صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

اعتراض معلمان به فرمول محاسبه حق‌التدریس معلمان و مشکلات آموزش آنلاین و شبکه شاد

بالاخره بعد از ۷-۸ ماه تأخیر، بخشی از حق‌الزحمه‌ی پارسالِ معلمان حق‌التدریس، در هشتم بهمن‌ماه ۹۹ به حساب‌شان واریز شد. این در حالیست که خبر این واریز چندین هفته قبل، از طرف مقامات وزارتی رسانه‌ای شده بود و هی امروز و فردا می کردند اما از پول خبری نبود.

در خبری که در خصوص این تأخیر در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود، از زبان وزیر آموزش و پرورش نقل شده بود که علت عدم پرداخت مطالبات حق‌التدریس معلمان کمبود بودجه نبوده بلکه اعتراض معلمان به روش محاسبه‌ی حق‌التدریس در ایام تدریس مجازی باعث تأخیر در پرداخت بوده است.

در ادامه‌ی این خبر آمده بود که طبق مصوبه‌ی شورای عالی آموزش و پرورش ، ساعات تدریس مجازی برای پایه‌های اول و دوم پنج زنگ ۲۵ دقیقه‌ای و پایه‌های سوم به بالا چهار زنگ ۳۵ دقیقه‌ای در هر روز تعیین شده است که به این ترتیب برای هر آموزگار دوره‌ی ابتدایی دو ساعت و ۵ دقیقه الی دو ساعت و ۲۰ دقیقه فعالیت در هر روز فرض شده است و دوره‌های اول و دوم متوسطه نیز بر همین‌ منوال!

انتشار این خبر موجب دلسردی و گله‌گذاری و اعتراض معلمان شد و این نگرانی در بین فرهنگیان فهیم و فرزانه ایجاد شد که مبادا در حق آنها اجحاف شود و این اجحاف و قدرنشناسی موجب ایجاد دلسردی در فضای شاد گردد. تا جایی که یکی از مدیران محترم مدارس شهر قدس به دلیل همین دل‌نگرانی‌ها و به خاطر نگرانی از انصراف معلمان از ادامه‌ی همکاری با مدارس، مراتب اعتراض معلمان را طی یادداشتی به مقامات آموزش و پرورش اعلام کرد و خواستار شفاف‌سازی در خصوص نحوه‌ی محاسبه‌ی حق‌الزحمه‌ی معلمان غیرموظف شد.

در بخشی از یادداشت این مدیر دلسوز آمده بود: "چند روزی است فیلم مصاحبه مقام عالی وزارت مبنی بر تأمین اعتبار پرداخت حق‌التدریس شاغلین در روزهای آتی! دست به دست می‌شود که هر دو روز یک‌بار به روز دیگری در آینده نزدیک! موکول می‌شود که در جای خود موجب تعجب و تکدر خاطر همکاران عزیز شده است که چرا حقوق پرداخت نشده پس از ده ماه تأخیر را بارها رسانه‌ای کرده‌اند و علیرغم هیاهوی رسانه‌ای همچنان خبری از پرداخت نیست!"

وی در خصوص علت تأخیر در پرداخت نیز به " اختلاف بر سر فرمول محاسبه حق‌التدریس " و احتمال وقوع اجحاف در حق معلمان اشاره کرده و افزوده بود: "انتشار این پیام موجب سیل تماس‌های تلفنی همکاران غیرموظف با مدیران مدارس شده است که اغلب مصمم به انصراف از ادامه همکاری هستند و این نوع تصمیم‌گیری را ظلمی آشکار در حق خود می‌دانند!"

وی همچنین هشدار داده بود که؛ "در صورت ادامه این روند و سکوت مقامات بالادستی قطعاً در آینده نزدیک دچار بحران سنگین و عجیبی در حوزه آموزش خواهیم شد".

اعتراض معلمان به فرمول محاسبه حق‌التدریس معلمان و مشکلات آموزش آنلاین و شبکه شاد

متأسفانه ارقام پرداختی‌های اخیر هیچ رابطه‌ی منطقی با میزان فعالیت و سختی کار معلمان در فضای مجازی ندارد؛ ملاحظه‌ی ناچیز بودن این ارقام نشان می‌دهد که نه تنها وزارت‌نشینان محترم زحمات خودجوش معلمان در اسفندماه ۹۸ و فروردین ماه ۹۹ را نادیده‌ گرفته‌اند، بلکه فعالیت‌های شبانه روزی آنها در خردادماه ۹۹ را نیز ندیده‌اند و بدتر از آن، در عیار سنجی کار همکاران خود در مابقی ایامِ فعالیت نیز دچار اشتباه شده و ارزش کار آنها را تا نصف میزان واقعی تقلیل داده‌اند. این در حالیست که معلمان چندین ساعت‌ در روز علاوه بر ساعات فعالیت مقرر روزانه در شبکه‌ی آموزشی دانش‌آموز، مشغول تولید محتوای آموزشی قابل ارائه در فضای "شاد"اند. همه‌ی ملزومات تدریس در فضای مجازی را خودشان تأمین می‌کنند. برای تدریس در فضای مجازی از وسایل و امکانات شخصی استفاده می‌کنند. هزینه‌ی اینترنت را از جیب خودشان می‌پردازند. برای اینکه بتوانند جای خالی آموزش حضوری را پر کنند، در نقش بازیگر و فیلمبردار و تدوین گر و کارگردان و تهیه‌کننده و گوینده و تایپیست و ویراستار و... ظاهر می‌شوند. در هر ساعتی از شبانه‌روز به سوالات دانش‌آموزان و اولیاء پاسخ می‌دهند و به رفع اشکالات درسی دانش‌آموزان خود می‌پردازند. صدها عکس نوشته‌ را از طریق صفحه‌ی کوچک گوشی می‌بینند و تصحیح می‌نمایند و بازخورد لازم را ارائه می‌کنند.
اینها فقط گوشه‌ای از هزاران دردسر آموزش آنلاین برای معلمان است. آموزش آنلاین بهداشت جسمی معلمان و آرامش روانی آنان را نیز دچار مخاطرات جدی کرده‌ است؛ التهاب چشم و درد کتف و گردن‌درد و سردرد ناشی از زل‌زدن‌های طولانی‌مدت بر صفحه‌ی نورانی گوشی و درد انگشتان و دستان چنگک شده برای گرفتن و نگهداشتن گوشی و آشفتگی روحی و روانی ناشی از این‌همه فشار جسمی واقعاً هم فقط جزئی از آسیب‌های تدریس آنلاین بر معلمان است. تا جایی که در یادداشتی از یکی از معلمان فرهیخته که ظاهراً در آذرماه ۹۹ به رشته‌ی تحریر درآمده، می‌خوانیم: "خستگی این سه ماه [تدریس] مجازی، بیش از خستگی ده‌ها سال تدریس حضوری در کلاس‌های چهل نفره‌ی سنوات قبل است".

