
در تار نماي پايگاه اطلاع رساني دولت شنبه 10 اسفند 98 آمده است :
توسط معاونت برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش صورت گرفت؛
ابلاغ افزایش امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری
موضوعات :
شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۳:۵۱

معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش بخشنامه افزایش تا سقف ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری را ابلاغ کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رساني دولت به نقل از وزارت آموزش و پرورش، معاونت برنامهریزی و توسعه منابع بخشنامه افزایش تا سقف ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری را به منظور رفع تبعیض و رعایت عدالت در پرداختهای نیروی انسانی، به ادارات کل آموزش و پرورش استانها ابلاغ کرد.
شايان ذكر است از تاریخ ۱ اسفند ۱۳۹۸ امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری کلیه کارکنان به میزان ۵۰ درصد افزایش مییابد و حقوق و مزایای کارکنان قرارداد انجام کار معین (مشخص) موضوع بند «ب» ماده ۲۸ قانون برنامه ششم توسعه، معادل ۸۰ درصد حقوق و مزایای کارکنان پیمانی همتراز تعیین شده است که نحوه اعمال این افزایش براساس دستورالعملی خواهد بود که با پیشنهاد مشترک سازمان برنامه و بودجه و سازمان اداری و استخدامی کشور اعلام خواهد شد.
جهت تحليل اين خبر ، گفت , گوي مجازي ذيل را تقديم خوانندگان فرهيخته مي نمايم .

پرسش کننده :
گلايه معلمان در اين رابطه چيست ؟
پاسخ دهنده :
قبل از ورود به اين بحث ، لازم مي دانم که نظر کارشناسان در مورد اصلاح ِ ساختار آموزش و پرورش و افزايش سهم آموزش و پرورش در توليد ناخالص داخلي و افزايش سهم آموزش و پرورش از توليد ناخالص داخلي را مجددأ تکرار کنم .
مهم تر از پرداختن به مزايا و معايب فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری يا رتبه بندي معلمان ، توجه به اقتصاد آموزش و پرورش است .
فقط و فقط با نگاه علمي به اقتصاد آموزش و پرورش و ايجاد عزم ملي جهت اصلاح ِ ساختار آموزش و پرورش چالش هاي نهاد تعليم و تربيت ، ترميم مي شود .
اجراي کامل فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری ، رتبه بندي معلمان و... بدون ِ نگاه علمي به اقتصاد آموزش و پرورش ابتر مي ماند .
پرسش کننده :
گلايه معلمان در رابطه با فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری و رتبه بندي معلمان چيست ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
الهيار :
علیرغم تاثیر خوب این بخشنامه بر افزایش حقوق کارکنان دولت، صدور احکام جدید فرهنگیان و همپوشانیهای آن با طرح رتبهبندی گلایهها و اعتراضاتی را از سوی معلمان به همراه داشته است.
پرسش کننده :
توضيحات ِ الهيار ترکمن در اين باره چيست ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
علی الهیار ترکمن در گفتوگو با ایسنا، اظهار کرد: دریافت هرگونه امتیاز و افزایش حقوق دستگاههای مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری باید کاملا در راستای قوانین و مقررات و ظرفیت های قانون مدیریت خدمات کشوری باشد و چیزی اضافه بر آن نمیتوانیم انجام دهیم.
پرسش کننده :
رابطه بين رتبه بندي معلمان و فصل دهم قانون خدمات کشوري چيست ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
الهيار افزود: موضوع رتبهبندی معلمان از سالهای گذشته مطرح شده بود و پایه اصلی و رسمی آن در سال ۹۴ گذاشته شد. در آن زمان گفته شد که بر اساس ظرفیتهای فصل دهم قانون خدمات کشوری، حق شغل معلمان تحت عنوان «حق شغل حرفهای» افزایش یابد تا آنها بتوانند از امتیازاتی برخوردار شوند و بر اساس رتبهای که میگیرند خود را ارتقا دهند.
