
چند روزی است که ویدئویی در فضای مجازی دست به دست می شود که دانش آموزان پسر یک مدرسه مختلط روستایی با معلمشان درگیری فیزیکی پیدا کرده و همراه با خنده و هلهله بقیه دانش آموزان، دسته جمعی به او حمله ور شده اند. ظاهراً دانش آموز یا دانش آموزانی، معلم را در شهر هنگام دستفروشی دیده اند و بعد از ورود او به کلاس، معلم مورد نظر را به تمسخر و ریشخند گرفته اند.
دیدن این مناظر البته برای همه ما دردناک است اما باید برای از بین بردن این اتفاقات، مشکل، ریشه یابی و راه حل ها بررسی شوند. سوای مسائل اقتصادی که بیشتر معلمان را از معلمی تمام وقت به کسی که معلمی شغل دوم یا سوم اوست، تبدیل کرده است؛ مسائل دیگری را هم باید در نظر گرفت. مسائلی که که حل آن ها بیشتر در دست خود معلمان یا جامعه فرهنگی کشور است.
1- این گونه حوادث، ضرورت داشتن یک کانون صنفی فراگیر و غیرسیاسی را برای معلمان، بیشتر به رُخ می کشد. به نظر من جامعه فرهنگی کشور علاوه بر تاکید بر اجرای کامل قانون رتبه بندی و موارد مشابه آن، باید همزمان بر ضرورت تشکیل کانونی فراگیر پا فشاری کند. البته حاکمیت، موافق شکل گرفتن هیچ تشکلی نیست اما باید جامعه فرهنگی کشور تا زمانی که به نتیجه برسد بر این مسئله اصرار و تاکید نماید. به نظر من اهمیت این مسئله، بیشتر از مسائل اقتصادی فرهنگیان نباشد کم تر نیست. فقط حرکت های منسجم و سازمان یافته، و البته غیر سیاسی، می تواند در چهارچوب قوانین و مقررات جمهوری اسلامی پیگیر مشکلات عدیده آموزش و پرورش ما باشد.

2- اما ریشه دیگر این حوادث می تواند تحلیل و فرسایش، اگر نگوییم اضمحلال، اخلاقی جامعه در دهه های اخیر باشد که هر روز شاهد بروز نمونه هایی هولناک تر از نمونه های پیشین آن در جامعه هستیم. نمونه مورد نظر نیز حاکی از این اضمحلال اخلاقی است که جامعه را فرا گرفته و بدیهی ترین اصول انسانی به فراموشی سپرده شده یا حتی مورد تمسخر یا مبارزه جویی قرار می گیرد. هلهله و خنده برخی از دانش آموزان در این صحنه، هلهله ای بر مرگ انسانیت در این دیار است. اما در این میان وظیفه ما، احیاء ارزش های دیرینه انسانی و تاکید بر اصول اخلاقی دیرپایی است که بدون آن ها، زیست و حیات اجتماعی ممکن نخواهد بود. ما باید با گفتار و عمل، در کلاس و خارج از آن بر این اصول اخلاقی انسانی تاکید کنیم و از این مسئله خسته نشویم. همه ما برای کسانی که بر اصول خود، ولو اصول غلط، پافشاری کنند احترام قائلیم و تحت تاثیر شان قرار می گیریم. این گونه حوادث، ضرورت داشتن یک کانون صنفی فراگیر و غیرسیاسی را برای معلمان، بیشتر به رُخ می کشد.
اما در این گونه موارد واکنش معلم باید چه باشد یا چه کاری از دست او ساخته است. معلمی برای گذران زندگی مجبور به انجام کارهایی فروتر از خد خود می شود، مثلا مسافرکشی یا دست فروشی. دانش آموز یا دانش آموزانش او را در حین انجام این کارها می بینند یا اصلا مسافر یا مشتری او می شوند. فردا یا روزهای بعد که معلم به کلاس می رود با نگاه ها و لبخند های تمسخر آمیز دانش آموزان کلاس استقبال می شود. کم کم پچ پچ ها صدایشان بیشتر و بلندتر میشود: " بدو نوبرشه، سه کیلو ۱۰ تومن، بدو خونه دار و .... " معلم با چشم دنبال گوینده یا گویندگان این زمزمه های تمسخر آمیز می گردد. سرش را بر می گرداند روی تابلو را می بیند: " ۳ کیلو ۱۰ تومن، بدو آخرشه و ...." صداها چون پتک به سر او می خورند : " آقا کم تر نمیشه؟ آقا من نیم کیلو میخام. پس بقیه پول من را نمی دی؟ بابا این که همش گندیده است. ...." معلم کنترل خود را از دست می دهد و شروع به تهدید و فحاشی و حمله به دانش آموزان می کند و آن می شود که در این فایل دیده ایم یا چیزی شبیه آن.
در این گونه موارد باید چند نکته را در نظر داشت.
1. معلمی که به هر دلیلی دست به کار دیگری می زند باید بداند که بچه ها خواه ناخواه او را خواهند دید و احتمالا واکنش های غیر عادی خواهد داشت. همه ما دانش آموز بوده ایم و می دانیم دانش آموز تصورات عجیبی از معلم در ذهن خود دارد و حتی کارهای عادی معلم، مانند خوردن، دستشویی رفتن، خریدکردن، در پارک و خیابان قدم زدن و امثال آن ها برای دانش آموز، تعجب آور و جالب و احتمالا خنده دار است. پس این معلم باید آمادگی این نوع نوشته ها و پچ پچ های تمسخر آمیز را داشته باشد و برای آن تدبیری بیندیشد.
2- شاید بهترین و ساده ترین راه در این گونه موارد بی اعتنایی است. بعد از چند دقیقه یا چند جلسه، جالب بودن این موضوع کم تر و کم تر می شود و در نهایت دیگر برای کسی اهمیتی نخواهد داشت. این امر مستلزم صبر و آرامش معلم است که البته بسیار سخت اما به مراتب بهتر از این گونه برخوردها و شکستن حریم بین معلم و دانش اموز است.

3- معلم حتی می تواند پیش بینی کند و به شکلی مناسب و غیر مستقیم موضوع کار دوم خود را با دانش آموزانش مطرح کند و با طنزی ملایم در باره این کار از سوی خود، جلوی سیل تمسخرهای بعدی آن ها را بگیرد.
4- در همان جلسه ای که دانش آموزان شروع به پچ پچهای تمسخر آمیز کرده اند، به صورت غیر مستقیم موضوع را به دیدن دانش آموزانش در خیابان بکشاند و الف) اگر اهل طنز است مثلا از آن ها گلگی کند که چرا از او خرید نکرده اند یا کم خرید کرده اند و امثال این حرف ها تا ابتکار عمل را در دست خود بگیرد. شاید در ابتدا بچه ها شروع به شوخی و تمسخر کنند اما این شوخی ها از حد خاصی عبور نخواهد کرد و به تدریج عادی شده و فراموش می شود و ب) اگر اهل شوخی و طنز نیست، تا آن جا که صلاح می داند دلایل کارش را با بچهها مطرح کند و حتی از آنان مشورت بخواهد تا حس حرمت نفس دانش آموزان را نیز بالا ببرد.
5- و آخرین و مهم ترین نکته آن که تحت هیچ شرایطی، تاکید می کنم تحت هیچ شرایطی، معلم نباید خود را رو در روی دانش آموزان قرار دهد. ما باید کنار دانش آموزان باشیم نه مقابل آن ها. اگر نمی توانیم در کنار آن ها باشیم حداقل نباید طوری عمل کنیم که دانش آموز، معلم را مقابل خود بداند. در مواردی مانند مورد تاسف بار دیده شده، بدترین کار جبهه گیری و به دنبال تنببه دانش آموزان خاطی بودن است که مشکلی را که حل نکرده، هیچ، ده ها مشکل دیگر به آن، اضافه می کند. باید عادی و با خونسردی رفتار کرد و به دنبال حل علت مسئله بود نه پی گیری نتایج آن. حتی می شود از دانش آموزان پرسید که چرا انجام این کار ( دست فروشی، مسافر کشی و امثال آن ها ) به نظرشان موضوع جالب و خنده داری است و با آن ها در این باره به گفت و گو نشست. در گیری فیزیکی و لفظی، بیرون کردن دانش آموزان، کم کردن نمره و کشاندن موضوع به معاون و مدیر مدرسه و والدین ، شاید ظاهراً و موقتاً، اوضاع را آرام کند اما این گونه برخورد ها آتش را در زیر خاکستر رها می کند تا روزی دیگرکه شعله های سرکش آن، دوباره دامن ما را بگیرد.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