در یادداشت دیگری از یک معلم زحمت‌کش دیگر می‌خوانیم: "من بازیگر، کارگردان و فیلم بردار شده‌ام؛ بارها و بارها فیلمی را می گیرم اما اشکالی به وجود می‌آید و باید دوباره و ده‌باره ضبط کنم... حال آنکه والدین فقط همان ۱۰ دقیقه فیلم را می‌بینند و نمی‌دانند پشت هر دقیقه‌ی آن، چند سکانس خراب شده [است]!...". ناگفته پیداست که تدارک مقدمات تدریس در فضای شاد بسیار بیشتر از آنکه وزارت‌نشینان محترم تصور می‌کنند، وقت و انرژی از معلمان می‌گیرد.

اعتراض معلمان به فرمول محاسبه حق‌التدریس معلمان و مشکلات آموزش آنلاین و شبکه شاد

قابل تأمل‌تر اینکه؛ خانه‌ی معلم، فضای اختصاصی مدرسه و مختص تولید محتوای آموزشی نیست. خانه، خانه است و همسر و فرزندان نیز در آن سهم دارند و بدیهی‌ست که وقتی این فضا توسط معلم برای تولید محتوای آموزشی و تدریس و کلاس‌داری به خدمت گرفته می‌شود، خواه‌ناخواه‌ حقوق اهالی خانه نیز هزینه می‌گردد؛ آنها نباید صدای‌شان دربیاید. تلویزیون نباید روشن شود. کسی نباید تردد کند. همه باید صبر پیشه کنند و خواسته‌ی دل‌شان را بعد از اتمام کار فیلمبرداری و تدوین و تهیه و تایپ و ویرایش و... بیان کنند.

به نظر می‌رسد وزارت‌نشینان محترم و در رأس آنها وزیر محترم آموزش و پرورش تصور روشنی از تدریس در "فضای مجازی" ندارند و در عیارسنجیِ کار همکاران خود در فضای "شاد" و سنجش سختی‌های توان‌فرسای آن دچار اشتباه شده‌اند.

امیدواریم که وزیر محترم آموزش و پرورش و سایر دست‌اندرکاران گرامی، قبل از این که دیر شود، به اشتباه محاسباتی خود پی ببرند و هر چه سریع‌تر به شفاف‌سازی و اعطای حقوق حقه‌ی معلمان حق‌التدریس بپردازند و از سرد شدن "فضای شاد" پیشگیری کنند!

امیدواریم که این بحران عیار سنجی، منجر به انصراف معلمان و بازنشستگان حق‌التدریس از ادامه‌ی همکاری و ایجاد بحران در حوزه‌ی آموزش نشود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اعتراض معلمان به فرمول محاسبه حق‌التدریس معلمان و مشکلات آموزش آنلاین و شبکه شاد

منتشرشده در یادداشت

گروه گزارش/

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

« محسن حاجی میرزایی » وزیر آموزش و پرورش 9 بهمن به منظور بازدید از آموزش و پرورش استان اصفهان و دیدار با کادر آموزشی به اصفهان سفر کرد.

پرتال وزارت آموزش و پرورش در بخشی از  برگزاری نشست صمیمی نمایندگان معلمان آموزش و پرورش استان اصفهان با حضور  محسن حاجی میرزایی وزیر آموزش و پرورش، رضوان حکیم زاده معاون آموزش ابتدایی، علیرضا کاظمی معاون فرهنگی و پرورشی، مهراله رخشانی مهر رئیس سازمان نوسازی مدارس کل کشور، علی باقر زاده رئیس مرکز هماهنگی حوزه وزارتی و محمد اعتدادی مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان خبر داده است اما به محتوای این نشست و سخنان این نمایندگان معلمان اشاره نگردیده است .

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

مدیر کل آموزش و پرورش استان اصفهان گفته است معلمان استان اصفهان انصافاً جهاد آموزشی را به معنای واقعی پیاده کردند و این در حالی است که مدارس استان اصفهان از نیمه شهریور سال 1399 که به گفته وزیر آموزش و پرورش بیش از نیمی از دانش آموزان در مدارس حضور یافتند از همان ابتدا تعطیل بوده و آموزش به صورت مجازی دنبال شده است .

و نکته قابل تامل آن که وزیر آموزش و پرورش نشستی را با رسانه و خبرنگاران برگزار نکرده است .

محسن حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش در ارتباط زنده با معلمین سراسر کشور در شبکه شاد اظهار داشت:

کشور ما در شرایط خاصی است و فشار سنگینی به دلیل تحریم ها روی مردم است و همه تلاش ما بر کم کردن این فشارها است.
وی ضمن تشکر از کمک خیرین و نهادها و استانداران در امر آموزش و پرورش خاطر نشان کرد: کرونا آفاتی را به همراه خود داشت. تاثیر این ویروس د رحوزه آموزش، تاثیر خاموشی است. در این حوزه اهمیت اول سلامت دانش‌آموزان است اما دوری از مدرسه نیز ممکن است به سلامت روانی و اجتماعی آن‌ها خسارت وارد کند. باید تلفیق هوشمندانه‌ای بین سلامت روحی و جسمی دانش آموزان انجام داد.

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

از زمانی که وزارت بهداشت به ما اجازه برگزاری کلاس ها را به صورت حضوری داد، برای پایه های اول و دوم ابتدایی کلاس ها به صورت اختیاری با حداکثر ده دانش آموز برگزار شد. در برخی از استان‌ها تا ۸۰ درصد از طرح حضوری استقبال شد و به طور متوسط در کشور، حدود ۶۰ درصد از دانش آموزان به صورت حضوری به مدارس می روند.