وی با اشاره به اینکه طرح آماده و در دولت به بحث گذاشته شده و در نهایت اواسط امسال در هیئت وزیران به تصویب رسید عنوان کرد:
بر خلاف رتبه بندی سال ۹۴ که فقط یک آیتم از فصل دهم را افزایش داده بود، این بار سه آیتم از امتیازات فصل دهم یعنی «حق شغل»، «حق شاغل» و «فوقالعاده شغل» مشمول افزایش شد و هرکدام از افراد بر حسب رتبههای تخصیصی از افزایشهایی برخوردار شدند.
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش افزود:
چندی بعد از اجرای این مصوبه، بخشنامه سازمان برنامه ابلاغ و به دستگاههای اجرایی اجازه داده شد تا برای افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری برای کارکنان خود اقدام کنند.
وی با بیان اینکه این بخشنامه سه ویژگی دارد، نخست آنکه برای همه کارکنان دولت قابل اجراست و دوم آنکه میزان افزایش امتیازات تا ۵۰ درصد است و سوم آنکه به منظور رفع تبعیض انجام شد اظهار کرد: ما بررسی کردیم که در سالهای گذشته آموزش و پرورش نتوانسته امتیازات فصل دهم را چه برای آموزشیها و چه کارکنان اداری افزایش بدهد. برای کادر آموزشی نیز تنها چند آیتم در قالب رتبه بندی مشمول افزایش شده بود.
پرسش کننده :
به دليل ابهام برخي از معلمان در رابطه بين رتبه بندي و فصل دهم قانون مديريت و خدمات کشوري ، بگوييد ريشه ي چالش چيست ؟
پاسخ دهنده ( 1 ) :
الهیار: تبعیضی شکل گرفته بود و ما برای برداشتن این تبعیض و اینکه یک بار برای همیشه پایه حقوقی فرهنگیان را افزایش و تثبیت کنیم تصمیم گرفتیم علاوه بر رتبه بندی این بخشنامه را هم به این شکل که توضیح خواهم داد اجرا کنیم.
وی با اشاره به اینکه بخشنامه مذکور، همه امتیازات فصل دهم را در برمیگیرد گفت: فصل دهم شامل حق شغل، حق شاغل، فوقالعاده شغل، عائله مندی، اولاد، فوقالعاده ایثارگری، سختی کار و فوقالعاده مناطق محروم است.
معاون برنامه ریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش با بیان اینکه در رتبه بندی احکام مشمولان از ۳۵ تا ۵۰ درصد در سه آیتم ارتقا یافته بودند و اکنون بهتر است که سایر اقلام و امتیازات هم ارتقا پیدا کند و قطعا به نفع فرهنگیان است عنوان کرد: در کل ۳۰ درصد افزایش حقوق نسبت به عدد رتبه بندی رخ میدهد.
پرسش کننده :
بر اساس فصل دهم قانون خدمات کشوري ، عوامل ِ تعيين حقوق ِ کارکنان چيست ؟
پاسخ دهنده ( 2 ) :
تصوير حکم حقوقي ذيل را ملاحظه فرماييد .
در اين فيش حقوقي فرضي در سال 1396 ، حقوق ثابت از سه آيتم ( حق شغل ، حق مديريت و حق شاغل ) و فوق العاده ها از چهار آيتم ( تفاوت تطبيقي ، فوق العاده بدي آب و هوا ، کمک هزينه عائله مندي و کمک هزينه اولاد ) تشکيل شده است .
نکته : بر اساس قوانين بودجه سالانه از سال 1388 به بعد تفاوت تطبيقي جزء حقوق ثابت تلقي شده اما مشمول اضافه کار و ديگر موارد قانوني نمي باشد و مستهلک نمي شود .

پرسش کننده :
اين روزها در رابطه با موضوع ِ فصل دهم قانون مديريت ِ خدمات کشوري و رتبه بندي معلمان ، چند واژه " حق شغل " ، " حق شاغل " ، " فوق العاده ويژه " ، " حق شغل حرفه اي " و ... مطرح مي شود . اين واژگان را تعريف کنيد .
منابع :
( این جا ) و ( این جا )
( 4 ) خبر گزاري تسنيم ، متن کامل قانون برنامه ششم توسعه
( 5 ) متن كامل قانون برنامه پنج ساله دوم توسعه جمهوري اسلامي ايران (1379-1375 )
( 6 )قانون تشکیل حساب پس انداز کارکنان دولت
( 7 ) تار نماي وزين "گروه صداي معلم"
بخشنامه افزایش ۵۰ درصدی امتیازات فصل دهم قانون مدیریت خدمات کشوری از کجا ؟!
( 8 ) تار نماي وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعي اداره کل روابط کار و جبران خدمت
متن کامل قانون مدیریت خدمات کشوری فصل دهم - حقوق و مزایا
( 9 ) پايگاه تحليلي – خبري سازمان معلمان ايران
آذربایجان شرقی

و رفت سال 98 و هم اینک "پارسال"شد.
به پاس و چشم داشت آیین کهن سرزمینم-مادرم ایران- همه گاه ،در زیباترین لحظه آفرینش،به سبزه و آب و سیب و "سین"های دیگر به پیشباز رویش دوباره و هماره "خاک، آب، آتش و باد"می رویم.
به پنجره هامان ،به درخت های تازه باغچه هامان،به گنجشک های تازه روی شاخه های اقاقیای پشت پنجره، به هوای میانحال اول فروردین که" مژده" رویش و رهایی و آرامش می آورد، دلمان را هدیه می دهیم و دلخوشیم:
- که سالی دیگر گذشت و "اشارت ز جهان گذران ما را بس"؛
- که خانواده، همسر، فرزندان ، مادران، پدران، خواهران و برادرانمان را درکنار خویش داشته ایم؛
- که دوستانی همدل و همراه و همجان داشته ایم؛
- کسانی یافته ایم که "راحت روحمان"بوده اند و گاه ،کمی به قد و قامت حرف ها و اندیشه ها و رفتارهامان افزوده اند؛
- زنان و مردانی را در کنار خویش داشته ایم که روحمان را درخشش و زبانمان را رویش و جانمان را آرامش ارمغان آورده اند؛
- که زمانمان فراهم شد تا بخوانیم، هرچه سرود، هر چه شعر و به آواز درآییم و تمام ترانه هایی را که یاد داشته ایم و دوست داشته ایم ،با آنان که دوستمان داشته اند و دوستشان می داشته ایم ،دست در دست" هم زبانان و هم دلان"به بانگ رها سربدهیم؛
- که کوچه ها و خیابان هایی را با کسانی که در هوای ما بوده اند و هواخواهشان بوده ایم ،همدلانه گام زده ایم؛
و پس پشت نهاده ایم:
- هر آن تلخی و ناگواری و نادلخوشی و سردی و سرما و رنج و دلنگرانی را؛
- هر آن رنجی که از دست و توانمان بیرون بود و بر جان و روحمان آوار شد و رنجمان بخشید و به سوگمان نشاند و تیره کرد حالمان را.
و گرامی می داریم نام و یاد کسانمان را که با ما نبوده اند و یادشان و نامشان "زمزمه روزان و شبانمان شده است؛ زنان و مردانی که راه را برای امروز و فردایمان روشن خواستند و ساختند.
و هم اینک که ؛
"ما را سر دوست بر کنار است" و "باد صبح نوروز/در باغچه می کند گل افشان" باور داریم که "خوش آن ساعت نشیند دوست با دوست/که ساکن گردد آشوب رقیبان"و "سزای دشمنان این بس که بینند/حبیبان روی در روی حبیبان".
چراغ دل هاتان به نسیم باد نوروزی برافروخته باد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه استان ها و شهرستان ها/
جمعی از معلمان استان فارس در نامه ای به صدای معلم به وضعیت پرداخت حق التدریس معلمان توسط وزارت آموزش و پرورش انتقاد و خواهان پاسخ گوئی و رسیدگی به این مطالبه قانونی شدند .

"مارسیاس" در اسطورههای یونان، نوازندهی فلوت بوده است؛ او که به روایتی، نیِ دور انداختهشدهی "آتنا" (ایزدبانو) را مییابد، چنان در نواختناش اهتمام میورزد که روزی تصمیم میگیرد با داوری الهگان موسیقی، با آپولون رقابت کند. اما این مسابقه، مارسیاس را به کام مرگ میفرستد؛ او از خدای المپنشین شکست میخورد.