در یک تحقیق میدانی که در مدارس متوسطه اول و دوم در آزمونهای مستمر در شهر اراک صورت گرفت، مشخص شد که علیرغم آموزشهای حضوری و ترکیبی که در مدارس انجام می شود، دانش آموزان علاقه ای به شرکت در آزمون های حضوری ندارند و چون حضور در مدرسه الزامی نیست و آزمون به صورت مجازی نیز به صورت همزمان انجام می شود اکثر دانش آموزان در آزمونهای غیر حضوری شرکت می کنند.
این در حالی است که سخنگوی وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده است که آزمونهای پایانی نوبت اول در دی ماه در تمامی مقاطع تحصیلی باید به صورت حضوری انجام شود و دانش آموزان چه در کلاسهای حضوری شرکت کنند و یا آموزش را به صورت مجازی دنبال نمایند باید در جلسه امتحان حاضر شوند و امتحانات فقط برای دانش آموزانی که مبتلا به کرونا شده و یا عذرموجهی برای حضور در مدرسه دارند به صورت مجازی برگزار خواهد شد.
اگر چه تلاشهای زیادی توسط معلمان خلاق و استفاده از نرم افزارهای مختلف برای جلوگیری از تقلب دانش آموزان در آزمونهای مجازی انجام شد ولی به صفر رسیدن این تقلب ها غیر ممکن است.

جدی نگرفتن آموزشها و آزمونهای مجازی، دریافت نمرات عالی و غیرواقعی در آزمونهای غیر حضوری، کسب نمرات عالی توسط دانش آموزان ضعیف، به کارگیری نفراتی به غیر از خود دانش آموز به عنوان آزمون دهنده، عدم تلاش و انگیزه برای یادگیری و درس خواندن و کسب نمره قبولی بدون زحمت، از جمله عواملی است که باعث شده دانش آموزان علاقه ای به آزمونهای حضوری نداشته و تمایل به شرکت در آزمونهای غیر حضوری دارند. این عوامل در طی دو سال گذشته به طور کلی باعث شده که اکثر دانش آموزان از سواد علمی کافی برخوردار نباشند و در آزمونهای حضوری و یا امتحانات نهایی نمرات خوبی را به دست نیاورند که علاوه بر اعتراضات فراوان به مدرسه، معلم و سیستم آموزشی در سالهای بعد نیز به علت نداشتن پیش دانسته ها و اطلاعات پایه در یادگیری مفاهیم، بیشتر دچار مشکل خواهند شد.
دروس عمومی و خواندنی بیشتر تحت تأثیر این سهل انگاری ها قرار گرفت و کاهش نمرات این دروس در تحلیل آزمونهای نهایی بیشتر دیده می شود.

بی شک در امتحانات پایانی نوبت اول و دوم نیز عده ای به علت بیماری و یا بهانه های دیگر از حضور در جلسه آزمون خودداری می کنند و گرفتن آزمون غیرحضوری از آنها باعث اعتراض دیگر دانش آموزان و بی عدالتی شده و این رویه در نوبتهای بعدی بیشتر خواهد شد؛ لذا پیشنهاد می شود که از دانش آموزان غایب در جلسه آزمون حضوری، دو هفته بعد آزمون مجدد به صورت حضوری گرفته شود.
با توجه به واکسیناسیون اکثر معلمان و دانش آموزان و رعایت اصول بهداشتی در مدارس و برای جلوگیری از بیماری ها و آسیب های جسمی و روحی دانش آموزان در آموزش های مجازی و همچنین برای جلوگیری از کم سوادی و عدم تلاش علمی دانش آموزان، شایسته است که اولیای گرامی فرزندان خود را برای حضور در مدرسه و به ویژه شرکت در آزمون های حضوری تشویق و ترغیب کنند که در سالهای بعد و در امتحانات نهایی و کنکور با مشکل مواجه نشوند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
مهمتر از این که چه کسی مدیرکل آموزش و پرورش میشود، فرآیند انتخاب اوست و این که نگرش ملیِ معلمان چیست اهمیت بیشتری دارد که البته نادیده گرفته میشود.
معلمان سالهاست که حس نادیده گرفته شدن دارند؛ ربطی هم به دولتها و مجلسها ندارد چون اگر نظر معلمان مهم بود، حتما یکی میپرسید که هزینه رعایت نمودن پروتکلهای بهداشتی برای بازگشایی مدارس را چگونه باید تامین کرد؟
انتخاب مدیرکل آموزش و پرورش استان فارس :
در میان گزینههای مطرح برای مدیرکلی در آموزش و پرورش استان فارس، قطعا کسانی هستند که میتوانند تا حدودی به خواستههای معلمان نزدیک باشند اما در این فرآیند سرشار از فساد و لابی، احتمال انتخاب آنان بسیار ناچیز و تقریبا غیرممکن است.
کمدی داستان آنجاست که حتی یکی پدرخواندهٔ طیف اصولگرا نیز دست به قلم شده و نارضایتی خود را از نتیجه انتخابات برای گزینه مدیرکلی بهطور عمومی اعلام کرد هرچند اگر نتیجه این انتخابات هم همانند نتیجه جلسهٔ حسینه برای انتخاب شهردار شیراز بود، لابد گلهای نداشته و مجددا بر طبل شادانه میکوبیدند. همکار گرامی و پیشکسوت، این تصمیم هم همانند تصمیم تعدادی از اعضای شورا در حسینیه، پر از اشکال است که قطعا روزی مردم تصمیمگیرانِ این دو اتفاق را بازخواست خواهند نمود.
حال که قرار شد برای چند گزینه رایگیری شود، حداقل در کنار آن ۱۷ نماینده (یکی از نمایندگان حاضر نشده در رایگیری شرکت کند)، به ده نفر معلم لااقل از طیف همراه دولت و مجلس هم حق رای میدادید، این رویه ناصواب در حال تبدیل به یک رسم عرفی در جامعه است که نمایندگان مجلس اجازه دارند برای تمام شئونات اداری و اجرایی، تصمیمگیری کنند در حالی که وظیفه آنان نظارت بر حسن اجرای قانون است نه تصمیمگیری در عزل و نصبهای قوه مجریه.(در ادوار گذشته، نمایندگان طیف اصلاحطلب هم، همینگونه رفتار کردند)
هر چند دخالت نمایندگان مجلس در انتخاب مدیرکل را امری نامیمون میدانم همانند آنچه در دورههای قبل رخ داد، اما میتواند با دوره قبل تفاوتهایی داشتهباسد، و آن تفاوت این است که مدیرکل را وامدار خود نکنند و اجازه دهند لااقل در استان فارس، مدیرکلی آزاد داشته باشیم.

سفر وزیر آموزش و پرورش به قم
وقتی وزیر آموزش و پرورش در سفر به قم، با طلاب قمی دیدار داشته اما با معلمانِ قمی خیر، چه انتظاری از خروجی چنین سیستم آموزشی باید داشت؟ سیستم آموزشی که بالاترین مقام وزارتیِ آن، هیچ اعتنایی به معلمانش نکرده و چنین توهین آمیز از دیدار با آنان پرهیز میکند.
وزیر در سفر به قم، با رئیس یک حوزه علمیه دیدار داشته اما با مدیرکل آموزش و پرورش استان قم، خیر! اگر میخواهیم نسلی پایبند به دین، قانون و اخلاق داشته باشیم، راهی جز توجه زیربنایی به حوزه آموزش نداریم .
عجیب نیست؟
به مدیرکل آموزش و پرورش استان قم پیشنهاد میشود که همین امروز از پست خود استعفا دهند تا آموزش و پرورش بیش از این، مورد بیاحترامی و هتک حرمت قرار نگیرد.
در این سفر، ظاهراً چند صد هزار دانشآموز و معلم قمی، هیچ جایگاهی نداشتهاند و وزیر حتی یک دقیقه فرصت برای حضور در کلاسهای درس را نداشته است.
جناب وزیر
برای حفظ ظاهر هم که شده، حداقل در یکی از مدارس حاضر میشدید تا رعایت پروتکلهای بهداشتی را مشاهده کنید و بپرسید که هزینه های رعایت پروتکلهای بهداشتی را از کجا تامین کردهاید!؟
تا لااقل مرهمی بر دردهای مدیران زحمت کش و مظلومِ مدارس باشید.
توهینی از این بالاتر به سیستم آموزشی کشور وجود دارد که وزیر در یک سفر رسمی که تحت پوشش رسانهها بوده، حتی یک دیدار با معلمان نداشته است!؟ این سیستم آموزشی، قطعا لایق چنین وزیری است!
وقتی با انتخاب چنین وزیری، از افول و قهقرا در سیستم آموزشی کشور سخن میگفتیم، چنین رفتارهایی را پیشبینی میکردیم! حوزهها در جایگاه خود محترم و ارزشمند هستند اما نه اینکه وزیر آموزش و پرورش در یک سفر رسمی به قم، هیچ توجهی به حوزه آموزش نداشته و تمام دیدارهایش با حوزه علمیه باشد و تمام برنامهها و قولهایش هم استخدام طلاب در آموزش و پرورش!
وقتی برای انتخاب گزینههای پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش، هیچ توجهی به نظرات و دیدگاه های مختلف معلمان نشد، نتیجه آن میشود وزیری که حتی نمیداند برای چه پستی انتخاب شده و شرح وظایف خود را هم نمیداند.
کسی که طی بیست سال گذشته، حتی یک ساعت به عنوان معلم در کلاس درس، تدریس نکرده است قطعا برای حفظ موقعیت خود، دست به هر کاری خواهد زد، حتی به مسلخ بردن سیستم آموزشی کشور.

