تحول و نقشه جامع علمی کشور با تصویب مجلس شورای اسلامی در قالب بودجه سنواتی. " برخلاف گفته الهیار در این متن ابهامی وجود ندارد در ماده 63 خیلی روشن گفته شده که منابع مالی در "در قالب بودجه سنواتی" دیده شود و طرح رتبه بندی به "مجلس" ارسال شود. هیچکدام از این دو کار صورت نگرفت.
مسئولان آموزش و پرورش به جای عمل دقیق به ماده 63 به این نتیجه گیری غیرقانونی رسیدند که : "احتیاجی به لایحه و ارسال به مجلس نیست و دولت میتواند رتبه بندی را در قالب مصوبهای به اجرا در بیاورد." دلیل اینکه مدیران آموزش و پرورش و دولت به رغم تصریح ماده 63 برنامه ششم توسعه ، از گنجاندن رتبه بندی در لایحه بودجه و یا ارائه آن به صورت لایحه مستقل به مجلس خودداری کردند روشن نیست، اما گرفتاری امروز نتیجه تصمیم غیر کارشناسی دیروز آقایان است که به دلیل بی اطلاعی و شاید هم بر اساس توصیه سازمان برنامه و پیش بینی چنین روزی ، افزایش حقوق ناشی از رتبه بندی را درقالب "حق شغل" ذیل ماده 10 قانون مدیریت خدمات دولتی در جلسه هیات دولت به تصویب رساندند.
افزایش حقوق ناشی از رتبه بندی و افزایش 50 درصدی حقوق همه کارکنان دولت دو موضوع بی ارتباط با هم و از دو جنس متفاوتند. در بخشنامه افزایش 50 درصدی سازمان برنامه و بودجه گفته شده که این اقدام " برای رفع تبعیض و رعایت عدالت در پرداختها و در راستای اجرای تبصره ۳ ماده ۲۹ و ماده ۳۰ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران " انجام می شود . اما طبق مصوبه مجلس (ماده 63) نظام رتبهبندی معلمان برای ایجاد عملکرد رقابتی بین معلمان و بر "تخصص و شایستگیهای حرفه ای " استوار است. اجرای این بخشنامه در آموزش و پرورش بر خلاف مواد قانون برنامه ششم توسعه شکاف بین حقوق معلمان و کارکنان اداری آموزش و پرورش و سایر دستگاه ها را افزایش می دهد و با روح تبصره 3 ماده 29 تعارض دارد.
در ماده 30 قانون برنامه ششم آمده که : "دولت مکلف است بررسیهای لازم جهت برقراری عدالت در نظام پرداخت، رفع تبعیض و متناسبسازی دریافتها و برخورداری از امکانات شاغلین، بازنشستگان و مستمریبگیران کشوری و لشکری سنوات مختلف را انجام دهد." روح تبصره 3 ماده 29 و ماده 30 قانون برنامه توسعه که افزایش 50 درصدی در راستای آن انجام شده است، "برقراری عدالت در نظام پرداخت، رفع تبعیض و متناسبسازی دریافتها" است. اما اگر این بخشنامه 50 درصد در اجرا، باعث ایجاد تبعیض های جدید به زیان بخش بزرگی از معلمان شود ،که شده است، مسلما از هدف واقعی خود دور و خود عامل ایجاد تبعیض جدید شده است.

الهیار ترکمن می گوید : " نگران نباشید که چرا رتبه بندی حذف شد و این آمده... " جای دیگر می گوید : "اجرای همزمان رتبه بندی و افزایش 50 درصدی امکان پذیر نیست" به گفته الهیار رتبه بندی رفته توی دل بخشنامه 50 درصد ! معلمان نباید تاوان بی تدبیری و بیسوادی و احتمالا زد و بند مسئولان فعلی و قبلی مالی آموزش و پرورش با مدیریت سازمان برنامه را بپردازند.
مقصر وضع فعلی کسانی هستند که به جای عمل به نص صریح ماده 63 قانون برنامه ششم توسعه، بدون پیش بینی چنین روزی ، از ارسال لایحه رتبه بندی به مجلس جلوگیری و مصوبه دولت را جایگزین قانون مجلس کردند و افزایش حقوق ناشی از آن را ذیل ماده 10 قانون خدمات مدیریت قرار دادند. حالا هم به جای توجیهاتی که بوی فریب می دهد بهتر است خطای خود را جبران کنند.
از طرفی مدیران آموزش و پرورش با بی اعتبار کردن رتبه بندی و تنزل آن تا حد یک اقدام رفاهی، مفاد ماده 63 قانون برنامه ششم توسعه که رتبه بدی را مسیری برای رقابت بر مبنای شایستگی و تخصص تعریف کرده است زیرپاگذاشته اید و عجبا که آقای الهیار ترکمن پشت لفظ توخالی قانون سنگر گرفته و قانون را نقض می کند.
گروه خبرنگاران حوزه آموزش و پرورش