شکل مرگ او، تجسد رنج است؛ بهعبارتی، او طوری میمیرد که گویی قرار است هر بار در روایتی از شکنجهاش احضار شود. در این کارناوال مرگ، "پیجویی لذتهای خصوصی" را بهخوبی میتوان دید؛ زیرا پیشتر، تعهد، درگیریهای مدنی و مشارکت اجتماعی در مسلخ قلمرو عمومی جان سپردهاند .
آپولون، پوست مارسیاس را میکَند و او را در جریان آرام مثلهشدن، به مرگی شدتمند محکوم میکند؛ سرنوشتی که در هر روایت، بایستی حاضر شود تا دوباره پوستکنده و در احتضاری طولانی، نفسبُر گردد. اما مرگ او را پایانی نیست؛ چرا که رود "ماروساس" که از خوناش سرچشمه گرفته؛ مرگ او را نیز به حیاتی ابدی محکوم کرده است!
جیمز جورج فریزر در کتاب "شاخهی زرین"، از این مرگ مدید، در توضیح مناسک آیینی که تا دوران تاریخی بهطول انجامیده؛ کار میکشد. وی معتقد است در اوایل دسامبر، هنگام آمادهسازیِ زمین برای کِشت، زمان قربانیکردن بردهای نیز بوده؛ درواقع قربانی را بهعنوان تاوان سال خوبی که سپریشده و تضمین برکت سال آینده، پوست میکندند. جنازههای تکهپاره، که با بهراه انداختن حمام خون، ضمانتی برای آیندهای پربرکت بودند، گویی زمین را با وعدهی طراوت بهار، از گناه جنایت میشستند!
این تنگهی باریک رستگاری در مغاک، که خون را منادی بهار میدانست، به دوران بدوی و جوامع ابتدایی محدود نشد و به شکل اندیشهای اسطورهای، گریبان روزگار ما را نیز گرفته است. چیزهای زیادی را میتوان برشمرد که ذبح میشوند و با رگ و پی بریده، در خدمت برقراری دوبارهی یک نظم پیشینِ از دستشده، نفس به نفسِ مرگ میدهند؛ گویی زندگیِ "وضع موجود" دقیقن به قربانیکردن آنها وابسته است؛ بهعنوان مثال: فقط نظری به "اعتماد عمومی" بیندازید!
جامعهای که به ساختارِ حکومت-دولت معتمد است، مشارکت میکند؛ نقش خود را بهعنوان حاکم بر سرنوشت خود میفهمد، نسبت به تعلیق سازوکارها در ادارهی امور حساس است و با زندگی در هوای این اعتماد، "قلمرو عمومی" را بهمثابهی میدان گفتوگو با گفتمان رسمی، خالی نمیگذارد؛ پس درست اینجا، اندیشهی اسطورهای در سیستم حاکم، به لب تشنهاش اشاره میکند؛ او برای سیرابشدن، خون میخواهد تا "برقراری" ممکن شود!
دهههاست که "اعتماد عمومی"، قربانیایست که بایستی به درخت بلوطِ وضعیتِ حاکم چهارمیخ گردد؛ چرا که ادامهی کار به روال، به "بیحسیِ" ناشی از مرگ آن محتاج است؛ اعتماد باید قلع و قمع شود تا توازیهای ساختاری میان بدنهی اجتماعی و گفتمان رسمی از کار بیفتد؛ تا نهاد قدرت -بهمثابهی تنها صدایی که حق زندگی دارد- برای شاخههای فرتوت آینده، شکوفههای مصنوعی بادام برسازد!
این روزها که وزارت بهداشت، مدام از عدم همکاری ایرانیها میگوید و برخی از ما به خیابانهای خلوت اروپایی و چگونگی مجابکردن شهروندان به قرنطینهی خانگی با حسرت نگاه میکنیم؛ به جادههای نفسبریدهی گیلان چشم میدوزیم و "بیشعوری" را دمدستیترین صفت آنها که تن به آب بلا زدهاند، و در دریای مرگ رو به شمال پارو میزنند، عنوان میکنیم؛ پیش از هر چیز باید به "قربانگاه" روی بگردانیم.آنچه قربانی شده، همواره امکان احیا ندارد!
آن پوست برچیده که به وضعیتهای دستکاریشده حساس بود؛ آن انداموارهی از شکلافتاده که نهادهای واسط میان سرِ حکمران و قلب عمومی را در خود داشت؛ آن رگ بریده که از سرمایههای اجتماعی خود خالی شد؛ آن نبض منجمد که در احساس تعلق به خاکاش میتپید، تجزیهی جامعهایست که با تمامیتِ پیوندهای اساسیاش از نفس افتاده؛ و در شکل ذرهای شدهاش، اعتماد عمومی را وانهاده است.
بهتعبیری، اگر خوب نگاه کنیم؛ شقایقها همیشه با این پیام نمیرویند که: خاک، کشتگاناش را بازپَس داده است! گاهی مرگ چنان قطعیست که امید به رستاخیز را درست در آخرین نفساش میبُرد؛ امری که بهخوبی در جادههای پرتردد، عریان شده و "میل به ویرانی" را به نمایش گذاشته است؛ در حالیکه جسد پوسیدهی "قلمرو عمومی" را بهعنوان نمادی از جامعهی مرده، روی دست تشییع میکند.
در این کارناوال مرگ، "پیجویی لذتهای خصوصی" را بهخوبی میتوان دید؛ زیرا پیشتر، تعهد، درگیریهای مدنی و مشارکت اجتماعی در مسلخ قلمرو عمومی جان سپردهاند؛ مرگی در طول چند دهه که امکان احیای آن، ضمن الگوی تکواحدیِ عملِ دستگاه قدرت وجود ندارد؛ درواقع ایجاد وابستگی متقابل در یک جامعهی ذرهایشده، رؤیای دوردستی است که واجد قابلیت تحقق نیست؛ و بزنگاه بحران اخیر نیز، برای ساختن بدیل سرمایههای از دسترفتهی اجتماعی، فرصتی نمیدهد.
کانال صور ما

گرامشی جستارِ کوتاهی دارد با عنوان «چرا از سال نو متنفرم؟» می نویسد که «این چرخش ها [نوشدنِ سال و اساساً مناسبات تقویمی] باعث شدهاند که پیوستگیِ زندگی و روح آن را از دست بدهیم. در واقع به سبب شکاف یک باره و عمیق بین دو سال (سال جدید و سال کهنه) فکر میکنیم که تاریخی جدید در حال آغازشدن است؛ تصمیمهایی میگیرید و به خاطر تصمیمهای اجرا نشده افسوس میخورید.
این مسئله به طور کلی همان ایراد اصلی تاریخ تقویمی است...
تاریخ تقویمی به چنان مانع و خاکریزی تبدیل شده که جلوی دید ما را نسبت به اینکه تاریخ بدون توقفهای آنی و بر روی خط زمانی ثابتی تداوم مییابد، گرفتهاست».

حالا، محبوس در خانه هایمان شاید فکر کنیم که این تنها کروناست که زمین گیرمان کرده. که اگر نبود، نوشدنِ سال معنای دیگری می یافت. همان معنایِ «آشنا»: به تن کردنِ جامه هایی نو، آراستنِ خانه ها، چندی تعطیلی و یورش به طبیعت و باز برگشتن به همان زندگیِ دهشتناک؛ ذیل همان مناسباتِ قرون وسطایی، بگیر و ببندها، فجایع، فساد و تماشای به تاراج رفتنِ مملکت و ویرانیِ خودمان. تا سالِ نویی دیگر.
کاش آن توهمِ تاریخ تقویمی حقیقت داشت، کاش با آغاز سالی نو می شد از مناسباتی جدید گفت، کاش می شد همه آن چه که بر ما رفته است را پای کوبان و رقصان در آتش نوروز دود کنیم و به هوا بفرستیم.
کاش می شد تیشه زد به ریشه ظلم و فساد. آن وقت است که نوشدگی معنا می یابد. اما مگر می شود؟
جامعه شناسی علامه