حوزههای علمیه، ساختار خاص خود را داشته و هدفگذاری ویژهای برای آنها متصور است و حضور طلاب در حوزه آموزش هم میتواند برای برخی از دروس، مفید باشد اما نه این گونه و صرف خوشایند افرادی خاص، تصمیمگیری کنیم و نکته قابل تأمل ایناست که برای بررسی نتیجه حضور حوزه علمیه در حوزه آموزش، بهتر است سری به مسجد محله خود بزنیم تا نتیجه چند دهه تبلیغ و هزینه در حوزههای علمیه را در گرایش مردم به مسائل دینی مشاهده کنیم.
حضور هر نیرویی که خارج از سیستم تربیت معلم آموزش دیده است در حوزه تعلیم و تربیت، میتواند نتایج وحشتناکی به دنبال داشته باشد مانند تصمیمات غلط و نادرستی که در استخدام افراد غیرمتخصص طی سالهای گذشته به نام معلم، اتخاذ شده است. حوزههای علمیه را نیز برای اهداف تعریف شدهٔ مشخصی بنیان نهادهایم و متخصصان آن حوزه باید نظر دهند که آیا در نیل به آن موفق بودهایم یا خیر؟!

کوتهفکری است که هر فری حتی تحصیلکرده را، در آموزش و پرورش استخدام کرده، عنوان معلم به او داده و انتظار معلمی کردن از او داشت!، وزیر آموزش و پرورش در سفر خود به استان قم، بدون توجه به مشکلات لاینحل و انباشته شده از چندین دهه گذشته در آموزش و پرورش، در یک بیان کاملا ناشیانه، صحبتهایی داشت که از جهات مختلف قابل نقد است اما اولین تذکر این است که اگر میخواهیم نسلی پایبند به دین، قانون و اخلاق داشته باشیم، راهی جز توجه زیربنایی به حوزه آموزش نداریم، آموزشی رایگان که توسط متخصصین انجام میشود نه توصیه شدگان غیرمعلم.
با چندین دهه بیتوجهی به حوزه آموزش، اکنون نتایج انهدام این سیستم را در حال مشاهده هستیم. نتایجی از قبیل: کسی که طی بیست سال گذشته، حتی یک ساعت به عنوان معلم در کلاس درس، تدریس نکرده است قطعا برای حفظ موقعیت خود، دست به هر کاری خواهد زد، حتی به مسلخ بردن سیستم آموزشی کشور.
- بیبندوباری اجتماعی
- بیاعتباری نهادهای مسجد، خانواده و مدرسه
- قانونگریزیِ قانونگذاران
- جابهجایی معیارهای اخلاقی
- تربیت نسلی که پایبند به هیچ معیاری نیست به جز سرمایه
- از هم پاشیدن بنیان خانواده به عنوان بنیان جامعه
- دینگریزی جوانان
- نرخ پایین ازدواج و نرخ بالای طلاق
- طغیان آمار قتل و خودکشی
-شعارزدگی و شعاردرمانی مسؤلان
- مدرک گرایی و درکگریزی
- خانه نشینی متخصصان و مسولیت گرفتن غیرمتخصصها
- ناامیدی بدنه اجتماع از حل مشکلات توسط دولت
- عدم پاسخ گویی به عملکرد
اینها آغاز فروپاشی نهاد جامعهٔ ماست، جامعهای که میتوانست پاسخ همه چالشها و مشکلات ما را در بطن خود داشتهباشد، اما افسوس ...
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
گروه رسانه/
پرتال وزارت آموزش و پرورش نوشت : ( این جا )

« به گزارش مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، علیرضا کمرئی در پاسخ به «ضرورت بازگشت به مدرسه و چرایی امتحانات حضوری» اظهار کرد: با توجه به این که ضرورت داشته است تمام مدارس از اول آذر ماه فعالیت های حضوری خود را با رعایت شیوه نامه بهداشتی آغاز کنند و فرض بر این است که مدارس در ایام امتحانات نیز باز خواهند بود به تبع آن ارزشیابی از دانش آموزان حضوری خواهد بود.
وی افزود: در واقع ارزشیابی حضوری به مجاز بودن مدرسه به فعالیت حضوری وابسته است و نه به شیوه آموزشی که دانش آموزان در طول سال دریافت کرده اند. از نظر حرفه ای شیوه آموزش ارتباطی با شیوه ارزشیابی نداشته و ندارد البته ممکن است به دلیل شیوه آموزش و احتمال نارسایی راهبردها، مثلا در آموزش غیر حضوری با تشخیص معلم در درس معینی، ضریب دشواری یا ساده بودن سوالات متفاوت باشد اما در هر حال وقتی مدارس بر اساس مقررات قبل و در زمان امتحانات باز بوده و دانش آموزان نیز مجاز به حضور بوده اند، ضروری است ارزشیابی از دانش آموزان نیز به صورت حضوری انجام شود تا مدرسه و معلمان با اعتماد بیشتری در مورد کیفیت یادگیری دانش آموزان قضاوت کنند.
معاون آموزش متوسطه ادامه داد: از نظر ما ارزشیابی با هدف «سنجش میزان یادگیری دانش آموزان» و تصمیم گیری در مورد ادامه آموزش و فراهم ساختن فرصت های یادگیری بیشتر توسط معلمان انجام می شود و از این جهت ارزشیابی جزئی جدایی ناپذیر از فرآیند آموزش و یاددهی است.
وی با اشاره به این که به نظر می رسد وابسته کردن روش امتحان به حضوری یا غیر حضوری بودن آموزش ها، به دلیل نگرانی بعضی دانش آموزان از میزان یادگیری و گاه احساس عدم آمادگی برای یک ارزشیابی قابل اعتماد در شرایط حضوری است، تصریح کرد: متأسفانه اگر این باور ادامه پیدا کند و مدارس و خانواده ها در رفع این نگرانی به دانش آموزان، کمک نکنند، عدم آمادگی ذهنی و رفتاری این دسته از دانش آموزان در بازگشت به مدرسه و بهره مندی از فرصت های یادگیری پایدار، دانش آموزان را از قرار گرفتن در موقعیت های یادگیری اثر بخش تر دور نگه خواهد داشت و این موضوع اکنون و در آینده هیچ گاه به سود دانش آموزان کشورمان نخواهد بود.
سخنگوی وزارت آموزش و پرورش در بازگشایی مدارس، تأکید کرد: دانش آموزان باید هر چه سریع تر برای بهره مندی از آموزش های حضوری و یادگیری مؤثرتر به آموزش های حضوری بپیوندند تا معلمان بتوانند با ارزشیابی های تکوینی به یادگیری آنها کمک بیشتری کنند و در فرصت باقی مانده تا شروع امتحانات نیم سال تحصیلی1401-1400، معلمان و خانواده ها بخشی از اختلال یادگیری دانش آموزان در ۲۰ ماه گذشته راجبران کنند. در غیر این صورت انباشتی از اهداف درسی که یادگیری آنها محقق نشده است، یادگیری دانش آموزان را برای همیشه متأثر خواهد ساخت و به تبع آن در آینده شاهد شکست تحصیلی و حتی ترک تحصیل بسیاری از دانش آموزان خواهیم بود.
کمرئی با بیان این که متأسفانه هنوز شدت تأثیر سوء این وقفه طولانی و این اختلال بزرگ، بر جامعه و بعضی خانواده ها، دانش آموزان و گاه بر بخش هایی از نظام آموزشی آشکار نشده و عمق این شکاف آموزشی عیان نگشته است، گفت: اگر جامعه و خانواده عمق آسیب وارد شده به دانش آموزان را در دوری طولانی مدت از مدارس، درک کنند ؛ با بازگشایی مدارس و تصمیمات اتخاذ شده در خصوص آموزش های حضوری، همراهی بیشتری خواهند کرد و حمایت ها برای تسهیل حضور دانش آموزان در مدارس از طرف همگان توسعه می یافت.
وی گفت: نتایج سنجش های ماه گذشته نشان می دهد علی رغم نمرات بالای کسب شده در جریان امتحانات غیر حضوری در دو سال گذشته، میزان یادگیری بسیاری از دانش آموزان در جریان ۲۰ماه وقفه ای که در فعالیت های حضوری به وجود آمد در همه دروس، به ویژه دروس علوم پایه ۵۰ تا ۷۰ درصد افت کرده است و این امر با توجه به تأثیر جدی که این دسته از دروس در یادگیری های بعدی دانش آموزان در پایه های بالاتر دارد؛ چشم انداز خوشایندی ارائه نمی دهد و باید عزمی ملی و برنامه ای منسجم در کشور برای بهبود یادگیری دانش آموزان و جبران عقب افتادگی های آنان پدید آید .
پایان پیام/
گروه گزارش/