حاجی میرزایی گفت: مدارسی داریم که زیر ۵۰ نفر دانش آموز دارند، بنابراین در مکان هایی که وضعیت آبی است، حضور دانش آموز با اختیار خانواده‌ها است. همچنین برگزاری کلاس‌ها برای دروس عملی هنرستان‌ها که ساعات محدودی دارند به صورت حضوری است.

اما در گزارش ها و اخباری که منتشر شده است اشاره ای به وضعیت آموزش حضوری در استان اصفهان نشده است .

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

نشست ها و جلسات با وزیر در خانه فرهنگیان شماره 3 اصفهان بدون حضور خبرنگاران انجام شد .

در حاشیه این نشست و برخاست ها ، « نرگس کارگری » خبرنگار صدای معلم گفت و گوهایی را با برخی از مسئولان وزارت آموزش و پرورش انجام داد .

یکی از این گفت و گوها با « سیدمحمد میرپور » معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی اداره کل آموزش و پرورش  اصفهان بود .

به این گفت و گو توجه کنید ؛


صدای معلم:

سؤالات تعدادی از فرهنگیان استان اصفهان راجع به چرایی بازنشسته نشدن شما و خانم جوانی به دست ما رسید. مطرح کنندگان این سؤال می گویند چگونه است که آنان بعد از بازنشستگی نمی توانند با آموزش و پرورش همکاری کنند ولی شما با وجود بازنشسته شدن در این سمت مشغول هستید. بهتر است خودتان برایشان توضیح دهید. و نکته مهم تر و قابل تامل آن که آیا « مدرسه » به عنوان سلول بنیادین آموزش باید محلی برای تجمع افرادی باشد که مجال و یا توان کار در ستاد و اداره را پیدا نمی کنند و دست آخر باید به « مدرسه » تبعید شوند ؟


میرپور:

هر وزیری با اجازه ی سازمان امور  اداری و استخدامی و طبق ماده 103 قانون مدیریت خدمات کشوری می تواند تعداد محدودی را با توجه به بحث کاری که به این افراد مربوط می شود و نیاز داردند هم در وزارت خانه و هم استان ها در سمت خود نگه دارد.
من هنوز به سن 60 سالگی نرسیده ام . یک نیرو می تواند یا 35 سال با اضافه خدمت فعالیت کند و یا 60 سال تمام . در استان نیرویی جوان تر از من که در این سمت بوده باشد نبود و بنده در خدمت عزیزان هستم.
البته در هیچ کجا خبری نیست و تا کسی کار نکند برایش خبری هم نخواهد بود. جهت اطلاع در حال حاضر در این پستی که هستم، چنانچه به جای آن در یک هنرستان یا دبیرستان مدیر می بودم ، حداقل 800 هزار تومان اضافه حقوق داشتم. این ها را کسی نمی داند. دوستان گمان می کنند اگر امثال بنده این کار را انجام می دهیم نیاز به آن داریم . من نه نیاز به این پست دارم و نه نیاز به مسائل دیگر. امیدوارم جواب دوستان را داده باشم.


صدای معلم:

به نظر شما چرا آموزش و پرورش قدرت و جایگاه خوبی در زمینه نیروی انسانی ندارد؟


میرپور:

همه از آقای وزیر می خواهند که آموزش و پرورش را در جایگاه قدرت قرار دهد. ولی به جای حرف به ایشان کمک کنند که آموزش و پرورش به این جایگاه برسد. این کار تنها در دست وزیر نیست. این کار به کل دولت و مجلس بر می گردد.
با توجه به تجربه ی کاری ، آموزش و پرورش روی بحث های کاری و عملیاتی می تواند خیلی کار انجام دهد ولی بقیه نیز باید کمکش کنند. مقام معظم رهبری دائما بر این موضوع اصرار دارند و متأسفانه دوستان در حوزه های دیگر عمل نمی کنند. دید مقام معظم رهبری فوق العاده به آموزش و پرورش مثبت است . بنابراین دولت و مجلس هم باید بیایند به کمک آموزش و پرورش و این کار انجام شود. »

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

پیش تر در « صدای معلم » گزارشی در مورد وضعیت بازنشستگی نیروهای اداری اداره کل آموزش و پرورش بازنشستگان منتشر گردید . ( این جا )

چند پرسش در این جا مطرح می شود .

بخشنامه آموزش و پرورش در مورد بازنشستگی سال ۱۳۹۹ در بند ۵ تصریح می کند : ( این جا )

«  ادامه خدمت کارکنان شاغل در مشاغل اداری که مطابق بند "الف "ماده 103 قانون مدیریت خدمات کشوری واجد شرایط بازنشستگی می شوند ، مجوزی ندارد. استمرار خدمت این قبیل افراد در صورت اشتغال در  واحد های آموزشی مطابق مفاد بند 1 این دستورالعمل  بلامانع است. »

پرسش این رسانه آن است که تکلیف این دستور العمل چه می شود ؟

« صدای معلم » در جهت شفاف سازی و احترام به افکار عمومی از آقای میرپور دعوت می کند تا تصویر مجوز استمرار فعالیت خود از وزیر آموزش و پرورش را منتشر کند .

آیا معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی اداره کل آموزش و پرورش اصفهان و نیز « محمد اعتدادی » مدیر کل این استان مطمئن هستند که نیرویی جوان تر ، کارآمد و باسوادتر در استان اصفهان یافت نمی شود ؟

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

پرسش این رسانه از مسئولان وزارت آموزش و پرورش که این  گونه بخشنامه ها را صادر می کنند آن است که اولا چرا نظارتی بر اجرای درست و بی کم و کاست آن نمی شود چرا که بر اساس منابع و اخبار ما این وضعیت منحصر به اصفهان نیست و کم و بیش در سایر مناطق و ادارات آموزش و پرورش کشور مشاهده می شود .

و نکته مهم تر و قابل تامل آن که آیا « مدرسه » به عنوان سلول بنیادین آموزش باید محلی برای تجمع افرادی باشد که مجال و یا توان کار در ستاد و اداره را پیدا نمی کنند و دست آخر باید به « مدرسه » تبعید شوند ؟

این نگاه پیش تر  هم توسط « زهرا مظفر » مدیر کل پیشین ارزیابی و رسیدگی به شکایات وزارت آموزش و پرورش در نشست رسانه ای بیان شده بود . ( این جا )

با چنین نگاه و دیدگاهی نسبت به جایگاه مدرسه واقعا چه امیدی برای تحول و اصلاحات آموزشی در سیستم آموزشی می توان داشت ؟

گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

پایان گزارش/


گزارش صدای معلم از سفر وزیر آموزش و پرورش به اصفهان و پرسش از معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی

منتشرشده در گفت و شنود

تقلب دانش آموزان و الگوهای متقلب و وارونگی تربیتی

امسال برای اولین بار در نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی شاهد برگزاری امتحانات پایان ترم مدارس و دانشگاه‌ها به صورت مجازی بودیم، امری که نهادهای آموزشی به دلیل شیوع کرونا مجبور به اجرای آن شدند و سیستم آموزش کشور تجربه‌ی امتحانات مجازی را از سر گذراند. در طول این ایام بیشتر دغدغه‌ها به کسب تجربه از کلاس‌داریِ مجازی برمی‌گشت و انتقادات و پیشنهاداتی نیز جهت بهبود شکل جدید آموزش مطرح شد که باید در جای خود مورد توجه و بررسی قرار گیرد. اما آنچه که در جریان امتحانات مجازی نظرم را به خود جلب کرد مسئله‌ی دیگری بود که پیشتر نیز در بررسی مشکلات آموزشی با آن رو به رو بوده‌ایم، اما این بار با نسخه‌ی جدیدی از این آسیب در نظام آموزش و پرورش برخورد کردیم. واقعیتِ امروزِ جامعه آن است که بخشی از الگوهای ارزشیِ ما خود به الگوهایی ضدارزش تبدیل شده‌اند .

"تقلّب"، مسئله‌ای است که همیشه در مدارس و دانشگاه‌های ما وجود داشته و میان دانش‌آموزان اتفاق جدیدی به حساب نمی‌آید، اما کلاس‌های مجازی و تلفن‌های هوشمند ورژن جدیدی از این آسیب تولید کردند و باعث شدند ما در جریان امتحانات با پدیده‌ی "تقلّب مجازی" رو به رو شویم. این اتفاق موجب شد یک روند منفی در زمینه‌ی تربیتی جامعه شکل بگیرد و آن تقلّب‌رسانیِ کسانی است که زمانی مانع تقلب‌های امتحانی بودند، اما در روزهای کرونایی به یکی از عوامل این مشکل تبدیل شدند. پیرامون ورژن جدید تقلب مشخصاً انگشت اتّهامم به سمت دو گروه مهم و تأثیرگذار در عرصه‌ی تربیت دراز است، بی آنکه این اشکال را به همه‌ی آنان تعمیم دهم: یکی والدین و دیگری دانشجومعلّمان، که خود نیز جزو گروه دوم محسوب می‌شوم.

سال‌هایی که ما دانش‌آموز بودیم، وجه غالب این بود که والدین به عنوان عوامل اصلی تربیت فرزند به دانش‌آموزان در یادگیری درس‌هایش کمک می‌کردند و همواره بچه‌هایشان را به مطالعه برای کسب نمره‌ی بهتر تشویق کرده و مانع تقلب نوشتن‌های آنان پیش از امتحان می‌شدند. اما آنچه که در جریان امتحانات مجازی دیدیم، تلاش برخی والدین برای تقلب رساندن به فرزندان‌شان بود؛ گاهی خود آنها تا جایی که سوادشان اجازه می‌داد به فرزند خانواده پاسخ سؤالات را می‌گفتند و گاهی نیز از طریق تماس با افراد تحصیل کرده درخواست کمک به فرزندشان در تایم امتحان را داشتند. یعنی والدینی که در گذشته مانع تنبلی‌های کودکانه و عامل درس خواندن بچه‌ها بودند، کم‌کم به مشوّق و مجوّزی برای تقلب کردن‌شان تبدیل شدند!

تقلب دانش آموزان و الگوهای متقلب و وارونگی تربیتی

در میان بعضی از دانشجومعلمان -که معلمان آینده خواهند بود- نیز وضع بهتر از این نبود. هرچند تقلب حین امتحان در میان دانشجویان کشور -اعم از دولتی، آزاد، پیام نور و فرهنگیان- امری طبیعی و فراگیر است و مختص دانشگاه خاصی نیست، اما در اینجا باید یک سوزن به خودمان بزنم.

واقعیت آن است که علاوه بر تقلب‌های برخی دانشجومعلمان در جریان امتحان، تقلب‌رسانیِ بعضی از آنان به دانش‌آموزان آشنا نیز در ایام امتحانات مجازی شروع شد. حتی بعضی پا را فراتر گذاشته و علناً در وضعیت‌ها (Story) و گروه‌ها اعلام می‌کردند که "هرکس فردا فلان ساعت فلان درس رو بلده پیام بده تا ازش کمک بگیرم..." درواقع این اقدام برای پیدا کردن فرد مناسب جهت تقلب رساندن به بچه‌های دوست و فامیل بود که این بار از سوی معلمان آینده مشاهده می شد. همان الگوها که دانش‌آموزانِ دیروز را متقلّب بار آورده‌اند، حالا از رذیلت‌های اخلاقیِ مدیرانِ امروز نظیر پارتی، رشوه، تخلّف، تقلّب و رانت در ادارات و سازمان‌های مختلف می‌نالند؛ یعنی دهن‌شان از همان آشی می‌سوزد که خود پخته‌اند!

نمی‌دانم چه نامی برای تبدیل شدنِ الگوهای تربیتی به افرادی متقلّب انتخاب کنم. وقتی پدر و مادر که اولین و قوی‌ترین نمونه‌های الگوگیریِ فرزندند، به جای تشویق کودک به تلاش و درس خواندن او را به سمت تقلب هُل می‌دهند، چه باید گفت؟ وقتی والدین به جای اینکه فرزند خود را تشویق به مطالعه و تلاش کنند تا "یاد" بگیرد، برعکس عمل کرده و با رفتارهای این‌چنینی به او می‌آموزند با تنبلی و تقلب "نمره" بگیرد، چه انتظاری باید داشت؟ انتظار داریم این دانش‌آموز فردی اهل مطالعه، اهل تلاش و آگاه بار بیاید؟

وقتی دانشجومعلمانِ یک مُلک که معلمانِ آینده‌ی آن مملکت‌اند خود در امتحانات‌شان به طور گسترده تقلب می‌کنند و حتی پا را فراتر نهاده و به عاملِ تقلب برای دیگران و انجامِ کارهای غیرقانونی در جریان امتحانات مدارس تبدیل می‌شوند، چگونه می‌خواهند فرداروز به دانش‌آموزان شان بگویند که "درس بخوانید و تقلب نکنید"؟ چگونه می‌خواهند دانش‌آموزان‌شان را اهل درس و مطالعه و تلاش بار بیاورند؟ دانشجومعلمی که برای تقلب رساندن به شاگرد مدرسه استوری می‌گذارد و از دیگران استمداد تقلب می‌نماید و شأنِ معلمیِ خویش را زیر پای این استمدادهای غیراخلاقی لگدمال می‌کند، چگونه می‌خواهد در مدرسه که خانه‌ی دومِ دانش‌آموزان است به عنوان الگوی دوم فرزندان به آنان درسِ تفکّر و مطالعه و صفات اخلاقی بدهد؟ اصلا رویش می‌شود دانش‌آموزانش را از تقلب سر جلسه‌ی امتحان منع کند؟ رطب خورده که منعِ رطب نمی‌کند!

تقلب دانش آموزان و الگوهای متقلب و وارونگی تربیتی

وقتی الگوهای فرزند در خانه‌ی اول و دومش به او تقلب کردن می‌آموزند، نباید انتظار داشت دانش‌آموز اخلاقی تربیت شود. نباید انتظار داشت فردی که از پدر و مادر یا معلم خود تقلب یاد می‌گیرد، فردا با ورود به ادارات یا پس از رسیدن به مناصب مهم، به شیوه‌ای اخلاقی رفتار کرده و جهت رسیدن به منافع شخصی دست به کارهای غیرقانونی نزند. در واقع او این کار را در کودکی و نوجوانی به خوبی آموخته است؛ او یاد گرفته که از راه‌های غیراخلاقی و غیرقانونی (تقلب) برای رسیدن به منفعت شخصی (کسب نمره) بهره ببرد و با این رفتار بار آمده است؛ آن هم توسط کسانی که قرار بود الگوهای اخلاقی‌اش باشند! شاید از این سطور بوی سیاه‌نمایی به مشام‌تان برسد و آن را بیازارد، اما بهتر است به جای چشم‌پوشی بر واقعیات با آنها رو‌به‌رو شویم. مگر مسئولانِ آینده‌ی ما کیستند؟ از مریخ که وارد نمی‌شوند، همین دانش‌آموزانی هستند که پشت میز و نیمکت‌های مجازی نشسته‌اند و با کمک والدین و معلمان آینده تمرینِ تقلب می‌کنند! آنها سال‌ها بعد وقتی که در جامعه به جایگاهی رسیدند، مهارتِ امروزشان را در جهت منافعِ جدیدشان به کار خواهند گرفت.

"وارونگی تربیتی" یعنی همین وانفسایی که الگوهای کودکانِ ما به جای تربیتِ اخلاقی، دانش‌آموز را با صفات غیراخلاقی و گاه ضداخلاقی تربیت می‌کنند. دانش‌آموز از طریق این الگوها یاد می‌گیرد که تقلب کند، غیراخلاقی رفتار کند، کاری به قانون نداشته باشد و برای رسیدن به نفع شخصی‌اش از روابطش با دیگران سوءاستفاده کند. فردا همین دانش‌آموزان مسئول می‌شوند و همین رفتار را پی می‌گیرند، و جالب اینجاست که همان الگوها که دانش‌آموزانِ دیروز را متقلّب بار آورده‌اند، حالا از رذیلت‌های اخلاقیِ مدیرانِ امروز نظیر پارتی، رشوه، تخلّف، تقلّب و رانت در ادارات و سازمان‌های مختلف می‌نالند؛ یعنی دهن‌شان از همان آشی می‌سوزد که خود پخته‌اند!

تقلب دانش آموزان و الگوهای متقلب و وارونگی تربیتی

کاش این سخن من اشتباه باشد و امیدوارم امروز خوگرفتنِ دانش‌آموزان با نفع شخصی و الگوگرفتن‌های منفی باعث نشود فردا روز در سازمان‌ها و ادارات‌مان نیز شاهد تقلب‌های غیرقانونی -به شکل‌های دیگر- جهت رسیدن به منافع شخصی باشیم و در نهایت از طریق همین منفعت طلبی‌ها و پارتی بازی‌ها و رانت‌ها افراد شایسته حذف و الگوهای متقلّبِ جدیدی بر فرهنگ جامعه حاکم نشوند.

امیدوارم که چنین نباشد و نشود، اما واقعیتِ امروزِ جامعه آن است که بخشی از الگوهای ارزشیِ ما خود به الگوهایی ضدارزش تبدیل شده‌اند و متأسفانه با توجه به نقش مؤثرشان در تربیت ممکن است نسلی با اخلاقیات منفی نیز به بار بیاورند.

شاید این جمله برای‌مان گران بیاید، اما «در جامعه‌ای که ارزش‌هایش عوض شوند، عوضی هایش باارزش می‌شوند!»


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تقلب دانش آموزان و الگوهای متقلب و وارونگی تربیتی

منتشرشده در یادداشت

 ریشه یابی اخراج دانش آموز از کلاس و نقش تربیتی خانواده

چند سال قبل تدریس در کلاس درس تاریخ و جامعه‌شناسی سوم دبیرستان انسانی دانش‌آموزی داشتم که تقریباً همه همکاران از رفتارها و سخنان او در کلاس احساس نارضایتی و ناخرسندی می‌کردند و من هم که همیشه سعی می‌کردم با همه دانش‌آموزان رابطهٔ دوستانهٔ آمیخته با صمیمیت و شوخی داشته باشم، هیچ گاه نمی‌توانستم اندکی اعتماد او را جلب نمایم و حتی گاهی هم با تشویق‌هایی مانند نمرات بالا که خودش هم می‌دانست حقش نیست، سعی در جلب اعتماد او داشتم اما نه تنها موفق نمی‌شدم بلکه با واکنش منفی بیشتر او مواجه می‌گشتم.

یک روز سر کلاس چند فحش و ناسزای رکیک از آخر کلاس شنیدم و متوجه شدم که همان دانش‌آموز در حال تهدید بغل‌دستی خود به کتک و کشتن، با رکیک ترین کلمات با صدای نسبتاً بلند است. آن روز دیگر تصمیم گرفتم او را از کلاس بیرون کرده و پدر او را به مدرسه بخواهم.

ناظم مدرسه هم که سابقهٔ از کلاس بیرون کردن دانش آموزی را از من سراغ نداشت با جدیت برخورد کرد و به آن دانش آموز گفته بود تا زمانی که والدینش نیامده‌اند اجازهٔ ورود به کلاس به او داده نخواهد شد.

فردای آن روز حین تدریس دیدم مرد میانسالی پشت در کلاس مرا صدا می‌کند. بعد سلام علیک گرمی که داشت گفت من پدر فلان دانش‌آموز هستم و بدون آنکه منتظر توضیحات من دربارهٔ چرایی اخراج فرزندش از کلاس شود شروع کرد به عذرخواهی و گفتن اینکه از دیروز که خبر اخراج پسرم از کلاس را شنیدم او را در توالت خانه زندانی کرده‌ام و تا الان که آمده‌ام در خانه و در توالت زندانی بود و از شما می‌خواهم بزرگواری کنید و اجازه بدهید که دست شما را ببوسد و در کلاس حاضر شود.

من که از شنیدن این واکنش و سخنان سخیف دچار تعجب و شرم و عصبانیت شده بودم صحبت او را قطع کرده و گفتم نیازی به توضیح بیشتر نیست و پسر را که احساس می‌کردم از خجالت صحبت‌های پدرش در حال آب شدن است (به گونه‌ای که هیچ‌گاه چنین حالت شرم آمیخته با خشم را در صورت او ندیده بودم) به کلاس فراخواندم و به پدرش گفتم اشتباه ازطرف من بوده و بعداً متوجه شدم پسر شما تقصیری نداشته‌است، و سریعاً با او خداحافظی کردم. بعد آن روز از اینکه دانش‌آموز را از کلاس بیرون کرده و پدرش را به مدرسه خواسته بودم احساس پشیمانی می‌کردم.

بعد آن اتفاق آن دانش‌آموز به یکی از ساکت‌ترین و آرام‌ترین دانش آموز‌های کلاس تبدیل شد به گونه‌ای که همیشه سربه‌زیر و آرام می‌آمد و می‌رفت و با هیچ‌کس ارتباط خاصی برقرار نمی‌کرد و من هم تا آخر سال هرچه تلاش کردم موفق نشدم ارتباطی مانند رابطه‌ام با سایر دانش‌آموزان با او برقرار نمایم. احساس می‌کردم او از اینکه دستش پیش من رو شده‌است و من متوجه شده‌ام که پدر او چگونه فردی است و در چه خانوادهٔ پر از نفرت و خشونتی زندگی می‌کند، احساس شرم و خجالت می‌کرد.

در مواقع بسیار همان یک برخورد با دانش‌آموز و کودک به ما نشان می‌دهد که او در چه محیط و خانواده‌ای زندگی می‌کند و یا اینکه پدر و مادر با او چه نوع برخوردی دارند.

دانش‌آموزان و کودکان آینهٔ تمام‌نمای والدین و خانواده و جامعهٔ خویش هستند و اگر کودکان و نوجوانان‌مان مشکلات رفتاری و تربیتی زیادی دارند نه خود آنها بلکه والدین‌شان باید مورد بازخواست قرار بگیرند.

کانال خرمگس


ریشه یابی اخراج دانش آموز از کلاس و نقش تربیتی خانواده

منتشرشده در یادداشت

فرهنگ تقلب فرهنگ رایج در بین دانش آموزان و در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش

تقلب یکی از میان بر های شایع برای رسیدن به موفقیت در بین دانش است. میان بری که در واقع کج راهه و بی راهه ای تاریک است که متاسفانه به علت کژتابی های فرهنگی آرام آرام به عادتی مالوف در بین دانش آموزان تبدیل شده است.آسان گیری در موضوع تقلب و تسامح نسبت به آن اثرات جبران ناپذیری بر پیکره تعلیم و تربیت به جای خواهد گذاشت. دهشتناک تر آنکه از تقلب نوعی زرنگی و موفقیت فهم شود.

تحقیقات و پژوهش ها به گستردگی و عمق فاجعه در بین دانش آموزان اذعان دارند.چنانچه ضریب نفوذ تقلب در بین دانش آموزان تا ۹۵ درصد برآورد شده است.این بزهکاری عمیق که اتفاقا عادی انگاری شده است ، صرفا به درس و نمره دانش آموزان محدود نخواهد شد ، بلکه به شکلی نهادینه شده رفتار دانش آموزان را نیز متقلبانه خواهد کرد.

دانش آموز متقلب که قرار است در آینده پزشک، مهندس، وکیل، بازاری و یا دارای شغل آزاد باشد  تقلب با گوشت و پوست او آمیخته می شود و آنگاه راه میان برد تقلب نزدیک ترین راه موفقیت او خواهد بود .

نظام تعلیم و تربیت متاسفانه تاکنون نتوانسته راه برون رفتی از این انحراف بزرگ پیدا کند. صد البته این چالش عظیم ریشه در فلسفه ناکارآمد آموزش و پرورش دارد. سیاست های غلط این نهاد در ترسیم نقشه راه تعلیم و تربیت و بی توجهی به پژوهش های علمی و سیاست زدگی باعث شده است که آموزش و پرورش در چنبره ای از خود کرده های بدون تدبیر گرفتار شود. کافی است سری به منابع  و محتواهای آموزشی در مدارس به ویژه در دوره ابتدایی زده شود .

فرهنگ تقلب فرهنگ رایج در بین دانش آموزان و در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش

تحلیل محتوای این منابع نشان دهنده این است که نظام تعلیم و تربیت در تشخیص نیاز دانش آموزان برای زیست در دنیای کنونی دچار سوء تفاهم شده است. منابع آموزشی موجود و سیاست های تربیتی حاکم بر نهاد آموزش و پرورش از واقعیت های زندگی دانش آموزان به دور بوده، و نوعی تربیت بانکی را موجب شده است که در این فضا دانش آموز به جای آموزش مهارت های مناسب زندگی و حقوق و تکالیف شهروندی ، مجبور است به مخزنی از اطلاعات تبدیل شود که قسمت عمده آن هیچ گره ای از مشکلات او را نخواهد گشود.

اکنون که در شرایط کرونایی و پیرو آن شکل گیری آموزش مجازی هستیم متاسفانه بستر انجام رفتار متقلبانه برای دانش آموزان بیش از پیش فراهم شده است .

نظام ارزشیابی در هژمونی تقلب کار کرد خود را از دست داده  و به نوعی دچار فروریزش شده است.اکنون این کژتابی فرهنگی بیش از گذشته خود نمایی می کند و تصویری از شکست سیاست های تربیتی آموزش و پرورش مخابره کرده است.

کافی است تصمیم سازان و تصمیم گیران از پشت میزهای ریاست بلند شوند و سری به مدارس بزنند و برق سکه رایج تقلب را با چشمان خود ببینند .


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

فرهنگ تقلب فرهنگ رایج در بین دانش آموزان و در فرهنگ سازمانی آموزش و پرورش

منتشرشده در دانش آموز

تاثیرات ایپدمی کرونا بر نهاد آموزش و پرورش ایران

اگر بپذیریم که آموزش رایگان حق عمومی بشر است در این صورت در باب نسبت آموزش و ساحت اجتماعی می توان سرفصل هایی تامل برانگیز گشود. آموزش در مجموعه ساختار اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ تحت تاثیر طبقه اجتماعی چه تغییری می کند؟ آیا خصلت های اقتصادی زیستن بر فرماسیون آموزش اثر گذار است؟ این اثرگذاری در چه سطحی قابل بحث می باشد؟ این پرسش ها و پرسش هایی از این دست در جهان کرونا زده، جلدی نو بر تن نموده اند و نسخه ای جدید عرضه کرده اند. این نسخه ها در کشورهای کمتر توسعه یافته همچون ایران، نمود متفاوتی نیز دارند. در این رابطه نکات زیر قابل بحث است:

۱. در فهمی جامعه شناختی می توان از پنج نهاد ثابت در ادوار تاریخ بشر نام برد که زاینده دیگر نهادها بوده اند. خانواده، آموزش، اقتصاد، حکومت، دین. این پنج نهاد در خصلتی “فرامکانی” و “فرازمانی” قابل ردیابی هستند. از این حیث در همه بازه های تاریخی و در قلمروهای جغرافیایی مختلف حضور دارند. آنها اگرچه نمودهای متمایزی داشته اند و ریخت شناسی متنوعی را آشکار نموده اند لکن عناصر ثابت زیست اجتماعی بوده اند. بنابراین این ادعا قابل طرح است که عناصر مذکور دارای درهم تنیدگی ویژه ای می باشند بدان معنا که تغییر در هر کدام بر تجلیات دیگری موثر است. رابطه آموزش و اقتصاد نیز از این زمره خواهد بود. گشایش عمده، در اصلاح ساختار طبقاتی و تقویت توان رفاهی خانوارها قرار دارد.

۲. مباحثی نظری در تحلیل ساختار اجتماعی وجود دارد که تلاش می کند روابط اجزا را بر اساس “زیربنا - روبنا” توضیح دهد. مارکس اقتصاد را در جایگاه زیربنا می نشاند و سایر موارد را به خصایل روبنا ارجاع می دهد. البته این فهم از آرای مارکس ساده گرایی است لکن می توان با مسامحه آن را پذیرفت. دارندورف در نقد مارکس، قدرت را پاشنه آشیل بحث قرار می دهد که احتمالا دقیق تر است. پارسونز این خصلت را برای تک تک ساب سیستم ها قائل است. هگل _در جهتی دیگر جهان ذهنی را محل تاکید می داند. گرامشی بر هژمونی تاکید می نماید که از جنس فرهنگ و سیاست است. آنچه در این نظریه ها و نظریه های هم ردیف، قابل مشاهده است اینکه اقتصاد چه در جایگاه زیربنا چه هم سطح یا روبنا بر نهاد یادگیری اثر مستقیم دارد. آن را تحت شعاع قرار می دهد. کیفیت و کمیت آموزش در قالب معیشت شکل می گیرد. اگرچه تنهاعامل موثر نیست.

۳. نهاد آموزش در جهان جدید تحت الشعاع عقل مدرن قرار دارد. علم نوین خصلت هایی را به نمایش می نهد که متمایز از معرفت های کهن است. مدرسه و دانشگاه همچون ظرف هایی عمل می کنند که مسولیت شکل دهی ذهنی و آیینی را بر عهده دارند. تفکر را در مسیر تحقق کانالیزه می کنند. آداب جمعی را فرم می دهند. زیست انسانی را در قالب هایی نمادین برساخت می نمایند تا با همایشی بزرگ در مناسبات روزمره مواجه باشیم. گردهمایی شدیدا نمادین و آیینی که به جهان ذهنی، خصلتی پیچیده می دهد و در عین حال بر الگوهای تکرار شونده ای استوار است که همه چیز را به نمایشی ساده در می آورد. طبقه یکی از این الگوهای آیینی است که همه چیز انسان را دستکاری می کند. “امر انسانی” الزاما “امری طبقاتی” می شود از آنجا که به معیشت خویشتن گره می خورد. این الزام یک وجه نمادین و آیینی است بی آنکه چندان ارادی باشد. گویی معیشت و طبقه به مثابه یک قالب ذهنی عمل می کند که در سطحی خرد، رفتار فردی را می سازد و در سطوح میانی و کلان به بازتولید ساختار اجتماعی می انجامد.

تاثیرات ایپدمی کرونا بر نهاد آموزش و پرورش ایران

۴. پدیداری پاندمی ها، نوع روابط اجتماعی و نتیجتا نوع ارتباطات‌ آموزشی را تغییر می دهد. ظهور و بروز کرونا در سال اخیر بر این مدعا صحه نهاده است. جهان بشری ناگزیر از تغییر رویه اموزشی به سمت مجازی شد. شیوه های آنلاین و آفلاین آموزش جایگزین دیدارهای حضوری و کلاس درس شد. با این حال این تغییر در کلیت جهان، برابر نبود. آنچنان که زیست آدمیان در کلیت جهان، برابری را منعکس نمی کند. کشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه با فقدان زیرساخت های ارتباطی از یک سو و تولید سرانه پایین تر از سوی دیگر طرحی متفاوت از فعل اجتماعی را نمایش دادند. سه ضلع شاگرد، مدرسه و خانواده، بازیگران اصلی این موقعیت بودند که نگارنده بر آن عنوان “مراسم آموزشی” می نهد. مراسم از این حیث که رفتارها با نوعی الگوهای نمادین همراه بوده که در استانداردهای مجازی از تعین یافتگی پیشین، خلاصی داشته است. مواجهه معلم و شاگرد، والد و شاگرد در موقعیتی به نام درس همچون مراسم عشای ربانی مسیحیت عمل نموده اما مراسمی که از تقدس مذکور تهی است و امر روزمره، اتمسفر آن را سامان می دهد. این مراسم تحت تاثیر خصایل طبقاتی، مختصات خود را تعریف نموده است. اقتصاد چه در جایگاه زیربنا چه هم سطح یا روبنا بر نهاد یادگیری اثر مستقیم دارد. آن را تحت شعاع قرار می دهد. کیفیت و کمیت آموزش در قالب معیشت شکل می گیرد. اگرچه تنهاعامل موثر نیست.

۵. “مراسم آموزشی” در ایران عهد کرونا، خصلت های معیشتی را بازتولید نموده است. سالهای پایانی دهه نود در قبض ارتزاق قرار گرفته و از بسط سفره خانوار خبری نبوده. این امر بر کوچک شدن بسته معیشتی خانوار دلالت دارد. تصاویر دردناک این انقباض، در انبساط طبقه نیازمند و فقیر عیان شده است. طبقه فرودست، بزرگ شده و طبقه متوسط لاغر گردیده. انسان ایرانی در بزنگاه معیشت و آموزش بیش از پیش “حاشیه ای” گشته است. دور افتاده از رفاه و یادگیری در تبعید نان و دانایی. دانش آموز این “مراسم” در فقدان ابزار آموزشی مناسب (موبایل و اینترنت) از نقش حقیقی خود دور مانده و از حق خویش کمتر بهره مند شده است. تعداد خانوارهای ناتوان در تهیه امکانات مناسب آموزش مجازی، چشمگیر است. این در حالی است که آمار دانش آموزان شاغل رو به فزونی نهاده و تعطیلی مدارس و مهاجرت تدریس به فضای مجازی، توامان به اشتغال کودکانی انجامیده که در نان آوری خانواده سهیم هستند. آنها طردشدگان آموزش در جبر معیشت می باشند. اشاره های خشن واقعیت که از جنس فقدان است. این نمونه ها در بافت روستایی و حاشیه شهری فزونی دارد.

تاثیرات ایپدمی کرونا بر نهاد آموزش و پرورش ایران

۶. “تجربه زیسته” در کنج خیابان چمباتمه زده است. برف می بارد. جاده می خواهد سفید پوش شود. راه روستایی می خواهد سفید پوش شود. تعمیرگاه های بدون قاب، بدون ویترین، بدون عایق، در کنج جاده رژه می روند. جاده از کنارشان رژه می رود یا آنها از کنار جاده؟ انسان در زمان عبور می کند یا زمان در انسان؟ روح جاودانگی فقر از سیمای ساختمان ها می بارد. در عبور اتومبیل ها، کسی بر گذر ایستاده. در انتظار ماشین های مسافربر. در انتظار خودرویی که بایستد و او را از این “موقعیت” به موقعیتی دیگر برساند. در آن واحد تصمیم می گیرم. ترمز می کنم. بلکه از سرما رهایی یابد. از انتظار رهایی یابد. به اشتیاق می آید. می رسد. درب را باز می کند. هنوز ننشسته با شوق می گوید: “عه! آقا شمایید!”. نگاهم صدا را کندوکاو می کند. قد کودکانه لای درب نیمه باز خودرو ایستاده. “محمد” است. دانش آموزم که باید در کلاس درس باشد در تعمیرگاه خودرو بین دو روستا کار می کند. اینجا وسط این جاده ی آزگار و مزارع اکنون خالی از برنج! همدلانه حرف می زنیم. می‌گوید : ۸ صبح تا ۱ ظهر، ۳ بعدظهر تا ۹ شب کار می کنم. می گویم: می دانی تو برای من بسیار محترمی؟ چهره اش می خندد. با او می خندم و درونم می گرید. برف، پیام شادی نیست برای دست های کارگر! پیام سفیدبختی نیست برای سیاهی گریس روی لباس محمد! برف مساله آموزش و اقتصاد را تشدید می کند.

۷. در یک جمع بندی می توان اذعان داشت نهاد آموزش تحت الشعاع بحران معیشت، گرفتار بحران مضاعف شده است. فقر بر سپهر آموزش سیطره یافته است. امر یادگیری خاصه در ادوار مدرسه تضعیف گشته. این تضعیف، تا حدود زیادی متاثر از تغافل های اقتصادی و جامعه شناسی توسعه است که در بزنگاه کرونا و فقدان زیرساخت های ارتباطی، واقعیت خود را عریان کرده. اکنون نهاد آموزش در مهلکه ای قرار دارد که هر سه ضلع معلم، اولیا و دانش آموز را خسته و فرسوده نموده است. همیاری این نقش های سه گانه، سازنده و فرصت آفرین خواهد بود؟ بله! اما گشایش عمده، در اصلاح ساختار طبقاتی و تقویت توان رفاهی خانوارها قرار دارد.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تاثیرات ایپدمی کرونا بر نهاد آموزش و پرورش ایران

منتشرشده در یادداشت

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور