صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش

« مسئله آموزش‌ و پرورش فقط مقدار بودجه نیست. حتی اگر منابع مالی افزایش پیدا کند، پرسش دیگری باقی می‌ماند: این منابع قرار است چه نوع انسانی تربیت کنند؟ »

پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش : از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی

دکتر غلامحسین مسعودی ریحان/ نایب رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی - عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

آموزش‌ و پرورش یکی از مهم‌ترین نهادهای شکل‌دهنده آینده هر جامعه است. مدرسه فقط محل انتقال دانش و صدور مدرک نیست؛ جایی است که کودک امروز برای زندگی اجتماعی فردا آماده می‌شود و نخستین تجربه‌های خود از مسئولیت‌پذیری، گفت‌وگو، همکاری، قانون‌پذیری، حل مسئله و مشارکت اجتماعی را به دست می‌آورد. از این رو، دسترسی به آموزش باکیفیت را نمی‌توان صرفاً یک خدمت اداری یا هزینه‌ای جاری برای دولت دانست. آموزش، سرمایه‌گذاری بر انسان و آینده جامعه است.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز آموزش را در شمار حقوق عمومی قرار داده است. بند ۳ اصل سوم، دولت را موظف به فراهم کردن آموزش و پرورش رایگان برای همه در تمام سطوح می‌کند و اصل سی‌ام نیز دولت را موظف می‌داند وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد.

در نگاه نخست، تکلیف روشن است:

آموزش عمومی باید برای همه قابل دسترس و رایگان باشد. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که میان «حکم قانون» و «واقعیت مدرسه» فاصله ایجاد می‌شود.

مدرسه برای اداره روزمره خود به منابع مالی، نیروی انسانی، تجهیزات، نگهداری ساختمان، آب، برق، گاز، امکانات آموزشی و فن آوری نیاز دارد. اگر منابع عمومی کافی و به‌موقع به مدرسه نرسد، این پرسش اساسی مطرح می‌شود که هزینه واقعی اداره مدرسه چگونه باید تأمین شود؟

اینجاست که پارادوکس قانون و اجرا و پارادوکس دستور وزیر و مقامات آموزش‌ و پرورش مبنی بر اینکه مدیران حق دریافت شهریه ندارند، در حالی که سال‌هاست مبلغی تحت عنوان سرانه به حساب مدارس واریز نمی‌شود، خود را نشان می‌دهد:

قانونی که آموزش عمومی را حق همگانی می‌داند، در میدان عمل با مدرسه‌ای مواجه است که برای اداره امور روزمره خود با محدودیت منابع روبه‌روست.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

آموزش رایگان؛ فقط به معنای نگرفتن شهریه نیست

گاهی آموزش رایگان به این معنا تلقی می‌شود که مدرسه دولتی نباید از دانش‌آموز شهریه رسمی دریافت کند. اما این برداشت، تنها بخشی از مسئله را می‌بیند.

اگر خانواده‌ای برای نوشت‌افزار، کتاب، پوشاک، رفت‌وآمد، تجهیزات آموزشی، کلاس‌های تقویتی و دیگر نیازهای تحصیلی با هزینه‌های سنگین روبه‌رو باشد، صرف اعلام «رایگان بودن» مدرسه، به‌تنهایی تضمین‌کننده برخورداری برابر از آموزش نیست. در مناطق کم‌برخوردار، حتی هزینه‌هایی مانند رفت‌وآمد، لوازم آموزشی و دسترسی به تغذیه مناسب می‌تواند به مانعی برای استمرار تحصیل تبدیل شود.

از سوی دیگر، اگر مدرسه برای تأمین هزینه‌های ضروری خود با کمبود منابع مواجه باشد، فشار مالی ممکن است به شکل‌های مختلف به خانواده‌ها منتقل شود. در چنین شرایطی، مسئله فقط دریافت یا عدم دریافت شهریه نیست؛ مسئله اصلی این است که آیا دولت منابع لازم را برای تحقق واقعی حق آموزش فراهم کرده است یا خیر؟

بنابراین باید میان «آموزش بدون شهریه رسمی» و «آموزش واقعاً رایگان و قابل دسترس برای همه» تفاوت قائل شد.


آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد.  مسئله بودجه ؛ کل بودجه آموزش‌ و پرورش با پولی که به مدرسه می‌رسد یکی نیست

در بررسی وضعیت مالی آموزش‌ و پرورش، یکی از خطاهای رایج این است که کل بودجه وزارت آموزش‌ و پرورش را معادل منابعی بدانیم که مستقیماً در اختیار مدارس قرار می‌گیرد. در حالی که کل بودجه آموزش‌ و پرورش با اعتبار سرانه دانش‌آموزی یا منابع در دسترس مدرسه یکسان نیست.

بخش قابل توجهی از منابع آموزش‌ و پرورش صرف حقوق و مزایا، بازنشستگان، هزینه‌های ستادی، فضا و تجهیزات، برنامه‌های مختلف و سایر تعهدات می‌شود. بنابراین برای ارزیابی وضعیت واقعی مدارس باید پرسید چه میزان از منابع، با چه سازوکاری و در چه زمانی به مدرسه می‌رسد.

از این منظر، تفاوت میان سه مفهوم نیز اهمیت دارد:

اعتبار مصوب ≠ اعتبار تخصیص‌یافته ≠ اعتبار پرداخت‌شده

ممکن است رقمی در قانون بودجه تصویب شود، اما تمام آن تخصیص پیدا نکند یا اعتبار تخصیص‌ یافته نیز به‌طور کامل و به‌موقع پرداخت نشود. بنابراین برای قضاوت درباره وضعیت مالی آموزش‌ و پرورش، صرف نگاه کردن به رقم بودجه مصوب کافی نیست؛ باید مسیر منابع تا سطح مدرسه نیز بررسی شود.

مدیر مدرسه با «بودجه روی کاغذ» مدرسه را اداره نمی‌کند؛ با منابعی اداره می‌کند که واقعاً در اختیار او قرار می‌گیرد.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

آموزش‌ و پرورش؛ هزینه جاری یا سرمایه ملی؟

یکی از ریشه‌های مشکلات آموزش‌ و پرورش را باید در نوع نگاه به بودجه این بخش جست‌وجو کرد. اگر آموزش‌ و پرورش صرفاً یک دستگاه پرهزینه دولتی دیده شود، افزایش بودجه آن در رقابت با سایر هزینه‌های دولت ممکن است صرفاً یک بار مالی تلقی شود.

اما اگر آموزش را سرمایه‌گذاری بر سرمایه انسانی کشور بدانیم، نگاه متفاوت خواهد شد. پارادوکس قانون و اجرا زمانی پایان می‌یابد که «حق آموزش» از یک حکم قانونی به یک فرصت واقعی و برابر برای زندگی تبدیل شود.

هیچ کشوری صرفاً با نفت، معدن، کارخانه و سرمایه مالی به توسعه پایدار دست پیدا نمی‌کند. بخش مهمی از ظرفیت توسعه هر کشور به کیفیت انسان‌هایی بستگی دارد که در نظام آموزشی آن کشور تربیت می‌شوند.

البته افزایش بودجه به‌ تنهایی تضمین‌کننده کیفیت آموزش نیست. نحوه تخصیص منابع، کارآمدی هزینه‌ها، کیفیت مدیریت، برنامه درسی، تربیت معلم و شیوه ارزیابی نیز اهمیت دارند. با این حال، مقایسه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد آموزش در بسیاری از کشورها سهم قابل توجهی از منابع عمومی را به خود اختصاص می‌دهد.

بر اساس داده‌های OECD، کشورهای عضو این سازمان در سال ۲۰۲۱ به‌طور متوسط حدود ۴٫۹ درصد تولید ناخالص داخلی خود را برای نهادهای آموزشی از دوره ابتدایی تا آموزش عالی هزینه کرده‌اند. آموزش همچنین به‌طور متوسط حدود ۱۰ درصد از مخارج دولت را تشکیل داده است. در برخی کشورها سهم آموزش از تولید ناخالص داخلی از ۶ درصد نیز فراتر رفته است.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

در ایران، آخرین داده بانک جهانی که بر آمار مؤسسه آمار یونسکو استوار است، مخارج عمومی آموزش را در سال ۲۰۲۳ معادل حدود ۲٫۸ درصد تولید ناخالص داخلی نشان می‌دهد. همچنین سهم آموزش از کل مخارج دولت در آخرین داده موجود، یعنی سال ۲۰۲۲، حدود ۱۸٫۸ درصد گزارش شده است.

البته این ارقام را نمی‌توان بدون توجه به تفاوت سال و روش محاسبه، به‌صورت ساده در برابر یکدیگر قرار داد. اهمیت این داده‌ها بیشتر در طرح یک پرسش اساسی است:

آیا منابع موجود برای تأمین آموزش عمومی باکیفیت و برابر کافی است و این منابع چگونه به فرصت واقعی یادگیری تبدیل می‌شوند؟

بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «چقدر برای آموزش‌ و پرورش هزینه می‌کنیم؟» بلکه باید پرسید:

چه میزان از منابع عمومی به آموزش اختصاص می‌یابد، این منابع چگونه توزیع می‌شوند و در نهایت چه مقدار از آن به فرصت واقعی یادگیری دانش‌آموز تبدیل می‌شود؟

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

وقتی کمبود منابع به نابرابری آموزشی تبدیل می‌شود

کمبود منابع زمانی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود که تفاوت اقتصادی خانواده‌ها وارد مدرسه شود. خانواده‌ای که توان مالی بیشتری دارد، می‌تواند برای فرزند خود کلاس تقویتی، آموزش زبان، ابزارهای دیجیتال، کتاب‌های کمک‌آموزشی و محیط مناسب مطالعه فراهم کند. خانواده کم‌درآمد ممکن است حتی برای تأمین برخی نیازهای اولیه تحصیل نیز با مشکل مواجه باشد.

در چنین شرایطی، مدرسه دیگر تنها محل انتقال دانش نیست؛ تفاوت اقتصادی خانواده‌ها به تفاوت در فرصت‌های یادگیری تبدیل می‌شود.

این تفاوت را می‌توان در میان انواع مدارس، مناطق شهری و روستایی، مناطق مرکزی و حاشیه‌ای شهرها و مناطق برخوردار و کم‌برخوردار مشاهده کرد. این مناطق الزاماً از نظر امکانات، نیروی انسانی و فرصت‌های آموزشی در یک سطح قرار ندارند.

در نتیجه، «دسترسی به مدرسه» الزاماً به معنای «دسترسی برابر به آموزش باکیفیت» نیست.

مدرسه عادلانه مدرسه‌ای نیست که در آن ثروتمند و فقیر فقط به یک ساختمان وارد شوند؛ مدرسه عادلانه مدرسه‌ای است که در آن ثروت خانواده نتواند استعداد کودک را شکست دهد.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

فقر؛ وقتی ناتوانی اقتصادی، حق تحصیل را تهدید می‌کند

فقر یکی از عواملی است که می‌تواند مسیر تحصیل کودک و نوجوان را دشوار کند. هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم تحصیل، فاصله جغرافیایی، هزینه رفت‌وآمد، نیاز به کار کردن برای کمک به خانواده و مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی و خانوادگی می‌توانند در بازماندگی از تحصیل یا ترک تحصیل نقش داشته باشند.

البته نمی‌توان همه موارد بازماندگی از تحصیل را فقط به فقر اقتصادی نسبت داد. عوامل جغرافیایی، فرهنگی، خانوادگی، مهاجرت، دسترسی به مدرسه، کیفیت آموزشی و اشتغال کودکان و نوجوانان نیز در این مسئله مؤثرند.

با این حال، در خانواده‌ای که درآمد کافی ندارد، تحصیل کودک ممکن است در برابر نیاز فوری خانواده به درآمد قرار گیرد. کودک یا نوجوانی که به جای مدرسه وارد بازار کار می‌شود، تنها بخشی از سال‌های تحصیل خود را از دست نمی‌دهد؛ فرصت یادگیری، مهارت‌آموزی و شکل‌گیری مسیر شغلی آینده او نیز محدود می‌شود.

اینجا یک دور باطل شکل می‌گیرد:

فقر → کاهش امکان تحصیل باکیفیت → افت یا ترک تحصیل → ورود زودهنگام به کار → محدود شدن مهارت و فرصت شغلی → درآمد پایین‌تر در آینده → تداوم فقر

از این منظر، آموزش عمومی یکی از مهم‌ترین ابزارهای شکستن چرخه فقر است.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

نابرابری آموزشی چگونه به نابرابری اجتماعی تبدیل می‌شود؟

تفاوت در کیفیت آموزش معمولاً در همان مدرسه متوقف نمی‌شود. دانش‌آموزی که از امکانات آموزشی بیشتری برخوردار است، ممکن است در آزمون‌ها و رقابت‌های تحصیلی عملکرد بهتری داشته باشد و فرصت بیشتری برای ورود به رشته‌ها و دانشگاه‌های پرتقاضا پیدا کند.

در مرحله بعد، تفاوت در دسترسی به آموزش عالی می‌تواند به تفاوت در فرصت‌های شغلی و درآمدی تبدیل شود.

به این ترتیب، زنجیره‌ای شکل می‌گیرد:

تفاوت اقتصادی خانواده‌ها → تفاوت در فرصت آموزشی → تفاوت در کیفیت یادگیری → تفاوت در موفقیت تحصیلی → تفاوت در فرصت ورود به رشته‌ها و دانشگاه‌ها → تفاوت در فرصت شغلی و درآمد آینده

اگر این زنجیره اصلاح نشود، آموزش به جای آنکه ابزار تحرک اجتماعی باشد، می‌تواند بخشی از نابرابری موجود را بازتولید کند.

در حالی که فلسفه آموزش عمومی باید تا حد امکان برعکس این مسیر باشد: کودکی که در خانواده‌ای کم‌درآمد یا در منطقه‌ای محروم متولد شده است، باید بتواند از طریق استعداد، تلاش، خلاقیت و پشتکار، مسیر زندگی خود را تغییر دهد.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

معلم؛ حلقه اصلی زنجیره کیفیت

در تمام بحث‌های مربوط به بودجه، امکانات و برنامه‌های آموزشی، یک عنصر نباید فراموش شود: معلم.

مدرسه بدون معلم توانمند و باانگیزه، حتی با ساختمان و تجهیزات مناسب نیز نمی‌تواند به هدف خود برسد.

سطح درآمد، منزلت اجتماعی، امنیت شغلی، فرصت رشد حرفه‌ای، کیفیت تربیت معلم و شرایط کاری، همگی در جذابیت حرفه معلمی و توان نظام آموزشی برای جذب و نگهداشت نیروی انسانی توانمند مؤثرند.

البته رابطه میان حقوق معلم و کیفیت آموزش، رابطه‌ای ساده و خطی نیست. کیفیت تدریس به عوامل متعددی از جمله آموزش حرفه‌ای، مدیریت مدرسه، برنامه درسی، محیط کار و انگیزه حرفه‌ای نیز وابسته است.

اما نمی‌توان از این واقعیت چشم پوشید که نظام آموزشی‌ای که حرفه معلمی در آن از نظر اقتصادی و اجتماعی جایگاه متناسبی نداشته باشد، برای جذب و حفظ نیروهای توانمند با چالش بیشتری روبه‌رو خواهد بود.

از همین رو، اصلاح آموزش‌ و پرورش بدون توجه جدی به جایگاه معلم، اصلاحی ناقص خواهد بود.

کشورها فقط با نفت، معدن، کارخانه و سرمایه مالی ثروتمند نمی‌شوند؛ مهم‌ ترین سرمایه هر کشور، انسان‌هایی هستند که مدرسه تربیت می‌کند و مدرسه را بیش از هر چیز، معلم می‌سازد.


بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم  از آموزش بانکی به آموزش برای زندگی

مسئله آموزش‌ و پرورش فقط مقدار بودجه نیست. حتی اگر منابع مالی افزایش پیدا کند، پرسش دیگری باقی می‌ماند: این منابع قرار است چه نوع انسانی تربیت کنند؟

اگر مدرسه عمدتاً بر حفظ کردن مطالب، بازتولید پاسخ‌های از پیش تعیین‌شده و موفقیت در آزمون‌ها متمرکز باشد، بخش مهمی از کارکرد تربیتی خود را از دست می‌دهد. آموزش باید دانش‌آموز را برای زندگی آماده کند، نه فقط برای امتحان.

کودک باید یاد بگیرد چگونه فکر کند، مسئله را تشخیص دهد، پرسش بپرسد، گفت‌وگو کند، نظر مخالف را بشنود، تصمیم بگیرد، با دیگران همکاری کند، تعارض را مدیریت کند، مسئولیت تصمیم‌های خود را بپذیرد و توانایی تفکر انتقادی را توسعه دهد.

در این نگاه، مدرسه آزمایشگاه زندگی اجتماعی است.

دانش‌آموز در مدرسه فقط ریاضی، علوم، ادبیات یا تاریخ یاد نمی‌گیرد؛ باید به تدریج بیاموزد چگونه عضوی مسئول از جامعه باشد.


مدرسه؛ از تربیت دانش‌آموز تا تربیت شهروند

جامعه فردا را نمی‌توان بدون توجه به مدرسه امروز شناخت.

اگر در مدرسه، پرسش گری، گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری، همکاری و احترام به حقوق دیگران تمرین نشود، انتظار اینکه همه این مهارت‌ها ناگهان در بزرگسالی شکل بگیرد، چندان واقع‌بینانه نیست.

مدرسه می‌تواند نخستین فضای تجربه مسئولیت اجتماعی باشد. دانش‌آموز باید فرصت داشته باشد در فعالیت‌های گروهی مشارکت کند، نظر خود را بیان کند، با پیامد تصمیم‌هایش روبه‌رو شود و یاد بگیرد که :

آزادی بدون مسئولیت معنا ندارد.

در چنین رویکردی، هدف آموزش صرفاً افزایش محفوظات نیست؛ هدف، پرورش انسانی است که بتواند در زندگی فردی و اجتماعی خود آگاهانه تصمیم بگیرد.

این همان نقطه‌ای است که بحث «آموزش رایگان» با بحث «کیفیت آموزش» پیوند می‌خورد. حق آموزش فقط حق نشستن پشت نیمکت نیست؛ حق برخورداری از آموزشی است که بتواند ظرفیت‌های انسانی کودک را شکوفا کند.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

رقابت باید میان استعدادها باشد، نه میان توان مالی خانواده‌ها

یکی از مهم‌ترین معیارهای عدالت آموزشی این است که نتیجه تحصیل تا حد امکان به استعداد، تلاش، خلاقیت و پشتکار دانش‌آموز وابسته باشد، نه به میزان درآمد خانواده.

البته هیچ نظام آموزشی نمی‌تواند تمام تفاوت‌های خانوادگی و اجتماعی را حذف کند. اما سیاست عمومی می‌تواند کاری کند که این تفاوت‌ها سرنوشت آموزشی کودکان را از پیش تعیین نکند.

اگر دانش‌آموز برخوردار بتواند از امکانات آموزشی متعدد بهره ببرد و دانش‌آموز محروم حتی از حداقل فرصت‌های یادگیری باکیفیت برخوردار نباشد، رقابت آموزشی دیگر صرفاً رقابت میان استعدادها نیست؛ بخشی از آن به رقابت میان منابع اقتصادی خانواده‌ها تبدیل می‌شود.

مدرسه باید یکی از مهم‌ترین نهادهای تحرک اجتماعی باشد؛ جایی که استعداد یک کودک روستایی، حاشیه‌نشین یا کم‌درآمد بتواند دیده شود و فرصت رشد پیدا کند.

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

مسئله اصلی؛ فاصله میان حق قانونی و فرصت واقعی

اصل ۳۰ قانون اساسی، آموزش رایگان را تا پایان دوره متوسطه به عنوان یک تکلیف عمومی برای دولت به رسمیت شناخته است. اما تحقق این حق را نمی‌توان تنها با شمارش تعداد دانش‌آموزانی که در مدرسه ثبت‌نام کرده‌اند سنجید.

باید پرسید:

آیا دانش‌آموز در مدرسه‌ای با کیفیت قابل قبول تحصیل می‌کند؟

- آیا خانواده او برای تأمین نیازهای ضروری تحصیل تحت فشار قرار نمی‌گیرد؟

- آیا کودک فقیر، روستایی یا ساکن مناطق کم‌برخوردار فرصت واقعی برای رقابت با کودک برخوردار دارد؟

- آیا منابع مالی به اندازه کافی و به‌موقع به مدرسه می‌رسد؟

آیا معلم از منزلت، معیشت و شرایط حرفه‌ای متناسب برخوردار است؟

و مهم‌تر از همه، آیا مدرسه توانایی آن را دارد که استعداد دانش‌آموز را کشف و شکوفا کند؟

پاسخ به این پرسش‌هاست که فاصله میان «حق آموزش» و «تحقق حق آموزش» را روشن می‌کند.

آموزش رایگان زمانی معنا پیدا می‌کند که خانواده فقیر، همانند خانواده برخوردار، بتواند اطمینان داشته باشد که فرزندش به دلیل وضعیت اقتصادی خانواده از فرصت یادگیری و پیشرفت محروم نخواهد شد.

اگر کمبود منابع مدرسه را به دریافت کمک از خانواده‌ها وابسته کند، اگر فقر کودک را از مدرسه دور کند، اگر تفاوت محل زندگی کیفیت آموزش را تعیین کند و اگر وضعیت معلم امکان جذب و نگهداشت نیروهای توانمند را دشوار کند، آن‌گاه مسئله فقط کمبود بودجه یا ضعف مدیریت یک مدرسه نیست؛ مسئله، فاصله میان یک حق قانونی و یک فرصت واقعی است.

از این منظر، بحث آموزش رایگان را نمی‌توان از عدالت آموزشی جدا کرد. آموزش زمانی می‌تواند به ابزار توسعه و تحرک اجتماعی تبدیل شود که ثروت خانواده، محل تولد و وضعیت اقتصادی، تا حد امکان نتواند مسیر استعداد کودک را از پیش تعیین کند.

معیار موفقیت نظام آموزش‌ و پرورش فقط تعداد مدارک صادرشده یا تعداد دانش‌آموزان ثبت‌نام‌شده نیست؛ معیار مهم‌تر آن است که یک کودک، صرف‌نظر از اینکه در کدام خانواده، شهر، روستا یا محله متولد شده است، تا چه اندازه فرصت دارد توانایی‌های خود را بشناسد، بیاموزد، رشد کند و آینده‌ای متفاوت برای خود بسازد.

پارادوکس قانون و اجرا زمانی پایان می‌یابد که «حق آموزش» از یک حکم قانونی به یک فرصت واقعی و برابر برای زندگی تبدیل شود.


ارسال مطلب برای صدای معلم

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

درخواست همیاری ( کمک مالی )

بررسی پارادوکس قانون و اجرا در آموزش‌ و پرورش از حق آموزش رایگان تا واقعیت نابرابری آموزشی در صدای معلم

پنج شنبه, 02 مهر 1405 10:03 خوانده شده: 15 دفعه چاپ

نظر شما

صدای معلم، صدای شما

با ارائه نظرات، فرهنگ گفت‌وگو و تفکر نقادی را نهادینه کنیم.

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

نظرسنجی

به عنوان عضو " صندوق ذخیره فرهنگیان " چند درصد از حقوق و مزایای خود را داوطلبانه به این موسسه واریز می کنید ؟

5 درصد ( حداکثر ) - 16.8%
4 درصد - 0%
3 درصد - 4.6%
2 درصد - 2.3%
1 درصد - 6.1%
اصلا خبری ندارم و خودشان از فیش حقوقی من کسر می کنند - 70.2%

مجموع آرا: 131

دیدگــاه

صدای معلم پایگاه خبری تحلیلی معلمان ایران

تلگرام صدای معلم

Sport

تبلیغات در صدای معلم

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به صدای معلم - اخبار فرهنگیان، معلمان و آموزش پرورش بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.
طراحی و تولید: رامندسرور