۱۴ آذر ماه ۱۴۰۰ جلسه هم اندیشی نمایندگان مدیران نواحی و مناطق با مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز برگزار گردید.
در این نشست دو ساعته ، ابتدا مدیران نقطه نظرات، انتقادات و دغدغه های خود را در خصوص مسائل و مشکلات مناطق و نواحی خود بیان و سپس راهکارهای موجود در بوته نقد و نظر قرار گرفت.
ضرورت راه اندازی پارلمان مدیران
رضا قاسم پور نماینده مدیران ناحیه ۳ در ابتدا ضمن بیان مشکلات بازگشایی حضوری مدارس گفت: دولت در مسئله بازگشایی حضوری مدارس خود را کنار کشیده و در نتیجه ضمن لوث شدن فرایند آموزش در مدل تلفیقی (حضوری _مجازی) مدیران سپر بلای آموزش و پرورش در شرایط کرونایی شده اند.
وی ضمن اشاره به ضرورت تجاری سازی مدارس گفت: موقعیت برخی مدارس امکان کسب درآمد مشروع برای مدارس را دارد.
قاسم پور در پایان خواستار تشکیل پارلمان مدیران و مشارکت دادن آنها در تصمیم سازی ها و تصمیم گیری های کلان حوزه تعلیم و تربیت استانی، نواحی و مناطق گردید.

آماده برگزاری امتحانات حضوری هستیم
خانم رضایی نماینده مدیران ناحیه ۴ کرج با اشاره به اختلال در نظام یاددهی و یادگیری در آموزش تلفیقی گفت: آموزش نیم بند و اختیاری چاره ساز نیست ؛ دانش آموز به نام مدرسه از منزل خارج و معلوم نیست کجا سرش گرم می شوند . ما آماده برگزاری حضوری امتحانات هستیم.
ضرورت برون سپاری پخش کتب
خانم رستمی نماینده مدیران ناحیه ۳ با اشاره به فرایند ثبت نام، تهیه و توزیع کتب آموزشی گفت: مدارس اکثرن فاقد نیروی خدماتی بوده و درگیر کردن مدیران با حواشی کتاب باعث مخدوش شدن فرآیند آموزش می شود.
رستمی خواهان واگذاری تهیه و پخش کتب دانش آموزان به بخش خصوصی گردید.

ضرورت تجربه گردانی مدیران
خانم فرشته داودی سرگروه مدیران استان در طرح تعالی مدیریتی و راهبری آموزشی نیز با تشریح کارکردها و مسائل این حوزه افزود: فلسفه وجودی ما کمک به ارتقا مدیریت آموزشگاهی با راهکارهای اعلامی و احصایی است.مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز : مسئولین و جامعه نسبت به مسائل آموزش و پرورش حساسیت و توجه لازم را ندارند و اصولا دولت قوی مستلزم آموزش و پرورش قوی است.
وی همیار معلم، تجربه گردانی اطلاعات مدیران، توسعه صلاحیت حرفه ای مدیران و معاونین را از اهداف راهبری آموزشی برشمرد.
حال آموزش و پرورش خوب نیست
خانم موسوی نماینده مدیران ناحیه ۲ کرج نیز ضمن تجلیل از عملکرد جهادی مدیرکل افزود: هر کاری شروعش سخت است همان طور که مدارس در دوره کرونا تدریجی بسته شد تدریجا باز خواهند شد . وی با اشاره به اینکه حال آموزش خوب نیست در مدارس خاص شهریه ها و هزینه خدمات آموزشی در فردیس (استان البرز) نسبت به ملاردِ تهران بسیار پایین تر است.
وی در پایان خواستار برخورد با مافیای کنکور در مدارس خاص شد.

تبدیل مدیران آموزشی به خدماتی رضا قاسم
مجید بذر پاش به نمایندگی از مدیران حاضر از شهرستان نظرآباد (خانم ها آزاد فلاح و مهین زارع) ضمن تشکر از واریز سرانه هنرستانها افزود: در حالی که هزینه های جاری مدارس در دوره کرونا به قوت خود باقی هستند ولی به دلیل عدم دسترسی مدیران به اولیا، کمکهای مردمی نازل و در حد هیچ است.
نبود و کمبود نیروهای خدماتی و سرایدار از مشکلات اساسی مدارس نظرآباد بوده و عملا مدیران آموزشی تبدیل به مدیران خدماتی شده اند .
وی با انتقاد از نواقصات سامانه سیدا گفت قرار بود سیدا سامانه های چندگانه را تجمیع کند ولی امروز کار با سیدا خودش بخشی از مشکل ماست. الگوهای مصرف حاملهای انرژی مبهم و قابل تفسیر بوده و مدارس همیشه بدهکارند . اداره نوسازی عملا رها بوده و نظارتی بر عملکرد پیمانکاران این سازمان وجود ندارد .
وی ضمن اشاره به مشکلات اتباع در ثبت نامها افزود: مشکل اصلی معلمهای ما اجرای بی کم و کاست لایحه رتبه بندی است.

دروس مهارتی هنرستان حضوری است
خادم نماینده مدیران ناحیه ۲ ضمن اذعان به برگزاری کارگاههای حضوری هنرستان ها افزود: دروس تئوری هنرآموزان بیشتر در فضای مجازی انجام می شود. وی افزود: با توجه به ارتباطات اجتماعی گسترده مدیرکل، انتظار داریم با عقد تفاهمنامه های مناسب امور رفاهی و منزلتی معلمها ارتقا یابد.
رتبه بندی معلمان مشکل اصلی آموزش و پرورش
رجبی نماینده مدیران شهرستان طالقان با اشاره به اینکه بازگشایی حضوری مدارس بار مالی بر دوش خانواده های آسیب پذیر دارد گفت: بحث سرویس مدارس ،لباس فرم و...برای خانواده های روستایی مشکل ساز می باشد . مدارس طالقان بزرگ هستند ولی فاقد دانش آموز لازم و حد نصاب می باشند .
کادر آموزشی و نیروی تخصصی نداریم و ناچارا بعضا از بازنشسته های ساوجبلاغ استفاده می کنیم . نوسازی به وظایف خود عمل نکرده و مدارس طالقان مشکل گرمایشی دارند . امسال سهمیه بنزین معلمان روستایی برقرار نبوده و در تهیه اقلام بهداشتی مشکل داریم.
وی در پایان خواستار پیگیری جدی رتبه بندی معلمان گردید.

مالکان طماع و مدارس استیجاری
خانم منصوری و آقای رجبی نمایندگان مدیران مدارس غیردولتی حاضر در جلسه بودند . خانم منصوری با اشاره به مشکلات مدارس اجاره ای افزود: هیچ قانونی برای بستن قرارداد و تمدید مدارس استیجاری نیست. مالکان طماع بعضا در حال سرکیسه کردن موسسین و مدیران مدارس غیر دولتی هستند . ما نمی توانیم از همکاران مجرب دولتی به صورت مامور استفاده کنیم و امسال زمین های دولتی زمین شهری برای مدارس غیردولتی عرضه نشده است.
وی در پایان خواستار پرداخت تسهیلات و وامهای کم بهره برای ودیعه مسکن برای اجاره مدارس غیردولتی گردید. رضا قاسم پور نماینده مدیران ناحیه 3 کرج : دولت در مسئله بازگشایی حضوری مدارس خود را کنار کشیده و در نتیجه ضمن لوث شدن فرایند آموزش در مدل تلفیقی (حضوری _مجازی) مدیران سپر بلای آموزش و پرورش در شرایط کرونایی شده اند.
ضرورت واکاوی راه طی شده
سالار قاسمی مدیرکل آموزش و پرورش استان البرز ضمن تجلیل از زحمات مدیران و معلمان در دوره کرونا ویروس گفت: فردا در شورای معاونین مسائل و مشکلات مطروحه در جلسه مدیران بحث و بررسی خواهد شد. وی با اشاره به اینکه ما در اکثر جلسات در حلقه تکرار گرفتار بوده و دور خود می چرخیم افزود:
با نگاه واقع بینانه و واکاوی منصفانه به راه طی شده دوره مدیریتی خود، ببینیم چه دست آوردهایی در حوزه تعلیم و تربیت داشته ایم .
وی افزود: بالادستی ها درک عمیق تری نسبت به مسائل آموزش و پرورش ندارند و مدیران و مدارس خط مقدم تعلیم و تربیتند.

دانشگاه فرهنگیان مدیر تربیت کند
قاسمی افزود:ده تجربه مدیریتی و ده رویکرد آموزش و پرورش را احصا کرده ام. به نظرم اگر این مسائل تدریجا حل نشود ما کماکان در جا خواهیم زد. مجید بذرپاش نماینده مدیران : اداره نوسازی عملا رها بوده و نظارتی بر عملکرد پیمانکاران این سازمان وجود ندارد .
وی با انتقاد از مغفول بودن اقتصاد آموزش و پرورش گفت: مثلا همین بحث مشارکتهای مردمی خود یک مسئله پارادوکسیکال می باشد؛ از طرفی سرانه مناسبی برای مدارس نداریم و از دیگر سوی مدیر در جذب کمکهای مردمی در منگنه نظارتی قرار دارد.
مدیر کل آموزش و پرورش استان البرز تاکید کرد: یک مدیر پویا می تواند نقطه تحول در آموزش و پرورش باشد باید دانشگاه فرهنگیان مدیر حرفه ای تربیت کند . در کنار رتبه بندی معلمان باید رتبه بندی مدیران مد نظر بوده و انتخاب مدیران قاعده مند و حرفه ای باشد.
مدارس کانون تحولات محله
مدیرکل آموزش و پرورش البرز افزود: توسعه کشور منوط به به کارگیری مدیران توسعه یافته بوده و مدرسه و مدیر باید کانون تحولات محله خود باشند مدیر پویا و توانمند گرانیگاه تحولات در کشورند. وی با انتقاد از سایر دستگاههای دولتی افزود: مسئولین و جامعه نسبت به مسائل آموزش و پرورش حساسیت و توجه لازم را ندارند و اصولا دولت قوی مستلزم آموزش و پرورش قوی است.

رتبه بندی معلمان اولویت وزیر جدید
قاسمی افزود: وقتی یک نو معلمی که با رتبه تک رقمی وارد دستگاه تعلیم و تربیت شده با ۳/۸۰۰ حقوق مواجه می شود در بدو ورود تمام انگیزه هایش نابود شده و معلم ناامید و بی انگیز نمی تواند فرهنگ ساز باشد . مدافع راه اندازی پارلمان مدیران هستم.
وی در پایان ضمن آرزوی موفقیت برای وزیر جدید گفت: امیدواریم تمرکز دکتر نوری روی به بار نشستن منطقی و بی تنازل لایحه رتبه بندی معلمان باشد.

پایان گزارش/

« یک انتخاب پیش روی ما است. آیا همین که لرزه افتادن بر بنیان ها و شالوده های زندگی خویش را احساس کردیم بایستی گوشه نشین اضطراب و وحشت شویم و در آنها پهلو بگیریم؟ آیا به خاطر ترس از کف دادن کنگره های آشنا باید زمین گیر شویم و ناتوانی مان را با بی تفاوتی لاپوشانی کنیم؟ اگر چنین کنیم شانس خود را برای شرکت در شکل دادن و ساختن آینده را واگذار خواهیم کرد. ما ویژگی شناساننده و تمایز بخش انسان - یعنی تأثیر پذیرفتن تکامل اش از آگاهی خویش را قربانی و تباه خواهیم ساخت. آنگاه کورکورانه تسلیم نیروی ویرانگر تاریخ شده ایم و شانس مان برای اینکه در آینده به جامعه ای عادلانه تر و انسانی تر دست یابیم بربادرفته است.
رولو می
از کتاب" شجاعت خلاقیت"
***
کرونا نزدیک به دو سال است که وارد کشور ما شده و به نوعی خود را بر وجوه و شئون مختلف زندگی ما تحمیل کرده است .
با وجود گذشت این مدت زمان طولانی اما روزی و زمانی نیست که خبری از آن در رسانه ها منتشر نشود . شاید اگر این تعطیلی صورت نگیرد ، همان خانواده های بی تفاوت و بی حس شده حداقل به خاطر فرزندان خود هم که شده زبان به پرسش گری مشکل گشا خطاب به مسئولان تصمیم گیر و نهادهای ناظر بگشایند و در کم ترین مقیاس ، اجرای « قانون هوای پاک » به صورت یک مطالبه عمومی و جدی در آید .
شاید کرونا از نظر سوژه خبری جزو موضوعات بسیار بسیار معدود و محدود باشد که همچنان سایه خود را بر رسانه ها و به تبع آن افکار عمومی پهن کرده و همچنان هم می تازد .
اما آیا واقعا آن گونه که گفته می شود و در رسانه ها به آن پرداخته می شود ؛ کرونا در مقایسه با سایر چالش ها که با آمار مرگ و میر مرتبط است خطرناک و دهشتناک است ؟
به عنوان مثال ، کرونا را می توان با آلودگی هوا مقایسه کرد که سال ها و دهه هاست از جامعه ما قربانی می گیرد اما کم اتفاق می افتد که رسانه ها و افکار عمومی آن را جدی بگیرند .
هر چند در کشوری مانند ایران این بی توجهی و بی تفاوتی در مورد سایر ابعاد و عناصر محیط زیست هم ساری و جاری است .
روزنامه همشهری در گزارشی می نویسد : ( این جا )
« نکته جالب توجه درمورد آنچه طی 2 سال گذشته در جهان رخ داده این است که بحرانی تقریبا مشابه همهگیری، سالهاست که جهان، یا دستکم کلانشهرهای جهان را درگیر خود ساخته است: آلودگی هوا. اما شاید به این دلیل که عوارض ناشی از استنشاق هوای آلوده بلافاصله بروز پیدا نمیکند، و شاید به دلیل کمتر بودن آسیبهای اقتصادی آلودگی هوا نسبت به کرونا، اقداماتی که برای مدیریت، کنترل و درمان آن در پیش گرفته میشوند تا به امروز بیاثر بودهاند. این بیفایده بودن سیاستهای مدیریتی را میتوان با مقایسه آمار مرگ و میر ناشی از کرونا و آلودگی هوا بهخوبی لمس کرد.
براساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه حدود 6 تا 7 میلیون نفر در جهان بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند.

وبسایت بلومبرگ نیز با استناد به پژوهشی جدید در سیتیکالج لندن، از مرگ سالانه 10.2میلیون نفر در جهان بر اثر آلودگی هوا خبر میدهد. این درحالی است که طی 2 سالی که از آغاز همهگیری کرونا در جهان گذشته است، سالانه حدود 2.5 میلیون نفر قربانی بیماری شدهاند. این به آن معنی است که میزان مرگ جهانی به خاطر آلودگی هوا بین 2 تا 4 برابر مرگ ناشی از کروناست »
این گزارش می افزاید :
« تا پایان سال2019 چین و هند بالاترین نرخ مرگ ومیر ناشی از آلودگی هوا را در جهان به ثبت رساندند. براساس آمار پایگاه استاتیستا، چین با ثبت یک میلیون و 848 هزار مورد مرگ و هند با ثبت یک میلیون و 667 هزار مورد مرگ رتبههای اول و دوم جهانی را داشتهاند. پس از آن پاکستان با 235 هزار و 700 مورد، نیجریه با 197هزار و 600 مورد، اندونزی با 186هزار و 300 مورد مرگ در رتبههای سوم تا پنجم جهان ایستادهاند. این درحالی است که آمار مرگ و میر ناشی از کرونا در چین سالانه 2 هزار و 318مورد و در هندوستان سالانه 232هزار و 955 مورد ثبت شده است. همچنین در پاکستان سالانه 14هزار و 331نفر، در نیجریه هزار و 487نفر و در اندونزی 71هزار و 872 نفر بر اثر ابتلا به کرونا جان خود را از دست دادهاند.
به بیانی دیگر، میزان مرگ و میر سالانه ناشی از آلودگی هوا در چین 797 برابر مرگ به خاطر کرونا بوده است؛ در هندوستان این رقم به 7 برابر و در پاکستان به 16 برابر میرسد.
نکته مهمتر اینجاست که آلودگی هوا نه تنها بهخودی خود بیشتر از کرونا جان انسانها را میگیرد، بلکه توانایی ویروس کرونا را هم در گرفتن جان انسانها تقویت میکند .
گروهی بینالمللی از پژوهشگران از جمله محققان موسسه ماکس پلانک، پاییز سال گذشته با انجام پژوهشهایی به این نتیجه رسیدند که آلودگی هوا خطر مرگ ناشی از ابتلا به کرونا را افزایش میدهد.
براساس این پژوهش، 15درصد از مرگ ومیرهای ناشی از ابتلا به کرونا در جهان بر اثر قرارگیری طولانی مدت بیماران در معرض ذرات معلق موجود در آلودگی هوا بوده است.
به گفته محققان، ذرات معلق، عروق خونی را به شیوهای مشابه ویروس کووید-19 تخریب میکنند و شرایطی مناسبتر را برای آلودهکردن سلولهای ریه برای ویروس فراهم میکنند . پرسش من از کنش گران آموزشی و فعالان رسانه ای در این حوزه که بسیاری اوقات ذره بین به دست گرفته و مبتلا شدن تعدادی دانش آموزان و یا معلم به کرونا را در کل جامعه بزرگ نمایی می کنند این است که اولویت سازی و فضاسازی مناسب برای موضوع آموزش و تربیت چگونه باید صورت گیرد ؟
براساس این پژوهش که نتایج آن سال گذشته در نشریه علمی Cardiovascular Research منتشر شده است، میزان تاثیر آلودگی هوا بر مرگ ومیر ناشی از کرونا در اروپا 19درصد، در آمریکای شمالی 17درصد و در شرق آسیا 27درصد بوده است.
به گفته محققان، اگر پیش از همهگیری کرونا راهکاری برای مهار آلودگی هوا در جهان اندیشیده شده بود، امروز آمار مرگومیر ناشی از کرونا در جهان روی رقم کمتری میایستاد.
به بیانی دیگر، درصورت آلودهنبودن هوا، در انگلیس 6 هزار نفر و در آمریکا 40 هزار نفر کمتر جان خود را از دست میدادند.
در سال 2003 هم با تلاش محققان دانشگاه کالیفرنیا آمریکا، ارتباط مستقیمی میان نرخ مرگ ناشی از سارس و آلودگی هوا کشف شده بود. در این شرایط تصور اینکه در 2سال گذشته چند نفر از شهروندان آلودهترین شهرهای جهان به واسطه همدستی کرونا و آلودگی جان خود را از دست دادهاند، چندان دشوار نخواهد بود . »
پاییز سال 1395 ، معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداري تهران اعلام کرده بود به طور متوسط هر هفته 52 نفر از شهروندان تهرانی بر اثر آلودگی هوا جان خود را از دست ميدهند . ( این جا )

همان موقع مسئولان از ورود سالانه حدود 500 هزار خودرو به ناوگان حمل و نقل تهران و نیز عدم خروج اتومبیلهاي قدیمي يا بی کیفیت از این چرخه خبر داده بودند .
کرونا را می توان با واکسیناسیون و رعایت پروتکل بهداشتی و سلامتی تا حد زیادی کنترل و مهار کرد اما آیا در مورد آلودگی هوا هم چنین اقداماتی مفید فایده خواهد بود ؟ آیا تعطیل کردن دائمی مدارس به خاطر کرونا ، آلودگی هوا و... توسط کمیته های مختلف که هیچ شناختی نسبت به ماهیت و جریان آموزش ندارند نشانه اهمیت آموزش و جایگاه مدارس است و یا به این معناست که بود و نبود مدارس در چرخه اجتماع و فرآیند زیست اجتماعی توفیر چندانی نمی کند ؟
قصد من در این مکتوب کوچک نمایی و یا کم اهمیت سازی خطر کرونا نیست اما با استناد به آمار و توصیف مراجع ذی صلاح و معتبر می توان این پرسش را مطرح کرد که آیا در مورد کرونا رسانه ها ، بیش از حد بزرگ نمایی نکرده اند ؟
و دلیل این رویکرد و کنش در مورد بیماری خاصی مانند کرونا چه بوده است ؟
اگر بپذیریم فلسفه و کارکرد رسانه در حوزه عمومی ، ایجاد حساسیت در افکار عمومی برای برجسته کردن یک مساله به منظور یافتن فرآیند و راهی برای حل مساله باشد ، این پرسش مطرح می شود که چرا رسانه ها حداقل در ایران به همین کارکرد ابتدایی و ساده در مورد بحران دائمی آلودگی هوا توجه نکرده و از این طریق موجب عادی سازی یک مساله و بحران خطرناک شده اند و به عبارتی شریک جرم در مرگ ناخواسته و وسیع انسان ها شده اند .
چه بسا اگر این مساله حتا به اندازه خودش و نه بیشتر جدی گرفته می شد و بیان مساله درستی در مورد آن صورت می گرفت چه بسا سایر پارامترهای محیط زیست هم دچار آسیب و صدمات جبران ناپذیر نمی شدند .
در حوزه آموزش همان گونه که پیش تر و به کرات به آن اشاره داشته ام همیشه این پرسش مطرح می شود که چرا در مواقع بحران آلودگی هوا ، مدارس نخستین جایی است که توسط مقامات تصمیم گیر بسته و تعطیل می شوند ؟
با آن که حتی خود مسئولان بارها و بارها بر این موضوع تاکید کرده اند که «تعطیلی مدارس تاثیری بر کاهش آلودگی هوا ندارد » . ( این جا )

شاید اگر این تعطیلی صورت نگیرد ، همان خانواده های بی تفاوت و بی حس شده حداقل به خاطر فرزندان خود هم که شده زبان به پرسش گری مشکل گشا خطاب به مسئولان تصمیم گیر و نهادهای ناظر بگشایند و در کم ترین مقیاس ، اجرای « قانون هوای پاک » به صورت یک مطالبه عمومی و جدی در آید .
اما این پروسه هیچ گاه در ایران اجرا نشده و حتا آغازهم نشده است .
پرسش من از کنش گران آموزشی و فعالان رسانه ای در این حوزه که بسیاری اوقات ذره بین به دست گرفته و مبتلا شدن تعدادی دانش آموزان و یا معلم به کرونا را در کل جامعه بزرگ نمایی می کنند این است که اولویت سازی و فضاسازی مناسب برای موضوع آموزش و تربیت چگونه باید صورت گیرد ؟
آیا تعطیل کردن دائمی مدارس به خاطر کرونا ، آلودگی هوا و... توسط کمیته های مختلف که هیچ شناختی نسبت به ماهیت و جریان آموزش ندارند نشانه اهمیت آموزش و جایگاه مدارس است و یا به این معناست که بود و نبود مدارس در چرخه اجتماع و فرآیند زیست اجتماعی توفیر چندانی نمی کند ؟
آیا قرار است ما در این جا دیوار مدرسه را تخریب کنیم و در آن سوی دیوار منتظر باشیم که نگاه مسئولان و مقامات به آموزش و پرورش از نوع مصرفی و زیان ده نباشد و آن را در اولویت برنامه ریزی ها و تصمیم گیری ها قرار دهند ؟
آیا این انتظاری عبس ، بیهوده و غیر عقلانی نخواهد بود ؟

سخن آخر
هر زمان که موضوعاتی از این دست مطرح می شوند برخی بلافاصله این رسانه را متهم می کنند که از مطالبات اصلی فرهنگیان فاصله گرفته و درصدد منحرف کردن کانون توجه حکومت و جامعه از مرکز ثقل مطالبات آنان که « معیشت » است می باشد در حالی که نمی خواهند و یا نمی توانند این موضوع را درک و تحلیل کنند که مسائل و چالش های «محیط زیست» که یکی از مهم ترین آن ، مساله آلودگی هواست می تواند کلیت زندگی آنان و اطرافیان را در وجوه مختلف که ابتلا به بیماری های خطرناک و صعب العلاج یکی از شقوق آن است دچار بحران اساسی و البته فرسایشی نماید .
کیست که نداند و یا به این نتیجه مفروض منطقی نرسد که بسیاری از مدافعان فرهنگی تعطیلی مدارس که چشم بر مضرات و آسیب های ویران گر و غیر قابل برگشت آلودگی هوا بسته اند مدارس را نه به خاطر کرونا که به دلیل مطالبات صنفی خود به گروگان گرفته اند اما افسوس که شجاعت و شهامت بیان صریح آن را ندارند درست مانند مسئولان و مقامات شان که باز هم به همین بهانه ، بسیاری از نشست های رسانه ای را تعطیل کرده و روزگار می گذرانند .


مدت زمان مدیدی است که متخصصان امور دینی عادت کرده اند در مورد هر آنچه که مربوط به دین است با تکلف و پیچیدگی بی حد و حصری صحبت کنند و مخاطبانشان را با القای این حس که اندیشمندی در امور دینی نیاز به سالها ریاضت و بحث و فحص و مکاشفه دارد، از دایره پرسشگری و خردورزی بیرون برانند. این موضوع در خصوص مسائل مربوط به "تربیت دینی" نیز مصداق دارد. از آرمان گرایی افراطی در تنظیم اهداف تربیت دینی گرفته تا تنظیم سامانه تربیتی بر مبنای فلسفه صدرایی همه در چنین سنت ناپسندی ریشه دارند. متون تعلیم و تربیت اسلامی از متقدمین گرفته تا متاخرین آنان، در تعیین اهداف تربیت دینی راه به گزافه رفته و اهدافی همچون "به کمال رسیدن" (بدون ارائه تعریف درستی از کمال)، "نیل به قرب الهی"، "متصف به صفات الهی شدن"، "رسیدن به حیات طیبه" و . . . را بدون اینکه مصداق عینی چنین مفاهیم انتزاعی را مشخص کنند در دستور کار تربیت دینی قرار داده اند و برای باز کردن گره های ناگشودنی در تربیت دینی به جای قبول شکست این سیستم و چاره اندیشی برای ریشه یابی این معضل، به مبهم گویی و غامض نویسی رو آورده اند و به این شکل تربیت دینی را بیش از پیش در بن بست گرفتار کرده اند و در توجیه دلایل شکست ، به پیاده نشدن تربیت دینی واقعی در طول 14 قرن و وجود سیستم های تربیتی رقیب که قوی تر عمل می کنند اشاره کرده اند که همه مصادیق عذر بدتر از گناه است.
برای ریشه یابی دلایل شکست این مدل تربیتی بهتر است کارمان را با یک پرسش بنیادین آغاز کنیم که آیا اصولا تربیت دینی فعلی قابل تحقق است یا خیر؟

واقعیت امر این است که تربیت دینی هنگامی که در بافت و موقعیت جوامع اسلامی قرار می گیرد، دچار یک تناقض مفهومی شده و در پی آن تربیت از معنای اصیل خود تهی می شود. آیا اصولا تربیت دینی فعلی قابل تحقق است یا خیر؟
تربیت را در هر مکتب تربیتی و با هر معنایی که در نظر بگیریم، پرورش قوه عقل به عنوان تنها ابزاری که شاخص های تمیز حق از باطل و خوب از بد را ارزانی می دارد، از اجزای تفکیک نشدنی مفهوم تربیت است. یکی از راه های پرورش عقلانیت، دادن امکان و حق انتخاب به انسانهاست. تنها در موقعیت انتخاب "این" یا "آن"، انسانها به تمرین عقلانیت می پردازند. سوال مهم و بسیار چالشی در اینجا این است که وقتی در جامعه ای، دین و مذهب هر دو از طریق شناسنامه و بدون داشتن حق انتخاب و به عنوان تنها گزینه ممکن به فرزند منتقل می شود و فرد اگر پس از رسیدن به بلوغ فکری تصمیم به تعویض دین خود یا خروج از دین داشته باشد محکوم به مرگ می شود پرورش عقلانیت در کجای امر تربیت دینی تحقق می یابد؟ تربیت دینی در این حالت بدون توان پرورش قوه تعقل، در بهترین حالت فقط می تواند دانش دینی را منتقل کند و افراد را با مناسک و آیین های دینی آشنا کند که در نهایت به همان سیستم تربیتی با مدل بانک داری تبدیل می شود که وظیفه اش انباشتن حافظه انسانها از اطلاعات تهی از معناست و اینجاست که تربیت دینی راهش از تربیت معنوی نیز جدا می شود. یعنی دینی که در اصل برای ایجاد معنویت و ادای رسالت معناسازی در زندگی انسانها مبعوث شده است در نهایت در سیستم تربیت دینی به پدیده ای بر ضد خود تبدیل می شود.

از سوی دیگر تربیت دینی در جوامعی که پیش فرض آنها دیندار بودن انسانها از بدو تولد است به دلیل ناکارآمدی در پرورش عقلانیت، از مدار تربیت اخلاقی نیز دور می شوند. در گفتمان سنتی از تربیت اخلاقی، اخلاق یعنی مزین بودن فرد به فضائل اخلاقی. در این گفتمان، روش های تربیت اخلاقی، پند و موعظه و اسوه سازی است که مطابق بسیاری از پژوهشهای متخصصان تعلیم و تربیت دینی از جمله ناکارآمدترین روشها در تربیت اخلاقی انسانهاست.
در دنیای کنونی با وجود پیچیدگی هایی که در سبک زندگی ایجاد شده و مناسبات حاکم میان انسانها دست خوش تحولات عمیق شده است، تقلیل مفهوم اخلاق به تعین یافتن فضائل در افکار و رفتار انسانها، بسیار ساده انگارانه و گمراه کننده خواهد بود. در عصر حاضر، اخلاق ناظر بر عقلانیت و قدرت حل مساله در دوراهی های بغرنج زندگیست، انتخاب میان بد و بدتر، خوب و بهتر، بی مسئولیتی و مسئولیت پذیریست. اخلاق یعنی مسئولانه انتخاب کردن و متعهدانه پاسخگو بودن. در سیستم تربیت دینی که افراد حتی امکان تعقل و تامل در مورد اصول دین خود را ندارند و آنها را همچون پیش فرض های قطعی و محتوم و غیر قابل تشکیک زندگی خود باید بپذیرند، عقلانیتی که پیش نیاز زیست اخلاقیست چگونه پرورش می یابد؟
بهترین راه ارزشیابی در مورد اثر بخشی یک مدل تربیتی، بررسی خروجی های آن مدل است. آنچه که از خروجی های نظام تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه دیده شده است، همه شواهدی دال بر خروج جوانان از دایره اخلاق و معنویت است. شاید زمان تجدید نظر در رویکردهای تربیتی فرا رسیده باشد. اگرچه نسلهای بسیاری قربانی ندانم کاریهای مدعیان بی دانش و بصیرت شده اند ولی توقف امروز این سیستم ناکارآمد و آسیب رسان بی شک بهتر از فردا خواهد بود.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نیک زاد نائب رئیس مجلس در مورد افزایش حقوق ها در سال 1401 اعلام می کند: متأسفانه دولت دوازدهم به صورت غیرقانونی 37 هزار میلیارد تومان بودجه حقوق برخی وزارتخانهها را افزایش داده که این مسئله زمینه نارضایتی برخی کارکنان دیگر شده و به همین منظور از دولت و سازمان برنامه و بودجه انتظار میرود حقوق کارکنان در سال آینده 10 درصد افزایش یابد تا نسبت به کنترل تورم و کاهش قیمت برخی کالاهای اساسی اقدامات لازم انجام یابد. این که برخی فیش حقوقی نامتعارف دارند نیز به هیچ عنوان قابل قبول نبوده و نیاز است در راستای ساماندهی این وضعیت اقدامات لازم مبنای کار باشد.
به دنبال انتشار این خبر و به نشانه اعتراض به افزایش 10 درصدی حقوق ها توسط نمایندگان مجلس، حاجی بابایی رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس گفت: اخبار منتشر شده مبنی بر افزایش 10 درصدی حقوق کارکنان دولت در لایحه بودجه 1401 غیرواقعی است. تاکنون بین دولت و مجلس برای تعیین میزان افزایش حقوق کارکنان دولت در سال آینده هماهنگی صورت نگرفته است. در شرایط کنونی که تورم بالای ۵۰ درصد است، چطور میشود حقوق کارمندان ۱۰ درصد افزایش یابد و انتظار هم داشته باشیم که اعتراضی صورت نگیرد و همه راضی باشند ؟
وی افزود: میزان افزایش حقوق در سال آینده بستگی به شاخصهای کلان اقتصادی، وضع تورم و نوع درآمدها و هزینهها در لایحه بودجه دارد.
آنچه مسلم است طبق قانون برنامه ششم توسعه باید افزایش حقوق ها بر اساس میزان تورم باشد؛ وقتی حقوق ها کمتر از میزان رشد تورم افزایش پیدا می کند، حقوق بگیران ثابت، کارمندان دولت و بازنشستگان بیشترین ضرر را می کنند و مشکلات اقتصادی آنها افزایش پیدا می کند.
بعد از مدتی و در راستای مخالفت با این موضوع صحبت از افزایش پلکانی حقوق ها شد و میرکاظمی رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور درباره افزایش حقوق ها در سال 1401 اظهار می دارد: کسانی که حقوقهای پایین میگیرند بیش از ۳۰ درصد افزایش حقوق داشته باشند و کسانی هم که چندین بار افزایش حقوق داشته اند، کمترین افزایش حقوق شامل آنها شود، یعنی همه کارمندان ۱۰ درصد افزایش حقوق نخواهند داشت. سیاست دولت، مهار تورم و افزایش سطح رفاه است که کارمندان نیز باید کمک کنند با افزایش پلکانی حقوق، در پرداخت حقوقها عدالت ایجاد شود.

در شرایط کنونی که تورم بالای ۵۰ درصد است، چطور میشود حقوق کارمندان ۱۰ درصد افزایش یابد و انتظار هم داشته باشیم که اعتراضی صورت نگیرد و همه راضی باشند ؟ اگر قرار باشد طبقه حقوق بگیر تورم ۵۰ درصدی را تحمل کنند و فقط ۱۰ درصد به حقوقشان اضافه شود، یعنی ۴۰ درصد از قدرت خرید آنها کم و مشکلات اقتصادی بیشتر میشود و با افزایش ضریب جینی فاصله طبقاتی نیز بیشتر شده و عده کثیری به خط فقر نزدیک می شوند.
کارشناسان و فعالان اقتصادی معتقدند که دولت باید در بودجه 1401 با استفاده از درآمدهای مالیاتی، صرفه جویی منابع انرژی، جمع آوری یا ادغام شرکتهای دولتی زیان ده، عدم وابستگی به فروش نفت و فروش دارایی های مازاد در دولت و کاهش حقوقهای نجومی و جلوگیری از پرداختهای غیر متعارف، کسری بودجه کشور را جبران نمایند و علاوه بر افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان بر اساس نرخ تورم و شرایط فعلی کشور، جهت کمک به معیشت آنان نیز بسته های حمایتی در نظر گرفته شود.
اگر تورم و گرانی در کشور نباشد افزایش کم حقوقها نیز خیلی نگران کننده نیست و امید است که دولت و مجلس در شرایط سخت اقتصادی در بودجه سال آینده مهار تورم و گرانی را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند تا مجبور نشوند برای جبران کسری بودجه اموال دولتی را بفروشند و یا دست در جیب مردم و کارمندان دولت کنند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

بالاخره پس از سالها انتظار، اساسنامه صندوق ذخیره فرهنگیان تغییر و مقدمات برای اجرای آن فراهم شد. عمده این تغییرات که خواست اولیه و اصلی فرهنگیان بوده به دو قسمت تقسیم می شود: در یک جامعه فسادزده، با تغییر یک اساسنامه نمی توان به سادگی جلوی سوءاستفاده ها را گرفت.
الف) افزایش تعداد معلمان در هیئت امنا صندوق ذخیره فرهنگیان و حضور سه نفر از اقتصاددانان به تائید منتخبین فرهنگی عضو در هیئت امنا.
معلمان برای اولین بار توانستند در تاریخ صندوق ذخیره فرهنگیان، سه نفر را از جمع خود به هیئت امنا این صندوق بفرستند. این کار در دوران وزارت سید محمد بطحایی در سال ۱۳۹۷ صورت گرفت. این انتخاب خیلی زود و سریع تر از آنچه پیش بینی می شد، آچمز شد. منتخبین به ظاهر جایگاهی فراتر از هیئت مدیره و مدیرعامل صندوق ذخیره دارند ولی عملا یا بی تفاوت شدند و یا طرد شدند و یا به عامل و نشردهنده افکار و توجیه کننده رفتار بعضی از مدیران صندوق تبدیل شدند.

بنابراین اگر درب به همین پاشنه بچرخد، با افزایش صد درصدی نماینده فرهنگیان، باز هم اراده فرهنگیان در تغییر سیاست های صندوق ذخیره موثر واقع نخواهد شد. قطعا کسانی که به راحتی منتخبین دوره اول را آچمز کردند، از عهده ناکارآمد کردن مابقی اعضای هیئت امنا نیز برخواهند آمد.
تا زمانی که نماینده فرهنگیان در هیئت امنا برای حضور در تهران و دیدار با وزیر و دیگر اعضای هیئت امنا و یا مدیران صندوق باید منتظر تائید درخواست از سوی مقامات وزارت باشد، نباید انتظار فرجی در مسیر مطالبه گری داشت. تا زمانی که عضو هیئت امنا برای تهیه بلیط پرواز باید هزار جور منت بکشد و یا درخواست مرخصی بدهد، نباید هیچ توقعی از منتخبین داشت.
متأسفانه روابط در کشور بر اساس نیازهای فردی و نه جمعی شکل می گیرد. با فرض مذکور، این ظن و گمان پیش می آید که به راحتی می شود، پس از طرد و تحقیر، منتخبین را به همکاری خارج از حیطه وظایف دعوت کرد. این دعوت به همکاری عمق فاجعه را خواهد رساند.
ب) تعیین ارزش مالکانه
از بدیهی ترین و اصلی ترین خواسته های فرهنگیان تعیین ارزش دارایی های خود به هنگام تسویه حساب می باشد. متأسفانه طی بیش از ۲۶ سال گذشته، فرهنگیان هنگام تسویه حساب هرگز در افزایش بهای اموال و املاک صندوق ذخیره شریک نبودند و تنها سود حاصل از دارایی شان به آنها تعلق می گرفت. این نحوه محاسبه باعث نارضایتی جمیع فرهنگیان بود. خوشبختانه با اصلاح اساسنامه قرار بر این شده است که اموال صندوق که شامل شرکت های تابعه است با ورود به بورس، به روز رسانی شده و فرهنگیان از اموال خود سهم ببرند. ورود به بورس تنها راه شفاف سازی عملکرد شرکت هاست.
اهل سیاست و اقتصاد به خوبی می دانند که در یک جامعه فسادزده، با تغییر یک اساسنامه نمی توان به سادگی جلوی سوءاستفاده ها را گرفت. قطعا اتوبوسی آمدن و اتوبوسی رفتن فساد زاست. وقتی جماعتی از اتوبوسی آمدن ها برای جلوگیری از اتوبوسی رفتن، دست به دامان تیم اتوبوسی جدید می شوند، فساد به طور تصاعدی افزایش می یابد.
بیش از پنج ماه است که کار تعیین ارزش مالکانه تمام شده است. اساسنامه به تصویب رسیده است. با این وجود تیم مدیریتی از تخصیص سهام به سهام داران صندوق ذخیره خوددای می کند. تعدادی از مطالبه گران که نماینده کمپین های فرهنگی می باشند، مدت هاست برای برگزاری یک جلسه، لَه لَه می زنند و بعضی از مدیران توپ را به زمین دیگری می اندازند.

مطابق با آخرین اخبار، تیم مدیریتی که در غیاب و یا تفویض اختیارهای مدیرعامل صندوق، تقریبا مبسوط الید است، سعی کرده است تا با امروز و فردا کردن اجرای اساسنامه، آن را به وزیر جدید تقدیم کند. خوشبختانه وزیر جدید با شفاف سازی در صندوق موافق است ولی بالفرض که مخالف بود و ورود به بورس و اعطا سهام به اعضا را قبول نداشت، مدیران صندوق این تعلل خود را چگونه توجیه می کردند؟ آیا در آن صورت شائبه ماندن خود به هر قیمتی و به قیمت پایمال شدن حقوق اعضا را چگونه توجیه می کنند؟
امیدوارم مدیران صندوق بالاخره به برگزاری یک جلسه با مطالبه گران و منتخبین استانی رضایت دهند و پاسخ سئوالات مشابه را بیان کنند.
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید